گزارش سفرهای سال87 بایگانی - کانون گردشگران جوان ایران https://kanoonirangardan.ir/category/گزارش-سفرهای-سال87/ سفر مسولانه و ارزان قیمت Tue, 16 Jun 2020 18:56:06 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=6.5.7 سلام خورشید (سفر به بلوچستان) https://kanoonirangardan.ir/3397/ https://kanoonirangardan.ir/3397/#comments Sun, 08 Dec 2013 13:14:21 +0000 https://kanoonirangardan.ir/new/?p=3397  سفر به شرقي ترين منطقه ايران به خودي خود انگيزه لازم را براي برداشتن كوله هميشه بسته و آماده من فراهم كرده بود.

نوشته سلام خورشید (سفر به بلوچستان) اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
سلام خورشید (سفر به بلوچستان)

 سفر به شرقی ترین منطقه ایران به خودی خود انگیزه لازم را برای برداشتن کوله همیشه بسته و آماده من فراهم کرده بود. مدتها بود که در نقشه دیواری اتاق من، منطقه کوچکی در منتهی علیه شرقی ایران که از آن به عنوان “دم گربه” یاد می کنم، فکرم را به خودش مشغول کرده بود. چند بار به استان سیستان و بلوچستان سفر کرده بودم و با مردم دوست داشتنی و خونگرمش آشنا بودم ولی این بار شرایط با قبل تفاوت داشت. اول اینکه چند ماهی بود صحبتهای پراکنده ای درباره ناامنی هایی که گروههای اخلالگر بوجود آورده بودند ورد زبان گردشگران  بود و سبب شده بود سفر به این منطقه کم و در بسیاری از موارد قطع شود. دوم اینکه تصمیم به سفری تنها گرفته بودم و می خواستم از زمان اندکی که به سختی از لابه لای تعطیلات بیرون کشیده بودم حداکثر استفاده را ببرم.

سفر را در اواسط بهمن ۱۳۸۷ از تهران آغاز کردم و با پرواز مستقیم به زاهدان رسیدم. طبق برنامه ابتدا باید به خاش می رفتم. درباره خاش اطلاعات اندکی داشتم و آن هم مربوط بود به چند بروشور و کتابچه کوچکی که سازمان میراث فرهنگی سیستان و بلوچستان چاپ کرده بود. در اینترنت هم اطلاعاتی فراتر از آن نیافتم. جاده زاهدان به خاش را حدود 12 سال قبل وقتی که عازم کوه تفتان بودم تا نیمه های راه طی کرده بودم و با طبیعت زیبا و کوههای عجیب و غریبش آشنا بودم. از فرودگاه با تاکسی های مخصوص فرودگاه سه هزار تومان دادم تا در عرض کمتر از ده دقیقه من را به ایستگاه خاش رساندند. به توصیه دوستان سوار یکی از تاکسی های زرد رنگ خطی زاهدان به خاش شدم. چند دقیقه بعد هم سه سریاز سوار شدند و اتومبیل با ذکر صلواتی به راه افتاد. هنوز از شهر خارج نشده بودیم که همسفران سرباز ما هوس سیگار کشیدن به سرشان زد و بدون توجه به جلب رضایت راننده و مسافر بخت برگشته دیگر یعنی من! سیگارها را روشن کردند. از طرفی هوای سرد بهمن ماه اجازه باز کردن شیشه اتومبیل را نمی داد و از طرف دیگر در این زندان دودآلود هر لحظه به مرز خفگی نزدیک می شدم. ابتدا از راننده عذرخواهی کردم و بعد از دوستان سرباز خواستم تا در فرصتی مناسبتر اقدام به نابود کردن سلامتی خود بکنند. انتظار داشتم که شور و غرور جوانی سبب بحث و جدل بین ما شود ولی خوشبختانه باب دوستی را بین ما باز کرد. بلافاصله سیگارها را خاموش و عذرخواهی را هم چاشنی کار کردند. گفتند که عازم پادگان آموزشی خاش هستند و از مرخصی میان دوره باز می گردند. یکی اهل سقز و دو نفر دیگر از کرمانشاه می آمدند. از اوضاع پادگان پرسیدم که ابراز رضایت می کردند. وقتی از قصد من برای بازدید از خاش و دم گربه مطلع شدند، به شدت متعجب و معتقد بودند برای گردش، بهتر بود به شمال یا کیش می رفتم!.

اولین چیزی که در ابتدای خروجی شهر نظر من را جلب کرد، وجود ریل آهن و تشکیلات ایستگاه راه آهن بود. راننده به من گفت که قرار است پروژه خط بم به زاهدان تا آخر سال( منظور سال 1387 است) به بهره برداری برسد. گفته شده نود و پنج درصد طرح پایان یافته و به زودی صدای سوت قطارهایی که از غرب به اینجا می رسند، شنیده خواهد شد. خبر خوشحال کننده ای بود و می توانم تصور کنم که شاید اولین مشتری های قطار مسافرتی در این خط برو بچه های کانون باشند که مدتهاست به دلیل ترس از بعد مسافت و همچنین خستگی ناشی اتوبوس سواری از خیر بازدید از این منطقه گذشته اند. هرچند یک بار به جنوب شرقی و منطقه چابهار و ایرانشهر و بار دیگر به زاهدان و زابل سفرهایی با خاطرات بسیار خوب داشته اند.

حدود هفتاد کیلومتر که از زاهدان دور شدیم کم کم سر و کله تفتان پیدا شد. کوه تفتان چهار قله به شرح زیر دارد:

-قله ی شما لی که مرتفع تر می باشد وبه نام”کوه زیارت” یا چهل تن معروف است .

-قله ی جنوبی که کوتاه تر وآتشفشانی است ” مادرکوه” نامیده می شود .

-قله ی شمالی شرقی که” صبح کوه” نام دارد .

-قله ای که در مغرب مادرکوه قرار گرفته نرکوه نامیده می شود.

بلندترین ارتفاع این کوه 3940 متر است و با توجه به ارتفاع 2000 متری منطقه باید حدود 2000 متر تا قله صعود کرد. کوه تفتان به سبب ویژگی های خاصی که دارد به عنوان اثر ملی- طبیعی ثبت شده است. دهانه‌ای با شیب تند در دامنه جنوبی قله این آتشفشان وجود دارد که قسمتی از آن بوسیله انفجار شدید و فرسایش بعدی خراب شده است. از دیوارهایی که شیب تند دارند فومرولهای زرد و سفید رنگ سوت‌زنان بالا می‌آیند که همراه با فومرولهای متعددی که از بلندترین قله کوه بیرون می‌آیند ابر سفید و مشخصی را تشکیل می دهند که از فاصله 100 کیلومتری قابل روئیت است و منظره یک آتشفشان فعال را بخوبی نشان می‌دهند. گدازه های تفتان مساحتی معادل 1300 کیلومتر مربع را زیر پوشش دارند. مطالعه شیمیایی سنگ و سنگ‌زایی سنگهای آتشفشان تفتان نشان می دهد که تفتان ، آتشفشانی کلسیمی-قلیایی یعنی از نوع کالکوآلکالن است که ماگمای آن در نتیجه نیروهای فشاری و فاز کوهزایی نئوژن حاصل شده است.

balouchestan8711af002

از دهانه ای که در قسمت جنوب شرقی قله قرار دارد صدای انفجارهای آتشفشانی به گوش می رسد و دائما بخار و گازهای گوگردی متصاعد می گردد در مدخل حفره های آتشفشانی تخته های گوگرد خالص ، فراوان مشاهده می شود در تمام سطح قله تفتان به طور مخفیانه گازهای هیدروژن و سولفوره متصاعد می گردد.

    balouchestan8711af001

پس از عبور از سه راهی نوک آباد تخته سنگ بزرگی را که به شکل یک دست سه انگشتی است مشاهده می کنیم ، کلا اثر باد بر روی کوهها و سنگهای این منطقه بسیار شگفت آور است و اشکال عجیب و غریبی را خلق کرده است که اصطلاحا به آنها “یاردانگ” می گویند. چند کیلومتر جلوتر به سه راهی روستای تمندان می رسیم. این روستا یکی از محلهایی است که برای صعود به قله تفتان توسط اکثر کوهنوردان انتخاب می شود. حدود چهل کیلومتر بعد به پادگان آموزشی ارتش در پای کوههای پنج انگشت رسیده ، با دوستان سرباز خود خداحافظی می کنیم و به آنها پیشنهاد می کنم که درباره استعمال دخانیات بیشتر فکر کنند. در ابتدای شهر به میدانی می رسیم که به نظر آخر خط به حساب می آید. از راننده سراغ  قلعه حیدرآباد را می گیرم و او هم با مهربانی قبول می کند که من را به آنجا برساند ( کرایه از زاهدان تا خاش 4000 تومان است، حدودا دو ساعته این مسافت طی شد).

با هماهنگی قبلی که با آقای ریگی مسوؤل میراث فرهنگی خاش انجام داده بودم به محل موقت اداره که در قلعه حیدرآباد بود رفتم و با استقبال ایشان و همکار بسیار خوبشان آقای کُرد مواجه شدم. بعد از کمی خوش و بش درباره خاش از ایشان اطلاعاتی گرفتم که به ترتیب در ادامه خواهم آورد.

شهرستان خاش با مساحت 23105 کیلومتر مربع در مرکز استان سیستان و بلوچستان قرار گرفته و فاصله مرکز شهرستان تا زاهدان 180 و تا تهران 1735 کیلومتر است. ارتفاع آن از سطح دریا 1394متر می باشد. این شهرستان تحت تأثیر آب و هوای نیمه بیابانی، دارای اقلیمی خشک و معتدل ناشی از دشت لوت و در برخی نواحی اقلیم خشک سرد ناشی از نواحی کوه تفتان است. بادهای منطقه شامل باد گررو ،نمبی ، ایر باد و گوریچ هستند. 1- باد گررو: این باد از جهت غرب کوههای پنج انگشت در ماههای بهمن و اسفند بیشترین شدت را دارد و توام با سرما می باشد. و در ماههای فروردین بخصوص خرداد و تیر بیشترین صدمه را به کشاورزی وارد می آورد که همراه با شنهای روان می باشد و در سطح شهر ایجاد طوفان می کند. 2- باد گوریچ: این باد از جهت شمال شرقی و از کوههای مورپیش در فصلهای پاییز و اوائل زمستان می وزد. که توام با سرمای خشک بوده و به کشاورزی لطمه می زند. 3- باد نم بی: بادی است از سمت شمال غرب تفتان که توام با گرد و غبارمی وزد. 4- ایر باد : این باد که همان باد موسمی اقیانوس هند است در فصل تابستان می وزد و گاهی بارانهای سیل آسایی به همراه دارد.

 بر پایه نتایج حاصل از سر شماری 1381شمار جمعیت شهرستان خاش حدود 145000نفر بوده است. کلمه خاش در لهجه بلوچی هواش Howash تلفظ می شود این شهر قدمتی بیش از زاهدان دارد و تاریخ پیدایش آن به پیش از حکومت نادر می رسد.خاش امروزی در نزدیکی شهر قدیمی خاش قرار دارد، این شهر تا قبل از نادر شاه به علت ناامنی چندان اعتباری نداشت اما نادر شاه ضمن سرکوبی راهزنان ، این منطقه را امن و میریابی خان را حاکم آنجا کرد سپس مدتی انگلیسی ها بر این منطقه تسلط یافتند. پس از آن سردار عیدوخان ریگی این منطقه را تحت حکومت خود درآورد و سه قلعه با نامهای حیدرآباد، کمال آباد و ناصری را ساخت. با تشکیل استان سیستان و بلوچستان ابتدا خاش یکی از شهرهای شهرستان زاهدان بود که بعدا به عنوان شهرستان خاش در تقسیمات کشوری قرار گرفت و بدین ترتیب خاش رو به توسعه و آبادانی گذاشت و از شکل یک روستا خارج شد و آرام آرام سیمای شهر بخود گرفت. مردم شهرستان خاش به زبان بلوچی تکلم می‌کنند و لهجه خاشی اصیل و زبان فارسی نیز رایج است. اکثر قریب به اتفاق آنها مسلمان و اکثرا اهل تسنن هستند.

balouchestan8711af004

ابتدا از قلعه حیدرآباد بازدید کردم. این قلعه از جنس خشت و گل و نقشه آن به صورت مستطیل است تعدادی از اتاقها مرمت شده اند و تعدادی در حال مرمت هستند. با این حال بسیاری از قسمتهای قلعه هنوز مخروبه است. سپس با آقای ریگی سوار اتومبیل شخصی ایشان شدیم و به سمت مرکز شهر حرکت کردیم. در خیابان امام خمینی که خیابان اصلی شهر است مسجد جامع خاش قرار دارد نکته جالب این است که در مسجد داخل حیاط خانه ای قرار دارد و ما برای بازدید مسجد ابتدا در گاراژی بزرگی را زدیم و سپس داخل شدیم. البته به نظر می آید که در دیگر مسجد از داخل کوچه باشد و برای ورود به مسجد رفت و آمد از آن در مناسبتر است.

     balouchestan8711af017

balouchestan8711af024

 این مسجد یک مناره آجری استوانه ای دارد که در قسمت جنوب غربی مسجد قرار گرفته است. بر روی کتیبه ای کوچک  جمله ” لا اله الا الله ”  و تاریخ احداث این مناره را تیرماه سال  1318 نگاشته اند. تزئینات آجرکاری در نمای به چشم می خورد.فضای داخلی مسجد 16 ستون دارد و سقف آن از نوع آجری ضربی است. درست در روبروی مسجد و در آنسوی خیابان امام خمینی بازارچه سرپوشیده خاش قرار دارد درون آن حجره هایی قرار دارد که با اتاقهای گنبدی با آجرهای مربع شکل پوشیده شده اند و از خارج روی آجرها را گل اندود کرده اند. بر روی گنبدها هم نورگیرهای متعددی تعبیه شده است. این بازارچه بسیار کوچک است و عده ای ساخت آن را مشابه بازار قیصریه در لار می دانند. البته تاریخ ساخت این بنا سال 1344 شمسی است و توسط فردی زرتشتی ساخته شده است.

به پیشنهاد آقای ریگی به سمت تپه مرتضی علی و زیارتگاه مرتضی علی که در جاده قدیم خاش- سراوان و نزدیک روستای محمدآباد قرار دارد رفتیم. این بنای سنگی- آجری که شباهت به نیایشگاههای کوچک دارد بر روی تپه باستانی قرار دارد که گفته می شود قدمت آن به دوره تیموری- صفوی  می رسد. این بنا پلانی مربع شکل و دارای گنبد است و آن را منتسب به یکی از افراد خاندان آل علی(ع) دانسته اند. اهالی این منطقه و حتی خارج از این محل اعتقاد خاصی به کمالات این فرد داشته اند و نذر و نیاز زیادی به نام ایشان انجام می شود. متاسفانه هیچگونه حفاظت فعال و غیرفعالی از آن به عمل نمی آید و این موضوع را از حفاری های غیرمجازی که در اطراف این بنا انجام شده، به راحتی می توان استنباط کرد. بر روی تپه های باستانی هم کشاورزی انجام می شود.

balouchestan8711af025

 نهار را مهمان آقای ریگی بودم، ایشان محبت کردند و من را تا میدان ورودی شهر یعنی درست همانجا که از زاهدان آمده بودم پیاده کردند و سوار اتوبوس ایرانشهر شدم. فاصله خاش تا ایرانشهر حدود 150 کیلومتر است و اتوبوس این مسیر را دو ساعته می پیماید. کرایه این مسیر دو هزار تومان است.

صبح به قصد رسیدن به سراوان از ایرانشهر خارج شدم. برای رفتن به سراوان ابتدا باید به شهر زابلی رفت و از آنجا راهی سراوان شد. سواری های خطی، این مسیر حدودا 110 کیلومتری را نزدیک دو ساعته طی میکنند. بیشتر این مسیر کوهستانی است و به همین دلیل سرعت متوسط وسیله نقلیه خیلی زیاد نخواهد بود. در اتومبیلی که من سوار آن بودم، خانمی نیز در صندلی جلو نشسته بود که بعدا فهمیدم معلم روستا است و پنجشنبه هر هفته به شهرش که ایرانشهر باشد می آید و شنبه مجددا به روستا باز می گردد. در نیمه های راه بودیم که راننده وارد جاده فرعی شد و پس از رسیدن به روستایی کوچک، کنار دبستانی که از یک ساختمان و چند دستشویی ساخته شده بود ایستاد. خانوم معلم با اسباب و اثاثیه اش که در صندوق عقب ماشین بود پیاده شد. دانش آموزان که در جلو مدرسه جمع شده بودند به کمک معلم آمدند و همه با هم وسایل معلمشان را به سمت ساختمان کوچکی که روی آن نوشته شده بود: ” خانه معلم” بردند. به شهر زابلی که نام قدیم آن “مگس” بوده، رسیدیم. در میدان مرکزی شهر از اتومبیل پیاده شده و سه هزار تومان کرایه هم پرداختم.

  balouchestan8711af266

سراغ ایستگاه سراوان را گرفتم که من را به چند ماشین جلوتر در همان سمت میدان هدایت کردند. دو نفر در صندلی عقب و یک نفر هم در صندلی جلو نشسته بودند. با احتساب من ظرفیت تکمیل بود ولی پیرمرد همچنان دنبال مسافر می گشت. دو نفر دیگر از راه رسیدند یک نفر به زور در کنار دست من نشست و نفر بعدی هم که جلو نشست. این مسیر نسبتا هموارتر است. در بین راه از شهر سوران گذشتیم و بعد به سراوان وارد شدیم. فاصله زابلی تا سراوان حدود 130 کیلومتر است که با وسیله نقلیه ای که من سفر کردم نزدیک یک و نیم ساعت طول کشید و سه هزار تومان هم کرایه دادم.

balouchestan8711af269

balouchestan8711af267

   طبق هماهنگی که از قبل با آقای دهواری مسئول میراث فرهنگی سراوان انجام داده بودم به اتفاق به اداره میراث رفتیم. اداره در حال حاضر در ساختمان قدیم دبستان دهخدا با قدمت 80 ساله  قرار دارد.

  balouchestan8711af271

در اتاق مسئول اداره نقشه بزرگی از ایران نصب شده  که حداقل مربوط به 20 سال قبل است. هر چه نگاه کردم مطلب زیادی نتوانستم از آن برداشت کنم. نظرم را نقشه ای شماتیک به خود جلب کرد، هر چند که با بی دقتی تمام کشیده  شده بود ولی نام روستاها وشهرهایی را که در مسیر سراوان تا کوهک قرار دارند، در آن ذکر شده است.

balouchestan8711af270

به اتفاق آقای دهواری سوار بر اتومبیل پراید آقای یحیی دهواری که جوانی خوش اخلاق و مؤدب بود، شدیم. ابتدا در شهر دوری زدیم ، از کنار ساختمان قدیمی بهداری که مربوط به دوران پهلوی و در حال مرمت است، گذشتیم.

      balouchestan8711af272

آقای دهواری کتابی درباره سراوان به من هدیه دادند  به نام: “سراوان، شکوه گذشته” که نوشته خودشان- محمد صدیق دهواری- است و کاری تحقیقی درباره شهرستان سراوان با محوریت گردشگری است. از این کتاب بهره زیادی بردم و توانستم در تنظیم نوشته ها از آن سود ببرم. حدود ساعت 11 صبح بود که وارد جاده سراوان- کوهک شدیم. قبل از خروج از شهر یکی از دوستان آقای دهواری به نام آقای امام بخش دهواری  که عضو شورای شهر آسپیچ هستند، همسفر ما شدند. در میدان خروجی شهر به سمت روستای دزک، کوه کوتاهی به نام کوه مهرگان قرار دارد. گفته می شود قبل از اسلام بر روی این کوه آتشکده ای قرار داشته و مردم مراسم مذهبی خود را آنجا به جا می آوردند. در این کوه سنگ نگاره هایی وجود دارند که متاسفانه تعدادی از آنها به خاطر بی توجهی تخریب شده اند و تعدادی نیز به خاطر هوازدگی در حال تخریب هستند.

از آقای دهواری خواستم تا رسیدن به مقصد درباره گذشته و حال سراوان برایم توضیحاتی بدهد.

شهرستان سراوان جمعیتی حدود 240 هزار نفر دارد که اکثرا در روستا زندگی می کنند. عشایری نیز در این منطقه وجود دارند که پس از خشکسالی های اخیر در حاشیه شهرها ساکن شده اند. آب و هوای شهرستان سراوان گرم و خشک است و علی رغم تابستانهای گرم، زمستانهای معتدل دارد. بارندگی در سال کم و حدود 100 میلیمتر در سال است. رودخانه ماشکید(ماشکل) مهمترین رودخانه این شهرستان است که از ارتفاعات خاش سرچشمه می گیرد و پس از عبور از جنوب اسفندک و کوهک از ایران خارج می شود. مردم این شهرستان مسلمان و اکثرا اهل تسنن هستند. بلوچی زبان مردم این خطه است که در مناطق مختلف با گویش و لهجه خاصی صحبت می شود. نخل خرما، درخت بسیار با ارزشی است که در بین بلوچها اهمیت خاصی دارد. خرما سراوان با کیفیت و تنوع بسیار بالا(بیش از 50 نوع خرما) در سطح کشور مشتری های خاصی دارد.

درخت داز که نوعی نخل بیابانی است در مسیر رودخانه های فصلی به وفور دیده می شود. این گیاه نسبت به کم آبی بسیار مقاوم بوده و نقش بسیار مهمی در کنترل سیلابهای ناشی از بارانهای رگباری در این منطقه دارد. از این گیاه در حصیربافی، بافت خورجین و ساخت کفش(سواس) و همچنین جهت تزئینات مختلف در صنایع دستی استفاده می کنند.

  در حدود 36 کیلومتری شمال غربی روستای ناهوک وحدود 70 کیلومتری شهر سراوان در انتهای دشت وسیع آبرفتــــی سر دشت ناهوک در میان دره ای پر آب وبا صفا مجموعه ای کم نظیر وشاید بی نظیر از نقش و نگار کنده برروی سینه سنگها وصخره بچشم می خورد که شاید از نظر تعداد وتراکم نقوش در یک محدود کوچک ( که به بیش از هزاران نقش می رسد) بتوان آنرا ” بزرگترین مجموعه معرفی وشناخته شده سنگ نگاره درایران” معرفی نمود و این دره را باید در واقع نگار خانه ای زیبا وجالب توجه از نگار گران هزاران سال گذشته دانست . نقوش دره نگاران را میتوان درسه دوره قدیم ، میانه و جدید مورد مطالعه قرارداد کهن ترین نقوش آن متعلق به هزاره های چهارم تا هشتم قبل از میلاد ولی عمده نقوش آن متعلق به دوره میانه آن یعنی هزار تا هزار پانصد سال قبل از میلاد میباشد. از مهمترین نقوش آن میتوان به نقوش انسانی به دو صورت با لباس یا بدون لباس ( ملبس یا برهنه) ونقوش حیواناتی همانند اسب، خروحشی، قوچ، کل و بز، جبیر، مار، گاو کوهاندار، شتر دو کوهانه ، سگ ، گرگ ، روباه، گاو میش ،یوز پلنگ و پلنگ اشاره کرد.

 پس از طی 27 کیلومتر به روستای کلپورگان می رسیم. این روستا که به سبب سفالگری که به شیوه خاصی در آن انجام می شود، شهرتی جهانی دارد. قدمت سفالگری در این منطقه به هفت هزار سال قبل بر میگردد و این هنر در این مدت تقریبا دست نخورده باقی مانده است. زنان این روستا که استادان سفالگری روستا هستند، همانند پیشینیان خود بدون استفاده از چرخ سفالگری و تنها با دستان خود ظروف سفالی را خلق می کنند.  هنرمندان کلپورگانی “گل هاجک” را از کوهی به نام “شکوتک” تهیه می‌کنند و با سنگ مخصوص مدوری می‌کوبند تا خرد و نرم شود و پس از الک کردن خاک را همراه با آب در حوضچه‌ای می‌ریزد و به شیوه‌‌های کاملاً سنتی آن را تصفیه می‌کنند، آب گل آلود یک تا دو روز در حوضچه می‌ماند و پس از آن آب را تخلیه می‌کنند و گل ته‌نشین شده را بر می‌دارند و پس از ورز دادن برای ساخت سفال آماده می‌کنند. گل ورز داده شده را درون ظرف بشقاب مانندی از جنس سفال که کف آن تکه پارچه کتانی قرار داده‌اند می‌گذارند و با دست، ظرف مورد نظر را می‌سازند، انگشت شصت پا نقش موتور چرخ سفال را بازی می‌کند و با چرخاندن ظرف زیرین و کشیدن دیواره ظرف سفالینه‌ای تازه شکل می‌گیرد. تزیین‌ بدنه‌ سفال‌ پس‌ از خشک‌ شدن‌ آن‌ آغاز می‌شود. نخست‌ سطح‌ سفالینه‌ را با پارچه‌ای‌ نمناک‌  و روی‌ آن‌ را با سنگ‌ صاف‌ صیقل‌ می‌دهند. وقتی‌ که‌ سطح‌ سفال‌ جلا یافت، آن‌ را با پارچه‌ای‌ که‌  از چربی‌ دنبه‌ اشباع‌ شده، می‌آلایند. آن‌ گاه‌ با «تیتک» که‌ ماده‌ای‌ رنگزا و سخت‌ است، رنگی‌ تیره‌  ساخته‌ و با تکه‌ چوبی‌ باریک‌ و کوتاه‌ دایره‌ها و مربعهای‌ تزیینی‌ ترسیم‌ می‌شود.‌ مشابه‌ این‌ نقشها را می‌توان‌ در سوزن‌دوزی‌های‌ بلوچی مشاهده‌ کرد. عجیب است که پس از هفت هزار سال دقیقا اشکال روی ظروف هیچ تغییری نکرده است.

در روستای کلپورگان توقف کوتاهی داریم تا از مغازه کنار جاده کمی میوه و خوراکی تهیه کنیم. چشمم به پیرمردی می افتد که تعدادی گالن بنزین کنارش گذاشته است. در حالی که روی نیمکت نشسته و دائما چرت می زند. به سراغش می روم و از احوالش جویا می شوم. بشاش و خوش برخورد است. فارسی را به سختی صحبت می کند و می گوید شغلش فروش بنزین است چون کار دیگری از دستش بر نمی آید و با درآمدش فقط زنده می ماند.

balouchestan8711af276

 در مدت کوتاهی که در کنار جاده ایستاده ام تعداد زیادی وانت تویوتا را دیدم که به سرعت در این جاده غیر استاندارد و بعضا خطرناک در حرکتند. وانتهایی که خالی از سمت مرز می آیند و پر از گالنهای بنزین به سمت مرز در حرکتند. قاچاق بنزین شغل بسیار معمولی در این دیار است. هر کاروان که مشتمل بر چندین وانت است دارای یک نفر به اصطلاح صاحب بار است که منطقا بیشترین سود را از این محموله خواهد برد. صاحب ماشین و یا راننده فرد یا افراد دیگری هستند که بیشترین خطر را تحمل خواهند کرد و بعضا در درگیری ها ممکن است کشته شوند، آسیب ببینند، زندانی شوند یا مجبور به پرداخت جریمه های سنگین گردند.

