عمو افشین بایگانی - کانون گردشگران جوان ایران https://kanoonirangardan.ir/tag/عمو-افشین/ سفر مسولانه و ارزان قیمت Sun, 28 Jun 2020 18:53:09 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=6.5.8 گزارش سفر به فیلیپین- در محاصره  چینی ها https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%81%db%8c%d9%84%db%8c%d9%be%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%ad%d8%a7%d8%b5%d8%b1%d9%87-%da%86%db%8c%d9%86%db%8c-%d9%87%d8%a7/ https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%81%db%8c%d9%84%db%8c%d9%be%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%ad%d8%a7%d8%b5%d8%b1%d9%87-%da%86%db%8c%d9%86%db%8c-%d9%87%d8%a7/#respond Wed, 10 Jul 2019 07:49:34 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=9577 تحقیقات اولیه نشان داد که هزینه ها در فیلیپین خیلی بالا نیست. ما برنامه خود را بر مبنا چهار شب اقامت در جزیره بوراکای و دو شب اقامت در مانیل برنامه ریزی کردیم.

نوشته گزارش سفر به فیلیپین- در محاصره  چینی ها اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
 

گزارش سفر به فیلیپین- در محاصره  چینی ها

فیلیپین همیشه به خاطر فاصله جغرافیایی، از لیست سفرهای ما کنار گذاشته می شد تا اینکه در تعطیلات نوروز 1398 تصمیم گرفتیم سفری به این کشور داشته باشیم . شاید مهمترین انگیزه بچه های کوچک ما بودند که به دنبال کشوری برای تفریحات دریایی و آبی می گشتند  با کمی جستجو در اینترنت متوجه شدم که جزیره کوچکی در فیلیپین برای توریست ها اخیرا از طرف دولت پاکسازی و بهینه سازی شده است. از دوستان فیلیپینی  که در محل کار  داشتم درباره سفر به فیلیپین کمی تحقیق کردم از طرف دیگر متوجه شدم که برای گرفتن ویزا مشکل خاصی وجود ندارد و در کمتر از دو هفته ویزا صادر خواهد شد.  تحقیقات اولیه نشان داد که هزینه ها در فیلیپین خیلی بالا نیست. ما برنامه خود را بر مبنا چهار شب اقامت در جزیره بوراکای و دو شب اقامت در مانیل برنامه ریزی کردیم.

برای اینکه کمی با  تاریخ و جغرافیایی فیلیپین آشنا شوید  مطلبی را عینا از ویکی پدیا فارسی در زیر نقل می کنم.

“فیلیپین با نام رسمی جمهوری فیلیپین (به فیلیپینی: Republika ng Pinipinas) کشوری آسیایی است که در جنوب شرقی آسیا و در غرب اقیانوس آرام و بین دریای جنوبی چین قرار گرفته و متشکل از ۷۱۰۷ جزیره می‌باشد که به صورت کلی به سه بخش جغرافیایی تقسیم شده که از شمال به جنوب عبارت می‌باشد از لوزون، ویسایا و میندانائو. کشور فیلیپین حدود 110 میلیون جمعیت دارد.

فیلیپین از سدهِ ۱۶ تا ۲۰ مستعمره اسپانیا و در نیمه اول سده بیستم مستعمره آمریکا بود. این کشور در سال ۱۳۲۵ش ـ ۱۹۴۶م از آمریکا استقلال یافته و روز ملی آن دوازدهم ژوئن است.

فیلیپین از سال ۱۵۶۵ تا ۱۸۹۸ مستعمره کشور اسپانیا بود و نام این کشور نیز از نام پادشاه اسپانیا فیلیپ دوم گرفته شده‌است. نام اصلی فیلیپین ابتدا las islas filipinas بوده به معنی «جزایر فیلیپ».

فیلیپین در سال‌های پیش از میلاد یکی از مراکز بازرگانی در منطقه جنوب شرقی آسیا بود. نخستین اروپاییانی که به این جزایر آمدند، همراهان فردیناند ماژلان کاشف معروف بودند که در سال ۹۰۰ش ـ ۱۵۲۱م به همراه او این جزیره را کشف کرده و پای به این سرزمین نهادند.

فیلیپین در جنگ بین آمریکا و اسپانیا مستعمره آمریکا شد و سپس در جنگ جهانی دوم به تصرف ژاپن درآمد و در سال ۱۹۴۶ در حالی که مانیل ویرانه‌ای بیش نبود، حکومت جمهوری در این کشور بوجود آمد. حضور پرقدرت آمریکا تأثیری عمیق بر جامعه فیلیپین نهاده‌است به‌طوری‌که این جامعه هم‌اکنون تلفیقی از فرهنگ آسیایی و کاتولیک اسپانیایی و سرمایه‌داری آمریکایی است.

فیلیپین دارای حکومت دموکراتیک در شکل یک جمهوری مطابق قانون اساسی با نظام ریاست جمهوری است که به شکل یکپارچه اداره می‌شود به استثنای ناحیهٔ خودگردان مسلمان میندانائو که به صورت بسیار گسترده‌ای از حکومت جدا می‌باشد. فیلیپین چندین بار از زمان ریاست جمهوری راموس در تلاش بوده تا حکومت را به صورت فدرال، پارلمانی یا تک مجلسی تغییر دهد.

ریاست جمهوری در فیلیپین هم رئیس دولت و هم فرماندهٔ کل نیروهای مسلح می‌باشد.

طبق قانون اساسی تازه تصویب شده فیلیپین نظام سیاسی این کشور جمهوری ریاستی است. رئیس‌جمهور و مجلس سنای ۲۴ نفره بر اساس رای مردم برای یک دوره شش ساله انتخاب می‌شوند. رئیس‌جمهور ریاست قوه مجریه را بر عهده دارد.

مجلس نمایندگان شامل دویست نماینده انتخابی با رای مردم و پنج نماینده انتصابی است که این پنج نماینده را رئیس‌جمهور از بین گروه‌های اقلیت انتخاب می‌نماید. همچنین تعیین اعضای کابینه نیز بر عهده رئیس‌جمهور و بدون تصویب مجلس است.

قانون اساسی فیلیپین دوره ریاست جمهوری در این کشور را به یک دوره شش ساله محدود کرده‌است تا مانع تبدیل شدن یک فرد به دیکتاتوری مشابه ‘فردیناند مارکوس‘ شود.

در فیلیپین رئیس‌جمهور و معاون وی به‌طور جداگانه در انتخابات به وسیله مردم برگزیده می‌شوند.

جغرافیا

این کشور از ناحیهٔ شمال غربی با تایوان و چین، از ناحیه شمال شرقی با ژاپن، از جنوب با اندونزی از جنوب غربی با مالزی، تایلند و سنگاپور همسایه است و شرق آن را دریای فیلیپین و غرب آن را دریای چین جنوبی فرا گرفته‌است.

مجموعه جزیره‌های فیلیپین از شمار بسیار زیادی جزیره کوچک و بزرگ تشکیل شده‌است که بر روی هم ۳۰۰ هزار کیلومتر مربع وسعت دارند یعنی کمتر از یک پنجم خاک ایران. بیش از نیمی از خاک آن را جنگل فرا گرفته‌است. این جزایر که تعداد آن‌ها به ۷۱۰۷ جزیره می‌رسد عموماً در سه گروه بزرگ طبقه‌بندی می‌شوند. این سه مجمع‌الجزیره عبارتند از: لوزون، میندانائو، و ویسایا.

دو جزیره لوزون و میندانائو مجموعاً ۶۶٪ کل مساحت فیلیپین را شامل می‌شوند. از ۷۱۰۷ جزیره فیلیپین فقط ۱۰۰ جزیره مسکونی است و در این بین فقط یازده جزیره به صورت عمده جمعیت ساکن دارند و فقط ۲۷۷۰ جزیره دارای نامی خاص هستند.

کشور فیلیپین بطور کلی در محاصره آب‌های اقیانوس آرام و دریای چین جنوبی قرار دارد، وسیع‌ترین دریاچه‌های آن عبارتند از،: لاگونا در غرب جزیره لوزون و تاآل در مرکز آن دو دریاچه لانائو و دریاچه سوریاگو نیز در جزیره میندانائو است.

بزرگترین رودهای این کشور شامل کاگایان و پاکساهان در جزیره‌های لوزون و رودهای پالانگی و آگوسان در جزیره میندانائو جریان دارد. مرتفع‌ترین قله آن کوه آپو به ارتفاع ۲۹۴۵ متر است.

آب و هوای فیلیپین گرمسیری دریایی با رطوبت زیاد است و در طول سال همواره با طوفان و باران‌های موسمی روبرو هستند و به خاطره همین باران‌های سیل آسا تقریباً ۷۰٪ این جزایر را جنگل‌های سرسبز استوایی فرا گرفته‌است. دمای هوا بین ۲۰ تا ۴۰ درجه متغیر است و رطوبت نیز از ۳۶٪ تا ۹۰٪ هم می‌رسد. وقوع زمینلرزه در این جزایر پدیده‌ای معمولی به‌شمار می‌آید.

مهمترین قلل آتشفشان فیلیپین قله مایون و پیناتابو در جزیره لوزون و قله آپو در جزیره میندانائو و قله کان لائون در جزیره نگروس است که گاهی فعال شدن این قلل باعث خسارات مالی و جانی زیادی برای ساکنان اطراف آن‌ها گردیده‌است. همچنین فعال شدن آتشفشان پیناتابو در جنوب جزیره لوزون در سال ۱۹۹۰ علاوه بر خساراتی که برای مردم داشت، پایگاه‌های نظامی آمریکا در فیلیپین را نیز تخریب نمود و در نهایت منجر به جمع‌آوری این پایگاه‌ها شد.

چین و فیلیپین بر سر مالکیت جزایر رنای که پکن از آن به عنوان جزایر نن شا یاد می‌کند و تپه‌های دریایی جانسون اختلاف دارند. آب‌های دریای چین جنوبی که از منابع سرشار نفت و گاز و شیلات برخوردار است محل چالش بین چین و فیلیپین است.

چین مدعی مالکیت مطلق بر آب‌های دریای چین جنوبی است و همواره از مدعیان دیگر از جمله فیلیپین، ویتنام و ژاپن خواسته تا از طریق گفتگوی دو جانبه به این تنش‌ها پایان دهند. فیلیپین این اختلاف را به دادگاه بین‌المللی سازمان ملل متحد برده‌است.

مانیل پایتخت کشور فیلیپین در طی سال‌های گذشته پیشرفت زیادی داشته‌است. این شهر حدود ۱۰ میلیون نفر جمعیت دارد و هنوز یکی از ارزانترین شهرهای دنیاست. از لحاظ موقعیت جغرافیایی این شهر در دهانه رود بزرگ پاسیگ قرار دارد که در شرق آن خلیج مانیل و در غرب آن ناحیه لوزون قرار گرفته‌است. این شهر در ۹۵۰ کیلومتری جنوب شرقی هنگ کنگ و در ۲۴۰۰ کیلومتری شمال شرقی سنگاپور است. رودخانه پاسیگ از میان مانیل عبور می‌کند و تقریباً تمام شهر به آن دسترسی دارند.

حاکمیت اسپانیا بر فیلیپین باعث شد که ۹۰٪ مردم این کشور مسیحی و کاتولیک شوند و با مهاجرت گروه‌های مختلف مردم اسپانیائی زبان از اروپا و آمریکای جنوبی فرهنگ این کشور شباهت زیادی با کشورهای لاتین پیدا کرد و زبان‌های محلی آنان نیز تحت تأثیر کلمات اسپانیایی قرار گرفت.

۹۰٪ مردم فیلیپین مسیحی می‌باشند که ۸۱٪ کاتولیک و ۹٪ پروتستان هستند و بقیه که شامل ۱۰٪ از کل جمعیت می‌باشند، بیشتر مسلمان هستند که اکثراً در جزیره میندانائو در جنوب ساکن هستند.

اکثریت نژاد آن را گروه «ماله» و باقی آن را «چینی»، «آمریکایی» و «اسپانیایی»ها تشکیل می‌دهند.

۲۹٪ درصد از نژاد مردم فیلیپین را فیلیپینی و ۲۳٪ را سبوئانو و ۱۰٪ را ایلکانو تشکیل می‌دهند و بقیه از سایر اقوام هستند. مردم در فیلیپین به زبان تاگالوگ صحبت می‌کنند و این در حالی است که زبان انگلیسی بسیار رایج است. طبق آمار سال ۲۰۱۳ میزان با سوادی در میان مردم این کشور ۹۰/۷٪ بوده‌است.

اقتصاد فیلیپین ۳۴امین اقتصاد بزرگ دنیا با تولید ناخالص داخلی ۳۴۸٫۵۹۳ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۷ می‌باشد. بیشتر صادرات فیلیپین شامل نیمه رساناها و لوازم الکترونیکی، ابزار حمل و نقل، پوشاک، تولیداتِ مس، تولیدات بنزین، روغن نارگیل و میوه‌جات است. بزرگترین شریک‌های تجاری این کشور ایالات متحده، ژاپن، چین، سنگاپور، کره جنوبی، هلند، هنگ کنگ، آلمان، تایوان و تایلند است.

واحد پولی این کشور پزوی فیلیپین(₱ یا PHP) می‌باشد.

فیلیپین یک کشور تازه صنعتی شده به حساب می‌آید که در حالت گذر از صنعت کشاورزی به صنعت خدمات و تولیدات کارخانه ای است. با وجود ۴۰٫۸۱۳ میلیون نیروی کار، ۳۰٪ این نیرو در صنعت کشاورزی مشغول به کار می‌باشند.نرخ بیکاری مصادف با ۱۴ دسامبر ۲۰۱۴ برابر با ۶٪ اعلام شد. با پایین بودن هزینه نیازهای اولیه، نرخ تورم در ماه دسامبر به ۳٫۷٪ نزول کرد.

مقدار ذخایر معدنی فیلیپین با وجود وسعت کم این کشور بسیار قابل ملاحظه‌است. به‌طوری‌که با توجه به تولیدات قبلی و ذخایر اثبات شده در طلا رتبه دوم در جهان و در مس رتبه سوم را به خود اختصاص داده‌است. معادن مس در بخش‌های گسترده‌ای از این کشور پراکنده هستند و بیشتر آن‌ها دارای مقادیری از طلا و نقره نیز می‌باشند. نیکل و کروم از سایر فلزات با ارزش در معادن این کشور هستند، ضمن اینکه فیلیپین به لحاظ معادن غیر فلزی همچون مرمر و سنگ آهک در وضعیت خوبی قرار دارد.

 

گزارش سفر:

روز نخست، شنبه 30 مارچ 2019 ، دهم فروردین 1398:

ساعت  حدود هفت صبح که به فرودگاه بین المللی مانیل وارد شدیم اولین چیزی که نظرم را جلب کرد صف  طولانی برای چک کردن ویزا و پاسپورت بود که تقریبا ۴۰ دقیقه از وقت ما را گرفت چون بلافاصله بایست به ترمینال پروازهای داخلی میرفتیم ابتدا چمدان های خود را تحویل گرفتیم و سپس از ترمینال  بین المللی شماره ۳ به ترمینال  پروازهای داخلی شماره ۳ حرکت کردیم. به خاطر داشته باشید که  فرودگاه مانیل دارای ۴ ترمینال است و در صورتی که قرار باشد از ترمینالی به ترمینال دیگر بروید خود مستلزم صرف زمانی ست که کوتاه نخواهد بود.  لذا موقع تهیه بلیط به این نکته توجه کنید و سعی کنید پرواز داخلی را از ترمینالی  بگیرید که پرواز ورودی شما در همان ترمینال است.

توقف سه ساعت در فرودگاه به سرعت طی  شد و ما با پرواز داخلی خطوط هوایی Cebu پاسیفیک  به سمت فرودگاه Caticlan  که نزدیکترین فرودگاه به جزیره Boracay  است پرواز کردیم (پرواز رفت و برگشت تقریبا نفری 200 دلار)  و پس از ۴۵ دقیقه و حدود ساعت 11 صبح، هواپیمای ما به زمین  نشست. هواپیما در نزدیک ترمینال خروجی توقف کرد. بلافاصله بعد از اینکه از پلکان هواپیما پایین آمدیم وارد اتاقک کوچکی شدیم که چمدانهای ما را با دست از هواپیما به آنجا منتقل کردند. بعد از تحویل بار وارد ساختمان کوچک دیگری شدیم که حکم سالن خروجی را داشت.

تعدادی غرفه که تبلیغات مسافرتی و خدماتی می کردند سعی داشتند تا با تصاویر و بروشورهای خود مسافرهای بیشتری را تور بزنند. با خروج از محوطه افراد پلاکارد به دست پیشنهاد حمل و نقل به جزیره Borakay و یا حتی رساندن شما به هتل مورد نظرتان را ارائه می دادند. در گوشه ای خارج از این محوطه دکه کوچکی وجود دارد که شما با خریدن بلیط ، سه چرخه ای موتوری شما را در ازای 100 پزو به بندرگاه می رساند. داستان حمل و نقل در فیلیپین خود داستان عجیبی است. به سبب جمعیت زیاد، ترافیک بالا و همچنین قیمت نسبتا بالای بنزین، انواع عجیب و غریبی از وسایل نقلیه با ظرفیت های باور نکردنی خلق شده است!!

یکی از این وسیله ها، سه چرخه موتوری است. کابین کوچکی که ظرفیت سه یا چهار مسافر را دارد در سمت راست موتورسیکلت نصب می شود. گاهی برای حمل بار اضافه روی این کابین یک باربند هم می بندند خلاصه کاری می کنند که با ظرفیت یک مینی وانت می شود با آن بار یا مسافر جابه جا کرد.

یکی از همین موتورسیکلت ها ما را به بندگاه رساند. ابتدا باید مجوز ورود به جزیره را دریافت کرد تا به مسافر اجازه ورود داده شود. جزیره Borakay به سبب نزدیکی به سرزمین اصلی و سهولت رفت و آمد به آن همیشه مورد توجه گردشگران خارجی و داخلی بوده است. به همین سبب همواره از تراکم بیش از ظرفیت موجود در جزیره رنج می برد. این فشار و حجم توریست کنترل نشده سبب شده بود تا به محیط زیست جزیره آسیبهای جدی وارد شود به همین سبب، دولت فیلیپین تصمیم گرفت تا ورود هر نوع گردشگری را به مدت شش ماه به این جزیره متوقف کند و در این مدت به احیا جزیره بپردازد و سعی کند برخی از زیرساخت های مهم آن از قبیل جاده، سیستم انتقال فاضلاب و برخی هتلها و ساحل را نوسازی و پاکسازی کند. در این مدت هم به تمام خانواده هایی که در این جزیره ساکن بودند مستمری پرداخت کرد. زمانی که ما به این جزیره وارد شدیم چند ماهی می شد که بازگشایی شده بود. هر چند هنوز بسیاری از جاده ها و خیابانهای جزیره در حال تعمیر یا بازسازی بود ولی به وضوح می شد احساس کرد که تغییرات اساسی در برخی قسمت ها اتفاق افتاده است. دولت برای ورود افراد به جزیره مجوز صادر می کند و به این ترتیب همیشه می داند که چه تعداد مسافر در جزیره وجود دارد. در بندرگاه که تنها محل عزیمت به جزیره است تیم مخصوصی مستقر است که رزرواسیون هتل و دلیل ورود افراد را به جزیره چک می کند و برای آنها مجوز ورود صادر می کند. سپس افراد برای خرید بلیط کشتی وارد بندر گاه می شوند. قیمت بلیط کشتی به مقصد جزیره Boracay نفری 100 پزو است که به این مبلغ 75 پزو بابت عوارض محیط زیست هم اضافه می شود.سپس یک برچسب سبز رنگ بر روی سینه مسافران می چسباندند. با این برچسب تعداد و مسافران هر کشتی مشخص می شود و راهنمایان بندرگاه هر گروه را می توانند به راحتی به کشتی مورد نظر هدایت کنند.

زمان این کشتی سواری که بسیار خوب مدیریت می شود حدود 15 دقیقه تا بندرگاه جزیره Boracay است. بعد از ورود به جزیره و خروج از ترمینال با صف سه چرخه های کرایه ای مواجه می شوید که منتظر حمل مسافرین به همه قسمتهای جزیره هستند. اخیرا تعداد قابل توجهی سه چرخه الکتریکی که ظرفیت حمل مسافر بیشتری هم دارند در جزیره مشغول به کار هستند. کرایه این وسایل بسته به فاصله هتل تا بندرگاه از 200 تا 300 پزو متفاوت است.

اما کمی درباره جزیره Borakay: جزیره Boracay در استان Aklan و در مجاورت جزیره Panay و 350 کیلومتری جنوب مانیل قرار دارد.این جزیره حدود 7 کیلومتر درازا و به طور متوسط یک کیلومتر پهنا دارد. یک جاده اصلی و یک جاده فرعی از جنوب به شمال جزیره کشیده شده است. قسمت غربی جزیره دارای ساحلی به طول حدود 4 کیلومتر است که به ساحل White beach معروف است و همانطور که از اسم آن مشخص است دارای ماسه های نرم و سفید رنگ است. در کنار این 4 کیلومتر کناره ساحلی هتلها و رستورانهای بسیاری قرار دارد و می توان گفت که بیشترین وزن گردشگری منطقه در این محدوده است. در طول این ساحل سه ایستگاه مجزا برای قایقهای تفریحی ایجاد شده است که از سمت شمال به جنوب به ایستگاه شماره یک، ایستگاه شماره دو و ایستگاه شماره سه نامگذاری شده است. سواحل دیگر جزیره خلوت تر بوده و معمولا مورد توجه افرادی است که به سکوت جزیره علاقه بیشتری دارند. اگر هتل خود را در White Beach بگیرید، نباید انتظار سکوت را حتی در نیمه های شب داشته باشید!!! جزیره Boracay برای هر جور سلیقه ای هتل دارد از مهمانسراهای ارزان قیمت که با شبی 30 دلار می توان در آنها اقامت کرد تا هتلها و ریزورتهای لاکچری که بیش از شبی 7000 دلار قیمت دارند. مراکز خرید جزیره عمدتا در ساحل White Beach قرار دارند و شاید معروفترین آنها D Mall باشد. هتل هایی که با این منطقه فاصله دارند معمولا سرویسهای ویژه ای را برای رفت و آمد به مراکز خرید ترتیب داده اند. شغل ساکنین این جزیره عمدتا به طور مستقیم یا غیر مستقیم مرتبط با خدمات گردشگری است.

ما هتل Microtel در ساحل Diniwid که کمی شمالی تر از White beach است را رزرو کردیم. برای چهار شب اقامت در این هتل 500 دلار پرداختیم که نسبت به خدمات و البته مکان هتل بسیار مناسب بود. در این جزیره ساحل اختصاصی وجود ندارد و همه افراد می توانند از تمام سواحل جزیره استفاده کنند. هتلهایی که در مجاور ساحل قرار دارند تنها مجاز هستند که تخت و چترهای خود را به کنار ساحل منتقل کنند طوری که مزاحمت برای دیگران فراهم نکند. هتل ما درست در کنار ساحل قرار داشت و به راحتی می شد از ساحل تمیز آن استفاده کرد. استخر کوچک این هتل هم برای مواقعی که دریا مواج می شد گزینه بسیار مناسبی بود. رستوران Mamas Fish در مجاور این هتل قرار دارد و صبحانه هتل هم همانجا سرو می شود. این رستوران دارای انواع غذاهای محلی و بین المللی است و کیفیت و قیمت مناسبی دارد (تقریبا برای هر وعده بین 8 تا 10 دلار).

حدود ساعت 2 بعدازظهر بود که به هتل وارد شدیم و بعد از تحویل اتاق و صرف نهار دل به دریا زدیم. سواحل جزیره Boracay در لیست بهترین و زیباترین سواحل دنیا قرار دارد. مناظر زیبای جزایر استوایی با درختان نخل که بعضی از آنها به داخل دریا خم شده اند به همراه منظره غروب آفتاب هنگامی که قایقی تفریحی درحال عبور از میان خورشید است. یادآور بسیاری از پوسترهایی است که در دوران کودکی بر در و دیوار رستورانها و بعضا ویلاهای شمال کشور دیده بودم. هوای مطبوع لذت آبتنی در این دریا -که به واقع به کار بردن رنگ آبی کریستالی برازنده آن است- را دو چندان می کرد. عمق آب تا فاصله 100 متری از ساحل، کم است. در کنار سنگهای گرانیتی و همچنین مرجانهای کف دریا می توان به کمک عینک شنا آکواریوم زیبایی از گیاهان و جانوران دریایی را مشاهده کرد.

روز دوم، یکشنبه یازدهم فروردین:

این روز را تقریبا تمام و کمال مشغول اسنورکلینگ و قایق سواری و شنا در دریا و استخر بودیم.

در سرتاسر ساحل همیشه افرادی با دفترچه ای در دست مشغول معرفی تورهای تفریحی و گردشی داخل جزیره و همچنین تفریحات آبی مثل، غواصی، اسنورکلینگ، قایق سواری، جت اسکی، پاراسیلینگ، اسکی روی آب و… هستند. و معمولا با کمی چانه زدن می توان با قیمتهای مناسب تورهای خوب خرید.

خوشبختانه عمق مناسب و همچنین دریای آرام این منطقه محل بسیار ایمنی برای بچه ها ایجاد کرده تا با خیال راحت به اسنورکلینگ و آب بازی بپردازند. هر چند که گاهی وجود برخی جانوران دریایی ممکن است زنگ خطر را به صدا  در آورد. برای مثال یکبار در عمق کم یک مار آبی Yellow-lipped sea krait دیدم که در زمره سمی ترین مارهای جهان است. البته تنوع جانوران دریای حتی در نزدیک ساحل بسیار زیاد است از ماهیهای آکواریومی گرفته تا ماهی بادکنکی، ستاره دریایی، توتیا، خیار دریایی، لابستر و انواع جلبکهای دریایی.

روز سوم، دوشنبه 12 فروردین:

بالاخره یکی از دلالان گردشگری که مرتب حوالی ساحل هتل ما می پلکید، توانست ما را قانع کند تا با پرداخت 3500 پزو یک تور 3 ساعته اسنورکلینگ و گردش در سواحل غربی جزیره، بخریم. البته بلافاصله او ما را به صاحب یک قایق معرفی کرد و با پرداخت 3000 پزو ما را راهی دریا کرد. دو جوان قایقران بعد از نیم ساعت قایقرانی به سمت شمال غربی جزیره در محلی برای اسنورکلینگ توقف کردند. عمق آب حدود 2 متر و بسیار شفاف بود. تعداد زیادی ماهی با تنوع بسیار زیاد را در کنار مرجانها به راحتی می شد مشاهده کرد.

سپس به سمت ساحل Puka Shell که دقیقا در شمال غربی جزیره قرار دارد حرکت کردیم. ساحل بسیار خلوتی که هیچ نوع ساخت و سازی در اطراف آن مشاهده نمی شود و این موضوع سبب بکر بودن این ساحل بسیار زیبا شده است. وقتی بر روی ساحل قدم گذاشتیم متوجه شدیم که ساحل از سنگها و تکه های خرد شده صدف هایی به اندازه یک تا ده میلی متری که به خاطر جریان و موج دریا بسیار صیقلی و گرد شده اند، تشکیل شده است. دراز کشیدن بر روی این ساحل تجربه جالبی بود چون بر خلاف ماسه و شنهای ساحلی که به بدن می چسبند، این اتفاق در این ساحل نمی افتاد. بلافاصله تمام خورده سنگها ریز و صدفهای صیقلی شده از بدن جدا می شدند. هر چقدر که از ساحل دور می شدیم به اندازه و ابعاد این سنگها افزوده می شد طوری که در 20 متری ساحل کاملا سنگها و صدفهای چند سانتی را میشه به وضوح دید.

در مسیر برگشت دوباره برای اسنورکلینگ در محل دیگری توقف کردیم و زیبایی های زیر آب را مجددا تجربه کردیم. قسمت شمالی ساحل غربی به سبب صخره ای بودن کمتر ساحل ماسه ای دارد. البته در میان صخره ها گاهی ساحل کوچک شنی به چشم می خورد که تقریبا در کنار همه آنها هتلها و ریزورتهای مجللی ساخته شده است.

