خانه / گزارش سفرهای سال98 / گزارش سفر به رامسر و شهسوار، دشت دریاسر ،اردیبهشت 98
گزارش سفر به رامسر و شهسوار، دشت دریاسر ،اردیبهشت 98

گزارش سفر به رامسر و شهسوار، دشت دریاسر ،اردیبهشت 98

گزارش سفر به رامسر و شهسوار و دشت دریاسر

دریاسر، دشتی بر فراز دریا

حرکت: چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۹۸ ساعت 00:30 از پارک نوشین به سمت جاده چالوس
بازگشت: شنبه ۱۳ اردیبهشت ۹۸ ساعت 4 بامداد به پارک نوشین
وسیله سفر:  میدل باس دربستی
تعداد همسفران:  22
هدف سفر : بازدید از طبیعت بهاری و بینظیر دشت دریاسر شهسوار و جاذبه های گردشگری رامسر
درجه بندی سفر : متوسط، پیاده روی در دشت و جنگل و شهرگردی
گزارش سفر به رامسر و شهسوارخلاصه سفر:

در گذشته وقتی به شمال کشور مسافرت می کردم یکی از شهرهایی که همیشه دوست داشتم رامسر بود نمی دونم چرا ولی به نظرم همیشه شهری پاکیزه و بی نظیر بود شاید به دلیل نزدیکی کوهستان و دریا و یا نوع پوشش گیاهی و فضای سبز شهر و مه کوهستانی و هوای دلپذیرش بوده باشه به هر حال قسمت براین بود که همراه همسفران کانون گردشگران جوان ایران در شبانگاه چهارشنبه مورخ 11 اردیبهشت 98 ساعت 23:30 از محل پارک نوشین واقع در قسمت جنوبی میدان صادقیه در ابتدای اتوبان جناح به سمت رامسر حرکت کنیم که به دلیل تأخیر راننده میدل باس و شرایط حاکم بر تردد و ساعت زنی ترمینال و تعاونی مربوطه زمان حرکت به ساعت 12.30 بامداد 5 شنبه تغییر و به شکر خدا با همکاری دوستان بلاخره سفر زیبای ما آغاز شد. حدود 7:30 صبح پنجشنبه با توقفهای بین راهی که داشتیم در جاده چالوس از شهرهای عباس آباد و تنکابن عبور کردیم و در حد فاصل تنکابن و رامسر جهت صرف صبحانه توقفی نیم ساعته نمودیم که در این زمان فرصتی پیش آمد تا از مناظر ساحل آرام دریای زیبای خزر عکس هایی به یادگار ثبت شود.
گزارش سفر به رامسر و شهسوار

ساحل دریا در منطقه ساحلی جاده تنکابن رامسر در مجاور محل صرف صبحانه

گزارش سفر به رامسر و شهسوار

مسافت و مسیر تهران تا رامسر و ابتدای جاده منتهی به قلعه مارکوه

گزارش سفر به رامسر و شهسوار

مسافت و مسیر جاده رامسرتنکابن و محل مزار حبیب محبیان منتهی به قلعه مارکوه

پس از صرف صبحانه دلپذیر به مسیر خود ادامه دادیم تا در بین راه آقای مهندس کاکویی و خواهرزاده شان هم که از راهنمایان حرفه ای گردشگری رامسر می باشند ما را همراهی نمایند و این همراهی منجر شد که پس از پلیس راه میانهاله در اولین دور برگردان به سمت تنکابن برگشت داشته و تغییر مسیر دهیم تا در جاده فرعی نیاسته Niasteh که از توابع کلایه بن Kalayeh Bon  می باشد بعد از طی 1.6 کیلومتر به مجاورت مسجد قدس به مزار آرامگاه استاد و هنرمند مردمی جناب حبیب محبیان (حبیب) برسیم که ترانه (مادر) و (من مرد تنهای شبم) نمونه ای از کارهای ماندگار ایشان خاطرات این هنرمند عزیز را برایمان یادآور نماید و حال که او در آغوش خاک وطن آرمیده است تنها نوای موسیقی او طنین انداز ذهن ما خواهد شد، روحش شاد و یادش گرامی.
گزارش سفر به رامسر و شهسوار

مزار هنرمند حبیب محبیان

پس از خواندن فاتحه برای این هنرمند عزیز به مسیر خود ادامه دادیم تا در حدود 3 کیلومتر مسیر باقیمانده تا قلعه مارکوه را طی نماییم و این مسیر در حدود 7 دقیقه زمان برد تا همسفران ما خودشان را مقابل اولین پله از 316 پله قلعه مارکوه دیدند.
گزارش سفر به رامسر و شهسوار

مسیر دسترسی قلعه با 316 پله

نمای ماهواره های موقعیت قلعه مارکوه

پس از طی کردن مسیر پله ها درنهایت در مجاورت دیوار سنگی قلعه مارکوه، دکل 35 متری آنتن های مخابراتی و تلویزیونی بود که در سال 1353 صدا و سیمای گیلان در آنجا احداث کرده بودند و پله های قلعه برای احداث و حمل دکل مربوط ساخته شده و در واقع مربوط به خود قلعه نمی باشد و شقایق های سرخ و نارنجی بیرون زده از سرتاسر دیوار مجاور قلعه نیز همانند تماشاچیان مسابقات دومیدانی منتظر همسفران ما بودند که به انتهای پله ها برسند…