درادامه مسیر از روستای دهک و اسفندک عبور می کنیم. پس از اسفندک که روستایی کم و بیش سرسبز است وارد جاده کوهک می شویم. تردد اتومبیلها بسیار کم است و محدود به وانتهای حمل سوخت قاچاق است. در مسیر به کاروان کوچکی که مشتمل بر 6-7 وانت بود برخوردیم که چند دقیقه قبل به سرعت از ما سبقت گرفته بودند و اکنون با همان سرعت در حال برگشت بودند. ابتدا تصور کردم که محموله را تحویل داده اند و برگشته اند ولی بعد متوجه شدم که احتمالا به ایشان خبر داده شده که جاده در کنترل نیروهای انتظامی است. قبل از رسیدن به کوهک وارد جاده ای خاکی شدیم که بعد از پنج کیلومتر در جهت شمال ما را به روستایی کوچک به نام دهواران رساند. به منزل آقای صفر دهواری از بزرگان این روستا رفتیم و به اتفاق ایشان مجددا مسیر را به سمت روستای کوهک ادامه دادیم. یواش یواش سر و کله رودخانه ماشکید که در بستر خود آرمیده بود پیدا شد. از بستر بسیار وسیعش می توان دریافت که رودخانه بسیار بزرگی بوده که اکنون به سبب خشکسالی، بسیار کم آب است. به گفته آقای دهواری در زمان سیل ارتفاع آب در سرتاسر این رود چندین متر بوده است.

balouchestan8711af311

به روستای کوهک می رسیم این روستا از دو قسمت درست شده و تپه ای روستا را به دو بخش تقسیم کرده است. روی تپه پاسگاه نیروی انتظامی قرار دارد که برای ادامه مسیر باید با هماهنگی انجام شده مجوز عبور داده شود. آقای دهواری هماهنگی های لازم را در پاسگاه انجام دادند و ما از فرصت ایجاد شده استفاده کردیم و از بالای تپه که به دشت مسلط بود به تماشای روستا پرداختیم. روستای کوهک روزگاری آمد و شد بسیار داشته است اداره گمرک که بقایای ساختمانی آن هنوز پابرجاست، اداره ای فعال بوده و به واردات و صادرات به هندوستان نظارت داشته است. بقایای چند برجک دیدبانی هنوز وجود دارد و در داخل روستا قلعه ای مخروبه دیده می شود.

balouchestan8711af319

 گفته می شود حدود 80 سال قبل که این قسمت از ایران به شکل ملوک الطوایفی اداره می شده است حکمران کوهک فردی بوده به نام مهراب خان نوشیروانی که به فرمان حکومت وقت( رضا شاه پهلوی) نبوده است و از آنجا که از پشتیبانی مردم نیز برخوردار بوده، قشون کشی دولت مرکزی نیز نتوانسته او را شکست دهد تا اینکه فردی به نام عباسقلی خان البرز از طرف حکومت برای سرکوب او و چند تن دیگر از خانهای محلی به این منطقه گسیل می شوند و چون در حمله نظامی راه به داخل قلعه نمی برند از ترفندی قدیمی ولی کارآمد استفاده می کند.

balouchestan8711af325

balouchestan8711af345

عباسقلی خان که به فرهنگ قوم بلوچ آگاهی کامل داشته و می دانسته که راستی و درستی و وفای به عهد جزء لاینفک زندگی یک بلوچ است، یک نفر را با قرآن به قلعه می فرستد و قول می دهد و سوگند می خورد که می خواهد با مهراب خان  مذاکره کند. اطرافیان مهراب خان مخالفت می کنند، مهراب خان که می دانست  به حرف عباسقلی خان البرز اعتباری نیست و احتمال کشته شدنش می رود ولی به خاطر قول و کتاب خدا از قلعه خارج می شود. پیر زنان و پیر مردان دعایشان را بدرقه ی راهش می کنند. قبل از رفتن رو به اهالی قلعه می کند و آنگاه خطاب به مردم می گوید: “تا زمانی که نامه ی مهر شده از طرف من نیامد، هیچ اقدامی نکنید”. و مردانه به مسلخ می رود. عباسقلی خان البرز زیر قولش می زند، او را دستگیر و به شهادت می رساند. سپس نامه ای به اهالی قلعه به این مضمون می فرستد: “تفنگ ها را گذاشته تسلیم شوید” و نامه را با مهر انگشتر مهراب خان ممهور می کند. اهالی قلعه، با دیدن مهر مهراب خان تسلیم شده و بیرون  می آیند. وقتی با جنازه ی مهراب خان رو به رو می شوند، دست خالی به طرف مأموران یورش می برند و عده ی زیادی از طرفین کشته می شوند و این ترا‍ژ‍دی  برگی دیگر می شود بر حماسه های این سرزمین. مهراب خان نوشیروانی کشته می شود ولی در اذهان مردم بلوچ  و بر لبان مادرانی که برای فرزندانشان لالایی می خوانند و از رشادت های مهراب خان می گویند، تا قیامت زنده خواهد ماند.

عباسقلی خان پیکر مهراب خان را به همراه هفت خان دیگر،  خارج از قلعه و کنار تپه ،  در محلی که اکنون نیز مشخص است در گوری دسته جمعی به خاک می سپارد.

balouchestan8711af333

پس از گرفتن مجوز لازم سوار اتومبیل شدیم و پس از اینکه از ساختمان قدیم گمرک بازدید کردیم و لحظاتی را در نخلستانهای کوهک سپری کردیم به سمت خط مرزی به مسیر خود ادامه دادیم.

 تا منطقه صفر مرزی که بازارچه مشترک مرزی ایران و پاکستان قرار دارد حدود 10 کیلومتر از روستای کوهک فاصله است. قبل از ورود به بازارچه مرزی با نیروهای گشت مرزی مرصاد که نیروهای ویژه مرزبانی در ایران هستند مواجه شدیم. منطقه بازارچه مرزی، محدوده ای است که با فنس جدا شده و کامیونهای ایران و پاکستان برای حمل و نقل کالاها به این محدوده وارد می شوند در این محدوده سوله بزرگی توسط ایران ساخته شده که قرار است محصولات پیشه وری در آنجا عرضه شوند. در حال حاضر تبادلات کالا در محدوده بازارچه انجام می شود. مثلا من کامیونی از ایران را دیدم که بار خود را که جعبه های خرما بود در این محل تخلیه کرد و پس از مدتی کامیونی از پاکستان این جعبه ها را بار زد.

balouchestan8711af286

تماشای افرادی که شکل و شمایلی مثل ما داشتند ولی تنها ملیتشان مربوط به کشوری دیگر بود برای من جالب بود. طرز برخورد افرادی که در این محدوده که الان هم به طور دقیق نمی دانم مربوط به کدام کشور است احساس جالبی در من ایجاد کرده بود. چند بار خواستم تا نزدیکی در خروجی بازار به سمت پاکستان بروم ولی فکر کردم ممکن است باعث ایجاد دردسر برای خود و همراهان شوم. در این محل جی پی اس خود را روشن کردم و این نقطه را  تحت عنوان :“سلام خورشید” که بیانگر شرقی ترین نقطه ایران است، ثبت کردم و به یاد چند ماه قبل افتادم که در غربی ترین نقطه ایران یعنی پیراحمد کندی بودم. احساس جالبی است وقتی تصور کنید شما نخستین فردی در ایران خواهید بود که با طلوع خورشید به او سلام خواهید کرد. طلوع خورشید از کوهک تا پیراحمدکندی بیش از یک ساعت و هفده دقیقه طول می کشد  و به همین اختلاف زمانی نیز خورشید زودتر در کوهک  به خواب می رود.

در محدوده بازارچه مرزی افرادی را دیدم که با بیلچه، کاردک و دست خالی مشغول کند و کاو در روی زمین بودند. متوجه شدم ایشان افرادی هستند که دنبال قراضه آهن و فلزات می گردند تا با جمع آوری و فروش آنها پول بخور و نمیری بدست آورند. کامیونهای پاکستانی نیز در نوع خود بی نظیر و دیدنی هستند. این کامیونها که اتاقهای بزرگی دارند، با نقاشی های زیبا و رنگهای شاد تزیین شده اند و به انواع و اقسام بوقهای مختلف هم مجهز هستند.

balouchestan8711af290

 در کنار ساختمان مرزبانی پاکستان که با پرچم پاکستان مشخص است، ساختمان دیگری وجود دارد که مزین به پرچم آمریکا است! و این موضوع حس بدی را به من منتقل کرد.

ساعتی بعد راه بازگشت را پیش گرفتیم اینبار از جاده ای که به موازات مرز تا رودخانه ماشکید ادامه دارد و سپس موازی با رودخانه تا کوهک ادامه یافته را انتخاب کردیم. تابلویی مبنی بر ممنوعیت تردد وجود ندارد ولی دوستان یادآوری می کنند که عبور و مرور از این منطقه به سبب احتمال مین گذاری ممنوع است. ظاهرا چند روز قبل یکی از خودروهای نیروی انتظامی روی مین رفته بود. در آنسوی رود ماشکید و در نوار مرزی چند تانکر را دیدم که در کنار رود ایستاده اند. گفتند که آنها منتظر قاچاقچیان سوخت از سمت ایران هستند تا محموله را به تانکرها تحویل دهند. حاشیه رودخانه توسط لودر برای جلوگیری از تردد وانت ها به آنسوی مرز، ناهموار شده بود ولی به وضوح می شد محلهایی را دید که مجددا بازگشایی شده است. حدود ده کیلومتر از این جاده را پیموده بودیم که با چند خودروی مجهز و مسلح گشت نیروهای ویژه مرزی مواجه شدیم. پس از اینکه این افراد  خودرو و مسافرین خودرو ما را شناسایی کردند ، خواستند که سریعتر و بدون توقف راه  را تا کوهک  ادامه دهیم. در کوهک راننده یک خودرو پژو،  اتومبیل ما را متوقف کرد و از راننده ما درباره گشت مرزی سوالاتی پرسید و پس از دریافت اطلاعات مفید با موبایل به سایرین خبر داد که از کدام محل تردد کنند. بعدا فهمیدم که او یکی از قاچاقچیان و به اصطلاح صاحب بار است.

حدود چهار بعد از ظهر به روستای دهواران برگشتیم. همسر آقای صفر دهواری نهار مفصلی برای ما ترتیب داده بود. بعد از صرف نهار و چای و کمی استراحت از آقای صفر دهواری تشکر کردیم و به سمت سراوان به راه افتادیم. هوا تاریک شده بود که به سراوان رسیدیم. از آقای دهواری خواستم که من را به ایستگاه ایرانشهر برساند. ولی ایشان گفتند که ابتدا باید به زابلی و از آنجا به ایرانشهر بروم که در هیچکدام از این دو مسیر در این زمان ماشین پیدا نخواهم کرد. به ناچار مهمان ناخوانده آقا صدیق شدم. این چندمین باری است که به بلوچستان سفر می کنم و هر بار به نوعی گرفتار مهربانی و مهمان نوازی این قوم شده ام. پس از پذیرایی مفصل ، در منزل ایشان فیلمی از حادثه سیل سراوان و نحوه کمک رسانی به سیل زدگان روستاها که توسط آقای دهواری  تهیه شده بود را دیدم. به راستی عمق فاجعه بسیار عظیم تر از آن بود که ما در تلویزیون دیده بودیم.

زنگ مدارس در سراوان به سبب زودتر روشن شدن هوا، نسبت به شهرهای مرکزی و غربی ایران زودتر به صدا در می آید و بچه ها باید زودتر از خواب برخیزند. از آقای دهواری خواهش کردم که در صورت امکان من را پس از رساندن پسرش به مدرسه به ترمینال برساند تا به خاش بروم. در ترمینال از آقای صدیق دهواری به خاطر همکاری، مهربانی و مهمان نوازیش تشکر کردم و به سمت خاش حرکت کردم. فاصله سراوان تا خاش حدود 180 کیلومتر است که با سواری دو ساعته طی می شود. کرایه این مسیر 4000 تومان است. از میدان خاش نیز با سواری های زاهدان عازم زاهدان شدم.در زاهدان چون وقت کافی تا هنگام پرواز داشتم، توانستم در شهر گردشی کنم. به رسم گذشته که به زاهدان می آمدم ، به چهار راه رسولی و مغازه هایی که کفش دست دوم می فروشند، رفتم. ولی مثل گذشته از کفش کوهنوردی خبری نبود و همان چند جفتی را که دیدم قیمتهای بالایی داشتند که از قیمت کفش نو کمی ارزان تر بودند. حدود ساعت یک بعدازظهر به سمت تهران حرکت کردم. طبق معمول در این سفر نیز علاوه بر دیدن مکانهای دیدنی و جالب، دوستان بسیار خوبی هم پیدا کردم.

 افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

iranpour@kanoonirangardan.ir

Share

نوشته سلام خورشید (سفر به بلوچستان) اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/3397/feed/ 6
تیله بازی در قلعه بالا، تایر بازی در رضاآباد https://kanoonirangardan.ir/%d8%aa%d9%8a%d9%84%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d9%84%d8%b9%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%8c-%d8%aa%d8%a7%d9%8a%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d8%b6%d8%a7/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%aa%d9%8a%d9%84%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d9%84%d8%b9%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%8c-%d8%aa%d8%a7%d9%8a%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d8%b6%d8%a7/#respond Sat, 07 Dec 2013 11:27:20 +0000 https://kanoonirangardan.ir/new/?p=3388 تیله بازی در قلعه بالا، تایر بازی در رضاآباد سفر ...

نوشته تیله بازی در قلعه بالا، تایر بازی در رضاآباد اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
تیله بازی در قلعه بالا، تایر بازی در رضاآباد

سفر به منطقه توران و روستای قلعه بالا در اسفندماه 87 ، اولین سفر من با کانون گردشگران جوان ایران بود. سفری که با تمام سفرهایی که با تورهای دیگر رفته بودم تفاوت داشت. جمعی صمیمی و دوست داشتنی و سفری مملو از لحظات به یاد ماندنی. در کنار تمام این لحظات مانند نیسان سواری، دنبال کردن رد پلنگ، گم کردن راه در شب، بازی مافیا و غیره، دو چیز برای من خیلی جذاب و یادآور خاطرات کودکی بود: تیله بازی بچه های روستای قلعه بالا و توقه یا تایر بازی بچه های روستای رضا آباد

تیله بازی بچه های روستای قلعه بالا:

از آخرین باری که تیله بازی رو از نزدیک می دیدم زمانی طولانی می گذشت در حدود 20 سال. اصلا گمان نمی کردم که هنوز جایی و کودکانی باشند که تیله بازی کنند. وقتی با این صحنه روبرو شدم انگار که به 5-6 سالگی پرتاب شده باشم زمانی که استاد تیله بازی بودم و تمام تیله های دوستانم را تو بازی برنده می شدم و مقدار زیادی تیله داشتم. حدود نیم ساعت مبهوت بازی آنها بودم جایی که دو دختر و دو پسر کوچک روستایی با لباس های عید و پلوخوریشان در حال بازی با یکدیگر بودند. قوانین بازی آنها با آن تیله بازی که ما در زمان خودمان انجام می دادیم فرق داشت؛ ما فقط یک چاله کوچک به اسم مات درست می کردیم و با پرتاب تیله به سمت آن چاله بازی را شروع می کردیم سپس تیله هرکسی به آن نزدیک تر بود بازی را شروع می کرد و سعی می کرد تیله را درون آن چاله بیندازد و سپس بقیه تیله ها را بزند اما بازی بچه های قلعه بالا کمی پیچیده تر بود. آنها 4 چاله به فاصله تقریبا 50 سانتی از یکدیگر درست کرده بودند که به نظر می رسید هر کدام از آنها امتیاز خاصی را داشت که البته روشن است که هر کدام که نزدیک تر بود امتیاز کمتری نیز داشت. بازی به این ترتیب شروع می شد که یک نفر در هر دست بازی تیله اش را در جای خاصی قرار می داد و بقیه افراد سعی می کردند تیله شان را نزدیک آن پرتاب کنند یا آن را با تیله شان بزنند به هر حال نزدیک ترین تیله به هدف بازی را شروع می کرد و سپس تلاش می کردند در حالی یکدیگر را بزنند تیله هایشان را نیز درون چاله های مختلف پرتاب کنند و هر کس می توانست زودتر از همه تیله اش را درون چاله آخر بیاندازد بیشترین امتیاز را کسب می کرد و بازی نیز در آن زمان تمام می شد.

touran8712_c4mk-(97)w

 موردی دیگری که در آن زمان نظرم را جلب کرد لهجه و لغاتی بود که کودکان قلعه بالا بکار می بردند؛ لغات و جملاتی که بکار می بردند بسیار شبیه به جملات تهرانی  بود  و به سختی می توانستی لهجه و اصطلاحات خاص روستایی را در آنها پیدا کنی آنها خیلی از اصطلاحاتی را که بچه ها تهران استفاده می کنند را به کار می بردند نمی دانم دلیل این موضوع چیست؛ تلویزیون، رادیو، درس خواندن یا خیلی چیزهای دیگر اما احساس می کنم که تا 50 سال آینده بسیاری از این اصطلاحات یا لهجه های بومی، در صورتی که فکری برای آنها اندیشیده نشود، در مناطق مختلف از بین خواهد رفت که واقعا جای تاسف خواهد داشت.

توقه یا تایر بازی بچه های روستای رضا آباد:

          00830029              

شاید این مسئله برای بچه ای این دوران، بچه های بعد از جنگ، کمی سنگین و خنده دار باشد که یکی از سرگرمی های بچه های هم نسل من، از نسل قبل از خودم اطلاعی ندارم، بازی با توقه و تایر دوچرخه و موتور بود. در حالی که می دویدیم سعی می کردیم آنها را توسط یک چوب 30 تا 50 سانتی کنترل و به جلو هدایت کنیم و معمولا تا مسافت معینی را مسابقه می دادیم. بعد از سالها بچه های روستا رضا آباد در کویر مرکزی ایران را، روستایی که از کمترین امکانات رفاهی برای زندگی نیز برخوردار نیست، در حال انجام این بازی دیدم آن هم در بر روی شنهای روان کویر.

00830021

00830028

Share

نوشته تیله بازی در قلعه بالا، تایر بازی در رضاآباد اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%aa%d9%8a%d9%84%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d9%84%d8%b9%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%8c-%d8%aa%d8%a7%d9%8a%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d8%b6%d8%a7/feed/ 0
سفری کوتاه به کویر مرکزی ایران https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1%db%8c-%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%88%db%8c%d8%b1-%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1%db%8c-%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%88%db%8c%d8%b1-%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/#respond Sat, 07 Dec 2013 09:20:29 +0000 https://kanoonirangardan.ir/new/?p=3366 سفری کوتاه به کویر مرکزی ایران دیدار ما از کویر ...

نوشته سفری کوتاه به کویر مرکزی ایران اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
سفری کوتاه به کویر مرکزی ایران

دیدار ما از کویر سرانجام تصورات سالهای دور و نزدیک من از این منطقه از خاک کشورمان بود. و شاید آغازی بر تکمیل این تصورات دور و دراز و مبهم.

دیدن روستای مصر و منطقه مجاور آن و شاید تلنگری که دیدن عکسی از مرحوم نیکول فریدنی در سال 85 برایم رغم زد ، روستای چوپانان را میگویم.

دیدن این عکس و دلبری های معمارانه، بهمراه زیبائی عکس و تسلط استاد دیگر مجال اتلاف وقت را نداد و با یک برنامه ریزی نسبتا سریع ره به دیدار همه این زیبائی ها در 3 روز ابتدائی فصل زمستان 87 شدیم.

کاشان،روستای انارک،  نائین، جندق و اردستان از دیگر مناطقی است که علاوه بر روستای چوپانان و روستای مصر در این سفر از آنها بازدید کردیم.

نقشه  راهها  ، تصاویر هوائی گوگل ارث  google earth و تماس با دوستانی که آنجا را دیده بودند کافی بود که بار و بندیل بر بندیم و همراهی شیرین و بابک را طلب کنیم که باتفاق کسری و روشنک همره شویم با همین پرایدمان که لاستیک های جلوش را نو کنم و آنوقت استارت و آغاز.

kavirmarkazi8710mask00

راستش از 3 هفته قبل درخواست رزرو هتل جهانگردی شهر نایین را داشتم (که وصفش را در وبلاگ دکتر ناصر کرمی خوانده بودم) که تیرم به سنگ خورد و معلوم شد یک تور ایرانگردی اونجا را رزرو کرده ، و ناچار با هتل گل نرگس تماس گرفتم و تقاضای رزرو 2 اتاق را کردم.

صبح الطلوع از طریق اتوبان قم طی طریق بطرف کاشان ،تا صبحانه نشاطبخش و مناسب با حال و هوای سفر در کنار اتوبان و پس از طی  245کیلومتر درساعت 25 :10 به کاشان رسیدیم. شهری که من بار ها آنجا را دیده ام اما همیشه تکرار نبوده و من به همین خاطر کاشان را خیلی دوست دارم، اونم بخاطر بافت خاص شهرهای کویری اش .بازار زیبا با اون تیمچه امین الدوله و زیبائی خیره کننده مقرنس کاری هایش، و پشت بام نازنینی که حتی چند روز بودن روی اون آدم رو خسته نمیکنه و لذتی که سهراب سپهری از این دیدار میبرده تو هم میتوانی ببری.

کوچه پس کوچه های خاکی  با دیوار های گلی کوتاه که خط آسمون قوس دارش تورو بطرف نهایت آبی آسمانی رنگش میبره که پس از چندی همه قل و زنجیرت رو باز میکنه و تو پرواز میکنی. ایکاش همانطور بری وبری و اگه زنجیر هارو به پاهات دیدی معلومه که خودت نخواستی که بری.

مردم بی ریا با لهجه قشنگشون، و باز هم کاه گل ……… ،  که فقط خدا میداند چه چیزی را در اختیار آدم ها گذاشته و خودشون نمی دونن اون چیه…..آی اقا حالا که هوا یه کمی گرمه یه چند کاسه آب بطرف این دیوارا  بپاش . تا من چنتا نفس عمیق بکشم…… آخی ی ی ی ی ی  ….  1 2 3 4 5 6

فین و مجموعه بینظیرش . چند روز پیش شعری از فریدون مشیری راجع به امیر کبیر خوندم و تونستم تجسم کنم عجب مردی بوده این امیر کبیر . . . .. آقا آدم میدونه اگه این کارها را بکنه رگش رو میزنن و اونوقت با اونهمه دبدبه و کیا بیا ، دستش رو برای زدن رگش دراز کنه . . . . . امیر تو دیگه کی هستی. واقعن ما چه اسطوره هائی داشتیم و حالا نداریم. روح امیر الآن با این رهروهاش پشیمانه و نادم.

رهروانش چینی ها شدند و ژاپنی ها که برای مملکت خودشون هاراگیری رو راه انداختن…..راستی قرار بود سفرنامه بنویسم این که شد سیاست نامه . البته تغییر مسیر رو از روی احساس بی وزنی فهمیدم.

kavirmarkazi8710mask02

kavirmarkazi8710mask01

از کاشان دل کندن آسان نیست  خانه های بروجردی و طباطبائی و عباسیان و همه خانه های ساده تر رو هم که ببینی بازهم کم دیدی یاد زمان دانشجوئیم افتادم که بررسی حیاط رو برای خودم بهونه کردم برای دیدن خانه ها . . . . . و اونوقت ها این خانه های تازه مرمت شده نبود و من خانه های معمولی و کوچک حیاط دار را بررسی میکردم و چقدر هم با صفا بودن توصیه میکنم  اگه برای دیدن این شهر ها میاین حتما بجای هتل از این خانه ها استفاده کنین مطمئنا پشیمون نمی شین حتی اگرم که کوچیک باشن . وای که شب خوابیدن روی تخت چوبی روی حوض حیاط را براش باید صد ها هزار تومان داد و البته ارزشش رو داره.

این دفعه که رفتم کاشان ، خانه تاج رو هم به خانه های مرمت شده اضافه کرده بودن . البته بعنوان مرکز هنر های سنتی کاشان . توی یک قسمتی از این خونه اسم معمار های رحمت شده و در حیات رو لیست کرده بودند!!!!! هرچی گشتم اسم جناب آقای مهندس محمدرضا حائری ،(آرشیتکت جوان سالهای 68 -69 که ایشان را برای اولین بار در مشاور همگروه دیدم که بدنبال طرح احیا و نجات خانه های تاریخی کاشان بود) را ندیدم و چقدر متاسف و دلخور شدم.و مسئولی رو هم ندیدم که طرح موضوع کنم . بهر حال…….. این نیز تلخ بگذرد.

kavirmarkazi8710mask03

راستی پدر بزرگ های ما وقتی اینطوری کف حیاط و کوچه هامونو فرش میکردن ما چرا بی بیراهه باید بریم.

غروب کاشان خیلی قشنگه ولی برنامه برای اقامت شب در نایین تنظیم شده. ره بر میگیریم. غروب به اردستان میرسیم ، به یاد سال 63یا 64 میافتم که بهمراه استاد شیعه برای درس طراحی شهری به اردستان و زواره آمدیم ، 4 روز رولوه و برداشت بمنظور دادن طرحی آزمایشی از برای بازسازی شهر. در آن سفر مسجد جامع را خوب دیده و رولوه کرده بودیم اما گذشت 23 سال دلتنگی می آورد  علی الخصوص که از نزدیکیش عبور میکردی.

همراهان را راضی به دیدارش کردم اما روشنائی روز داشت جایش را به ظلمات شب میداد ولی  حجم انبوه قوسها ، آجرکاری ها ، حیاط 4 ایوانه، ابهت و صلابت فضا در کنار کمی روشنائی مجازی حال و هوای دیگری میداد. حس و حال ورود نماز گزاران برای ادای نماز نیز در نوع خود جالب بود.

سعی کردیم با هنر نمائی بابک خاطره غروب مسجد را به تصویر بکشیم که بعلت تکان خردن لنز بخاطر وزن نسبتا سنگین آن ، دیدار بیشتر به خاطره ماند.

جاده نایین خلوت بود و کمی رقص بلورهای برفی نیز صحنه را رویائی تر کرده بود ، ساعت 7 که دیگر همه جا تاریک بود در کیلومتر 475 بعد از 1 ساعت به نایین رسیدیم. هتل نرگس در 2 طبقه و در ورودی شهر جا خوش کرده انتظار مسافران را میکشید.

بعد از کمی استراحت به میدان پر از کاج شهر رفتیم که بسیار زیبا و تماشائی بود. هتل جهانگردی را همانجا وارسی کردیم و توصیه ام برای اقامت نایین اینجاست که بازسازی یک کاروانسرای قدیمی است و مهیا برا ی اقامت این روز ها. آیدا اسنک در کنار میدان شهر برای شام سبک بهترین  پیشنهاده.

کویر مرکزی :

 قبل از طلوع راه کویر هدف روستای مصر واقع در شرق جندق. مسیر شمال شرقی نایین بطرف ایستگاه قطار ، هوا رو به روشنائیش داده بود و ساعتی بعد 7:55 دقیقه به انارک رسیدیم. روستائی در ابتدای کویر مرکزی در 80  کیلومتری نایین. به قصد تهیه نان صبح انارک را چند بار دور زدیم  تابالاخره نانوائی خوبی را پیدا کردیم به این بهانه انارک را در دو بخش قدیم (مظلوم) و جدید مثل همه بخشهای تازه گسترش یافته شهری و روستایی دیدیم. بی محتوا و از سر دماغ و شکم. راستی چقدر قدیمی های همه جا مثل هم بودند و اساس زندگی شون رو تعقل و اندیشه راهبری میکرد نه هوا و چشم  وهم چشمی .

anarakarial

عکس هوائی انارک

در این یکی دوسالی که چند جای مختلف از وطنمون رو دیدم به این نتیجه رسیدم که مردم برای ترس از اینکه مال و اموال و خوشون در اثر زلزله و سایر بلاهای تازه مد شده ، از بین نره به سازه سرپناهشون اهمیت بیشتری داده اند (انشالله که سازه ها خوب باشه اما به معماری و تاسیسات که رسیده اند بیخیال شده و خودشون اوستا علم شده اند و نمی دونند که در اثر بی اهمیتی به معمار و معماری و تاسیسات انبوه افسردگی و سایر ناراحتی های روانی گریبانگیرشون میشه که از مرگ قطعی بدتره) .

بهر حال…….خیالمون ازتهیه نان راحت که شد بطرف هدف سفر یعنی”چوپانان” رخت بر بستیم. ساعت به 9:15 رسید( البته زمان صرف شده را  45 دقیقه فرض کنید و کیلومتر تا انارک را90) .

چوپانان :

 تصورات به واقعیت تبدیل میشد و خاک نسبتا سرخ جوپانان چشم نواز دیده میهمانان. تپه مشرف به روستا را خیلی زود پیدا کردیم و حدسم مبنی بر تهیه عکس از بلندی به یقین تبدیل شد و ماشین را پس از عبور در بالاترین نقطه روستا حرکت دادم و در جا و سرپا صبحانه دست پخت خانمها( روشنک و شیرین) را با ولع خوردیم به امید رفتن هرچه سریعتر به بالای تپه و اونوقت تماشا و ثبت تصاویر از طریق دوربینهای دوچشمی و عکاسی من و کسری وبابک.