عصر تصمیم گرفتیم که پاراسیلینگ را هم امتحان کنیم. برای این منظور به White beach رفتیم و نفری پنجاه دلار برای 15 دقیقه پاراسیلینگ پرداختیم. ابتدا سوار بر قایق تندرو شدیم تا به ایستگاه قایقهای پاراسیلینگ که در وسط دریا ساخته شده اند برسیم. سپس بعد از چند دقیقه سوار قایق شدیم و در محل مناسبی قایق چتر پاراسیلینگ را در حالی که ما به آن متصل بودیم به آسمان فرستاد. دیدن منظره جزیره و همچنین دریایی که آب آن به غایت شفاف بود از ارتفاع حدود 70 متری حس عجیبی به ما داد.

بعد از این ماجراجویی کوتاه به White beach برگشتیم و کمی از شلوغی و جنب و جوش ساحل، خصوصا در هنگام غروب زیبای خورشید لذت بردیم.

روز چهارم، 13 فروردین:

تصمیم گرفتم تا با کمی پیاده روی از کنار ساحل Diniwid به White beach بروم. این ساحل با پیشروی صخره ای بزرگ از White beach جدا شده است که اکنون با تراشیدن این صخره راه باریکی به آن سوی آن باز کرده اند. کمی کمتر از دو ساعت طول کشید که تفریح کنان تا انتهای ساحل White beach رفتم. در یکی از صرافیهای کنار ساحل کمی پول عوض کردم. در این زمان هر دلار آمریکا معادل 52 پزو فیلیپین ارزش دارد. ساحل White beach سراسر با مغازه ها، هتلها و رستورانها احاطه شده است اما به خوبی حریم ساحل حفظ شده است. تقریبا در طول ساحل ردیفهایی از درختان نخل حد فاصل ساختمانها با ساحل قرار دارند و وقتی در کنار ساحل به ایستید این ردیف درختان نخل که زیبایی خاصی هم به ساحل داده اند،تقریبا  نمی گذارند تا چشم شما به ساختمانها بیافتند.

در موقع برگشت از یکی از کوچه های عمود به ساحل به سمت جاده اصلی حرکت کردم. این کوچه از میان بافت روستایی می گذشت و تقریبا میشد زندگی مردم عادی را در آن دید. در نگاه اول به نظر می آید که سطح رفاهی زندگی مردم پایین است و عمدتا فقیر هستند. خانه ها بسیار ساده است و مردم بسیار ساده لباس پوشیده اند. معمولا از اتومبیل خبری نیست و بیشتر خانواده ها از موتورسیکلت یا سه چرخه موتوری استفاده می کنند.

هر گوشه که زمین بلااستفاده ای بوده با یک یا دو تیرک بسکتبال تبدیل به زمین بسکتبال شده که معمولا هم افرادی مشغول بازی هستند. ورزش مورد علاقه در فیلیپین، بسکتبال است. جالب است که بیشترشان تیم ملی بسکتبال ایران را به خوبی می شناسند و مخصوصا از بازیکن بلند قامت ایران، حامد حدادی، به نیکی یاد می کنند.

به جاده اصلی که رسیدم تصمیم گرفتم تا با سه چرخه موتوری به هتل برگردم ولی به ناگاه موتور سواری جلو من ایستاد و از من پرسید که اگر بخواهم در ازای 150 پزو می تواند من را به هتل برساند. درنگ را جایز ندانستم و بر ترک موتور سوار شدم. در راه برای من تعریف کرد که برای امرار معاش خانواده چهار نفره اش به مسافر کشی اشتغال دارد هر چند در بسیاری مواقع کفاف زندگیش را نمی دهد با این وجود مثل همه فیلیپینی های دیگری که سراغ دارم کاملا به نظر خوشحال می آمد.

عصر با اتومبیل هتل به مرکز شهر آمدیم تا در مرکز خرید معروف شهر که D-Mall نام دارد کمی گردش و خرید کنیم. این مرکز خرید که از تعداد زیادی مغازه و رستوران و کافی شاپ درست شده در چند کوچه موازی هم قرار دارد که یک سر آن به خیابان اصلی و سر دیگر آن به White beach می خورد. بعد از صرف شام در یک رستوران ایتالیایی و خرید کمی سوغاتی مجددا با اتومبیل هتل به محل اقامتمان بازگشتیم.

روز پنجم، 14 فروردین:

بعد از انجام مراسم تحویل اتاق، هتل را به سمت بندرگاه ترک کردیم و همان مراحل خریدن بلیط کشتی و برچسب سینه  را انجام دادیم. کشتی بعد از بیست دقیقه به ساحل رسید و با یک سه چرخه موتوری به فرودگاه رسیدیم. برخلاف قسمت ورودی که بسیار ساده بود، قسمت خروجی دارای سالن مرتب و تمیز بود. پرواز ما با یکساعت و نیم تاخیر به سمت مانیل انجام شد. حدود ساعت 2 بعدازظهر به فرودگاه مانیل وارد شدیم. در محوطه خروجی فرودگاه تاکسی های سفید رنگ فرودگاه ایستاده اند که مسافران را به مقصدشان هدایت می کنند. مسافر ها باید در صف بایستند. سپس فردی که مقصد را یادداشت می کند قبض به شما می دهد و شما را سوار تاکسی می کند. البته صحبتی از مبلغ کرایه نمی شود. من از راننده مقدار کرایه را پرسیدم که گفت 700 پزو که نهایتا با 600 پزو ما را به هتل رساند. شاید بتوان گفت که مانیل یکی از بدترین شهرهای دنیا از نظر کنترل ترافیک است. در بیشتر ساعات روز در اکثر خیابانها ترافیک شدید وجود دارد. به همین خاطر کمابیش استفاده از موتورسیکلت رایج است.

حدود ساعت 4 عصر به هتل رسیدیم. این هتل در محله Malate که از محله های قدیمی و تجاری مانیل است قرار دارد. خیابانها معمولا در این منطقه باریک و یک طرفه هستند. از این جهت این منطقه را برای اقامت انتخاب کردیم که هم به منطقه توریستی شهر نزدیک است و هم از فرودگاه فاصله زیادی ندارد. اما به لحاظ زیرساخت شهری، قدیمی است. من هتلی قدیمی به نام La Scala Residence را رزرو کرده بودم (شبی 75 دلار). در هنگام ورود به هتل کمی توی ذوق ما خورد. بیشتر شبیه به هتلهای لاله زار و سه راه جمهوری بود. فردی که در رسپشن ایستاده بود مدارک ما را گرفت و کلید اتاقی در طبقه دوم را به ما داد. در طبقه اول رستوران قرار داشت و طبقه دوم اتاقهای هتل بود. اتاق ما همانطور که من رزرو کرده بودم سه تخت داشت. هنگام ورود به اتاق متوجه بوی دود شدیم. به نظر می آمد که کولر اتاق تمام هوای آلوده خیابان را به داخل اتاق می کشد. درب اتاق را کمی باز گذاشتیم. سپس کولر را کم کردیم و برای گشت شهر آماده شدیم. در این فاصله از رسپشن سراغ تور محلی را گرفتم که بتواند در برنامه ریزی برای بازدید از دریاچه و کوه Taal به ما کمک کند که البته او با معرفی شخصی این کار را برای ما انجام داد. با خروج از هتل از اولین سه چرخه موتوری خواستم تا ما را به قلعه Santiago در محله Intramuros برساند. او هم درخواست 300 پزو کرد و به علت ضیق وقت قبول کردیم. ساعت حدود یک ربع به شش به قلعه رسیدیم. بلیط ورودیه نفری 75 پزو است. ابتدا وارد محوطه باغ جلو قلعه می شوید که با چند مجسمه چوبی حیوانات مختلف تزیین شده است و سپس بعد از گذر از خندق، از دروازه قلعه وارد حیاط شدیم. متاسفانه ساختمانهای قلعه که شامل زندان و همچنین موزه هستند ساعت 6 تعطیل می شوند ولی امکان بازدید دیوار و محوطه وجود دارد.

هوا کم کم به سمت تاریکی میرفت که از قلعه خارج شدیم و تصمیم گرفتیم برای صرفه جویی در وقت، گشت در منطقه Intramuros را با درشکه ادامه دهیم. این منطقه از شهر که با دیوارهایی در دورتا دور آن محصور شده است قدیمی ترین منطقه شهر مانیل است.  تعدادی درشکه در کنار قلعه پارک بودند که درشکه سوار در ازای 1000 پزو پیشنهاد یک ساعت گشت و معرفی مکانهای دیدنی را به ما داد. ما هم قبول کردیم. این قسمت از شهر در سال 1571 توسط اسپانیایی ها پایه ریزی شد و طی سالیان بعد در مقابل تهاجم دزدان دریایی چینی، هلندی ها، انگلیسی ها، ژاپنی ها و آمریکایی ها  و حتی در زمان جنگ جهانی دوم  محل اصلی مقاومت شهر بود. از مکانهای دیدنی و مهم این منطقه علاوه بر قلعه سانتیاگو ، می توان از کلیسا San Agustin و کلیسا جامع مانیل و موزه خانه مانیل نام برد.

بعد از صرف شام به هتل برگشتیم. متاسفانه همچنان همان بوی دود در اتاق وجود داشت. بچه ها به خاطر خستگی شدید تصمیم گرفتند تا بخوابند و من برای نوشیدن چای به رستوران رفتم. بر روی دیوارهای هتل پر بود از پوسترهای قدیمی، صفحه گرامافونهای قدیمی به همراه عکس روی جلد آنها که به دقت قاب گرفته شده بود. در سالن هتل تعدادی از اشیا قدیمی قرار داشتند و اینطور به نظر می آمد که صاحب هتل سلیقه و علاقه خاصی به اشیا و یادگاری های قدیمی دارد. این موضوع هنگام ورود به رستوران شکل دیگری گرفت. دور تا دور رستوران با قفسه های دکوری پر شده بود که داخل هر کدام به شکل موضوعی با اشیا خاصی که بیشتر قدیمی و حتی عتیقه بودند تزیین شده بودند. قبل از اینکه چای من آماده شود کمی در فضای رستوران گردش کردم. گارسون رستوران که متوجه علاقه من به این مجموعه شده بود برای من توضیح داد که صاحب این هتل رستوران این مجموعه را در مدت 60 سال گردآوری کرده است.

همانطور که مشغول نوشیدن چای بودم همان گارسون شخصی را به من نشان داد و گفت که او مالک رستوران است. من هم بعد از خوش و بش با او کمی درباره ذوق هنری او صحبت کردم. سپس او برایم توضیح داد که اصالتا چینی است اسمش Crispin K. Go است و 67 سال قبل با خانواده اش از هنگ کنگ به مانیل نقل مکان کرده اند و پدرش که تاجر بوده این مکان را اجاره و تبدیل به هتل رستوران کرده است. او نیز چندین سال بعد ملیت خودش را به فیلیپینی تغییر داده و شهروندی این کشور را گرفته است. سپس از علاقه خود به جمع آوری مجموعه اشیا قدیمی صحبت کرد و او گفت که در حال حاضر در صنعت چاپ و نشر مشغول به کار است و این هتل رستوران را برای علایق شخصی اش باز نگه داشته تا پاتوقی باشد برای او و دوستانش. صورت حساب آن شب را مهمان او شدم.

روز ششم 15 فروردین:

صبحانه هتل در رستوران و بسیار مختصر ولی با کیفیت بالا سرو شد. سپس طبق قرار قبلی با فردی که قرار بود برنامه بازدید از کوه Taal را برای ما هماهنگ کند راس ساعت 9 در لابی هتل بودیم. راهنمای ما مردی حدودا 50 ساله و بسیار خوشرو بود. اتومبیل مناسبی را با راننده اجاره کرده بود و طبق قرار قبلی قرار بود با دریافت 4500 پزو ما را تا دریاچه Taal برساند و سپس بازگرداند. دریاچه Taal در 80 کیلومتری جنوب مانیل و در نزدیک شهر Tagaytay واقع شده است. این دریاچه آب شیرین که 25 کیلومتر طول و 18 کیلومتر عرض دارد حاصل انفجار آتشفشانی بسیار بزرگی در 100 تا 500 هزار سال پیش است. تا اواسط قرن هجدهم این دریاچه توسط رودخانه  Pansipit به خلیج Balayan متصل بود ولی بعد از آتشفشانی مجدد این کوه و انفجار عظیمی که اتفاق افتاد، ارتباط دریاچه با رود قطع شد و کم کم ارتفاع آب حدودا 5 متر افزایش یافت. از آن زمان به بعد کم کم میزان شوری آب دریاچه دچار تغییر شد و اکنون تقریبا می توان گفت که دریاچه آب شیرین است. در این مدت اکوسیستم منطقه هم دچار تغییراتی شد و برخی از گونه های جانوری که در آب شور زندگی می کردند خود را با زندگی در آب شیرین سازگار کردند. از این نظر این منطقه برای پژوهشگران اکولوژی جذابیت خاصی دارد. برای مثال تا سال 1930 در این دریاچه گونه ای از کوسه اقیانوسی(Bull Shark)  زندگی می کرده که البته نسل آنها به سبب شکار توسط اهالی منقرض شد.

بزرگراه مانیل به شهر Tagaytay علی رغم اسمش اصلا شباهتی به بزرگراههای معمولی ندارد. تعداد زیاد ورودی و خروجی های اتوبان سبب شده تا سرعت اتومبیلها به شدت کاهش یابد. از طرفی اطراف جاده پر است از خانه های مسکونی! در دو سوی جاده، دکلهای انتقال برق با تعداد زیادی کابل وجود دارد که خود سبب شده تا نتوان به راحتی به عرض جاده اضافه کرد. ترافیک صبحگاهی که عمدتا بر خلاف جهت حرکت ما و به سمت مانیل است بسیار قابل توجه است. کمی بعد از شهر Tagaytay کم کم سر و کله دریاچه Taal با منظره بسیار زیبایی پیدا می شود. جاده درست بر بلندای مشرف به دریاچه حرکت می کند. تعدادی هتل و البته منازل مسکونی با منظره بی نظیر در این محل ساخته شده اند. راهنما هر از چند گاهی عمارت مجللی را به ما نشان می داد و می گفت که متعلق به کدام فرد پولدار و احیانا خارجی است. مثلا عمارتی را دیدیم که درست به سبک و معماری و حتی رنگ بناهایی که در جزیره سانتورینی یونان ساخته می شوند، بود. او به ما گفت که این بنا متعلق به یک میلیاردر یونانی است که گاهی برای تعطیلات از آن استفاده می کند.

سپس جاده ای مارپیچی ما را به کنار دریاچه رساند. ساحل دریاچه عمدتا توسط هتلها و املاک خصوصی قروق شده است. راهنما ما را به محوطه  یکی از این هتلها برد. مدیر هتل پکیجهای مختلفی برای بازدید از دریاچه و کوه Taal جلو ما گذاشت. که من به او گفتم که فقط نیاز به قایق برای عبور از دریاچه دارم. کرایه هر قایق برای رفت و برگشت به جزیره 2000 پزو است که این سفر حدود 30-20 دقیقه طول می کشد.

برای صعود به قله کوه علاوه بر پای پیاده می توانید از اسب هم استفاده کنید. در محلی که برای این کار در نظر گرفته شده است کرایه را پرداخت می کنید و به همراه شخصی که مسئول هدایت اسب است راهی قله کوه می شوید. کرایه هر اسب برای مسیر رفت و برگشت 500 پزو است. شیب مسیر در مناطقی بسیار زیاد است در فصول گرم سال حتما باید بطری آب در دسترس داشته باشید خصوصا اگر تصمیم دارید که مسیر را کوهپیمایی کنید. البته در طول مسیر دستفروشانی وجود دارند که آب می فروشند. افرادی که اسبها را هدایت می کنند حقوق بسیار کمی دارند و شایسته است در پایان سفر به آنها کمک کنید. به سبب وجود خاکسترهای آتشفشانی که بسیار نرم و سبک هستند معمولا مسیر حرکت کوهپیمایی بسیار با گرد و خاک آمیخته است و بهتر است که دهان و بینی پوشیده شود.

بعد از حدود 45 دقیقه به دهانه کوه Taal می رسید. منظره شگفت انگیز است. دریاچه ای دیگردر دهانه کوه تشکیل شده است که البته برای رسیده به آن باید از کوه پایین رفت. در این موقع از سال ورود به دهانه آتشفشان ممنوع است. گفته می شود که دمای آب جمع شده در دهانه گرم است و هیچ موجود زنده ای به سبب ترکیب اسیدی آن در آنجا زندگی نمی کند. در سمت غربی دهانه بخارهای آتشفشانی خارج می شود و خاک آنجا به رنگ سرخ است که اصطلاحا به آن لاوا قرمز می گویند(50 پزو ورودیه). تقریبا با نیم ساعت اسب سواری به کنار دریاچه می رسید. برای اطلاعات بیشتر درباره این جزیره و کوه آتشفشانی این لینک را ببینید.

قایقران منتظر شماست تا هر چه سریعتر شما را به آنسوی دریاچه برساند.مسیر برگشت به مانیل همان داستان ترافیک را دارد و حدودا دو ساعت طول می کشد.

برای پیاده روی شبانه به سمت پارک اصلی شهر مانیل که به Rizal Park معروف است رفتیم. جمعیت کثیری در پارک مشغول تفریح بودند. برخی زیرانداز کوچکی پهن کرده و مشغول صرف شام بودند، برخی دیگر در کنار استخر داخل پارک که مراسم رقص نور و موزیک پخش می شد مشغول رقص بودند. اما خارج از پارک با تاریک شدن هوا جمعیت بی خانمانها افزایش می یافت. به راحتی می شد جمعیت کثیری را دید که هر کدام با کیف یا بقچه کوچکی که همه زندگی آنها در آن قرار داشت به دنبال فضای کوچک و امنی برای شب مانی می گشتند. دیدن این صحنه روی ناخوش شهر مانیل را به ما نشان داد.

شام را در رستوران هتل صرف کردیم. منو رستوران بسیار متنوع است و غذاها کیفیت بسیار خوبی دارد. صاحب رستوران به همراه چند نفر از دوستانش در میز کنار ما نشسته بودند و مشغول گپ و گفت بودند. او با ورود ما دوستانش را معرفی کرد. چند دقیقه بعد یکی از آن افراد به زبان فارسی به پسر من گفت:”بیا اینجا بشین” و به دنبال آن چند جمله فارسی دیگر! کمی جا خوردم از اینکه دیدم فردی با ظاهر فیلیپینی فارسی را سلیس صحبت می کند. از او پرسیدم که فارسی را کجا یاد گرفته؟ سپس او به زبان انگلیسی برایم توضیح داد که حدود 40 سال پیش خواهرش با یکی از دانشجویانش که ایرانی بوده، در مانیل آشنا شده و ازدواج کرده است. سالیانی را در ایران زندگی کرده اند و صاحب سه فرزند هستند که هر کدام در سومین دهه از زندگی به سر می برند. سپس او گفت که بخاطر هم بازی بودندش با خواهرزاده ها کمی فارسی یاد گرفته است.

روز هفتم، 16 فروردین:

صبح، ابتدا برای بازدید از کلیسا Saint Agustin راهی منطقه  Interamuros شدیم. ورودیه این بنا که در لیست میراث جهانی ثبت شده است 200 پزو است. کلیسا به سبک باروک ساخته شده و قدیمی ترین کلیسا در فیلیپین است(قرن 16). برای بازدید از کلیسا و موزه آن حداقل به یکساعت و نیم زمان نیاز است.

بعد از خروج از کلیسا، سعی کردیم تاکسی پیدا کنیم تا ما را به قبرستان چینی ها ببرد. اولین و دومین تاکسی گفتند که اصلا چنین جایی را نمی شناسند و ما را نبردند. سومین تاکسی ما را سوار کرد و به قبرستان شهر برد و بعد که فهمید دنبال قبرستان چینی ها می گردیم حسابی گیج شد ولی بالاخره با کمک نقشه گوگل و سوال از مردم محلی ورودیه قبرستان را پیدا کردیم. این قبرستان از این نظر دیدنی است که مثل یک شهر درست شده است. عمده قبرها در داخل ساختمانهای مجللی قرار دارد که توسط خیابانها و کوچه ها به هم متصل هستند. برای ورود به این قبرستان باید مبلغ 100 پزو پرداخت کرد. راننده تاکسی قرار شد ما را داخل این منطقه بگرداند و در میدان مرکزی هم کمی بایستد تا پیاده در میان کوچه و پس کوچه های این قبرستان عجیب قدم بزنیم. حدود یکساعتی را صرف بازدید کردیم. گاها خانواده هایی را می دیدیم که برای بازدید از مردگان! کلید به دست درب خانه ها را باز می کردند، گاهی حیاط را آب و جارو می کردند. تعدادی هم در همان خانه ها مثل افرادی که به پیک نیک رفته اند مشغول غذا خوردن یا تفریح می شدند.

کمی از ظهر گذشته بود که به هتل برگشتیم. یکی از وسایل بسیار محبوب و متداول در فیلیپین Jeepney نام دارد. اتومبیل درازی است که از پیوند مینی بوس و جیپ در فیلیپین درست شده است. معمولا با تزیینات خاصی زیباسازی شده اند و ظرفیت 20 تا 25 نفر دارند.تقریبا مسافران از درب پشت اتومبیل و درهر کجا که دلشان بخواهد سوار و پیاده می شوند. هر چند که عمدتا بخاطر سیستم موتوری اشان در آلودگی شهر نقش مهمی دارند ولی همچنان بیشتر بار ترافیکی شهرهای بزرگ را بر دوش می کشند.

نهار را در یک مال بسیار بزرگ خوردیم و ساعت 3 به سمت فرودگاه حرکت کردیم.

پرواز برگشت ما به دبی حدود 9 ساعت طول کشید.

 

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

iranpour@kanoonirangardan.ir

af6872@gmail.com

 

 

 

 

Share

نوشته گزارش سفر به فیلیپین- در محاصره  چینی ها اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%81%db%8c%d9%84%db%8c%d9%be%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%ad%d8%a7%d8%b5%d8%b1%d9%87-%da%86%db%8c%d9%86%db%8c-%d9%87%d8%a7/feed/ 0
سفر به سیسیل- سرزمین مافیا https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%db%8c%d8%b3%db%8c%d9%84%d8%8c-%d9%85%d9%87%d8%b1-1397/ https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%db%8c%d8%b3%db%8c%d9%84%d8%8c-%d9%85%d9%87%d8%b1-1397/#comments Sun, 14 Apr 2019 07:33:16 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=9373 شاید مقداری از شهرت ایتالیا بخاطر جزیره ای باشد که در جنوب این کشور در دریای مدیترانه واقع است. جزیره سیسیل که در زبان ایتالیا به آن سیسیلی می گویند بزرگترین جزیره دریای مدیترانه است.

نوشته سفر به سیسیل- سرزمین مافیا اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
سفر به سیسیل- سرزمین مافیا

شاید مقداری از شهرت ایتالیا بخاطر جزیره ای باشد که در جنوب این کشور در دریای مدیترانه واقع است. جزیره سیسیل که در زبان ایتالیا به آن سیسیلی می گویند بزرگترین جزیره دریای مدیترانه است. این جزیره، دارای تاریخی بسیار غنی است و از نظر فرهنگی نیز کاملا از فرهنگ شمال ایتالیا متفاوت است. یکی از مهمترین آتشفشانهای فعال جهان در این جزیره قرار دارد و طبیعتی متفاوت را پدید آورده است. خاستگاه یکی از مهمترین تشکیلات جنایی جهان که به مافیا معروف است در این جزیره شکل گرفته است. نماد جزیره که بر روی پرچم سیسیل نیز نقش بسته، سر انسان(شبیه به تصویر سر Medusa) با تصویر سه پا است که با یکدیگر زاویه 120 درجه می سازند. این سمبل که Trinacria نام دارد، الهام گرفته از نقشی است که بر روی سپر یک جنگجوی یونانی در 470 سال قبل از میلاد حک شده بوده و در یکی از شهرهای جنوبی این جزیره کشف شده است. قرض از این پراکنده گویی این است که به اهمیت این جزیره اشاره شود.

سفر شش روزه ما به جزیره سیسیل در 30 مهر 1397( 22 اکتبر 2018) انجام شد که زمان مناسبی برای سفر به این منطقه است. فصل توریستی به پایان رسیده است، قیمتهای مراکز اقامتی و تفریحی کاهش یاقته و دمای هوا نیز معتدل است.
طبق روال گزارش سفرهایی که می نویسم، ابتدا خلاصه ای از تاریخ و جغرافیای این منطقه را عینا از اینترنت و خصوصا سایت ویکی پدیا کپی میکنم که خواننده را بیشتر با این جزیره آشنا سازد. البته قبل از خواندن این گزارش این ویدئو کوتاه را در اینجا ببینید

“سیسیل (به ایتالیایی: Sicilia) نام بزرگ‌ترین جزیره در دریای مدیترانه است که یک ناحیه خودمختار از کشور ایتالیا را تشکیل می‌دهد. سیسیل پنج میلیون نفر جمعیت و ۲۵٬۷۱۱ کیلومتر مربع مساحت دارد.
سیسیل در بخش مرکزی دریای مدیترانه و در جنوب شبه‌جزیره ایتالیا واقع شده و تنگه باریکی به نام تنگه مسینا آن را از شبه‌جزیره ایتالیا جدا می‌کند. معروف‌ترین شناسه جغرافیایی سیسیل کوه اتنا Etna است. این کوه بلندترین آتشفشان فعال در اروپا است.
سواحل جزیره سیسیل به مرکز امید و آرزوی مهاجرانی تبدیل شده که برای فرار از جنگ و وضعیت دشوار سیاسی راه دریا را پیش می‌گیرند. این در حالی است که شرایط نابسامان آب و هوایی دریای مدیترانه، گاه‌وبیگاه باعث قربانی شدن این مهاجران می‌شود.
تاریخ سیسیل
قدیمی‌ترین اقوام ساکن در این جزیره، سیکانرها بودند که توسط مهاجرین سیکولرها که بخشی از ایتالیکرها بودند، به غرب رانده شدند. این جزیره به استعمار فنیقیها درآمده و از اواسط قرن هشتم (پیش از میلاد)، یونانیها به این جزیره مهاجرت نموده و با ساختن شهرهایناکسوس- مسینا- کاتانیا- سیراکوس- گلا- آگریگنت و چندی دیگر، سیسیل را به مرکز فرهنگ و تمدن یونانی در غرب مبدل ساختند. بخش غربی جزیره و شهر پالرمو تحت تسلط کارتاژها قرار داشت که این خود دلیلی بر کشمکشهای آتی این سرزمین بود. پس از جنگ پونی سیسیل به تصرف رومیها درآمد و نام «انبار غله ایتالیا» به آن تعلق گرفت. دوران تسلط اقوام مختلف بر جزیره سیسیل را می‌توان به صورت زیر خلاصه کرد:
● ۴۴۴ حمله واندالها.
● ۴۹۸ حمله گوتهای شرق.
● ۵۳۵ حمله بیزانس.
● ۸۲۷ حمله اعراب.
● ۱۰۶۱-۱۰۹۱ حمله نورمانها تحت رهبری راجر اول که بدین وسیله تبدیل به بخشی از قلمرو پادشاهی ناپل شد.
● ۱۱۹۴ به مالکیت اشتاوفر درآمد.
● ۱۲۶۸ در تصرف کارل آنژو دوم بود.
● ۱۲۸۲ پس از اعتراض سرتاسری مردم سیسیل، این جزیره به دست پیتر سوم پادشاه آرگونی افتاد.
● ۱۴۴۲ آلفونس پنجم پادشاه آرگونی پس از تصرف ناپل، پادشاهی سابق را مجدداً برقرار کرد.
● ۱۷۱۳ سیسیل به تصرف ساوویها درآمد.
● ۱۷۲۰ تحت سلطه هابزبورگرهای اطریش قرار گرفت.
● ۱۷۳۵ به دست بوربونهای اسپانیا افتاد.
● ۱۸۰۶-۱۸۱۵ در دست فرانسویها بود و آن‌ها از فردیناند سوم حمایت کردند تا در این جزیره حکومت کند.
● ۱۸۱۵ سیسیل و ناپل مجدداً متحد شده و از ۱۸۱۶ به نام پادشاهی دو سیسیل بر آن حکومت کردند.
● ۱۸۲۰-۱۸۲۱ و ۱۸۴۸-۱۸۴۹ مردم سیسیل دست به یک انقلاب لیبرالی جهت دریافت حقوق ویژه حکومتی – سیاسی زدند که ناکام ماند.
● ۱۸۶۰ جوزپه گاریبالدی با چریکهای تحت فرماندهی خود به جزیره سیسیل حمله کرد و به سلطه بوربونها خاتمه داد.
● ۱۸۶۱ جزیره سیسیل قسمتی از پادشاهی ایتالیا محسوب شد.
● ۱۸۹۳-۱۸۹۴ دهقانان تظاهرات سنگینی علیه دولت به راه انداختند.
جوزپه گاریبالدی از قهرمانان ملی ایتالیا، زاده نیس بود و آن را بخشی از ایتالیا می‌دانست. دعوا بر سر نیس میان او و کاوور را برهم زد و برای همین گاریبالدی جبهه خود را تغییر داد. او به جزیره کاپررا بازگشت و با مبارزات پیگیر خود توانست سیسیل و ناپل را از زیر سیطره بیگانگان آزاد کند. گاریبالدی به همراه هزار تن از سرخ‌جامگان به سیسیل لشکر کشید و با جلب همراهی ناوگان انگلیس، بدون دادن تلفات در کرانه‌های سیسیل مستقر شد. آنجا بود که خطاب به یارانش گفت: «ما در اینجا یا ایتالیا را زنده می‌کنیم یا خودمان می‌میریم.»
در جنگ جهانی دوم، سپاه متحد آمریکا و انگلیس در دهم ژوئیه ۱۹۴۳، به جزیره سیسیل در جنوب ایتالیا حمله کردند و پس از تصرف این جزیره، به خاک اصلی ایتالیا به عنوان متحد اصلی آلمان در اروپا هجوم آوردند.”

