سال93 بایگانی - کانون گردشگران جوان ایران https://kanoonirangardan.ir/category/گزارش-سفر-به-سایر-کشورها/سال93/ سفر مسولانه و ارزان قیمت Sun, 28 Jun 2020 18:53:09 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=6.5.7 نپال قبله کوهنوردان https://kanoonirangardan.ir/%d9%86%d9%be%d8%a7%d9%84-%d9%82%d8%a8%d9%84%d9%87-%da%a9%d9%88%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86/ https://kanoonirangardan.ir/%d9%86%d9%be%d8%a7%d9%84-%d9%82%d8%a8%d9%84%d9%87-%da%a9%d9%88%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86/#comments Tue, 09 Feb 2016 06:25:18 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=4320 سفر به نپال بیش از اینکه سفر به کشوری در مرکز آسیا باشد، سفر به هیمالیا است.

نوشته نپال قبله کوهنوردان اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
گزارش سفر به نپال، قبله کوهنوردان

Nepal9301AF530

سفر به نپال بیش از اینکه سفر به کشوری در مرکز آسیا باشد، سفر به هیمالیا است.

شاید برای تمامی افرادی که کوهنوردی می کنند و یا حتی به طبیعت علاقه مند هستند، مشاهده رشته کوه هیمالیا از آرزوهایشان باشد. شاید به سختی کسی را بتوان یافت که نام بلندترین کوه جهان یعنی اورست را نشنیده باشد. هر چند برای افراد عادی تفاوتی بین هیمالیا و قله های سر به فلک کشیده اش با اورست وجود ندارد اما کوهنوردان بسیاری از نقاط مختلف جهان برای دیدن مناطق مختلف هیمالیا بارها به کشور نپال سفر می کنند. لازم نیست که برای یافتن این افراد روزها یا هفته ها را در کشور نپال صرف جستجویشان کنید، کافی است که در فرودگاه کاتماندو از کسی که احتمالا بغل دستتان نشسته و منتظر پرواز است سوال کنید. بسیاری از بیگانگان در سالن پروازهای داخلی کاتماندو بیش از یک بار به این کشور سفر کرده اند.

متاسفانه این کشور کوچک که از نظر وسعت اندکی از استان یزد بزرگتر است بیش از 30 میلیون نفر جمعیت دارد که بیشتر در شهرها ساکن هستند. از نظر صنعتی بسیار ضعیف است و عمده درآمد کشور از صنعت توریسم تامین می شود.

مرتفعترین نقطه این کشور قله اورست با بلندای 8848 متر است و پستترین جای آن تنها 70 متر از سطح آبهای آزاد قرار دارد. این کشور 885 کیلومتر طول و 193 کیلومتر عرض دارد. 35% وسعت آن کوهستانی، 42% تپه ماهور و 23% زمینهای پست است.

در نگاه کلی پایتخت که شهر کاتماندو است بسیار کثیف است و المانهای شهرهای مدرن را به هیچ وجه در آن نمی توان دید. جاده های بین شهری از کیفیت بسیار پایینی برخوردارند که این موضوع سرعت تردد اتومبیلها را به شدت کاهش داده است به شکلی که برای طی کردن 200 کیلومتر به بیش از پنج ساعت و نیم زمان نیاز است. رانندگی در این کشور بسیار خطرناک است و به هیچ عنوان توصیه نمی کنم بهتر است حتی برای مسیرهای کوتاه و یا داخل شهری از اتومبیل کرایه ای استفاده کنید.

قبل از بررسی سفر ما در عید 93 بهتر است اطلاعات تکمیلی زیر را که از سایت ویکیپدیا انتخاب کرده ام مطالعه فرمایید:

Nepal-road-map (1)

نپال:

نِپال کشوری در آسیا واقع در شمال هندوستان و پایتخت آن کاتماندو است. جمعیت نپال حدود 32 میلیون نفر و زبان رسمی آن نپالی است. واحد پول این کشور روپیه نپال است.

بیشتر محدودهٔ نپال بر روی رشته‌کوه‌های هیمالیا قرار گرفته و شمال این کشور هشت قله از 14 قله بلند جهان را در خود جای داده که یکی از آن‌ها بلندترین کوه جهان یعنی قله اورست است. جنوب کشور مرطوب و حاصلخیز است و جمعیت زیادی را در خود جای داده‌است.

۸۱ درصد مردم نپال پیرو آیین هندوئیسم هستند و با این احتساب، نپال در میان کشورهای جهان بالاترین درصد پیروان هندوئیسم را نسبت به جمعیت خود دارد. این کشور به خاطر موقعیت جغرافیایی خود هم از هند و هم از تبت نفوذ پذیرفته ‌است. درباره زادگاه بودا اختلاف نظر وجود دارد. اما نپالی‌ها و یونسکو، شاخه فرهنگی سازمان ملل متحد، لومبینی، شهری در نپال را محل تولد بودا می‌دانند و دولت نپال تصمیم گرفته‌است این محل را قبله‌ای برای بودایی‌های جهان کند.

نپال تنها کشور در جهان است که پرچم آن به شکل مستطیل نیست، و از دو مثلث بر روی هم تشکیل شده‌است.

تاریخ:

در جنگ داخلی نپال از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۶ نزدیک به ۱۶ هزار تن کشته شدند. از آن پس احزاب رقیب در نپال تلاش می‌کنند تا یک جمهوری سکولار و دموکراتیک در این کشور ایجاد کنند. مائوئیست‌ها در سال ۲۰۰۶ به ده سال جنگ داخلی پایان دادند و به روند صلح در نپال پیوستند. این حزب برای مدت کوتاهی در سال ۲۰۰۸ رهبری دولت ائتلافی را در دست داشت ولی این ائتلاف به علت اختلاف بر سر برکناری فرمانده ارتش نپال فروپاشید. نپال در سال‌های اخیر وارد یک دوره بلاتکلیفی قانونی و سیاسی شده‌است.

در ۱۷۶۸ حاکم شاهزاده‌نشین گورخا در غرب، دره کاتماندو را فتح کرد و دوره گسترشی را شروع نمود که با شکست خوردن از چینی‌ها در تبت (۱۷۹۲) و از بریتانیایی‌ها در هند (۱۸۱۶) پایان یافت. از ۱۸۴۶ تا ۱۹۵۰ خاندان رانا در مقام وزیران ارشد که پادشاهانی ضعیف بودند حکمرانی کردند. سیاست انزواطلبی آنان استقلال نپال را به قیمت توسعه نیافتن آن حفظ کرد.

رژیم پیش از سال ۱۹۵۰ از نظر ساختار سیاسی یک نظام اقتدارگرا بود که هیچ مخالفتی را از سوی گروه‌های قومی، فرهنگی و احزاب سیاسی نمیپذیرفت. نظم اجتماعی و هویت فرهنگی ملی از طریق تحمیل قوانین هندو برقرار می‌شد و حاکمان قدرت خود را از طریق قرار دادن همه گروه‌های نپال در یک چارچوب سلسله مراتبی از ساخت طبقاتی هندو استحکام می‌بخشیدند.

همزمان با سرنگونی رژیم رانا در سال ۱۹۵۰ نپال درهای خود را به روی دنیای خارج گشود و آماده پذیرش فرایند دمکراتیک شدن و مدرن‌سازی شد. اما این کشور نتوانست الگویی جدید از جامعه چندقومی ایجاد کند. با پیدایی دولت پانکایات در سال ۱۹۶۲، ساختارهای سیاسی و اجتماعی نپال، بیش از پیش بسته و متحجر شد. در این دولت، هیچ جائی برای فعالیت سیاسی و اپوزسیون وجود نداشت. اما در همین شرایط آئین قانونی جدید در سال ۱۹۶۴ به تصویب رسید. بر پایه این قانون همه در مقابل قانون برابر بودند و سامانه طبقاتی تضعیف می‌شد.

تجربه‌ای کوتاه‌مدت از دموکراسی تثبیت مجدد حکومت استبدادی به دست ماهندرا (پادشاهی از ۱۹۵۲ تا ۱۹۷۲) را در پی داشت. ناآرامی همگانی و تظاهرات خشونت‌آمیز در طرفداری از دموکراسی، پادشاه را مجبور به اعطای قانون اساسی دموکراتیک کرد. پس از یک کشمکش طولانی، نپال توانست یک دولت دموکراتیک در آوریل ۱۹۹۰ تشکیل دهد. در ماه مه ۱۹۹۱ انتخابات چندحزبی بر‌گزار شد.

مائوئیست‌های نپال در سال ۱۹۹۴ از انشقاق در «حزب کمونیست نپال» شاخه «مرکز وحدت» پدید آمدند و تا نزدیک یک سال پس از تشکیل همچنان از نام «مرکز وحدت» استفاده می‌کردند تا این که در سال ۱۹۹۵ به طور رسمی به عنوان مائوئیست‌ها (یا آن طور که دولت مرکزی آن‌ها را خطاب می‌کرد شورشیان مائوئیست) شناخته شدند. مائوئیست‌ها از ۱۳ فوریه ۱۹۹۶ دست به نبردهای چریکی در مناطق روستایی زدند که طی ۱۰ سال گذشته موجب کشته شدن ۱۳ هزار نفر در نپال شد.

خاندان سلطنتی نپال (که خاندان «شاه» نامیده می‌شوند) تا سال ۲۰۰۱ یکی از آرام‌ترین و در ظاهر باثبات‌ترین خاندان‌های سلطنتی جهان به شمار می‌رفت و «بیرندرا بیر بیکرام شاه دِو» که از سال ۱۹۷۱ تاجگذاری کرده بود محبوبیت قابل توجهی بین مردم نپال داشت. اما روز اول ژوئن ۲۰۰۱ «دیپندرا» ولیعهد نپال با تیراندازی به اعضای خاندان سلطنتی در سالن غذاخوری در کاخ سلطنتی کاتماندو همگی آن‌ها از جمله پدر خود را به قتل رساند.

پس از مرگ «دیپندرا» در ۴ ژوئیه ۲۰۰۱ گیانندرا، عموی وی که نزدیک‌ترین شخص باقی‌مانده در خاندان سلطنتی به شمار می‌رفت به عنوان شاه نپال شناخته شد. گیانندرا نه محبوبیت برادر خود، بیرندرا را داشت و نه توانایی‌های او را و در همین حال شایعاتی درباره نقش او در قتل‌عام سایر اعضای خاندان سلطنتی موجب افزایش بیزاری عمومی از وی می‌شد.

گیانندرا در اقدامی بی‌سابقه به جای تعیین شخص دیگری به عنوان نخست‌وزیر، در اول فوریه ۲۰۰۵ خود شخصاً تشکیل دولت داد و با اعلام این که دولت‌های غیر نظامی توان مقابله با تهدیدهای مائوئیست‌ها را ندارند اعلام حکومت نظامی کرده و چندین نفر از سیاستمداران بلندپایه نپالی را دستگیر کرد. در پی این اقدام احزاب اپوزیسیون داخل حکومت که سال‌ها موازنه سیاسی در پارلمان نپال را برقرار کرده بودند به هند گریخته و از آن‌جا زمینه‌های لازم برای سرنگونی حکومت گیانندرا را فراهم کردند.

ائتلاف بزرگ اپوزیسیون داخل حکومت نپال که «ائتلاف هفت حزب» خوانده می‌شود در اولین اقدام خود پس از خروج از نپال (و حاکمیت آن) در نخستین گام در اوایل سال ۲۰۰۶ قرار داد تفاهمی در ۱۲ ماده با مائوئیست‌ها امضا کرد که این آغاز ورود مائوئیست‌ها به عرصه فعالیت‌های مدنی سیاسی و پیروزی آن‌ها بود. این اتحاد تازه‌تاسیس توانست از اوایل آوریل ۲۰۰۶ اعتصابات عمومی و تظاهرات اعتراض‌آمیز را در سراسر نپال آغاز کند و این اقدام با استقبال گسترده‌ای از سوی مردم مواجه شد .به این ترتیب جنبش دموکراسی نپال که در زبان محلی (لوکتانترا آندولن) گفته می‌شود با بهره‌مندی از آتش‌بس موقت یک طرفه‌ای که مائوئیست‌ها در ۲۷ آوریل اعلام کردند، توانست در ماه مه به پیروزی قطعی برسد و بر اساس قانون ۱۸ مه مجلس باردیگر برقرار شده شرایطی به شاه تحمیل شد که از آن جمله تحویل فرماندهی تیپی ۹۰ هزار نفری از ارتش به مجلس، وضع مالیات بر اموال و درآمدهای خانواده سلطنتی، اعلام نپال به عنوان کشوری سکولار (و نه پادشاهی هندو) و عزل شاه از مقام فرماندهی ارتش بود.

در ادامه تحولات بعدی نپال دولت موقت و پارلمان انتقالی این کشور لغو نظام سلطنت در این کشور را در اواخر دسامبر ۲۰۰۷ تصویب کردند و به این ترتیب مائوئیست‌ها دیگر نیازی به از سرگیری شیوه‌های جنگ چریکی ندیدند چرا که اهداف رویایی آن‌ها بدون نیاز به درگیری نظامی نصیب‌شان شده بود. در انتخابات ۱۰ آوریل سال ۲۰۰۸ مائوئیست‌ها برنده انتخابات مجلس موسسان نپال شدند. مجلس نپال در اوائل سال ۲۰۰۸ میلادی رسماً نظام پادشاهی چندصدساله را در این کشور منحل و برقراری نظام جمهوری را تصویب کرد. «رام باران یاداو» که ازسوی حزب کنگره نپال حمایت می‌شود نخستین رئیس جمهوری نپال در تاریخ این کشور پس از چند قرن نظام پادشاهی بود و در ۲ مرداد ۱۳۸۷ سوگند یاد کرد.

تا سال ۱۹۹۰، حکومت نپال یک سلطنت مطلقه بود. در ۱۹۹۰، بیرندرا (شاه وقت نپال) با تبدیل آن به سلطنت مشروطه (که شاه شخص اول کشور باشد و نخست‌وزیر رئیس دولت) موافقت کرد.

در آوریل ۲۰۰۶، تعداد زیادی از مردم در کاتماندو، در اعتراض به سیاست‌های شاه اقدام به اعتصاب و تظاهرات کردند. در ۲۱ آوریل ۲۰۰۶، در نتیجه ناآرامی‌ها، گیانندرا (شاه نپال) اعلام کرد که قدرت را به مردم می‌دهد و از احزاب اپوزیسیون خواست تا نخست‌وزیر پیشنهاد کنند. در ژوئیه سال ۲۰۰۷ دولت شاهنشاهی نپال اعلام کرد در سال ۲۰۰۹ حکومت خود را از پادشاهی به جمهوری تغییر خواهد داد. هم اکنون پادشاه از حکومت خلع شده و رئیس موقت نپال بعنوان رهبر آن کشور فعالیت می‌کند.در ۲۸ مه ۲۰۰۸ بنا بر تصمیم مجلس نپال در اعلام جمهوری نظام سلطنتی ۲۴۰ ساله برچیده شد و به پادشاه ۱۵ روز فرصت داده شد تا کاخ ریاست جمهوری را ترک کند.

با پایان درگیری ۱۰ ساله مائوئیست‌ها و دولت، بیش از ۱۹ هزار تن از شورشیان مائوئیست سابق همچنان در آلونکهای خود در سراسر کشور پراکنده ماندند و بعداً بخشی از آن‌ها به عضویت ارتش نپال در آمدند.

جغرافیا:

نپال سرزمینی کوهستانی است و رشته‌کوه هیمالیا و بلندترین قلهٔ جهان یعنی قلهٔ اورست در این کشور قرار دارد. در جنوب این کشور زمین‌های پست نیمه‌گرمسیری با جمعیتی متراکم جای دارد. یک نوار تپه‌ای مرکزی را دره‌های حاصلخیز تقسیم می‌کند. شمال پوشیده از کوه‌های هیمالیاست. رودهای مهم نپال، کرنالی، نارایانی، و کوسی و بلندترین نقطه آن قله اورست با ۸۸48 متر ارتفاع است. آب و هوای کشور از جنوب نیمه‌گرمسیری تا قله‌های یخی هیمالیا متنوع است. تمامی نپال در معرض بادهای موسمی قرار دارد.

از نظر موقعیت می‌توان هیمالیای نپال را به بخشهای زیر تفکیک کرد: منطقه «کانچن چونگا» واقع در شرق هیمالیای نپال هیمالیای «خومبو روالینگ» شامل قلل «اورست، چوآیو، لوتسه و ماکالو . هیمالیای ماناسلو، شامل «ماناسلو، هیمال چولی و ناگادی چولی، آناپورنا هیمال شامل دائولاگیری ۱ تا ۵ و تکوچه.

بطور خلاصه، هیمالیای نپال که از طرف شرق توسط هیمالیای سیکیم و از طرف غرب بوسیله هیمالیای گاروال محاصره شده، وسیع‌ترین و مرتفع‌ترین قسمت هیمالایا می‌باشد. طول این قسمت، که در مرز شمالی نپال قرار دارد، حدود۸۰۰ کیلومتر بوده و در محدودهٔ مرزهای ملی هندوستان و تبت واقع شده‌است.

از شهرهای مهم نپال می‌توان بیرات‌نگر ۱۶۶ هزار نفر، لالیت‌پور ۱۶۲ هزار نفر، پوخارا ۱۵۶ هزار نفر و بیرگنج ۱۱۲ هزار نفر را می‌توان نام برد.

اقتصاد:

نپال یکی از کم‌توسعه‌یافته‌ترین کشورهای جهان است و بیشتر نیروی کار آن به کشاورزی معیشتی اشتغال دارد. کشت‌های عمده، برنج و لوبیا و ذرت است. جنگل‌داری با اهمیت بوده ولی افزایش زمین‌های زیر کشت موجب جنگل‌زدایی جدی شده‌است.

از زمان پایان جنگ داخلی در نپال در سال ۲۰۰۶ میلادی، زندگی مردم عادی این کشور سخت‌تر شده‌است و بسیاری از آنها به امکانات اولیه‌ای مثل برق و آب دسترسی ندارند.

مردم نپال اغلب پیرو آیین هندو هستند. از نگاه ظاهری تفاوت چندانی بین نپالی‌ها و مردمان شمال شرق هند وجود ندارد.

مردم:

مردم نپال دارای نام‌های بسیار شبیه به هم هستند.  «بهادر» نامی بسیار مرسوم در بین نپالی‌ها است. گورونگ (Gurung) که اشاره به قومیت گورونگ دارد نام خانوادگی بیش از ۱۵ درصد نپالی‌هاست. از دیگر نام‌های متداول می‌توان به تاپا (Thapa) و تمنگ Tamang اشاره کرد.

جمعیت نپال از چندین قوم شکل گرفته، و بخش بزرگی از آنها را شرپاها تشکیل می‌دهند که البته سالها قبل از تبت به نپال مهاجرت نموده‌اند و در مرزها ی شمالی نپال ساکن می‌باشند. مذهب اصلی مردم نپال هندو می‌باشد و بودائیان تنها در نوار شمالی ساکن هستند. شرپاها در ارتفاع بالای ۴۰۰۰ متر ساکن هستند و عمدتاً علاوه بر کشاورزی به اموراتی نظیر راهنمایی گردشگران و کوهنوردان می‌پردازند.

در نپال حدود ۶۰ زبان و گویش وجود دارد. زبان نپالی در طول دو قرن اخیر، همچون زبان ملی بوده‌است و بیش از ۵۰ درصد مردم نپال به این زبان صحبت می‌کنند. اما دولت تأکید ویژه‌ای بر زبان سانسکریت دارد. این زبان در مدارس اجباری شده‌است درحالی‌که زبان نپالی از حالت اجبار در مدارس خارج شده‌است.

اکثر بودایی‌ها در پایتخت زندگی می‌کنند که بزرگ ترین معبد آنها «شمبو» نیز در پایتخت قرار دارد که با کمک کشور چین و ژاپن بر بالای کوهی ساخته شده‌است. ژاپنی‌ها بدون دریافت هر گونه وجهی خیابان‌های اصلی، ترمینال و برخی بناهای دیگر را در پایتخت نپال ساخته‌اند.

اکثر مسلمانان در شهری به نام نیپاگنج (که در مرز هند در جنوب واقع است) ساکن هستند. گروهی از مسلمانان نیز در شهری به نام جنکپور ساکن‌اند.

فرهنگ:

حدود ۱۴۰ گروه مختلف قومی ـ طبقاتی در این کشور وجود دارند که به مدت ۲۰۰۰ سال در کنار هم زندگی کرده‌اند و سنت‌های فرهنگی مجزا و در عین حال به هم مرتبط خود را حفظ کرده‌اند. این آمیزه در مجموع «فرهنگ نپالی» را به وجود آورده‌است. یک فرهنگ که از جنوب شدیداً تحت تأثیر تمدن هندو کشور هند و از شمال تحت تأثیر تمدن بودائی‌های تبتی است. از نظر سنت فرهنگی یا تمدن، می‌توان نپال را فصل مشترک بین تمدن هندو و بودائی در نظر گرفت.

پس از یکپارچه‌سازی نپال توسط نارایان شاه در سال ۱۷۶۸، ساختار اجتماعی نپال بتدریج تحت تأثیر الگوی هندو تحت عنوان «سنت بزرگ» قرار گرفت؛ بدون آن‌که مزاحمتی جدی برای فرهنگ‌های محلی به وجود آورد. این انتقال آرام تحت تأثیر آئین قانونی ۱۸۵۴ قرار گرفت. این آئین، همه مردم نپال را به چهار طبقه مختلف تقسیم می‌کرد. این آئین اصول مشخصی داشت: «برتری ارزش‌های هندو و تحجر مذهبی و طبقه (کاست) به‌عنوان اساس حرکت اجتماعی. هر شهروندی، با هر پشتوانه فرهنگی که این اصول آئین‌نامه را نقض می‌کرد، بشدت تنبیه، تکفیر یا تنزل مقام دریافت می‌کرد.

سه شکل اصلی تقسیمات قومی قابل توجه‌است. تقسیم اول بین کوه‌نشینان و دشت‌نشینان بر اساس منطقه و قوم است. تقسیم دوم بین هندوهای طبقه بالا و گروه‌های اصطلاحاً «بومی» است. تقسیم سوم بین برهمن‌ها و گروه‌های نیووار و گروههای هندو طبقه بالا و گروه‌های هندو طبقه پائین است

گردشگری:

 مکان‌های قدیمی و شگفت‌انگیز، پاگوداهای (معابد بودایی) و استوپاهای (مقبره‌های بودایی) حجیم یادآور عصر طلایی معماری نپال هستند. این بناها به‌دست صنعت‌گران «نوار» –ساکنین اصلی دره کاتماندو- ساخته شده‌اند.

سه شهر کاتماندو، پاتان و بختاپور دارای اهمیت تاریخی هستند و یادبودهایی عظیم هنری و با ارزش فرهنگی در آن به جا مانده‌اند. در هر محل معابدی به چشم می‌خورند که به ساحت ایزد یا ایزدبانوان تقدیم شده‌اند. بیشترین نقاط جذب گردشگر محوطه‌های میراث جهانی «پاشوپاتینات»، «سوویام بونات»، «بودهانات» چانجونارایان و میدان «دوربار» واقع در کاتماندو، پاتان و بختاپور هستند.

صنایع دستی یکی از صادرات اصلی نپال است که عمدتاً محصولات فلزی و کنده‌کاری روی چوب است. اهالی «نوار» سنت‌های باستانی حکاکی روی سنگ، چوب و فلز را که از نیاکانشان به ایشان منتقل شده، همچون امری مقدس می‌انگارند. برخی از بهترین هنرها و صنایع نپالی به شکل حکاکی روی چوب، مجسمه‌های فلزی، جواهر، چاقوی معروف گورخا (خوکوری)، سفالینه، کاغذهای برنجی دست‌ساز، تانگ‌کا و پائووا، فرش‌های پشمی و پوشاک عرضه می‌شوند.

گزارش سفر:

روز نخست: دوم فروردین 1393:

با پرواز ایرعربیا از شارجه به مقصد کاتماندو حرکت کردیم و بعد از چهارساعت پرواز به فرودگاه بین المللی کاتماندو که به نام Tribhuvan International airport هم نامیده می شود، رسیدیم. با ورود به سالن فرودگاه با خیل عظیمی از جمعیت مواجه شدیم که بیشتر آنها به نظر کارگران نپالی می آمدند که از کشوری که در آن کار می کردند به نپال بازگشته بودند. همچنین تعداد زیادی از توریستهای غربی نیز در سالن مشاهده می شدند. تمامی مسافران ورودی به کشور نپال باید فرم مخصوصی که حاوی اطلاعات پاسپورتی و همچنین اقامتی توریست در کشور نپال است را پر کنند. ما چون این فرم را قبلا از اینترنت دانلود و پر کرده بودیم لذا به سرعت به محل گرفتن ویزا رفتیم. کشور نپال برای بیشتر کشورهای جهان ویزا را در فرودگاه و هنگام ورود به کشور صادر می کند و نیازی برای گرفتن ویزا در کشور ایران نیست. قیمت ویزا برای اقامت 15 روزه 25 دلار و برای اقامت 30 روزه 40 دلار و اقامت 90 روزه 100 دلار است. پس از پرداخت مبلغ مورد نظر ویزا در پاسپورت الصاق شده و سپس مهر ورود به کشور نپال بر پاسپورت زده می شود. معمولا با توجه به زمان صرف شده جهت مراسم مذکور لزومی برای صرف زمان برای تحویل بارهای مسافران وجود ندارد و قاعدتا چمدانهای شما قبل از شما رسیده اند. گمرک نپال معمولا با توریستها کاری ندارد هرچند که بارهای نپالی ها را زیر و رو می کند!

