خانه / گزارش سفرهای سال98 / گزارش سفر به لاهیجان، کیاشهر و پرنده نگری در پارک ملی بوجاق
گزارش سفر به لاهیجان، کیاشهر و پرنده نگری در پارک ملی بوجاق

گزارش سفر به لاهیجان، کیاشهر و پرنده نگری در پارک ملی بوجاق

زمان سفر : 8 الی 10 بهمن 98
شماره سفر : 9816
وسیله نقلیه : میدل باس
تعداد همسفران :31 نفر
اقامت : اقامتگاه بومگردی “قدیم خونه” واقع در روستای لسکوکلایه از توابع آستانه اشرفیه
هزینه تمام شده برای هر نفر : 300.000 تومان

پارک ملی بوجاق

استان گیلان

مقدمه:

سفر به استان گیلان و پارک ملی بوجاق برای من بیشتر از هر چیز دیگر به دو علت حائز اهمیت بود، یکی آنکه این منطقه از ایران در ناحیه رویشی هیرکانی–خزری واقع شده است. ناحیه رویشی هیرکانی همچون نوار سبزی، حاشیه جنوبی دریای خزر و نیمرخ شمالی رشته کوه البرز را می‌پوشاند. این ناحیه رویشی از آستارا در استان گیلان تا گلیداغی در استان گلستان را در بر می‌گیرد. به خاطر حاصلخیزی خاک، تغییرات دما و بارندگی‌های متعدد، گونه‌های گیاهی زیادی را در خود جای داده که غالباً از تیپ‌های راش، ممرز، بلوط، افرا، توسکا و… تشکیل شده است. جنگل‌های این ناحیه کمربندی از درختان خزان‌کننده دوران سوم زمین‌شناسی را تشکیل می‌دهند. به همین علت به فسیل زنده نیز شهرت دارند. ارزش بالای این جنگل ها آنها را در زمره میراث طبیعی جهانی قرار داده است.

دوم به دلیل اختصاص دادن زمانی به پرنده نگری. پرنده نگری از زیر شاخه های اکوتوریسم یا گردشگری پایدار می باشد. قدم گذاشتن در این مسیر فواید زیادی دارد از جمله بهبود وضعیت زیستگاه ها، توانمند سازی جامعه محلی و آموزش به آنها و آگاهی دادن به منظور جلوگیری از شکار پرندگان به هر دلیل، که در پی آن بستر مناسب برای پرندگان مهاجر و بومی و تولید مثل آنها فراهم می شود که این خود باعث رونق در منطقه می شود و هر فرد محلی می تواند حافظ محیط اطراف خود باشد. شکار یا تخریب منطقه که هر کدام به نوعی غلبه بر طبیعت است نه همراه شدن با آن، گذشته از بار روانی که برای فرد متخلف در پی دارد و سایر تاثیرات مخرب آن در اکوسیستم- در مواردی حتی آب تالاب ها را متخلفان سمی می کنند که این خود نه تنها پرندگانی که مدتی کوتاه میهمان ما هستند را می کشد، بلکه آب و خاک منطقه و در نتیجه مواد غذایی برآمده از آن را می آلاید، و قطعا ضرر های آن گریبان خود انسان را می گیرد این همه تقابل برای چه؟- شاید بتواند از نظر مالی در مدتی کوتاه امورات فرد را تأمین کند اما در بلند مدت دیگر نه پرنده ای، نه حیات وحشی و نه محیط زیستی نخواهد بود …

و من خوشحال از اینکه در این سفر همراه گروهی هستم که سفر مسئولانه و گردشگری پایدار برایشان الویت دارد، قدم در راه گذاشتم به قول شاعر: صافی دل خواهی از سیر و سفر غافل مباش.

 

 در آغوش لاهیجان

سه شنبه هشتم بهمن ماه یکهزار و سیصد و نود و هشت ساعت 00:30 نیمه شب سفری 2 روزه را به مقصد استان گیلان و شهر لاهیجان و تالاب های زیبای آن آغاز کردیم این سفر با نگاه ویژه به مقوله پرنده نگری و رصد پرندگان مهاجر منطقه ترتیب داده شده بود. تماشای پرندگان مهاجری که از هزاران کیلومتر دورتر آمده اند تجربه بی تکراری است. بهترین زمان برای تماشای پرندگان مهاجر از نیمه پاییز تا نیمه زمستان است.

30 دقیقه بامداد پارک نوشین، از روزها قبل مقرر شده بود، به مقصد تالاب بوجاق و امیرکلایه و لاهیجان زیبا. من 15 دقیقه زودتر رسیدم و بر خلاف سابقه ای که از گروه در ذهن داشتم که همه در لحظات آخر خود را می رساندند و فکر می کردم جای مناسبی در میدل باس نصیبم خواهد شد اما در این سفر اکثر دوستان از زمان جلوتر بودند و من جزء نفرات آخر رسیدم که صندلی ای در منتها الیه میدل باس نصیبم شد. میدل باس راس ساعت مقرر حرکت کرد. بعد از کمی هم صحبتی با دوستان و همسفران قدیمی ‏دیده به دیده خواب سپردیم تا با انرژی مضاعف سفر را آغاز کنیم.

