WHS بایگانی - کانون گردشگران جوان ایران https://kanoonirangardan.ir/tag/whs/ سفر مسولانه و ارزان قیمت Wed, 17 Dec 2025 20:05:52 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=6.5.7  سفر به استان ازمیر ترکیه- از پرگامون تا سارد https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2%d9%85%db%8c%d8%b1-%d8%aa%d8%b1%da%a9%db%8c%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d9%be%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%85%d9%88%d9%86-%d8%aa%d8%a7/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2%d9%85%db%8c%d8%b1-%d8%aa%d8%b1%da%a9%db%8c%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d9%be%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%85%d9%88%d9%86-%d8%aa%d8%a7/#respond Wed, 17 Dec 2025 19:59:31 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=22753 مناطق باستانی غرب ترکیه و بخصوص استان ازمیر یکی از مهمترین مقاصد گردشگری علاقمندان به تاریخ است. پرگامون، سارد و همچنین افسوس در لیست میراث جهانی به ثبت رسیده اند.

نوشته  سفر به استان ازمیر ترکیه- از پرگامون تا سارد اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
 سفر به استان ازمیر ترکیه- از پرگامون تا سارد

 

دو ماه قبل از این سفر، به همراه خانواده به برلین سفر کرده بودم. در شهر برلین تصمیم داشتم تا از موزه پرگامون که یکی از بزرگترین مجموعه های آثار باستانی منطقه بین النهرین را نگهداری میکند، بازدید کنم که متوجه شدم، موزه تا دو سال دیگر به منظور تغییرات و تعمیرات تعطیل است. اما یک بخش کوچک به نام Pergamon Museum The Panorama در نزدیکی موزه قدیمی احداث شده است و تعدادی از اشیا مربوط به منطقه باستانی پرگامون در ترکیه، به همراه یک پانوراما از این منطقه در آنجا به نمایش گذاشته شده است. موزه حاوی تعدادی مجسمه ، نقش برجسته و همچنین موزاییکهایی است که از موزه اصلی به اینجا منتقل شده اند. اما قسمت جذاب این مجموعه به پانوراما تعلق دارد.

پانوراما پرگامون  یک نمایشگاه چندرسانه‌ای و بسیار واقع‌گرایانه است که بازدیدکننده را به شهر باستانی پرگامون در دوران اوج شکوه آن می‌برد. خالق این اثر یک هنرمند آلمانی – ایرانی به نام یادگار عزیزی است که علاوه بر این اثر تعداد دیگری پانوراما مثل پانوراما دیوار برلین، پانوراما جنگلهای آمازون و… را هم در کارنامه خود دارد.

در این نمایشگاه، یک نقاشی پانورامای عظیم ۳۶۰ درجه به ارتفاع حدود ۳۰ متر و طول بیش از ۱۰۰ متر به صورت دایره‌ای نصب شده که صحنه‌های زندگی روزمره، معابد، بازارها و بناهای باشکوه شهر پرگامون در حدود سال ۱۲۹ پیش از میلاد را با جزئیات خیره‌کننده نمایش می‌دهد. همراه با این تصویر عظیم، موسیقی، نورپردازی و افکت‌های صوتی مانند صدای پرندگان، بازار، و نیایش در معابد نیز تجربه‌ای همه‌جانبه ایجاد می‌کنند، به‌گونه‌ای که بازدیدکننده احساس می‌کند واقعاً در میان مردم آن دوران ایستاده است. این پروژه با همکاری موزه پرگامون و بر پایهٔ پژوهش‌های باستان‌شناسی دقیق ساخته شده تا بازسازی‌ علمی و هنری از شکوه تمدن هلنیستی در آسیای صغیر ارائه دهد.

شگفتی من از این نمایشگاه به حدی بود که به خودم قول دادم تا در اولین فرصت از منطقه باستانی پرگامون بازدید کنم.

گزارش سفر

روز نخست 14 جمعه  شهریور 1404، پنجم سپتامبر 2025:

در نخستین ساعات بامداد از دبی به سمت استانبول پرواز کردم و حدود ساعت 8 صبح وارد فرودگاه Sabiha Gokcen شدم. می بایست حدود سه ساعت منتظر می ماندم تا دوستان من از تهران به من بپیوندند و به اتفاق با یک پرواز داخلی به شهر ازمیر پرواز کنیم. 

در مدتی که در فرودگاه بودم خودم را در یکی از کافه های فرودگاه با خوردن یک صبحانه به سمت ترکی یعنی نان و عسل و خامه سرگرم کردم.

 طبق برنامه چهار نفر از دوستان قدیمی و اهل سفر من حدود ساعت 11 صبح به من ملحق شدند. با هم به سالن پروازهای داخلی فرودگاه رفتیم و طبق برنامه در ساعت 2 بعدازظهر به سمت ازمیر پرواز کردیم و کمتر از یکساعت بعد در فرودگاه  Adnan Menderes ازمیر فرود آمدیم. در زمانی که ما وارد این فرودگاه شدیم، فرودگاه ازمیر در حال گسترش بود. ما وارد سالن دریافت بار شدیم ولی متاسفانه بار ما به همراه بار چند مسافر دیگر نیامد! وقتی پیگیر شدیم به ما گفتند که چون پرواز قبلی شما یک پرواز بین المللی بوده، لذا می بایست به سالن پروازهای بین المللی که تقریبا 10 دقیقه پیاده روی دارد، برویم و بار خود را آنجا دریافت کنیم. ما هم چنین کردیم و چمدانها را گرفتیم. دوباره می بایست به سالن پروازهای داخلی برمی گشتیم، چون غرفه شرکت Avis که ما اتومبیل را از آنها کرایه کرده بودیم در آن سالن قرار داشت. به هر حال اتومبیل را که یک تویوتا Proace بود دریافت کردیم و به سمت مرکز شهر ازمیر راندیم.

عمو حسن، یکی دیگر از دوستان ماست که پسرش(سروش) در شهر ازمیر تحصیل و کار می کند و به همین دلیل یک آپارتمان کوچک در شهر ازمیر دارد. عمو حسن که از برنامه سفر مطلع شده بود به ما پیشنهاد داد که در آپارتمان پسر او اقامت کنیم و ما هم از پیشنهاد سخاوتمندانه او استقبال کردیم. او به ما گفت که به محض ورود به ازمیر با سروش تماس بگیریم تا ترتیب اقامت ما را بدهد، چون پرواز او در نیمه شب همان روز به ازمیر می رسید و خودش در آن زمان در ازمیر نبود. ما هم بلافاصله با سروش تماس گرفتیم و با او در منطقه ای در کنار ساحل قرار گذاشتیم تا به اتفاق به سمت خانه برویم. فاصله فرودگاه تا محل قرار کمتر از 20 کیلومتر بود ولی بخاطر ترافیک عصرگاهی بیش از یک ساعت طول کشید تا به محل قرار رسیدیم. در مسیر از کنار صورتک آتاتورک که بر یک صخره بزرگ حجاری شده بود گذر کردیم و در ادامه همین بزرگراه وارد یک خیابان ساحلی شدیم که در امتداد خلیج ازمیر کشیده شده است. چندین پارک ساحلی در این منطقه قرار دارد که محیط مناسبی را برای قدم زدن و دوچرخه سواری برای شهروندان ایجاد کرده است. همچنین رستورانها و فروشگاههای زیادی در این منطقه قرار دارند.

ساعت تقریبا 19:30 بود که وسایل را در خانه گذاشتیم، کمی با گربه خانه که اسمش سورا(به معنی آسمان) بود بازی کردیم و به اتفاق برای صرف شام به یک کبابی سنتی در نزدیک خانه رفتیم و ناهار نخورده را جبران کردیم. جالب اینجا بود که در این رستوران یک تنور وجود داشت که برخی از غذاها را در آن می پختند. 

طبق برنامه عمو حسن هم در ساعات بامدادی روز بعد به ازمیر رسید و به این ترتیب تیم سفر ما کامل شد. 

روز دوم، شنبه 15 شهریور:

صبحانه مفصلی را در خانه صرف کردیم و طبق برنامه ای که از قبل داشتیم به سمت منطقه باستانی سارد یا Sardis (پایتخت تمدن لیدیه) حرکت کردیم. این منطقه باستانی در استان Manisa و نزدیک به  شهر Salihli  قرار دارد. تقریبا یک ساعت و ربع طول کشید تا به سایت اصلی رسیدیم. برای تهیه بلیط ورودی(3 یورو) با مشکل مواجه شدیم چون کارت اعتباری و همچنین دلار را قبول نمی کردند. البته این مشکل را یکی از دوستان با کمک کبابی محل که نقش صرافی را به عهده داشت حل کرد! 

قبل از اینکه درباره این سایت توضیح دهم بهتر است به اختصار کمی درباره تاریخ این منطقه بدانیم.

” لیدیه (Lydia) یکی از مهم‌ترین دولت‌شهرهای آناتولی غربی بود که تقریباً از سده هفتم تا ششم قبل از میلاد در منطقه‌ای میان دریای اژه و فلات آناتولی قرار داشت. پایتخت این پادشاهی شهر سارد بود. لیدیه به دلیل ثروت فراوان، موقعیت تجاری عالی و نقش تاثیرگذار در رشد اقتصاد جهان باستان شناخته می‌شود. شاه مشهور لیدیه، کرزوس (Croesus)، در نیمه سده ششم پیش از میلاد حکومت می‌کرد. او در منابع یونانی نماد ثروت افسانه‌ای است و گفته می‌شود نخستین کسی بود که سکه‌های استاندارد طلا و نقره را ضرب کرد. لیدیه در مسیر مهم تجاری جاده شاهی (Royal Road) قرار داشت که شوش را به سارد و سپس به دریای اژه وصل می‌کرد و یکی از پیشرفته‌ترین سیستم‌های ارتباطی دنیای باستان بود. این پادشاهی در نهایت توسط کوروش بزرگ فتح شد و به قلمرو هخامنشیان پیوست، اما اهمیت اقتصادی و شهری آن همچنان ادامه یافت. سارد پایتخت لیدیه و از ثروتمندترین شهرهای آناتولی بود. این شهر در دامنه کوه‌های Tomolus و کنار رود معروف پاکتولوس (Pactolus) قرار داشت؛ رودی که طبق افسانه‌ها طلاهایش منبع ثروت لیدی‌ها بود. امروزه سارد یکی از مهم‌ترین محوطه‌های باستان‌شناسی غرب ترکیه است و در لیست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است. برای پژوهشگران، این منطقه نمونه‌ای منحصر به‌فرد از پیوند فرهنگ‌های لیدیایی، ایرانی، یونانی، رومی و بیزانسی است.”

نخستین سایتی که بازدید کردیم مجموعه حمام–ژیمنازیوم رومی و کنیسه بزرگ یهودیان بود. 

کنیسه بزرگ سارد یکی از مهم‌ترین و چشمگیرترین بناهای مذهبی یهودیان در سراسر دنیای رومی است. این ساختمان که قدمت آن به سده سوم میلادی می رسد در قلب محله شهری رومی قرار داشته و نشان می‌دهد جامعه یهودی سارد نه‌تنها بزرگ و فعال بوده، بلکه از نظر اقتصادی و اجتماعی نیز جایگاهی بسیار بالاتری از بسیاری از جوامع یهودی آن دوران داشته است. از ویژگی های معماری این بنا ستون‌های مرمرین و فضای وسیع برای گردهمایی‌های جمعی در تالار اصلی است. کف‌پوش‌های موزاییک رنگارنگ این تالار با طرح‌های هندسی و نمادین هنوز وجود دارند. در انتهای تالار نیم‌کت‌ها و محراب سنگی برای قرار دادن تورات قرار داشته است. تعدادی سنگ‌نوشته‌ و وقف‌نامه‌ به زبان یونانی و عبری که نام اهداکنندگان و بزرگان جامعه را ثبت کرده است در این تالار به چشم می خورد. گفته می شود که این بنا سندی استثنایی از آزادی مذهبی نسبی در دوره روم شرقیِ اولیه است.

 

 

 

با خروج از کنیسه وارد محوطه وسیع مجموعه حمام–ژیمنازیوم رومی (Roman Bath–Gymnasium Complex) می شوید. ابعاد بزرگ و تزیینات مرمرین که نسبتا سالم مانده اند به زیبایی این بنا افزوده اند. این مجموعه شامل: تالار مرکزی بزرگ (Palaestra) که محوطه‌ای وسیع برای تمرینات ورزشی، دیدارهای اجتماعی و آموزشی بوده و با ستون‌بندی مرمرین احاطه شده بود. 

 

 

 

بخش مهم دیگر، حمام‌های گرم، ولرم و سرد (Caldarium, Tepidarium, Frigidarium) بوده که سه فضای متوالی با سیستم پیشرفته گرمایش زیرزمینی (هیپوکاست) را شامل می شده است. چند بنا نیز به رختکن، ماساژ، نظافت و سایر فعالیت‌ها اختصاص داشته است. نکته مهم این است که این مجموعه تنها یک حمام عمومی نبود؛ بلکه مرکز اجتماعی، فرهنگی و ورزشی شهر به حساب می‌آمد. مردم سارد در اینجا ورزش می‌کردند، با دوستان دیدار و درباره تجارت گفتگو و از حمام‌های پیشرفته استفاده می‌کردند. 

وجود چنین بناهای عظیمی نشان‌دهنده سطح بالای شهرنشینی و رفاه عمومی در دوره رومی است. معماری این مجموعه با وجود گذر قرن‌ها هنوز تأثیرگذار است، ستون‌های بلند مرمرین سفید که بخشی از تالار مرکزی را احاطه می‌کرده‌اند، دیوارهای عظیم آجری با قوس‌های رومی که جایگاه قدرت و مهندسی روم را نشان می‌دهند و همچنین جزئیات تزیینی مانند نقش‌برجسته‌ها و قطعات مرمر کنده‌کاری‌شده که در محل بازسازی شده‌اند، همگی گواه بر اهمیت هنر معماری در آن دوران هستند.

یکی دیگر از سایتهای مهم این مجموعه که تقریبا یک کیلومتر از این مجموعه قرار دارد به نام معبد آرتمیس (Temple of Artemis) مشهور است که البته آن را نباید با معبد آرتمیس در نزدیک شهر باستانی افسوس اشتباه گرفت. با داشتن بلیط هر کدام از این سایتها می توان از سایت دیگر نیز بازدید کرد. 

معبد آرتمیس (الهه شکار، طبیعت و باروری) در سارد یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین معابد هلنیستی در آسیای صغیر است؛ معبدی که با شکوه ستون‌های عظیم و فضاهای باز آن، هنوز هم پس از گذشت بیش از دو هزار سال، حس عظمت دنیای باستان را به‌خوبی منتقل می‌کند. ساخت اولیه معبد احتمالاً در دوره لیدیایی (قرن ششم پیش از میلاد) آغاز شد، اما شکل نهایی آن نتیجه بازسازی‌ها و توسعه‌ گسترده در دوره‌های یونانی و رومی است.

با ورود به محوطه این معبد با تابلو راهنمایی مواجه می شوید که تصویری از شکل حقیقی معبد را به تصویر کشیده است. کل معبد بر روی سکویی بزرگ (Stylobate) قرار داشت که چند پله آن هنوز باقی مانده است. این سکو فضای مقدس معبد را از محوطه بیرونی جدا می‌کرد و هنگام نزدیک شدن، حس عظمت مذهبی بنا را تقویت می‌کرد. در مرکز معبد: تالار اصلی (Cella) با فضایی بزرگ و بسته قرار داشت که محراب و تندیس اصلی آرتمیس در آن نگهداری می‌شد. در ادامه، بخشی مشابه قدس‌الاقداس (Adyton) وجود داشت که تنها کاهنان اجازه ورود به آن را داشتند. طرح اصلی معبد از نوع دو‌ستونه بود؛ یعنی دو ردیف ستون(در مجموع بیش از ۷۰ ستون عظیم) در اطراف کل بنا قرار می‌گرفت. ستون‌ها از نوع ایونی (Ionic) و از مرغوب‌ترین سنگ مرمر منطقه ساخته می‌شدند. ارتفاع ستون‌ها حدود ۱۵ تا ۱۸ متر برآورد می‌شود، به همین دلیل حضور در میان ستون‌های امروزی نیز نشان می‌دهد معبد چه اندازه باشکوه بوده است. ورودی اصلی، یک ایوان ستون‌دار عظیم (Pronaos) داشت که اکنون نیز چند ستون از آن پابرجا هستند. این ستون‌ها با سرستون‌های ایونی و تزیینات ظریف، ورودی بسیار مجلل و باشکوهی می‌ساختند. سقف معبد مانند اغلب معابد یونانی دو شیب داشت و احتمالاً از کاشی‌های سفالی یا صفحات سنگی پوشیده شده بود. 

 

 

 

نقش و نگار هندسی پایه ستونها بسیار دقیق و زیبا هستند. ستون‌های معبد آرتمیس از چند قطعه سنگ عظیم تشکیل می‌شدند و هر قطعه با یک سیستم هوشمندانه‌ی اتصال روی پایه قرار می‌گرفت. در مرکز پایه یک برآمدگی سنگی وجود داشت و در زیر ستون فرورفتگی‌ای تعبیه می‌شد تا مانند یک قفل دقیق عمل کند. میان قطعات ستون نیز با بستهای فلزی و سرب تثبیت می‌شد. این روش باعث می‌شد ستون‌ها بدون هیچ ملات، تنها با وزن خود کاملاً پایدار بایستند. بازدید از این مجموعه به دو ساعت زمان نیاز دارد.

 

 

 

با خروج از این مجموعه به سمت شهر Salihli حرکت کردیم. منطقه ای که در آن قرار داشتیم به همراه یک بخش عظیم از شرق شهرستان صالحلی جزیی از ژئوپارک Kula–Salihli است که از نظر زمین شناسی ویژگی های منحصر به فردی دارد. این منطقه با 300 کیلومتر مربع وسعت یکی از جوان‌ترین و بهترین نمونه‌های بسترهای آتشفشانی بازالتی در آناتولی غربی است. 

ما برای صرف ناهار به شهر صالحلی رفتیم و در خیابان اصلی شهر که مملو از رستورانها و فروشگاههای کوچک و بزرگ بود غذا خوردیم.

 

 

 

سپس تصمیم گرفتیم تا یکی از آبگرمهای معروف این منطقه را هم امتحان کنیم. با کمی جستجو به سمت آبگرم Kursunlu Kaplicalari حرکت کردیم که تقریبا ۱۰ دقیقه با شهر فاصله داشت. اتومبیل را در پارکینگ ورودی روستا پارک کردیم و با چند دقیقه پیاده روی به مجموعه آبدرمانی رسیدیم. خانمی در پشت پیشخوان نشسته بود و دست و پا شکسته انگلیسی را صحبت می کرد. تعداد ما را پرسید، پول را گرفت و کلید چند کمد را به ما داد تا لباسهایمان را آنجا بگذاریم. این مجموعه چند واحد گرمابه خصوصی و یک استخر عمومی داشت. ما تقریبا نیم ساعت را در این محل بودیم و پس از خروج، مستقیما به یکی از کافه رستورانهای داخل روستا رفتیم و ساعتی را با نوشیدن چای به استراحت پرداختیم. 

 

 

 

در مسیر برگشت به سمت دریاچه Marmara حرکت کردیم. هر چند که نقشه گوگل، دریاچه بزرگی را نزدیک ما نشان می داد ولی از دریاچه خبری نبود. تا اینکه به تابلویی برخوردیم که نوشته بود: دریاچه مرمره!!! طبق نقشه ما در ساحل دریاچه بودیم ولی از آب خبری نبود! وجود چند قایق شکسته فرضیه خشک بودن دریاچه را کاملا ثابت می کرد. چند دقیقه ای را در بستر خشک دریاچه ایستادیم و سپس به سمت اتومبیل برگشتیم.

در اطراف این دریاچه مجموعه ای از تومولوس‌ها (تپه‌های خاکی تدفینی) مربوط به پادشاهی لیدیه  که قدمت آن‌ها به قرن هفتم تا ششم قبل از میلاد می‌رسد قرار دارد که این منطقه را به یکی از مهم‌ترین گورستان‌های سلطنتی آناتولی باستان تبدیل کرده است. این تپه ها که به شکل مخروطی هستند در زبان محلی به Bin Tepe (به معنای «هزار تپه») معروف هستند. این تپه‌ها از دور شبیه آتشفشان‌های کوچک یا تپه‌های طبیعی دیده می‌شوند، اما همگی مصنوعی و ساخته انسان هستند. تعداد تومولوس‌ها حدود 115 عدد برآورد شده است که در مساحتی حدود هفت کیلومتر مربع پراکنده اند. با توجه به اطلاعاتی که داشتیم، در حال حاضر فقط می توان از تپه ها بالا رفت و یا اطراف آنها قدم زد. هیچ تپه ای کاوش باستانی نشده است چون قبل از باستان شناسان، دزدان به این گورستانها دستبرد زده اند و عملا مکانی را برای کاوش علمی باقی نگذاشته اند. با تمام این اوصاف، این تپه ها نیز در لیست میراث جهانی ثبت شده اند تا شاید از تخریب بیشتر در امان بمانند. 

در مسیر برگشت به سمت ازمیر از دستفروشهای کنار جاده ای که محصولات باغهای خود را می فروختند، انجیر، انگور و هلو خریدیم. هنوز هم این میوه ها طعم متفاوتی دارند.

 

روز سوم، یکشنبه 16 شهریور:

طبق برنامه، قرار بود تا امروز را بیشتر در نواحی ساحلی بگذرانیم. به این منظور ابتدا به سمت شمال و شهر ساحلی Foca حرکت کردیم. بسیاری از قسمتهای مسیر از میان مناطق تپه ماهوری که عمدتا زمینهای کشاورزی بودند، می گذشت. مخصوصا مناظر کشتزارهای آفتابگردان بسیار زیبا بود که مجبور شدیم برای عکاسی کمی در کنار آنها توقف کنیم.

 تقریبا در 8 کیلومتری Foca و کمی با فاصله از جاده اصلی، توجه ما به یک بنای سنگی که به مقبره کوروش در پاسارگاد شبیه بود، جلب شد. بلافاصله از جاده اصلی خارج شدیم تا از این بنا بازدید کنیم. تابلویی که این بنا را معرفی می کرد اسم آن را Pers Mezarı Anıtı عنوان کرده بود. اطلاعات دیگری موجود نبود تا بعدا متوجه شدم که در زبان محلی به این بنا Taş Kule «برج سنگی» یا «خانه سنگی» می گویند. گفته شده که تاریخ ساخت آن به قرن ۴ پیش از میلاد یعنی دوران اوایل یا میانه سلطهٔ سلسله هخامنشی بر این مناطق برمی‌گردد، این مقبره نمونه‌ای نادر از معماری مقبره‌ای تحت نفوذ اقوام ایرانی- پارسی در غرب آناتولی است. یعنی صرفاً یک قبر محلی یا ساده نیست، بلکه بازتابی از سیاست، فرهنگ و حضور امپراتوری بزرگ هخامنشی در این نواحی است.

این بنا، یک سنگ طبیعی بزرگ (تُف-استون / tuff rock) است که یک حفره بزرگ در آن تراشیده شده است و دو طبقه دارد: در طبقه پایین «اتاق قبر / مقبره» قرار دارد، جایی که اجساد دفن می‌شدند. طبقه بالا احتمالاً نقش تشریفاتی داشته — شاید جایی برای آیین یادبود یا گذاشتن خاکسپاری (سارکوفاگوس / تابوت) — چرا که توصیف‌ها می‌گویند «سارکوفَگوس» (sarcophagus) در قسمت بالایی جای داشته است. ورودی این مقبره به شکل یک «درِ نمادین» (façade) ساخته شده — یعنی از بیرون نمایی ساخته‌اند تا مخاطب احساس کند که وارد یک بنا می‌شود، نه صرفاً وارد غار یا سنگ تراشیده. به دلیل گذر زمان و فرسایش، و نیز دخالت‌های انسانی، بخش‌هایی از بنا آسیب دیده است. با این حال بازسازی و مرمت آن در سال‌های ۲۰۰۰–۲۰۰۱ انجام شد تا هم از ویرانی بیشتر جلوگیری شود و هم برای بازدید عمومی آماده شود. در هنگام بازدید به راحتی می توان قسمتهای مرمت شده را تشخیص داد. بازدید از این بنا رایگان است و حداقل به نیم ساعت زمان نیاز دارد.

 

 

 

تقریبا ده دقیقه بعد به شهر ساحلی Foca(فوچا) رسیدیم. این شهر در یک خلیج کوچک قرار دارد. اولین چیزی که در بدو ورود نظر ما را جلب کرد، وجود دو آسیاب بادی بر فراز تپه مشرف به شهر بود. اتومبیل را در کنار تپه پارک کردیم و با چند دقیقه پیاده روی خودمان را به آسیابها رساندیم. 

در مسیر از کنار یک قبضه توپ قدیمی که به سمت خلیج نشانه رفته بود گذشتیم.

 

 آسیابها در حال حاضر کار نمی کنند و به نظر نمی رسد که از آنها نگهداری شود. نیم ساعت را بر بالای تپه وقت گذراندیم و از منظره زیبای خلیج و شهر لذت بدیم.

 سپس با کمی پیاده روی وارد شهر کوچک فوچا شدیم. کوچه های باریک و قدیمی با خانه های سنتی سنگی با پنجره های آبی، شما را به سمت ساحل و بندر هدایت می کند. در یکی از همین کوچه ها زنی را دیدیم که مشغول غذا دادن به گربه ها بود. به درستی نتوانستم تعداد گربه ها را بشمارم ولی قطعا از 20 عدد بیشتر بودند. 

 

هر چه به بندرگاه نزدیک می شویم به تعداد رستورانها و کافه هایی که میزهای پذیرایی شان را در پیاده رو گذاشته اند، افزوده می شود. تعدادی از رستورانها که خلاقیت بیشتری دارند با گل و گیاه های متنوع قسمتی از پیاده رو را مسقف کرده اند. شاید بیشترین چیزی که جلب توجه می کند، جنب و جوش توریستهای است. 

 

 

 

در کنار ساحل به تعداد رستورانهایی که ماهی سرو می کنند، افزوده می شود. البته که کار و کاسبی بستنی فروشها هم خوب است. خیابان باریک ساحلی بر روی اتومبیلهای عمومی بسته است و همین موضوع سبب شده تا تردد در آنها ایمن تر باشد. بالاخره یک ساحل ماسه ای پیدا کردیم و نیم ساعتی را مشغول آبتنی شدیم. 

 

یکی دیگر از  بناهای کنار بندرگاه، قلعه قدیمی است که در زمان حضور ما مشغول مرمت آن بودند و تنها قسمتی از آن که کنار دریا بود، قابل بازدید بود. تقریبا ساعت 2 بعدازظهر فوچا را به سمت ازمیر ترک کردیم. 

برای عبور از خلیج ازمیر از کشتی های مخصوص (Ferry) استفاده کردیم تا ترافیک خلیج را دور بزنیم. تقریبا نیم ساعت طول کشید تا از اسکله بوستانلی به اسکله Üçkuyular برسیم. سپس وارد شبه جزیره چشمه شدیم و با گذر از شهرهای قهرماندره، اورلا، اچملر و آلاچاتی به شهر چشمه رسیدیم. 

شهر چشمه در 85 کیلومتری غرب ازمیر واقع شده است، این شهر بخاطر اینکه بسیاری از افراد مشهور کشور ترکیه در آن ویلا دارند بسیار معروف است. علاوه بر آن این شهر به دلیل وزش بادهای مناسب، یکی از بهترین نقاط جهان برای ویندسرفینگ و کایت‌سرفینگ به شمار می‌رود. تعدادی از سواحل آن نیز برای شنا مناسب است. این منطقه از نظر تاریخی بخشی از ایونیا (نام قدیمی آن احتمالاً «Cyssus») و نزدیک به بندرهای مهم یونانی بود و به همین سبب همواره اهمیت خاصی داشته است. 

خیابان ساحلی که از بندرگاه می گذرد همواره شلوغ است. تعدادی از خیابانهای اطراف که به خیابان ساحلی میرسند  در حال حاضر برای عبور و مرور وسایل نقلیه بسته شده است و عابران می توانند با خیال راحت از فروشگاههای شیک و همچنین رستورانها و کافه های آن استفاده کنند.

 

 

 

 مهمترین بنا در شهر چشمه، قلعه چشمه است که تاریخ ساخت آن ۱۵۰۸ و به فرمان سلطان بایزید دوم ذکر شده است و امروزه به موزه باستانشناسی اختصاص دارد. ورودیه موزه ۷ یورو است و من توصیه می کنم که حتی اگر به تاریخ علاقه ای ندارید از این قلعه دیدن کنید چون از فراز آن می توانید مناظر زیبایی از دریای اژه را ببینید. 

 

 

 

در قسمتی از موزه تعداد زیادی سنگ قبر به نمایش گذاشته شده است که به زبان فارسی بر روی آنها علاوه بر تاریخ تولد و فوت، شعر یا متنی هم نوشته شده است که نشان از نزدیکی فرهنگی ما با این منطقه دارد. 

درجلو قلعه مجسمه ای از غازی حسن پاشا به همراه یک شیر که به نظر می آید حیوان دست آموز او بوده، قرار دارد! این مجسمه یادآور دلاوری‌های یکی از بزرگ‌ترین دریاسالاران عثمانی در نبرد دریایی چشمه در سال ۱۷۷۰ میلادی است که با شکست سنگین ناوگان عثمانی از روسیه پایان یافت. حسن پاشا، بعدها به مقام صدر اعظمی نیز رسید.

میدان اصلی شهر در کنار بندرگاه و قلعه قرار دارد. ما با جمعیت زیادی روبرو شده بودیم که مسابقه والیبال تیم ترکیه را از روی یک اسکرین بزرگ تماشا میکردند و وقتی از بازدید قلعه بازگشتیم دیدیم که در همین مکان کنسرت با خواننده مشغول اجرا بود ولی از جمعیت کاسته شده بود. البته دلیل آن را به سرعت متوجه شدیم: ” تیم والیبال بازنده شده بود!” و ظاهرا کسی دل و دماغ کنسرت را نداشت!

همینطور که در کنار بندرگاه قدم می زدیم تصمیم گرفتیم تا بستنی قیفی بخوریم. روی تابلو دکه بستنی فروشی نوشته شده بود که هر اسکوپ بستنی ۵۰ لیره است. ما شش بستنی قیفی که هر کدام شامل دو اسکوپ بستنی از طعمهای مختلف بود، خریدیم.  ولی فروشنده از ما ۷۰۰ لیره گرفت! وقتی به قیمت اعتراض کردیم گفت که شما یک اسکوپ بستنی پسته ای انتخاب کرده اید که ۵۰ لیره گرانتر است! البته ما زیر بار نرفتیم و گفتیم که می بایست پول ما را پس بدهد چون در هیچ کجای مغازه یا در منو بستنی ها چنین چیزی نوشته نشده بود. از طرف دیگر بر فرض این موضوع، هنوز ۵۰ لیره بیشتر از ما گرفته یود. خلاصه بحث بالا گرفت و افراد دیگری جمع شدند و ما هم پا را در یک کفش کردیم که باید ۱۰۰ لیره به ما پس دهید. کمی بعد صاحب اصلی سر رسید و گفت که به پلیس اطلاع می دهد و ما هم گفتیم که زودتر این کار را بکند چون کلاهبرداری کرده است. بالاخره با وساطت چند نفر ۱۰۰ لیر ما را پس داد و ما هم چون فاتحان نبرد آنجا را ترک کردیم. کمی جلوتر یک دکه بستنی فروشی دیگر دیدیم و چون کنجکاو بودیم منو آن بستنی فروشی را گرفتیم و دیدیم که در منو نوشته شده است که هر اسکوپ بستنی پسته ای ۵۰ لیره گرانتر است!!!!!!!

مقصد بعدی شهر آلاچاتی بود که تنها هشت کیلومتر با چشمه فاصله دارد. این شهر توریستی به سبب خانه‌های سنگی یونانی، آسیاب‌های بادی تاریخی ،کوچه‌های پر از گل‌های کاغذی و همچنین امکانات خاص موج سواری(بخاطر بادهای دائمی) شهرت جهانی پیدا کرده است. آلاچاتی در گذشته یک روستای یونانی‌نشین بود و تا اوایل قرن بیستم، جمعیت اصلی آن را یونانی‌ها تشکیل می‌دادند. پس از جنگ ترکیه و یونان و تبادل جمعیت در سال ۱۹۲۳ ترک‌ها جایگزین یونانی‌ها شدند، اما معماری سنگی، کلیساهای قدیمی و بافت سنتی روستا همچنان حفظ شد. در گذشته، آلاچاتی  یکی از مهمترین مراکز کشاورزی و تولید روغن زیتون و شراب‌سازی بود. 

ما اتومبیل را در یک پارکینگ عمومی پارک کردیم و پیاده عازم مرکز شهر شدیم. خیابانها و کوچه های مرکزی برای تردد اتومبیل مسدود است و این موضوع سبب شده تا دستفروشان و افرادی که روی چرخهای دستی بساط کرده اند با خیال راحت تا وسط خیابان کاسبی خود را گسترش دهند. کوچه های مرکزی معمولا سنگ فرشی و تنگ هستند و دو طرف آنها با رستوران، کافه و بار احاطه شده است. گلهای کاغذی رنگارنگ نمای تمام کوچه ها را زیباتر کرده است و هر چه به غروب نزدیکتر می شویم صدای موزیک از کافه ها بیشتر شنیده می شود. تعدادی از آنها موزیک زنده دارند و نوازندگان آنها عمدتا موزیک محلی اجرا می کنند. بسیاری از کافه ها، میزهای بیرون نشین را در جلو مغازه اشان گذاشته اند و تردد عابران را مشکل کرده اند. در جلو اکثر رستورانها افرادی، منوی رستوران را در دست گرفته اند و با صدای بلند مشتریان بیشتری را به داخل رستوران جذب کنند. بعید است که در این کوچه ها گردش کنید و به تله یکی از این رستورانها نیافتید و یا از مغازه های سوغاتی فروشی جنس هر چند کوچکی نخرید! قیمت اجناس و غذا در آلاچاتی نسبت سایر شهرهای اطراف گرانتر است ولی برای گذراندن شبی به یادماندنی بسیار گزینه مناسبی است.

 

 

 

تقریبا ساعت ۱۰ شب بود که بعد از یک شام سبک و استراحت مختصر به سمت ازمیر حرکت کردیم.

 

روز چهارم، دوشنبه 17 شهریور:

مقصد سفر امروز ما شهر برگاما است که در قدیم به آن پرگامون می گفتند. شهر برگاما حدودا در ۱۰۰ کیلومتری شمال ازمیر است. شهر برگامون، یکی از باشکوه‌ترین مراکز تمدن باستان در غرب آناتولی، نماد هم‌زیستی علم، قدرت و فرهنگ در طول هزاران سال تاریخ است. این شهر که روزگاری پایتخت پادشاهی پرگامون و یکی از مهم‌ترین مراکز علمی جهان هلنیستی بود، با داشتن کتابخانه عظیم(با بیش از ۲۰۰ هزار نسخه طومار علمی) ، آکروپولیس باشکوه، مرکز درمانی اسکلپیون و پرورش پزشک بزرگی چون جالینوس، نقش بنیادینی در تاریخ پزشکی و علم ایفا کرده است. گفته می شود در همان دوران به دلیل قطع صادرات پاپیروس از مصر، در برگامون نوعی پوست ویژه برای نوشتن اختراع شد که بعدها به نام پرگامنت (Pergament) در جهان مشهور شد. در دوره روم، برگامون به یک ابرشهر علمی و درمانی تبدیل شد. سپس در دوران بیزانس و بعد سلجوقیان و عثمانی‌ها نیز اهمیت خود را حفظ کرد.امروزه برگامون با ثبت در فهرست میراث جهانی یونسکو، یکی از ارزشمندترین مقاصد گردشگری فرهنگی ترکیه به شمار می‌رود.

شهر پرگامون دارای چند سایت باستانی مجزا است که کمی با همدیگر فاصله دارند. نخستین سایتی که ما بازدید کردیم به نام آکروپولیس پرگامون مشهور است. این مجموعه یکی از شگفت‌انگیزترین محوطه‌های باستانی ترکیه است که  بر روی بلندترین تپه منطقه ساخته شده است و دارای معبد آتنا، کتابخانه عظیم و  تئاتر فوق‌العاده شیب‌دار (یکی از شیب‌دارترین تئاترهای دنیای باستان) با ظرفیت حدود ۱۰ هزار نفر است.

برای بازدید از آکروپلیس دو گزینه وجود دارد. نخست اینکه به ایستگاه تله کابین پایین تپه بروید و با تله کابین(با هزینه ۵۰۰ لیر) خود را به ورودی اصلی برسانید و بلیط ۱۵ یورویی بازدید از آکروپولیس را تهیه کنید. گزینه دیگر این است که با اتومبیل شخصی به ایستگاه بالایی بروید، اتومبیل را پارک کنید و از درب اصلی وارد شوید که البته ما گزینه دوم را انتخاب کردیم. در کنار ورودی سایت چند فروشگاه سوغاتی فروشی و همچنین یک قهوه خانه کوچک قرار دارد که ما در آنجا چای نوشیدیم. یک تابلو راهنما از کل محوطه باستانی پرگامون در کنار ورودی اصلی و محل فروش بلیط نصب شده که اطلاعات جامعی درباره مسیرهای مختلف بازدید و زمان تقریبی لازم برای هر کدام را در اختیار بازدید کنندگان قرار می دهد. به غیر از موارد فوق، شما می توانید با کمک اسکن QR code موجود در کنار نقشه، به اپلیکیشن راهنما سایت دسترسی پیدا کنید. 

 

 

 

بازدید از این منطقه باستانی خصوصا در تابستان و اوقات گرم سال نیازمند همراه داشتن آب کافی و همچنین کلاه و عینک آفتابی است. مسیر بازدید کاملا مشخص است و در کنار هر سایت یک تابلو راهنما با اطلاعات کافی نصب شده است. همچنین از فراز تپه شما می توانید نما بسیار زیبایی از شهر برگاما، مزارع اطراف و همچنین سد و رودخانه را ببینید. در ادامه کمی درباره قسمتهای مختلف این سایت توضیح می دهم.

آکروپولیس برگامون مهم‌ترین و باشکوه‌ترین بخش شهر باستانی برگامون است که بر فراز تپه‌ای بسیار بلند و مشرف به دشت‌های اطراف ساخته شده و به‌نوعی مرکز سیاسی، مذهبی، علمی و فرهنگی این تمدن بزرگ بوده است. این مجموعه در قرن‌های سوم و دوم پیش از میلاد در دوران پادشاهی پرگامون به اوج شکوه خود رسید. 

در مرتفع ترین بخش تپه، معبد تراژان (Temple of Trajan) قرار دارد که در دوره رومیان ساخته شد که وقف امپراتور تراژان و بعدها هادریان شد. از این معبد تعدادی ستون مرمری عظیم به جا مانده است. در گوشه معبد تراژان، مجسمه‌ای دیده می‌شود که طبق توضیح تابلو راهنما، در  جای اصلی خودش قرار ندارد. این مجسمه در واقع بازسازی نمادینی از امپراتور تراژان است که برای درک بهتر فضای آیینی معبد در محل نصب شده است. مجسمه‌های اصلی این امپراتور، همانند بسیاری از آثار مهم برگامون، امروزه در موزه پرگامون برلین و موزه باستان‌شناسی استانبول نگهداری می‌شوند. این موضوع خود بازتابی از سرنوشت آثار تاریخی شرق باستان در موزه‌های اروپا است.

 

 

 

کتابخانه بزرگ برگامون در مجاورت معبد آتنا و در بالاترین تراس آکروپولیس قرار دارد و اگر چه از نظر ارتفاع به معبد تراژان نزدیک است، اما به‌صورت مستقیم در امتداد آن واقع نشده و در سکویی کناری جانمایی شده است. این کتابخانه پس از کتابخانه اسکندریه دومین مرکز بزرگ دانش در دنیای باستان به شمار می‌رفت. این کتابخانه با در اختیار داشتن حدود دویست هزار طومار علمی، نقش مهمی در پیشرفت پزشکی، فلسفه و علوم طبیعی داشت. همچنین در همین شهر بود که به دلیل کمبود پاپیروس، کاغذ پوستی یا پارچمنت ابداع شد؛ اختراعی که نام برگامون را برای همیشه در تاریخ علم ماندگار کرد. کتابخانه شامل تالار اصلی نگهداری طومارها، اتاق‌های مطالعه و فضای آموزشی برای شاگردان فلسفه و پزشکی بود. این بنا به صورت پلکانی و رو به دشت ساخته شده بود تا تهویه طبیعی مناسب داشته باشد و همچنین رطوبت به طومارها آسیب نزند.

 

محوطه بعدی به معبد آتنا تعلق داشته که یکی از مهمترین معابد در پرگامون بود و در حال حاضر جز تعدادی پایه ستون از آن چیزی باقی نمانده است. 

آمفی‌تئاتر پرگامون، با شیبی حدود ۳۵ درجه، شیب‌دارترین تئاتر سنگی شناخته‌شده در جهان باستان است که در قرن سوم پیش از میلاد و در دوران هلنیستی ساخته شد. این تئاتر با ظرفیت حدود ده هزار نفر، محل اجرای نمایش‌های یونانی، آیین‌های مذهبی و گردهمایی‌های عمومی شهر بود. طراحی هوشمندانه آن روی دامنه کوه، علاوه بر ایجاد آکوستیکی طبیعی و دیدی بی‌نقص، چشم‌اندازی تماشایی از دشت‌های اطراف برگاما را نیز در برابر دیدگان تماشاگران قرار می‌دهد و آن را به یکی از شاهکارهای بی‌بدیل معماری نمایشی جهان تبدیل کرده است. ما تصمیم گرفتیم تا خودمان آن را امتحان کنیم. عده ای از دوستان روی سکوهای فوقانی نشستند و تعدادی هم در قسمت پایینی و صحنه نمایش رفتند. مهندسی صدا بسیار جالب بود طوری که صدای افرادی که بر روی سکوی صحنه نمایش ایستاده بودند به راحتی و وضوح کامل به گوش افرادی که در بالاترین سکوهای تماشاگران آمفی تئاتر نشسته بودند، می رسید.

 

 

 

کمی پایین تر از آمفی تئاتر، به باقی مانده محراب زئوس می رسیم. این محراب، باشکوه‌ترین بنای مذهبی آکروپولیس پرگامون، در قرن دوم پیش از میلاد و در دوران حکومت اوئمنس دوم ساخته شد. این بنا نه یک معبد کلاسیک، بلکه سکویی عظیم برای انجام آیین‌های قربانی به افتخار زئوس بود. دیواره‌های محراب با نقش‌برجسته‌ای به طول بیش از ۱۲۰ متر تزئین شده بود که نبرد اسطوره‌ای خدایان المپ با غول‌ها را با چنان قدرت، حرکت و هیجانی به تصویر می‌کشید که آن را به اوج هنر هلنیستی بدل کرده است. امروزه بخش اعظم این اثر شگفت‌انگیز در موزه پرگامون برلین نگهداری می‌شود. گفته می شود که در اواخر قرن ۱۹ باستان‌شناسان آلمانی با اجازه دولت عثمانی قطعات عظیم محراب را به آلمان منتقل کردند و به این ترتیب یکی از مهمترین آثار باستانی را از جای اصلی خود خارج کردند. در حال حاضر در این محل فقط یک سکوی سنگی و چند درخت کهنسال دیده می شود.

 

معمولا بازدیدکنندگان از این قسمت به سمت در ورودی بازمی گردند و از محوطه باستانی خارج می شوند. ولی ما از یک راه ناهموار و مالرو به سمت پایین تپه حرکت کردیم. بنا های متعدد دیگری در دامنه تپه وجود دارد. ابتدا به منطقه ای رسیدیم که روزگاری بازار بوده و در مجاورت آن خانه های ساکنین قرار داشته است.

 کمی جلوتر با یک بنای مسقف روبرو شدیم. این بنا از یک مجموعه موزاییک های سنگفرشی محافظت می کند تا از گزند باد و باران در امان بماند. 

 

 

 

در ادامه مسیر از کنار دو بنا که به ژیمنازیوم بالایی و پایینی مشهور بود گذشتیم. چند نفر را دیدیم که در لا به لای سنگها نشسته بودند و مشغول طراحی از قسمتهای مختلف بودند. آنها گفتند که دانشجوی باستان شناسی هستند و طراحی از بناهای باستانی جزیی از درسهای آنهاست. 

 

 

 

بنای دیگری که در این منطقه دیدیم به خانه آتالوس مشهور است. آتالوس (Attalos / Attalus) نام چند پادشاه و شاهزاده از سلسلهٔ آتالیان است که از ۲۸۲ تا ۱۳۳ پیش از میلاد بر پادشاهی پرگامون حکومت کردند. این خاندان پرگامون را از یک شهر کوچک به یکی از پیشرفته‌ترین مراکز فرهنگی و هنری جهان هلنی تبدیل کرد. خانه مربوط به دورهٔ هلنیستی (قرن دوم پیش از میلاد) است. البته مشخص نیست دقیقاً کدام آتالوس در این خانه اقامت داشته، اما به‌نظر می‌رسد متعلق به یکی از اعضای طبقهٔ عالی‌رتبهٔ حاکم یا وابسته به خاندان سلطنتی بوده است. طبق شواهد، در دورهٔ رومی نیز بخش‌هایی از خانه مورد استفاده یا بازسازی قرار گرفته است.

 

 

با ادامه مسیر، به دیوار محافظ و برج و باروهای دور شهر رسیدیم. این دیوار در قدیم با چند دروازه مستحکم از شهر محافظت می کرد و هنوز قسمتهایی از آن وجود دارد و مقداری هم مرمت شده اند.

 

 

 

خوشبختانه وقتی به پای تپه رسیدیم درب خروج را پیدا کردیم و نگرانی بزرگ ما که میبایست همین مسیر را به بالای تپه صعود کنیم، برطرف شد. با اندکی پیاده روی به ایستگاه پایینی تله کابین رسیدیم و برای صرفه جویی در مخارج! یکی از دوستان را فرستادیم تا با تله کابین به ایستگاه بالایی برود و اتومبیل را بیاورد. برای بازدید از مجموعه آکروپلیس حداقل 4 ساعت اختصاص دهید.

سپس برای صرف ناهار وارد شهر شدیم و اتومبیل را در یک پارکینگ عمومی پارک کردیم. یکی از بناهای مهم این شهر باسیلیکا Red Hall نام دارد که متاسفانه به خطر انجام عملیات مرمت، بازدید از آن امکان پذیر نبود. راهنمای این مجموعه درباره آن نوشته است که: “ Red Hall در پرگامون یک مجموعه عظیم رومی از قرن دوم میلادی است که با آجرهای سرخ رنگ ساخته شده و در ابتدا به‌عنوان عبادتگاهی برای خدایان مصری مانند ایزیس و سرابیس استفاده می‌شد. این بنا شامل تالار مرکزی بسیار بزرگ، دو ساختمان جانبی و شبکه‌ای شگفت‌انگیز از راهروهای زیرزمینی آیینی است. در دوره بیزانس، قسمت مرکزی آن به کلیسا تبدیل شد و بدین‌گونه لایه‌ای مسیحی بر سازه رومی-مصری افزوده شد. Red Hall امروز یکی از شاخص‌ترین بناهای تاریخی برگاما است که ترکیب منحصربه‌فردی از معماری رومی، هنر مصری و تاریخ مسیحیت اولیه را در خود جای داده است.” 

ناهار را در یک رستوران محلی صرف کردیم. قبل از اینکه غذا سفارش دهیم برای هر نفر یک ظرف سالاد و یک کاسه ماست آوردند. غذایی که سرو شد هم بسیار باکیفیت و خوشمزه بود و در آخر مبلغ بسیار کمی هم برای آن پرداختیم. 

مقصد بعدی در این شهر سایت باستانی بسیار معروف آسکلپیون  Asclepeion است. این محل تقریبا در 2 کیلومتری مرکز شهر قرار دارد. ورودیه آن 13 یورو است و بازدید از آن حداقل دو ساعت زمان نیاز دارد. بهتر است توضیحات بیشتری درباره این مجموعه منحصر به فرد بگویم و بعد به سراغ این سایت برویم. 

“نماد اسکلپیون (Asclepeion) در واقع همان مار پیچیده بر دور یک عصا است، نشانه‌ای که امروزه نیز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نمادهای پزشکی و درمان در جهان شناخته می‌شود. این عصا متعلق به آسکلپیوس، خدای پزشکی در اسطوره‌شناسی یونان بود و مار، که در بسیاری از فرهنگ‌ها نماد شفا، نوزایی، خرد و بازآفرینی است، آن را همراهی می‌کرد. در باور باستانی، مار با پوست‌اندازی خود نشانه‌ای از تجدید سلامت به حساب می‌آمد و حضور آن در معابد آسکلپیوس نشانهٔ قدرت شفابخشی و دانش پزشکی بود. از همین رو، نماد عصا و مار به عنوان سمبل رسمی علم طب، درمان، بیمارستان‌ها و سازمان‌های پزشکی تا امروز باقی مانده است. اسکلپیون پرگامون یکی از مهم‌ترین مراکز درمانی دنیای باستان بود که در جنوب آکروپولیس قرار داشت و به آسکلپیوس، خدای پزشکی یونان، اختصاص داشت. این مجموعه ترکیبی از یک شفاخانه، پناهگاه مذهبی و آسایشگاه بود و بیماران پس از گذر از «جاده مقدس» وارد فضایی می‌شدند که شامل حیاط‌های ستون‌دار، حمام‌ها، کتابخانه، تئاتر درمانی و تونل ۸۰ متری منتهی به تالار اصلی بود. درمان در این مکان بر پایه آب‌درمانی، آرام‌درمانی، موسیقی‌درمانی و به‌ویژه «خواب‌درمانی» انجام می‌شد؛ جایی که بیماران شب را در فضای مقدس می‌گذراندند و کاهنان با تعبیر رویاها شیوه درمان را تعیین می‌کردند. این مرکز با فعالیت چهره‌هایی چون گالن شهرتی ویژه یافت و امروز یکی از بهترین نمونه‌های باقی‌مانده از معماری و شیوه‌های پزشکی یونانی–رومی است.”  

 

 

 

با ورود به این مجموعه ابتدا وارد Via Tecta یا راه مقدس می شویم که تقریبا یک کیلومتر طول داشته و در حال حاضر تنها چند صد متر از آن در داخل مجموعه است. کف جاده سنگفرش است و دو طرف آن  ستون هایی به ارتفاع تقریبی ۳ متر کار گذاشته شده است که اکنون تعداد کمی از آنها سرپا است. بیماران از شهر با پای پیاده وارد این مسیر می‌شدند. در ابتدای مسیر تابلویی با مضمون اینکه: ورود بیماران لاعلاج ممنوع بود، وجود داشته!.

 

 

 

راه مقدس به حیاط مرکزی یا Ceremony Area می رسد. این محوطه، حیاط مرکزی و قلب معنوی این مجموعه درمانی بود. این فضا درست پس از مسیر مقدس قرار داشته و نخستین محل تجمع بیماران به شمار می‌آمد. در این محوطه، آیین‌های نیایش، قربانی، گفت‌وگو با کاهنان و آماده‌سازی ذهنی بیماران پیش از ورود به تونل خواب درمانی انجام می‌شد. Ceremony Area در واقع پیوندگاه ایمان، روان‌درمانی و پزشکی تجربی بوده و نقشی اساسی در روند درمان بیماران ایفا می‌کرد. 

 

 

 

سپس بیمار، از تونل تاریک زیرزمینی عبور می‌کرد و وارد بخش خواب درمانی می‌شد. در این مرحله، بیماران در فضایی نیمه‌تاریک به خواب می‌رفتند تا به باور مردم، خدای آسکلپیوس در رؤیا روش درمان را به آنان نشان دهد. پس از بیدار شدن مرحله اصلی درمان آغاز می‌شد. بیماران خواب خود را برای کاهن-پزشکان بازگو می‌کردند و بر اساس تعبیر آن، نسخه‌ای کاملاً شخصی شامل داروهای گیاهی، آب‌درمانی، رژیم غذایی، تمرینات بدنی یا حتی موسیقی و نمایش درمانی برای آن‌ها تنظیم می‌شد. برخی بیماران تنها یک شب، و برخی دیگر چندین روز یا هفته در این مرکز اقامت می‌کردند. در صورت بهبود، بیمار با انجام آیین شکرگزاری و تقدیم نذورات، آسکلپیون را ترک می‌کرد. همانطور که گفته شد Ceremony Area ، یک حیاط چهارگوش یا مستطیل‌شکل کاملاً روباز و محصور با رواق‌های ستون‌دار ایونیک است. این حیاط  ارتباط مستقیم با معبد آسکلپیوس حمام‌ها، تونل درمان و  راه دسترسی به تئاتر دارد. ورودی تونل زیرزمینی (Transition Gate) نسبتاً کوچک و فروتنانه، بدون تزئین باشکوه و دیواره‌های سنگ‌تراشیده ساده است.

 

تونل زیرزمینی درمان (Dream Tunnel) حدود ۸۰-۷۰ متر طول، ۲ متر عرض و حدود ۲.۵ تا ۳ متر ارتفاع دارد و کاملاً سنگی با قوس نیم‌دایره‌ای در سقف است که نور مناسبی را فراهم می کند. به شکل استادانه ای جریان باریکی از آب وارد این تونل می شود و در گوشه ای از تونل بدون آنکه سبب خیس شدن کف تونل شود در آن جریان می یابد. بیماران در هنگام عبور از این تونل همواره زمزمه عبور آب را می شنوند که به تمدد اعصاب آنها کمک می کند. 

 

 

 

سپس وارد سالن خواب درمانی (Abaton یا Enkoimeterion) میشدند، این فضا مقدس‌ترین بخش کل اسکلپیون بود. این ساختمان نیمه‌بسته دارای دیوارهای ضخیم سنگی، نور بسیار کم با تهویه طبیعی محدود و بسترهای سنگی یا چوبی منظم بود.

 

 

 

از دیگر قسمتهای این مجموعه می توان به حمام‌ها و فضاهای آب‌درمانی اشاره کرد که دارای سقف‌های گنبدی گرمابه‌ای، حوض‌های آب گرم، آب‌راهه‌های سنگی و اتاق‌های ماساژ بودند.


تئاتر اسکلپیون، در شیب طبیعی تپه ساخته شده و بیشتر برای موسیقی‌درمانی، تئاتر درمانی و شادی‌درمانی استفاده می شد.

 

 

 

 

 در سمت راست Ceremony Area، کتابخانه این مجموعه قرار داشت که اکنون در آن محل یک درخت کهنسال با ساقه و شاخه های درهم تنیده دیده می شود.

با توجه به فرصتی که هنوز برای ما باقی مانده بود به سمت موزه باستانشناسی برگاما که در داخل شهر قرار دارد حرکت کردیم. قیمت بلیط موزه 3 یورو است. در داخل حیاط ورودی تعدادی از مجسمه هایی را که از گوشه و کنار محوطه های باستانی جمع کرده اند، قرار داده اند. این موزه از دو سالن اصلی تشکیل شده است، سالن نخست به باستانشناسی و سالن دوم به مردم شناسی اختصاص دارد. در سالن باستانشناسی، مجموعه‌ای ارزشمند از آثار دوره‌های هلنیستی، رومی، بیزانسی و عثمانی قرار داده شده است که می توان به مجسمه‌ها و یافته‌های آکروپولیس پرگامون، از جمله قطعاتی از معابد تروژان، زئوس، دیونیسوس و سایر سازه‌های مهم اشاره کرد. همچنین آثار Asclepeion  شامل وسایل پزشکی باستانی، کتیبه‌ها، مجسمه‌های مرتبط با آسکلپیوس و نمادهای درمانی است. در قسمتی نیز موزاییک‌های زیبا و کاملاً حفظ‌شده متعلق به خانه‌های اعیانی دوره رومی به نمایش گذاشته شده اند. بازدید از موزه یک ساعت زمان نیاز دارد.

 

 

 

در مسیر بازگشت تصمیم گرفتیم تا از شهر ساحلی آیوالیک هم بازدید کوتاهی داشته باشیم. یکساعت طول کشید تا از برگاما به آیوالیک رسیدیم و توانستیم غروب زیبا را در این شهر مشاهده کنیم. 

آیوالیک (Ayvalık) به خاطر معماری یونانی، خیابان‌های سنگ‌فرش، خانه‌های سنگی نئوکلاسیک، کوچه‌های باریک و پر از رنگ، جزایر متعدد و طبیعت آرامش‌بخشش شهرت دارد. این شهر تا اوایل قرن بیستم عمدتاً یونانی‌نشین بود و همین موضوع باعث شده که هویت معماری، فرهنگی و آشپزی آن آمیزه‌ای از یونانی و ترکی باشد. آیوالیک با وجود توریستهای زیادی که دارد، شهری زنده و پرانرژی است. کافه رستورانها معمولا تا پاسی از شب باز هستند. ما فرصت کافی داشتیم تا در کوچه های کنار اسکله قدم بزنیم و شام را هم در یکی از رستورانهای همین منطقه بخوریم. 

 

 

 

 روز پنجم، سه شنبه 18 شهریور:

ساعت از 10 گذشته بود که به سمت منطقه باستانی افسوس در جنوب استان ازمیر حرکت کردیم و تقریبا یکساعت بعد به شهر سلجوک رسیدیم و مستقیم به سمت معبد آرتمیس رفتیم. این معبد یکی از مشهورترین بناهای جهان باستان است؛ زیرا در فهرست عجایب هفتگانه دنیای قدیم قرار دارد. این معبد عظیم، که بیشتر زندگی‌اش را در دوره کلاسیک یونان و سپس دوره رومی سپری کرده، یکی از مهم‌ترین مراکز مذهبی، فرهنگی و حتی اقتصادی آناتولی بوده است. آغاز ساخت نخستین معبد به حدود قرن ۷ پیش از میلاد بازمی‌گردد ولی نسخه بزرگ و معروف معبد (که جزو عجایب هفت‌گانه بود) در قرن ۶ پیش از میلاد توسط کرِسیفرون و پسرش متاژنِس ساخته شد. در سال ۳۵۶ پ.م هِروسترآتوس معبد را آتش زد تا نامش جاودانه شود. اسکندر مقدونی هزینه بازسازی را پیشنهاد داد، اما افسوسی‌ها آن را نپذیرفتند و خودشان معبد را دوباره ساختند. در نهایت در قرن ۳ یا ۴ میلادی با گسترش مسیحیت و حملات مکرر، معبد رو به افول رفت و متروکه شد.

ورود به این محوطه باستانی رایگان است و تنها چیزی که از این معبد به جا مانده بخشی از یک ستون مونتاژ شده( از قطعات جداگانه) ، تعدادی از قطعات ستونهای فرو افتاده و همچنین تعدادی از پایه های سنگی و چاله های ستون ها است با اینکه آثار کمی برجای مانده، اما چشم‌انداز تپه آیسالوک، قلعه سلجوک و کلیسای سنت جان در پس‌زمینه، حس تاریخی خاصی به این فضا می‌دهد. در زمانی که ما آنجا بودیم، گروهی از باستان شناس ها مشغول کار در این سایت بودند. 

تنها چند کیلومتر جلوتر به سایت باستانی افسوس می رسیم. چند پارکینگ بزرگ برای توقف اتومبیلها و اتوبوسها در نظر گرفته شده است. برای تهیه بلیط ابتدا می بایست از یک بازارچه کوچک که عمدتا به فروشگاههای سوغاتی فروشی تعلق دارند گذر کرد. قیمت بلیط بازدید از سایت افسوس به همراه بلیط بازدید از تراس، 52 یورو است. 

ما تقریبا ساعت 12:30 وارد محوطه باستانی شدیم. این سایت یکی از مهمترین سایتهای میراث جهانی در کشور ترکیه است و در سال 2015 ثبت جهانی شده است.