گزارش سفر به رامسر و شهسوار

رویش شقایق ها در لابه لای سنگ های قلعه مارکوه

نمایی از قلعه مارکوه در مسیر پله های منتهی به آن

در بدو ورود به داخل قلعه شخصی از مردم محلی به نام ناجی و عنوان نگهبان قلعه که در یک اتاقک با صفا و پر از نوشته های پر از نصیحت و حکمت مستقر بود تاریخچه این قلعه زیبا را بازگو کردند که با تحقیقات تکمیلی چکیده مطالب به شرح زیر می باشد:

ویکی پدیای محلی زنده و گویا مستقر در قلعه مارکوه

قلعه مارکوه مربوط به دوران‌ های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان رامسر، شهر کتالم، مسیر جاده تلارسر واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۷۹ با شماره ثبت ۳۴۸۴ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌ است.
                      موقعیت قلعه مارکوه از نمای ماهواره ای گوگل مشخص شده با پیکان قرمز رنگ

نام این قلعه برگرفته از کوهی است که بر روی آن قرار دارد. در مورد نام این کوه نیز نظرهای گوناگونی وجود دارد. برای مثال عده‌ای وجود مارهای قرمز رنگ (آتشی یا سوجه ) در این کوه را علت نامگذاری این کوه می‌دانند که البته با توجه به اینکه در گویش محلی استفاده از کلمه فارسی «مار» رایج نبوده، احتمال این علت نامگذاری را بسیار کم می‌کند. اما تحقیقات دیگری هم به ریشه دیگری برای نام‌گذاری این کوه اشاره دارد: در نوشته‌ های تاریخی بیان شده‌ است چون این مناطق مکان زندگی اقوام مارد بوده ‌است به همین دلیل نام این کوه مارد کوه بوده است که گذر زمان آن را مارکوه کرده‌ است.
لینک آشنایی با مار آتشی
در ایتجا لینک چند نمونه از لغات با گویش فارسی و محلی وانگلیسی را برای شما قراردادم که به نظر جالب هستند.
لینک آشنایی با اقوام مارد

گزارش سفر به رامسر و شهسوار

منظره ای از مسیر ورودی قلعه مارکوه

در مورد زمان ساخت این بنا نیز تاریخ دقیقی وجود ندارد، اما با استناد به اشاره تاریخ نویسان به وجود این قلعه در قرن سوم و همچنین شباهت ساختاری و معماری این بنا با بناهای قرن سوم هجری قمری نظیر قلعه بابک می‌توان تاریخ آن را حدس زد. در کتاب زیده التواریخ از این قلعه سخن به میان آمده‌ است همچنین در کتاب جامع التواریخ خواجه رشید الدین فضل‌الله همدانی و از وقایعی که در سال ۵۳۶ هجری قمری در این قلعه اتفاق افتاده و قلعه به تسخیر اسماعیلیان درآمد سخن به میان آمده‌ است.

نمای پله های منتهی به برج دیدبانی در قسمت جنوب غربی قلعه مارکوه

میزرا حسن خان اعتماد السلطنه که این قلعه را از نزدیک دیده است می‌نویسد: “در تنکابن کوهی است موسوم به مارکوه و دخمه‌های متعدد و شب‌پره‌ های زیادی در این دخمه‌ ها هست که خود را به آدم و چراغ می‌زنند و مانع از دخول به دخمه‌ها می‌باشند. بالای آن کوه، جایی است مشهور به نقاره خانه، هرگاه سنگی بر آن موضع بزنند صدایی مثل طبل حادث می‌شود و تا نیم فرسخ آن صدا می‌رود.

منظره ای از نمای جنوبی قلعه مارکوه

مساحت قلعه مارکوه حدود ۶۰۰ متر مربع است و از این معماری عظیم تنها ۴ حصار جانبی و برج‌های پشتیبان آن باقی مانده‌ است. مصالح به کار رفته در قلعه مارکوه عمدتاً سنگ و ساروج و گچ است. وضع داخلی قلعه مارکوه از لحاظ وسعت به نحوی است که گنجایش صد سرباز را دارد و همگی به راحتی می‌توانند در آن سکنی گزینند. طول ضلع شرقی آن ۷۰/۱۷ متر و قعر آن ۳۰/۲ متر و ارتفاعش ۳۰/۶ متر و طول ضلع غربی آن ۹ متر تمام است. ضلع شمالی با سنگی که در امتداد آن قرار دارد به دو قسمت تقسیم می‌شود: قسمت غربی آن ۸۰/۱۴ متر و قسمت شرقی آن که از سر سنگ جدا می‌گردد ۱۵ متر است. محل قرارگیری بنا نیز طوری است که دیدی ۳۶۰ درجه را نسبت به اطراف خود دارد. از بالای این بنا به راحتی می‌توان از شمال تا دریا، از شرق تا تنکابن، از غرب تا رامسر و از جنوب نیز کوه‌های البرز را تحت نظر داشت.



نمایی از داخل قلعه مارکوه و دکل مخابرات و پلان قلعه

در تعاریف مردم محلی به تونلی درون این قلعه اشاره می‌شود که انتهای آن به روستای نیاسته که در پایین مارکوه قرار دارد ختم می‌شده و در گذشته سربازان برای خروج یا ورود اضطراری از آن استفاده می‌کردند که البته با تحقیقات انجام شده مشخص شده که این امر صحت نداشته و چاله موجود در قلعه به دلیل عدم دسترسی مستقیم قلعه به آب، کاربرد سرداب داشته و تونل نیست.

نمای برگشتی از پله های مارپیچی قله

پس از بازدید ما از قلعه مارکوه و مناظر زیبای اطراف، در مسیر برگشت نیز طبق روال همیشگی و به رسم داشتن سفرهای مسئولانه اقدام لازم در جهت جمع آوری زباله های محیط و مسیر حرکت توسط همسفران عزیزمان انجام شد تا اینکه مسیر قلعه پاکسازی شد و ما به قصد بازدید از آبشار زیبای سیاسرت Cascade Syasrt آنجا را  ترک نموده وحدود 50 دقیقه با وسیله نقلیه موجود و  مسافت 26.7 کیلومتر در جاده جنت رودبار به مسیر ادامه دادیم.