ساعت هفت و نیم با بدنی کوفته از تکان های ماشین در طی مسیر و با صدای محمدرضا از خواب بیدار شدیم و دیدیم به قهوه خانه ای قدیمی واقع در حسن کیا ده رسیدیم. آقای ابراهیمی – مدیریت قهوه خانه 09118446626 – با خوشرویی ما سی و چند نفر را در فضای کوچک اما گرم و صمیمی قهوه خانه جای داد. بی شک قهوه خانه چنین جمعیتی را تا آن روز به خود ندیده بود. همچنان که در انتظار صبحانه بودیم ماهان _راهنمای محلی که چندی قبل به ما ملحق شده بود_ اطلاعاتی را درباره پارک ملی بوجاق در اختیارمان گذاشت و بعد مهدی با صدای خود فضای قهوه خانه را آهنگین کرد، بدین ترتیب زمان کوتاه شد و با کمک تعدادی از دوستان املت ها، نیمروها، چای و شیر داغ روی میزهایمان قرار گرفت و ما لذت خوردن صبحانه ای دلچسب را به جان خریدیم.

1- قهوه خانه

2 – قهوه خانه

بعد از صرف صبحانه حدود ساعت 9 همه سوار بر میدل باس به سمت پارک ملی بوجاق حرکت کردیم. فاصله زمانی تا پارک ملی بوجاق بسیار کوتاه بود کمتر از پنج دقیقه.

برای رفتن به پارک های ملی باید از قبل تمهیدات لازم درخصوص گرفتن مجوز از اداره محیط زیست همان منطقه صورت گیرد و بالطبع ما نیز اقدامات لازم را در روزهای گذشته برای گرفتن مجوز از اداره محیط زیست کیاشه


ر، انجام داده بودیم .

بعد از توضیحات ماهان در خصوص منطقه همگی مشغول پوشیدن چکمه هایی شدیم که برخی از قبل فراهم کرده بودند و بعضی از دوستان از همان جا خریدند تا در تالاب به راحتی و بی دغدغه حرکت کنیم و البته که این قضیه جاذبه سفر را دو چندان می کرد چون برای اکثر ما این قضیه یادآور دوران کودکی و چکمه های رنگی بود.

3 – پارک ملی بوجاق

تالاب به محیط هایی گفته می شود که میان خشکی و آب است و آب آن ها ممکن است بر اساس تغییر فصل کم و زیاد یا حتی خشک شود. از ویژگی های اصلی تالاب ها ماندگاری بالای آب در آن هاست. از انواع تالاب ها می توان به تالاب آب شیرین و شور اشاره کرد. تالاب بوجاق پارک ملی خشکی- دریایی است که به همین دلیل در اکوسیستم، پرندگان گوناگونی با شرایط مختلف زیستی طرفدار آن هستند. این تالاب با مساحتی در حدود 3477 کیلومتر به صورت تقریبی 248 گونه گیاهی دارد. در سال 1349 به دعوت ایران، کنوانسیونی با موضوع حفاظت از تالاب ها به عنوان زیستگاه پرندگان آبی در رامسر با حضور 18 کشور تشکیل شد. کنوانسیون رامسر با تلاش آقای اسکندر فیروز رئیس وقت سازمان محیط زیست ایران تهیه شد. این کنوانسیون هم‌ اکنون ۲۱۸۶ تالاب به وسعت ۲۰۰ میلیون هکتار را پوشش می‌دهد. بریتانیا با ۱۷۰ تالاب بیشترین تعداد و کانادا با ۱۴۰ هزار کیلومتر مربع بیشترین وسعت از تالاب‌های خود را تحت پوشش این معاهده درآورده‌اند. آقای اسکندر فیروز به پاس زحمات فراوانی که برای محیط زیست ایران کشید “پدر محیط زیست ایران” لقب گرفت. در سال 1354 تالاب انزلی، بوجاق و امیرکلایه به دلیل مشخصه هایی همچون اینکه جزء زیستگاه های منحصر به فرد جنوب دریای خزر هستند و سالانه 20 هزار پرنده مهاجر و از جمله گونه های در معرض انقراض جهانی در این منطقه زمستان گذرانی می کنند به عنوان تالاب های بین المللی اعلام شدند. سال 1377 به مدت 4 سال منطقه شکار ممنوع و در سال 1381 پارک ملی اعلام گردید و متعاقب آن 2 پاسگاه محیط بانی به نام سفیدرود و تالاب بوجاق احداث گردید و نیروهایی به عنوان محیط بان وظیفه حفاظت از منطقه و جلوگیری از تخریب و تجاوز و صید و شکار را بر عهده گرفتند.