قبل از اینکه تجربه خودمان را درباره بازدید از این سایت بگویم، بهتر است کمی بیشتر درباره این سایت باستانی بدانیم.

“افسوس یکی از کهن‌ترین و مهم‌ترین شهرهای مدیترانه با بیش از سه هزار سال قدمت بود. موقعیت آن در دهانهٔ رود «کایستور» و نزدیکی به دریا، افسوس را به بندری ایده‌آل و مرکز تجارت شرق و غرب تبدیل کرده بود. شهر در طول تاریخ بارها جابه‌جا، بازسازی و دوباره شکوفا شد و در دوره‌های مختلف یونانی، هلنیستی، رومی و بیزانسی، نقش مهمی در فرهنگ و اقتصاد منطقه ایفا کرد. بنا بر روایات یونانی، افسوس را آندروکلس، پسر کادموس، در حدود ۱۰۰۰ پ.م تأسیس کرد. اما شواهد باستان‌شناسی نشان می‌دهد که منطقه خیلی پیش از یونانی‌ها محل زندگی اقوام آناتولی (احتمالاً لیدی‌ها و کاریان) بود. در قرن ۷ پ.م معبد بزرگ آرتمیس در افسوس ساخته شد که به‌تدریج به یکی از مشهورترین مراکز مذهبی جهان باستان تبدیل شد. در سده ۶ پ.م، افسوس تحت سلطهٔ لیدی‌ها قرار گرفت و بخشی از پادشاهی ثروتمند آن‌ها شد. در سال ۵۴۶ پ.م کوروش هخامنشی لیدی‌ها را شکست داد و افسوس نیز مانند دیگر ساتراپی‌های آسیای صغیر به امپراتوری ایرانِ هخامنشی پیوست. در این دوره، شهر رونق داشت اما استقلال سیاسی محدود شد. آتش‌سوزی عمدی معبد آرتمیس در سال ۳۵۶ پ.م نیز در همین بازه زمانی رخ داد. با ورود اسکندر مقدونی در ۳۳۴ پ.م، افسوس از سلطه هخامنشیان آزاد شد. پس از مرگ اسکندر، افسوس بین پادشاهان هلنیستی دست‌به‌دست شد اما دوران حکومت آتالیدها (پادشاهی پرگامون) برای شهر عصر شکوفایی بود. در همین دوره، شهر دوباره بازسازی شد و خیابان‌ها، بناها و سیستم شهری آن توسعه پیدا کرد. از این زمان افسوس تبدیل به یکی از درخشان‌ترین شهرهای یونانی–هلنیستی شد. با وصیت آخرین پادشاه پرگامون، در ۱۳۳ پ.م قلمرو او از جمله افسوس به روم واگذار شد. این آغاز دوران طلایی افسوس بود. در این دوره جمعیت این شهر به 250 تا 300 هزار نفر رسید. ساخت بناهای باشکوه مانند کتابخانه سلسوس، تئاتر بزرگ، خیابان Curetes، حمام‌ها و خانه‌های تراسی در همین زمان انجام شد. در همین دوران است که چهرهٔ باشکوه افسوس شکل گرفت. با تأثیر مسیحیت، افسوس به مرکز مسیحی مهمی تبدیل شد. کلیسای مریم مقدس محل برگزاری اولین شورای مهم مسیحیت بود. کلیسای بزرگ سنت جان نیز بر تپه آیسالوک ساخته شد.
اما طبیعت روی خوش به این شهر نشان نداد. بستر رودخانه کایستور از رسوب های آبرفتی انباشته شد و کم کم  بندر را پر کرد و به این ترتیب فاصله دریا تا شهر بیشتر شد. از طرف دیگر زلزله‌ها و حملات بیگانگان (اعراب، گوت‌ها و بعدها ترک‌ها) شهر را ویران‌تر کرد و مردم مجبور شدند تا به‌تدریج به نواحی مرتفع‌تر (سلجوک کنونی) نقل مکان کنند و این روند ادامه پیدا کرد تا اینکه در قرن ۱۵ میلادی، افسوس کاملاً خالی از سکنه شد.”

پس از ورود به محوطه باستانی، به خیابانی پهن و سنگ‌فرش‌شده رسیدیم که دو طرف آن در گذشته ستون‌ها و مغازه‌ها قرار داشتند. این خیابان از یک سو به بندرگاه قدیم و از سوی دیگر به آمفی تئاتر بزرگ می رسد.

 این آمفی تئاتر یکی از عظیم‌ترین تئاترهای رومی جهان با ظرفیت حدود ۲۵ هزار نفر است که در حال حاضر به علت مرمت، نمی توان وارد آن شد ولی به یاد می آورم که 10 سال قبل که نخستین بار از این سایت بازدید کردم از پله های آن بالا رفتم. از ردیفهای فوقانی چشم انداز فوق العاده ای به خیابان بندر وجود دارد.

کمی جلوتر به ساختمان موزه- نمایشگاه رسیدیم که در سال 2023 تاسیس شده است. ایده ساخت این نمایشگاه این بوده تا بازدیدکننده را به قلب تاریخ ببرد و شهر را در سه دوره مهم — پیدایش اولیه، دوران شکوفایی رومی، و دوره مسیحیت/عصر سقوط — بازسازی کند. ترکیب تصاویر متحرک، صداهای محیطی، افکت‌های سه‌بعدی، نورپردازی و جلوه‌های صوتی ۳۶۰ درجه این امکان را می‌دهد که بازدیدکننده زندگی در افسوس باستان را تقریباً لمس کند. بازدید معمولاً حدود ۲۰ تا ۳۰ دقیقه طول می‌کشد و راهنما و صوت راهنما (audio guide) در چند زبان و از جمله فارسی در اختیار بازدیدکنندگان قرار می‌گیرد.

 

 

 

سپس در ادامه مسیر به سمت کتابخانه سلسوس، وارد مسیری به نام Marble Way می شویم که در آن بقایایی از ستونها و گاهی مجسمه هایی وجود دارد و در انتهای این مسیر به کتابخانه سلسوس (Library of Celsus) که یکی از مشهورترین بناهای باستانی دنیا است می رسیم. نمای دوطبقهٔ باشکوه آن از این زاویه بسیار دیدنی است.


جلوی کتابخانه معمولاً برای عکاسی بسیار شلوغ‌تر است، پس بهتر است زمان بیشتری را به تماشای این کتابخانه بسیار زیبا اختصاص دهید و در زمان مناسب عکس یادگاری خود را بگیرید. سلسوس با ظرفیت نگهداری حدود ۱۲٬۰۰۰ طومار بعد از کتابخانه‌های Library of Alexandria و Library of Pergamon بزرگترین کتابخانه باستان بود. ین بنا نه فقط وقف دانش بود، بلکه یک مقبرهٔ تشریفاتی هم بود، جسد Tiberius Julius Celsus Polemaeanus، سناتور و فرماندار رومی ـ آسیای صغیر، زیر کف کتابخانه به خاک سپرده شده است. ساخت این کتابخانه حدود سال‌های ۱۱۰ میلادی توسط پسر سلسوس، Gaius Julius Aquila آغاز شد و تا حدود ۱۳۵ میلادی ادامه یافت. نمای بیرونی آن دو طبقه دارد، ستون‌های طبقهٔ پایین از سبک کورنتی و طبقهٔ بالا ایونی هستند، این ترکیب معماری رومی-یونانی جلوه‌ای باشکوه به بنا می‌دهد. طراحی این بنا طوری است که با ترفندی بصری (optical illusion) نمای بیرونی بزرگ‌تر از واقعیت دیده شود یعنی ستون‌های میانی بلندتر از ستون‌های کناری به نظر می رسند.داخل کتابخانه دیوارها طوری ساخته شده بودند که قفسه‌ها در niches (جایگاه‌های تو رفته) تعبیه شوند، و بین دیوار بیرونی و دیوار داخلی جدایی وجود داشت تا از تغییرات دما و رطوبت در امان بمانند.

 

 

 

 

 در سمت چپ مسیر سنگفرشی روبروی کتابخانه، بقایایی از خانه های قدیمی، حمام و توالت عمومی وجود دارد. طراحی توالت از سه ردیف سنگی مرمرین با سوراخ‌هایی برای نشستن(مجموعاً حدود ۴۸ نشیمن در کناره‌ها) تشکیل شده است. در کف توالت یک کانال آب دائمی وجود داشته که به‌طور پیوسته در آن آب جاری بوده، تا فضولات را بشوید و از شهر بیرون ببرد. کسانی که از توالت استفاده می‌کردند پس از اتمام کار با اسفنجی که به ته یک چوب متصل بود، خود را تمیز می‌کردند. سپس اسفنج را در آب تازه یا سرکه برای ضدعفونی قرار می دادند. برخلاف فرهنگ کنونی ما دربارهٔ حریم خصوصی، در آن زمان نشستن کنار هم، مکالمه، مبادله اخبار و حتی بحث‌های سیاسی در توالت عمومی امری عادی بود و می توان اینطور تصور کرد که این فضا تا حدی نقش یک کلوپ مردمی یا گردهمایی اجتماعی را داشت.

 

 

 

خیابان کورِتِس Curetes Street یکی از زیباترین بخش‌های افسوس و نقطهٔ اصلی برای عکس‌برداری است. این خیابان سربالایی است و از میان ستون‌های بازسازی‌شده، فواره‌ها و مغازه‌های رومی عبور می‌کند. 

 

در سمت چپ همین خیابان معبد هادریان (Temple of Hadrian) و در سمت راست خانه‌های تراسی (Terrace Houses) قرار دارد. در این خانه ها که به اشراف تعلق داشته و به خوبی مرمت شده اند موزاییک‌ها و نقاشی‌های دیواری با ارزش در معرض نمایش گذاشته شده اند. 

 

 

 

 در امتداد خیابان کورتس چندین بنای دیگر، از جمله یک آمفی تئاتر کوچک و بنای اودیون (Odeon) و پرایتانیوم قرار دارد.

 درب خروجی افسوس در انتهای همین خیابان است و معمولا تورها، مسافران خود را از این محل سوار می کنند تا نیاز نباشد همین مسیر را برگردند. البته ما از این مسیر برگشتیم چون اتومبیل در پارکینگ درب ورودی بود. بازدید از مجموعه افسوس حداقل به 4 ساعت زمان نیاز دارد.

مقصد بعدی ما روستای شیرینجه بود که در 8 کیلومتری شهر سلجوک قرار دارد. این روستا به‌خاطر خانه‌های سنگی سنتی، کوچه‌های سنگفرش، معماری بومی و بیشتر از هر چیزی برای شراب میوه‌ای‌اش معروف است مثل شراب انار، سیب، هلو، گیلاس و البته انگور.  در این روستا خانه‌های سنتی بسیاری بازسازی شده‌اند و به هتل‌های بوتیک و مهمان‌پذیر تبدیل شده‌اند. این موضوع سبب شده که اقامت شبانه در روستا برای گردشگران ممکن شود. 

 پس ورود به روستا و قدم زدن در کوچه های سنگی، باریک و پر شیب آن احساس بسیار خوبی را تجربه کردیم. بسیاری از کوچه ها مملو هستند از فروشگاههای سوغاتی فروشی، کافه، رستوران و همچنین مغازه هایی که شراب محلی را عرضه می کنند و بسیاری از بازدید کنندگان را برای مزه کردن شراب ها به داخل مغازه خود دعوت می کنند و اکثرا هم با دست پر مغازه را ترک می کنند!

 

 

 

ما ناهار دیر هنگام خودمان را در رستوران یکی از این بوتیک هتلها صرف کردیم. این رستوران منظره جالبی از روستای شیرینجه را در پیش روی ما قرار داد. روستای شیرینجه از روستاهای طبقاتی به حساب می آید و به همین دلیل منظره روستا که با باغ های میوه و درختان زیتون احاطه شده است به خودی خود بسیار زیباست.

 

 در انتهای روستا یک کلیسا با ستونهای چوبی بسیار قدیمی وجود دارد. البته حال و هوای داخل کلیسا بیشتر به مسجد می ماند. ما تقریبا دو ساعت را داخل روستا گذراندیم و بعد به سمت ازمیر به راه افتادیم.

 

 

 

حدود ساعت 7:30 بود که به منطقه آلسانجاک برای خرید و گردش رفتیم. در کوچه ها و خیابانهای این منطقه جنب و جوش فراوانی به چشم می خورد. تعدادی از دوستان از چند فروشگاه بزرگ مقداری لباس خریدند و سپس به اتفاق به پارک ساحلی کنار اسکله آلسانجاک رفتیم و کمی در این محل قدم زدیم. 

 

روز ششم، چهارشنبه 19 شهریور، 10 سپتامبر 2025:

امروز را به گشت در شهر ازمیر اختصاص دادیم. ابتدا به محله قدیمی کوناک Konak رفتیم. 

منطقه Konak قلب تاریخی، فرهنگی و اداری شهر ازمیر است و مهم‌ترین مرکز شهری این استان به‌حساب می‌آید. این منطقه در ساحل خلیج ازمیر قرار دارد و بسیاری از بناهای نمادین شهر در همین محدوده واقع شده‌اند. مسجد کوناک یا Yalı Camii یکی از کوچک‌ترین اما زیباترین بناهای تاریخی ازمیر است که در قلب میدان کوناک و کنار برج ساعت قرار دارد. این مسجد در قرن 18 میلادی ساخته شده و با کاشی‌های آبی‌ رنگ عثمانی، گنبد کوچک و مناره باریک خود جلوه‌ای چشمگیر دارد. معماری ظریف آن نمونه‌ای از سبک عثمانی متأخر است و امروز نیز به‌عنوان مسجدی فعال مورد استفاده قرار می‌گیرد.

 در سوی دیگر این میدان، برج ساعت کوناک خودنمایی می کند که نماد مشهور شهر ازمیر است و در سال 1901 به مناسبت بیست‌وپنجمین سال سلطنت عبدالحمید دوم ساخته شد. این برج زیبا با ارتفاع 25 متر در مرکز میدان کوناک قرار دارد و توسط معمار فرانسوی «ریمون شارل پِر» طراحی شده است. تزئینات سنگی ظریف، چهار ساعت هدیه امپراتور آلمان ویلهلم دوم و فواره‌های کوچک اطراف آن، فضای برج را بسیار دیدنی کرده است.

کمی جلوتر به بازار قدیمی شهر ازمیر به نام بازار کِمِرآلتی (Kemeraltı Bazaar) می رسیم که بازاری بزرگ، سنتی و بسیار قدیمی است و از قرن 17 فعالیت دارد. اینجا مجموعه‌ای از دکان‌ها، کارگاه‌ها، رستوران‌های محلی، مساجد تاریخی (مثل مسجد حصار)، کاروانسراها و فضاهای فرهنگی را در خود جای داده است.

کوچه های باریک این بازار با شور و حال بسیار شما را به ازمیر قدیم می برد. در این بازار تقریبا همه چیز می توان پیدا کرد، از مواد غذایی گرفته تا طلافروشی و بازار لباس و پارچه. 

 

در انتهای بازار به منطقه باستانی شهر ازمیر که امروز با نام آگورای ازمیر (Izmir Agora / Smyrna Agora) شناخته می‌شود، رسیدیم که مهم‌ترین یادگار دوره یونانی–رومی در قلب شهر مدرن ازمیر است.

برای ورود به این منطقه باستانی می بایست بلیط 8 یوروی آن را تهیه کرد. در بدو ورود با تابلو راهنمایی مواجه می شویم که نام قدیم این منطقه را اسمرنا (Smyrna) آورده است و توضیح داده که اسمرنا ابتدا یک شهر باستانی یونانی بود که بعدها با تبدیل شدن به یکی از شهرهای مهم امپراتوری روم اهمیت بیشتری پیدا کرد. این شهر پس از زلزله بزرگ سال 178 میلادی با حمایت امپراتور مارکوس اورلیوس دوباره بازسازی شد. آنچه امروز در محل آگورا دیده می‌شود شامل ده‌ها طاق سنگی به شکل تونل،آبراهه‌ها، ناودان‌های سنگی و سیستم پیچیده انتقال آب و زیرزمین‌های بازار رومی هستند که هنوز سالم مانده و بسیار دیدنی‌اند. همچنین ستون‌ها، محوطه بازار، حیاط اصلی و بقایای ساختمانی که ساختار یک آگورای رومی را به‌خوبی نشان می‌دهند و علاوه بر اینها کتیبه‌ها، سنگ‌نوشته‌ها و مجسمه‌های کوچک که نشان‌دهنده عبادتگاه‌ها و بناهای اداری قدیمی‌اند. در زمانی که ما از این محل دیدن کردیم کارشناسان مشغول مرمت و کاوش در قسمتهای مختلف بودند. 

 

 

 

تقریبا ساعت 2 بعدازظهر بود که برای صرف ناهار به یکی از فروشگاههای بزرگ شهر رفتیم و بعد از سفارش یک اسکندرکباب خوب و کمی استراحت به سمت فرودگاه حرکت کردیم.

 اتومبیل را تحویل دادیم و به سمت فرودگاه سابیها استانبول پرواز کردیم و از آنجا راهی تهران شدیم.

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

www.kanoonirangardan.ir

af6872@gmail.com

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

Share

نوشته  سفر به استان ازمیر ترکیه- از پرگامون تا سارد اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2%d9%85%db%8c%d8%b1-%d8%aa%d8%b1%da%a9%db%8c%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d9%be%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%85%d9%88%d9%86-%d8%aa%d8%a7/feed/ 0
سفر به برلین و استان براندنبورگ آلمان https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d9%84%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%86%d8%a8%d9%88%d8%b1%da%af-%d8%a2%d9%84%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%8c/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d9%84%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%86%d8%a8%d9%88%d8%b1%da%af-%d8%a2%d9%84%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%8c/#comments Mon, 17 Nov 2025 14:33:27 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=22560 سفر به برلین و استان براندنبورگ آلمان   سفر ما ...

نوشته سفر به برلین و استان براندنبورگ آلمان اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
سفر به برلین و استان براندنبورگ آلمان

 

سفر ما به این قسمت از کشور آلمان در ادامه سفری بود که از کشور لهستان در ماه جولای 2025 (تیرماه 1404) شروع شد. ما تصمیم گرفتیم تا از مرز Bad Muskau وارد کشور آلمان شویم و از مرز شچچین خارج شویم.

قبل از اینکه به شرح سفر بپردازم کمی درباره تاریخچه این قسمت از آلمان صحبت خواهم کرد. البته در ادامه سفر نکات تاریخی بسیاری وجود دارد که در جای خود به آنها می پردازم.

استان براندنبورگ (Brandenburg)  یکی از کهن‌ترین مناطق آلمان است که تاریخ آن از دوران اسلاوهای باستان تا ایالت کنونی در آلمان متحد امروز، فراز و نشیب‌های زیادی را پشت سر گذاشته است.

پیش از ورود ژرمن‌ها، در این منطقه اقوام اسلاوهای غربی-به‌ویژه قبایل وندها و لوژیتزرها- ساکن بودند. در سده ۱۰ میلادی، پادشاهی آلمان (ساکسون‌ها و امپراتوری مقدس روم) این سرزمین را تصرف کرد. در همین دوره مارگراف‌نشین براندنبورگ (Margraviate of Brandenburg) در سال ۱۱۵۷ توسط آلبرشت خرس (Albrecht der Bär)  از خاندان آسکانیا بنیان‌گذاری شد. این نقطه آغاز تاریخ سیاسی براندنبورگ بود. مارگراف‌نشین به سرعت به یکی از ایالت‌های مهم امپراتوری مقدس روم بدل شد و مرکز آن شهر براندنبورگ آن در هاول (Brandenburg an der Havel)  و سپس برلین-کُلن بود.

در ۱۴۱۵، فردریش ششم هوهنزولرن از سوی امپراتور به‌عنوان مارگراف براندنبورگ منصوب شد. از این زمان، براندنبورگ پایگاه اصلی خاندان هوهنزولرن شد که بعدها به قدرت‌های بزرگ اروپایی بدل شدند. در قرن ۱۷، براندنبورگ همراه با پروس شرقی، به براندنبورگ-پروس تبدیل شد. این اتحاد اساس شکل‌گیری پادشاهی پروس از ۱۷۰۱ بود.

پس از ۱۷۰۱، براندنبورگ به قلب پادشاهی پروس تبدیل شد. برلین پایتخت پروس شد و به سرعت رشد کرد. پس از اتحاد آلمان در ۱۸۷۱، این منطقه بخشی از امپراتوری آلمان تحت سلطه پروس باقی ماند.

بعد از جنگ جهانی اول و فروپاشی امپراتوری آلمان (۱۹۱۸)، براندنبورگ همچنان به‌عنوان یک استان پروس در جمهوری وایمار وجود داشت. در دوران نازی‌ها (۱۹۳۳–۱۹۴۵)، این منطقه مرکز مهمی برای صنایع جنگی بود و اردوگاه‌های کار اجباری نیز در آن ایجاد شد. پس از جنگ جهانی دوم، براندنبورگ در منطقه اشغالی شوروی قرار گرفت. در ۱۹۴۷، ایالت پروس به دستور متفقین منحل شد و ایالت براندنبورگ به‌طور مستقل تشکیل شد.

در ۱۹۵۲، دولت آلمان شرقی (DDR) ایالت براندنبورگ را منحل و آن را به چند بخش اداری کوچک‌تر (Bezirke) تقسیم کرد. براندنبورگ به عنوان ایالت مستقل از بین رفت، ولی شهرهایی مثل پوتسدام، کُتبوس و فرانکفورت-اودر همچنان مراکز مهم باقی ماندند. پس از سقوط دیوار برلین و اتحاد آلمان (۱۹۹۰)، براندنبورگ دوباره به‌عنوان یک ایالت رسمی (Bundesland) با مرکزیت شهر پوتسدام تأسیس شد.

 

گزارش سفر:

 

پنجشنبه 10 جولای 2025، 19 تیر 1404:

حدود ظهر بود که از شهر ونکنیتسا لهستان و از طریق یک پل باریک که بر روی رودخانه مرزی “لوسیشن نایسه” ساخته شده است وارد شهر”باد موسکاو” شدیم. درست بعد از پل، پاسگاه مرزبانی آلمان قرار دارد که رندوم مدارک اتومبیلها و افرادی که از مرز گذر می کنند را چک می کند ولی اتومبیل ما را متوقف نکردند.

Bad Muskau  در قرن ۱۹ به‌خاطر حمام‌های آبگرم و چشمه‌های درمانی عنوان “Bad” گرفت و به شهری سلامت‌محور تبدیل شد. بیشترین شهرت این شهر بخاطر پارک و کاخ موسکاو است. 

ما اتومبیل را در یک پارکینگ عمومی که نزدیک کاخ موسکاو بود پارک کردیم و وارد محوطه پارک شدیم. این مجموعه توسط پرنس هرمان فون پیوکلر-موسکاو در قرن 18 در این منطقه به سبک رمانتیک انگلیسی، با چمنزارهای وسیع، مسیرهای پرپیچ‌وخم، پل‌های زیبا و دریاچه‌های مصنوعی طراحی و اجرا شده است. 

این پارک مساحتی بیش از 700 هکتار دارد و در سال 2004 در لیست میراث جهانی یونسکو ثبت شد. اکنون قسمتی از این پارک در کشور لهستان و قسمت دیگری از آن در کشور آلمان است. در قلب پارک، قلعه جدید (Neues Schloss)  و قلعه قدیمی (Altes Schloss) قرار دارند. قلعه جدید پس از مرمت، امروز موزه و مرکز فرهنگی است. با تهیه بلیط می توان از آن بازدید کرد و از فراز یکی از برجهای آن نمای زیبایی از پارک را تماشا کرد. تقریبا یکساعت برای بازدید از این مجموعه کافی است.

سپس به سمت شهر Lutherstadt Wittenberg از مسیر شهر یوتربورگ حرکت کردیم. کشاورزی در طول این مسیر رونق بسیار خوبی دارد و عمده محصولات گندم و آفتاب گردان هستند. در میان زمینهای کشاورزی توربینهای بادی به وفور وجود دارند و به نظر می رسد که در این منطقه از انرژی باد به صورت بهینه استفاده می شود. مناظر به حدی زیبا بودند که مجبور شدیم هر از چند گاهی توقف کنیم و چند عکس بگیریم.

 

در ادامه مسیر از شهر یوتربوگ عبور کردیم. دروازه تاریخی Neumarkttor یکی از سه دروازه تاریخی شهر است که بخش مهمی از سامانه دفاعی قرون وسطایی این شهر محسوب می شود. این دروازه در قرن ۱۴ ساخته شده و مانند بسیاری ار آثار این منطقه از آجر قرمز ساخته شده که نمونه شاخص از معماری گوتیک آجری است.

هوا کاملا تاریک شده بود که به هتل Martas Hotel در شهر Lutherstadt Wittenberg رسیدیم. این هتل درست در مرکز شهر قرار دارد و دسترسی خوبی به مکانهای دیدنی شهر دارد. ما برای دو شب اقامت در این هتل 350 یورو پرداختیم.

 

جمعه 11 جولای:

بعد از صرف صبحانه، پیاده به سمت کلیسا-قلعه ویتنبرگ حرکت کردیم. دو خیابان سنگفرش شده که تقریبا به موازات هم قرار دارند به این کلیسا منتهی می شوند و تقریبا تمام ساختمانهای قدیمی و سایتهای گردشگری این شهر در طول این دو خیابان قرار گرفته اند و به راحتی در دسترس می باشند. 

قبل از اینکه به بناهای این شهر بپردازم، کمی درباره تاریخ و اهمیت این شهر توضیحاتی را در ادامه می آورم که اطلاعات مهمی را شامل می شود.

“ویتنبرگ در سده‌های میانه شهری کوچک اما استراتژیک در مسیر تجاری بود. در سال ۱۵۰۲ دانشگاه ویتنبرگ  (Universität Wittenberg)  تاسیس شد که بعدها محل تدریس مارتین لوتر و فیلیپ ملانشتون شد.. 

مارتین لوتر، آغازگر رفرماسیون پروتستانی است؛ کلیساهای لوتری و بسیاری از شاخه‌های پروتستانی از اندیشه‌های او نشأت گرفتند. در ۳۱ اکتبر ۱۵۱۷، لوتر ۹۵ تز (Ninety-Five Theses) خود را علیه فروش آمرزش‌نامه‌ها  (Indulgences)  و فساد کلیسای کاتولیک بر در کلیسای قصر ویتنبرگ کوبید. او عقیده داشت که رستگاری تنها با ایمان (sola fide) و فیض خدا به دست می‌آید، نه با اعمال یا خرید آمرزش! و کتاب مقدس تنها منبع معتبر ایمان است (sola scriptura). او کتاب مقدس را به زبان آلمانی ترجمه و در اختیار همگان قرار داد و بدین ترتیب اقتدار مطلق پاپ در امور دینی از بین رفت.

فیلیپ ملانشتون، همکار و یار نزدیک مارتین لوتر بود؛ او بیشتر به عنوان نظریه‌پرداز و سیستماتیزه‌کننده جنبش رفرماسیون شناخته می‌شود. او در اصلاحات آموزشی آلمان نقش کلیدی داشت و سیستم مدارس و دانشگاه‌های پروتستان را پایه‌ریزی کرد.

ویتنبرگ به واسطه حضور این دو، به «مهد رفرماسیون پروتستانی» تبدیل شد. این شهر به دلیل نقشش در رفرماسیون، در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است.”

کلیسای قصر ویتنبرگ که به کلیسای تمام مقدسین هم معروف است، به سبک کلیسا گوتیک متأخر بنا شده است و برج‌های بلند و پنجره‌های نوک‌تیز دارد. این کلیسا در سال‌های ۱۴۹۰–۱۵۰۶ به دستور فردریک سوم، ملقب به فردریک خردمند (Frederick the Wise)  ساخته شد و بخشی از مجموعه قصر ویتنبرگ بود و به عنوان کلیسای درباری و آرامگاه شاهزادگان ساکسونی شناخته می شد. تا اینکه مارتین لوتر در سال 1517 تزهای ۹۵‌گانه خود را علیه سوءاستفاده‌های کلیسای کاتولیک (به‌ویژه فروش آمرزش‌نامه‌ها) بر درب اصلی این کلیسا نصب کرد. درون کلیسا، آرامگاه مارتین لوتر (1546) و فیلیپ ملانشتون (1560) قرار دارد. این مکان برای پروتستان‌ها حکم زیارتگاه دارد.

برای بازدید از این کلیسا و نمایشگاه کوچکی که درباره این قصر در مجاورت کلیسا دایر است حداقل یک ساعت زمان نیاز دارید. البته این امکان نیز وجود دارد که از برج استوانه ای 88 متری این بنا بازدید کنید.

 

 

کمی جلوتر کلیسا جامع مقدس قرار دارد که عمده شهرت آن بخاطرنخستین آیین عشای ربانی به زبان آلمانی است که توسط مارتین لوتر برگزار شد.

 

در میدان مرکزی شهر، ساختمان شهرداری و مجسمه هایی از لوتر و ملانشتون قرار داده شده است. دور تا دور این میدان ساختمانهای زیبایی که قدمت بیشتر آنها به دوره رنسانس برمیگردد، ساخته شده است.

 

در ادامه مسیر با گذر از کنار خانه ملانشتون به خانه لوتر می رسیم. این مکان قبلا یک صومعه آگوستینی بوده که لوتر در آن زندگی می کرده و امروز یکی از بزرگ‌ترین موزه‌های جهان در زمینه تاریخ رفرماسیون است. در حیاط این موزه مجسمه ای از همسر لوتر نیز قرار داده شده است. 

سپس به سرعت به هتل برگشتیم و با اتومبیل به سمت شهر Dessau حرکت کردیم و بلادرنگ خودمان را به ساختمان مرکزی دانشگاه Dessau رساندیم. این ساختمان که یکی از نمادی ترین ساختمانها در تاریخ مدرن جهان محسوب میشود توسط معمار والتر گروپیوس- بنیانگذار مکتب باوهاوس- در سال 1925 برای مدارس Bauhaus ساخته شد. زمانی که ما به این محل رسیدیم در داخل ساختمان اصلی جشن فارغ التحصیلی دانشجویان این دانشگاه در حال برگزاری بود. دانشجویان لباسهای مخصوص فارغ التحصیلی پوشیده بودند و مشغول گرفتن عکسهای یادگاری با همکلاسی ها و والدینشان بودند. بازدید از قسمتهایی از این ساختمان برای عموم امکان پذیر است که شامل یک موزه کوچک از طرح ها و همچنین تصاویر و ماکت هایی از ساختمان هایی است که به این مکتب تعلق دارند. برای من که از معماری چیز زیادی سر در نمی آورم نمای شیشه ای و مکانیزم باز و بسته شدن پنجره های این ساختمان بسیار جالب بود. 

 

خانه هایی که در همان زمان برای استادان این مدرسه طراحی و ساخته شده بود، چند خیابان آنطرف تر قرار دارند که ما پیاده به سمت آنها رفتیم. با همان بلیت که برای بازدید از دانشگاه تهیه کرده بودیم اجازه داشتیم تا از داخل چند خانه نیز بازدید کنیم که بیشتر جنبه نمایشگاهی دارند. مجموعه مدارس و خانه های اساتید Bauhaus در لیست میراث جهانی ثبت شده اند. 

همانطور که در بلوار اصلی شهر به سمت محل پارک اتومبیل قدم می زدیم یک ساندویچ فروشی ترک پیدا کردیم که شاورما خوبی به ما داد و به این ترتیب ناهار خوشمزه ای میل کردیم.

پارک Schiller یکی از پارکهای داخل شهر است که به افتخار شاعر و نمایشنامه‌نویس بزرگ آلمانی فریدریش شیلر  (Friedrich Schiller, 1759–1805)  نام‌گذاری شده است. در میانه پارک ستون Schillerturm به ارتفاع 12.5 متر نصب شده است. این ستون ابتدا در سال 1915 بعنوان برج بیسمارک ساخته شد ولی در سال 1955 با یادبود فردریش شیلر تبدیل شد.

درست در مرکز شهر پارک Georgium قرار دارد. این پارک به دستور شاهزاده یوهان گئورگ در سال‌های ۱۷۸۰–۱۷۹۰ ساخته شد و به همین دلیل Georgium نام گرفت. طراحی آن تحت تأثیر سبک باغ‌های انگلیسی بود، که در آن زمان بسیار مد روز و نوآورانه به شمار می‌رفت و شامل چمن‌زارهای وسیع، درختان پراکنده، مسیرهای خمیده و چشم‌اندازهای شاعرانه با پل‌های کوچک و برکه‌ها که فضای طبیعی و رمانتیک ایجاد می‌کنند، است. همچنین یک ویلای کلاسیک کوچک در قلب پارک متعلق به قرن ۱۸ وجود دارد که  امروزه محل موزه آنهالت (Anhaltische Gemäldegalerie) است و آثار نقاشی اروپایی از قرون ۱۵ تا ۱۹ را نمایش می‌دهد. تعدادی مجسمه‌ الهام‌گرفته از دنیای باستان و رنسانس و همچنین بناهای کوچک تزئینی، مانند پرستشگاه‌ها یا ستون‌های یادبود در پارک پراکنده اند.

   

 

این پارک یکی از اولین نمونه‌های باغ‌سازی نوین در اروپا به شمار می‌رود و یکی از بخش‌های مهم و تاریخی از مجموعه‌ی معروف Dessau-Wörlitz Garden Realm است؛ این مجموعه‌ی باغ‌ها و پارک‌ها در قرن ۱۸ میلادی طراحی شدند و امروز در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار دارند.

در مسیر برگشت به سمت شهر Lutherstadt Wittenberg از پارک Worlitzer بازدید کردیم. این پارک بخش  اصلی از Dessau-Wörlitz Garden Realm به شمار می‌رود و در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار دارد.

 این پارک بسیار زیبا به دستور شاهزاده لئوپولد سوم فردریک فرانتس فون آنهالت-دساو در نیمه دوم قرن ۱۸ (حدود ۱۷۶۵–۱۸۰۰) ساخته شد و طراحی آن به عهده فردریش ویلهلم فون ارنشتِد از پیشگامان معماری نئوکلاسیک در آلمان بود. دریاچه‌ها، کانال‌ها، جزایر مصنوعی، پل‌های متنوع و مسیرهای خمیده طوری طراحی شده اند که هم طبیعی و هم هنری به نظر برسند. ساختمان قصر وورلیتس (Schloss Wörlitz) اولین ساختمان به سبک نئوکلاسیک در آلمان است و نماینده‌ای از گرایش به معماری ساده، عقلانی و الهام‌گرفته از یونان و روم باستان می باشد.

تعدادی معبد و بنای نمادین الهام‌گرفته از معماری ایتالیایی، یونانی و گوتیک در این پارک  به همراه تندیس‌هایی از خدایان یونان، شخصیت‌های تاریخی و نمادهای فلسفه روشنگری ساخته شده اند. امکان قایق‌سواری روی کانال‌ها و دریاچه‌ها وجود دارد.

 

در کنار پارک یک رستوران خوب با نمایی مشرف به دریاچه وجود دارد که برای رفع خستگی یک روز طولانی گزینه ای مناسب بود.

 

شنبه 12 جولای:

به سمت شهر پوتسدام حرکت کردیم. طبق قراری که با احمد- یکی از دوستان قدیمی مقیم برلین- داشتم، قرار شد او به همراه فرزندانش که هم سن و سال بچه های من هستند، به پوتسدام بیاید. هوا کاملا بارانی بود که برای بازدید از کلیسا سنت نیکولاس به مرکز شهر رفتیم و اتومبیل را در یک پارکینگ مسقف در محله هلندی ها (Dutch Quarter) پارک کردیم.   Dutch Quarter محله ای با 134 خانه آجری است که در فاصله سالهای 1733 تا 1740 به سفارش شاه فردریک ویلهلم اول ساخته شد.

 

کلیسا Church of Saints Peter and Paul در مرکز تاریخی شهر یک کلیسای کاتولیک با سبک رنسانس ایتالیایی قرن نوزدهمی است که برج بلند 64 متری آن یکی از نمادهای شهر محسوب می‌شود. فضای داخلی آن نسبتاً ساده اما پرنور است و شامل نقاشی‌های دیواری و شیشه‌های رنگین می باشد.

 

کمی جلوتر میدان قدیمی یا Alter Market قرار دارد. این میدان از قرون وسطی به‌عنوان میدان اصلی شهر شکل گرفت و در قرن‌های ۱۷ و ۱۸، با توسعه پوتسدام به‌دست پادشاهان پروس، به یک میدان باروک با کاخ‌ها و بناهای باشکوه تبدیل شد. بخش بزرگی از ساختمان‌های اطراف میدان در جنگ جهانی دوم ویران شد، اما از دهه ۱۹۹۰ به بعد بخش زیادی بازسازی شده‌اند. مهمترین بنا در این میدان کلیسای سنت نیکولاس (St. Nikolaikirche) شاهکار معماری نئوکلاسیک، طراحی‌شده توسط کارل فریدریش شینکل است. گنبد عظیم و سبز رنگ آن 77 متر ارتفاع دارد و نماد میدان است. فضای داخلی کلیسا بسیار ساده است.

در وسط میدان یک ابلیسک با ارتفاع تقریباً ۲۵ متر، قرار دارد که یکی از نمادهای برجسته این میدان تاریخی است. این ابلیسک در سال‌های ۱۷۵۳ تا ۱۷۵۵ به دستور فریدریش بزرگ و بر اساس طراحی معمار مشهور جورج ونتسلاوس فون نوبلزدورف ساخته شد. در طراحی این ابلیسک، از سنگ‌های مرمر قرمز و سفید استفاده شده است. در بخش پایین آن، چهار مدالیون با تصاویر پرتره از چهار پادشاه برجسته خاندان هابسبورگ نصب شده بود که در بازسازی سال ۱۹۷۹، این تصاویر با تصاویر معماران برجسته پوتسدام جایگزین شدند. 

 

علاوه بر اینها چندین  بنای مجلل در اطراف این میدان وجود دارند که اکثرا به موزه تغییر کاربری داده اند.

 

یکی از بناهای زیبا در داخل بافت قدیمی دروازه Nauener Tor ( یکی از سه دروازه تاریخی باقی‌مانده شهر پوتسدام (در کنار Jägertor  و Brandenburger Tor) است. این دروازه در سال 1755 به دستور فردریک کبیر ساخته شد و اکنون به عنوان یکی از اولین نمونه‌های معماری نئوگوتیک (Neogotik) در اروپا شناخته می‌شود. در ساخت آن از قلعه‌های قرون وسطایی با دو برج دایره‌ای بلند و دیوارهای کنگره‌دار الهام گرفته شده است. این دروازه همچنان یکی از ورودی‌های نمادین شهر تاریخی پوتسدام است. اطراف آن کافه‌ها، رستوران‌ها و مغازه‌های زیادی وجود دارد که این مکان را به یک نقطه محبوب گردشگری و محلی برای پیاده‌روی و استراحت تبدیل کرده است.

 

هوا کاملا بارانی بود که از میان کوچه و پس کوچه های پوتسدام خودمان را به ورودی کاخ سن سوسی  Schloss Sanssouci (به معنی بی دغدغه) رساندیم. این کاخ معروف‌ترین کاخ شهر پوتسدام و یکی از شاخص‌ترین بناهای تاریخی آلمان است و اغلب آن را با کاخ ورسای فرانسه مقایسه می کنند  و به همین دلیل گاهی آن را “ورسای پروس” می‌نامند. باغ‌های Sanssouci Park  جزو زیباترین پارک‌های سلطنتی آلمان هستند. طراحی باغ‌ها به سبک باروک و سپس با عناصر منظره‌سازی انگلیسی تکمیل شدند. ساختمان اصلی کاخ یک طبقه است و بر فراز تپه‌ای با تراس‌های انگور ساخته شده است. این نمای پلکانی که به یک حوض و فواره بزرگ ختم می شود نمای منحصر به فردی به منظره خارجی این کاخ داده است. نمای خارجی ساختمان کاخ با ستون‌های کورینتی، مجسمه‌ها و نقش‌برجسته‌های فراوان تزئین شده اند.

 

برای تهیه بلیت ورودی می بایست به باجه بلیت فروشی که در نزدیک ساختمان آسیاب بادی قرار دارد مراجعه کرد. معمولا ساعت ورود به کاخ روی بلیت درج شده تا تعداد بازدیدکنندگان داخل کاخ قابل کنترل باشد. ما تقریبا نیم ساعت در خارج از کاخ و زیر باران منتظر ماندیم. خوشبختانه در این کاخ به شما یک دستگاه اودیوگاید می دهند که به کمک آن می توانید از اشیا و همچنین روایت تاریخی آنها بیشتر لذت ببرید.این کاخ اقامتگاه تابستانی فردریک کبیر بود و طراحی داخلی آن شاهکاری از سبک روکوکو پروسی است.

سالن مرمر بزرگ‌ترین و باشکوه‌ترین تالار کاخ است که با ستون‌های مرمر کورینتی و گنبدی مدور با نقاشی‌های هنری طراحی شده است و محل برگزاری مهمانی‌ها، کنسرت‌ها و پذیرایی از میهمانان مهم بود. دیوارها با طلای براق، سنگ مرمر و نقاشی‌های بزرگ استادان اروپایی تزئین شده اند. طراحی کتابخانه این کاخ با چوب‌های گران‌بها یکی از زیباترین اتاقها را به نمایش گذاشته است. فردریک علاقه بسیاری به مطالعه داشت به همین دلیل کتابخانه بسیار غنی با بیش از دو هزار جلد کتاب برای خود ساخته بود.  یکی دیگر از اتاقها که مورد توجه بازدیدکنندگان است، اتاق جانوران و گیاهان است که با نقاشی و مجسمه های جانوران استوایی به زیبایی طراحی شده است. فردریک به موسیقی علاقه بسیاری داشت و خودش فلوت می نواخت. او اتاق بسیار باشکوهی برای تمرین و اجرا موسیقی ساخته بود و امروزه یکی از زیباترین اتاقهای کاخ است. این اتاق طوری طراحی شده تا کیفیت صدا در هنگام نوازنگی سازها بسیار خوب باشد. گالری نقاشی های کاخ شامل آثاری از روبنس، ون دایک، کاراواجو، رافائل و بسیاری دیگر از بزرگان این هنر است.  پنجره‌های کاخ طوری طراحی شده‌اند که منظره‌ی باغ‌ها و مجسمه‌ها را قاب بگیرند و بازدیدکنندگان از داخل کاخ ‌بتوانند مناظر باغ‌های باروک، فواره‌ها و پاویلیون‌های اطراف را ببینند. برای بازدید از این کاخ 2 ساعت زمان نیاز است.

 

 

 

ما بعد از بازدید از کاخ، کمی در محوطه پارک گردش کردیم. در این چند کاخ و همچنین مجسمه ها و بناهای دیگری نیز وجود دارد که علاقه مندان می توانند با صرف زمان بیشتر از آنها بازدید کنند. محوطه داخلی پارک بسیار وسیع است و به همین خاطر محل مناسبی برای ساکنین شهر پوتسدام است تا از این فضای سبز لذت ببرند.

ما پارک را موقتا ترک کردیم تا از دروازه برندنبرگ بازدید کنیم. فاصله این دروازه تا درب اصلی کاخ زیاد نیست و می توان پیاده این مسیر را طی کرد. این دروازه در قرن 18 طراحی شده است و در ابتدای خیابان برندنبرگ ساخته شده است. انتهای این خیابان پیاده رو به کلیسا سنت پیتر و پل ختم می شود و محل خوبی برای پرسه زدن در قلب پوتسدام است.  نکته جالب درباره این دروازه این است که طراحی دو سوی آن با هم متفاوت است. سمت شهر (داخل پوتسدام)  به سبک رومی-کلاسیک طراحی شده است. سمت بیرونی (رو به برلین) شباهت زیادی به طاق نصرت رومی در رم دارد. تزئینات آن شامل ستون‌ها، تندیس‌های پیروزی، و نقش‌های کلاسیک است که جلوه‌ای باشکوه به آن بخشیده‌ است. این دروازه در سال 1770 به سفارش فردریک کبیر به مناسبت پایان موفقیت‌آمیز جنگ هفت‌ساله  (1756–1763)  ساخته شد.

 

ما برای بازدید از بناهای آنسوی پارک سن سوسی سوار اتومبیل شدیم و در پارکینگ پشت دانشگاه پوتسدام پارک کردیم. دانشگاه در ساختمان‌هایی تاریخی مستقر شده که قدمت آن‌ها به قرن 18 و 19 بازمی‌گردد. یکی از مهمترین بناهای داخل پارک سن سوسی، “کاخ جدید یا Neues Palais” نام دارد. قسمتی از آن اکنون متعلق به دانشگاه پوتسدام است و قسمتی دیگر موزه ای تاریخی است و بازدید از آن امکان پذیر است. نمای ساختمانهایی که اکنون به دانشگاه تعلق دارند بسیار زیبا هستند. ما نتوانستیم از داخل این ساختمانها بازدید کنیم ولی از مشاهده نمای آنها لذت بردیم. 

 

قبل از اینکه پوتسدام را ترک کنیم تصمیم گرفتیم تا از برج اینشتین (Einsteinturm) بازدید کنیم. این برج در منطقه  تله‌گرافن‌برگ (Telegrafenberg) قرار دارد که یکی از مهم‌ترین مراکز علمی و پژوهشی آلمان است. این برج در حد فاصل سال‌های 1919 تا 1922 ساخته شد. هدف از ساخت آن رصدخانه ای خورشیدی برای آزمایش تجربی نظریه نسبیت عام آلبرت اینشتین، به‌ویژه تأثیر گرانش بر نور (انتقال به سرخ گرانشی) بود. سوای از نقش علمی این مرکز، خود این بنا از نظر معماری قابل توجه است. طراحی آن به سبک اکسپرسیونیسم، با فرم‌های پویای منحنی و روان  و بدون خطوط تیز که بیشتر شبیه به یک پیکر مجسمه‌ای است تا یک ساختمان. مصالح آن از آجر و گچ و سیمان است.  در زمانی که ما به این ساختمان رسیدیم، درب اصلی آن بسته بود و نتوانستیم از داخل آن بازدید کنیم. 

 

پوتسدام از نظر تاریخی در آلمان جایگاه ویژه ای دارد. مکانهای دیدنی بسیاری در این شهر وجود دارند که برای بازدید از همه آنها شاید چند روز نیاز باشد. ما نتوانستیم همه قسمتهای شهر را ببینیم. البته من خیلی دوست داشتم تا از کاخ سسیلینهوف بازدید کنم که متاسفانه در دست تعمیر قرار داشت و امکان بازدید از آن نبود این کاخ همان جایی است که کنفرانس پوتسدام در سال 1945 برگزار شد و سران متفقین (استالین، چرچیل/اتلی، و ترومن) درباره آینده آلمان و اروپا پس از جنگ تصمیم‌گیری کردند.

سپس طبق برنامه ریزی انجام شده به سمت برلین حرکت کردیم. اقامت ما در قسمت مرکزی شهر و در هتل Novotel Berlin Mitte  بود و بابت سه شب اقامت 777 یورو پرداختیم.

یکشنبه 13 جولای:

تصمیم گرفتیم تا امروز را با پای پیاده در شهر برلین گردش کنیم. ابتدا به میدان Gendarmen رفتیم. در حال حاضر سه بنای اصلی در این محل وجود دارند که دارای اهمیت هستند. این میدان در تمام طول سال میزبان کنسرت‌های فضای باز و جشنواره‌هاست. مخصوصا بازار کریسمس آن شهرت زیادی دارد. این میدان نمونه‌ای بی‌نظیر از هماهنگی معماری باروک و نئوکلاسیک در برلین است و بسیاری آن را “زیباترین میدان آلمان” می‌نامند. در زمانی که ما از این محل بازدید کردیم، محوطه و نمای برخی از بناها در حال مرمت بود. جنوبی ترین بنا Neue Kirche یا کلیسا جامع آلمانی نام دارد. امروز به‌عنوان بخشی از موزه بوندستاگ (پارلمان آلمان) و نمایشگاه تاریخ دموکراسی در آلمان استفاده می‌شود. گنبد این کلیسا بسیار بزرگ و زیباست و قرینه ای است از گنبد کلیسای فرانسوی که در ضلع شمالی میدان قرار دارد. این ساختمان نیز اکنون به موزه تاریخ هوگنوها تعلق دارد.

در مرکز ضلع شمالی میدان سالن کنسرت و تئاتر ملی برلین قرار دارد که در سال 1821 توسط کارل فریدریش شینکل طراحی و اجرا شد. درست در مقابل این ساختمان مجسمه شاعر بزرگ آلمانی فردریش شیلر نصب شده است.

در ادامه مسیر به میدان Bebelplatz رسیدیم. شهرت این میدان به خاطر واقعه کتاب سوزی است که در سال 1933 در آن اتفاق افتاد و 20 هزار جلد کتاب متعلق به نویسندگان یهودی، لیبرال، و منتقد حکومت نازی ها در این مکان به آتش کشیده شد. امروزه یک یادمان شیشه‌ای زیرزمینی اثر Micha Ullman در وسط میدان قرار دارد. بازدید کنندگان از طریق یک شیشه کوچک که در کف زمین قرار دارد می توانند کتابخانه‌ای خالی با قفسه‌های سفید، که یادآور آن واقعه است را ببینند. اطراف این میدان بناهای مهمی مثل اپرای دولتی برلین، ساختمان اصلی دانشگاه هومبولت (دانشمندانی چون هگل، انیشتین و برادران گریم در آن تدریس یا تحصیل کرده‌اند) و کلیسای جامع کاتولیک سنت هدویگ قرار دارند. این کلیسا با یک گنبد عظیم سبز رنگ، در میانه قرن 18 به دستور فریدریش کبیر برای جامعه کاتولیک ساخته شد و معماری آن الهام‌گرفته از پانتئون رم است. فضای داخلی آن بسیار ساده است و طراحی مدور آن باعث می‌شود تا همه صندلی‌ها به محراب نزدیک باشند. جالب است که فریدریش کبیر، با وجود پروتستان بودن، اجازه ساخت این کلیسا را داد تا نشان دهد پروس کشوری با مدارا و تنوع مذهبی است.

 

درست در آن سوی خیابان بنای یادبود قربانیان جنگ و دیکتاتوری در برلین قرار دارد این بنا به Neue Wache (به معنی نگهبانی جدید) معروف است. این بنا در اوایل قرن 19 به دستور فریدریش ویلهلم سوم (پادشاه پروس) به منظور پادگان و ساختمان نگهبانی سلطنتی برای حفاظت از کاخ شهر برلین ساخته شد. نمای اصلی شبیه به معبد یونانی با ستون‌های دوریک است. فضای داخلی ساده و سنگین، با دیوارهای خالی و نورگیر دایره‌ای در سقف است. مجسمه‌ی مشهور “مادر با پسر مرده” (Mother with her Dead Son)  اثر کیت کولویتس درست زیر نورگیر قرار دارد، به‌گونه‌ای که باران و برف از سقف به داخل می‌ریزند و بدین ترتیب نمادی از رنج و آسیب‌پذیری انسان به نمایش گذاشته می شود. بازدید از این بنا رایگان است و حداقل نیاز به نیم ساعت زمان دارد.

درست در کنار این بنا، ساختمان تسلیحات خانه قدیم برلین که به Zeughaus مشهور است قرار دارد. در سال 1695 این بنا به دستور فریدریش سوم برای انبار تسلیحات ساخته شد و در آن زمان بزرگترین ساختمان خیابان Unter den Linden بود. این بنا امروزه به  موزه تاریخ آلمان تعلق دارد. در زمانی که ما در برلین بودیم این موزه تعطیل بود.

 

درست در ضلع شرقی تسلیحات خانه، رودخانه اشپره (Spree) قرار دارد که بخش زیبایی به نام جزیره موزه‌ها (Museumsinsel)  در میان شاخه‌های آن شکل گرفته است. این رود حدود 400 کیلومتر طول دارد و پس از گذر از برلین، به رودخانه هافل (Havel) می‌پیوندد. رود هافل خودش به رودخانه اِلبه (Elbe)و نهایتا به دریای شمال می ریزد. 

جزیره موزه ها در بین دو شاخه از رود اشپره و در قلب برلین قرار دارد. علاوه بر بناهای شاخصی مثل کلیسای جامع برلین (Berliner Dom) و قصر شهر برلین (Berliner Schloss / Humboldt Forum)، پنج موزه بزرگ و تاریخی در این جزیره ساخته شده اند:

 

موزه پرگامون (Pergamon Museum)، مشهورترین موزه برلین است و از مهمترین آثار آن می توان به دروازه ایشتار (Ishtar Gate) بابل، کوریدور شیرها و گاوهای بالدار، Altars of Pergamon (محراب عظیم پرگامون – در بخش بازسازی) و آثار تمدن‌های یونان، روم، اسلامی، خاورمیانه اشاره کرد. متاسفانه این موزه در زمان بازدید ما در حال بازسازی بود و بازدید از آن میسر نشد.

موزه قدیم (Altes Museum)، ساخته‌شده در 1830 و حاوی آثار یونان و روم باستان، مجسمه‌ها، سرامیک‌ها و برنزهای کلاسیک و همچنین گنبد مرکزی زیبا و معماری نئوآنتیک است.

موزه جدید (Neues Museum)، این موزه پس از جنگ جهانی بازسازی شد. مشهورترین اثر این موزه مجسمه نفرتیتی (Nefertiti Bust)  است که نماد اصلی هنر مصر باستان می باشد.

موزه بود (Bode Museum)، مجموعه ای از هنر بیزانس، مجسمه‌های اروپایی از قرون وسطی تا باروک و کلکسیون گستردهٔ سکه‌ها و مدال‌ها (Münzkabinett) است.

موزه ملی گالری قدیم (Alte Nationalgalerie) ، حاوی آثاری از نقاشی‌های قرن 19 اروپا در سبک های رومانتیسم – نئوکلاسیسیسم – امپرسیونیسم با آثار مانه، کورو، کاسبیر، فریدریش می باشد. بنای آن شبیه معبد یونانی است.

 

از اینکه با درب بسته موزه پرگامون مواجه شدیم خیلی ناراحت شدم. مخصوصا بعد از سفر عراق، متوجه شده بودم که آلمانیها کاوشهای باستانی خیلی مهمی را در این منطقه انجام داده اند و بسیاری از آثار کشف شده را به موزه پرگامون منتقل کرده اند. همچنین آثار مهمی از مناطق غربی ترکیه امروزی در این موزه نگهداری می شوند. به دوستان پیشنهاد دادم  حداقل نمای ساختمان جدید را از نزدیک ببینیم که به ساختمانی که روی آن نوشته بود “موزه-پاناراما پرگامون” برخوردیم. این بنا در سال 2018 افتتاح شد. از آنجا که بخش بزرگی از موزه پرگامون در حال بازسازی طولانی‌مدت است . برای اینکه بازدیدکنندگان همچنان تجربه‌ای زنده از شکوه آثار پرگامون داشته باشند، این موزه-پانوراما ساخته شد. در ابتدای ورود وارد موزه ای می شوید که به نمایش قطعاتی از محراب پرگامون، آثار یونان و روم باستان و توضیحاتی درباره باستان‌شناسان آلمانی که در قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ در پرگامون حفاری کردند، اختصاص داده شده است. بازدید از این موزه کمک می‌کند تا آثار تاریخی که در موزه پرگامون به دلیل بازسازی در دسترس نیستند، به‌صورت زنده تجربه شوند. اما جالبترین قسمت این مجموعه متعلق به پانورا پرگامون است که یک نمونه بی‌نظیر از کاربرد فناوری مدرن در بازآفرینی تاریخ باستان است.

خالق این اثر، یادگار عزیزی (Yadegar Asisi) است که به خاطر پانوراماهای عظیمش (مثل پانورامای دیوار برلین، پانورامای آمازون و پانورامای روم باستان) شهرت جهانی دارد او به همراه یک تیم حرفه ای از باستان شناسان و مورخان ، تصویری بسیار دقیق از شهر پرگامون در قرن دوم میلادی در قالب یک پانورامای عظیم خلق کرده است. ارتفاع این پانوراما 30 متر و محیط آن بیش از 110 متر است. درست در مرکز این بنا یک سکو چهار طبقه قرار دارد که یک دید 360 درجه به بازدید کنندگان می دهند. شما وقتی در مرکز سالن قرار می‌گیرید، می‌توانید تمام اطراف را مثل اینکه در شهر ایستاده‌اید ببینید. افکتهای نوری و صوتی، روز و شب، طلوع و غروب را به همراه صداهای بازار، معابد و پرندگان را به بازدیدکننده منتقل می کنند. استفاده از موسیقی باستانی حس واقعی بودن را بیشتر تقویت می‌کند. در این پانوراما معابد عظیم، از جمله محراب پرگامون، آمفی تئاتر شهر، آکروپولیس، بازارها و خانه‌های مسکونی، شهروندان پرگامونی در حال کار، تجارت و جشن و همچنین حضور رومی‌ها در شهر و ترکیب دو فرهنگ به زیبایی به نمایش گذاشته شده است. به نظر من پانوراما پرگامون اثری فاخر از هنرمندی است که عاشق کارش است. یادگار عزیزی که از مادر و پدری ایرانی زاده شده، هم اکنون در برلین زندگی می کند. او برای خلق این اثر عکسهای بسیار دقیقی از ویرانه های شهر قدیمی پرگامون که اینک در کشور ترکیه قرار دارد تهیه کرد. با کمک باستان شناسان و متخصصان به صورت سه بعدی و به کمک کامپیوتر شهر قدیم را بازسازی کرد. سپس لباسهای آن زمان را بر تن هنرپیشه های حرفه ای پوشاند و از آنها در موقعیتهای مختلف که مد نظر داشت عکاسی کرد وبا کمک تکنولوژی و افکتهای سینمایی تصاویر را بر روی محلهای مورد نظر بازسازی  و نهایتا نمایی از شهر را خلق کرد که احساس زنده بودن را به بیننده منتقل می کند. برای لذت بردن از این پانوراما و موزه همراه آن دو ساعت زمان اختصاص دهید.

 

ما از میان جزیره موزه ها گذر کردیم. بخاطر محدودیت زمانی نتوانستیم از موزه های این محل بازدید کنیم. 

کلیسا جامع برلین در همین جزیره قرار دارد و یکی از مهمترین بناها و نماد شکوه پروتستانتیسم در آلمان است. سنگ بنای این کلیسا در قرن 15 گذاشته شد ولی آنچه امروز می بینیم بین ۱۸۹۴ تا ۱۹۰۵ به دستور ویلهلم دوم آخرین امپراتور آلمان و به سبک باروک-رنسانس ساخته شد. در جنگ جهانی دوم آسیب‌های سنگینی دید؛ بخش بزرگی از گنبد ویران شد. بازسازی اصلی از دهه ۱۹۷۰ آغاز و تا سال ۱۹۹۳ تکمیل گشت. معمولا برای بازدید از داخل کلیسا می بایست در یک صف نسبتا طولانی برای خرید بلیط  منتظر بمانید. اگر کیف یا ساک دستی بزرگ همراه خود دارید، آن را می بایست به غرفه های بار تحویل دهید. گنبد عظیم 98 متری  این کلیسا با نقاشی‌های فرشتگان و تمثیل‌های مسیحی یکی از قسمتهایی است که مورد توجه بازدیدکنندگان قرار دارد. فضای داخلی با مرمر، طلاکاری، موزاییک و نقاشی‌های مذهبی تزیین شده است. محراب ، شیشه‌های رنگی با صحنه‌های زندگی مسیح و همچنین ارگ بسیار بزرگ با 7000 لوله از قسمتهای دیگر این کلیسا زیبا هستند. سرداب کلیسا، آرامگاه خانواده سلطنتی هوهن‌تسولرن با حدود ۹۰ تابوت سلطنتی می باشد. گردشگران می‌توانند از پلکان بالا بروند و به سکوی گنبد برسند، از آنجا چشم‌اندازی فوق‌العاده به جزیره موزه‌ها و مرکز برلین دیده می‌شود. بازدید از این کلیسا حداقل به یک ساعت زمان نیاز دارد. 