با خروج از فرودگاه تعدادی جوان، بارهای ما را از دستمان قاپیدند و به سمت اتومبیلی که از طرف شرکت طرف قرار داد ما آمده بود بردند. راج، مدیر توری که ما با آنها قراداد بسته بودیم به سراغ ما آمده بود و در لحظه برخورد مجبور شدیم برای رد کردن باربرها پول از او قرض کنیم و به باربرها بدهیم.

با توجه به اینکه حدود ساعت نه صبح بود که از فرودگاه خارج می شدیم، زندگی در جریان کاتماندو را در مسیر راه تا هتل دیدیم. شهری بسیار شلوغ، پر ترافیک، کثیف و آلوده. بسیاری از مردم و همینطور پلیس از ماسکهای بینی استفاده می کردند. ابتدا تصور کردم که شاید این مسیر از محله های فقیر نشین عبور می کند و حتما در محله های اعیان نشین اینطور نخواهد بود که البته تا پایان سفر در شهر کاتماندو هر چه دیدم به همین منوال بود.

هتل محل اقامت ما در یکی از مکانهای خرید کاتماندو به نام Thamel قرار داشت. خیابانی به شدت تنگ که دو اتومبیل به سختی از کنار هم عبور می کنند و در دوسوی خیابان مغازه ها و فروشگاههای مختلف قرار دارد البته بیشتر فروشگاههای لوازم کوهنوردی و همچنین سوغاتی فروشی و صنایع دستی را به کرات می توان یافت. تعدد این فروشگاهها که بعضا در تمام شهر هم ادامه دارد به سبب تقاضای نسبتا بالایی است که توریستها دارند. بسیاری از کوهنوردان و طبیعت گردان لوازم مورد نیاز خود را از همین فروشگاهها تامین می کند. هرچند که قریب به یقین این لوازم اصل نیستند اما با توجه به قیمتشان بسیار مناسب هستند. بعضا این لوازم نسبت به نوع مشابه اوریجنال تا یک دهم قیمت را دارند.

هتل ما در روزهای نخست(Hotel Marshyangdi) هر چند هتلی سه ستاره بود اما در کل هتل خوبی بود یعنی با توجه به شرایطی که بر هتلهای نپال حکمفرماست ما کمترین مشکل را در این هتل داشتیم. نپال به شدت با فقدان منابع انرژی دست به گریبان است و این موضوع سبب شده تا برق در این کشور جیره بندی شود یعنی تقریبا روزانه 12 ساعت خاموشی حکمفرماست. در درب ورودی تمامی هتلها ساعات خاموشی هفتگی الصاق شده است. لامپ اضطراری در همه جا با استفاده از باتریهای قابل شارژ وجود دارد و در زمان قطع برق به صورت اتوماتیک در تمامی اتاقها روشن می شود. اما تنها در برخی هتلها و مراکز خرید بزرگ ژنراتور برق وجود دارد. هتل مارشانگدی دارای ژنراتور بود و ما در طول اقامت خود هرگز قطعی برق نداشتیم. در برخی از هتلها و مراکز اقامتی در زمان قطع برق در صورت درخواست شارژ باتری موبایل یا دوربین باید مبلغی اضافه پرداخت گردد. رستوران این هتل با توجه به تجربیاتی که بعدا به دست آوردیم شاید بهترین رستوران در منطقه بود و البته بیشتر غذاهایش هم با مذاق ما سازگار می باشد.

قبل از ظهر به سمت شهر Bhaktapur حرکت کردیم. این شهر در دوازده کیلومتری شرق کاتماندو قرار دارد و از مکانهای تاریخی کشور نپال به حساب می آید و به همین دلیل در لیست میراث جهانی ثبت شده است. این شهر تا قرن هفدهم مرکز پادشاهی Malla نپال بود. ورودیه مرکز تاریخی شهر برای توریستها 1500 روپیه است در محوطه مرکزی که به Durbar Square مشهور است بناهای متعددی وجود دارد. همچنین در این میدان می توان بنای 55 پنجره را دید.

Nepal9301AF026 Nepal9301AF007

نمای این ساختمان که از 55 پنجره لانه زنبوری چوبی به جای شیشه درست شده، این امکان را به شخصی که پشت پنجره می نشسته می داده که بدون اینکه دیده شود بتواند بیرون ساختمان را ببیند. از مکانهای دیدنی دیگر می توان به Taumadhi Square که معبدی پنج طبقه است و همچنین Dattatraya Square و Fashi Dega و معبد Siddhi Laxmi که مجسمه های زیبایی از حیوانات دارد و دروازه طلایی اشاره کرد.

  Nepal9301AF049 Nepal9301AF066Nepal9301AF055

در میدان Taumadhi بودیم که 40 یا 50 مرد را دیدیم که جنازه ای را حمل می کردند. به گفته راهنمای محلی، آنها جنازه را جهت سوزاندن به کنار رودی که در همان حوالی است می برند و بلافاصله مراسم سوزاندن شخص از دنیا رفته را با قرار دادن جنازه در میان آتشی که با هیزم درست شده را انجام می دهند و در آخر هم خاکستر و باقی اجزای باقی مانده را به رودخانه می سپارند. پیشنهاد می شود که باختاپور را در نیم روز ببینید.

Nepal9301AF070 Nepal9301AF084

روز دوم:

ساعت شش صبح به فرودگاه رفتیم. قسمت پروازهای داخلی فرودگاه کاتماندو حقیقتا بسیار بی نظم و تا حدودی کثیف است. این فرودگاه چون برای برخی از مناطق کوهستانی تنها مکان رفت و آمد است لذا مقدار زیادی کالا از مواد غذایی گرفته تا لباس و لوازم خانه با هواپیما منتقل می شود. از طرفی بسیاری از گروههای کوهنوردی حرفه ای و غیر حرفه ای نیز ترجیح می دهند به سبب سرعت بیشتر، لوازم خود را حتی در مناطقی که می شود از خودرو استفاده کرد از حمل و نقل هوایی کمک بگیرند. لذا با ورود به محوطه داخلی فرودگاه با حجم عظیمی از بار و مسافر مواجه شدیم. پرواز ما دومین پرواز به مقصد Lukla با شرکت هوایی Yeti Airline بود. هواپیماهایی که در فرودگاه Lukla می توانند فرود بیایند اغلب هواپیماهای ملخی با حداکثر سی مسافر است. فرودگاه لوکلا در میان کوهستان واقع است و هیچ راه دسترسی زمینی به این منطقه وجود ندارد. این فرودگاه به سبب کوتاهی باند و شرایط ویژه آن سومین فرودگاه خطرناک جهان است ولی به سبب اینکه مسیر اصلی صعود به منطقه اورست و یخچال خومبو و همچنین پارک ملی Sagarmatha است بسیار پرتردد است. مراسم Check in به سبب تاخیر پروازها با تاخیر انجام شد و ما وارد قسمت ترانزیت شدیم. طولی نگذشت بود که خبردار شدیم هنوز پرواز قبل از ما انجام نشده است لذا تاخیر زیادی خواهیم داشت. به هر حال تا ساعت سه بعدازظهر در فرودگاه بودیم تا اینکه اعلام شد به علت شرایط بد هوا در فرودگاه لوکلا پرواز کنسل شده است و ما بناچار فرودگاه را به امید پرواز فردا ترک کردیم.

Nepal9301AF090

یکی از مکانهای توریستی و بسیار معروف شهر کاتماندو که در لیست میراث جهانی هم قرار دارد Hanuman Dhoka Durbar Square  یا همان Durbar Square شهر کاتماندو است. این مکان که مجموعه ای از معابد هندویی و بودایی است شباهت زیادی به Durbar Square شهر باختاپور دارد. این مجموعه بین قرون 12 تا 18 میلادی ساخته شده و تا اواخر قرن بیستم محل اقامت پادشاه نپال بود.

Nepal9301AF094 Nepal9301AF115

در محوطه این میدان که ورودیه آن برای افراد غیر بومی 750 روپیه است تعداد زیادی دستفروش و همچنین مغازه های کوچک وجود دارد که انواع و اقسام محصولات از سوغاتی های کشور نپال گرفته تا سبزیجات تازه را عرضه می کنند. از مهمترین بناهای این میدان می توان به Basantapur Durbar و Maju Dega اشاره کرد. همچنین مجسمه سنگی زیبایی که نمادی از شیوا است را می توان در قسمتی از میدان یافت. برای بازدید از این مجموعه حدود دو ساعت زمان نیاز است.

Nepal9301AF127 Nepal9301AF137

خیابان شمالی میدان به سمت محله Thamel ادامه می یابد و در طول این خیابان بسیار کم عرض و شلوغ تعداد زیادی مغازه و فروشگاه وجود دارد که تقریبا همه چیز می فروشند. ما بعد از حدود یکساعت پیاده روی از این محله شلوغ و با کوچه های پرپیچ و خم به هتل رسیدیم.

روز سوم:

ساعت شش و نیم وارد فرودگاه شدیم در بدو ورود متوجه گروهی کوهنورد ایرانی شدیم که راهی کمپ اصلی اورست بودند. سرپرست آنها نیز حسن نجاریان کوهنورد مشهور ایران بود.بعد از مراسم Check in وارد سالن ترانزیت شدیم. بعد از دوساعت مجددا اعلام کردند که احتمالا پروازها کنسل خواهد شد. با توجه به اینکه زمان را از دست می دادیم تصمیم گرفتیم که در صورت امکان از هلیکوپتر اختصاصی استفاده کنیم ولی به دلیل باد شدید در لوکلا، پروازهای هلیکوپتر هم کنسل شد. خلاصه ساعت دو بعدازظهر از فرودگاه خارج شدیم و به سمت هتل حرکت کردیم. بعد از صرف نهار به سمت معبد بودای Bouddhanath حرکت کردیم. این معبد  مثل بسیاری دیگر از معابد بودایی بصورت یک گنبد مدور بزرگ است به اینجور معابد در فرهنگ بودایی  Stupa گفته می شود. ورودیه این معبد 150 روپیه است. دورتادور معبد که به شکل میدان است مغازه هایی است که اسباب و وسایل عبادت می فروشند که بیشترشان برای توریستها جنبه یادگاری و سوغاتی دارد. جهت حرکت به دور این Stupa ، جهت عقربه های ساعت است و این موضوع در دین بودایی اهمیت دارد. البته با توجه به توریستی شدن این محل اگر شخصی هم در خلاف جهت حرکت کند کسی به او چیزی نمی گوید ولی با توجه به حرکت تعداد زیادی از زائران بلافاصله مسیر درست تشخیص داده می شود.

Nepal9301AF150

دور تا دور این محل چرخهای کوچک و بزرگی نصب شده که به صورت استوانه های دواری هستند که روی آنها دعاهایی به زبان نپالی نگاشته شده است. برخی از این استوانه ها فلزی و برخی چوبی هستند. بوداییانی که به دور این محل گردش می کنند عموما این استوانه ها را هم می چرخانند. البته شکل دیگری از این استوانه ها هم وجود دارد که به صورت پورتابل طراحی شده یعنی استوانه بر روی یک دسته چوبی قرار دارد و با چرخاندن دسته استوانه هم می چرخد. این استوانه تو خالی است و معمولا دعای خاصی که بر روی کاغذ نوشته شده در آن قرار داده می شود. لذا با هر بار چرخاندن استوانه در حقیقت آن دعا یک بار خوانده می شود. در دست برخی از کاهنان بودایی علاوه بر تسبیح ممکن است زنگوله ای را هم ببینید. پرچمهای رنگی که بر روی آنها دعا نوشته شده است تقریبا در تمامی محلهای مذهبی بودایی وجود دارد. کاسه های فلزی در ابعاد مختلف یکی از سوغاتی هایی است که اکثر توریستها ابتیاع می کنند. این کاسه ها طوری ساخته شده اند که اگر قطعه چوبی را به لبه خارجی آن بصورت مماس بگردانید صدایی از یک نت خاص که مرتبا تشدید می شود بگوش می رسد. از این کاسه ها با توجه به خاصیتی که شبه دیاپازون دارند در مدیتیشن استفاده می شود. بازدید از این مکان یکساعت و نیم زمان نیاز دارد.

Nepal9301AF151 Nepal9301AF169

معبد Pashupatinath یکی دیگر از میراث جهانی دره کاتماندو است که در کنار رودخانه Bagmati واقع شده است. این معبد هندوئی در قرن پنجم ساخته شده و به لرد شیوا پیشکش شده است داخل این معبد مجسمه گاو بسیار بزرگ طلایی رنگی قرار دارد. ورود به این معبد فقط برای هندوها مجاز است و افراد دیگر فقط از خارج معبد می توانند معبد را ببینند. در سوی دیگر رود بناهایی که به شکل اتاقهای کوچک مجزایی است وجود دارد که به نظر می رسد برای چله نشینی و عبادت درست شده اند. مراسم سوزاندن مردگان در کنار این رودخانه انجام می شود و از آنجا که کاتماندو شهر پرجمعیتی است لذا تقریبا در تمامی طول روز می توان این مراسم را از نزدیک مشاهده کرد. ورودیه این مجموعه 1000 روپیه است هر چند که با آن نمی شود داخل معبد را دید.

Nepal9301AF197 Nepal9301AF204 Nepal9301AF212

روز چهارم:

ساعت پنج و نیم به سمت فرودگاه به راه افتادیم. به محض ورود به سالن فرودگاه احساس کردم که همه آدمها را علی رغم شباهتهایشان می شناسم. به سرعت بارهایمان را تحویل دادیم و وارد سالن ترانزیت شدیم. نکته جالب در هنگام تحویل بار توزین دقیق آن است و در صورتی که حتی به میزان اندک هم بیش از مقدار مجاز شود یا باید پول اضافه بار به شرکت هوایی پرداخت شود و یا مبلغی به مسوول توزین بار به عنوان رشوه داده شود! همچنین مسافرین نیز باید وزن شوند. خبر خوب امروز این بود که پرواز قبل از ما پریده است و ما باید منتظر بمانیم تا هواپیما برگردد و ما را ببرد. اما خبر بد این بود که بعد از ساعتی هواپیما برگشت منتهی با مسافرانش! و از قضا هوا در لوکلا مناسب نبوده و هواپیما نتوانسته فرود بیاید. اما امید همچنان باقی بود تا در چند ساعت آینده هوا مساعد شود. یکساعتی نگذشته بود که یکی از شرکتهای هوایی اعلام کرد که تمام پروازهایش را به لوکلا کنسل کرده است. اینجا بود که ما هم حساب کار خود را کردیم. پس از مشورت با همسفران و همچنین راهنمای محلی تصمیم گرفتیم که در صورت کنسل شدن پرواز وقت را از دست ندهیم و برنامه را به منطقه آناپورنا تغییر دهیم. یکساعتی نگذشت که پرواز ما هم کنسل شد و ما به ناچار از پیاده روی در منطقه اورست و پارک ملی ساگارماتا علی رغم میل باطنیمان انصراف دادیم. بلافاصله بلیط شهر پوخارا را گرفتیم و با اولین پرواز که بیش از یکساعت با ما فاصله نداشت به سمت پوخارا حرکت کردیم. هواپیمای کوچک ما دو ملخ داشت و فقط 17 نفر مسافر می گرفت. کمتر از 40 دقیقه به پوخارا رسیدیم.

Nepal9301AF223 Nepal9301AF248

شهری که از فراز آسمان بسیار سرسبز و زیبا به نظر می رسد. دریاچه Phewa در میان شهر قرار دارد و کوههای سربه فلک کشیده هیمالیا را در شمال شهر می توان دید. پوخارا یکی از مهمترین مقاصد توریستی نپال است و برخلاف کاتماندو بسیار تمیز و مرتب است. فرودگاه شهر بسیار جمع و جور است و دسترسی به آن بسیار ساده است. ما جهت صرف نهار به یکی از رستورانهای کنار دریاچه رفتیم و بلافاصله به سمت کوهستان به راه افتادیم.

Nepal9301AF255

بعد از 40 دقیقه عبور از جاده ای کوهستانی و جنگلی به روستایی به نام Naya Pul (ارتفاع 1070متر) رسیدیم. به گفته راهنمای محلی ما-هوم- که در این منطقه بسیار سرشناس هم بود تا ایستگاه بعدی حدود یکساعت پیاده روی داشتیم که البته بدون حمل بارهایمان بود چرا که او با یک جیپ محلی بارها را به مقصد بعدی فرستاده بود. اولین ایستگاه چک کردن بازدیدکنندگان منطقه حفاظت شده آناپورنا در این روستا قرار دارد. تمامی افراد در هنگام ورود و خروج باید مدارکی را که قبلا برای ورود به منطقه تهیه کرده اند را در اختیار پلیس ویژه این منطقه قرار دهند. مجوز ورود معمولا در کاتماندو یا پوخارا صادر می شود و تورها به راحتی این کار را در ازای 2000 روپیه و با ارائه پاسپورت و یک قطعه عکس انجام می دهند.

با طی کردن حدود سه و نیم کیلومتر از کنار رودخانه ای پرخروش که حاصل آب شدن یخچالهای هیمالیاست به دهکده بعدی به نام Birethanti(ارتفاع 1025متر) رسیدیم. هوا کم کم داشت تاریک می شد و ما هم به سرعت به اتاقهایمان که هر کدام دوتخته با پتو و ملحفه تمیز بود هدایت شدیم. این مهمانپذیر فاقد برق بود و به همین دلیل بعد از صرف شامی سبک به خواب رفتیم.

Nepal9301AF287

روز پنجم:

بعد از صرف صبحانه ساعت 9 از کنار رودخانه به راه افتادیم و در مسیری که به نظر جیپ رو بود حرکت کردیم. کلیه بارهای ما توسط باربرهایی که راهنما قبلا هماهنگی آنها را انجام داده بود حمل میشد. به طور متوسط هر باربر کوله پشتی یا کوله پشتی هایی با وزن بین 25 تا 30 کیلو را حمل می کند که در مسیرهای کوهپیمایی بسیار طاقت فرسا و مشکل است. روش حمل بارها هم کاملا متفاوت است آنها بارها را با طناب به هم می بندند و با کمک تسمه ای که پهنای آن کمی بیش از پنج سانتی متر است به دور پیشانی خود می اندازند.

Nepal9301AF289

جالب این بود که یکی از چهار باربر ما زنی حدودا 35 ساله بود. بارها تصمیم گرفتم که برای دقایقی هم که شده بار سنگین او را از دوشش بردارم و کمکش کنم اما بلافاصله بر روی عذاب وجدانم پا گذاشتم. این زن که صاحب دو فرزند هم بود از راهی دور برای امرار معاش خانواده اش برای این کار موقت به این مکان آمده بود و ممکن بود در صورت کمک ما این تصور برای صاحب کار او ایجاد شود که فاقد توانایی لازم برای انجام این کار است و در آینده به او کاری ندهند. دو نفر دیگر از باربرها نیز پسرهای جوانی بودند که در کاتماندو مشغول تحصیل در دانشگاه بودند و برای کمک به هزینه های تحصیلی این شغل نیمه وقت را پیدا کرده بودند. 10:30 دقیقه به رستوران صنم رسیدیم. این منطقه آخرین نقطه جاده جیپ رو است.بعد از استراحتی کوتاه به سمت روستای Hill حرکت کردیم.

Nepal9301AF305 Nepal9301AF306 Nepal9301AF294

قبل از ساعت 11:30 به Hill رسیدیم و قرار شد نهار را در یکی از رستورانها بخوریم. به سرعت درخواست غذا که عمدتا اسپاگتی، سیب زمینی، تخم مرغ، نوعی رشته پخته و البته مرغ پخته یا سرخ کرده و همچنین چند جور غذای گیاهی است گرفته شد و به سرعت با کمک تمامی افرادی که در آن رستوران کوچک بودند(حتی باربرها) آماده شد. این تنوع غذایی در تمام طول مسیر ما تقریبا ثابت بود و در برخی مناطق پیتزا هم به آن افزوده می شد. کلا غذاها خیلی به مذاق ما جور نبود هرچند که میشد گرسنه نماند. ساعت 12:30 به حرکت خود ادامه دادیم و با گذر از دو پل معلق فلزی به ابتدای مسیری که به 3000 پله معروف است رسیدیم. به گفته راهنمای ما از اینجا تا جایی که برای اقامت شبانه در نظر گرفته شده بیش از 3300 پله سنگی وجود دارد و این موضوع برای زانوهایی که کم کم دچار خستگی می شوند خبر خوشایندی نیست. در عبور از این محل که درحقیقت صعود از کوهی با شیب زیاد است بارها به خودمان استراحت دادیم.

Nepal9301AF317 Nepal9301AF328

ارتفاع روستای Ulleri از سطح دریا حدود 2000 متر است که ما بعد از دوساعت به آنجا رسیدیم و بعد از یکساعت تجدید قوا به سمت مقصد نهایی شبانه یعنی Banthani حرکت کردیم و ساعت 16:30 به آنجا رسیدیم. از شروع پیاده روی تا اینجا بیش از 15850 متر را طی کرده ایم و ارتفاع ما 2286متر است. هوا هنوز روشن است و ما فرصت داریم تا اتاقهای کوچک دو تخته ای را که به ما داده اند را مرتب کنیم و همچنین دوش آبگرم بگیریم. با غروب آفتاب کم کم هوا سرد می شود و مجبور می شویم به کنار بخاری بزرگ چوبی وسط سالن غذاخوری بیاییم که هم کمی گرم شویم و هم شام بخوریم. به هر حال خستگی مسیر و تاریکی و سرمای هوا سبب می شوند تا زودتر به داخل رختخواب بخزیم.

روز ششم: 

ساعت شش صبح بود که بیدار شدم، هنوز هوا گرگ و میش بود و اتاق هم سرد. با این وجود مهمانسرا را ترک کردم . منظره بسیار زیبای کوه مقدس Machhapuchhareکه به سبب شکل ویژه اش به آن لقب Fish Tail داده اند از لابه لای دره روبرو مهمانسرا پیدا بود و به همین سبب هم اسم این مهمانسرا را Fish Tail  گذاشته اند. علی رغم سردی هوا ساعتی را به نظاره کوه مشغول بودم. کم کم همنوردان دیگر هم بیدار شدند و از این منظره لذت بردند. گفته شده که تاکنون کسی موفق به صعود این کوه 6993 متری نشده است و دولت نپال نیز صعود به این کوه را ممنوع کرده است.

Nepal9301AF347

بعد از صرف صبحانه در ساعت 9 صبح مسیر را از میان منطقه ای جنگلی که بیشتر درختان آن را گونه Rhododendron  به معنی درخت قرمز تشکیل می دهد ادامه دادیم. این درخت گلهای بسیار زیبای قرمز رنگی دارد که نمایی بسیار زیبا به این منطقه بخشیده است. البته درختان ماگنولیا با گلهای سفید و بزرگ نیز در این جنگل وجود دارند که زیبایی آن را دو چندان می کند.بیشتر سنگهای این منطقه از جنس سنگهای رسوبی هستند که به دلیل وجود کانی “میکا” به سادگی ورقه ورقه می شوند.

Nepal9301AF375

بعد از یکساعت پیاده روی سبک به Nangethanti می رسیم و بعد از کمی استراحت به سمت Ghorepani حرکت می کنیم. حدود ساعت 12 به Ghorepani که روستایی بزرگ است می رسیم و خودمان را برای یک استراحت طولانی آماده می کنیم.

Nepal9301AF418

ارتفاع این منطقه 2889 متر است و امروز حدود هشت و نیم کیلومتر پیاده روی کرده ایم. مهمانپذیر Nice Viewpoint Lodge دارای اینترنت است و بابت یک روز مشتریان را 100 روپیه شارژ می کند.

Nepal9301AF411 Nepal9301AF387

به ما گفتند که تراس مهمانسرا، نمایی بسیار زیبا از  رشته کوههای هیمالیا دارد ولی به علت مه در ارتفاعات ما نمی توانستیم کوهها را ببینیم تا اینکه در هنگام غروب کم کم با رقیق شدن مه سر و کله قلل مرتفع نمایان شد. عظمت کوههای درپیش رو تا ساعتی ما را بر جایمان میخ کوب کرد. درست در پیش رویمان قله 8091 متری آناپورنا و در کنار آن قله و دیواره عظیم آناپورنای جنوبی با ارتفاع 7219 متر قرار دارد. عظمت این کوهها وصف ناشدنی است.

Nepal9301AF384

روز هفتم:

 ساعت پنج صبح قبل از طلوع آفتاب به سمت منطقه ای به نام Poon Hill حرکت کردیم. این محل که در واقع قله کوهی است که روستای Ghorepani در دامنه آن قرار دارد یکی از بهترین نقاطی است که در هنگام طلوع آفتاب می توان کوههای اطراف را به راحتی مشاهده کرد و بسیاری از تصاویری که کوههای منطقه آناپورنا را نشان می دهند از این نقطه عکاسی شده اند. ارتفاع Pool Hill حدود 3200 متر است و از مهمانسرای محل اقامت ما حدودا یکساعت سربالایی است.

Nepal9301AF425 Nepal9301AF472

برفراز این محل که برای ورود به آن ورودیه 50 روپیه ای هم در نظر گرفته شده یک برجک فلزی شبیه برجکهای دیده بانی نصب شده که از فراز آن می توان با توجه به راهنمایی که در دورتادور فضای داخلی برجک وجود دارد کوههای اطراف را شناسایی کرد. البته گاهی غبار و مه مانع از دید خوب می شوند که خوشبختانه در زمان بازدید ما هوا کاملا صاف بود. با کمک دوربین دوچشمی می توان دره ها و پرتگاههای خوفناک آناپورنا که با کولاک برف و یخ همراه است را دید.