4 – پارک ملی بوجاق

و اما مسئله مهاجرت پرندگان موضوعی جالب  که علی رغم مطالعات گسترده از زمان های دور تا به امروز، بشر به جواب قطعی و مسلمی در این خصوص دست نیافته است. در بین نظریه های متعدد دانشمندان، مسیریابی پرندگان مهاجر از روی میدان های مغناطیسی کره زمین باورپذیری بیشتری دارد. بسیاری از گونه های پرندگان مهاجرت می کنند اما گونه هایی هم هستند که غیر مهاجر هستند. به دلیل سرما و یخبندان در عرض های شمالی دریای خزر، در اواخر مهر و اوایل آبان ماه مهاجرت پرندگان به عرض های جنوبی از روی غریزه و نیاز به غذا و آب و هوای مناسب آغاز می گردد و از 15 اسفند که کم کم هوا رو به گرمی می رود مهاجرت جهت بازگشت به عرض های شمالی آغاز می گردند. مهاجرت مستقیم و بی وقفه به ندرت و در برخی از گونه ها اتفاق می افتد و بیشتر حرکت پرندگان به صورت جست و خیزی از کنار دریاها می باشد تا زمانی که پرنده نیاز به استراحت دارد بتواند در زیستگاه مناسبی فرود بیاید.

5 – گاو چرانک

مهاجرت پرندگان از سیبری شروع می شود و طی 2 مسیر خود را به سواحل استان مازندران می رساند. مسیر اول از سیبری به سمت ولگا، باکو، آستارا، انزلی و بوجاق و امیرکلایه و مسیر دوم که از سیبری به سمت قزاقستان، ترکمنستان، گلستان و سپس مازندران می باشد. در طی مسیر حرکت هر جا که پرنده احساس امنیت کند و آب و غذا و پناه مناسب باشد آنجا را برای استراحت و زمستان گذرانی انتخاب می کند.

6 – پارک ملی بوجاق

متاسفانه در سال های اخیر 70 درصد تالاب ها به خصوص در عرض های جنوبی تر کشور از جمله تالاب پریشان، جازموریان، هامون و گاوخونی از بین رفته اند و دیگر قابلیت زمستان گذرانی برای پرندگان را ندارند. تغییرات اقلیمی و شرایط آب و هوایی در کنار سوءمدیریت و تعارض موجود بین منافع جامعه محلی و حیات وحش و عدم آگاهی مردم و همچنین شکار و صید از جمله دلایلی هستند که باعث از بین رفتن این تالاب ها در عرض های جنوبی تر و همین طور نا امن شدن و به هم خوردن پوشش گیاهی دیگر تالاب ها در عرض های شمالی تر کشور شده اند.

7 – باکلان شناور در تالاب بوجاق

تعارضات جامعه محلی با حیات وحش و محیط زیست:

به طور مثال صید در پارک ملی غیر قانونی است و وقتی صیاد از طرف محیط بان تحت فشار قرار می گیرد ممکن است با آسیب زدن به محیط بان یا محیط زیست و یا حیات وحش در صدد جبران برآید. یا مثلا آوردن احشام اهلی در این منطقه ممنوع است ولی صاحبان آنها بدون توجه به قانون، احشام خود را در این منطقه رها سازی می کنند و وقتی پوشش گیاهی در این منطقه انبوه می شود به دلیل نداشتن دید مناسب جهت کنترل احشام خود پوشش گیاهی منطقه را آتش می زنند. یا نمونه ای دیگر اینکه جوامع محلی شغال را که این منطقه خانه اوست با گوشت سمی می کشند تا به احشامشان آسیبی نرساند و …

این قبیل تعارضات با مشارکت سازمان محیط زیست و سازمان های مربوطه و جامعه محلی قابل بررسی و حل شدن می باشد و لازمه آن ارتقاء سطح آگاهی مردم است. همچنین از موارد دیگر می توان به مدیریت مقاصد گردشگری در جهت کاهش وابستگی مردم به منابع طبیعی اشاره کرد. صنایع دستی و گردشگری از گزینه هایی هستند که با تکیه به آن ها می توان از وابستگی جامعه محلی به منابع طبیعی کاست.

متأسفانه به دلیل مواردی که ذکر شد در سال های اخیر تعداد تالاب ها به عنوان زیستگاه پرندگان مهاجر بسیار محدود شده و این مسئله باعث ازدحام پرندگان در تالاب های باقی مانده می شود. از طرفی ظرفیت غذا دهی در هر تالابی محدود است و پرندگان پس از طی مسیری طولانی، گرسنه به ناچار در پی غذا به شالیزارها می روند که همین مسئله آمار شکار آن ها را توسط جوامع محلی افزایش می دهد.

علی رغم اینکه غذا دادن به پرندگان در شرایط عادی توصیه نمی شود ولی در چنین وضعیتی چون انسان خود مسبب تخریب زیستگاه پرندگان شده است باید “کارشناسان” در جهت اصلاح آن قدم بردارند و با علم و دانش به منظور حفظ تنوع زیستی در شرایط بحرانی به آنها غذادهی کنند.

برخی از مهمترین تعارضات و تهدیدهای مختص پارک ملی بوجاق به شرح ذیل است: اسکله و بندر صیادی شیلات، اراضی مستثنیات بنیاد پانزده خرداد، وجود ۲ پره صیادی، استخر پرورش ماهیان غضروفی شیلات و طرح سالم سازی شهرداری کیاسر.

8 – تالاب بوجاق

تالاب بوجاق دشتی مسطح و هموار که در مناطقی از آن آب های سطحی کم عمق و در مناطقی رودهایی با عمق بیشتر جاری بودند.