جاده «جنت رودبار» جاده فرعی زیبا و آسفالته‌ ای است که مابین شهرهای رامسر و تنکابن قرار گرفته و از دل جنگل‌های رویایی و چشم‌ نواز دالخانی می‌گذرد و در امتداد رودخانه خروشان «چالکرود» تا روستای زیبای «نمک دره» پیش می‌رود. این جاده حدوداً ۲۰۰۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد و به دلیل وجود جنگل دالخانی، جاده‌ایی فوق‌العاده تماشایی به شمار می‌رود. در مسیر این جاده  از کنار دریاچه میجران Mijran Lake که از ناشناخته ترین سدهای ایران می باشد عبور کردیم که در ۲۰ کیلومتری جنوب‌ شرقی رامسر بوده و بر روی رودخانه زیبا و خروشان «نسارود» قرار گرفته سد میجران سدی خاکی با هسته قیری است که در دل کوه، مابین «اربه کله» و «دالخانی» واقع شده و زیبایی خارق العاده‌ ای به منطقه هدیه داده است.
سد میجران در اسفند ماه سال ۱۳۸۲ به منظور تامین آب زراعی منطقه به میزان ۱۵۰۰ هکتار، توسعه و تقویت صنعت گردشگری و تأمین آب نوشیدنی شهرهای رامسر، کتالم و سادات شهر به میزان ۷ میلیون‌ متر مکعب ساخته شده است. البته به دلیل نبود زمان کافی متأسفانه امکان بازدید از سد میسر نشد ولی با توجه به جاذبه های زیبای این منطقه به دوستان توصیه می کنم در برنامه های بازدید در این محل حتماً اقامت داشته باشید.
برای رسیدن به آبشار سیاسرت پس از رسیدن به محل مناسب در جاده ای که به جنت رودبار منتهی می شد توقف کرده و با توجه به زمان بندی محدود در نهایت جنگل نوردی را شروع نمودیم. ….لازم به ذکر است که همراه بودن لیدر محلی و حرفه ای جهت پیدا کردن مسیر بسیار ضروری می باشد چرا که با وجود سیل های فصلی و تغییرات و فرسایش های ایجاد شده توسط عوامل آب و هوایی و محیطی پیدا نمودن مسیر مناسب و درست را مشکل می نماید.

محل صرف ناهار در نزدیکی آبشار

پس از ساعتی جنگل پیمایی و حرکت به سمت پایین در زمینی نسبتاً مسطح و زیبا در زیر سایه درختان و جوی آب مجاور دیوار سنگی قدیمی و با منظره کوهستانی جنگلی و گلهای زرد زیبا ناهار صرف نمودیم و پس از گرفتن عکسهای مناظر زیبا، مجدداً در مسیر آبشار سیاسرت حرکت کردیم…
پس از 15 دقیقه طی مسیر به منظره زیبای کلبه های سنگی روستایی قدیمی و متروک که در گذشته محل استراحت و صرف ناهار مردمی بوده که با اسب در حال ییلاق و قشلاق به ارتفاعات از کتالم و سادات محله به سمت جنت رودبار می رفتند، رسیدیم و با توجه به رشد علفهای بسیار و دیده شدن ماری که در آن خرابه ها زندگی می کرد مسیر مناسب تری انتخاب شد و در نهایت به آبشار سیاسرت رسیدیم که با توجه به گرمای هوا رفتن زیر آب آبشار عجب صفایی داشت …جای دوستان بسیار خالی.
این آبشار در محدوده رودخانه چالک رود به طول 40 کیلومتر از دامنه شرقی کوه سماموس سرچشمه گرفته وپس از گذشتن از کوه ها، دره ها و جنگل های بکر منطقه با رودخانه های ارمو، لاک تراشان و جالیسان مخلوط شده و سپس به دریای خزر می ریزد.

آبشار سیاسرت

جالب اینکه بنا به گفته لیدر محلی جناب مهندس کاکویی سیاسرت و نام گذاری این محل به لحاظ وجود پرنده ای به نام سرت یا سرد در این منظقه است که دارای 3 نوع: 1. سیا سرد یا سرد سیاه 2.کوسرد که در ارتفاعات بالا زندگی می کند و 3. گیشه سرد که به معنی سرد زیبا همانند عروس می باشد ( گیشه در گویش گیلکی به معنی عروس می باشد) و منطقه سیاسرت محل زیستگاه سردهای به رنگ سیاه می باشد و نام آبشار هم به همین ترتیب آبشار سیاسرت نامگذاری شده است و در تحقیق دیگری که انجام دادم (سرت) یا سرد در گویش گیلکی همان توکای سیاه می باشد که به هر حال جهت اطلاعات بیشتر در این جا عنوان کردم که امیدوارم مفید باشد.