Nepal9301AF486 Nepal9301AF470

قللی که از سمت غرب به شرق دیده می شوند به ترتیب:

Dhaulagiri IV(7661m), Dhaulagiri V(7618m), Dhaulagiri III(7715m), Dhaulagiri II(7751m), Dhaulagiri I(8172m), Tukuche Peak (6920m), Dhampus Peak (6012m), Nilgiri(7061m), Annapurna I(8091m), Annapurna South(7219m), Himchuli(6441m), Fishtail(6993m)

بعد از بازگشت از Poon Hill و صرف صبحانه در ساعت 9:15 مسیر بازگشت را در پیش گرفتیم منتهی از مسیری دیگر. ابتدای مسیر، بیشتر تراورس ارتفاعات مجاور بود و کمی هم ارتفاع زیاد کردیم تا به منطقه ای به نام Deurali رسیدیم و برای استراحت دقایقی را در یکی از کافه ها گذراندیم Deurali در حقیقت گردنه این مسیر است و ارتفاع آن 3115 متر می باشد. پس از آن وارد مسیری می شویم که به سرعت ارتفاع کم می کنیم تا ساعت حدود 11:45  که برای صرف نهار در منطقه ای به نام Banthanti (ارتفاع 2715متر) توقف می کنیم. مسیر جنگلی و بسیار زیباست و تا اینجای کار از صبح حدود ده کیلومتر راه آمده ایم.

Nepal9301AF498

در ادامه مسیر  شیب بسیار تندی تا کف دره ای عمیق را پایین می رویم و مجددا از سمت دیگر دره صعود می کنیم. مسیر بسیار پر شیب و نفسگیر است و پس از یکساعت در ساعت 15:15 به روستای Tadapani به ارتفاع 2723متری می رسیم.

Nepal9301AF506 Nepal9301AF513

با توجه به مسافت دوازده کیلومتری که امروز در سربالایی و سرازیریهای شدید طی کرده ایم تقریبا همه اعضای گروه بسیار خسته به نظر می رسند و شاید هیچ چیز به اندازه یک دوش آب گرم لذتبخش نباشد. اما با خروج اولین نفر از حمام نظرها درباره دوش آبگرم عوض می شود چرا که حمام طوری طراحی نشده تا بتوان در یک زمان از مخلوط آب گرم و آب سرد استفاده کرد. یا باید زیر آب جوش سوخت و یا زیر آب سرد یخ زد!! برخی با توجه به این اشکال فنی بیخیال دوش شدند و بعضی دیگر هم برای خودشان راه حل هایی پیدا کردند.

عده ای از اهالی محلی مشغول بازیی به نام Carrom بودند. این بازی که بر روی تخته چوبی انجام می شود شباهت زیادی به بازی بیلیارد دارد با این تفاوت که بجای توپ از مهره و بجای چوب بیلیارد از ضربات انگشت استفاده می شود. برای سهولت حرکت مهره ها بر روی صفحه بازی که از جنس چوب است از پودر استفاده می شود تا اصطکاک را کمتر کنند. این بازی دو تا چهار نفره است.

Nepal9301AF511

در Tadapani میشه افرادی را دید که یا قصد حرکت به Base Camp Annapurna را دارند و یا از آنجا برگشته اند. البته غیر از این روستا که یکی از مسیرهای دسترسی به کمپ اصلی است، مسیرهای دیگری نیز وجود دارد.

روز هشتم:

ساعت نه صبح روستای Tadapani را ترک کردیم مسیر ما همچنان از میان جنگل عبور می کرد و ما مشغول کم کردن ارتفاع بودیم تا بعد از دو و نیم ساعت به روستای بزرگ Ghandruk رسیدیم(ارتفاع 2034 متر).

Nepal9301AF536 Nepal9301AF544

پس از کمی استراحت و صرف نهار به سمت روستای Kimche به راه افتادیم. و پس از یکساعت به آنجا رسیدیم. Kimche در ارتفاع 1724 متری قرار دارد و  ابتدای جاده جیپ رو است. بعلت کمبود وقت تصمیم گرفتیم تا مابقی راه را با جیپ برویم. به راحتی می توان از کیوسکی که در ابتدای جاده قرار دارد جیپ کرایه کرد. در ضمن روزانه مینی بوس روستا، دو سرویس از این محل انجام می دهد.

در مجموع در طول این مسیر بیش از 50 کیلومتر پیاده روی کردیم که با توجه به زمانی که صرف کردیم بسیار لذت بخش بود.

جیپ ساعت سه بعدازظهر ما را از Kimche سوار کرد و حدود ساعت پنج و نیم به پوخارا رساند. با هماهنگی انجام شده مستقیما به هتل آپارتمانی که برایمان رزرو شده بود رفتیم تا پس از کمی استراحت جهت گردش در شهر به سمت دریاچه معروف Phewa برویم.

هتل ما به خیابان ساحلی کنار دریاچه نزدیک بود به همین دلیل نیازی به استفاده از تاکسی نبود. هوا تاریک شده بود که ما جهت گردش به خیابان ساحلی آمدیم. اولین موضوعی که جلب توجه می کرد تعداد زیاد توریستها بود که مشغول خرید از مغازه ها یا صرف اوقاتشان در رستورانها و کافه های کنار خیابان بودند. برخلاف کاتماندو این منطقه از شهر بسیار تمیز است و بیشتر تداعی کننده شهرهای ساحلی کشورهای جنوب شرقی آسیاست. با توجه به قیمتهایی که از اجناس در کاتماندو سراغ داشتیم دریافتیم که برخی از اجناس در این شهر ارزانتر از کاتماندو هستند و یا حداقل به همان قیمتند. شام را در رستورانی که در آنجا رقص و موسیقی زنده نپالی اجرا می شد صرف کردیم.

فاصله از مبدا(متر) فاصله از محل قبلی(متر) ارتفاع(متر) نام محل روز سفر
0 0 1070 Nayapul روز اول
3500 3500 1025 Birethanti روز اول
7820 4320 1306 Sanam Resturant روز دوم
9140 1320 1478 Hill روز دوم
13200 4060 2007 Ulleri روز دوم
15870 2670 2286 Banthanti روز دوم
20070 4200 2467 Nangethanti روز سوم
24270 4200 2889 Ghorepani روز سوم
25860 1590 3200 Poon Hill روز چهارم
27450 1590 2889 Ghorepani روز چهارم
32520 5070 3115 Deurali روز چهارم
37030 4510 2715 Banthanti روز چهارم
39370 2340 2723 Tadapani روز چهارم
46580 7210 2034 Ghandruk روز پنجم
50250 3670 1724 Kimche روز پنجم

روز نهم:

صبح بعد از صبحانه در شهر گشت و گذاری کردیم و مقداری سوغاتی خریدیم. سپس به هتل آمدیم و با قرار قبلی که با شرکتی جهت پاراگلایدر سواری گذاشته بودیم به شهر بازگشتیم. بعد از انجام تشریفات که شامل ثبت نام و اظهار سلامت جسم و روان برای پاراگلایدر سواری بود با تعداد دیگری از مشتریان و همچنین خلبانان و ابزار پاراگلایدینگ، سوار بر وانت راهی تپه ای که مشرف به دریاچه و شهر پوخارا بود شدیم. بعد از سه ربع به بالای تپه و محل ویژه پاراگلایدینگ رسیدیم. به گفته یکی از خلبانان این سایت پروازی به سبب موقعیت، نزدیک بودن به شهر، مناظر بسیار زیبا و باد مناسب در طول سال یکی از بهترین سایتهای پاراگلایدینگ در جهان است. ما برای یکبار پرواز نیم ساعته 90 دلار پرداختیم. به گفته خلبان در صورت شرایط جوی مناسب و همچنین مشتری کافی، هر خلبان در روز می تواند حداکثر سه پرواز انجام دهد. ساعات پرواز بستگی به شرایط جوی و دمای هوا دارد لذا در ساعات خاصی از روز انجام می شود.

Nepal9301AF560 Nepal9301AF592

World Peace Pagoda یک عبادتگاه بودایی است که در تپه ای در جنوب غربی دریاچه واقع شده است.  این عبادتگاه که با کمک کشورهای ژاپن، سریلانکا و تایلند ساخته شده است مظهر صلح در جهان است. از فراز این تپه می توان منظره ای زیبا از کوههای هیمالیا و دریاچه Phewa  را تماشا کرد. در مسیر برگشت می توانید غار Gupteshwor Mahadev را هم بازدید کنید. این غار برای هندوها جنبه مذهبی دارد و ورودیه آن 200 روپیه است. برای بازدید از این غار نیم ساعت کافی است.

Nepal9301AF611 Nepal9301AF598

روز دهم:

ساعت هفت صبح به سمت لومبینی حرکت کردیم. راننده محلی ما از ما پرسید که تمایل داریم از آزادراه و یا جاده کوهستانی به لومبینی برویم و بعد اضافه کرد که از آزادراه پنج و نیم ساعت و از مسیر کوهستانی هفت ساعت راه در پیش داریم. ما هم با یک حساب سرانگشتی مسیر آزادراه را انتخاب کردیم. بعد از نیم ساعتی که در یک جاده شلوغ و باریک و پر از دست انداز طی کردیم از راننده پرسیدیم که چرا از آزادراه نمی رود و او هم پاسخ داد که آزادراه همین است و تازه این جاده با توجه به اینکه یکی از توریستی ترین و مهمترین جاده های نپال است شرایط نسبتا بهتری دارد. اینجا بود که تازه متوجه شدیم  که چرا مسیر 280 کیلومتری را در پنج و نیم ساعت باید طی کرد. در طول مسیر به سبب نامناسب بودن جاده و همچنین تردد ماشینهای سنگین تعدادی تصادف هم دیدیم که البته هیچکدام تلفات جانی نداشتند. طبق قرار قبلی جهت اقامت شبانه به مهمانسرایی در نزدیک شهر رفتیم.

Nepal9301AF628 Nepal9301AF702راهنما و مدیر مهمانسرا به ما پیشنهاد داد که به علت کمبود وقتی که داریم هر چه سریعتر عازم سایت لومبینی شویم. شهر Lumbini شهرت خود را با محل تولد بودا (شاهزاده سیدارتا)به دست آورده است. دولت نپال هم با توجه به علاقه خاصی که بوداییان  جهان به این محل دارند. امکاناتی را برای سرمایه گذاری سایر کشورها در ایجاد عبادتگاههای مذهبی فراهم کرده است. این مجموعه مذهبی وسعت زیادی دارد و تعدادی از کشورها از قبیل آلمان، فرانسه، تایلند، نپال، هند، میانمار، اتریش، چین، سریلانکا و ژاپن عبادتگاههایی دارند.

Nepal9301AF700

ما به توصیه راهنما از عبادتگاهی که توسط آلمانی ها ساخته شده بود بازدید کردیم. علاوه بر زیبایی خاصی که این عبادتگاه داشت، در حیاط آن نیز تعداد زیادی مجسمه که هر کدام روایتی از زندگی بودا است را قرار داده اند.

Nepal9301AF633 Nepal9301AF640

ما عبادتگاه فرانسه را هم دیدیم که هنوز کاملا تزیینات داخلی آن تمام نشده بود. سپس راهی قسمت اصلی که همانا محل تولد بودا بود شدیم. ژاپنی ها در تکمیل و ساخت محوطه این مجموعه سرمایه گذاری زیادی کرده اند. دریاچه ای مصنوعی با قابلیت قایقرانی قسمت شمالی را که کتابخانه اصلی در آن قرار دارد به بنای سفید رنگی که بر روی زادگاه بودا بنا شده است متصل می کند.

Nepal9301AF651

این منطقه نیز در لیست میراث جهانی به ثبت رسیده است و ورودیه آن 200 روپیه است. بازدید از آن یکساعت زمان نیاز دارد.

شاهزاده سیدارتا ملقب به بودا در 623 سال قبل از میلاد در لومبینی بر روی سنگی که در نزدیک چشمه ای قرار داشته به دنیا آمد که در حال حاضر این محل توسط ساختمان سفید رنگی مسقف شده است. بودا در 29 سالگی قصر را ترک کرد و برای یافتن روش زندگی بهتر به جنگل رفت. داستان زندگی او بسیار جالب است و توصیه می کنم که حتما آن را مطالعه کنید. به هر حال او در سن هشتاد سالگی به گفته بوداییان در شهر Mahaparinirvan در هند درگذشت.

Nepal9301AF658 Nepal9301AF694

در اطراف این محل ستونی سنگی وجود دارد که یادمانی از دوران سلطنت Ashoka است.

Nepal9301AF668

چندین درخت بزرگ شبیه انجیر معابد وجود دارد که در اصطلاح محلی به آنها درخت بودا گفته می شود. در جای جای این محل می توان راهبهای بودایی را دید که مشغول عبادتند.

Nepal9301AF671 Nepal9301AF678

روز یازدهم:

صبح به سمت پارک ملی چیتوان(جزء میراث جهانی است) به راه افتادیم و بعد از سه ساعت به محل اقامتمان که Jungle Safari Resort نام داشت و در مجاورت پارک بود رسیدیم.

Nepal9301AF846

بعد از استقرار و صرف نهار به سمت پارک حرکت کردیم. ابتدا به ایستگاه فیل سواری رفتیم و به مدت یکساعت با فیل در پارک گردش کردیم. هر فیل ظرفیت حمل چهار نفر را دارد. با توجه به سالیان متمادی که فیل سواری در این پارک جریان دارد حیات وحش نیز با آن خو گرفته اند و بازدید کنندگان می توانند از نزدیک گوزن، میمون، خروس وحشی، کروکودیل، انواع پرندگان آبزی و آبچر و همچنین اگر خوش شانس باشند اسب آبی هم ببینند.

Nepal9301AF721 Nepal9301AF743

بعد از فیل سواری نوبت به کانو سواری می رسد. کانو قایقهای چوبی کم عرض و درازی هستند که هر کدام ظرفیت هشت مسافر را دارند و قادرند در رودخانه های کم عمق نیز حرکت کنند. در رودخانه ای که از میان پارک می گذرد ما تعداد زیادی کروکودیل دیدیم که برای آفتاب گرفتن به ساحل رودخانه آمده بودند. همچنین یک اسب آبی را دیدیم که از رودخانه عبور کرد.

Nepal9301AF787 Nepal9301AF756 Nepal9301AF798

پیاده روی در جنگل، قسمت دیگر برنامه است که حدودا یکساعت زمان می گیرد و بسیار لذتبخش است. در میان جنگل تعداد زیادی لانه موریانه وجود دارد. همچنین نوع خاصی از انگل گیاهی که به شکل پیچک است به بسیاری از درختان  هجوم برده و بعذا اشکال زیبایی نیز ایجاد کرده است. پایان مسیر پیاده روی به محل نگهداری فیلها ختم می شود که تعدادی بچه فیل و همچنین فیل مادر در آنجا نگهداری می شوند. در هنگام فیل سواری درب لنز دوربین دوچشمی من که به اندازه یک سکه بود به میان جنگل افتاد. وقتی فیلبان خود را از موضوع آگاه کردم او به فیلبانی که پشت سر ما می آمد موضوع را گفت و آن فیلبان نیز به فیل خود چیزی گفت. درکمال شگفتی فیل با خرطوم خود برگها را کنار زد و این قطعه کوچک را پیدا کرد و با خرطوم خود به شکل ماهرانه ای آن را به فیلبان داد.

Nepal9301AF801 Nepal9301AF806

قابل ذکر است که ورودیه پارک ملی چیتوان 10 دلار است و برای برنامه ای که ما اجرا کردیم حداقل پنج ساعت زمان نیاز است.

Nepal9301AF836

خبردارشدیم که هر شب در سالن اجتماعات روستا به مدت یکساعت رقص محلی برگزار می شود و ورودیه آن هم رایگان است. تعداد نسبتا زیادی از جوانان روستا درگیر این برنامه بودند و بسیاری از آداب و سنن منطقه خود را در غالب رقص به بازدیدکنندگان معرفی کردند. یکی از این رقصهای زیبا رقص طاووس بود که فرد رقصنده در لباس طاووس با موسیقی محلی حرکات طاووس را تقلید می کرد.

روز دوازدهم:

ساعت هفت صبح هتل را به مقصد کاتماندو ترک کردیم و بعد از پنج ساعت وارد کمربندی کاتماندو شدیم. با ورود به محدوده شهر کاتماندو مجددا با آلودگی شدید هوا و همچنین محیط زیست مواجه شدیم.

Nepal9301AF860

مقصد ما شهر Patan بود. Patan یا Lalitpur روزگاری شهری جدا از کاتماندو بوده و با گسترش کاتماندو اکنون در جنوب آن قرار دارد. این شهر به سبب مجسمه های چوبی و سنگی و همچنین فلزی مشهور است. در قرون 16 تا 18 میلادی ،مصادف با دوره تمدن Malla ، این شهر پایتخت نپال بود. بیشتر آثار تاریخی در Patan Durbar Square  قرار دارد که شباهت زیادی به میدان دربار در کاتماندو و بختاپور دارد. از مهمترین بناهای آن می توان به: Jagan Narayan Temple, Mahabouddha, Khumbeshwar Temple, Golden Temple و Krishna Mandir اشاره کرد. لازم به ذکر است که این شهر نیز در لیست میراث جهانی به ثبت رسیده و ورودیه آن نیز 500 روپیه است. برای بازدید از این منطقه حدود دو ساعت زمان نیاز است.

Nepal9301AF894 Nepal9301AF871 Nepal9301AF911

روز سیزدهم:

صبح برای بازدید از معبد Swayambhunath از هتل خارج شدیم. این معبد بودایی که به معبد میمونها هم مشهور است در میان شهر قرار دارد و جزء میراث جهانی است. معبد بر روی تپه ای کوتاه قرار دارد و اولین چیزی که به چشم می آید تعداد بسیار زیاد پرچمهای رنگینی است که در معابد بودایی وجود دارد.

Nepal9301AF929 Nepal9301AF950

جمعیت قابل توجهی از میمونها در این منطقه وجود دارند. برخلاف دیگر معابد بودایی، محوطه این معبد بسیار کثیف است. از نکات جالب تخصیص استخر کوچکی برای شنا کردن میمونهاست!

Nepal9301AF942 Nepal9301AF917

Dream Garden مکانی در نزدیکی Thamel است که باغی قدیمی و بسیار زیباست و برای ورود به آن باید نفری 200 روپیه پرداخت و شاید بهترین مکان برای چند ساعت استراحت در پایتخت آلوده نپال است.

Nepal9301AF963 Nepal9301AF967

از آنجایی که پرواز بازگشت ما همان شب بود لذا مابقی زمان را به خرید اختصاص دادیم.

*از این سفر فیلم مستندی توسط دوست خوبم، وفا ادیب تهیه شده که در لینک زیر می توانید آن را مشاهده کنید.

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

iranpour@kanoonirangardan.ir

بهار 1393

Share

نوشته نپال قبله کوهنوردان اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d9%86%d9%be%d8%a7%d9%84-%d9%82%d8%a8%d9%84%d9%87-%da%a9%d9%88%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86/feed/ 2
گزارش سفر به اسپانیا-تقابل هنر در عصر اسلام و مسیحیت https://kanoonirangardan.ir/4150/ https://kanoonirangardan.ir/4150/#comments Tue, 09 Feb 2016 06:20:16 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=4150 گزارش سفر به اسپانیا-تقابل هنر در عصر اسلام و مسیحیت ...

نوشته گزارش سفر به اسپانیا-تقابل هنر در عصر اسلام و مسیحیت اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
گزارش سفر به اسپانیا-تقابل هنر در عصر اسلام و مسیحیت

سفر به اسپانیا که یکی از توریست پذیر ترین کشورهای جهان است، برای گردشگران از هر تیپ و سلیقه ای که باشند بسیار لذت بخش خواهد بود. سیستم خصوصی و دولتی این کشور به خوبی این واقعیت را پذیرفته که نون مملکت از جیب توریستهایی درمی آید که از اقصا نقاط دنیا به اسپانیا سفر می کنند. لذا تمامی امکانات و مایحتاج سیستم توریستی به خوبی طراحی و نگهداری می شود.

سفر ما به اسپانیا در اواخر ماه سپتامبر و اوایل اکتبر 2014 میلادی و یا بهتر بگویم در مهرماه 1393 انجام شد.  سفر ما در گروهی 7 نفره شامل 4 بزرگسال و سه کودک که دوتای آنها زیر 6 ماه بودند، آغاز شد. یک خانواده از دبی و یک خانواده از تهران که با پروازهای شرکت هواپیمایی امارات و لوفتانزا به بارسلون وارد شدیم.

قبل از شروع جزییات سفر بهتر دیدم که کمی با کشور و تاریخ اسپانیا آشنا شویم. این نوشتار از سایت ویکیپدیا و چند منبع دیگر خلاصه و در اختیار شما قرار می گیرد.

اسپانیا  با نام رسمی پادشاهی اسپانیا کشوری مستقل و از اعضای اتحادیه اروپا است. این کشور در شبه‌جزیره ایبری در جنوب غربی اروپا قرار دارد. سرزمین اصلی اسپانیا از جنوب و شرق با دریای مدیترانه و جبل الطارق، از شمال و شمال شرق با فرانسه، آندورا و خلیج بیسکای و از غرب و شمال غرب با پرتغال و اقیانوس اطلس هم مرز است. مرز اسپانیا با پرتغال (به طول ۱۲۱۴ کیلومتر) طولانی‌ترین مرز یکپارچه در اتحادیه اروپا است. قلمروی اسپانیا افزون بر سرزمین اصلی شامل جزایر بالئارس در دریای مدیترانه، جزایر قناری در سواحل آفریقایی اقیانوس اطلس، دو شهر خودمختار سبته و ملیله در آفریقای شمالی هم مرز با کشور مراکش و چندین جزیره مسکونی و غیر مسکونی دیگراز جمله آلبوران، شافاریناس، آلوزماس و ولز د لا گومرا می باشد. اسپانیا با مساحت ۵۰۵۹۹۲ کیلومتر مربع،پنجمین کشور بزرگ اروپاست. انسان مدرن نخستین بار در حدود ۳۵۰۰۰ سال پیش قدم به شبه جزیره ایبریا گذاشت. در حدود ۲۰۰ سال پیش از میلاد این منطقه تحت فرمان حکومت روم قرار گرفت و هیسپانیا نامیده می‌شد. هیسپانیا در قرون وسطی توسط قبایل ژرمن و پس از آن توسط مورها تصرف شد. در قرن پانزدهم پس از ازدواج‌های بین حکومتی فرمانروایان کاتولیک و اتحاد این حکومت‌ها و همچنین سقوط کامل آندلس و بازپس گیری آن از دست موروهای مسلمان در سال ۱۴۹۲ اسپانیا به شکل کشوری یکپارچه پدیدار شد. در اوایل دوران جدید، اسپانیا به یک امپراتوری پر قدرت جهانی تبدیل شد و اسپانیایی‌ها به عنوان یکی از نخستین فاتحان دنیای جدید به قاره آمریکا وارد و در آنجا ساکن شدند. بیش از پانصد میلیون نفر اسپانیایی زبان ساکن در آمریکا میراثی است که اسپانیایی‌ها در این قاره بر جای گذاشتند. اسپانیای امروزی کشوری دموکراتیک و دارای حکومتی پارلمانی تحت قانون اساسی پادشاهی است. اسپانیا یک کشور توسعه‌یافته و نوزدهمین اقتصاد بزرگ دنیا از نظر تولید ناخالص داخلی می‌باشد. این کشور همچنین دارای سطح بالای استاندارد زندگی است. اسپانیا در سازمان ملل متحد، ناتو، سازمان تجارت جهانی، سازمان همکاری اقتصادی و توسعه و اتحادیه اروپا عضو می‌باشد.

ریشه نام رومی هیسپانیا، که نام کنونی اسپانیا از این واژه گرفته شده، نامشخص است. هیسپانیا شاید از گویش شاعرانه واژه یونانی هیسپریا گرفته شده باشد که به معنای “سرزمین غرب” یا “سرزمین غروب خورشید” می‌باشد. هیسپانیا ممکن است از واژه پونیکی ای-شپانیا به معنای “جزیره خرگوش‌ها”، “سرزمین خرگوش‌ها” یا “لبه”، که به یاد آورنده موقعیت اسپانیا در لبه اروپا می‌باشد، گرفته شده باشد؛ سکه‌های کشف شده در اسپانیا از دوره هادریان نیز تصویر زنی همراه یک خرگوش را نشان می‌دهد.به گفته برخی هیسپانیا از واژه باسکی ازپانا به معنای “لبه” یا “مرز” گرفته شده است که موقیعت جغرافیایی اسپانیا را در لبه یا مرز قاره اروپا متذکر می‌شود. پژوهشگر و تاریخ‌نگار دوره رنسانس آنتونیو دی نبریخا معتقد است هیسپانیا از واژه ایبریایی هیسپالیس به معنای “شهر دنیای باختری” گفته شده است. خسوس لوییز کونخیلوس معتقد است نام اسپانیا از واژه اسپن که از اسپای که واژه‌ای است به زبان فنیقی به معنای “ذوب و شکل‌دهی فلز” گرفته شده است و “ای-سپن-یا” نیز به معنای “سرزمین ذوب و شکل‌دهی فلزات” است.