گونه های جانوری این منطقه را عمدتا پرندگان تشکیل می دهند که برخی از مهم ترین آنها عبارتند از: غاز خاکستری، عروس غاز، فلامینگو، پلیکان، آوست چوب پا، باکلان، انواع حواصیل، اکراس، کله سبز، خوتکا، اردک ارده ای، کفچه نوک، آنقوت، تنجه، نوک پهن، کشیم، قو، طاووسک، بحری، لیل، سنقر تالابی، خروس کولی، چنگر، آبچلیک، گیلانشاه، کاکایی، اردک سرحنایی، گیلار و…

فک خزری پستاندار دریایی ارزشمند و در معرض انقراض این منطقه است که بصورت مهاجر به سواحل پارک ملی بوجاق آمده و مشاهده می شود.

پوشش گیاهی آن نیز شامل گونه های ارزشمندی است که برخی عبارتند از: نی، لویی، آقطی، تمشک، عدسک آبی، تراپا (سه کله خیز)، میریوفیلوم، سراتوفیلوم، اسپرغان، کلونی درختچه های گز، توسکا، انار و…

9 – تالاب بوجاق

ما محو در زیبایی اطراف خود بودیم که ماهان یک برگ از گیاه چوچاغ را در دستان خود له کرد و بویی آشنا به مشاممان رسید ، چوچاغ همان گیاهیست که بصورت تازه پس از آسیاب کردن به زیتون پرورده می افزایند.

10- عبور از گل و لای تالاب بوجاق

ما لشکر چکمه پوش آسوده و با خیال راحت از میان آب و گل و لای عبور می کردیم. در فواصلی ماهان دوربین خود را برپا می کرد و مشغول شکار گونه های مختلف پرندگان البته با لنز دوربینش می شد و ما برای دیدن این مهاجران زیبا صف می کشیدیم و نفر به نفر با لذت تمام دیده به دیده لنز می سپردیم.

11- پرنده نگری در تالاب بوجاق

در اینجا برای درج برخی نکات مهم در پرنده نگری لازم دیدم بخشی از کتاب پرنده نگری نوشته ی آقای پرویز بختیاری رو به اشتراک بگذارم.

 از آنجائیکه پرندگان رنگ‌ها را تشخیص می‌دهند، لذا لازمه رفتن به پرنده‌نگری پوشیدن لباس‌های همرنگ طبیعت است. پوشیدن لباس با رنگ‌های تند (مثل قرمز و سبز فسفری و نارنجی و …) و همچنین لباس های براق می‌تواند باعث ترس و فرار پرنده‌ها گردد. هرچقدر پوشش شما همسان‌تر با محیط باشد، شانس نزدیک‌تر شدن شما به پرنده و دیدن آن بیشتر خواهد بود.

اگر قصد بازدید از تالاب و محیط‌های باتلاقی را دارید، حتما چکمه بپوشید. چکمه این امکان را به شما می‌دهد تا در مناطق گلی و آبگیر به راحتی حرکت کنید. توجه داشته باشید که قدم زدن در گل و در حاشیه دریاچه ها یکی از لذت‌های رفتن به طبیعت است که خیلی از عموم مردم آن را تجربه نکرده‌اند.

12 – گذر در پارک ملی بوجاق

حس شنوایی قوی‌ترین حس پرندگان است. غالب پرندگان از طریق تولید آواز و صدا با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند که در صورت از دست دادن این حس، نسل بسیاری از آنها به مخاطره خواهد افتاد. پرندگان بالاتر و پایین تر از سطح آستانه شنوایی ما انسان ها می شنوند. به طرز غیرقابل باوری پرندگان صداهای تولید شده از جانب ما در طبیعت را می شنوند و ممکن است این امر موجب فرار آن ها از محل گردد. لذا هرگز فراموش نکنید که لازمه رفتن به طبیعت و تماشای پرندگان سکوت است.

در طی مسیر صحنه های ماندگاری از اسب های وحشی در حال دویدن و گله گاوها در حال چراییدن در ذهن خود ثبت کردیم.

13 – بوجاق سراسر زیبایی

14 – بوجاق سراسر زیبایی

26 گونه پرنده رکورد شده در تالاب بوجاق :

راسته عقاب شکلان: کورکور سیاه، سُنقُر تالابی، سارگَپه معمولی

راسته بوبی شکلان: باکلان کوچک، باکلان بزرگ

راسته پلیکان شکلان: حواصیل خاکستری، اِگرت بزرگ، اِگرت کوچک

راسته غاز شکلان: غاز خاکستری، اردک سرسبز، اردک نوک پهن، خوتکا معمولی، آنقوت، فیلوش، گیلار، خوتکا ارده ای

راسته آبچلیک شکلان: خروس کولی معمولی، کاکایی سر سیاه بزرگ، آبچلیک پاسرخ

راسته فلامینگو شکلان: فلامینگوی بزرگ

راسته گنجشک شکلان: سار معمولی، گنجشک خانگی، گنجشک درختی، کلاغ سیاه، کلاغ ابلق زاغی

15 – حواصیل خاکستری

16 –دسته ای از سارها

17 – تلسکوپ و پرنده نگری

همچنین تعدادی از دوستان با مهری که نسبت به طبیعت و محیط زیست در وجودشان داشتند به صورت خود جوش اقدام به پاکسازی و جمع آوری زباله ها و زدودن آلودگی از چهره طبیعت کردند. زیباترین قسمت قضیه همکاری کودکان در این امر بود بدون اینکه کسی آنها را به این کار دعوت کند و فقط با دیدن عملکرد بزرگترها.