افق  دوردست بدون پستی و بلندی ، نور ملایم خورشید کویری، حرارت بسیار مطبوع بهاری، معماری روستا شهر  300 خانواری با رنگ سرخ ملایم اندود خانه ها ( این رنگ بافت روستائی ابیانه را بیاد می آره) که در فضا های خالی هر حیاط مرکزی قرار گرفته و در آن یک نخل متناسب وبا وقار ، زیبائی دو چندانی را به بافت فضاها داده و از سوی دیگر بادگیرهای یکطرفه . که فرو رفتگی فضا هارا با حجمی قوی و استوار پاسخ داده ، باغ های خصوصی شهر نیز در کنار روستا با زمینه سبز رنگ خود ، کمپوزیسیون تابلوی طبیعت منطقه را تکمیل میکند.

choupanan-line

عکس هوائی چوپانان

choupanan_bybabak

عکس عمومی روستا 

هیچ وقت عکسهائی که گرفتم به اندازه خود محیط واقعی و تماشائی نبوده ….. بهرحال لذت بصری از تماشای روستا را همگی بردیم و برای دیدار جزئیات این همه زیبائی مسحور کننده آنهم در قلب کویر بدرون روستا باید میرفتیم .در مسیر به نوجوان 13 ساله بنام آقای سجاد یزدانی برخوردیم و چقدر فهیم و مهماندوست درخواست ما را برای دیدن درون خانه شان پاسخ داد و با مشورت برادر بزرگتر و مادرش به خانه خالی عمویش رفتیم و حیاط نقلی اندرونی با نخلی که به تعداد واحد در همه حیات های حدود 25 مترمربعی جلوه میکرد. و پشت بام گلی و بادگیر حالا بزرگ چسبیده به حیاط . این بادگیر ها را در زمان دانشجوئی مفصلا بررسی کرده ایم و الآن هم دوباره تائیدی مجدد بر عملکرد آن. تنها بذکر این مطلب بسنده کنم ، پر واضح است که روستا مدت زمانی نه چندان دور وضعیت بهتری داشته و اگر دولتمردان اعتقادی به احیا این روستا نداشته باشند همین که باقیست نیز نیست میشود ، جاذبه بافت معماری روستا میتواند چوپانان را به یکی از قطب های جهانگردی کویر مرکزی ایران تبدیل کند . فردا دیر است. اینرا باید متذکر شوم که با این فرصت کوتاه اطلاعات مختصری نصیب ما از این روستا شد و در آینده نزدیک بررسی جامع تری از این روستا خواهم داشت.

دیدار ما بدلیل کوتاهی طول روز از چوپانان فقط 2 ساعت برنامه ریزی شده بود و برای دیدن مصر در طول روشنائی روز بایستی مسیر را بطرف جندق ادامه میدادیم. جندق را در ساعت 11.5 در خود داشتیم که دراین صورت فاصله آن تا چوپانان بیش از 30 کیلومتر نبود.اینرا نیز بگویم که جاده تا جندق بسیار مناسب و البته دوطرفه و خلوت که گاهی اتوبوس هائی که از مشهد بطرف یزد عازم بودند از روبروی ما عبور میکردند.

روستای مصر :

 شهر جندق در سر راه نایین به دامغان قرار گرفته که البته از جنوب به سمت شمال میباشد و مسیر روستای مصر سمت و سوی کاملا شرقی دارد. راه خاکی است که با سرعت 40-50 میشود راند اما پس از چند کیلومتری رانندگی و یکنواختی سرعت را به 80 هم میشد افزایش داد اما ضمانت سالم نگهداشتن کمک ها را نمیکنم. بر سر راه فقط یک آب انبار دیدیم که معلوم است زمانی حال و هوائی ویژه داشته و دیگرتنها به یک معدن کنستانتره سرب برخوردیم.

پس از ساعتی دیگر کم کم رمل های شنی خود نمائی میکردند و آدم را برای پیاده روی روی آنها وسوسه میکرد که در میان گز تنها گیاه منطقه دلبری میکرد.

ساعت به 1 نرسیده که به روستای مصر وارد شدیم. بر سر سراهی که حالا دیگر آسفالت بود. و نشان از آبادی و آبادانی . نخل ها، درختان سنجد ، انار و گیاهان دیگر که بدلیل خواب زمستانی امکان شناختی برایشان از سوی ما مقدور نبود و افسوس برای سرخم کردن نخل ها بخاطر برف و سرمای سال گذشته .

افسوس ما با اعتقاد پیرمرد روستائی ”  که سرما و برف زیاد و از دست دادن سرمایه های مادی او بدلیل جلوگیری از مصیبت بزرگتری” اندکی التیام پیدا کرد.

از نکات جالب توجه این منطقه اعتقاد مردم به نظر زنی چشم تنگان است که در گوشه گوشه های منطقه هویدا بود. اسکلت حیوانات ،شاخ بز و گوزن، اسپند و مجسمه های خمیری.

kavirmarkazi8710mask04

چشم زنه

 ناهار  را روی شن های کاملا پاکیزه رمل ها صرف کردیم و بعد از آن مثل کرها به هم نگاه میکردیم چون هیج صدائی در کار نبود و اوج انحصاری بودن کویر اینجا رخ مینمود .

زمان بسیار سریع گذشت و برای جلوگیری از خطرات پیش بینی نشده قبل از تاریکی هوا بسمت جندق طی طریق کردیم.

kavirmarkazi8710mask05

kavirmarkazi8710mask06

جندق :

kavirmarkazi8710mask07

حال تا تاریکی هوا فرصتی برای دیدار از از این شهر بدست امد . قلعه ساسانی که در حال مرمت بود و خانه های خالی در داخل آن حاکی از گذشت روزگارانی پرفراز و نشیب میکرد و معلوم بود که درد دل زیاد دارد اما گوش شنوائی در کار نبوده است. شخصی خانه را نیز نشانمان داد که ادعا زندگی یغمای جندقی را در آن داشت.

jandaghi house

خانه یغمای جندقی

حال که بر سر نایین قرار داریم وشب نیز به تاریکی کاملی رسیده است بهترین فرصتی است که ستاره ها را نیز نظاره کنیم . براستی که متفاوت وبینظیر . آنقدر تلالو ستارگان دیگر و کهکشان راه شیری و…. پر نور و تماشائی است که ما نتوانستیم دب اکبر و ستاره های همیشگیمیان را پیدا کنیم . و پس از دقایقی نا امید از گم شدن ستاره های همیشگی و بجای آن مسرور ازاتفاق تابلوی بصری زیبا راه را بسوی نایین در بر گرفتیم.

نایین :

 naeen

 دیدار از شهر کار یکی دو روز و دیدن مسجد جامع نایین کار یکی دو ساعت و کار یک مرد و دو مرد هم نیست و از آنجائیکه این مسجد تاریخچه مفصلی دارد و در زمان حمله مغولان نیز پناهگاه بوده ، اینجا من اجازه ندارم با صورت نشسته وارد گود آن بشم ولی این دلیل خوبی برای یاد نکردن مناره بینظیر ،چار طاقی های آجری ، حیاط 4 ایوانه، زیر زمین های تو در تو  و …….آنهمه نظم و ………(راستش کم آوردم و کلمات را نمی تونم پیدا کنم و از مغز بطرف نوک انگشتانم بکشانم و از آنجا توی خودکار و منتقل به کاغذ کنم ،یا باید بقول توکا نیستانی درد زایمان بکشم تا چند کلمه بنویسم یا اینکه از خیرش بگذرم) نیست . این را هم بگم که مسئول میراثی مسجد کارد میزدی خونش درنمی آمد و از اوضاع آنجا (بعد از شکوه ما) دل خونی داشت.

kavirmarkazi8710mask08

فرصت بازهم کوتاه است، به خانه پیر نیا که در مجاورت مسجد قرار دارد و حالا به موزه مردم شناسی تبدیل شده میرویم، استاد پیر نیا درس پزشکی را رها کرد و معماری آموخت و در دانشکده هم به اهدافش نرسید و بدنبال تحقیقات خود رفت و در بیان آموزش معنی خانه عمر با برکت خود را صرف کرد، واقعا سعادتمندی است که آدم خانه اش به دست وراثی به نام علاقه مندان این آب و خاک بیفته.

خانه دو طبقه که سه طرف آنرا عرصه در بر گرفته و از طرف چهارم به باغ کوچک پسته متصل شده ، تناسبات حرف اول را میزنه و تجسم زندگی در آن به آدم حس خوبی را میده ، مقایسه این خانه با خانه و آپارتمانهای ساخت این دوره را (برای ذکر مطالبی که برای بی توجهی ادمیان نسل خودمان در ارتباط با معماری را که جلوتر بیان کردم ) به شهادت دعوت میکنم که چه آدمهائی در این خانه با این معماری جاودانی به چه جاهائی رسیده اند و چه خدمتی به خلق کرده اند.

kavirmarkazi8710mask09

خانه پیرنیا

در بازگشت از سفر بازهم اردستان عقل از دینمان میبرد این دفعه قنات دو طبقه را میبینیم که شاهکار قنات سازی ایرانیان است ، مسیر اول به فاصله 3-4 متر از کف و دومی به فاصله تقریبی 4 -5 متری از آن.

مسجد جامع از دور دلبری میکند و برسر راه آن تقسیم آب محلات که استادانه پر از ماهی که استادانه محله ……

در کنار اتوبان کاشان به قم رستوران های مارال و مهتاب  و …… جای مناسبی برای کسانی که غذائی به همراه ندارند است و احیانا اگه سوغاتی را هم فراموش کرده اند.

دی ماه 1387

بامید پر بار کردن سفر هایمان

گزارش: مسعود کاوسیان

عکس ها:بابک تقی زاده

کسری کاوسیان

و نرم افزار گوگل ارث

Share

نوشته سفری کوتاه به کویر مرکزی ایران اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1%db%8c-%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%88%db%8c%d8%b1-%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed/ 0
گزارش پیاده روی جواهرده به یاسور https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d9%be%d9%8a%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88%d9%8a-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%8a%d8%a7%d8%b3%d9%88%d8%b1/ https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d9%be%d9%8a%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88%d9%8a-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%8a%d8%a7%d8%b3%d9%88%d8%b1/#respond Sat, 07 Dec 2013 08:58:44 +0000 https://kanoonirangardan.ir/new/?p=3345 رشته كوه البرز كه چون سپري ستبر مانع از نفوذ جريانات پر فشار و ابرهاي باران زا به قسمتهاي جنوبي مي شوند، طبيعتي متفاوت را نسبت به ساير مناطق كوهستاني ايران به وجود آورده است. به همين دليل برنامه هايي كه در اين مناطق اجرا مي شود از تنوع خاصي برخوردار است و افرادي كه تجربه شركت در چنين برنامه هايي را داشته اند علاقه مند به اجراء برنامه هاي مشابه هستند.

نوشته گزارش پیاده روی جواهرده به یاسور اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
گزارش پیاده روی جواهرده به یاسور

رشته کوه البرز که چون سپری ستبر مانع از نفوذ جریانات پر فشار و ابرهای باران زا به قسمتهای جنوبی می شوند، طبیعتی متفاوت را نسبت به سایر مناطق کوهستانی ایران به وجود آورده است. به همین دلیل برنامه هایی که در این مناطق اجرا می شود از تنوع خاصی برخوردار است و افرادی که تجربه شرکت در چنین برنامه هایی را داشته اند علاقه مند به اجراء برنامه های مشابه هستند.

این بار تصمیم گرفتیم برنامه ای جدید در منطقه رامسر و اشکورات اجرا کنیم. به سراغ نقشه رفتیم و مسیری کم تردد به سمت روستای کوهستانی و کم جمعیتی به نام یاسور در دره اشکورات را انتخاب کردیم. محل حرکت را هم از منطقه ییلاقی جواهرده که مدتی است به جواهرشهر تغییر نام داده است ، در نظر گرفتیم.

هفته آخر شهریورماه 87 (برنامه شماره 8711) به نظر زمان مناسبی برای اجراء این برنامه می رسید. به اتفاق 11 نفر از اعضاء کانون گردشگران جوان ایران(www.kanoonirangardan.ir/) با یک دستگاه مینی بوس عازم منطقه رامسر شدیم از داخل شهر جاده ای به سمت جنوب و به سمت کوهستان کشیده شده است ، البته تابلو های راهنما به اندازه کافی برای راهنمایی به سمت جواهرده وجود دارد. پس از 33 کیلومتر جاده آسفالته کوهستانی و زیبا که از میان جنگل انبوه کشیده شده است ما را از میان مه و نم نم باران به جواهرده می رساند.

yasur8706af006

 اولین چیزی که توجه من را به شدت به خودش جلب کرد، گسترش بسیار زیادی بود که روستا نسبت به آخرین باری که به آنجا آمده ام(حدود 10 سال قبل)، پیدا کرده است. به همین دلیل از روستا به شهر تبدیل شده است. به خاطر شرایط جوی ناپایدار ناچار شدیم از اقامت در چادر صرف نظر کنیم و به سراغ اقامتگاههای محلی برویم. با کمی چانه زدن، یک طبقه از خانه ای روستایی با دو اتاق خواب به همراه سرویس  دستشویی و حمام مستقل را به قیمت 35 هزار تومان اجاره کردیم. البته چند هتل هم در این منطقه تاسیس شده است که خدمات لازم را به گردشگران ارائه می دهند و طبعا پول مناسبی هم می گیرند که با اهداف سفر ما تناسبی ندارد. شبی را راحت خوابیدیم و خستگی جاده شلوغ چالوس را پس از 10 ساعت مینی بوس سواری از تن به در کردیم. طبق قرار ساعت 7 صبح بر پا دادیم و به سمت انتهای جنوبی روستا حرکت کردیم. مسیر اصلی حرکت به سمت یال کوه از داخل دره نیست و باید به سمت چپ حرکت کنیم  تا راه اصلی را پیدا کنیم. به تدریج که ارتفاع می گیریم روستا در زیر پایمان قرار می گیرد. همانطور که قبلا هم گفتم به شهر تغییر نام داده است و می شود حدس زد که حداقل 1000 منزل مسکونی داشته باشد.

yasur8706af015

اگر به مه برنخورید، مسیر کاملا مشخص است و بر روی شیب نسبتا تندی به سمت خط الراس شرقی ادامه یافته است. بر روی یال غربی جاده ای خاکی کشیده شده است که می گویند تا نزدیک قله سماموس ادامه دارد و کاربری نظامی دارد.بعد از حدود 2 ساعت کوهپیمایی به چشمه سیاه کند می رسیم و سر و صورتی می شوئیم و کمی آب می نوشیم و نفسی تازه می کنیم. با اینکه امسال بارندگی به اندازه کافی نبوده و از طرفی در پایان شهریورماه قرار داریم ولی تمام کوه سرسبز است و در مناطق دور و نزدیک گله های گوسفند را مشغول چرا می بینیم. کم کم به سمت شرق متمایل می شویم و پس از یکساعت به گردنه (2843 متر) می رسیم.باد به شدت می وزد و سرمای پاییزی را می شود حس کرد. از روی گردنه منظره جنوبی و دره باغ دشت بسیار زیباست در سمت غرب می توان قله سماموس را دید. برای صعود به سماموس باید از گردنه سرازیر شد و پس از رسیدن به باغ دشت ،که چند کلبه ییلاقی در میان دره است، دره را به سمت غرب ادامه داد و از روی یال شرقی کوه به سمت قله حرکت کرد.

yasur8706af029

 ما نیز مجبور شدیم که از روی گردنه به کف دره باغ دشت فرود بیاییم . مسیر فرود شیب تند و سنگی دارد. در میانه راه چشمه دیگری وجود دارد که در کنار آن آثاری از محل عبور پلنگ مشاهده کردیم.

yasur8706af030

از سر گردنه یکساعته بیش از 350 متر ارتفاع کم کردیم تا به باغ دشت که در حال حاضر خالی از سکنه است رسیدیم. به پشت سر خود که نگاه کردیم متوجه شدیم که مسیر فرود مسیری بس خطرناک از میان سنگهای عظیم و بعضا با شکلهای عجیب و غریب بوده است.

yasur8706af028

از جواهرده تا باغ دشت حدود 6700 متر راه آمده ایم. پس از کمی استراحت و تجدید قوا از مسیر پا خورده ای که کاملا مشخص است و به سمت جنوب ادامه یافته و تدریجا به سمت غرب ارتفاع می گیرد، ادامه مسیر می دهیم. در کف دره در سمت شرق می توان ییلاقهای جنت رودبار را دید. پس از رسیدن به خط الراس به منطقه لپاسر می رسیم که مرتعی وسیع در این منطقه کوهستانی است. ساختمانی با دیوار های سیمانی مربوط به محیط بانی است که بخاطر حفاظت از حیات وحش این منطقه، ظاهرا فعال است.چند کلبه سنگی هم در قسمت شرقی قرار دارد.

yasur8706af053

چشمه پر آبی در نزدیکی محیط بانی و چشمه دیگری در نزدیک کلبه ها وجود دارد. حدود ساعت 4 بعد از ظهر به این منطقه می رسیم و از جواهرده  تا اینجا حدود 13 کیلومتر کوهپیمایی کرده ایم. پیرمردی را می بینیم که در یکی از کلبه ها زندگی می کند. او می گوید که هفته بعد او هم مثل مابقی افراد وسایل خود را جمع می کند و راهی جواهرده می شود. او به دامپروری اشتغال دارد.گوسفندان خود را به قشلاق فرستاده و در حال حاضر تعدادی گاو دارد که از شیر آن ماست و پنیر درست می کند و برای فروش به شهر می فرستد. با اینکه از درد پا شاکی است ولی به کمک عصا به دنیال گاوها راهی کوه می شود. دوتا از اتاقها که به نظر تمیزتر از بقیه هستند را از او می گیریم. هوا کم کم سرد می شود و ابرها نیز نوید بارندگی را می دهند. پس از شام سبک در کلبه، که با وجود 6-5 نفر گرم شده است، خواب راحتی را تا صبح می کنیم. صبح پس از صرف صبحانه و گشت و گذار کوتاه در اطراف لپاسر آماده حرکت می شویم.کوه مرتفعی که در قسمت شرقی قرار دارد به  گردبن  معروف است. پیرمرد که از مقصد ما می پرسد سعی می کند ما را از رفتن به یاسور منصرف کند در عوض پیشنهاد رفتن به روستای جیرده را می دهد.دلیل آن را هم مشخص بودن راه عنوان می کند. ما نیز برای او شرح می دهیم که مسیر یاسور را از قبل بر روی دستگاهGPS خودمان مشخص کرده ایم و گم نخواهیم شد. با این وجود به دقت به راهنمایی های پیرمرد گوش می دهیم. حدود 8 صبح لپاسر را ترک می کنیم. با وجود اینکه توضیحات کافی به ما می دهد ولی تا سر گردنه همراه ما می آید، دره یاسور را که در میان مه خفته است را به ما نشان می دهد. از ما به ازاء هر نفر برای محل خواب 2000 تومان طلب می کند.

yasur8706af057

گردنه لپاسر حدود 3000 متر ارتفاع دارد. در مسیر از کنار چند چشمه گذر می کنیم. این مسیر نسبت به دره شمالی خشک تر است و پوشش گیاهی فقیرتری دارد.مناظر بسیار زیباست و هر از گاهی مجبوریم برای عکاسی دقایقی را استراحت کنیم. حدود یک و نیم ساعت بعد به دو راهی می رسیم که مسیر جنوبی به جیرده و مسیر غربی وارد دره یاسور می شود. ابرهای خفته در دره، افق دید ما را محدود کرده و نمی توانیم کف دره را ببینیم ولی از روی GPS مسیر را دنبال می کنیم.

yasur8706af064

خوشبختانه مه به سرعت از ما عبور می کند ، حالا در پایین دره چند کلبه و چند گله گوسفند را می بینیم به اینجا “پس کلایه سی” می گویند و ییلاقی است که متعلق به یاسوری ها است. صبحانه را به دور از سگهای گله می خوریم. از لپاسر تا پس کلایه سی(7800 متر) را حدود دو ساعته طی کرده ایم. طبق گفته پیرمرد باید مراقب بود که راه را گم نکرد و به هیچ وجه به کف دره نرفت.

yasur8706af067

 با ادامه مسیر وارد جنگل می شویم و مثل سایر مسیرهای جنگلی مشکل مسیر یابی خواهیم داشت.خوشبختانه با عبور مه در دور دست روستای یاسور را می بینیم . بعد از 3 ساعت پیاده روی به روستای کوچک یاسور می رسیم. اهالی با تعجب از ما می پرسند که از کجا آمده ایم! ظاهرا مسیری که ما انتخاب کرده ایم بسیار تردد کمی دارد و هر  چند سال  یکبار افراد غیر بومی از آن عبور می کنند.

yasur8706af074

در مجاورت یاسور روستای دلیجان قرار دارد و این دو روستا از یک راه خاکی با کیفیت بسیار بد استفاده می کنند. جالب است با اینکه از جاده اصلی کمتر از 7 کیلومتر فاصله دارد ولی هنوز به شبکه سراسری برق وصل نیست و انرژی الکتریکی آن توسط ژنراتورهای شخصی تامین می شود. اهالی روستا برای رفت و آمد که عمدتا به رحیم آباد صورت می گیرد از اتومبیلهای شخصی و یا یک جیپ جنگی روسی استفاده می کنند که وسیله ای عمومی در این خط است. اهالی روستا عمدتا باغدار هستند و درختان فندق و گردو به وفور دیده می شود. برای رسیدن به جاده اصلی و آسفالته که به منطقه ای به نام اورکم می رسد از همان وسیله نقلیه ذکر شده استفاده کردیم. سر محیط بانی اشکورات در اورکم و کنار جاده اصلی واقع است. در این برنامه 1.5 روزه حدود 25 کیلومتر کوهپیمایی کردیم. تصور می کنم بهترین زمان برای اجرا این برنامه از اواسط اردیبهشت تا اواخر شهریور باشد.

نام محل فاصله از محل قبلی(متر) ارتفاع از سطح دریا(متر) مختصات جغرافیایی
جواهر ده 1927 N: 36° 51′ 05.0”

E: 50° 27′ 45.8”

چشمه سیاه کند 3370 2676 N: 36° 50′ 10.2”

E: 50° 26′ 39.3”

گردنه 640 2843 N: 36° 49′ 41.5”

E: 50° 26′ 21.1”

چشمه 2 560 2745 N: 36° 49′ 37.6”

E: 50° 26′ 13.3”

باغ دشت 1510 2497 N: 36° 49′ 20.0”

E: 50° 25′ 37.7”

نقطه A 3840 2814 N: 36° 48′ 13.4”

E: 50° 25′ 47.3”

لپاسر 2180 2964 N: 36° 47′ 24.6”

E: 50° 25′ 28.9”

گردنه یاسور 600 2998 N: 36° 47′ 16.4”

E: 50° 25′ 10.2”

چشمه 3 2660 2761 N: 36° 46′ 57.9”

E: 50° 23′ 40.2”

دوراهی دره یاسور 2720 2483 N: 36° 46′ 26.2”

E: 50° 22′ 14.7”

پس کلایه سی 1850 2233 N: 36° 46′ 35.4”

E: 50° 21′ 19.6”

دوراهی 3000 1872 N: 36° 46′ 41.8”

E: 50° 19′ 33.1”

یاسور 1550 1679 N: 36° 46′ 26.2”

E: 50° 22′ 14.7”

اورکم(سرمحیط بانی) 6600 1194 N: 36° 45′ 43.1”

E: 50° 18′ 10.8”

 

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

iranpour@kanoonirangardan.ir

Share

نوشته گزارش پیاده روی جواهرده به یاسور اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d9%be%d9%8a%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88%d9%8a-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%8a%d8%a7%d8%b3%d9%88%d8%b1/feed/ 0
سفر 8 روزه خراسان رضوی و خراسان جنوبی https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-8-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%87-%d8%ae%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%b6%d9%88%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d9%86%d9%88%d8%a8%db%8c/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-8-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%87-%d8%ae%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%b6%d9%88%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d9%86%d9%88%d8%a8%db%8c/#comments Fri, 06 Dec 2013 11:34:06 +0000 https://kanoonirangardan.ir/new/?p=3288 سفر 8 روزه خراسان رضوی و خراسان جنوبی   به ...

نوشته سفر 8 روزه خراسان رضوی و خراسان جنوبی اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
سفر 8 روزه خراسان رضوی و خراسان جنوبی

 img_1957

به همت گروه “کانون گردشگران جوان ایران” وبا برنامه­ ریزی خوب گروه توفیق یافتم که همراه آنان سفری به خطه خراسان رضوی و جنوبی داشته باشم که تقریباً شروع و ختم آن سبزوار بود.

مدت سفر: 8 روز از 7 صبح روز 87/3/10 تا 12 شب 87/3/17

تعداد نفرات: 20 نفر ( 6خانم و 14 آقا)

وسیله نقلیه: اتوبوس بنز به رانندگی آقای داود عنابستانی

لیدر: آقای افشین ایران پور

تهیه عکس: تقریباً همه گروه به مسئولیت و سرپرستی آقای مسعود جعفری

تهیه گزارش: آقای علی نجفیان

روز اول: جمعه 87/3/10

ساعت 7 صبح: گردهمایی از قبل تعیین شده در فلکه دوم صادقیه جنب پارک نوشین

ساعت 7:15: حرکت به سمت سبزوار که تقریباً شروع اصلی سفر از آنجا محسوب می­شد.

ساعت 9:30 : صرف صبحانه در سرخه

ساعت 14: نهار در پارک ورودی دامغان از غذای همراه

ساعت 15: بازدید اجمالی از گنبد چهل دختر که برجی است در خیابان فلاحی دامغان

این برج از بناهای دورۀ سلجوقی است که در سال 446 هجری قمری به دستور ابوشجاع از آجر ساخته شده است. دو کتیبه به خط کوفی یکی در نزدیکی برج و دیگری بر بالای در چوبی آن قرار دارد.

سپس به قصد دیدار تاریخانه رفتیم که متاسفانه بسته بود. این مسجد در جنوب شرقی دامغان واقع شده و یکی از بهترین نمونه ­های مساجد نخستین در ایران و قدیمی­ترین بناهای پس از اسلام است. در وجه تسمیه این بنا گفته­ اند: تاری به معنی خدا است و تاریخانه یعنی خدای خانه. عده­ای بر این باورند که این مسجد قبلاً آتشکده بوده و پس از تسلط اعراب، آن را ناریخانه (خانۀ آتش) خوانده­ اند که بعدها به تاریخانه معروف شده است.

img_1958

ساعت 17:30: شاهرود

ساعت 20:30: سبزوار یک ساعت صرف خرید شد

ساعت 22: روستای عنابستان

ساعت 23: شام املت

شب اول:

علت اصلی شب­مانی در این روستا که در 25 کیلومتری سبزوار بطرف قوچان واقع است، رسانیدن مادر آقا داود به محل سکونتش بود، ایشان از تهران ما را همراهی می­کرد. باتفاق همسرش و آقا داود صمیمانه و بی­ریا خانه­اشان را در اختیار ما گذاشتند و برای خواب دو گروه شدیم، عده­ای منجمله من به پشت بام رفتیم و بقیه در اتاق­ها و هال خوابیدیم.

img_1974

مدتها بود که در چنین فضای دلچسب و مطبوعی در کیسه خواب نخوابیده بودم. آسمان پر ستاره، نسیم مطبوع و نسبتاً خنک، یاران موافق، صدای روستا که شامل: صدای سگ، خر، خروس، بخصوص صدای جیر جیرک­ها در شب بی­نظیر بودند.

دو روستای همسایه عنابستان و عبیرستان در سال­های دور به خاطر عناب و عبیرشان به این نام­ها نامیده شده­اند. هر چند که الان در این دو روستا هیچ نشانی از عناب و عبیر نیست. نکته جالب دیگر در مورد روستای عنابستان اینکه 90 % نام خانوادگی افراد، عنابستانی و عبیرستانی است و اگر بخواهید در این دو روستا سراغ کسی را بگیرید حتماً باید نام پدر و پدربزرگش را هم بدانید.

قبل از شروع روز دوم بهتر است نگاهی به مسیر سفر از روی نقشه بیاندازیم.

تهران- سمنان- دامغان- شاهرود- سبزوار- بردسکن- کاشمر- تربت حیدریه- بیدخت- گناباد- فردوس- قائن- خواف- تایباد- تربت جام- صالح آباد- سرخس- نیشابور- سبزوار – شاهرود- دامغان- سمنان- تهران.

khorasan razavi map

از کارهای دیگر روز اول تعیین مسئول خرید و انبار و تقسیم نفرات به سه گروه جهت آشپزی و شستن ظروف و غیره بود.