تاریخ

قدیمی‌ترین ساکنان شبه‌جزیره ایبریا تشکیل دهندگان تمدّن‌های ایبری، باسکی و سلتی بوده‌اند. در حدود ۲۰۰ سال پیش از میلاد این منطقه تحت فرمان حکومت روم قرار گرفت و در اوایل قرون وسطی ژرمن‌ها ایبریا را تصرف کردند. پس از ژرمن‌ها ایبریا توسط مورهای مهاجم تصرف شد. پس از آن حکومت‌های کوچک مسیحی به تدریج و طی چند قرن زمام امور را در ایبریا به دست گرفتند. آخرین بقایای مورها در همان سالی که کریستوف کلمب به قاره آمریکا رسید، سقوط کردند. امپراطوری جهانی اسپانیا با تبدیل این کشور به قدرتمندترین کشور اروپا و ابر قدرت جهان آغاز شد و برای یک ونیم قرن ادامه یافت.جنگهای پی در پی و ادامه دار و وجود مشکلات فراوان در نهایت باعث زوال و اضمحلال امپراطوری شد. حمله ناپلئون به اسپانیا منجر به هرج ومرج شد و جنبش‌های استقلال‌طلب و جدایی‌خواه را که در سراسر امپراتوری پراکنده بودند، بیدار کرد و باعث بی ثباتی سیاسی شد. پیش از جنگ جهانی دوم جنگ داخلی ویرانگر اسپانیا به وقوع پیوست و پس از آن کشور تحت فرمان حکومتی استبدادی قرار گرفت. در نهایت دموکراسی در قالب قانون اساسی شاهنشاهی پارلمانی حاکم شد. بعدها اسپانیا به اتحادیه اروپا پیوست و دوره رنسانس فرهنگی و رشد باثبات اقتصادی را تجربه کرد.

پژوهش‌های باستان‌شناسی در کوه‌های آتاپوئرکا نشان می‌دهد که شبه جزیره ایبریا ۱/۲ میلیون سال پیش محل زندگی انسان‌سانان بوده است. ۳۵۰۰۰ سال پیش انسان نخستین بار از شمال به این سرزمین قدم نهاد. شناخته‌شده‌ترین اثر این انسان‌های پیش از تاریخ نقاشی‌های معروف غار آلتامیرا در منطقه کانتاباریا در شمال ایبریا است که در حدود ۳۵۶۰۰ تا ۱۳۵۰۰ سال پیش از میلاد توسط انسان‌های کرومانیون یا شاید نئاندرتال‌ها کشیده شده اند از شواهد باستان‌شناسی و ژنتیکی بر می‌آید که ایبریا پناهگاهی برای ساکنان شمال پس از آخرین عصر یخبندان بوده است. ساکنان تاریخی ایبریا ایبریایی‌ها و سلت‌ها بودند. ایبریایی‌ها در کرانه‌های مدیترانه از شمال شرق تا جنوب شرق ساکن بودند. سلت‌ها در کرانه‌ها اطلس از شمال غرب تا جنوب غرب و در شمال و مرکز (سلتیبریان‌ها) شبه جزیره زندگی می‌کردند. باسکی‌ها نیز مناطق غربی کوه‌های پیرنیس را اشغال کردند. در جنوب ایبریا شهری نیمه افسانه‌ای به نام تارتسوس پدیدار شد (۱۱۰۰ سال پیش از میلاد) که طبق نگاشته‌های استرابون و کتاب سلیمان تجارت وسایل ساخته شده از طلا و نقره را با فنیقی‌ها و یونانی‌ها انجام می‌دادند. بین سال‌های ۸۰۰ تا ۳۰۰ پیش از میلاد فنیقی‌ها و یونانیان تجارتخانه‌هایی را در طول سواحل مدیترانه ایجاد کردند. کارتاژها نیز مدتی کوتاه کنترل بیشتر کناره‌ها مدیترانه‌ای ایبریا را در دست گرفتند تا این که در جنگ‌های پونیک از رومی‌ها شکست خوردند

امپراتوری روم و پادشاهی گوتیک:

در طی دومین جنگ پونیک، امپراتوری روم کلنی‌های تجاری کارتاژی‌ها را در کرانه‌های مدیترانه بین سال‌های ۲۱۰ تا ۲۰۵ پیش از میلاد تصرف کرد. اشغال کامل ایبریا دو قرن به درازا انجامید و رومی‌ها به مدت شش قرن کنترل این شبه جزیره را در دست داشتند. فرهنگ ساکنان سلتی و ایبریایی به بتدریج رومی شد. رهبران محلی در طبقه اشرافی روم پذیرفته شدند. هیسپانیا نقش یک انبار غله و غذا را برای بازار روم ایفا می‌کرد و لنگرگاه‌های آن محل صادرات طلا، پشم، روغن زیتون و شراب بود. کشاورزی با ابداع طرح‌های آبیاری جدید گسترش یافت به طوری برخی از آنها تاکنون مورد استفاده قرار می‌گیرد. هادریانوس، تراژان و تئودئوس اول از امپراتورهای روم زاده هیسپانیا بودند و همچنین سنکا فیلسوف بزرگ پیش از میلاد اهل این منطقه بود. مسیحیت در قرن اول پس از میلاد وارد این سرزمین شد و در قرن دوم میلادی فراگیر شد. بیشتر بنیان‌های زبانی و مذهبی و قوانین اسپانیای امروزی ریشه در این دوره دارد. اضمحلال حکمرانی امپراتوری روم در هیسپانیا از سال ۴۰۹ آغاز شد. هنگامیکه سوئبی‌های ژرمن، و وندال‌ها به همراه الان‌های سرمتی از رود راین گذشتند و سرزمین گل را غارت کردند و مردم آنجا را به ایبریا راندند. سوئبی‌ها کشوری را در شمال ایبریا جایی که امروزه گالیسیا و شمال پرتغال را فرا می‌گیرد، بنیان نهادند. با سقوط رومی‌ها بنیان‌های اقتصادی و اجتماعی نیز سقوط کرد و ویران شد اما حکومت‌های جایگزین بسیاری از قوانین و رسوم امپراتوری پیشین را حفظ کردند مانند مسیحیت. گروههای از قبایل وندال به نام هاسدینگی نیز حکومتی را در گالیسیا بنیان نهادند. دیگر قبیله وندال به نام اسلینگی نیز منطقه‌ای در جنوب را اشغال کردند که تاکنون نام آنها یعنی واندالوسیا یا واژه امروزی آن اندلس بر آن مانده است.

ایبریای اسلامی:

در قرن هشتم تقریباً همه شبه جزیره ایبری توسط موروهای مسلمان که از شمال آفریقا آمده بودند، فتح شد.(۷۱۱–۷۱۸) این فتوحات بخشی از کشورگشایی‌های خلیفه اموی بود. تنها بخش کوچکی در نواحی کوهستانی شمال غرب شبه جزیره در برابر هجوم مسلمانان دست به مقاومت زد. طبق قوانین اسلامی، مسیحیان و یهودیان به عنوان اقلیت مذهبی شناخته شدند و به مسیحیان و یهودیان اجازه داده شد تا به عنوان اهل کتاب به رسوم دینی خود بپردازند اما آنها باید مالیات ویژه‌ای را می‌پرداختند و نسبت به مسلمانان از حقوق اجتماعی پایینتری برخوردار بودند.گرایش به اسلام کم کم رو به فزونی گذاشت. اعتقاد براین است که تا پایان قرن دهم مولدون‌ها (مسلمانان ایبریایی) بیشتر جمعیت این شبه جزیره را تشکیل می‌دادند.

جامعه اسلامی در شبه جزیره ایبری خود متنوع و دچار تنش‌های اجتماعی بود. بربرهای اهل شمال آفریقا که هسته اصلی ارتش خلیفه در اندلس را تشکیل می‌دادند، با رهبران عرب در خاورمیانه به مشکل برخوردند و به ستیز و منازعه پرداختند. با گذشت زمان جوامع موروی مسلمان در مناطق مختلف به ویژه در دره رودخانه گوادالکیویر (وادی الکبیر)، دشت‎های ساحلی والنسیا، دره رودخانه ایبرو و مناطق کوهستانی گرانادا بر پا شدند.

کوردوبا، پایتخت خلیفه، بزرگترین و ثروتمندترین شهر اروپای غربی بود. بازرگانی و فرهنگ مدیترانه‌ای شکوفا شد. مسلمانان یک سنت فکری غنی را از خاورمیانه و شمال آفریقا وارد کردند. دانشمندان و پژوهشگران مسلمان و یهودی نقش مهمی در احیا و گسترش آموزش کلاسیک یونانی در اروپای غربی ایفا کردند. فرهنگ رومی شبه جریزه ایبری با فرهنگ اسلامی و یهودی در آمیخت و فرهنگ ممتازی را در منطقه ایجاد کرد. بیرون شهرها بیشتر جمعیت را در خود جای داده بود. نظام زمینداری رومی در دوران اسلامی تقریباً دست نخورده باقی ماند. در قرن یازدهم، تشکیل امارت‌های جداگانه ملوک‌الطوایفی رقیب در بین مسلمانان به دولت‌های کوچک مسیحی اجازه داد تا قلمروی خود را گسترش دهند با ورود فرقه‌های اسلامی موحدون و مرابطان از شمال آفریقا و وضع قوانین سختگیرانه اسلامی یکپارچگی را به جامعه مسلمانان بازگشت. اتحاد دوباره کشور اسلامی تا حدود یک قرن پابرجا ماند. در سال ۱۴۶۹ م.، اتحاد دو مملکت مسیحی کاستیا و آراگون با وصلت ایزابلای یکم کاستیا و فردیناند دوم آراگون محقق شد. گسترش دامنه‌های تحت سلطه مسیحیان با تکمیل تصرف جزایر قناری توسط کاستیا در سال ۱۴۷۸ م. ادامه یافت، و بعد از آن نیز با امضای کاپیتولاسیون تحویل گرانادا در ۱۴۹۲ م. توسط ملک ابوعبدالله محمد دوازدهم، که طبق آن پادشاهان کاتولیک ایزابلا و فردیناند موظف رعایت دین اسلامی ساکنین گرانادا شدند. با تحویل گرانادا آخرین هسته سلطه اسلامی در شبه‌جزیره‌ی ایبری پس از ۷۸۱ سال از میان رفت. در همان سال٬ کریستف کلمب با سرمایه‌گذاری ملکه ایزابلا کاشف جهان نو شد و باز در همان سال نیز فرمانروایان کاتولیک دستور به ترک مذهب و گرایش به مسیحیت برای تعقیب انحرافات از مذهب کاتولیک و تقیه‌ی یهودیان و مسلمانان را صادر کرد٬ ملکه ایزابلا از سال ۱۴۸۰ م. دادگاه انگیزیسیون را تاسیس کرده بود. روند تمرکز قدرت در شبه‌جزیره با تصرف ناوارا توسط پادشاه فردیناند در سال ۱۵۱۲ ادامه یافت، که این امر باعث شکلگیری مرزهای اصلی اسپانیای کنونی شد.

امپراتوری اسپانیا

اتحاد دو پادشاهی آراگون و کاستیل به واسطه ازدواج ملکه کاستیل و شاه آراگون پایه‌های امپراتوری اسپانیا و اسپانیای امروزی را استوار کرد گرچه هر یک از ممالک پادشاهی به عنوان یک کشور جداگانه با سیاست، قانون، واحد پول و زبان جداگانه باقی ماند. اسپانیا در قرن شانزدهم و بیشتر قرن هفدهم قدرت برتر اروپا بود. این موقعیت با ثروت حاصل از بازرگانی و مستعمرات تقویت شد. قدرت و شکوه امپراتوری در دوره دو تن از پادشاهان دودمان هابسبورگ اسپانیا، کارلوس یکم (بین ۱۵۱۶ تا ۱۵۵۶ میلادی) و فلیپ دوم (بین ۱۵۵۶ تا ۱۵۹۸ میلادی)، به اوج خود رسید. در این دوره حوادث مهم تاریخی همچون جنگ‌های ایتالیا، شورش اهالی کاستیل علیه شاه کارلوس، شورش هلند، شورش موریسکوها در گرانادا، جنگ با عثمانی، جنگ با انگلستان و جنگ با فرانسه به وقوع پیوست. امپراتوری اسپانیا با تصرف بخش بزرگی از قاره آمریکا، جزایر منطقه آسیا اقیانوسیه، مناطقی از ایتالیا، شهرهایی در شمال آفریقا، همچنین بخشی که امروزه فرانسه، آلمان، بلژیک، لوکزامبورگ و هلند را تشکیل می‌دهد، بسیار بزرگ شد. اسپانیا نخستین امپراتوری‌ای بود که به امپراتوری بی غروب ملقب شد.

قرون شانزدهم و هفدهم عصر کاوش بود، با سفرهای اکتشافی جسورانه دریایی و زمینی. این سفرها و اکتشافات،مسیرهای بازرگانی جدیدی را بین اقیانوس‌ها گشود و دوره استعمار اروپاییان را آغاز کرد. اکتشافگران اسپانیایی در کنار فلزات گران‌بها، ادویه، لوازم تجملی و محصولات جدید کشاورزی، دانش و اطلاعات ارزشمندی را از دنیاهای جدید به همراه خود می‌آوردند و نقش محوری در افزایش دانش اروپاییان از جهان ایفا کردند. از شکوفایی فرهنگی آن دوره امروزه با عنوان عصر طلایی اسپانیا یاد می‌شود. اوج‌گیری انسان‌گرایی، اصلاح‌طلبی پروتستانی و اکتشاف‌های جدید جغرافیایی منجر به شکل‌گیری جنبش بانفوذ روشن‌فکری به نام مکتب سالامانکا شد. در اواخر قرن شانزدهم و نیمه نخست قرن هفدهم، اسپانیا با چالش‌های همه جانبه سختی  روبرو بود. دزدان دریایی بربر مسلمان زیر سایه امپراتوری در حال اوج‌گیری عثمانی جریان عادی زندگی را در بسیاری از مناطق ساحلی اسپانیا مختل می‌کردند و این به منزله احیای خطر حمله مسلمانان بود. این جریانات در حال به وقوع می پیوست که اسپانیا اغلب در حال جنگ با فرانسه بود. جنبش اصلاحات پروتستانی و تفرقه در کلیسای کاتولیک کشور و امپراتوری را هر چه بیشتر در باتلاق جنگ‌های مذهبی فرو برد و در نتیجه امپراتوری مجبور بود تا همیشه نظامی‌گری را در سراسر اروپا و مدیترانه گسترش دهد. در قرن شانزدهم و زمانی که امپراتوری در اوج قدرت بود افسانه سیاه یا تبلیغات ضد اسپانیایی توسط مبلغانی از قدرت‌های رقیب اروپایی به خصوص هلند و انگلستانِ پروتستان رواج یافت. مبلغان،ضد وضعیت اخلاقی امپراتوری و اسپانیایی‌ها تبلیغ می‌کردند. تبلیغات آنها در مورد میزان تفتیش عقاید و همچنین چگونگی رفتار اسپانیایی‌ها با بومیان آمریکا، غیر کاتولیک‌ها و یهودیان بیشتر اغراق‌آمیز و گاهی دروغ بود. در میانه قرن هفدهم و در حالی بیماری و جنگ اروپا را فرا گرفته بود، هابسبورگ‌های اسپانیایی قاره را در دام جنگ‌ها و اختلافات مذهبی سیاسی انداختند. این درگیری‌ها اقتصاد را از پایه و بن ویران کرد و باعث جنگ‌های استقلال خواهانه شد با وجود این امپراتوری دربرابر این جریانات جدایی خواه مقاوت می‌کرد اما در نهایت امپراتوری مجبور شد تا جدایی پرتغال و هلند را به رسمیت بشناسد. این وضعیت منجر به جنگ سی‌ساله در اروپا شد. در نیمه دوم قرن هفدهم اسپانیا وارد یک سیر نزولی نسبی شد و بخش‌هایی از قلمرویش در فرانسه و هلند را از دست داد گرچه کشورگشایی اسپانیایی‌ها در قاره‌های دیگر ادامه داشت و این روند تا قرن نوزدهم ادامه پیدا کرد.

سیر نزولی اسپانیا در سال‌های آغازین قرن هجدهم با افزایش رقابت و ستیز بر سر تخت سلطنت به اوج خود رسید و جنگ‌های جانشینی اسپانیا به وقوع پیوست. جنگ‌های جانشینی اسپانیا درگیری‌های گسترده بین‌المللی بود که با ضد و خوردهای داخلی در آمیخته بود. پادشاهی اسپانیا تاوان سنگینی به خاطر این جنگ‌ها پرداخت و قلمروی اروپایی خود و ابر قدرتی‌اش در این قاره را از دست داد. در پی این جنگ دودمان جدیدی با رگ و ریشه فرانسوی قدرت را در اسپانیا به دست گرفتند. کشور واقعی اسپانیا زمانی تشکیل شد که نخستین پادشاه بوربون فیلیپ پنجم پادشاهی های کاستیل و آراگون را با هم یکپارچه کرد و بسیاری از قوانین و مقررات محلی قدیمی را بر انداخت. در قرن هجدهم وضعیت امپراتوری کم کم بهبود یافت. خاندان جدید حاکم یعنی دودمان بوربون نظام جدید مدرنیزه کردن دولت و اقتصاد را پیاده کرد. جنبش‌های روشنگری در میان برخی از نخبگان دربار و خاندان پادشاهی رسوخ کرد. کمک‌های نظامی به شورشیان در مستعمرات بریتانیا در جنگ انقلاب آمریکا وجه بین‌المللی کشور را بهبود بخشید.

حکمرانی ناپلئون، خیزشها و سرنگونی امپراتوری ناپلئون

در سال 1793 (۱۱۷۲) اسپانیا وارد جنگ علیه انقلابیان فرانسوی شد. اسپانیا در میدان نبرد شکست خورد و در سال ۱۷۹۵ (۱۱۷۴) صلح با فرانسه برقرار شد. در سال ۱۸۰۷ (۱۱۸۶) طی یک پیمان‌نامه مخفی بین اسپانیا و ناپلئون بناپارت اسپانیا به پرتغال و بریتانیا اعلان جنگ داد. سربازان ناپلئون برای جنگ با پرتغال وارد اسپانیا شدند و تمام استحکامات نظامی را تصرف کردند. پادشاه اسپانیا به نفع برادر ناپلئون ژوزف ناپلئون استعفا داد. اسپانیایی ها به ژوزف ناپلئون به عنوان پادشاه دست نشانده نگاه می‌کردند. خیزش ۲ می ۱۸۰۸ (۱۲ اردیبهشت ۱۱۸۷) یکی از چندین قیام علیه رژیم ناپلئونی در اسپانیا بود.این شورشها نقطه آغاز جنگ خونین شبه جزیره علیه رژیم ناپلئون بود. ناپلئون مجبور شد شخصاً دخالت کند. او چندین ارتش اسپانیایی را شکست داد و انگلیسی ها را مجبور به عقب نشینی کرد. گرچه اقدامات نظامی بیشتر از سوی نیروهای اسپانیایی، انگلیسی و پرتغالی و تهاجم مرگبار ناپلئون به روسیه منجر به خروج ارتش امپراتوری فرانسه از اسپانیا و بازگشت فردیناند هفتم شد. در خلال جنگ یک سازمان انقلابی به نام “کادیز کورتس” برای هماهنگ سازی مبارزات علیه رژیم ناپلئونی و آماده سازی یک قانون اساسی شکل گرفت. اعضای این سازمان از تمام اسپانیا بودند. در سال ۱۸۱۲ (۱۱۹۱) یک قانون اساسی تدوین شد اما پس از سرنگونی رژیم بناپارتی فردیناند هفتم پارلمان کورتس تدوینگر قانون اساسی را ملغی و حکومت پادشاهی مطلقه اعلام کرد. این رخدادها نقطه آغاز درگیری های سال‌های بعد بین لیبرالها و محافظه کاران بود. جنگهای دوران ناپلئون باعث بی‌ثباتی و تفرقه سیاسی و همچنین نابودی اقتصاد اسپانیا شد. در بین این ناآرامی ها جنگهای استقلال خواهانه در مستعمرات اسپانیا در قاره آمریکا به وقوع پیوست و منجر به استقلال مستعمرات سابق اسپانیا در قاره آمریکا شد. شاه فردیناند هفتم تلاش کرد تا حرکات استقلال‌خواهانه را سرکوب کند اما نه تنها با مخالفت‌ها در مستعمرات روبرو شد بلکه در داخل اسپانیا نیز افسران لیبرال دست به شورش زدند. تا پایان سال ۱۸۲۶ (۱۲۰۴) از تمام مستعمرات اسپانیا در قاره آمریکا تنها کوبا و پورتوریکو باقی ماند. ادامه بی ثباتی و بحران اقتصادی در اسپانیا منجر به شکلگیری حرکات استقلال‌خواهانه در فیلیپین و کوبا شد. به دنبال این مبارزات استقلال خواهانه، ایالات متحده وارد مناقشه شد و جنگ آمریکا و اسپانیا در بهار ۱۸۹۸ (۱۲۷۷) به وقوع پیوست.

جنگ داخلی اسپانیا

با آغاز قرن جدید پیشرفت‌هایی در اسپانیا به وقوع پیوست. با این حال اسپانیا نسبت به سایر اروپاییان نقش کمرنگی در تقسیم آفریقا داشت. صحرای غربی، مراکش اسپانیا و گینه استوایی تنها مستعمرات اسپانیا در آفریقا بودند. شکست‌های سنگین در طول جنگ ریف در مراکش اعتبار حکومت و شاهنشاهی را خدشه دار کرد. بین سالهای ۱۹۲۳ تا ۱۹۳۱ (۱۳۰۲ تا ۱۳۱۰) ژنرال میگوئل پریمو ده ریورا بر اسپانیا حکومت کرد و پایان این دوره با آغاز جمهوری دوم اسپانیا همزمان شد. جمهوری به استانهای باسک، کاتالونیا و گالیسیا خود مختاری اعطا کرد و برای زنان حق رای قائل شد. جمهوری دوم به شدت تحت حکمرانی تندروهای چپگرا بود. در شرایطی که وضع اقتصادی بدتر می‌شد سیاست اسپانیا هر چه بیشتر به سمت تندروی و خشونت در حرکت بود. جنگ داخلی اسپانیا ۱۷ ژوئیه ۱۹۳۶ (۲۶ تیر ۱۳۱۵) آغاز شد و به مدت سه سال بین نیروهای ملی گرا به رهبری فرانسیسکو فرانکو که توسط آلمان نازی و ایتالیای فاشیست پشتیبانی می‌شد در برابر جمهوری خواهان که توسط مکزیک، شوروی و گروهی موسوم به “سپاه بین‌المللی” پشتیبانی‌می شدند، ادامه داشت. دولتهای غربی بنا به سیاست عدم مداخله از هیچ یک از طرفین حمایت نکردند. ژنرال فرانکو پیروز جنگ شد و حکومت دیکتاتوری خود را آغاز کرد. جنگ داخلی اسپانیا جنگ بی رحمانه‌ای بود و طرفین درگیر اعمال سبوعانه‌ای را انجام دادند. جنگ جان ۵۰۰۰۰۰ نفر را گرفت و نیم میلیون نفر دیگر را مستقیماً درگیر کرد.

اسپانیا در دوران فرانکو

اسپانیای فاشیست تحت حکمرانی فرانکو در قبال جنگ جهانی دوم بی طرف بود. تنها حزب قانونی در رژیم فرانکو حزب فالانژ یا اسپانیولا ترادیسیونالیستا ای د لاس خونس بود که در سال ۱۹۳۷ (۱۳۱۵) تشکیل شده بود؛ خط مشی این حزب تقابل با کمونیسم، کاتولیکگرایی و ملی‌گرایی بود. در سال ۱۹۴۹ (۱۳۲۷) نام حزب به مویممیِنتو ناسیونال” به معنای حرکت ملی تغییر پیدا کرد.

پس از جنگ جهانی دوم اسپانیا از نظر سیاسی و اقتصادی در انزوا بود و در سازمان ملل متحد حضور نداشت. اما در سال ۱۹۵۵ (۱۳۳۳) در اوج جنگ سرد اوضاع تغییر پیدا کرد و اسپانیا عضو سازمان ملل متحد شد. در آن زمان اسپانیا اهمیت راهبردی برای حضور نظامی آمریکا در شبه جزیره ایبریا و حوزه دریای مدیترانه و در نتیجه تقابل با شوروی داشت. دهه ۶۰ میلادی اسپانیا شاهد رشد بی سابقه نرخ های اقتصادی بود که از آن به عنوان معجزه اسپانیا یاد می‌شود.

اسپانیا پس از فرانکو

پس از مرگ فرانکو در نوامبر ۱۹۷۵ (آبان ۱۳۵۴)، بر طبق قانون خوآن کارلوس اول به عنوان پادشاه اسپانیا و رئیس دولت جانشین وی شد. با تصویب قانون اساسی جدید اسپانیا در سال ۱۹۷۸ (۱۳۵۷) و استقرار دموکراسی در اسپانیا، حکومت با ایجاد یک سازماندهی درونی بر پایه ایجاد بخش‌های خودمختار قدرت بیشتری به مناطق و استان‌ها اعطا کرد. در باسک ملی‌گرایان میانه‌روی باسکی در کنار ملی‌گرایان تندرو به رهبری سازمان مسلح اتا به حیات خود ادامه دادند. این گروه در سال ۱۹۵۹ (۱۳۳۸) در دوران فرانکو تشکیل شده بود اما به اقدامات خشونتبار خود حتی پس از استقرار دموکراسی و اعطای خودمختاری به منطقه باسک ادامه داد.

