“پیر احمد کندی” ، جایی که خورشید می خوابد
تصویری که در بسیاری از نقاشی های دوران کودکی به وفور دیده می شود، صحنه غروب آفتاب در پشت کوههایی است که هرگز کسی پشت آنها را ندیده است. وقتی کمی بزرگتر شدم در کره جغرافیا به دنبال نقاط خاصی می گشتم که به لحاظ قراردادی مفهوم و نماد خاصی پیدا کرده بودند. مثلا کشورهایی که به سبب عبور خط استوا از میانشان به دو قسمت شمالی و یا جنوبی تقسیم شده اند و بسیاری از قوانین دو نیمکره در آنها حاکم است و یا فلسفه وجود خط گرینویچ و اینکه بسیاری از شهروندان لندنی روزانه چندین بار با سفری کوتاه از نیمکره غربی به نیمکره شرقی و یا لعکس می روند.از این مسائل که بگذریم در چند سال اخیر که مفهوم گردشگری در ذهن ما دگرگون شده، گاهی همان تفکرات ریشه دار به سراغم می آیند.
گاهی به سراغ شمالی ترین گاهی پست ترین و جدیدا به سراغ غربی ترین نقطه ایران رفتم. غربی ترین، مفهوم بسیار جالبی دارد یعنی نقطه ای از ایران که خورشید در آنجا فرو می افتد و به همین ترتیب نیز دیرتر از سایر نقاط ایران روز می شود. پس ساکنین این منطقه با استناد به ضرب المثلی، کامروا ترین مردم هستند.چرا که از قدیم در بین “اهالی عاشق رختخواب” ضرب المثلی وجود دارد: “کامروا باش تا سحرخیز نباشی”. اینطور بود که تصمیم گرفتم این منطقه عجیب را پیدا کنم.طبق معمول به سراغ اینترنت رفتم و باز هم هیچی نصیبم شد! خوب چی میشه کرد باز هم اطلاعاتی موجود نیست! به سراغ نقشه رفتم و پیدایش کردم .
روستایی به نام “پیر احمد کندی” چند ماهی طول کشید تا بالاخره با جمعی علاقه مند راهی این منطقه شدیم. پس از عبور از شهر ماکو به سمت بازرگان و درست پس از روستای کشمش تپه به سه راهی رسیدیم که مسیر مستقیم به سمت بازرگان و جاده سمت راست(غربی) به سمت بخش آواجیق با مرکزیت کلیسا کندی یا آواجیق می رود. جاده ای بسیار باصفا که از دره ای بسیار سرسبز و زیبا عبور می کند. رودخانه ای هم در کف دره جاری است. کوهها و دره ها از سنگهای آتشفشانی سیاه رنگی درست شده است و گاها اشکال عجیبی هم تشکیل می دهند.
پس از 45 کیلومتر به شهر کوچک آواجیق(کلیسا کندی) می رسیم. بلادرنگ سراغ پیر احمد را می گیریم که با راهنمایی اهالی وارد جاده ای خاکی می شویم و پس از 5 کیلومتر جاده به صورت مارپیچ از کوه بالا می رود و پس از عبور از گردنه به دشتی مشرف می شویم که از آنجا به راحتی می توان پاسگاههای مرزی ایران- ترکیه را در کوههای روبرو به کرات مشاهده کرد.از گردنه سرازیر می شویم تا به کنار رودخانه ای با آب بسیار کمی می رسیم.کمی جلوتر، ماشینهای راهسازی و کامیونها مشغول کار هستند. به کارگاه سد سازی که مشغول ساخت سد کوچکی بر روی این رود هستند می رسیم. ما اکنون از کنار دشت بسیار حاصلخیزی که انواع و اقسام از محصولات در آن کشت شده اند در حال حرکتیم.
یواش یواش سر و کله روستای کوچکی در دره ای پیدا می شود. پیر احمد کندی روستای کوچکی با مختصات جغرافیایی N:44°02′, E:39°22′ است.پاسگاه بزرگ مرزی ترکیه در 4 کیلومتری روستا وجود دارد. از آواجیق تا پیر احمد 15 کیلومتر جاده خاکی نسبتا خوب است که تصور می کنم با توجه به سدی که در حال احداث است به زودی آسفالت شود.
کانون گردشگران جوان ایران سفر مسولانه و ارزان قیمت




یاشاسین آذربایجان، کور شود هر آنکه نتوان دید