18 – زباله زدایی از چهره طبیعت دوست داشتنی بوجاق

19 – طبیعت بدون زباله زیباست

ساعت 14 پس از طی یک مسیر رفت و برگشتی در حدود 5 کیلومتر پر از جاذبه و آرامش سرانجام به میدل باس برگشتیم و سوار بر ماشین به سمت پارک ملی کیاشهر حرکت کردیم.

بعد از رسیدن به پارک جنگلی کیاشهر، زیر اندازها بر روی زمین انداخته شد و حدود ساعت 15 همه در کنار هم مشغول صرف غذاهایی شدیم که همراه آورده بودیم. بعد از ناهار و استفاده از سرویس بهداشتی و همچنین دیداری کوتاه از بازارچه محلی آنجا که در چادرها بنا شده بود در نهایت ساعت 15:45 سوار بر ماشین به سوی پل چوبی حرکت کردیم. حدود 5 دقیقه بعد در کنار پل چوبی از ماشین پیاده شدیم بعد از عبور از 3 الی 4 پله روی پل قرار گرفتیم و در مسیر یک کیلومتری از وسط تالاب بین المللی بوجاق به سوی دریای خزر حرکت کردیم. پل چوبی یکی از مناطق توریستی و بکر استان گیلان است که در دهه 70 ساخته شده و پارک جنگلی کیاشهر را به ساحل دریا وصل می کند.

20 – مسیری رویایی، در بین نیزارهای تالاب، مناسب برای علاقمندان به عکاسی

بعد از کلی عکس که در طی مسیر با دوستان در جای جای پل انداختیم به ساحل دریا رسیدیم. دریا مثل همیشه پر شور و حرارت و زیبا بود. در کنارش لحظاتی آرام گرفتیم و از فضا لذت بردیم، عکاسی کردیم حرف زدیم و خندیدم و خاطره سازی کردیم.

21  – جمع دوستان و دریای زیبای کاسپین

ماهان نکاتی گفت درباره فوک خزری که تنها پستاندار موجود در دریای کاسپین است که روی یخ های روسیه یا قزاقستان زایمان می کند و در فصل زمستان به خاطر یخبندان و سرمای شدید به عرض های جنوبی مهاجرت می کند با توجه به فرم بدنش باید نزدیک آب زندگی کند تا در هنگام بروز خطر به آب پناه برد. جزیره آشوراده واقع در مرکز شبه جزیره میانکاله بندر ترکمن در استان گلستان برای این فوک به دلیل بکر بودن فضای مناسبی است ولی اگر این جزیره از حالت بکر خود خارج شود و تخریب شود دیگر زیستگاه امنی برای این موجود نخواهد بود. متاسفانه در سال های اخیر بیشتر جسد این جانور در سواحل ما یافت شده است.

22 – دو راهنما در یک قاب

بعد از توضیحات خوب ماهان حدود ساعت 17 مسیر بازگشت را از روی پل در پیش گرفتیم. ساعت 17:15 میدل باس به سوی خانه محلی در روستای لسکوکلایه حرکت کرد. تا رسیدن به خانه محلی به نام قدیم خونه در ماشین فرصتی فراهم شد تا لحظاتی استراحت کنیم. هوا تاریک شده بود که در بازارچه محلی لسکوکلایه از میدل باس پیاده شدیم و با مینی بوس محلی در 2 نوبت به قدیم خونه رفتیم کوله ها هم همزمان توسط وانتی به دست ما رسیدند.

23 – اقامتگاه بوم گردی قدیم خونه در شب

2 ساختمان محلی روبه روی هم، آشپزخانه و اتاق غذاخوری در کنار هم و سرویس بهداشتی در آن سوی حیاط مجموعه کاملی بود که علی رغم اینکه بخشی از آن قدیمی ساز و مرمت شده بود و بخشی جدید ساخته شده بود ولی سعی شده بود همخوانی بین کل مجموعه حفظ شود. خانه از چوب های روسی ساخته شده بود بر روی پایه هایی که از قدیم الایام برای محافظت خانه در برابر سیل و زلزله مرسوم بوده است. در زمان مرمت مجموعه، با هدف حفظ منابع طبیعی چوب مورد نیاز آن از زغال فروشانی خریداری می شود که متاسفانه خانه های قدیمی و چوبی منطقه را صرفا برای تبدیل آن به زغال مورد بهره برداری قرار می دهند. در صورتی که از این خانه ها و چوب موجود در آن برای مقاصد به مراتب بهتری می توان استفاده کرد.

قدیم خونه شامل 2 بنای اقامتگاهی یکی یک طبقه و دیگری دو طبقه بود. این دو بنا اتاق های زیادی داشت که با اسامی محلی مثل تی تی (شکوفه)، چومه (چشم) ، ووشه (خوشه)، پاموج (هم پا) و… نام گذاری شده بود. در شروع سفر ما جمعیتی 31 نفره داشتیم اما در قدیم خونه تعدادی دیگر از دوستان به ما اضافه شدند که به دلیل فضای بزرگ قدیم خونه همگی به راحتی در آن مستقر شدیم. از قبل نحوه ی تقسیم بندی مسافران در اتاق ها مشخص شده بود. ابتدا به اتاق های خود رفتیم، کمی آرام گرفتیم سپس یک به یک برای صرف چای و میوه در سالن غذاخوری که فضای دلچسبی داشت دور هم جمع شدیم.