در ۲۳ فوریه ۱۹۸۱ (۴ اسفند ۱۹۵۹)، عناصر شورشی نفوذی اتا در میان نیروهای امنیتی مجلس اسپانیا در تلاش برای تحمیل یک حکومت نظامی مجلس را تصرف کردند. شاه خوآن کارلوس اول شخصاً پیگیری مسئله را بر دست گرفت و از طریق تلویزیون ملی کودتاچیان را وادار به تسلیم کرد. در ۳۰ مه ۱۹۸۲ (۹ خرداد ۱۳۶۱) در پی برگزاری یک همه‌پرسی اسپانیا به ناتو پیوست. در همان سال با پیروزی حزب کارگران سوسیالیست اسپانیا نخستین حزب چپ در ۴۳ سال گذشته به قدرت رسید. در سال ۱۹۸۶ (۱۳۶۴) اسپانیا به اتحادیه اقتصادی اروپا پیوست که بعدها به اتحادیه اروپا تبدیل شد. در پی انتخابات عمومی سال ۱۹۹۶ (۱۳۷۴) حزب کارگران سوسیالیست پس از ۱۴ سال حکومت شکست خورد و جای خود را به حزب مردم داد. در تاریخ ۱ ژانویه ۲۰۰۲ (۱۱ دی ۱۳۸۰) دولت اسپانیا، یورو واحد پول شانزده کشور منطقه یورو را جانشین پزوتا کرد. در همان دوره اسپانیا شاهد رشد اقتصادی قوی، بالاتر از میانگین اتحادیه اروپا بود. در همان حال تحلیلگران اقتصادی هشدار می دادند که قیمت شگفت آور املاک و کسری تجارت خارجی بالا در اوج رونق احتمالاً منجر به فروپاشی وحشتناک اقتصادی کشور خواهد شد. این پیشبینی‌ها درست بود و رکود اقتصادی ناشی از رکود در بخش مسکن در سال مالی ۲۰۰۸-۲۰۰۹ کشور را فرا گرفت. در سال ۲۰۰۸ (۱۳۸۶) ترکیدن حباب مسکن منجر به بحران مالی در اسپانیا شد که تا سال ۲۰۱۳ (۱۳۹۲) ادامه شد. در صبح روز ۵ شنبه ۱۱ مارس ۲۰۰۴ (۲۱ اسفند ۱۳۸۲) و در اوج ساعات شلوغی شهر مادرید ده انفجار تروریستی در شبکه راه آهن مادرید بوقوع پیوست. سه سال بعد و طی تحقیق و برگزاری دادگاه مشخص شد این بمبگذاری‌ها توسط گروه ستیزگر اسلامگرای محلی نزدیک به القاعده برنامه ریزی و اجرا شده بوده است.بر اثر این انفجار ۱۹۱ نفر کشته و ۱۸۰۰ نفر زخمی شدند. در ابتدا انگشت اتهام به سوی گروه جدایی طلب باسک اتا دراز شد اما مدارک و شواهدی آشکار شد که دخالت اسلامگرایان را ثابت می‌کرد و چون انتخابات عمومی اسپانیا قرار بود سه روز بعد انجام شود خیلی زود مسائل امنیتی در صدر مجادلات بین دو حزب رقیب حزب مردم و حزب کارگران سوسیالیست قرار گرفت. در آن انتخابات حزب کارگران سوسیالیست اسپانیا به رهبری خوزه لوئیز رودریگز ساپاترو با کسب اکثریت آرا پیروز شد و ساپاترو به عنوان نخست وزیر اسپانیا برگزیده شد. بر طبق این قانون اساسی اسپانیای امروز شامل ۱۷ بخش خودمختار و دو شهر خودمختار با درجه‌های گوناگونی از خودمختاری می‌باشد با این حال این قانون اساسی، اسپانیا را صراحتاً کشوری متحد و غیر قابل تقسیم می‌داند. همچنین بر طبق قانونی اساسی اسپانیا هیچ دینی در این کشور رسمی نیست و همه مردم در اعمال و باورهای دینی خود آزادند.اسپانیا یک پادشاهی مشروطه می‌باشد که در آن سلطنت موروثی است و دارای دو مجلس قانون‌گذاری است. به مجموع قوه قانون‌گذاری اسپانیا یعنی هر دو مجلس “شورای عالی” یا کرتس خنرالس گفته می‌شود. قوه مجریه شامل شورای وزیران به سرپرستی نخست وزیر می‌باشد. نخست وزیر اسپانیا توسط پادشاه و با تایید کنگره نمایندگان (معادل مجلس نمایندگان) پس از انتخابات مجلس انتخاب منصوب می‌گردد. پادشاه فردی را برای نخست وزیری به کنگره نمایندگان معرفی می کند که توسط حزب دارای اکثریت در کنگره پیشنهاد شده باشد.

قوه قانون‌گذاری شامل کنگره نمایندگان با ۳۵۰ عضو و مجلس سنا با ۲۵۹ عضو می‌باشد که هر دو به انتخاب مردم به مدت چهار سال فعالیت می‌کنند به جز ۵۱ عضو مجلس سنا توسط مجلس‌های منطقه‌ای بخش‌های خودمختار منصوب می‌شوند.

اسپانیا یکی از تمرکززدایی شده ترین کشورهای اروپایی است. تمام بخش‌های خودمختار در اسپانیا دارای مجلس منتخب مستقل، دولت و ادارت دولتی مستقل، بودجه مستقل، نظام آموزشی و بهداشتی مستقل می‌باشند.  افزون بر اینها باسک و ناوارا دارای نظام مالی مستقل خود هستند. در بخش‌های خودمختار کاتالونیا و باسک نیروی پلیس محلی جانشین پلیس ملی شده است.

جغرافیای اسپانیا

اسپانیا با داشتن ۵۰۵۹۹۲ کیلومتر مربع وسعت پنجاه و دومین کشور بزرگ جهان است. اسپانیا تقریباً ۴۷۰۰۰ کیلومتر مربع کوچکتر از فرانسه و ۸۱۰۰۰ کیلومتر مربع بزرگتر از ایالت کالیفرنیا آمریکا است. قله آتش فشانی تید که در نزدیکی شهر تنریف در جزایر قناری قرار دارد با ارتفاع ۳۷۱۸ متر بلندترین نقطه کشور اسپانیا می‌باشد.

جزایر اسپانیا شامل جزایر بالئاری در دریای مدیترانه و جزایر قناری در اقیانوس اطلس می‌باشند. افزون بر اینها شماری جزیره غیر مسکونی دیگر در سمت مدیترانه‌ای تنگه جبل‌الطارق نیز متعلق به اسپانیا است از جمله جزایر چافاریناس، آلهوسماس و جزیره کوچک پرخیل. جزیره آلبوران که بین اسپانیا و شمال آفریقا قرار دارد نیز تحت حاکمیت اسپانیا می‌باشد. جزیره کوچک فاسان که در رودخانه بیداسوآ قرار دارد تحت حاکمیت مشترک اسپانیا و فرانسه اداره می‌شود.

اسپانیا مدعی مالکیت بر جبل طارق است در حالی که این منطقه یکی از سرزمینهای آن سوی دریاهای بریتانیا محسوب می‌شود. در سال ۱۷۰۴ (۱۰۸۳) در خلال جنگ‌های جانشینی اسپانیا این شهر به دست نیروهای هلندی انگلیسی که برای کارل ششم، امپراتور مقدس روم می‌جنگیدند، تسخیر شد. وضعیت قانونی این منطقه در سال ۱۷۱۳ (۱۰۹۲) در پیمان‌نامه اوترخت مشخص شد و طبق آن اسپانیا برای همیشه جبل طارق را به پادشاهی بریتانیا واگذار کرد. از دهه ۱۹۴۰ میلادی اسپانیا خواستار بازپسگیری این منطقه شده است. بیشتر مردم جبل طارق مخالف پیوستن به اسپانیا یا حاکمیت مشترک دو کشور هستند. سازمان ملل طی قطعنامه‌هایی از دو کشور اسپانیا و بریتانیا خواسته است تا با انجام مذاکره به توافق برسند.

جزایر ساواگه منطقه دیگری است که مورد ادعای اسپانیا می‌باشد. این جزایر جزو خاک پرتغال می‌باشند و این کشور ادعای همسایه خود اسپانیا را بر جزایر ساواگه بی‌اساس می‌داند. بر طبق ادعای اسپانیایی‌ها ساواگه مجموعه‌ای از صخره‌ها است و جزیره محسوب نمی‌شود پس هیچ آب سرزمینی‌ای برای پرتغال دراین منطقه وجود ندارد. در ژوئیه ۲۰۱۳ اسپانیا طی نامه‌ای این نظر خود را به اطلاع سازمان ملل رساند. اسپانیا مدعی حاکمیت بر جزیره کوچک و خالی از سکنه پرخیل نیز می‌باشد. پرخیل در ۲۵۰ متری ساحل مراکش، ۸ کیلومتری سبته و ۱۳ کیلومتری سرزمین اصلی اسپانیا قرار دارد. در سال ۲۰۰۲ (۱۳۸۱) اختلاف اسپانیا با مراکش بر سر حاکمیت بر این جزیره منجر به حادثه‌ای مسلحانه شد که با توافق طرفین به ادامه وضع موجود فیصله یافت. این جزیره هم اکنون کاملاً خالی از سکنه است و پرچم هیچ کشوری در آن دیده نمی‌شود. مناطقی از خاک اسپانیا نیز مورد ادعای سایر کشورهاست. مراکش مدعی بر حاکمیت خود بر دو جزیره سبته و ملیله است و پرتغال حاکمیت اسپانیا بر شهر اولیونزا را به رسمیت نمی‌شناسد.

اقتصاد:

پیش از بحران مالی:

اقتصاد سرمایه‌داریِ مختلط اسپانیا سیزدهمین اقتصاد بزرگ جهان، پنجمین اقتصاد بزرگ اتحادیه اروپا و چهارمین اقتصاد بزرگ منطقه یورو می‌باشد.

پیش از آغاز بحران شدید اقتصادی اخیر دولت نخست وزیر پیشین خوزه ماریا اسنار در الحاق اسپانیا به کشورهای پایه‌گذار یورو موفق بود. نرخ بیکاری در اکتبر ۲۰۰۶ برابر با 7/6% بود که در مقایسه با سایر کشورهای اروپایی و در مقایسه با نرخ بیکاری در اوایل دهه ۱۹۹۰ (حدود ۲۰٪) نرخ پایینی محسوب می‌شد. نقاط ضعف همیشگی اقتصاد اسپانیا: تورم بالا، وجود یک بازار سیاه وسیع و نظام آموزشی ضعیف (که بر اساس گزارش‌های سازمان همکاری اقتصادی و توسعه یکی از ضعیف‌ترین نظام‌های آموزشی در میان کشورهای توسعه یافته می‌باشد) هستند.

رونق و رکود در بازار مسکن:

با انتخاب یورو به جای پزوتا در آغاز قرن جدید اقتصاد اسپانیا شاهد کاهش نرخ بهره به کمترین میزان خود در تاریخ بود. رشد بازار مسکن که از سال ۱۹۹۷ (۱۳۷۶) آغاز شده بود، شتاب گرفته و در عرض چند سال به یک حباب تبدیل شد. بازار املاک توسط بانک‌های موسوم به کاخا (بانک های پس انداز منطقه‌ای تحت نظارت دولت‌های منطقه‌ای) تامین مالی و با نرخ بهره پایین- که در تاریخ بی‌نظیر بود- با رشد شدید مهاجرت تقویت می‌شد. اقتصاد اسپانیا به خاطر دور بودنش از نرخ رشد صفر مجازی نسبت به دیگر شرکای اروپایی‌اش اعتبار داشت. اقتصادی که بیش از نیمی از شغل‌های جدید ایجاد شده در اتحادیه اروپا را در پنج ساله منتهی به پایان سال ۲۰۰۵ (۱۳۸۴) ایجاد کرده بود. حباب مسکن اسپانیا در سال ۲۰۰۸ (۱۳۸۷) ترکید و باعث فروپاشی اقتصادی بخش‌های مربوط به مسکن و ساخت و ساز، اخراج گسترده کارکنان و کارگران و توقف روند تقاضای کالا و خدمات شد. تا پایان ماه مه ۲۰۰۹ (اردیبهشت ۱۳۸۸) نرخ بی‌کاری به 7/18% رسید. (۳۷٪ در بین جوانان).

بانک‌ها و موسسه‌های مالی اسپانیا در ابتدا تلاش کردند تا از بحران پیش آمده برای همتایان بریتانیایی و آمریکایی خود دوری کنند. بانک‌های بین‌المللی اسپانیا، بانک سانتاندر و بانک بی‌بی‌وی‌ای که سبدهای سهام متنوع بین‌المللی داشتند خیلی سریع فعالیت خود را در بازار پر خطر مسکن محدود کردند. با این حال با عمیق‌تر شدن رکود اقتصادی و افت قیمت مسکن، بدهی سنگین رو به افزایش بانک‌های پس انداز منطقه‌ای، دولت و بانک مرکزی را مجبور به مداخله از طریق تدوین طرح‌های تثبیتی کرد و در نهایت در سال ۲۰۱۲ (۱۳۹۱) دولت مجبور شد از بانک مرکزی اروپا کمک مالی دریافت کند.

کیفیت زندگی

بر اساس پژوهش‌های انجام شده در سال ۲۰۰۵ (۱۳۸۴) اسپانیا از نظر کیفیت زندگی پس از کشورهایی مانند فرانسه، آلمان، بریتانیا و کره جنوبی در بین ده کشور نخست جهان قرار دارد.

کشاورزی:

زمین‌های کشاورزی به دو روش کلی مورد بهره برداری قرار گرفته‌اند. زمین‌هایی که با تکیه بر کشت بدون آبیاری و تنها بوسیله بارندگی به عنوان منبع آب مورد استفاده قرار می‌گیرند که این زمین‌ها ۸۵٪ کل زمین‌های زیر کشت را تشکیل می‌دهد. مناطق مرطوب شمال و شمال‌غرب تحت این روش مورد بهره برداری قرار می‌گیرند. مناطق حاصلخیزتر به روش کشت با آبیاری مورد استفاده قرار می‌گیرند که تا سال ۱۹۸۶ (۱۳۶۵) ۳ میلیون هکتار از مساحت کشور را پوشانده بودند که دولت امیدوار است که سطح زیر کشت با این روش دو برابر شود. یکی از مناطق قابل توجه از نظر گسترش کشاورزی استان آلمریا می‌باشد – یکی از خشک‌ترین و متروک‌ترین استان‌های اسپانیا – که محصولات زمستانی متنوعی شامل میوه و سبزیجات را به اروپا صادر می‌کند.

با وجود این که ۱۷٪ سطح زیر کشت زمین‌های کشاورزی در اسپانیا به روش آبیاری مورد استفاده قرار می گیرند اما ۴۰ تا ۴۵ درصد ارزش خالص کل محصولات و ۵۰ درصد حجم کل صادرات مربوط به این بخش از کشاورزی است. بیش از نیمی از مساحت زیر کشت در این بخش به ذرت، درختان میوه و تره‌بار اختصاص دارد. دیگر محصولات شامل انگور، پنبه، چغندر قند، سیب زمینی، حبوبات، زیتون، توت فرنگی، گوجه فرنگی و علوفه دام می‌باشد.

گردشگری: ‎

در طول چهار دهه گذشته صنعت گردشگری اسپانیا بسیار پیشرفت کرده است به طوری که به دومین صنعت گردشگری بزرگ دنیا بدل شده است و در سال ۲۰۰۶ ارزش آن حدود ۴۰ میلیارد یورو بوده است. امروزه اقلیم، آثار تاریخی و فرهنگی، موقعیت جغرافیایی و امکانات رفاهی اسپانیا باعث شده تا گردشگری به یکی از صنایع اصلی و همچنین منبع درامد و اشتغال ثابت برای این کشور بدل شود. سازوکار رتبه‌بندی هتل‌ها و اقامتگاه‌ها در اسپانیا بسیار سختگیرانه‌تر از دیگر کشورهای اروپایی است و به همین دلیل هتل‌های اسپانیایی سطح بالاتر و گرانتر از دیگر کشورهای اروپایی دارند.

انرژی:

اسپانیا یکی از کشورهای پیشرو در تولید انرژی‌های تجدید پذیر است. اسپانیا در سال ۲۰۰۹ (۱۳۸۸) با افتتاح یک نیروگاه بزرگ خورشیدی به نام لا فلوریدا در منطقه آلوارادو با پیشی‌گیری از ایالات متحده به بزرگترین تولیدکننده انرژی برق از خورشید تبدیل شد.همچنین اسپانیا در میان کشورهای اروپایی بیشترین مقدار برق را از انرژی بادی تولید می‌کند. در سال ۲۰۱۰ (۱۳۸۹) میزان تولید برق از این روش ۴۲۹۷۶ گیگاوات‌ساعت برابر با ۱۶٪ کل برق تولید شده در اسپانیا بود. در ۹ نوامبر ۲۰۱۰ (۱۸ آبان ۱۳۸۹) میزان تولید برق از انرژی بادی به صورت آنی به اوج خود در تاریخ کشور رسید به طوری که ۵۳٪ از نیاز برق سرزمین اصلی اسپانیا را پوشش می‌داد و این انرژی تولید شده برابر با انرژی تولید شده توسط ۱۴ رآکتور هسته‌ای می‌باشد. دیگر انرژی‌های برگشت پذیری که در اسپانیا بکارگیری می شوند عبارتند از انرژی برق‌آبی، بیومس و انرژی دریایی (۲ نیروگاه انرژی دریایی در حال ساخت می‌باشد). منابع انرژی تجدید ناپذیر اسپانیا شامل انرژی هسته‌ای (۸ نیروگاه)، گاز طبیعی، زغال سنگ و نفت می‌باشند.

ترابری

شبکه بزرگراه‌های اسپانیا عمدتاً بر شش بزرگراهی که مادرید را به باسک، کاتالونیا، والنسیا، آندلس، اکسترمادورا و گالیسیا متصل می‌کنند متمرکز است. همچنین بزرگراه‌های فرول به ویگو در خط ساحلی اقیانوس اطلس، اویدو به سن سباستین در خط ساحلی کانتابریا و خرنا به کادیس در خط ساحلی مدیترانه اطراف اسپانیا را به هم متصل می‌کند.

اسپانیا پس از چین دومین شبکه بزرگ قطار تندروی جهان و بزرگترین شبکه بزرگ قطار تندروی اروپا را در اختیار دارد. شبکه قطار تندروی اسپانیا در مجموع ۳۵۰۰ کیلومتر طول دارد که با سرعت ۳۰۰ کیلومتر در ساعت بین شهرهای مالاگا،سویا، مادرید،بارسلونا، والنسیا و وایادولید در تردد است. به طور میانگین شبکه قطار تندروی اسپانیا پر سرعت‌ترین شبکه قطار تندروی جهان است که پس از اسپانیا شبکه قطار تندروی ژاپن، شینکانسن و شبکه قطار تندروی فرانسه، ت ژ و، در رده‌های بعدی قرار دارند. از نظر وقت‌شناسی قطار تندروی اسپانیا پس از ژاپن دوم است. در صورتی که برنامه‌های جاه‌طلبانه گسترش شبکه قطار تندرو به ثمر بنشیند در سال ۲۰۲۰ (۱۳۹۸) طول این شبکه به ۷۰۰۰ کیلومتر خواهد رسید و تقریباً تمام شهرهای مهم در کمتر از سه الی چهار ساعت به مادرید دسترسی پیدا خواهند کرد.

۴۷ فرودگاه در اسپانیا وجود دارند. پررفت‌وآمدترین آنها فرودگاه مادرید-باراخاس است که با ۴۵ میلیون مسافر در سال ۲۰۱۲ نوزدهمین فرودگاه پررفت‌وآمدترین جهان و چهارمین در اروپا محسوب می‌شود. دیگر فرودگاه مهم این کشور فرودگاه بارسلونا-ال پرات می‌باشد که با ۳۵ میلیون مسافر در سال ۲۰۱۲ سی و چهارمین فرودگاه پررفت‌وآمدترین جهان محسوب می‌شود. دیگر فرودگاه‌های اصلی اسپانیا در شهرهای مایورکا (با ۲۳ میلیون مسافر)، مالاگا (با ۱۳ میلیون مسافر)، لاس پالماس (با ۱۱ میلیون مسافر)، آلیکانته (با ۱۰ میلیون مسافر) قرار دارند. سایر فرودگاه‌های بین ۴ تا ۱۰ میلیون مسافر جا به جا می‌کنند و در شهرهای تنریف،والنسیا، سویا، بیلبائو، ایبیزا، لانزاروته و فوئرته‌ونتورا قرار دارند. ۳۰ فرودگاه دیگر نیز کمتر از ۴ میلیون مسافر در سال جا به جا می‌کنند.دولت اسپانیا در نظر دارد تا سال ۲۰۱۴ (۱۳۹۳) یک میلیون خودروی برقی را به منظور مصرف بهینه انرژی وارد شبکه ترابری کند.

جمعیت‌شناسی

در سال ۲۰۰۸ (۱۳۸۶) جمعیت اسپانیا رسماً به ۴۶ میلیون نفر رسید. تراکم جمعیت اسپانیا ۹۱ نفر در هر کیلومتر مربع می‌باشد که از بیشتر کشورهای اروپای غربی کمتر است. پراکنش جمعیت اسپانیا بسیار نابرابر می‌باشد. به جز مادرید و حومه آن بیشتر جمعیت در مناطق ساحلی زندگی می‌کنند. جمعیت اسپانیا در سال ۱۹۰۰ (۱۲۷۸) برابر با ۱۸ میلیون نفر بود که تاکنون دو برابر شده است. بیشتر رشد جمعیت مربوط به دهه ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰ است. در ۱۹۸۰ نرخ تولد رو به کاهش گذاشت و نرخ رشد جمعیت نیز کاهش یافت اما جمعیت باز هم رو به فزونی نهاد که دلیل آن بازگشت اسپانیایی‌هایی بود که در دهه ۱۹۷۰ به دیگر کشورهای اروپایی مهاجرت کرده بودند. در سال‌های اخیر نیز با وجود کاهش نرخ تولد به دلیل ورود خیل عظیم مهاجران که هم اکنون ۱۲٪ جمعیت را تشکیل می‌دهند؛ جمعیت رو به فزونی بوده است. بیشتر مهاجران ساکن در اسپانیا اهل آمریکای لاتین (۳۹٪)، آفریقای شمالی (۱۶٪)، اروپای شرقی (۱۵٪) و آفریقای سیاه هستند. جمعیت قابل توجهی از اسپانیایی‌تبارها در سایر نقاط جهان به ویژه در آمریکای لاتین زندگی می‌کنند. با آغاز قرن پانزدهم جمعیت زیادی از ایبریایی‌ها وارد آمریکای لاتین شدند. امروزه بیشتر سفیدپوستان آمریکای لاتین ریشه‌ای از اسپانیا و پرتغال دارند.

زبان:

اسپانیا کشوری چندزبانه است. بر طبق قانون اساسی اسپانیا از حقوق انسانی، فرهنگ، رسوم و زبان تمام مردم اسپانیا محافظت خواهد کرد. اسپانیایی یا اسپانیولی (در قانون اساسی به نام کاستیلی ذکر شده است) زبان رسمی تمام کشور به حساب می‌آید و طبق قانون وظیفه و حق هر اسپانیایی است که این زبان را بیاموزد. بر طبق قانون اساسی تمام زبان‌های دیگر اسپانیا نیز در مناطقی به کار برده می‌شوند رسمی به حساب می‌آیند.

دیگر زبان‌های رسمی در اسپانیا عبارتند از:

زبان باسکی در باسک و ناوارا؛

زبان کاتالان در کاتالونیا و والنسیا که در والنسیا گونه متمایزی از کاتالانی یعنی گویش والنسیایی به رسمیت شناخته شده است؛

زبان گالیسی در گالیسیا

از نظر درصد گویشوران زبان باسکی ۲٪، کاتالانی و والنسیایی ۱۷٪ و گالیسی ۷٪ کار برد دارد.

دین:

مسیحیت کاتولیک به مدت طولانی دین اصلی اسپانیا بود. اما بر طبق قانون دیگر هیچ دینی جایگاه رسمی در قانون ندارد. با این وجود مذهب کاتولیک تنها مذهبی است که به طور رسمی آموزش داده می‌شود. بر اساس مطالعات مرکز پژوهش‌های جامعه‌شناسی اسپانیا ۷۱٪ از مردم این کشور خود را مسیحی کاتولیک معرفی می‌کنند. همچنین ۲۴٪ مردم بی‌دین هستند (4/9% نیز هیچ اعتقاد به وجود خدا ندارند) و سایر مذاهب نیز 7/2% از جمعیت را تشکیل می‌دهند.

دیگر مذاهب مسیحیت نیز پیروانی دارند. کلیسای پروتستان دارای ۱٬۲۰۰٬۰۰۰ عضو می‌باشد. شاهدان یهوه دارای ۱۰۵٬۰۰۰ پیرو، کلیسای عیسی مسیح قدیسان آخر الزمان دارای ۴۶٬۰۰۰ پیرو می‌باشند. بر اساس مطالعه انجام شده توسط اتحادیه جوامع اسلامی اسپانیا ۱٬۷۰۰٬۰۰۰ نفر با پیش‌زمینه مسلمان در اسپانیا ساکن هستند که ۳ تا ۴٪ جمعیت را تشکیل می‌دهند. بخش عظیمی از آنها را مهاجرانی از مراکش و سایر کشورهای آفریقایی تشکیل می‌دهند. بیش از ۵۱۴٬۰۰۰ نفر از آنها دارای تابعیت اسپانیایی هستند. موج جدید مهاجرت به اسپانیا باعث افزایش شمار جمعیت هندوها، بودایی‌ها، سیکها و مسلمانان شده است. پس از اخراج مسلمانان از اسپانیا در سال ۱۴۹۲ مسلمانان برای قرن‌ها در اسپانیا حضور نداشتند. در اواخر قرن نوزدهم و پس از ورود استعمارگران اسپانیایی به شمال غرب آفریقا به شماری از ساکنان مسلمان مراکش و صحرای غربی تابعبت اسپانیایی اعطا شد. در سال‌های اخیر ورود مهاجرانی از مراکش و الجزایر باعث افزایش حمعیت مسلمانان شده است.