گزارش سفر:

روز نخست، دوشنبه 22 اکتبر 2018
با پرواز مستقیم حدود 6 ساعته از دبی به فرودگاه کاتانیا در سیسیل وارد شدیم مسیر هوایی از فراز خلیج فارس، کشور عربستان و مصر می گذرد و با عبور ازعرض مدیترانه به جزیره سیسیل میرسد. هنگام عبور از قاهره رود نیل و همچنین اهرام ثلاثه از ارتفاع 10000 متری به راحتی قابل مشاهده بودند.

فرودگاه کاتانیا بسیار کوچک و جمع و جور است. طول باند به نظر من خیلی کوتاه آمد طوری که اگر خلبان چند ده متر دیرتر هواپیما را به زمین می نشاند، قطعا از باند خارج می شدیم. مراحل چک کردن پاسپورت و تحویل بار به سرعت انجام می شود. قبل از تحویل گرفتن اتومبیل ، در محوطه خارجی فرودگاه دنبال فروشگاهی گشتم تا سیمکارت موبایل تهیه کنم ولی متاسفانه هیچ فروشگاهی نبود. خاطرم هست که چند سال قبل که در فرودگاه ونیز به زمین نشستیم نیز با همین مشکل مواجه شدیم و نهایتا سیمکارت را از فروشگاهی در داخل شهر خریدیم. این بار نیز باید همین کار را می کردیم. بنابراین ابتدا اتومبیل خود که فولکس واگن Kaddy بود را تحویل گرفتیم. مراحل تحویل اتومبیل هم بسیار ساده و سریع است و البته شما به گواهی نامه رانندگی بین المللی و همچنین کارت اعتباری، با اعتبار کافی نیاز دارید. اتومبیل را با باک پر به شما تحویل می دهند و با باک پر تحویل می گیرند. جاده های اصلی در جزیره سیسیل کیفیت خوبی دارند. مشکل اصلی در زمانی که شما از اتومبیل شخصی استفاده می کنید چیزی نیست جز پارکینگ!!! در هیچ شهری شما نمی توانید به راحتی جای پارک اتومبیل پیدا کنید. ولی از طرفی برای گردش در داخل جزیره و بازدید از دیدنیهای سیسیل قطعا نیاز به اتومبیل شخصی دارید. برای پارک حتما مکانهایی را انتخاب کنید که با خط کشی آبی مشخص شده اند. این محلها مشمول پرداخت پول پارکینگ هستند و شما باید قبض پرداخت را پشت شیشه جلو اتومبیل خود قرار دهید. در برخی از مکانها هم به محض اینکه پارک کردید فردی به سراغ شما می آید و برای محل پارک از شما پول طلب می کند که معمولا یک یا دو یورو قیمت اینطور پارک کردن است. ولی خیالتان راحت که کسی شما را جریمه نخواهد کرد. ما در این سفر مجموعا 1300 کیلومتر راه رفتیم و 110 یورو پول بنزین دادیم.

با خروج از فرودگاه ابتدا به داخل شهر کاتانیا رفتیم و سعی کردیم فروشگاهی برای خرید سیمکارت پیدا کنیم ولی به سرعت دریافتیم که گشتن بی فایده است چون مغازه ها از ساعت 1 تا 4 بعد از ظهر تعطیل هستند. بنابراین وقت را تلف نکردیم و بدون جی پی اس و با کمک تابلوهای راهنما به سمت شهر Piazza Armerina حرکت کردیم هرچند که برای خروج از شهر کلی دور خود چرخیدیم! بعد از دو ساعت و با عبور از بزرگراه و همچنین چند جاده فرعی و در هوایی بارانی به شهر رسیدیم. از آنجا که برای مسیریابی روی جی چی اس تلفن حساب کرده بودیم بلافاصله دنبال سیمکارت گشتیم و خوشبختانه جایی را پیدا کردیم که سیم کارتی که حاوی 10GB اینترنت بود را به قیمت 30 یورو خریدیم.
در 3 کیلومتری شهر Piazza Armerina مجموعه تاریخی Romana Villa of Casale با موزاییکهای تزیینی بی نظیرخود قرار دارد که جزو میراث جهانی است. این مجموعه بهترین، زیباترین و سالمترین موزاییکهای رومی را در جهان دارد. این موزاییکهای زیبا که درکف زمین قرار دارند معمولا روایتگر داستان و یا واقعه ای تاریخی است. قدمت این مجموعه به قرن چهارم بعد از میلاد بر می گردد. ورودیه این مجموعه 10 یورو است و برای بازدید حداقل یک ساعت و نیم زمان نیاز دارید. بیشتر موزاییکها در فضای سر بسته قرار دارد و این سایت طوری طراحی شده تا بازدید کنندگان بتوانند بدون اینکه به موزاییکها صدمه بزنند از ارتفاع مناسبی همه آنها را ببینند. شاید از جذابترین آنها صحنه شکار حیوانات، داستان کشتی نوح و همچنین برخی حیوانات اساطیری باشد.جانوری با سرعقاب، بدن و پنجه شیر تصویر یکی دیگر از جانورانی است که علی رغم فاصله چند هزار کیلومتری تا تخت جمشید, شباهت عجیبی به برخی از سر ستونهای کاخهای تخت جمشید دارد. در سالن دیگر، که به سالن زنان “بیکینی” پوش معروف است، زنانی را نشان می دهد که با لباس ورزشی مشغول ورزش هستند. برای مشاهده فیلم کوتاه اینجا را کلیک کنید. حتما قبل از اینکه به این سایت بروید از ساعت کاری آن مطمئن شوید.

مسیر برگشت تا شهر پالرمو کمی طولانی بود که البته عملیات جاده سازی هم به این زمان افزود. بالاخره مسافت 160 کیلومتری را بعد از سه ساعت طی کردیم. حدود ساعت 9 شب به پالرمو رسیدیم و قبل از پیدا کردن هتل به دنبال رستوران گشتیم و البته به سختی پیدا کردیم! هتل Astoria Palace اولین اقامتگاه ما در این سفر بود که دو شب را در آن گذراندیم. بابت دو شب 180 یورو پرداختیم. این هتل در منطقه مناسبی قرار دارد و پارکینگ اتومبیل شما را هم تامین می کند.

روز دوم، سه شنبه 23 اکتبر:
هوا بارانی بود که از هتل خارج شدیم. نخستین محلی که برای بازدید انتخاب کردیم Palace of the Normans بود. اولین مشکل پیدا کردن جای پارک و بعد عبور از خیابانهای باریک و آب گرفته بود. این کاخ که در زمان نورمنها ساخته شده، کاخ سلطنتی فردریک دوم و کنراد چهارم بوده است. مهمترین و زیباترین تالار این کاخ که توسط Roger دوم در سال 1132 ساخته شده و به Cappella Palatina معروف است با موزاییک ها و کاشی های بسیار ظریف آراسته شده است. در معماری این قصر از معماری رومی- عربی استفاده شده است. باغ این قصر نیز از مکانهای دیدنی است که همه روزه باز نیست. ورودیه این مجموعه 10 یورو و برای بازدید حداقل یکساعت زمان نیاز است. اینجا را مشاهده کنید.

در حیاط موزه درخت بسیار عجیبی دیدم که ساقه های آن از تیغهای بلند و بسیار قوی پوشیده شده بود بعدا فهمیدم که اسمش Silk Floss Tree از خانواده Ceiba speciosa که اصالتا از آمریکای جنوبی آمده است و در فصل بهار گلهای قرمز و بسیار زیبایی دارد.

با کمی پیاده روی و عبور از باغ زیبایی با درختان نخل ، وارد قسمت قدیمی شهر خواهید شد که تردد اتومبیلها در آن ممنوع و یا بسیار محدود است.

کلیسا جامع یا همان Cathedral در این قسمت واقع شده است. نمای بیرونی بسیار زیباست. شروع ساخت این کلیسا در قرن 12 میلادی بود و در طی قرنها تغییرات زیادی در آن داده شد که آخرین آن در قرن 18 بود. حتی در قرن 15 برای مدتی این کلیسا تبدیل به مسجد شد و مجددا به کلیسا تغییر کاربری داد. قبر فردریک دوم، هنری چهارم و پیتر دوم در این کلیسا است. برای بازدید نیم ساعت زمان کافی است و رایگان است. حیاط سرسبز کلیسا با مجسمه های زیبایی تزیین شده و مکان خوبی برای استراحتی کوتاه است.

خیابان corso Vittorio Emanuele همین خیابانی است که کلیسا در آن قرار دارد و پر است از مغازه های سوغاتی فروشی. با ادامه این خیابان که اطراف آن با ساختمانهای قدیمی محصور شده به چهار راه Quattro Canti می رسیم که چند مجسمه قدیمی در آن قرار دارد. حدود 50 متر در سمت راست فواره مشهور Fontana Pretoria را می بینید که مجموعه ای از شخصیتهای اساطیری و البته کمی سکسی است. چند قدم جلوتر کلیسا Martorana قرار دارد. بارش شدید باران سبب شد که نهار را با خیال راحت در یک رستوران ایتالیایی صرف کنیم!

سپس به Catacombe پالرمو که دالانهایی زیرزمینی با بیش از 8000 جسد مومیایی است، رفتیم. ورودیه آن 3 یورو و برای بازدید نیم ساعت کافی است. البته به نظر من خیلی هم جالب نیست ولی اگر شما هم پسربچه کنجکاوی مثل پسر من دارید، قطعا جزو محلهایی باید باشد که برای بازدید در نظر می گیرید.
قلعه Zisa بنای دیگری است که معماری آن تلفیقی از معماری عربی و نورمن است. ساخت این بنا در قرن 12 شروع شد و تا قرن 17 مرتبا در آن تغییراتی داده شد. این بنا در سه طبقه ساخته شده و برای بازدید از آن 45 دقیقه زمان نیاز است.ورودیه 6 یورو است. حیاط جلویی این بنا به سبک باغهای ایرانی جوی کشی پلکانی شده است.

تمام بناهایی که توضیحشان در روز دوم سفر آمد به همراه کلیسا Monreale و کلیسا جامع شهر Cefalu در لیست میراث جهانی تحت عنوان معماری عربی- نورمن در جزیره سیسیل ثبت شده است. برای آشنایی بیشتر با پالرمو اینجا را کلیک کنید.

پالرمو در کل، شهر خوب و زنده ای است و حوصله شما در آنجا سر نخواهد رفت.

روز سوم، چهارشنبه 24 اکتبر:
بعد از تحویل اتاق هتل، تصمیم گرفتیم که از کلیسا Santuario di Santa Rosalia دیدن کنیم. این کلیسا بر روی کوهی مشرف به شهر پالرمو قرار دارد. جاده پر پیچ و خم ولی زیبا شما را به بالای کوه می رساند. اولین چیزی که توجه را جلب می کند منظره زیبای شهر پالرمو است که در کنار دریا قرار دارد. کلیسا به خودی خود زیبایی مخصوصی ندارد فقط اینکه محراب کلیسا در میان غاری سنگی قرار گرفته است. برای کنترل آبهای جاری که بخاطر بارش باران از سقف کلیسا به سمت کف سرازیر می شوند زهکشی عجیب و غریبی در سقف انجام شده که خودش دیدنی است. در مسیر رفت و برگشت به بالای کوه تعداد زیادی دوچرخه سوار و همچنین افرادی را دیدیم که اقدام به صعود کرده بودند. برای این برنامه حداقل یک ساعت و نیم زمان اختصاص دهید.

مقصد بعدی کلیسا Monreale است که در 10 کیلومتری شهر و بر روی یک تپه قرار دارد. پیدا کردن محلی برای پارک اتومبیل مشکل است هر چند که ما با خوش شانسی یک پارکینگ عمومی در نزدیک میدان مرکزی روستا که کلیسا در آنجا قرار دارد پیدا کردیم. ورودیه این کلیسا رایگان است و شاید بتوان گفت که یکی از بهترین نمونه های تلفیق هنر نورمن، عرب و بیزانس است. این کلیسا توسط ویلیام دوم که پدر یزرگ راجر دوم بوده، ساخته شد. تصاویر دیواری که با موزاییکها و کاشی های رنگی درست شده اند به حدی زیبا هستند که برای دقایقی شما را مبهوت می کنند. این تصاویر گویای داستانهای مذهبی است که در انجیل و قران روایت شده است مثل داستان کشتی نوح.در یکی از این تصاویر حضرت عیسی مشغول مداوای افرادی است که واضحا به بیماری آبله مبتلا بوده اند. حداقل یکساعت برای بازدید اختصاص دهید. میدان خارج از محوطه کلیسا پر است از مغازه ها و دستفروشانی که سوغاتی های این منطقه را می فروشند.اینجا را کلیک کنید.

مسیر را به سمت جنوب و مقصد بعدی که دره معابد در شهر Agrigento است ادامه دادیم 135 کیلومتر که برای پیمایش آن حدود دو ساعت و نیم زمان نیاز است. این سایت وسیع باستانی که جزو میراث جهانی هم به حساب می آید در سه کیلومتری جنوب شهر قرار دارد. عملا جاده با بی احتیاطی از میان سایت باستانی عبور کرده و آن را به دو قسمت تقسیم کرده، هر چند که این دو قسمت توسط یک پل به هم ارتباط دارند و در هنگام بازدید نیازی نیست تا از عرض جاده عبور کنید. خوشبختانه این سایت و همچنین موزه وابسته به آن تا کمی قبل از غروب آفتاب باز است. ورودیه آن به همراه موزه 15.5 یورو و بازدید از آن حدود 3 ساعت زمان نیاز دارد. همانطور که گفته شد اسم این سایت باستانی Valley of the Temples است، هر چند که همه این معابد بر بلندای تپه صخره ای ساخته شده اند نه در کف دره!!! این سایت باستانی که 1300 هکتار وسعت دارد یکی از وسیعترین سایتهای باستانی جهان است. بقایای 7 معبد یونانی در این سایت به چشم میخورند که همگی ستون هایی به سبک Doric دارند. دو درب ورودی برای این سایت در نظر گرفته شده است که هر کدام بلیت فروشی نیز دارند. حتما نقشه راهنما را از بلیت فروشی بگیرید که البته قیمت آن 2 یورو است. معابد با فاصله نسبتا زیاد از هم واقع شده اند، افرادی که توانایی پیاده روی ندارند می توانند از مینی بوسهای برقی کوچکی که در سایت موجود است برای جا به جایی استفاده کنند که البته مجانی نیست. قدمت این معابد به قرن 5 قبل از میلاد بازمی گردد. برخی مثل معبد Concordia بسیار سالم باقی مانده اند و برخی مثل معبد زئوس تقریبا کاملا تخریب شده اند. در کنار معبد زئوس دو مجسمه سنگی بزرگ که از قطعات جداگانه سنگی درست شده اند بر روی زمین قرار دارد که البته ابعادشان حدود 10 متر است. بزرگترین معبد که کونکوردیا نام دارد از 6*13 ستون درست شده است. در کنار این معبد، مجسمه برنزی بزرگی بر روی زمین افتاده که شبیه فرشته یا انسان بالدار است. این مجسمه در سال 2011 توسط هنرمند لهستانی به نام Igor Mitoraj ساخته و در این محل قرار داده شده است.

همچنین این مجموعه شامل محلی بوده که در زمان خود برای انجام بازی های ورزشی از آن استفاده می شده و به المپیا معروف بوده است. آمفی تئاتر به سبک رومی نیز در این مجموعه وجود داشته که بیشتر آن از بین رفته است.

موزه در خارج از این مجموعه ولی نزدیک به آن قرار دارد. این موزه بسیاربزرگ و غنی است. برای بازدید از آن بیش از یکساعت و نیم زمان نیاز است. درست در سالن مرکزی یکی دیگر از مجسمه هایی را که در کنار معبد زئوس دیدیم در اینجا به نمایش گذاشته اند اما به شکل ایستاده، یعنی همانطور که در مدل واقعی وجود داشته است. این مجسمه ها در حقیقت ستونهای معبد بوده اند که تیرهای چوبی سقف معبد بر روی ساعد و شانه آنها قرار می گرفته. ماکت این معبد برای درک بهتر شکل آن در ابعاد خیلی کوچک در کنار مجسمه قرار داده شده است. اینجا را کلیک کنید.

هوا کاملا تاریک شده بود که به شهر برگشتیم و آپارتمانی را که برای یک شب 75 یورو اجاره کرده بودیم Bed & Breakfast 3 Under را تحویل گرفتیم.

روز چهارم، پنجشنبه 25 اکتبر:

    ابتدا کمی در شهر گشت زدیم و سپس به سمت شهر Ragusa حرکت کردیم. در مسیر از شهرهای Licata و Gela عبور کردیم. این مسیر کوهستانی که در بسیاری از مناطق منظره دریا را هم در پس خود دارد به اندازه کافی جذابیت دارد که رانندگی 135 کیلومتری را خسته کننده نکند. شهر Ragusa بر روی تپه قرار دارد و طبعا کلیسا جامع شهر که San Giorgio نام دارد بر بلندای تپه قرار گرفته است. اتومبیل را باید در خارج از محدوده قدیمی شهر پارک کرد و مابقی را پیاده طی کرد. کوچه های باریک و سنگفرشی با ساختمانهای قدیمی نمای جالبی به این قسمت شهر داده است. این شهر به همراه شهرهای Modica و Noto به سبب سبک ساختمانهای قدیمی شهر در لیست میراث جهانی ثبت است. بیشتر ساختمانهای این شهرها در زلزله سال 1693 به شدت صدمه دیدند و برای بازسازی آنها از مصالح بناهای تخریب شده استفاده کردند. اکثر این ساختمانها به سبک باروک و رنسانس بازسازی شدند. بعدازظهر کلیسا تا ساعت 4 بعدازظهر تعطیل است. پارک زیبایی با درختان نخل در شهر وجود دارد که بازدید از آن خالی از لطف نیست.

به سمت شهر Modica حرکت کردیم که در 35 کیلومتری Ragusa قرار دارد. شهر مودیکا نیز بر روی تپه واقع شده است و بافت شهری آن بسیار شبیه به شهر راگوسا است. اما این شهر بیشترین شهرتش را برای شکلات دارد. تعداد زیادی فروشگاه شکلات فروشی در شهر وجود دارد و مهمترین سوغاتی این شهر شکلات است. طعم این شکلاتها تفاوت بسیاری با شکلاتهای کلاسیکی که ما تا به حال مصرف کرده ایم دارد. پشت این صنعت شکلات سازی تاریخ بسیار جالبی پنهان است. گفته می شود که اهالی مودیکا، صنعت ساخت شکلات را از اسپانیایی هایی آموخته بودند که خود آن را از آزتکها در آمریکای جنوبی یاد گرفته بودند. به همین خاطر طعم این شکلات که فرآوری خاصی دارد، کاملا متفاوت است. اکنون شما می توانید این شکلاتها را با طعمهای افزودنی بسیار متفاوتی از طعم دارچین گرفته تا وانیلی و فلفلی پیدا کنید.حقیقتا طعم این شکلات به مذاق من خوش نیامد ولی تعدادی از آنها را برای دوستان سوغاتی خریدم و برای هرکدام داستان شکلات را هم تعریف کردم! کلیسا جامع شهر در خیابان اصلی شهر قرار دارد نمای خارجی آن زیباست و توصیه می شود در صورت زمان کافی 2 تا 3 ساعت را در این شهر بگذرانید.لطفا اینجا را کلیک کنید.

متاسفانه با توجه به تاریک شدن هوا فرصت کافی را برای بازدید از شهر Noto نداشتیم و خودمان را به شهر Syracuse رساندیم. فاصله Modica تا Syracuse حدود 70 کیلومتر است ولی بیش از یک ساعت و نیم زمان می برد.
بلافاصله پس از ورود به Syracuse هتل را تحویل گرفتیم . بابت یک شب اقامت در هتل B&B Cumpari Turiddu 78 یورو پرداختیم. خانه ای ویلایی با چند اتاق خواب که هر کدام را جداگانه اجاره داده بودند. صاحب این مکان مردی میان سال است که حداکثر تلاشش را برای اینکه شما اوقات خوشی در اقامتگاهش داشته باشید، به کار می برد.

روز پنجم، جمعه 26 اکتبر:
شهر سیراکوزا یکی از قدیمی ترین شهرهای اروپا است و قدمتی 2700 ساله دارد برخی اعتقاد دارند که این شهر زیباترین شهر دوران کهن بوده است. این شهر ابتدا توسط یونانیان ساخته شد ولی بعدها رومی ها از آن به عنوان یک شهر مهم استفاده کردند. گفته می شود که این شهر زادگاه ارشمیدس است. بافت قدیمی این شهر در لیست میراث جهانی ثبت شده است.
شاید نخستین جایی که باید بازدید شود، Parco Archeologico della Neapolis است. این مجموعه باستانی در داخل شهر قرار دارد. بازدید از آن حداقل دوساعت زمان نیاز دارد و ورودیه آن 10 یورو است. در این مجموعه تئاتر یونانی که بزرگترین در نوع خود در جزیره سیسیل است، آمفی تئانر رومی و همچنین غار سنگی که به Ear of Dionysius معروف است را می توان دید. همچنین باغ زیبایی در مجاورت این غار سنگی قرار دارد. ورودی این غار 23 متر ارتفاع و حدود 3 متر عرض دارد. عمق این غار که به شکل لابیرنت است حدود 50 متر است و گفته شده که کاربری زندان داشته است.

بیشتر قسمتی از بافت قدیمی شهر که در شبه جزیره Ortygia قرار دارد در طرح ترافیک واقع شده و دسترسی با ماشین شخصی کمی مشکل است. لطفا اینجا را کلیک کنید.
در فاصله 40 کیلومتری شهر به سمت غرب، Necropolis of Pantalica قرار دارد. این منطقه در حقیقت قسمتی از دره رود Calcinara است و شهرت آن بخاطر مقبره یا گوردخمه هایی است که در دیواره های سنگی این دره حفر شده اند. قدمت این مقبره ها به قرن 13 تا 7 قبل از میلاد برمی گردد. گفته می شود که در این دره بیش از 4000 مقبره و گوردخمه وجود دارد. دسترسی به این دره از دو راه متفاوت امکان پذیر است یکی از سمت شهر Sortino و دیگری ازسمت شهر Ferla که البته کمی دورتر است. جاده ای بسیار پر پیچ و خم شما را از شهر سورتینو به ورودیه پانتالیکا می رساند. در هنگام بازدید ما درب مجموعه باز بود و حتی نگهبانی هم آنجا نبود. از روی تابلو راهنما که در کنار ساختمان متروکه اطلاعات بود راه خود را به دره ادامه دادیم. مسیر کاملا کوهستانی است و در برخی جاها نیاز به عبور از نزدیک پرتگاه هم دارد که باید احتیاط کرد. بعد از حدود 45 دقیقه پیاده روی نخستین گوردخمه ها را دیدیم که به شکل حفره هایی مستطیلی شکل با عمق 2-3 متر و ارتفاع یک تا یک ونیم متر و معمولا 5-6 تا از آنها در کنار هم قرار دارند.البته آنها طوری ساخته شده اند که از کف زمین 2-3 متر ارتفاع دارند. در داخل آنها من چیزی ندیدم ولی گفته شده که محلی برای دفن اجساد بوده است. راه کوهستانی به تدریج تا کف دره ادامه دارد. رود جاری آب خنکی دارد و مناسب برای آبتنی است! حیف که زمان کافی برای این کار نداشتیم. با دقت به دیواره دره تعداد بیشتری از گوردخمه ها را هم می توان دید. در آنسوی دره افرادی را دیدیم که از سمت شهر Ferla برای بازدید به این دره آمده بودند. البته که اگر فرصت کافی و توان مناسب داشنه باشید می توانید ساعتها در این دره زیبا بچرخید و لذت ببرید. ولی به یاد داشته باشید که برنامه خود را طوری تنظیم کنید تا قبل از غروب آفتاب از دره خارج شوید. این دره نیز جزء میراث جهانی یونسکو است. اینجا را کلیک کنید. حداقل سه ساعت برای بازدید از این محل اختصاص دهید.

در این دره تعداد زیادی گیاه کاکتوس وجود دارد که در این فصل میوه داده اند. در شهر دیدم که میوه هایش را می فروختند بنابراین تصمیم گرفتم که یکی از آنها را امتحان کنم. با توجه به تیغهای زیادی که گیاه کاکتوس دارد با وسیله ای میوه را از ساقه جدا کردم و سعی کردم پوست میوه را با دست بکنم. پوست میوه آن مثل پوست کیوی است که با دست به راحتی جدا می شود. قوام میوه هم مثل کیوی کاملا رسیده است. سعی کردم با دندان کمی از آن را بکنم و بخورم. مزه آن کمی میخوش بود ولی ناگهان متوجه شدم که تمام دهان و همچنین انگشتانم مورد حمله تیغهای بسیار ریز کاکتوس که به سختی با چشم دیده می شوند قرار گرفته است. هر چه سعی کردم آنها را جدا کنم فایده نداشت و حتی تا روز بعد نیز از وجودشان در دست و دهان عذاب کشیدم.

هوا کم کم تاریک شده بود که به سمت کاتانیا حرکت کردیم. این فاصله 65 کیلومتری را در یک ساعت و نیم طی کردیم. اقامت ما در هتل Borgo Verde بود که بابت دو شب اقامت مبلغ 200 دلار پرداختیم.