24 – بفرمایید شام گیلانی

ساعت که به 20 نزدیک شد کم کم بوی غذاهای محلی مثل خورشت فسنجان، ترش تره، تابیران و پنیر برشته فضای غذاخوری را پر کرد و ما را به سمت خود کشانید. حدود ساعت 21 بعد از صرف غذاهای خوشمزه و بعد از اینکه روی میزها خلوت شد، مهدی از همسفران هنرمند شروع به نواختن سه تار کرد. همه دور تا دور نشستیم، آهنگ ها یکی پس از دیگری نواخته می شدند و گاه با آواز نوازنده و گاه با صدای جمع همراه می شدند. همه مشتاق بودند و نوازنده مشتاق تر و چه محفل با صفایی. تا ساعت 24 این ماجرا ادامه پیدا کرد البته در این بین از هنر دیگر دوستان نیز غافل نشدیم.

25 – در محضر استاد

ساعت 24 علی رغم میل باطنی خواب بر دیدگان یک به یکمان چیره شد و کم کم فضای دلنشین آنجا را ترک و به اتاق های خود رفتیم و خواب ما را در بر گرفت.

روز دوم: پنجشنبه 10 بهمن 98

مقرر شده بود که بیدارباش ساعت 7:30 باشد و دقیقاً در همین لحظات با صدای خنده دوستان از اتاق مجاور از خواب بیدار و آماده شروع روز بی نظیر دیگری شدیم.

26 – چشم نوازی طلوع در قدیم خونه

بعد از دست و رو شستن یک به یک وارد سالن غذاخوری شدیم و صبحانه را با تنوعی عالی شامل نیمرو، املت، پنیر و کره و مربا، شیرینی محلی کاکا، چای دبش و … صرف کردیم.

سپس آقای سهیل امیراحمدیان (یکی از 4 نفری که با مشارکت همدیگر قدیم خونه رو بنا کرده بودند) درمورد قدیم خونه اطلاعات خوبی در اختیارمان گذاشت که قبلا به آن ها اشاره کرده ام. سپس راهی مسیری 10 دقیقه ای از قدیم خونه تا میدل باس شدیم و ساعت 10 سوار بر ماشین به سمت تالاب امیرکلایه حرکت کردیم با فاصله زمانی در حدود 30 دقیقه به تالاب رسیدیم.

27 – مه و زیبایی دوچندان تالاب امیرکلایه

تالاب امیر کلایه احتمالاً به دلیل قرار گرفتنش در روستای امیرکلایه به این نام نامگذاری شده است و فاصله تقریبی آن تا دریا حدود یک کیلومتر است. برای ورود به محوطه تالاب نیازی به تهیه بلیط نبود ولی قرار است که به زودی به بخش خصوصی واگذار شود که قطعا در آن صورت تهیه بلیط به عنوان ورودیه و تأمین بخشی از هزینه های حفظ و نگهداری تالاب الزامی می گردد.

28 – پل چوبی، ابتدای مسیر تالاب امیر کلایه

نیزارها در تالاب قد برافراشته بودند و فضای تالاب در مه ای زیبا فرو رفته بود. مسیر پل چوبی را در پیش گرفتیم تا به فضایی عریض تر رسیدیم با 2 کلبه که در طرفین ساخته شده بودند. جایی که برای علاقمندان به پرنده نگری و طبیعت بکر آنجا فضای مناسبی بود.

29 – ایستگاه پرنده نگری، تالاب امیرکلایه

همه دوربین به دست مشغول شکار لحظه های زیبا بودند. پرندگانی که در آسمان غوطه ور بودند و گاهی بر روی شاخساری در دور دست برای لحظاتی می نشستند مطمئناً نمی دانستند که سوژه عکاسی این جماعت هستند.

توضیحات ماهان در کنار کتاب راهنما، کیفیت پرنده نگری ما را ارتقاء می داد. همچنان سعی می کردیم سکوت آنجا را خدشه دار نکنیم تا هر چه بیشتر بتوانیم از آن فضای زیبا لذت ببریم. در بین عکاسی از پرندگان مهاجر گاهی هم خودمان به صورت تکی یا دسته جمعی سوژه دوربین ها می شدیم تا این لحظات را ماندگار کنیم.