یهودیان پس از اخراجشان در سال ۱۴۹۲ تا قرن نوزدهم در اسپانیا حضور نداشتند. در قرن نوزدهم به یهودیان اجازه اقامت داده شد. هم اکنون ۶۲٬۰۰۰ نفر معادل 14/0% از جمعیت یهودی هستند. بیشتر آنها در طول قرن اخیر وارد اسپانیا شده‌اند اما برخی از آنها نوادگان یهودیان قدیمی اسپانیایی هستند. بر طبق برخی براوردها تقریباً ۸۰٬۰۰۰ یهودی پیش از تفتیش عقاید در اسپانیا زندگی می‌کردند.

فرهنگ:

از نظر فرهنگی اسپانیا یک کشور غربی است. به خاطر وجود جنبه‌های قدرتمندی از میراث فرهنگی روم در تمام زوایای زندگی اسپانیایی‌ها، اسپانیا کشوری لاتین به حساب می‌اید. با این حال فرهنگ اسپانیایی به خاطر تاریخ و قدمت طولانی این کشور از جنبه‌های گوناگون از هنر گرفته تا کشاورزی تا آشپزی و موسیقی تحت تاثیر دیگر کشورهای اروپایی و کشورهای مدیترانه‌ای بوده است. تاکنون(سال 2014) ۴۴ مکان تاریخی و فرهنگی در اسپانیا در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار دارند. اسپانیا از نظر تعداد میراث فرهنگی مورد حمایت یونسکو پس از ایتالیا (50) و چین(47)  در رده سوم جهان قرار دارد.

هنر:

هنرمندان اسپانیایی تاثیرات به سزایی بر پیشرفت جنبش‌های هنری گوناگون اروپا داشته‌اند. البته هنر اسپانیایی به دلیل گوناگونی‌های تاریخی، جفرافیایی تاثیر زیادی نیز پذیرفته است. میراث مورها در اسپانیا به ویژه در آندلس هنوز مشهود است.

نقاشی‌های فرانسیسکو گویا مربوط به دوره جنگ استقلال اسپانیا بسیار چشمگیر است. در سبک امپرسیونیسم خواکین سورویا و همچنین در مدرنیسم پابلو پیکاسو،سالوادور دالی،خوان گری و خوان میرو نقاشان مطرح اسپانیایی به حساب می آیند.

معماری:

معماری اسپانیایی به سبب گوناگونی‌های تاریخی و جغرافیایی در طول تاریخ تاثیرات زیادی پذیرفته است. شهر کوردوبا که توسط رومی‌ها و با معماری رومی‌وار ساخته شده بعدها با ورود مسلمانان و ساخت بناهایی با معماری عربی در دوره امویان از نمونه‌های بارز معماری اسپانیایی است. پس از اموی‌ها معماری عربی در دوره‌های بعدی حکومت‌های اسلامی به رشد خود ادامه داد و در نهایت با حکومت نصریان که کاخ‌های مشهور خود را در گرانادا بنا نهادند به پایان رسید. در دوره بین قرون ۱۲ تا ۱۷ میلادی و پس از آشنایی اروپاییان با سبک، الگو و عناصر معماری عربی سبکی به نام سبک معماری مُدَجَّنی شکل گرفت.

همزمان پادشاهی‌های مسیحی کم کم پدید آمدند و سبک معماری آنها به مرور گسترش پیدا کرد. این سبک که سبک معماری پیش از روم بود برای مدتی در اوایل قرون جدید از تاثیر نفوذ جریان‌های معماری معاصر در اروپا در امان ماند و معماران اسپانیای مسیحی بعدها سبک‌های معماری گوتیک و رومی را با هم در آمیختند. سپس سبک گوتیک در سراسر قلمروی اسپانیا به طرز شگفت‌آوری رشد و گسترش یافت.

گزارش سفر:

روز نخست 26 سپتامبر:

حدود ساعت دو بعدازظهر و پس از یک پرواز 7 ساعته با ایرباس 380 شرکت هواپیمایی امارات، وارد بارسلون شدیم. فرودگاه بین المللی بارسلون که به فرودگاه “ال پرات”مشهور است، همواره یکی از پرمسافرترین فرودگاههای اروپا بوده است. وجود توریستهایی از ملیتهای مختلف در پایان ماه سپتامبر که عملا پایان فصل توریستی است، بیانگر این واقعیت است که بارسلون برای تمامی فصول مشتریان ویژه خود را دارد. پس از انجام تشریفات گذرنامه ای که به سرعت انجام می شود از محوطه داخلی فرودگاه خارج می شویم. شاید این روزها یکی از نیازهای ضروری سفر را بشود تلفن همراه و ترجیحا با قابلیت اتصال به اینترنت دانست. لذا به سرعت سراغ محل فروش سیمکارت موبایل را گرفتم و بدون انجام هیچ تشریفاتی ،بجز ارائه پاسپورت، یک سیمکارت به همراه اینترنت در قبال 20 یورو خریداری کردم. تجربه به من گوشزد کرد که زحمت فعال سازی سیمکارت را هم به فروشنده بدهم که البته ایده خوبی بود چرا که برای انجام اینکار نیاز به دانستن زبان اسپانیولی است. همینجا این را هم بگویم که تا پایان سفر علی رغم تماسهای داخلی و استفاده مداوم از اینترنت، نیازی به شارژ مجدد سیمکارت نشد.

در ایستگاه تاکسی های فرودگاه به دنبال یک تاکسی ون می گشتیم تا شاید بتوانیم بار حجیمی که علاوه بر دو چمدان، دو کالسکه بچه و یک صندلی بچه را هم شامل می شد، در آن جای دهیم. بیشتر تاکسی های فرودگاه اتومبیلهای کوچک و کم مصرف و عمدتا بنزینی-برقی هستند که به وفور در اسپانیا می توان یافت. به هر حال مسوول ساماندهی به تاکسیهای فرودگاه، وضعیت ما را که دید به ناچار با بیسیم درخواست یک تاکسی ون کرد و کمتر از ده دقیقه بعد یک تاکسی ون از راه رسید و ما را سوار کرد. خوشبختانه آدرس هتل را در دست داشتم و با نشان دادنش به راننده کار تسهیل شد. او که انگلیسی نمی دانست با وارد کردن آدرس بر روی جی پی اس تاکسی، پس از بیست دقیقه ما را به درب هتل رساند. دوستان ما که ساعتی قبل از ما وارد بارسلون شده بودند در جلو درب هتل منتظر ما بودند. بعد از مراسم تحویل اتاقها وارد هتل که در اصل یک واحد سه خوابه به صورت هتل آپارتمان بود، شدیم. تقریبا تمام وسایل مورد نیاز جهت پخت و پز و همچنین سایر لوازم از قبیل ماشین لباسشویی، ماکروفر، اتو، سشوار و….. در آپارتمان موجود بود. این هتل آپارتمان که نامش Alguera Apartments Napols است را برای سه شب به مبلغ 508 دلار کرایه کردیم. این هتل آپارتمان تقریبا در مرکز شهر بارسلون قرار دارد و بسیاری از مناطق دیدنی شهر را حتی می توان با پای پیاده دید.

حدود ساعت چهار و نیم عصر قدم زنان به سمت طاق پیروزی یا Arc de Triomf رفتیم. بنای یادبودی است که در سال1888 میلادی با آجرهای قرمز رنگ ساخته شده است و با مجسمه های زیبایی آراسته شده. برای بازدید از این محل 15 دقیقه زمان لازم است.

Spain9307AF009    Spain9307AF006

سپس مسیر خود را به سمت یکی از آثار معماری معروف بارسلون به نام  تالار موسیقی کاتالانا یا Palace of Catalan Music ادامه دادیم. این تالار که جزء میراث جهانی است در فاصله سالهای 1905 تا 1908 ساخته شد. نمای ورودی ساختمان با مجسمه های زیبایی تزیین شده. سقف تالار اصلی شیشه کاری بینظیری دارد. همچنین استفاده از شیشه های رنگین علاوه بر این که به زیبایی این تالار کمک کرده، نور بسیار ملایمی را هم وارد تالار می کند. مجسمه هایی که بیشترشان اشخاصی را در حال نوازندگی ساز نمایش می دهند در اطراف سن ساخته و قرار داده شده اند.

Spain9307AF041

Spain9307AF046

هم اکنون نیز در بیشتر مواقع سال از این سالن جهت برگزاری کنسرت استفاده می شود.ارگ بسیار بزرگ و قدیمی تالار هنوز کار می کند و همواره قطعه کوچکی از موزیک را برای گروههایی که برای بازدید مراجعه می کند می نوازد. بازدید از این بنای بسیار زیبا تنها در ساعتهای مشخصی از روز و در قالب تورهای گروهی با راهنما  امکان پذیر است. قیمت بلیط ورودیه که شامل راهنما نیز می شود 18 یورو است. بچه های زیر 10 سال نیاز به بلیط ندارند. حداقل 2 ساعت برای بازدید از این بنا زمان نیاز است. https://www.youtube.com/watch?v=88XvAS9num4

Spain9307AF014       Spain9307AF030

مترو بارسلون بسیار گسترش یافته است و تقریبا تمام مناطق شهر را تحت پوشش دارد. متاسفانه ما نتوانستیم از مترو استفاده کنیم. در مورد تاکسی نکته جالب این است که تاکسی ها فقط مجاز به سوار کردن 4 نفر هستند، یعنی اگر شما نوزاد چند روزه ای هم داشته باشید از نظر قوانین تاکسی رانی بارسلون یک شخص محاسبه می شود!

روز دوم، 27 سپتامبر:

شب گذشته دو نفر دیگر از دوستان از لندن به جمع ما اضافه شدند تا آخر هفته را در بارسلون به همراه ما باشند.

طبق برنامه قبلی بعد از صبحانه به سمت معروفترین بنای بارسلون که پیاده کمتر از 20 دقیقه تا محل اقامت ما فاصله داشت حرکت کردیم. قبل از ساعت 10 صبح به کلیسا ساگرادا فامیلیا یا Basilica of the Sagrada Familia رسیدیم. برای تهیه بلیط صف طولانی وجود داشت که حدود 45 دقیقه طول کشید تا به باجه رسیدیم. بلیطی که برای ما صادر شد برای 6 بعدازظهر بود به قیمت 19:30یورو. البته پیشنهاد می شود که بلیط را از روزهای قبل بصورت آنلاین ابتیاع فرمایید تا زمانتان هدر نرود. کلیک کنید به هر حال به سمت بیمارستان قدیمی La Santa Creu i Sant Pau  راه افتادیم. این مکان در انتهای خیابان Gaudi قرار دارد. این خیابان که از سمت دیگرش به کلیسا ساگرادا منتهی می شود، پر است از کافه و رستورانهایی که بساطشان در خیابان پهن است و کمتر گردشگری را می توانید پیدا کنید که بتواند بدون توجه به این محیط آرام و پرنشاط بدون خوردن چای، قهوه و یا تاپاس معروف اسپانیایی از این خیابان گذر کند. تاپاس که در اسپانیا معروف است در حقیقت بشقابهای بزرگی از انواع غذا یا پیش غذایی است که جهت صرف همگانی به سر میز می آورند. محتویات این بشقاب بسیار متنوع است و بستگی به سفارش شما و همچنین رستوران دارد. گاهی برخی خانواده ها ترجیح می دهند که بجای وعده غذاهای کوچک برای هر شخص، چندین بشقاب تاپاس با محتویات مختلف برای همگان سفارش دهند.

بیمارستان Sant Pau مجموعه ای بیمارستانی از ساختمانهای مختلف است که در فاصله سالهای 1901 تا 1930 ساخته شده و تا سال 2009 نیز کاربری بیمارستانی داشته است و پس از آن به موزه و مرکز فرهنگی تغییر کاربری داده است. ساختمانهای با آجر قرمز و سقفهای سفالین با رنگهای زرد، قرمز و سبز نمایی زیبا به این مجموعه داده است. این مجموعه از سال 1997 در لیست میراث جهانی قرار گرفته است. ورودیه این مکان 8 یورو است و برای بازدید از آن یکساعت کافی است. کلیک کنید

Spain9307AF070 Spain9307AF081 Spain9307AF085 Spain9307AF099

با توجه به فرصتی که داشتیم تصمیم گرفتیم از پارک Guell هم بازدید کنیم. این پارک فاصله چندانی با بیمارستان نداره ولی از اونجایی که بالای تپه قرار داره، پیاده کمی دشواره خصوصا با سه تا بچه کالسکه ای!!

لذا تاکسی گرفتیم و در عرض چند دقیقه به پارگ گوئل رسیدیم. این پارک که توسط Gaudi طراحی شده، دارای معماری جالب و همچنین بناهای مخصوص با سبک گائودی است. بلیط ورودیه 8 یورو است و بازدید از آن حداقل یکساعتی کار دارد. اما در اینجا هم با مشکل رزرو بلیط مواجه شدیم. یعنی ما حدود ساعت یک و نیم بود که بلیط را برای ساعت چهار و نیم خریدیم. البته در این فرصت نهار خود را در یکی از رستورانهای کنار پارک خوردیم.  در داخل پارک با بناهایی با سبک گائودی مواجه می شویم. کاشی کاری ها و موزاییکهای رنگی در جای جای پارک به چشم می خورند. تراسی با ستونهای الهام گرفته شده از معبد آپولو در دلفوس، اژدهایی با موزائیکهای رنگی و همچنین سازه هایی با منارهای بلند. درختان نخل نیز بر زیبایی این پارک افزوده اند.کلیک کنید

Spain9307AF103

Spain9307AF120

Spain9307AF133 Spain9307AF119

قبل از ساعت مقرر به بنای معروف ساگرادا فامیلیا رسیدیم و وارد محوطه اصلی کلیسا شدیم. این بنا بسیار باشکوه است و سفر به بارسلون بدون بازدید از این بنا قطعا کامل نخواهد بود. اوج خلاقیت در معماری این بنا به چشم می خورد و همه بازدیدکنندگان را به تحسین وا می دارد. داستان ساخت این بنا نیز بسیار جالب است و هنوز هم ادامه دارد برخی حدس می زنند تا کامل شدن بنا هنوز بیش از بیست سال زمان نیاز است! کلیک کنید.

Spain9307AF065 Spain9307AF145

Spain9307AF147 Spain9307AF148

در سال 1882 میلادی قرارداد ساخت یک کلیسا به سبک Neo-Gothic در این محل منعقد شد. در سال 1883 معمار معروف، آنتونی گائودی به عنوان طراح و معمار اصلی شروع به کار کرد. هر چند که با مرگ او در سال 1926 سرعت ساخت پروژه موقتا کاهش یافت تا اینکه در سال 1936 و در جریان جنگهای داخلی اسپانیا تمامی طرحهای گائودی در ساخت این کلیسا نابود شدند و این موضوع به پیشرفت پروژه در سالهای بعد بسیار صدمه زد. هم اکنون در زیرزمین این کلیسا قسمتی به عنوان موزه وجود دارد که سعی شده از طرحهایی که گائودی ساخته بود و یا ترسیم کرده بود بازسازی و نگهداری شود. در ورود به محوطه کلیسا علاوه بر شیشه های رنگی پنجره ها که قسمت اعظم نور داخل کلیسا را تامین می کنند، ستونهایی بسیار عظیم دیده می شوند که در محل اتصال به سقف و سایر قسمتهای بنا خطوطی با زوایای بسیار تیزی را ایجاد کرده اند که برای بازدید کنندگان بسیار جدید و جذاب است. ستونهای اصلی از نیمه به بعد به چند ستون فرعی تقسیم می شوند و شکل ساقه اصلی درخت با شاخه های فرعی را به ذهن متبادر می کنند. نورپردازی داخلی بسیار زیباست و علاوه بر نور طبیعی که از طریق پنجره های بزرگ با شیشه های رنگین به داخل هدایت می شود، از سیستم نور مصنوعی نیز کمک گرفته شده است. در نمای خارجی کلیسا نیز تعدادی مجسمه کار شده است که بیاگر داستانهایی از دوران مسیحیت می باشد. مشتاقان می توانند از طریق آسانسور یکی از برجهای کلیسا بالا روند و از آنجا منظره شهر بارسلون را ببیندد. البته پایین آمدن از طریق پله های پیچاپپچ خالی از لطف نیست. آنطور که در منابع گفته شده برج اصلی کلیسا 170 متر ارتفاع دارد و سایر برجها که تعدادشان به 17 میرسد حدود 100 متر هستند. برای بازدید از این بنای بی نظیر حدود  سه ساعت زمان لازم است. کلیک کنید

Spain9307AF149 Spain9307AF161 Spain9307AF175 Spain9307AF244

در خیابانهای اطراف تعداد زیادی فروشگاه وجود دارد که سوغاتی های شهر بارسلون را می توانید از آنها تهیه کنید. توصیه می کنم در صورتیکه علاقه مند به جمع آوری نمادهای شهری در اسپانیا هستید، حتما آنها را در همان شهر خریداری کنید که در شهرهای دیگر هرگز آنها را نمی توانید پیدا کنید. متاسفانه این اشتباه را من انجام دادم و به تصور اینکه در مادرید تمامی نمادهای شهرهای اسپانیا را خواهم یافت این خرید را به مادرید موکول کردم که در آنجا تنها توانستم نمادهای شهری مادرید را پیدا کنم.

اما کمی درباره آنتونی گائودی که به خدای آرشیتکتها معروف است:

آنتونی گائودی ای کُرنت (به اسپانیایی: Antoni Gaudí i Cornet) (۲۵ ژوئن ۱۸۵۲ – ۷ ژوئن ۱۹۲۶) معمار کاتالونیایی از بزرگ‌ترین معماران دو قرن اخیر شناخته می‌شود. عمدهٔ شهرت او به خاطر سبک منحصر به فرد و غریب و بسیار شخصی آثارش در شهر بارسلون است.

گائودی در منطقهٔ تاراگونیا از ایالت کاتالونیا به دنیا آمد. پدر، پدربزرگ و پدرجدش و همین‌طور خانوادهٔ مادرش، همه مسگر بودند. او تحصیلات دبیرستان را در سال ۱۸۷۰ در مدرسهٔ «پیاریست» در رِئوس به پایان رساند و سپس به «مدرسهٔ معماری» بارسلون رفت. خلق خوی پرهیجان و استعداد سرشار او سبب پیشرفت سریع او شد، چنان که سالوادور تاراگوی محقق در مورد او می‌گوید «همیشه تعلق خود به دیگ و تابه‌سازان را مهم می‌شمرد، و بارها گفت که توانایی‌اش در دیدن اشکال در فضا و عدم نیاز به رسم نقشهٔ آنها از همین پیشینه ناشی می‌شود.» گائودی در دو سال آخر تحصیل در پروژه‌های متنوعی با معماران بزرگی از جمله فرانسیس دل ویلار و فونتسره (Fontseré) کار کرد و در سال ۱۸۷۸ مدرک معماری خود را دریافت کرد و دفتری در بارسلون باز کرد. در همان سال نقشهٔ نمایشگاه بین‌المللی «ماتارو» در پاریس را تهیه کرد.

در سال ۱۸۸۳ گائودی کار روی طرح کلیسای جامع خانوادهٔ مقدس (ساگرادا فامیلیا) در بارسلون را آغاز کرد، کاری که تا پایان عمر دست از آن نکشید. بین سال‌های ۱۸۹۰ تا ۱۸۹۴ به اندلس سفر کرد و بناهایی در این منطقه ساخت که تأثیری عمیق بر بافت معماری شهرهایی چون لئون و آستوریا گذاشت.

اولین جایزهٔ تالار اجتماعات شهری بارسلون، در سوم سپتامبر ۱۹۰۱ برای عمارت کاسا کالوِت به گائودی اهدا شد. همچنین در ۱۹۱۰ در نمایشگاه هنرهای زیبای پاریس موفقیت فراوانی به دست آورد. یک سال بعد با ابتلا به تب مالت وضع مزاجیش تحلیل رفت و به شدت مریض شد، و برایش مراسم «ویاتیکوم» (مراسم «نان و شرابی» که بعضی فرقه‌های کاتولیک برای اشخاص در حال مرگ انجام می‌دهند) اجرا کردند. با این وجود گائودی زنده ماند، و بیشتر وقتش را صرف اتمام طرح کلیسای خانوادهٔ مقدس کرد، هرچند با شروع جنگ جهانی اول اوضاع اقتصادی بارسلون نامساعد شد و اجرای طرح‌های گائودی نیز متوقف گشت.

او در دوم ژوئن ۱۹۲۶ بر اثر برخورد با تراموا راهی بیمارستان شد و پنج روز بعد جان باخت.

کلیسای ساگرادا فامیلیا (خانوادهٔ مقدس) بی‌شک بزرگ‌ترین اثر گائودی است. او کار بر روی این بنا را در سال ۱۸۸۴ آغاز کرد و تا زمان مرگش در ۱۹۲۶ دست از آن برنداشت. ساخت نمای مصائب (Passion Façade) در سال ۱۹۵۲ تحت نظارت سه تن از هم‌دوره‌ای‌های گائودی آغاز شد. نمای تولد مسیح (Nativity Façade) با چهار برج سر به فلک کشیده‌اش چشم‌گیرترین قست بناست، بیشتر سطح آن با مجسمه‌های بسیاری که تولد و زندگی مسیح را به تصویر می‌کشند پوشیده شده است، و یکی از شناخته‌شده‌ترین مناظر بارسلونا در سراسر جهان به شمار می‌آید. ارتفاع برج‌های ساگرادا فامیلیا ۱۰۰ متر است و به رغم ساخت ساختمان‌های بلند در این سال‌ها، در افق شهر کاملاً مشخص است. طبق برنامه ساخت و تکمیل این کلیسا تا سال ۲۰۲۶ طول خواهد کشید.

این کلیسا به سفارش اتحادیهٔ روحانی پیروان سان خوزه که مالک آن هستند با هدف ترویج بیشتر مذهب کاتولیک آغاز شد و لئوی هشتم بعدها نیمی از هزینهٔ آن را از محل اعتباراتی که از سراسر جهان جمع‌آوری می‌کرد و به واتیکان می‌پرداخت، تقبل کرد.

در ورودی کلیسا که «در امید» (به اسپانیایی: Puerta de la Esperanza) نام گرفته در سمت چپ نمای تولد مسیح قرار دارد و با تصاویری از خانوادهٔ مقدس تزئین شده است و سنگی از کوه مونت‌سرات در بالای آن جا گرفته است. «در نیکوکاری» (به اسپانیایی: Puerta de la Caridad) در وسط نما قرار گرفته و با تصاویر گیاهان که نمادی از سرود عشق به خالق است و همچنین با صحنه‌هایی از زندگی مریم مقدس و درخت اجدادی مسیح تزئین شده است.

روز سوم، 28 سپتامبر

برای بازدید از یکی دیگر از یادبودهایی که از آنتونی گائودی به یادگار مانده از خانه خارج شدیم. بنای Casa Mila”La Pedrera” به فاصله بیست دقیقه ای از هتل آپارتمان ما قرار داشت. لذا پیاده این مسیر را طی کردیم علی رغم باران نم نم پاییزی هوا بسیار دلپذیر بود. بلوار دیاگونال یکی از خیابانهای زیبای بارسلون است که مسیرهای مخصوص پیاده روی و دوچرخه سواری هم در آن طراحی شده است. Casa Mila خانه ای شش طبقه است که ساخت آن از سال 1906 تا 1912 طول کشید و به سفارش Pere Mila جهت اقامت شخصی و همچنین اجاره برخی واحدهای آن ساخته شد. ورودیه این بنا 16.50 یورو است که کلا گران است! کوله پشتی یا کالسکه بچه را در کمدهایی که با استفاده از یک سکه یک یورویی کلید آنها آزاد می شود باید قرار داد چونکه داخل خانه فضاهای کوچکی وجود دارد و این وسایل برای دیگران ایجاد مزاحمت می کند. البته بعد از بازدید وقتی که درب این کمدها را باز می کنید آنگاه یک یورویی شما نیز آزاد می شود!!