 

به سمت میدان Alexanderplatz حرکت کردیم. ابتدا از کنار کلیسا مارین کیرشه عبور کردیم که متاسفانه ساعت بازدید از آن به پایان رسیده بود و نتوانستیم داخل آن را ببینیم این کلیسا در قرن 13 ساخته شده و به خاطر نقش دیواری موسوم به “رقص مرگ Totentanz” معروف است. نمای بیرونی آجری قرمز با برج مرتفعی به ارتفاع ۹۰ متر مشخصه‌ی اصلی بناست.   برج کلیسا در سدهٔ ۱۸ میلادی با پوشش باروک بازسازی شد و همین باعث ترکیب سبک‌ها در معماری آن شده است.

فواره نپتون (Neptune Fountain) بی شک یکی از جذابترین قسمتهای این محل است. از هر طرف که شما نگاه می کنید تعداد زیادی از گردشگران را می بینید که مشغول عکاسی هستند. ساخت این فواره در سال ۱۸۹۱ به سفارش قیصر ویلهلم دوم به راین‌هولد بگاس (Reinhold Begas)، که یکی از مشهورترین مجسمه‌سازان سبک نئو باروک در آلمان بود، داده شد. در ابتدا آن را مقابل کاخ سلطنتی برلین (Berliner Schloss) قرار دادند ولی پس از جنگ جهانی دوم به مکان فعلی منتقل شد. در مرکز فواره، خدای دریاها نپتون با یک نیزه سه‌شاخه (trident) در دست نشسته است. چهار زن مجسمه‌سازی‌شده در اطراف او، نماد چهار رود بزرگ پروس در آن زمان هستند: راین (Rhein) ویستولا (Weichsel / Wisła) اُدر (Oder) و البه (Elbe).  اطراف فواره با موجودات دریایی، مارماهی‌ها، شیرهای دریایی و موجودات افسانه‌ای تزئین شده است.

در سوی دیگر ساختمان شهرداری که به تالار شهر قرمز برلین  (Rotes Rathaus / Red City Hall)معروف است، قرار دارد. سبک بنا ترکیبی از رنسانس ایتالیا و معماری آجری شمال آلمان است. نمای بیرونی دارای طاق‌ها و ستون‌های تزیینی و یک برج مرکزی بلند ۷۴ متری است. برج با ساعت بزرگی زینت یافته که امروزه هم از قسمتهای قابل‌توجه ساختمان است. طول این ساختمان حدود ۹۶ متر است و به شکل یک بلوک بزرگ مربعی ساخته شده است. در بخش بیرونی ساختمان یک نوار مجسمه‌کاری (Bilderfries) وجود دارد که تاریخ برلین را در صحنه‌های مختلف روایت می‌کند. 

برج برلین یک برج تلویزیونی است که در سال 1965 و در دوران جمهوری دموکراتیک آلمان(آلمان شرقی) در مدت 4 سال ساخته شد تا به جهانیان نشان دهد که این کشور توانایی های فنی و معماری بالایی دارد. ارتفاع کل برج ۳۶۸ متر و بلندترین سازه در آلمان است. امروزه همراه با دروازه براندنبورگ و رایشستاگ، از اصلی‌ترین نمادهای شهر به شمار می‌رود.

میدان الکساندر پلاتس (Alexanderplatz) که برلینی‌ها آن را “Alex” می نامند، یکی از مشهورترین و پررفت‌وآمدترین میادین شهر برلین و قلب تپنده بخش شرقی سابق شهر است. در قرون وسطی به عنوان بازار دام شناخته می‌شد. در سال ۱۸۰۵ در سفر تزار الکساندر یکم روسیه به برلین به افتخار او نام “الکساندر پلاتس” را بر این میدان نهادند. در قرن ۱۹ به یک مرکز مهم حمل‌ونقل و بازرگانی بدل شد. اکنون نیز یکی از بزرگ‌ترین و شلوغ‌ترین گره‌های حمل‌ونقل عمومی در برلین است. ایستگاه S-Bahn، U-Bahn، تراموا و اتوبوس همه در الکساندر پلاتس با هم تلاقی دارند.  ساختمان ساعت جهانی یا World Clock (Urania-Weltzeituhr) در این میدان قرار دارد و زمان شهرهای مهم دنیا را نشان می‌دهد. علاوه بر اینها مرکز خرید بزرگ Alexa، هتل‌ها، فروشگاه‌ها و ساختمان‌های اداری زیادی در اطراف آن قرار دارند. 

خیابان Karl-Marx-Allee در قسمت شرقی این میدان، یکی از شاخص‌ترین و تاریخی‌ترین خیابان‌های برلین است که به‌ویژه به خاطر معماری دوران آلمان شرقی (DDR) شهرت دارد. طول آن حدود ۲ کیلومتر است و یکی از بزرگ‌ترین بلوارهای تاریخی شهر محسوب می‌شود. در سال‌های ۱۹۴۹ تا ۱۹۶۱ به عنوان خیابان استالین نام‌گذاری شد و در سال ۱۹۶۱ نام آن به Karl-Marx-Allee  تغییر یافت.  اکثر ساختمان‌ها دارای نماهای باشکوه سنگی، ستون‌های عظیم، تزیینات کلاسیک و به سبک بلوک‌های ساختمانی دوران شوروی ساخته شدند. آپارتمان‌هایی که درآن زمان برای اقامت کارگران ساخته شدند، بسیار مدرن و کامل (دارای آسانسور، حمام اختصاصی و آشپزخانه) بودند.

سپس تصمیم گرفتیم تا با مترو به هتل برگردیم، اتومبیل را برداریم و به سمت بخشی از باقی مانده دیوار برلین که برای بازدید عموم حفظ شده برویم. 

این قسمت به East Side Gallery مشهور است و امروزه به‌عنوان یک گالری روباز گرافیتی در بخش شرقی برلین، در کنار رودخانه اشپره  (Spree) شناخته می‌شود. طول باقی‌مانده دیوار در این قسمت حدود ۱٫۳ کیلومتر است که آن را به طولانی‌ترین بخش باقیمانده دیوار برلین تبدیل کرده است. پس از فروپاشی دیوار در نوامبر ۱۹۸۹، هنرمندان از سراسر جهان دعوت شدند تا روی بخش باقی‌مانده نقاشی کنند. در سال ۱۹۹۰، بیش از ۱۰۰ نقاشی دیواری بر روی این بخش کشیده شد. همچنین تعدادی پوستر و تابلو راهنما در این محل وجود دارند که تصاویر این محل را قبل و بعد از فروپاشی دیوار به نمایش گذاشته است. بازدید از این محل حداقل به نیم ساعت زمان نیاز دارد و بازدید از آن رایگان است. 

 تصمیم گرفتیم تا قبل از تاریک شدن کامل هوا ، از تندیس  فلزی Molecule Man که در وسط رودخانه اشپره ساخته شده است، بازدید کنیم. این تندیس شامل مجسمه سه انسان غول‌پیکر آلومینیومی سوراخ‌دار 30 متری است که در نور خورشید و انعکاس آب جلوه‌ای درخشان پیدا می‌کند. شکل بدن‌ها به گونه‌ای است که گویی در حال حرکت و ادغام با یکدیگرند.

 

دوشنبه 14 جولای:

حدود ساعت 10:30 صبح اتومبیل را در پارکینگ Mall of Berlin پارک کردیم. گشت خیلی کوتاهی داخل این مال زدیم و پیاده به سمت یکی از خاطره انگیز ترین مناطق برلین یعنی چک پوینت چارلی، به راه افتادیم.

در مسیر از کنار تعداد زیادی از ساختمانهای تاریخی شهر که از بمباران زمان جنگ جان سالم به در برده بودند و یا بعد از جنگ مرمت شده بودند، عبور کردیم تا به این مکان تاریخی رسیدیم.

با توجه به اهمیت تاریخی این محل ابتدا کمی درباره وقایعی که مرتبط با این داستان است صحبت می کنیم. 

پس از ساخت دیوار برلین در سال ۱۹۶۱، چند گذرگاه مرزی برای عبور دیپلمات‌ها و نیروهای خارجی تعیین شد. چک پوینت چارلی یک گذرگاه مرزی بین منطقه آمریکایی در برلین غربی و منطقه شوروی در برلین شرقی و مختص تردد دیپلمات‌ها، نظامیان خارجی و کارمندان سفارتخانه‌ها بود و شهروندان عادی اجازه عبور از این مرز را نداشتند. یکی از مهمترین وقایع در اکتبر ۱۹۶۱، تنها دو ماه پس از ساخت دیوار هنگامی رخ داد که ماموران مرزی آلمان شرقی مانع ورود دیپلمات آمریکایی شدند که قصد داشت بدون کنترل مدارک وارد بخش شرقی شود. در واکنش، آمریکا و شوروی تانک‌های خود را در دو سوی گذرگاه مستقر کردند. این تنش ۱۶ ساعت طول کشید و جهان در آستانه درگیری مستقیم بین دو ابرقدرت قرار گرفت. سرانجام با مذاکره و عقب‌نشینی متقابل تانک‌ها بحران بدون جنگ پایان یافت.

موزه Checkpoint Charlie در کنار قسمت کوچکی از باقی مانده دیوار، نمایشگاهی از تاریخ فرارها، دیوار و زندگی در آلمان شرقی است. تلاش برای فرار از آلمان شرقی به آلمان غربی یکی از موضوعاتی است که در این موزه به آنها پرداخته شده است و سوژه مهمی در بسیاری از فیلمهای متعلق به آن زمان است. از این دسته فرارها می توان فرار با خودرو تغییرشکل‌داده‌شده، بالن هوای گرم و همچنین حفر تونل در زیر خیابان را نام برد.

در حال حاضر ایستگاه بازرسی سمت آمریکایی مرز، هنوز به شکل قدیمی آن حفظ شده است. پرچم‌ها و سربازان ملبس به یونیفورم آن دوران برای نمایش وجود دارند و مکان مورد علاقه توریستها برای گرفتن عکس یادگاری است. 

امروز  Checkpoint Charlie به نماد تقسیم ایدئولوژیک جهان در دوران جنگ سرد تبدیل شده است و یادآور سال‌هایی است که برلین «شهر دو نیم‌شده» بود. در اطراف این محل تعدادی فروشگاه سوغاتی فروشی وجود دارد که نمادهایی از آلمان شرق مثل ماکتهایی از اتومبیلهای Trabant (ترابانت) که تنها اتومبیل تولید شده در آلمان شرقی بود را می فروشند. همچنین شما می توانید قطعاتی از دیوار تخریب شده را به عنوان یادگاری بخرید! از دیگر نمادهای شهر برلین آدمک قرمز و سبز در چراغهای راهنمایی و رانندگی است. خرس برلین، نیز نماد قدمت، قدرت، شجاعت و پایداری مردم برلین است. این خرس نماد رسمی شهر برلین است و در پرچم شهر، نمادهای شهرداری، پلیس، و بسیاری از ساختمان‌های دولتی هم دیده می‌شود. 

 

ترابانت اتومبیلی بنزینی با حجم موتور600 سی سی بود که بدنه آن از ماده‌ای به نام Duroplast  ساخته می‌شد که نوعی پلاستیک تقویت‌شده با الیاف پنبه و رزین است. مردم آلمان شرقی باید سال‌ها در صف انتظار می‌ماندند تا بتوانند یک ترابانت تحویل بگیرند گفته شده که این زمان  گاهی ۱۰ تا ۱۵ سال طول می کشید و اغلب خانواده‌ها هنگام تولد فرزند برای او سفارش خودرو می‌دادند تا وقتی بزرگ شد، آماده باشد! برای بازدید از این محل حداقل یک ساعت اختصاص دهید. 

تقریبا 10 دقیقه پیاده روی کردیم تا به نمایشگاه و موزه Topography of Terror (توپوگرافی ترور) رسیدیم. این مکان در برلین یکی از تاثیرگذارترین مکان‌های تاریخی مربوط به دوره‌ی نازی‌ها و جنگ جهانی دوم است. این مجموعه به شکلی مستند و عمیق، دستگاه سرکوب و خشونت دولت ناسیونال سوسیالیستی را به تصویر می‌کشد. 

بازدید از این مجموعه در دو بخش انجام می شود. یک قسمت از این نمایشگاه در فضای باز است و قسمت دیگر به صورت دایمی در یک ساختمان و فضای بسته می باشد. ستاد اصلی گشتاپو (پلیس مخفی رایش سوم)، دفتر مرکزی SS شوتز‌اشتافل (سازمان امنیتی حزب نازی) و دفتر امنیت رایش( نهادی برای هماهنگی سرکوب، اردوگاه‌ها و سیاست‌های نژادی) در این مکان قرار داشت و بسیاری از تصمیم‌های مربوط به تعقیب، شکنجه و نابودی میلیون‌ها انسان از جمله یهودیان، کولی‌ها، همجنس‌گرایان، مخالفان سیاسی و… در همینجا گرفته می‌شد. 

نمایشگاه فضای باز، شامل قسمت نسبتا طولانی از دیوار برلین در کنار نمایشگاهی از پانل‌های تصویری است که تاریخ این محل را از 1933 تا 1989 توضیح می‌دهند.

بازدید از نمایشگاه داخل ساختمان رایگان است. به بازدیدکنندگان یک دستگاه اودیوگاید داده می شود تا اطلاعات بهتری را بتوانند از این نمایشگاه دریافت کنند. این نمایشگاه برای افرادی که با تاریخ آلمان نازی آشنایی دارند بسیار جالب است و می توانند با کمک عکس‌ها، اسناد و فیلم‌ها اطلاعات خود را درباره تاریخچه پیدایش نازیسم در آلمان، ساختار و عملکرد نهادهای سرکوبگر SS، Gestapo، SD و اردوگاه‌های کار و مرگ، جنایات جنگی در اروپا ودادگاه نورنبرگ و پیامدهای پس از جنگ کامل کنند.

پوتسدامر پلاتس یکی از مهمترین میدانهای برلین است. چون جاده ای که از برلین به سمت پوتسدام می رفته از این میدان شروع می شده، لذا آن را میدان پوتسدام نامیدند. در اوایل قرن بیستم، پوتسدامر پلاتس یکی از پرتحرک‌ترین و مدرن‌ترین میدان‌های اروپا و محل تقاطع پنج خیابان اصلی برلین بود. گفته شده که نخستین چراغ راهنمایی اروپا در سال 1924 در این محل نصب شد. در دهه‌ی ۱۹۲۰، این منطقه به نماد زندگی مدرن و شبانه‌ی برلین تبدیل شده بود. در جریان بمباران‌های متفقین، بخش عمده‌ی میدان به‌کلی ویران شد. پس از جنگ، پوتسدامر پلاتس درست در مرز میان بخش‌های شرقی و غربی برلین قرار گرفت و دیوار درست از وسط آن عبور کرد. در این زمان این مکان به یک مکان متروکه تبدیل شد و جز چند برج دیدبانی و سیم خاردار چیزی وجود نداشت. پس از فروپاشی دیوار در ۱۹۸۹، پوتسدامر پلاتس به یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های بازسازی شهری در اروپا تبدیل شد.

 

امروزه پوتسدامر پلاتس یکی از نمادهای برلین مدرن است در اطراف آن چندین مرکز خرید مدرن میزبان بازدیدکنندگان است. ما ناهار را در یکی از این رستورانها صرف کردیم و به سمت پاریسر پلاتس حرکت کردیم. تقریبا با پای پیاده این فاصله حدود 15 دقیقه است ولی می بایست در این مسیر چند مکان دیدنی را حتما بازدید کرد. نخستین مکان یادبود یهودیان کشته‌شدهٔ اروپا نامیده می شود و مجموعه‌ای از بلوک‌های بتنی خاکستری‌رنگ با ارتفاع‌ها و اندازه‌های متفاوت است. هنگامی که بازدیدکننده وارد مسیرهای میان بلوک‌ها می‌شود در ابتدا ارتفاع بلوک‌ها کم است و فضای باز حس می‌شود، اما هرچه پیش می‌روید، دیواره‌ها بلندتر می‌شوند، نور کمتر می‌شود، و احساس سردرگمی، تنهایی و اضطراب افزایش می‌یابد.. بسیاری از مواقع درلا به لای این بلوکهای سیمانی دوستان خود را با اینکه خیلی به شما نزدیک هستند گم می کنید و همین موضوع سبب می شود تا بازدیدکننده تجربه‌ای عاطفی و درونی از فقدان، سردرگمی و وحشت قربانیان را حس کند. برای بازدید از این مکان نیم ساعت زمان لازم است. بازدید رایگان است.

در آنسوی خیابان، پارک تیرگارتن (Tiergarten) که بزرگ‌ترین و مهم‌ترین پارک عمومی در شهر برلین و در کنار رود اشپره است، قرار دارد. این پارک، ترکیبی از طبیعت، تاریخ و فرهنگ است و یکی از محبوب‌ترین مکان‌های استراحت و گردش برای مردم برلین و گردشگران به‌شمار می‌آید. درست در روبروی یادبود یهودیان کشته شده، مجسمه گوته قرار داده شده است.

همینطور که به سمت میدان پاریس حرکت می کردیم، ابتدا به دروازه عظیم و معروف براندنبورگ رسیدیم. این دروازه با 26 متر ارتفاع و 65 متر طول، یکی از نمادهای  شهر برلین است که در میدان پاریس و ابتدای خیابان Unter den Linden ساخته شده است. آنسوی دیگر این دروازه پارک تیرگارتن قرار دارد. 

دروازه براندنبورگ نه‌تنها یادگار دوران شکوه پادشاهی پروس است، بلکه در سده‌ی بیستم به نماد وحدت آلمان پس از فروپاشی دیوار برلین تبدیل شد. این دروازه درابتدا به عنوان ورودی باشکوه شهر برلین  ساخته شد. طراحی آن بر اساس دروازه پروپیلئا (Propylaea) در آکروپولیس آتن انجام گرفت تا نشانه‌ای از شکوه، صلح و عقلانیت باشد. دروازه دارای 12 ستون دوریایی با 5 گذرگاه است که گذرگاه میانی در گذشته ویژه‌ی عبور خانواده سلطنتی بود. در بالای دروازه، مجسمه‌ای برنزی به نام کوادریگا (Quadriga) قرار دارد(ساخته شده در سال 1793)  و نشان‌دهنده‌ی الهه‌ی صلح ایرنه (Eirene) است که ارابه‌ای چهار اسبه را هدایت می‌کند. در سال ۱۸۰۶، ناپلئون پس از اشغال برلین، این مجسمه را به پاریس برد. اما پس از شکست در ۱۸۱۴، مجسمه به برلین بازگردانده شد و الهه از آن پس به نماد پیروزی (Victoria) تغییر یافت. در دوره‌ی نازی‌ها، دروازه براندنبورگ به نماد قدرت رایش سوم تبدیل شد. هرچند در جنگ جهانی دوم آسیب دید ولی کاملاً تخریب نشد. پس از ۱۹۶۱، با ساخت دیوار برلین، دروازه در منطقه‌ی مرزی بسته میان شرق و غرب قرار گرفت و غیرقابل دسترسی بود. امروزه دروازه براندنبورگ یکی از مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری اروپا است، در اطراف آن میدان Pariser Platz  با سفارتخانه‌ها (از جمله سفارت آمریکا و فرانسه) و هتل‌های تاریخی قرار دارد. ما برای اینکه خاطره بهتری از این میدان با خودمان به یادگار ببریم. در یکی از کافه هایی که میز و صندلی خود را روبروی دروازه براندنبورگ گذاشته بود، نشستیم و نیم ساعت را به مشاهده افرادی که در این محل تردد می کردند، گذراندیم. 

در نزدیکی دروازه براندنبورگ و کنار رودخانه‌ی اشپره ساختمان رایشستاگ (Reichstag Building)قرار دارد و در حال حاضر محل پارلمان فدرال آلمان است. این بنا در بین سال‌های ۱۸۸۴ تا ۱۸۹۴ برای میزبانی رایشستاگ امپراتوری آلمان ساخته شد. معماری باشکوه آن با گنبد عظیم شیشه‌ای-فلزی نمادی از قدرت و وحدت امپراتوری تازه‌تأسیس آلمان بود. این بنا در زمان جنگ جهانی دوم تقریبا کاملا ویران شد و چون در زمان انفکاک آلمان، در محدوده حایل قرار داشت به مرمت آن بهای چندانی داده نشد. اما پس از فروپاشی دیوار برلین این بنا نیز مجددا مرمت و بازسازی شد. مخصوصا که گنبد شیشه ای عظیمی برای آن ساخته شد که با رزرو قبلی می توان از فراز آن نمای 360 درجه از شهر را تجربه کرد.

 

ستون پیروزی ، یادمانی در مرکز پارک تیرگارتن است که پس از پیروزی پروس بر دانمارک در جنگ شلسویگ برای بزرگداشت پیروزی‌های ارتش پروس در قرن نوزدهم ساخته شد. ارتفاع کل بنا حدود ۶۷ متر است و جنس آن از  سنگ گرانیت قرمز در پایه و ستون‌های سنگی با تزیینات برنزی است. مجسمه‌ای طلایی از ویکتوریا (Victoria)- الهه پیروزی یونانی- بر فراز این ستون قرار داده اند. در جریان بمباران‌های جنگ جهانی دوم، ستون آسیب دید اما تندیس طلایی و بیشتر سازه از تخریب کامل در امان ماند و بعدها مرمت و به نمادی از استقامت و وحدت برلین تبدیل شد. برای بازدیدکنندگان این امکان وجود دارد تا از 285 پله بالا بروند و از روی سکوی دیدبانی نمایی از شهر برلین را ببینند.  

در ضلع شمالی این میدان تندیس بسیار معروفی از “اتو فون بیسمارک” قرار دارد. او سیاستمدار و صدراعظم پروس بود که با مهارت دیپلماتیک خود توانست پادشاهی‌های متعدد آلمانی را متحد کند و در سال ۱۸۷۱ امپراتوری آلمان را در کاخ ورسای فرانسه بنیان نهاد. عده ای به او لقب صدر اعظم آهنین داده اند. این یادمان مجموعه‌ای بزرگ و چندلایه است که از مجسمه‌ی اصلی و چندین پیکره نمادین پیرامون آن تشکیل شده است. مجسمه اصلی پیکره‌ای از بیسمارک با لباس نظامی و شمشیر در دست، به بلندی حدود ۱۲ متر است. چهار تندیس نمادین در اطراف پایه مجسمه اصلی قرار دارند. سیبل (Sibyl) زنی با کتاب، نماد پیشگویی و خرد سیاسی است. اطلس (Atlas) در حال حمل کره زمین و نماد قدرت جهانی آلمان می باشد. سرباز با شیر نماد شجاعت و نیروی نظامی. نیمف سوار بر اسب نماد شعر، فرهنگ و هنر در سایه اقتدار ملی است. 

در مسیر برگشت به سمت اتومبیل، از محل بسیار ویژه ای عبور کردیم که فقط یک تابلو راهنما در آن وجود دارد. پناهگاه  Führerbunker (فورربونکر)به معنی پناهگاه پیشوا یکی از مهم‌ترین و در عین حال تاریک‌ترین مکان‌های تاریخی برلین است. اینجا آخرین سنگر آدولف هیتلر، رهبر آلمان نازی، در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم بود، جایی که او در آن دستورهای آخرین عملیات‌ها را صادر کرد، ازدواج نمود و به روایت تاریخ در نهایت خودکشی کرد.

 

بر روی تابلویی که در کنار یک پارکینگ اتومبیل نصب شده، شرح کوتاهی درباره این مکان داده شده که البته برای من کافی نبود و بعد اطلاعات تکمیلی را از روی منابع معتبر استخراج کردم که خلاصه آن را در زیر می آورم.

این مکان در سال 1944 به عنوان گسترش پناهگاه قبلی صدراعظمی در ۱۹۳۶ در مرکز برلین و در پشت ساختمان سابق صدراعظمی (Reich Chancellery) در عمق 8 متری زیرزمین از جنس بتن مسلح بسیار ضخیم (تا ۴ متر)، برای مقاومت در برابر بمباران‌های هوایی ساخته شد. این پناهگاه در واقع مجموعه‌ای از دو بخش زیرزمینی به‌هم‌پیوسته بود. قسمت نخست که پناهگاه بیرونی نامیده می شد ، برای نگهبانان و کارکنان اداری ساخته شد و شامل آشپزخانه، انبار مواد غذایی و چند اتاق کار بود. پناهگاه اصلی دارای ۱۸ اتاق کوچک شامل دفتر کار هیتلر، اتاق خواب، اتاق جلسات نظامی، اتاق پزشک، و اتاق اوا براون بود.

از ژانویه تا آوریل ۱۹۴۵، هیتلر به‌تدریج فرماندهی خود را از این پناهگاه انجام می‌داد و با نزدیک شدن نیروهای شوروی به برلین، این مکان به مرکز تصمیم‌گیری نظامی و سیاسی آلمان نازی تبدیل شد. در ۲۹ آوریل ۱۹۴۵، آدولف هیتلر با اوا براون در یکی از اتاق‌های پناهگاه ازدواج کرد و در روز بعد هر دو خودکشی کردند و اجساد توسط محافظانش سوزانده و در محوطه باغ صدراعظمی دفن موقت شدند. پس از مرگ هیتلر، ژنرال یوزف گوبلس برای مدت کوتاهی کنترل برلین را در دست گرفت، ولی او نیز با خانواده اش خودکشی کرد. در ۲ مه ۱۹۴۵، نیروهای شوروی برلین را تصرف و بقایای پناهگاه را کشف کردند. در آن زمان ارتش سرخ پناهگاه را تخریب نکرد چون در عمق زیاد قرار داشت. اما در دهه‌های بعد، بارها بخشی از آن تخریب و پر شد- به‌ویژه در دوران آلمان شرقی (GDR)- تا از تبدیل شدنش به محل زیارت نئونازی‌ها جلوگیری شود. امروزه هیچ اثری قابل دیدن از خود پناهگاه باقی نمانده است بجز یک  تابلو اطلاع رسانی ساده که دولت آلمان  در سال 2006  در این محل نصب کرد که موقعیت و طرح شماتیک پناهگاه را نشان می‌دهد. هیچ بنایی یا موزه‌ای در محل ساخته نشده تا از اسطوره‌سازی از هیتلر جلوگیری شود.

اتومبیل را از پارکینگ برداشتیم و به سمت کلیسا یادبود قیصر ویلهلم حرکت کردیم. در اولین نگاه به نظر می رسد که این کلیسا تخریب شده و یا در حال تخریب است، در حالی که کلیسا از معدود بناهایی بوده که در بمباران سنگین برلین در زمان جنگ تقریبا با وضع موجود باقی مانده است و سعی شده به همان وضعیت حفظ شود. ورودی این کلیسا رایگان است. گفته می شود که برج اصلی آن با ارتفاع ۱۱۳ متر، از دوردست‌ها قابل‌مشاهده بود و درونش با موزاییک‌های طلایی، نقاشی‌ها و شیشه‌های رنگی تزئین شده بود. اما در بمباران سال ۱۹۴۳، سقف و گنبد فروریخت و تقریباً تمامی تزیینات داخلی نابود شد. اکنون بخش‌هایی از موزاییک‌ها و نقاشی‌های دیواری از زیر آوار نجات یافتند و در اتاق یادبود (Gedenkhalle) در برج باقیمانده نگهداری می‌شوند.

 

در کنار این کلیسا یک کلیسا جدید ساخته شد. درون کلیسای جدید، دیوارها از بیش از 22 هزار بلوک شیشه‌ای آبی‌رنگ تشکیل شده‌اند که نور آبی آرامش‌بخشی به فضا می‌بخشند. در مرکز محراب، مجسمه‌ای از مسیح از جنس برنز قرار دارد. بازدید از این مجموعه رایگان است و به 45 دقیقه زمان نیاز دارد.

سپس به سمت کاخ شارلوتنبورگ که در غرب برلین قرار دارد به راه افتادیم. خوشبختانه در محوطه جلویی کاخ یک پارکینگ پیدا کردیم ولی چون ساعت بازدید به پایان رسیده بود دربهای کاخ بسته بود. این کاخ در سال 1695 به دستور ملکه سوفی شارلوت، همسر فردریش سوم ساخته شد. پس از مرگ زودهنگام ملکه در سال ۱۷۰۵، نام کاخ و منطقه به احترام او Charlottenburg  گذاشته شد. در ابتدا کاخی تابستانی کوچک بود، اما بعدها جانشینان فردریش آن را گسترش و تبدیل به اقامتگاه سلطنتی بزرگ کردند. نمای اصلی با گنبد سبز مسی بلند و مجسمهٔ طلایی فورتونا (الهه بخت) بر فراز آن شناخته می‌شود. پشت کاخ، باغی بسیار زیبا و وسیع به سبک باروک فرانسوی طراحی شده است. ما فرصت بیشتری برای بازدید از این کاخ نداشتیم و لاجرم آنجا را ترک کردیم. 

 

در ادامه مسیر به مجتمع مسکونی Wohnstadt Carl Legien سرکشی کردیم. این مجتمع یکی از شش مجتمع مسکونی مدرن است که در ابتدای قرن بیستم در برلین ساخته شد و در سال 2008 در لیست میراث جهانی تحت عنوان Berlin Modernism Housing Estates ثبت شد. از ویژگی های این مجموعه می توان به موارد زیر اشاره کرد: ساده‌گرایی هندسی و حذف تزئینات کلاسیک، استفاده از آجر قرمز و گچ روشن، پنجره‌های افقی بلند برای نور فراوان، بالکن‌های منظم و تکرار شونده، حیاط‌های داخلی بزرگ برای نور و هوا و فضای سبز، تأکید بر زندگی جمعی و انسانی در فضای شهری. در مجموع حدود 1500 واحد آپارتمانی که هر واحد دارای آشپزخانه‌ای کوچک اما کارآمد، نور طبیعی زیاد و تهویه مناسب است، ساخته شد. بسیاری از خانه‌ها دارای بالکن و دسترسی مستقیم به حیاط‌های سبز هستند. در طراحی، به تعادل بین تراکم شهری و کیفیت زندگی فردی توجه شده است. 

ما با اتومبیل در این مجتمع گردش کردیم و سپس مسیر خود را به سمت مجتمع مشابه دیگری که  Schillerpark Estate نام دارد ادامه دادیم.  این مجموعه شامل ۵ بخش ساختمانی بلند (۴ تا ۵ طبقه) است. ساختمان‌ها در امتداد خیابان‌های اصلی و با فاصله‌هایی منظم و فضاهای باز سبز میان‌شان قرار گرفته‌اند. ساختمان‌ها با زاویه‌هایی باز قرار گرفته‌اند تا هیچ آپارتمانی در سایه‌ی دیگری نباشد. مسیرهای پیاده‌روی، زمین بازی و درخت‌کاری‌ها بخشی از طراحی یکپارچه‌ی شهرسازی هستند.

علاوه بر این دو مجتمع ما از مجتمع Siemensstadt (زیمنس‌اشتات) که یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های مسکن مدرن صنعتی و کارگری در برلین است هم بازدید کردیم. این مجتمع برای کارگران و کارمندان شرکت بزرگ زیمنس بین سال‌های ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۱ ساخته شد. طرح کلی شامل بلوک‌های بلند خطی (Zeilenbau) است که به‌صورت موازی و با فواصل زیاد از هم ساخته شده‌اند تا نور و هوا به همهٔ واحدها برسد. میان بلوک‌ها فضاهای سبز و مسیرهای پیاده‌روی طراحی شده است. محله دارای امکانات اجتماعی مانند فروشگاه، زمین بازی، و مسیرهای ارتباطی با کارخانه‌های زیمنس بود.

 

سه شنبه 15 جولای:

صبح برلین را به سمت شمال برلین و شهر Niederfinow  (نیدرفیناو) ترک کردیم. تقریبا این فاصله 60 کیلومتری را کمی بیش از یکساعت و نیم طی کردیم و مستقیما به سمت آسانسورهای کشتی حرکت کردیم. برای بازدید از این دو آسانسور می بایست از باجه ای که در محوطه سرسبز کنار پارکینگ قرار دارد، بلیط تهیه کرد. سپس از مسیر مشخص شده می بایست از کنار سازه عظیم آسانسور به بالای تپه رفت. طرز کار این دو آسانسور که یکی قدیمی و دیگری در سالهای اخیر ساخته شده است بسیار جالب است که در زیر شرح مختصری از آن را می آورم.

در اوایل قرن بیستم، آلمان برای توسعهٔ تجارت داخلی و اتصال صنعتی میان برلین و بندر شچچین به یک مسیر آبی قابل‌اعتماد نیاز داشت. این مسیر، کانال Oder-Havel (Oder-Havel-Kanal) بود اما در نزدیکی نیدرفیناو، زمین به‌شدت شیب‌دار بود و اختلاف ارتفاع بین دو بخش کانال به حدود ۳۶ متر می‌رسید.

در ابتدا، از یک سامانهٔ قفل‌های پلکانی (Lock Staircase) شامل چهار حوضچه استفاده می‌شد که بالا رفتن از آن بیش از ۲ ساعت طول می‌کشید. با افزایش حجم حمل‌ونقل دریایی، این روش ناکارآمد شد.

در سال 1914 ادارهٔ آبراه‌های آلمان تصمیم گرفت به‌جای سیستم قفل، یک آسانسور عمودی کشتی بسازد که در عرض چند دقیقه اختلاف ارتفاع را جبران کند.اما آغاز جنگ جهانی اول اجرای پروژه را به تعویق انداخت. در نهایت، کار ساخت در سال 1927 آغاز شد و پس از هفت سال کار مهندسی سنگین، در ۲۱ مارس 1934 به بهره‌برداری رسید.

نحوه کارکرد آن به این صورت است که کشتی وارد یک حوضچه‌ی پر از آب می شود. این حوضچه با کشتی درونش توسط کابل‌هایی به ۴ ستون فولادی عظیم متصل هستند .در هر ستون، وزنه‌های سنگین با همان جرم کل حوضچه در تعادل هستند. به این ترتیب، موتورهای کوچک تنها باید نیروی غلبه بر اصطکاک و تنظیم سرعت را تامین کنند و به این ترتیب حرکت حوضچه حاوی کشتی با حداقل انرژی امکان پذیر می شود. از زمان افتتاح در 1934، این سازه به‌طور مداوم در خدمت حمل‌ونقل بین‌المللی آبی برلین – اودر – بالتیک بوده است. در دهه‌های ۱۹۵۰ تا ۱۹۸۰، روزانه تا ۴۰ کشتی از آن عبور می‌کردند.

در دههٔ ۱۹۹۰، پس از اتحاد آلمان، حمل‌ونقل آبی میان برلین، اودر و دریای بالتیک به‌شدت افزایش یافت. آسانسور قدیمی دیگر برای کشتی‌های مدرن بزرگ‌تر از ۱۰۰۰ تُن کافی نبود. بنابراین، دولت فدرال تصمیم گرفت یک سازهٔ جدید در کنار آسانسور قدیمی بسازد که بتواند کشتی‌های بزرگ باربری اروپایی با طول تا ۱۱۵ متر را بپذیرد. از طرفی ظرفیت تردد روزانه چند برابر شود و مصرف انرژی هم کاهش یابد. بدین ترتیب ساخت آسانسور جدید از سال 2009 شروع و در سال 2020 افتتاح شد. 

در حال حاضر گردشگران می توانند از قسمتهای مختلف این دو سازه عظیم بازدید کنند و با کمی حوصله شاهد بالا یا پایین رفتن کشتی هایی باشند که در حوضچه ها شناورند.

 

 

ما تقریبا یک ساعت برای بازدید از این سازه شگفت انگیز زمان گذاشتیم و مسیر را به سمت مرز شمالی آلمان با لهستان ادامه دادیم و پس از طی کردن حدود 100 کیلومتر به شهر شچچین در لهستان رسیدیم. برای ورود به کشور لهستان من هیچ مرز فیزیکی ندیدم.

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

af6872@gmail.com

www.kanoonirangardan.ir

 

 

 

 

 

 

 

Share

نوشته سفر به برلین و استان براندنبورگ آلمان اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d9%84%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%86%d8%a8%d9%88%d8%b1%da%af-%d8%a2%d9%84%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%8c/feed/ 1
گزارش سفر به لهستان: سرزمین قلعه ها  https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%84%d9%87%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b1%d8%b2%d9%85%db%8c%d9%86-%d9%82%d9%84%d8%b9%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d9%88%d8%b1%d8%b4%d9%88/ Tue, 11 Nov 2025 07:53:35 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=22011 سفر به لهستان به سبب تاریخ ویژه و همچنین طبیعت متفاوت آن، از جذابیت خاصی برخوردار است. ما سعی کردیم در یک سفر بیشتر مناطق اصلی گردشگری این کشور را از نزدیک ببینیم و با تاریخ آن بیشتر آشنا شویم. گزارش سفری که در پیش روی شما قرار دارد نتیجه حدود ۲۵۰۰ کیلومتر سفر در این کشور است.

نوشته گزارش سفر به لهستان: سرزمین قلعه ها  اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
گزارش سفر به لهستان: سرزمین قلعه ها 

 

سفر به کشور لهستان در تیرماه 1404 ( جولای 2025) انجام شد. ما در این سفر علاوه بر کشور لهستان، از بخشی از شرق آلمان هم بازدید کردیم که گزارش آن را در بخش جداگانه ای خواهم آورد. با توجه به اینکه کشور لهستان در قرن بیستم شاهد وقایع بسیاری بوده، تصمیم گرفتم تا کمی درباره آن بیشتر بنویسم تا بازدید از مناطق خاص آن، پربارتر باشد. لذا ابتدا به سراغ جغرافیا و سپس تاریخ آن می رویم. یادآوری این نکته ضروری است که من(نویسنده) کارشناس تاریخی نیستم و صرفا راوی آنچه می خوانم و یا می بینم هستم. اما تجربه سالها سفر به من آموخته است که روایتهای تاریخی که برای ما نقل شده است قطعی نیست و منطبق با مصالح و سلیقه راوی آن است. پس بهتر است که آنها را بخوانیم ولی قضاوت واقعی خود را بر پایه آنها نگذاریم و همواره این گفته مهم را در خاطر داشته باشیم که: “تاریخ را فاتحان می نویسند“.

 

جغرافی لهستان:

لهستان در مرکز اروپا واقع شده و با 7 کشور مرز مشترک دارد: از غرب با آلمان، جنوب با جمهوری چک و اسلواکی، شرق با اوکراین و بلاروس، شمال شرق با لیتوانی و از شمال به دریای بالتیک دسترسی دارد. این موقعیت لهستان را به پلی میان شرق و غرب اروپا تبدیل کرده است.

این کشور با مساحت ۳۱۲٬۶۷۹ هزار کیلومتر مربع ، ۶۹اُمین کشور پهناور جهان (به اندازه وسعت مجموع استانهای سیستان و بلوچستان و کرمان)و با جمعیت ۳۷٫۸ میلیون نفری ، سی و چهارمین کشور پرجمعیت جهان می باشد.

 رودخانه ویستولا مهمترین و طولانی‌ترین رود لهستان است که از جنوب به شمال جریان دارد و از شهرهای مهمی مانند کراکوف و ورشو عبور می‌کند. رود اودر (Odra) در غرب لهستان و قسمت طولانی از مرز طبیعی با آلمان را تشکیل می دهد.  قسمت شمالی کشور دارای زمین‌های پست و  جلگه‌ای با دریاچه‌ها و دسترسی به دریای بالتیک هستند. در مرکز کشور جلگه‌های حاصلخیز و مناسب برای کشاورزی فراوان هستند. در جنوب، رشته‌کوه‌های کارپات و تاترا، با طبیعت کوهستانی قرار دارند. 

اقتصاد لهستان:

لهستان یکی از موفق‌ترین اقتصادهای انتقال‌یافته از دوران کمونیسم به اقتصاد بازار آزاد است. پس از فروپاشی بلوک شرق در سال 1989، لهستان با اصلاحات ساختاری، خصوصی‌سازی و جذب سرمایه‌گذاری خارجی، توانست یکی از پویاترین اقتصادهای اروپای مرکزی و شرقی شود. واحد پولی این کشور زلوتی نام دارد و در زمان سفر ما هر یک دلار معادل 3.67 زلوتی بود.

مهمترین صنایع اقتصادی لهستان در خودروسازی، تجهیزات الکترونیکی و مکانیکی، کشتی سازی، داروسازی و صنایع شیمیایی، محصولات کشاورزی (غلات و میوه) است.

تاریخ لهستان:

۱. آغاز شکل‌گیری لهستان (قرن دهم میلادی)

  • ریشه‌های تاریخی لهستان به قبایل اسلاو غربی بازمی‌گردد.
  • سال ۹۶۶ میلادی زمانی است که دوک میشکو یکم (Mieszko I) مسیحیت را پذیرفت و لهستان به‌عنوان یک پادشاهی متحد آغاز شد.
  • پسر او، بولسواو شجاع (Bolesław I) نخستین پادشاه رسمی لهستان شد.

۲. عصر طلایی لهستان (قرون وسطی و اوج در قرن ۱۵ و ۱۶)

  • لهستان در قرن چهاردهم و پانزدهم به قدرتی منطقه‌ای تبدیل شد.
  • در سال ۱۳۸۶، با اتحاد با لیتوانی، یک دولت بزرگ به‌نام اتحاد لهستان-لیتوانی شکل گرفت.
  • در قرن شانزدهم، تحت سلطنت سگیزموند دوم آگوست (Zygmunt II August) ، لهستان وارد «عصر طلایی» خود شد:
    • رونق فرهنگی و مذهبی
    • آزادی‌های گسترده برای اشراف
    • رشد دانشگاه‌ها و شهرها (مثلاً دانشگاه یاگیلونین در کراکوف)

۳. تجزیه لهستان (قرن ۱۸ میلادی)

  • در قرن هجدهم، لهستان دچار ضعف سیاسی و بی‌ثباتی شد.
  • در سه مرحله (۱۷۷۲، ۱۷۹۳، ۱۷۹۵)، کشور میان سه قدرت روسیه، پروس (آلمان) و اتریش تقسیم شد و کاملاً از نقشه جهان حذف شد.
  • لهستان به مدت بیش از ۱۲۳ سال استقلال خود را از دست داد.

۴. بازگشت به استقلال (۱۹۱۸)

  • پس از پایان جنگ جهانی اول و فروپاشی امپراتوری‌های اشغالگر، لهستان در سال ۱۹۱۸ دوباره مستقل شد.
  • این دوره با مشکلات اقتصادی، جنگ‌های مرزی، و اختلافات داخلی همراه بود اما کشور توانست خود را بازسازی کند.

۵. جنگ جهانی دوم و اشغال

  • در سال ۱۹۳۹، لهستان بار دیگر قربانی جاه‌طلبی‌های قدرت‌ها شد:
    • از غرب توسط آلمان نازی
    • از شرق توسط شوروی(بر اساس توافق مخفی موسوم به پیمان مولوتوف-ریبنتروپ)
  • میلیون‌ها لهستانی کشته شدند، از جمله حدود ۳ میلیون یهودی لهستانی در اردوگاه‌های مرگ.
  • شهرهایی مانند ورشو به‌طور کامل ویران شدند.
  • لهستان مرکز برخی از مهم‌ترین اردوگاه‌های مرگ نازی مانند آوشویتس (Auschwitz) بود.

۶. دوران کمونیسم (1945-1989)

  • پس از جنگ، لهستان تحت نفوذ شوروی به یک جمهوری سوسیالیستی تبدیل شد.
  • حکومت تک‌حزبی و اقتصاد دولتی برقرار شد.
  • با این‌حال، جنبش‌های مردمی مانند اتحادیه کارگری همبستگی (Solidarność) به رهبری لخ واوسا (Lech Wałęsa) در دهه ۱۹۸۰ آغازگر تغییرات بزرگی شد.
  • این جنبش سرانجام در سال ۱۹۸۹ به پایان حکومت کمونیستی انجامید.

۷. لهستان مدرن (۱۹۸۹ تاکنون)

  • پس از گذار به دموکراسی، لهستان اصلاحات اقتصادی عمیقی انجام داد.
  • در سال ۲۰۰۴ به اتحادیه اروپا پیوست.
  • اکنون لهستان یکی از کشورهای باثبات، رو به رشد و تأثیرگذار در اروپای مرکزی است.

البته در جای خود سعی می کنم بیشتر درباره تاریخ این کشور صحبت کنم.

گزارش سفر:

روز نخست، پنجشنبه 12 تیرماه

ما در روز پنجشنبه سوم جولای- 12 تیرماه 1404- با پرواز شرکت هوایی فلای دبی از شهر دبی عازم شهر ورشو شدیم. این پرواز کمی بیش از پنج ساعت و نیم طول کشید و در ساعت شش و نیم عصر هواپیما به زمین نشست. فرودگاه ورشو که نام رسمی آن Warsaw Chopin Airport یا فرودگاه شوپن است به افتخار موزیسین معروف لهستانی، فردریک شوپن نامگذاری شده است. در برآورد اولیه من، فرودگاه بزرگی نبود و خوشبختانه کارهای اداری برای چک کردن ویزا و پاسپورت به سرعت انجام شد. برای ورود به لهستان به ویزای شنگن نیاز است. 

طبق برنامه می بایست اتومبیل را از شرکت اجاره اتومبیل تحویل میگرفتیم. به دفتر آن شرکت در سالن خروجی مراجعه کردم. کارهای اداری که شامل ارائه مدارک شناسایی از قبیل پاسپورت، گواهینامه بین المللی به همراه اصل گواهینامه رانندگی، کارت اعتباری بانکی به نام شخص اجاره کننده اتومبیل به همراه میزان کافی اعتبار و همچنین امضا کردن قرارداد اجاره اتومبیل بود، به سرعت انجام شد. سوئیچ اتومبیل به همراه یک نقشه که محل پارکینگ اتومبیل را نشان می داد به من تحویل داده شد. البته چون می خواستم با همین اتومبیل به داخل کشور آلمان سفر کنم و همچنین برای راننده کمکی پول بیشتری پرداختم تا بیمه اتومبیل شرایط فوق را هم پوشش دهد. 

وسایل را برداشتیم و به سمت پارکینگ که در محوطه خارج از فرودگاه قرار دارد حرکت کردیم که به نظر من یک نکته منفی برای شرکتهای اجاره اتومبیل در این فرودگاه است. علاوه بر اینکه یافتن محل پارکینگ آسان نبود، در هنگام تحویل اتومبیل هم ممکن است با توجه به بعد مسافت تا ترمینال خروجی و احتمالا زمان محدود تا پرواز مشکل ساز شود. به هر حال اتومبیل را پیدا کردیم که یک دستگاه Kia Sportage مدل 2023 بود و حدود 62 هزار کیلومتر کار کرده بود. 

قبل از ورود به لهستان من یک eSim card از شرکت Airalo خریده بودم که در کشورهای اروپایی فعال باشد و به محض ورود به لهستان آن را فعال کردم. برای مدت 30 روز و حجم 20 گیگابایت 49 دلار پرداختم. 

بعد از اینکه وسایل را داخل اتومبیل قرار دادیم، با کمک نقشه گوگل محل اقامت شبانه خود را در نزدیک شهر Ostrowiec پیدا کردیم و به همان سمت حرکت کردیم. اولین نکته ای که خیلی در هنگام رانندگی به چشم من آمد، تمیزی جاده ها و خیابانها، علایم راهنمایی و رانندگی مرتب و دقیق، و کیفیت مناسب و خوب جاده های خارج شهری بود. ما حدودا ساعت 10:30 شب به هتل وارد شدیم. هتل Karczma U Jana در حاشیه شهر واقع شده و ما برای یک شب اقامت در آن 135 یورو پرداختیم. 

روز دوم، جمعه 13 تیرماه:

صبح که برای صبحانه به رستوران هتل رفتم، با طراحی جالب و البته متفاوت در رستوران روبرو شدم. مالک رستوران با خوش ذوقی، از عروسکهای دست ساز محلی، شاخ و پوست حیوانات ، و همچنین اشیا چوبی برای تزیین رستوران استفاده کرده بود.

حدود ساعت 10 صبح هتل را به سمت اولین سایت گردشگری ترک کردیم. 

معدن و منطقه باستانی Krzemionki یکی از برجسته‌ترین و منحصربه‌فردترین آثار پیشاتاریخی در اروپا محسوب می‌شود و در 8 کیلومتری شمال شرقی شهر Ostrowienc قرار دارد و یکی از مناطقی است که در لیست میراث جهانی ثبت شده است.

 

 این منطقه متشکل از چهار بخش است: میدان اصلی معدن Krzemionki Opatowskie، دو معدن کوچکتر به‌نام‌های Borownia و Korycizna، و محل سکونت پیشاتاریخی Gawroniec که برای فرآوری اولیه محصولات استخراجی به‌کار می‌رفت. فعالیت استخراج از زما‌نۀ نئولیت (حدود ۳۹۰۰ پیش از میلاد) تا اوایل عصر برنز (حدود ۱۶۰۰ پیش از میلاد) ادامه یافته و یکی از بزرگ‌ترین معادن سنگ چخماق (flint) با نوارهای راه‌راه در اروپا به شمار می‌آید. از این معدن بیشتر از ۴۰۰۰ چاه استخراجی با عمق تا حدود ۹ متر به‌همراه شبکه‌ای از راهروهای زیرزمینی به‌جا مانده‌ است، برخی از اتاق‌ها بیش از ۵۰۰ متر مربع وسعت دارند که در نوع خود بی‌نظیر است. 

سنگ چخماق استخراج‌شده تا شعاع بیش از ۵۰۰–۶۵۰ کیلومتر از محل معدن پخش می‌شد و ابزارهایی مانند تبر، قلم و دیگر اشیای کاربردی تولید می‌شدند. بازدید تنها با راهنمای مجاز ممکن است. بازدید از یک موزه کوچک شروع می شود که توضیحات مختصری درباره روش زندگی ساکنین این منطقه و همچنین تاریخ تمدن به همراه ماکت هایی از تمدنهای اولیه ارائه می کند. یک نقشه جهان در کنار در ورودی نصب شده که بازدیدکنندگان با پونزهای رنگی، کشوری که در آن سکونت دارند را علامت گذاری می کنند. ما هم یک پونز در کشور ایران که هنوز خالی بود فرو کردیم.

  سپس بازدیدکنندگان وارد یک مسیر جنگلی می شوند تا به در اصلی معدن برسند. در طول این مسیر تابلوهای مختلفی، انواع گیاهان و جانوران این منطقه را معرفی کرده است و اطلاعات جالبی مخصوصا درباره گونه های مختلف درختان بلوط این منطقه ارایه می کند. تونلهای زیرزمینی در عمق 12-11 متری قرار دارند و با پله به سطح زمین ارتباط دارند. مسیر زیرزمینی که حدود 500 متر است،شامل تونل‌ها، چاه‌ها و فضاهای استخراجی نئولیتیک می باشد. سنگهای Flint یا چخماق در تونل هایی که در معدن وجود دارد با رنگ سیاه و پوشش خاکستری کاملا در معرض دید قرار دارند. لوگو این معدن به شکل یک انسان است که دستهای خود را باز کرده است. انتخاب این لوگو از تصویری است که در این معدن بر روی یکی از دیواره های بسیار قدیمی کشف شده است و امروزه در مسیر بازدیدکنندگان قرار دارد. 

 

 پس از خروج به سطح زمین، بازدیدکنندگان می‌توانند از چشم‌انداز صنعتی باقیماندۀ ۵۰۰۰ سال پیش شامل گودال‌های چاه، توده‌های خاک استخراجی و بازسازی یک سکونت‌گاه نئولیتیک بازدید کنند. زمان بازدید تقریبا 2 ساعت است.

روستای Zalipie در 120 کیلومتری جنوب معدن و 80 کیلومتری شهر کراکوف قرار دارد و تقریبا دو ساعت زمان نیاز است تا به آن برسید. این روستا که در وسط یک دشت حاصلخیز کشاورزی قرار گرفته، بیشتر شهرت خود را مدیون نقاشیهایی است که بر نمای خانه های روستایی کشیده شده است. حدود ۵۰ خانه با نقوش گل‌دار تزئین شده‌اند، و حتی چاه‌ها، نرده‌ها، قفسه‌ها، کوپه مرغ‌ها و خانه سگ‌ها به همین سبک نقاشی گردیده‌اند. این سنت از اواخر قرن نوزدهم آغاز شد، زنان روستا برای پوشاندن دوده‌های ناشی از بخاری‌های بدون دودکش، نقاط سفید می‌کشیدند و تدریجاً این طرح‌ها به اشکال گل‌دار تبدیل شدند. در ابتدا، ابزارهایی ساده و مواد طبیعی استفاده می‌شد مانند موهای دم گاو یا اسب برای ساخت قلم‌مو، رنگ سفید با پایه شیر، آهک و زرده‌ی تخم‌مرغ یا چربی غذا. با گذشت زمان سبک گل‌کاری پیچیده‌تر، رنگارنگ‌تر و فراگیر شد و به فضای داخلی و خارجی خانه‌ها، گاراژها، حتی لوازم خانگی گسترش یافت. نکته جالب در این روستا این است که این یک موزه روباز نیست بلکه روستائی زنده است که مردم همچنان در آن زندگی می‌کنند. بازدید از خانه‌های خصوصی مستلزم رعایت احترام است و بهتر است فقط از نماهای عمومی عکس گرفته شود. در حال حاضر مشهورترین خانه Zalipie، خانه‌ی فلیشا کوریلووا (Felicja Curyłowa) است که تقریباً تمام سطوح خانه‌اش را با گل‌کاری پوشانده بود؛ پس از مرگ او، خانه‌اش به موزه تبدیل شد و هم‌‎اکنون بازدیدکنندگان می‌توانند هنر ناب بومی را مشاهده کنند. برای بازدید از این روستا حداقل یک ساعت زمان نیاز است. 

تقریبا ساعت 6 عصر وارد شهر کراکوف شدیم و تصمیم گرفتیم از محله قدیمی کازیمیرز (Kazimierz) بازدید کنیم. اتومبیل را در کنار پل پدر برناتک (Father Bernatek Footbridge) یا به لهستانی (Kładka Ojca Bernatka) پارک کردیم. این پل که بر روی رودخانه ویستولا در سال 2010 احداث شده است، محله‌های کازیمیرز و پودگورژه را به هم وصل می‌کند. این پل قوس فولادی زیبایی دارد که به‌طور هوشمندانه با دو مسیر مجزا برای عابران پیاده و دوچرخه‌سواران طراحی شده و تقریباً ۱۳۰ متر طول دارد. در طول پل، ده مجسمه آکروباتیک معلق اثر هنرمند لهستانی Jerzy Kędziora  دیده‌ می‌شوند که حس تعلیق و سبک‌بالی را ایجاد می‌کنند. به‌دلیل زیبایی و فضای رمانتیک، زوج‌های زیادی قفل عشق به نرده‌های پل می‌آویزند و کلید را در رود ویستولا می‌اندازند. این پل به‌نوعی به «پل عشق» محلی معروف شده است. 

قبل از اینکه وارد محله کازیمیرز شویم ابتدا درباره رودخانه ویستولا که  شریان اصلی و یکی از مهمترین رودخانه های این کشور است کمی توضیح می دهم چون در ادامه سفر بارها با این رودخانه مواجه خواهیم شد:

این رودخانه از کوه‌های بشید کوچک (Barania Góra) در جنوب لهستان و در نزدیکی مرز جمهوری چک و اسلواکی سرچشمه می گیرد آنگاه از شهرهایی مانند کراکوف، ورشو، تورون و گدانسک عبور می‌کند و نهایتا در نزدیکی شهر گدانسک به دریای بالتیک می ریزد. طول این رود 1047 کیلومتر است و در بیشتر طول مسیر خود قابلیت قایقرانی و کشتیرانی دارد.

با عبور از روی پل پدر برناتک وارد منطقه کازیمیرز می شویم. این منطقه سابقه تاریخی مهمی در شهر کراکوف و حتی لهستان دارد. 

طبق اسناد تاریخی در سال 1335 میلادی به ‌دستور کازیمیر سوم بزرگ ، شهری در این منطقه تاسیس شد که تا قرن 19 به نام شهر کازیمیر نامیده می شد. این منطقه به تدریج به مرکزی برای سکونت یهودیان تبدیل شد و از قرن پانزدهم به نام Oppidum Judaeorum یا «شهر یهودی» شهرت یافت. به تدریج با گسترش شهر، کراکوف به این شهر متصل و عملا تبدیل به یکی از محله های مهم شهر کراکوف شد. این محله برای قرن‌ها محل همزیستی فرهنگ‌های لهستانی و یهودی بود تا اینکه در دوران جنگ جهانی دوم جمعیت یهودیان به زور به گتو منتقل شدند. پس از سال ۱۹۸۹، این محله به‌عنوان یک مرکز فرهنگی و هنری پویا دوباره احیا شد؛ امروزه به‌ویژه جوانان، هنرمندان و صنعت‌گران خلاق در آن ساکن‌اند.

ما بیش حدود 3 ساعت در این محله گردش کردیم. متاسفانه موفق نشدیم از کنیسه بزرگ و گورستان Remah بازدید کنیم چون تعطیل شده بود. در بسیاری از کوچه ها و همچنین خیابانها، آثار گرافیتی فراوانی را می شود دید. بسیاری از مغازه ها هنوز شکل قدیمی خود را حفظ کرده اند.

 

 در میدان Plac Nowy تعدادی رستوران وجود دارد که بخاطر ساندویچ هایی به نام Zapiekanka مشهور است. زاپیه‌کانکا یکی از معروف‌ترین و محبوب‌ترین اسنک‌های خیابانی لهستانی است. نوعی نان تست‌شده با پنیر و مواد دلخواه است که به شکل باز و کشیده روی نیم‌تکه نان باگت برشته شده یا نان سفید آماده می‌شود. مواد افزودنی می تواند: ژامبون، سوسیس، بیکن، مرغ یا گوشت چرخ‌کرده، سبزیجات، ذرت، پیاز، فلفل دلمه‌ای، زیتون، گوجه، قارچ‌های وحشی، سیر و انواع سس‌های متنوع باشد.

هوا کم کم به سمت تاریکی میرفت که به سمت هتل حرکت کردیم در مسیر از کنار قصر Wawel عبور کردیم که نورپردازی زیبای آن در کنار رودخانه تصویری زیبا و به یاد ماندنی در ذهن ما ایجاد کرد.

ما برای دو شب اقامت در هتل Novotel City West  با احتساب هزینه پارکینگ مبلغ 295 یورو پرداختیم.

روز سوم: شنبه 5 جولای:

ابتدا به تپه کوشچوشکو رفتیم. این تپه مصنوعی در فاصله سالهای 1820 تا 1823 به افتخار قهرمان ملی لهستان، تادئوش کوشچوشکو (Tadeusz Kościuszko) ساخته شد. ژنرال کوشچوشکو ، مهندس نظامی و مبارز آزادی‌خواه لهستانی بود او فرمانده قیام ملی لهستان علیه سلطه روسیه و پروس در سال ۱۷۹۴ وهمچنین همرزم جرج واشنگتن در جنگ استقلال آمریکا علیه بریتانیا بود و به نماد شجاعت، آزادی و استقلال برای لهستانی‌ها تبدیل شد. در قرن نوزدهم، امپراتوری اتریش دژهایی نظامی پیرامون تپه ساخت که امروزه باقی‌ مانده‌اند بخشی از این استحکامات اکنون به موزه، نمایشگاه و فضاهای فرهنگی تبدیل شده‌اند. از بالای تپه، منظره‌ای باشکوه از کل شهر کراکوف و در روزهای صاف حتی کوه‌های تاترا قابل مشاهده است. ارتفاع تپه از سطح زمین حدود 34 متر است که با یک مسیر مارپیچی می توان به بالای آن رسید. برای بازدید از تپه و همچنین نمایشگاه مجاور آن حدود یک ساعت زمان نیاز است.