30 –  تالاب امیر کلایه

15 گونه پرنده نیز در تالاب امیرکلایه به شرح زیر رکورد کردیم:

اردک سرسبز، اردک سرحنایی، کشیم گردن سیاه، کاکایی سر سیاه، چنگر معمولی، گاو چرانک معمولی، عقاب خالدار بزرگ، سُنقُر تالابی، خوتکا معمولی، پلیکان سفید، باکلان بزرگ، باکلان کوچک، سسک ابرو سفید، ماهی خورک، سینه سرخ

31 – ماهی خورک

32 – سینه سرخ

33 – سنقر تالابی

34 – باکلان بزرگ

35 – دسته ای از اردک های سرسبز

ساعت 12:20 کم کم به سمت ماشین حرکت کردیم. قبل از سوار شدن به میدل باس خانومی در آن نزدیکی مشغول پختن نان محلی خرفه (خلفه، کشتا) بود و بوی مطبوع آن ناخوداگاه آدمی را به سمت خود می کشید. خوشبختانه ما نیز از طعم و عطر آن بی بهره نماندیم.  از مواد اصلی نان خرفه که پخت آن بیشتر در زمستان – فصل کدو حلوایی – رواج دارد می توان به پوره کدو حلوایی، آرد گندم، آرد برنج و تخم خلفه یا همان تخم شنبلیله اشاره کرد. ناگفته نماند که آشپزی گیلانی قطعا یکی از انگیزه های سفر برای گردشگران این دیار است و گیلان از نظر تنوع غذاهای محلی نخستین استان ایران است. در حدود ۱۷۰ غذای محلی در گیلان پخت می‌شود.

36 – نان خرفه

 پس از خرید نان خرفه سوار شدیم و نیم ساعت بعد از ماشین پیاده شدیم و با پیموندن مسیری کوتاه به قدیم خانه برگشتیم.

37 – قدیم خونه

 زمانی برای استراحت و نوشیدن چای  داشتیم تا ساعت 13:30 که میز نهار با انواع غذاهای لذیذ گیلانی ما را فرا می خواند. مرغ ترش، اناربیچ و باقلا قاتوق و میرزا قاسمی روی میز چیده شدند و ما بار دیگر لذت خوردن غذاهای دلچسب شمالی را در فضای عالی تجربه کردیم.

38 – نهار گیلانی

بعد از صرف ناهار وسایلمان را جمع کردیم. حدود ساعت 15 پس از خداحافظی از اهالی قدیم خونه که خاطرات زیبایی را برایمان رقم زدند به سمت میدل باس حرکت کردیم و مسیر لاهیجان را در پیش گرفتیم.

39 – به امید دیدار

 بعد از طی مسیری در حدود یک ساعت مقابل موزه چای لاهیجان از میدل باس پیاده شدیم.

40 – موزه چای لاهیجان

در خصوص موزه چای لاهیجان لازم به توضیح است که محمد میرزا قوام لو خان (کاشف السلطنه) ملقب به پدر چای ایران زمانی که در دوره قاجار مسئول کنسولی ایران در هند بود برای اولین بار دانه های چای را وارد ایران کرد و در سال 1307 جهت تهیه ماشین آلات برای کارخانه چای سازی و همچنین آوردن نیروی متخصص به چین و ژاپن رفت. ره آورد این سفر بی بازگشت 4 نیروی متخصص چینی بود که عازم ایران شدند اما در مسیر بازگشت اتومبیل کاشف السلطنه در جایی بین بوشهر و شیراز به دره سقوط کرد و زندگی پدر چای ایران به پایان رسید. طبق وصیتش او را در تپه ای مشرف به باغات چایش به خاک سپردند که محل موزه چای فعلی می باشد. ولی علیرغم این مسئله کارشناسان چینی راه او را ادامه دادند و این صنعت را در ایران توسعه دادند. این کارشناسان بعد از تغییر ایدئولوژی، نام های ایرانی-اسلامی برای خود انتخاب کردند و از شهر لاهیجان همسر برگزیدند و در ایران ماندگار شدند و بدین ترتیب صنعت تولید چای حدود 90 سال پیش وارد ایران می شود. در صورتیکه شاید برای ما ایرانیان تصور اینکه زمانی نه چندان دور اصلاً چای در ایران وجود نداشته و مردم با این واژه و این نوشیدنی به کل بیگانه بوده اند سخت باشد.

موزه از 2 طبقه تشکیل شده بود. طبقه اول شامل وسایلی از جمله سماور روسی، سینی های نقره، جعبه چای، قهوه خوری چینی، ظروف سفالی و زیور آلات و اسناد و مدارک قدیمی و طبقه دوم شامل دست نوشته های کاشف السلطنه و عکس هایش و مقبره وی بود.

41 – کاشف السلطنه

وقتی وارد فضای آرامگاه کاشف السلطنه شدیم در جوار مقبره ایشان زیر لب زمزمه کردیم:

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من            وین حل معما نه تو خوانی و نه من …

 ناگفته نماند خالی از لطف نبود اگر در موزه چای با چای لاهیجان پذیرایی می شدیم.

42 – مقبره کاشف السلطنه

بعد از بازدید ساعت 16:45 از موزه خارج شدیم سوار بر ماشین به سمت استخر لاهیجان حرکت کردیم . فاصله بسیار کوتاه در حدود 2 کیلوتر بود.