روز دوم: شنبه 87/3/11

 

ساعت 8 صبح: خوردن صبحانه

ساعت 9: بازدید از منار خسرو گرد در سبزوار که یک میل راهنما برای کاروانیان بوده است. این مناره از آثار قرن ششم هجری است و حدود 38 متر بلندی دارد. در بدنۀ آجری آن دو رشته کتیبه کوفی و تزئینات لوزی به چشم می­خورد، تاریخ کتیبۀ این مناره سال 505 هجری قمری است و در 10 کیلومتری غرب سبزوار واقع شده است، درب ورودی آنرا با گچ و آجر مسدود کرده بودند که توسط بچه چوپانها تخریب شده و بالا رفتن از آن برایشان یک نوع تفریح محسوب می­شود. این بنا در شمار آثار تاریخی ایران به ثبت رسیده است.

img_1988

img_1995

سبزوار و روستاهای تابعه آن، آثار تاریخی بسیاری از مسجد گرفته تا آرامگاه، بقعه، مزار، امامزاده و تپه­ های باستانی دارد که برای علاقه­مندان به باستانشناسی و معماری یک روز وقت بسیار کم است.

ساعت 13 : بردسکن که برای رفتن اتوبوس به شهر نیاز به گرفتن مجوز از راهنمایی و رانندگی بود که به علت وقت کم منصرف شده راهی علی آباد کشمر حدود 15 کیلومتری آن و در مسیر کاشمر شدیم.

ساعت 13:30: بازدید از برج علی­آباد کشمر

این برج مقبره­ای است آجری موسوم به علی آباد کشمر. گویا برفراز بقایا و آوارهای قلع ه­ای کهن بنام کوشک بنیان شده و از دیدگاه معماری شبیه برج رادکان در چناران است. نمای خارجی بنا در پایین هشت ضلعی و بالاترین قسمت آن دارای گنبد مخروطی به صورت دوپوسته است که 48 نیم ستون یا ترک به انضمام تزئینات هندسی از آجر و کاشی فیروزه­ای زینت بخش آن شده است. فضای داخلی برج مقبرۀ هشت گوشه و دارای غرفه­ هایی دو اشکوبه است. بنا فاقد کتیبه بوده و بیشتر نشان­دهندۀ شیوه­ های معماری سده هفتم هجری است. ارتفاع گنبد بنا 18 متر، محیط داخلی آن 22 متر و محیط خارجی آن 42 متر است.

img_2008

img_2001

ساعت 15: در پارک جنگلی خلیل آباد کاشمر نهار را که ماکارونی و سویا بود کنار حوضی فواره دار خوردیم. بیشتر درختان پارک، کاج بود.

img_2012

img_2018

ساعت 16:30 : کاشمر- آرامگاه مدرس

سید حسن مدرس از سادات طباطبایی قمشه ­ای اصفهان است، از رجال روحانی و سیاسی دوره مشروطیت و پهلوی اول بود. وی در سال 1287 در یکی از روستاهای اردستان به دنیا آمد.

در تهران به دوره دوم مجلس شورای ملی راه یافت. در مبارزه با رضا خان در سال 1307 به خواف و سپس به کاشمر تبعید گردید. در سال 1316 در این شهر به شهادت رسید. اخیراً آرامگاه باشکوهی با فضای سبزی زیبا و صحن­ها و رواق­های بزرگ برایش ساخته­ اند.

img_2019

ساعت 18: امامزاده سید حمزه

در قسمت شمال کاشمر در باغی بنام باغ مزار زیارتگاه سید حمزه فرزند حضرت موسی بن جعفر (ع) قرار دارد. ساختمان این مرقد دارای گنبدی مرتفع با کاشی­کاری سبز و رنگ و الوان آیینه کاری شده است.

img_2026

سند اصلی موقوفات امامزاده تاریخ 930 هجری درگذشت شاه اسماعیل صفوی را دارد. باغ مزار کاشمر دارای سروها زیبا و باستانی است که گفته می­شود 800 سال عمر دارند جالب آنکه حفرۀ خالی یکی از آنها را با آجر و سیمان پوشانده بودند و تابلویی در کنار آن نصب کرده بودند که از بستن دخیل به درخت خودداری فرمایید ولی با این وجود بازهم عوام در کنار امامزاده دخیل­هایی پارچه­ای، نخی و پلاستیکی بسته بودند.

img_2028

ساعت 19:30: شهرستان تربت حیدریه

ساعت 20:30: بازدید و گشت و گذاری در شهر و بازدید از نمایشگاه موقت صنایع دستی

شب دوم:

ساعت 22 :اقامت در هتل کوثر

ساعت 23 : شام کباب کوبیده در جوار هتل

روز سوم یکشنبه 87/3/12

ساعت 8:30 آرامگاه قطب­ الدین حیدر

این مزار که مجموعه­ای تاریخی را شامل می­شود عبارت است از آرامگاه قطب ­الدین حیدر عارف قرن ششم هجری (513-618 ه.ق)  و سر سلسله فرقۀ حیدریه است.

ایوانی از یک مسجد بزرگ در مجاورت آن قرار گرفته است.

img_2042

بنای موجود در چندین دورۀ تاریخی تعمیر و تغییر یافته است. شالودۀ آرامگاه احتمالاً در دوره تیموری با گنبدی دو پوسته گذاشته شده و در دورۀ صفویه و به همت خواجه سلطان محمود تربتی تغییراتی در معماری آن صورت گرفته است.

img_2048

ساعت 9:30- موزه مردم شناسی تربت حیدریه (رباط طبسی)

رباط طبسی که اکنون موزه مردم شناسی شده است در کنار مجموعه عظیم مزار قطب الدین حیدر قرار گرفته که از بناهای دو ایوانی است که شامل فضای ورودی هشتی و تعدادی حجره و انبار است. موزه در حجره­

های آن برپا شده است که شامل عرف، آداب و رسوم، مشاغل و هنرهای سنتی و صنایع دستی مردم تربت حیدریه است.

این موزه در سال 1385 افتتاح گردیده و خود رباط طبسی هم به همت حاج محمد ابراهیم طبسی یکی از تجار معروف عصر قاجار بنا شده است.

img_2050

ساعت 10:30- صرف صبحانه بصورت سرپایی (شیر کاکائو و کلوچه)

ساعت 12 وسط کویر بین تربت حیدریه و بیدخت یکساعتی پیاده روی کرده عکس گرفتیم و درختان گزوتاق را که مختص تثبیت شن­های روان است از نزدیک دیدیم.

img_2090

ساعت 13 بیدخت مزار سلطانی

مزار سلطانی بیدخت گناباد آرامگاه “ملا سلطان محمد بیدختی گنابادی”  ملقب به سلطان علیشاه عارف سده 13 هجری، مفسر قرآن مجید قطب سلسله نعمت الهی سلطان علیشاهی مشهور به گنابادی است. در کنار وی 3 تن از اخلاف وی دفن شده­اند.

1-      حاج شیخ محمد حسن بیدختی گنابادی ملقب به صالح علیشاه

2-      حاج سلطان حسین تابنده گنابادی ملقب به رضا علیشاه

3-      حاج علی تابنده ملقب به محبوب علیشاه

قطب فعلی این سلسله حاج دکتر نورعلی تابنده ملقب به مجذوب علیشاه فرزند صالح علیشاه است.

کتابخانه مزار سلطانی بیدخت یکی از قدیمی ­ترین کتابخانه­ های استان خراسان و ایران است که سال 1386 در بنای جدید بزرگی در کنار مزار سلطانی گشایش یافته است.[1]

ساعت 14 نهار، سالاد ماکارونی، در پارک کنار مزار و بعد هم پالودۀ کرمانی بدون عرق بید مشک و سیاه دانه خوردیم.

img_2109

ساعت 15:30 بازدید از یک یخدان قدیمی

در مسیر بیدخت به گناباد از این یخدان که فاقد کتیبه و مشخصاتی بود . و آنهم فقط از فضای بیرونی آن بازدید کرده و عکس گرفتیم.

ساعت 16 گناباد و بازدید از قنات قصبه

عده­ای احداث این قنات را به دستور بهمن پسر اسفندیار پسر گشتاسب بن سهراب نسبت می­دهند که به قرون 4 و5 پیش از میلاد و به زمان هخامنشیان مربوط می­شود. قنات قصبه گناباد به عنوان  یکی از پدیده ­های شگفت انگیز دست­ساخت انسان در طول تاریخ و نمادی از هم­نوایی بشر با طبیعت است که توجه بسیاری از مورخان و پژوهشگران را به خود جلب کرده است.

این قنات از میانه اراضی کوی شرقی گناباد از محلی معروف به “برج علی ضامن” در داخل رسوب­های ریز دانه آغاز شده و از هفت کانال متصل به هم شکل گرفته است. براساس آخرین مطالعات طول این قنات 33113 متر تعداد چاه ­های آن متجاوز از 270 حلقه و عمق مادر چاه آن حدوداً 280 تا 300 متر است.

من به شخصه دو مسیر قنات را یکی رو به بالا، داخل آبی که تا یک وجب بالای زانو می­رسید، حدود 100 متر و دیگری مسیری رو به پایین را که بعلت تغییر مسیر آب خشک بود همراه چند نفر دیگر از دوستان حدود 200 متر را طی کردیم. ریشه­ های عمیق و باریک گیاهان کویری در زیر نور چراغ قوه پیدا بود. برای لحظاتی نور چراغ قوه ­ها را خاموش کرده و تاریکی مطلق را تجربه کردیم. زمزمۀ بسیار شیرین آب قنات هنوز در گوشم جاریست.  ارتفاع قنات بطور متوسط 2 متر عرض تقریبی آن 70 سانتی متر و عمق آب حدوداً یک متر بود.

ساعت 17:30 بازدید از مسجد گناباد

از بناهای ارزشمند دورۀ خوارزمشاهیان است. مسجد جامع با نقشه­ای دو ایوانی شامل سردر تزئینی، صحن یا میانسرا، ایوان شمالی و جنوبی، رواق و سه شبستان ستون دارا ست. جذابیت این مسجد بخاطر کتیبۀ کوفی و آجر کاری­های زیبایی است در اطراف ایوان قبلۀ آن نقش بسته است. ساختمان کنونی مسجد احتمالاً شکل توسعه یافته مسجد کهن­تر بوده است.

ساعت 18 بازدید از موزۀ مردم شناسی مدرسه نجومیه

این موزه نظیر موزه تربت حیدریه، آداب، سنن، عرف و هنرهای مختلف دستی را در غرفه­ های مختلف به نمایش گذاشته است.

بنای این مدرسه در مجاورت یکی از سردرهای ورودی مسجد جامع واقع است که از یادگارهای مدارس اسلامی در دوره صفویه است که بعلت تدریس علم نجوم و افلاک به مدرسه نجومیه معروف گردیده و در سال 1385 موزۀ مردم شناسی در آن برپاگردیده است.

ساعت 18:30 بازدید از موزۀ آب

به همت یک تاجر فرش گنابادی مقیم آلمان یک آب انبار قدیمی تعمیر و تبدیل به موزۀ آب شده و تحویل میراث فرهگی گردیده است.

ساعت 21 فردوس

مسیر گناباد به فردوس کوهستانی با گردنه های بسیار ولی زیبا و دیدنی است.

شب سوم

ساعت حدود 23 خانم­ها در میهمان­پذیر سجاد و آقایان در خانه معلم که به همت آقای شبنم­زاده از میراث فرهنگی برایمان رزرو شده بود اقامت کردیم. قبل از آن ساعت حدود 22 شام را که می­بایست بعداً و در موقع هضم در معده نامش را آبدوغ خیار می­گذاشتیم، خوردیم. چون اول نون و ماستش را خوردیم، بعد هر کدام یک نصفه خیار گاز زدیم و در نیمه­ های غذا، کشمکش، گردو و نعناع خشک هم رسید!! ولی چون صفا و صمیمیت و بگو و بخند بود چسبید.

در این پارک به همت شهرداری دستگاه­ های ورزشی و بدنسازی بسیار با کیفیت بالا برای مردم نصب شده بود.

 

روز چهارم دوشنبه 87/3/13

 

ساعت 9 صبح- باغستان علیا

برای صرف صبحانه به منطقه­ای قدیمی و خوش آب و هوا با درختان کهنسال و پر از باغ­ها و خانه­ های مشجر، در محل یک آسیاب مخروبۀ آبی قدیمی، که از آن جز یکی دو سنگ و مقداری خرت و پرت باقی نمانده بود رفتیم.

img_2159

ساعت 11-14 بازدید از تون و آثار باستانی آن

باتفاق آقای شبنم زاده به محله قدیمی فردوس که قبل از زلزله سال 1347 تون نامیده می­شد رفتیم این شهر قبل از اسلام وجود داشته است.

            الف- مسجد جامع: بعد از زلزله سال47 از این مسجد تنها یک ایوان 18 متری باقی مانده است. در کنار آن یک سایت باستانشناسی دیدیم که هنوز کار حفاری و خاک برداری ادامه دارد.

راسته بازار و بناهای دیگری در حال اکتشاف است.

            ب- حمام مردانه و حمام زنانه خیروز

حمام بسیار زیبا و شکیلی با سربینه و سقف­های گنبدی و گلخن (محلی  که آب را گرم می­کرده­اند) و خزینه آب گرم و سرد و سیستم جالب لوله کشی با سفال و طرح سونای آب گرم را که احتمالاً مربوط به دوران صفویه بود، دیدیم.

            ج- حوض انبار

فرق حوض انبار با آب انبار در این است که در حوض انبار مخزن آب مشاهده می­شود و هرچه سطح آب (که وقتی پر باشد روی پله ­ها را نیز می­پوشاند) پایین برود مردم می­توانند ا ز طریق پله و پایین رفتن به آب دسترسی پیدا کنند. ولی در آب انبار با یک تیغۀ ساروجی مخزن از ورود آدمها جداست و باید به پایین­ترین نقطه آب انبار از طریق راه پله برویم تا از طریق شیر آب یا …. بتوان از آب آن استفاده کرد.

            د-مجموعه،کوشک (مسجد، آب انبار و حمام)

در شرق شهر تون و نزدیک به دروازه قاین مسجد کوشک قرار دارد. بر پیشانی قوس محراب این مسجد، کتیبه­ای آراسته به گچ­بری گل و بوته به تاریخ 554 هجری قمری قرار دارد. براساس شواهد معماری موجود و فرم مسجد بنای اولیه آن به اوایل اسلام بر می­گردد. در جلوی ایوان ورودی مسجد کوشک حمامی به همین نام وجود دارد که متعلق به دورۀ تیموریان است. یک آب انبار قدیمی نیز در این مجموعه وجود دارد. میراث فرهنگی روی مسجد را با زدن داربست پوشیده تا از تخریب بیشتر جلوگیری شود.

ساعت 15 سرایان

از فردوس به دنبال خرید مرغ برای نهار بودیم که متاسفانه پیدا نکردیم و بناچار برای نهار بازهم آبدوغ خیار خوردیم و ساعتی را در پارک شهر سرایان استراحت کردیم.

ساعت 18 قاین مسجد جامع

img_2195

آقای ایران دوست از میراث فرهنگی به استقبالمان آمد و به اتفاق ایشان تمام قسمت­های مسجد جامع –حتی پشت بام- را دیدیم.

تا پارسال فکر می­کردند این مسجد همانست که ناصرخسرو در سال 444 هجری قمری از آن دیدن کرده و در موردش گفته است: مسجد آدینه به شهرستان اندر و آنجا که مقصد ره است   طاقی بزرگ است چنانکه بزرگتر از آن در خراسان ندیدم و ..

برخی براین باورند که شالودۀ این بنا در عصر تیموری ریخته شده اما کاوش­های انجام شده در لایه­ های زیرین مسجد، بقایای مسجدی از دوره سلجوقی را تایید کرده است. خلاصه کاوش­ها ادامه دارد و اخیراً یقین کرده­اند مسجدی که ناصر خسرو از آن نام برده این نیست هر چند تابلو نوشته جلو مسجد را هنوز عوض نکرده­اند.

ساعت 19-21 مقبرۀ بوذرجمهر قاینی و آرامگاه ابوالمفاخر

الف- آرامگاه ابوالمفاخر: ابو محمد حسن بن منصور از رجال معروف قرن ششم هجری است وی عالم، فقیه، ریاضیدان و اهل سیاست بود و در قاین به شغل قضاوت می­پرداخته است و به علت شهرتش بهرام شاه در سال 547 وی را به قزوین فراخوانده و به او سمت وزارت بخشیده است.

مقبره او در یک کیلومتری جنوب قاین در یک گورستان قدیمی واقع شده که هم­ اکنون یک میدان نسبتاً بزرگ دور آن ایجاد شده است.

بنای آرامگاه در بخش خارجی پلانی 8 ضلعی دارد که مانع رانش گنبد می­شود و این بنا یک ایوان ورودی در ضلع غربی دارد. تزئینات داخلی بنا بسیار ساده و شامل اندود گچ در کلیه سطوح است. این بنا در دورۀ قاجار ساخته شده است.

            ب- مقبره بوذرجمهر قاینی

در 3 کیلومتری جنوب قاین بر دامنۀ کوه بوذر مقبره­ای قرار دارد که متعلق به یکی از عرفای نامدار قرن 4 و 5 هجری است. این مقبره در قرون 6 و 7 هجری قمری ساخته شده است. این بنا به شکل چلیپا و با معماری بسیار زیبا ساخته شده و سه اشکوبه است. مصالح اصلی به کار رفته در این بنا سنگ، گچ و آجر است، یک درخت کهنسال بنه که می­گویند 700 سال عمر دارد در کنار آرامگاه خودنمایی می­کند.

img_2253

ساعت 22-23 خرید و شام

برخی دوستان زعفران، زرشک و عناب خریدند و برای شام به چلوکبابی رفتیم تا جبران آبدوغ خیارها شود.

شب چهارم

 

ساعت حدود 24 درجوار مسجد جامع چند چادر برپا کردیم، خانمها در چادر و آقایان در کیسه خواب و در فضای باز خوابیدیم.

مردمان این خطه از لحاظ خصوصیات اخلاقی، ویژگی­های خوب و متفاوتی با سایر شهرها دارند و آدمهایی با معرفت و خونگرم ( میهمان نواز) و سخت کوش هستند . اختلاط نژادی در بین آنها کمتر دیده می­شود، بعلت زندگی در حاشیه کویر آدمهایی قانع و صبور بوده از سیاست بازی و دوز و کلک به دورند.

روز پنجم سه شنبه 87/3/14

ساعت 8 صبح:

صبحانه را در کنار مسجد جامع با نان سنگک تازۀ خوب و ارزان  (3/1 قیمت تهران) و پنیر، کره، عسل و مربایی که از تاریخ انقضایش 6 ماه گذشته بود(!؟) خوردیم که چسبید.

ساعت 10: شهرنشتیفان و آسیابهای بادی(آسباد)

img_2295

در فاصلۀ 20 کیلومتری خاف به شهر سنی نشین نشتیفان برای دیدار آسیابهای بادی رفتیم که زمانی 43 آسیاب همچو فرفره سنگهای عظیم را می­چرخانده و گندم  شهرهای قاین، بیرجند، خواف و روستای اطراف را آرد می­کرده است. هم اکنون بجز یکی دو آسیاب بقیه از کار افتاده است.

img_2275

img_2274

 واقعاً دیدار این آسیابها عظمت ، نبوغ ایرانی را نشان می­دهد. با آقای صباحی پیرمردی که یکی از صاحبان آسیابها بود و  در آسیابش زندگی می کرد مدتی به گفتگو نشستیم و از تلخ و شیرین روزگار برایمان حکایت کرد. وقتی از سنش پرسیدیم گفت 1000 سال و واقعاً نمی­دانست چقدر سن دارد و فرق 80 با 1000 چیست؟

واژه نشتیفان به معنی شروع طوفان یا همان باد است. اخیراً این شهر مرکز پرورش نهال کاج شده است. قطعاً امسال کارشان بیشتر رونق خواهد گرفت چون به علت سرمای زیاد پارسال کلیه درختان کاج و سرو از تربت حیدریه تا تربت جام خشک شده بود. همچنین درختها انار و انجیر.

img_2297

ساعت 12 :خرگرد بازدید از دانشگاه علوم اسلامی

خرگرد (گرد آمدن خردمندان) بنایی بسیار زیبا و عظیم دارد که نشانه­ای از فرهنگ و دانش مردم ایران در دوران تیموری است. سرایدار آن می­گفت: بنایی بسیار قدیمی­تر از آن نیزوجود داشت، بنام بنای نظامیه خرگرد که اوایل انقلاب توسط یکی از ارگانها تخریب شد.

img_2332

ساعت 13:30 خواف

در پارک شهر و روبروی آرامگاه حافظ ابرو شاعر خواف نهار را که دو پیازه آلو بود خوردیم (در قدیم در جنوب ایران به سیب زمینی که از هند وارد شده بود آلو گفته می­شد) این غذا عبارت است از سیب زمینی پخته، پیاز سرخ کرده و کره که مخلوط شده اند. سپس از آرامگاه حافظ ابرو دیدار کردیم.

ساعت 16 مسجد جامع خواف

یکی از مهمترین آثار تاریخی شهرستان خواف که قدمت زیادی دارد مسجد جامع آن است که ساخت آن در زمان­های مختلف صورت گرفته و شروع کار سال 800 هجری قمری می­باشد، ایوانی بزرگ و شبستانی در ضلع شمالی دارد. عمده مصالح آن خشت پخته و گچ است و منبری بسیار قدیمی که برخی می­گویند مربوط به 869 هجری قمری است دارد.

ساعت 16:45 آرامگاه خواجه پیر احمد خوافی

خواجه غیاث الدین پیر احمد خوافی از رجال صاحب نظر و مورد اعتماد عصر تیموریان بود و در سال 820 ه.ق توسط شاهرخ به وزارت می­رسد در مدت سی سال وزارتش در دربار شاهرخ به دستور او مدرسه غیاثیه خردگرد، مزار شیخ زین الدین خوافی و جماعت خانۀ مزار شیخ زین الدین ابوبکر تایبادی را بنا کردند و آرامگاه بسیار ساده ای دارد. مزار وی مورد احترام مردم است.

ساعت 17:15 یخچال و یخدان خواف

این یخچال قدمت زیادی دارد و حدود 20 متر ارتفاع، 5/7 متر عرض و 15 متر عمق دارد که تمام بدنه کف و طاق آن آجر است. در قدیم دو دیوار اطراف آن بوده که مانع رسیدن نور خورشید به آن می­شده که خراب شده است. مردم در زمستان آب قنات را در محلهای سرباز وارد می­کردند تا یخ بزند سپس یخها را به یخچال می­ریخته اند تا در تابستان استفاده کنند.

ساعت 18 بازدید از مصلای در دست احداث خواف

img_2387

بنا به اصرار سه نفر از اهالی که ما را همراهی می­کردند به مصلی خواف که توسط معماری تجربی بنام حاج برات اله صاحبدل و کمک اهالی خواف (با کمک­های مردمی) در حال ساخت است رفتیم، الحق که بنای بسیار بزرگ و عظیمی است 10000 متر مربع زیر بنا دارد که الگوی آن از مسجد مدینه­النبی گرفته شده است، 200 ستون با ارتفاع حدود 21 متر دارد، یک گنبد بزرگ در مرکز به ارتفاع 33 متر و 4 گنبد کوچکتر در چهار گوشه دارد مناره عظیمی به  ارتفاع  52 متر دارد که از فراز آن تا کیلومترها می توان اطراف را دید. جالب اینکه این کار بدون نقشه اجرا شده و می­شود و دولت هیچ کمکی در جهت ساخت آن نکرده و همه چیز آن مردمی است.

ساعت 18:45 سنگان دیدار از مسجد جامع و یک قلعه قدیمی

سنگان یکی از شهرهای بین خواف و تایباد است که اخیراً خط آهن سراسری از خواف تا آنجا ادامه یافته است این منطقه به سبب معادن آهن عظیمی که دارد منطقه اقتصادی مهمی در کشور است و  بسیاری از جوانان محل را جذب کار کرده است.

img_2425

مسجد جامع سنگان مربوط به اواخر عهد سلجوقیان است، بعلت زلزله قسمتهایی از آن خراب شده است. زیبایی بنا در ذوزنقه شکل بودن آنست، بعلت زلزله و کاهگل­های سنگین روی گنبد که سنگ­های خرد شده ریز و درشت درآن به کار می­رفته باعث رانده شدن قوسها به داخل شده و در راس این قوسها ترک بوجود آمده است. بعداً از یک قلعه قدیمی که قسمتی از آن منزل مسکونی شده و چیز اندکی از آن باقی مانده دیدن کردیم.

ساعت 19:30 بازدید از میل کرات

در 25 کیلومتری تایباد و نزدیکی روستای کرات یک میل راهنما به ارتفاع 25 متر موجود است که در قرون و سده­ های گذشته راهنمای کاروانیان و مسافرینی بوده که راه خواف به باخرز را طی می­کرده­اند. این بنا ساختاری دو قسمتی دارد بخش تحتانی 8 ضلعی و بخش فوقانی استوانه­ای است که کج بنا شده، ویژگی­های این بنای تاریخی اسلوب معماری دورۀ سلجوقی را دارد.

ساعت 21 تایباد

شب پنجم

آقای قادری یکی از کارشناسان میراث فرهنگی با هماهنگی قبلی دریکی از بهترین  میهمان پذیرهای شهر به نام شقایق برایمان جا رزرو کرده بود. حیف از این اسم برای چنین مکان کثیف و بدی. شام از غذای ماندۀ ظهر و نان و پنیر خورده و خوابیدیم.

روز ششم چهارشنبه 87/3/15

ساعت 7:30 بعد از صرف صبحانه

همراه آقای قادری بازدیدی از شهر کردیم گویا تایباد قبلاً جزو تربت جام بوده و چندیست شهر مستقلی شده است. بخاطر هم مرز بودن با افغانستان هنگ مرزی و گمرک معروفی دارد.

 ساعت 9 مجموعه تاریخی مزار

img_2465

مولانا زین ­الدین ابوبکر تایبادی از مشایخ صفویه و از اجلۀ عرفا در سدۀ 8 هجری است. مقبرۀ این عارف در محوطۀ قبرستان قدیمی قرار دارد که درخت پسته کهنسالی برآن سایه گسترده است و در کنار آن ایوانی رفیع مزین به کاشیکاری و کتیبۀ زیبایی است که مهمترین شاخص تاریخی شهر تایباد به حساب می­ آید. داخل شبستان مسجد با سنگ مرمر و کاشی تزیینات زیبایی ساخته ­اند، که روی بسیاری از آنها بازدیدکنندگان با خط خوش یادگاری نوشته­ اند.

ساعت 10 بازدید از موزه مردم شناسی تایباد

این موزه که هنوز افتتاح نشده و قرار بود هفته بعد افتتاح شود همچون موزه مردمشناسی تربت حیدریه و گناباد، حِرَف و مشاغل مختلف این خطه را به نمایش گذاشته بود.

ساعت 11:30 تربت جام و بازدید از مجموعۀ بی نظیر و دیدنی شیخ جام

img_2536

شیخ الاسلام احمد جامی از صوفیان و عرفای نامدار سدۀ 5 و 6 هجری است در سال 441 ه.ق در قریۀ نامق از نواحی ترشینر قدیم (کاشمر) به دنیا آمد و پس از تربیت مریدان بسیار در سال 536 ه.ق درگذشت. این مجموعه از فضای معماری برگرد یک صحن وسیع شکل گرفته که مهمترین فضای معماری در این مکان عبارتند از:

–          مدرسه امیر شاه ملک

–          مسجد گنبد سفید

–          مسجد کرمانی

–          مدرسه امیر جلال الدین فیروز شاه (گنبد سبز)

–          مسجد عتیق

–          مسجد جامع نو

–          خانقاه­سراچه و سراچه فریومدی

–          آب انبار

–          ایوان مزار

–          بنای گنبد خانه

–          مسجد زمستانی (زیرزمینی)

علاوه بر بناهای فوق و در مجاورت مجموعه حدود 30 سال پیش بنا به دستور آقای هاشمی رفسنجانی یک مدرسۀ علمیه برای طلاب اهل سنت ساخته­اند که دایر بود.