روز پنجم، جمعه 26 اکتبر:
ابتدا کمی در شهر با اتومبیل گردش کردیم. در بافت قدیمی شهر استفاده از سنگهای آتشفشانی که سیاه رنگ هستند، بسیار نمود دارد. این سنگها حاصل فوران آتشفشان کوه اتنا در این منطقه هستند. کوه اتنا که شاید معروفترین کوه آتشفشانی اروپا باشد در شمال شهر کاتانیا قرار دارد. هر چند که این کوه هنوز فعال است و دود و بخارهای آتشفشانی از چندین دهانه کوچک و بزرگ آن خارج می شود، ولی یکی از مهمترین مقاصد گردشگری در جزیره سیسیل است. جاده ای با کیفیت مناسب از شهر کاتانیا تا دامنه های کوه و سپس تا ارتفاع حدود 1920 متری کشیده شده است. چون فعالیت آتشفشانی این کوه بسیار زیاد است( در 10 سال گذشته 22 بار گدازه از آن خارج شده است) و هر از چند سال گدازه های آتشفشانی تا دامنه های کوه نیز جاری می شوند لذا این جریان گدازه ای را که چون رود سیاه رنگی از جنس سنگ همه چیز را در مسیرش سوزانده و در خود دفن کرده است را می توان مشاهده کرد. دامنه کوه پوشش گیاهی مناسبی دارد که در بسیاری از مناطق حتی جنگلی است. گاهی این جریان گدازه ای از میان این جنگل عبور کرده و با از بین بردن پوشش گیاهی در مسیرش، این طور به نظر می رسد که جاده ای از جنس سنگ سیاه از میان جنگل کشیده شده است. امکانات نسبتا خوبی در انتهای این جاده که به Rifugio Sapienza معروف است ایجاد شده است. شما می توانید اتومبیل خود را در پارکینگ عمومی پارک کنید و از این منطقه با کمک تله کابین به ایستگاه بعدی که در ارتفاع 2500 قرار دارد، بروید. قیمت استفاده از این تله کابین به همراه کرایه مینی بوسهای FWD از ایستگاه آخر تا ارتفاع حدود 2920 متری که در نزدیکی یکی از دهانه های آتشفشانی اصلی کوه اتنا قرار دارد 55 یورو است.تله کابین سواری حدودا بیست دقیقه زمان می برد. در این محل رستوران و همچنین پناهگاه کوهنوردی قرار دارد که با توجه به حجم عظیم گردشگران بیشتر به تفریحگاه تبدیل شده است.

از این محل شما می توانید برای صعود به ارتفاع بالاتر از وسیله جالب و ویژه ای استفاده کنید که تصور می کنم برای همینجا طراحی شده است!! مینی بوسی با لاستیکهای بسیار بزرگ و البته با موتور تقویت شده که قادر است در شیبهای تند کوه و همچنین خاکسترهای آتشفشانی حرکت کند. این مینی بوس سواری هم حدود نیم ساعت زمان می گیرد.

از محل توقف مینی بوس تا دهانه آتشفشانی Torre del Filasofo که در ارتفاع 2920 متری قرار گرفته حدودا بیست دقیقه پیاده روی باید کرد. شما به راحتی بر روی دهانه آتشفشانی راه خواهید رفت که از برخی قسمتهای آن گازها و بخار آتشفشانی خارج می شود از این دهانه در گذشته نزدیک فوران گدازه های آتشفشانی انجام شده است. هوای کوه در روزی که ما از آن بازدید کردیم بسیار متغیر بود. وجود باد شدید و سرد سبب شده بود تا بسیاری از بازدید کنندگان به سرعت خودشان را به مینی بوس برسانند تا از گزند سرما در امان باشند. باد، به سرعت ابرها را به کوه نزدیک می کرد و سپس آنها را با خود می برد. گاهی در میان مه گم می شدیم و گاهی از میان هوای صاف تا کرانه های دریا را می دیدیم. جنس و سختی سنگها و همچنین خاکستر حاصل از فعالیت آتشفشانی، منظره بسیار زیبایی را در کنار مسیر رود گونه ای که از سرد شدن جریان گدازه ها ایجاد شده است در پیش چشم قرار می دهد که برای ما بسیار جذاب است چون به غیر از فیلمهای مستند، هرگز این مناظر را ندیده ایم. گاهی تصور می کنیم که جایی خارج از کره زمین قرار داریم. برخی از افراد ترجیح می دهند تا قسمتی از این مسیر را پیاده طی کنند و از تله کابین یا مینی بوس استفاده نمی کنند. آنطور که من متوجه شدم تعداد بسیار کمی از ایستگاه آخر مینی بوس تا قله اصلی را صعود می کنند. البته به نظر می رسد که این فاصله را بتوان حدودا یک ساعته صعود کرد.

تعداد نسبتا زیادی مغازه سوغاتی فروشی در ایستگاه اول تله کابین وجود دارد که در صورت تمایل می توانید تعدادی از مجسمه هایی که با سنگهای آتشفشانی درست شده اند را بخرید. اما بهتر است که کمی هم درباره کوه اتنا اطلاعات داشته باشیم:
” این کوه آتشفشانی که ارتفاع آن 3350 متر است شاید یکی از فعالترین کوههای آتشفشانی جهان باشد و هر از چند سال گدازه های آتشفشانی از آن خارج می شود. در این کوه چندین دهانه آتشفشانی در ارتفاعات مختلف قرار دارند که گه گاه فعال می شوند. امروز که من در حال نوشتن این گزارش سفر هستم (25 دسامبر 2018 یا سوم دی 1397) ، در اخبار شنیدم که مجددا این کوه به شدت فعال شده و مواد مذاب و دود و خاکستر از آن خارج می شود. بیشتر ایام سال قله این کوه از برف پوشیده شده است. همچنین بر حسب روایات اساطیری، غول‌های انسلاد و تایفون درون آن زندگی می‌کنند که تنفس آنها باعث طغیان اتنا می‌شود”. کوه اتنا به عنوان یک اثر طبیعی فوق العاده در لیست میراث جهانی به ثبت رسیده است.اینجا را کلیک کنید.

مسیر برگشت را به سمت شهر Taormina انتخاب کردیم. این شهر کوچک در کنار دریا قرار دارد و بیشتر به خاطر آمفی تئاتر یونانی اش مشهور است که قدمتی 2200 ساله دارد. ورودیه آن 10 یورو است و برای بازدید از آن 45 دقیقه زمان نیاز است. از داخل این بنای تاریخی نمای زیبایی به کوه اتنا وجود دارد که دستمایه بسیاری از عکسهای تجاری جزیره سیسیل است. بافت قدیمی شهر هم در نوع خود جذاب است. در کنار دروازه ورودی به بافت قدیمی شهر رستوران Arancineria با استیک عالی، پیشنهاد بسیار خوبی برای نهار است.

درست قبل از غروب آفتاب به سمت کاتانیا حرکت کردیم. اتوبان تائومینا به کاتانیا تنها اتوبانی در سیسیل است که عوارض جاده ای دارد.

روز ششم، شنبه 27 اکتبر 2018:
با توجه به فرصت اندکی که تا پرواز داشتیم تصمیم گرفتیم تا با اتومبیل در شهر کمی گردش کنیم و حداقل برخی از دیدنی های شهر را از میان ماشین تماشا کنیم. شهر کاتانیا نیز مثل بسیاری از شهرهای ایتالیا دارای محدوده طرح ترافیک است و با اتومبیل شخصی نمی توان وارد آن شد.
در فرودگاه کاتانیا اتومبیل را تحویل دادیم و به سمت دبی پرواز کردیم.

افشین ایران پور
کانون گردشگران جوان ایران
iranpour@kanoonirangardan.ir
af6872@gmail.com

Share

نوشته سفر به سیسیل- سرزمین مافیا اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%db%8c%d8%b3%db%8c%d9%84%d8%8c-%d9%85%d9%87%d8%b1-1397/feed/ 1
گزارش سفر به اسپانیا-تقابل هنر در عصر اسلام و مسیحیت https://kanoonirangardan.ir/4150/ https://kanoonirangardan.ir/4150/#comments Tue, 09 Feb 2016 06:20:16 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=4150 گزارش سفر به اسپانیا-تقابل هنر در عصر اسلام و مسیحیت ...

نوشته گزارش سفر به اسپانیا-تقابل هنر در عصر اسلام و مسیحیت اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
گزارش سفر به اسپانیا-تقابل هنر در عصر اسلام و مسیحیت

سفر به اسپانیا که یکی از توریست پذیر ترین کشورهای جهان است، برای گردشگران از هر تیپ و سلیقه ای که باشند بسیار لذت بخش خواهد بود. سیستم خصوصی و دولتی این کشور به خوبی این واقعیت را پذیرفته که نون مملکت از جیب توریستهایی درمی آید که از اقصا نقاط دنیا به اسپانیا سفر می کنند. لذا تمامی امکانات و مایحتاج سیستم توریستی به خوبی طراحی و نگهداری می شود.

سفر ما به اسپانیا در اواخر ماه سپتامبر و اوایل اکتبر 2014 میلادی و یا بهتر بگویم در مهرماه 1393 انجام شد.  سفر ما در گروهی 7 نفره شامل 4 بزرگسال و سه کودک که دوتای آنها زیر 6 ماه بودند، آغاز شد. یک خانواده از دبی و یک خانواده از تهران که با پروازهای شرکت هواپیمایی امارات و لوفتانزا به بارسلون وارد شدیم.

قبل از شروع جزییات سفر بهتر دیدم که کمی با کشور و تاریخ اسپانیا آشنا شویم. این نوشتار از سایت ویکیپدیا و چند منبع دیگر خلاصه و در اختیار شما قرار می گیرد.

اسپانیا  با نام رسمی پادشاهی اسپانیا کشوری مستقل و از اعضای اتحادیه اروپا است. این کشور در شبه‌جزیره ایبری در جنوب غربی اروپا قرار دارد. سرزمین اصلی اسپانیا از جنوب و شرق با دریای مدیترانه و جبل الطارق، از شمال و شمال شرق با فرانسه، آندورا و خلیج بیسکای و از غرب و شمال غرب با پرتغال و اقیانوس اطلس هم مرز است. مرز اسپانیا با پرتغال (به طول ۱۲۱۴ کیلومتر) طولانی‌ترین مرز یکپارچه در اتحادیه اروپا است. قلمروی اسپانیا افزون بر سرزمین اصلی شامل جزایر بالئارس در دریای مدیترانه، جزایر قناری در سواحل آفریقایی اقیانوس اطلس، دو شهر خودمختار سبته و ملیله در آفریقای شمالی هم مرز با کشور مراکش و چندین جزیره مسکونی و غیر مسکونی دیگراز جمله آلبوران، شافاریناس، آلوزماس و ولز د لا گومرا می باشد. اسپانیا با مساحت ۵۰۵۹۹۲ کیلومتر مربع،پنجمین کشور بزرگ اروپاست. انسان مدرن نخستین بار در حدود ۳۵۰۰۰ سال پیش قدم به شبه جزیره ایبریا گذاشت. در حدود ۲۰۰ سال پیش از میلاد این منطقه تحت فرمان حکومت روم قرار گرفت و هیسپانیا نامیده می‌شد. هیسپانیا در قرون وسطی توسط قبایل ژرمن و پس از آن توسط مورها تصرف شد. در قرن پانزدهم پس از ازدواج‌های بین حکومتی فرمانروایان کاتولیک و اتحاد این حکومت‌ها و همچنین سقوط کامل آندلس و بازپس گیری آن از دست موروهای مسلمان در سال ۱۴۹۲ اسپانیا به شکل کشوری یکپارچه پدیدار شد. در اوایل دوران جدید، اسپانیا به یک امپراتوری پر قدرت جهانی تبدیل شد و اسپانیایی‌ها به عنوان یکی از نخستین فاتحان دنیای جدید به قاره آمریکا وارد و در آنجا ساکن شدند. بیش از پانصد میلیون نفر اسپانیایی زبان ساکن در آمریکا میراثی است که اسپانیایی‌ها در این قاره بر جای گذاشتند. اسپانیای امروزی کشوری دموکراتیک و دارای حکومتی پارلمانی تحت قانون اساسی پادشاهی است. اسپانیا یک کشور توسعه‌یافته و نوزدهمین اقتصاد بزرگ دنیا از نظر تولید ناخالص داخلی می‌باشد. این کشور همچنین دارای سطح بالای استاندارد زندگی است. اسپانیا در سازمان ملل متحد، ناتو، سازمان تجارت جهانی، سازمان همکاری اقتصادی و توسعه و اتحادیه اروپا عضو می‌باشد.

ریشه نام رومی هیسپانیا، که نام کنونی اسپانیا از این واژه گرفته شده، نامشخص است. هیسپانیا شاید از گویش شاعرانه واژه یونانی هیسپریا گرفته شده باشد که به معنای “سرزمین غرب” یا “سرزمین غروب خورشید” می‌باشد. هیسپانیا ممکن است از واژه پونیکی ای-شپانیا به معنای “جزیره خرگوش‌ها”، “سرزمین خرگوش‌ها” یا “لبه”، که به یاد آورنده موقعیت اسپانیا در لبه اروپا می‌باشد، گرفته شده باشد؛ سکه‌های کشف شده در اسپانیا از دوره هادریان نیز تصویر زنی همراه یک خرگوش را نشان می‌دهد.به گفته برخی هیسپانیا از واژه باسکی ازپانا به معنای “لبه” یا “مرز” گرفته شده است که موقیعت جغرافیایی اسپانیا را در لبه یا مرز قاره اروپا متذکر می‌شود. پژوهشگر و تاریخ‌نگار دوره رنسانس آنتونیو دی نبریخا معتقد است هیسپانیا از واژه ایبریایی هیسپالیس به معنای “شهر دنیای باختری” گفته شده است. خسوس لوییز کونخیلوس معتقد است نام اسپانیا از واژه اسپن که از اسپای که واژه‌ای است به زبان فنیقی به معنای “ذوب و شکل‌دهی فلز” گرفته شده است و “ای-سپن-یا” نیز به معنای “سرزمین ذوب و شکل‌دهی فلزات” است.

تاریخ

قدیمی‌ترین ساکنان شبه‌جزیره ایبریا تشکیل دهندگان تمدّن‌های ایبری، باسکی و سلتی بوده‌اند. در حدود ۲۰۰ سال پیش از میلاد این منطقه تحت فرمان حکومت روم قرار گرفت و در اوایل قرون وسطی ژرمن‌ها ایبریا را تصرف کردند. پس از ژرمن‌ها ایبریا توسط مورهای مهاجم تصرف شد. پس از آن حکومت‌های کوچک مسیحی به تدریج و طی چند قرن زمام امور را در ایبریا به دست گرفتند. آخرین بقایای مورها در همان سالی که کریستوف کلمب به قاره آمریکا رسید، سقوط کردند. امپراطوری جهانی اسپانیا با تبدیل این کشور به قدرتمندترین کشور اروپا و ابر قدرت جهان آغاز شد و برای یک ونیم قرن ادامه یافت.جنگهای پی در پی و ادامه دار و وجود مشکلات فراوان در نهایت باعث زوال و اضمحلال امپراطوری شد. حمله ناپلئون به اسپانیا منجر به هرج ومرج شد و جنبش‌های استقلال‌طلب و جدایی‌خواه را که در سراسر امپراتوری پراکنده بودند، بیدار کرد و باعث بی ثباتی سیاسی شد. پیش از جنگ جهانی دوم جنگ داخلی ویرانگر اسپانیا به وقوع پیوست و پس از آن کشور تحت فرمان حکومتی استبدادی قرار گرفت. در نهایت دموکراسی در قالب قانون اساسی شاهنشاهی پارلمانی حاکم شد. بعدها اسپانیا به اتحادیه اروپا پیوست و دوره رنسانس فرهنگی و رشد باثبات اقتصادی را تجربه کرد.

پژوهش‌های باستان‌شناسی در کوه‌های آتاپوئرکا نشان می‌دهد که شبه جزیره ایبریا ۱/۲ میلیون سال پیش محل زندگی انسان‌سانان بوده است. ۳۵۰۰۰ سال پیش انسان نخستین بار از شمال به این سرزمین قدم نهاد. شناخته‌شده‌ترین اثر این انسان‌های پیش از تاریخ نقاشی‌های معروف غار آلتامیرا در منطقه کانتاباریا در شمال ایبریا است که در حدود ۳۵۶۰۰ تا ۱۳۵۰۰ سال پیش از میلاد توسط انسان‌های کرومانیون یا شاید نئاندرتال‌ها کشیده شده اند از شواهد باستان‌شناسی و ژنتیکی بر می‌آید که ایبریا پناهگاهی برای ساکنان شمال پس از آخرین عصر یخبندان بوده است. ساکنان تاریخی ایبریا ایبریایی‌ها و سلت‌ها بودند. ایبریایی‌ها در کرانه‌های مدیترانه از شمال شرق تا جنوب شرق ساکن بودند. سلت‌ها در کرانه‌ها اطلس از شمال غرب تا جنوب غرب و در شمال و مرکز (سلتیبریان‌ها) شبه جزیره زندگی می‌کردند. باسکی‌ها نیز مناطق غربی کوه‌های پیرنیس را اشغال کردند. در جنوب ایبریا شهری نیمه افسانه‌ای به نام تارتسوس پدیدار شد (۱۱۰۰ سال پیش از میلاد) که طبق نگاشته‌های استرابون و کتاب سلیمان تجارت وسایل ساخته شده از طلا و نقره را با فنیقی‌ها و یونانی‌ها انجام می‌دادند. بین سال‌های ۸۰۰ تا ۳۰۰ پیش از میلاد فنیقی‌ها و یونانیان تجارتخانه‌هایی را در طول سواحل مدیترانه ایجاد کردند. کارتاژها نیز مدتی کوتاه کنترل بیشتر کناره‌ها مدیترانه‌ای ایبریا را در دست گرفتند تا این که در جنگ‌های پونیک از رومی‌ها شکست خوردند

امپراتوری روم و پادشاهی گوتیک:

در طی دومین جنگ پونیک، امپراتوری روم کلنی‌های تجاری کارتاژی‌ها را در کرانه‌های مدیترانه بین سال‌های ۲۱۰ تا ۲۰۵ پیش از میلاد تصرف کرد. اشغال کامل ایبریا دو قرن به درازا انجامید و رومی‌ها به مدت شش قرن کنترل این شبه جزیره را در دست داشتند. فرهنگ ساکنان سلتی و ایبریایی به بتدریج رومی شد. رهبران محلی در طبقه اشرافی روم پذیرفته شدند. هیسپانیا نقش یک انبار غله و غذا را برای بازار روم ایفا می‌کرد و لنگرگاه‌های آن محل صادرات طلا، پشم، روغن زیتون و شراب بود. کشاورزی با ابداع طرح‌های آبیاری جدید گسترش یافت به طوری برخی از آنها تاکنون مورد استفاده قرار می‌گیرد. هادریانوس، تراژان و تئودئوس اول از امپراتورهای روم زاده هیسپانیا بودند و همچنین سنکا فیلسوف بزرگ پیش از میلاد اهل این منطقه بود. مسیحیت در قرن اول پس از میلاد وارد این سرزمین شد و در قرن دوم میلادی فراگیر شد. بیشتر بنیان‌های زبانی و مذهبی و قوانین اسپانیای امروزی ریشه در این دوره دارد. اضمحلال حکمرانی امپراتوری روم در هیسپانیا از سال ۴۰۹ آغاز شد. هنگامیکه سوئبی‌های ژرمن، و وندال‌ها به همراه الان‌های سرمتی از رود راین گذشتند و سرزمین گل را غارت کردند و مردم آنجا را به ایبریا راندند. سوئبی‌ها کشوری را در شمال ایبریا جایی که امروزه گالیسیا و شمال پرتغال را فرا می‌گیرد، بنیان نهادند. با سقوط رومی‌ها بنیان‌های اقتصادی و اجتماعی نیز سقوط کرد و ویران شد اما حکومت‌های جایگزین بسیاری از قوانین و رسوم امپراتوری پیشین را حفظ کردند مانند مسیحیت. گروههای از قبایل وندال به نام هاسدینگی نیز حکومتی را در گالیسیا بنیان نهادند. دیگر قبیله وندال به نام اسلینگی نیز منطقه‌ای در جنوب را اشغال کردند که تاکنون نام آنها یعنی واندالوسیا یا واژه امروزی آن اندلس بر آن مانده است.

ایبریای اسلامی:

در قرن هشتم تقریباً همه شبه جزیره ایبری توسط موروهای مسلمان که از شمال آفریقا آمده بودند، فتح شد.(۷۱۱–۷۱۸) این فتوحات بخشی از کشورگشایی‌های خلیفه اموی بود. تنها بخش کوچکی در نواحی کوهستانی شمال غرب شبه جزیره در برابر هجوم مسلمانان دست به مقاومت زد. طبق قوانین اسلامی، مسیحیان و یهودیان به عنوان اقلیت مذهبی شناخته شدند و به مسیحیان و یهودیان اجازه داده شد تا به عنوان اهل کتاب به رسوم دینی خود بپردازند اما آنها باید مالیات ویژه‌ای را می‌پرداختند و نسبت به مسلمانان از حقوق اجتماعی پایینتری برخوردار بودند.گرایش به اسلام کم کم رو به فزونی گذاشت. اعتقاد براین است که تا پایان قرن دهم مولدون‌ها (مسلمانان ایبریایی) بیشتر جمعیت این شبه جزیره را تشکیل می‌دادند.

جامعه اسلامی در شبه جزیره ایبری خود متنوع و دچار تنش‌های اجتماعی بود. بربرهای اهل شمال آفریقا که هسته اصلی ارتش خلیفه در اندلس را تشکیل می‌دادند، با رهبران عرب در خاورمیانه به مشکل برخوردند و به ستیز و منازعه پرداختند. با گذشت زمان جوامع موروی مسلمان در مناطق مختلف به ویژه در دره رودخانه گوادالکیویر (وادی الکبیر)، دشت‎های ساحلی والنسیا، دره رودخانه ایبرو و مناطق کوهستانی گرانادا بر پا شدند.

کوردوبا، پایتخت خلیفه، بزرگترین و ثروتمندترین شهر اروپای غربی بود. بازرگانی و فرهنگ مدیترانه‌ای شکوفا شد. مسلمانان یک سنت فکری غنی را از خاورمیانه و شمال آفریقا وارد کردند. دانشمندان و پژوهشگران مسلمان و یهودی نقش مهمی در احیا و گسترش آموزش کلاسیک یونانی در اروپای غربی ایفا کردند. فرهنگ رومی شبه جریزه ایبری با فرهنگ اسلامی و یهودی در آمیخت و فرهنگ ممتازی را در منطقه ایجاد کرد. بیرون شهرها بیشتر جمعیت را در خود جای داده بود. نظام زمینداری رومی در دوران اسلامی تقریباً دست نخورده باقی ماند. در قرن یازدهم، تشکیل امارت‌های جداگانه ملوک‌الطوایفی رقیب در بین مسلمانان به دولت‌های کوچک مسیحی اجازه داد تا قلمروی خود را گسترش دهند با ورود فرقه‌های اسلامی موحدون و مرابطان از شمال آفریقا و وضع قوانین سختگیرانه اسلامی یکپارچگی را به جامعه مسلمانان بازگشت. اتحاد دوباره کشور اسلامی تا حدود یک قرن پابرجا ماند. در سال ۱۴۶۹ م.، اتحاد دو مملکت مسیحی کاستیا و آراگون با وصلت ایزابلای یکم کاستیا و فردیناند دوم آراگون محقق شد. گسترش دامنه‌های تحت سلطه مسیحیان با تکمیل تصرف جزایر قناری توسط کاستیا در سال ۱۴۷۸ م. ادامه یافت، و بعد از آن نیز با امضای کاپیتولاسیون تحویل گرانادا در ۱۴۹۲ م. توسط ملک ابوعبدالله محمد دوازدهم، که طبق آن پادشاهان کاتولیک ایزابلا و فردیناند موظف رعایت دین اسلامی ساکنین گرانادا شدند. با تحویل گرانادا آخرین هسته سلطه اسلامی در شبه‌جزیره‌ی ایبری پس از ۷۸۱ سال از میان رفت. در همان سال٬ کریستف کلمب با سرمایه‌گذاری ملکه ایزابلا کاشف جهان نو شد و باز در همان سال نیز فرمانروایان کاتولیک دستور به ترک مذهب و گرایش به مسیحیت برای تعقیب انحرافات از مذهب کاتولیک و تقیه‌ی یهودیان و مسلمانان را صادر کرد٬ ملکه ایزابلا از سال ۱۴۸۰ م. دادگاه انگیزیسیون را تاسیس کرده بود. روند تمرکز قدرت در شبه‌جزیره با تصرف ناوارا توسط پادشاه فردیناند در سال ۱۵۱۲ ادامه یافت، که این امر باعث شکلگیری مرزهای اصلی اسپانیای کنونی شد.

امپراتوری اسپانیا

اتحاد دو پادشاهی آراگون و کاستیل به واسطه ازدواج ملکه کاستیل و شاه آراگون پایه‌های امپراتوری اسپانیا و اسپانیای امروزی را استوار کرد گرچه هر یک از ممالک پادشاهی به عنوان یک کشور جداگانه با سیاست، قانون، واحد پول و زبان جداگانه باقی ماند. اسپانیا در قرن شانزدهم و بیشتر قرن هفدهم قدرت برتر اروپا بود. این موقعیت با ثروت حاصل از بازرگانی و مستعمرات تقویت شد. قدرت و شکوه امپراتوری در دوره دو تن از پادشاهان دودمان هابسبورگ اسپانیا، کارلوس یکم (بین ۱۵۱۶ تا ۱۵۵۶ میلادی) و فلیپ دوم (بین ۱۵۵۶ تا ۱۵۹۸ میلادی)، به اوج خود رسید. در این دوره حوادث مهم تاریخی همچون جنگ‌های ایتالیا، شورش اهالی کاستیل علیه شاه کارلوس، شورش هلند، شورش موریسکوها در گرانادا، جنگ با عثمانی، جنگ با انگلستان و جنگ با فرانسه به وقوع پیوست. امپراتوری اسپانیا با تصرف بخش بزرگی از قاره آمریکا، جزایر منطقه آسیا اقیانوسیه، مناطقی از ایتالیا، شهرهایی در شمال آفریقا، همچنین بخشی که امروزه فرانسه، آلمان، بلژیک، لوکزامبورگ و هلند را تشکیل می‌دهد، بسیار بزرگ شد. اسپانیا نخستین امپراتوری‌ای بود که به امپراتوری بی غروب ملقب شد.

قرون شانزدهم و هفدهم عصر کاوش بود، با سفرهای اکتشافی جسورانه دریایی و زمینی. این سفرها و اکتشافات،مسیرهای بازرگانی جدیدی را بین اقیانوس‌ها گشود و دوره استعمار اروپاییان را آغاز کرد. اکتشافگران اسپانیایی در کنار فلزات گران‌بها، ادویه، لوازم تجملی و محصولات جدید کشاورزی، دانش و اطلاعات ارزشمندی را از دنیاهای جدید به همراه خود می‌آوردند و نقش محوری در افزایش دانش اروپاییان از جهان ایفا کردند. از شکوفایی فرهنگی آن دوره امروزه با عنوان عصر طلایی اسپانیا یاد می‌شود. اوج‌گیری انسان‌گرایی، اصلاح‌طلبی پروتستانی و اکتشاف‌های جدید جغرافیایی منجر به شکل‌گیری جنبش بانفوذ روشن‌فکری به نام مکتب سالامانکا شد. در اواخر قرن شانزدهم و نیمه نخست قرن هفدهم، اسپانیا با چالش‌های همه جانبه سختی  روبرو بود. دزدان دریایی بربر مسلمان زیر سایه امپراتوری در حال اوج‌گیری عثمانی جریان عادی زندگی را در بسیاری از مناطق ساحلی اسپانیا مختل می‌کردند و این به منزله احیای خطر حمله مسلمانان بود. این جریانات در حال به وقوع می پیوست که اسپانیا اغلب در حال جنگ با فرانسه بود. جنبش اصلاحات پروتستانی و تفرقه در کلیسای کاتولیک کشور و امپراتوری را هر چه بیشتر در باتلاق جنگ‌های مذهبی فرو برد و در نتیجه امپراتوری مجبور بود تا همیشه نظامی‌گری را در سراسر اروپا و مدیترانه گسترش دهد. در قرن شانزدهم و زمانی که امپراتوری در اوج قدرت بود افسانه سیاه یا تبلیغات ضد اسپانیایی توسط مبلغانی از قدرت‌های رقیب اروپایی به خصوص هلند و انگلستانِ پروتستان رواج یافت. مبلغان،ضد وضعیت اخلاقی امپراتوری و اسپانیایی‌ها تبلیغ می‌کردند. تبلیغات آنها در مورد میزان تفتیش عقاید و همچنین چگونگی رفتار اسپانیایی‌ها با بومیان آمریکا، غیر کاتولیک‌ها و یهودیان بیشتر اغراق‌آمیز و گاهی دروغ بود. در میانه قرن هفدهم و در حالی بیماری و جنگ اروپا را فرا گرفته بود، هابسبورگ‌های اسپانیایی قاره را در دام جنگ‌ها و اختلافات مذهبی سیاسی انداختند. این درگیری‌ها اقتصاد را از پایه و بن ویران کرد و باعث جنگ‌های استقلال خواهانه شد با وجود این امپراتوری دربرابر این جریانات جدایی خواه مقاوت می‌کرد اما در نهایت امپراتوری مجبور شد تا جدایی پرتغال و هلند را به رسمیت بشناسد. این وضعیت منجر به جنگ سی‌ساله در اروپا شد. در نیمه دوم قرن هفدهم اسپانیا وارد یک سیر نزولی نسبی شد و بخش‌هایی از قلمرویش در فرانسه و هلند را از دست داد گرچه کشورگشایی اسپانیایی‌ها در قاره‌های دیگر ادامه داشت و این روند تا قرن نوزدهم ادامه پیدا کرد.