43 – استخر لاهیجان

در جوار استخر پیاده شدیم، استخر لاهیجان یکی از جاذبه های گردشگری شهر لاهیجان در بخش شرقی این شهر و در پایین قله ای سرسبز و پوشیده از شمشاد به نام شیطان کوه قرار دارد این استخر وسعتی در حدود 17 هکتار و عمقی در حدود 4 متر دارد. در قدیم به عنوان مخزن آبیاری مزارع برنج مورد استفاده قرار می گرفته. در وسط استخر جزیره ای زیبا قرار دارد که به وسیله یک پل سیمانی به حاشیه استخر متصل شده است و بلواری به طول 2 کیلومتر دور تا دور استخر را احاطه کرده است که فضای مناسبی برای پیاده روی و دوچرخه سواری است. همچنین وجود رستوران ها و مغازه ها، سینمای چند بعدی، زیپ لاین و قایق سواری در استخر این امکان را فراهم می کند که چندین ساعت را بتوان به بهترین نحو در این مکان سپری کرد.

زمانی در حدود یک ساعت در اختیارمان قرار گرفت تا از این فضای دلچسب استفاده کنیم و رأس ساعت 18 در همان جایی که از ماشین پیاده شدیم حضور یابیم.

من و تعدادی از دوستان تصمیم گرفتیم به گونه ای دیگر از وقتمان استفاده کنیم پس بلافاصله تاکسی گرفتیم به سمت بقعه شیخ زاهد گیلانی. کمتر از 10 دقیقه بعد به محل مورد نظر رسیدیم.

44 – آرامگاه شیخ زاهد گیلانی

بقعه شیخ زاهد بنایی در 3 کیلومتری لاهیجان که مدفن تاج الدین ابراهیم ملقب به شیخ زاهد از عرفا و دراویش و از استادان شیخ صفی الدین اردبیلی در قرن هفتم است که در سال 892 ه.ق 200 سال پس از وفات شیخ زاهد، توسط سلطان حیدر از نوادگان شیخ صفی الدین اردبیلی ساخته شد. وی بعد از اینکه خواب شیخ زاهد را دید به دلیل ارادتی که خاندان شیخ صفی الدین به شیخ زاهد داشت بنایی دارای یک گنبد هشت ترک فیروزه ای در دل زیبایی های لاهیجان ساخت.

پس از بازدید از این بنای زیبا به سمت استخر برگشتیم و به دیگر دوستان ملحق شدیم. در نهایت ساعت 18:15 لاهیجان را به مقصد تهران ترک کردیم. در طی مسیر توقفی در رودبار برای خرید سوغاتی و استفاده از سرویس بهداشتی داشتیم و در انتهای سفر به رسم همیشگی کانگرونز، جلسه آخر سفر برگزار شد تا انتقادات و پیشنهادات و توضیحات لازم جهت پیش برد اهداف گروه مطرح گردد. راس ساعت 24 در بزرگراه جناح در جوار پارک نوشین با کلی آرزوی خوب برای همسفران و خودمان که مجدد این چنین فرصت هایی برای سفر و کسب تجربه و لذت بردن از موهبت های خدا در اختیارمان قرار گیرد با دوستان بدرود گفتیم و روانه خانه شدیم.

45 – تالاب های ایران – پارک ملی بوجاق

و در پایان شما را دعوت می کنم به خواندن شعری زیبا از شاعر گیلانی، بیژن نجدی

46 – در آغوش لاهیجان

با خانه‌ها و خیابان‌‌ها
کوچه‌ها و میدان‌هاش
در آغوش من است لاهیجان
ایستاده‌ام بر مزار شیخ زاهد گیلانی
بوی باغ‌های چای را می‌مالم به تنم
شاخه‌های درخت انار
بر شانه‌های من است
انگار برگ‌پوش شده‌ام
در خرقه‌ای گیاهانه
زنبیلی پر از پیله‌های ابریشم
دور می‌شود بر استخوان کتف یک گیله مرد
و پروانه‌ای در پیله من
این شهر پیر می‌شود
با رؤیای ابریشم
استخر لاهیجان
استخر و افسانه
استخر و میعادگاه مرغابی عاشق
ملحفه‌ای‌ست آبی و خیس
روی تن برهنه مهتاب
نبض کارخانه‌های برنج
آهسته می‌زند روی مچ دست‌های من
با همین دست‌هاست که می‌گویم
– سلام همشهری
و بوی کلوچه می‌دهد
هر دهانی که می‌گوید: “علیک سلام”
از خدا پنهان نیست
چرا پنهانش کنم از تو
آقا شیخ زاهد گیلانی!
سیاهپوش قهوه‌خانه‌ای هستم
که در مسیر راه کمربندی
دور لاهیجان روزی مرد.
همین‌طور سیاه‌پوش آینه‌ای
که جیوه‌اش روزی ریخت
سیاهپوش قالیچه‌ای
که در مغازه سمساری است
بله آقا، آه، آقا
آقا شیخ زاهد گیلانی.

نگارنده: لیلا امینی
با همکاری عطیه امینی
کانون گردشگران جوان ایران Kanoonirangardan.ir
اردیبهشت 1399

  

منابع:

– کتاب پرنده نگری – پرویز بختیاری
– سایت دیده بان محیط زیست
– توضیحات راهنمایان گرامی
– ویکی پدیا

 

Share

یک دیدگاه

  1. درود بر شما
    بسیار خوب بود
    ممنون

نظر بدهید

آدرس ایمیلتان منتشر نمیشودگزینه های الزامی ستاره دار شده اند *

*

برو بالا !