پرندگان را با نام گیلکی سیاهکلی بشناسید

محل آبشار روی نقشه در نمایی تقریباً 3 بعدی

پس از بازدید و استراحت در کنار آبشار ما به سمت وسیله نقلیه که منتظر ما بود از همان مسیر پاکوب و خاکی و زیگزاگی که آمده بودیم به راه افتادیم، ولی در مسیری بصورت سر بالایی کوهستانی با شیب و با شرایط خستگی و هوایی شرجی و جنگلی و گرمای بی سابقه در آن فصل که در واقع طول مسیر برگشت را دشوار تر نموده بود و سر به سرگذاشتن مهندس کاکویی که خواهرزاده اش را تشویق می کرد سریعتر و جلوتر از همه پیش برود و بعد مسیر طی شده اش را به مسیر دیگر تغییر می داد و او نیز با اشتیاق برمی گشت وخنده های مهندس… و بلاخره با تمام این احوال ما با دل جنگل خداحافظی کردیم و در بالای جاده که ایستادیم یکی یکی دوستان رسیدند و پس از سوار شدن در وسیله نقلیه در انتظار به سمت رامسر جهت بازدید از کاخ رامسر و موزه های آن حرکت کردیم.

قبل از شرح ادامه گزارش سفر تصمیم داشتم برای علاقمندان رامسر، اطلاعات تاریخی و حدود و زبان و جاذبه های گردشگری و … را درج کنم که با توجه به بازدیدهای دیگر در این سفر و طولانی بودن شرح زیبایی های آن و در دسترس بودن این قبیل مطالب در اینترنت ترجیح دادم با ارایه لینک های لازم و مربوط از توضیحات بیشتر پرهیز کنم و بیشتر به شرح سفر بپردازم که امیدوارم مفید واقع شده باشد.

مسیر سیاسرت به رامسر

شهرستان رامسر در انتهای غربی استان مازندران در دامنه جنگلی و زیبای البرز و سواحل رؤیایی دریای خزر واقع و با برخورداری از جاذبه‌های گردشگری و امکانات اقامتی، پذیرایی و تفریحی و کوتاهترین فاصله بین کوه و دریا با لقب عروس شهرهای ایران به عنوان قطب مهم گردشگری در منطقه شمال ایران  مطرح می باشد.

لینک نقشه گردشگری:


این شهر که پیش از این سخت سر نام داشت، آخرین شهر غرب مازندران است . رامسر از سمت شرق به شیرود از غرب به شهر چابکسر دهستان اوشیان گیلان، از جنوب به کوه‌های البرز و از سمت شمال به دریای کاسپین محدود است آب‌وهوای رامسر در تابستان گرم و مرطوب و در زمستان معتدل است. نزدیکی جنگل و دریا در این شهر زیبایی ویژه‌ ای به این شهر داده‌است و این امر موجب جذب گردشگران در همه فصل‌های سال می‌شود. رامسر دارای نیز فرودگاه می باشد.
مناطق ییلاقی رامسر مانند جواهرده که تغییر یافته «جؤر ده» به معنای دهِ بالا بسیار زیبا و خوش آب‌ و هوا است. این شهر سابقاً جزئی از شهرستان تنکابن بوده که در سال ۱۳۶۴ طبق تقسیمات جدید کشوری از این شهرستان جدا شده‌ است. مردم رامسر گیلک هستند و به زبان گیلکی سخن می‌گویند.
لینک اطلاعات بیشتر جهت علاقمندان به شهر رامسر

در سال ۱۳۴۷ خورشیدی، نخستین نهال کیوی در شهر رامسر کاشته ‌شد. امروزه میوه کیوی از محصولات کشاورزی صادراتی ایران محسوب می‌شود.
و در ادامه سفر، بعد از طی مسیر حدود 41 کیلومتر به شهر زیبای رامسر وارد و در مجاورت کاخ موزه- تماشاگه خزر پیاده شده و پس از تهیه بلیط ورودی به سمت شمال باغ و حیاط کاخ حرکت نمودیم تا به جلوی عمارت و پله های آن قرار گرفتیم.
این موزه در محل کاخ سلطنتی رامسر و در مجاورت غرب هتل بزرگ قرار دارد و ساخت بنای کاخ موزه رامسر از سال ۱۳۱۲ شروع و در سال ۱۳۱۶ به اتمام رسید و در آن مدت که این کاخ در اختیار پهلوی اول بود و کاربرد تفریحی داشت و از زمان پهلوی دوم قرقگاه حکومتی شد، بر اساس اسناد موجود تصمیمات مهمی در این کاخ گرفته شده از جمله نخست وزیری جمشید آموزگار در این مکان به او واگذار شده است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تا مدتی این کاخ بسته بود و در سال ۱۳۷۹ عملیات احیا انجام و تبدیل به موزه کاخ رامسر شد. در موزه کاخ رامسر ۲۵۰ اثر از تابلوهای نقاشی، مبلمان، تندیس ها، آثار برنزی و فرش ها به نمایش گذاشته شده و ساختمان کاخ نیز که شبیه عمارت است دیدنی است. این بنا در اواخر دوران پهلوی اول در میان باغی بزرگ با شیوه معماری اروپایی ساخته شده‌ است، سنگهای مرمر سفیدرنگ در تزئینات خارج بنا و ستون ها و مجسمه حیوانات بکار رفته به این کاخ جلوه‌ ای ویژه بخشیده‌ است.

نمای پشتین کاخ موزه

در جلوی ورودی کاخ حوضی قرار داشت که در آن ماهیان خاویاری شکل به رنگ مشکی و خاکستری در نهایت آرامش به شنا مشغول بودند و برای من جای سوال بود که محل زندگی این گونه ماهی در آب های شور دریا می باشد و یا در آب های شیرین که پس از تحقیقی که انجام دادم هر دو گزینه صحیح بود چون در سواحل شور دریا زندگی و برای تخم ریزی به دهانه رودخانه های شیرین همانند سفیدرود مراجعه می کند و صیادان هم در همان جا منتظر شکارشان هستند که نهایتا در سالهای اخیر به لحاظ صید بیش از حد و غیر مجاز منجر به انقراض بسیار زود آنها خواهیم بود که زنگ خظر آن نیز به صدا در آمده است.