سیر نزولی اسپانیا در سال‌های آغازین قرن هجدهم با افزایش رقابت و ستیز بر سر تخت سلطنت به اوج خود رسید و جنگ‌های جانشینی اسپانیا به وقوع پیوست. جنگ‌های جانشینی اسپانیا درگیری‌های گسترده بین‌المللی بود که با ضد و خوردهای داخلی در آمیخته بود. پادشاهی اسپانیا تاوان سنگینی به خاطر این جنگ‌ها پرداخت و قلمروی اروپایی خود و ابر قدرتی‌اش در این قاره را از دست داد. در پی این جنگ دودمان جدیدی با رگ و ریشه فرانسوی قدرت را در اسپانیا به دست گرفتند. کشور واقعی اسپانیا زمانی تشکیل شد که نخستین پادشاه بوربون فیلیپ پنجم پادشاهی های کاستیل و آراگون را با هم یکپارچه کرد و بسیاری از قوانین و مقررات محلی قدیمی را بر انداخت. در قرن هجدهم وضعیت امپراتوری کم کم بهبود یافت. خاندان جدید حاکم یعنی دودمان بوربون نظام جدید مدرنیزه کردن دولت و اقتصاد را پیاده کرد. جنبش‌های روشنگری در میان برخی از نخبگان دربار و خاندان پادشاهی رسوخ کرد. کمک‌های نظامی به شورشیان در مستعمرات بریتانیا در جنگ انقلاب آمریکا وجه بین‌المللی کشور را بهبود بخشید.

حکمرانی ناپلئون، خیزشها و سرنگونی امپراتوری ناپلئون

در سال 1793 (۱۱۷۲) اسپانیا وارد جنگ علیه انقلابیان فرانسوی شد. اسپانیا در میدان نبرد شکست خورد و در سال ۱۷۹۵ (۱۱۷۴) صلح با فرانسه برقرار شد. در سال ۱۸۰۷ (۱۱۸۶) طی یک پیمان‌نامه مخفی بین اسپانیا و ناپلئون بناپارت اسپانیا به پرتغال و بریتانیا اعلان جنگ داد. سربازان ناپلئون برای جنگ با پرتغال وارد اسپانیا شدند و تمام استحکامات نظامی را تصرف کردند. پادشاه اسپانیا به نفع برادر ناپلئون ژوزف ناپلئون استعفا داد. اسپانیایی ها به ژوزف ناپلئون به عنوان پادشاه دست نشانده نگاه می‌کردند. خیزش ۲ می ۱۸۰۸ (۱۲ اردیبهشت ۱۱۸۷) یکی از چندین قیام علیه رژیم ناپلئونی در اسپانیا بود.این شورشها نقطه آغاز جنگ خونین شبه جزیره علیه رژیم ناپلئون بود. ناپلئون مجبور شد شخصاً دخالت کند. او چندین ارتش اسپانیایی را شکست داد و انگلیسی ها را مجبور به عقب نشینی کرد. گرچه اقدامات نظامی بیشتر از سوی نیروهای اسپانیایی، انگلیسی و پرتغالی و تهاجم مرگبار ناپلئون به روسیه منجر به خروج ارتش امپراتوری فرانسه از اسپانیا و بازگشت فردیناند هفتم شد. در خلال جنگ یک سازمان انقلابی به نام “کادیز کورتس” برای هماهنگ سازی مبارزات علیه رژیم ناپلئونی و آماده سازی یک قانون اساسی شکل گرفت. اعضای این سازمان از تمام اسپانیا بودند. در سال ۱۸۱۲ (۱۱۹۱) یک قانون اساسی تدوین شد اما پس از سرنگونی رژیم بناپارتی فردیناند هفتم پارلمان کورتس تدوینگر قانون اساسی را ملغی و حکومت پادشاهی مطلقه اعلام کرد. این رخدادها نقطه آغاز درگیری های سال‌های بعد بین لیبرالها و محافظه کاران بود. جنگهای دوران ناپلئون باعث بی‌ثباتی و تفرقه سیاسی و همچنین نابودی اقتصاد اسپانیا شد. در بین این ناآرامی ها جنگهای استقلال خواهانه در مستعمرات اسپانیا در قاره آمریکا به وقوع پیوست و منجر به استقلال مستعمرات سابق اسپانیا در قاره آمریکا شد. شاه فردیناند هفتم تلاش کرد تا حرکات استقلال‌خواهانه را سرکوب کند اما نه تنها با مخالفت‌ها در مستعمرات روبرو شد بلکه در داخل اسپانیا نیز افسران لیبرال دست به شورش زدند. تا پایان سال ۱۸۲۶ (۱۲۰۴) از تمام مستعمرات اسپانیا در قاره آمریکا تنها کوبا و پورتوریکو باقی ماند. ادامه بی ثباتی و بحران اقتصادی در اسپانیا منجر به شکلگیری حرکات استقلال‌خواهانه در فیلیپین و کوبا شد. به دنبال این مبارزات استقلال خواهانه، ایالات متحده وارد مناقشه شد و جنگ آمریکا و اسپانیا در بهار ۱۸۹۸ (۱۲۷۷) به وقوع پیوست.

جنگ داخلی اسپانیا

با آغاز قرن جدید پیشرفت‌هایی در اسپانیا به وقوع پیوست. با این حال اسپانیا نسبت به سایر اروپاییان نقش کمرنگی در تقسیم آفریقا داشت. صحرای غربی، مراکش اسپانیا و گینه استوایی تنها مستعمرات اسپانیا در آفریقا بودند. شکست‌های سنگین در طول جنگ ریف در مراکش اعتبار حکومت و شاهنشاهی را خدشه دار کرد. بین سالهای ۱۹۲۳ تا ۱۹۳۱ (۱۳۰۲ تا ۱۳۱۰) ژنرال میگوئل پریمو ده ریورا بر اسپانیا حکومت کرد و پایان این دوره با آغاز جمهوری دوم اسپانیا همزمان شد. جمهوری به استانهای باسک، کاتالونیا و گالیسیا خود مختاری اعطا کرد و برای زنان حق رای قائل شد. جمهوری دوم به شدت تحت حکمرانی تندروهای چپگرا بود. در شرایطی که وضع اقتصادی بدتر می‌شد سیاست اسپانیا هر چه بیشتر به سمت تندروی و خشونت در حرکت بود. جنگ داخلی اسپانیا ۱۷ ژوئیه ۱۹۳۶ (۲۶ تیر ۱۳۱۵) آغاز شد و به مدت سه سال بین نیروهای ملی گرا به رهبری فرانسیسکو فرانکو که توسط آلمان نازی و ایتالیای فاشیست پشتیبانی می‌شد در برابر جمهوری خواهان که توسط مکزیک، شوروی و گروهی موسوم به “سپاه بین‌المللی” پشتیبانی‌می شدند، ادامه داشت. دولتهای غربی بنا به سیاست عدم مداخله از هیچ یک از طرفین حمایت نکردند. ژنرال فرانکو پیروز جنگ شد و حکومت دیکتاتوری خود را آغاز کرد. جنگ داخلی اسپانیا جنگ بی رحمانه‌ای بود و طرفین درگیر اعمال سبوعانه‌ای را انجام دادند. جنگ جان ۵۰۰۰۰۰ نفر را گرفت و نیم میلیون نفر دیگر را مستقیماً درگیر کرد.

اسپانیا در دوران فرانکو

اسپانیای فاشیست تحت حکمرانی فرانکو در قبال جنگ جهانی دوم بی طرف بود. تنها حزب قانونی در رژیم فرانکو حزب فالانژ یا اسپانیولا ترادیسیونالیستا ای د لاس خونس بود که در سال ۱۹۳۷ (۱۳۱۵) تشکیل شده بود؛ خط مشی این حزب تقابل با کمونیسم، کاتولیکگرایی و ملی‌گرایی بود. در سال ۱۹۴۹ (۱۳۲۷) نام حزب به مویممیِنتو ناسیونال” به معنای حرکت ملی تغییر پیدا کرد.

پس از جنگ جهانی دوم اسپانیا از نظر سیاسی و اقتصادی در انزوا بود و در سازمان ملل متحد حضور نداشت. اما در سال ۱۹۵۵ (۱۳۳۳) در اوج جنگ سرد اوضاع تغییر پیدا کرد و اسپانیا عضو سازمان ملل متحد شد. در آن زمان اسپانیا اهمیت راهبردی برای حضور نظامی آمریکا در شبه جزیره ایبریا و حوزه دریای مدیترانه و در نتیجه تقابل با شوروی داشت. دهه ۶۰ میلادی اسپانیا شاهد رشد بی سابقه نرخ های اقتصادی بود که از آن به عنوان معجزه اسپانیا یاد می‌شود.

اسپانیا پس از فرانکو

پس از مرگ فرانکو در نوامبر ۱۹۷۵ (آبان ۱۳۵۴)، بر طبق قانون خوآن کارلوس اول به عنوان پادشاه اسپانیا و رئیس دولت جانشین وی شد. با تصویب قانون اساسی جدید اسپانیا در سال ۱۹۷۸ (۱۳۵۷) و استقرار دموکراسی در اسپانیا، حکومت با ایجاد یک سازماندهی درونی بر پایه ایجاد بخش‌های خودمختار قدرت بیشتری به مناطق و استان‌ها اعطا کرد. در باسک ملی‌گرایان میانه‌روی باسکی در کنار ملی‌گرایان تندرو به رهبری سازمان مسلح اتا به حیات خود ادامه دادند. این گروه در سال ۱۹۵۹ (۱۳۳۸) در دوران فرانکو تشکیل شده بود اما به اقدامات خشونتبار خود حتی پس از استقرار دموکراسی و اعطای خودمختاری به منطقه باسک ادامه داد.

در ۲۳ فوریه ۱۹۸۱ (۴ اسفند ۱۹۵۹)، عناصر شورشی نفوذی اتا در میان نیروهای امنیتی مجلس اسپانیا در تلاش برای تحمیل یک حکومت نظامی مجلس را تصرف کردند. شاه خوآن کارلوس اول شخصاً پیگیری مسئله را بر دست گرفت و از طریق تلویزیون ملی کودتاچیان را وادار به تسلیم کرد. در ۳۰ مه ۱۹۸۲ (۹ خرداد ۱۳۶۱) در پی برگزاری یک همه‌پرسی اسپانیا به ناتو پیوست. در همان سال با پیروزی حزب کارگران سوسیالیست اسپانیا نخستین حزب چپ در ۴۳ سال گذشته به قدرت رسید. در سال ۱۹۸۶ (۱۳۶۴) اسپانیا به اتحادیه اقتصادی اروپا پیوست که بعدها به اتحادیه اروپا تبدیل شد. در پی انتخابات عمومی سال ۱۹۹۶ (۱۳۷۴) حزب کارگران سوسیالیست پس از ۱۴ سال حکومت شکست خورد و جای خود را به حزب مردم داد. در تاریخ ۱ ژانویه ۲۰۰۲ (۱۱ دی ۱۳۸۰) دولت اسپانیا، یورو واحد پول شانزده کشور منطقه یورو را جانشین پزوتا کرد. در همان دوره اسپانیا شاهد رشد اقتصادی قوی، بالاتر از میانگین اتحادیه اروپا بود. در همان حال تحلیلگران اقتصادی هشدار می دادند که قیمت شگفت آور املاک و کسری تجارت خارجی بالا در اوج رونق احتمالاً منجر به فروپاشی وحشتناک اقتصادی کشور خواهد شد. این پیشبینی‌ها درست بود و رکود اقتصادی ناشی از رکود در بخش مسکن در سال مالی ۲۰۰۸-۲۰۰۹ کشور را فرا گرفت. در سال ۲۰۰۸ (۱۳۸۶) ترکیدن حباب مسکن منجر به بحران مالی در اسپانیا شد که تا سال ۲۰۱۳ (۱۳۹۲) ادامه شد. در صبح روز ۵ شنبه ۱۱ مارس ۲۰۰۴ (۲۱ اسفند ۱۳۸۲) و در اوج ساعات شلوغی شهر مادرید ده انفجار تروریستی در شبکه راه آهن مادرید بوقوع پیوست. سه سال بعد و طی تحقیق و برگزاری دادگاه مشخص شد این بمبگذاری‌ها توسط گروه ستیزگر اسلامگرای محلی نزدیک به القاعده برنامه ریزی و اجرا شده بوده است.بر اثر این انفجار ۱۹۱ نفر کشته و ۱۸۰۰ نفر زخمی شدند. در ابتدا انگشت اتهام به سوی گروه جدایی طلب باسک اتا دراز شد اما مدارک و شواهدی آشکار شد که دخالت اسلامگرایان را ثابت می‌کرد و چون انتخابات عمومی اسپانیا قرار بود سه روز بعد انجام شود خیلی زود مسائل امنیتی در صدر مجادلات بین دو حزب رقیب حزب مردم و حزب کارگران سوسیالیست قرار گرفت. در آن انتخابات حزب کارگران سوسیالیست اسپانیا به رهبری خوزه لوئیز رودریگز ساپاترو با کسب اکثریت آرا پیروز شد و ساپاترو به عنوان نخست وزیر اسپانیا برگزیده شد. بر طبق این قانون اساسی اسپانیای امروز شامل ۱۷ بخش خودمختار و دو شهر خودمختار با درجه‌های گوناگونی از خودمختاری می‌باشد با این حال این قانون اساسی، اسپانیا را صراحتاً کشوری متحد و غیر قابل تقسیم می‌داند. همچنین بر طبق قانونی اساسی اسپانیا هیچ دینی در این کشور رسمی نیست و همه مردم در اعمال و باورهای دینی خود آزادند.اسپانیا یک پادشاهی مشروطه می‌باشد که در آن سلطنت موروثی است و دارای دو مجلس قانون‌گذاری است. به مجموع قوه قانون‌گذاری اسپانیا یعنی هر دو مجلس “شورای عالی” یا کرتس خنرالس گفته می‌شود. قوه مجریه شامل شورای وزیران به سرپرستی نخست وزیر می‌باشد. نخست وزیر اسپانیا توسط پادشاه و با تایید کنگره نمایندگان (معادل مجلس نمایندگان) پس از انتخابات مجلس انتخاب منصوب می‌گردد. پادشاه فردی را برای نخست وزیری به کنگره نمایندگان معرفی می کند که توسط حزب دارای اکثریت در کنگره پیشنهاد شده باشد.

قوه قانون‌گذاری شامل کنگره نمایندگان با ۳۵۰ عضو و مجلس سنا با ۲۵۹ عضو می‌باشد که هر دو به انتخاب مردم به مدت چهار سال فعالیت می‌کنند به جز ۵۱ عضو مجلس سنا توسط مجلس‌های منطقه‌ای بخش‌های خودمختار منصوب می‌شوند.

اسپانیا یکی از تمرکززدایی شده ترین کشورهای اروپایی است. تمام بخش‌های خودمختار در اسپانیا دارای مجلس منتخب مستقل، دولت و ادارت دولتی مستقل، بودجه مستقل، نظام آموزشی و بهداشتی مستقل می‌باشند.  افزون بر اینها باسک و ناوارا دارای نظام مالی مستقل خود هستند. در بخش‌های خودمختار کاتالونیا و باسک نیروی پلیس محلی جانشین پلیس ملی شده است.

جغرافیای اسپانیا

اسپانیا با داشتن ۵۰۵۹۹۲ کیلومتر مربع وسعت پنجاه و دومین کشور بزرگ جهان است. اسپانیا تقریباً ۴۷۰۰۰ کیلومتر مربع کوچکتر از فرانسه و ۸۱۰۰۰ کیلومتر مربع بزرگتر از ایالت کالیفرنیا آمریکا است. قله آتش فشانی تید که در نزدیکی شهر تنریف در جزایر قناری قرار دارد با ارتفاع ۳۷۱۸ متر بلندترین نقطه کشور اسپانیا می‌باشد.

جزایر اسپانیا شامل جزایر بالئاری در دریای مدیترانه و جزایر قناری در اقیانوس اطلس می‌باشند. افزون بر اینها شماری جزیره غیر مسکونی دیگر در سمت مدیترانه‌ای تنگه جبل‌الطارق نیز متعلق به اسپانیا است از جمله جزایر چافاریناس، آلهوسماس و جزیره کوچک پرخیل. جزیره آلبوران که بین اسپانیا و شمال آفریقا قرار دارد نیز تحت حاکمیت اسپانیا می‌باشد. جزیره کوچک فاسان که در رودخانه بیداسوآ قرار دارد تحت حاکمیت مشترک اسپانیا و فرانسه اداره می‌شود.

اسپانیا مدعی مالکیت بر جبل طارق است در حالی که این منطقه یکی از سرزمینهای آن سوی دریاهای بریتانیا محسوب می‌شود. در سال ۱۷۰۴ (۱۰۸۳) در خلال جنگ‌های جانشینی اسپانیا این شهر به دست نیروهای هلندی انگلیسی که برای کارل ششم، امپراتور مقدس روم می‌جنگیدند، تسخیر شد. وضعیت قانونی این منطقه در سال ۱۷۱۳ (۱۰۹۲) در پیمان‌نامه اوترخت مشخص شد و طبق آن اسپانیا برای همیشه جبل طارق را به پادشاهی بریتانیا واگذار کرد. از دهه ۱۹۴۰ میلادی اسپانیا خواستار بازپسگیری این منطقه شده است. بیشتر مردم جبل طارق مخالف پیوستن به اسپانیا یا حاکمیت مشترک دو کشور هستند. سازمان ملل طی قطعنامه‌هایی از دو کشور اسپانیا و بریتانیا خواسته است تا با انجام مذاکره به توافق برسند.

جزایر ساواگه منطقه دیگری است که مورد ادعای اسپانیا می‌باشد. این جزایر جزو خاک پرتغال می‌باشند و این کشور ادعای همسایه خود اسپانیا را بر جزایر ساواگه بی‌اساس می‌داند. بر طبق ادعای اسپانیایی‌ها ساواگه مجموعه‌ای از صخره‌ها است و جزیره محسوب نمی‌شود پس هیچ آب سرزمینی‌ای برای پرتغال دراین منطقه وجود ندارد. در ژوئیه ۲۰۱۳ اسپانیا طی نامه‌ای این نظر خود را به اطلاع سازمان ملل رساند. اسپانیا مدعی حاکمیت بر جزیره کوچک و خالی از سکنه پرخیل نیز می‌باشد. پرخیل در ۲۵۰ متری ساحل مراکش، ۸ کیلومتری سبته و ۱۳ کیلومتری سرزمین اصلی اسپانیا قرار دارد. در سال ۲۰۰۲ (۱۳۸۱) اختلاف اسپانیا با مراکش بر سر حاکمیت بر این جزیره منجر به حادثه‌ای مسلحانه شد که با توافق طرفین به ادامه وضع موجود فیصله یافت. این جزیره هم اکنون کاملاً خالی از سکنه است و پرچم هیچ کشوری در آن دیده نمی‌شود. مناطقی از خاک اسپانیا نیز مورد ادعای سایر کشورهاست. مراکش مدعی بر حاکمیت خود بر دو جزیره سبته و ملیله است و پرتغال حاکمیت اسپانیا بر شهر اولیونزا را به رسمیت نمی‌شناسد.

اقتصاد:

پیش از بحران مالی:

اقتصاد سرمایه‌داریِ مختلط اسپانیا سیزدهمین اقتصاد بزرگ جهان، پنجمین اقتصاد بزرگ اتحادیه اروپا و چهارمین اقتصاد بزرگ منطقه یورو می‌باشد.

پیش از آغاز بحران شدید اقتصادی اخیر دولت نخست وزیر پیشین خوزه ماریا اسنار در الحاق اسپانیا به کشورهای پایه‌گذار یورو موفق بود. نرخ بیکاری در اکتبر ۲۰۰۶ برابر با 7/6% بود که در مقایسه با سایر کشورهای اروپایی و در مقایسه با نرخ بیکاری در اوایل دهه ۱۹۹۰ (حدود ۲۰٪) نرخ پایینی محسوب می‌شد. نقاط ضعف همیشگی اقتصاد اسپانیا: تورم بالا، وجود یک بازار سیاه وسیع و نظام آموزشی ضعیف (که بر اساس گزارش‌های سازمان همکاری اقتصادی و توسعه یکی از ضعیف‌ترین نظام‌های آموزشی در میان کشورهای توسعه یافته می‌باشد) هستند.

رونق و رکود در بازار مسکن:

با انتخاب یورو به جای پزوتا در آغاز قرن جدید اقتصاد اسپانیا شاهد کاهش نرخ بهره به کمترین میزان خود در تاریخ بود. رشد بازار مسکن که از سال ۱۹۹۷ (۱۳۷۶) آغاز شده بود، شتاب گرفته و در عرض چند سال به یک حباب تبدیل شد. بازار املاک توسط بانک‌های موسوم به کاخا (بانک های پس انداز منطقه‌ای تحت نظارت دولت‌های منطقه‌ای) تامین مالی و با نرخ بهره پایین- که در تاریخ بی‌نظیر بود- با رشد شدید مهاجرت تقویت می‌شد. اقتصاد اسپانیا به خاطر دور بودنش از نرخ رشد صفر مجازی نسبت به دیگر شرکای اروپایی‌اش اعتبار داشت. اقتصادی که بیش از نیمی از شغل‌های جدید ایجاد شده در اتحادیه اروپا را در پنج ساله منتهی به پایان سال ۲۰۰۵ (۱۳۸۴) ایجاد کرده بود. حباب مسکن اسپانیا در سال ۲۰۰۸ (۱۳۸۷) ترکید و باعث فروپاشی اقتصادی بخش‌های مربوط به مسکن و ساخت و ساز، اخراج گسترده کارکنان و کارگران و توقف روند تقاضای کالا و خدمات شد. تا پایان ماه مه ۲۰۰۹ (اردیبهشت ۱۳۸۸) نرخ بی‌کاری به 7/18% رسید. (۳۷٪ در بین جوانان).

بانک‌ها و موسسه‌های مالی اسپانیا در ابتدا تلاش کردند تا از بحران پیش آمده برای همتایان بریتانیایی و آمریکایی خود دوری کنند. بانک‌های بین‌المللی اسپانیا، بانک سانتاندر و بانک بی‌بی‌وی‌ای که سبدهای سهام متنوع بین‌المللی داشتند خیلی سریع فعالیت خود را در بازار پر خطر مسکن محدود کردند. با این حال با عمیق‌تر شدن رکود اقتصادی و افت قیمت مسکن، بدهی سنگین رو به افزایش بانک‌های پس انداز منطقه‌ای، دولت و بانک مرکزی را مجبور به مداخله از طریق تدوین طرح‌های تثبیتی کرد و در نهایت در سال ۲۰۱۲ (۱۳۹۱) دولت مجبور شد از بانک مرکزی اروپا کمک مالی دریافت کند.

کیفیت زندگی

بر اساس پژوهش‌های انجام شده در سال ۲۰۰۵ (۱۳۸۴) اسپانیا از نظر کیفیت زندگی پس از کشورهایی مانند فرانسه، آلمان، بریتانیا و کره جنوبی در بین ده کشور نخست جهان قرار دارد.

کشاورزی:

زمین‌های کشاورزی به دو روش کلی مورد بهره برداری قرار گرفته‌اند. زمین‌هایی که با تکیه بر کشت بدون آبیاری و تنها بوسیله بارندگی به عنوان منبع آب مورد استفاده قرار می‌گیرند که این زمین‌ها ۸۵٪ کل زمین‌های زیر کشت را تشکیل می‌دهد. مناطق مرطوب شمال و شمال‌غرب تحت این روش مورد بهره برداری قرار می‌گیرند. مناطق حاصلخیزتر به روش کشت با آبیاری مورد استفاده قرار می‌گیرند که تا سال ۱۹۸۶ (۱۳۶۵) ۳ میلیون هکتار از مساحت کشور را پوشانده بودند که دولت امیدوار است که سطح زیر کشت با این روش دو برابر شود. یکی از مناطق قابل توجه از نظر گسترش کشاورزی استان آلمریا می‌باشد – یکی از خشک‌ترین و متروک‌ترین استان‌های اسپانیا – که محصولات زمستانی متنوعی شامل میوه و سبزیجات را به اروپا صادر می‌کند.

با وجود این که ۱۷٪ سطح زیر کشت زمین‌های کشاورزی در اسپانیا به روش آبیاری مورد استفاده قرار می گیرند اما ۴۰ تا ۴۵ درصد ارزش خالص کل محصولات و ۵۰ درصد حجم کل صادرات مربوط به این بخش از کشاورزی است. بیش از نیمی از مساحت زیر کشت در این بخش به ذرت، درختان میوه و تره‌بار اختصاص دارد. دیگر محصولات شامل انگور، پنبه، چغندر قند، سیب زمینی، حبوبات، زیتون، توت فرنگی، گوجه فرنگی و علوفه دام می‌باشد.

گردشگری: ‎

در طول چهار دهه گذشته صنعت گردشگری اسپانیا بسیار پیشرفت کرده است به طوری که به دومین صنعت گردشگری بزرگ دنیا بدل شده است و در سال ۲۰۰۶ ارزش آن حدود ۴۰ میلیارد یورو بوده است. امروزه اقلیم، آثار تاریخی و فرهنگی، موقعیت جغرافیایی و امکانات رفاهی اسپانیا باعث شده تا گردشگری به یکی از صنایع اصلی و همچنین منبع درامد و اشتغال ثابت برای این کشور بدل شود. سازوکار رتبه‌بندی هتل‌ها و اقامتگاه‌ها در اسپانیا بسیار سختگیرانه‌تر از دیگر کشورهای اروپایی است و به همین دلیل هتل‌های اسپانیایی سطح بالاتر و گرانتر از دیگر کشورهای اروپایی دارند.

انرژی:

اسپانیا یکی از کشورهای پیشرو در تولید انرژی‌های تجدید پذیر است. اسپانیا در سال ۲۰۰۹ (۱۳۸۸) با افتتاح یک نیروگاه بزرگ خورشیدی به نام لا فلوریدا در منطقه آلوارادو با پیشی‌گیری از ایالات متحده به بزرگترین تولیدکننده انرژی برق از خورشید تبدیل شد.همچنین اسپانیا در میان کشورهای اروپایی بیشترین مقدار برق را از انرژی بادی تولید می‌کند. در سال ۲۰۱۰ (۱۳۸۹) میزان تولید برق از این روش ۴۲۹۷۶ گیگاوات‌ساعت برابر با ۱۶٪ کل برق تولید شده در اسپانیا بود. در ۹ نوامبر ۲۰۱۰ (۱۸ آبان ۱۳۸۹) میزان تولید برق از انرژی بادی به صورت آنی به اوج خود در تاریخ کشور رسید به طوری که ۵۳٪ از نیاز برق سرزمین اصلی اسپانیا را پوشش می‌داد و این انرژی تولید شده برابر با انرژی تولید شده توسط ۱۴ رآکتور هسته‌ای می‌باشد. دیگر انرژی‌های برگشت پذیری که در اسپانیا بکارگیری می شوند عبارتند از انرژی برق‌آبی، بیومس و انرژی دریایی (۲ نیروگاه انرژی دریایی در حال ساخت می‌باشد). منابع انرژی تجدید ناپذیر اسپانیا شامل انرژی هسته‌ای (۸ نیروگاه)، گاز طبیعی، زغال سنگ و نفت می‌باشند.