 

برای بازدید از قلعه سلطنتی Wawel به سمت مرکز شهر به راه افتادیم. از قبل نزدیکترین پارکینگ را علامت گذاری کرده بودم، بنابراین برای پیدا کردن محل پارک زمان زیادی تلف نکردیم.

در لهستان مثل بیشتر کشورهای اروپایی، توقف اتومبیل در کنار خیابان فقط در محلهای مجاز امکان پذیر است و بابت آن نیز می بایست هزینه پارک را پرداخت کرد که معمولا از طریق دستگاه هایی است که در کنار پیاده رو قرار دارد. نکته قابل توجه این است که این دستگاهها فقط سکه و یا کارت اعتباری قبول می کنند. پس در نظر داشته باشید که همیشه مقداری سکه برای پرداخت پول پارکینگ همراه داشته باشید. البته پارکینگهای طبقاتی، پارکینگهای هتل ها و برخی پارکینگهای خصوصی معمولا وجه مورد نظر را در هنگام خروج مطالبه می کنند که چون دستگاههای پیشرفته تری دارند، ممکن است اسکناس هم قبول کنند. اغلب استفاده از این مکانها گرانتر است.

ما تقریبا در ساعت 11:30 به محوطه قلعه رسیدیم. جمعیت زیادی در اطراف موج میزد. به سمت باجه بلیط فروشی رفتیم و خوشبختانه موفق شدیم بلیط ورود به قلعه را تهیه کنیم. با توجه به اینکه از چه ساختمانهایی می خواهید بازدید کنید، قیمت بلیط ها متفاوت است.

برای بازدید از کاخ تقریبا دو ساعت و نیم زمان مورد نیاز است. خوشبختانه امکان استفاده از دستگاهها ی آدیو گاید (راهنمای صوتی) وجود دارد و اطلاعات قابل توجهی از این طریق می توان بدست آورد. 

برای ورود به این مجموعه می بایست از دروازه قلعه عبور کرد. اولین بنایی که با آن مواجه می شویم کلیسای جامع واول می باشد. ساختمان این کلیسا مربوط به قرن ۱۴ است.

این کلیسا مقبره بسیاری از پادشاهان، قهرمانان ملی، شاعران و روحانیون بزرگ لهستان است. از جمله: شاه کازیمیر کبیر (Kazimierz the Great)، شاه یان سوم سوبیسکی (Jan III Sobieski)، آدام میکویچ (Adam Mickiewicz) و مارشال یوزف پیلسودسکی (Józef Piłsudski)

 

 

قدمت بخشهایی از این قلعه به قرن 11 میلادی برمیگردد. این قلعه از قرن چهاردهم تا قرن هفدهم، محل زندگی پادشاهان لهستان و محل تاج‌گذاری پادشاهان لهستانی بود. در دوره‌های مختلف مانند دوران پادشاهی اتریش و اشغال آلمانی‌ها در جنگ جهانی دوم، قلعه آسیب دید یا کاربری آن تغییر یافت، اما همیشه مورد احترام ملت لهستان باقی ماند.

از مهمترین اتاقهای سلطنتی این کاخ می توان به تالار سفرای خارجی (Sala Poselska / Envoys’ Hall)اشاره کرد. این تالار بزرگ دارای  سقف چوبی بسیار زیبایی است که با سرهای چوبی منبت‌کاری‌شده انسان (به نام Heads of Wawel) تزئین شده. این سرها نماد قدرت و آگاهی هستند. برای اینکه بهتر بتوانید جزییات این سرهای چوبی را ببینید، یک آینه بزرگ در قسمتی از این تالار کارگذاشته شده که تصویر سقف تالار بر روی آن به راحتی منعکس شده است. همچنین عده ای ترجیح می دهند تا در کف تالار دراز بکشند و سقف را تماشا کنند. در گذشته، این اتاق محل ملاقات پادشاه با سفرای خارجی و فرستادگان سیاسی بود.

تالار تخت پادشاهی (Throne Room / Audience Hall) اتاقی با شکوه و رسمی است که برای مراسم‌های رسمی و دیدارهای درباری استفاده می‌شد  و دارای نقاشی‌های بزرگ دیواری، فرش‌های مجلل، و سقف تزئین‌شده است. اکنون تخت پادشاهی بازسازی‌شده در آن قرار دارد.

اتاق‌های سکونت پادشاه و ملکه شامل اتاق خواب، اتاق کار، اتاق پذیرایی و لباس‌پوشیدن است. طراحی داخلی این اتاق‌ها با مبلمان چوبی تاریخی، پارچه‌های دیواری، و اشیای لوکس صورت گرفته است. برخی اتاق‌ها بازسازی‌شده‌اند تا فضای قرن 16 و 17 را بازتاب دهند.

 گالری فرش‌های فلاندر (Flemish Tapestries)شامل بیش از 30 فرش بزرگ از قرن شانزدهم، با موضوعات کتاب مقدس، جانوران عجیب، و نقوش نمادین. این فرش‌ها در زمان پادشاه سیگیسموند دوم آگوستوس (Sigismund II Augustus) خریداری شدند و از گران‌بهاترین دارایی‌های سلطنتی بودند.

اتاق تاج‌گذاری و پذیرایی (Coronation and Banquet Halls)دارای فضاهای بسیار بزرگ با سقف‌های بلند، برای برگزاری جشن‌ها و ضیافت‌های رسمی بود. لوسترهای بزرگ، پنجره‌های رنگی، و نقاشی‌های روی دیوارها بر شکوه این فضاها می‌افزایند.

در یک اتاق  ظروف چینی که اغلب آنها به صورت کلکسیونی در کاخ بوده اند، جمع آوری شده که بسیار زیبا و قابل توجه هستند. 

 بیشتر تابلوهای نقاشی اروپایی متعلق به قرن‌های 15 تا 18 (عمدتاً ایتالیایی و هلندی) هستند. مبلمان حکاکی‌شده، میزهای سلطنتی، آینه‌های بزرگ، و شمعدان‌های طلایی از اشیاء با ارزش این مجموعه می باشند. سقف‌ها اغلب چوبی و با هنر رنسانس تزئین شده‌اند.

بعد از خروج از کاخ، به سمت غار اژدها حرکت کردیم . این غار در پایین قلعه واول، در بخش غربی تپه و مشرف به رودخانه ویستولا قرار دارد. طول این غار طبیعی که آهکی با فضای سرد و مرطوب است حدود 270 متر(حدود 80 متر از آن برای بازدید عمومی باز است) می باشد. بازدید از غار معمولاً از طریق پله‌هایی سنگی از محوطه قلعه آغاز می‌شود و خروج آن در کنار مجسمه اژدهاست. این مجسمه برنزی که 6 متر ارتفاع دارد توسط مجسمه‌ساز لهستانی Bronisław Chromy  در سال 1972 در کنار رودخانه ویستولا، دقیقاً در انتهای غار ساخته شد. از ویژگی های این مجسمه می توان به خروج آتش از دهان این مجسمه اشاره کرد که هر چند دقیقه یک بار با گاز طبیعی اتفاق می افتد.

طبق افسانه‌ای قدیمی، در دوران باستان، اژدهایی عظیم به نام Smok  در غاری زیر تپه واول زندگی می‌کرد. این اژدها وحشی و خطرناک بود و از اهالی شهر قربانی، به‌ویژه دختران جوان، طلب می‌کرد. پادشاه برای رهایی از این بلا، وعده داد که هرکس اژدها را نابود کند، دخترش را به همسری او خواهد داد. افراد زیادی تلاش کردند اما شکست خوردند تا اینکه یک کفاش جوان و هوشمند، نقشه‌ای طراحی کرد: او شکم گوسفندی را با گوگرد و قیر پر کرد و آن را بیرون غار گذاشت. اژدها گوسفند را بلعید و از شدت عطش به رودخانه ویستولا رفت و آن‌قدر آب نوشید تا منفجر شد! این جوان قهرمان، به پادشاهی رسید و مردم از شر اژدها نجات یافتند.

برای بازدید از این مجموعه حداقل 4 ساعت زمان اختصاص دهید.

مسیر پیاده راهی که بین قلعه و رودخانه قرار دارد با الهام از پیاده رو مشاهیر در هالیوود، لوحه های برنزی بر کف زمین کار گذاشته شده است که نام هنرمندان به همراه ستاره ها و عرصه فعالیت آنها را به نمایش گذاشته است. در بعضی از این لوحه‌ها آثار دستان افراد قرار دارد. یعنی اثر دست هنرمندان نیز به همراه نامشان دیده می‌شود.

پس از خروج از این مجموعه به سمت بافت قدیمی شهر کراکوف حرکت کردیم. خیابان Grodzka یکی از خیابانهای قدیمی است که در این قسمت شهر قرار دارد و مملو است از رستورانها، سوغاتی فروشی ها و چند کلیسا که به میدان مرکزی شهر می رسد. در این مسیر ابتدا ما ناهار را در رستوران Fiorentina که علامت رستورانهای مورد تایید شرکت میشلن را هم بر سر در خود نصب کرده بود خوردیم و علی رغم قیمت قابل توجه آن، کیفیت خیلی بالایی نداشت.

در نزدیک این رستوران کلیسا Saints Peter and Paul Church  یا کلیسای دوستان رسولان پطرس و پولس قرار دارد. نمای خارجی دو طبقه دارد، از سنگ دولومیت ساخته شده و شامل نقش‌ها و مجسمه‌هایی از قدیسان یسوعی است. مقابل ورودی کلیسا، نرده یا حصاری است که روی پایه‌های آن مجسمه‌های ۱۲ رسول قرار دارند. ساخت بنا بین سال‌های ۱۵۹۷ تا ۱۶۱۹ بنا به خواست شاه زیگموند سوم وازا (Sigismund III Vasa) برای مرتبه جامعه عیسی (یسوعیان یا Jesuits) ساخته شد.

 کمی جلوتر از این رستوران، کلیسا St. Andrew’s Church   قرار دارد. این کلیسا یکی از زیباترین و قدیمی ترین کلیساهای شهر کراکوف است که به سبک رومانسک بین سالهای 1079 تا 1098 ساخته شده است. این کلیسا دارای دو برج‌ دوقلو باریک و بلند در بخش جلویی، پنجره‌های کوچک و دیوارهای ضخیم است. این کلیسا از معدود بناهای باقی‌مانده از دوره رومانِسک در لهستان است که حملات مغول‌ها در سال 1241 را سالم پشت سر گذاشت و تقریباً دست‌نخورده باقی مانده است.

کمی جلوتر به  کلیسای Holy Trinity Church  می رسیم که  یکی از مهم‌ترین کلیساهای تاریخی این شهر است و بخشی از مجموعه کلیسای فرقه دومینیکن‌ها (Dominican Order) به‌شمار می‌آید و ترکیبی از سبک گوتیک و باروک  می باشد. ساخت اولیه آن در قرن 13 شروع شد. نمای بیرونی به سبک گوتیک لهستانی، با طاق‌های نوک‌تیز و پنجره‌های بلند است. فضای داخلی بسیار بلند و الهام‌بخش، شامل یک سالن مرکزی و راهروهایی با ستون‌های گوتیک می باشد.بسیاری از تزئینات داخلی، مانند محراب‌ها، نقاشی‌های دیواری و مجسمه‌ها در قرن 17 و 18 افزوده شده‌اند و حال و هوای باروک دارند. در آتش‌سوزی بزرگ سال 1850، بخش‌هایی از کلیسا و صومعه آسیب دیدند اما بعدها بازسازی شدند.

فرقه دومینیکن‌ها یکی از بزرگ‌ترین و تأثیرگذارترین فرقه‌های مذهبی در کلیسای کاتولیک است که در اوایل قرن ۱۳ میلادی تاسیس شد. هدف آنها موعظه و آموزش ایمان مسیحی و مبارزه با بدعت‌ها به‌ویژه در اروپا بود. آن‌ها معتقد بودند که ایمان باید با تعلیم و تفکر عقلانی همراه باشد. زندگی ساده و بدون تجملات، با تمرکز بر مطالعه، عبادت و خدمت از مهمترین شعارهای آنها بود.

در ضلع شمال شرقی میدان شهر، باسیلیکا سنت ماری قرار دارد. این کلیسا دارای دو برج نامتقارن است: برج بلندتر ۸۰ متر ارتفاع دارد و هر یک ساعت از آن آهنگی به نام Hejnał mariacki با ترومپت نواخته می‌شود، که یکی از صداهای نمادین شهر است و در هنگامی که نواخته میشود به‌طور ناگهانی قطع می‌شود که  یادآور افسانه‌ای درباره تیر خوردن یک نگهبان در هنگام هشدار حمله مغول‌ها است. برج کوتاه‌تر (۶۹ متر) است که قبلاً به‌عنوان برج مراقبت استفاده می‌شد. این دو برج در قرون وسطی توسط دو برادر معمار ساخته شده‌اند، و افسانه‌ای محلی درباره رقابت آن‌ها وجود دارد که منجر به قتل یکی توسط دیگری شد. فضای داخلی کلیسا یکی از زیباترین نمونه‌های گوتیک در اروپا است. سقف با رنگ آبی تیره و ستاره‌های طلایی، بسیار چشمگیر است. دیوارها با نقاشی‌های قرن نوزدهمی به سبک نئوگوتیک تزئین شده‌اند. محراب چوبی منبت‌کاری‌شده آن به دست هنرمند آلمانی Veit Stoss Wit Stwosz ساخته شده (حدود 1477–1489) و از بزرگ‌ترین محراب‌های گوتیک در جهان با بیش از ۲۰۰ پیکره چوبی تزیین شده است.

متاسفانه چون مراسم مذهبی در داخل کلیسا در حال انجام بود، ما نتوانستیم به محراب نزدیک شویم و از فضای پشت نمازگزاران قسمتهایی از کلیسا را دیدیم. 

 

خیابان Florianska در ضلع شمالی کلیسا سنت ماری قرار دارد و یکی دیگر از خیابانهای شلوغ و پرتردد و البته توریستی شهر است. بعید است کسی از این خیابان عبور کند و از مغازه های بستنی فروشی ، بستنی نخرد! در انتهای خیابان دروازه Florian و کمی جلوتر از آن باربیکن کراکوف قرار دارد. 

دروازه فلورین (Brama Floriańska) بخشی از دیوار دفاعی قرون وسطایی شهر کراکوف بوده که در قرن ۱۳ میلادی ساخته شده است. این دروازه  تنها دروازه باقی‌مانده از هشت دروازه اصلی شهر در دوران قرون وسطی است.این دروازه در قرن ۱۴ بازسازی شد و بعدها در قرن ۱۵ با یک برج دفاعی با ارتفاع حدود ۳۴ متر تقویت گردید. در نمای شمالی بالای دروازه یک مجسمه سنگی از سنت فلورین (St. Florian) قرار دارد که نگهبان و قدیس حامی آتش‌نشانان و سربازان به شمار می‌رود. در نمای جنوبی بالای دروازه نشان سلطنتی لهستان که عقاب سفید است، قرار داده شده است.

 دروازه فلورین در ابتدای خیابان سلطنتی (Royal Route) قرار دارد و مسیری بوده که پادشاهان لهستان برای ورود به شهر و رسیدن به قلعه واول طی می‌کردند. دیوارهای اطراف دروازه اکنون محل نمایش آثار هنری محلی است و هنرمندان خیابانی نقاشی‌های خود را برای فروش در این محل قرار می‌دهند.

باربیکن کراکوف یک بنای دایره‌ای به قطر حدود ۲۵ متر با ۷ برجک دفاعی است که در اواخر قرن 15 با آجر قرمز ساخته شد. این بنا یکی از چشمگیرترین سازه‌های دفاعی قرون وسطایی در اروپای مرکزی و یکی از معدود سازه‌های مشابه باقی‌مانده در جهان است.  Barbican از طریق یک راهرو سرپوشیده به دروازه فلورین متصل می‌شد، تا هنگام محاصره، محافظان بتوانند بین دو سازه جابه‌جا شوند. علاوه بر دیوارهای ضخیم دو جداره و برجک‌های دیدبانی دارای روزنه‌های تیراندازی و مکان‌هایی برای ریختن مواد داغ یا سنگ از بالا به روی مهاجمان بود. طبق مدارک موجود، Barbican  کراکوف یکی از سه باربیکن قرون وسطایی باقی‌مانده در اروپا است. دو تای دیگر در ورشو و دیگری در شهر کارلووی واری جمهوری چک می باشد.

در بیشتر مناطق توریستی کشور لهستان و در کنار بناهای مهم، اغلب یک ماکت برنزی از آن در محوطه خارجی بنا قرار داده شده است که بازدیدکنندگان می توانند تصویری کلی از موقعیت بنا را تصور کنند.

مجددا به میدان اصلی شهر که به میدان اصلی بازار (Rynek Główny) مشهور است، بازگشتیم. لازم به ذکر است که بافت قدیمی شهر کراکوف که دقیقا همین میدان مرکزی شهر است در لیست میراث جهانی ثبت شده است. 

در گوشه ای از این میدان مجسمه برنزی آدام میتسکیه ویچ، شاعر رومانتیک قرن 19 لهستان قرار داده شده است. 

درست در وسط این میدان ساختمان درازی قرار دارد که به نام Cloth Hall مشهور است. در قدیم این محل یکی از مهمترین مراکز خرید شهر بوده و طبق روایاتی شاید قدیمی ترین مرکز خرید اروپا است که هنوز فعال است! 

قدمت این بنا به قرن ۱۳ میلادی، در زمان پادشاهی کازیمیر کبیر، برمی گردد که به‌عنوان بازار سرپوشیده برای پارچه‌فروشان ساخته شد. در قرن ۱۵ و ۱۶، ساختمان به‌طور کامل بازسازی و در سبک رنسانس ایتالیایی بازطراحی شد. در طول تاریخ چندین بار بازسازی و مرمت شده، به‌ویژه در قرن ۱۹ که نمایی امروزی‌تر به خود گرفت. هم اکنون طبقه همکف به عنوان بازارچه صنایع دستی و سوغاتی با فروش اجناسی مانند: جواهرات کهربا، صنایع دستی چوبی، رومیزی‌های سنتی ، سفال و سرامیک نقاشی‌شده، مجسمه‌ها و نقاشی‌های مذهبی و محلی فعالیت می‌کند. طبقه بالا به موزه ملی کراکوف – گالری هنر قرن نوزدهم اختصاص داده شده است.

 

در زیر این مرکز خرید یک موزه بسیار جالب  و نوآورانه در عمق 4 متری سطح زمین ایجاد شده که به موزه Rynek Underground معروف است. این موزه ترکیبی از باستان‌شناسی، فناوری مدرن و تاریخ شهری است. در این موزه می توان از سنگ‌فرش‌های اصلی خیابان‌های قرون وسطایی، بقایای مغازه‌ها، بازارها و خانه‌های چوبی و سنگی و گورهای قدیمی، اسکلت انسان‌ها و آثار تدفین شده بازدید کرد. ویدیوهای سه‌بعدی، هولوگرام‌ها، نمایش‌های نوری ، بازسازی دیجیتال چهره یک کودک قرون وسطایی از اسکلت واقعی و همچنین نقشه‌های تعاملی برای نشان دادن تحول شهر از قرن‌ها قبل تا امروز به فهم تغییرات تاریخی این محل بسیار کمک می کند. همچنین نمایشگاهی ازسکه‌ها، ابزارها، جواهرات، اسباب‌بازی‌ها و وسایل روزمره مردم و مصنوعات بازرگانان و صنعتگران قرون وسطایی در کنار بازسازی صحنه‌هایی از بازار، داد و ستد، مراسم و آیین‌های مذهبی اطلاعات جالبی درباره زندگی مردم در اختیار بازدیدکنندگان قرار می دهد.

برای بازدید از این موزه حداقل دو ساعت زمان مورد نیاز است که با توجه به محدود بودن فضای بازدید ممکن است در هنگام تهیه بلیط به شما برای بازدید در چند ساعت بعد بلیت فروخته شود.

 بنای دیگری که در این میدان قرار دارد، برج ساختمان شهرداری یا Town Hall Tower است که بخش باقی‌مانده ای از ساختمان قدیمی شهرداری کراکوف به شمار می‌رود. این بنا در اواخر قرن ۱۳ میلادی از آجر قرمز و به سبک گوتیک به ارتفاع 70 متر ساخته شد.این بنا دارای سقف نوک‌تیز با برجک‌های فلزی است که در قرن ۱۷ به آن افزوده شد. ساختمان اصلی شهرداری در قرن نوزدهم به دلایل شهری و معماری تخریب شد. امروزه برج به عنوان شعبه‌ای از موزه تاریخ شهر کراکوف فعالیت می‌کند. در کنار درب ورودی مجسمه دو شیر قرار داده شده است. ما به دلیل کمبود وقت نتوانستیم از داخل برج بازدید کنیم. مجسمه‌ای از یک سر دلقک به‌نام “Mask of the Town Fool” در کنار برج قرار دارد که یادآور دلقک رسمی شهرداری در گذشته است.

 

در نزدیکی میدان مرکزی، و در خیابان Franciszkańska کلیسای جامع سنت فرانسیس آسیزی که یکی از قدیمی‌ترین و روحانی‌ترین کلیساهای کراکوف است، قرار دارد. تأسیس این کلیسا به قرن سیزدهم میلادی بازمی‌گردد، زمانی که فرقه فرانسیسکن‌ها به دعوت شاه بولسلاو پنجم به کراکوف آمدند. این کلیسا در حوالی سال ۱۲۶۹ تکمیل شد و بعدها بارها ، به‌ویژه پس از آتش‌سوزی ویرانگر سال ۱۸۵۰، بازسازی شد. یکی از مهم‌ترین جاذبه‌های هنری کلیسا، پنجره‌های ویترای خیره‌کننده آن است. مشهورترین آن‌ها توسط Stanislaw Wyspiański، یکی از بزرگ‌ترین هنرمندان مدرن لهستانی، طراحی شده‌اند. پنجره معروف “خدا پدر در آفرینش جهان” (God the Father in the Act of Creation)  از شاهکارهای وی است. همچنین دیوارها و طاق‌ها با نقوش گیاهی و هندسی رنگارنگ تزئین شده‌اند که فضا را عرفانی و شاعرانه کرده است. برای بازدید این کلیسا 15 دقیقه در نظر بگیرید.

 

درست در روبروی این کلیسا کاخ بیشاپ قرار دارد که از قرن 14 محل اقامت رسمی اسقف اعظم کراکوف بوده است.

کارول ووُیتیوآ که بعدها به پاپ ژان پل دوم معروف شد، در دوران اسقفی و کاردینالی خود، در همین کاخ اقامت داشت. یکی از مهم‌ترین و محبوب‌ترین مکان‌ها در این کاخ، پنجره معروف طبقه اول است. این پنجره جایی است که ژان پل دوم در زمان بازدید از لهستان، با مردم صحبت می‌کرد. مردم کراکوف هر بار که او به وطن بازمی‌گشت، شب‌ها در حیاط جمع می‌شدند و منتظر بودند تا او از پنجره ظاهر شود و به‌صورت غیررسمی و صمیمی با آن‌ها صحبت کند.امروز، این پنجره به نام پنجره پاپ شناخته می‌شود. 

این منطقه از شهر کراکوف تا پاسی از شب کاملا زنده است، توریستهای زیادی به این محل می آیند و همیشه کافه و رستورانها شلوغ است. کاسبی های متفرقه ای هم در گوشه و کنار این میدان از قبیل نوازندگان دوره گرد و درشکه سواری تقریبا همیشه برقرار است. 

ما بعد از صرف شام در یکی از رستورانهای میدان مرکزی به سمت هتل حرکت کردیم.

 

روز چهارم، یکشنبه 6 جولای:

طبق برنامه به سمت معدن نمک Wieliczka در شهری به همین نام که تنها 15 کیلومتر با کراکوف فاصله دارد حرکت کردیم. از بدو ورود به این شهر با پلاکاردهایی که تصاویری از معدن نمک را نمایش می دادند روبرو شدیم . به نظر می آید که امروزه نیز این معدن محل اصلی درآمد مردم این شهر است! هرچند استخراج نمک از آن تعطیل شده است اما شغلهای بسیاری که مرتبط با حضور توریستها در این شهر است بسیار فعال است. با نزدیک شدن به معدن وجود افرادی که تابلویی با علامت پارکینگ در دست دارند و سعی می کنند توریستها را به پارکینگهای شخصی خود هدایت کنند بسیار جلب توجه می کند درست شبیه به رستورانهای فرحزاد و کن!

بالاخره شکار یکی از همین افراد شدیم. اتومبیل را در زل گرما پارک کردیم، 30 زلوتی به پارکینگ دار پرداختیم و پیاده به سمت درب ورود و محل فروش بلیط به راه افتادیم. خوشبختانه محل پارکینگ ما تا باجه بلیط فروشی بیش از ده دقیقه پیاده روی نداشت. برای خرید بلیط از آپشن بلیط خانوادگی که بسیار در کشور لهستان باب است استفاده کردیم. بلیط خانوادگی یک نوع از بلیط است که برای یک خانواده 4 نفره طراحی شده که شامل دو بزرگسال و دو فرزند زیر 18 سال است و از نظر قیمت کاملا به صرفه است. ورود به این معدن در قالب تور امکان پذیر است و در هنگام خرید بلیط حتما می بایست زبان مورد نظر را انتخاب کنید تا از راهنمای تور به همان زبان بهره مند شوید. خوشبختانه ما قبل از اینکه ظرفیت تور به زبان انگلیسی کامل شود، موفق به خرید بلیط شدیم و زمان زیادی را برای ورود به مجموعه از دست ندادیم، خصوصا اینکه دمای هوا به شدت افزایش یافته بود و تلف کردن وقت در محیط باز ممکن بود به گرمازدگی منجر شود. 

در زمانی که مشخص شده بود در درب ورودی معدن حاضر شدیم تور لیدر ما یک خانم لهستانی بود که زبان انگلیسی را خوب صحبت می کرد. به ما یک هدفون داد تا از طریق فرستنده ای که داشت راحت تر بتواند صدایش را به گوش بازدیدکنندگان برساند. تور ما با 25 بازدید کننده شروع شد. در ابتدا تورلیدر درباره تاریخچه این معدن کمی صحبت کرد که نکات مهم آن را برایتان در اینجا ذکر می کنم.

فعالیت معدن از قرن سیزدهم میلادی آغاز و تا سال ۱۹۹۶ به‌طور مداوم استخراج نمک انجام می شد. در قرون وسطی، نمک به‌عنوان “طلای سفید” شناخته می‌شده و این معدن یکی از منابع ثروت پادشاهی لهستان بود. در سال ۱۹۷۸ به عنوان یکی از اولین مکان‌ها در جهان، در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد. معدن دارای ۹ سطح (level) زیرزمینی است که تا عمق حدود ۳۲۷ متر پایین می‌رود. شبکه‌ای از راهروها، تالارها، دریاچه‌های نمکی، پله‌ها، و اتاقک‌ها به طول بیش از ۳۰۰ کیلومتر در زیر زمین ایجاد شده است. بازدید عمومی معمولاً فقط از قسمت‌های بالایی (حدود ۱۳۵ متر عمق) صورت می‌گیرد.

سپس از طریق دالانهایی وارد معدن شدیم، از طریق پله هایی به قسمتهای پایینتر می رفتیم. گاهی به اتاقکها و یا محوطه هایی می رسیدیم که هر کدام اسامی خاص خودش را داشت. تعداد زیادی مجسمه هایی که همگی از همان سنگ نمک تراشیده شده بودند در جای جای معدن به نمایش گذاشته شده بودند که اکثرا نمایانگر صحنه های مذهبی و یا اسطوره ای بودند. گاهی به تالارهایی می رسیدیم که برخی از آنها حتی دریاچه های کوچکی نیز داشتند. 

شاید باشکوه ترین تالاری که مشاهده کردیم. کلیسای زیرزمینی سنت کینگا بود. این تالار بزرگ‌ترین و باشکوه‌ترین تالار معدن است. محراب، لوستر، مجسمه‌ها و دیوارنگاره‌ها کاملاً از سنگ نمک، کنده‌کاری شده اند. هنوز هم گاهی محل برگزاری مراسم مذهبی، کنسرت و حتی ازدواج! است.

همچنین قسمتی به موزه معدن اختصاص داده شده که درباره روش‌های استخراج، ابزار سنتی معدن‌کاری، و تاریخ معدن اطلاعات جالبی ارائه می کند.

این تور حدود 2 ساعت و نیم طول کشید و ما از تعداد زیادی پله (حدود 800 پله) بالا یا پایین رفتیم. به گفته راهنما، دمای داخل معدن در طول سال، ثابت و حدود ۱۴-۱۶ درجه سانتی‌گراد است.

درب خروج معدن کاملا از درب ورود آن فاصله دارد و برای بازگشت به پارکینگ کمی گیج شدیم که البته با کمک نقشه گوگل به سرعت راه خود را پیدا کردیم. ناهار را در یک رستوران که در نزدیکی معدن بود صرف کردیم و حدود ساعت 3:30 شهر ویلیچکا را ترک کردیم. 

مقصد بعدی کلیسای چوبی سنت لئونارد در شهر Lipnica Murowana بود. وقتی ما به این کلیسا رسیدیم خوشبختانه باز بود و این شانس را داشتیم تا از داخل آن بازدید کنیم. بازدید از این کلیسا رایگان است و تقریبا به نیم ساعت زمان نیاز دارد. در حیاط کلیسا افرادی را دیدیم که مشغول آماده سازی یک استیج بودند. نورافکن ها و آمپلی فایرها را نصب می کردند و محل را برای اجرای یک برنامه موسیقی آماده می کردند. این کلیسا به عنوان بخشی از مجموعه‌ی «کلیساهای چوبی در جنوب لهستان کوچک (Wooden Churches of Southern Lesser Poland)» در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد. این کلیسا در اواخر قرن ۱۵ میلادی (احتمالاً در حدود سال ۱۴۷۰) ساخته شده است و نمونه‌ای بسیار ارزشمند از معماری چوبی قرون وسطی است که بدون استفاده از میخ ساخته شده، تمام اجزا با تکنیک‌های سنتی اتصال چوبی به هم وصل شده‌اند. ساختار آن از چوب بلوط و پلان کلیسا به شکل مستطیل است. سقف شیروانی ساده و برج ناقوس چوبی جداگانه‌ای نیز در کنار آن وجود دارد. فضای داخلی آن با نقاشی‌های دیواری مربوط به قرن‌های ۱۵ تا ۱۸ میلادی تزیین شده که صحنه‌هایی از انجیل و زندگی قدیسان را نشان می‌دهد. این کلیسا به سنت لئونارد، یکی از قدیسان محبوب قرون وسطایی که نگهبان اسیران، زندانیان و گاوها بود، تقدیم شده است. در مدت زمانی که ما مشغول بازدید از این کلیسا بودیم چندین اتوبوس گردشگری به این مکان آمد که گویای اهمیت این کلیسا است. 

سپس به سمت روستای Brunary که در 70 کیلومتری جنوب شرقی قرار داشت، حرکت کردیم. ما بعد از ساعت 6 عصر به کلیسا Assumption of Mary Catholic Church  رسیدیم که متاسفانه بسته بود و فقط امکان بازدید از محوطه خارجی آن امکان پذیر بود. این کلیسا یکی از شاهکارهای معماری چوبی مذهبی در جنوب شرقی لهستان است که در سال ۲۰۱۳ به همراه  چند کلیسای چوبی دیگر از لهستان و اوکراین به عنوان بخشی از مجموعه “کلیساهای چوبی منطقه کارپات در لهستان و اوکراین” در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد. این بنا که سابقاً به عنوان کلیسای ارتدکس شرقی ساخته شده بود، امروزه کلیسای کاتولیک رومی است. معماری چوبی آن به سبک لمکو(Lemko)، یکی از گروه‌های قومی اسلاوی شرقی در کوه‌های کارپات، است. مصالح آن تماما از چوب و بدون استفاده از میخ فلزی است. گفته شده که کلیسای فعلی حدوداً در نیمه اول قرن ۱۸ ساخته شد، اگرچه کلیسای اولیه احتمالاً مربوط به قرن ۱۶ بود. این کلیسا دارای سه گنبد پیازی شکل است که در ابتدا برای جمعیت محلی لمکوها ساخته شده بود که اغلب یونانی-کاتولیک (Greek Catholic) بودند. اما  در دهه ۱۹۴۰ و پس از عملیات ویسلا (Akcja Wisła)، جمعیت لمکو به اجبار کوچ داده شدند و کلیسا تحت استفاده کلیسای کاتولیک رومی قرار گرفت. 

در مسیر بازگشت به شهر نووی سونتس و در روستای بوگوشا، کنار یک کلیسا چوبی دیگر به نام کلیسای سنت آنتونی پادوا توقف کردیم. متاسفانه  بازدید از داخل کلیسا امکان پذیر نبود اما نمای آن بسیار جالب بود. معماری این کلیسا به سبک لمکو (Lemko) است که سه گنبد پیازی شکل دارد. ناقوسهای کلیسا در یک سازه جداگانه در خارج از محوطه اصلی کلیسا قرار داده شده اند. با وجود آنکه به سبک کلیساهای ارتدوکس ساخته شده، امروزه به عنوان کلیسای کاتولیک رومی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

ساعت حدود 6 عصر بود که به شهر Nowy Sacz رسیدیم. در مجاور میدان ورودی شهر یک کلیسا با معماری مدرن دیدیم که بسیار زیبا طراحی شده بود. تصمیم گرفتیم تا از داخل آن هم بازدید کنیم. محوطه خارجی این کلیسا یک باغ بزرگ گل رز داشت. داخل کلیسا بسیار ساده و با شیشه های رنگی است. این کلیسا تنها مکان مقدس در لهستان است که به سن‌ریتای کاسیا (Saint Rita of Cascia) اختصاص یافته است. او به‌عنوان ” قدیسه‌ی دعاهای غیرممکن”  شناخته می‌شود و مدافع دعا جویان در امور غیرقابل حل، ازدواج‌های دشوار، ناباروری، بیماری، و جدایی خانوادگی است! این کلیسا به‌عنوان هدیّه‌ای به مناسبت ۷۰۰ سالگی شهر، بین سال‌های ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۲ ساخته و در ۱۵ نوامبر ۱۹۹۲ توسط اسقف Józef Życiński تقدیس شد. طرح آن توسط مهندس معمار Lech Filar  و تیمش از دانشگاه فنی کراکوف انجام شد. سازه اصلی کلیسا از بتن مسلح است و دو طرفش با آجر روکش شده، سقف به‌صورت فلز مسی پوشیده شده و کف داخل با گرانیت زیباسازی شده است. شکل کلی بنا از نمای بالا به‌گونه‌ای طراحی شده که شبیه یک «برگ درحال افتادن» به نظر می‌رسد، که با موقعیت طبیعی درختان پیرامون آن هماهنگی بصری دارد. ورودی کلیسا شامل یک دروازه برنزی ۱۸ تنی است که متعلق به صحن ورودی بوده و تصویر «بشارت» را نشان می‌دهد. این دروازه یکی از بزرگ‌ترین در اروپا است و به‌صورت هیدرولیک باز و بسته می‌شود. برای بازدید از این بنا حداقل نیم ساعت زمان اختصاص دهید. 

 

ما برای اقامت به هتل Panoroma در شهر Nowy Sacz رفتیم و بابت یک شب اقامت 110 یورو پرداختیم. با توجه به اینکه هتل در مرکز شهر قرار داشت، تصمیم گرفتیم تا در شهر قدم بزنیم.

ساختمان شهرداری یا Town Hall در میدان مرکزی قرار دارد. در زمان بازدید ما، مشغول مرمت این بنا بودند و پارچه بسیار بزرگی دور آن کشیده بودند. در کنار آن مجسمه بزرگی از پاپ ژان پل دوم و در محوطه اطراف این میدان تعدادی رستوران و کافه قرار دارد.

 با فاصله کوتاهی از میدان، کلیسا Saint Margaret of Antioch Basilica که ترکیبی از معماری گوتیک و باروک است، قرار دارد. نما شامل دو برج و یک سردر ورودی (kruchta)  است که این دو برج را به‌هم پیوند می‌دهد. برای بازدید از این کلیسا نیم ساعت زمان اختصاص دهید. 

 

روز پنجم، دوشنبه 7 جولای: 

به سمت منطقه کوهستانی و پارک ملی Pieniny حرکت کردیم. این منطقه جنگلی در 60 کیلومتری جنوب شهر نووی سانچ  و در مرز با اسلواکی واقع شده است. این پارک بخشی از کوه‌های Pieniny  را در بر می‌گیرد و به‌ویژه به‌خاطر دره‌ی تماشایی رودخانه دانایچ Dunajec  و صخره‌های آهکی‌اش شهرت دارد. یکی از مهمترین فعالیتهای توریستی این منطقه، قایق سواری در رودخانه مرزی Dunajec است. وقتی به Sromowce رسیدیم باران شروع شد. اینجا محل شروع  تورهای قایق سواری و رفتینگ است. اتومبیل را می بایست در پارکینگ همین منطقه پارک کرد. قیمت بلیط پارکینگ 30 زلوتی است. با کمی پیاده روی به باجه فروش بلیط می رسید. خوشبختانه بخاطر شرایط جوی نامناسب تعداد بازدیدکنندگان زیاد نبود و برای سوار شدن به قایق فقط حدود 20 دقیقه معطل شدیم. با افزایش بارندگی بیشتر بازدیدکنندگان مجبور شدند تا از فروشگاه همین محل، کاورهای پلاستیکی بخرند تا کمتر  خیس شوند. علی رغم بارش شدید باران، هوا سرد نبود. کلک هایی که به این منظور استفاده میشوند طراحی جالبی دارند. هر کلک ظرفیت 12 نفر را دارد. نکته جالب این است که این کلکها در حقیقت پنج قایق باریک هستند که توسط چند بست فلزی به همدیگر متصل شده اند و در انتهای مسیر اینها را از هم باز میکنند، سوار وانت بار می کنند و به نقطه شروع بازمی گردانند.

 قایقران‌ها معمولا کلاه و لباس‌های محلی که به شکل یک جلیقه آبی رنگ با گلدوزی های قرمز رنگ است پوشیده اند و شما را در قایق‌های چوبی در مسیر رودخانه هدایت می‌کنند.  مسیر کلاسیک 12 کیلومتری از Sromowce Wyżne تا Szczawnica یا  Krościenkoحدود ۲–۳ ساعت طول می‌کشد. هر قایق معمولا دو قایقران دارد که یکی در جلو و دیگری در انتهای قایق ایستاده اند. هر کدام یک چوب بلند در دست دارند که در طول مسیر با فشار دادن آن به کف رودخانه، مسیر قایق را کنترل می کنند. 

عمق و سرعت آب در بیشتر جاها بسیار کم است به طوری که می شود حرکت ماهی های قزل آلا کف رودخانه را مشاهده کرد. در کنار رودخانه انواع پرندگان آبزی و کنارآبزی را به وفور می توان دید. همانطور که قبلا گفته ام رودخانه دانایچ یکی از شاخه های اصلی رود ویستولا است که نهایتا به دریای بالتیک می ریزد. این رود در منطقه ای که ما در آن قایق رانی می کردیم، مرز طبیعی کشور لهستان با اسلواکی است و در آن سوی رود هم همین فعالیتهای ورزشی را در کشور اسلواکی می شود مشاهده کرد. 

در مسیر این رودخانه- چه در سمت لهستان و چه در سمت اسلواکی- روستاهای کوچک زیبایی وجود دارد. در بیشتر طول مسیر، رودخانه از جاده فاصله می گیرد و وارد دره های بسیار زیبا می شود. علاوه بر قایقهای چوبی، گاهی قایق های مخصوص رفتینگ که گروههای مختلفی از قبیل خانواده ها و دانش آموزان را حمل می کنند با سرعت بیشتری از کنار ما عبور می کردند.

 از دیگر فعالیتهای ورزشی در این منطقه دوچرخه سواری و کوهپیمایی است. قایقران ما متاسفانه انگلیسی بلد نبود و به زبان لهستانی برای سایر مسافرها توضیحاتی درباره مسیر و همچنین داستانهایی تعریف می کرد که ما متوجه نمی شدیم. فقط یک بار در جلو مسیر قله ای را نشان داد که شبیه سه نوک یا “تاج” بود، بعدا فهمیدم که به این صخره عظیم قله سه تاج می گویند و از نمادهای کشور لهستان است.

 

بعد ازرسیدن به ایستگاه پایانی در روستای شچاونی‌تسا Szczawnica ابتدا در یک رستوران محلی ناهار خوردیم و چه چیزی بهتر از ماهی قزل آلای تازه رودخانه ای که روی آن بیش از 2 ساعت سفر کرده بودیم. بعد از صرف غذا به محوطه پارکینگ رفتیم تا با مینی بوس به ایستگاه نخست برگردیم. تقریبا یک ربع معطل شدیم تا ظرفیت مینی بوس تکمیل شد و کمتر از بیست دقیقه ما را به محلی که اتومبیل خودمان را پارک کرده بودیم رساند.  

سپس به سمت روستای Debne به راه افتادیم. این مسیر تقریبا 30 کیلومتری از کوهپایه هایی می گذرد که مشرف به دریاچه سد Czorsztyn است. این سد بر روی رودخانه Dunajec احداث شده است و مکانی با طبیعت بسیار زیبا ایجاد کرده است. 

در کنار دریاچه انواع و اقسام ورزشها و فعالیتهای آبی دایر است. تعداد قابل توجهی رستوران و هتل در همین محدوده وجود دارد. همچنین بقایای دو قلعه قدیمی را می توان دید. 

کلیسا چوبی سنت میکائیل فرشته  در Debne ، یکی از مهمترین کلیساهای چوبی در این منطقه است که ثبت جهانی شده است. این کلیسا در قرن 15 از چوب کاج و صنوبر و بدون میخ فلزی ساخته شد. دیوارها و سقف با نقاشی‌های چندصدساله به سبک فولکلور و گوتیک تزئین شده‌اند. این نقاشی‌ها یکی از قدیمی‌ترین نقاشی‌های چوبی باقیمانده در لهستان هستند. برای بازدید نیم ساعت کافی است.

 

شهر Kalwaria در 90 کیلومتری شمال Debne قرار دارد و تقریبا یکساعت و نیم طول کشید تا به آنجا رسیدیم. این شهر یکی از مذهبی ترین شهرهای لهستان است. مجموعه کلیساها و مسیرهای زیارتی آن در سال 1999 در لیست میراث جهانی یونسکو ثبت شد. هر ساله زائران زیادی برای زیارت به این شهر می آیند و از مسیرهای مشخصی پیاده روی خود را شروع می کنند. مسیرهای زیارتی Sanktuarium Pasyjno-Maryjne w Kalwarii Zebrzydowskiej  که به نام‌های راه‌های مصائب عیسی و راه‌های مریم مقدس شناخته می‌شوند، در مجموع حدود 6 تا 7 کیلومتر طول دارند وشامل  چهل و چهار عدد کلیسا و نمازخانه در دامنه‌های سرسبز و تپه‌های اطراف مجموعه هستند. این مسیر معمولا با توجه به میزان توقف افراد در زیارتگاههای مختلف تقریبا 4 ساعت طول می کشد. معمولا نقطه آغاز از صومعه و کلیسا مریم مقدس که در حومه شهر و روی یک تپه قرار دارد، شروع می شود. ما با اتومبیل تا این صومعه بزرگ رفتیم و موفق شدیم از داخل کلیسا هم بازدید کنیم. کلیسا به سبک باروک و با نقاشیهای سقفی زیبا و همچنین تجملات فراوان است.این کلیسا دارای یک محراب باشکوه و تندیس مشهور مریم مقدس معجزه‌گر (Matka Boża Kalwaryjska) است که مردم به آن برای شفاعت دعا می‌کنند.

 

در خارج کلیسا مسیر شروع پیاده روی علامت گذاری شده است که شما را به داخل جنگل هدایت می کند. گفته می شود این مجموعه مذهبی در اوایل قرن ۱۷ میلادی توسط Mikołaj Zebrzydowski، فرماندار کرکوف، به عنوان یک “اورشلیم کوچک” بنا شد تا زائران لهستانی بتوانند بدون سفر به فلسطین مسیر رنج مسیح را تجربه کنند. بسیاری از زائران این مسیرها را با پای برهنه یا در سکوت طی می‌کنند که نشانه‌ای از تواضع و تقرب آنهاست. 

 

در زمانهای خاصی از سال مراسم بسیار بزرگی برگزار می شود که با نمایشهای مذهبی با بازآفرینی وقایع صلیب، از شام آخر تا مصلوب شدن همراه است. تعدادی از عکسهای این مراسم در صومعه نصب شده بود که خیل جمعیت را نشان می داد که به دنبال حضرت عیسی زخمی و ناتوان در حال حرکت بودند. 

 ما موفق شدیم چند تا از این زیارتگاهها که در کنار مسیر اتومبیل رو بود را بازدید کنیم. ما تقریبا 2 ساعت را برای بازدید از این مناطق صرف کردیم.

برای اقامت  هتل Ostoja Garden  که کمی خارج از شهر و در یک منطقه جنگلی قرار داشت، انتخاب کردیم و بابت یک شب اقامت 102 یورو پرداختیم.

 

روز ششم، سه شنبه 8 جولای:

به سمت شهر Oswiecim که حدود 50 کیلومتر از هتل فاصله داشت حرکت کردیم. این شهر شهرت خود را مدیون یکی از نقاط تاریک بشریت یعنی اردوگاه کار اجباری آشویتس است که از آن به عنوان بزرگترین اردوگاه مرگ نازی ها نام برده اند که به نماد هولوکاست و جنایات آلمان نازی تبدیل شده است. 

این اردوگاه در این منطقه ساخته شد چون اوسویچیم در جنوب لهستان و در تقاطع چند خط اصلی راه‌آهن قرار داشت که مستقیماً به شهرهای بزرگ اروپایی مثل کراکوف، ورشو، برلین و وین وصل می‌شد. این موقعیت باعث می‌شد نازی‌ها بتوانند به‌سرعت و با کمترین هزینه، زندانیان را از سراسر اروپا به اردوگاه منتقل کنند. پس از اشغال لهستان در سال ۱۹۳۹، این منطقه بخشی از “رایش سوم” شد و کاملاً تحت کنترل پلیس و ارتش آلمان بود، بنابراین خطر فرار یا عملیات نجات کمتر بود. از طرفی جمعیت محلی کم‌تعداد و پراکنده بود و نازی‌ها بخش بزرگی از مردم بومی را از این منطقه بیرون کردند تا اردوگاه را بسازند. همچنین کارخانه‌های مهمی مثل IG Farben  (تولید مواد شیمیایی، مواد منفجره، لاستیک مصنوعی، رنگ و پلاستیک) در منطقه بودند که به نیروی کار اجباری نیاز داشتند. جالب است بدانید که “زیکلون B” ،  ماده‌ای حشره‌کش بر پایه سیانید است که در اتاق‌های گاز آشویتس و اردوگاه‌های دیگر برای کشتار جمعی استفاده و توسط شرکت Degesch  وابسته به IG Farben تولید می‌شد.

این مجموعه یک پارکینگ بسیار بزرگ دارد که برای سرویس دهی به تعداد بالای بازدیدکنندگان که با اتومبیل شخصی و یا اتوبوس مراجعه می کنند کاملا آماده است. برای تهیه بلیت می بایست از قبل به صورت آنلاین و یا از طریق مراجعه به باجه بلیط فروشی اقدام کنید. بازدید از این مجموعه فقط با راهنما امکان پذیر است. در هنگام خرید بلیط می بایست زبان مورد نظر خود را به مسئول باجه فروش بلیط بگویید. توجه داشته باشید که ممکن است در همان زمان، تور مورد نظر شما اجرا نشود یا ظرفیت آن پر شده باشد. به همین خاطر بهتر است بازدید از این مجموعه در زمان صبح انجام شود که امکان تهیه بلیط برای ساعات آینده مقدور باشد. برای تهیه بلیط داشتن پاسپورت برای بازدیدکنندگان خارجی الزامی است. معمولا نیم ساعت قبل از زمان بازدید که بر روی بلیط شما نوشته شده است، به شما اجازه ورود داده می شود. قبل از اینکه وارد ساختمان اصلی شوید می بایست لوازم اضافی از قبیل کوله پشتی یا کیف بزرگ را به جامه دان تحویل دهید. در هنگام ورود به مجموعه همه بازدیدکنندگان می بایست از گیت بازرسی عبور کنند. در ساختمان اصلی محلی وجود دارد که شما بلیط را نشان می دهید و یک دستگاه هدفون تحویل داده می شود تا بتوانید صحبتهای راهنما را بشنوید. در کمال تعجب به پسر 10 ساله من هدفون ندادند و گفتند چون بلیط برای این سن رایگان است لذا هدفون هم داده نمی شود. من پیشنهاد دادم تا پول یک بلیط کامل را پرداخت کنم تا برای او هم یک هدفون داده شود تا بتواند اطلاعات بیشتری از این بازدید کسب کند ولی تلاش من موفقیت آمیز نبود!

به همراه راهنما از یک کریدور باریک گذشتیم و وارد مجموعه آشویتس I شدیم. آشویتس I اولین و مرکزی‌ترین بخش مجموعه اردوگاه‌های آشویتس بود و نقش «مغز اداری» و «نماد ایدئولوژیک» این سیستم مرگبار را داشت. اینجا جایی است که بسیاری از روش‌های کنترلی، شکنجه، و حتی کشتار سیستماتیک برای اولین بار آزمایش شد.  این مجموعه از حدود ۲۰ بلوک آجری دو طبقه با دیوارهای بلند و سیم‌خاردار برقی تشکیل شده است. بر سردر ورودی(گیت) آن یک جمله بسیار معروف نوشته شده است:  “Arbeit macht frei” که ترجمه آن می شود:”کار شما را آزاد می‌کند”. 

 

در حال حاضر این مجموعه به صورت یک موزه بزرگ درآمده است و اکنون هر کدام از ساختمانهایی که سابقا اردوگاه بوده، روایتگر قسمتی از کارهایی است که در آن انجام می شد. بر طبق گفته های راهنمای تور، آشویتس  I  اردوگاه اولیه بود و در ماه آوریل ۱۹۴۰ توسط اس‌اس، به دستور هاینریش هیملر وبا گسترش یک پادگان سابق لهستانی ساخته شد. از بخشهای داخلی می توان به:  بلوک‌های زندان برای اقامت زندانیان که هم اکنون نمایشگاه‌هایی شامل وسایل قربانیان (چمدان‌ها، کفش‌ها، عینک‌ها، موی انسان) در برخی از آنها دایر است.  بلوک ۱۰، محل آزمایش‌های پزشکی غیر انسانی، به‌ویژه روی زنان و دوقلوها، بلوک ۱۱ که به بلوک مرگ معروف بود و محل بازداشت انفرادی، شکنجه و اعدام بود و همچنین سوله‌های اداری و بازجویی که توسط گشتاپو و اس‌اس اداره می‌شدند، اشاره کرد. در قسمت دیگری از این مجموعه، اتاق گاز و کوره آدم‌سوزی به نمایش گذاشته شده است. همچنین با بازسازی دروازه، حصارهای سیم‌خاردار و پستهای نگهبانی به فضای رعب و وحشت حاکم بر این بازداشتگاه بیشتر آشنا می شوید.

 

به گفته راهنما، “رودلف هس” اولین و معروف‌ترین فرمانده آشویتس بود و به همراه خانواده اش مدت طولانی در همین محل زندگی می کرد ولی پس از پایان جنگ در دادگاه نورنبرگ محاکمه شد و سرانجام در ۱۶ آوریل ۱۹۴۷ در محوطه آشویتس I و کنار کوره آدم‌سوزی به دار آویخته شد. هنوز چوبه دار او در همین مکان وجود دارد.

گفته می شود، در طول فعالیت اردوگاه (۱۹۴۰ تا ۱۹۴۵)، بیش از ۱٫۳ میلیون نفر به اینجا فرستاده شدند. از این تعداد، حدود ۱٫۱ میلیون نفر جان باختند که بیش از ۹۰٪ آنها یهودیان و بقیه شامل لهستانی‌ها، کولی‌ها (Roma/Sinti)، اسیران جنگی شوروی و مخالفان سیاسی بودند. دلایل اصلی مرگ زندانیان اغلب کمبود غذا، ازدحام، بیماری‌های واگیردار و کار اجباری روزانه طولانی بود. از برخی زندانیان برای آزمایش‌های پزشکی غیرانسانی استفاده می‌کردند. از جمله آزمایش‌های یوزف منگله (پزشک مرکز) بر روی دوقلوها و یا تلاش برای یافتن روش‌های سریع و ارزان برای عقیم‌سازی جمعی که توسط کارل کلوبِرگ انجام می شد و اغلب به مرگ ختم می شد. 

برای بازدید از اردوگاه دوم که به آشویتس II – بیرکناو(Birkenau)  معروف است، به کنار درب ورودی برگشتیم. و سوار اتوبوس هایی شدیم که مرتب مشغول سرویس دهی بین این دو محل هستند. تقریبا 10 دقیقه زمان نیاز است تا از آشویتس I به آشویتس II برسید. این اردوگاه در سال 1941 تا 1942 ساخته شد و بزرگ‌ترین بخش اردوگاه بود. درب ورودی آن شاید معروفترین نمایی باشد که در بیشتر فیلمهایی که درباره جنگ جهانی دوم و اردوگاههای نازی ها تهیه شده اند به چشم می آید. یک دروازه بزرگ که راه آهن از میان آن گذر می کند. 

 

آنسوی دروازه محوطه بسیار بزرگی قرار دارد که به ساختمانهای آجری اردوگاه تعلق دارند. البته تعدادی از آنها کاملا تخریب شده اند و تعدادی هم مرمت و بازسازی شده اند. انتهای خط راه آهن یا “رمپ تخلیه” جایی بود که قطارها، واگنهای زندانیان را می آوردند و پزشکان آنها را با توجه به سن و سلامتی بدنی به دو گروه تقسیم می‌کردند. گروهی برای کار اجباری فرستاده می شدند و افراد ضعیف و بیمار به قسمت دیگر می رفتند تا نهایتا در اتاقهای گاز کشته شوند. 

در جایی که خط آهن تمام می شود، سازه سنگی و بتنی عظیم با مجسمه‌هایی انتزاعی که حس سنگینی، فروپاشی و رنج را منتقل می‌کنند ساخته شده است. اطراف آن سنگ‌نوشته‌هایی به 23 زبان قرار داده شده است که یاد و خاطره قربانیان را زنده نگه می‌دارد. 

 

به همراه راهنما از قسمتهای مختلف این اردوگاه بازدید کردیم و حدود ساعت 3 بعدازظهر مجددا سوار اتوبوس شدیم و به محل پارکینگ برگشتیم. در پایان لازم می دانم که به سرنوشت این اردوگاه هم اشاره ای کنم. در ۲۷ ژانویه ۱۹۴۵ ارتش سرخ شوروی اردوگاه را آزاد کرد و از آن پس این مکان به بازداشتگاه سربازان آلمانی تبدیل شد. در یکی از خوابگاهها نقاشی بسیار زیبایی از یک زندانی آلمانی بر روی دیوار کشیده شده است. 

دولت لهستان در سال ۱۹۴۷ قانونی تصویب کرد که مجموعه آشویتس-بیرکناو را به‌عنوان موزه یادبود قربانیان فاشیسم حفظ کند. پس از جنگ، برخی از مسئولان اردوگاه در دادگاه نورنبرگ و دادگاه‌های لهستانی محاکمه و اعدام شدند.

مقصد بعدی شهر Katowice در 40 کیلومتری شمال شرقی اوسویچیم بود. در مرکز این شهر یک بنای زیبا که بیشتر شبیه به بشقاب پرنده یا نعلبکی است، ساخته شده است. این بنا که به Spodek مشهور است یک سالن چند منظوره است که محل برگزاری رویدادهای ورزشی، کنسرت و همچنین کنفرانسهای بین المللی است. 

در روبروی این مجموعه  مجسمه Silesian Insurgents’ Monument  قرار دارد. این مجسمه از سه بال بزرگ بتنی-برنزی تشکیل شده که در کنار هم قرار گرفته‌اند وبه یادبود سه قیام سیلزی (Silesian Uprisings)  ساخته شده که در سال‌های ۱۹۱۹، ۱۹۲۰ و ۱۹۲۱ رخ داد. این قیام‌ها مبارزات مسلحانه لهستانی‌های منطقه سیلزی بالا (Upper Silesia) علیه دولت آلمان ، با هدف پیوستن این منطقه به لهستان پس از جنگ جهانی اول بودند.

بنا داشتیم تا از معدن نقره و سرب Tarnowskie بازدید کنیم که با توجه به زمان بسیار کم تا آخرین سانس ورود به معدن از آن صرف نظر کردیم.

شهر Gliwice در مسیر ما قرار داشت و این شانس را به ما داد تا از برج چوبی ایستگاه رادیویی آن بازدید کنیم. این برج 111 متری شبکه ای چوبی از چوب لارچ سیبری است که بدون استفاده از میخ و با 16 هزار پیچ برنجی در سال 1935 ساخته شد و گفته می شود بلندترین سازه چوبی در اروپا است. اما عمده شهرت این برج و ایستگاه رادیویی آن، به اتفاقی که درست یک روز قبل از شروع رسمی جنگ جهانی دوم رخ داد برمی گردد. در اوت 1939 نیروهای اس اس با لباس مبدل لهستانی به این برج حمله کردند و شروع به ارسال پیام هایی بر ضد آلمان کردند. این عملیات که بخشی از سلسله عملیات پرچم دروغین بود، قسمتی از بهانه تراشی هیتلر و شروع جنگ بود. 

 

در ادامه مسیر به منطقه Pławniowice رسیدیم. قصر و پارک Pławniowice یکی از چشم اندازهای زیبا در این منطقه است. این قصر بین سال‌های ۱۸۸۲ تا ۱۸۸۵ توسط خانواده اشرافی Ballestrem  در زمینی به وسعت 2 هکتار و در کنار یک دریاچه زیبا ساخته شد.این بنا به سبک نئورنسانس آلمانی با الهام از قصرهای اروپای غربی؛ دارای برج مرکزی، سقف‌های شیروانی بلند و تزئینات آجری و سنگی است. بازدید از داخل قصر در زمانهای خاصی امکان پذیر است ولی برای بازدید از باغ و همچنین کلیسا مجاور قصر، زمان خاصی تعریف نشده است.

هوا بارانی بود که به سمت کاخ موشنا Moszna حرکت کردیم. حدود یک ساعت راندیم و ساعت 7:30 به محلی رسیدیم که در نقشه مشخص شده بود. برای ادامه مسیر می بایست وارد جاده ای می شدیم که در کنار آن یک اتاقک نگهبانی بود و جاده هم مسدود بود. به کنار اتاقک رفتم و متوجه شدم که درب ورود در اینجاست و می بایست بلیط تهیه کرد و چون زمان بازدید به اتمام رسیده بود، کسی آنجا نبود. به ناچار اتومبیل را در همان محل پارک کردم و پیاده به سمت کاخ به راه افتادم. ابتدا وارد پارک بسیار بزرگ و زیبایی شدم و پس از عبور از کنار دریاچه به محوطه کاخ رسیدم. نما خارجی این بنا بسیار شبیه به کاخ هایی است که در کارتونهای والت دیزنی دیده ایم. قدمت این کاخ به قرن 18 برمیگردد هرچند که در طول زمان به وسعت آن اضافه شده است. در حال حاضر این بنا پس از بازسازی، به‌عنوان موزه، هتل و محل برگزاری کنسرت، جشنواره و نمایشگاه فعالیت می کند. در توصیف این کاخ آمده که 7 هزار متر مربع وسعت، 99 برج و برجک و 365 اتاق دارد.این کاخ ترکیبی از سبک‌های نئورنسانس، نئوباروک و نئوگوتیک است. با وجود بارش باران حدود نیم ساعت در اطراف باغ کاخ گردش کردم. 