لینکهای مفید اطلاعات ماهی استروژن :
1
2
3
در ابتدای ورودی در ساختمان کاخ روکشهای پلاستیکی جهت کاور کردن کفش ها به بازدید کنندگان تحویل گردید و در داخل موزه  منظری که دیده می شد نقوش و معماری سقف و دیوارها و وسایل بسیار دیدنی و آثاری از هنرمندان مشهور ایران و جهان شامل مجسمه‌ های برنزی و سنگی، تابلوهای نقاشی و فرش و غیره بود که در معرض دید عموم قرار داشت که با توضیحات مسئولین داخل هر قسمت جذابیت بازدید بیشتر شده بود و خستگی پیاده روی آبشار کمتر.

سالن ورودی موزه

 پس از خروج از کاخ به دلیل اتمام ساعت کاری موزه نیاز به تعجیل بیشتر برای بازدید قسمتهای دیگر یعنی موزه حمام و مردم شناسی و موزه عاج بود که شما در نظر بگیرید که نیاز به سرویس بهداشتی… هم اضافه بر برنامه فشرده پیش رو و ….. که خوب این امر مهم موجب شد که برای استفاده از این مورد مهم در آن زمان کم، سریعاً اقدام بشود و در نهایت به سرویس بهداشتی موزه در محوطه بیرونی مراجعه و چون موبایل و تجهیزات قرضی پاور بانک یکی از دوستان رو نمی تونستم با خودم ببرم داخل تصمیم گرفتم از طاقچه کنار پنجره بالای سرویس بهداشتی هم نهایت استفاده رو بنمایم که منجر شد با توجه به عجله تمام شدن وقت خلاصه برداشتن آنها به دست فراموشی سپرده شد و تا اینجای داستان رو به خاطر بسپارید و یادتون نرود تا ما به ساختمان موزه حمام برویم که زیاد جالب هم نبوده و توضیح این که در محوطه کاخ و‌ پشت عمارت اصلی قرار داشت و  این حمام تماماً به سبک حمام های قدیمی بود و به دستور رضاشاه برای استفاده از آبگرم معدنی ساخته شده و شامل دو بخش با دو حوضچه آبگرم معمولی و معدنی می باشد و در حال حاضر هم به صورت نمادین در حال نمایش است، وسایل به کار رفته در این حمام همگی از آلمان تهیه شده بود. (بنا به توضیح فرد داخل حمام) این حمام با این سبک در دوره پهلوی اول مورد استفاده بوده و در زمان پهلوی دوم تغییر پیدا کرده است. آب حوضچه های این حمام از آب گرم طبیعی رامسر تأمین می شده است ( آبگرم رامسر درمانی و بسیار هم معروف می باشد که در ادامه سفر عرض می نمایم). آدمک‌هایی هم به صورت نمادین با سبیل های مردونه در داخل حمام و در حال انجام ماساژ و …. می باشند.

بدون شرح !

پس از بازدید موزه حمام  نوبت به موزه عاج بود که در واقع  بنای آن مربوط به تاج الملوک که همسر پهلوی اول بود و تبدیل به موزه عاج ایران شده و ۳۰۰ اثر ارزشمند از عاج فیل با ارزش 500 میلیارد تومان یا بیشتر در این موزه به نمایش گذاشته شده است. دراین موزه  متأسفانه جان بسیاری از جانداران هستی توسط انسان هایی از نقاط مختلف جهان گرفته شده تا منیت انسان به بهانه خلق اثر هنری باز هم به رخ کشیده شود ولی غافل از این که اکوسیستم بسیار سریع تر از هر زمان که فکرش را بکنید بر علیه بشریت طغیان نموده و بشر بهای سنگینی بابت آنچه خود کرده است خواهد پرداخت و چه سخت که همه ما شاهد آن هستیم.

نقشه زیستگاه فیلها در جهان

پای فیل و کرگدن و شاخ و عاج آنها و گوزن ها بصورت لوسترو…

در پایان بازدید به اصطلاح گنجینه های عاج و مجسمه ها و زیبایی کار دست هنرمندان و اسناد جنایات شکارچیان نه چندان محترم دیگه از خستگی من که عاج شده بودم و توان راه رفتن نداشتم و به ناچار در بیرون محوطه یکجا نشستم تا دوستان همگی برسند و اینجا بود که نیاز به تلفن همراه باعث شد که نبودنش مشخص بشود. بله تازه یاد سرویس بهداشتی و طاقچه و شارژر و موبایل و دوان دوان برگشتن به آنجا و جا تر و بچه ….بله به محبت احسان جان یکی از دوستان عزیز… تماس گرفتیم با شماره خط گوشی مفقودی بنده و بعد از تلاش بسیار و دیر شدن جهت رفتن به حوضچه های آبگرم رامسر و …در نهایت  دوست یابنده گوشی پاسخ تماس ما رو دادند که بله من گوشی شما را پیدا کردم و با خودم به انتهای یا در واقع ابتدای رامسر برده ام در این هنگام دوست لیدر ما آقای کاکویی لطف کردن و با گویش زیبای گیلکی با یابنده قرار محل دریافت گوشی رو گذاشتن که می شد میدان همافران روبروی فرودگاه رامسر و به ناچار بنده و احسان و مهندس کاکویی رفتیم که یک ساعتی منظره خیابان و میدان همافران رامسر را خیره کنان در انتظار بنشینیم تا عزیز یابنده از مهمانی و بازدید فامیل و صله رحم و دوش و  …. و بلاخره بیایند و گوشی را بدهند.