ترابری

شبکه بزرگراه‌های اسپانیا عمدتاً بر شش بزرگراهی که مادرید را به باسک، کاتالونیا، والنسیا، آندلس، اکسترمادورا و گالیسیا متصل می‌کنند متمرکز است. همچنین بزرگراه‌های فرول به ویگو در خط ساحلی اقیانوس اطلس، اویدو به سن سباستین در خط ساحلی کانتابریا و خرنا به کادیس در خط ساحلی مدیترانه اطراف اسپانیا را به هم متصل می‌کند.

اسپانیا پس از چین دومین شبکه بزرگ قطار تندروی جهان و بزرگترین شبکه بزرگ قطار تندروی اروپا را در اختیار دارد. شبکه قطار تندروی اسپانیا در مجموع ۳۵۰۰ کیلومتر طول دارد که با سرعت ۳۰۰ کیلومتر در ساعت بین شهرهای مالاگا،سویا، مادرید،بارسلونا، والنسیا و وایادولید در تردد است. به طور میانگین شبکه قطار تندروی اسپانیا پر سرعت‌ترین شبکه قطار تندروی جهان است که پس از اسپانیا شبکه قطار تندروی ژاپن، شینکانسن و شبکه قطار تندروی فرانسه، ت ژ و، در رده‌های بعدی قرار دارند. از نظر وقت‌شناسی قطار تندروی اسپانیا پس از ژاپن دوم است. در صورتی که برنامه‌های جاه‌طلبانه گسترش شبکه قطار تندرو به ثمر بنشیند در سال ۲۰۲۰ (۱۳۹۸) طول این شبکه به ۷۰۰۰ کیلومتر خواهد رسید و تقریباً تمام شهرهای مهم در کمتر از سه الی چهار ساعت به مادرید دسترسی پیدا خواهند کرد.

۴۷ فرودگاه در اسپانیا وجود دارند. پررفت‌وآمدترین آنها فرودگاه مادرید-باراخاس است که با ۴۵ میلیون مسافر در سال ۲۰۱۲ نوزدهمین فرودگاه پررفت‌وآمدترین جهان و چهارمین در اروپا محسوب می‌شود. دیگر فرودگاه مهم این کشور فرودگاه بارسلونا-ال پرات می‌باشد که با ۳۵ میلیون مسافر در سال ۲۰۱۲ سی و چهارمین فرودگاه پررفت‌وآمدترین جهان محسوب می‌شود. دیگر فرودگاه‌های اصلی اسپانیا در شهرهای مایورکا (با ۲۳ میلیون مسافر)، مالاگا (با ۱۳ میلیون مسافر)، لاس پالماس (با ۱۱ میلیون مسافر)، آلیکانته (با ۱۰ میلیون مسافر) قرار دارند. سایر فرودگاه‌های بین ۴ تا ۱۰ میلیون مسافر جا به جا می‌کنند و در شهرهای تنریف،والنسیا، سویا، بیلبائو، ایبیزا، لانزاروته و فوئرته‌ونتورا قرار دارند. ۳۰ فرودگاه دیگر نیز کمتر از ۴ میلیون مسافر در سال جا به جا می‌کنند.دولت اسپانیا در نظر دارد تا سال ۲۰۱۴ (۱۳۹۳) یک میلیون خودروی برقی را به منظور مصرف بهینه انرژی وارد شبکه ترابری کند.

جمعیت‌شناسی

در سال ۲۰۰۸ (۱۳۸۶) جمعیت اسپانیا رسماً به ۴۶ میلیون نفر رسید. تراکم جمعیت اسپانیا ۹۱ نفر در هر کیلومتر مربع می‌باشد که از بیشتر کشورهای اروپای غربی کمتر است. پراکنش جمعیت اسپانیا بسیار نابرابر می‌باشد. به جز مادرید و حومه آن بیشتر جمعیت در مناطق ساحلی زندگی می‌کنند. جمعیت اسپانیا در سال ۱۹۰۰ (۱۲۷۸) برابر با ۱۸ میلیون نفر بود که تاکنون دو برابر شده است. بیشتر رشد جمعیت مربوط به دهه ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰ است. در ۱۹۸۰ نرخ تولد رو به کاهش گذاشت و نرخ رشد جمعیت نیز کاهش یافت اما جمعیت باز هم رو به فزونی نهاد که دلیل آن بازگشت اسپانیایی‌هایی بود که در دهه ۱۹۷۰ به دیگر کشورهای اروپایی مهاجرت کرده بودند. در سال‌های اخیر نیز با وجود کاهش نرخ تولد به دلیل ورود خیل عظیم مهاجران که هم اکنون ۱۲٪ جمعیت را تشکیل می‌دهند؛ جمعیت رو به فزونی بوده است. بیشتر مهاجران ساکن در اسپانیا اهل آمریکای لاتین (۳۹٪)، آفریقای شمالی (۱۶٪)، اروپای شرقی (۱۵٪) و آفریقای سیاه هستند. جمعیت قابل توجهی از اسپانیایی‌تبارها در سایر نقاط جهان به ویژه در آمریکای لاتین زندگی می‌کنند. با آغاز قرن پانزدهم جمعیت زیادی از ایبریایی‌ها وارد آمریکای لاتین شدند. امروزه بیشتر سفیدپوستان آمریکای لاتین ریشه‌ای از اسپانیا و پرتغال دارند.

زبان:

اسپانیا کشوری چندزبانه است. بر طبق قانون اساسی اسپانیا از حقوق انسانی، فرهنگ، رسوم و زبان تمام مردم اسپانیا محافظت خواهد کرد. اسپانیایی یا اسپانیولی (در قانون اساسی به نام کاستیلی ذکر شده است) زبان رسمی تمام کشور به حساب می‌آید و طبق قانون وظیفه و حق هر اسپانیایی است که این زبان را بیاموزد. بر طبق قانون اساسی تمام زبان‌های دیگر اسپانیا نیز در مناطقی به کار برده می‌شوند رسمی به حساب می‌آیند.

دیگر زبان‌های رسمی در اسپانیا عبارتند از:

زبان باسکی در باسک و ناوارا؛

زبان کاتالان در کاتالونیا و والنسیا که در والنسیا گونه متمایزی از کاتالانی یعنی گویش والنسیایی به رسمیت شناخته شده است؛

زبان گالیسی در گالیسیا

از نظر درصد گویشوران زبان باسکی ۲٪، کاتالانی و والنسیایی ۱۷٪ و گالیسی ۷٪ کار برد دارد.

دین:

مسیحیت کاتولیک به مدت طولانی دین اصلی اسپانیا بود. اما بر طبق قانون دیگر هیچ دینی جایگاه رسمی در قانون ندارد. با این وجود مذهب کاتولیک تنها مذهبی است که به طور رسمی آموزش داده می‌شود. بر اساس مطالعات مرکز پژوهش‌های جامعه‌شناسی اسپانیا ۷۱٪ از مردم این کشور خود را مسیحی کاتولیک معرفی می‌کنند. همچنین ۲۴٪ مردم بی‌دین هستند (4/9% نیز هیچ اعتقاد به وجود خدا ندارند) و سایر مذاهب نیز 7/2% از جمعیت را تشکیل می‌دهند.

دیگر مذاهب مسیحیت نیز پیروانی دارند. کلیسای پروتستان دارای ۱٬۲۰۰٬۰۰۰ عضو می‌باشد. شاهدان یهوه دارای ۱۰۵٬۰۰۰ پیرو، کلیسای عیسی مسیح قدیسان آخر الزمان دارای ۴۶٬۰۰۰ پیرو می‌باشند. بر اساس مطالعه انجام شده توسط اتحادیه جوامع اسلامی اسپانیا ۱٬۷۰۰٬۰۰۰ نفر با پیش‌زمینه مسلمان در اسپانیا ساکن هستند که ۳ تا ۴٪ جمعیت را تشکیل می‌دهند. بخش عظیمی از آنها را مهاجرانی از مراکش و سایر کشورهای آفریقایی تشکیل می‌دهند. بیش از ۵۱۴٬۰۰۰ نفر از آنها دارای تابعیت اسپانیایی هستند. موج جدید مهاجرت به اسپانیا باعث افزایش شمار جمعیت هندوها، بودایی‌ها، سیکها و مسلمانان شده است. پس از اخراج مسلمانان از اسپانیا در سال ۱۴۹۲ مسلمانان برای قرن‌ها در اسپانیا حضور نداشتند. در اواخر قرن نوزدهم و پس از ورود استعمارگران اسپانیایی به شمال غرب آفریقا به شماری از ساکنان مسلمان مراکش و صحرای غربی تابعبت اسپانیایی اعطا شد. در سال‌های اخیر ورود مهاجرانی از مراکش و الجزایر باعث افزایش حمعیت مسلمانان شده است.

یهودیان پس از اخراجشان در سال ۱۴۹۲ تا قرن نوزدهم در اسپانیا حضور نداشتند. در قرن نوزدهم به یهودیان اجازه اقامت داده شد. هم اکنون ۶۲٬۰۰۰ نفر معادل 14/0% از جمعیت یهودی هستند. بیشتر آنها در طول قرن اخیر وارد اسپانیا شده‌اند اما برخی از آنها نوادگان یهودیان قدیمی اسپانیایی هستند. بر طبق برخی براوردها تقریباً ۸۰٬۰۰۰ یهودی پیش از تفتیش عقاید در اسپانیا زندگی می‌کردند.

فرهنگ:

از نظر فرهنگی اسپانیا یک کشور غربی است. به خاطر وجود جنبه‌های قدرتمندی از میراث فرهنگی روم در تمام زوایای زندگی اسپانیایی‌ها، اسپانیا کشوری لاتین به حساب می‌اید. با این حال فرهنگ اسپانیایی به خاطر تاریخ و قدمت طولانی این کشور از جنبه‌های گوناگون از هنر گرفته تا کشاورزی تا آشپزی و موسیقی تحت تاثیر دیگر کشورهای اروپایی و کشورهای مدیترانه‌ای بوده است. تاکنون(سال 2014) ۴۴ مکان تاریخی و فرهنگی در اسپانیا در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار دارند. اسپانیا از نظر تعداد میراث فرهنگی مورد حمایت یونسکو پس از ایتالیا (50) و چین(47)  در رده سوم جهان قرار دارد.

هنر:

هنرمندان اسپانیایی تاثیرات به سزایی بر پیشرفت جنبش‌های هنری گوناگون اروپا داشته‌اند. البته هنر اسپانیایی به دلیل گوناگونی‌های تاریخی، جفرافیایی تاثیر زیادی نیز پذیرفته است. میراث مورها در اسپانیا به ویژه در آندلس هنوز مشهود است.

نقاشی‌های فرانسیسکو گویا مربوط به دوره جنگ استقلال اسپانیا بسیار چشمگیر است. در سبک امپرسیونیسم خواکین سورویا و همچنین در مدرنیسم پابلو پیکاسو،سالوادور دالی،خوان گری و خوان میرو نقاشان مطرح اسپانیایی به حساب می آیند.

معماری:

معماری اسپانیایی به سبب گوناگونی‌های تاریخی و جغرافیایی در طول تاریخ تاثیرات زیادی پذیرفته است. شهر کوردوبا که توسط رومی‌ها و با معماری رومی‌وار ساخته شده بعدها با ورود مسلمانان و ساخت بناهایی با معماری عربی در دوره امویان از نمونه‌های بارز معماری اسپانیایی است. پس از اموی‌ها معماری عربی در دوره‌های بعدی حکومت‌های اسلامی به رشد خود ادامه داد و در نهایت با حکومت نصریان که کاخ‌های مشهور خود را در گرانادا بنا نهادند به پایان رسید. در دوره بین قرون ۱۲ تا ۱۷ میلادی و پس از آشنایی اروپاییان با سبک، الگو و عناصر معماری عربی سبکی به نام سبک معماری مُدَجَّنی شکل گرفت.

همزمان پادشاهی‌های مسیحی کم کم پدید آمدند و سبک معماری آنها به مرور گسترش پیدا کرد. این سبک که سبک معماری پیش از روم بود برای مدتی در اوایل قرون جدید از تاثیر نفوذ جریان‌های معماری معاصر در اروپا در امان ماند و معماران اسپانیای مسیحی بعدها سبک‌های معماری گوتیک و رومی را با هم در آمیختند. سپس سبک گوتیک در سراسر قلمروی اسپانیا به طرز شگفت‌آوری رشد و گسترش یافت.

گزارش سفر:

روز نخست 26 سپتامبر:

حدود ساعت دو بعدازظهر و پس از یک پرواز 7 ساعته با ایرباس 380 شرکت هواپیمایی امارات، وارد بارسلون شدیم. فرودگاه بین المللی بارسلون که به فرودگاه “ال پرات”مشهور است، همواره یکی از پرمسافرترین فرودگاههای اروپا بوده است. وجود توریستهایی از ملیتهای مختلف در پایان ماه سپتامبر که عملا پایان فصل توریستی است، بیانگر این واقعیت است که بارسلون برای تمامی فصول مشتریان ویژه خود را دارد. پس از انجام تشریفات گذرنامه ای که به سرعت انجام می شود از محوطه داخلی فرودگاه خارج می شویم. شاید این روزها یکی از نیازهای ضروری سفر را بشود تلفن همراه و ترجیحا با قابلیت اتصال به اینترنت دانست. لذا به سرعت سراغ محل فروش سیمکارت موبایل را گرفتم و بدون انجام هیچ تشریفاتی ،بجز ارائه پاسپورت، یک سیمکارت به همراه اینترنت در قبال 20 یورو خریداری کردم. تجربه به من گوشزد کرد که زحمت فعال سازی سیمکارت را هم به فروشنده بدهم که البته ایده خوبی بود چرا که برای انجام اینکار نیاز به دانستن زبان اسپانیولی است. همینجا این را هم بگویم که تا پایان سفر علی رغم تماسهای داخلی و استفاده مداوم از اینترنت، نیازی به شارژ مجدد سیمکارت نشد.

در ایستگاه تاکسی های فرودگاه به دنبال یک تاکسی ون می گشتیم تا شاید بتوانیم بار حجیمی که علاوه بر دو چمدان، دو کالسکه بچه و یک صندلی بچه را هم شامل می شد، در آن جای دهیم. بیشتر تاکسی های فرودگاه اتومبیلهای کوچک و کم مصرف و عمدتا بنزینی-برقی هستند که به وفور در اسپانیا می توان یافت. به هر حال مسوول ساماندهی به تاکسیهای فرودگاه، وضعیت ما را که دید به ناچار با بیسیم درخواست یک تاکسی ون کرد و کمتر از ده دقیقه بعد یک تاکسی ون از راه رسید و ما را سوار کرد. خوشبختانه آدرس هتل را در دست داشتم و با نشان دادنش به راننده کار تسهیل شد. او که انگلیسی نمی دانست با وارد کردن آدرس بر روی جی پی اس تاکسی، پس از بیست دقیقه ما را به درب هتل رساند. دوستان ما که ساعتی قبل از ما وارد بارسلون شده بودند در جلو درب هتل منتظر ما بودند. بعد از مراسم تحویل اتاقها وارد هتل که در اصل یک واحد سه خوابه به صورت هتل آپارتمان بود، شدیم. تقریبا تمام وسایل مورد نیاز جهت پخت و پز و همچنین سایر لوازم از قبیل ماشین لباسشویی، ماکروفر، اتو، سشوار و….. در آپارتمان موجود بود. این هتل آپارتمان که نامش Alguera Apartments Napols است را برای سه شب به مبلغ 508 دلار کرایه کردیم. این هتل آپارتمان تقریبا در مرکز شهر بارسلون قرار دارد و بسیاری از مناطق دیدنی شهر را حتی می توان با پای پیاده دید.

حدود ساعت چهار و نیم عصر قدم زنان به سمت طاق پیروزی یا Arc de Triomf رفتیم. بنای یادبودی است که در سال1888 میلادی با آجرهای قرمز رنگ ساخته شده است و با مجسمه های زیبایی آراسته شده. برای بازدید از این محل 15 دقیقه زمان لازم است.

Spain9307AF009    Spain9307AF006

سپس مسیر خود را به سمت یکی از آثار معماری معروف بارسلون به نام  تالار موسیقی کاتالانا یا Palace of Catalan Music ادامه دادیم. این تالار که جزء میراث جهانی است در فاصله سالهای 1905 تا 1908 ساخته شد. نمای ورودی ساختمان با مجسمه های زیبایی تزیین شده. سقف تالار اصلی شیشه کاری بینظیری دارد. همچنین استفاده از شیشه های رنگین علاوه بر این که به زیبایی این تالار کمک کرده، نور بسیار ملایمی را هم وارد تالار می کند. مجسمه هایی که بیشترشان اشخاصی را در حال نوازندگی ساز نمایش می دهند در اطراف سن ساخته و قرار داده شده اند.

Spain9307AF041

Spain9307AF046

هم اکنون نیز در بیشتر مواقع سال از این سالن جهت برگزاری کنسرت استفاده می شود.ارگ بسیار بزرگ و قدیمی تالار هنوز کار می کند و همواره قطعه کوچکی از موزیک را برای گروههایی که برای بازدید مراجعه می کند می نوازد. بازدید از این بنای بسیار زیبا تنها در ساعتهای مشخصی از روز و در قالب تورهای گروهی با راهنما  امکان پذیر است. قیمت بلیط ورودیه که شامل راهنما نیز می شود 18 یورو است. بچه های زیر 10 سال نیاز به بلیط ندارند. حداقل 2 ساعت برای بازدید از این بنا زمان نیاز است. https://www.youtube.com/watch?v=88XvAS9num4

Spain9307AF014       Spain9307AF030

مترو بارسلون بسیار گسترش یافته است و تقریبا تمام مناطق شهر را تحت پوشش دارد. متاسفانه ما نتوانستیم از مترو استفاده کنیم. در مورد تاکسی نکته جالب این است که تاکسی ها فقط مجاز به سوار کردن 4 نفر هستند، یعنی اگر شما نوزاد چند روزه ای هم داشته باشید از نظر قوانین تاکسی رانی بارسلون یک شخص محاسبه می شود!

روز دوم، 27 سپتامبر:

شب گذشته دو نفر دیگر از دوستان از لندن به جمع ما اضافه شدند تا آخر هفته را در بارسلون به همراه ما باشند.

طبق برنامه قبلی بعد از صبحانه به سمت معروفترین بنای بارسلون که پیاده کمتر از 20 دقیقه تا محل اقامت ما فاصله داشت حرکت کردیم. قبل از ساعت 10 صبح به کلیسا ساگرادا فامیلیا یا Basilica of the Sagrada Familia رسیدیم. برای تهیه بلیط صف طولانی وجود داشت که حدود 45 دقیقه طول کشید تا به باجه رسیدیم. بلیطی که برای ما صادر شد برای 6 بعدازظهر بود به قیمت 19:30یورو. البته پیشنهاد می شود که بلیط را از روزهای قبل بصورت آنلاین ابتیاع فرمایید تا زمانتان هدر نرود. کلیک کنید به هر حال به سمت بیمارستان قدیمی La Santa Creu i Sant Pau  راه افتادیم. این مکان در انتهای خیابان Gaudi قرار دارد. این خیابان که از سمت دیگرش به کلیسا ساگرادا منتهی می شود، پر است از کافه و رستورانهایی که بساطشان در خیابان پهن است و کمتر گردشگری را می توانید پیدا کنید که بتواند بدون توجه به این محیط آرام و پرنشاط بدون خوردن چای، قهوه و یا تاپاس معروف اسپانیایی از این خیابان گذر کند. تاپاس که در اسپانیا معروف است در حقیقت بشقابهای بزرگی از انواع غذا یا پیش غذایی است که جهت صرف همگانی به سر میز می آورند. محتویات این بشقاب بسیار متنوع است و بستگی به سفارش شما و همچنین رستوران دارد. گاهی برخی خانواده ها ترجیح می دهند که بجای وعده غذاهای کوچک برای هر شخص، چندین بشقاب تاپاس با محتویات مختلف برای همگان سفارش دهند.

بیمارستان Sant Pau مجموعه ای بیمارستانی از ساختمانهای مختلف است که در فاصله سالهای 1901 تا 1930 ساخته شده و تا سال 2009 نیز کاربری بیمارستانی داشته است و پس از آن به موزه و مرکز فرهنگی تغییر کاربری داده است. ساختمانهای با آجر قرمز و سقفهای سفالین با رنگهای زرد، قرمز و سبز نمایی زیبا به این مجموعه داده است. این مجموعه از سال 1997 در لیست میراث جهانی قرار گرفته است. ورودیه این مکان 8 یورو است و برای بازدید از آن یکساعت کافی است. کلیک کنید

Spain9307AF070 Spain9307AF081 Spain9307AF085 Spain9307AF099

با توجه به فرصتی که داشتیم تصمیم گرفتیم از پارک Guell هم بازدید کنیم. این پارک فاصله چندانی با بیمارستان نداره ولی از اونجایی که بالای تپه قرار داره، پیاده کمی دشواره خصوصا با سه تا بچه کالسکه ای!!

لذا تاکسی گرفتیم و در عرض چند دقیقه به پارگ گوئل رسیدیم. این پارک که توسط Gaudi طراحی شده، دارای معماری جالب و همچنین بناهای مخصوص با سبک گائودی است. بلیط ورودیه 8 یورو است و بازدید از آن حداقل یکساعتی کار دارد. اما در اینجا هم با مشکل رزرو بلیط مواجه شدیم. یعنی ما حدود ساعت یک و نیم بود که بلیط را برای ساعت چهار و نیم خریدیم. البته در این فرصت نهار خود را در یکی از رستورانهای کنار پارک خوردیم.  در داخل پارک با بناهایی با سبک گائودی مواجه می شویم. کاشی کاری ها و موزاییکهای رنگی در جای جای پارک به چشم می خورند. تراسی با ستونهای الهام گرفته شده از معبد آپولو در دلفوس، اژدهایی با موزائیکهای رنگی و همچنین سازه هایی با منارهای بلند. درختان نخل نیز بر زیبایی این پارک افزوده اند.کلیک کنید

Spain9307AF103

Spain9307AF120

Spain9307AF133 Spain9307AF119

قبل از ساعت مقرر به بنای معروف ساگرادا فامیلیا رسیدیم و وارد محوطه اصلی کلیسا شدیم. این بنا بسیار باشکوه است و سفر به بارسلون بدون بازدید از این بنا قطعا کامل نخواهد بود. اوج خلاقیت در معماری این بنا به چشم می خورد و همه بازدیدکنندگان را به تحسین وا می دارد. داستان ساخت این بنا نیز بسیار جالب است و هنوز هم ادامه دارد برخی حدس می زنند تا کامل شدن بنا هنوز بیش از بیست سال زمان نیاز است! کلیک کنید.

Spain9307AF065 Spain9307AF145

Spain9307AF147 Spain9307AF148

در سال 1882 میلادی قرارداد ساخت یک کلیسا به سبک Neo-Gothic در این محل منعقد شد. در سال 1883 معمار معروف، آنتونی گائودی به عنوان طراح و معمار اصلی شروع به کار کرد. هر چند که با مرگ او در سال 1926 سرعت ساخت پروژه موقتا کاهش یافت تا اینکه در سال 1936 و در جریان جنگهای داخلی اسپانیا تمامی طرحهای گائودی در ساخت این کلیسا نابود شدند و این موضوع به پیشرفت پروژه در سالهای بعد بسیار صدمه زد. هم اکنون در زیرزمین این کلیسا قسمتی به عنوان موزه وجود دارد که سعی شده از طرحهایی که گائودی ساخته بود و یا ترسیم کرده بود بازسازی و نگهداری شود. در ورود به محوطه کلیسا علاوه بر شیشه های رنگی پنجره ها که قسمت اعظم نور داخل کلیسا را تامین می کنند، ستونهایی بسیار عظیم دیده می شوند که در محل اتصال به سقف و سایر قسمتهای بنا خطوطی با زوایای بسیار تیزی را ایجاد کرده اند که برای بازدید کنندگان بسیار جدید و جذاب است. ستونهای اصلی از نیمه به بعد به چند ستون فرعی تقسیم می شوند و شکل ساقه اصلی درخت با شاخه های فرعی را به ذهن متبادر می کنند. نورپردازی داخلی بسیار زیباست و علاوه بر نور طبیعی که از طریق پنجره های بزرگ با شیشه های رنگین به داخل هدایت می شود، از سیستم نور مصنوعی نیز کمک گرفته شده است. در نمای خارجی کلیسا نیز تعدادی مجسمه کار شده است که بیاگر داستانهایی از دوران مسیحیت می باشد. مشتاقان می توانند از طریق آسانسور یکی از برجهای کلیسا بالا روند و از آنجا منظره شهر بارسلون را ببیندد. البته پایین آمدن از طریق پله های پیچاپپچ خالی از لطف نیست. آنطور که در منابع گفته شده برج اصلی کلیسا 170 متر ارتفاع دارد و سایر برجها که تعدادشان به 17 میرسد حدود 100 متر هستند. برای بازدید از این بنای بی نظیر حدود  سه ساعت زمان لازم است. کلیک کنید

Spain9307AF149 Spain9307AF161 Spain9307AF175 Spain9307AF244

در خیابانهای اطراف تعداد زیادی فروشگاه وجود دارد که سوغاتی های شهر بارسلون را می توانید از آنها تهیه کنید. توصیه می کنم در صورتیکه علاقه مند به جمع آوری نمادهای شهری در اسپانیا هستید، حتما آنها را در همان شهر خریداری کنید که در شهرهای دیگر هرگز آنها را نمی توانید پیدا کنید. متاسفانه این اشتباه را من انجام دادم و به تصور اینکه در مادرید تمامی نمادهای شهرهای اسپانیا را خواهم یافت این خرید را به مادرید موکول کردم که در آنجا تنها توانستم نمادهای شهری مادرید را پیدا کنم.

اما کمی درباره آنتونی گائودی که به خدای آرشیتکتها معروف است:

آنتونی گائودی ای کُرنت (به اسپانیایی: Antoni Gaudí i Cornet) (۲۵ ژوئن ۱۸۵۲ – ۷ ژوئن ۱۹۲۶) معمار کاتالونیایی از بزرگ‌ترین معماران دو قرن اخیر شناخته می‌شود. عمدهٔ شهرت او به خاطر سبک منحصر به فرد و غریب و بسیار شخصی آثارش در شهر بارسلون است.

گائودی در منطقهٔ تاراگونیا از ایالت کاتالونیا به دنیا آمد. پدر، پدربزرگ و پدرجدش و همین‌طور خانوادهٔ مادرش، همه مسگر بودند. او تحصیلات دبیرستان را در سال ۱۸۷۰ در مدرسهٔ «پیاریست» در رِئوس به پایان رساند و سپس به «مدرسهٔ معماری» بارسلون رفت. خلق خوی پرهیجان و استعداد سرشار او سبب پیشرفت سریع او شد، چنان که سالوادور تاراگوی محقق در مورد او می‌گوید «همیشه تعلق خود به دیگ و تابه‌سازان را مهم می‌شمرد، و بارها گفت که توانایی‌اش در دیدن اشکال در فضا و عدم نیاز به رسم نقشهٔ آنها از همین پیشینه ناشی می‌شود.» گائودی در دو سال آخر تحصیل در پروژه‌های متنوعی با معماران بزرگی از جمله فرانسیس دل ویلار و فونتسره (Fontseré) کار کرد و در سال ۱۸۷۸ مدرک معماری خود را دریافت کرد و دفتری در بارسلون باز کرد. در همان سال نقشهٔ نمایشگاه بین‌المللی «ماتارو» در پاریس را تهیه کرد.

در سال ۱۸۸۳ گائودی کار روی طرح کلیسای جامع خانوادهٔ مقدس (ساگرادا فامیلیا) در بارسلون را آغاز کرد، کاری که تا پایان عمر دست از آن نکشید. بین سال‌های ۱۸۹۰ تا ۱۸۹۴ به اندلس سفر کرد و بناهایی در این منطقه ساخت که تأثیری عمیق بر بافت معماری شهرهایی چون لئون و آستوریا گذاشت.