 

برای اقامت شبانه به هتل Novotel Centrum شهر Wroclaw  رفتیم و بابت دو شب اقامت 280 یورو پرداختیم. البته هتل به ازای هر شب برای استفاده از پارکینگ 20 یورو ما را اضافه شارژ کردند. 

روز هفتم، چهارشنبه 9 جولای:

  Wrocławدر زبان لهستانی “وروتسواف” تلفظ می‌شود. این شهر چهارمین شهر بزرگ لهستان است و بر کرانه‌های رودخانه اودر (Oder) ساخته شده و ده‌ها جزیره و بیش از ۱۰۰ پل دارد. به همین دلیل لقب ونیز لهستان را گرفته است. وُروتسواف شهری دانشگاهی است و دانشگاه وُروتسواف از مهم‌ترین مراکز علمی و فرهنگی لهستان محسوب می‌شود. در سال ۲۰۱۶ این شهر عنوان پایتخت فرهنگی اروپا را به دست آورد. مجسمه‌های کوچک برنزی کوتوله‌ها  (Wrocław Dwarfs) در سراسر شهر پراکنده‌اند (بیش از ۴۰۰ عدد). این مجسمه‌ها ابتدا به‌عنوان نماد جنبش اعتراضی ضد کمونیستی در دهه ۱۹۸۰ پدید آمدند و حالا به جاذبه‌ای محبوب تبدیل شده‌اند. علاوه بر نقشه های راهنما، اپلیکیشن مخصوصی هم برای یافتن این کوتوله ها که بعضا در مکانهای بسیار عجیبی قرار دارند، ساخته شده است. مخصوصا، هنگامی که از مرکز شهر بازدید می کنید به دفعات با کودکانی مواجه می شوید که یک نقشه راهنما از مکان کوتوله ها در دست دارند و مشغول کاوش برای یافتن تعداد بیشتری از آنها هستند.

حدود ساعت 10 صبح از هتل خارج شدیم. شاید یکی از مهمترین بناهای شهر وروتسواف، سالن سده (صد سالگی) شهر که Centennial Hall نامیده می شود، باشد. اتومبیل را در محوطه پارکینگ گذاشتیم و به سمت این بنای با عظمت حرکت کردیم. این سالن به همراه سه بنایی که در کنار آن ساخته شده یعنی پاویلیون چهار گنبد و بنای یادبود Iglica در سال 2006  در لیست میراث جهانی به ثبت رسید. برای بازدید از داخل سالن می بایست که بلیط تهیه کنید. بازدید شامل محوطه داخلی سالن و موزه می شود. در موزه اطلاعات جالبی درباره ساخت و رویدادهای مهمی که در این مکان اتفاق افتاده را می توانید بخوانید و یا عکسهای آنها را ببینید. 

سالن این مجموعه یک سالن چند منظوره با گنجایش بیش از 10 هزار نفر است که برای رویدادهای ورزشی، کنفرانسها و کنسرت استفاده می شود. این سالن در سال‌های 1911 تا 1913 توسط معمار آلمانی ماکس برگ(Max Berg)  به مناسبت صدمین سالگرد شکست ناپلئون در نبرد لایپزیگ (1813) بنا شد و به همین دلیل نام آن را Centennial Hall گذاشتند و در زمان خود یک شاهکار مهندسی و معماری به شمار می‌رفت و از نخستین سازه‌های بزرگ دنیا بود که به طور کامل از بتن مسلح ساخته شد. گنبد آن با قطر حدود ۶۵ متر، در زمان خود رکورد جهانی داشت و همچنان یکی از بزرگ‌ترین گنبدهای بتنی جهان محسوب می‌شود.

 در محوطه جلویی آن یک حوض بسیار بزرگ با فواره چندرسانه‌ای  Wrocław Multimedia Fountain، ساخته شده که یکی از بزرگ‌ترین فواره‌های این بخش از اروپا است (مساحت حدود ۱ هکتار)  و عصرها نمایش آب، نور، لیزر و موسیقی در آن برگزار می‌شود. در مجاور فواره، یک باغ ژاپنی هم ساخته شده که ما به دلیل ضیق وقت از بازدید آن چشم پوشی کردیم.

بنای یادبود Iglica (در زبان لهستانی به معنی سوزن)، سازه باریک و مخروطی‌شکل شبیه سوزن است که بر فراز میدان روبه‌روی Centennial Hall قرار دارد. این بنا در سال 1948 ساخته شد. در ابتدای افتتاح، روی نوک Iglica یک ساختار چرخان با آینه‌ها و پرچم‌ها نصب شده بود که به مرور زمان به دلیل مشکلات مکانیکی و وزش باد شدید برداشته شد. همین امر سبب شد که ارتفاع آن از 106 متر به 96 متر تقلیل یابد. برای بازدید از این مجموعه حداقل نیاز به یکساعت زمان دارید.

 

سپس به سمت مرکز شهر حرکت کردیم. اتومبیل را در مجاور پارک “یولیوش سواوکی” پارک کردیم. این پارک در مجاور رودخانه “اودر” واقع است و با کمی پیاده روی می توان به مرکز شهر دسترسی داشت. درست در داخل این پارک بنای “پانورامای راسلاویکا” ساخته شده است. ابتدا می بایست بلیط مورد نیاز برای سانس مورد نظر را تهیه کرد. سپس از طریق یک رمپ مرکزی وارد یک سالن مدور شد و از سکویی که در مرکز سالن قرار دارد دیوارهای داخلی این سالن که با نقاشی 360 درجه و با ابعاد 114 در 15 متر پوشیده شده است را تماشا کرد. این ابعاد باعث می‌شود تماشاگران در سالن مدور، خود را کاملاً در دل میدان جنگ حس کنند. این نقاشی نمایش نبرد راسلاویتسه (Racławice) در سال 1794 است. این نبرد یکی از مهمترین قیامهای ملی لهستان به رهبری تادئوش کُشچوشکو (Tadeusz Kościuszko) علیه روس‌ها بود.   این نبرد به دلیل حضور دهقانان مسلح لهستانی (Kosynierzy)  که با داس‌های کشاورزی می‌جنگیدند، به یک نماد ملی تبدیل شد. برای ایجاد حس واقعی‌تر، کف سالن با اشیای سه‌بعدی (خاک، چمن مصنوعی، سلاح‌های ماکت، گاری و غیره) تزیین شده تا مرز بین دنیای واقعی و نقاشی محو شود. بازدید معمولاً همراه با راهنمای صوتی است که داستان نبرد و جزئیات نقاشی را توضیح می‌دهد. بازدید از این پانوراما به یکساعت زمان نیاز دارد. 

 

در پارک مجاور ساختمان پانوراما، دو تندیس برنزی قرار دارند. پیتا کاتین (Katyń Pieta)، مجسمه مادری است که عزیزش را از دست داده و بدن او را در آغوش گرفته است. تندیس بعدی فرشته مرگ نام دارد که بر فراز یک ستون ایستاده و شمشیری در دست دارد. این یادبود نمادی از بزرگداشت قربانیان جنایت‌های شوروی علیه لهستان است.

 

درست در آنسوی خیابان و کنار رودخانه بقایای از استحکامات قرن 16 وجود دارد که برای بازدید عموم هنوز آماده نشده است و در زمان بازدید ما تحت مرمت قرار داشت.

در سوی دیگر رودخانه جزیره کاتدرال با نمایی از کلیسا سنت جان که با چند پل به قسمتهای دیگر شهر ارتباط دارد، منظره زیبایی را ایجاد کرده است.

 در ادامه مسیر از کنار موزه ملی و چند مجسمه جالب عبور کردیم. دو مجسمه برنزی به شکل مبل راحتی در کنار هم قرار دارند که بر روی یکی از آنها مجسمه ای از یک زن وجود دارد و دیگری خالی است. قریب به اتفاق گردشگرانی که از این محل عبور میکنند بر روی مبل خالی می نشینند و عکس می گیرند.

با عبور از روی پل صلح Bridge of Peace به سمت کلیسا جامع حرکت کردیم. در طول مسیر پسر کوچک من سعی می کرد با کمک اپلیکیشنی که برای یافتن کوتوله ها بر روی موبایلش نصب کرده بود، همه را بیابد و هیچ کدام را از قلم نیندازید. قبل از رسیدن به کلیسا از کنار یک مجسمه عیسی که بر روی یک ستون نصب شده بود، گذر کردیم. 

سپس به کلیسا رسیدیم. این کلیسا به نام کلیسا سنت جان پاپتیست معروف است و در قلب جزیره کاتدرال قرار دارد. ساخت کلیسا در سال1244 شروع شد و در 1341 به پایان رسید و عنوان نخستین کلیسا تمام آجری لهستان را به دست آورد. بیش از 70% این کلیسا در زمان جنگ جهانی دوم ویران شد. در حال حاضر امکان بازدید از یکی از دو برج دوقلوی آن وجود دارد. کلیسا به سبک گوتیک است که الحاقات باروک و نئوگوتیک هم دارد. 

کمی جلوتر از کنار مجسمه  St. John Nepomunk عبور کردیم و به پل فلزی و سبز رنگ Most Tumski رسیدیم. این پل در محل یکی از پلهای قرون وسطایی در قرن 19 ساخته شده است و مثل بسیاری از پلهای مشابه اروپایی آن، متحمل وزن تعداد بسیار زیادی از قفل هایی است که عشاق به آن زده اند. این پل جزیره کاتدرال را به جزیره شنی وصل می کند. مجسمه هایی از سنت هدریگ و سنت جان باپتیست در دو طرف پل قرار دارند. از روی این پل منظره جالبی از چند پل دیگر هم قابل مشاهده است.

 

 در داخل جزیره شنی، چند کلیسا ساخته شده که ما از بازدید آنها صرف نظر کردیم و از طریق پل شنی که یک پل آهنی قرمز رنگ و متعلق به سال 1861 است (قدیمیترین پل شهر) به سمت مرکز شهر به راه افتادیم. 

اولین بنا که درست در سمت چپ ما قرار داشت، Market Hall نام دارد. این بنا در بین سال‌های 1906–1908  در دوران آلمان به منظور ایجاد بازاری مدرن و بهداشتی برای عرضهٔ مواد غذایی در قلب شهر ساخته شد و اکنون نیز کماکان وظیفه اصلی خود را حفظ کرده است و برخلاف مراکز خرید مدرن، هنوز حس بازار سنتی اروپایی را دارد. فضای داخلی شامل راهروهای طولانی با غرفه‌های متعدد است و محصولاتی مانند گوشت، تره بار، میوه، گل و گیاه، سوغاتی و صنایع دستی در اینجا عرضه می شود. البته چند کافه نیز در میان سایر فروشگاهها به مشتریان خدمات می دهد. نمای بیرونی آجری با پنجره‌های بزرگ و طراحی نیمه‌صنعتی، ظاهر خاصی به بنا بخشیده است. ساختمان به سبک اکسپریمنتال اوایل قرن بیستم ساخته شده و با  اسکلت بتنی عظیم خود در آن زمان نمونه‌ای نوآورانه بوده است.

 

خیابان Olawska ،که عبور و مرور اتومبیل در آن ممنوع است، یکی از مکانهای بسیار جذاب شهر و از مراکز مهم خرید است و شما را به میدان مرکزی  شهر Old Town Square یا Rynek می رساند.

 

 

  ساختمان زیبای شهرداری  یا Town Hall در مرکز این میدان بزرگ که دور تا دور آن را رستورانها، کافه ها و مغازه های سوغاتی فروشی اشغال کرده اند، قرار دارد. این ساختمان یکی از معدود تالارهای شهر در اروپا است که از زمان قرون وسطی به خوبی حفظ شده است. ساخت این بنا در قرن 13 شروع شد و تا اواخر قرن 16 تکمیل شد. سبک ساخت آن گوتیک با تزئینات رنسانسی است ویکی از کامل‌ترین نمونه‌های معماری گوتیک غیرمذهبی در اروپای مرکزی محسوب می‌شود. نما آن از دیوارهای آجری با تزئینات پیچیده، نقوش سنگی، برج ساعت و گچ‌بری‌های زیبا تشکیل شده است. برج آن با ارتفاع حدود ۶۶ متر یکی از شاخص‌ترین نقاط میدان است.  نمای جنوبی بنا با تزئینات پیچیده، مجسمه‌ها و ساعت نجومی قرون‌وسطایی بسیار دیدنی است. در زیرزمین تالار شهر، یکی از قدیمی‌ترین رستوران‌های اروپا به نام Piwnica Świdnicka  قرار دارد که از قرن ۱۴ فعال بوده است. متاسفانه ما نتوانستیم از داخل تالار شهر دیدن کنیم.

 

در میدان شهر بنایی با تاریخچه عجیب به نام  Pillory قرار دارد. این بنا یک ستون ساده ولی محکم از سنگ ماسه‌ای است که در قرن 14 ساخته شد. در گذشته، مجرمان و کسانی که جرایم کوچک (مثل سرقت یا تقلب در بازار) انجام می‌دادند، به این ستون بسته می‌شدند تا در معرض دید مردم قرار گیرند. 

در ضلع شمال غربی میدان دو خانه تاریخی که با یک طاق باریک سنگی به هم متصل هستند قرار دارد و به خانه هانسل و گرتل معروف هستند. دلیل این نامگذاری این بوده که شبیه دو کودک هستند که دست در دست هم داده اند!

 

با عبور از زیر این طاق وارد محوطه کلیسا سنت الیزابت مقدس می شویم. قبل از ورود به داخل کلیسا چند مجسمه کوچک از کوتوله ها جلب نظر می کنند. دو کوتوله که به نظر می رسد آتش نشان هستند! 

داخل کلیسا تزیینات خیلی ساده ای دارد. این کلیسا که در قرن 14 و به سبک گوتیک ساخته شده ، به خاطر برج ناقوس بلند (91 متری) معروف است و بازدیدکنندگان را وسوسه می کند تا از فراز آن نمای زیبایی از شهر را ببینند. 

 

یکی از کوچه های اطراف کلیسا که در قرون وسطی کشتارگاه شهر بوده به نام Jatki معروف است. در ورودی خیابان، مجموعه‌ای از مجسمه‌های برنزی (خوک، گاو، بز، مرغ و خرگوش) نصب شده که یادآور تاریخچهٔ این مکان به عنوان مرکز کشتارگاه و قصابی است. این مجسمه‌ها از محبوب‌ترین سوژه‌های عکس گردشگران هستند. عمده بناهای این محله خانه‌ها و مغازه‌های قدیمی با آجرهای باریک و پنجره‌های کوچک هستند. امروزه بیشتر مغازه‌های Jatki تبدیل به کارگاه‌ها، گالری‌ها و فروشگاه‌های هنرمندان محلی شده‌اند.

 

چند خیابان آنطرف تر زندان قرون وسطایی شهر قرار دارد که اکنون به یک موزه تاریخی تبدیل شده است. در گذشته بخشی از مجموعه اداری و قضایی شهر بود و به عنوان زندان شهری مورد استفاده قرار می‌گرفت. در آن زمان زندان نه‌تنها محل نگهداری مجرمان، بلکه محلی برای محاکمه و مجازات‌های عمومی هم بود. زمانی که ما به این ساختمان آجری قرن چهاردهمی رسیدیم، تعطیل بود. در پشت یکی از پنجره های میله ای شکل، مجسمه یک کوتوله  در حالی که به یک وزنه سنگین زنجیر شده است قرار دارد.

دانشگاه وروتسواف یکی از دانشگاههای قدیمی لهستان است که در سال 1702 توسط لئوپولد اول تاسیس شد. ما نتوانستیم از آن بازدید کنیم چون بعد از ساعت 5 بعدازظهر به آنجا رسیدیم.

 

یکی از بناهایی که در بافت مرکزی شهر قرار دارد کلیسا Cathedral of St. Mary Magdalene است. این کلیسا که ساخت آن از قرن 13 تا 14 به طول انجامیده دارای دو برج بلند است که نمای اصلی آن را تشکیل می‌دهند. بین دو برج، پلی باریک به نام Mostek Czarownic  یا “پل جادوگران” ساخته شده که یکی از دیدنی‌ترین نقاط شهر است. طبق افسانه‌های محلی، ارواح یا سایه‌ی زنانی که به جای خانواده به دنبال زندگی آزاد بودند، روی این پل سرگردان می‌شوند و به همین دلیل نام آن را “پل جادوگران” گذاشته‌اند. مجسمه ای از کوتوله ها روی این پل قرار دارد و افرادی  که برای یافتن کوتوله ها در شهر پرسه می زنند را دچار چالش می کند. داخل کلیسا تالاری سه‌گانه با طاق‌های نوک‌تیز و ستون‌های بلند گوتیک وجود دارد. شیشه‌های رنگی (استیند گلس) بازسازی‌شده، فضای کلیسا را بسیار چشمگیر کرده است.

در پایان روز پسرم به من گفت که موفق شده 160 عدد از مجسمه کوتوله ها را پیدا کند و من هم متوجه شدم در این روز بیش از 19 کیلومتر در داخل شهر پیاده روی کرده ایم.

 

 

در بیشتر شهرهای بزرگ لهستان استفاده از تراموا برای خطوط حمل و نقل عمومی بسیار رایج است و تا آنجایی که من متوجه شدم، قسمت مهمی از بار ترافیکی شهرها را به دوش می کشد. در وروتسواف به نظرم رسید که عرض واگنهای تراموا نسبت به سایر شهرهایی که تاکنون دیده ام خیلی کمتر است. هرچند که واقعا آن را اندازه گیری نکردم.

 

روز هشتم: پنجشنبه، 10 جولای

به سمت شهر شویدنیتسا (Swidnica) که تقریبا یک ساعت با وروتسواف فاصله دارد حرکت کردیم. کلیسا صلح بنایی است که در لیست میراث جهانی ثبت شده است. این کلیسا بزرگترین کلیسا به سبک باروک در اروپا است و در قرن 17 ساخته شد. نقاشی های بسیار زیبایی بر سقف و دیوارها کشیده شده است. برای ورود به این کلیسا ابتدا وارد محوطه سرسبز کلیسا می شوید. پشت کلیسا یک قبرستان قدیمی قرار دارد. در هنگام تهیه بلیط ورودی، متصدی با توجه به زبانی که انتخاب می کنید، چند صفحه کاغذ که در یک پوشه قرار دارد به شما می دهد و این یعنی راهنمای مختصر گردشگری کلیسا! البته وقتی وارد محوطه کلیسا می شوید صدایی پخش می شود که ظاهرا توضیحاتی درباره همین کلیسا ولی به زبان لهستانی است.

 

با توجه به اینکه دانستن تاریخچه این کلیسا کمی با موارد دیگر متفاوت است تصمیم گرفتم تا کمی درباره آن بیشتر توضیح دهم.

کلیسای صلح شویدنیتسا ( Holy Trinity Church of Peace) در فاصله‌ی سال‌های ۱۶۵۶ تا ۱۶۵۷ در پی معاهده صلح وستفالی (1648) که پایان‌دهنده جنگ سی‌ساله بود، ساخته شد. امپراتور کاتولیک، فردیناند سوم، تحت فشار سوئدی‌ها مجبور شد ساخت آن را مجاز بداند. هر چند شرایط سختگیرانه ای برای آن وضع کرد مثلا این کلیسا می بایست فقط خارج از دیوارهای شهر، بدون مناره یا ناقوس، از مصالحی ناپایدار مانند چوب، خاک، کاه ساخته شود. همچنین مهلت ساخت آن فقط  یک سال بود.  با وجود این محدودیت‌ها، مردم شهر با اراده مشترک ساخت آن را به سرانجام رساندند. نخستین مراسم مذهبی در ژوئن 1657 برگزار شد، یعنی کمتر از ده ماه بعد از شروع پروژه! این کلیسا نمادی از صلح و تساهل مذهبی و نتیجه مقاومت جمعی مردم پروتستان در دوران سخت مذهبی است. محوطه داخلی کلیسا، ظرفیت 7500 نفر را دارد و دارای تعداد قابل توجهی گالری‌ و بالکن‌ چند طبقه و غرفه های  اختصاصی خانوادگی (loge) است که برای ثروتمندان و اهداکنندگان ساخته شده‌اند. سقف‌ها با نقاشی‌هایی از نمایش آخرالزمان، ترسیم پادشاهی آسمانی و سقوط بابل تزیین شده‌اند. 

در کلیسا، محراب چوبی باروک عالی (1725) اثر August Gottfried Hoffman با صحنه‌ی غسل تعمید عیسی در رود اردن، همراه با مجسمه‌هایی از موسی، هارون، حواریون، به شکلی چشم‌نواز تزیین شده‌اند. منبر (pulpit) از اوایل قرن ۱۸ با نمادهای ایمان، امید و عشق و پیکره فرشته‌ای که روز داوری را تداعی می‌کند، به همراه ساعت شنی برای کنترل زمان سخنرانی، طراحی شده است. 

برای بازدید از این کلیسا حداقل نیاز دارید که یکساعت وقت بگذارید.

 

بعد از بازدید از کلیسا صلح به داخل شهر آمدیم، در انتهای یکی از خیابانها بنای جالبی نظر ما را جلب کرد که متوجه شدیم یک کلیسا با معماری مدرن است و با توجه به اطلاعیه هایی که در کنار در ورودی نصب کرده بودند، مشخص بود که از این کلیسا برای اجرای کنسرت موسیقی هم استفاده می کنند.

 

ما شهر شویدنیتسا را به سمت شهر Jawor ترک کردیم. این شهر در 40 کیلومتری شمال غربی شویدنیتسا واقع شده است. کلیسا تقریبا مشابهی در این شهر در قرن 17 ساخته شده که بخاطر داستان مشابهش با کلیسا شویدنیتسا به آن کلیسا صلح می گویند. در زمانی که برای بازدید مراجعه کردیم سالن کلیسا کاملا خالی بود. مسئول فروش بلیط از ما پرسید که زبان مورد نظر ما چیست و سپس از بلندگوهای داخل کلیسا به زبان انگلیسی شرحی از تاریخ و قسمتهای دیدنی کلیسا پخش شد. بعد از ما عده دیگری به داخل کلیسا آمدند و چون احتمالا زبان دیگری درخواست کرده بودند، به آنها از همان پوشه ها دادند. حدس زدم که احتمالا اولین گروهی که وارد شوند این شانس را دارند که از طریق سیستم صوتی کلیسا راهنمایی شوند و مابقی می بایست خودشان از روی راهنما مطالعه کنند. 

این کلیسا تحت مرمت قرار داشت و عده ای را دیدیم که با دقت بسیار زیادی مشغول مرمت دیوارها، نقاشیها و آثار هنری داخل کلیسا بودند. چهار ردیف گالری چوبی با نقاشی‌هایی از داستانهای کتاب مقدس، نمادها و تزئینات باروک این کلیسا را بسیار زیبا کرده است. این کلیسا کاملا چوبی که در دو طبقه ساخته شده، ظرفیت بیش از 6000 نفر را دارد و به این ترتیب یکی از بزرگترین کلیساهای چوبی اروپا است. در مقایسه با کلیسا شویدنیتسا ساده‌تر، معنوی‌تر و بیشتر بر نقاشی‌های کتاب مقدس متمرکز است. برای بازدید از این کلیسا حداقل یک ساعت زمان اختصاص دهید. 

 

مقصد بعدی پارک Muskauer در مرز لهستان و آلمان بود. با نزدیک شدن به مرز تعدادی پمپ بنزین دیدم که قیمت بنزین را به یورو منظور کرده بودند. شهر مرزی از طرف لهستانی، ونکنیستا نام دارد. خوشبختانه یک رستوران خوب کمی قبل از مرز پیدا کردیم و ناهار را در آنجا صرف کردیم. از منو رستوران که به دو زبان لهستانی و آلمانی بود میشد حدس زد که مشتریان آلمانی زبان زیادی دارد. قبلا شنیده بودم که بسیاری از آلمانی هایی که نزدیک مرز لهستان زندگی می کنند برای خریدهای هفتگی خود و حتی بنزین به لهستان می آیند تا پول کمتری پرداخت کنند! برای خروج از کشور لهستان می بایست از یک پل فلزی که بر روی رودخانه لوسیشن نایسه قرار دارد عبور کرد. در سمت لهستانی چند نظامی قبل از پل ایستاده بودند. در قسمت آلمانی، یک مسیر فرعی ایجاد کرده بودند تا ماموران مرزی بتوانند راحت تر نگاهی به داخل اتومبیل بیاندازند. آنها گاهی برخی از اتومبیلها را نگه می داشتند و مدارک آنها را چک می کردند. به این ترتیب ما وارد کشور آلمان شدیم.

در این سفر ما پنج روز در کشور آلمان بودیم که این قسمت از سفر را در گزارش جدایی خواهم نوشت. 

سه شنبه 15 جولای، 25 تیر 1404:

ما صبح از شهر برلین عازم شهر شچچین (Szczecin) در شمال غربی لهستان شدیم و حدود ظهر بود که از مرز عبور کردیم و وارد لهستان شدیم. هیچ مرزبانی در مسیر اتوبانی که ما را به شچچین رساند ندیدیم و فقط بعد از یک پمپ بنزین تابلویی دیدیم که پرچم لهستان روی آن نقش بسته بود. 

   شهر شچچین (Szczecin) یکی از شهرهای مهم کشور لهستان است و در کنار رود اودِر(Oder) و نزدیک به دریای بالتیک قرار دارد. موقعیت بندری آن باعث شده یکی از مراکز مهم کشتیرانی و بازرگانی لهستان باشد.

درست در کنار رودخانه و بر بلندی مشرف به آن چند بنای زیبا ساخته شده که   Wały Chrobrego نامیده می شود. چند تراس و راه پله بزرگ این ساختمانها را به ساحل رودخانه متصل می کند. در حال حاضر این ساختمانها به موزه دریایی و همچنین موزه ملی اختصاص دارند. 

شاید مهمترین بنای این شهر سالن فیلارمونیک باشد. این بنا در سال 2014 ساخته  و در سال 2015 برنده جایزه اتحادیه اروپا برای معماری معاصر – جایزه میس فن دروهه (Mies van der Rohe Award) شد.  این ساختمان نمونه‌ای بارز از تلفیق معماری مدرن با هویت تاریخی شهری است که بیشتر با معماری گوتیک و رنسانس شناخته می‌شود. نمای سفید، شیشه‌ای و مینیمالیستی ساختمان با سقف شیب‌دار و شمایل مثلثی، یادآور ترکیبی از کلیساهای گوتیک و خانه‌های سنتی اسکاندیناوی است. در صورتی که در این شهر اقامت کرده اید، توصیه اکید می کنم که حتما از این سالن بازدید کنید. 

قلعه پومرانیا (Zamek Książąt Pomorskich) که به قلعهٔ تاریخی دوک‌های پومرانیا نیز معروف است در مرکز شهر قرار دارد و اقامتگاه اصلی دودمان گریفیچی (House of Griffins)، تا زمانی که این دودمان در 1637 منقرض شد، بود. نمای بیرونی قلعه سفید رنگ است و عناصر گوتیک و رنسانس را در آن می توان دید. در حال حاضر محل اجرای برنامه های هنری و فرهنگی است. البته می توان به بالای برج آن رفت و نمای زیبایی از شهر را تماشا کرد.

 کلیسا مرکزی شهر کاتدرال سنت جیمز نام دارد و یک کلیسا آجری با برج 110 متری است. پنجره‌های شیشه‌رنگی و محراب‌های متعدد با تزیینات مذهبی چشمگیر در فضای داخلی از زیبایی های این کلیسا است. 

ما ناهار را در یک رستوران ایتالیایی به نام Trattoria Toscana صرف کردیم. هر چند محیط داخلی رستوران بسیار زیبا طراحی شده بود ولی کیفیت غذا چندان خوب نبود.

 

شهر Kolobrzeg در کنار دریای بالتیک و تقریبا از شهر شچچین، 130 کیلومتر فاصله دارد. خیابان ساحلی پر است از مغازه هایی که محصولات دریایی مثل چتر، بیلچه و سطل، … می فروشند. همچنین کار و کاسبی رستورانها و فروشگاههای فروش سوغاتی و صنایع دستی به نظر بسیار خوب می آید.

 یکی از مهمترین محصولات این منطقه کهربا یا Amber است. یکی از معروفترین کهربا دنیا، کهربا دریای بالتیک است و مرکز تجارت آن شهر گدانسک است. کهربا بخشی از فرهنگ و تاریخ تجارت لهستان است؛ در گذشته از طریق “جاده کهربا” (Amber Road) به روم باستان صادر می‌شد. ما در این شهر تعداد زیادی گردنبند، گوشواره و دستبند که با کهربا درست شده بودند برای سوغاتی، خریداری کردیم. 

کهربا رزین فسیل‌شده درختان است که میلیون‌ها سال پیش (حدود ۴۰–۵۰ میلیون سال قبل) در اثر فشار و گذر زمان سخت شده است. رنگ آن از زرد طلایی تا نارنجی، قهوه‌ای و حتی سبز و آبی متغیر است. به گفته فروشنده، کهربای سبز نسبت به کهربا نارنجی و طلایی عمر کمتری دارد. همسر من از فروشنده پرسید که اگر کهربا سبز را نگه دارد به کهربا نارنجی تبدیل خواهد شد؟ فروشنده هم پاسخ داد: البته تبدیل می شود ولی بعد از چند میلیون سال!!

در منابع آمده است که:  سواحل دریای بالتیک به‌ویژه اطراف Gdańsk و سواحل شمالی لهستان از غنی‌ترین مناطق استخراج کهربا در جهان‌اند. شهر Gdańsk  به عنوان “پایتخت کهربا” شناخته می‌شود و موزه‌ها، کارگاه‌ها و نمایشگاه‌های بسیاری به آن اختصاص دارد. در طب سنتی، گرد کهربا به‌عنوان دارو یا طلسم استفاده می‌شده است. کهربا گاهی حاوی فسیل‌های حشرات یا گیاهان است که در این صورت ارزش علمی و تاریخی بالایی دارد.

شاید مهمترین بنا در شهر Kołobrzeg فانوس دریایی است. این فانوس دریایی یکی از 7 فانوس دریایی در سواحل لهستان در دریای بالتیک است که از قرن 19 ساخته و پس از جنگ جهانی دوم بازسازی شد و مسئول هدایت کشتی ها در این سواحل است. بسیاری از این فانوس‌ها موزه شده‌اند و بازدیدکنندگان را با تاریخ دریانوردی منطقه آشنا می کنند.

 این فانوس دریایی ۲۶ متر ارتفاع دارد و بازدیدکنندگان می توانند از فراز آن نمای زیبایی از شهر و اسکله را ببینند. درست در کنار فانوس دریایی ساحل ماسه ای برای افرادی که می خواهند در دریا شنا کنند یا روی شنها آفتاب بگیرند مهیا شده است.

 

ما اتومبیل را در کنار پارک ساحلی متوقف کردیم و حدود دو ساعت را در کنار اسکله گذراندیم. این شهر بر خلاف بسیاری از شهرهای لهستان بسیار پرجنب و جوش است و توریستهای بسیار زیادی دارد. کشتی های تفریحی که برخی از آنها با نمادهایی از دزدان دریایی و یا وایکینگ آراسته شده اند، گردشگران را برای چند ساعت به دریا می برند. انواع غذاهای خیابانی در خیابانهای اطراف اسکله ارائه می شود. در دست اغلب کودکان بیل ، سطل شن بازی و اسباب بازی های دریایی می بینید. 

ساعت 6:30 عصر به سمت شهر گدانسک حرکت کردیم و بعد از طی یک مسیر طولانی 250 کیلومتری به هتل Osradek Pomeranka در شهر گدانسک رسیدیم. ما برای یک شب اقامت در این هتل 181 یورو پرداختیم.

 

چهارشنبه 16 جولای:

صبح به سمت شهر Sopot که در 15 کیلومتری شمال گدانسک قرار دارد رفتیم.  

شهر سوپوت یکی از سه شهر اصلی منطقه معروف به تری‌سیتی (گدانسک ، گدینیا و سوپوت) در کنار دریای بالتیک است. این شهر کوچک با چند کیلومتر ساحل طلایی و با امکانات شنا ، ورزش‌های آبی و چشمه های آب معدنی یکی از محبوب‌ترین مراکز تفریحی ، آب درمانی و گردشگری ساحلی لهستان به شمار می‌رود.

ما اتومبیل را در یکی از پارکینگهای مسقف نزدیک مرکز شهر پارک کردیم. اسکله شهر سوپوت که Molo W Sopot نامیده می شود در سال 1827 ساخته شده و طویل ترین اسکله چوبی اروپا است(طول آن 511 متر است). برای اینکه وارد این اسکله شوید می بایست مبلغی را بپردازید یعنی بازدید از آن رایگان نیست! البته که من بازدید از آن را توصیه می کنم چون منظره بسیار زیبایی از ساحل و ساختمانهای قدیمی شهر سوپوت که در اطراف اسکله ساخته شده اند و اکثرا هتل هستند را می توانید ببینید. منظره این شهر از روی اسکله برای من یادآور شهر رامسر بود. 

 

وقتی اسکله را ترک می کنید به یک میدان بزرگ می رسید که در حال حاضر محلی است که با دکه های چوبی بسیاری که هر کدام به کاری مشغول هستند احاطه شده است. برای مثال برخی غذاهای محلی عرضه می کنند، تعدادی به فروش سنگهای قیمتی و نیمه قیمتی و خصوصا کهربا اختصاص دارند و تعدادی هم محصولات صنایع دستی و سوغاتی می فروشند. 

این میدان ابتدای خیابان معروف  Monte Cassino Monciak می باشد. این خیابان معروف‌ترین خیابان پیاده‌رو شهر و پر از کافه، رستوران، فروشگاه و گالری هنری است. همچنین به نوعی مرکز زندگی شبانه‌ی سوپوت است. در ابتدای این خیابان یک ساختمان مدرن و عجیب با معماری منحنی و موج دار که شبیه به یک تصویر کارتونی به‌نظر می‌رسد، ساخته شده که به خانه کج (Krzywy Domek)معروف است. شیشه‌های بزرگ و سقف مسی‌رنگ آن طوری طراحی شده که در نور روز و شب جلوه متفاوتی پیدا می‌کند. این ساختمان در حال حاضر بخشی از یک مرکز خرید است. 

در حیاط پشتی کلیسا سنت جرج و در کنار خیابان مونت کازینو مجسمه برنزی از یک خرس که در کنار یک جعبه مهمات و یک کوله پشتی نشسته، قرار دارد. در تاریخ لهستان این خرس به نام وُیتک  (Wojtek) مشهور است. داستان وُیتک برای ما ایرانی ها از این نظر جالب است که قسمتی از زندگی این خرس در ایران بود و برای شخص من جذاب تر است چون پدربزرگ من در زمان جنگ جهانی دوم این خرس را در شهر همدان دیده بود که با سربازهای لهستانی به داخل شهر می آمده و کودکان و مردم کنجکاو دور او حلقه می زدند. شهرت این خرس سبب شد که چند سال قبل شبکه فارسی بی بی سی یک برنامه درباره داستان زندگی این خرس به زبان فارسی بسازد. همچنین داستان جالب آن در شبکه های دیگر فارسی زبان و در شبکه های مجازی به سرعت دست به دست شد. در اینجا خلاصه ای از داستان را از ویکی پدیا فارسی نقل قول می کنم:

” وُیتک  (Wojtek) یک خرس قهوه‌ای ایرانی بود که در ارتش لهستان به خدمت مشغول گردید و در نبرد مونته کاسینو شرکت کرد. وی در سال ۱۹۴۲ میلادی توسط پسر بچه‌ای در نزدیکی همدان در ایران پیدا شد و در ازای تنها ۲ قوطی کنسرو گوشت به سربازان لهستانی که در اطراف شهر مستقر شده بودند فروخته شد. وی مورد توجه سربازان قرار گرفت و پس از مدتی به عنوان سمبل خوش‌یمنی در کلیه واحدهای مستقر در آن حوالی شناخته شد و به همین روی ویتک به‌طور رسمی به عضویت گروهان ۲۲ پشتیبانی توپخانه ارتش لهستان درآمد. ویتک به همراه ارتش به عراق، سوریه، فلسطین، و جنوب ایتالیا رهسپار شد.

نام ویتک از زبان اسلاوی باستان گرفته شده و به معنای «کسی که جنگ را دوست دارد» یا «جنگجوی خندان» است. غذای ویتک میوه، عسل، شربت و مارمالاد بود و جایزه او آبجو بود که نوشیدنی مورد علاقه وی به‌شمار می‌آمد. او همچنین سیگار کشیدن و خوردن سیگار را هم دوست داشت. از آنجا که ویتک سرباز رسمی ارتش لهستان بود در چادر به همراه سربازان یا در جعبه چوبی مخصوصی که مختص به وی بود، می‌خوابید. جابجایی او نیز به وسیلهٔ کامیون‌های بارکش انجام می‌گرفت. او در نبرد مونته کاسینو با حمل جعبه‌های مهمات به کمک همرزمانش می‌پرداخت و گفته می‌شود که هیچگاه سبب افتادن جعبه‌ای نگردید. فرماندهی ارتش به‌دنبال اطلاع از محبوبیت ویتک، تصویر خرسی که حامل یک گلوله توپ جنگی بود را به عنوان نماد گروهان ۲۲ توپخانه ارتش لهستان برگزید.

پس از پایان جنگ جهانی دوم، تعدادی از سربازان این واحد و ویتک به اسکاتلند منتقل شده و در روستای هوتون مستقر شدند. خیلی زود ویتک نظر مردم محلی و مطبوعات را بخود جلب نمود. پس از ترک خاک اسکاتلند توسط سربازان لهستانی، ویتک در ۱۵ نوامبر ۱۹۴۷ به باغ وحش ادینبرگ سپرده شد. او باقی عمر خود را آنجا گذراند جایی که روزنامه‌نگاران و همرزمانش که گاهی برای او سیگار پرتاب می‌کردند، به ملاقات وی می‌آمدند. ویتک در دسامبر ۱۹۶۳ درگذشت درحالی‌که ۵۰۰ کیلوگرم وزن و ۱۸۰ سانتیمتر قد داشت.

توجه مطبوعات به وی بر محبوبیت او افزود و وی چندین بار مهمان بی‌بی‌سی شد. از میان نشان‌های گرامی‌داشت وی، می‌توان به لوح نشان او در موزه سلطنتی جنگ و موزه جنگ کاناداییان در اتاوا اشاره نمود. گفته می‌شود که پرنس چارلز در هنگام بازدید از موزه سلطنتی به همراه دو پسرش، از راهنما خواسته است که داستان ویتک را بازگو نکند چرا که هر سه آن‌ها او را می‌شناسند!”

کار ساخت کلیسا سنت جرج در سال ۱۸۹۹ با حمایت مالی امپرس آگوستا ویکتوریا شروع شد و امپراتور ویلهلم دوم (امپراتور آلمان) نیز پروژه را تصویب و درخواست افزایش ارتفاع برج را داد تا برج کلیسا برای کشتی‌هایی که از خلیج عبور می‌کنند، قابل دید باشد. این کلیسا ابتدا یک کلیسا پروتستان بود ولی بعد از جنگ جهانی دوم به کلیسا کاتولیک تغییر یافت.

 

مقصد بعدی ما شهر Gdynia در 8 کیلومتری شمال سوپوت بود. این دو شهر با یک بلوار سرسبز به هم وصل هستند. 

گدینیا شهری مدرن و نسبتاً جوان و یکی از مهم‌ترین بندرهای تجاری و نظامی لهستان، با اسکله‌های بزرگ و امکانات مدرن است، توسعه‌ی اصلی آن در دهه ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ پس از استقلال لهستان و نیاز به بندری مستقل (به‌ویژه برای دور زدن محدودیت‌های بندر گدانسک آن زمان) آغاز شد. 

خیابان شویتویانسکا (Świętojańska) یکی از اصلی‌ترین و شناخته‌شده‌ترین خیابان‌های شهر گدینیا است و اغلب آن را “قلب شهر” این بندر مدرن می‌دانند. این خیابان حدود دو کیلومتر طول دارد و از مرکز شهر تا نزدیکی اسکله جنوبی امتداد می‌یابد و به‌عنوان خیابان خرید و پیاده‌روی گدینیا دارای بوتیک‌ها، فروشگاه‌های برندهای لهستانی و بین‌المللی، کافه‌ها و رستوران‌ها است. بسیاری از ساختمان‌های آن در سبک مدرنیسم لهستانی دهه ۱۹۳۰ ساخته شده‌اند که هویت معماری خاص گدینیا را شکل می‌دهد. ساختمان تئاتر شهر با طراحی و معماری خاصی که دارد یکی از بناهای شاخص این شهر است. 

 

فاصله شهر Gdynia تا گدانسک تقریبا 25 کیلومتر است ولی به خاطر ترافیک سنگین، بیش از یک ساعت طول کشید تا این مسیر را طی کردیم. هوا بارانی بود که به بندرگاه در شبه جزیره وسترپلاته (Westerplatte) جایی که مصب رودخانه ویستولا و خلیج گدانسک است رسیدیم. این مکان اهمیت تاریخی زیادی دارد. این بندر نخستین مکانی بود که نیروهای آلمان در اول سپتامبر 1939 به آن حمله کردند و جنگ جهانی دوم رسما آغاز شد. به همین دلیل یک بنای یادبود در این مکان قرار داده شده تا یادآور این خاطره باشد. تقریبا یک ساعت نیاز است تا از بنای یادبود، خرابه های پادگان نظامی لهستانی هایی که در برابر هجوم آلمانها  هفت روز مقاومت کردند و همچنین قبرستان افرادی که در این محل کشته شدند، بازدید کنید.

 

سپس به سمت مرکز شهر حرکت کردیم. هرچند که هوای بارانی سرعت حرکت ما را کم کرده بود ولی نهایتا توانستیم تا اندازه قابل قبولی قسمت مرکزی این شهرزیبا را ببینیم. شهر گدانسک در کنار رودخانه موتوا (Motława) که  یکی از شاخه‌های رودخانه ویستولا است، قرار دارد و از قرون وسطی مسیر اصلی تجارت کهربا، چوب و غلات بود. در کرانهٔ غربی آن، ساختمان‌های باروک و گوتیک مانند انبارهای غله، خانه‌های بازرگانان و انبارهای آجری ساخته شد.  امروزه بخش معروفی از موتوا به نام اسکله طولانی Długie Pobrzeże  یکی از جذاب‌ترین مکان‌های پیاده‌روی و گردشگری شهر است.

ما اتومبیل را در پارکینگ یک هتل در جزیره اولیوا پارک کردیم و با عبور از روی یک پل که برای عابران پیاده طراحی شده به آنسوی رودخانه رفتیم. این پل که به “پل چرخنده” معروف است دارای یک پایه بتونی عظیم به شکل یک زیردریایی است که تا نصفه در آب فرو رفته است. در هنگام عبور کشتی ها این پل می چرخد و راه را برای عبور کشتی ها باز می کند. 

درست در آن سوی پل، جرثقیل تاریخی Żuraw  یکی از نمادهای اصلی شهر گدانسک و شناخته‌شده‌ترین جرثقیل چوبی-سنگی بندری قرون وسطایی در اروپا  قرار دارد. این بنا دو کارکرد اصلی داشت: بارگیری و تخلیه کشتی‌ها  و برپا کردن دکل‌های کشتی‌ها. مکانیسم آن با نیروی انسانی کار می‌کرد، کارگران داخل چرخ‌های بزرگ چوبی (شبیه همستر چرخان) راه می‌رفتند تا بازوهای جرثقیل حرکت کند. این بنا امروزه به موزه دریانوردی گدانسک تبدیل شده است. 

 

ما از دروازه St. Mary وارد خیابان معروف Mariacka شدیم. این دروازه بخشی از استحکامات و دروازه‌های رودخانه‌ای قرون وسطی گدانسک است که به بازرگانان و مردم امکان را می‌داد تا از سمت رودخانه Motława  وارد شهر شوند. کالاهایی که از کشتی‌ها تخلیه می‌شدند، از طریق این دروازه به بازار اصلی و کلیسای سنت ماری منتقل می‌شدند. این دروازه که در قرن 15 ساخته شده، دارای نمایی آجری و باریک با سه طبقه است و بر بالای آن نمادهای معماری گوتیک شمال اروپا دیده می‌شود. 

خیابان Mariacka  در گدانسک یکی از زیباترین و رمانتیک‌ترین خیابان‌های تاریخی این شهر است و بسیاری آن را نماد گدانسک قدیم می‌دانند. خانه‌های باریک و بلند با نمای گوتیک و رنسانس در دو طرف خیابان قرار گرفته‌اند. بیشتر ساختمان‌ها ایوان‌های سنگی بلند دارند که از ویژگی‌های منحصربه‌فرد معماری گدانسک است. این ایوان‌ها در گذشته محلی برای نشستن، گفت‌وگو و نمایش کالا بودند. کف خیابان با سنگفرش‌های تاریخی پوشیده شده و حال‌وهوای قرون وسطایی را حفظ کرده است. Mariacka  به طور ویژه به عنوان مرکز کهربا (Amber) شناخته می‌شود. کارگاه‌ها و فروشگاه‌های متعدد کهربا در این خیابان وجود دارند و گدانسک را به پایتخت جهانی کهربا تبدیل کرده‌اند.

در انتهای این خیابان باسیلیکا سنت ماری قرار دارد. ساخت این کلیسا در سال 1343 شروع شد و 150 سال طول کشید تا تکمیل شود. این کلیسا به روایتی بزرگترین کلیسا آجری جهان است. فضای داخلی آن بسیار روشن و عظیم و با ستون‌های بلند و سقف‌های طاق‌دار گوتیک است. در کلیسا آثار هنری ارزشمند وجود دارد ولی مهمترین و جالبترین آن ساعت نجومی (Astronomical Clock) ساخته‌شده در قرن پانزدهم است که شاهکاری از مهندسی و هنر قرون وسطاست. ارتفاع ساعت حدود ۱۴ متر است و تقریباً کل دیوار یک سمت کلیسا را پوشش می‌دهد. این ابعاد باعث شده آن را یکی از بزرگ‌ترین ساعت‌های چوبی مکانیکی جهان بدانند. ساعت نجومی سنت ماری علاوه بر نشان دادن زمان، یک تقویم و نمایشگر کیهانی است یعنی قادر است ساعت، روز، ماه و سال (شامل روزهای جشن‌های مذهبی و اعیاد مسیحی) را نشان دهد و چرخه‌های ماه و خورشید را نیز مشخص کند. برای بازدید از این کلیسا حداقل نیم ساعت اختصاص دهید.

 

از کوچه کناری کلیسا وارد خیابان سنگفرشی دووگا (Długa) شدیم. این خیابان که به “خیابان طولانی” معروف است یکی از زیباترین خیابان‌های شهر گدانسک است و بخشی از مسیر تاریخی مشهور به راه سلطنتی (Royal Route)  به شمار می‌رود. این خیابان همراه با میدانDługi Targ (بازار طولانی) قلب تاریخی و پرشکوه شهر را تشکیل می‌دهد. در این خیابان خانه‌ها و عمارت‌های زیبای متعلق به بازرگانان ثروتمند ساخته شده که با نمایی رنگارنگ و تزیینات رنسانس، باروک و نئوکلاسیک جلوه‌ای ویژه دارند. البته بسیاری از آنها در زمان جنگ آسیب زیادی دیدند که بعدا مرمت شدند. ابتدای خیابان با دروازه Brama Złota شروع می شود. نام دیگر آن “دروازه طلایی” است. این دروازه یک ساختمان  دو طبقه است و دارای طاق ورودی بزرگ و باشکوه می باشد. نمای آن با مجسمه‌ها و کتیبه‌های نمادین تزئین شده است. در سمت غربی (رو به شهر) چهار مجسمه نشان‌دهنده صلح، آزادی، ثروت و شهرت هستند و  در سمت شرقی (رو به خیابان Długa) چهار مجسمه دیگر عدالت، پرهیزکاری، خرد و توافق  قرار دارند. سبک کلی آن ترکیبی از رنسانس و باروک است که شکوه و اهمیت گدانسک به عنوان یک شهر بندری ثروتمند را نشان می‌دهد. 

در ادامه خیابان دووگا به میدان Długi Targ می رسیم. از جاذبه‌ها و بناهای شاخص میدان فواره نپتون است که در سال 1615 ساخته شده است. نپتون، خدای دریاها، نماد ارتباط شهر با دریا و تجارت دریایی است. در همین مکان  تالار شهر با برج بلند ساخته شده است. قطعا خانه‌های باریک و رنگارنگ اطراف میدان که به سبک‌های گوتیک، رنسانس و باروک بازسازی شده‌اند مهمترین شاخصه این خیابان هستند.

 

 ما ناهار را در طبقه دوم یکی از همین خانه ها که تبدیل به رستوران شده است صرف کردیم. از پنجره کوچک رو به خیابان به راحتی می توان رفت و آمد مردم را زیر نظر داشت و این حس را به وجود می آورد که احتمالا در چند قرن پیش هم عده ای از پشت همین پنجره ها به خیابان نگاه می کردند. در این خیابان هم تعداد زیادی از مغازه ها به تجارت کهربا مشغول هستند.

در انتهای خیابان به دروازه سبز یا Green Gate می رسیم این بنا در سال‌های ۱۵۶۴ تا ۱۵۶۸ توسط معماران هلندی به سبک منریسم هلندی  با الهام از ساختمان شهرداری شهر آنتورپ در بلژیک، طراحی شد. هدف اولیه آن این بود که به عنوان اقامتگاه سلطنتی برای پادشاهان لهستان در هنگام سفرشان به گدانسک استفاده شود، اما در عمل هیچ پادشاهی در آن سکونت نکرد. این ساختمان شامل چهار طاق عبوری است که میدان Długi Targ  را به اسکله Motława  متصل می‌کند. رنگ آجری و سبز تیره سقف جلوه خاصی به آن داده است. 

ما تقریبا دو ساعت و نیم برای گردش در این قسمت از شهر اختصاص دادیم. هرچند که بارندگی گاهی مزاحمت هایی برای ما ایجاد می کرد ولی در همین زمان کم، از این شهر زیبا لذت بردیم. 

مقصد بعدی قلعه Malbork بود که در 60 کیلومتری شهر گدانسک واقع شده است.  این قلعه بزرگ‌ترین و  قلعه‌های آجری اروپا و نماد تاریخی و نظامی شوالیه‌های ترتوش (Teutonic Knights) است. هدف اصلی  از ساخت آن، ایجاد یک مرکز اداری و نظامی و همچنین محل اقامت عالی‌ترین فرماندهان شوالیه‌ها بود. شوالیه‌های ترتوش، یا فرقه نظامی-مذهبی ترتوشی‌ها، یک سازمان شوالیه‌ای مسیحی بودند که در قرون وسطی نقش مهمی در اروپا ایفا کردند. این گروه در سال ۱۱۹۰ میلادی در جریان جنگ‌های صلیبی در سرزمین‌های فلسطین تشکیل شد. هدف اولیه آنها کمک به زائران مسیحی و دفاع از قلمرو های صلیبی بود. در سال ۱۲۲۶، شوالیه‌های ترتوش دعوت شدند تا به شمال اروپا و منطقه بالتیک (Prussia) بروند و مردم غیرمسیحی محلی (خصوصاً پروسی‌ها و لیتوانیایی‌ها) را مسیحی کنند. آنها به تدریج یک دولت نظامی-دینی مستقل در منطقه بالتیک ایجاد کردند، که شامل قلعه‌ها و شهرهای مستحکم بود. شوالیه‌ها همزمان جنگجو، راهب و مدیران شهری بودند.

هوا به شدت بارانی بود که به قلعه رسیدیم. نمای این قلعه از پشت رود Nogat بسیار زیباست. خوشبختانه ساعت کاری هنوز تمام نشده بود و ما توانستیم بلیط ورود به قلعه را تهیه کنیم. دستگاه راهنمای صوتی که به هر بازدیدکننده داده می شود تقریبا بیشتر جزییات این بنا را در اختیار بازدید کننده قرار می دهد. هر چند این امکان وجود دارد تا از راهنمایان حرفه ای نیز استفاده کنید. این قلعه نیز مثل بسیاری دیگر از قلعه های دارای یک خندق بزرگ به دور بنای اصلی است که امکان دسترسی به داخل قلعه را فقط از طریق یک پل چوبی متحرک امکان پذیر می کند. درهای بسیار ضخیم چوبی و فلزی به خوبی ورودی قلعه را محافظت می کنند. قلعه از آجر قرمز ساخته شده و نمونه‌ای کامل از معماری گوتیک شمال اروپا (Brick Gothic) است.

 

 ساختمان آن به سه بخش اصلی تقسیم شده است.

  1. قلعه بالایی (High Castle): بخش اصلی و قدیمی، محل اقامت فرماندهان و کلیسای داخلی.
  2. قلعه میانی (Middle Castle): شامل انبارها، اصطبل‌ها و امکانات اداری.
  3. قلعه پایین (Lower Castle): محل زندگی سربازان و کارگاه‌ها.

بازدید از قسمتهای مختلف قلعه حداقل به دو ساعت زمان نیاز دارد. این قلعه در سال 1997 در لیست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است.  

 

هوا کم کم تاریک می شد که به سمت شهر Torun  به راه افتادیم و شب را در هتل Halo اقامت کردیم. ما برای یک شب اقامت در این هتل 146 یورو پرداختیم. 

 

پنجشنبه 17 جولای 2025:

با توجه به اینکه هتل ما تا مرکز شهر فاصله زیادی نداشت، پیاده به سمت بافت مرکزی به راه افتادیم.

 ابتدا به ویرانه‌های قلعه شوالیه‌های ترتوش در تورون (Teutonic Castle ruins in Toruń) که از مهم‌ترین آثار قرون وسطی در شمال لهستان هستند رسیدیم. این قلعه ابتدا در قرن 13 ساخته شد و مرکز فرماندهی شوالیه ها بود ولی در اواسط قرن 15 با افزایش نارضایتی مردم از شوالیه ها این قلعه تخریب شد. اکنون بقایای این قلعه به شکل یک موزه روباز بخشی از شهر قدیمی تورون است که در لیست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است. شهر قدیمی تورون با یک دیوار دفاعی آجری قرمز رنگ محافظت می شده که اکنون قسمتی از آن موجود است. هنوز تعدادی از برج ها و  دروازه های قدیمی شهر وجود دارند و مرمت شده اند. 

چند نقاشی دیواری جالب بر روی دیوارهای یکی از کوچه های منتهی به قلعه قدیمی کشیده شده است که نظر گردشگران را به خود جلب کرده اند.

 

دروازه Brama Ciemna یکی از دروازه های قدیمی شهر  است که به سمت رودخانه ویستولا باز می شود و به‌دلیل باریکی و تاریکی این گذرگاه، به آن “Ciemna” به معنای تاریک گفته اند. رود ویستولا که قبلا درباره آن صحبت کرده ایم از کنار بافت قدیمی شهر عبور می کند و نقش کلیدی در تجارت و همچنین دفاع از شهر داشته است. 

 

در امتداد رودخانه که پیش رفتیم به دروازه Mostowa Gate رسیدیم. این دروازه یکی از دروازه های اصلی شهر بوده و روبروی آن یک پل چوبی بر روی رودخانه ساخته شده بود که بیشتر عبور و مرور ساکنین، کاروانهای کالا از روی آن انجام می شد. این دروازه دارای برجک‌های باریک و بلند از جنس آجرهای قرمز رنگ با طاقی قوسی‌شکل است.

میدان بازار شهر به نام Rynek Staromiejski نام دارد و مرکز بافت قدیمی شهر و به سبک میدانهای قرون وسطایی است. در اطراف آن ساختمان‌های مهمی مانند شهرداری قدیمی (Ratusz Staromiejski)، کلیساها، و خانه‌های بازرگانان و مغازه‌ها با نماهای رنگی و تزیینات زیبا ساخته شده اند. مجسمه نیکولاس کوپرنیک، مجسمه الاغ برنزی، مجسمه سگ و چتر و همچنین فواره قورباغه و پسر ویولونیست از مجسمه های زیبایی هستند که در این میدان و اطراف آن نصب شده اند و محل مناسبی برای عکاسی توریستها است.

نیکلاوس کوپرنیک در قرن 15 در این شهر متولد شد اکنون خانه او یکی از شناخته‌شده‌ترین جاذبه‌های تاریخی و فرهنگی لهستان است. برای بازدید از این خانه سه طبقه گاهی مجبور می شوید تا مدتی منتظر بمانید تا وارد خانه شوید. خانه از دو ساختمان گوتیک آجری متصل تشکیل شده است. نمای بیرونی دارای طاق‌های نوک‌تیز، پنجره‌های بلند باریک و تزئینات آجری ظریف است. فضای داخلی با مبلمان و وسایل بازسازی شده تا حس یک خانه بازرگان مرفه تورونی در سده پانزدهم را منتقل کند.

امروزه خانه کوپرنیک بیشتر شبیه به یک موزه تخصصی است که علاوه بر زندگی و آثار او نمایشگاهی درباره نظریه خورشید مرکزی ، انواع متنوعی از ابزارهای نجومی و بازسازی ابزارهای رنسانس، نسخه‌ها و تصاویر مربوط به اثر مشهور او درباره گردش افلاک آسمانی و بخش‌های چندرسانه‌ای و تعاملی برای بازدیدکنندگان است.

 

 در زمانی که ما از این خانه بازدید کردیم، ورود رایگان بود و تقریبا یک ساعت برای بازدید آن کافی بود.

کلیسای جامع سنت جان St. Johns’ Cathedral  یک  کلیسا آجری متعلق به قرن 14 است که ساخت آن تقریبا یک قرن طول کشید. نمای بیرونی آن با دیوارهای آجری قرمز، پنجره‌های بلند و قوس‌های نوک‌تیز مشخص می‌شود. درون کلیسا، آثاری از هنر باروک و گوتیک در کنار هم دیده می‌شود. چون این کلیسا محل غسل تعمید نیکلاوس کوپرنیک بود به اهمیت آن به عنوان یک کلیسا افزوده است.

 

در ضلع شمال غربی میدان، کلیسا مریم عذرا قرار دارد که یکی از مهمترین و قدیمیترین بناهای شهر است.

این کلیسا در اواسط قرن چهاردهم توسط راهبان فرانسیسکان ساخته شد. طبق اصول فرانسیسکان، کلیسا برج بلند ندارد؛ به جای آن سه سرپوش کوچک fléches (نوعی طاقک کوچک روی سقف یا دیوار) دارد. کلیسا به سبک گوتیک آجری ساخته شده است.

 

در مجاور این کلیسا یک مرکز و موزه نجوم نیز وجود دارد، در صورتی که زمان کافی دارید، بازدید از آن را توصیه می کنم.

بی شک یکی از معروفترین مکانهایی که می بایست در شهر تورون بازدید کنید موزه نانهای زنجبیلی یا همان Gingerbread است. شهر تورون از دیرباز یکی از مکان هایی بوده که پخت نان زنجبیلی در آن انجام می شده و به همین سبب اکنون به عنوان پایتخت نان زنجبیلی شناخته می شود. تورون به‌دلیل موقعیت تجاری‌اش در مسیر رود ویستولا و دسترسی به ادویه‌های گران‌قیمت شرق، از اوایل قرن 14 به مرکز تولید این شیرینی تبدیل شد. نان زنجبیلی تورونی به قدری معروف بود که حتی به‌عنوان هدیه دیپلماتیک برای پادشاهان و شخصیت‌های مهم اروپایی فرستاده می‌شد. این موزه در نزدیکی خانه کوپرنیک قرار دارد. در این موزه با نحوه پخت و همچنین تاریخچه و ابزارآلات تهیه نان زنجبیلی آشنا می شوید. در ساعات خاصی هم کارگاههای پخت نان برقرار می شود که می توان در آن شرکت کرد. در مجاور موزه فروشگاهی هم برای عرضه انواع و اقسام نانهای زنجبیلی دایر می باشد. بازدید از این موزه حداقل به یک ساعت زمان نیاز دارد. 

البته برای تهیه این سوغاتی خاص، تعداد زیادی فروشگاه در سطح شهر وجود دارند که فقط نان زنجبیلی می فروشند. 