میدان هما فران رامسر

 در این فاصله خواهرزاده لیدر عزیزمان رفتند منزل و با خودروی شخصی به دنبال ما آمدند و بلاخره ما توانستیم گوشی را تحویل بگیریم  و … القصه برگشتیم به سمت آبگرم و در ابتدا قبل از رسیدن به آنجا به مجاورت هتل قدیم رامسر رفتیم که در نزدیکی محل آبگرم معروف رامسر قرارداشت و چون جناب مهندس کاکویی منتظر تماس کسی بودند ما هم از فرصت استفاده کردیم و چند عکس از این هتل قدیمی که با معماری بسیار زیبا در مرکز شهر در دامنه کوه‌های جنگلی و فضای سبز با محوطه‌ سازی چشم‌نواز جای داشت گرفتیم و توضیح اینکه: هتل در سال ۱۳۱۷ خورشیدی در دوره رضاشاه پهلوی مورد بهره‌ برداری قرار گرفته  و دارای زیربنای در حدود پنج هزار متر مربع در سه طبقه می باشد و به لحاظ نوع معماری، زیبایی، موقعیت مکانی و تجهیزات در گذشته یکی از مشهورترین هتل‌های خاورمیانه به‌شمار می رفته است و دارای 2 قسمت می باشد، یک قسمت قدیمی غیر قابل دسترس و قسمت جدیدتر که قابل دسترس می باشد.
لینک اطلاعات هتل قدیم رامسر
                                                  نمای هتل رامسر در شب

خیابان معلم یا بلوارکازینو -روبروی هتل رامسر منتهی به دریا

پس از بازدید کوتاه از هتل دوست عزیزمان احسان برای گرفتن عکس های بیشتر از ما جدا شد تا به بلوار معلم منتهی به دریای روبروی هتل برود و من به همراه لیدر عزیز و همراهشان به سمت پارکینگ آبگرم رامسر حرکت نمودیم و پس از سر به سر گذاشتن لیدر شوخ طبع ما با کودک مسئول ورودی پارکینگ بلاخره به دوستان بیرون آمده از حوضچه های آبگرم رسیدیم، که در حال خوش و بش بودند و سوال کردم پس آقایون کجا هستند و همه گفتند منتظر شما، سر و صدا ها رو بگیر برو جلو حوضچه دربستی آخر پیداشون می کنی و همینظور هم شد با در زدن من مصطفی یکی از دوستان با صفا و با سیبیل مردونه درو باز کرد و گفت بابا کجایی بیا که دوستان همه داخل آبگرم هستند و صدای آوازی هم شنیده می شد… من سریعاً درو بستم و گفتم جقدر سر و صدا می کنید داستان از چه قراره و دیدم بعد این همه خستگی راه و کوه پیمایی و جنگل نوردی و موزه بینی و … دوستان در داخل آب گرم نه بهتره بگم داغ و گوگردی که نفس بالا نمیاد داخل حوضچه دایره وار داخل آب در حال راه رفتن هستند و بدون توجه به شرایط گرما و خستگی و کوفتگی …مشغول خواندن تصنیفهای سنتی هستند و خرامان خرامان راه می روند و من با صدای بلند گفتم آقایون امروز کم راه رفتین تو آب گرم دارین راه می روید تلفات ندیم خدا بخیر کنه……صحنه دیدنی و جالبی بود  و جاتون بسیار خالی …داخل آب داغ بود و نور محیط بسیار کم با لامپهای کم مصرف و مهتابی رنگ و بوی شدید گوگرد که الآن که سفر تموم شده هنوز بوی گوگرد میاد تجربه جالبی بود ولی ای کاش رسیدگی بهتری به محیط و ساختمان فعلی این سرمایه طبیعی می شد.

نکته لازم به ذکر اینکه لباس های تحت تماس با بدن خودتون رو پس از آب تنی در آبگرم بصورت جداگانه نگهداری و شستشو نمایید چرا که در صورت عدم این کار کلیه لباسهای دیگر شما همواره تا مدتها بوی گوگرد خواهد داد و اگر با این موضوع مشکلی ندارید که این نکته را نادیده بگیرید.

عکس داخل آبگرم بدون دوستان –گوگردی نشین هنوز ما بوی گوگرد می دیم….

آشنایی با گوگرد

بعد مدت زمان نسبتاً طولانی با نوشیدن آب سرد و نوشابه های خنک که یکی از همسفران تهیه کرده بودند و دوش گرفتن دوستان و شستشو برای از بین بردن بوی گوگرد… بیرون از حوضچه ها مشغول راه رفتن و خنک شدن شدیم و در آنجا بود که با خداحافظی از اقای مهندس کاکویی و خواهرزاده ایشون که واقعا در نهایت صبر و حوصله و دقت همراه ما بودند و جای تشکر ویژه از ایشون رو دارد به سمت شهسوار (نام قدیمی تنکابن) محل استقرار شب اول حرکت نمودیم.