ساعت 13:30 بازدید از کارگاه دو تارسازی آقای غمخوار احمدی

به همت یکی از نواده ­های شیخ جام که در بازدیدها همراهمان بود دسته جمعی به کارگاه دوتار سازی آقای غمخوار که مدت­ها دو تار نواز بود و به علت لرزش دست کمتر می­نوازد رفتیم.ایشان از برادرش  درخواست کرد قطعاتی برایمان بنوازد، که نواخت و خودش هم خواند که شور و حالی به محفل دادند. آقای غمخوار مدعی بود دو تار تنها سازی است که بطور کامل بمدت 20 دقیقه در زمان یکی از جشنواره­ ها از تلویزیون رسمی ایران پخش شده است.

ساعت 14:30 نهار در یکی از رستورانهای شهر چلوکباب و چلو مرغ خوردیم

ساعت 16 در مسیر تربت جام به صالح آباد

ساعت 17-21

در جاده کنار مرز افغانستان سپس ترکمنستان از کنار هریرود و سد دوستی گذشته و پشت سد برای خوردن چای و هندوانه توقف کوتاهی داشتیم که نیروی انتظامی مانع توقف شد زیرا وسط رودخانه حریم و مرز ایران و ترکمنستان بود برجکهای نگهبانی آنها دیده می­شد.

img_2573

در طول مسیر طبیعت بسیار زیبا و منطقه کوهستانی و پر از تپه ماهور وگاهگاه پرنده ­های مختلفی دیده می­شد. غالب روستاها خشت و گلی سقف آنها گنبدی و فاقد فضای سبز و درخت زیاد بود. هرچه به سرخس نزدیک می­شدیم فاصله بین آبادی­ ها کمتر می­شد.

img_2579

img_2599

ساعت 21 سرخس

شب ششم

 

با هماهنگی آقای عالی شان،از میراث فرهنگی در هتل دوستی سرخس که یکسال از ساخت آن می­گذشت و کلا هتل آبرومندی بود برایمان اتاق رزرو شده بود، برای شام به پارک بازی سرخس رفته و خیار و بقول مشهدی­ ها ” گورجه فرنگی” خوردیم.

روز هفتم پنجشنبه 87/3/16

ساعت 8 صبح صبحانه مفصلی در هتل خورده و پس از گشتی در شهر راهی جادۀ مشهد شدیم.

ساعت 10-12:30 دریاچه بزنگان یا گل بی بی

img_2633

این دریاچه از آب چشمه و باران بوجود آمده است آب آن فیروزه­ای و کمی شور است. حدود 800 متر از سطح دریا ارتفاع دارد، اطراف آن کوه های جالبی وجود دارد، اطراف این دریاچه را چند ریف درخت کاج کاشته و یکی دو ساختمان هم در نزدیکی آن وجود داشت که کاربریشان معلوم نبود. هرچند در تابلویی نوشته بود شنا ممنوع!! ولی چند نفر از دوستان تنی به آب زدند.

ساعت 13:30 سنگ بست بازدید از یک مقبره و میل راهنما

img_2653

کاروانسرای سنگ بست موقعیت ممتازی در جاده ابریشم داشته است چون در تقاطع راه های پنجگانه، مرو، هرات، قهستان، نیشابور و توس قرار داشته است و بخاطر اهمیت آن در دوره غزنوی، ارسلان جاذب سپهدار توس در آنجا کاروانسرای بزرگی ساخت و خود نیز همانجا به خاک سپرده شده است.

ساعت 15:45

بدون وارد شدن به مشهد وارد جاده نیشابور شدیم و در شهر جدید بینالود و در روستای فخر داود یک کاروانسرا و یک آب انبار دیدیم که دربشان بسته بود. گویا کاروانسرا مربوط به زمان شاه عباس بوده است و مدتی دفتر شهر جدید بینالود وابسته به وزارت مسکن بود و اخیراً میراث فرهنگی آنرا گرفته است.

ساعت 17 آرامگاه خیام و امامزاده محروق

در نزدیکی آرامگاه خیام اطراق کردیم، شب جمعه و حسابی شلوغ بود. دوستان بعد از خوردن نهار که طعم و مزۀ خاصی نداشت (هرکدام از مواد افزودنی به تن ماهی مثل پیاز، ذرت، آبلیمو بخاطر از بین بردن بوی ماهی یا مزه دیگری بود)  به زیارت حکیم عمر خیام و امامزاده محروق رفتیم.

الف: عمر خیام

img_2671

ابوالفتح عمر ابن ابراهیم خیام نیشابوری ، فیلسوف، ریاضی­دان، ستاره شناس و شاعر قرن 5 هجری قمری همزمان با قرن 12 میلادیست از آثار معروف فارسی منسوب به او رساله نوروزنامه است که با نثری ساده و شیوا پیدایش نوروز و آداب برگزاری آن را در دربار ساسانیان بازگو نموده است. اشعار خیام بیشتر به زبان فارسی و تازی بوده و مضمون عمدۀ رباعیات او شک و حیرت، توجه به مرگ و فنا و تذکر در مورد مغتنم شمردن عمر آدمی است. وی در سال 17 ه.ق مرحوم شد و در نیشابور مدفن اوست. در سال 1379 به مناسبت برگزاری کنگرۀ جهانی خیام موزه­ای با نام او در کنار آرامگاه تاسیس شده است. از نمونه اشعارش:

در کار گه کوزه­گری رفتم دوش         دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش

ناگاه یکی کوزه بر آورد خروش          کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش

ب: امامزاده محروق

img_2678

یکی از نوادگان امام سجاد بوده که در پی شورشی که ضد خلیفه وقت صورت پذیرفته شهید شده و پیکرش به آتش کشیده شده و به همین دلیل به محروق یعنی سوخته شده معروف گردیده است. آرامگاه او نزدیک آرامگاه حکیم عمر خیام است.

ساعت 19 آرامگاه عطار و کمال الملک

قبل از رفتن به آرامگاه برخی دوستان شتر و اسب سواری کردند. یک موزه و سایت باستانی بنام شادیاخ جدیداً تاسیس شده است. محوطۀ باستانی شادیاخ یکی از محله ­های نیشابور کهن بوده که اوایل سدۀ سوم هجری مسکونی شده و تا سال 669 هجری که زمین لرزه­ای آنرا نابود کرده است از اهمیت ویژه­ای برخوردار بوده است. آرامگاه فرید الدین عطار نیشابوری در آن محوطه قرار دارد.

الف: فرید الدین عطار نیشابوری عارف

img_2689

شاعر و عارف معروف در قرن ششم و آغاز قرن هفتم است . می­گویند پدرش عطار (دارو فروش) بوده است. عطار را مرید مجد الدین بغدادی و رکن الدین اسحاق و قطب حیدر دانسته اند. تذکره الاولیاء، منطق الطیر، اسرار نامه و الهی نامه از آثار مهم اوست. او بدست مغول­ها کشته شد.

ب: کمال الدین نقاش

img_2693

محمد غفاری منسوب به ابوذر غفاری از مفاخر نقاشی ایران است. (متولد سال 1264 ه.ق فوت 27 مرداد 1319 ه.ش) او پس از اتمام دارالفنون به دربار ناصرالدین شاه راه یافت و مدتها در کاخ گلستان به نقاشی پرداخت و مدت سه سال با هزینه شخصی به اروپا رفت و با کار نقاشان اروپایی آشنا شد. در سال 1307 کناره گرفت و به حسین آباد نیشابور ملک شخصی خود رفت و همانجا درگذشت.

ساعت 22 عنابستان

شب هفتم

از طریق جاده سلطان آباد و جاده قدیم نیشابور- سبزوار وارد روستای آقا داود شده، شام کوکو پیاز خوردیم و برخی دوستان یکساعتی را به تماشا و رهیابی ستاره ها و کسب اطلاعات ستاره شناسی پرداختند.

روز هشتم جمعه 87/3/17

ساعت 8 صبح با صرف صبحانه پیاده، راهی جادۀ عنابستان به سبزوار شدیم و حدود ساعت 10 راننده همراه مادرش که قصد برگشت به تهران را داشت، رسیدند ما را سوار کردند و به سوی سبزوار و شاهرود رهسپار شدیم.

ساعت 16 شاهرود

نهار دیزی، کباب کوبیده و کوکوی شب مانده خورده و راهی بسطام شدیم.

ساعت 17 بسطام

یک مجموعه بزرگ شامل 17 اثر تاریخی در قومس قدیم و ابتدای راه های استان خراسان و دروازه گرگان در 6 کیلومتری شاهرود وجود دارد که مهمترین آنها بارگاه بایزید بسطامی از عرفای  مشهور، بقعۀ امامزاده محمد و برجی است مربوط به قرن 5 و 6 هجری و دوره سلجوقیان.

ساعت 21 داخل اتوبوس

نقد برنامه و طرح سوال از طرف دوستان و پاسخ­ مسوولین سفر که  2 ساعت طول کشید و مسایل بسیار خوب و مفیدی درباره سفر به بحث کشیده شد. این نوع نقد و بررسی­ها باعث استحکام بیشتر روابط  و توجه بیشتر دوستان به مقوله سفر می شود.

ساعت 24 پارک نوشین فلکه دوم صادقیه

به خیر و خوشی  با رانندگی خوب آقا داوود عنابستانی همگی به سلامت به مقصد رسیدیم حیف که فرصت کم بود! بسیار خوش گذشت با تشکر از همه دوستان.

                                    علی نجفیان

                                    1387/3/20

Share

نوشته سفر 8 روزه خراسان رضوی و خراسان جنوبی اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-8-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%87-%d8%ae%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%b6%d9%88%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d9%86%d9%88%d8%a8%db%8c/feed/ 1
کلیسا زور زور (مریم مقدس) https://kanoonirangardan.ir/%d9%83%d9%84%d9%8a%d8%b3%d8%a7-%d8%b2%d9%88%d8%b1-%d8%b2%d9%88%d8%b1-%d9%85%d8%b1%d9%8a%d9%85-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3/ https://kanoonirangardan.ir/%d9%83%d9%84%d9%8a%d8%b3%d8%a7-%d8%b2%d9%88%d8%b1-%d8%b2%d9%88%d8%b1-%d9%85%d8%b1%d9%8a%d9%85-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3/#respond Fri, 06 Dec 2013 11:31:15 +0000 https://kanoonirangardan.ir/new/?p=3278 کلیسا زور زور (مریم مقدس)    سال 2008 از نیمه ...

نوشته کلیسا زور زور (مریم مقدس) اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
کلیسا زور زور (مریم مقدس)

img_0840

 

 سال 2008 از نیمه گذشته بود که در رسانه ها اعلام شد:” سه کلیسای ایران با نامهای قره کلیسا یا تادئوس مقدس،استپانوس مقدس و مریم مقدس (زور زور) و چند بنای اطراف آنها، همراه دهکده‌ها و قبرستان به عنوان نهمین اثر جهانی ایران در یونسکو به ثبت رسید. این سه کلیسا که از مهمترین زیارتگاههای ارامنه جهان به شمار می روند در سی ودومین اجلاس کمیته میراث جهانی سازمان یونسکو در ایالت کبک کانادا، مطرح شد و به تصویب این کمیته رسید.”

با خواندن این خبر بسیار شعف زده و متعجب شدم! خوشحال از اینکه چند اثر دیگر از ایران وارد لیست بلند و بالای یونسکو شدند و متعجب از اینکه تا به حال اسم کلیسا زور زور را نشنیده ام. با چند نفر دیگر هم که مثل خودم علاقه منى به گردشگری هستند، صحبت کردم ولی آنها هم اظهار بی اطلاعی کردند. در سایت های فارسی زبان هم فقط به این نکته اشاره شده بود که این کلیسا وارد لیست میراث جهانی شده است و دلیل تاخیر ثبت این آثار را مشکلی بود که در انتقال یکی از این کلیساها از بستر رودخانه به بلندای کوه به جهت احداث سد، ذکر کرده بود.از آنجا که از قره کلیسا و کلیسا سنت استپانوس شناخت کافی داشتم به این نکته پی بردم که این کلیسا حتما کلیسا زور زور خواهد بود. ناگهان به فکر سایت میراث جهانی افتادم. ولی در آنجا هم آدرسی نوشته نشده بود! فقط توانستم با توجه به مختصات جغرافیایی که در این سایت نوشته شده بود محل تقریبی آن را  محلی در جنوب شهر ماکو شناسایی کنم. از چند نفر که اصالتا اهل ماکو بودند سراغ کلیسا را گرفتم ولی اطلاعی نداشتند. اما همگی آدرس سدی در مجاور روستای بارون به نام سد بارون را به من دادند.

تصمیم سفر به ماکو را با چند تن از دوستان علاقه مند در میان نهادم. قرار خود را برای صبح روزی تعطیل گذاشتیم و از تبریز به سمت ماکو حرکت کردیم. پس از بازدید از شهر زیبا و منحصر به فرد ماکو به سمت سد بارون راه افتادیم. جاده سد که در قسمت غربی شهر به سمت ارتفاعات جنوبی شهر قرار دارد، برخلاف بسیاری دیگر از جاده های فرعی خارج شهر، وضعیت بهتری دارد. جاده پر پیچ و خم تا خط الراس کوه ادامه دارد.

مراتع سرسبز، زیبایی خاصی به این مسیر پر خطر داده است. به تدریج که ارتفاع می گیریم، شهر ماکو را در زیر پای خود می بینیم. ماکو شهری در بین دو کوه است که در زیر صخره ای بزرگ قرار گرفته است. شاید اولین چیزی که نظر بینندگان را در این ارتفاع به خود جلب می کند، ابهت کوههای آرارات بزرگ و کوچک است.

این دو کوه آتشفشانی خاموش که به سبب ظاهر کله قندی شباهتی به دماوند دارند، شکوه و وقار خاصی به این منطقه داده اند.آرارات بزرگ یا آغری داغی 5137 متر و آرارات کوچک 3914 متر  ارتفاع دارند و هر دو در ترکیه و در استان آغری قرار دارند. دامنه های آرارات کوچک تا مرزهای شمالی ایرا ن (منطقه بورالان) کشیده شده است.

img_0782

با رسیدن به خط الراس، با منظره ای فوق العاده در قسمت جنوبی مواجه می شویم. دریاچه ای بزرگ در میان چند دره زیبا.  بی درنگ به دنبال کلیسا می گردم و بالاخره جایی در شمال دریاچه آن را می یابم. به نظر ابعاد کوچکی دارد.

img_0792

 جاده آسفالته به ناگاه مسدود میشود و ادامه مسیر تنها با مجوز مخصوص از ارگان ها و ادارات ذی ربط با گذر از قسمتی که به ظاهر مربوط به اداره تاسیسات سد است، امکان پذیر می باشد. جاده ای خاکی به سمت دریاچه می رود و عده ای که معمولا از شهر ماکو برای تفریح به این منطقه می آیند برای رسیدن به کنار دریاچه از آن استفاده می کنند. همچنین اهالی روستای بارون نیز برای رسیدن به مزارع خود از این جاده که تا پشت دریاچه ادامه دارد سود می برند. ولی هر چه جلوتر می رویم فاصله ما با کلیسا بیشتر می شود. ظاهرا که تنها راه رسیدن به کلیسا همان جاده مسدود شده است.

به ناچار به سراغ نگهبان می روم و پس از معرفی خود از وی می خواهم که ما را برای رسیدن به کلیسا راهنمایی کند. ولی او می گوید که راه همین است و فقط باید مجوز داشت. به او می گویم که آیا می شود پیاده به آنجا برویم که سری تکان می دهد و می گوید بروید ولی طوری بروید که من نبینم! به واقع از این همه نا آگاهی نسبت به اهمیت مکانی که در آنجا ایستاده است، عصبانی می شوم ! به او توضیح می دهم که این کلیسا در لیست میراث جهانی قرار گرفته است و از این پس تنها به ایرانیان تعلق ندارد و سایر جهانیان نیز در حفظ و حراست آن دخیل هستند. نگهبان  از وضع موجود ابراز بی اطلاعی می کند و می گوید که تنها به وظیفه اش عمل می کند. تنها کاری که از دستش بر می آید معرفی من به مافوقش است. خوشبختانه توضیحات و صد البته کارت شناسایی من به کمکمان می آید و اجازه بازدید به شرط اینکه فقط و فقط تا کلیسا برویم و به سد کاری نداشته باشیم، صادر می شود.

از اینجا حدود 500 متر در جاده آسفالته حرکت می کنیم ، سپس وارد جاده خاکی فرعی که با تابلو کلیسای مریم مقدس(زور زور) مشخص شده است، می شویم. حدود 700 متری تا کنار کلیسا فاصله است. به راستی که کلیسا نقلی و عجیبی است. تابلویی که روی آن شرحی از کلیسا است در آنجا نصب شده و روی آن نوشته شده است: “چون بر اثر احداث سد مخزنی بارون بر روی رودخانه زنگبار بنای تاریخی مذهبی ، معروف به کلیسای مریم مقدس یا کلیسا زور زور در دریاچه پشت سد غرق می شد. لذا سازمان میراث فرهنگی کشور با هماهنگی وزارت نیرو و شورای خلیفه گری ارامنه، کلیسای مذکور را پس از مطالعات لازم سنگ به سنگ، پیاده گردید و در فاصله حدود 600 متر از محل اولیه در پاییز 1367 در هیبت اصلی خود بازسازی کرد تا نشانی باشد زنده از توجه جمهوری اسلامی ایران به حفظ آثار تاریخی و احترام به شعائر و مقدسات هموطنان ارمنی“.

img_0834

 کلیسا بنایی تقریبا مربع شکل است با اضلاع حدود 4 متر، ارتفاع  این کلیسا از کف حدود 7 متر است.درب کلیسا بسته است. دربی فلزی دارد که روی آن به خط ارمنی نوشته شده زور زور و زیر این نوشته صلیبی نقش بسته است. بر روی تعدادی از سنگهای دیوار کلیسا نیز، صلیب نقش بسته است. مرمت کلیسا به دقت صورت گرفته و علی رغم  زیر سازی مناسبی که برای استحکام بنا به کار رفته است، از سنگهای قدیمی در تجدید بنا به نحو احسن استفاده شده است. سنگهایی که متعلق به بنای اصلی نبوده با رنگ سفید متمایز شده اند.

img_0817

img_0825

از محوطه بیرونی کلیسا می توان تاج سد بارون را دید. این سد سد مخزنی  در 12 کیلومتری جنوب شهرستان ماکو، بر روی رودخانه زنگمار(زنگبار) در نزدیکی روستای بارون احداث شده است. رودخانه زنگمار که سد مخزنی ماکو بر روی آن احداث شده است از کوههای مرزی ایران و ترکیه سرچشمه می گیرد و نهایتا در شهرستان پلدشت به رودخانه ارس می پیوندد. وجود دشت حاصلخیز پلدشت در پائین دست سد، این امکان را بوجود آورده تا با بهره برداری از آب سد، بالغ بر 15 هزار هکتار از این اراضی از آب کشاورزی مطمئن بهره مند گردند.سد مخزنی ماکو از نوع سد خاکی، با هسته رسی است و طول و عرض تاج سد به ترتیب 350 متر و 10 متر است.

img_0826

پس از بازدید از کلیسا و استراحت در کنار دریاچه به سمت ماکو به راه افتادیم. فاصله کلیسا تا شهر ماکو حدود 13 کیلومتر است و با توجه به جاده مناسب، طبیعت منحصر به فرد و وجود دریاچه ای زیبا، می تواند گردشگران زیادی را جذب کند. متاسفانه این اثر جهانی نه تنها به جهانیان بلکه به ایرانیان هم معرفی نشده است و چه بسا با برخی ندانم کاری ها در معرض خروج از لیست جهانی قرار بگیرد.

تصور میکنم که با برنامه ریزی مناسب، گردشگران علاقه مند به میراث تاریخی بتوانند در یک روز از شهر ماکو، کلیسا زور زور، دامنه های آرارات، چشمه ثریا و یا در سفری دیگر علاوه بر کلیسا زور زور از قره کلیسا هم بازدید کنند البته مبدا سفر شهر تبریز یا ارومیه در نظر گرفته شده است. دوستانی که قصد سفر از تهران را دارند بهتر است پس از استراحت در یکی از شهرهای آذربایجان شرقی یا غربی ، طوری برنامه ریزی کنند که حداقل یک روز کامل را در این منطقه بمانند.

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

iranpour@kanoonirangardan.ir/

Share

نوشته کلیسا زور زور (مریم مقدس) اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d9%83%d9%84%d9%8a%d8%b3%d8%a7-%d8%b2%d9%88%d8%b1-%d8%b2%d9%88%d8%b1-%d9%85%d8%b1%d9%8a%d9%85-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3/feed/ 0
“پیر احمد کندی” ، جایی که خورشید می خوابد https://kanoonirangardan.ir/3269/ https://kanoonirangardan.ir/3269/#comments Fri, 06 Dec 2013 10:35:01 +0000 https://kanoonirangardan.ir/new/?p=3269 “پیر احمد کندی” ، جایی که خورشید می خوابد تصویری ...

نوشته “پیر احمد کندی” ، جایی که خورشید می خوابد اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
“پیر احمد کندی” ، جایی که خورشید می خوابد

pir ahmad kandi

تصویری که در بسیاری از نقاشی های دوران کودکی به وفور دیده می شود، صحنه غروب آفتاب در پشت کوههایی است که هرگز کسی پشت آنها را ندیده است. وقتی کمی بزرگتر شدم در کره جغرافیا به دنبال نقاط خاصی می گشتم که به لحاظ قراردادی مفهوم و نماد خاصی پیدا کرده بودند. مثلا کشورهایی که به سبب عبور خط استوا از میانشان به دو قسمت شمالی و یا جنوبی تقسیم شده اند و بسیاری از قوانین دو نیمکره در آنها حاکم است و یا فلسفه وجود خط گرینویچ و اینکه  بسیاری از شهروندان لندنی روزانه چندین بار با سفری کوتاه از نیمکره غربی به نیمکره شرقی و یا لعکس می روند.از این مسائل که بگذریم در چند سال اخیر که مفهوم گردشگری در ذهن ما دگرگون شده، گاهی همان تفکرات ریشه دار به سراغم می آیند.

گاهی به سراغ شمالی ترین گاهی پست ترین و جدیدا به سراغ غربی ترین نقطه ایران رفتم. غربی ترین، مفهوم بسیار جالبی دارد یعنی نقطه ای از ایران که خورشید در آنجا فرو می افتد و به همین ترتیب نیز دیرتر از سایر نقاط ایران روز می شود. پس ساکنین این منطقه با استناد به ضرب المثلی، کامروا ترین مردم هستند.چرا که از قدیم در بین “اهالی عاشق رختخواب” ضرب المثلی وجود دارد: “کامروا باش تا سحرخیز نباشی”. اینطور بود که تصمیم گرفتم این منطقه عجیب را پیدا کنم.طبق معمول به سراغ اینترنت رفتم و باز هم هیچی نصیبم شد! خوب چی میشه کرد باز هم اطلاعاتی موجود نیست! به سراغ نقشه رفتم و پیدایش کردم .

روستایی به نام “پیر احمد کندی” چند ماهی طول کشید تا بالاخره با جمعی علاقه مند راهی این منطقه شدیم. پس از عبور از شهر ماکو به سمت بازرگان و درست پس از روستای کشمش تپه به سه راهی رسیدیم که مسیر مستقیم به سمت بازرگان و جاده سمت راست(غربی) به سمت بخش آواجیق با مرکزیت کلیسا کندی یا آواجیق می رود. جاده ای بسیار باصفا که از دره ای بسیار سرسبز و زیبا عبور می کند. رودخانه ای هم در کف دره جاری است. کوهها و دره ها از سنگهای آتشفشانی سیاه رنگی درست شده است و گاها اشکال عجیبی هم تشکیل می دهند.

avajigh

 پس از 45 کیلومتر به شهر کوچک آواجیق(کلیسا کندی) می رسیم. بلادرنگ سراغ پیر احمد را می گیریم که با راهنمایی اهالی وارد جاده ای خاکی می شویم و پس از 5 کیلومتر جاده به صورت مارپیچ از کوه بالا می رود و پس از عبور از گردنه به دشتی مشرف می شویم که از آنجا به راحتی می توان پاسگاههای مرزی ایران- ترکیه را در کوههای روبرو به کرات مشاهده کرد.از گردنه سرازیر می شویم تا به کنار رودخانه ای با آب بسیار کمی می رسیم.کمی جلوتر، ماشینهای راهسازی و کامیونها مشغول کار هستند. به کارگاه سد سازی که مشغول ساخت سد کوچکی بر روی این رود هستند می رسیم. ما اکنون از کنار دشت بسیار حاصلخیزی که انواع و اقسام از محصولات در آن کشت شده اند در حال حرکتیم.

pir ahmad kand dashti

یواش یواش سر و کله روستای کوچکی در دره ای پیدا می شود. پیر احمد کندی روستای کوچکی با مختصات جغرافیایی N:44°02′, E:39°22′  است.پاسگاه بزرگ مرزی ترکیه در 4 کیلومتری روستا وجود دارد. از آواجیق تا پیر احمد 15 کیلومتر جاده خاکی نسبتا خوب است که تصور می کنم با توجه به سدی که در حال احداث است به زودی آسفالت شود.

 pir ahmad kand marzi

  افشین ایران پور
کانون گردشگران جوان ایران

iranpour@kanoonirangardan.ir/

Share

نوشته “پیر احمد کندی” ، جایی که خورشید می خوابد اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/3269/feed/ 1
عید87 ، فارس – هندورابی – قشم https://kanoonirangardan.ir/%d8%b9%d9%8a%d8%af87-%d8%8c-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3-%d9%87%d9%86%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d9%82%d8%b4%d9%85/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%b9%d9%8a%d8%af87-%d8%8c-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3-%d9%87%d9%86%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d9%82%d8%b4%d9%85/#respond Fri, 06 Dec 2013 10:05:23 +0000 https://kanoonirangardan.ir/new/?p=3245 عید87 ، فارس- هندورابی- قشم    5 فروردین: حرکت از ...

نوشته عید87 ، فارس – هندورابی – قشم اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
عید87 ، فارس- هندورابی- قشم

  501_0102

5 فروردین:

حرکت از تهران به سمت شیراز

6 فروردین:

صبح به شیراز رسیدیم طبق برنامه قرار بود اتوبوس دیگری در ترمینال منتظر ما باشد.وسایل را از اتوبوس تخلیه کردیم و منتظر اتوبوس شدیم.پس از اینکه مطمئن شدیم حالا حالاها اتوبوس نمی آید.تصمیم گرفتیم که صبحانه را در ترمینال با چای و کیک صرف کنیم.در فرصت باقیمانده هم اولین جلسه کلاس عکاسی توسط مسعود در ترمینال برگزار شد.بالاخره اتوبوس قرمز رنگ بنز 302 که به نظر همچین مدرن نمی آمد با راننده و صاحب ماشین از راه رسید.وسایل را به دقت در اتوبوس چیدیم و برای خرید مواد غذایی و گاز پیک نیکی وارد شهر شدیم و پس از کمی معطلی وارد جاده جهرم شدیم و پس از شهر باب انار در کنار موتور آب چاه عمیقی نهار را صرف کردیم و به سمت جهرم ادامه مسیر دادیم.عصر به جهرم رسیدیم در میدان ورودی شهر که دو مجسمه بزرگ لک لک  از مشخصه آن است چند عکس یادگاری گرفتیم و به سمت غار سنگی حرکت کردیم.این غار که در حقیقت بازمانده معدن سنگی در شمال شهر جهرم است اکنون به تفرجگاهی برای مردم و توریست ها تبدیل شده است.ستونهای متعدد سنگی داخل غار منظره زیبایی را پدید آورده ولی تردد موتورسیکلتها خطرات بالقوه ای را برای گردشگران ایجاد کرده است.باغهای فراوان مرکبات که با نخلهای زیبای درون آن منظره بهشت گونه ای را به وجود آورده،شهر را احاطه کرده است.در بسیاری از خیابان ها و کوچه باغهای جهرم بوی بهار نارنج در فضا پیچیده است.

img_0906

img_0924

جهرم را به سمت شهر لار ترک می کنیم.جاده جدیدی که از جهرم به لار کشیده شده فاصله لار تا مرکز استان را کوتاه کرده است.شب به لار می رسیم.طبق هماهنگی قبلی برای اسکان به آموزش و پرورش مراجعه می کنیم.آدرس دبستانی را در خارج شهر می گیریم و راهی آنجا می شویم.متاسفانه متصدی دبستان بدون هماهنگی با ستاد اتاقها را به مسافران دیگری داده است چاره ای نداریم جز اینکه با مسوول محیط زیست لار تماس بگیریم و اجازه استراحت در حیاط اداره را از او بگیریم.اداره محیط زیست بر دامنه تپه ای در خارج از شهر قرار دارد.