 

در مسیر برگشت به سمت هتل، از کنار مجسمه اژدهای خفته شهر گذر کردیم که داستان آن بخشی از فولکلور این منطقه است. طبق این داستان، در قرون وسطی مردم تورون باور داشتند که در نزدیکی شهر، موجودی شبیه اژدها یا هیولای بزرگ زندگی می‌کند. این موجود که بعدها به نام Smok Toruński شناخته شد، در داستان‌های محلی به‌عنوان تهدیدی برای ساکنان شهر تصویر می‌شد و همانند بسیاری از افسانه‌های اروپای شرقی، قهرمانی محلی یا راهبی با ایمان قوی سرانجام این اژدها را شکست می‌دهد.

کمی قبل از اینکه به هتل برسیم، کلیسا سنت یعقوب در مسیر ما قرار گرفت. این کلیسا که سنگ بنای آن از قرن 14 است، یکی از مهم‌ترین نمونه‌های معماری گوتیک آجری در لهستان و بخشی از میراث جهانی یونسکو در این شهر تاریخی می باشد. این بنا به عنوان کلیسای صومعه دومینیکن‌ها ساخته شد، زیرا این فرقه در تورون فعالیت گسترده‌ای داشت. برای بازدید از این کلیسا 15 دقیقه کافی است. 

 

پرسه زدن در شهر قدیمی تورون قطعا به بیش از یک روز نیاز دارد ولی ما مجبور شدیم که این کار را در نصف روز انجام دهیم. توصیه من به افرادی که قصد سفر به کشور لهستان و مخصوصا شهرهای تاریخی آن را دارند این است که سعی کنند زمان کافی برای بازدید از مکانهای شاخص آن اختصاص دهند.

حدود ساعت 1:30 به سمت شهر ورشو حرکت کردیم. این مسیر تقریبا 250 کیلومتری را کمی کمتر از 3 ساعت طی کردیم و مستقیما به سمت بافت مرکزی شهر رفتیم. خوشبختانه موفق شدیم یک محل پارک مناسب برای اتومبیل پیدا کنیم و پیاده وارد میدان Castle Square شدیم. این میدان که درست در جلو کاخ سلطنتی قرار دارد یکی از نمادی ترین میدانهای شهر ورشو و در طول تاریخ، محل برگزاری جشن‌ها، راهپیمایی‌ها، تجمع‌های مردمی و همچنین رویدادهای سیاسی مهم بوده است. گفته می شود که این میدان در قرن 14 هم زمان با قلعه سلطنتی ورشو ساخته شد. در جریان جنگ جهانی دوم، میدان و قلعه به‌شدت ویران شدند. پس از جنگ، با تلاش مردم ورشو و دولت، میدان به‌طور کامل بازسازی شد و به نمادی از مقاومت و بازسازی ملی تبدیل گردید. 

درست در وسط میدان یک ستون به ارتفاع حدود 22 متر قرار دارد که به ستون سیگیسموند معروف است و یکی از قدیمی‌ترین یادبودهای سکولار در اروپا (قرن ۱۷) است که به یاد شاه سیگیسموند سوم واسا ساخته شد. این ستون از گرانیت سرخ ساخته شده است و مجسمه برنزی سیگیسموند سوم در لباس سلطنتی با شمشیر در یک دست (نماد قدرت و دفاع از کشور) و صلیب در دست دیگر (نماد ایمان مسیحی و پیروزی روحانی) بر روی آن قرار داده شده است. لازم به ذکر است که سیگیسموند سوم همان شخصی بود که پایتخت را از کراکوف به ورشو منتقل کرد.

ساختمان کاخ سلطنتی دارای نمای قرمز آجری و برج معروف به Sigismund’s Tower است که بر میدان قلعه مشرف می‌باشد. متاسفانه زمانی که ما به این مکان رسیدیم ساعت بازدید به اتمام رسیده بود و موفق نشدیم از داخل کاخ بازدید کنیم.

خیابان Swietojantska میدان سلطنتی را به میدان قدیمی متصل می کند. در طول این خیابان چند کلیسا و همچنین ساختمانهای قدیمی بسیاری قرار دارند که این خیابان را به یکی از محبوب ترین خیابانها در بافت قدیمی ورشو تبدیل کرده است.  

در ابتدای این خیابان کلیسا Archcathedral Basilica of St. John the Baptist قرار دارد. ساخت نخستین بنای کلیسا به قرن چهاردهم و دوران شاه کازیمیر بزرگ بازمی‌گردد. این کلیسا در طول تاریخ، شاهد بسیاری از رویدادهای ملی و مذهبی لهستان بوده است؛ از جمله: تاجگذاری و عروسی شاهان لهستان. سخنرانی‌های مهم رهبران ملی. آیین‌های یادبود و خاکسپاری شخصیت‌های برجسته. در این کلیسا، شماری از شاهان و شخصیت‌های تاریخی لهستان به خاک سپرده شده‌اند، از جمله: استانیسواف آگوست پونیاتوفسکی، آخرین پادشاه لهستان. هنریک سینکیه‌ویچ، نویسنده برنده جایزه نوبل و همچنین گابریل ناروتوویچ، نخستین رئیس‌جمهور لهستان. بازدید از این بنا نیم ساعت زمان نیاز دارد.

نمای کلیسا به سبک گوتیک آجری لهستانی ساخته شده و سادگی و استحکام آن چشمگیر است. فضای داخلی، ترکیبی از بازسازی‌های تاریخی پس از جنگ و عناصر مدرن است. همچنین طاق‌های نوک‌تیز، ستون‌های آجری و شیشه‌های رنگی جلوه‌ای خاص به فضای کلیسا داده‌اند. این کلیسا در جریان قیام ورشو (1944) به‌طور کامل توسط نازی‌ها منفجر شد. پس از جنگ جهانی دوم، در دهه 1950، بازسازی کلیسا با وفاداری به سبک گوتیک مازویان انجام گرفت. 

انتهای خیابان Swietojantska به میدان قدیمی شهر می رسد. درست در وسط میدان مجسمه برنزی پری دریایی که در یک دستش شمشیر است قرار داده شده است. این مجسمه نماد شهر و نگهبان شهر ورشو می باشد. دور تا دور میدان قدیمی با ساختمانهای رنگارنگ و قدیمی احاطه شده است. کافه و رستورانهای بسیاری در این محل وجود دارند.

 

با ادامه مسیر به دروازه قدیمی، باربیکن و استحکامات دفاعی قدیمی شهر می رسیم که دور تا دور بافت قدیمی شهر کشیده شده است. 

 

 در کنار برج و باروی قدیمی شهر چند مجسمه جالب هم وجود دارد مثل مجسمه Wars and Sawa. طبق روایت سنتی Wars  یک ماهیگیر جوان بود که در کناره‌های رود ویستولا زندگی می‌کرد. او با Sawa، یک دختر ـ یا در برخی نسخه‌ها پری دریایی (Syrenka) ـ آشنا شد.عشق میان این دو شکل گرفت و سرانجام آن‌ها در کنار رودخانه خانه ساختند و به زندگی عاشقانه خود ادامه دادند.

یک ساختمان با نمای کاشی لعابدار که تصویر چند مرد و زن را در حال رقص نشان می دهد در همین مکان ساخته شده است که نظر ما را به خود جلب کرد.

 

مجسمه Little Insurgent، تندیس پسر کوچک با کلاه بزرگتر از سرش است که یک اسلحه در دست دارد و به یاد کودکان کشته شده در قیام ورشو علیه نازی ها در سال 1944 ساخته شده است. البته این مجسمه در سال 1983 ساخته و در این محل کار گذاشته شد. 

مجسمه دیگر به Jan Kilinski کفاش و شورشی پروس در سال 1794 تعلق دارد. این تندیس برنزی، او را در حالی که یک شمشیر افراشته 4 متری در دست دارد، نشان می دهد. 

یادمان قیام ورشو یکی از معروفترین تندیسهای شهر ورشو است که 10 متر طول دارد و شورشیان در حال نبرد را نشان می دهد. 

 

ما شب را در هتل Ibis Style  ورشو اقامت کردیم و بابت یک شب 130 یورو پرداختیم.

 

جمعه 18 جولای 2025:

چون قرار بود تا ساعت 7 عصر اتومبیل را در فرودگاه تحویل دهیم، لذا همه وسایل را داخل ماشین گذاشتیم و به سمت مرکز شهر حرکت کردیم. در مسیر ابتدا از جلو کاخ فرهنگ و علم ورشو گذر کردیم. این ساختمان عظیم 237 متری، که بین سالهای 1952 تا 1955 ساخته شد، یکی از مشهورترین و جنجالی‌ترین ساختمان‌های لهستان است که در مرکز ورشو قرار دارد و هم‌زمان نماد معماری سوسیالیستی دوران شوروی و بخشی از هویت شهری معاصر ورشو به شمار می‌رود. این بنا هدیه‌ای از طرف اتحاد جماهیر شوروی به ملت لهستان بود و به دستور ژوزف استالین احداث گردید. الهام اصلی بنا از سبک آسمان‌خراش‌های استالینی در مسکو (Seven Sisters) گرفته شده، اما در نماها و تزئینات، از معماری سنتی لهستانی نیز استفاده شده است. کاخ فرهنگ و علم در حال حاضر یک مرکز چند منظوره است که شامل: سالن‌های نمایش تئاتر و سینما، موزه ها، کتابخانه، دفاتر دانشگاهی و علمی، مرکز کنفرانس‌ها و نمایشگاه‌ها و یک تراس در طبقه 30 است که یکی از بهترین چشم‌اندازهای ورشو را ارائه می‌دهد.

در پارک مجاور این ساختمان یک ستون قرار داده شده که بازدیدکننده چندانی هم ندارد!

مقصد بعدی ما پارک واژینکی کرولفسکیه – به معنای «حمام‌های سلطنتی»- بود که یکی از بزرگ‌ترین و شاید زیباترین پارک های ورشو است. ورودیه این پارک رایگان است. این پارک امروزه هم مکانی برای استراحت و قدم‌زدن شهروندان و گردشگران است و هم یک موزه روباز تاریخی با کاخ‌ها و مجسمه‌های بی‌نظیر. در اصل این مکان در قرن هفدهم به‌عنوان باغ خصوصی یکی از اشراف ساخته شد اما در قرن هجدهم شاه استانیسواف آگوست پونیاتوفسکی که آخرین پادشاه لهستان بود، این  مجموعه را به یک اقامتگاه سلطنتی تابستانی تبدیل کرد. از آن زمان، پارک به یک مرکز فرهنگی، سیاسی و هنری مهم در ورشو بدل شد. این پارک با مساحت حدود 76 هکتار، ترکیبی از باغ‌های فرانسوی، انگلیسی و طبیعتی با دریاچه‌ها، پل‌ها و درختان کهنسال است. درون پارک مجموعه‌ای از کاخ‌ها و بناهای تاریخی قرار دارد. معروفترین آنها کاخ روی آب است که مهم‌ترین بنای پارک و شاهکار معماری نئوکلاسیک است و در جزیره‌ای کوچک وسط دریاچه ساخته شده است.

یکی دیگر از یادمانهای این پارک مجسمه پادشاه یان سوم سوبیسکی با شمشیر یا عصای فرماندهی در دست در حالتی پیروزمندانه و سوار بر اسب است.  این حالت به‌طور مستقیم به پیروزی تاریخی او در نبرد وین (1683) اشاره دارد، جایی که او ارتش عثمانی را شکست داد و جلوی پیشروی آن‌ها به اروپای مرکزی را گرفت. پایه‌ی یادمان با نقوش کلاسیک و تزیینات اسطوره‌ای مزین شده است. البته در طول جنگ جهانی دوم، نازی‌ها این مجسمه را تخریب و به آلمان منتقل کردند. پس از جنگ، یادمان بازگردانده شد و در 1951 دوباره در پارک Łazienki نصب شد. برای بازدید و گشت و گذار در داخل پارک حداقل یکساعت زمان در نظر بگیرید

 

تقریبا ساعت 12 ظهر بود که اتومبیل را نزدیک دانشگاه ورشو پارک کردیم و پیاده به سمت Saxon Garden حرکت کردیم در میانه راه از کلیسا Holy Cross Church بازدید کردیم که در قلب خیابان Krakowskie Przedmieście  قرار دارد. در تاریخچه این کلیسا آمده است که در ابتدا، در اواسط قرن 15، یک کلیسای کوچک چوبی در این مکان وجود داشت و در نیمه دوم قرن 17، با حمایت جامعه مذهبی و کمک‌های مالی، کلیسای بزرگ‌تری به سبک باروک ساخته شد. در قرن 18 برج‌ها و نمای باروک با تزئینات کلاسیک به آن اضافه شد. در قیام ورشو (1944) کلیسا به‌شدت تخریب شد. پس از جنگ بازسازی شد و دوباره شکوه تاریخی خود را بازیافت. نمای اصلی شامل دو برج دوقلو باروک با تزئینات زیبا است. روبه‌روی کلیسا، یک مجسمه معروف از مسیح در حال حمل صلیب قرار دارد که از نمادهای ورشو به شمار می‌آید. فضای داخلی کلیسا  مجلل و پر از تندیس‌ها، محراب‌های فرعی و نقاشی‌های مذهبی است. یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های این کلیسا، قلب فردریک شوپن است که در ستونی درون کلیسا دفن شده است. بدن او در پاریس آرام گرفته، اما بنا به وصیتش قلبش به ورشو بازگردانده شد. برای بازدید از این کلیسا حداقل نیم ساعت اختصاص دهید. 

 

در نزدیک همین کلیسا کاخ Staszic Palace  که امروزه مقر آکادمی علوم لهستان است، قرار دارد و مجسمه کوپرنیک در محوطه آن می باشد. 

در ادامه مسیر به سمت شمال و در طول خیابان Krakowskie Przedmieście تعداد زیادی ساختمان و کاخ های قدیمی که نمای هرکدام بسیار زیباست قرار دارند این خیابان تا Castle Square ادامه دارد و به مسیر سلطنتی (Royal Route) معروف است. در حال حاضر تعدادی از این ساختمانها به دانشگاه ورشو و تعدادی نیز به موزه تغییر کاربری داده اند. 

کلیسا Roman Catholic Church of the Visitants در همین مسیر و نزدیک کاخ ریاست جمهوری است. این کلیسا در سال 1664 به فرمان ملکه ماری لوئیز گونزاگا -همسر شاه یان دوم کاژیمیش- ساخته شد. او راهبه‌های فرقه ویزیتانت را به ورشو دعوت کرد و هزینه ساخت کلیسا را پرداخت. ساخت بنا بیش از 90 سال طول کشید و نهایتاً در سال 1761 تکمیل شد. کلیسا در قرن‌های بعدی تغییرات کوچکی به خود دید اما ساختار اصلی باروک خود را حفظ کرده است. نمای بیرونی ساده و متقارن به سبک باروک است. فضای داخلی غنی و باشکوه با تزئینات استاکو روکوکو (گچ‌بری‌های پرکار)، محراب‌های مرمری و نقاشی‌های دیواری می باشد. این کلیسا یک ارگ قدیمی دارد که در قرن 18 ساخته شد و گفته می شود که فردریک شوپن بارها در این کلیسا با این ارگ نواخته است.

مجسمه کاردینال استفان ویژینسکی (1901–1981)، در خارج کلیسا قرار دارد. اوبه دلیل دفاع از ایمان، آزادی مذهبی، و هویت ملی لهستانی‌ها در برابر فشار رژیم کمونیستی، به عنوان “پرایماس هزاره” شناخته می‌شود.  ویژینسکی همچنین استاد و حامی جوانی به نام کارول وویتیلا بود که بعدها به عنوان پاپ ژان پل دوم شناخته شد.

سپس کمی مسیرمان را کج کردیم و به سمت Saxon Garden تغییر مسیر دادیم. این باغ یکی از قدیمی ترین پارک های شهر است که تاریخ احداث آن به اوایل قرن 18 بازمی گردد.  بسیاری از گردشگران برای بازدید از مقبره سرباز گمنام و مراسم تغییر شیفت سربازان به این پارک می آیند. این مقبره یکی از مهم‌ترین یادمان‌های ملی لهستان است که به قربانیان جنگ‌های این کشور تقدیم شده است. در داخل پارک چندین فواره تاریخی که در قرن 19 ساخته شده‌اند وهمچنین بیش از 20 مجسمه کلاسیک و باروک از اساطیر یونان و روم قرار دارند. وجود درختان کهنسال و محیط آرام، این پارک را به مکان مناسبی برای کودکان و کهنسالان در میان بافت قدیمی شهر، تبدیل کرده است. 

 

در محوطه خارجی پارک علاوه بر یک صلیب بزرگ، مجسمه‌ یوزف پیوسودسکی – فرمانده و رهبر ملی لهستان- قرار دارد. او سیاستمدار، رهبر نظامی و بنیان‌گذار دوباره استقلال لهستان در سال 1918 پس از 123 سال تقسیم کشور میان روسیه، پروس و اتریش بود. پیوسودسکی به‌ویژه به خاطر پیروزی خیره کننده اش در جنگ لهستان–بلشویک مشهور است. با پیروزی در این نبرد، جلوی گسترش کمونیسم شوروی به اروپای مرکزی گرفته شد.

ما مجددا به مسیر سلطنتی برگشتیم. سپس از کنار کاخ ریاست جمهوری عبور کردیم و چند عکس یادگاری در کنار مجسمه آدام میتسکیه‌ویچ شاعر رومانتیک لهستانی گرفتیم. 

با ادامه مسیر خودمان را در Castle Square یافتیم. مسیر سلطنتی یکی از بهترین خیابانهای ورشو برای گردشگران است و سوژه های بسیاری برای عکاسی دارد. لذا توصیه می کنم که زمان کافی برای بازدید از این منطقه اختصاص دهید.

از کوچه های مجاور به سمت کتابخانه دانشگاه ورشو حرکت کردیم. این کتابخانه یکی از زیباترین و نوآورانه ترین باغ های شهری در لهستان را دارد که روی بام کتابخانه ساخته شده است. این مکان ترکیبی استثنایی از معماری مدرن و فضای سبز می باشد و امروزه یکی از محبوب‌ترین نقاط استراحت و گردش در شهر به شمار می‌رود.

این باغ که در سال 2002 افتتاح شد دارای دو بخش اصلی است. باغ پایین (Lower Garden) در سطح همکف و اطراف کتابخانه با مسیرهای سنگ فرش و فضای سبز است. باغ بالایی (Upper Garden) روی بام کتابخانه، شامل تراس‌ها، پل‌های معلق و چشم‌اندازهای زیبا می باشد. در بخش‌هایی، دیوارها و ستون‌های کتابخانه با گیاهان بالارونده پوشیده شده‌اند. از روی بام می‌توان چشم‌اندازی زیبا از رود ویستولا، منطقه Praga و همچنین افق شهر ورشو را دید. بازدید از این باغ رایگان است و حداقل به نیم ساعت زمان نیاز دارد. 

 

در نزدیک همین کتابخانه و کنار رود ویستولا به مرکز علوم کوپرنیک می رسیم. این مرکز یکی از مدرن ترین و جذاب‌ترین مراکز علمی در اروپاست. هدف از ساخت این مرکز ترویج علم از طریق تجربه، آزمایش و مشارکت فعال بازدیدکنندگان است. بهتر است بلیط ورودی از قبل تهیه شود در غیر این صورت ممکن است چند ساعت معطل شوید. 

از آنجا که همه چیز در این مرکز بر پایه تعامل و تجربه عملی طراحی شده (بازدیدکنندگان به جای تماشای نمایشگاه‌ها، خودشان آزمایش می‌کنند و با ابزارها کار می‌کنند) برای بازدید از آن زمان نسبتا زیادی نیاز است، پس توصیه میکنم حتما صبح وارد این مرکز شوید تا زمان کافی برای لذت بردن از این مجموعه را داشته باشید. شاخه های مختلف علوم در این مرکز معرفی می شوند و بازدیدکنندگان را معمولا با چند سوال و آزمایش به چالش می کشند. 

 

در یک نگاه اجمالی بخشهای اصلی زیر در این نمایشگاه وجود دارند:

  1. نمایشگاه‌های دائمی
    • ریشه‌های تمدن (Roots of Civilization): تاریخ و پیشرفت علم و فرهنگ.
    • انسان و محیط پیرامون (Man and the Environment): رابطه انسان با طبیعت.
    • انسان و آینده (Future Zone): فناوری‌های نوین و ایده‌های علمی آینده.
    • نور و صدا (Lightzone): آزمایش‌های مربوط به فیزیک نور و آکوستیک.
    • کودکان (Buzzz!): مخصوص کودکان زیر 6 سال.
  2. آسمان‌نما (Planetarium “The Heavens of Copernicus”)
    • مجهز به فناوری پیشرفته تصویری.
    • نمایش‌های علمی، شبیه‌سازی آسمان شب و فیلم‌های آموزشی سه‌بعدی.
  3. آزمایشگاه‌ها (Labs)
    • آزمایشگاه‌های فیزیک، شیمی، زیست‌شناسی و رباتیک.
    • شرکت‌کنندگان می‌توانند مانند دانشمندان واقعی آزمایش انجام دهند.
  4. بخش فضای باز (Discovery Park)
    • در کنار ساختمان و کنار ویستولا، شامل سازه‌ها و ابزارهای علمی روباز.

 

ما با توجه به اینکه می بایست به فرودگاه می رفتیم و زمان محدودی داشتیم، توانستیم تقریبا دو ساعت در این مرکز باشیم که بسیار کم بود. گشت و گذار در این مرکز برای تمام سنین کاملا لذت بخش است. در تمام مدتی که داخل این مرکز بودم به دقت بازدیدکنندگان را تحت نظر داشتم. چهره همگی خوشحال بود، عده ای با تمام دقت مشغول حل کردن برخی معماهای علمی بودند که مطرح شده بود، برخی سعی می کردند تا آزمایشهای علمی را طبق دستورالعمل انجام دهند و عده دیگری با اشتیاق مشغول مطالعه و مشاهده حقایق علمی بودند که تابحال به آنها فکر نکرده بودند.

 

 توصیه میکنم حداقل پنج ساعت برای بازدید از این مرکز اختصاص دهید. 

سپس به سمت فرودگاه حرکت کردیم، خوشبختانه فرودگاه بسیار به مرکز شهر نزدیک است و به سرعت به فرودگاه رسیدیم. محل تحویل اتومبیل همان پارکینگی بود که اتومبیل را تحویل گرفته بودم به همین دلیل بچه ها و چمدانها را در جلو درب ورودی پیاده کردم و اتومبیل را به پارکینگ بردم که حداقل 10 دقیقه پیاده تا ترمینال اصلی فاصله داشت. خوشبختانه کارمندان شرکت در آنجا حضور داشتند و اتومبیل را تحویل گرفتند.

سپس خودم را به ترمینال پروازهای خروجی رساندم، بارها را تحویل دادیم و ساعتی بعد به سمت دبی پرواز کردیم.

 

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

af6872@gmail.com

www.kanoonirangardan.ir

 

Share

نوشته گزارش سفر به لهستان: سرزمین قلعه ها  اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
سفر به اسکاندیناوی- قسمت سوم، دانمارک سرزمین وایکینگ ها https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d9%85%d8%8c-%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d8%b3/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d9%85%d8%8c-%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d8%b3/#respond Wed, 14 May 2025 05:11:49 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=22002 سفر به اسکاندیناوی- قسمت سوم، دانمارک سرزمین وایکینگ ها   ...

نوشته سفر به اسکاندیناوی- قسمت سوم، دانمارک سرزمین وایکینگ ها اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
سفر به اسکاندیناوی- قسمت سوم، دانمارک سرزمین وایکینگ ها

 

سفر به دانمارک در ادامه سفر ما به نروژ و سوئد بود. من این سفر را در سه بخش مختلف تهیه کرده ام که دو قسمت قبلی به ترتیب گزارش سفر به نروژ و گزارش سفر به سوئد بودند. 

قبل از اینکه به گزارش سفر به دانمارک برسیم، بهتر است کمی با جغرافیا و تاریخ کشور دانمارک آشنا شویم:

 

جغرافیای دانمارک

دانمارک در شمال قاره اروپا واقع شده و جنوبی‌ترین کشور اسکاندیناوی به شمار می‌رود. این کشور از جنوب با آلمان دارای مرز زمینی است و از سوی دیگر توسط دریای شمال و دریای بالتیک احاطه شده‌ است. دانمارک از طریق پل اورسوند به کشور سوئد متصل می‌شود.

سرزمین اصلی دانمارک شامل شبه‌جزیره “یولند” (Jutland) در غرب و بیش از ۴۰۰ جزیره دیگر است که معروف‌ترین آن‌ها “زلاند” (Zealand)، “فین” (Funen) و “بورنهلم” (Bornholm) هستند. پایتخت کشور، شهر کپنهاگ، در جزیره زلاند قرار دارد. جزایر دانمارک توسط پل‌ها و تونل‌های دریایی به یکدیگر متصل شده‌اند، که نمونه معروف آن پل بزرگ “Storebælt” است.

دانمارک دارای آب‌وهوای معتدل دریایی با تابستان‌های خنک و زمستان‌های ملایم است. میانگین دما در ژانویه حدود صفر درجه سانتی‌گراد و در جولای حدود ۱۷ درجه است. به دلیل نزدیکی به دریا، رطوبت بالا و وزش بادهای شدید در این کشور رایج است.

دانمارک از نظر منابع طبیعی کشور غنی‌ای نیست، اما دارای زمین‌های حاصلخیز برای کشاورزی، منابع بادی گسترده و دسترسی به دریاست که آن را به یکی از کشورهای پیشرو در صنعت انرژی‌های تجدیدپذیر تبدیل کرده است. این کشور یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان توربین‌های بادی در جهان است.

 

تاریخ دانمارک

تاریخ دانمارک به دوران پیش از میلاد بازمی‌گردد، اما در قرن‌های ۸ تا ۱۱ میلادی با ظهور وایکینگ‌ها به اوج خود رسید. وایکینگ‌های دانمارکی دریانوردانی ماهر بودند که به تجارت، غارت و استعمار در مناطق مختلف اروپا، از انگلستان گرفته تا فرانسه و حتی روسیه و آسیای صغیر می‌پرداختند.

در این دوران، دانمارک قدرتی دریایی و نظامی محسوب می‌شد و پادشاهانی همچون “هارالد بلوتوث” (Harald Bluetooth) که مسیحیت را در دانمارک گسترش داد، از شخصیت‌های برجسته تاریخ آن هستند.

در قرون وسطی، دانمارک تحت سلطه پادشاهان مختلفی قرار گرفت و اغلب با کشورهای همسایه مانند نروژ، سوئد و آلمان درگیر جنگ بود. در قرن چهاردهم، اتحادیه کالمار (Kalmar Union) میان دانمارک، سوئد و نروژ شکل گرفت که باعث شد این سه کشور برای مدتی تحت سلطه یک پادشاه مشترک اداره شوند. دانمارک در آن زمان قدرتمندترین عضو این اتحاد بود.

در قرن شانزدهم، دانمارک به مذهب پروتستان لوتری روی آورد و نظام کلیسای کاتولیک کنار گذاشته شد. این تغییر یکی از نقاط عطف تاریخ کشور بود. در قرن هفدهم، دانمارک وارد جنگ‌های زیادی با سوئد شد و بخش‌هایی از سرزمین خود را از دست داد.

در قرن نوزدهم، دانمارک پس از شکست در جنگ با پروس، نواحی شلسویگ و هولشتاین را از دست داد. با این حال، این دوران نیز با آغاز اصلاحات قانونی و ساختار مشروطه همراه بود.

در جنگ جهانی اول، دانمارک بی‌طرف باقی ماند، اما در جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۰ توسط آلمان نازی اشغال شد. برخلاف بسیاری از کشورهای دیگر، دانمارک بدون درگیری نظامی به اشغال درآمد و دولت آن تا مدتی به‌طور نیمه‌مستقل باقی ماند.

پس از جنگ جهانی دوم، دانمارک به سرعت مسیر بازسازی را طی کرد و به یکی از اعضای مؤثر جامعه بین‌المللی تبدیل شد. این کشور در سال ۱۹۴۹ به ناتو پیوست و در سال ۱۹۷۳ عضو اتحادیه اروپا شد، گرچه واحد پول خود (کرون) را حفظ کرد و به یورو نپیوست. در حال حاضر برابری کرون دانمارک با دلار آمریکا معادل: 1USD=6.72 DKK است.

 

اکنون دانمارک یک پادشاهی مشروطه با سیستم دموکراسی پارلمانی است. پادشاه یا ملکه، نقش نمادین دارد و اداره امور کشور در دست نخست‌وزیر و پارلمان (Folketing) است. قانون اساسی دانمارک در سال ۱۸۴۹ تصویب شد و اصول آزادی، عدالت و رفاه اجتماعی را تضمین می‌کند.

دانمارک از نظر شاخص‌های رضایت عمومی، آزادی بیان، برابری جنسیتی، آموزش و بهداشت در سطحی بسیار بالا قرار دارد. آموزش رایگان، بیمه درمانی عمومی و حمایت‌های اجتماعی گسترده از ویژگی‌های بارز سیستم دانمارکی است.

 

گزارش سفر:

سه شنبه ۲۷ آگوست ۲۰۲۴، ششم شهریور ۱۴۰۳:

ما در هتل Cabinn Metro که کمی در حاشیه شهر قرار داشت اقامت کردیم و بابت ۴ شب ۷۳۴۴ کرون دانمارک پرداخت کردیم. البته بابت ۲۴ ساعت استفاده از پارکینگ ۱۵۰ کرون جداگانه پرداخت می شد. 

با توجه به اینکه شب قبل خیلی دیر وارد کپنهاگ شده بودیم، صبح دیرتر بیدار شدیم و حدود ساعت ۱۰ صبح هتل را به سمت مرکز شهر ترک کردیم. 

پیشینه کپنهاگ به قرن دهم میلادی بازمی‌گردد، زمانی که به‌عنوان یک روستای ماهیگیری کوچک توسط وایکینگ‌ها پایه‌گذاری شد. نام آن در زبان دانمارکی قدیم “Køpmannæhafn” به‌معنای “بندر بازرگانان” بود که بعدها به “København” تبدیل شد.

در قرن دوازدهم، اسقف “آبسالون” از شهر روستاگونه بندری، قلعه‌ای ساخت و به‌تدریج آن را گسترش داد. این اقدام آغاز توسعه واقعی کپنهاگ به‌عنوان یک شهر مهم در دانمارک بود. در قرن پانزدهم، کپنهاگ به پایتخت رسمی پادشاهی دانمارک تبدیل شد.

طی قرون وسطی و دوران رنسانس، کپنهاگ چندین بار درگیر جنگ‌ها و اشغال‌های خارجی شد، از جمله حملات سوئدی‌ها و آلمانی‌ها. در قرن نوزدهم، شهر با رشد صنعتی مواجه شد و چهره‌ای مدرن‌تر به خود گرفت. در طول جنگ جهانی دوم، کپنهاگ همانند کل کشور دانمارک تحت اشغال نازی‌ها قرار گرفت، اما پس از جنگ، روند بازسازی و توسعه آن با سرعت زیادی پیش رفت.

ما اتومبیل را در یک پارکینگ طبقاتی در منطقه Fredrikstad پارک کردیم. قیمت پارکینگ در کپنهاگ بسیار گران است. این پارکینگ برای هر ساعت ۶۰ کرون و برای ۲۴ ساعت ۵۰۰ کرون هر اتومبیل را شارژ می کند. محل پارکینگ تا کلیسا فردریک(Mormorkirken) تنها چند دقیقه است. کلیسای فردریک در منطقه‌ی تاریخی Frederiksstaden در قلب کپنهاگ واقع شده و این ناحیه، با طراحی منظم قرن هجدهمی، در نزدیکی کاخ سلطنتی آمالین‌بورگ قرار دارد و به‌عنوان مرکز نمادین سلطنتی دانمارک  شناخته می‌شود. شروع ساخت این کلیسا در سال ۱۷۴۹ به دستور پادشاه فردریک پنجم بود که به دلیل هزینه بسیار بالای آن ساخت آن مدتها متوقف شد و بالاخره در سال ۱۸۹۴ تکمیل و افتتاح شد. بازدید از این بنا باشکوه رایگان است. شاید چشمگیرترین قسمت این بنا، گنبد بسیار بزرگ آن باشد که بر پایه ای گرد قرار دارد و شباهت بسیاری به کلیسا سنت پیتر در واتیکان دارد. قطر گنبد ۳۱ متر است و  طراحی آن با ستون‌های گرانیتی و سنگ مرمر سبز نروژی جلوه‌ای سلطنتی به کلیسا داده است. فضای داخلی کلیسا دایره‌ای شکل است و نور طبیعی از گنبد بزرگ به داخل می‌تابد. در اطراف فضای اصلی، ۱۲ طاق وجود دارد که هر یک با نقاشی‌ها و نوشته‌هایی از کتاب مقدس تزئین شده‌اند. مجسمه‌هایی از پیامبران، حواریون و چهره‌های مهم مسیحیت در گوشه و کنار کلیسا دیده می‌شود. ارگ بزرگ، محراب مرمری و تزئینات طلایی، شکوهی خاص به فضای داخلی داده‌اند. به دلیل سنگ مرمر فراوان استفاده‌شده در ساخت کلیسا، آن را به نام “کلیسای مرمرین” می‌شناسند. 

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

مجسمه‌های محوطه خارجی کلیسای فردریک یا کلیسای مرمرین (Marmorkirken) در کپنهاگ، مربوط به شخصیت‌های برجسته مذهبی، پادشاهان و چهره‌های تاریخی دانمارک هستند. این مجسمه‌ها اغلب روی پایه‌های سنگی اطراف ساختمان یا در نزدیکی ورودی کلیسا قرار دارند و بخشی از طراحی معماری نمادین کلیسا محسوب می‌شوند.

برای بازدید از این کلیسا نیم ساعت را اختصاص دهید.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

مجموعه کاخهای Amalienborg در ۲۰۰ متری این کلیسا قرار دارند. طراحی میدان و زاویه‌ی ساختمان‌ها به گونه‌ای است که نمای کلیسا، مجسمه پادشاه و دریا در یک راستا قرار می‌گیرند. Amalienborg Slot (کاخ آمالینبورگ) شامل چهار کاخ مجزا است که به شکل مربع هشت‌ضلعی دور یک میدان مرکزی با مجسمه سوار بر اسب پادشاه فردریک پنجم ساخته شده‌اند. این کاخها در قرن ۱۸ ساخته شدند. پس از آتش‌سوزی کاخ Christiansborg در سال ۱۷۹۴، خانواده سلطنتی به آمالینبورگ نقل مکان کردند و از آن زمان تا امروز در آن سکونت دارند. گفته می شود هرگاه پرچمی بر فراز هر کاخ افراشته باشد به این معنی است که یکی از اشخاص خانواده سلطنتی در آن کاخ است.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

همانطور که گفته شد این مجموعه شامل چهار کاخ مجزا به اسامی زیر است:

  1. کاخ کریستین نهم (Christian IX’s Palace)، محل سکونت فعلی ملکۀ مارگریت دوم تا سال ۲۰۲۴ و در حال حاضر برای اقامت ولیعهد فردریک دهم در نظر گرفته شده است.
  2. کاخ کریستین هفتم (Christian VII’s Palace)، برای اهداف تشریفاتی و بازدید رسمی مهمانان سلطنتی است.
  3. کاخ کریستین هشتم (Christian VIII’s Palace)، شامل موزه سلطنتی Amalienborg با نمایش تاریخ خاندان سلطنتی، وسایل شخصی، لباس‌ها و عکس‌های خانوادگی می باشد.
  4. کاخ فردریک هشتم (Frederik VIII’s Palace)، اقامتگاه قبلی ولیعهد فردریک و خانواده‌اش

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

هر روز ساعت ۱۲ ظهر مراسم تعویض گارد سلطنتی در میدان مرکزی برگزار می‌شود، نگهبانان یونیفرم سنتی سیاه‌رنگ و کلاه پوست خرس دارند و با مراسم خاصی پست خود را تحویل گروه بعدی می دهند. برای من جالب بود که تعدادی از این نگهبانان زن بودند. این مراسم از دیدنی‌ترین جاذبه‌های توریستی کپنهاگ است و توریستها از ساعت ۱۱ در میدان تجمع می کنند تا از این مراسم سنتی بازدید کنند. این مراسم در ساعت ۱۲:۳۰ به پایان می رسد.  

 دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour   دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

 

ما در ادامه مسیر به سمت پارک Langelinieparken حرکت کردیم. پارک لانگِلینیه (Langelinieparken) یکی از محبوب‌ترین فضاهای سبز و گردشگاهی شهر کپنهاگ است که در امتداد ساحل شرقی این شهر و کنار بندرگاه قرار دارد.  

یکی از مجسمه های معروف این پارک که توسط Anders Bundgaard در سال ۱۹۰۸ ساخته شد، فواره گفیون (Gefion Fountain) است که یکی از زیباترین و اسطوره‌ای‌ترین جاذبه‌های کپنهاگ است. این فواره بر اساس یک افسانه اسکاندیناوی (نورس) ساخته شده است. گفیون (Gefion) یکی از الهه‌های اساطیری نورس و از خانواده الهه‌های حاصلخیزی است. بر اساس افسانه پادشاه سوئد که گیلفی نام داشت به گفیون وعده داد که هر زمینی را که بتواند در یک شب با گاوآهن شخم بزند، به او می بخشد.  گفیون چهار پسر خود را که غول بودند، به گاو تبدیل کرد و زمین بزرگی را شخم زد. سپس آن زمین را از جا کند و به دریا کشاند و آن را در مکان فعلی دانمارک قرار داد. باور بر این است که این زمین همان جزیره زلاند (Zealand) است؛ جایی که امروزه شهر کپنهاگ بر آن واقع شده است. در جای باقی‌مانده از زمین شخم‌زده‌شده، دریاچه‌ای به نام وانرن (Vänern) در سوئد پدید آمد، که واقعاً شکل آن بسیار شبیه جزیره زلاند است! مجسمه اصلی که از برنز ساخته شده و پایه های آن از جنس گرانیت است، الهه گفیون را نشان می‌دهد که در حال راندن چهار گاو نر عظیم‌الجثه است که در واقع همان پسران او هستند. آب فواره به‌گونه‌ای طراحی شده که انرژی و حرکت گاوها را تقویت کرده و حس پویایی افسانه را القا می‌کند.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

کلیسای سنت آلبان (St. Alban’s Church) کلیسا بسیار زیبایی در نزدیک همین آب نما است. این کلیسا در سال ۱۸۸۵  برای جامعه انگلیسی‌زبان ساکن کپنهاگ ساخته شد و به همین دلیل به آن لقب “کلیسای انگلیسی کپنهاگ” نیز داده‌اند. سنت آلبان، نخستین شهید مسیحی بریتانیا، نام خود را به این کلیسا داده است. این کلیسا با سنگ آهک از منطقه Bath در انگلستان، گرانیت دانمارکی و سنگ آهک سوئدی ساخته شده است. پنجره‌های شیشه‌ای رنگی زیبا، طاق‌های نوک‌تیز و ستون‌های تزئینی از ویژگی‌های بارز آن است. برج ناقوس بلند و باریک کلیسا یکی از عناصر شاخص آن است که در چشم‌انداز منطقه بسیار دیده می‌شود. نمای کلیسا کنار درختان و برکه‌ای کوچک، نمایی شاعرانه و آرام‌بخش دارد. 

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

 

همینطور که از کنار مسیر ساحلی پارک به سمت شمال حرکت می کنیم، جمعیت نسبتا قابل ملاحظه ای را در کنار ساحل می بینیم که در کنار مجسمه “پری دریایی کوچک (The Little Mermaid)” مشغول عکاسی هستند.  

این مجسمه از داستان معروف «پری دریایی کوچک» الهام گرفته است، که توسط هانس کریستین اندرسن در سال ۱۸۳۷ نوشته شد. در این داستان: پری دریایی‌ای عاشق یک شاهزاده انسان می‌شود و حاضر است صدای خود را قربانی کند تا بجای آن صاحب یک جفت پا بشود و به دنیای انسان‌ها بیاید. اما عشق او به وصال نمی‌رسد و در نهایت، او با قلبی شکسته در دریا محو می‌شود.

این مجسمه به سفارش کارل یاکوبسن، پسر بنیان‌گذار کارخانه آبجو Carlsberg، ساخته شد. کارل که پس از اجرای یک باله در نمایشی برگرفته از داستان پری دریایی تحت تاثیر قرار گرفته بود این مجسمه را سفارش داد. صورت مجسمه از روی الن پرایس (Ellen Price)، بالرین دانمارکی که نقش پری دریایی را بازی می‌کرد، طراحی شد. اما چون الن حاضر نشد برهنه مدل‌سازی شود، بدن مجسمه از روی همسر مجسمه‌ساز، اینلین اریکسن (Eline Eriksen)، ساخته شد. این مجسمه بارها تخریب، رنگ‌پاشی، و حتی قطع شدن سر قرار گرفته اما همواره مرمت شده و بازگشته است. با وجود اندازه کوچک و ساده بودن طراحی، این مجسمه به یکی از محبوب‌ترین جاذبه‌های توریستی دانمارک تبدیل شده است.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

در نزدیکی این مجسمه، به ستون برنزی بلند که بر پایه ای از سنگ گرانیت قرار گرفته، می رسیم که بر روی آن مجسمه ای از الهه پیروزی (Nike) قرار گرفته که شاخه زیتون در دست دارد. این ستون یادبود به افتخار ایوار هویتفلد (1665–1710)، افسر نیروی دریایی سلطنتی دانمارک ساخته شده است که در نبرد خلیج کوگه (Battle of Køge Bay) در جریان جنگ بزرگ شمالی، کشته شد. در آن نبرد، کشتی تحت فرمان او، به نام Dannebroge، دچار آتش‌سوزی و انفجار شد و تقریباً تمام خدمه‌اش نیز جان باختند.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

 در نزدیک همین ستون همین مجسمه را بر سکوی گرانیتی می توانیم ببینیم که صحنه هایی از داستان همین جنگ را بر روی صفحه‌هایی برنزی حک کرده اند.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

ارگ قدیمی شهر در این محل قرار دارد. ما با گذر از یک پل چوبی که روی خندق دور ارگ ساخته شده وارد محوطه شدیم. این ارگ به شکل یک ستاره پنج پر ساخته شده است. در حال حاضر این منطقه در اختیار ارتش دانمارک است در جنگ جهانی دوم مقر نیروهای آلمانی بود و گاهی از آن به عنوان زندان استفاده می کردند. بنای اولیه ارگ در سال ۱۶۲۶ بود که در سال ۱۶۵۹ در حمله سوئدی ها تخریب شد. قلعه داخل ارگ که به Kastellet معروف است به دستور فردریک سوم  در سال ۱۶۶۴ بازسازی شد.  در محوطه داخلی این ارگ یک آسیاب بادی هم ساخته شده است. ورود به داخل این مجموعه رایگان است.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

 

ما بعد از خارج شدن از داخل پارک، برای صرف ناهار  به رستوران restaurant Palaegade رفتیم. این رستوران در سال ۲۰۲۴ موفق به دریافت ستاره میشلن شد.

ستاره میشلن (Michelin Star) یکی از معتبرترین و معروف‌ترین نشان‌های افتخار در دنیای رستوران‌داری و آشپزی جهان است. این ستاره‌ها توسط راهنمای میشلن (Michelin Guide) اعطا می‌شوند و کیفیت استثنایی غذا، خدمات، و تجربه کلی غذاخوری را نشان می‌دهند.

برای صرف غذا در این رستوران ها معمولا می بایست از قبل یک میز را رزرو کرد که ما چنین کاری نکرده بودیم. با این وجود وقتی وارد رستوران شدیم ما را پذیرفتند. فضای داخلی رستوران بسیار معمولی بود. وقتی ما از منو رستوران سه وعده غذا برای چهار نفر سفارش دادیم به ما گفتند که حداقل بایست یک وعده غذای دیگر سفارش دهید که به نظر من بسیار عجیب بود. غذا هم چنگی به دل نمی زد هم مقدار آن بسیار کم بود و هم مزه خیلی خاصی نداشت. البته تزیینات غذا بسیار خوب بود. در پایان هم یک دسر بسیار معمولی خوردیم و بیش از سه برابر رستورانهای دیگر صورت حساب رستوران را پرداخت کردیم. البته برای یک بار تجربه در یک رستوران میشلن، ارزشش را داشت.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

ما با گذر از کنار ساختمانهای موزه SMK که موزه هنرهای معاصر در کپنهاگ است و همچنین موزه تاریخ طبیعی و باغ گیاهشناسی کپنهاگ به پارک Kongens رسیدیم.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

 

پارک Kongens Have (به معنای «باغ پادشاه») که به نام باغ قلعه روزنبورگ نیز شناخته می‌شود، قدیمی‌ترین و پرطرفدارترین پارک عمومی در مرکز شهر کپنهاگ است. این باغ در سال ۱۶۰۶ به دستور شاه کریستیان چهارم به‌عنوان باغ خصوصی قلعه روزنبورگ ساخته شد و امروزه به یکی از محبوب‌ترین مکان‌های تفریحی برای ساکنان و گردشگران تبدیل شده است.  این باغ در ابتدا به‌عنوان باغی به سبک رنسانس طراحی شد و در طول قرن‌ها تغییراتی به خود دیده است. در قرن نوزدهم، بخش‌هایی از باغ به سبک باغ‌های انگلیسی بازطراحی شدند. باغ دارای مسیرهای پیاده‌روی زیبا، باغ رز معطر، مجسمه‌های تاریخی از جمله تندیس هانس کریستین اندرسن و ملکه کارولین آمالیه، و پاویون هرکول به سبک نئوکلاسیک است. ما درست چند دقیقه بعد از اینکه بازدید از قلعه روزنبورگ به اتمام رسیده بود به آن مکان رسیدیم. 

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

 

قلعه روزنبورگ که سبک معماری آن  رنسانس هلندی با برج‌های آجری، سقف‌های نوک‌تیز و تزئینات زیبا است در سال ۱۶۰۶ به دستور کریستیان چهارم ساخته شد و از آن وپس محل اقامت تابستانی پادشاهان مختلف بود تا اینکه در اوایل قرن ۱۹، فردریک چهارم اقامتگاه را به فردریکسبرگ منتقل کرد. 

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

قدم زنان وارد خیابانها و کوچه های منطقه Latin Quarter شدیم. یکی از بناهای جالب این منطقه برج گرد یا Round Tower نام دارد. این برج به شکل یک استوانه ۳۵ متری است و یکی از جاذبه‌های منحصر‌به‌فرد و تاریخی شهر کپنهاگ است که با ساختار خاص مارپیچی و چشم‌انداز زیبای شهر در نزدیک خیابان Strøget قرار دارد. این برج در سال ۱۶۳۷ به دستور کریستیان چهارم ساخته شد و هدف اولیه از ساخت آن  ترکیبی از رصدخانه نجومی، کلیسا و کتابخانه دانشگاه بود. ساختمان اولیه این برج در آتش سوزی سال ۱۷۲۸ صدمه فراوان دید ولی مجددا در اواخر قرن ۱۸ بازسازی شد.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

یکی از جالب‌ترین بخش‌های برج مسیر مارپیچی شیب‌داری است که به‌جای پله‌ها ساخته شده است. این رمپ به قدری پهن است که اسب و کالسکه در گذشته می‌توانستند از آن بالا بروند.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

در بالای برج، سکویی باز با نمایی ۳۶۰ درجه از مرکز کپنهاگ وجود دارد که یکی از بهترین مکان‌ها برای دیدن شهر از ارتفاع است. طبقه بالا محل کتابخانه سابق دانشگاه بوده که اکنون برای نمایشگاه‌های هنری و فرهنگی استفاده می‌شود و در حال حاضر نمایشگاهی از معرفی مشاهیر دانمارک به همراه توضیحی درباره اختراعات، ابداعات و نوآوری آنها ارائه می نماید. 

رصدخانه این مجموعه، قدیمی‌ترین رصدخانه فعال در اروپا است که همچنان برای مشاهده ستارگان مورد استفاده قرار می‌گیرد.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

 

برای بازدید از این مجموعه حداقل یک ساعت زمان نیاز است. 

منطقه Strøget یکی از مناطق اصلی خرید و تفریح در شهر کپنهاگ است که ساعتها می توان در آن قدم زد. رستورانها، فروشگاههای سوغاتی فروشی و برندهای مختلف، همچنین رستورانها و کافی شاپها می توانند اوقات شما را پر کنند.
در ادامه مسیر به قلب کپنهاگ که میدان Amagertorv است، رسیدیم که با ساختمانهای قدیمی و همچنین فواره های آن معروف است . یکی ار این فواره ها، فواره لک لک (Stork Fountain)  است.

این فواره به مناسبت یازدهمین سالگرد ازدواج ولیعهد فردریک و پرنسس لوئیز در سال ۱۸۹۴ ساخته شد. فواره شامل سه لک‌لک برنزی است که در حال پرواز هستند و از دهان آن‌ها آب به داخل حوضی سنگی می‌ریزد. لک‌لک در دانمارک نماد زندگی و تولد است و به همین دلیل این فواره محبوبیت فرهنگی دارد.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

در مسیر برگشت ابتدا از کنار کاخ Christiansborg عبور کردیم. 

بنای اولیه این کاخ در قرن ۱۲ میلادی به‌عنوان قلعه اسقف‌ها ساخته شد و در قرون بعدی بارها بازسازی یا تخریب شد (دو بار در آتش‌سوزی‌های بزرگ ۱۷۹۴ و ۱۸۸۴). نسخه فعلی در اوایل قرن بیستم ساخته شده و بخشی از بقایای قدیمی نیز حفظ شده‌اند.
در حال حاضر این بنا محل پارلمان دانمارک (Folketinget)، دفتر نخست‌وزیر، دیوان عالی کشور و همچنین شامل بخش‌هایی است که  در اختیار خانواده سلطنتی برای مراسم رسمی قرار دارد. برج این کاخ با ارتفاع ۱۰۰ متر، بلندترین سازه در کپنهاگ است.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

ما مسیر خود را از کنار کانال ادامه دادیم تا بالاخره به منطقه‌ی Nyhavn (نیهاون) رسیدیم. نیهاون یکی از مشهورترین، زیباترین و نمادین‌ترین نقاط شهر کپنهاگ است که در کارت‌پستال‌ها و تصاویر گردشگری دانمارک به‌وفور دیده می‌شود. این محله‌ی رنگارنگ با کانالی آرام و قایق‌های قدیمی، ترکیبی است از تاریخ، فرهنگ دریانوردی، و زندگی مدرن دانمارکی.

ساخت این بندر در سال ۱۶۷۳ به دستور پادشاه Christian V آغاز شد. از ویژگی های برجسته این منطقه، خانه‌های رنگارنگ چوبی و آجری که امروزه به کافه‌ها، رستوران‌ها، گالری‌ها و هتل‌ها تبدیل شده‌اند، می باشد. خانه شماره ۲۰ محل زندگی و نگارش داستان‌های معروف هانس کریستین اندرسن (نویسنده‌ی دانمارکی افسانه‌هایی مانند پری دریایی کوچولو و جوجه اردک زشت). قایق‌های چوبی تاریخی که در کانال پهلو گرفته‌اند، یادگار دوران شکوه نیهاون در قرن‌های گذشته هستند. نیمکت‌های چوبی، موسیقی زنده، و فضای زنده و دوستانه که Nyhavn را به محل محبوبی برای پیاده‌روی، نوشیدنی و عکس‌برداری تبدیل کرده‌اند. ما تقریبا دو ساعت را در این منطقه بسیار زیبا که مملو از توریست بود، گذراندیم.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

 

در انتهای بندرگاه یک لنگر کشتی برای یادبود بیش از ۱۷۰۰ ملوان دانمارکی که در طول جنگ جهانی دوم، به‌ویژه در نیروی دریایی تجاری، کشته شدند، قرار داره شده است. 

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

کمی جلوتر میدان زیبای Kongens Nytorv (به معنای «میدان جدید پادشاه») قرار دارد که یکی از مهم‌ترین، بزرگ‌ترین و باشکوه‌ترین میدان‌های شهر کپنهاگ است. این میدان در قلب تاریخی شهر قرار دارد و از قرن ۱۷ تاکنون نقش مهمی در زندگی اجتماعی، فرهنگی و شهری پایتخت دانمارک ایفا کرده است.

در مرکز میدان، مجسمه سواره‌نظام شاه کریستیان پنجم قرار دارد که یکی از قدیمی‌ترین مجسمه‌های شهری در کپنهاگ است (نصب‌شده در سال ۱۶۸۸).

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

 این میدان توسط بناهای تاریخی و فرهنگی مهمی احاطه شده است، از جمله: تئاتر سلطنتی دانمارک (Royal Danish Theatre)، هتل تاریخی D’Angleterre، موزه طراحی دانمارک (Design Museum)، میدان ورودی به خیابان خرید Strøget و ایستگاه متروی Kongens Nytorv یکی از شلوغ‌ترین ایستگاه‌های مترو در شهر است و دسترسی آسان به دیگر نقاط کپنهاگ فراهم می‌کند.

 دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

ساعت حدود ۹ شب بود که اتومبیل را برداشتیم و بعد از یک روز طولانی به هتل رفتیم. 

چهارشنبه ۲۸ آگوست:

طبق برنامه ریزی انجام شده، امروز را به بازدید از چند شهر و سایت گردشگری در اطراف کپنهاگ اختصاص دادیم.

در فاصله ۱۶ کیلومتری شمال شهر کپنهاگ به دیدن یکی از شکارگاههای سلطنتی دانمارک به نام Hermitage Hunting Lodge که یک کاخ کوچک( Ermitageslottet یا «کاخ شکار ) نیز در آن قرار دارد، رفتیم. این شکارگاه نخستین بار در سال ۱۶۷۰ توسط پادشاه کریستیان پنجم به عنوان شکارگاه سلطنتی معرفی شد. در حال حاضر این محل به پارک Jægersborg Dyrehave (یا به اختصار: Dyrehaven) معروف است و یکی از زیباترین و منحصربه‌فردترین پارک‌های طبیعی در نزدیکی کپنهاگ است. این پارک ۱۱۰۰ هکتاری به همراه چند شکارگاه دیگر، در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار دارد، ترکیبی از طبیعت بکر، گوزن‌های آزاد، تاریخ سلطنتی، و مسیرهای آرام برای پیاده‌روی، دوچرخه‌سواری و اسب‌سواری را در خود جای داده است. برآورد شده که بیش از ۲،۰۰۰ رأس گوزن آزاد (شامل قرمز، خالدار و شاخ‌کلفت) در پارک زندگی می‌کنند. پارک دارای جنگل‌های کهن، مراتع باز، و درختان بلوط صدساله است که فضای رویایی ایجاد می‌کنند. امکان بازدید از کاخ در برخی از روزهای هفته امکان پذیر است.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

با توجه به تعداد زیاد گوزنها، معمولا به راحتی می توان آنها را در حال استراحت در زیر درختان یا وسط چمنزار رویت کرد. برای بازدید از این پارک حداقل یکساعت و نیم زمان نیاز دارید.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

شهر هلسینگور در ۳۵ کیلومتری این پارک و در کنار تنگه  Øresund و روبروی شهر هلسینگبوری (Helsingborg) در سوئد واقع شده است. این شهر، یکی از شهرهای بندری مهم دانمارک، به‌ویژه در قرون وسطی و دوران رنسانس بود، حاکمان این شهر از کشتی‌های عبوری از تنگه Øresund مالیات می‌گرفتند.

مهمترین بنای تاریخی این شهر که در کنار بندرگاه قرار دارد قلعه Kronborg است. این قلعه به دلیل زیبایی معماری، اهمیت تاریخی، و نقش برجسته‌اش در نمایشنامه هملت ویلیام شکسپیر، شهرت جهانی یافته است.  شروع ساخت در سال ۱۵۷۴ به فرمان شاه فردریک دوم بود. این قلعه در سال ۲۰۰۰ در لیست میراث جهانی به ثبت رسید. قلعه Kronborg در ادبیات به‌عنوان Elsinore، محل وقوع داستان هملت شناخته می‌شود. شکسپیر هرگز از قلعه بازدید نکرد، اما از طریق داستان‌های رایج زمان خود آن را در اثرش آورد. امروزه، اجرای زنده‌ی نمایش هملت در فضای قلعه، یکی از جاذبه‌های فرهنگی شهر است.
از بخشهای دیدنی قلعه می توان به تالار بزرگ (The Great Hall) که اکنون محل نمایش تعدادی تابلو نقاشی بسیار نفیس و همچنین برخی آثار تاریخی است نام برد. در این تالار یک ماکت به سبک اتاق پادشاهان داستان هملت قرار داده شده و فردی که تاج و لباس پادشاهی دارد بر روی صندلی نشسته و با بازدید کنندگان عکس می گیرد. 

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

 

برای رسیدن به پشت‌بام قلعه Kronborg، بازدیدکنندگان باید از تعداد زیادی پله‌‌ی سنگی و مارپیچ عبور کنند، به‌ویژه اگر بخواهند از برج‌های اصلی یا مسیرهای دیدبانی بالا بروند. به طور معمول، برای رسیدن به برج اصلی (Watch Tower) باید حدود 145 تا 150 پله را طی کنید. این مسیر شامل پله‌های مارپیچ باریک و تاریخی است که ممکن است برای افرادی با مشکلات حرکتی یا ترس از فضاهای بسته کمی چالش‌برانگیز باشد. با این حال، دید پانوراما از تنگه Øresund و چشم‌انداز شهر Helsingør و کشور سوئد از آن بالا کاملاً ارزشش را دارد.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

دیوارهای دفاعی و محوطه بیرونی قلعه Kronborg، که در کنار ساحل شهر Helsingør قرار گرفته‌اند، نمونه‌ای عالی از معماری نظامی رنسانس و استحکامات قرون وسطایی هستند. خندق‌های عمیق و کانال‌های آب در اطراف قلعه ایجاد شده‌اند که همچنان پرآب هستند و مانعی طبیعی برای دشمن محسوب می‌شدند. دیوارهای ضخیم سنگی با ساختاری لایه‌ای، برای مقاومت در برابر حملات توپخانه طراحی شده‌اند. دژها (Bastions) در چهار گوشه قلعه، با برجک‌هایی برای دیدبانی و مجهز به توپ‌خانه بودند. دروازه اصلی قلعه با پل متحرک یکی از مهمترین سازوکارهای دفاعی قلعه بود.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

از مکانهای جالب قلعه زندان‌های زیرزمینی آن با ساختاری تو در تو و بسیار وسیع است که زمانی محل نگهداری زندانیان نظامی بود. در زیر زمین مجسمه نشسته Holger Dansk در حالی که خواب است  قرار داده شده است. طبق افسانه های دانمارکی  Holger Dansk وقتی دانمارک تهدید شود، بیدار خواهد شد و از کشور در مقابل مهاجمین دفاع خواهد کرد.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

 

برای بازدید از این قلعه حداقل ۲ ساعت زمان نیاز است و قیمت بلیط آن ۱۴۵ کرون می باشد. برای اطلاعات بیشتر می توانید به وب سایت https://en.kronborg.dk مراجعه کنید.

حدود ساعت ۲ بعدازظهر بود که به سمت شهر Roskilde حرکت کردیم. خیلی دوست داشتم تا از قلعه Frederiksborg در شهر Hillerod دیدن کنیم که با توجه به کمبود زمان، بازدید از آن را به زمان دیگری موکول کردیم.