یکی از حوضچه های خصوصی آبگرم

از زمان حرکت از آبگرم رامسر ساعت 9.30 شب 5 شنبه 12 اردیبهشت ماه 98 به سمت شهر شهسوار و اِسِل ESEL محله حدود 56.4 کیلومتر مسافت طی شد که در حدود 1 ساعت و 20 دقیقه زمان لازم بود و ابتدا ما از مسیر جاده کمر بندی شهسوار به سمت بلوار مجتهد تنکابنی حرکت نمودیم و پس از آن وارد جاده ZanGisha Mohalle زنگیشا محله به مسیر ادامه و بعد از ورود به میدان عزیزپور به سمت چپ میدان به سمت جاده دو هزار حرکت کردیم و در مقابل به سه راهی امامزاده قاسم رسیدیم که راه به سه مسیر سمت راست امامزاده و مسیر مستقیم جاده دو هزار و مسیر راه سمت چپ به سمت اسل محله راه داشت و شایان ذکر است که اِسِل محله در منطقه Beles Kuh Protected Area منطقه حفاظت شده بلس کوه واقع شده است.
مسیر آبگرم به اسل محله

ما در حدود ساعت 23:45 شب و پس از تهیه برگ سبز و گلدانی به رسم هدیه گروهی به محل استقرار یعنی منزل ییلاقی آقای استاد احسانی رسیدیم و ایشان و خانواده محترم شان منتظر ما بودند و با تهیه شام لذیذ محلی که تدارک دیده شده بود دوستان در اوج خستگی و گرسنگی بعد از آبگرم و با عطر گوگرد به نوای ساز دلنشین استاد و صدای گرمشون که محفل با صفایی رو رقم زد گوش جان سپاردند. جناب استاد کیانوش احسانی خواننده و متولد بهمن ­ماه ۱۳۵۶ شهسوار از اساتید به نام کشورمون هستند که فعالیت‌های هنری در اجرای کنسرت‌های متعدد با گروه‌های هزاردستان، مهرآیین، افتتاح، بسنا، همدلان نوا و مهر آوا در کشورهای ایران، اتریش، یوگسلاوی، آلمان، مجارستان، یونان، مالزی و کره جنوبی داشته اند و شروع آواز حرفه‌ای ایشون از سال ۱۳۷۴ به ترتیب نزد استادان گران‌قدر استاد تاجدار، استاد علی رستمیان، استاد حسام‌الدین سراج، استاد محمدرضا شجریان، استاد حمیدرضا نوربخش و استاد علی‌اصغر شاهزیدی (دوره­ ی عالی آواز و تلفیق شعر و موسیقی و فراگیری آواز مکتب اصفهان )… و چون 2 تن از شاگردان ایشون از همسفران ما بودند و به دعوت استاد و هماهنگی با این 2 عزیز سفر شهسوار و رامسر شکل گرفت و برنامه ریزی شد. ما آن شب را در منزل ییلاقی ایشون سپری کردیم و خواب از چشممان بیرون نمی رفت که نمی رفت و همه چیز آروم بود و پیدا کردن و نکردن یک لقمه جا اساساً مهم نبود…

شاید جالب باشد که بدانیم معنای ‌واژه‌ اِسِل محله (عسل محله) طبق بررسی انجامی در گویش محلی، برخلاف تلفظ و نوشتار نادرست امروزی عسل محله، آن را اِسِل محله می خوانند. و در کتاب «از آستارا تا استارباد»، در بخش راه‌های قدیمی منطقه‌ دوهزار تنکابن از واژه «اسل محله» (به کسر الف و سین)، به معنای استخر استفاده شده است. هم‌چنین در کتاب «نگاهی همه‌سویه به تنکابن» این مسأله تأیید می‌شود و دشت دریاسر نیز نام دشتی در جنوب شهر تنکابن می باشد که در ارتفاع 2000 متری از سطح دریا و در میان 4 کوه بلند جای گرفته است. بلندترین کوهی که این دشت را محاصره کرده کوه الموت است که در سمت جنوب غربی آن قرار دارد. این دشت از غرب به گردنه سیالان، قله های خشچال و کندیگان و از شرق به طالقان محدود شده است. دشت دریاسر علاوه بر زیبایی های خود، برای این قسمت از طبیعت مازندران حکم یک مرز را دارد که پوشش سبز و جنگلی را از پوشش برفی و یخچالی کوه الموت جدا کرده و به عنوان یک نقطه اتصال میان این دو عمل می کند.

نگاه با صفا و پر عشق خانواده احسانی

ما پس از استراحت شبانگاهی در منزل خواهر جناب احسانی و لطف و محبت خانواده ایشان در ارائه صبحانه ….روز بعد یعنی جمعه صبح به سمت دشت دریاسر به راه افتادیم و در ابتدای حرکت به سمت دشت به راه کوهستانی و جنگلی منتهی به دریاسر از میان محله اسل به سمت بالا حرکت نمودیم و جالب اینکه نام کوچه های این محله با شمارگان (عسل1 الی 2 و …) نامگذاری شده بود و پس از اتمام منازل محلی وارد راه کوهستانی و جنگلی شدیم که لازم به ذکر است که در طول مسیر به کفش کوه مناسب و باتوم  کوهنوردی نیاز خواهید داشت. برای انتخاب باتوم مناسب در سفرهایتان اینجا کلیک کنید.

نمایی از موقعیت اسل محله تا دشت دریاسر لینک مسیر حرکت در کوهستان

نمایی از ابتدای مسیر به سمت بالا- کوهستان اسل محله

نمایی از اسل محله از میان جنگل کوهستانی

مسیر کوهستانی و جنگل به سمت دشت دریاسر

آسمان آبی و زمین پاک واقعی

منظره ای از کوهستان و آبشاری که در دل کوه بر اثر آب شدن برفها ایجاد شده بود

گزارش سفر به رامسر و شهسوار گزارش سفر به رامسر و شهسوار

منظره ورودی به دشت دریاسر

حدود 3 ساعت پیاده روی و استراحت میان راه در دل جنگل و کوه و مناظر زیبا و بی مانند و وجود 2 چشمه آب گوارا در طول مسیر (هم در مسیر رفت و هم برگشت) در نهایت به دشتی مسطح و پر آب و زیبا منتهی شد. کوهستان های بلند در واقع با دستان گره کرده، دشت زیبای سبز قبا رو به آغوش کشیده بودند.