7 فروردین:

صبح به سرعت صبحانه را خورده و برای گردش وارد شهر می شویم در خیابان اصلی حرکت می کنیم و از سوغات لار که نوعی مسقطی است می خریم و پس از بازدید از مسجد جامع شهر سری به بازار قیصریه که در ضلع شمالی میدان شهر قرار دارد می زنیم. این بازار از سه قسمت تشکیل شده است: بخش اول فضای مرکزی هشت ضلعی با گنبدی بر روی آن ، بخش دوم راهروهای دور تا دور بخش مرکزی و بخش سوم شامل چهار سوق فرعی است که از فضای مرکزی به چهار سمت منشعب می شود بر اساس اشعار بر جای مانده در قیصریه تعمیر آن در سال 1015 هجری قمری صورت گرفته است . به احتمال زیاد شاه عباس صفوی طرح بازاراصفهان را بر اساس بازار لار قرار داده است.

باغ نشاط مکان دیگری است که در نزدیک بازار قرار دارد.این بنا در ضلع شمالی پل عباسی و در میان فضای سبزی قرار گرفته و مقر حکومتی لار پس از صفویه بوده است.مساحت قصر 35*135 متر است. ارتفاع طبقه بالا  7 متر و ایوان ها 12.5 متر می باشد.طبقه زیرین روی هم رفته دارای 4 اتاق است . اتاق مرکزی درست زیر سالن ایوان قرار دارد که ازبالا به کمک یک منفذ هشت گوش روشن می شود .در وسط اتاق حوضچه ای از مرمر به شکل هشت گوش قرار دارد. در حال حاضر سازمان میراث فرهنگی در حال مرمت این بنا هستند و طبقه زیرزمین را هم به موزه اختصاص داده اند. در ضلع شمالی باغ نشاط ، بنای حمام قصر که احتمالا همزمان با آن، بنا شده است قراردارد .دو اتاق که هر دو دارای یک گنبد کوچک هستند و یکی از آنها روی ستونهای پیچیده قرار دارد، رو به باغ باز می شود.

img_0941

img_0953

حدود ساعت 11 به سمت بستک به راه افتادیم با گذر از منطقه ای کوهستانی به دشت بستک رسیدیم. دمای هوا بیش از 10 درجه نسبت به منطقه کوهستانی گرمتر شده بود. با راهنمایی چند جوان موتورسوار به پارکی در شهر جهت صرف نهار رفتیم.مردم شهر بستک از دیرباز شغل تجارت در کشورهای حوزه خلیج فارس را تجربه کرده اند و چون اهالی لار وضع اقتصادی نسبتا خوبی دارند. در دبی یکی از امیرنشین‌های هفت‌گانه امارات متحده عربی محله‌ای وجود دارد که بنام محلهٔ «بستکیه» معروف است. مردم بستک به زبان بستکی سخن میگویند که از دستهٔ زبانهای پارسی جنوب غربی ایران است. در مسیر بستک به سمت بندر چارک تعداد قابل توجهی آب انبار که در زبان محلی به آن برکه می گویند،وجود دارد. پس از توقفی کوتاه در بندر چارک مسیر بندر چیرویه را درپیش گرفتیم ابتدا از بندر آفتاب که بندر اصلی در حمل و نقل مسافران دریایی به جزیره کیش است گذر کردیم. هوا کاملا تاریک شده بود که بدون اینکه متوجه باشیم از روستای چیرویه رد شدیم و کمی بعد در انتهای جاده ای خاکی به بن بست رسیدیم. به سختی اتوبوس توانست در این جاده فرعی دور بزند و مسیر رفته را تا چیرویه برگشتیم.در روستا دوست بسیار خوبمان آقا صدیق منتظرمان بود.شام را در خانه او خوردیم.عده ای در حیاط و عده ای دیگر در داخل اتاقها خوابیدند.

8 فروردین:

طبق هماهنگی انجام شده توسط صدیق با چهار قایق به سمت جزیره هندورابی به راه افتادیم.دریا کمی توفانی بود ولی مسیر موجها به گونه ای نبود که برای قایق ها مزاحمت ایجاد کند.ساحل شرقی به علت وجود موج، آب شفاف نداشت لذا از سمت شمال جزیره به ساحل غربی رفتیم و در ساحل آرام آنجا از قایق ها پیاده شدیم.آب بسیار شفاف و گرم باعث شد که بدون درنگ به داخل آن شیرجه بزنیم!! عینک شنا زیر آب را چون آکواریوم زیبایی عیان کرد.ماهی های رنگارنگ ، مرجانها،عروسهای دریایی،توتیا،ستاره دریایی،انواع خرچنگها، لاکپشت، صدف ها، حلزونها، اسفنج ها و نرم تنان را به راحتی در این آکواریوم طبیعی می توان مشاهده کرد. پس از چند ساعت قایق سواری و آبتنی به چیرویه برگشتیم .

img_1020

img_1050

زنان روستا با کمک یکدیگر نهار گروه را تدارک دیده بودند.نهاری که تصور می شد بسیار با سلیقه آماده شده است.چند نوع غذایی که طپخ شده بود را با کمی توضیح در اینجا می آورم:

 قلیه ماهی : یکی از غذاهای خوشمزه و معروف جنوب کشور ، قلیه ماهی است که ممکن است به روشهای مختلفی طبخ گردد. یکی از روشهای متداول آن این است که : پیاز و سیر را رنده و یا خیلی ریز خرد کرده و آنها را سرخ می کنند سپس زردچوبه و سبزی ماهی ( گشنیز و شنبلیله ) را اضافه می کنند سپس ماهی را که ممکن است هوور ، شورت و یا سنگسر باشد و قبلاٌ نمک زده شده است ، به سیر و پیاز و سبزی ماهی اضافه کرده و سرخ می کنند تا به روغن بیافتد. در این مرحله تمر هندی را در آب گرم حل کرده ، صاف می نمایند و این آب تمر را به ماهی می افزایند گاهی به مقدار کمی (یک قاشق غذا خوری) آرد نیز به آن اضافه می کنند و می گذارند تا کاملاٌ جا بیفتد .

 هواری ماهی ( پلو ماهی ) : در این نوع غذا می توان از انواع ماهی ها استفاده کرد ولی بیشتر از ماهی هوور استفاده می شود که : ماهی سرخ شده با سیر و پیاز را با لوبیای پخته شده مخلوط کرده و در لا به لای برنج آبکش شده دم می کنند و یا به صورت کته یا دم پخت طبخ می شود. در نوع دوم هواری مقداری سبزی ماهی  ( گشنیز و شنبلیله ) و کمی شبت را با سیر و پیاز سرخ کرده و ماهی را به آن اضافه می نمایند و بقیه مراحل مشابه فوق طی می شود. در انواع هواری از ماهی شوری استفاده می گردد.

عصر به دبستان روستای چیرویه رفتیم و تعدادی از کتابهایی را که برای اجرای طرح کتاب در کوله با خودمان آورده بودیم به مدرسه اهدا کردیم.

502_0245

پس از خداحافظی از اهالی مهربان چیرویه راه بندر گناوه را پیش گرفتیم.پس از گذر از بندر آفتاب در کنار ساحل به طور اتفاقی لاکپشت بزرگی را دیدیم که در حال خروج از آب بود.بی درنگ پیاده شدیم و طوری که برای او مزاحمت ایجاد نکنیم حرکت او را دنبال کردیم.لاکپشت که حدودا 80 کیلو وزن  و حدود یک متر طول داشت و از نوع لاکپشت های عقابی بود. به آهستگی به ساحل وارد شد و پس از حدود 50 متر در مکان مناسبی شروع به حفر گودال کرد و وقتی که عمق حفره به حدود 35 سانتی متر رسید شروع به گذاشتن تخمهای گرد و سفیدی که کمی کوچکتر از توپ پینگ پونگ بودند،کرد.به دقت تعداد تخمها را شمردیم ،لاکپشت 97 تخم گذاشت و به آرامی روی آنها را با ماسه پوشاند و راهی دریا شد.این عملیات حدود دو و نیم ساعت طول کشید.

img_1132

img_1164

هوا کم کم تاریک شده بود که به سمت بندر لنگه ادامه مسیر دادیم.حدود ساعت 9 به بندر لنگه رسیدیم.بسیار شلوغ بود. دریکی از پارکهای کنار ساحل بساط شام را پهن کردیم و بعد از کمی رفع خستگی به سمت بندر خمیر حرکت کردیم.در پارکی چادر زدیم و خوابیدیم.

9 فروردین:

صبح به  بندر پل شرقی رفتیم و با قایقها به سمت بندر لافت در جزیره قشم حرکت کردیم. در لافت با هماهنگی قبلی سوار سه دستگاه وانت شدیم و به روستای هفت رنگو از توابع روستای طبل رفتیم.در خانه ای روستایی ساکن شدیم.بی درنگ به سمت جنگلهای حرا حرکت کردیم. با سه فروند قایق وارد آبراههایی شدیم که کمتر مسافران عادی شانس ورود به آنها را پیدا می کنند.دیدن پرندگان این منطقه خصوصا با راهنمایی دوستان ما که روی این پرندگان مطالعه می کنند بر جذابیت این سفر افزود. به آرامی از داخل آب راهها میگذشتیم که نظرمان به جانوری دریایی به شکل دلفین جلب شد که به ما گفتند که به آن پورپویز گویند. . پورپویزها شبیه دلفین‌ها هستند و مانند دلفین‌ها به‌صورت گله‌اى زندگى مى‌کنند. پورپویزهاى قشم باله پشتى را ندارند و پشت آنها صاف است. حرکات پورپویزها هم در دریا مثل دلفین‌ها تماشایى است.

در انتهای جنگلهای حرا به کلنی بزرگی از پرندگان برخوردیم که در لابلای درختان حرا تخمگذاری کرده بودند.با راهنمایی دوستان به داخل این جنگل انبوه رفتیم و بدون اینکه به تخمها و لانه پرندگان صدمه بزنیم، لانه های حاوی تخم آنها را دیدیم.در برخی لانه ها دو و در برخی دیگر چهار تخم را می شد دید. در جزیره قشم با آموزشی که به جوامع محلی داده شده است حداکثر مشارکت مردم  در حفظ و حراست از محیط زیست و خصوصا جانوران را کسب کرده اند.در گذشته بیشتر تخمهای این پرندگان خوراک انسانها می شد ولی اکنون اکثریت مردم این کار را نکوهش می کنند. قشم کلکسیونی از بیش از 170 گونه پرنده بومی و مهاجر است.

img_1214

505_0596

برخى از پرندگان جزیره قشم عبارتند از:

پلیکان پا خاکسترى، باکلان، حواصیل خاکسترى، اگرت کوچک، اگرت ساحلى، اگرت سفید، حواصیل شب، حواصیل هندى، کفچه نوک، فلامینگو، عقاب ماهیگیر، کرکس، جیرفتى، هوبره، سلیم خرچنگ‌خوار، صدف‌خوار، دیدومک، تله نوک پهن، کاکایى سر سیاه، کاکایى پشت سیاه، پرستو دریایى دودى، پرستو دریایى کاکلى کوچک، پرستو دریایى معمولى، پرستو دریایى کاکلى، سبز قباى هندى، زنبور خورک کوچک، دم جنبانک ابلق، دم جنبانک کله زرد، میوه‌خور، بلبل خرما، سنگ چشم کله سرخ، طرقه بنفش، طرقه کوهى، چکچک بیابانى، شهدخور، زرد پر مزرعه، سهره خاکی.

img_1201

در مسیر برگشت چند نفر از دوستان، هر یک چند دقیقه ای را به ورزش مفرح و صد البته خنده دار برای آنهایی که از خارج آب آنها را نگاه می کردند، پرداختند. بادبادک بازی در ساحل هم عده ای دیگر را تا وقتی که آسمان کاملا تاریک شد، سرگرم کرده بود.

خورشید غروب کرده بود که به روستای هفت رنگو برگشتیم و شب را در یکی از خانه های روستایی خوابیدیم.

img_1240

504_0407

10 فروردین:

صبح با 3 وانت عازم قسمت غربی جزیره شدیم و پس از عبور از روستای کانی به طرف غارهای نمکی حرکت کردیم.تا روستای کانی جاده آسفالت است و پس از آن جاده خاکی می شود.غارهای نمکی قشم  در منتهی الیه غربی ژئوپارک قرار دارند.بررسى وضعیت زمین‌شناسى ساختمانى و جنس زمین‌هاى تشکیل‌دهنده جزیره قشم نشان مى‌دهد این جزیره تاقدیس عظیمى است که محور آن منطبق بر محور طولى جزیره مى‌باشد و به آخرین حرکات چین‌خوردگى زاگرس مربوط است. در داخل جزیره چین‌خوردگى‌هاى درهمى وجود دارد که حاکى از حرکات تکتونیکى جوان‌تر است.

506_0665

عملکرد گسل‌هاى فعال با امتداد شمالى‌ ـ جنوبى بالا‌ آمدن تدریجى گنبد نمکى نمکدان و حضور پادگانه‌هاى دریایى مؤید این نظر است.گنبد نمکى نمکدان تنها گنبد نمکى در جزیره قشم است که از میان دماغه جنوب، تاقدیس سلخ و دماغه شمال غربى تاقدیس باسعیدو بالا آمده است و در نقشه تقریباً دایره‌اى شکل و به قطر 7 × 5/6 کیلومتر است. بام گنبد، توپوگرافى نامنظم دارد و دیواره آن بسیار پرشیب است.در بخش جنوبى گنبد نمکى نمکدان، غارهاى نمکى (Salt Caves) بسیار زیبا و شگفت‌انگیزى وجود دارند. غار نمک در بخش جنوبى جزیره و در منتهى‌الیه غربى آن قرار گرفته است. دهانه غار رو به جنوب است و تا ژرفاى حدود 20 مترى آن با نور روز روشنایى دارد. ژرفاى غار نزدیک به 100 متر، فرازاى آن بین 3 تا 10 متر و پهناى متوسط غار 5 متر است. اندازه‌هاى ذکر شده در زمان‌هاى مختلف دستخوش تغییر مى‌شود و دلیل آن میزان بارندگى، نفوذ آب و انحلال و تبلور نمک است.شکل کل مسیر غار به‌صورت یک کمان کاملاً خمیده است و از حدود 30 مترى ژرفاى آن پیچش مسیر به سمت چپ آغاز مى‌شود و پس از طى حدود 20 متر و رسیدن به یک فضاى نسبتاً وسیع، مجدداً پیچشى به سمت چپ صورت مى‌گیرد. این نقطه بلندترین قسمت سقف غار است. دیواره ورودى غار تشکیل شده است از نوارهاى رنگارنگ نمک و لایه‌هاى مختلفى از کانى‌هاى آهن‌دار ـ مانند هماتیت و اولیژیست ـ همچنین در مدخل غار آبگیر به طول بیست متر مشاهده می ‌شود که میزان آب آن وابسته به میزان نزولات جوى و متغیر است. استلاکتیت‌ها و به ندرت استلاگمیت‌هاى نمکى از اولین پیچش‌ غار قابل مشاهده هستند و به‌تدریج تعداد آنها افزایش مى‌یابد. متأسفانه تعدادى از استلاکتیت‌هاى زیباى این غار تخریب و شکسته شده‌اند، به احتمال زیاد این کار توسط بازدیدکنندگان و برخى از اهاى بومى جزیره به‌منظور تهیه نمک‌طعام با کیفیت بالا صورت گرفته است. از نیمه غار تا انتهاى آن زیبایى غار را کف‌پوشى از نمک کریستاله دوچندان نموده است و در نزدیکى دیواره‌ها، اتصال استلاکتیت‌ها و استلاگمیت‌ها با یکدیگر. ستون‌ها و ستونک‌هاى زیبایى را پدید آورده است.

img_1306

در نزدیکى دهانه غار نمکى چند دهانه دیگر نیز قابل مشاهده است که ژرفاى آنها از چند متر تجاوز نمى‌کند و پهنا و بلنداى محدودى دارند. دیواره این قبیل حفره‌ها پوشیده از رسوبات گل‌کلمى نمک است.این غارها توسط گروهی از زمین شناسان کشور چک پیمایش شده است و در حال حاضر به عنوان بزرگترین غارهای نمکی جهان معرفی شده اند. نهار را در ساحل جنوبی و در کنار دریا پس از یک شنا مبسوط خوردیم، تعدادی دلفین هم که به حضور ما پی برده بودند در نزدیک ساحل بازیگوشی می کردند و همسفران ما را هیجان زده کرده بودند . سپس راهی غربی ترین روستای جزیره به نام باسعیدو شدیم. در باسعیدو از قبرستانی قدیمی که متعلق به انگلیسی ها بود دیدن کردیم.عصر به هفت رنگو برگشتیم.قصد داشتیم که به قشم برویم و راهی بندرعباس شویم که متوجه شدیم اتوبوس خراب شده و تا فردا تعمیر نخواهد شد. شب را در هفت رنگو ماندیم و با اهالی این روستا بیشتر آشنا شدیم.

img_1314

11 فروردین:

صبح با “میدی باس” به قشم آمدیم و با اتوبوس دریایی به بندر عباس رسیدیم.اتوبوس همچنان خراب بود و امیدی نیز به تعمیر به موقع آن نبود. به ترمینال رفتیم تا اتوبوس دیگری تهیه کنیم. ولی پایان تعطیلات کار خودش را کرده بود و هیچ اتوبوسی عازم تهران نبود.حتی دوستان ما در میراث نیز نتوانستند اتوبوسی برای ما پیدا کنند، بالاجبار تصمیم گرفتیم که شب را در بندر بمانیم.در شهر بندر عباس و در جاده ساحلی کمی پیاده روی کردیم .  دفتر کاری پدر روژاوا محل مناسبی برای شب مانی بود و به هر ترتیبی بود شب را به صبح رساندیم.

12 فروردین:

تا قبل از ظهر اتوبوس درست شد و از مسیرحاجی آباد با سمت داراب حرکت کردیم. پل زیبای فورگ را رد کردیم.جاده ای کوهستانی و زیبا را طی کردیم. پس از رستاق باغهای مرکبات کم کم بیشتر شدند و عطر بهار نارنج در بیشتر مسیر به مشام می رسید.هوا تاریک شده بود که به داراب رسیدیم و به کارخانه اسانس امیرعلی رفتیم شام را مختصر خوردیم و پس از تهیه اتوبوس مناسب راهی تهران شدیم.

13 فروردین:

بعد از ظهر به تهران رسیدیم.

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

iranpour@irangardan.ir

Share

نوشته عید87 ، فارس – هندورابی – قشم اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%b9%d9%8a%d8%af87-%d8%8c-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3-%d9%87%d9%86%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d9%82%d8%b4%d9%85/feed/ 0
از سوها تا لوندویل در منطقه تالش https://kanoonirangardan.ir/%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d9%88%d9%87%d8%a7-%d8%aa%d8%a7-%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af%d9%88%d9%8a%d9%84-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%86%d8%b7%d9%82%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d9%84%d8%b4/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d9%88%d9%87%d8%a7-%d8%aa%d8%a7-%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af%d9%88%d9%8a%d9%84-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%86%d8%b7%d9%82%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d9%84%d8%b4/#respond Fri, 06 Dec 2013 09:50:46 +0000 https://kanoonirangardan.ir/new/?p=3224 از سوها تا لوندویل در منطقه تالش    کوههای تالش ...

نوشته از سوها تا لوندویل در منطقه تالش اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
از سوها تا لوندویل در منطقه تالش

 soha8704af107

 کوههای تالش در کناره غربی دریای خزر قرار دارد و چون سدی مانع از عبور ابرهای باران زا به آن سوی کوهها می شود لذا دامنه های غربی این رشته کوه عمدتا جنگلی و دامنه های شرقی، خشک یا مرتع است.اردبیل ،هیر،گیوی،خلخال و کلور شهرهای مهم در دامنه شرقی هستند.دامنه غربی تا کنار دریا ادامه دارد و شهرهای مهم آن آستارا،لوندویل،حویق،لیسار،هشتپر و اسالم است.دو جاده اصلی این دو قسمت را به هم مربوط کرده است یکی محور مواصلاتی آستارا-اردبیل که از گردنه معروف حیران عبور می کند و دیگری جاده اسالم به خلخال که زیبایی آن شهره خاص و عام است.عبور از میان مراتع،گذر از گردنه ها و کوههای زیبا با مناظری به غایت زیبا با تغییرات جوی ناگهانی بطوری که در عرض چند ساعت آفتاب و مه و باران و رعد و برق و گاهی بارش برف را در ارتفاعات می توان تجربه کرد و با گذر از میان جنگلهای تنک با درختچه های خاص در میان مراتع، به جنگلهای انبوه و کهنسال هیرکانی با درختان سر به فلک کشیده وارد می شویم.این همه زیبایی و تنوع را در یک برنامه دو تا سه روزه می توان دید و تجربه کرد.این تجربه به حدی لذت بخش است که هشت سال پیاپی ما را با تمام گرفتاری های زندگی شهری در موعدی خاص به این منطقه کشانده است.هر سال با بررسی نقشه های توپوگرافیک و با کمک  نرم افزارهای کامپیوتری مسیری جدید و البته پرهیجان را که کمی ماجراجویی  نیز چاشنی آن شده است را انتخاب می کنیم.شش سالی است که پس از مشخص شدن مسیر و علامت گذاری آن روی نقشه به کمک نرم افزارهای خاص این کار ،مسیر مشخص شده را وارد GPS کرده و با خاطری آسوده تر وارد منطقه می شویم.هر چند که در بسیاری از مواقع به طور کامل بخاطر شرایط خاص منطقه نمی توانیم مسیر را دقیقا دنبال کنیم ولی همیشه مطمئن هستیم که خصوصا در میان مه و جنگل که دید بصری بسیار محدود است،گم نخواهیم شد.امسال نیز پس از بحث و جدل با تعدادی از همسفران تصمیم گرفتیم که مسیر جدیدی را که از روستای سوها شروع می شد به سمت لوندویل طی کنیم.

روستای سوها از توابع بخش آبی بیگلو شهرستان نمین واقع در استان اردبیل است.در جاده اصلی اردبیل به آستارا پس از عبور از پلیس راه در سمت جنوبی جاده به سه راهی می رسیم که جاده جنوبی به سمت تفرجگاه فندقلو و آبی بیگلو می رود.پس از 21 کیلومتر به بخش آبی بیگلو که در دشتی سرسبز قرار دارد می رسیم و جاده ای را که در روبروی بخشداری قرار گرفته ادامه می دهیم و پس از 19 کیلومتر و در پایان این جاده که آسفالته است به روستای سوها ،درست در پای کوه می رسیم.

اعضای گروه ما برای این برنامه ماجراجویانه کمی بیشتر از استاندارد سفرهای ماجراجویانه است.سی و هشت نفر از اعضای کانون گردشگران جوان ایران که به هیچ طریق از شرکت در این برنامه انصراف ندادند! سرپرستی و کنترل این تعداد از علاقه مندان به طبیعت خودش به هیجان این برنامه می افزاید.هیجانی که گاهی با کمی نگرانی همراه می شود.

soha8704af021

soha8704af023

ما ساعت 10:30 دقیقه ششم تیرماه هشتاد و هفت روستای سوها را به سمت دریاچه سد بندلیک ترک می کنیم.این محل که یکی از تفرجگاههای اطراف اردبیل است راه خاکی نسبتا خوبی دارد که اتومبیل های سواری به راحتی در آن رفت و آمد می کنند.کوله پشتی ها را به همراه چند نفر با وانت نیسان زودتر رهسپار کردیم و خودمان خرامان به سمت سد حرکت می کنیم.این مسیر را که حدود هفت کیلومتر است با وانت در عرض نیم ساعت می توان طی کرد.وقتی به کنار سد که در حقیقت آب بند بزرگ و قدیمی است رسیدیم،مه همه جا را گرفته بود و به سختی می شد چند متری را دید.با کمک GPSمسیر را به سمت شمال شرقی ادامه دادیم و سپس از مسیر پا کوبی که پیدا کردیم ،پس از گذر از مرتعی سرسبز وارد جنگلی با درختچه های انبوه شدیم.به علت بارندگی روزهای گذشته و هوای مه گرفته امروز راه گل الود و بسیار لیز بود که سرعت ما را به طور چشمگیری کم کرده بود ما کوهی را به سمت شرق تراورس کردیم خوشبختانه چند چشمه در راه بود که لحظاتی خستگی را از تن به در کرد.بخاطر مه غلیظ به سختی می شد یک متری را هم دید و با ورود به منطقه جنگلی راه اصلی را گم کردیم و به تدریج خودمان را در جنگلی انبوه یافتیم که هیچ مسیر مشخصی در آن نبود.

soha8704af029

داشتن GPS قوت قلب خوبی بود که در نهایت گم نخواهیم شد هر چند ممکن است مسیرمان دشوار باشد.در میان این جنگل گاهی با مناطقی  مواجه می شدیم که درختان توسط قاچاقچیان برای درست کردن زغال بریده شده بود و در کوره هایی مشغول درست کردن زغال بودند ولی از انسانهایی که اقدام به این کار کرده بودند خبری نبود.البته چند ساعت بعد دو نفر را دیدیم که ایشان از دیدن جمعیت ما متعجب شده بودند.به گفته این افراد تا به حال هیچ کوهنوردی از این منطقه عبور نکرده بوده و با کمی ترس و اضطراب ما را راهنمایی کردند که مجددا راه را گم کردیم البته چیزی به عنوان راه وجود نداشت و ما به دنبال نقاطی بودیم که قبلا وارد GPS کرده بودیم.با اتمام مه توانستیم موقعیت خود را بهتر تشخیص دهیم و به سمت خط الراس کوه حرکت کردیم و در مرتعی مشرف به منطقه، نهار را در ساعت 5 بعدازظهر خوردیم از اینجا می شود به راحتی دریا،شهر آستارا و لوندویل وهمچنین دره آبشار لاتون و مسیر خط لوله گاز را در قسمت شمالی دید.در دوردست نیز جاده ای  که از میان دره به سمت لوندویل کشیده شده است،دیده می شود.ما باید خودمان را به این جاده برسانیم و از آنجا راهی لوندویل شویم.

soha8704af087

soha8704af094

بر سر این خط الراس چند کومه چوبی که اکنون ویرانه ای بیش نیست به چشم می خورد.به دنبال راه می گردیم و راهی را پیدا می کنیم که پس از نیم ساعت پیاده روی در کنار چشمه ای به پایان می رسد.مجددا به سر خط الراس بر می گردیم تصمیم می گیریم که کوه را به سمت جنوب تراورس کرده و پس از فرود به میان دره از کمر کش کوه مقابل به سمت شرق ادامه مسیر بدهیم.

   soha8704af105

soha8704af108

از شیب تندی پایین می آییم و به کنار رودخانه می رسیم .به خاطر جا مناسبی که برای شب مانی پیدا کرده ایم تصمیم می گیریم که شب را در همانجا اطراق کنیم.تاکنون بیش از 12 کیلومتر  را طی کرده ایم.تعدادی در چادر می خوابند و عده ای دیگر ترجیح می دهند که در زیر سقف آسمان با ستاره های بیشمارش بخوابند و به راستی خواب به سرعت بر ما چیره می شود و لذت تماشای بیشتر ستارگان را از ما می گیرد.در نیمه های شب با صدای نفس گرازی که برای نوشیدن آب به کنار رودخانه آمده بیدار می شوم ولی با خود فکر می کنم که با سر وصدا کردن بی مورد خستگی را بر تن همنوردان تثبیت می کنم.لذا ترجیح دادم تا به داخل کیسه خواب بخزم و به فردا بیاندیشم.

soha8704af133

soha8704af122

صبح پس از خوردن چای و صبحانه و جمع آوری چادرها و وسایل در ساعت 8:30 دقیقه حرکت خود را به سمت سنگ کله قندی شکل که روز قبل تصمیم گرفته بودیم تا از فراز آن عبور کنیم،ادامه می دهیم.در کمتر از 45 دقیقه پس از عبور از شیب تندی به این پدیده جالب میرسیم.تعدادی از دوستان از شیب تند این توده زبر سنگی که بی شباهت به یک سنگ پا عظیم نیست،بالا می روند.به راستی کوه سنگی عجیب و زیبایی است .30 دقیقه ای را مشغول عکاسی از مناظر زیبا اطراف می شویم.

soha8704af139

 soha8704af142

اکنون مسیر پا خورده ای را یافته ایم و با دقت از آن عبور می کنیم.کم کم چند کلبه در دامنه های کوه پدیدار می شوند.به این منطقهمیکومی می گویند.جاده تا اینجا کشیده نشده است ولی وجود تعدادی موتور سوار  در کنار زمین ورزش این روستای کوچک دلیل خوبی بر هموار بودن باقی مسیر دارد. عده ای از جوانان هم مشغول بازی فوتبال هستند.مسیر را که اکنون کاملا مشخص است به سمت کف دره و کنار رودخانه ادامه می دهیم.شیب تند، خستگی بچه ها را که عمدتا کوله های سنگینی نیز دارند،بیشتر می کند.

   soha8704af149

soha8704af168

درست از کنار رودخانه جاده آغاز می شود.چند کلبه کوچک هم در کنار رودخانه دیده می شود به آن اسکندرحیاطی می گویند.از میان این جاده خاکی مسیر را ادامه میدهیم تا به محله ای به نام شیر حیاطیمی رسیم.ظاهرا در گذشته نه چندان دور در این محل مدرسه ای هم دایر بوده است و حالا با خالی از سکنه شدن این محل درب مدرسه هم بسته است.چشمه ای با آب بسیار خنک در کنار این روستای متروکه جاری است که خستگی را از تن دور می کند.حدود نیم ساعت بعد و حدود ساعت 3 بعدازظهر به مغازه و قهوه خانه ای می رسیم و با چند چای از خودمان پذیرایی می کنیم.در نیمکت جلو قهوه خانه پدری را با دو فرزند کوچکش می بینیم.او می گوید که در چندین سال قبل معلم دبستان شیرحیاطی بوده و اکنون برای تجدید خاطرات، با فرزندانش برای دیدار از روستا به آنجا رفته است.با خوش شانسی وانتی را پیدا می کنیم و مابقی راه را سوار وانت می شویم. روستای بزرگی در مسیر به نام خان اتی قرار دارد که با شالیزارهای برنج احاطه شده است.حدود ساعت 4 بعدازظهر به لوندویل می رسیم.در ساحل شهر حویق تنی به آب دریا می زنیم و مابقی خستگی را از تن به در می کنیم.از کنار ساحل به کوههای تالش نگاه می کنیم و با آرزوی سلامتی، در انتظار سال آینده برای اجرای برنامه هیجان انگیز دیگر، این محل را به سوی تهران ترک می کنیم.