اولین جایی که در شهر روسکیلده (Roskilde) بازدید کردیم، موزه کشتی های وایکینگ بود. این موزه یکی از مهم‌ترین مراکز فرهنگی و باستان‌شناسی دریایی در دانمارک است که به تاریخ دریانوردی و کشتی‌سازی وایکینگ‌ها اختصاص دارد. طبق تاریخچه این موزه، در سال ۱۹۶۲، بقایای پنج کشتی وایکینگ در نزدیکی روستای اسکولدلو در فیورد روسکیلده کشف شد. این کشتی‌ها در حدود سال ۱۰۷۰ میلادی عمداً در آب غرق شده بودند تا مسیر دریایی را مسدود کرده و از شهر در برابر حملات دریایی محافظت کنند. این کشتی‌ها شامل انواع مختلفی از جمله کشتی‌های جنگی، تجاری و ماهیگیری بودند و اکنون بقایای آنها در سالن اصلی موزه به نمایش گذاشته شده‌اند. برای بازدید از این موزه تقریبا ۴۵ دقیقه زمان نیاز است. 

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

محوطه موزه بسیار جالب و دارای سرگرمی های متنوع خصوصا برای کودکان بود و به بچه ها مشغول بازی بودند. من و همسرم تصمیم گرفتیم در زمان کوتاهی که در اختیار داشتیم از کلیسا جامع روسکیله بازدید کنیم. کلیسا در مرکز شهر قرار دارد و با ۱۰ دقیقه پیاده روی و گذر از یک پارک زیبا از موزه قابل دسترس است.  . شهر Roskilde (روسکیلده) یکی از تاریخی‌ترین و فرهنگی‌ترین شهرهای دانمارک است که تا قرن ۱۵ پایتخت دانمارک بود. این کلیسا در لیست میراث جهانی ثبت شده است. قدمت آن به قرن ۱۲ برمی گردد  و اولین کلیسای گوتیک آجری در اروپای شمالی است. بیشترین شهرت آن بخاطر این است که محل دفن بیش از ۳۸ پادشاه و ملکه دانمارک از جمله مارگرت اول، کریستین چهارم و فردریک نهم(پدر ملکه کنونی) است. هر مقبره و تابوت طراحی، تزیینات و سبک خودش را دارد. معمولا قبر پادشاه و ملکه در کنار هم قرار دارند. شاید این نخستین کلیسا بود که از دیدن تابوتها و مقبره های داخل آن لذت بردم. این کلیسا از قرون وسطی به‌عنوان مقبره سلطنتی رسمی دانمارک استفاده شده است. نمای خارجی کلیسا با دو برج بلند با آجرهای اخرایی آن را از کلیساهای دیگر متمایز می کند. در داخل کلیسا علاوه بر نمازخانه‌های سلطنتی با طراحی‌ها و تابوت‌های هنری، ارگ بزرگ و تاریخی کلیسا قرار دارد. شیشه‌های رنگی قرون وسطایی و نقاشی‌های دیواری مذهبی این کلیسا از مشخصه های برجسته آن می باشد. ما تقریبا یک ساعت در داخل کلیسا بودیم. 

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour   دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

 

از آنجا که پسر بزرگ من (که در این زمان تازه وارد ۱۴ سالگی شده است)، به بناهای تاریخی علاقه مند است، تصمیم گرفتیم که به سرعت برگردیم و تا زمان بازدید از کلیسا به اتمام نرسیده او را همراه خود بیاوریم تا شانس دیدن این بنای زیبا با تاریخ کهن را از دست ندهد. خوشبختانه تلاش ما ثمربخش بود و او هم توانست تا زمان تعطیل شدن کلیسا، از بیشتر قسمت ها بازدید کند. به نظر من با توجه به میزان علاقه بازدیدکنندگان می توان از نیم تا سه ساعت زمان را در این کلیسا گذراند. قیمت بلیط ورودی آن ۷۰ کرون است و برای افراد زیر ۱۷ سال رایگان است. 

اگر علاقه مند هستید درباره این کلیسا بیشتر بدانید، توصیه می کنم فایل راهنمای کلیسا را از لینک زیر دانلود کنید. https://roskildedomkirke.dk/fileadmin/user_upload/filarkiv/Guideboeger/Roskilde-Guide_5marts2024_ENGELSK-TH-web.pdf

با کمی پیاده روی می توان تا میدان مرکزی شهر که دور تا دور آن را ساختمانهای قدیمی و زیبا فرا گرفته اند ، قدم زد. با توجه به اینکه شهر روسکیلده تا مدتهای طولانی پایتخت کشور دانمارک بوده، لذا گشت و گذار در بافت قدیمی این شهر خالی از لطف نیست.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

 

ما بعد از ترک شهر روسکیلده، تقریبا ۳۰ کیلومتر به سمت جنوب راندیم و پس ار شهر  کُوگه (Køge)  به بقایای باستانی  vikingeborgen Borging در بورگرینگ در نزدیکی روستای لِلینگِه (Lellinge) رسیدیم. متاسفانه موزه و محل اطلاع رسانی این سایت در حال مرمت بود و ما از جاده پشتی و از بین حصار دور سایت، وارد این سایت باستانی که در لیست میراث جهانی قرار دارد، شدیم.

بورگرینگ دارای ساختاری کاملاً دایره‌ای با قطر داخلی حدود ۱۲۲ متر است و دیوارهای آن عرضی بین ۱۰ تا ۱۱ متر داشته اند. این دژ از نوع “تِرِلبورگ” است که به دوره پادشاهی هارالد بلوتوث در اواخر قرن دهم نسبت داده می‌شود. واژه Trelleborg به معنی «قلعه حلقه‌ای» است. دژهایی که در این سبک ساخته شده‌اند، دایره‌ای کامل هستند و از بالا شبیه به چرخ یا صلیب دیده می‌شوند. به همین دلیل به آن‌ها ring fortresses یا Viking ring castles هم گفته می‌شود.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

ما به سرعت به سمت جنوب شرقی  و شهر Højerup حرکت کردیم تا قبل از غروب آفتاب موفق شویم تا صخره های Stevns Klint را از نزدیک ببینیم.  

این صخره ها یکی از مهم‌ترین سایت‌های زمین‌شناسی جهان هستند که به‌دلیل شواهد منحصر به‌فرد از رویداد انقراض دایناسورها در پایان دوره کرتاسه، در سال ۲۰۱۴ به فهرست میراث جهانی یونسکو افزوده شدند. ساختار این صخره ها که تقریبا ۱۵ کیلومتر طول دارند از لایه‌های گچ سفید دوره کرتاسه و لایه‌های تیره‌تر از دوره پالئوژن (ترشیاری) ساخته شده اند. لایه‌ی “فیش‌کلر” (Fiskeler)، لایه‌ای نازک و تیره‌رنگ با ضخامت ۵ تا ۱۰ سانتی‌متر است که حاوی میزان بالایی از عنصر ایریدیوم می باشد، این لایه به‌عنوان شواهدی از برخورد شهاب‌سنگ Chicxulub در حدود ۶۶ میلیون سال پیش شناخته می‌شود، که به انقراض گسترده‌ای از جمله دایناسورها منجر شد. این صخره ها دارای رکورد فسیلی بسیار غنی است که شامل بیش از ۸۳۰ گونه ماکروفسیل و صدها گونه میکروفسیل می‌شود. این فسیل‌ها شامل براکیوپودها، بریوزوآ ها، آمونیت‌ها، مرجان‌ها، سخت‌پوستان و بقایای ماهی‌ها و کوسه‌ها هستند.

وقتی ما به این محل رسیدیم به آرامی شاهد بارش باران بودیم. جز ما کسی در این محل حضور نداشت. اتومبیل را در پارکینگ که به ظاهر رایگان بود ولی بعدا متوجه شدم که به صورت اتوماتیک ما را شارژ کرده است، پارک کردیم. کلیسای قدیمی Højerup یک کلیسای قرون وسطایی است که در سال ۱۹۲۸ بخشی از آن به‌دلیل فرسایش ساحلی به دریا سقوط کرد. این کلیسا اکنون به‌عنوان نقطه‌ای دیدنی در بالای صخره‌ها قرار دارد و از فراز آن می توان منظره زیبایی از ساحل و صخره های سفید رنگ را مشاهده کرد.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

از طریق پله های فلزی که برای دسترسی به ساحل کار گذاشته شده اند به کنار ساحل رسیدم و در امتداد ساحل کمی پیاده روی کردم. دقایقی را به بررسی سنگها و همچنین صخره های سفید رنگ گذراندم. ناگهان متوجه شدم که آب به سرعت دارد بالا می آید، لذا به سرعت مسیری که رفته بودم را برگشتم. سرعت مد باورنکردنی بود. قسمتی از مسیری که کمتر از یک ربع قبل طی کرده بودم حالا کاملا زیر آب بود. نهایتا با کفشهای خیس به پارکینگ برگشتم. 

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

در مسیر بازگشت به سمت هتل، به داخل شهر Køge رفتیم. در خیابانهای سنگفرشی آن گردش کردیم، سعی کردیم تا رستورانی برای شام پیدا کنیم که موفق نشدیم و به همان مک دونالد بین راه اکتفا کردیم تا به هتل رسیدیم. 

 پنجشنبه ۲۹ آگوست:

امروز را هم به گردش در شهر زیبای کپنهاگ اختصاص دادیم. ابتدا به منطقه Christianshavn رفتیم. اتومبیل را در کنار کانال پارک کردیم و قدم زنان به منطقه Christiania رسیدیم.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

منطقهٔ کریستیانیا (Christiania) در شهر کپنهاگ، یک جامعهٔ خودگردان و منحصر به‌فرد است که در سال ۱۹۷۱ توسط گروهی از هنرمندان، فعالان و افرادی با سبک زندگی هیپی تأسیس شد و به‌عنوان یک “شهر آزاد” با قوانین و ساختار اجتماعی خاص خود شناخته می‌شود. کریستیانیا به‌صورت خودگردان اداره می‌شود و ساکنان آن تصمیمات را از طریق اجماع جمعی اتخاذ می‌کنند. این منطقه پر از خانه‌های رنگارنگ، نقاشی‌های دیواری و هنر خیابانی است که بازتاب‌دهندهٔ روحیهٔ خلاقانه و آزاد ساکنان آن است.

در سال‌های اخیر، به‌دلیل افزایش خشونت و درگیری‌های مرتبط با مواد مخدر، ساکنان تصمیم گرفتند تا با همکاری دولت، فروشگاه‌های مواد مخدر را تعطیل کرده و خیابان “Pusher Street” را بازسازی کنند تا به وضعیت اولیهٔ صلح‌آمیز منطقه بازگردند. در حال حاضر تعدادی از خانه هایی که قبلا محل کسب و کار قَوّادها بود به مراکز هنری و همچنین فروشگاه تبدیل شده است. از نکات برجسته این محل می توان به گرافیتی های بسیار زیبای آن اشاره کرد. 

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

 

کلیسای Vor Frelsers Kirke (کلیسای نجات‌دهنده ما) یکی از نمادهای شناخته‌شده کپنهاگ است که در محله کریستیان‌شاون قرار دارد. این کلیسا به‌ویژه به خاطر برج مارپیچ خارق‌العاده‌اش شناخته می‌شود که می‌توان از پله‌های بیرونی آن بالا رفت و منظره‌ای ۳۶۰ درجه از شهر را تماشا کرد. برج کلیسا ۹۰ متر ارتفاع دارد و شامل حدود ۴۰۰ پله است که ۱۵۰ پله آخر آن در قسمت مارپیچ بیرونی قرار دارد. متاسفانه ما فرصت نکردیم تا از این برج بالا برویم.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

یکی دیگر از جاذبه های این محل، پل عابر پیاده Cirkelbroen یا «پل دایره‌ای» است که توسط هنرمند مشهور دانمارکی-ایسلندی، اولافور الیاسون طراحی شده است. این پل از چند سکوی دایره‌ای تشکیل شده که با تیرهای بلند شبیه به دکل کشتی‌ها تزئین شده‌اند و اشاره‌ای به تاریخ دریانوردی دانمارک دارد.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

در کنار کانال اصلی شهر در این موقع از سال که هوا آفتابی و کمی گرم بود، می توان افرادی را مشاهده کرد که آفتاب گرفته اند و حتی مشغول آبتنی هستند.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

بعد از ظهر به منطقهٔ København K یا منطقهٔ مرکزی تاریخی شهر رفتیم. علاوه بر خیابانها و کوچه های زیبا که مملو از فروشگاههای سوغاتی فروشی و رستوران و کافه هستند، تعدادی بنای مهم هم در این محل قرار دارند. 

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

ساختمان Rådhus یا شهرداری کپنهاگ با آجرهای قرمز رنگ، یکی از بناهای مهم و باشکوه این شهر است که در میدان Rådhuspladsen قرار دارد. این ساختمان در سال 1905 با معماری مارتین نیزوپ دانمارکی تکمیل شد و سبک معماری آن ترکیبی از رنسانس ایتالیایی و ملی‌گرایی دانمارکی است. برج آن با ارتفاع 105 متر، یکی از بلندترین سازه‌های تاریخی شهر است. 

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

درون ساختمان، ساعت معروف Jens Olsen’s World Clock قرار دارد.  این ساعت یک شاهکار مکانیکی بی‌نظیر است که در سال 1955 رونمایی شد. این ساعت نه‌تنها زمان محلی را نشان می‌دهد، بلکه دارای مکانیزم‌هایی پیچیده برای نمایش زمان در مناطق مختلف جهان، تقویم، و حتی حرکات نجومی است. کل سیستم دارای 15,000 قطعه است و ساخت آن بیش از 27 سال به طول انجامید این مکان علاوه بر نقش اداری، میزبان مراسم رسمی، ازدواج‌های مدنی و بازدیدهای عمومی است. وقتی در این ساختمان قدم می زدم چندین عروس و داماد را دیدم که با گروه فیلمبرداری به این ساختمان آمده بودند.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

در میدان Rådhuspladsen، چندین مجسمه‌ و بنای یادبود وجود دارد که به چهره‌های مهم دانمارکی اختصاص یافته‌اند. مشهورترین آن‌ها شامل مجسمه هانس کریستین آندرسن، نویسنده معروف افسانه‌ها، که به‌سمت باغ تیوولی نگاه می‌کند. 

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

در این میدان همچنین مجسمهٔ مشهور دو شیپورنواز، که به نام Lurblæserne یا «نوازندگان لور» شناخته می‌شود، بر روی یک ستون ۲۰ متری قرار دارد. این مجسمه به مناسبت صدمین سالگرد تولد J.C. Jacobsen، بنیان‌گذار کارخانهٔ آبجوسازی کارلسبرگ، به شهر کپنهاگ اهدا شد. لور (Lur)، ساز بادی باستانی اسکاندیناویایی از دوران عصر برنز است که به‌طور معمول به‌صورت جفتی نواخته می‌شده. نمونه‌های اصلی این ساز در موزهٔ ملی دانمارک نگهداری می‌شوند. طراحی این مجسمه از ستون‌های سنت مارک و سنت توماس در میدان سنت مارکو ونیز الهام گرفته شده است. بر اساس یک افسانه محلی گفته می‌شود که این نوازندگان لور زمانی که یک دوشیزه از کنارشان عبور کند، شیپور می‌زنند.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

فواره اژدها (Dragespringvandet) از سال ۱۹۰۴ در گوشهٔ شمال شرقی میدان قرار دارد.  فواره شامل یک اژدها و گاو در حال نبرد است، که به گفته برخی، نمادی از کشمکش میان نیروهای طبیعت یا مبارزه خیر و شر است.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

در آنسوی میدان باغ و شهربازی Tivoli قرار دارد. Tivoli Gardens (باغ تیوولی) یکی از مشهورترین و قدیمی‌ترین شهربازی‌ها و پارک‌های تفریحی جهان است که در قلب کپنهاگ، درست روبه‌روی ساختمان شهرداری (Rådhus) واقع شده است. این پارک در سال 1843 افتتاح شد و از آن زمان تا امروز، میلیون‌ها بازدیدکننده را از سراسر دنیا به خود جذب کرده است.در این محل قرار دارد.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

ورودیه این پارک برای بزرگسالان ۱۸۰ کرون است. اگر تصمیم دارید تا از بازی های داخل پارک استفاده کنید آنگاه می بایست ۳۴۹ کرون بپردازید. با اینکه این پارک از لحاظ وسعت خیلی وسیع نیست ولی بسیار جذاب است. همه جا مملو از گل و گیاهان بسیار زیباست. علاوه بر بازی هایی از قبیل Rutschebanen که یکی از قدیمی‌ترین ترن‌های هوایی چوبی جهان (از سال 1914) است، در بسیاری از روزها کنسرتهای موسیقی برگزار می شود. در زمان حضور ما، یک کنسرت موسیقی پاپ با خوانندگان مشهور دانمارکی برگزار شد. برای من جالب بود که جمعیت کثیری از افراد مسن در این پارک و مخصوصا کنسرت حضور داشتند. یکی از خوانندگان کنسرت که زنی جوان بود در هنگام اجرای کنسرت از روی سن به میان جمعیت آمد و در کنار یک مرد و زن میانسال برنامه اش را اجرا کرد. بعدا متوجه شدیم که آن زوج میانسال، والدینش بودند. 

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

ما تا ساعت ۱۰ شب که پارک تعطیل شد در آنجا بودیم و پس از آن به هتل برگشتیم.

جمعه ۳۰ آگوست:

صبح به فرودگاه کپنهاگ که تا هتل ما کمتر از ۱۵ دقیقه فاصله داشت رفتیم و با خطوط هوایی ترکیش ابتدا به استانبول و سپس به دبی رسیدیم.

کمی بعد از اینکه هواپیما از باند فرودگاه کپنهاگ برخاست منظره زیبایی از پل اورسوند که شهر کپنهاگ را به شهر مالمو در سوئد متصل کرده است را دیدیم. این پل از مالمو تا جزیره Peberholm‌ است و ادامه آن از به صورت تونل در زیر خلیج اورسوند است.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour   دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

  
افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

www.kanoonirangardan.ir

af6872@gmail.com

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Share

نوشته سفر به اسکاندیناوی- قسمت سوم، دانمارک سرزمین وایکینگ ها اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d9%85%d8%8c-%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d8%b3/feed/ 0
سفر به اسکاندیناوی- قسمت نخست: نروژ، سرزمین آبدره ها https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%86%d8%ae%d8%b3%d8%aa-%d9%86%d8%b1%d9%88%da%98%d8%8c-%d8%b3%d8%b1%d8%b2/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%86%d8%ae%d8%b3%d8%aa-%d9%86%d8%b1%d9%88%da%98%d8%8c-%d8%b3%d8%b1%d8%b2/#comments Thu, 20 Feb 2025 08:57:57 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=21726 کشور نروژ یکی از کشورهای اسکاندیناوی است که به سبب طبیعت زیبا و همچنین آبدره های آن مشهور است.نروژ یکی از کشورهای پیشرفته اروپایی است که پس از کشف نفت در دریای نروژ به سرعت مسیر ترقی را طی کرد.

نوشته سفر به اسکاندیناوی- قسمت نخست: نروژ، سرزمین آبدره ها اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
سفر به اسکاندیناوی- قسمت نخست: نروژ، سرزمین آبدره ها

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

 

سفر ما به کشور نروژ، قسمتی از سفری بود که در مرداد ۱۴۰۳ به منطقه اسکاندیناوی داشتیم. در اینجا قسمت سفر به نروژ را می آورم و سفر به سایر کشورهای این منطقه را در گزارشهای جداگانه خواهم نوشت.

ابتدا بهتر است کمی درباره کشور نروژ بیشتر بدانیم. اطلاعاتی که در ادامه خواهد آمد، عمدتا از ویکیپدیا برداشت شده است.

 

کمی درباره جغرافیا و تاریخ نروژ:

نروژ ۳۸۵۲۰۷ کیلومتر مربع (تقریبا معادل مجموع وسعت استانهای کرمان و سیستان و بلوچستان) وسعت دارد و جمعیت آن ۵ میلیون و ۱۳۰ هزار نفر است. مرز مشترک آن با فنلاند ۷۲۹ کیلومتر، با سوئد ۱٬۶۱۹ کیلومتر و با روسیه ۱۹۶ کیلومتر است. پایتخت نروژ، شهر اسلو با ۷۹۲ هزار نفر جمعیت می‌باشد. از مهم‌ترین شهرهای نروژ می‌توان به برگن ۲۷۲ هزار نفر و استاوانگر ۱۱۱ هزار نفر اشاره کرد. تقریباً ۷۰ ٪ خاک نروژ به دلیل سرمای شدید و همجواری با قطب شمال غیرقابل سکونت می‌باشد.

نروژ در سواحل خود بریدگی‌های کوچک و بزرگ زیادی دارد که متعلق به دوران یخبندان است. مشخصه خط ساحلی نروژ وجود آبدره‌ها (فیوردها fjords) و یک رشته خلیجک‌های طولانی، عمیق و باریک است که از جریان یخچال‌ها شکل یافته است.

این کشور دارای تاریخ غنی و پیچیده‌ای است که به هزاران سال پیش بازمی‌گردد. نخستین ساکنان نروژ شکارچیان و جمع‌آوران بودند که پس از پایان عصر یخبندان در این منطقه مستقر شدند. دوران وایکینگ‌ها (حدود سال‌های 800 تا 1050 میلادی) یکی از مهم‌ترین دوره‌های تاریخ نروژ است. وایکینگ‌ها به دلیل ماجراجویی‌ها، تجارت و تهاجم‌های خود به مناطق مختلف اروپا شناخته می‌شوند.

 

در قرون وسطی، نروژ به عنوان یک پادشاهی مستقل با تحولات داخلی و جنگ‌های خارجی مواجه بود. در سال 1397، نروژ به اتحادیه کالمار پیوست و تحت سلطه دانمارک و سوئد قرار گرفت. این اتحاد تا سال 1814 ادامه داشت. پس از آن، نروژ با سوئد وارد اتحادیه‌ای شد که تا سال 1905 ادامه یافت.

 

در سال 1905، نروژ استقلال کامل خود را از سوئد به دست آورد و به یک پادشاهی مشروطه تبدیل شد. نروژ در طول جنگ جهانی دوم توسط آلمان نازی اشغال شد، اما پس از پایان جنگ به سرعت بازسازی شد و به یکی از کشورهای پیشرفته و دموکراتیک جهان تبدیل شد. امروزه، نروژ به خاطر نظام رفاه اجتماعی قوی، استاندارد بالای زندگی و منابع طبیعی فراوان، به ویژه نفت و گاز، شناخته می‌شود.

کرون نروژ که در زبان نروژی krone نامیده می شود واحد رسمی پول کشور نروژ است. کد اختصاری کرون نروژ NOK می باشد. هر کرون برابر 100 اوره (به زبان نروژی øre) است که سکه‌های 50 اوره در این کشور متداول است و همچنین سکه های 1، 5، 10 و 20 کرونی نیز ضرب می‌شود. اسکناس‌های کرون نروژ نیز به ترتیب 50، 100، 200، 500، و 1000 هستند. هر کرون نروژ معادل ۰٫۱۱۳ دلار آمریکاست و هر دلار آمریکا معادل ۸٫۸۲ کرون نروژ است. 

 

 

 

گزارش سفر:

روز نخست:

سفر ما در ۱۵ آگوست ۲۰۲۴ از دبی آغاز شد و طبق برنامه قرار بود تا با پرواز خطوط هوایی ترکیش ابتدا به استانبول سفر کنیم و بعد از یک توقف نسبتا طولانی ۵ ساعته به سمت اسلو ادامه مسیر دهیم. ساعت پرواز از دبی به استانبول ساعت ۲ صبح بود ولی تقریبا دو ساعت قبل از پرواز ایمیلی دریافت کردم که ساعت پرواز را ۲:۴۵ اعلام کرد. این موضوع سبب شد تا با خیال راحت در لانژ فرودگاه استراحت کنیم. حدود ساعت ۱:۵۰ دقیقه به سمت گیت خروجی حرکت کردیم. کمتر از ۱۰۰ متر مانده به گیت خروجی تلفن من زنگ خورد و از آن سوی خط صدای نگران و کمی عصبی شخصی به گوش رسید که از من پرسید که چرا به گیت خروجی مراجعه نمی کنم. من هم به او گفتم که طبق ایمیل شرکت هواپیمایی هنوز ۴۵ دقیقه تا پرواز باقی مانده ولی او گفت که همه مسافران سوار شده اند و پرواز منتظر ما است. چند دقیقه بعد ما وارد هواپیما شدیم. درهای هواپیما بسته شد و در ساعت ۲:۱۵ دقیقه هواپیما به سمت استانبول پرواز کرد و تقریبا ۵ ساعت بعد رسیدیم. ما بعد از یک توقف نسبتا طولانی ۵ ساعته به سمت اسلو حرکت کردیم و بعد از ۴ ساعت و حدود ساعت ۱۳:۳۰ وارد فرودگاه ادوارد مونچ اسلو شدیم. فرودگاه اسلو، جمع و جور و نه چندان بزرگ به نظر می رسید. 

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

 

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

بعد از اینکه چمدانها را برداشتیم به سمت دفتر اجاره اتومبیل حرکت کردیم. خوشبختانه همه چیز آماده بود و به سرعت اتومبیل ما تحویل داده شد. شاید خوش شانس بودیم که اتومبیل ما بسیار نو بود و فقط ۳۲۰۰ کیلومتر کار کرده بود. شماره پلاک اتومبیل مربوط به دانمارک بود و قطعا توسط مشتری دیگری که برنامه او برعکس برنامه ما بوده به اسلو آمده است. وسایل ما به راحتی در صندوق نیسان X trail جا شد و بدون فوت وقت به سمت اولین مقصد خود حرکت کردیم. فرودگاه اسلو در ۴۵ کیلومتری شمال شرقی اسلو قرار دارد. ما به کمک نقشه گوگل به سمت کلیسا Heddal در نزدیک شهر Notodden حرکت کردیم. گوگل ما را از وسط شهر اسلو به سمت مقصد حرکت داد و چندین جا ما را در ترافیک گرفتار کرد. در مسیر عبور از شهر اسلو متوجه شدم که این شهر بسیار مرتب و قانونمند است. بسیاری از افراد برای تردد از دوچرخه استفاده می کردند و مسیرهای دوچرخه سواری و پیاده روی در همه طول مسیر وجود داشت. فضای سبز بیشتر از حد انتظار در شهر وجود داشت و افراد بسیاری را دیدم که در کنار جاده ساحلی مشغول دویدن و ورزش بودند. 

ساعت ۶ بعدازظهر به کلیسا چوبی Heddal رسیدیم. از محوطه خارجی کلیسا که در یک قبرستان قرار دارد بازدید کردیم ولی درب کلیسا بسته بود. این کلیسا که معروف ترین کلیسا چوبی در کشور نروژ است در سال ۱۲۵۰ ساخته شده و مانند سایر کلیساهای مشابه آن در ساختش از آهن استفاده نشده است. هوای بارانی سبب شد تا نتوانیم مدت زیادی را در خارج از اتومبیل به سر ببریم و به بازدید سریع از قبرستان و پارک اطراف آن با چند مجسمه فلزی بسنده کردیم. 

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

طبق برنامه ریزی انجام شده می بایست شب را در یک هتل کوهستانی در نزدیکی شهر ریوکان Rjukan سپری کنیم. مسیر بسیار پرپیچ و خم بود و کمی طول کشید تا هتل را پیدا کردیم. این هتل( Gausta View Lodge) در کنار یک پیست اسکی ساخته شده است و به نظر می آید که در زمان بازگشایی پیست، محل بسیار مناسبی برای اقامت باشد. 

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

درست در روبروی هتل کوه Gaustatoppen قرار دارد. در بالای این کوه یک آنتن مخابراتی بسیار بلند نصب شده است و گفته می شود که متعلق به ناتو است. صعود به قله این کوه یکی از فعالیت هایی است که در فصول گرم سال انجام می شود. طبق نوشته های موجود، در صورت مساعد بودن هوا، بدون چشم مسلح می توان یک ششم از خاک نروژ را از آنجا دید.

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

تصمیم گرفتیم برای صرف شام به رستوران هتل Gaustablikk Fjellresort برویم که حدود ۱۰ دقیقه با هتل ما فاصله داشت و در کنار یک پیست اسکی بسیار بزرگ ساخته شده است. داخل هتل بسیار مجلل بود و دو رستوران مجزا داشت. مشخص بود که مشتریان این رستوران افرادی متمول بودند. 

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

در یکی از سالنهای لابی هتل چند پوستر از فیلم  The Heroes of Telemark با بازی کرک داگلاس و ریچارد هریس  به دیوار زده شده بود که بلافاصله من را به داستان آنها متصل کرد.

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

در این هتل با بازی جالبی مواجه شدم که تاکنون از آن اطلاعی نداشتم. این بازی شوفلبورد (Shuffleboard) نام دارد و یکی از بازی‌های قدیمی و سرگرم‌کننده است که روی یک میز چوبی باریک و بلند (معمولاً بین 3 تا 5 متر) انجام می‌شود. سطح میز معمولاً صاف و صیقلی است و با پودر مخصوص پوشانده می‌شود تا دیسک‌ها راحت‌تر سر بخورند. هر بازیکن مجموعه‌ای از دیسک‌های کوچک یا وزنه‌های فلزی به رنگ‌های متفاوت دارد. هدف این است که دیسک‌ها با دقت به سمت مناطق امتیازدهی مشخص در انتهای میز هدایت شوند. این مناطق معمولاً به بخش‌های مختلفی تقسیم می‌شوند که هر کدام امتیاز متفاوتی دارند (مانند 1، 2، 3 و گاهی 4). اگر دیسک از لبه میز بیفتد یا به دیسک‌های دیگر برخورد کند و خارج شود، امتیاز نخواهد گرفت. دیسک‌هایی که در محدوده امتیازدهی باقی بمانند، به امتیاز بازیکن اضافه می‌شوند. دیسک‌هایی که از لبه میز بیرون بروند یا به درستی در مناطق امتیازدهی قرار نگیرند، امتیازی نخواهند داشت. معمولاً بازی تا رسیدن به یک امتیاز مشخص (مثلاً 15 یا 21) ادامه پیدا می‌کند.

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

همانطور که گفتم این چند پیست اسکی در منطقه ای کوهستانی قرار دارند که شهر بزرگ و نزدیک آنها Rjukan است. این شهر به چند جهت در کشور نروژ اهمیت دارد. از نظر جغرافیایی این شهر در یک دره عمیق ساخته شده است به طوری که نور مستقیم خورشید، چندین ماه از سال به این شهر نمی تابد و به همین دلیل تعدادی آینه بر بلندای دره قرار داده شده تا نور خورشید را به کف دره بازتابش کند.

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

 در این منطقه یکی از مهمترین و بزرگترین نیروگاههای هیدروالکتریک(برق-آبی) نروژ ساخته شده بود. لازم به یادآوری است که نروژ به خاطر کوههای بلند و همچنین بارندگی های مناسب، بیشتر انرژی الکتریکی خود را از این نیروگاهها که به تعداد زیاد در داخل کشور ساخته شده بودند تامین می کرد و هم اکنون نیز نقش به سزایی در تامین انرژی کشور دارند. این نیروگاه عظیم Vemork نام دارد که از سال ۱۹۱۱ آغاز به کار کرد و  در سال ۱۹۸۸ به کار خود پایان داد و به موزه تبدیل شد. هدف از ساخت این نیروگاه تولید انرژی لازم برای تولید کود شیمیایی بود ولی در ۱۹۳۴ با افتتاح یک واحد تولید آب سنگین با روش الکترولیز در مجاور آن شهرت جهانی پیدا کرد. در زمان جنگ جهانی دوم که نروژ به اشغال نیروهای آلمانی در آمده بود، آلمانها کنترل این کارخانه را در دست گرفتند و سعی کردند آب سنگین بیشتری تولید و ذخیره کنند. آب سنگین یکی از محصولاتی است که در پروسه تولید بمب اتم کاربرد دارد. نیروهای متفقین برای جلوگیری از دستیابی آلمانی ها به بمب اتم، در یک سلسله عملیات این مرکز را از بین بردند. این عملیات در سال ۱۹۶۵ سوژه یک فیلم سینمایی به نام  The Heroes of Telemark با بازی کرک داگلاس و ریچارد هریس شد. به سبب پیچیدگی و اهمیت این عملیات خلاصه ای از داستان واقعی را در اینجا ذکر می کنم.

“در سال 1491 ، رقابت برای ساخت اولین بمب اتمی تازه شدت گرفته بود . در حالی که انگلستانی ها و امریکایی ها روی پروژه منهتن در نیومکزیکو کار می کردند ، ارتش نازی گام های بلندی برای این هدف در نروژ بر می داشت . کارخانه هیدروشیمیایی ویمارک تنها نقطه جهان بود که آب سنگین – یک رکن مهم در ساخت راکتور اتمی – را تولید می کرد و آلمان نازی صاحب آن بود . متفقین می دانستند که تولید آب سنگین را می بایست در این کارخانه متوقف کنند ؛ این شاهرگ حیاتی در اعماق کوهستان قرار داشت و حتی ورود نیروی هوایی به آن منطقه تقریبا غیر ممکن بود . سازمان عملیاتی انگلستان SOE ، یک سال قبل جاسوسانی را برای کسب اطلاعات بیشتر به منطقه مورد نظر فرستاده و در نوامبر ۱۹۴۱ یک حمله نظامی مرگبار به آنجا را هدایت کرده بود که در آن تمام نیروهایش کشته شدند اکنون نوبت نروژی ها بود . شش تکاور نروژی در دهم فوریه به وسیله چتر نجات در تلمارک فرود آمدند . آنها با استفاده از اطلاعات قبلی جاسوسانی که به منطقه آمده بودند ، یک نقشه نهایی برای حمله به منطقه طراحی کردند . تنها راه ممکن یک یورش زمینی از تنها راه ارتباطی کارخانه بود ؛ یک پل باریک به طول ۱۱۰متر روی یک دره میان دو کوه . منطقه ای مین گذاری شده بود و به وسیله نیروهای امنیتی کنترل می شد . اما نقشه این بود که پس از انهدام پل ، نیروهای مهاجم از دره پایین رفته و پس از عبور از رودخانه یخ زده از سمت دیگر کوه بالا بیایند . این کار باعث می شد کارخانه به طور کامل از دید خارج شود ؛ اما یک جاسوس در کارخانه به طور مداوم مسیر را به نیروها اعلام و آنها را تا رسیدن به مقصد و معرفی نقاط مورد نظر برای کار گذاشتن مواد منفجره راهنمایی می کرد . چاشنی ها کار گذاشته شدند و یک سرباز با تیربار ، مانع نیروهایی از دشمن می شد که قصد قطع کردن مسیر ارتباطی چاشنی ها را داشتند . چاشنی ها با موفقیت روشن شده و کارخانه عظیم تولید آب سنگین منهدم شد . از سوی دیگر نیروهای نروژی توانستند مقدار زیادی از آب سنگین که توسط کشتی به سمت آلمان در حرکت بود را غرق کنند. مجموع این عملیات سبب شد که تاخیر قابل توجهی در دستیابی آلمانها به میزان آب سنگین کافی برای پیشبرد پروژه ایجاد شود.  هرچند آلمانها به سرعت کارخانه را ترمیم کردند ولی بمباران سنگین نیروهای متفقین در سال بعد عملا تولید آب سنگین در این کارخانه را متوقف کرد. گفته شده که در ۱۶ نوامبر ۱۹۴۳ نیروی هوایی آمریکا با استفاده از ۱۴۰ بمب افکن و با بیش از ۱۰۰۰ بمب به این کارخانه حمله کرد و ۶۰ کیلوگرم آب سنگین را نابود کردند. پس از آن، عملا تولید آب سنگین در این کارخانه متوقف شد.

 

روز دوم، جمعه ۲۶ مرداد ۱۴۰۳:

بعد از صرف صبحانه به سمت شهر ریوکان حرکت کردیم. یک جاده پیچ در پیچ که بسیار شبیه به هزارچم در جاده چالوس است. ما را از بالای کوه به کف دره و بستر رودخانه رساند. دره بسیار تنگ  و در مسیر آن شهر ریوکان ساخته شده است. منطقه کلا جنگلی است و از دو سوی دره تعداد زیادی آبشار جاری است. 

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

در شهر ریوکان یک موزه خاص وجود دارد که انواع سازه های بومی را به نمایش گذاشته اند. تعدادی از آنها بر روی یک سکوی چوبی ساخته شده اند و سقف بیشتر آنها با لایه ای از چمن پوشیده شده تا از گزند سرما زمستان در امان باشند. 

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

کمی که از شهر خارج شدیم به کارخانه سابق و موزه کنونی Vemork رسیدیم. در پارکینگ که البته مجانی بود، پارک کردیم و از روی یک پل معلق که حدود ۱۰۰ متر طول دارد گذر کردیم. این پل بر روی یک دره عمیق به عمق تقریبا ۱۰۰ متر احداث شده است و در مواقعی از سال محل مناسبی برای Bungee Jumping است. تقریبا ۲۰ تا ۳۰ دقیقه طول کشید تا به ورودی موزه رسیدیم. این موزه از سه بخش تشکیل شده است که تمام قسمتهای آن با یک بلیط ۱۸۰ کرونی قابل بازدید است. کارخانه تولید برق از ۱۰ ژنراتور بسیار عظیم آبی درست شده است. در مجاور آن کارخانه تثبیت نیتروژن برای تولید کود شیمیایی قرار داشت و در ساختمان مجاور آن کارخانه تولید آب سنگین ساخته شده بود. از ساختمان اصلی تقریبا چیز زیادی به علت بمباران سنگین باقی نمانده است. چند دستگاه الکترولیز و سانتریفیوژ قدیمی از زیر آوار خارج شده که در ساختمان جدید به نمایش گذاشته شده است. 

برای بازدید از این مجموعه حداقل نیاز به دوساعت زمان است.

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

 

ما مسیر را به سمت غرب ادامه دادیم و با عبور از مناطق کوهستانی و جنگلی از کنار تعداد زیادی دریاچه کوچک و بزرگ عبور کردیم. در کنار بیشتر این دریاچه ها ساختمانهای ویلایی با چند قایق کوچک دیده می شد. علی رغم طبیعت بسیار زیبا ولی تعداد روستاها و شهرهای مسیر کم بود. چندین کمپ مسافرتی که امکانات مناسبی را برای مسافران و مخصوصا افرادی که با اتومبیلهای کمپر یا کاروان سفر می کنند، فراهم کرده بودند.

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ  Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

 تمام مسیر حدود ۳۰۰ کیلومتری را که در این روز طی کردیم از مناطق کوهستانی و تپه ماهوری که بیشتر شبیه به مناطق تندرا بود، عبور می کرد. 

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

هر چند که جاده های این منطقه بسیار باریک بودند بطوری که در برخی مناطق حتی دو اتومبیل هم به راحتی از کنار هم عبور نمی کردند ولی کیفیت جاده ها خوب بود. در بسیاری از مناطق میشد اتومبیل هایی را دید که در مسیرهای فرعی پارک کرده اند و حتی در آنجا کمپ زده اند. ظاهرا در نروژ این قانون وجود دارد که شما می توانید در هر منطقه که دوست دارید اطراق کنید به شرط آنکه تابلو ممنوعیت توقف نباشد. 

برای ناهار در وارد روستای Valle شدیم.این روستا در کنار یک صخره بسیار زیبا ساخته شده است. به نظر می رسد که شغل اصلی افراد این روستا کشاورزی باشد. در کنار تنها خیابان روستا، یک مهمانخانه-رستوران پیدا کردیم. هر چند که ساعت تقریبا ۴ عصر بود ولی خدمات رستوران عالی بود و یک غذای باکیفیت برای ما مهیا کرد. صاحب رستوران که به نظر می آمد ژن وایکینگی بسیار غالبی دارد گفت که تمام سبزیجات و گوشت رستوران از مزارع همین منطقه است. 

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

حدود ساعت ۹ شب به هتل محل اقامت در شهر Sandnes رسیدیم.

 

روز سوم، شنبه ۱۷ آگوست ۲۰۲۴:

حدود ساعت ۹:۳۰ به سمت منطقه Preikestolen حرکت کردیم. هوا کاملا ابری بود و گاهی نم نم باران احساس می شد. جاده ای که ما را از شهر Sandnes به این منطقه می رساند دارای چندین تونل زیرآبی بسیار طویل بود که چند جزیره را به هم مرتبط می کرد. ما با گذر از شهر یارپلند وارد یک جاده جنگلی-کوهستانی شدیم و در آخر به پارکینگ Preikestolen رسیدیم.

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ    Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ  Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

 اینجا مکانی است که پیاده روی به سمت صخره معروف Pulpit آغاز می شود. هزینه یک روز توقف در پارکینگ ۲۵ دلار است. چندین رستوران، سوپرمارکت و فروشگاه سوغاتی فروشی در این مکان وجود دارد. عده ای که لباسهای مناسب نیاورده اند ناچار می شوند تا لباس گرم و بارانی از این فروشگاهها تهیه کنند. حتی من افرادی را دیدم که کفش می خریدند. بعد از اینکه لباسهای مناسب را پوشیدیم وارد مسیر مشخص شده شدیم. هوا ابری و بارانی بود. طبق نقشه ای که در پارکینگ نصب شده بود برای رسیدن به صخره می بایست 4.2 کیلومتر را طی کرد. که به طور متوسط به  ۲ ساعت و نیم زمان نیاز دارد. علایم موجود در راه و همچنین تعداد نسبتا زیاد بازدیدکنندگان، امکان گم شدن را به صفر نزدیک می کند. شیب مسیر در برخی مناطق نسبتا زیاد است. ما در قسمتی از مسیر با بارندگی مواجه شدیم که سبب لغزنده شدن مسیر شده بود. در ابتدای مسیر منظره زیبایی از دریاچه Revsvatnet در پیش روی ما قرار دارد. 

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ  Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

سپس به خط الراس کوه می رسیم. یک جانپناه کوچک با امکانات کمکهای اولیه در کنار یک دریاچه کوچک احداث شده است و کمی جلوتر منظره بسیار شگفت انگیزی از Lysefjord ظاهر می شود. این آبدره یکی از زیباترین آبدره های نروژ است و به خاطر صخره های گرانیتی و دره های عظیمی که دارد، شهرت جهانی پیدا کرده است. 

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ  Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ  Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ  Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ  Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

معروفترین صخره آن که به Pulpit مشهور است، صخره ای گرانیتی به شکل یک مکعب مستطیل است که بیش از ۶۰۰ متر طول دارد. بازدید کنندگان معمولا بر لبه آن می ایستند و عکس یادگاری می گیرند. ما تقریبا یکساعت را بر روی این صخره گذراندیم. سعی کردیم تا از صخره ها بالا رویم تا مناظر بکرتری را با کمترین حجم جمعیت انسانی ببینیم. تعداد زیاد بازدیدکنندگان سبب شده بود که در گوشه و کنار این طبیعت زیبا باقی مانده زباله و همچنین یادگاری نویسی بر روی صخره ها مشاهده شود، هر چند که بسیار کم بودند ولی به چشم می آمدند. مسیر طولانی این آبدره و همچنین آبشارها و عبور و مرور کشتی های کوچک و بزرگ از آن بسیار زیباست.

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ   Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ  Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ   Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

 مسیر بازگشت را با سرعت بیشتری طی کردیم. برایم خوشایند بود که گاه گداری صدای افرادی را می شنیدم که به زبان فارسی صحبت می کردند و این موضوع گواه آن بود که هنوز افرادی هستند که برای مشاهده زیبایی های طبیعی مسیر نسبتا سختی را طی می کنند و آن را به فروشگاه گردی و خرید ترجیح داده اند. 

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

قبل از اینکه به ادامه گزارش بپردازم بهتر دیدم تا کمی درباره آبدره یا فیورد توضیح دهم چون در آینده با مفهوم آن زیاد روبرو خواهیم شد. آبدره یا Fjord طبق تعریف،  “شاخابهٔ باریک و ژرفی از دریا است که در خشکی پیش رفته باشد. آبدره معمولاً دارای دیواره‌های پرشیب و تندی است. این دیواره‌ها در پی زیر آب رفتن دامنه‌های کوه‌ها یا ادامه فرسایش یخچالی با زیاد و عمیق شدن یک دره ساحلی تشکیل یافته‌است.”

نروژ دارای بیشترین تعداد آبدره ها در جهان است. طول برخی از این آبدره ها به بیش از ۲۰۰ کیلومتر می رسد. 

تقریبا ساعت ۴ عصر به پارکینگ رسیدیم و بعد از کمی استراحت به سمت شهر استاوانگر حرکت کردیم. در نروژ گاهی بناهایی با معماری خاص مشاهده می شود، یکی از این بناها کلیسا شهر یارپلند Jørpeland church بود. 

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

شهر استاوانگر یکی از شهرهای مهم در غرب نروژ است که پس از کشف نفت در این منطقه اهمیت بیشتری پیدا کرد. ما اتومبیل را در پارکینگ مجاور موزه نفت یا همان موزه پترولیوم پارک کردیم. با اینکه ساعت ۶ عصر بود ولی موزه باز بود ولی ترجیح دادیم تا بازدید از این موزه را به روز بعد موکول کنیم. در رستوران مجاور موزه ناهار را صرف کردیم. کمی در محدوده بندر گردش کردیم و به سمت یکی از یادمان های مهم نروژ به نام  Sverd i fjell  که به معنی “شمشیرها در صخره” است، حرکت کردیم. این یادمان شامل سه شمشیر برنزی به طول ۱۰ متر است که در کنار یک آبدره بر روی صخره ای از سنگ گرانیت کاشته شده اند. این بنای یادبود توسط مجسمه‌ساز “فریتز رود” ساخته شد و توسط  “اولاو پنجم” پادشاه نروژ در سال 1983 رونمایی شد. این سه شمشیر نبرد تاریخی “هافسر فیورد” را به یاد می آورند که در سال 872 در آنجا اتفاق افتاد، زمانی که پادشاه “هارالد فیرهیر” تمام نروژ را زیر یک تاج جمع کرد. بزرگترین شمشیر نشان دهنده هارالد پیروز و دو شمشیر کوچکتر نشان دهنده پادشاهان کوچک هستند. این بنای تاریخی همچنین نشان دهنده صلح است، زیرا شمشیرها در صخره های محکم کاشته شده اند، بنابراین ممکن است هرگز برداشته نشوند. ما تقریبا یک ساعت را در این محل گذراندیم زیرا چند بازدید کننده به طرز عجیبی مشغول عکاسی از این بنا بودند و عملا امکان گرفتن یک عکس معمولی بدون حضور فیزیکی آنها امکان پذیر نبود. از فیگورهایی که می گرفتند مشخص بود که تا چند دقیقه بعد شبکه های اجتماعی میزبان عکسهای سلفی آنها خواهد بود!

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ  Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

 

روز چهارم، یکشنبه ۱۸ آگوست:

موزه صنعت نفت یا موزه پترولیوم شهر استاوانگر شاید یکی از بهترین موزه هایی باشد که درباره این صنعت در کل جهان وجود دارد. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ

این موزه توسط شرکت معماری Lunde & Løvseth Arkitekter A/S طراحی و در 20 مه 1999 افتتاح شد. موزه از دریا مانند یک سکوی نفتی کوچک به نظر می رسد. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ

این موزه از سنگ، شیشه و بتن ساخته شده است و حدوداً  5000 متر مربع وسعت دارد. این موزه بر فعالیت های نفتی فراساحلی به ویژه در دریای شمال تمرکز دارد. در این موزه اشیاء، فیلم‌ها، عکس‌ها و سایر مواد جمع‌آوری شده است که فعالیت‌های نفت و گاز نروژ را مستند می‌کند. این موزه پیشرفت فناوری را از آغاز تاریخ نفت نروژ در اواسط دهه 1960 نشان می دهد. شما می توانید به آسانی با طریقه حفاری چاههای نفت، انواع و اقسام ابزارهای این صنعت از قبیل مته های مختلف و همچنین تکنولوژی حفاری و لوله کشی در دریا آشنا شوید. نروژ صاحب بهترین و قویترین تکنولوژی استخراج نفت در دریا است. تاریخچه بدست آوردن این تکنولوژی را با ماکتهای مختلف سکوهای دریایی که در دریای شمال انجام شده تا استفاده از کشتی های حفاری بسیار مدرن با سیستمهای زیردریایی در این موزه به نمایش درآمده اند. برخی از این سکوهای نفتی بسیار شگفت انگیز هستند و همچون یک شهر در دریا هستند برخی از آنها بیش از ۲۰۰ خدمه دارند. قیمت بلیط موزه برای بزرگسالان ۱۸۰ کرون است و برای بازدید از آن حداقل ۲ ساعت زمان نیاز است.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ

ما از کنار اسکله و بندرگاه به سمت بافت مرکزی شهر حرکت کردیم. قسمتی از بافت قدیمی که به Gamle مشهور است از چند کوچه سنگفرشی و خانه های چوبی که اکثرا سفید رنگ با گلدانهای تزیینی بزرگ هستند، تشکیل شده است.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ

 کمی جلوتر موزه کنسروسازی که در محل سابق کارخانه کنسرو ساردین احداث شده قرار دارد. این موزه در یک ساختمان قدیمی که به طور خاص برای این صنعت ساخته شده است، قرار دارد. بازدیدکنندگان می‌توانند اطلاعاتی در مورد فرآیند تولید کنسرو، مواد اولیه مورد استفاده، و تکنیک‌های مختلف که در طول زمان تکامل یافته‌اند، کسب کنند. همچنین، نمایشگاه‌هایی در مورد زندگی کارگران کارخانه‌ها و تأثیر صنعت کنسروسازی بر اقتصاد و جامعه محلی وجود دارد. موزه همچنین مجموعه‌ای از ابزار و تجهیزات قدیمی، جعبه‌های کنسرو و یادگارهایی از آن دوران را نمایش می‌دهد که باعث می‌شود بازدیدکنندگان به طور کامل با این بخش از تاریخ نروژ آشنا شوند.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ

 

ساختمانها و مغازه ها در خیابان Fargegaten به رنگهای مختلف رنگ آمیزی شده اند. بر روی اکثر دیوارها گرافیتیهای متعددی کشیده شده است و این موضوع سبب شده که فضای این منطقه از شهر بسیار پرانرژی جلوه کند. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ

برج Valberget Utsiktspunkt که بر مرتفع ترین قسمت شهر قدیمی ساخته شده است، یک برج با کاربری دیدبانی بوده تا در زمان خطر و آتش سوزی با به صدا درآوردن ناقوس مردم را از خطر آگاه کنند.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ

در میدان مرکزی، کلیسا جامع قرار دارد که گفته می شود قدیمی ترین کلیسا در نروژ است و تاریخ ساخت آن به سال ۱۱۲۵ برمی گردد و در زمان بازدید ما تحت مرمت قرار داشت. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

مجسمه وسط میدان متعلق به Alexander Kielland نویسنده معروف قرن ۱۹ نروژ است. در محوطه این میدان که تا بندرگاه قدیمی امتداد دارد، چندین دکه وجود دارد که خوراکی های مختلف می فروشند.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

 ما برای خرید نوعی نان شیرینی به نام چوروس در صف ایستادیم. این نان شیرینی که در محل پخته می شود با و یا بدون شکلات نوتلا سرو می شود و طبعا قیمت آنکه با نوتلا است گرانتر است. وقتی نوبت به ما رسید ما چوروس ساده و بدون نوتلا سفارش دادیم که صاحب آن به فارسی به ما گفت که “با نوتلا به شما می دهم و قیمت بدون نوتلا حساب می کنم” که ما تشکر کردیم و گفتیم که ساده را ترجبح می دهیم. کمی با او صحبت کردم و گفت که اسمش دانیال است و تقریبا ۱۰ سال قبل از تهران و محله شهرک اکباتان به این شهر مهاجرت کرده است. هر چند که برای خودش این کسب و کار را داشت ولی مشخص بود که چهره خوشحالی ندارد. از او درباره مسافران ایرانی سوال کردم که گفت: گاهی ایرانی ها را در اینجا می بیند. بیشتر جمعیت مهاجر ایرانی در شهر اسلو و برگن زندگی می کنند و کمتر تمایل دارند تا به مناطق بد آب و هوا بروند. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

 

ناهار را در رستوران Egon که با تصاویر و همچنین اشیاء دریانوردی تزیین شده بود، خوردیم. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

 

در کوچه های شهر استاوانگر مجسمه های فلزی جالبی را می توان یافت که ما با چند تا از آنها عکس گرفتیم و شوخی کردیم.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

ساعت ۳:۳۰ شهر استاوانگر را به مقصد شهر برگن ترک کردیم.

تصمیم گرفتیم در مسیر ابتدا به شهر Haugesund برویم. اگر به مسیر حرکت از روی نقشه نگاه بیاندازید متوجه می شوید تا رسیدن به برگن به دفعات می بایست از مسیرهای دریایی عبور کرد. اما راه حل نروژ برای این موضوع احداث پل ها و تونلهای متعدد در زیر دریا بود. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

در کل مسیر که بیش از ۲۰۰ کیلومتر است ما سه بار از کشتی هایی که اتومبیل داخل آنها می رود و Ferry نام دارد استفاده کردیم. استفاده از این وسیله هم بسیار آسان است. اولا که زمان بسیار کمی را باید معطل آمدن Ferry بعدی شد و تعداد قابل توجهی از این کشتی ها در این مسیرها کار می کنند. قبل از ورود به اسکله، اتومبیلها در یک صف توقف می کنند، مامور مربوطه معمولا عوارض را به صورت آنلاین یا با کردیت کارت از راننده دریافت می کند. اتومبیل وارد کشتی می شود. سرنشینان به طبقه بالای کشتی که میز و صندلی دارد می روند و در صورت نیاز می توانند از بوفه آنجا ساندویچ یا نوشیدنی خریداری کنند. مسیرهایی که ما طی کردیم بسیار کوتاه بودند و شاید طولانی ترین آنها بیش از نیم ساعت طول نکشید. در سوی دیگر، کشتی توقف می کند و اتومبیلها به ترتیب خارج می شوند. از شهر استاوانگر تا هاوگسون حدود ۲ ساعت طول کشید. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

بنای یادبود  هارالد هاگن haraldshaugen در حومه این شهر قرار دارد این بنا برای بزرگداشت هزاره اتحاد نروژ در سال ۱۸۷۲ در این مکان ساخته شد. شخصی به نام هارالد فور هیر در اواخر قرن نهم با اتحاد قبایل وایکینگ، پادشاهی نروژ را پایه ریزی کرد و خود به عنوان اولین پادشاه نروژ تاج گذاری نمود. این بنای تاریخی شامل یک ستون سنگی ۱۷ متری بر روی یک تپه بزرگ است که توسط سنگ های یادبود گرانیتی با 29 سنگ کوچکتر احاطه شده است که هر یک از آنها نمادی از  یکی از شهرستان های تاریخی نروژ است. در بدنه ستون مرکزی چند تصویر از صحنه های مهمی از زندگی شاه هارالد اول به تصویر کشیده شده است. Haraldshaugen یادبود نبرد Hafrsfjord در سال 872 است. بازدید از این بنا مجانی است و به ۱۵ دقیقه زمان نیاز دارد. ما علاوه بر بازدید از این بنا کمی در محوطه اطراف نیز گردش کردیم. در مدت زمان نیم ساعته ای که ما در این محل بودیم شاید بیش از ۸ اتوبوس گردشگری، گردشگران را به این محل آوردند.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

ما مسیر را از میان جزایر کوچک و بزرگ ادامه دادیم، از کنار دریاچه های کوهستانی، پلها و تونلهای متعددی عبور کردیم و حتی یکبار هم سوار فری شدیم  تا سرانجام به شهر برگن رسیدیم و در Quality Hotel Edvard Grieg اقامت کردیم.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

شهر برگن دومین شهر پرجمعیت نروژ است و به سبب رونق صنعت نفت و گاز، اوضاع اقتصادی در این شهر خوب است و مهاجران زیادی از بیشتر کشورهای دنیا در این شهر زندگی می کنند. قدمت این شهر به قرن ۱۱ میلادی بازمی گردد. برگن پایتخت نروژ در قرون ۱۲ و ۱۳ بود.

 

روز پنجم، دوشنبه ۱۹ آگوست:

به سمت بافت مرکزی شهر در کنار اسکله قدیمی حرکت کردیم. اتومبیل را در یک پارکینگ عمومی پارک کردیم. کلیسا قدیمی شهر  که بنام کلیسا سنت ماری معروف است در فاصله سالهای ۱۱۴۰ تا ۱۲۵۰ ساخته شد. این کلیسا که تزیینات بسیار ساده ای دارد،هم اکنون در کنار یک پارک کوچک قرار گرفته است.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

بندرگاه قدیمی  که به نام Bryggen Hanseatic Wharf مشهور است، از سال ۱۹۷۹ به لحاظ تاریخی و همچنین ساختمانهای چوبی رنگارنگ آن در کنار بندرگاه در لیست میراث جهانی ثبت شده است. به طور خلاصه قدمت این بندرگاه به سالهای ۱۲۰۰ میلادی برمیگردد. تجارت با آلمانی ها از سال ۱۳۵۰ با تجارت ماهی رونق گرفت. نمای ساختمانها همانطور که اشاره شد به سبب شکل و رنگ آمیزی آنها بسیار زیباست. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ    Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

قسمتی از بازار و همچنین تجارتخانه های قدیم در پشت این ساختمانها قرار دارند که با کوچه های بسیار باریکی از لابه لای این ساختمانها به بندرگاه متصل شده اند. این قسمت از شهر برگن شلوغترین قسمت توریستی شهر است. بازار ماهی قدیم که هم اکنون به محلی برای عرضه غذاهای دریایی تبدیل شده است یکی از مکانهای مورد علاقه گردشگران است. بازار ماهی قدمتی متجاوز از ۷۰۰ سال قدمت دارد. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

یکی از جذابیتهای شهر برگن صعود به بالای کوه Floyen است. راحتترین راه، استفاده از فونیکولار یا Cable Car است. این وسیله که شبیه به یک واگن قطار با ظرفیت حدود ۹۰ نفر است توسط یک کابل فلزی قدرتمند از روی یک ریل آهنی به بالای کوه کشیده می شود. تصور می کنم که تقریبا ارتفاع این کوه در ایستگاه بالایی حدود ۳۰۰ متر باشد. این مسیر تقریبا ۱۰ دقیقه طول می کشد. بلیط رفت و برگشت آن برای بزرگسالان ۱۴۰ کرون است. در بالای کوه نمای بسیار زیبایی از شهر و بندرگاه برگن را می توانید ببینید. چند کافه، رستوران و محوطه بازی برای بچه ها در این مکان ساخته شده است. چند مسیر پیاده روی هم طراحی شده و در صورتی که زمان کافی در اختیار داشته باشید حتما توصیه می کنم که یکی از آنها را امتحان کنید. در همین محوطه چندین راس بز رها سازی شده که سرگرمی بسیار خوبی برای کودکان و گردشگران هستند. هرکدام از این بزها اسم دارند و در چند جای مختلف از محوطه، تصویر بزها با اسمشان ثبت شده است.  تعدادی از بچه های دبستانی و حتی مهدکودکی را دیدم که با مربیان خود به این محل آمده بودند. از کوله پشتی ها و لباسهای آنها مشخص بود که برنامه ریزی منسجم برای آموزش  و تعامل با طبیعت دارند. در صورت تمایل می توان از مسیری که برای پیاده روی در نظر گرفته شده از کوه پایین آمد که تقریبا به ۴۵ دقیقه زمان نیاز دارد. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

یکی دیگر از مکانهای دیدنی در برگن، پارک مرکزی شهر است که به راحتی از نزدیک اسکله با کمتر از ده دقیقه پیاده روی می توان به آن رسید. هسته اولیه این پارک‌ در سال ۱۸۶۵ ایجاد شد در حال حاضر  یک استخر بزرگ مرکزی دارد و در اطراف آن چند ساختمان اصلی شهر از جمله کتابخانه عمومی برگن، تالار تئاتر شهر، موزه هنر وستلند و ساختمان تلگراف قرار دارند. پاویون موسیقی، بنای چند ضلعی است که در وسط پارک ساخته شده است و گل آرایی بینظیری دارد.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

 چندین مجسمه در این پارک از مجسمه سازان به نام نروژی قرار داده شده است که معروفترین آنها مجسمه ویولن نواز نروژی به نام  اوله بورنمن بول است. به همین خاطر به این منطقه اوله بول نیز گفته می شود و در اطراف آن فروشگاهها و رستورانهای متعددی احداث شده است. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

از دیگر مکانهای دیدنی این منطقه بنای یادبود ملوانان است که در میدان اصلی شهر و انتهای خیابان Torgallmenningen قرار دارد و  برای ادای احترام به ملوانان نروژی که در طول اعصار کمک شایانی به کشور کرده اند توسط مجسمه ساز نروژی به نام Dyre Vaa در سال ۱۹۵۰ ساخته شده است و بازتابی هنری- تاریخی در رابطه با دیرینه نروژ و ارتباط آن با عنصر آب و دریاست. این بنا تقریبا ۷ متر ارتفاع دارد و به شکل مکعب است. دارای 12 مجسمه برنزی و چهار تابلوی برجسته است، مجسمه‌ها در چهار جهت  اصلی(هر طرف سه مجسمه) قرار دارند که هر جهت نشان دهنده دوره متفاوتی از تاریخ دریایی نروژ است. سمت غرب، ماجراجویان عصر وایکینگ‌ها را به تصویر می‌کشد که به‌خاطر تصویر مسلحانه‌شان با شمشیر و نیزه‌ای بزرگ قابل توجه است. ضلع شمالی دریانوردان اوایل دوران مدرن (قرن 17 و 18) را نشان می دهد، ضلع شرقی دارای دریانوردان قرن 19 است و ضلع جنوبی نشان دهنده دریانوردان قرن بیستم است. هر گروه به طور نمادین به طبقات اجتماعی تقسیم می شود: فقیر و خدمتکار، طبقات متوسط ​​و نخبگان.