گزارش سفر به رامسر و شهسوار گزارش سفر به رامسر و شهسوار گزارش سفر به رامسر و شهسوار

دیگ غذا و چای زغالی و عطر هیزم

گزارش سفر به رامسر و شهسوار گزارش سفر به رامسر و شهسوار گزارش سفر به رامسر و شهسوار

لحظه دیدنی از شکر و خواب و حیرت از شاهکار آفریدگار هستی

گزارش سفر به رامسر و شهسوار

نمایی از دشت دریاسر

در دشت دریاسر به دلیل جاری بودن آب برف های کوهستان اطراف دشت مملو از گلهای زرد رنگ و سفید رنگ زیبا بود و آب و هوای تمیز و نسیم بهاری خنک و بوی علفهای تازه و رقص پروانه های شاد و…. واقعاً کم نظیر و زیبا بود و باز هم جای دوستان دیگر واقعا خالی. و نکته اینکه برای راه رفتن در دشت با آب های جاری شاید همراه داشتن چکمه پلاستیکی و یا کفش ضد آب ضروری به نظر برسد و جهت چادر زدن هم نیاز به زیر انداز ضد آب می باشد چرا که آب در سطح مرغزار جاری و غیر قابل ردیابی از نظر وسعت پخش شدگی می باشد.

پروانه های ایران
گزارش سفر به رامسر و شهسوارفهرست پروانه های ایران


گزارش سفر به رامسر و شهسوار

منظره کوه های مرتفع برفی

در محل دشت زیبای ما 2 سرویس بهداشتی البته غیر بهداشتی هم وچود داشت که نه تنها تمیز نبود بلکه فاقد در و پیکر مناسب و چوبی بود که برای کار سرپایی شاید تحمل زشتی سرویس ها قابل تحمل باشد وگرنه کاملا نامناسب و به نظرم غیر قابل استفاده هستند و روشهای صحرایی پاسخگو تر برای اینکه آب در دسترس هست و فقط نیاز به پیدا کردن محیط دنج تر یک مقدار تلاش نیاز دارد. به همراه همسفران مدت زمانی رو در دشت سپری کردیم و واقعاً اگر فرصتی بود حتما نسبت به زدن چادر و کمپ اقدام می کردیم چون ارزش شب ماندن رو داراست صد در صد.
گزارش سفر به رامسر و شهسوار

منظره واید از دشت دریاسر

گزارش سفر به رامسر و شهسوار گزارش سفر به رامسر و شهسوار

مارمولک
ﺳﻮﺳﻤﺎر ﺳﺒﺰ ﺧﺰری Lacerta strigata
مطالب بیشتر در مورد سوسمار سبز خزری
گزارش سفر به رامسر و شهسوار

پوشش مخملی گلهای زرد رنگ در بستری سبز و زیبا

گزارش سفر به رامسر و شهسوار گزارش سفر به رامسر و شهسوارپس از مدتی اقامت در دشت دریاسر بلاخره نوبت برگشت و دل کندن از این همه زیبایی رسید و همسفران در مسیر برگشت قرار گرفتند و در طول مسیر بازگشت همسفران علاقمند به طبیعت و محیط زیست اقدام به جمع آوری زباله های به جا مانده در دل این همه زیبایی کردند و در انتهای مسیر در داخل سطل های زباله قرار دادند و به محل اقامتگاه منزل آقای احسانی که رسیدند باز هم جناب احسانی و خانواده مهربان ایشون با سرو ناهار گروه را خجالت زده کردند و هر چه از مهمان نوازی ایشان بگوییم باز هم کم است.
گزارش سفر به رامسر و شهسوارخوب در انتهای سفر و سپری شدن لحظه های خوش و دلپذیر و مناظر زیبای که در طول سفر به یادگار در تصاویر باقی ماند با دلی سرشار از آرزوی دیدار دوباره گلهای دشت دریاسر همسفران ما با خانواده استاد احسانی خداحافظی نمودند و به سمت تهران حرکت و در طول مسیر برگشت از منطقه ای در کنار جاده که به آن منظره بام شهسوار (تنکابن) می گفتند نیز بازدید نمودیم که به دلیل ترافیک برگشت مدت زمان حضور در آن نقطه کم بود و در نهایت ساعت مقرر با اندکی ترافیک و تأخیر به مقصد رسیدیم و این حکایت همچتان باقیست…
گزارش سفر به رامسر و شهسوار
از جور تو در سفر بیفشردم پای دل را به تو و تو را سپردم به خدای
خاقانی
گزارش سفر به رامسر و شهسوار


تهیه وتنظیم :شاهین ایروانی 1398

shahinairavani@gmail.com
کانون گردشگران جوان ایران kanoonirangardan.ir

Share

4 دیدگاه

  1. دریاسر بینظیره، یعنی جلوه ای از بهشت براش کمه، جایی که گویی خدا با ما نشسته چای می نوشه

  2. شاهین عزیز، سپاس از گزارش سفر خوب شما. طرح برنامه ای جدید در ذهن من جان گرفت.
    قسمتی از متن مشکل نوشتاری دارد. به نظرم هنگام کپی کردن بر روی سایت تصویر آیینه ای آن افتاده است. لطفا اصلاح کنید

    • سلام و ارادتمند و تشکر قابل دونستین مطالعه فرمودید ودر خصوص لانچ و کپی متون چون توسط محمدرضا جان زحمت کشیده میشود بنده دسترسی ندارم ولی به اطلاع میرسونم بازهم ممنون .

  3. عرض سلام و تشکر به خاطر این همه اطلاعات عالی

نظر بدهید

آدرس ایمیلتان منتشر نمیشودگزینه های الزامی ستاره دار شده اند *

*

برو بالا !