اولین جایزهٔ تالار اجتماعات شهری بارسلون، در سوم سپتامبر ۱۹۰۱ برای عمارت کاسا کالوِت به گائودی اهدا شد. همچنین در ۱۹۱۰ در نمایشگاه هنرهای زیبای پاریس موفقیت فراوانی به دست آورد. یک سال بعد با ابتلا به تب مالت وضع مزاجیش تحلیل رفت و به شدت مریض شد، و برایش مراسم «ویاتیکوم» (مراسم «نان و شرابی» که بعضی فرقه‌های کاتولیک برای اشخاص در حال مرگ انجام می‌دهند) اجرا کردند. با این وجود گائودی زنده ماند، و بیشتر وقتش را صرف اتمام طرح کلیسای خانوادهٔ مقدس کرد، هرچند با شروع جنگ جهانی اول اوضاع اقتصادی بارسلون نامساعد شد و اجرای طرح‌های گائودی نیز متوقف گشت.

او در دوم ژوئن ۱۹۲۶ بر اثر برخورد با تراموا راهی بیمارستان شد و پنج روز بعد جان باخت.

کلیسای ساگرادا فامیلیا (خانوادهٔ مقدس) بی‌شک بزرگ‌ترین اثر گائودی است. او کار بر روی این بنا را در سال ۱۸۸۴ آغاز کرد و تا زمان مرگش در ۱۹۲۶ دست از آن برنداشت. ساخت نمای مصائب (Passion Façade) در سال ۱۹۵۲ تحت نظارت سه تن از هم‌دوره‌ای‌های گائودی آغاز شد. نمای تولد مسیح (Nativity Façade) با چهار برج سر به فلک کشیده‌اش چشم‌گیرترین قست بناست، بیشتر سطح آن با مجسمه‌های بسیاری که تولد و زندگی مسیح را به تصویر می‌کشند پوشیده شده است، و یکی از شناخته‌شده‌ترین مناظر بارسلونا در سراسر جهان به شمار می‌آید. ارتفاع برج‌های ساگرادا فامیلیا ۱۰۰ متر است و به رغم ساخت ساختمان‌های بلند در این سال‌ها، در افق شهر کاملاً مشخص است. طبق برنامه ساخت و تکمیل این کلیسا تا سال ۲۰۲۶ طول خواهد کشید.

این کلیسا به سفارش اتحادیهٔ روحانی پیروان سان خوزه که مالک آن هستند با هدف ترویج بیشتر مذهب کاتولیک آغاز شد و لئوی هشتم بعدها نیمی از هزینهٔ آن را از محل اعتباراتی که از سراسر جهان جمع‌آوری می‌کرد و به واتیکان می‌پرداخت، تقبل کرد.

در ورودی کلیسا که «در امید» (به اسپانیایی: Puerta de la Esperanza) نام گرفته در سمت چپ نمای تولد مسیح قرار دارد و با تصاویری از خانوادهٔ مقدس تزئین شده است و سنگی از کوه مونت‌سرات در بالای آن جا گرفته است. «در نیکوکاری» (به اسپانیایی: Puerta de la Caridad) در وسط نما قرار گرفته و با تصاویر گیاهان که نمادی از سرود عشق به خالق است و همچنین با صحنه‌هایی از زندگی مریم مقدس و درخت اجدادی مسیح تزئین شده است.

روز سوم، 28 سپتامبر

برای بازدید از یکی دیگر از یادبودهایی که از آنتونی گائودی به یادگار مانده از خانه خارج شدیم. بنای Casa Mila”La Pedrera” به فاصله بیست دقیقه ای از هتل آپارتمان ما قرار داشت. لذا پیاده این مسیر را طی کردیم علی رغم باران نم نم پاییزی هوا بسیار دلپذیر بود. بلوار دیاگونال یکی از خیابانهای زیبای بارسلون است که مسیرهای مخصوص پیاده روی و دوچرخه سواری هم در آن طراحی شده است. Casa Mila خانه ای شش طبقه است که ساخت آن از سال 1906 تا 1912 طول کشید و به سفارش Pere Mila جهت اقامت شخصی و همچنین اجاره برخی واحدهای آن ساخته شد. ورودیه این بنا 16.50 یورو است که کلا گران است! کوله پشتی یا کالسکه بچه را در کمدهایی که با استفاده از یک سکه یک یورویی کلید آنها آزاد می شود باید قرار داد چونکه داخل خانه فضاهای کوچکی وجود دارد و این وسایل برای دیگران ایجاد مزاحمت می کند. البته بعد از بازدید وقتی که درب این کمدها را باز می کنید آنگاه یک یورویی شما نیز آزاد می شود!!

Spain9307AF260

با آسانسور می شود تا پشت بام رفت و از دودکش ها و خرپشته های ساختمان که با مجسمه های عجیب و غریبی تزیین شده اند بازدید کرد. داخل خانه ها با لوازم قدیمی که مربوط به خانواده Mila بوده همچنان حفظ شده است. قسمتی از این خانه نیز به موزه اختصاص داده شده است. این خانه نیز در لیست میراث جهانی ثبت شده است و برای بازدید از آن یک ساعت و نیم زمان نیاز است.کلیک کنید

Spain9307AF276 Spain9307AF280

Casa Battlo در خیابان معروف La Rambla Catalunya و با فاصله کمی از casa Melia قرار دارد. بسیاری از رستورانها و فروشگاههای معروف در این خیابان شعبه دارند و پیاده روی در این خیابان زیبا اکیدا توصیه می شود هرچند که با توجه به باران شدید ما موفق به این کار نشدیم و به خوردن یک نهار خوب در رستوران و تماشای عابرین در زیر باران شدید اکتفا کردیم. اما درباره Casa Battlo، ورودیه آن 21.50 یورو است که در میان مکانهای دیدنی اسپانیا تصور می کنم که گرانترین باشد. ساخت این خانه نیز توسط گائودی  برای خانواده Battlo که از تولیدکنندگان پارچه بودند، انجام شد. خلاقیت گائودی نه فقط در خود ساختمان، که در طراحی داخلی و اثاثیه و مبلمان آن نیز به چشم می‌خورد و نشان از حساسیت و دقت معمار دارد. مقداری از اثاثیهٔ طبقهٔ اول و اتاق پذیرایی که اکنون دیگر وجود ندارد، در موزهٔ گائودی در پارک گوئل نگهداری می‌شوند.

سرامیک‌های آبی رنگی که دیوارهای داخلی بنا را پوشانده و راه‌پلهٔ خارق‌العاده و همچنین دودکش‌هایی با اشکال بدیع هر بیننده‌ای را به شگفت می‌آورد.شایان ذکر است که اتاق زیر شیروانی و تراس ساختمان توسط گائودی طراحی به بنا اضافه شدند. این قسمت از بیرون به شکل پشت اژدهایی دیده می‌شود که از فلس پوشید شده و ستون فقراتش به یک برجک صلیبی پنج‌شاخه منتهی می‌شود. این ساختمان نیز در لیست میراث جهانی ثبت شده است و برای بازدید از آن یکساعت زمان نیاز است. کلیک کنید

Spain9307AF300

متاسفانه بعلت باران شدید نتوانستیم از بعد از ظهر خود استفاده کنیم و ترجیح دادیم که بعد از یک نهار خوب در خیابان Rambla به خانه برگردیم.

روز چهارم، 29 سپتامبر

صبح برای تحویل گرفتن اتومبیلی که قبلا رزرو کرده بودیم به محل تحویل اتومبیل که تا محل اقامت ما فاصله ای نداشت رفتیم. خوشبختانه باران متوقف شده بود و هوا بسیار دلپذیر بود. بعد از انجام تشریفات لازم ، اتومبیل را  تحویل گرفتیم. ما برای این سفر با توجه به تعداد و شرایط ویژه برای دو کودک زیر 6 ماه و یک پسربچه شیطون 4 ساله یک عدد اتومبیل ون بزرگ 9 نفره کرایه کردیم که فضای کافی برای بار و سه عدد کالسکه بچه و فضای کافی برای استراحت بچه ها داشت. پس از تحویل هتل ابتدا به سمت یکی از سواحل عمومی بارسلون حرکت کردیم تا یکی از جذابیتهای شهر بارسلون را از دست ندهیم. سواحل ماسه ای بارسلون شهرت جهانی دارند و توریستها را به شدت جذب می کنند. دسترسی به ساحل از طریق بلواری که با نخلهای بسیار شکیل مزین شده، امکان پذیر است.

Spain9307AF324 Spain9307AF325

در هنگام خروج از بارسلون به سمت شهر Tarragona از کنار استادیوم معروف Nou Camp که محل تمرین و خانه تیم محبوب FC Barcelona است عبور کردیم. این کمپ موزه ویژه ای نیز دارد که درصورت داشتن زمان کافی، بازدید آن خالی از لطف نیست.

از بارسلون تا تاراگونا 100 کیلومتر راه است که حدودا یکساعته طی می شود. این شهر به سبب مجموعه تاریخی که شامل آثاری بجا مانده از 218 سال قبل از میلاد است مشهور است که از سال 2000 میلادی در لیست میراث جهانی نیز ثبت شده است. کلیک کنید

Spain9307AF360 Spain9307AF362 Spain9307AF367

صومعه Poblet در 50 کیلومتری شمال غربی شهر تاراگونا و در منطقه ای کوهستانی قرار دارد. از طریق اتوبان کمتر از 45 دقیقه می توان به آنجا رسید. در میان راه از میان تاکستانهای بزرگی عبور می کنید که بیانگر صنعت شراب سازی این منطقه هستند و به سبب اهمیت تاریخی اش از طرف کشور اسپانیا برای ثبت در لیست میراث جهانی به یونسکو پیشنهاد شده است. صومعه Poblet که ورودیه آن 6 یورو است تا ساعت 6 بعدازظهر باز است. در داخل کلیسا، مجموعه ای از تابوتهای سنگی مربوط به هشت پادشاه و شش ملکه قرار داده شده است. این مجموعه جزء میراث جهانی است و برای بازدید از آن حداقل نیم ساعت زمان نیاز است. البته باید در نظر داشت که بازدید در ساعات خاصی انجام می شود مثلا ما حدود ساعت پنج و نیم به بلیط فروشی مراجعه کردیم که به ما برای ساعت شش بلیط فروختند و این آخرین سانس بازدید بود. کلیک کنید

Spain9307AF397 Spain9307AF415 Spain9307AF451 Spain9307AF474

هنوز هوا کاملا تاریک نشده بود که صومعه را به مقصد شهر والنسیا ترک کردیم. خوشبختانه تا والنسیا تمامی مسیر اتوبان بود و این مسیر 300 کیلومتری را کمتر از سه ساعت طی کردیم. البته برای پیدا کردن هتل آپارتمانمان در والنسیا کمی با مشکل مواجه شدیم زیرا هتل ما در بافت قدیمی شهر قرار داشت و عبور از خیابانهای به شدت تنگ و یکطرفه برای پیدا کردنش بسیار مشکل بود ولی به لطف GPS ممکن شد. چون ما بعد از ساعت 9 شب به والنسیا رسیدیم، دفتر هتل بسته بود و وقتی با موبایل مدیر هتل تماس گرفتیم او شماره کد قفل درب ورودی را به ما داد تا وارد ساختمان شویم. سپس ما را راهنمایی کرد تا از صندوق کوچکی که در کنار درب آپارتمان ما قرار داشت با کد مخصوصش درب صندوق را باز کنیم و کلید آپارتمان را برداریم و از ما خواست که در زمان خروج از آپارتمان تمامی کلیدها را داخل آپارتمان گذاشته و درب را ببندیم. به این ترتیب بود که ما بعد از دو شب اقامت در این هتل آپارتمان بدون اینکه شخصی از کارمندان هتل را ملاقات کنیم، هتل را تحویل دادیم. هتل آپارتمان ما در والنسیا  Valencia Flats Catedral نام داشت که ما برای دو شب اقامت در یک واحد دو خوابه که کاملا با وسایل رفاهی نیز مجهز بود 270 یورو پرداختیم. پارکینگ عمومی در نزدیک محل اقامت ما وجود داشت که شبی 20 یورو بود.

روز پنجم، 30 سپتامبر:

ساختمان La Lonja که در اواخر قرن پانزدهم میلادی مرکزی مهم در تجارت و بخصوص در تجارت ابریشم بود، اکنون در لیست میراث جهانی ثبت شده و به یکی از مهمترین مراکز گردشگری شهر والنسیا تبدیل شده است. این ساختمان نه چندان بزرگ با مجسمه هایی که اکثر آنها با اشکال عجیب و غریب ترس را در بیننده القا می کنند تزیین شده است. ورودیه این بنا 2 یورو است و برای بازدید از آن نیم ساعت زمان نیاز است این مجموعه از ساعت 10 صبح تا 6 یا 7 شب باز است. کلیک کنید

Spain9307AF503 Spain9307AF518

درست در روبروی این بنا بازار معروف Mercado قرار دارد که این بازار مسقف قدیمی اکنون مرکز فروش میوه، سبزی، ماهی و گوشت است.

Spain9307AF528

در کوچه های تنگ مرکزی شهر ساختمانهای زیبایی وجود دارد که گردش در این منطقه را لذت بخش می کند. همچنین کلیسای مرکزی شهر نیز در همین مکان است که در صورت وقت کافی می توانید از آن بازدید کنید.

Spain9307AF619 Spain9307AF621

Spain9307AF537 Spain9307AF543 Spain9307AF547

شاید والنسیا بیشترین شهرت خود را این روزها مدیون معماری مدرن در سازه های قسمتی از شهر که به City of Arts & Sciences معروف است،می باشد. کلیک کنید هر کدام از این سازه ها کاربری های خاصی دارند، مثلا یکی آکواریوم است، دیگری به موزه اختصاص داده شده و قسمتی هم Bioparc می باشد. این سازه ها در فاصله دو بلوار اصلی شهر قرار دارند که از شمال شهر تا جنوب شهر کشیده شده است. در قسمت شمالی فاصله این دو بلوار به پارک و فضای سبز اختصاص داده شده که در انتها به سازه های مذکور ختم می شود.

Spain9307AF599 Spain9307AF600 Spain9307AF602

در قسمتی از این پارک مجسمه بزرگی از شخصیت داستانی گالیور به صورت خوابیده بر روی زمین ساخته شده است. دستها و پاهای او با طنابهایی به زمین بسته شده و بر روی قسمتهایی از بدن او سرسره تعبیه شده تا بچه ها بتوانند همچون کوتوله های شهر لی لی پوت  از او بالا بروند و بازی کنند. به هر حال برای بازدید از این محل به حداقل سه ساعت زمان نیاز دارید.

Spain9307AF551

روز ششم، اول اکتبر:

صبح بعد از تحویل هتل به سمت شهر Elche حرکت کردیم. کلیک کنید  این مسیر 175 کیلومتر است و کلا اتوبان است. شهر Elche به سبب باغ بزرگ درختان نخل که در گذشته دور از شمال آفریقا به آنجا آورده شده است، معروف است و پارک نخل مرکز شهر که بیش از 200000 درخت نخل دارد در لیست میراث جهانی ثبت شده است. برای بازدید از این پارک باید به مرکز شهر رفت. بازدید از قسمت اصلی پارک یکساعت زمان نیاز دارد.

Spain9307AF638 Spain9307AF670 Spain9307AF673

ما نهار را در بین راه خوردیم و به مسیر 327 کیلومتری خودمان تا شهر گرانادا ادامه دادیم. در طول مسیر از والنسیا تا گرانادا با تنوع اقلیمی مواجه شدیم که به جذابیت توریستی این کشور افزوده است. تنوع کشاورزی نیز علی رغم ماهیت صنعتی آن بسیار جالب است. ما از کنار باغهای مرکبات، زیتون، تاکستان، صیفی کاری و حتی  گندمزار عبور کردیم. در بسیاری از قسمتهای این مسیر  نیروگاههای خورشیدی بسیار عظیم و همچنین نیروگاههای بادی را دیدیم.

قبل از تاریکی هوا وارد گرانادا شدیم و با کمک GPS به سرعت هتل محل اقامتمان را پیدا کردیم. هر چند که چون هتل در یک خیابان بسیار باریک قرار داشت عملا برای تخلیه بار از اتومبیل هم با کمی مشکل مواجه شدیم. هتلی که ما انتخاب کرده بودیمAl Andalus  نام داشت که بابت یک واحد دو خوابه بابت شبی که در آنجا گذراندیم 120 یورو پرداختیم. ماشین را هم در پارکینگ عمومی که نزدیک هتل قرار داشت گذاشتیم و بابت یک شب 20 یورو پرداختیم. هتل تمیز و با امکانات مناسب هتل آپارتمان بود. رستورانهای متنوعی در اطراف هتل قرار داشت که تقریبا همه آنها نیمی از میز و صندلی هایشان را در پیاده رو چیده بودند و غذا را در بیرون از رستوران سرو می کردند. لازم به ذکر است که اسپانیایی ها علاقه زیادی به صرف غذا و نوشیدنی در کافه و رستورانهایی دارند که میزهای پذیرایشان در فضای آزاد قرار دارد.

شهر گرانادا به سبب نزدیکی به کوه نسبت به سایر شهرهایی که در این سفر بازدید کردیم خنکتر بود. در کوهستان نزدیک شهر(20 کیلومتی شمال شرقی) که Sierra Nevada نام دارد، یکی از مشهورترین پیست های اسکی اسپانیا قرار دارد.

گرانادا در زبان اسپانیولی به معنی انار است. در این منطقه از اسپانیا باغهای انار مشهوری وجود دارد. اما بیش از انار، گرانادا شهرت خود را به کاخ الحمرا (قلعه سرخ) مدیون است که در قرن 11 میلادی توسط سلطان ساموئل یهودی ساخته شد و در قرن 13 با ورود مسلمانان به دست آنها افتاد و قسمتهای مختلفی از جمله کاخ به این قلعه افزوده شد و به مرکز حکومتی بدل شد.

برای بازدید از مجموعه الحمرا بهتر است بلیط را از سایت مجموعه به صورت آنلاین خریداری کرد تا گرفتار صف طولانی نشد کلیک کنید. البته تعداد بلیطهایی که به صورت آنلاین فروخته می شود محدود است و معمولا از چند هفته قبل تمام می شوند و به ناچار برای بازدید باید به سراغ گزینه های دیگر رفت.

روز هفتم، دوم اکتبر:

از آنجایی که بلیط آنلاین را نتوانستیم تهیه کنیم به ناچار ساعت 6 صبح برای خرید بلیط از باجه بلیط فروشی هتل را ترک کردم. ایستگاه مینی بوسهایی که به کاخ می روند در میدان Isabel La Catolica قرار دارد که با هتل ما تقریبا 10 دقیقه فاصله داشت. هوا هنوز تاریک بود که به میدان رسیدم و در صف ایستادم تا مینی بوس بیاید و ما را سوار کند. در این میدان مجسمه ای قرار دارد که بیانگر یک واقعه تازیخی مهم است. کریستوف کلمب در حال دریافت فرمان ملکه وقت اسپانیا مبنی بر سفر به هند است. هر چند این کاشف قاره آمریکا اصالتا پرتغالی است اما با هزینه دولت اسپانیا راهی آن سفر شده بود و نهایتا هم بجای هندوستان سر از آمریکا درآورد!.

مینی بوس با 2/1 یورو شما را تا درب ورودی مجموعه می رساند. ساعت هنوز هفت نشده بود که من وارد صف نسبتا طولانی تهیه بلیط شدم. از ساعت هشت و نیم بلیط فروشی شروع شد. نکته جالب این بود که افرادی که به صورت آنلاین بلیط را تهیه کرده بودند با در دست داشتن رسید خرید آنلاین و خارج از صف به باجه مراجعه می کردند و اصل بلیطشان را دریافت می کردند و این موضوع سبب می شد تا صف به کندی پیش برود. نیم ساعتی از شروع بلیط فروشی نگذشته بود که یک نفر با در دست داشتن بلیط به صف نزدیک شد و گفت که ماشینهای مخصوصی جهت خرید بلیط با کارت اعتباری در پشت فروشگاه مجموعه وجود دارد که به راحتی و بدون صف می توان بلیط را تهیه کرد. تعدادی از افراد برای خرید صف را ترک کردند و از آنجایی که از ترس سارقان! کارتهای اعتباریم را در هتل گذاشته بودم مجبور شدم در همان صف طویل بمانم. با نزدیک شدن به باجه با دوستان در هتل تماس گرفتم تا هر چه سریعتر خودشان را برسانند. قیمت بلیط این مجموعه که شامل بازدید از کاخ، قلعه و Generalife است، 14 یورو می باشد.

Spain9307AF699

پس از ورود به این مجموعه زیبا، مسیر کاخ نظری و قلعه را در پیش می گیریم که از میان درختان عبور می کند. به نظر می آید که زمانی در اطراف این کاخ خانه های متعددی نیز وجود داشته است که باید از میان بقایای آن که اکنون در حال مرمتش هستند عبور کرد. ابتدا به بنای عظیمی که به کاخ چارلز پنجم مشهور است وارد می شویم که در قرن شانزدهم به این مجموعه اضافه شده است. برای ورود به کاخ نظری اگر همراه خود کوله پشتی بزرگ یا کالسکه دارید باید در مکان مخصوص به امانت بگذارید و سپس داخل شوید.

Spain9307AF762 Spain9307AF768 Spain9307AF770 Spain9307AF774 Spain9307AF785 Spain9307AF803 Spain9307AF828 Spain9307AF830 Spain9307AF845

داخل کاخ نمای بسیار جالبی به شهر قدیم دارد. اتاقها و سالنهای متعددی وجود دارد که بسیاری از آنها با گچبری های بسیار زیبا آراسته شده اند. خارج از ساختمان کاخ باغهای بسیار زیبایی قرار دارد. برای بازدید از کل این مجموعه بیش از چهار ساعت زمان نیاز است. لازم به ذکر است که مجموعه الحمرا یکی از مهمترین سایتهای باستانی است که در لیست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است. من شرح کوتاهی از این مجموعه را از زبان ویکیپدیا برایتان انتخاب کرده ام که در زیر می خوانید:

الحمرا کاخی است مشرف بر شهر گِرانادا (غرناطه) در اسپانیا، که به عنوان یکی از شاخص‌ترین نمونه‌های هنر شمال آفریقا (عرب) و شاید یکی از مشهورترین بناهای اسلامی جهان بشمار می‌آید. این بنا شامل چندین قسمت مجزا است که در دوره‌های مختلف ساخته شده‌اند. نام کاخ که به معنای سرخگون است، بنا به نظر بسیاری، از رنگ غالب بر بنا گرفته شده‌است. پیشینه اصل بنای الحمرا به سده ۱۳ برمی‌گردد، اما درواقع الحمرا مجموعه‌ای از چندین قصر است که هر حاکم، برای خود بنا کرده‌است. ایده اصلی موجود در چند ساختمان این مجموعه، کوششهایی برای بوجود آوردن بهشت بر روی زمین بوده‌است. مسلمانان صحرانشین که آب برایشان از هر گوهری ارزشمندتر بود، با کشیدن نهرهایی از سرچشمه‌ها و جویبارها، باغهای کاخ را با چشمه‌های رویایی، فواره‌ها و حوضهای کم عمق و پر انعکاس تزیین کردند. صدای زمزمه آب در سراسر باغها و حوض خانه‌ها به گوش می‌رسد و کشف چشمه‌های کوچک، لذت گشتن در باغ را صد چندان می‌کند.

مسیحیان در سال ۱۴۹۲ گرانادا را تسخیر کردند و چند سال بعد، زمانی که شاه و ملکه کاتولیک، فردیناند (Ferdinand) و ایزابلا (Isabella) درگذشتند، گرانادا برای مدفن آنها انتخاب شد.

الحمرا شامل ۳ بخش است: قصر سلطنتی، که مشهورترین بخش آن است و خودش به سه قسمت: بارگاه یا Mexuar، شبستان یا Serallo و حرم سرا تقسیم شده‌است، بخش‌های دیگر کاخ شامل باغهای پلکانی Generalife و قلعه Alcazba هستند.

بارگاه بخشی از قصر سلطنتی بود، جایی که سلطان به امور روزانه مملکتی و تجاری رسیدگی می‌کرد. این قسمت از نظر تزیین و تجلل به پای بخش‌های دیگر کاخ نمی‌رسد و درواقع از فضایی فروتنانه برخوردار است. ورود به چند اتاق برای مراجعین آزاد بود، از جمله تالار پذیرش و اتاق طلایی که مخصوص کارکنان قصر بود. جذابترین قسمت بارگاه، حیاط خلوت اتاق طلایی بود.

قسمت اعظم بخش شبستان در زمان سلطنت یوسف اول در قرن ۱۴ انجام شده‌است و دارای تزینات بسیار زیاد بود تا برای شرفیابی سفرا و مهمانان خاص مناسب باشد. این بنا شامل مجموعه‌ای از اتاقها و حیاطهای بسیار زیبا بود.

در انتهای شمالی شبستان برج کمارس (Torre de Comares) قرار داشت که تالار کشتی (Sala de la Barca) در درون آن واقع شده بود. کمی جلوتر در برج به تالار سفیران می‌رسیم که بزرگ‌ترین و شاید بهترین اتاق در تمام قصر سلطنتی باشد. این تالار یک مربع کامل است و یک گنبد بسیار زیبای چوبی دارد که به معنای هفت طبقه آسمان است. این تالار شاهد امضای تسلیم‌نامه گرانادا به شاه و ملکه کاتولیک، توسط سلطان بوعبدل (Boabdil) بوده‌است و در همین تالار شاه فردیناند موضوع سفر کریستف کلمب را، برای یافتن راهی به هندوستان مورد بررسی قرار داد.

هنگامی که به محوطه و آبنمای شیران وارد می‌شوید، باید بنشینید و با آسودگی ذهن خود را در وضعیتی مطلوب قرار دهید. اینجا مکان شماره یک فرهنگی و گردشگری اسپانیا است و از هر زاویه، هر ریزه کاری و هر بخش آن به دفعات بی شماری عکس گرفته شده‌است. اما این مکان تا قرنها مورد بی توجهی قرار گرفته بود و مانند بسیاری از موارد مشابه در جهان، ارزش این بنا توسط یک خارجی به چشم آمد و مورد توجه همگان قرار گرفت. این شخص، واشنگتن اروینگ (Washington Irving) نویسنده آمریکایی، بود.

در ۱۸۱۲، نیروهای فرانسوی ارتش ناپلئون در این کاخ اقامت کردند و تنها کار مفیدی که برای خودشان انجام دادند، دزدیدن اشیا گران قیمت و سبک وزن کاخ بود. اما زمانی که اروینگ در اواخر دهه ۱۸۲۰ به گرانادا رسید، ماجرا دچار تغییری فاحش شد و داستان‌های الحمرا (Tales of the Alhambra) او بیش از هر چیز در ستایش اسپانیای مسلمان نشین و گرانادا است و به واسطه این نوشته، کاخ الحمرا نیز جایگاه اصلی خود را بازیافت.

محوطه شیران در نیمه دوم قرن ۱۴ و دوران حکومت محمد پنجم ساخته شده‌است. از این حیاط به سه اتاق زیبا وارد می‌شویم، تالار دو خواهر، تالار Abencerrajes، تالار شاهان. این سه تالار همراه با محوطه شیران حرم سرای کاخ سلطنتی را تشکیل می‌دهند.

حرم سرا کاخ الحمرا از حیاط شیران منشعب می‌شود و شامل مجموعه‌ای از اتاقهای زیبا و یک حمام است. در جنوب این سالن به تالار Abencerrajes می‌رسیم که دارای حیرت انگیزترین سقفها در کل مجموعه‌است.

سقف یک ۱۶ ضلعی است با تزئینات مقرنس و توسط پنجره‌هایی که بر روی گنبد نصب شده‌اند و نوری که بر روی آب چشمه کف منعکس می‌شود، روشن می‌شود. سقف تالار دو خواهر نیز بسیار شگفت انگیز است و از بیش از ۵۰۰۰ خانه لانه زنبوری ساخته شده‌است. در تالار شاهان، به یک اثر نامتعارف هنری برمی خوریم، که تمثالهایی زنده نمایانه از انسان است که در دین اسلام حرام دانسته می‌شده. سازنده این آثار به احتمال فراوان مسیحی بوده‌است اما دستور ساخت آن را سلاطین دودمان نصر صادر کرده بودند. حمامها آخرین قسمت با اهمیت حرم هستند که نمی‌توان به آن داخل شد، اما می‌توان درون آن را از میان پنجره تماشا کرد.