Spain9307AF260

با آسانسور می شود تا پشت بام رفت و از دودکش ها و خرپشته های ساختمان که با مجسمه های عجیب و غریبی تزیین شده اند بازدید کرد. داخل خانه ها با لوازم قدیمی که مربوط به خانواده Mila بوده همچنان حفظ شده است. قسمتی از این خانه نیز به موزه اختصاص داده شده است. این خانه نیز در لیست میراث جهانی ثبت شده است و برای بازدید از آن یک ساعت و نیم زمان نیاز است.کلیک کنید

Spain9307AF276 Spain9307AF280

Casa Battlo در خیابان معروف La Rambla Catalunya و با فاصله کمی از casa Melia قرار دارد. بسیاری از رستورانها و فروشگاههای معروف در این خیابان شعبه دارند و پیاده روی در این خیابان زیبا اکیدا توصیه می شود هرچند که با توجه به باران شدید ما موفق به این کار نشدیم و به خوردن یک نهار خوب در رستوران و تماشای عابرین در زیر باران شدید اکتفا کردیم. اما درباره Casa Battlo، ورودیه آن 21.50 یورو است که در میان مکانهای دیدنی اسپانیا تصور می کنم که گرانترین باشد. ساخت این خانه نیز توسط گائودی  برای خانواده Battlo که از تولیدکنندگان پارچه بودند، انجام شد. خلاقیت گائودی نه فقط در خود ساختمان، که در طراحی داخلی و اثاثیه و مبلمان آن نیز به چشم می‌خورد و نشان از حساسیت و دقت معمار دارد. مقداری از اثاثیهٔ طبقهٔ اول و اتاق پذیرایی که اکنون دیگر وجود ندارد، در موزهٔ گائودی در پارک گوئل نگهداری می‌شوند.

سرامیک‌های آبی رنگی که دیوارهای داخلی بنا را پوشانده و راه‌پلهٔ خارق‌العاده و همچنین دودکش‌هایی با اشکال بدیع هر بیننده‌ای را به شگفت می‌آورد.شایان ذکر است که اتاق زیر شیروانی و تراس ساختمان توسط گائودی طراحی به بنا اضافه شدند. این قسمت از بیرون به شکل پشت اژدهایی دیده می‌شود که از فلس پوشید شده و ستون فقراتش به یک برجک صلیبی پنج‌شاخه منتهی می‌شود. این ساختمان نیز در لیست میراث جهانی ثبت شده است و برای بازدید از آن یکساعت زمان نیاز است. کلیک کنید

Spain9307AF300

متاسفانه بعلت باران شدید نتوانستیم از بعد از ظهر خود استفاده کنیم و ترجیح دادیم که بعد از یک نهار خوب در خیابان Rambla به خانه برگردیم.

روز چهارم، 29 سپتامبر

صبح برای تحویل گرفتن اتومبیلی که قبلا رزرو کرده بودیم به محل تحویل اتومبیل که تا محل اقامت ما فاصله ای نداشت رفتیم. خوشبختانه باران متوقف شده بود و هوا بسیار دلپذیر بود. بعد از انجام تشریفات لازم ، اتومبیل را  تحویل گرفتیم. ما برای این سفر با توجه به تعداد و شرایط ویژه برای دو کودک زیر 6 ماه و یک پسربچه شیطون 4 ساله یک عدد اتومبیل ون بزرگ 9 نفره کرایه کردیم که فضای کافی برای بار و سه عدد کالسکه بچه و فضای کافی برای استراحت بچه ها داشت. پس از تحویل هتل ابتدا به سمت یکی از سواحل عمومی بارسلون حرکت کردیم تا یکی از جذابیتهای شهر بارسلون را از دست ندهیم. سواحل ماسه ای بارسلون شهرت جهانی دارند و توریستها را به شدت جذب می کنند. دسترسی به ساحل از طریق بلواری که با نخلهای بسیار شکیل مزین شده، امکان پذیر است.

Spain9307AF324 Spain9307AF325

در هنگام خروج از بارسلون به سمت شهر Tarragona از کنار استادیوم معروف Nou Camp که محل تمرین و خانه تیم محبوب FC Barcelona است عبور کردیم. این کمپ موزه ویژه ای نیز دارد که درصورت داشتن زمان کافی، بازدید آن خالی از لطف نیست.

از بارسلون تا تاراگونا 100 کیلومتر راه است که حدودا یکساعته طی می شود. این شهر به سبب مجموعه تاریخی که شامل آثاری بجا مانده از 218 سال قبل از میلاد است مشهور است که از سال 2000 میلادی در لیست میراث جهانی نیز ثبت شده است. کلیک کنید

Spain9307AF360 Spain9307AF362 Spain9307AF367

صومعه Poblet در 50 کیلومتری شمال غربی شهر تاراگونا و در منطقه ای کوهستانی قرار دارد. از طریق اتوبان کمتر از 45 دقیقه می توان به آنجا رسید. در میان راه از میان تاکستانهای بزرگی عبور می کنید که بیانگر صنعت شراب سازی این منطقه هستند و به سبب اهمیت تاریخی اش از طرف کشور اسپانیا برای ثبت در لیست میراث جهانی به یونسکو پیشنهاد شده است. صومعه Poblet که ورودیه آن 6 یورو است تا ساعت 6 بعدازظهر باز است. در داخل کلیسا، مجموعه ای از تابوتهای سنگی مربوط به هشت پادشاه و شش ملکه قرار داده شده است. این مجموعه جزء میراث جهانی است و برای بازدید از آن حداقل نیم ساعت زمان نیاز است. البته باید در نظر داشت که بازدید در ساعات خاصی انجام می شود مثلا ما حدود ساعت پنج و نیم به بلیط فروشی مراجعه کردیم که به ما برای ساعت شش بلیط فروختند و این آخرین سانس بازدید بود. کلیک کنید

Spain9307AF397 Spain9307AF415 Spain9307AF451 Spain9307AF474

هنوز هوا کاملا تاریک نشده بود که صومعه را به مقصد شهر والنسیا ترک کردیم. خوشبختانه تا والنسیا تمامی مسیر اتوبان بود و این مسیر 300 کیلومتری را کمتر از سه ساعت طی کردیم. البته برای پیدا کردن هتل آپارتمانمان در والنسیا کمی با مشکل مواجه شدیم زیرا هتل ما در بافت قدیمی شهر قرار داشت و عبور از خیابانهای به شدت تنگ و یکطرفه برای پیدا کردنش بسیار مشکل بود ولی به لطف GPS ممکن شد. چون ما بعد از ساعت 9 شب به والنسیا رسیدیم، دفتر هتل بسته بود و وقتی با موبایل مدیر هتل تماس گرفتیم او شماره کد قفل درب ورودی را به ما داد تا وارد ساختمان شویم. سپس ما را راهنمایی کرد تا از صندوق کوچکی که در کنار درب آپارتمان ما قرار داشت با کد مخصوصش درب صندوق را باز کنیم و کلید آپارتمان را برداریم و از ما خواست که در زمان خروج از آپارتمان تمامی کلیدها را داخل آپارتمان گذاشته و درب را ببندیم. به این ترتیب بود که ما بعد از دو شب اقامت در این هتل آپارتمان بدون اینکه شخصی از کارمندان هتل را ملاقات کنیم، هتل را تحویل دادیم. هتل آپارتمان ما در والنسیا  Valencia Flats Catedral نام داشت که ما برای دو شب اقامت در یک واحد دو خوابه که کاملا با وسایل رفاهی نیز مجهز بود 270 یورو پرداختیم. پارکینگ عمومی در نزدیک محل اقامت ما وجود داشت که شبی 20 یورو بود.

روز پنجم، 30 سپتامبر:

ساختمان La Lonja که در اواخر قرن پانزدهم میلادی مرکزی مهم در تجارت و بخصوص در تجارت ابریشم بود، اکنون در لیست میراث جهانی ثبت شده و به یکی از مهمترین مراکز گردشگری شهر والنسیا تبدیل شده است. این ساختمان نه چندان بزرگ با مجسمه هایی که اکثر آنها با اشکال عجیب و غریب ترس را در بیننده القا می کنند تزیین شده است. ورودیه این بنا 2 یورو است و برای بازدید از آن نیم ساعت زمان نیاز است این مجموعه از ساعت 10 صبح تا 6 یا 7 شب باز است. کلیک کنید

Spain9307AF503 Spain9307AF518

درست در روبروی این بنا بازار معروف Mercado قرار دارد که این بازار مسقف قدیمی اکنون مرکز فروش میوه، سبزی، ماهی و گوشت است.

Spain9307AF528

در کوچه های تنگ مرکزی شهر ساختمانهای زیبایی وجود دارد که گردش در این منطقه را لذت بخش می کند. همچنین کلیسای مرکزی شهر نیز در همین مکان است که در صورت وقت کافی می توانید از آن بازدید کنید.

Spain9307AF619 Spain9307AF621

Spain9307AF537 Spain9307AF543 Spain9307AF547

شاید والنسیا بیشترین شهرت خود را این روزها مدیون معماری مدرن در سازه های قسمتی از شهر که به City of Arts & Sciences معروف است،می باشد. کلیک کنید هر کدام از این سازه ها کاربری های خاصی دارند، مثلا یکی آکواریوم است، دیگری به موزه اختصاص داده شده و قسمتی هم Bioparc می باشد. این سازه ها در فاصله دو بلوار اصلی شهر قرار دارند که از شمال شهر تا جنوب شهر کشیده شده است. در قسمت شمالی فاصله این دو بلوار به پارک و فضای سبز اختصاص داده شده که در انتها به سازه های مذکور ختم می شود.

Spain9307AF599 Spain9307AF600 Spain9307AF602

در قسمتی از این پارک مجسمه بزرگی از شخصیت داستانی گالیور به صورت خوابیده بر روی زمین ساخته شده است. دستها و پاهای او با طنابهایی به زمین بسته شده و بر روی قسمتهایی از بدن او سرسره تعبیه شده تا بچه ها بتوانند همچون کوتوله های شهر لی لی پوت  از او بالا بروند و بازی کنند. به هر حال برای بازدید از این محل به حداقل سه ساعت زمان نیاز دارید.

Spain9307AF551

روز ششم، اول اکتبر:

صبح بعد از تحویل هتل به سمت شهر Elche حرکت کردیم. کلیک کنید  این مسیر 175 کیلومتر است و کلا اتوبان است. شهر Elche به سبب باغ بزرگ درختان نخل که در گذشته دور از شمال آفریقا به آنجا آورده شده است، معروف است و پارک نخل مرکز شهر که بیش از 200000 درخت نخل دارد در لیست میراث جهانی ثبت شده است. برای بازدید از این پارک باید به مرکز شهر رفت. بازدید از قسمت اصلی پارک یکساعت زمان نیاز دارد.

Spain9307AF638 Spain9307AF670 Spain9307AF673

ما نهار را در بین راه خوردیم و به مسیر 327 کیلومتری خودمان تا شهر گرانادا ادامه دادیم. در طول مسیر از والنسیا تا گرانادا با تنوع اقلیمی مواجه شدیم که به جذابیت توریستی این کشور افزوده است. تنوع کشاورزی نیز علی رغم ماهیت صنعتی آن بسیار جالب است. ما از کنار باغهای مرکبات، زیتون، تاکستان، صیفی کاری و حتی  گندمزار عبور کردیم. در بسیاری از قسمتهای این مسیر  نیروگاههای خورشیدی بسیار عظیم و همچنین نیروگاههای بادی را دیدیم.

قبل از تاریکی هوا وارد گرانادا شدیم و با کمک GPS به سرعت هتل محل اقامتمان را پیدا کردیم. هر چند که چون هتل در یک خیابان بسیار باریک قرار داشت عملا برای تخلیه بار از اتومبیل هم با کمی مشکل مواجه شدیم. هتلی که ما انتخاب کرده بودیمAl Andalus  نام داشت که بابت یک واحد دو خوابه بابت شبی که در آنجا گذراندیم 120 یورو پرداختیم. ماشین را هم در پارکینگ عمومی که نزدیک هتل قرار داشت گذاشتیم و بابت یک شب 20 یورو پرداختیم. هتل تمیز و با امکانات مناسب هتل آپارتمان بود. رستورانهای متنوعی در اطراف هتل قرار داشت که تقریبا همه آنها نیمی از میز و صندلی هایشان را در پیاده رو چیده بودند و غذا را در بیرون از رستوران سرو می کردند. لازم به ذکر است که اسپانیایی ها علاقه زیادی به صرف غذا و نوشیدنی در کافه و رستورانهایی دارند که میزهای پذیرایشان در فضای آزاد قرار دارد.

شهر گرانادا به سبب نزدیکی به کوه نسبت به سایر شهرهایی که در این سفر بازدید کردیم خنکتر بود. در کوهستان نزدیک شهر(20 کیلومتی شمال شرقی) که Sierra Nevada نام دارد، یکی از مشهورترین پیست های اسکی اسپانیا قرار دارد.

گرانادا در زبان اسپانیولی به معنی انار است. در این منطقه از اسپانیا باغهای انار مشهوری وجود دارد. اما بیش از انار، گرانادا شهرت خود را به کاخ الحمرا (قلعه سرخ) مدیون است که در قرن 11 میلادی توسط سلطان ساموئل یهودی ساخته شد و در قرن 13 با ورود مسلمانان به دست آنها افتاد و قسمتهای مختلفی از جمله کاخ به این قلعه افزوده شد و به مرکز حکومتی بدل شد.

برای بازدید از مجموعه الحمرا بهتر است بلیط را از سایت مجموعه به صورت آنلاین خریداری کرد تا گرفتار صف طولانی نشد کلیک کنید. البته تعداد بلیطهایی که به صورت آنلاین فروخته می شود محدود است و معمولا از چند هفته قبل تمام می شوند و به ناچار برای بازدید باید به سراغ گزینه های دیگر رفت.

روز هفتم، دوم اکتبر:

از آنجایی که بلیط آنلاین را نتوانستیم تهیه کنیم به ناچار ساعت 6 صبح برای خرید بلیط از باجه بلیط فروشی هتل را ترک کردم. ایستگاه مینی بوسهایی که به کاخ می روند در میدان Isabel La Catolica قرار دارد که با هتل ما تقریبا 10 دقیقه فاصله داشت. هوا هنوز تاریک بود که به میدان رسیدم و در صف ایستادم تا مینی بوس بیاید و ما را سوار کند. در این میدان مجسمه ای قرار دارد که بیانگر یک واقعه تازیخی مهم است. کریستوف کلمب در حال دریافت فرمان ملکه وقت اسپانیا مبنی بر سفر به هند است. هر چند این کاشف قاره آمریکا اصالتا پرتغالی است اما با هزینه دولت اسپانیا راهی آن سفر شده بود و نهایتا هم بجای هندوستان سر از آمریکا درآورد!.

مینی بوس با 2/1 یورو شما را تا درب ورودی مجموعه می رساند. ساعت هنوز هفت نشده بود که من وارد صف نسبتا طولانی تهیه بلیط شدم. از ساعت هشت و نیم بلیط فروشی شروع شد. نکته جالب این بود که افرادی که به صورت آنلاین بلیط را تهیه کرده بودند با در دست داشتن رسید خرید آنلاین و خارج از صف به باجه مراجعه می کردند و اصل بلیطشان را دریافت می کردند و این موضوع سبب می شد تا صف به کندی پیش برود. نیم ساعتی از شروع بلیط فروشی نگذشته بود که یک نفر با در دست داشتن بلیط به صف نزدیک شد و گفت که ماشینهای مخصوصی جهت خرید بلیط با کارت اعتباری در پشت فروشگاه مجموعه وجود دارد که به راحتی و بدون صف می توان بلیط را تهیه کرد. تعدادی از افراد برای خرید صف را ترک کردند و از آنجایی که از ترس سارقان! کارتهای اعتباریم را در هتل گذاشته بودم مجبور شدم در همان صف طویل بمانم. با نزدیک شدن به باجه با دوستان در هتل تماس گرفتم تا هر چه سریعتر خودشان را برسانند. قیمت بلیط این مجموعه که شامل بازدید از کاخ، قلعه و Generalife است، 14 یورو می باشد.

Spain9307AF699

پس از ورود به این مجموعه زیبا، مسیر کاخ نظری و قلعه را در پیش می گیریم که از میان درختان عبور می کند. به نظر می آید که زمانی در اطراف این کاخ خانه های متعددی نیز وجود داشته است که باید از میان بقایای آن که اکنون در حال مرمتش هستند عبور کرد. ابتدا به بنای عظیمی که به کاخ چارلز پنجم مشهور است وارد می شویم که در قرن شانزدهم به این مجموعه اضافه شده است. برای ورود به کاخ نظری اگر همراه خود کوله پشتی بزرگ یا کالسکه دارید باید در مکان مخصوص به امانت بگذارید و سپس داخل شوید.

Spain9307AF762 Spain9307AF768 Spain9307AF770 Spain9307AF774 Spain9307AF785 Spain9307AF803 Spain9307AF828 Spain9307AF830 Spain9307AF845

داخل کاخ نمای بسیار جالبی به شهر قدیم دارد. اتاقها و سالنهای متعددی وجود دارد که بسیاری از آنها با گچبری های بسیار زیبا آراسته شده اند. خارج از ساختمان کاخ باغهای بسیار زیبایی قرار دارد. برای بازدید از کل این مجموعه بیش از چهار ساعت زمان نیاز است. لازم به ذکر است که مجموعه الحمرا یکی از مهمترین سایتهای باستانی است که در لیست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است. من شرح کوتاهی از این مجموعه را از زبان ویکیپدیا برایتان انتخاب کرده ام که در زیر می خوانید:

الحمرا کاخی است مشرف بر شهر گِرانادا (غرناطه) در اسپانیا، که به عنوان یکی از شاخص‌ترین نمونه‌های هنر شمال آفریقا (عرب) و شاید یکی از مشهورترین بناهای اسلامی جهان بشمار می‌آید. این بنا شامل چندین قسمت مجزا است که در دوره‌های مختلف ساخته شده‌اند. نام کاخ که به معنای سرخگون است، بنا به نظر بسیاری، از رنگ غالب بر بنا گرفته شده‌است. پیشینه اصل بنای الحمرا به سده ۱۳ برمی‌گردد، اما درواقع الحمرا مجموعه‌ای از چندین قصر است که هر حاکم، برای خود بنا کرده‌است. ایده اصلی موجود در چند ساختمان این مجموعه، کوششهایی برای بوجود آوردن بهشت بر روی زمین بوده‌است. مسلمانان صحرانشین که آب برایشان از هر گوهری ارزشمندتر بود، با کشیدن نهرهایی از سرچشمه‌ها و جویبارها، باغهای کاخ را با چشمه‌های رویایی، فواره‌ها و حوضهای کم عمق و پر انعکاس تزیین کردند. صدای زمزمه آب در سراسر باغها و حوض خانه‌ها به گوش می‌رسد و کشف چشمه‌های کوچک، لذت گشتن در باغ را صد چندان می‌کند.

مسیحیان در سال ۱۴۹۲ گرانادا را تسخیر کردند و چند سال بعد، زمانی که شاه و ملکه کاتولیک، فردیناند (Ferdinand) و ایزابلا (Isabella) درگذشتند، گرانادا برای مدفن آنها انتخاب شد.

الحمرا شامل ۳ بخش است: قصر سلطنتی، که مشهورترین بخش آن است و خودش به سه قسمت: بارگاه یا Mexuar، شبستان یا Serallo و حرم سرا تقسیم شده‌است، بخش‌های دیگر کاخ شامل باغهای پلکانی Generalife و قلعه Alcazba هستند.

بارگاه بخشی از قصر سلطنتی بود، جایی که سلطان به امور روزانه مملکتی و تجاری رسیدگی می‌کرد. این قسمت از نظر تزیین و تجلل به پای بخش‌های دیگر کاخ نمی‌رسد و درواقع از فضایی فروتنانه برخوردار است. ورود به چند اتاق برای مراجعین آزاد بود، از جمله تالار پذیرش و اتاق طلایی که مخصوص کارکنان قصر بود. جذابترین قسمت بارگاه، حیاط خلوت اتاق طلایی بود.

قسمت اعظم بخش شبستان در زمان سلطنت یوسف اول در قرن ۱۴ انجام شده‌است و دارای تزینات بسیار زیاد بود تا برای شرفیابی سفرا و مهمانان خاص مناسب باشد. این بنا شامل مجموعه‌ای از اتاقها و حیاطهای بسیار زیبا بود.

در انتهای شمالی شبستان برج کمارس (Torre de Comares) قرار داشت که تالار کشتی (Sala de la Barca) در درون آن واقع شده بود. کمی جلوتر در برج به تالار سفیران می‌رسیم که بزرگ‌ترین و شاید بهترین اتاق در تمام قصر سلطنتی باشد. این تالار یک مربع کامل است و یک گنبد بسیار زیبای چوبی دارد که به معنای هفت طبقه آسمان است. این تالار شاهد امضای تسلیم‌نامه گرانادا به شاه و ملکه کاتولیک، توسط سلطان بوعبدل (Boabdil) بوده‌است و در همین تالار شاه فردیناند موضوع سفر کریستف کلمب را، برای یافتن راهی به هندوستان مورد بررسی قرار داد.

هنگامی که به محوطه و آبنمای شیران وارد می‌شوید، باید بنشینید و با آسودگی ذهن خود را در وضعیتی مطلوب قرار دهید. اینجا مکان شماره یک فرهنگی و گردشگری اسپانیا است و از هر زاویه، هر ریزه کاری و هر بخش آن به دفعات بی شماری عکس گرفته شده‌است. اما این مکان تا قرنها مورد بی توجهی قرار گرفته بود و مانند بسیاری از موارد مشابه در جهان، ارزش این بنا توسط یک خارجی به چشم آمد و مورد توجه همگان قرار گرفت. این شخص، واشنگتن اروینگ (Washington Irving) نویسنده آمریکایی، بود.

در ۱۸۱۲، نیروهای فرانسوی ارتش ناپلئون در این کاخ اقامت کردند و تنها کار مفیدی که برای خودشان انجام دادند، دزدیدن اشیا گران قیمت و سبک وزن کاخ بود. اما زمانی که اروینگ در اواخر دهه ۱۸۲۰ به گرانادا رسید، ماجرا دچار تغییری فاحش شد و داستان‌های الحمرا (Tales of the Alhambra) او بیش از هر چیز در ستایش اسپانیای مسلمان نشین و گرانادا است و به واسطه این نوشته، کاخ الحمرا نیز جایگاه اصلی خود را بازیافت.

محوطه شیران در نیمه دوم قرن ۱۴ و دوران حکومت محمد پنجم ساخته شده‌است. از این حیاط به سه اتاق زیبا وارد می‌شویم، تالار دو خواهر، تالار Abencerrajes، تالار شاهان. این سه تالار همراه با محوطه شیران حرم سرای کاخ سلطنتی را تشکیل می‌دهند.

حرم سرا کاخ الحمرا از حیاط شیران منشعب می‌شود و شامل مجموعه‌ای از اتاقهای زیبا و یک حمام است. در جنوب این سالن به تالار Abencerrajes می‌رسیم که دارای حیرت انگیزترین سقفها در کل مجموعه‌است.

سقف یک ۱۶ ضلعی است با تزئینات مقرنس و توسط پنجره‌هایی که بر روی گنبد نصب شده‌اند و نوری که بر روی آب چشمه کف منعکس می‌شود، روشن می‌شود. سقف تالار دو خواهر نیز بسیار شگفت انگیز است و از بیش از ۵۰۰۰ خانه لانه زنبوری ساخته شده‌است. در تالار شاهان، به یک اثر نامتعارف هنری برمی خوریم، که تمثالهایی زنده نمایانه از انسان است که در دین اسلام حرام دانسته می‌شده. سازنده این آثار به احتمال فراوان مسیحی بوده‌است اما دستور ساخت آن را سلاطین دودمان نصر صادر کرده بودند. حمامها آخرین قسمت با اهمیت حرم هستند که نمی‌توان به آن داخل شد، اما می‌توان درون آن را از میان پنجره تماشا کرد.

Generalife باغهای مطبق با آبنماها و فواره های بسیار زیباست که در قسمت دیگری از این مجموعه ساخته شده است توجه داشته باشید که بهتر است برای بازدید از این مجموعه با توجه به اینکه بسیار بزرگ است، زمان کافی در نظر بگیرید.  بازدید شبانه هم از قسمتهایی از این مجموعه وجود دارد که احتمالا باید جالب باشد.

گرانادا کلیسا مشهوری نیز دارد که در صورت فرصت کافی، بازدید از آن توصیه می شود.

عصر از گرانادا خارج شدیم و به سمت کوردوبا حرکت کردیم. فاصله این دو شهر از طریق بزرگراه حدود 220 کیلومتر است که به راحتی در سه ساعت طی می شود. برای پیدا کردن هتل مجددا دست به دامن GPS شدیم که اینبار این وسیله ما را از میان خیابانها و کوچه های بسیار باریکی به هتل رساند که گه گاه مشکلاتی را نیز به وجود می آورد از قبیل عدم عبور راحت اتومبیل از میان این کوچه ها طوری که در برخی مواقع آینه های ماشین به دیوار خانه ها برخورد می کرد و یا به راحتی نمی شد با یک فرمان به داخل کوچه بعدی رفت. به هر حال ساعت کمی از هفت گذشته بود که به درب هتل آپارتمان Turisticos Duque de Hornachuelos رسیدیم، در موقع Check In متوجه شدیم که با توجه به قوانین این هتل در صورتی که مسافر بعد از ساعت 7 وارد شود باید 30 یورو نیز اضافه پرداخت کند! که به ناچار پرداختیم. خوشبختانه این هتل دارای پارکینگ بود که بابت آن 18 یورو نیز پرداختیم. نکته جالب درباره این هتل، وجود آثار تاریخی در داخل هتل بود! ظاهرا در هنگام گودبرداری برای ساخت آن با آثار تاریخی که قدمت 2000 ساله داشته است، مواجه می شوند که تصمیم گرفته می شود این قسمت در داخل حیاط مرکزی ساختمان جای داده شود و دور آن هم حصار شیشه ای کشیده شود. اتاق ما در طبقه فوقانی قرار داشت که از طریق پله به بالکنی اختصاصی بر روی پشت بام راه داشت. ما بابت یک شب اقامت در یک واحد دوخوابه با تمام امکانات یک هتل آپارتمان خوب، 150 یورو پرداختیم.