نام محل ارتفاع(متر) فاصله از محل قبلی(متر) مختصات
سوها 1473 N:38° 15́ 27.7̎̎

E:48° 38́́ 55.6́

سد بندلیک 1764 7000 N:38° 16́ 33.8́

E:48° 41́ 07.9́

چشمه 1 1719 2950 N:38° 16́ 31.0

E:48° 42 01.5

محل استراحت 1358 1800 N:38° 16́ 56.8

E:48° 42 42.8

چشمه 2 1122 2550 N:38° 17 05.8

E:48° 42 55.5

یال(محل خوردن نهار) 1162 4100 N:38° 16 54.1

E:48° 43 20.6

رودخانه(شب مانی) 1026 4250 N:38° 16 21.0

E:48° 43 19.2

کوه کله قندی 1165 1700 N:38° 16 25.0

E:48° 43 30.6

میکومی 770 2700 N:38° 16 39.9

E:48° 44 05.1

اسکندر حیاطی 363 2900 N:38° 17 13.3

E:48° 44 57.3

شیر حیاطی 419 3100 N:38° 17 18.3

E:48° 45 58.3

قهوه خانه 341 1300 N:38° 17 05.6

E:48° 46 25.8

چشمه 3 270 2200 N:38° 17 25.5

E:48° 46 59.3

خان اتی 88 4800 N:38° 17 01.1

E:48° 49 43.2

لوندویل 0 5800 N:38° 18 24.8

E:48° 52 16.0

 

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

iranpour@kanoonirangardan.ir/

Share

نوشته از سوها تا لوندویل در منطقه تالش اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d9%88%d9%87%d8%a7-%d8%aa%d8%a7-%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af%d9%88%d9%8a%d9%84-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%86%d8%b7%d9%82%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d9%84%d8%b4/feed/ 0
مختصری درباره مناطق گردشگری شهرستان جلفا https://kanoonirangardan.ir/%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%d9%8a-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b7%d9%82-%da%af%d8%b1%d8%af%d8%b4%da%af%d8%b1%d9%8a-%d8%b4%d9%87%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%ac/ https://kanoonirangardan.ir/%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%d9%8a-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b7%d9%82-%da%af%d8%b1%d8%af%d8%b4%da%af%d8%b1%d9%8a-%d8%b4%d9%87%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%ac/#respond Fri, 06 Dec 2013 09:38:52 +0000 https://kanoonirangardan.ir/new/?p=3220 مختصری درباره مناطق گردشگری شهرستان جلفا  جلفا یکی از شهرستانهای ...

نوشته مختصری درباره مناطق گردشگری شهرستان جلفا اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
مختصری درباره مناطق گردشگری شهرستان جلفا

 جلفا یکی از شهرستانهای استان آذربایجان شرقی و در شمال غربی این استان و در کنار رود مرزی ارس، یکی از مناطق زیبای طبیعی بکر و دست نخورده کشور ، قرار دارد. فاصله تبریز تا جلفا 130 کیلومتر است و شهرهای صوفیان و مرند نیز در بین راه قرار دارند. حدوداً 5/1 ساعته می توان به جلفا رسید.

جلفا شهری کوچک و مرز رسمی ایران و جمهوری خودمختار نخجوان آذربایجاناست ، به این سبب رونقی نسبی دارد.جلفا دو بازارچه مرزی دارد که یکی در نزدیک گمرک و دیگری(بازارچه مرزی آراز) در ابتدای جاده ساحلی شرقی قرار دارد .عمدهً اجناس این بازارها محصولات چینی درجه سه و چهار است!

این شهرستان  بصورت طولی درمیان رودخانه ارس درشمال وکوههای قره داغ در جنوب شکل گرفته که تنها دسترسی آسان از مرکز ایران به این منطقه از گردنه معروف واستراتژیک “دره دیز” است.

جلفااز لحاظ موقعیت جغرافیائی و ژئوپلیتیک در آذربایجان ،از مناطق حساس محصوب می شود چراکه سابقا پایگاه  سیاسی واطلاعاتی نظام کپیتالیستی آمریکا در مقابل نظام سوسیالیستی شوروی سابق بوده ودرحال حاضر با دو جمهوری تازه استقلال یافته آذربایجان وارمنستان که هر کدام اهداف سیاسی خاص را دنبال می کنند سرحد مشترک دارد.

شهرستان جلفا دارای دو بخش(مرکزی ـ سیه رود) وپنج دهستان (ارسی ـ داران ـ نوجه مهر ـ دیزمار غربی ـ شجاع) و52روستاو90آبادی که دربستر طولی این منطقه واکثرا در پای کوههای قره داغ تکوین و رشد یافته اند.طول شهرستان جلفا 100کیلومتراست .

رود ارس

    رودخانه ارس در فاصله 2کیلومتری جلفا پس از گذشت از بستر تنگ کوهستانی که در کوههای نزدیک جلفا ایجاد نموده است ،وارد جلفا می شود . در نزدیکی پاسگاه سیه رود که میان جلفا وخدا آفرین قرار گرفته درطی سالهای طولانی بستر خود را در دره یک کوهستان صخره ای، بقدری پائین برده که بشکل یک دیواره کاملا عمودی با ژرفای خیلی زیاد درآمده بطوریکه این بستر بصورت یک پرتگاه خیلی خطرناک نمود یافته است و مجرای ژرف ارس در این ناحیه به اسم”جاموش بغاز بندی” که به فارسی یعنی بندی که گاومییش را خفه می کند نامیده می شود.که دارای چشم انداز بسیار زیبایی است.

نام این رودخانه در قدیمیترین کتب تاریخی ایران مانند اوستا “دایی نیای” آمده و سواحل آنرا محل تولد زردشت پیامبر می دانند.نام مشهور فعلی آن آراس است. سرچشمه آن از کوههای مین گول داغ (هزار برکه) ترکیه واقع در جنوب شهر ارزروم است ، محل مذکور که در مرکز تجمع آبهای این کوهها وتشکیل ارس بوده ،  بیش از 800 متراز سطح دریا ارتفاع ندارد وطول رود از سرچشمه تا مصب قریب 800 کیلومتر است .که پس از سرازیر شدن از سرچشمه درنقطه ای به اسم “دوالو” مجاور خاک ایران شده واز همین محل تا نقطه“قره دونی” که آخرین حد فاصل خاک ایران و ارس می باشد ، در شمال غربی ایران جریان دارد. پس از واگزاری قفقازیه به شوروی سابق و ختم جنگهای ایران و روس به موجب معاهده ترکمنچای منعقده در سال 1243 هجری مقارن با 1828 میلادی ، رودخانه مزبور سر حد میان شوروی وایران گردید رودخانه ارس پس ازعبور از قره دونی وارد خاک قره باغ می شود وبا طی مسیر درجمهوری آذربایجان مستقیما به دریای خزر می ریزد.شعباتی که از خاک قفقازیه وارد رود ارس می شود عبارتند از : آرپاچای-رود نخجوان-رود کر .شعباتی که از خاک ایران وارد رود ارس می شود عبارتنداز: رود زنگماراز ماکو- رود آغ چای و قطور چای از خوی- رود زیلبیر از مرند – رود کوک گنبد از قره داغ – دره رود مغان  .

    عرض رودخانه ارس در جلفا گاهی تا 200متر و ارتفاع وعمق بستر آن به 2 تا 3 متر می رسد . عریضترین نقطه رود خانه در نزدیکی شهر جلفا میباشد که بیش از 200 متر عرض و بیش از 4 متر عمق دارد که می توان سومین رودخانه ایران از لحاظ قدرت آب تلقی کرد . در مواقع عادی آب آن قابل شرب ولی در مواقع طغیان گل آلود است .

بر روی ارس تا کنون پنج پل ساخته شده است که عبارتنداز : پل آهن جلفاـ شوسه جلفا ـ پل پلدشت در شهرستان ماکوـ پل خدا آفرین در قره داغ ـ پل نوردوز در مرز ارمنستان.بستر رودخانه ارس دارای شیب زیادی بوده که آب با سرعت درآن جریان دارد ومثل رودهای دیگر نمی توان بر روی آن قایقرانی کرد ولی اگر قایق موتور دار باشد می توان از آن استفاده نمود.

آب وهوا

قسمتی از شهرستان که در حاشیه رودخانه ارس واقع شده اصولاً دارای آب و هوای گرم و معتدل بوده اما مناطق ییلاقی آن در ارتفاعات، عمدتاً از آب و هوای خنک در تابستان‌ها و برف و کولاک شدید در زمستان‌ها برخوردارند. گرم‌ترین و سردترین ماه سال تیر و بهمن می‌باشند. در این منطقه به علت وجود اختلاف ارتفاع بسیار در یک محدوده و تفاوتهای اقلیمی متفاوت، فصول رویش گیاهان متنوع است. درحالیکه در اواخر زمستان و اوایل بهار در کناره‌های رودخانه ارس درختان به شکوفه نشسته و گل و گیاه حال و هوای بهاری را در منطقه بوجود آورده است. ارتفاعات جنوبی خصوصاً ارتفاعات کیامکی داغ پوشیده از  برف بوده و اوج  رویشهای آن در اواخر بهار و اوایل تابستان اتفاق می‌افتد. وجود این تنوع اقلیمی خود بر جاذبه‌های توریستی منطقه افزوده است.در اوایل فروردین رویش لاله های رنگارنگ در دامنه کوهستانی کنتال و قلعه علی‌بیگ  مزرعه‌ای از لاله‌ ایجاد می کند و تعداد زیادی از دوستداران طبیعت را به این منطقه می کشاند.

معرفی چند روستای گردشگری در شهرستان جلفا:

1-روستای ارسی

     روستای ارسی از پر آبترین روستاهای منطقه است و از هر گوشه آن چشمه هایی جاری می باشد . ارسی دارای باغات وسیع و سرسبزی است و اکثر مردم روستا از طریق فروش محصولات باغی اعم از گردو، زردآلو و درختان دیگر امرار معاش می کنند . کشاورزی در روستا رایج است ولی همانند باغداری نتوانسته در اقتصاد مردم روستا تاثیر مفیدی داشته باشد و درآمد زیادی را عاید کشاورزان سازد . اکثر کشت محصولات زراعی روستا را گندم و جو تشکیل می دهد .

2-روستای حق وردی آباد

    اکثریت جوانان ومیانسالان روستا درامورات تجاری مشغول هستند ودر جلفا به خرید وفروش وسایل خارجی می پردازند وتوانایی مبادلات (صادرات و واردات)خاصی را دارند.کشاورزی ودامداری از جمله فعالیتهای حاشیه ای روستائیان محسوب می شود . باغداری بعلت کمبود آب در روستا از جایگاه چندانی برخوردار نیست .

3-روستای دوزال

     تپه هایی که روستا بر آن تکیه کرده ،کاملا مشرف بر مزارع و رودخانه ارس و کوههای قره باغ  (کوههای ارمنستان) است و چهار عامل طبیعی – انسانی یعنی کوه، مزارع، رودخانه ومساکن روستائی با چشم اندازی زیبا ولاینفک در نیمرخ طبیعت حاکم بر آنجا رویت می شود .اقتصاد حاکم بر روستا بر پایه باغداری، دامپروری بصورت (ییلاق- قشلاق) و پرورش کرم ابریشم و زراعت استوار است . باغداری ودامپروری نقش اساسی را در تامین درآمد حاصله مردم ایفاء می کند.از جمله محصولات باغی این روستا که دارای شهرت خاصی است می توان انجیر، انار و سیب را نام برد که در فصل میوه در بازارهای منطقه و سایر شهرهای استان بوفور یافت می شود .

گندم، جو، برنج و لوبیا از محصولات زراعی روستا به حساب می آیند که به مدد آ‌ب رودخانه ارس و خاک حاصلخیز برداشت می شود .

4-روستای شجاع

     درگذشته مردم روستا به پرورش کرم ابریشم و ابریشم بافی اشتغال داشتند.که با دستور شاه عباس مبنی بر انتقال ارامنه از منطقه جلفا به اصفهان، ارامنه روستای شجاع نیز همراه ارامنه جلفا کوچ داده شدند.با تاسیس گمرک در جلفا بیشتر مردم این روستا جذب کار دولتی و شغل آزاد گردیدند واز کشاورزی و دامداری دست برداشتند.اکنون درصد کمی به کشاورزی و دامداری مشغولند. روستای شجاع با توجه به وجود کارخانه بزرگ موتور سیکلت سازی آمیکو توان بالقوه ای را برای تبدیل شدن به شهرک صنعتی دارد.سایر امکانات موجود در این روستا شامل:کارخانه یخ سازی ،دو باب مرغداری، یک گاوداری راکد و کاراگاه مونتاژ تراکتور است.

5-روستای لیوارجان

     روستای لیوارجان دارای اراضی کشاورزی وسیعی است.دشت گوردیان متعلق به اهالی این روستا می باشد.روستا در میان باغات وسیعی از درختان تنومند وسرسبز قرار گرفته و دارای مناظر زیبا وخوش آب وهوا در منطقه است.امروزه اکثریت مردم لیوارجان در امور باغی مشغول هستند.درختان میوه ای روستا عبارتنداز :گردو، آلبالو، گیلاس، سیب، بادام،گلابی وسایر محصولات. باغداران که اکثریت شاغلین روستا را تشکیل می دهند،از طریق فروش محصولات درختی تامین معاش می کنند.کشاورزی نیز در روستا رواج دارد واکثریت کشاورزان به کشت گندم وجو و یونجه می پردازند و به غیر از نیازهای خویش مازاد آن را یا در روستا و یا در هادی شهر بفروش می رسانند . تعداد قلیلی از مردم نیز به دامداری ودامپروری مشغولند.روستائیان از لحاظ منابع آبی مشکلاتی دارند در این روستا بیش از چهار چشمه مهم ندارد که آنها نیز بخاطر حفر چاههای عمیق در هادی شهر رو به خشکی هستند .

6- روستای نوشیروان

    در این روستا بدون استثناء همه خانوارها به کار کشاورزی در سطح خیلی محدود ودر حد نیازشان مشغول هستند واکثرا به کشت گندم وصیفی جات و نخود می پردازند . باغهای روستا حدود 10سال پیش بر اثر کمبود آب و آفات نباتی خشک شد و کسی درخت دیگری نکاشت. اخیرا یک سد خاکی در روستا احداث گردیده که در صورت بهره برداری از آن نه تنها سفره های زیر زمینی و چشمه های روستا تقویت می شود، بلکه در اثر استفاده از آب آن برای امور کشاورزی ، بازدهی زمینهای زراعی بر اثر وجود آ‌ب چندین برابر می شود .در نوشیروان یک معدن بزرگ سنگ نمک، همچنین یک معدن گچ نیز وجود دارد .

7-روستای اشتبین

     از لحاظ بافت، اشتبین جزو روستاهای تلی شکل است که چشم انداز خیلی جالبی دارد.در شرق و پائین ترین قسمت دره روستا ، رودخانه ای در جریان است که با صدای دلنواز و منظره  منحصر بفردش زینت و زیبائی خاصی به روستا بخشیده و حتی مسبب وجود باغات وسیع و سرسبز درپرتو این رود شده است . ولی بعلت عدم رعایت بهداشت مردم وجاری ساختن فاضلابهای منازل (به دلیل بافت شهری فعلی ) و ریختن خاکستر تنورها وفضولات حیوانی در رودخانه بعضی مواقع رنگ آب رودخانه تغییر می کند!

بیشتر روستائیان دارای باغات پربار ووسیع هستند وازطریق فروش میوه جات از جمله انجیر، انار، گردو، سیب و … امرار معاش می کنند .

مهمترین محدودیت روستا در تولید وارائه محصولات به بازارهای منطقه ای بعد مسافت از بازار مصرف می باشد که باعث افزایش هزینه حمل می گردد .با تلاش سازمان میراث فرهنگی این روستا در حال تبدیل شدن به منطقه توریستی است.

8- روستای ایری

    این روستا دارای باغات بسیار غنی و زمینهای حاصلخیز کشاورزی می باشد و به برکت آب رودخانه آغ چای کمار که در تمام فصول سال دارای آب می باشد وتعداد دو کانال احداث شده درپیشبرد اهداف کشاورزی آن روستا نقش مهمی دارد وباعث گردیده تا محصول برداشت شده از کمیت زیادی برخوردار باشد .

9- روستای زاویه

    این روستا در میان کوههای بلند ومرتفع گرگر قرار گرفته که در قسمت شمال روستا باغات سرسبز ودرختان تنومند گردو کاشته شده است . بنظر می رسد عامل مذهبی موجب تکوین روستا میباشد. چرا که این روستا پس از وفات یکی از نوادگان امام موسی کاظم (ع) بنام سید اسماعیل شکل گرفته است .

اقتصاد روستا اکثرا به باغداری وکشاورزی وابسته است ودرختان فراوان وسرسبزی ،اطراف این روستا را فرا گرفته و با بازدهی خود باعث امرار معاش عده ای از اهالی روستا گردیده است .

10-روستای سیه سران

     روستای سیه سران بخاطر آب فراوان ،دارای باغات سرسبز وپرمحصول است و بیشتر درختان آنرا گیلاس، آلبالو، گردو تشکیل می دهند.محصولات کشاورزی روستا گندم، جو و صیفی جات می باشد.اکثریت مردم از طریق باغداری تامین معاش می کنند که کشاورزی ودامداری در مرحله بعد از آن قرار دارد.

پناهگاه حیات وحش کیامکی که نام این پناهگاه ،از کوه 3347 متری           ” کیامکی داغی ” که از مهمترین ارتفاعات شهرستان به شمار می آید ، برگرفته شده است.منطقه “کیامکی”به دلیل داشتن زمین ساخت ویژه و وجود چشم‌اندازها و مناظر زیبای طبیعی، نظر علاقه‌مندان به طبیعت را جلب می‌کند. این پناهگاه با ‪ ۹۶هزار و ‪۹۵۲هکتار مساحت در شمال غربی استان و ‪۵۰ کیلومتری شمال شهرستان مرند واقع شده است. پناهگاه حیات وحش کیامکی در سال ‪۱۳۵۲به عنوان منطقه حفاظت شده به تصویب رسیده و دو سال بعد به پناهگاه حیات وحش کیامکی ارتقا یافت. منطقه کیامکی به دلیل اختلاف‌ارتفاع زیاد در یک محدوده و تفاوت‌های اقلیمی متفاوت دارای فصول رویشی گیاهان متنوع است. در حالی که در اواخر زمستان و اوایل بهار در حاشیه رودخانه ارس درختان به گل نشسته‌اند، ارتفاعات جنوبی کیامکی در همان زمان، پوشیده از برف می‌باشد.از مهم‌ترین زیستگاه‌های پناهگاه حیات وحش کیامکی می‌توان به مناطق ییلاقی جنوب آن اشاره کرد که دربرگیرنده ارتفاعات مهمی بوده و زیستگاه حیوانات وحشی و چراگاه احشام دامداران محلی می‌باشد. زیستگاه‌های آبی پناهگاه حیات وحش کیامکی به طور عمده در حاشیه رودخانه مرزی و زیبای ارس واقع شده و در فصول مختلف‌سال پذیرای پرندگان مهاجر آبزی و کنارآبزی است. صخره‌ها و پرتگاه‌های صعب‌العبور و دره‌های ژرف کوهستان “کنتال” نیز زیستگاه منحصر به فرد گونه‌های کوه‌زی از قبیل کل ، بز و پلنگ است. گونه‌های حیات وحش ” کیامکی ” شامل پستاندارانی چون کل ، بز ، قوچ و میش ارمنی  ، گربه وحشی ، پلنگ و تشی بوده و از پرندگان می‌توان به کبک دری و پرندگان شکاری همچون عقاب طلایی ، کرکس ، هما ، عقاب ماهی‌گیر و “طرلان” اشاره کرد. بنابرآمار و اطلاعات موجود در مجموع حدود ‪۲۶گونه پستاندار ،‪۸۵گونه پرنده و ‪ ۱۴گونه مار در پناهگاه حیات وحش کیامکی شناسایی شده‌اند. پناهگاه حیات وحش کیامکی از نظر پوشش گیاهی نیز از غنای بالایی برخوردار است به طوری که از گونه‌های درختچه‌ای آن می‌توان از گز ،سنجد ،افرا و زرشک نام برده و از تک‌درخت‌ها نیز می‌توان به داغداغان،بنه،افدرا،قیچ،ارس و پده اشاره کرد.

آبشار آسیاب خرابه

در دامنه شمالی ارتفاعات کیامکی داغ و داخل یکی از دره های نزدیک روستای داران ، آبشار زیبایی با نام ” آسیاب خرابه ” قرار دارد که اطراف آنرا درختچه های انجیر ، زرشک و نسترن های وحشی پوشانده است . در محل ریزش آب ، گیاهان آبزی و کنارآبزی نظیر خزه ، پرسیاوش و بولاغ اوتی روییده است که بر زیبایی های آبشار می افزاید. یکی از ویژگی های منحصر به فرد آبشار ، آن است که به علت مقاومت ضعیف طبقات آهکی، قسمت زیرین آبشار عقب نشینی کرده است و بدین ترتیب ، در این قسمت حفره ای به وجودآمده است و در این حفره ،  درختان بید تنومندی روییده اند که سایه اشان محل مناسبی برای استراحت گردشگران است همچنین وجود دره ماهاران در نزدیکی روستای قشلاق در دامنه شمالی کیامکی داغ و ییلاق ” قره چی ” در ناحیه جنوبی منطقه کیامکی موجب شده است همه ساله بسیاری از علاقه مندان طبیعت ، گردشگران و کوهنوردان در کنار دامداران مهاجر به دیدن آبشارها ، علفزارهای وحشی و مناطق ییلاقی این ناحیه بیایند.

آثار باستانی

1-قلعه علی بیک:

 وجود آثار باستانی و تاریخی در این منطقه ، نشانگر قدمت تاریخی آن است . هنوز بقایایی از استحکامات و قلعه های جنگی که مردم منطقه برای دفاع یا تهاجم از آنها استفاده می کرده اند باقیمانده اند.

یکی از مهم ترین این آثار ” قلعه علی بیک ” است . این قلعه در  بالای صخره های کنتال واقع شده است. مصالح به کار رفته و سبک معماری در این قلعه بیانگر آن است که قدمت تاریخی ساختمان به دوران پیش از اسلام باز می گردد. شهرت یافتن این قلعه به نام ” علی بیک ” از آن روست که او یکی از خوانین قفقازی بوده و از منطقه تحت سلطه صفویه گریخته و در این قلعه اقامت گزیده است. در حال حاضر ، فقط آثار دیوارهای جانبی ساختمان اصلی و دروازه ورودی قلعه که از یک طاق ضربی با سنگهای تراشیده تشکیل یافته است ، باقی مانده و بقیه تخریب شده اند .برای بازدید از این قلعه حدود دو ساعت پیاده روی از ابتدای دره کنتال و از کنار پاسگاه محیط بانی “کنتال دو” لازم است.

2-کلیســـــای سنـت استپــانــوس

  یکی از منـاظر تاریخـی و توریستـی شهرستـان جلفـــا که از جاذبه های گردشگری و چشم اندازهای زیبای طبیعی نیز برخوردار است،کلیسای « سنـت استپـانـوس » است . این بنای عظیـم و دیدنی در 17 کیلومتری غرب شهر جلفا ( در مسیر جاده ی مرزی جلفا- سد ارس ) و به فاصله ی سه کیلو متری کرانه ی جنــوبـی رود ارس ، در آغـوش گـرم و با صفـــای کوهستـان و در میـان دره ی سر سبـز شام با قدمتی بیـش ازهــزار سـال آرمیـده است. این کلیسـا به عـلت قـرار گـرفتـن در روستـای  متـروکـه ی شـام ، با همیــن نــام نیـز خـوانـده می شود ودر زبان مردمان محل این مکان را اغلب بانام کلیسای خرابه می شناسند.

  نام اصلی این کلیسا از « استپانوس » که یکی از حواریون حضـرت عیسی (ع) و نخستین شهید تبلیغ در راه مسیحیـت بوده ، اقتبـاس گـردیده است . وجـود کلیسـا در این منطقـه حاکی از آن است که ساکنـان اولیــه اطـراف کلیسا،ارمنـی بـوده اند که بعـد از آغــاز جنـگ جهـانی اول از ایـن منطقـه به منـاطـق دیگـر مهاجرت نموده اند . این کلیسا هر سال در یک روز خاص( این روز بر اساس نظر شورای ارامنه تعیین می شود ) مرکز گرد همایی مسیحیان جهان می گردد که با زیارت این مکان با روشن کردن شمع به نیایش و راز و نیـاز می پردازند. بسیاری از ارامنه اعتقـاد بر این دارند که سنگ بنای این کلیسا توسط یکی از دوازده حواریون حضرت عیسی (ع) بنا نهاده شده واز نظر آنان این مکان فوق العاده اهمیت دارد.

  محوّطه ورودی کلیسا که سربالایی نسبتاً تندی است محل توقف خودروها می باشد . اولین نگاه کنجکاو می تواند گنبــد سنگـی کلیسـا را از میان درختـان بلنــد،ببیند. بعد از طی یک پیچ کوتاه سنگلاخـی که در میانـه ی آن دروازه سنگی  گنبدی شکل با ارتفاع 5 متر و با عرض70/5 متر که در طرفین آن بـرجـک های استـوانه ای است ، کلیسـا چهـره ی کامـل خـود را آشکـار کرده و رهگـذران و مسافران و سیـّاحان را به گشت و گـذار در پیچ و خـم تاریخ ودر زیر طاق های محکم و زیبای خود فرا می خواند و بعد از گشت و گــذار در زیر طاق ها وتالار های عظیـم ،  شما را به استـراحت و آرامـش در زیـر درختــان بلنـد و سـر به فلـک کشیـده و در کنار جویبـاری سـرد و خنـک جـاری دعـوت می کنـد.

