خانه / دور ایران با دوچرخه / خلخال- میانه 135 کیلومتر

خلخال- میانه 135 کیلومتر

طبق زمانبندی قبلی قرار بود تا سوم مرداد از خلخال حرکت کنم. ولی بخاطر مشکلی که برای تلمبه ام به وجود آمده بود و اصلاً صلاح نمیدیدم که با تلمبه ناقص به جاده بروم، مجبور شدم در حالی که غروب دوم مرداد از تهران به خلخال رسیده بودم شب همان روز دوباره به تهران برگردم. میتوانم بگویم که این مشکل تا امروز جدیترین مشکل سفرم بوده و از تأثیر منفی آن روی روحیه ام نمیتوانم صرفنظر کنم.چرا که به اندازه کافی از برنامه عقب افتاده بودم و این مشکل دو روز مرا عقبتر انداخت. بعد از تهیه تلمبه جدید، روز ۴ مرداد، دوباره به خلخال برگشتم تا بالاخره مرحله دوم سفرم را آغاز کنم.

688te2b

امروز ساعت ۶:۱۵ حرکتم را به سمت میانه آغاز کردم. از خلخال دو مسیر به سمت میانه وجود دارد. مسیر اول که کوتاهتر است بعد از عبور از شهر گیوی (در ۲۷کیلومتری خلخال) از روستای گنجگاه آغاز شده و بعد از عبور از شهر ترک به میانه میرسد. مسیر دوم بعد از عبور از شهر گیوی از سه راه فیروزآباد آغاز شده و با عبور از روستای زرج آباد به میانه میرسد.مسیر اول کوتاهتر ولی پرشیب تر میباشد. با صحبت با افراد محلی و علم به شیب زیاد جاده در مسیر اول، مسیر دوم (مسیر اصلی خلخال– میانه) را انتخاب کردم. طبق زمانبندی قبلی قصد داشتم تا این مسیر را دو روزه طی کنم. ولی با پیش رفتن در این جاده، که جاده ای فرعی برای دسترسی کشاورزان منطقه به زمینهایشان میباشد، هیچ محل مناسبی برای اقامت شبانه ندیدم و این بود که سختی رسیدن یک روزه به میانه را به جان خریدم و در همان روز اول مرحله دوم سفرم فشار فزاینده ای به خودم وارد کردم. جاده از سه راه فیروزآباد سربالا بود و این سربالایی تا چند کیلومتر بعد از روستای زرج آباد ادامه داشت. جاده خلوت بود و هر از گاهی وسیله نقلیه ای از آن عبور میکرد.گرمای زیاد هوا و شیب جاده مرا خسته کرده بود. ولی نمیتوانم لذتی که از دیدن مناظر بدیع زمینهای زراعی بر روی تپه ها، میبردم را کتمان کنم. وقتی از دور به این تپه ها نگاه کردم، از شدت زیبایی آن لحظه ای توقف کردم تا بتوانم از آن عکس بگیرم. هر تکه زمین زراعی همچون وصله ای طلایی و یا زرد رنگ بود بر پیکره کوه.وقتی از جاده عبور میکردم کشاورزان را میدیدم که صبورانه در حال درو محصول خود(گندم) بودند. از مرد و زن گرفته تا پیر و جوان.

نکته ظریفی که من قبل از حرکت و ورود به این جاده در نظر نگرفته بودم ذخیره آبم بود.همانطور که نقشه هم تا حدودی گواه بود، فاصله آبادیهای نزدیک جاده تقریباً زیاد بود.سختی جاده هم مصرف آب را افزایش داد و همین امر باعث شد که ذخیره آبم در حالیکه بیش از نیمی از جاده را نرفته بودم تمام شود. میدانستم که ادامه دادن با این شرایط در ظل گرمای ظهر باعث گرمازدگی خواهد شد. ولی باید خودم را به میانه میرساندم. پس ادامه دادم. در ورودی روستای زرج آباد قهوه خانه ای قرار داشت که توانستم در آنجا آب خنک پیدا کنم.

طبق نقشه ای که من دارم (اطلس راههای ایران سال ۸۵) جاده فیروزآباد – میانه کاملاً آسفالت است. محلیها به من گفته بودند که اینطور نیست و قسمتی از آن بصورت شنی است. وقتی به روستای زرج آباد رسیدم، دیدم که محلیها درست میگفتند. ازاین روستا به مسافت تقریباً ۱۵ کیلومتر از آن برای ترمیم جاده، آسفالت آنرا کنده بودند و اغلب آن شنی بود. وقتی به قهوه خانه زرج آباد رسیده بودم، هنوز۵۳ کیلومتر تا میانه راه داشتم. بدلیل خستگی مفرط ابتدا قصد داشتم تا شب را در روستای زرج آباد بمانم. ولی با تشویق مردم روستا و کارکنان راهسازی که در آنجا بودند و دانستن اینکه کمتر از ۵ کیلومتر از جاده سربالایی و مابقی اکثراً کفی و سرپایینی است، تصمیم گرفتم تا راهم را ادامه دهم.

البته دوچرخه من هم از ۱۵ کیلومتر شنی جاده بی نصیب نماند. چرخ عقبم پنچر شد. بعد از تعویض تیوب چرخ عقب حرکتم را به سمت میانه ادامه دادم. در سر راه چند جایی از قهوه خانه کنار جاده و کشاورزانی که از سر کار برمی گشتند کمی آب خنک گرفتم. ولی تمام این تلاشها مانع نشد تا گرمازده نشوم.

خوشبختانه به لطف دوست خوبم (سیاوش) قرار بود تا شب را نزد عمو و زن عموی سالخورده وی (آقا و خانم قلیچ خانی) بمانم. البته با توجه به اینکه به سیاوش گفته بودم دو روزه به میانه میرسم، آنها انتظار داشتند که من فردا برسم. با وجود آنکه تقریباً به شکل سرزده مهمان این زوج دوست داشتنی شدم، ولی باید بحق بگویم که در پذیرایی از من سنگ تمام گذاشتند. به لطف و رسیدگی خانم قلیچ خانی مشکل گرمازدگی ام تا حد زیادی کاهش یافت. امروز بجز آشنایی با این زوج دوست داشتنی افتخار آشنایی با آقا حسین، همسایه دیوار به دیوار آقای قلیچ خانی، را نیز پیدا کردم. این همسایه که در دوری فرزندان این زوج کهنسال جای خالی پسرشان را پر کرده، معلم بود.

توضیحات منطقه:

وقتی مشکل برخورد به بی آبی ام در امروز را با آقای قلیچ خانی در میان گذاشتم، وی گفت که این جاده دارای چشمه های فراوانی در اطراف خود است، که آب شرب مردم روستاهای اطراف را تأمین میکند. و براحتی میتوانستم از آنها استفاده کنم.

توضیحات عکس:

عکس اول: جاده فیروزآباد-میانه

عکس دوم: میانه- خانم و آقای قلیچ خانی

یاشار نظمی

Share

نظر بدهید

آدرس ایمیلتان منتشر نمیشودگزینه های الزامی ستاره دار شده اند *

*

برو بالا !