Generalife باغهای مطبق با آبنماها و فواره های بسیار زیباست که در قسمت دیگری از این مجموعه ساخته شده است توجه داشته باشید که بهتر است برای بازدید از این مجموعه با توجه به اینکه بسیار بزرگ است، زمان کافی در نظر بگیرید.  بازدید شبانه هم از قسمتهایی از این مجموعه وجود دارد که احتمالا باید جالب باشد.

گرانادا کلیسا مشهوری نیز دارد که در صورت فرصت کافی، بازدید از آن توصیه می شود.

عصر از گرانادا خارج شدیم و به سمت کوردوبا حرکت کردیم. فاصله این دو شهر از طریق بزرگراه حدود 220 کیلومتر است که به راحتی در سه ساعت طی می شود. برای پیدا کردن هتل مجددا دست به دامن GPS شدیم که اینبار این وسیله ما را از میان خیابانها و کوچه های بسیار باریکی به هتل رساند که گه گاه مشکلاتی را نیز به وجود می آورد از قبیل عدم عبور راحت اتومبیل از میان این کوچه ها طوری که در برخی مواقع آینه های ماشین به دیوار خانه ها برخورد می کرد و یا به راحتی نمی شد با یک فرمان به داخل کوچه بعدی رفت. به هر حال ساعت کمی از هفت گذشته بود که به درب هتل آپارتمان Turisticos Duque de Hornachuelos رسیدیم، در موقع Check In متوجه شدیم که با توجه به قوانین این هتل در صورتی که مسافر بعد از ساعت 7 وارد شود باید 30 یورو نیز اضافه پرداخت کند! که به ناچار پرداختیم. خوشبختانه این هتل دارای پارکینگ بود که بابت آن 18 یورو نیز پرداختیم. نکته جالب درباره این هتل، وجود آثار تاریخی در داخل هتل بود! ظاهرا در هنگام گودبرداری برای ساخت آن با آثار تاریخی که قدمت 2000 ساله داشته است، مواجه می شوند که تصمیم گرفته می شود این قسمت در داخل حیاط مرکزی ساختمان جای داده شود و دور آن هم حصار شیشه ای کشیده شود. اتاق ما در طبقه فوقانی قرار داشت که از طریق پله به بالکنی اختصاصی بر روی پشت بام راه داشت. ما بابت یک شب اقامت در یک واحد دوخوابه با تمام امکانات یک هتل آپارتمان خوب، 150 یورو پرداختیم.

جهت صرف شام تصمیم گرفتیم به میدان Corredera برویم. این میدان که اکنون با رستورانهای متعدد احاطه شده است در نزدیکی هتل ما قرار داشت و ما از میان کوچه های باریک و قدیمی شهر با بیست دقیقه پیاده روی به آنجا رسیدیم. و شام خود را در فضای باز این میدان زیبا صرف کردیم. این میدان از چهار سو با ساختمانهایی که شبیه هم و همگی چهار طبقه هستند احاطه شده است و اینطور به نظر می رسد که این میدان در داخل یک ساختمان بسیار بزرگ قرار دارد.

Spain9307AF857

روز هشتم، سوم اکتبر:

شاید یکی از مکانهایی که در اسپانیا بیشترین بازدید کننده را داشته باشد کلیسا-مسجد شهر کوردوبا باشد. این مکان که به مسجد قرطبه یا مثکیته نیز معروف است در مکانی که ابتدا کلیسا بود در سال 785 میلادی ساخته شد در این زمان کوردوبا مرکز آندلس بود،ولی در سال 1236 میلادی مجددا به کلیسا تغییر یافت.

باجه بلیط فروشی در داخل حیاط قرار دارد و قیمت بلیط ورودیه 8 یورو می باشد. در داخل رواقها تعدادی از ستونها و تیرکهای چوبی که در سقف قرار داشته به نمایش گذاشته شده است. با ورود به داخل ساختمان بنا با ستونهایی مواجه می شوید که به شکل نعل اسبی با سنگهایی به رنگ کرم و قرمز به شکل یک در میان ساخته شده است.

Spain9307AF919

محراب مسجد با گچبری های زیبا و بسیار ظریف است که به خوبی حفظ شده است.

Spain9307AF894

عبدالرحمن اول پایه گذار ساخت این مسجد بود و سایر خلفای پس از او هم قسمتهایی به این مسجد افزودند. اما بعد از ورود مجدد مسیحیان، با حفظ مسجد، کلیسای مجللی در داخل این بنا ساخته و به آن اضافه شد. به واقع این کلیسا یکی از زیباترین کلیساهای اسپانیا است و در ساخت آن هنر بسیاری به کار گرفته شده است. نیایشگاه، سالن اجتماعات و کر کلیسا از مکانهای دیدنی این مجموعه هستند و سبکهای گوتیک، رونسانس و باروک در ساخت آنها به چشم می خورند. نقاشی ها، گچبری ها و مجسمه های بسیار زیبایی در این کلیسا وجود دارند که هر کدام روایتی از زندگی حضرت عیسی می باشند. چندین نیایشگاه کوچک نیز در این بنا ساخته شده است همچنین اتاق کوچکی با نام خزانه وجود دارد که اشیا قیمتی کلیسا در آنجا نگهداری می شوند و عمدتا از طلا ساخته شده اند. برای بازدید از این مجموعه دو تا سه ساعت زمان نیاز است. کلیک کنید

Spain9307AF914 Spain9307AF925 Spain9307AF931 Spain9307AF938

پل رومی بر روی رودخانه گوادال کیویر در ضلع جنوبی بنای مسجد کوردوبا قرار دارد. همچنین در کنار رودخانه می توانید آسیاب چرخ-آبی بزرگی را کنار رودخانه مشاهده کنید. قلعه کوردوبا هم در فاصله کمی از مسجد قرار دارد و با پنج دقیقه پیاده روی می توان به آن رسید.

Spain9307AF972

قسمت قدیمی شهر کوردوبا که هنوز بقایایی از دیوار قدیمی آن باقی مانده بعلاوه بناهایی که شرح داده شد در لیست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده اند. بافت قدیمی، کوچه های بسیار باریک و بعضا سنگ فرشی دارد. که توصیه می شود حداقل یک ساعتی را صرف پیاده روی در این محله کنید. کلیک کنید

Spain9307AF982

سپس شهر زیبای کوردوبا را به مقصد روستای Baeza ترک کردیم که تقریبا در 150 کیلومتری شرق کوردوبا قرار دارد. این روستا که در انبوهی از باغهای زیتون مخفی شده دارای کلیسا معروفی به سبک کلیساهای دوران رونسانس است که به ثبت جهانی رسیده است. کلیسا تا ساعت 6 عصر برای بازدید باز است و ما به سختی خودمان را قبل از ساعت شش به آنجا رساندیم. بلیط ورودیه 2 یورو است و برای بازدید از آن نیم ساعت کافی است. کلیک کنید

Spain9307AF987 Spain9307AF1000 Spain9307AF1025

شهر Ubeda تنها 10 کیلومتر از Baeza فاصله دارد و کلیسا Sacra Capilla del Salvador که جز میراث جهانی است در آنجا قرار دارد. این کلیسا که به سبک کلیساهای رونسانس است، در میدان Vazquez de Molina واقع شده است. این محل، مکانی است برای گردهمایی افراد محلی برای گذراندن اوقات فراقت. متاسفانه ما چون بعد از ساعت 6 به کلیسا رسیدیم با درب بسته مواجه شدیم. اما دیدن این کلیسا از نمای خارجی نیز خالی از لطف نبود. کلیک کنید

Spain9307AF1029 Spain9307AF1036

از این شهر تا Toledo 270 کیلومتر فاصله است که طی کردن آن حدود سه ساعت زمان نیاز دارد. در این مسیر از کنار شهر Consueqra گذشتیم که به خاطر آسیابهای بادی آن معروف است. امروزه در بالای تپه ای که از بزرگراه نیز مشخص است، 12 آسیاب بادی وجود دارد. البته در نزدیک این شهر چندین آسیاب بادی دیگر نیز وجود دارد که ما از یکی از آنها که در یک پمپ بنزین قرار داشت بازدید کردیم.

Spain9307AF1048

حدود ساعت 10:30 شب به شهر Toledo رسیدیم و پس از تماس با مدیر هتل آپارتمان Casa del Grial در این هتل بسیار کوچک و تمیز اقامت کردیم. واحدی که به ما داده شد یک واحد دوبلکس با دو اتاق خواب بود که بابت یک شب حدود 92 یورو و بابت یک شب پارکینگ 9 یورو پرداختیم. شام را در پارک نزدیک هتل که نمای بسیار زیبایی به رودخانه محاط کننده شهر دارد صرف کردیم.

روز نهم، چهارم اکتبر:

بی تردید بازدید از کلیسا جامع شهر Toledo یکی از اولویتهای توریستی اسپانیا است. شهر Toledo بر روی تپه ای واقع شده که سه طرف آن توسط رودخانه Tagus احاطه شده است. قسمت قدیمی شهر که بیشتر آن با دیوار باستانی احاطه شده است، دارای کوچه و خیابانهای بسیار باریک است که به علت وجود پله، تردد با اتومبیل در برخی از آنها ممکن نیست. شهر Toledo در لیست میراث جهانی به ثبت رسیده است. کلیسا جامع تقریبا در مرکز شهر قرار دارد. قیمت ورودیه 12 یورو است. این کلیسا که به سبک Gothic است دارای 88 ستون بسیار عظیمی است که این سازه 100 متری را سرپا نگه داشته است.

Spain9307AF1135

سازه ابتدایی این کلیسا در سال 1085 به مسجد تغییر داده شد و مجددا در قرن سیزدهم میلادی به کلیسا تبدیل شد. این کلیسا عظیم دارای هفت سالن عبادتگاه بسیار زیبا و مجلل است که با ظرافت بسیاری با مجسمه ها و تصاویر و نقاشی های متعدد آراسته شده است.

Spain9307AF1114 Spain9307AF1126

همچنین سالن ویژه ای به نمایش آثار نقاشی از بزرگانی چون El Greco, Van Dick, Orrente, Goya و .. اختصاص داده شده است. سقف این سالن هم توسط  El Greco نقاشی شده است. سالن کر دارای صندلی های چوبی است که بر هر یک نقشی بسیار جالب از داستانهای انجیل خراطی شده است. عبادتگاه اصلی با کارهای چوبی طلاکوبی، مزین شده است.

Spain9307AF1071 Spain9307AF1098 Spain9307AF1120

در این کلیسا اتاق کوچکی به خزانه اشیا با ارزش، اختصاص داده شده است. شاید جالبترین آنها سازه ای دو ونیم متری به شکل کلیسا است که از 5600 قطعه و 12500 پیچ طلایی(18 کیلو) و نقره ای(183 کیلو) ساخته شده است. عمده نور کلیسا از نورگیرهایی که با شیشه های رنگین پوشیده می شود ، تامین می گردد و بسیار شکیل هستند.

Spain9307AF1061

در یکی از اتاقها تعداد زیادی پرتره از کاردینالهای این کلیسا از ابتدای شکل گیری تاکنون وجود دارد. برای بازدید از این کلیسا توصیه می کنم که حتما دوربین دوچشمی همراه داشته باشید چرا که برای دیدن برخی جزئیات به کارتان می آید. بازدید از این کلیسا حداقل دو ساعت زمان نیاز دارد. کلیک کنید

Spain9307AF1087 Spain9307AF1134

همانطور که گفتم این شهر بر روی تپه ای است که رودخانه سه طرف آن را احاطه کرده است. بهترین نمای شهر از آنسوی رودخانه و از تپه مجاور است. کسانی که قصد دارند با پای پیاده به بالای تپه در شهر قدیمی برسند، می توانند از پله برقی که از ساعت 8 صبح تا 2 بامداد کار می کند استفاده کنند.

از Toledo به سمت شهر بعدی یعنی Aranjuez حرکت کردیم. فاصله این دو شهر 46 کیلومتر است که کمتر از یکساعت طی می شود. شهر Aranjuez بخاطر کاخ سلطنتی آن معروف است. این کاخ که جز میراث جهانی است کار خود را از زمان فلیپ دوم با عنوان کاخ تابستانی آغاز کرد و دارای 300 اتاق است. ورودیه این کاخ 9 یورو است و عکاسی در آن ممنوع است. این کاخ در میان باغ و کنار رودخانه واقع شده است. هنوز هم این کاخ برای اقامت مدعوین دولتی و سلطنتی اسپانیا استفاده می شود. زمان مورد نیاز برای بازدید یکساعت و نیم است. کلیک کنید

Spain9307AF1153

از Aranjuez تا مادرید 55 کیلومتر است که کمتر از یکساعت برای آن زمان باید گذاشت. ما بلافاصله پس از پیداکردن هتل آپارتمان در محله Retiro تشریفات Check In را انجام دادیم و یک واحد آپارتمان دوخوابه را برای دو شب به قیمت 175 یورو کرایه کردیم( اسم این هتل آپارتمان: Apartamenos Adelfas). هنوز کاملا جاگیر نشده بودیم که یکی از دوستان خوبمان در مادرید به ما پیوست تا بتوانیم از شبهای مادرید هم لذت ببریم. شام را با کلکسیونی از Tapasهای مختلف شروع کردیم. از کنار استادیوم معروف گاوبازی مادرید (Plaza de Toros) و همچنین استادیوم معروف فوتبال تیم رئال مادرید یا Santiago Bernabeu گذر کردیم که در صورت اقامت بیشتر در مادرید، از جاهای دیدنی شهر هستند.

روز دهم، پنجم اکتبر:

کمی درباره مادرید:

پایتخت و بزرگترین شهر اسپانیا است. مادرید هم‌چنین پایتخت یک بخش خودمختار و مرکز استان مادرید نیز هست.

مادرید در وسط کشور، و در فلات اسپانیا واقع شده‌است. این شهر پس از لندن و برلین سومین شهر بزرگ اتحادیه اروپا است و منطقه کلان‌شهری آن پس از لندن و پاریس سومین منطقه کلان‌شهری بزرگ این اتحادیه است. جمعیت مادرید حدود ۳.۳ میلیون نفر است و منطقه کلان‌شهری مادرید (مادرید و حومه) ۶.۲۷۱ میلیون نفر جمعیت دارد. مساحت شهر مادرید ۶۰۴.۳ کیلومتر مربع است.

شهر مادرید به خاطر مرکزیت جغرافیایی، پیشینه، و کارکردهای سیاسی و مالی‌اش شهر اصلی از شبه جزیره ایبری به‌شمار می‌آید. با وجود این‌که این شهر امروزه شبکه آمدوشد شلوغ و سومین شبکه متروی بزرگ در اروپا را دارد، اما بیشتر محله‌های آن توانسته‌اند حال و هوای اصلی خود را حفظ کنند.

جاذبه‌های عمده دیدنی در مادرید عبارتند از پالاسیو رئال یا کاخ سلطنتی، پارک رتیرو، موزه باستان‌شناسی، و سه موزه هنری معروف: موزه دل پرادو، موزه ملی مرکز هنری رئینا سوفیا و موزه تایسن-بورنمیسا.

نخستین اطلاعات موجود تاریخی در مورد مادرید به سده نهم میلادی بازمی‌گردد. که در مقایسه با شهرهای دیگر اسپانیا بسیار جدید است. برخلاف دیگر شهرها چون سویا، والنسیا و بارسلون در مادرید آثاری چندانی از دوران رومی‌ها و ویزیگوت‌ها یافت نشده‌است. این امر احتمالاً به این خاطر است که منطقه مادرید امروزی برای این دو قوم جذابیتی نداشت زیرا نه در کنار دریا و بنادر بود و نه در مسیر شهرهای اصلی قرار داشت.

بخش اعظم شبه جزیره ایبری در سده نهم میلادی در دست مورهای مسلمان بود. محمد اول قرطبه، امیر عرب اندلس در آن زمان کاخی در محل کنونی پالاسیو رئال در مادرید ساخت و در آن محل ارگ کوچکی نیز به نام المدینه بنا کرد.

این کاخ در کنار رود مانزانارس قرار داشت و مورها این رود را مَیرا، می‌نامیدند که به معنای سرچشمه و منبع مادر است؛ بعدها پسوند رومی-ایبری «-ایت» به معنای مکان به آن چسبید. مادرید امروزی و نام این شهر از این بنا و این نام سرچشمه می‌گیرد.

ارگ مادرید در سال ۱۰۸۳ توسط آلفونسو ششم کاستیا، که در واقع در راه خود به تولدو بود، فتح شد. وی مسجد آن زمان مادرید را تبدیل به کلیسا کرد و آن را کلیسای جامع الُمِدنا نامید. ساکنان شهر مادرید را تا دهه‌های زیادی از سده پانزدهم مورها و یهودیان تشکیل می‌دادند.

پس از دشواری‌های بسیار و یک آتش‌سوزی ویرانگر، شهر توسط هنری سوم کاستیا بازسازی شد اما خود او برای امنیت، بیرون از دیوارهای شهر و در دهکده‌ای به نام «ال پاردو» در نزدیکی مادرید مستقر شد. در این زمان اسپانیا شاهد نبرد میان پادشاهی کاستیل و پادشاهی آراگون بود که بازگشت ایزابلای یکم و فردیناند دوم به این ستیزها پایان بخشید.

مناطق دیدنی مادرید:

1.       کاخ سلطنتی

بنای این کاخ توسط آرشیتکت ایتالیائی جیووانی ساچتی و بدستور فیلیپ پنجم در سال ۱۷۳۶ شروع و تا سال ۱۷۶۴ بطول انجامید. قبلاٌ در این محل کاخی بوده که در اثر حریق سال ۱۷۳۴ بکلی از بین رفته است. اگرچه اکنون این کاخ به یکی از اماکن مهم و دیدنی تبدیل شده است، اما به لحاظ اهمیت تاریخی آن هنوز نیز بسیاری از مراسم تشریفاتی پادشاه در آن برگزار می‌شود.

2.       پارک رتیرو

این پارک زیبا که دارای فواره‌ها و مجسمه‌های زیبائی می‌باشد قسمتی از جنگلهائی است که در زمان فلیپ دوم اطراف مادرید را احاطه کرده بودند. نزدیک درب ورودی این پارک دریاچه کوچک و زیبایی قرار دارد و قایقهای داخل دریاچه همواره مورد استفاده مردم می‌باشند.

3.       طاق پیروزی

این طاق زیبا در سال ۱۷۷۸ توسط آرشیتکت معروف ساباتین بنا شده و در زمانی یکی از دروازه‌های مهم شهر بوده است.

برای برنامه امروز تصمیم گرفتیم که از چند شهر نزدیک مادرید بازدید کنیم. ابتدا به سمت کاخ El Escorial در 48 کیلومتری شمال غربی مادرید حرکت کردیم که تقریبا یکساعت طول می کشد. این کاخ سلطنتی که کلیسایی به همین نام هم در آن قرار دارد جزو میراث جهانی است. ورودیه آن 10 یورو است و برای بازدید از آن یکساعت زمان نیاز است عکاسی در داخل این مجموعه ممنوع است. داخل این کاخ که به دستور فلیپ دوم ساخته شده است اتاقهایی وجود دارد که دکوراسیون آنها از آن زمان تاکنون دست نخورده نگه داشته شده است حتی تخت خوابی که فلیپ دوم بر روی آن دنیا را بدرود گفت همانگونه حفظ شده. دکوراسیون برخی اتاقها گاهی عجیب می آیند مثل یکی از اتاقهای همسر فلیپ به سبک اتاقهای پادشاهان چین تزیین شده است. در جای جای این کاخ تعداد بسیار زیادی از تابلوهای نقاشی از نقاشان مشهور قرن 15 میلادی وجود دارد که توسط فلیپ جمع آوری شده است. به سرداب این کاخ با تعداد زیادی پله می توان دسترسی یافت. پیکر بسیاری از پادشاهان اسپانیا از زمان فلیپ دوم به بعد در اینجا نگه داری می شود. همچنین اشیا بسیار باارزشی از جنس طلا نیز در این محل وجود دارند.به این محل Panteon de los Reyes یا دخمه پادشاهان گفته می شود. همچنین در طبقه همکف قسمتی نیز برای نگهداری جنازه بچه ها و همسران پادشاهان درنظر گرفته شده است. کلیسا این مجموعه نیز دکوراسیون بسیار زیبایی دارد و در اوقاتی از هفته مراسم عبادی در آن انجام می شود که در این زمان بازدید از آن ممکن نیست. کتابخانه این مجموعه سالنی است که سقف و دیوارهای آن توسط Pellegrino Tibaldi نقاشی شده است. برای بازدید از این مجموعه یک ساعت و نیم زمان نیاز است. کلیک کنید

Spain9307AF1158

سپس به سمت شهر Avila که در 70 کیلومتری El Escorial است، حرکت کردیم و پس از یکساعت به شهر رسیدیم. طبق پیشنهاد سایتهای گردشگری، به سمت روستای Los Cuatro Postes حرکت کردیم. از کنار پمپ بنزین این منطقه بهترین نما به شهر  Avial وجود دارد و به راحتی می توان دریافت که شهر در میان دیوار،برج و بارو  محصور شده است. دو و نیم کیلومتر دیوار به همراه 88 برج دیده بانی و 9 دروازه دور شهر کشیده شده است. قطر دیوار 3 متر و ارتفاع آن 12 متر است. گفته می شود که دیوار دور شهر یکی از سالمترین و دست نخورده ترین نمونه هایی است که به این شکل حفظ شده است. از طریق چندین دروازه می توان به داخل این شهر که در لیست میراث جهانی قرار دارد راه پیدا کرد. با پرداخت 4 یورو می توان به بالای برخی از قسمتهای دیوار و قلعه رفت. برای ساخت کلیسا جامع از قسمتهایی از این دیوار کمک گرفته شده است. یا شاید بهتر است بگویم که کلیسا قسمتی از این دیوار است.برای بازدید از این مجموعه حداقل دو ساعت زمان نیاز دارید. کلیک کنید

Spain9307AF1219 Spain9307AF1252

از Avila به سمت Segovia حرکت کردیم که 66 کیلومتر است و کمتر از یکساعت طی می شود. یک راست به سمت سازه معروف شهر که به سبب آن جز میراث جهانی شده است رفتیم. کانال آب و سیستم آبرسانی که سازه ای از دوران حکومت رومیان در این شهر است. این سازه که جوی آب را از ارتفاعات مشرف به داخل شهر هدایت می کند در برخی قسمتها همچون پلی سنگی و مرتفع ساخته شده است که طاقهای کمانی شکل دارد. برای ساخت این طاقها از ملاط در لابه لای سنگها استفاده نشده و سنگها که شکل گوه ای دارند خودشان، خودشان را نگه می دارند. قدمت این راه آب سنگی به قرن اول میلادی بر می گردد.اکنون 894 متر از این جوی سنگی حفظ شده است که در ساخت آن از بیش از 20000 قطعه سنگ گرانیت استفاده شده است. 163 طاق کمانی که مرتفعترین آنها 28 متر بلندی دارد جلوه ای زیبا به این سازه داده است. در بسیاری از قسمتهای شهر دیوار محاط کننده شهر دیده می شود. کلیسا و قلعه شهر Segovia از جاذبه های توریستی اسپانیا است. برای بازدید بهتر است بیش از سه ساعت زمان در نظر بگیرید. کلیک کنید

Spain9307AF1263 Spain9307AF1272

ما به سرعت شهر را  به سمت مادرید ترک کردیم. فاصله این شهر تا مادرید 90 کیلومتر است و طبق برآورد ما حداکثر یکساعت زمان لازم داشت، اما گرفتار ترافیک سنگین شدیم و پس از سه ساعت و نیم به مادرید رسیدیم و بلافاصله برای خرید سوغاتی ها عازم  محله Sol شدیم. تا 11 شب تقریبا بیشتر مغازه های سوغاتی فروشی باز هستند و می توان خرت و پرت های لازم را خریداری کرد. بعد از خرید به میدان معروف Plaza Mayor رفتیم. دور تا دور این میدان که البته اتومبیلی در آن تردد نمی کند پر است از رستورانهای متنوع که ما هم شام شب آخر سفر را در آنجا صرف کردیم. در وسط میدان مجسمه فلیپ سوم قرار دارد و به طور سنتی محل اجرا و گردهمایی بسیاری از فستیوالها و تجمعات شهر مادرید است. میدان Plaza de la Puerta del Sol که محله ای قدیمی در مادرید است به عنوان نقطه صفر مادرید شناخته می شود و کلیه مسافتها با توجه به این محل اندازه گیری می شوند. به همین دلیل در همین محل نشانی فلزی بر روی زمین نصب شده که یادآور چنین داستانی است.

Spain9307AF1279 Spain9307AF1281

با کمک دوست مادریدی خود، در شهر با اتومبیل گردشی کوتاه کردیم و او چندین بنا و منطقه تاریخی شهر از جمله کاخ سلطنتی، دروازه Alcala و Plaza de Cibeles را به ما نشان داد.

روز یازدهم، ششم اکتبر: 

روز آخر سفر همیشه برای خودش روز خاصی است، از طرفی استرس به موقع رسیدن به فرودگاه و از طرف دیگر وداع با مکان یا مکانهایی که شاید هرگز دوباره فرصت بازگشت به آنها نباشد و از طرف دیگر شوق بازگشت به خانه!

از آنجا که ساعت پرواز ما حدود سه بعدازظهر بود، حیفمان آمد که روز آخر را به بطالت تلف کنیم. لذا تصمیم گرفتیم تا از یکی دیگر از مناطقی که در لیست میراث جهانی ثبت شده دیدن کنیم. شهر Alcala De Henares در 35 کیلومتری شمال شرقی مادرید قرار دارد. از مرکز مادرید حدودا 45 دقیقه زمان نیاز است تا به یکی از قدیمیترین دانشگاههای جهان برسید. گفته می شود که نخستین بنا در این مجموعه دانشگاهی در سال 1293 میلادی ساخته شده است و تاکنون نیز این مجموعه دانشگاهی حفظ شده و کاربری دانشگاهی دارد. در داخل این مجموعه کلیسایی قرار دارد که از سقف چوبی زیبایی درست شده است و قدمت آن به سال 1497 میلادی برمی گردد. محله های قدیمی این شهر هم بسیار دیدنی است و در صورت فرصت کافی، پیاده روی در آن خالی از لطف نیست.کلیک کنید

Spain9307AF1292 Spain9307AF1293

پس از بازدید از این شهر به سمت فرودگاه بین المللی Barajas که در فاصله 20 کیلومتری Alcala واقع شده است حرکت کردیم و پس از تحویل اتومبیل وارد فرودگاه زیبا و بسیار بزرگ مادرید شدیم. برای رفتن به ترمینال مورد نظر سوار قطار داخل فرودگاهی شدیم که نشان از وسعت این فرودگاه دارد. مسیر پروازی مادرید تا دبی حدود هفت ساعت و نیم است.

در این سفر حدودا 2250 کیلومتر با اتومبیل کرایه ای راندیم که حدودا 250 لیتر گازوئیل مصرف کرد و توانستیم 15 میراث جهانی را ببینیم. در کل سفر در کشور اسپانیا خصوصا برای خانواده ها بسیار راحت است. شاید هفته اول و دوم مهرماه از بهترین زمانهای سفر به اسپانیا باشد چرا که با بازشدن مدارس در نیمه های شهریورماه، فصل سفر در اروپا تقریبا به انتها می رسد و همین موضوع به کاهش تعداد توریستها منجر می شود که متعاقب آن قیمت مکانهای اقامتی تا حدودی کاهش می یابد و همچنین برای بازدید از بسیاری از مکانهای توریستی با ازدحام کمتری مواجه می شوید.

Spain Map Report

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

iranpour@kanoonirangardan.ir

مهرماه 1393

Share

نوشته گزارش سفر به اسپانیا-تقابل هنر در عصر اسلام و مسیحیت اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/4150/feed/ 2