نما و شکل ظاهری کلیسا به جهت مغــرب است و در مقابل آن محوطه ای پوشیده از درختـان تنــومند می باشد ودر میان این محوطه، استخـری بزرگ برای ذخیره ی آب و مکان هایی برای استـراحت مراجعیــن ساخته اند. فضـای اطــراف کلیــسا را درختــان بزرگ و قدیمی تـوت، گـردو، انجیر ، بادام ، گیلاس،  زرد آلو ودرختان جنگلی و … پوشانده که لطافـت و زیبایی خاصی به ساختمان کلیسا بخشیده است.  حصــار سنگـی دور تادور بنا را احـاطـه کرده است. این حصـار ، بـارویی بلنـد با هفـت بـرج نگهبانی و پنـج پشـت بند استوانه ای سنگی شبیه دژهای محکم دوره ساسانی و قرون نخستین اسلامی دارد.درباره تاریخ بنای این کلیسا که یکی از شاهکارهای معماری شمال غـرب ایـران است، عقــایـد و نظرات گوناگونی مطرح شده است. عده ای بدون توجه به وقایع تاریخی و تاریخ تطور شیوه های معماری بنای آن را تا نخستین سـده های مسیحیـت پیـش برده اند ، و بـرخـی نیز چون ژان باتسیت تاورینه فرانسوی تاریــخ بنای آن را به اواسـط سلطنـت صفـویه نسبـت  داده انـد  در صـورتی که قـرائـن و شـواهـد تـاریخـی ، شیوه ی بنـا، مصـالح ساختمـانی به کار رفتـه ، تـزئینـات هنــری که آن را بوجود آورده ، بیانگـر و گـواه آن است که این بنا همنــوع و همــزمان با کلیساهایی نظیـــر « آختــامار » و « تــاتائوس » در قرن های چهـارم تاششم هجری یا قـرن های دهم تا دوازدهـم میلادی بوده است. سبـک معمـاری کلیسـا تـرکیـبی از شیـوه های معمـاری  اورارتــو، اشکـانـی، یونانی و رومی است که بعد از به وجود آمدن بناهای عظیم و شگرفی چون اچمیـادزین ، تاتائوس، آختـامـار و استپانوس به شیوه معماری ارمنی شهرت یافته است.

محل ورود به کلیسا از وسط دیوار غربی تعبیه شده با دری به عرض یک و نیم و با ارتفاع دو نیم متـر،از جنس چوب که آهن کوبی شده است و به حیـث ظـاهـر شبیـه دروازه ی  دژهای دوران صفـویه و قـاجاریه می باشد و پایه های طرفیـن دروازه و بالای آن همه از سنـگ تـراش ساخته شده و حجاری ها و نقـش های دقیقـی دارد. قسمتی از سنگ های تـراش بالای طـاق فـروریخته، اما طـاق و قسمت های پایین تر هنوز سالم مانده است. نقـش بر جسته ای از حضـرت مـریـم ( س) و کودکی حضـرت عیسـی ( ع ) در پیشانی طاق نما، کـنده شده است که طـرحی زیبـا و جالـب و حالتـی گیــرا دارد . دروازه ی  ورودی کلیسا به دالان باریکی بـاز می شود که از جهت جنوب منتهی به دیـر و از جهت جنوب منتهی به صحـن کلیسا و ازجهت شـرق منتهی به انبار علوفه و اصطبل حیوانات می گردد و هر سه قسمت در سطحی بالاتر از سطح دالان قرار گرفته اند.

بنای کلیسا از سنگ ساخته شده و از سه قسمت مشخـص “بـرج نـاقـوس”، “نمـاز خـانه” و “اجـاق دانیـال” تشکیل شده است.

الف) برج ناقوس : این برج بر روی ایوان دو طبقه ای متصـل به دیـوار جنوبی کلیسـا قـرار گرفته و دارای گنبدی به شکل هـرم و هشـت ضلعی است که بر  روی هشت ستون استوانه ای از سنگ سرخ با سر ستـون های زیبا استوار شده است. پیشانی طاق های بین این ستون ها که پا طـاق گنبـد بـرج محسوب می شوند، با نقوش برجسته فرشـته ، صلیـب ،  تـرنج ، ستـاره و گل هشت پر، زینت یافته ودر سطح ایوان برج، قبوری از بزرگان آیین دین مسیح  به چشم می خورد و در دیوار ضلع شمالی این برج که بخشی از دیوار جنوبی کلیسا نیز بشمار می آید ، تصاویر بر جسته ای از مریم مقدس و عیسی مسیح مشاهده می شود. ودر صحن این قسمت از برج قبور متعددی از افراد سرشناس و بزرگ مسیح دفن شده،این برج در زمان عباس میرزا نایب السلطنه فرزند فتحعلیشاه بازسازی و مرمّت گردیده است . لازم به توضیح است که اکنون این بخش از بنای کلیسا که چشم اندازی جالبی دارد با داربست های فلزی سر پا نگهداشته شده است وسقف ایوان دوم برج ، که در آستانه ی متلاشی شدن است ، در صورت عدم توجه و باز سازی فرو خواهد ریخت. برج ناقوس و کلیسا به منزله ی مأذنه و مسجد می باشد.

ب) نماز خانه :بخش دیگری از کلیسا است که در مساحتی به حدود 16 در 21 متربنا گردیـده است. با ورود به فضای داخلی آن ، روزهای باشکـوه گذشته آن را کمتـر می توان تصـور نمود . استفـاده ی مرمت گران از اسباب و امکانات دنیای مدرن امروزی که به منظور احیای عظمت دیرین آن انجام می گیرد،با شیوه معماری و سبک بسیار قدیم آن همخوانی ندارد . روشـن کـردن دالان ها با چـراغ برق و سیم کشی و نصـب پـریـزهای بـرق بر روی دیوارهای بسیار کهـن که چندین صـد سال از قدمـت آن می گـذرد ، از شکـوه و ابهت تاریخی آن کاسته است.

 درب ورودی نماز خانه در وسط دیوار ضلع غـربی آن با عـرض 40/1 متر و با ارتفـاعی 2متر(ازنمای داخلی 30/2 متر) ساخته شده است . این در به نام « در هزار تکه » نیز معروف است و گمان می رود این انتساب به خاطر آن است که در ساختن این در از صدها قطعه چوب و گل میخ های فلزی مدور استفاده شده است. و در روی آن منبت کاری با تزئینات بسیار زیبا انجام گرفته و طرح آن از دهها گل و ستاره هشـت پر است که در داخل خانه های هشت ضلعی متقارن قرار گرفته اند. این درب ورودی نماز خانه از جنس چوب ساخته شده و یک لنـگه می باشد و روی محـور پایه جنوبی حرکت می کند و تصـور می شود که از آثار چوبی اوایل دوره قاجاریه یا صفویه باشد. حجـاری پایه ها و طـاق نماها و زنجیــره های جـوانب و مقــرنس کاری ها و تـزئینـات طــاق سردر، درنوع خود بدیــع و زیبا ست. مقـرنس کاری های سـر در و نقـوش بر جستـه اطـراف آن بـه طـرزی ماهرانه طـرح گردیده که بی تردید از شاهکارهای هنری ایران و جهان به شمار می آید. بالای طاق مقرنس و بالاتر از همه ی طاق نماها دیوار غربی را زنجیره ی عریض زیبایی زینت داده است. نقش هایی برجستـه از مریــم مقـدّس ( س) و حجاری هایی بر روی تمامی دیوار های ساختمان نماز خانه و ایوان و برج ناقوس و اطراف محراب کلیسا مشاهده می شود.در دیوار شرقی نماز خانه دریچه ای به شکل صلیــب درمیـان سنگ های حجاری شـده قرار گرفته  و پرده ای سرخ رنگ با نقاشی های دلپذیر از داستان های کتاب مقدس انجیل ، دیواره های نماز خانه را در بر گرفته است.

  در دیواره های داخل و خارج کلیسا  صدها کتیبه و سنگ نوشته به زبان ارمنی به چشم می خورد که اگر این کتیبه ها به زبان فارسی ترجمه گردد، بسیاری از حقایق مکتوم این بنا اعم از : تـاریـخ دقیـق بنــا و سازندگان آن و اخبار مربوط به اقوامی که در این دیار می زیسته اند ، آشکار خواهد شد. بنا به گفته « رازمیک » نماینده ارامنه آذربایجان در این کلیسا، اکثر این نوشته ها که در آنها طرح صلیب هم به چشم می خورد ، در سالها و قرنهای گذشته به صورت یادگار نوشته شده و در دیوارهای ساختمان کلیسا نصب گردیده است و دربین این همه کتیبه و سنگ نوشته حتّی یک آیه هم از کتاب مقدّس انجیل وجود ندارد. در بخش ورودی نمازخانه تعدادی مقبره با سنگ نوشته هایی به زبان ارامنه وجود دارد که به جز یکی دو مورد نوشته های آن ها مشخص نیست.

  در این کلیسـای سنگـی ، فقـط یک سنـگ نـوشتـه بـه زبـان فـارسـی وجــود دارد کـه با خــط زیبــــای نستعلیــق بر روی چند لوح سنگی مربعی شکل نوشته شده و در مجموع به صورت یک نیم دایره که اطراف آن مقرنس کاری شده در بالای در ورودی و زیر طاق مدخـل کلیسـا نصـب گردیـده ومـربـوط بـه ســال 1246قمری ( 1860میلادی ) می شود . مطالب حک شده در این سنگ نوشته حکایت از آن دارد که عباس میـرزا نایـب السلطـنه فرزند فتحعلی شاه قاجار ، روستای دره شام جلفـا را از محبعلـی بیـگ نخجــوانی بـه قیمـت سیـصـد تـومـان خـریـداری نمـوده و درآمـد حاصـل از آن را بـه  کلـیسـای سنــت استپـانـوس و اوجاق دانیال وقف کرده است و از خلیفه ارامنه خواسته که در هر زمان به دولت شاه ایران دعا نماید و بر فروشنده این روستا  لعنت خدا و رسول را نوید داده است. دو کتیبه که درطرفین درب ورودی نمازخانه به زبان ارمنی نوشته شده ترجمه همین  لوح فارسی می باشد.

ج)اوجاق دانیال : این اوجاق تالاری است که به دیوار شمالی کلیسا متصل گردیده و عرض آن تقریباً شش مترو طول آن به بیست متر می رسد و از سه بخش مجزا تشکیل شده است : اوجاق دانیال که به وسیله ی یک دیـوار از تـالار جـدا شـده است و به نـام دانیــال که از قـدیسیـن قــرن پنجــم میــلادی است ، نامگذاری شــده است.  بخـش دیـگـر تـالار اجتمـاعـات است که در وسـط  قــرار گــرفته و محـل غسـل تعمیــــد کـه در انتهـای شـرقی تـالار واقـع شده و در آن سکّـوی بلنـدی به چشـم می خـورد که میـز سنگی غســل تعمیـد در وسـط آن قـرار گرفته است.

  یکی دیگر از قسمتهای دیدنی این اثر تاریخی و باستانی که چشم نواز مراجعین می باشد ، گنبــد زیبای کلیسااست. این گنبد تماشایی با جلوه ای بسیار عالی ، باپوششی چتــر ماننـد بر روی اضــلاع شانــزده گـانـه منشوری قرار گرفته و درهر دو طرف اضلاع شانزده گانه گنبد، ستون های پیچ دار جالبی با ارتفاع دو ونیم متر مشـاهده می گــردد و بالای تمام ستـون های اضـلاع گنبـد را ، طاق نماهای گنبدی شکل ، همچون زنجیر گردا گرد گنـبد را احاطه نمـوده است و بر پیشـانی هـر یـک از اضـلاع ، در داخـل قـاب مربعـی شکـل تصاویر برجسته ای از حواریون و قدیسان و فرشتـگان نصب گردیده و در زاویه بین طاق نماها و بالای سرستونها  نقـش فرشتگـان بـر روی سنگ نقـر شـده است .  بالاتر از طـاق نماها و در زیر چتر گنبد کلیسا و در داخل قاب های کوچــک مربعـی شکل تصویر قدیسان و فرشتگان قرار داده شده که این تصاویر نسبت به تصاویر زیر طاق نماها کوچکتر بوده و در روی آن شکل پرنده ای که در حال استراحت است،  به چشم می خورد. بر روی هشت ضلع از این گنبد به طور یک در میان،  پنجره های کوچکی به جهت نفوذ نور و روشنــایی بـه داخــل کلیســا تعبیــه گـردیـده و بر روی هشت ضلع دیگر که بدون پنجـره و روشنایی است با سنگ های سفید و تیره به شیوه شطرنجی در یک سطح عمودی صاف چیده شده اند. پوشش شیب دار گنبـد که همانند کـلاهک چتری به نظر می آید ، از نمای بالا شبیه ستاره ی16پر 32 پهلویی رویت می شود که بر روی هر یک از پـره های آن صلیبـی کوچک نهاده اند. اما بر رأس گنبد  که بالاترین نقطه و اوج کلیسا است وانتهای  پره های پوشش گنبد به آن متّصل می شود ، صلیبی بزرگ از جنس برنز قد برافراشته است . دردامنه ی گنبـد به جای نـاودان، مجسمه هایی با طرح سر گاو و قوچ و بز طوری کار گذاشته شده که آب برف و باران ازدهان آن مجسمـه ها به زمین می ریزد. چهار مجسمه ی شیر در پشت بام کلیسا که نماد و مظهرقدرت به شمار می آید،قرار گرفته که متأسفانه قسمت سر درهر چهار مجسمه از پیکر آنها کنده شده است.  دیوارهای داخل این گنبد و بخشی دیگر ازقسمت های داخل کلیسا را نقّاشی ها و طرح هایی زیبا و دل انگیز پوشانیده است. زیر گنبـد کلیسا قسمت نماز خانه است که جزئیات آن اشاره نمودیم.

    فرم کلیسا از خارج به شکل مستطیل و از داخـل  به صورت صلیـب است  و فضای داخل به صورت صلیب از سه قسمت شامل :ایـوان ، نماز خانه و محراب ساخته شده است. ایوان بر روی دو ستون و دو نیـم ستـون قـرار گرفته و در پشت آن و زیر گنبد اصلی نماز خانه کلیسا واقع شده است . محراب نیز در طرف شرق نماز خانه قرار گرفته و ارتفاع آن یک متراز سطح نمازگاه بلندتر است . سمت مشرق که محل طلوع آفتاب است  درآیین مقدس مسیح قبله گاه محسوب می گردد. پایین دیـوار محـراب از سنگ مـرمـر و بالای سطـح پایینی دیـوار را هفت طاق نمای جناغی دو طبقـه زینـت می دهد . از تزئینات شگــرف داخل معبد وجود دو نماز گاه سنگی انفرادی یا خانوادگی با حجّاری های زیبا می باشد که در طرفین شمالی و جنوبی نماز خانه بزرگ قرارگرفته اند.این نماز گاه ها ازآثار دوره ی قاجاریه محسوب می گردد. و نیز در وسط  محراب ، یک تریبون سنگی با ابعاد 95 در 170 و با ضخامت 18 سانتیمتر وجود دارد که بر روی یک ستون هشت ضلعی سنگی قرار گرفته و ارتفاع آن  ستون با احتساب  ضخامت سنگ تریبون 124 سانتیمتر می باشد. به نظر می آید که پشت این تریبون محل قرار گرفتن کشیش بوده و از روی این سنگ صاف و مسطّح برای روشن نمودن شمع استفاده می شده است و غیر از روحانی وکشیش یا خلیفه کسی حق واردشدن به محراب کلیسا را ندارد.

 در روی نمای خارجی دیوار شرقی کلیسا ، نقش بر جسته ای از پایان کار حضرت مسیح (ع) و شهید اوّل راه مسیحیـت در لوحی به اندازه تقریبی یک متر در یک متر نشـان داده می شود. این نقـش تصـویـر برجسته ی عقـابی است که بره ای را با دو چنگ خـویـش گـرفتـه و به سوی آسمان پرواز می کند . در تمام کتاب های عهد عتیق و عهد جدید ، بره نشانی از حضـرت مسیـح (ع)است. و در زیـراین تصـویـر، صحنه ی دردناک شهادت استپانوس ، شهید اوّل راه دین مسیـح با نقشـی بر جستـه به تصویر کشیده شـده که از طـرف سه تـن یهودی زیر شکنجه و باز خواست قرار گرفته تا محکوم و سنگسار شود.

  درقسمت جنوبی کلیـسا دیری وجود دارد که در هر چهار طرف آن اتاق هایی ساخته اند که طبقات بالای آن برای اقامت و  استفاده راهبان و روحانیان و خادمین کلیسا و استـراحت زائـران و مسافـران و طبقـات زیرین آن محـل اصطبـل چهـارپایان بـوده است . و در جانب شرق کلیسا بناهای عمومی و خدماتی نظیر نانوایی و انبار علوفه و اصطبل حیوانات قرار داشته که این بخش از دیر به صورت نیمه ویران رها شده است. این دیــر دارای 25 اتـاق بـزرگ و کـوچک در اطـراف حیـاطی مربعـی شکل به منظور تعلیم راهبه ها اختصاص داشته است. برخی از اتاق ها در ضلع جنوبی و برخی نیز در ضلع شرقی حیاط قرار دارنــد که به وسیلـه راه پلـه هایی به اتــاق های زیــرین خود متصـل می شوند و در داخـل اغلـب این اتاق ها اجـاق هایی با سبک معمـاری خاص و هماهنـگ با سایـر بخــش های کلیسـا مشاهده می شود.اما نمای ظـاهـری دیــر بسیـار ســاده ومتفــاوت با سبک و  سیاق معماری ساختمان کلیسا است.

    مـراحل پـرونده سازی این بنای تاریخی جهت ثبت در یونسکو به پایان رسیده و به نظر می رسد در سال جاری( 2008) میـلادی به همراه دو کلیسا دیگر به عنوان نهمین اثر میراث جهانی ایران معرفی شود.

کلیسای مریم مقدس (دره شام جلفا)     

بقایای روستای سنگی دره شام در محل تلاقی دو رودخانه آق چای و ارس و در حاشیه جنوب ارس دیده می شود. در حاشیه شرقی این روستا، کلیسای مریم مقدس (ننه مریم )قرار گرفته است.

این بنا دارای کتیبه یا سنگ نوشته نمی باشد که بتوان با استناد به آن برای بنا ،تاریخ گذاری کرد ولی طبق شواهد و مدارک و متون تاریخی، قدمت و تاریخ این کلیسا به دوران صفویه و قبل از آن برمی گردد. کلیسای مریم مقدس و روستای دره شام تا دوره صفویه فعال بوده و زندگی در آن جاری بوده ولی بعد از کوچاندن ارامنه جلفا به جلفای اصفهان توسط شاه عباس این روستا نیز متروکه و مخروبه شده است.

بنا دارای مصالح سنگی می باشد که در دیواره ها به صورت لاشه چینی و گنبدهای تمام سنگی اجرا شده است و در فضای داخلی دارای اندود گچی است و در بخش اندکی نقاشی نیز دیده می شود. مساحت کلیسا 540 مترمربع می باشد. این بنا درحال حاضر به صورت متروکه رها شده است و زمانی نیز محل نگهداری احشام شده بود.

مجموعه ساختمانهای گمرک – جلفــا     

مجموعه ساختمانهای اطراف گمرک جلفا متشکل از پنج بنای تاریخی به قرار زیر می باشد.

1– حمام جلفا : حمام شامل سربینه، گرمخانه و تاسیسات جنبی است. اعیانی این حمام بیش از 500 متر مربع می باشد. فرم طاقها و گنبدها و ستونهای سنگی شامل ته ستون، ساقه ستون و سرستون مقرنسکاری حکایت از شیوه معماری دوره قاجاریه دارد. قوسها و گنبدهای دهنه رختکن و سربینه و دیگر تاسیسات حمام وسیع و چشمگیر است. گنبد مرکزی رختکن رفیع و وسیع بر روی چهار ستون سنگی مقرنسکاری خوش تراش قرار دارد.

گنبد مرکز گرمخانه بر روی چهارستون سنگی قرار دارد و اطراف آن با 8 گنبد عرقچین پوشش شده شکوه و صحن وسیع آنرا دو چندان می کند. با توجه به جمعیت اندک جلفا در یکصد ساله اخیر بنظر میرسد که این حمام توسط عباس میرزا و برای لشکریان پشت جبهه در جنگهای ایران و روس ساخته شده باشد.

 2– ساختمان گمرک : با توجه به اینکه جلفا شهری مرزی است، این ساختمان اولین و قدیمیترین ساختمانی است که برای گمرک جلفا احداث شده است و در حال حاضر در ضلع شرقی حمام تاریخی جلفا و در جنوب شرقی راه آهن جلفا واقع شده است. این بنا متعلق به اوایل دوره پهلوی اول می باشد و اولین ساختمانی است که برای گمرک جلفا احداث شده است و با مطالعات معماری و مقایسه آن این احتمال به نظر می رسد که با توجه به مشابهات ساختاری آن بنا با گمرک تبریز همزمان با بنای گمرک تبریز احداث شده است.این بنا دارای نمای آجرکاری با تزئینات آجری و سنگی با بندکشی گچ و آهک می باشد و با استفاده از سیستم طاق و گنبد کل بنا پوشش داده شده است.

3– ساختمان فولاد ایران : این بنا جزو ساختمانهای گمرک می باشد و بعد از احداث ساختمان گمرک احداث شده است و به نظر می رسد بیشتر کاربری اداری داشته باشد بعدها این ساختمان به شرکت ملی فولاد ایران واگذار شده و دفتر این شرکت در جلفا بود. در حال حاضر به عنوان ساختمان دانشگاه پیام نور جلفا مورد استفاده قرار می گیرد و بعد از ساختمان گمرک احداث شده است.این بنا دارای تزئینات آجری در نمای چهار طرف می باشد ولی متاسفانه در سالهای گذشته روی آن را با اندود سیمان پوشانده و در حال حاضر تزئینات آجری زیر اندود سیمانی می باشد. بنا دارای پوشش شیروانی است.

4– ساختمان هتل ارس Aras Hotel (شرکت حمل و نقل بین المللی):شرکت ارس هتل یک شرکت حمل و نقل بین المللی و چند ملیتی بود که قبل از فروپاشی شوروی این شرکت متعلق به ایران و شوروی بود. این بنا در ضلع غربی حمام تاریخی جلفا و در داخل باغ واقع شده است. ساختمان کوشکی در دو طبقه شامل زیرزمین و طبقه همکف است و دارای تزئینات آجری ظریفی بوده ولی متاسفانه در چند سال گذشته روی آن را با اندود سیمان پوشانده اند پوشش طبقه زیرزمین تخت و طبقه همکف شیروانی با ورق گالوانیزه می باشد و دارای نماهای یکسان در چهار ضلع خود بود ولی در سالهای اولیه انقلاب بخشی را به ضلع شرقی بنا الحاق کرده اند. محوطه بنا به وسیله قاب بندی های آجری در جبهه جنوبی از محوطه بیرونی جدا شده است.

5– ساختمان قدیمی : این بنا در جنوب شرقی حمام تاریخی جلفا می باشد و در حال حاضر به صورت متروکه رها شده است و دسترسی به آن از داخل حیاط خانه های مجاور امکان پذیر می باشد. این ساختمان نیز جزو ساختمانهای گمرک بوده ولی با توجه به فضا و ابعاد و اندازه به نظر می رسد محل اسکان و استراحت بوده است. دارای نمای آجری ساده در ضلع شمالی و اطاقهای متعدد می باشد. این بنا دارای سقف کاذب بسیار زیبای چوبی می باشد و سالم باقی مانده است

حمام کردشت     

این حمام یکی از زیباترین حمام های آذربایجان است که با معماری اصیل سنتی در روستای کردشت از توابع جلفا و در کنار رود ارس قرار دارد.

این حمام که در میان باغ بزرگی ساخته شده، دارای یک هشتی به صورت هشت ضلعی به ابعاد 5/3 × 5/3 و به ارتفاع 3/4 متر است. یکی از اضلاع به در ورودی و دیگری راه ورود به رخت کن یا سربینه است.

سربینه حمام نیز هشت ضلعی به اضلاع 5/3 متر و ارتفاع 5/8 متر است و گنبد بزرگ آن بر روی جرزها و هشت ستون سنگی هشت بر استوار شده است. همه ستون ها دارای سرستون های سنگی مقرنس هستند که به وسیله ملات سرب مذاب به ستون ها وصل شده اند. گنبد سربینه دارای کاربندی های جالب مزین به آهک بری های زیبا است. سکوهای رخت کن با طاق ضربی پوشیده و در زیر آن کفش کن هایی تعبیه گردیده است.

گرم خانه فضایی است که از چهارستون سنگی هشت بر و دو حوض بزرگ مستطیل شکل و اتاقی با گنبد قیراندود تشکیل شده است.

نور داخل سربینه و گرم خانه به وسیله روزنی که نوک گنبد قرار دارد تأمین می شود و گویا بر روی آن روزنه ها، سنگ های مرمر نازک و ظریفی نصب بود که نور آفتاب از آن نفوذ می کرد و داخل حمام را به صورت یکنواخت روشن و شستشوکنندگان را از نگاه نامحرمان حفظ می نمود.

حمام کردشت بخش های دیگری نیز دارد که بسیار دیدنی و قابل مطالعه است. این حمام در زمان عباس میرزا نایب السلطنه فتحعلیشاه هنگام جنگ دوم ایران و روس ساخته شد، ولی شیوه معماری ان شباهت بسیار به حمام های دوره صفوی دارد.

پل عباسی رودخانه ارس     

این پل بر روی رودخانه ارس قرار داشته و راه ارتباطی ایران و شوروی سابق بوده است.در حال حاضر 80 درصد این پل خراب شده است. پل بر طبق شواهد دارای دو دهنه اصلی و دو دهنه کوچک تر و در کل چهار دهنه داشته است.

پایه های اصلی پل با سنگ تراش و با ملات آهک می باشد. اکثر ابعاد سنگها 50 در 50 است. منتهی الیه این پایه با سنگ لاشه کار شده که احتمالا” گویای مرمت در دوره های بعدی می باشد. بخشهایی از این پایه با آجر 20 در 20 کار شده است.روی پل سنگ فرش بوده و مصالح اصلی پل، سنگ تراش، سنگ لاشه، آجر با ملات آهک و گچ است.

قلعه کردشت     

یکی از قلعه های تاریخی که در حاشیه رود ارس و در روستای کردشت جلفا واقع شده قلعه کردشت نام دارد. این قلعه از نظر اهمیت نظامی و تاریخی به ویژه در دوره حکومت عباس میرزا قاجار نایب السلطنه فتحعلی شاه قاجار در آذربایجان بسیار مورد توجه و یکی از مراکز فرماندهی سپاهیان وی در جریان جنگهای ایران و روس بود.

این قلعه در بالای تپه ای صخره ای ساخته شده و در ارتفاعات آن شش برج نگهبانی وجود داشت که هنوز بخشی از این برجها و حصارهای آن پابرجاست.

 

آثار دیگر

از دیگر آثار تاریخی و مذهبی منطقه می توان ” گور قلعه یی ” در یک کیلومتری شرق روستای مارازاد می‌باشد. امامزاده محمد در قریه ” نوجه مهر ” که طبق شجره‌نامه از نواده امام جعفر صادق (ع) بوده و در دوران حکومت صفویه زندگی و در همان دوران وفات و در این مکان به خاک سپرده شده است . امامزاده شعیب که به اواخر قرن هفتم زمان حکومت ایلخانیان منتسبت شده و در روستای دوزال واقع شده و امامزاده اسماعیل در روستای زاویه.

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

Share

نوشته مختصری درباره مناطق گردشگری شهرستان جلفا اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%d9%8a-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b7%d9%82-%da%af%d8%b1%d8%af%d8%b4%da%af%d8%b1%d9%8a-%d8%b4%d9%87%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%ac/feed/ 0