جهت صرف شام تصمیم گرفتیم به میدان Corredera برویم. این میدان که اکنون با رستورانهای متعدد احاطه شده است در نزدیکی هتل ما قرار داشت و ما از میان کوچه های باریک و قدیمی شهر با بیست دقیقه پیاده روی به آنجا رسیدیم. و شام خود را در فضای باز این میدان زیبا صرف کردیم. این میدان از چهار سو با ساختمانهایی که شبیه هم و همگی چهار طبقه هستند احاطه شده است و اینطور به نظر می رسد که این میدان در داخل یک ساختمان بسیار بزرگ قرار دارد.

Spain9307AF857

روز هشتم، سوم اکتبر:

شاید یکی از مکانهایی که در اسپانیا بیشترین بازدید کننده را داشته باشد کلیسا-مسجد شهر کوردوبا باشد. این مکان که به مسجد قرطبه یا مثکیته نیز معروف است در مکانی که ابتدا کلیسا بود در سال 785 میلادی ساخته شد در این زمان کوردوبا مرکز آندلس بود،ولی در سال 1236 میلادی مجددا به کلیسا تغییر یافت.

باجه بلیط فروشی در داخل حیاط قرار دارد و قیمت بلیط ورودیه 8 یورو می باشد. در داخل رواقها تعدادی از ستونها و تیرکهای چوبی که در سقف قرار داشته به نمایش گذاشته شده است. با ورود به داخل ساختمان بنا با ستونهایی مواجه می شوید که به شکل نعل اسبی با سنگهایی به رنگ کرم و قرمز به شکل یک در میان ساخته شده است.

Spain9307AF919

محراب مسجد با گچبری های زیبا و بسیار ظریف است که به خوبی حفظ شده است.

Spain9307AF894

عبدالرحمن اول پایه گذار ساخت این مسجد بود و سایر خلفای پس از او هم قسمتهایی به این مسجد افزودند. اما بعد از ورود مجدد مسیحیان، با حفظ مسجد، کلیسای مجللی در داخل این بنا ساخته و به آن اضافه شد. به واقع این کلیسا یکی از زیباترین کلیساهای اسپانیا است و در ساخت آن هنر بسیاری به کار گرفته شده است. نیایشگاه، سالن اجتماعات و کر کلیسا از مکانهای دیدنی این مجموعه هستند و سبکهای گوتیک، رونسانس و باروک در ساخت آنها به چشم می خورند. نقاشی ها، گچبری ها و مجسمه های بسیار زیبایی در این کلیسا وجود دارند که هر کدام روایتی از زندگی حضرت عیسی می باشند. چندین نیایشگاه کوچک نیز در این بنا ساخته شده است همچنین اتاق کوچکی با نام خزانه وجود دارد که اشیا قیمتی کلیسا در آنجا نگهداری می شوند و عمدتا از طلا ساخته شده اند. برای بازدید از این مجموعه دو تا سه ساعت زمان نیاز است. کلیک کنید

Spain9307AF914 Spain9307AF925 Spain9307AF931 Spain9307AF938

پل رومی بر روی رودخانه گوادال کیویر در ضلع جنوبی بنای مسجد کوردوبا قرار دارد. همچنین در کنار رودخانه می توانید آسیاب چرخ-آبی بزرگی را کنار رودخانه مشاهده کنید. قلعه کوردوبا هم در فاصله کمی از مسجد قرار دارد و با پنج دقیقه پیاده روی می توان به آن رسید.

Spain9307AF972

قسمت قدیمی شهر کوردوبا که هنوز بقایایی از دیوار قدیمی آن باقی مانده بعلاوه بناهایی که شرح داده شد در لیست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده اند. بافت قدیمی، کوچه های بسیار باریک و بعضا سنگ فرشی دارد. که توصیه می شود حداقل یک ساعتی را صرف پیاده روی در این محله کنید. کلیک کنید

Spain9307AF982

سپس شهر زیبای کوردوبا را به مقصد روستای Baeza ترک کردیم که تقریبا در 150 کیلومتری شرق کوردوبا قرار دارد. این روستا که در انبوهی از باغهای زیتون مخفی شده دارای کلیسا معروفی به سبک کلیساهای دوران رونسانس است که به ثبت جهانی رسیده است. کلیسا تا ساعت 6 عصر برای بازدید باز است و ما به سختی خودمان را قبل از ساعت شش به آنجا رساندیم. بلیط ورودیه 2 یورو است و برای بازدید از آن نیم ساعت کافی است. کلیک کنید

Spain9307AF987 Spain9307AF1000 Spain9307AF1025

شهر Ubeda تنها 10 کیلومتر از Baeza فاصله دارد و کلیسا Sacra Capilla del Salvador که جز میراث جهانی است در آنجا قرار دارد. این کلیسا که به سبک کلیساهای رونسانس است، در میدان Vazquez de Molina واقع شده است. این محل، مکانی است برای گردهمایی افراد محلی برای گذراندن اوقات فراقت. متاسفانه ما چون بعد از ساعت 6 به کلیسا رسیدیم با درب بسته مواجه شدیم. اما دیدن این کلیسا از نمای خارجی نیز خالی از لطف نبود. کلیک کنید

Spain9307AF1029 Spain9307AF1036

از این شهر تا Toledo 270 کیلومتر فاصله است که طی کردن آن حدود سه ساعت زمان نیاز دارد. در این مسیر از کنار شهر Consueqra گذشتیم که به خاطر آسیابهای بادی آن معروف است. امروزه در بالای تپه ای که از بزرگراه نیز مشخص است، 12 آسیاب بادی وجود دارد. البته در نزدیک این شهر چندین آسیاب بادی دیگر نیز وجود دارد که ما از یکی از آنها که در یک پمپ بنزین قرار داشت بازدید کردیم.

Spain9307AF1048

حدود ساعت 10:30 شب به شهر Toledo رسیدیم و پس از تماس با مدیر هتل آپارتمان Casa del Grial در این هتل بسیار کوچک و تمیز اقامت کردیم. واحدی که به ما داده شد یک واحد دوبلکس با دو اتاق خواب بود که بابت یک شب حدود 92 یورو و بابت یک شب پارکینگ 9 یورو پرداختیم. شام را در پارک نزدیک هتل که نمای بسیار زیبایی به رودخانه محاط کننده شهر دارد صرف کردیم.

روز نهم، چهارم اکتبر:

بی تردید بازدید از کلیسا جامع شهر Toledo یکی از اولویتهای توریستی اسپانیا است. شهر Toledo بر روی تپه ای واقع شده که سه طرف آن توسط رودخانه Tagus احاطه شده است. قسمت قدیمی شهر که بیشتر آن با دیوار باستانی احاطه شده است، دارای کوچه و خیابانهای بسیار باریک است که به علت وجود پله، تردد با اتومبیل در برخی از آنها ممکن نیست. شهر Toledo در لیست میراث جهانی به ثبت رسیده است. کلیسا جامع تقریبا در مرکز شهر قرار دارد. قیمت ورودیه 12 یورو است. این کلیسا که به سبک Gothic است دارای 88 ستون بسیار عظیمی است که این سازه 100 متری را سرپا نگه داشته است.

Spain9307AF1135

سازه ابتدایی این کلیسا در سال 1085 به مسجد تغییر داده شد و مجددا در قرن سیزدهم میلادی به کلیسا تبدیل شد. این کلیسا عظیم دارای هفت سالن عبادتگاه بسیار زیبا و مجلل است که با ظرافت بسیاری با مجسمه ها و تصاویر و نقاشی های متعدد آراسته شده است.

Spain9307AF1114 Spain9307AF1126

همچنین سالن ویژه ای به نمایش آثار نقاشی از بزرگانی چون El Greco, Van Dick, Orrente, Goya و .. اختصاص داده شده است. سقف این سالن هم توسط  El Greco نقاشی شده است. سالن کر دارای صندلی های چوبی است که بر هر یک نقشی بسیار جالب از داستانهای انجیل خراطی شده است. عبادتگاه اصلی با کارهای چوبی طلاکوبی، مزین شده است.

Spain9307AF1071 Spain9307AF1098 Spain9307AF1120

در این کلیسا اتاق کوچکی به خزانه اشیا با ارزش، اختصاص داده شده است. شاید جالبترین آنها سازه ای دو ونیم متری به شکل کلیسا است که از 5600 قطعه و 12500 پیچ طلایی(18 کیلو) و نقره ای(183 کیلو) ساخته شده است. عمده نور کلیسا از نورگیرهایی که با شیشه های رنگین پوشیده می شود ، تامین می گردد و بسیار شکیل هستند.

Spain9307AF1061

در یکی از اتاقها تعداد زیادی پرتره از کاردینالهای این کلیسا از ابتدای شکل گیری تاکنون وجود دارد. برای بازدید از این کلیسا توصیه می کنم که حتما دوربین دوچشمی همراه داشته باشید چرا که برای دیدن برخی جزئیات به کارتان می آید. بازدید از این کلیسا حداقل دو ساعت زمان نیاز دارد. کلیک کنید

Spain9307AF1087 Spain9307AF1134

همانطور که گفتم این شهر بر روی تپه ای است که رودخانه سه طرف آن را احاطه کرده است. بهترین نمای شهر از آنسوی رودخانه و از تپه مجاور است. کسانی که قصد دارند با پای پیاده به بالای تپه در شهر قدیمی برسند، می توانند از پله برقی که از ساعت 8 صبح تا 2 بامداد کار می کند استفاده کنند.

از Toledo به سمت شهر بعدی یعنی Aranjuez حرکت کردیم. فاصله این دو شهر 46 کیلومتر است که کمتر از یکساعت طی می شود. شهر Aranjuez بخاطر کاخ سلطنتی آن معروف است. این کاخ که جز میراث جهانی است کار خود را از زمان فلیپ دوم با عنوان کاخ تابستانی آغاز کرد و دارای 300 اتاق است. ورودیه این کاخ 9 یورو است و عکاسی در آن ممنوع است. این کاخ در میان باغ و کنار رودخانه واقع شده است. هنوز هم این کاخ برای اقامت مدعوین دولتی و سلطنتی اسپانیا استفاده می شود. زمان مورد نیاز برای بازدید یکساعت و نیم است. کلیک کنید

Spain9307AF1153

از Aranjuez تا مادرید 55 کیلومتر است که کمتر از یکساعت برای آن زمان باید گذاشت. ما بلافاصله پس از پیداکردن هتل آپارتمان در محله Retiro تشریفات Check In را انجام دادیم و یک واحد آپارتمان دوخوابه را برای دو شب به قیمت 175 یورو کرایه کردیم( اسم این هتل آپارتمان: Apartamenos Adelfas). هنوز کاملا جاگیر نشده بودیم که یکی از دوستان خوبمان در مادرید به ما پیوست تا بتوانیم از شبهای مادرید هم لذت ببریم. شام را با کلکسیونی از Tapasهای مختلف شروع کردیم. از کنار استادیوم معروف گاوبازی مادرید (Plaza de Toros) و همچنین استادیوم معروف فوتبال تیم رئال مادرید یا Santiago Bernabeu گذر کردیم که در صورت اقامت بیشتر در مادرید، از جاهای دیدنی شهر هستند.

روز دهم، پنجم اکتبر:

کمی درباره مادرید:

پایتخت و بزرگترین شهر اسپانیا است. مادرید هم‌چنین پایتخت یک بخش خودمختار و مرکز استان مادرید نیز هست.

مادرید در وسط کشور، و در فلات اسپانیا واقع شده‌است. این شهر پس از لندن و برلین سومین شهر بزرگ اتحادیه اروپا است و منطقه کلان‌شهری آن پس از لندن و پاریس سومین منطقه کلان‌شهری بزرگ این اتحادیه است. جمعیت مادرید حدود ۳.۳ میلیون نفر است و منطقه کلان‌شهری مادرید (مادرید و حومه) ۶.۲۷۱ میلیون نفر جمعیت دارد. مساحت شهر مادرید ۶۰۴.۳ کیلومتر مربع است.

شهر مادرید به خاطر مرکزیت جغرافیایی، پیشینه، و کارکردهای سیاسی و مالی‌اش شهر اصلی از شبه جزیره ایبری به‌شمار می‌آید. با وجود این‌که این شهر امروزه شبکه آمدوشد شلوغ و سومین شبکه متروی بزرگ در اروپا را دارد، اما بیشتر محله‌های آن توانسته‌اند حال و هوای اصلی خود را حفظ کنند.

جاذبه‌های عمده دیدنی در مادرید عبارتند از پالاسیو رئال یا کاخ سلطنتی، پارک رتیرو، موزه باستان‌شناسی، و سه موزه هنری معروف: موزه دل پرادو، موزه ملی مرکز هنری رئینا سوفیا و موزه تایسن-بورنمیسا.

نخستین اطلاعات موجود تاریخی در مورد مادرید به سده نهم میلادی بازمی‌گردد. که در مقایسه با شهرهای دیگر اسپانیا بسیار جدید است. برخلاف دیگر شهرها چون سویا، والنسیا و بارسلون در مادرید آثاری چندانی از دوران رومی‌ها و ویزیگوت‌ها یافت نشده‌است. این امر احتمالاً به این خاطر است که منطقه مادرید امروزی برای این دو قوم جذابیتی نداشت زیرا نه در کنار دریا و بنادر بود و نه در مسیر شهرهای اصلی قرار داشت.

بخش اعظم شبه جزیره ایبری در سده نهم میلادی در دست مورهای مسلمان بود. محمد اول قرطبه، امیر عرب اندلس در آن زمان کاخی در محل کنونی پالاسیو رئال در مادرید ساخت و در آن محل ارگ کوچکی نیز به نام المدینه بنا کرد.

این کاخ در کنار رود مانزانارس قرار داشت و مورها این رود را مَیرا، می‌نامیدند که به معنای سرچشمه و منبع مادر است؛ بعدها پسوند رومی-ایبری «-ایت» به معنای مکان به آن چسبید. مادرید امروزی و نام این شهر از این بنا و این نام سرچشمه می‌گیرد.

ارگ مادرید در سال ۱۰۸۳ توسط آلفونسو ششم کاستیا، که در واقع در راه خود به تولدو بود، فتح شد. وی مسجد آن زمان مادرید را تبدیل به کلیسا کرد و آن را کلیسای جامع الُمِدنا نامید. ساکنان شهر مادرید را تا دهه‌های زیادی از سده پانزدهم مورها و یهودیان تشکیل می‌دادند.

پس از دشواری‌های بسیار و یک آتش‌سوزی ویرانگر، شهر توسط هنری سوم کاستیا بازسازی شد اما خود او برای امنیت، بیرون از دیوارهای شهر و در دهکده‌ای به نام «ال پاردو» در نزدیکی مادرید مستقر شد. در این زمان اسپانیا شاهد نبرد میان پادشاهی کاستیل و پادشاهی آراگون بود که بازگشت ایزابلای یکم و فردیناند دوم به این ستیزها پایان بخشید.

مناطق دیدنی مادرید:

1.       کاخ سلطنتی

بنای این کاخ توسط آرشیتکت ایتالیائی جیووانی ساچتی و بدستور فیلیپ پنجم در سال ۱۷۳۶ شروع و تا سال ۱۷۶۴ بطول انجامید. قبلاٌ در این محل کاخی بوده که در اثر حریق سال ۱۷۳۴ بکلی از بین رفته است. اگرچه اکنون این کاخ به یکی از اماکن مهم و دیدنی تبدیل شده است، اما به لحاظ اهمیت تاریخی آن هنوز نیز بسیاری از مراسم تشریفاتی پادشاه در آن برگزار می‌شود.

2.       پارک رتیرو

این پارک زیبا که دارای فواره‌ها و مجسمه‌های زیبائی می‌باشد قسمتی از جنگلهائی است که در زمان فلیپ دوم اطراف مادرید را احاطه کرده بودند. نزدیک درب ورودی این پارک دریاچه کوچک و زیبایی قرار دارد و قایقهای داخل دریاچه همواره مورد استفاده مردم می‌باشند.

3.       طاق پیروزی

این طاق زیبا در سال ۱۷۷۸ توسط آرشیتکت معروف ساباتین بنا شده و در زمانی یکی از دروازه‌های مهم شهر بوده است.

برای برنامه امروز تصمیم گرفتیم که از چند شهر نزدیک مادرید بازدید کنیم. ابتدا به سمت کاخ El Escorial در 48 کیلومتری شمال غربی مادرید حرکت کردیم که تقریبا یکساعت طول می کشد. این کاخ سلطنتی که کلیسایی به همین نام هم در آن قرار دارد جزو میراث جهانی است. ورودیه آن 10 یورو است و برای بازدید از آن یکساعت زمان نیاز است عکاسی در داخل این مجموعه ممنوع است. داخل این کاخ که به دستور فلیپ دوم ساخته شده است اتاقهایی وجود دارد که دکوراسیون آنها از آن زمان تاکنون دست نخورده نگه داشته شده است حتی تخت خوابی که فلیپ دوم بر روی آن دنیا را بدرود گفت همانگونه حفظ شده. دکوراسیون برخی اتاقها گاهی عجیب می آیند مثل یکی از اتاقهای همسر فلیپ به سبک اتاقهای پادشاهان چین تزیین شده است. در جای جای این کاخ تعداد بسیار زیادی از تابلوهای نقاشی از نقاشان مشهور قرن 15 میلادی وجود دارد که توسط فلیپ جمع آوری شده است. به سرداب این کاخ با تعداد زیادی پله می توان دسترسی یافت. پیکر بسیاری از پادشاهان اسپانیا از زمان فلیپ دوم به بعد در اینجا نگه داری می شود. همچنین اشیا بسیار باارزشی از جنس طلا نیز در این محل وجود دارند.به این محل Panteon de los Reyes یا دخمه پادشاهان گفته می شود. همچنین در طبقه همکف قسمتی نیز برای نگهداری جنازه بچه ها و همسران پادشاهان درنظر گرفته شده است. کلیسا این مجموعه نیز دکوراسیون بسیار زیبایی دارد و در اوقاتی از هفته مراسم عبادی در آن انجام می شود که در این زمان بازدید از آن ممکن نیست. کتابخانه این مجموعه سالنی است که سقف و دیوارهای آن توسط Pellegrino Tibaldi نقاشی شده است. برای بازدید از این مجموعه یک ساعت و نیم زمان نیاز است. کلیک کنید

Spain9307AF1158

سپس به سمت شهر Avila که در 70 کیلومتری El Escorial است، حرکت کردیم و پس از یکساعت به شهر رسیدیم. طبق پیشنهاد سایتهای گردشگری، به سمت روستای Los Cuatro Postes حرکت کردیم. از کنار پمپ بنزین این منطقه بهترین نما به شهر  Avial وجود دارد و به راحتی می توان دریافت که شهر در میان دیوار،برج و بارو  محصور شده است. دو و نیم کیلومتر دیوار به همراه 88 برج دیده بانی و 9 دروازه دور شهر کشیده شده است. قطر دیوار 3 متر و ارتفاع آن 12 متر است. گفته می شود که دیوار دور شهر یکی از سالمترین و دست نخورده ترین نمونه هایی است که به این شکل حفظ شده است. از طریق چندین دروازه می توان به داخل این شهر که در لیست میراث جهانی قرار دارد راه پیدا کرد. با پرداخت 4 یورو می توان به بالای برخی از قسمتهای دیوار و قلعه رفت. برای ساخت کلیسا جامع از قسمتهایی از این دیوار کمک گرفته شده است. یا شاید بهتر است بگویم که کلیسا قسمتی از این دیوار است.برای بازدید از این مجموعه حداقل دو ساعت زمان نیاز دارید. کلیک کنید

Spain9307AF1219 Spain9307AF1252

از Avila به سمت Segovia حرکت کردیم که 66 کیلومتر است و کمتر از یکساعت طی می شود. یک راست به سمت سازه معروف شهر که به سبب آن جز میراث جهانی شده است رفتیم. کانال آب و سیستم آبرسانی که سازه ای از دوران حکومت رومیان در این شهر است. این سازه که جوی آب را از ارتفاعات مشرف به داخل شهر هدایت می کند در برخی قسمتها همچون پلی سنگی و مرتفع ساخته شده است که طاقهای کمانی شکل دارد. برای ساخت این طاقها از ملاط در لابه لای سنگها استفاده نشده و سنگها که شکل گوه ای دارند خودشان، خودشان را نگه می دارند. قدمت این راه آب سنگی به قرن اول میلادی بر می گردد.اکنون 894 متر از این جوی سنگی حفظ شده است که در ساخت آن از بیش از 20000 قطعه سنگ گرانیت استفاده شده است. 163 طاق کمانی که مرتفعترین آنها 28 متر بلندی دارد جلوه ای زیبا به این سازه داده است. در بسیاری از قسمتهای شهر دیوار محاط کننده شهر دیده می شود. کلیسا و قلعه شهر Segovia از جاذبه های توریستی اسپانیا است. برای بازدید بهتر است بیش از سه ساعت زمان در نظر بگیرید. کلیک کنید

Spain9307AF1263 Spain9307AF1272

ما به سرعت شهر را  به سمت مادرید ترک کردیم. فاصله این شهر تا مادرید 90 کیلومتر است و طبق برآورد ما حداکثر یکساعت زمان لازم داشت، اما گرفتار ترافیک سنگین شدیم و پس از سه ساعت و نیم به مادرید رسیدیم و بلافاصله برای خرید سوغاتی ها عازم  محله Sol شدیم. تا 11 شب تقریبا بیشتر مغازه های سوغاتی فروشی باز هستند و می توان خرت و پرت های لازم را خریداری کرد. بعد از خرید به میدان معروف Plaza Mayor رفتیم. دور تا دور این میدان که البته اتومبیلی در آن تردد نمی کند پر است از رستورانهای متنوع که ما هم شام شب آخر سفر را در آنجا صرف کردیم. در وسط میدان مجسمه فلیپ سوم قرار دارد و به طور سنتی محل اجرا و گردهمایی بسیاری از فستیوالها و تجمعات شهر مادرید است. میدان Plaza de la Puerta del Sol که محله ای قدیمی در مادرید است به عنوان نقطه صفر مادرید شناخته می شود و کلیه مسافتها با توجه به این محل اندازه گیری می شوند. به همین دلیل در همین محل نشانی فلزی بر روی زمین نصب شده که یادآور چنین داستانی است.

Spain9307AF1279 Spain9307AF1281

با کمک دوست مادریدی خود، در شهر با اتومبیل گردشی کوتاه کردیم و او چندین بنا و منطقه تاریخی شهر از جمله کاخ سلطنتی، دروازه Alcala و Plaza de Cibeles را به ما نشان داد.

روز یازدهم، ششم اکتبر: 

روز آخر سفر همیشه برای خودش روز خاصی است، از طرفی استرس به موقع رسیدن به فرودگاه و از طرف دیگر وداع با مکان یا مکانهایی که شاید هرگز دوباره فرصت بازگشت به آنها نباشد و از طرف دیگر شوق بازگشت به خانه!

از آنجا که ساعت پرواز ما حدود سه بعدازظهر بود، حیفمان آمد که روز آخر را به بطالت تلف کنیم. لذا تصمیم گرفتیم تا از یکی دیگر از مناطقی که در لیست میراث جهانی ثبت شده دیدن کنیم. شهر Alcala De Henares در 35 کیلومتری شمال شرقی مادرید قرار دارد. از مرکز مادرید حدودا 45 دقیقه زمان نیاز است تا به یکی از قدیمیترین دانشگاههای جهان برسید. گفته می شود که نخستین بنا در این مجموعه دانشگاهی در سال 1293 میلادی ساخته شده است و تاکنون نیز این مجموعه دانشگاهی حفظ شده و کاربری دانشگاهی دارد. در داخل این مجموعه کلیسایی قرار دارد که از سقف چوبی زیبایی درست شده است و قدمت آن به سال 1497 میلادی برمی گردد. محله های قدیمی این شهر هم بسیار دیدنی است و در صورت فرصت کافی، پیاده روی در آن خالی از لطف نیست.کلیک کنید

Spain9307AF1292 Spain9307AF1293

پس از بازدید از این شهر به سمت فرودگاه بین المللی Barajas که در فاصله 20 کیلومتری Alcala واقع شده است حرکت کردیم و پس از تحویل اتومبیل وارد فرودگاه زیبا و بسیار بزرگ مادرید شدیم. برای رفتن به ترمینال مورد نظر سوار قطار داخل فرودگاهی شدیم که نشان از وسعت این فرودگاه دارد. مسیر پروازی مادرید تا دبی حدود هفت ساعت و نیم است.

در این سفر حدودا 2250 کیلومتر با اتومبیل کرایه ای راندیم که حدودا 250 لیتر گازوئیل مصرف کرد و توانستیم 15 میراث جهانی را ببینیم. در کل سفر در کشور اسپانیا خصوصا برای خانواده ها بسیار راحت است. شاید هفته اول و دوم مهرماه از بهترین زمانهای سفر به اسپانیا باشد چرا که با بازشدن مدارس در نیمه های شهریورماه، فصل سفر در اروپا تقریبا به انتها می رسد و همین موضوع به کاهش تعداد توریستها منجر می شود که متعاقب آن قیمت مکانهای اقامتی تا حدودی کاهش می یابد و همچنین برای بازدید از بسیاری از مکانهای توریستی با ازدحام کمتری مواجه می شوید.

Spain Map Report

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

iranpour@kanoonirangardan.ir

مهرماه 1393

Share

نوشته گزارش سفر به اسپانیا-تقابل هنر در عصر اسلام و مسیحیت اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/4150/feed/ 2