پانل های برجسته لایه ای از عمق روایت را اضافه می کنند و خطرات واقعی دریایی را با عناصر اسطوره ای و معنوی در هم می آمیزند. آنها صحنه های مختلف تاریخی و تمثیلی، از جمله کشتی های بلند وایکینگ ها، برخورد با بومیان آمریکایی که نماد سفرهای دوردست هستند، و تصاویر مدرن تر مانند صحنه های صید نهنگ و نمایش ملوانان گم شده در دریا را به تصویر می کشند. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

در آنسوی بندرگاه قدیمی، قلعه برگن قرار دارد که چند ساختمان سنگی قدیمی هنوز در محوطه آن وجود دارد که تحت نظر ارتش نروژ است. داخل محوطه قلعه بیشتر شبیه به یک محوطه پارک مانند است و چیز خاصی ندارد.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

 ما تقریبا ۸ ساعت را در منطقه قدیمی برگن گذراندیم. هنگامی که برای برداشتن اتومبیل به پارکینگ مراجعه کردیم متوجه شدیم دستگاهی که در پارکینگ برای پرداخت پول وجود دارد، کار نمی کند و کنار آن نوشته شده که از طریق وب سایتی که آدرس آن در کنار دستگاه پرداخت نوشته شده است، پرداخت انجام گردد. علی رغم تلاشی که کردیم موفق نشدیم تا از طریق آن وبسایت پرداخت را انجام دهیم. حتی از یک نروژی خواستیم تا این کار را برای ما انجام دهد چون فکر کردیم شاید در تبدیل زبان وبسایت از نروژی به انگلیسی ممکن است قسمتی کار نکند و به همین سبب از او کمک خواستیم که نهایتا نشد. و ما بدون پرداخت، پارکینگ را ترک کردیم تا بعدا جریمه اش را بپردازیم!

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

در مسیر به سمت هتل، از یک ساختمان با معماری متفاوت که اقامتگاه رسمی پادشاه در برگن است دیدن کردیم. این اقامتگاه که Gamlehaugen نام دارد متعلق به کریستین میکلسن نخست وزیر اسبق نروژ بود که در سال ۱۹۲۵ مرد. شکل ظاهری آن شبیه قصرهای فرانسوی- اسکاتلندی است و مشخصات یک دژ-قلعه قرون وسطایی را دارد. متاسفانه امکان بازدید از داخل آن وجود نداشت ولی محوطه اطراف آن بسیار زیبا طراحی شده است و می توان چند ساعتی را در کنار یک آبدره و پارک آن گذراند. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

 

روز ششم، سه شنبه ۲۰ آگوست:

صبح برگن را به سمت شهر Voss ترک کردیم. هوا ابری ـ بارانی بود و این موضوع سبب شده بود که طبیعت زیبایی های بیشتری را به ما نشان دهد. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

 شهر Voss به پایتخت فعالیتهای ماجراجویانه در نروژ مشهور است. در مرکز این شهر کوچک یک دریاچه وجود دارد که معمولا ورزشهای آبی در آن انجام می شود. اتومبیل را در مجاور کلیسا جامع شهر پارک کردیم و قدم زنان تا کنار دریاچه رفتیم. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

چون هوا بارانی بود، کسی را در دریاچه ندیدیم. این شهر یک تله کابین دارد که علاقمندان به اسکی و ورزشهای زمستانی را تا ارتفاعات و پیستهای اسکی بالا می برد. این تله کابین دو ایستگاه دارد. ما سوار تله کابین شدیم و به ایستگاه آخر رفتیم. این تله کابین که به آن گوندولا هم می گویند، بزرگترین و مدرن‌ترین گوندولای کوهستانی در شمال اروپا است که مرکز شهر ووس را به قله کوه هانگرن (Hangurstoppen) در ارتفاع ۸۲۰ متر از سطح دریا متصل می‌کند. مدت زمان سفر با این گوندولا کمتر از ۹ دقیقه است و منظره‌ای پانوراما از شهر ووس، دریاچه ونگسواتنت و کوه‌های اطراف را در اختیار مسافران قرار می‌دهد. در فصل زمستان این محل به چند پیست اسکی که در جهت های مختلفی هستند متصل است. یک هتل-رستوران مدرن در اینجا وجود دارد که در همه فصول باز است و به مشتریان خدمات می دهد. محوطه داخلی رستوران بسیار تمیز و شیک است. خیلی سعی کردم که بتوانم خدمات این محل را با ایستگاه پنجم توچال مقایسه کنم ولی به راستی نکته قابل توجه ای پیدا نکردم. ما کمی در اطراف این محل گردش کردیم و با تله کابین همین مسیر را برگشتیم. هر چند حدود یک ساعت را در این محل گذراندیم ولی از تله کابین سواری و مشاهده مناظر زیبا لذت بردیم. کابینهای این تله کابین بسیار بزرگ بودند و قابلیت حمل ۳۴ مسافر را داشتند. در داخل کابینها مکانهایی برای حمل وسایل اسکی تعبیه شده بود حتی در برخی از کابینها محلهای خاصی برای قرار دادن دوچرخه هم در نظر گرفته شده بود. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

شهر Voss بسیار شهر توریستی است و انواع و اقسام فعالیتهای ماجراجویانه از زیپ لاین گرفته تا اسکای دایوینگ و اسکی کوهستان در آن انجام می شود. در فرصت کوتاهی که در شهر داشتیم، ناهار را صرف کردیم، از کلیسا داخل شهر دیدن کردیم و به سمت آبشار معروف Tvindefossen که یک آبشار پلکانی به ارتفاع ۱۱۰ متر است حرکت کردیم. حجم آب این آبشار بسیار زیاد است به طوری که هنگام نزدیک شدن به آن بخاطر قطرات ریز آب تقریبا خیس می شوید. این آبشار در ۱۲ کیلومتری شهر Voss قرار دارد و برای بازدید از آن ۱۵ دقیقه کافی است. بازدید از آن رایگان است.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

ما ناهار را در یک پیتزا فروشی که توسط چند جوان عرب اداره می شد صرف کردیم و مسیر را از میان مناطق کوهستانی و سرسبز با آبشار هایی که از ارتفاعات سرازیر بودند ادامه دادیم تا به روستای Gudvangen رسیدیم.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

 این روستا در کنار یک آبدره قرار دارد.  این آبدره که Naeroyfjord نام دارد باریکترین آبدره جهان است و در لیست میراث جهانی به عنوان یک اثر طبیعی با خصوصیات منحصر به فرد به ثبت رسیده است. روستای Gudvangen در منتهی الیه غربی و روستای Flam در غرب این آبدره قرار دارند. خود این آبدره به یک آبدره دیگر به نام  Sognefjord می پیوندد که تا دریا بیش از ۲۰۰ کیلومتر فاصله دارد و یکی از طویلترین آبدره های جهان است. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

گردشگران معمولا با کشتی های تفریحی که به همین منظور وجود دارند طول آبدره Naeroyfjord  از Gudvangen به Flam یا بالعکس را می پیمایند. این مسیر طوری طراحی شده که یک طرف را با کشتی و مسیر برگشت با اتوبوس طی می شود. به راستی سفر به نروژ بدون تجربه کشتی یا قایق سواری در این آبدره کامل نخواهد بود.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

 

حدود ساعت ۴ به بندرگاه رسیدیم. خوشبختانه یکی از این کشتی های تفریحی مشغول پیاده کردن مسافرهایش بود. ما هم از فرصت استفاده کردیم. بلیط کشتی را خریدیم و سوار شدیم. همانطور که قبلا گفتم این آبدره بسیار باریک است و از دیواره های صخره ای و کوههای اطراف آن آبشارهای متعددی به داخل آبدره جریان دارند. منطقه کلا جنگلی و سبز است و طبق نوشته های موجود در برخی از مواقع سال می توان فک های دریایی را هنگام آفتاب گرفتن بر روی صخره ها و همچنین بزهای کوهی را در این منطقه رویت کرد که البته ما ندیدیم. این سفر آبی بسیار لذت بخش و زیبا، حدود ۲ ساعت طول می کشد. البته کشتی های کروز غول پیکر هم در این نواحی تردد دارند. بعد از رسیدن به روستای Flam بلافاصله سوار بر اتوبوس شدیم و به روستای Gudvangen برگشتیم. بیشتر طول این مسیر از یک تونل بسیار طویل تشکیل شده و کلا کمتر از ۲۰ دقیقه زمان می برد تا به مقصد برسید.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

اتومبیل را سوار شدیم و مسیر را به سمت شهر کوچک Laerdal ادامه دادیم. ابتدا به روستای Flam‌ رسیدیم و از کنار فیورد بعد از عبور از روستای Aurland وارد یک مسیر کوهستانی پرپیچ و خم شدیم. جاده بسیار باریک بود ولی همواره منظره بسیار زیبایی به آبدره داشت. بعد از ۵ کیلومتر به سکویی که برای تماشای آبدره Naeroyfjord ساخته اند رسیدیم. هوا بارانی بود و سطح ابر هم پایین آمده بود ولی از این سکو که ارتفاع آن از سطح دره حدود ۶۵۰ متر است منظره بسیار زیبایی از زبانه های متعدد این آبدره زیبا را می توان مشاهده کرد. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

در ادامه این جاده کوهستانی که در بسیاری از قسمتهایش بسیار باریک می شود از یک گردنه عبور کردیم که در این زمان از سال هنوز برف داشت.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

شهر Laerdal دهکده ای کوچک در یکی دیگر از زبانه های انتهایی آبدره Sognefjord است. محل اقامت ما در یک ساختمان ویلایی با دو اتاق خواب بود که کلید آن در صندوقچه کوچکی بود که رمز آن توسط صاحب خانه برای ما ایمیل شده بود.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

روز هفتم، چهارشنبه ۲۰ آگوست: 

ابتدا در این دهکده که بیشتر به نظر می آید یک دهکده ییلاقی برای پولدارها است، کمی گردش کردیم. به راستی موقعیت جغرافیایی این دهکده سبب شده تا مناظر بسیار زیبایی داشته باشد. از یک سو با کوههای بلند، آبشارهای متعدد و از سوی دیگر با آبدره ای بسیار زیبا احاطه شده است. کلیسا چوبی داخل این شهرک معماری جالبی داشت که چند عکس از آن گرفتیم و این شهر زیبا را ترک کردیم. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

کمی که مسیر را ادامه دادیم به یک دوراهی رسیدیم که یک طرف آن از طریق یک تونل طویل به روستای Flam میرسید و اینجا بود که متوجه شدم برای آمدن به دهکده لاردال نیازی نبوده تا از آن جاده بسیار باریک و گردنه خطرناک عبور کرد. البته مسیر ما از راه دیگر به سمت شهر Gol ادامه پیدا کرد. کلیسا چوبی Borgund در مسیر ما قرار داشت و تبعا از آن نیز بازدید کردیم قدمت این کلیسا به قرن ۱۲ برمی گردد و مثل سایر کلیساهای مشابه آن فقط از چوب ساخته شده است. یک کلیسا جدید هم در کنار آن بعدا در سال ۱۸۶۸ احداث شده است.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

در ادامه مسیر به مناطق مرتفعتر نزدیک شدیم و کم کم پوشش گیاهی به پوشش گیاهی مناطق استپی تغییر پیدا کرد. درختچه های کوتاه و همچنین علفزارهای ویژه مناطق استپی کم کم جای مناطق جنگلی و درختان بلند را گرفتند. حتی در این فصل سال هم کاملا هوا سرد بود و باد سرد می وزید.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

 در این مناطق کوهستانی تابلوهای متعددی که راهنمای پیست های اسکی بود نمایان می شد. یکی از این مناطق شهر کوچک Hemsedal بود که به نظر پیست اسکی معروفی دارد. با توجه به بارشهای روزهای اخیر از بیشتر ارتفاعات این منطقه آبشارهای فصلی متعددی جریان داشت.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

شهر Gol یکی از مقاصدی است که مورد توجه اسکی بازان قرار دارد. وسعت شهر کوچک است ولی در همین چند خیابان کوچکی که دارد فروشگاههای ورزشی متعدد که لوازم اسکی و کوهنوردی می فروشند کاملا به چشم می آید. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

ما ناهار را در یک رستوران خوب در این شهر خوردیم و سپس به سمت اسلو ادامه مسیر دادیم. بیشتر مسیر از مناطق مرتفع و از کنار دریاچه های کوهستانی می گذشت. ما چندیم بار مجبور شدیم تا توقف کنیم تا بتوانیم از مناظر پیش رو لذت ببریم. یکی از مناظر جالب که دیدیم، کلبه ای چوبی بود که دو درخت کاج از وسط آن رشد کرده بود. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

حدود ساعت ۶ به شهر اسلو وارد شدیم و چون هنوز فرصت کافی داشتیم، تصمیم گرفتیم تا قسمتهایی از شهر را ببینیم. شاید یکی از معروفترین جاهای شهر اسلو، ساختمان اپرا و موزه Munch است که در کنار بندرگاه قدیمی و در مجاورت منطقه مدرن معروف به “بارکد” قرار دارد. ساختمانهای منطقه بارکد اکثرا به سبک مدرن ساخته شده اند و همچنین چندین برج و مجموعه تفریحی، رستوران و کافی شاپ در این منطقه احداث شده است.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

  ما اتومبیل را در یک پارکینگ عمومی نزدیک این محل پارک کردیم. ابتدا به موزه رفتیم که به ما گفتند که تا ساعت ۷:۳۰ تمام بلیط ها فروخته شده است. ما هم بلیط را تهیه کردیم و به سمت ساختمان اپرا که در کنار موزه قرار دارد حرکت کردیم. ساختمان اپرا معماری بسیار خاصی دارد و از این نظر شهرت جهانی دارد.

ساختمان اپرای اسلو (Oslo Opera House) یکی از نمادهای معماری مدرن نروژ و یکی از مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری شهر اسلو و محل استقرار اپرا و باله ملی نروژ است. این ساختمان در کنار آب‌های بندرگاه اسلو قرار گرفته و طراحی آن الهام گرفته از تلاقی هنر، طبیعت و فرهنگ است. از ویژگی های برجسته آن طراحی معماری خاص آن است که در سال ۲۰۰۸ توسط شرکت معماری نروژی Snøhetta انجام شده است. نمای بیرونی ساختمان از سنگ مرمر سفید و گرانیت ساخته شده که نمادی از یخچال‌های طبیعی نروژ است. سقف ساختمان به گونه‌ای طراحی شده که به شکل یک سطح شیب‌دار تا روی آب امتداد دارد و بازدیدکنندگان می‌توانند روی آن قدم بزنند و از منظره شهر و بندر لذت ببرند. فضای داخلی از چوب بلوط ساخته شده که حس گرما و صمیمیت را به بازدیدکنندگان منتقل می‌کند. طراحی ساختمان به گونه‌ای است که افراد می‌توانند به راحتی به آن دسترسی داشته باشند و حتی بدون خرید بلیت، از فضای باز و معماری آن لذت ببرند. ما تقریبا یکساعت را به بازدید از این ساختمان اختصاص دادیم و از فراز آن از منظره زیبای بندرگاه اسلو در هنگام غروب لذت بردیم. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

حدود ساعت ۷:۳۰ به موزه مونش برگشتیم. 

موزه مونش (Munch Museum) یکی از مهم‌ترین موزه‌های نروژ و یکی از مقاصد گردشگری برجسته در اسلو است. این موزه به افتخار ادوارد مونش (Edvard Munch)، نقاش مشهور نروژی و خالق آثار بی‌نظیری همچون جیغ، تأسیس شده است. این موزه دارای بزرگ‌ترین مجموعه آثار مونش در جهان است که شامل بیش از 28,000 اثر هنری از جمله نقاشی‌ها، طراحی‌ها، چاپ‌ها و عکس‌ها است. آثار برجسته‌ای مانند جیغ (The Screamمدونا (Madonna)، و رقص زندگی (The Dance of Life) در این موزه نگهداری می‌شوند و این امکان برای بازدیدکنندگان وجود دارد که از نزدیک این آثار را ببینند و حتی با آنها عکس بیاندازند.  ساختمان موزه که توسط شرکت اسپانیایی Estudio Herreros طراحی شده است، نمایی بلند و خمیده دارد که نمادی از تغییر و حرکت است. این بنا با استفاده از مصالح پایدار ساخته شده و چشم‌اندازی فوق‌العاده به بندرگاه اسلو و اپرای اسلو ارائه می‌دهد. موزه دارای 13 طبقه است و شامل گالری‌های نمایشگاه، فضاهای آموزشی، کتابخانه، کافه، و رستوران می‌شود. بخش‌هایی از موزه به برگزاری نمایشگاه‌های موقت، فیلم‌های مستند، و فعالیت‌های تعاملی اختصاص دارد.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

آثار مونش علاوه بر هنری بودن، منعکس‌کننده احساسات و چالش‌های زندگی او هستند. بازدیدکنندگان می‌توانند از طریق آثار و نمایشگاه‌ها، به عمق افکار و دنیای مونش نزدیک شوند.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

نکته جالب این است که ادوارد مونش در وصیت‌نامه‌اش، تمامی آثار و دارایی‌های هنری خود را به شهر اسلو اهدا کرد که اساس تأسیس این موزه شد. این موزه نمادی از قدردانی نروژ از یکی از بزرگ‌ترین هنرمندان تاریخ خود است. بازدید از این موزه حداقل به سه ساعت زمان نیاز دارد و یکی از مهمترین مکانهای اسلو برای توریستها است. در زمان حضور ما، بازدید از موزه رایگان بود. 

در کنار بندرگاه به یکی از تفریحات رایج در منطقه اسکاندیناوی که شنا در آب سرد است، برخوردم. تعدادی کابین چوبی در داخل دریا ساخته شده و معمولاً به نام “floating sauna” (سونا شناور) یا “bathing cabins” (کابین‌های حمام) شناخته می‌شوند. در برخی مناطق خاص، به آنها “cold water cabins” یا “sea cabins” هم گفته می‌شود. این کابین‌ها به طور خاص برای استفاده در فصول سرد طراحی شده‌اند و گردشگران یا محلی‌ها می‌توانند وارد آنها شوند، سپس از طریق یک مسیر یا پل به دریا دسترسی پیدا کنند و در آب سرد شنا کنند. این نوع شنا کردن در آب‌های سرد به ویژه در کشورهای اسکاندیناوی بسیار محبوب است و به عنوان یک فعالیت سلامتی و چالش برانگیز شناخته می‌شود. از جمله فواید شنا در آب سرد، تقویت سیستم ایمنی بدن و افزایش گردش خون است.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

 

روز هشتم، پنجشنبه ۲۱ آگوست:

هوا بارانی و کمی سرد بود. به سمت موزه Fram حرکت کردیم. موزه Fram یکی از برجسته‌ترین موزه‌های جهان در حوزه اکتشافات قطبی است که در شبه‌جزیره بیگدوی (Bygdøy) شهر اسلو قرار دارد. پارکینگ موزه کمی با موزه فاصله دارد و چون هوا کمی بارانی بود مجبور شدم بچه ها را در نزدیک در اصلی موزه پیاده کنم و چون تعدادی از موزه ها و فروشگاههای داخل شهر فقط کارت اعتباری قبول می کنند، کارت اعتباری را به آنها دادم و بعد به پارکینگ برگشتم. اتومبیل را پارک کردم و برای پرداخت  پول پارکینگ به دستگاه نصب شده در آنجا مراجعه کردم. متوجه شدم که این دستگاه فقط سکه و کارت اعتباری قبول می کند. کارت اعتباری را که به بچه ها داده بودم و سکه هایی که داشتم فقط برای ۵۵ دقیقه کفایت می کرد. ناچار سکه ها را استفاده کردم و به سرعت به موزه برگشتم. خوشبختانه بلیتهای ورودیه خریداری شده بودند و وارد موزه شدیم. ساختمان موزه یک سازه سه طبقه است که به نظر می رسد، دور تا دور یک کشتی قدیمی ساخته شده است. بهتر است کمی درباره این موزه و اهمیت آن توضیح مختصری دهم.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

 

موزه Fram داستان سفرهای جسورانه و تاریخی به قطب شمال و جنوب را روایت می‌کند و نقش نروژ را در این اکتشافات برجسته می‌کند. این موزه نام خود را از کشتی تاریخی Fram گرفته است که در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم برای اکتشافات قطب شمال و جنوب استفاده شد. کشتی Fram که به معنی “پیشرو” است، در سال 1892 توسط معمار مشهور کشتی‌سازی، کولین آرچر طراحی و ساخته شد. این کشتی چوبی به‌طور خاص برای مقاومت در برابر یخ‌بندان‌های قطبی طراحی شده و به گونه‌ای ساخته شده بود که یخ‌ها به جای شکستن کشتی، آن را بالا ببرند. این کشتی توسط کاپیتان‌های برجسته‌ای چون فریتیوف نانسن، اوتو سوردرپ و رائول آمونسن در سفرهای مختلف به کار گرفته شد و به عنوان مقاوم‌ترین کشتی چوبی برای یخ‌بندان شناخته می‌شود.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

بخش‌های مختلف موزه Fram:

  1. کشتی Fram: بازدیدکنندگان می‌توانند روی عرشه قدم بزنند و وارد کشتی شوند تا با فضای داخلی آن، شامل کابین خدمه، انبارها و ابزارهای مورد استفاده در مأموریت‌ها آشنا شوند. طراحی کشتی و تجهیزاتی که برای زنده‌ماندن در دمای منفی ۶۰ درجه استفاده می‌شده، واقعاً تأثیرگذار است.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

  1. نمایشگاه‌های تاریخی: این بخش شامل نقشه‌ها، تصاویر، ابزارهای ناوبری، لباس‌های مخصوص سفرهای قطبی، و نامه‌های کاشفان است. همچنین اطلاعات جامعی درباره چالش‌های فیزیکی و روانی کاشفان در شرایط دشوار یخی ارائه می‌شود.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

  1. نمایشگاه تعاملی: یکی از جذاب‌ترین بخش‌های موزه، تجربهٔ تعاملی آن است. شما می‌توانید شبیه‌سازی شرایط آب‌وهوایی قطب‌ها را تجربه کنید، جایی که دما به زیر صفر کاهش می‌یابد. این تجربه حس واقعی سختی‌های اکتشافات قطبی را القا می‌کند.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

  1. اطلاعات درباره مأموریت‌های قطبی:
    • در موزه اطلاعاتی درباره تفاوت‌های قطب شمال و جنوب، حیات‌وحش این مناطق، و تأثیر تغییرات اقلیمی بر یخ‌های قطبی ارائه می‌شود.
    • همچنین، جزئیات مأموریت‌های کاشفان نروژی دیگر مانند رواولد آمونسن و نقش نروژ در تاریخ اکتشافات قطبی توضیح داده شده است.
  2. سینمای موزه: فیلم‌های مستند کوتاهی درباره اکتشافات قطبی و کشتی Fram در سالن موزه نمایش داده می‌شود. این فیلم‌ها روایت‌های زنده‌ای از ماجراجویی‌های تاریخی ارائه می‌دهند.

شاید به جرات بتوان گفت که این موزه مکان بسیار آموزنده‌ای برای کسانی است که به تاریخ اکتشافات و شجاعت کاشفان قطبی علاقه دارند.

یکی از جالبترین و هیجان انگیزترین داستانهای قطب مربوط می شود به مسابقه ای که برای فتح قطب جنوب بین آمونسن نروژی و اسکات آمریکایی رخ داد. در اینجا مایلم که خلاصه ای از این واقعه را در اینجا بیاورم:

آغاز رقابت

  • آمونسن در ابتدا قصد داشت به قطب شمال سفر کند، اما پس از اینکه رابرت پری اعلام کرد به قطب شمال رسیده است، تصمیم گرفت مسیر خود را تغییر داده و به فتح قطب جنوب بپردازد. او این تصمیم را مخفی نگه داشت تا رقابت خود را علنی نکند.
  • اسکات که قبلاً در سال 1901 تا 1904 به قطب جنوب سفر کرده بود، برنامه‌ای دقیق برای بازگشت به این منطقه و فتح قطب جنوب در سال 1910 ترتیب داده بود.

مسیر و برنامه تیم‌ها

تیم آمونسن:

  • آمونسن پایگاه خود را در خلیج نهنگ‌ها (Bay of Whales) نزدیک به قطب جنوب بنا کرد.
  • او از سگ‌های سورتمه‌ای، تجهیزات سبک، و مسیر کوتاه‌تر استفاده کرد.
  • تجهیزات پیشرفته‌تر و لباس‌های مناسب‌تر تهیه کرده بود که از تجربیات اسکیموهای قطب شمال الهام گرفته شده بود.

تیم اسکات:

  • اسکات پایگاه خود را در کوهستان راس (Ross Ice Shelf) بنا کرد.
  • او از اسب‌های سیبری، سورتمه‌های موتوری (که خراب شدند) و انسان‌هایی که بارها را می‌کشیدند استفاده کرد.
  • تجهیزات و لباس‌های سنگین‌تر و ناکارآمدتری داشت.

رسیدن به قطب جنوب

  • تیم آمونسن در 14 دسامبر 1911 به قطب جنوب رسید و پرچم نروژ را در آنجا برافراشت. او با موفقیت و بدون تلفات به پایگاه بازگشت.
  • تیم اسکات در 17 ژانویه 1912، یعنی 33 روز پس از آمونسن به قطب جنوب رسید و متوجه شد که آمونسن پیش از آنها به این هدف دست یافته است.

بازگشت تراژیک تیم اسکات

  • در مسیر بازگشت، تیم اسکات با شرایط سخت آب‌وهوایی، کمبود غذا و یخ‌زدگی شدید مواجه شد.
  • یکی از اعضای تیم به نام لارنس اوتس با آگاهی از وخامت وضعیت خود داوطلبانه از چادر خارج شد و در برف ناپدید شد تا بقیه شانس بیشتری برای زنده ماندن داشته باشند. او جمله معروفی گفت: «فقط بیرون می‌روم و شاید کمی طول بکشد.»
  • اسکات و سایر اعضای تیم در نهایت در مارس 1912 از سرما و گرسنگی جان باختند. جسد آنها چند ماه بعد توسط تیم جستجو پیدا شد.

دلایل موفقیت آمونسن و شکست اسکات

  1. تجهیزات: آمونسن از سگ‌های سورتمه‌ای و لباس‌های مناسب‌تری استفاده کرد، در حالی که اسکات از اسب‌هایی که توان تحمل سرمای شدید را نداشتند و لباس‌های سنگین بهره برد.
  2. برنامه‌ریزی: آمونسن مسیر کوتاه‌تری را انتخاب کرد و برنامه‌ریزی دقیقی برای ذخایر غذا داشت.
  3. تجربه: آمونسن تجربیات ارزشمندی از سفرهای قطب شمال داشت و از دانش اسکیموها بهره برد.

نتایج تاریخی

  • پیروزی آمونسن او را به یکی از بزرگ‌ترین کاشفان تاریخ تبدیل کرد.
  • هرچند اسکات شکست خورد و جان باخت، اما داستان او به عنوان نمادی از شجاعت و تلاش بی‌پایان در فرهنگ بریتانیا باقی ماند.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

ما تقریبا دو ساعت را در موزه گذراندیم. وقتی به پارکینگ برگشتیم مامور کنترل را دیدبم که داشت از پارکینگ خارج می شد. وقتی سوار اتومبیل شدیم با قبض جریمه که زیر برف پاکن بود مواجه شدیم. همان موقع تصمیم گرفتم که جریمه ۳۵ یورویی را بپردازم. اما بنا به اطلاعاتی که در قبض بود نتوانستم لینک یا سایت مورد نظر را پیدا کنم. هنوز از پارکینگ خارج نشده بودم که با همان مامور روبرو شدم. او هم آدرس وبسایتی را که در پشت قبض بود به من نشان داد. آن روز که نتوانستم قبض را پرداخت کنم. در روزهای بعد که در منزل یکی از آشنایان در سوئد بودم هم علی رغم تلاش او نتوانستیم قبض را پرداخت کنیم و نهایتا چند هفته بعد به همان وبسایت ایمیل زدم و از آنها خواستم که لینک پرداخت را برای من بفرستند و به این طریق مشکل پرداخت جریمه حل شد.

مقصد بعدی ما بازدید از مرکز شهر اسلو بود. ابتدا به سمت میدان و ساختمان شهرداری که به اسم Radhus city hall مشهور است رفتیم. بارش شدید باران سبب شد که فرصت کافی برای مشاهده این بنا که به صورت یک ساختمان آجری قرمز رنگ با دو برج بلند است، نداشته باشیم. بر روی برج غربی یک ساعت بزرگ نصب شده که از دور قابل مشاهده است. در فضای خارجی ساختمان، یک سری نقوش و حکاکی‌های سنگی قرار دارد که اسطوره‌های اسکاندیناوی و داستان‌های فولکلور نروژ را به نمایش می‌گذارد. همچنین در کنار پله‌های ورودی اصلی، مجسمه‌هایی از شخصیت‌های افسانه‌ای نروژ مانند ثور و والکیری‌ها دیده می‌شود. این ساختمان در سال ۱۹۵۰ گشایش یافت. هر ساله در 10 دسامبر، مراسم اهدای جایزه صلح نوبل در سالن اصلی این ساختمان برگزار می‌شود. این مراسم یکی از مهم‌ترین رویدادهای بین‌المللی است و ساختمان شهرداری اسلو را به نقطه توجه جهانی تبدیل می‌کند. در اطراف ساختمان مجسمه‌هایی از هنرمندان مشهور نروژی قرار دارد که اغلب موضوعاتی از طبیعت و زندگی مردم نروژ را به تصویر می‌کشند.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

قلعه Akershus فاصله کمی با ساختمان شهرداری دارد و به راحتی می توان از کنار بندرگاه، قدم زنان به آن رسید. این قلعه یکی از قدیمی‌ترین و مهم‌ترین بناهای تاریخی شهر اسلو و نروژ است که به‌عنوان یک دژ دفاعی، اقامتگاه سلطنتی و زندان تاریخی استفاده شده و در کرانه Oslofjord ساخته شده و چشم‌اندازی زیبا به بندر اسلو دارد. از نظر تاریخی این قلعه در سال ۱۲۹۹ به دستور پادشاه هاکون پنجم ساخته شد و هدف از ساخت آن دفاع در برابر حملات خارجی، به‌ویژه حمله سوئدی‌ها، بود. در قرن ۱۷ قلعه به دستور شاه کریستین چهارم بازسازی و به یک کاخ به سبک رنسانس تبدیل شد و بالاخره در دوره جنگ جهانی دوم، آلمانی‌ها این قلعه را در جریان اشغال نروژ تصرف کردند و به‌عنوان مقر نظامی و زندان از آن استفاده کردند. در این دوره اعدام‌هایی نیز در این مکان صورت گرفت.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

قلعه با دیوارهای بلند و برج‌های دفاعی مستحکم طراحی شده که یادآور معماری نظامی قرون وسطایی است. یک کلیسا درون قلعه ساخته شده و یکی از بخش‌های زیبا و تاریخی آن به شمار می‌رود. مقبره چند پادشاه نروژ نیز در این کلیسا قرار دارد.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

برای صرف ناهار به منطقه Aker Bryyge برگشتیم. این منطقه در مجاورت بندرگاه قدیمی قرار دارد و بیشتر بخاطر رستورانها و مراکز خرید مشهور است. از دیگر مراکز مهم این محل می توان به موزه ملی و موزه جایزه صلح نوبل اشاره کرد.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

سپس با اتومبیل به سمت Royal Palace که محل زندگی پادشاه است حرکت کردیم. این کاخ در سال ۱۸۴۹ ساخته شده و ۱۷۳ اتاق دارد. ظاهرا هر روز در ساعت ۱۱:۳۰ مراسم تعویض پست نگهبانی سربازها انجام می شود که بازدیدکنندگان زیادی دارد. ما بخاطر بارش باران از این مراسم صرفنظر کردیم و به سمت پارک بسیار مشهور Vigeland رفتیم. پارک مجسمه‌های ویگلند (Vigeland Sculpture Park) یکی از مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری اسلو و بزرگ‌ترین پارک مجسمه‌های جهان است که به طور کامل توسط یک هنرمند، گوستاو ویگلند (Gustav Vigeland)، طراحی و ساخته شده است. این پارک بخشی از Frogner Park محسوب می‌شود و به‌عنوان یکی از شاخص‌ترین مکان‌های فرهنگی نروژ شناخته می‌شود.
این پارک بیش از 200 مجسمه سنگی، برنزی و گرانیتی دارد که زندگی انسانی را در تمامی مراحل، از تولد تا مرگ، به تصویر می‌کشد. مجسمه‌ها احساسات انسانی نظیر عشق، عصبانیت، شادی و اندوه را به شکلی پویا به نمایش می‌گذارند.

مهمترین و مشهورترین بخش هنری این پارک مونولیت (Monolith) نام دارد که از یک ستون 17 متری و 121 فیگور انسانی تشکیل شده است. این مجسمه نمادی از چرخه زندگی و تلاش انسان برای رسیدن به معنویت و تعالی است.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

پل مجسمه‌ها، پلی به طول 100 متر با 58 مجسمه برنزی است. از جمله مجسمه معروف این پل “پسر خشمگین” (Sinnataggen) است که پسری کوچک را در حال خشم نشان می‌دهد. این مجسمه یکی از محبوب‌ترین نمادهای پارک است و به طور سنتی بازدیدکنندگان دست این مجسمه را لمس می کنند و به همین دلیل رنگ دست مجسمه تغییر کرده است.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

فواره ویگلند، با طراحی پیچیده خود نمادی از چرخه زندگی و گذر زمان است. مجسمه‌هایی از مردان و زنان در تعامل با طبیعت در اطراف فواره قرار دارند.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

چرخ زندگی (The Wheel of Life)،  اثر دایره‌ای شکل از چندین فیگور انسانی تشکیل شده است و نمادی از جاودانگی و تداوم زندگی است.

در تاریخچه این پارک آمده است که گوستاو ویگلند در اوایل قرن بیستم طراحی این پارک را آغاز کرد و بیش از 20 سال از زندگی خود را به ساخت و تکمیل آن اختصاص داد. او نه تنها طراحی مجسمه‌ها، بلکه معماری پارک، از جمله مسیرها، ستون‌ها و چیدمان فضای سبز را نیز بر عهده داشت.

بازدید از پارک برای عموم رایگان است و پارک به‌صورت 24 ساعته باز است و در تمامی فصول، زیبایی خاص خود را دارد. حداقل ۲ ساعت برای بازدید از این پارک زمان نیاز است.

روز نهم، جمعه ۲۲ آگوست:

به سمت سوئد حرکت کردیم و در مسیر ابتدا به شهر فردریکستاد (Fredrikstad) که حدودا یکساعت با اسلو فاصله دارد رفتیم. این شهر یکی از زیباترین و تاریخی‌ترین شهرهای نروژ است که در استان ویکن (Viken) در جنوب شرقی این کشور و در نزدیکی مرز سوئد قرار دارد. این شهر در سال 1567 توسط پادشاه فردریک دوم نروژ تأسیس شد و امروزه به دلیل معماری قدیمی، قلعه‌های تاریخی و فضای جذاب کنار رودخانه‌اش به یکی از مقاصد گردشگری محبوب تبدیل شده است. پس از ورود به شهر مستقیما به سمت  Gamlebyen که به معنای «شهر قدیمی» است حرکت کردیم. این منطقه یکی از بهترین نمونه‌های شهرهای مستحکم و قلعه‌ای در اسکاندیناوی است و توسط خندق‌ها و دیوارهای دفاعی احاطه شده و ساختارهای قرون وسطایی خود را به‌خوبی حفظ کرده است. خیابان‌های سنگ‌فرش، خانه‌های چوبی قدیمی و مغازه‌های هنری این منطقه حال و هوایی بسیار جذاب به شهر بخشیده‌اند. توصیه می کنم حداقل یکساعت در داخل بافت مرکزی و همچنین کنار خندق بزرگ پرسه بزنید و به قرون وسطی سفر کنید.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

سپس به سمت شهر مرزی Halden که حدودا در ۳۰ کیلومتری جنوب فردریکستاد قرار دارد حرکت کردیم. این شهر بیشترین شهرت خود را مدیون قلعه ای به نام قلعه فردریکستن است.  این قلعه به دلیل موقعیت استراتژیکش در تاریخ نظامی نروژ نقش حیاتی داشته و همچنین به دلیل منظره فوق‌العاده‌اش از شهر هالدن و مناطق اطراف بسیار محبوب است. ساخت این قلعه در سال 1661 میلادی پس از جنگ‌های بین دانمارک-نروژ و سوئد آغاز شد. این اقدام برای محافظت از نروژ در برابر حملات سوئد صورت گرفت. این قلعه نام خود را از پادشاه فردریک سوم دانمارک-نروژ گرفته است. در طول قرن‌ها، فردریکستن شاهد نبردها و محاصره‌های متعددی بوده است و سوئدی‌ها در سه مرحله به تصرف آن تلاش کردند اما هیچ‌گاه موفق به تسخیر کامل قلعه نشدند. دیوارهای سنگی ضخیم، برج‌های دفاعی و ساختارهای استراتژیک این قلعه نمونه‌ای عالی از معماری نظامی قرون وسطی و اوایل دوران مدرن است.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

 این قلعه به‌خصوص به دلیل کشته شدن پادشاه چارلز دوازدهم سوئد (Karl XII) در جریان حمله به قلعه در سال 1718 میلادی معروف است. محل کشته شدن او با یک یادبود مشخص شده است. قلعه در ارتفاع بالایی قرار دارد و چشم‌انداز زیبایی به شهر هالدن، خلیج و دره‌های اطراف دارد. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

توپخانه قدرتمند این قلعه همواره یکی از نقاط برجسته و مهم این قلعه بود. این توپها انواع مختلفی داشتند. قلعه در ابتدا به توپ‌های چدنی و برنزی مسلح بود که در قرن هفدهم و هجدهم به‌عنوان تسلیحات اصلی قلعه استفاده می‌شدند. این توپ‌ها قابلیت پرتاب گلوله‌های آهنی و سنگی داشتند. برخی از این توپ‌ها دارای کالیبر بزرگ بودند و می‌توانستند گلوله‌های سنگین تا وزن ۱۰ تا ۲۰ کیلوگرم را به مسافت‌های طولانی شلیک کنند. این توپ‌ها برای دفاع از دیوارهای قلعه و پوشش مناطق اطراف نصب شده بودند. به دلیل موقعیت استراتژیک قلعه و نزدیکی به مرز سوئد، برخی توپ‌ها به سمت دره‌های اطراف و مسیرهای احتمالی حمله دشمن مستقر بودند. در بخش‌های داخلی قلعه نیز توپ‌های کوچکتری قرار داشتند که قابلیت جابه‌جایی داشتند و برای مقابله با دشمن در زمان حمله ناگهانی استفاده می‌شدند. علاوه بر توپهای قدیمی،امکان بازدید از چند قبضه توپ نسبتا مدرن که قابلیت چرخش ۳۶۰ درجه را داشتند و از کشور فرانسه در سالهای نخست قرن بیستم خریداری شده بودند، وجود داشت. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

وقتی ما به محوطه قلعه رسیدیم هوا بارانی بود و بالا رفتن از پله ها و همچنین مسیرهای پرشیب آن به علت لغزندگی، آسان نبود. در یکی از این رفت و آمدها پای من لیز خورد و به زمین افتادم. وقتی خواستم دستم را که کمی گلی شده بود تمیز کنم، متوجه شدم که انگشت میانی دست چپ، از بند دوم دچار دررفتگی شده است. چاره ای نبود جز اینکه با تحمل درد ، انگشت را جا بیندازیم. هرچند در روزهای بعد تورم و درد آن بیشتر شد ولی خوشبختانه مشکلی را در ادامه سفر ایجاد نکرد.

بعد از بازدید از قلعه شهر هالدن را ترک کردیم و وارد کشور سوئد شدیم.

ادامه این گزارش را در بخش “سفر به سوئد” دنبال کنید.

 

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

www.kanoonirangardan.ir

af6872@gmail.com

Share

نوشته سفر به اسکاندیناوی- قسمت نخست: نروژ، سرزمین آبدره ها اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%86%d8%ae%d8%b3%d8%aa-%d9%86%d8%b1%d9%88%da%98%d8%8c-%d8%b3%d8%b1%d8%b2/feed/ 3
سفر به بالکان، قسمت چهارم – مونته نگرو https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d9%85-%d9%85%d9%88%d9%86%d8%aa%d9%87-%d9%86%da%af%d8%b1%d9%88/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d9%85-%d9%85%d9%88%d9%86%d8%aa%d9%87-%d9%86%da%af%d8%b1%d9%88/#respond Tue, 18 Jun 2024 15:31:48 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=21259 خلیج کوتور از بهترین بنادر شرقی دریای آدریاتیک است که در کشور مونته نگرو قرار دارد.

نوشته سفر به بالکان، قسمت چهارم – مونته نگرو اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
سفر به بالکان، قسمت چهارم – مونته نگرو

 

در سفر مرداد ۱۴۰۲ به کشورهایی که از تجزیه یوگسلاوی ایجاد شده بودند، از بوسنی و هرزگوین وارد کشور مونته نگرو شدیم و روز بعد این کشور را به سمت کرواسی ترک کردیم. این سفر کوتاه بود ولی تا حدودی ما را با این کشور زیبا آشنا کرد. لذا بهتر دیدم که شرح این سفر یک روزه را با خوانندگان به اشتراک بگذارم.

ابتدا کمی درباره مونته نگرو بیشتر بدانیم:

“کشور مونته نگرو (به معنی کوه سیاه) تقریبا ۱۴ هزار کیلومتر مربع (اندازه استان گیلان) وسعت دارد. پایتخت آن شهر پودگوریتسا است. این کشور از جنوب با آلبانی، از شمال با کرواسی و بوسنی، از شرق با کشور صربستان همسایه است.  مونته نگرو در سال ۲۰۰۶ از کشور صربستان جدا شد. این کشور تقریبا ۷۰۰ هزار نفر جمعیت دارد که یک سوم آن در پایتخت زندگی می کنند.” 

 

گزارش سفر: 

 

۱۸ آگوست ۲۰۲۳:

تقریبا به غروب آفتاب نزدیک می شدیم که کشور بوسنی و هرزگوین را ترک کردیم. در مرزبانی مونته نگرو پاسپورت هایمان را به پلیس مرزی دادیم. افسر مذکور با دیدن پاسپورت ما شروع کرد به تورق دفترچه ای که در کنار دستش بود، من هم که می دانستم دنبال چه می گردد، منتظرش نگذاشتم و به او گفتم که ما با ویزا شنگن وارد کشور مونته نگرو می شویم. او هم بلافاصله دفترچه را کنار گذاشت و ویزاهای ما را در پاسپورت چک کرد و مهر ورود زد. به این ترتیب وارد کشور مونته نگرو شدیم. منطقه همچنان کوهستانی و جنگلی بود بعد از طی نیم ساعت و گذر از یک گردنه کوهستانی کم کم شروع به کم کردن ارتفاع کردیم و کمی بعد منظره بسیار زیبای خلیج کوتور Kotor در جلو چشم ما آشکار شد. فرصت این را پیدا کردیم تا قبل از تاریک شدن کامل ، توقفی در راه داشته باشیم و کمی عکاسی کنیم. کوههای این منطقه صخره ای و از جنس سنگهای رسوبی است، درختها از لا به لای سنگها رشد کرده اند و همین موضوع سبب شده تا پوشش گیاهی خیلی متراکم نباشد.

مونته نگرو، افشین ایران پور

مونته نگرو، افشین ایران پور

 خلیج کوتور به شکل یک T  و یکی از بهترین مقاصد گردشگری در دریای آدریاتیک است. وقتی از ارتفاع به این خلیج نگاه کنید دو جزیره کوچک در وسط آن خود خودنمایی می کند که بعدا درباره آنها صحبت خواهم کرد. دور تا دور این خلیج با شهرها و روستاهای کوچک و بزرگ احاطه شده است. که همین موضوع سبب ترافیک قابل توجه می شود. به هر حال با گذر از برخی از این شهرها به انتهای خلیج و شهر کوتور رسیدیم.

مونته نگرو، افشین ایران پور

 هوا کاملا تاریک بود و هتل ما در ارتفاعات جنوبی شهر قرار داشت. هنگامی که این مسیر پیچ در پیچ کوهستانی را صعود می کردیم، مرتب با منظره زیبای خلیج در شب که همچون انگشتر پر از برلیان درخشان بود، مواجه می شدیم. 

شب را در هتل کوهستانی  Ethno Village St George اقامت کردیم و بابت یک شب به همراه صبحانه  130 یورو پرداخت کردیم.

 

19 آگوست 2023:

بعد صرف یک صبحانه مفصل به سمت پارک ملی Lovcen حرکت کردیم. خوشبختانه هتل ما تنها ۱۰ دقیقه به این پارک ملی فاصله داشت.

در مسیر رسیدن به ورودی پارک مناظر بسیار زیبایی از دریای آدریاتیک، خلیج کوتور و همچنین شهرها و روستاهای این منطقه را مشاهده کردیم. جاده تقریبا تا قله کوه ادامه داشت. بلندترین کوه این منطقه که 1749 متر ارتفاع دارد به نام “کوه سیاه” یا همان مونته نگرو است که اسم کشور نیز از روی همین کوه گرفته شده است.

مونته نگرو، افشین ایران پور

مونته نگرو، افشین ایران پور

 در انتهای جاده ای که به سمت قله کوه Lovcen ادامه دارد میدانچه ای وجود دارد که اتومبیل را در آنجا پارک کردیم. در این پارک مقبره حاکم و شاعر مونته نگرو، پتار دوم پتروویچ نجگوس قرار دارد. برای رسیدن به این مقبره باشکوه می بایست از 461 پله که از پارکینگ تا مقبره ادامه دارد صعود کرد. ساخت این بنا در سال 1951 آغاز شد و در سال 1974 بر روی عموم باز شد.  این کوه نماد ملی کشور مونته نگرو است. 

مونته نگرو، افشین ایران پور

مونته نگرو، افشین ایران پور

مونته نگرو، افشین ایران پور

مونته نگرو، افشین ایران پور

وقتی از در مقبره وارد لابی می شوید دو مجسمه بزرگ جلو شما قرار دارد. مجسمه یک مادر و یک دختر که وزن آنها 7، 5 تن است. 

مونته نگرو، افشین ایران پور

مونته نگرو، افشین ایران پور

در نمای مقبره نجگوس پیکره ای باشکوه از بهترین و مرغوب ترین سنگ به وزن 28 تن و بالای آن یک عقاب خاکستری با بال های باز قرار گرفته است. در پایین دخمه قبر Njegoss در یک تابوت با سنگ مرمر سفید قرار دارد. 

مونته نگرو، افشین ایران پور

مونته نگرو، افشین ایران پور

با کمی پیاده روی به محلی می رسید که منظره ای شگفت انگیز دارد. گفته شده در شرایط آب و هوایی خوب شما قادر خواهید بود علاوه بر خلیج کوتور و دریای آدریاتیک، قسمتهایی از کشور ایتالیا، آلبانی و صربستان را ببینید.

مونته نگرو، افشین ایران پور

مونته نگرو، افشین ایران پور

ورودی این محل ۳ یورو است و تقریبا سه ساعت برای بازدید از این محل لازم است. 

 

تقریبا یک ساعت طول کشید تا از بالای کوه به شهر ساحلی کوتور رسیدیم. بندرگاه این شهر یکی از مقاصد اصلی کشتی های کروز در دریای مدیترانه و آدریاتیک است. معمولا کشتی های عظیم تفریحی صبح زود وارد بندرگاه می شوند و مسافرها تا عصر همان روز فرصت دارند تا در شهر زیبای کوتور گردش کنند و با غروب خورشید شهر را ترک می کنند. 

مونته نگرو، افشین ایران پور

کوتور، شهری است که هنوز استحکامات دفاعی ونیزی و دیوار سنگی دور تا دور آن با قدمت بیش از 11 قرن باقی مانده است. وقتی با دقت از بندرگاه به سمت شهر نگاه کنید آنگاه متوجه عظمت این دیوار که قسمتهایی از آن هنوز بر روی ارتفاعات، سالم باقی مانده اند، جلب توجه می کند. گفته شده که طول این دیوار چهار و نیم کیلومتر بوده است. 

مونته نگرو، افشین ایران پور

مونته نگرو، افشین ایران پور

مونته نگرو، افشین ایران پور

دو دروازه سنگی برای ورود به بافت قدیمی شهر وجود دارد. به آنکه روبروی دریا قرار دارد Sea Gate و به آنکه در کنار رودخانه قرار دارد River Gate می گویند.  چند کلیسا و همچنین برج ساعت از مکانهای دیدنی شهر قدیمی هستند.

مونته نگرو، افشین ایران پور

مونته نگرو، افشین ایران پور

  با ورود به بافت قدیمی با حجم باور نکردنی از توریستها مواجه می شوید که بسیار بیشتر از ظرفیت توریستی این منطقه است. شهر بسیار زیباست ، کوچه ها باریک و سنگفرشی هستند. با کمی قدم زدن در داخل شهر به راحتی در آن گم خواهید شد. 

مونته نگرو، افشین ایران پور

مونته نگرو، افشین ایران پور

مونته نگرو، افشین ایران پور

 موزه گربه ها، یکی از پربازدیدترین مکانهای داخل شهر است. این موزه هر چند بسیار کوچک است و ورودی آن 2 یورو است ولی همیشه پر است از افرادی که به گربه ها علاقه دارند. در داخل موزه تصاویری از گربه هایی که یا متعلق به افراد مشهور بوده اند و یا در فیلمها یا سریالها بازی کرده اند و همچنین گربه هایی که شخصیت کارتونی دارند، به چشم می خورد. در حیاط جلو موزه، چند گربه جا خوش کرده اند و مورد نوازش بازدیدکنندگان قرار می گیرند.  

مونته نگرو، افشین ایران پور

مونته نگرو، افشین ایران پور

طبق اطلاعات موجود تاکنون چندین زلزله بزرگ در این منطقه رخ داده است و صدمه های بسیاری به بافت تاریخی وارد کرده که آخرین آنها در سال ۱۹۷۹ بود. برای بازدید از شهر قدیمی که در لیست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است، حداقل به دو ساعت و نیم زمان نیاز دارید.  

در کنار بندرگاه تورهای خلیج کوتور با قایق های تندرو برگزار می شود که یکی از قسمتهای بسیار هیجان انگیز و خاص سفر به این منطقه می تواند باشد. برنامه این تورهای سه ساعته که نفری ۴۰ یورو هزینه آن است، به این ترتیب است که ابتدا شما را به جزیره ای که روبروی روستای Perast قرار دارد می برند. دو جزیره در این محل قرار دارند، آن که کوچکتر است Sveti Djordje یا جزیره مرگ نام دارد و یک جزیره طبیعی است که ورود به آن امکان پذیر نیست و دیگری که یک جزیره مصنوعی است Gospa od Skrpjela‌نامیده می شود در این جزیره یک کلیسا و همچنین یک مغازه سوغاتی فروشی وجود دارد. معمولا قایق ۲۰ دقیقه در این محل توقف می کند و سپس با گذر از تنگه کوتور وارد خلیج کوتور می شود. 

مونته نگرو، افشین ایران پور

مونته نگرو، افشین ایران پور

مونته نگرو، افشین ایران پور

مونته نگرو، افشین ایران پور

مونته نگرو، افشین ایران پور

مونته نگرو، افشین ایران پور

در قسمت جنوبی این خلیج سه سازه بسیار جالب که پناهگاه زیردریایی ها بوده اند وجود دارد. قایق، شما را به داخل یکی از این پناهگاهها که تقریبا ۱۵۰ متر طول دارند و در زیر کوه ساخته شده می برد. این سازه از جنس بتون است و گفته می شود از طریق تونل به پناهگاههای دیگر مرتبط است. در زمان جنگ سرد از این مکان برای مخفی نگهداشتن زیردریایی ها و همچنین تعمیرگاه آنها استفاده می شد. این پناهگاهها طوری استتار می شوند که چه از طریق دریا و چه از طریق هوا به سختی قابل مشاهده هستند.

مونته نگرو، افشین ایران پور

مونته نگرو، افشین ایران پور

مونته نگرو، افشین ایران پور

مونته نگرو، افشین ایران پور

مونته نگرو، افشین ایران پور

مونته نگرو، افشین ایران پور

 در ادامه با خروج از خلیج کوتور و ورود به دریای آدریاتیک، ابتدا از کنار جزیره Mamula گذشتیم که در حال حاضر یک هتل بسیار مجلل در آن ساخته شده است.

مونته نگرو، افشین ایران پور

بعد به غار آبی رنگ Blue Cave رسیدیم که بخاطر زاویه ورود نور به آب، داخل آن به رنگ آبی فیروزه ای دیده می شود. به دلیل تعداد زیاد قایق هایی که وارد غار می شوند، شنا کردن در این محل توصیه نمی شود. کمی جلوتر این فرصت را داشتیم تا کمی در دریای آدریاتیک شنا کنیم. سپس همین مسیر را به سمت اسکله کوتور برگشتیم.

مونته نگرو، افشین ایران پور

مونته نگرو، افشین ایران پور

بعد از صرف ناهار از جاده کناره به سمت مرز کرواسی حرکت کردیم. از شهرها و روستاهای متعددی مثل دوبروتا، پراست، ریسان و هرتسک نووی عبور کردیم که هر کدام بافت روستایی زیبایی دارند. تقریبا ۱۰ کیلومتر مانده به مرز گرفتار یک ترافیک سه و نیم ساعته شدیم تا به مرزبانی مونته نگرو رسیدیم. مدارک اتومبیل و پاسپورتها را تحویل افسر مربوطه دادم. نگاهی به جلد پاسپورتها انداخت و بلافاصله بدون آنکه آنها را باز کند تحویل من داد و بدون صرف حتی چند ثانیه، گیت خروجی را باز کرد تا از کشور آنها خارج شویم. 

مونته نگرو، افشین ایران پور

 کمتر از دو کیلومتر جلوتر مرزبانی کرواسی قرار دارد که به سرعت مدارک اتومبیل و پاسپورتها را اسکن کردند و به این ترتیب وارد کشور کرواسی شدیم.  

مونته نگرو، افشین ایران پور

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

af6872@gmail.com

www.kanoonirangardan.ir

Share

نوشته سفر به بالکان، قسمت چهارم – مونته نگرو اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d9%85-%d9%85%d9%88%d9%86%d8%aa%d9%87-%d9%86%da%af%d8%b1%d9%88/feed/ 0
سفر به بالکان، قسمت سوم- بوسنی و هرزگوین https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d9%85-%d8%a8%d9%88%d8%b3%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%87%d8%b1%d8%b2%da%af%d9%88%db%8c%d9%86/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d9%85-%d8%a8%d9%88%d8%b3%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%87%d8%b1%d8%b2%da%af%d9%88%db%8c%d9%86/#respond Thu, 13 Jun 2024 13:56:32 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=21207 سفر به کشور بوسنی و هرزگوین،‌ سفر به کشوری است که علی رغم گذر از ناملایمات جنگ داخلی مسیر خود را بر روی ریل ترقی پیدا کرده است.

نوشته سفر به بالکان، قسمت سوم- بوسنی و هرزگوین اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
سفر به بالکان، قسمت سوم- بوسنی و هرزگوین

 

سفر به بوسنی و هرزگوین در ادامه سفر ما از اسلوونی به کرواسی در مرداد سال 1402 (آگوست 2023) انجام شد. 

قبل از شرح سفر بهتر است کمی درباره این کشور بیشتر بدانیم:

کشور بوسنی و هرزگوین یکی از کشورهایی است که پس از تجزیه یوگسلاوی به وجود آمد. جمعیت غالب این کشور مسلمان هستند و شاید دلیل اصلی آن حکومت چهارصد ساله عثمانی ها بر این منطقه باشد. 

در سال 1992 شروع جنگ داخلی چهار ساله موجب نسل کشی در این کشور شد. بیش از صد و پنجاه هزار نفر جان خود را از دست دادند و سپس با پادرمیانی نیروهای بین المللی و با حضور نیروهای حافظ صلح ناتو و پس از آن اتحادیه اروپا این جنگ به پایان رسید.

مساحت این کشور 51 هزار کیلومتر مربع(کمی بزرگتر از استان آذربایجان شرقی) و جمعیت آن حدود سه میلیون نفر است. این کشور در غرب و شمال غربی با کرواسی، در شرق با صربستان و در جنوب با مونته نگرو همسایه است. اقلیم بوسنی و هرزگوین کوهستانی و جنگلی است. 

گزارش سفر:

 

 14 آگوست 2023:

ما صبح از شهر زاگرب کرواسی، به سمت مرز بوسنی و هرزگوین در شهر گرادیشکا حرکت کردیم. مرز رسمی رودخانه Sava است. قبل از پل، مرزبانی کرواسی و بعد از پل، مرزبانی کشور بوسنی و هرزگوین است. خوشبختانه چک کردن مدارک توسط پلیس مرزی به سرعت انجام شد و ما وارد شهر گرادیشکا شدیم. 

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

در همان چند دقیقه نخست می توان تغییر را حس کرد و متوجه شد که به یک کشور مسلمان پا گذاشته اید. تعداد قابل توجهی از زنان حجاب دارند و مساجد نسبتا زیادی در سطح شهر وجود دارد. به نظر می آید که وضعیت اقتصادی این کشور نسبت به دو کشور قبلی که ما از آنها عبور کردیم یعنی اسلوونی و کرواسی، ضعیفتر باشد و این موضوع را از کیفیت آسفالت خیابانها و همچنین نمای ساختمانها میشود حدس زد.

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

ما به سرعت به سمت شهر Banja Luka بانیالوکا، حرکت کردیم. این شهر بعد از سارایوو بزرگترین شهر بوسنی و هرزگوین است. 

مسجد فرهاد پاشا در مرکز این شهر قرار دارد. این مسجد نخستین بار در قرن 16 و در دوره عثمانی ساخته شد ولی در طول جنگ داخلی به شدت صدمه دید و کار بازسازی آن در سال 2016 به پایان رسید. این مسجد تا قبل از اینکه تخریب شود در لیست میراث جهانی ثبت شده بود ولی بعد از صدمات بسیار زیادی که به آن وارد شد از لیست میراث جهانی خارج شد.

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

قلعه قدیمی شهر در کنار رود Vrbas ساخته شده است. این قلعه از یک سو توسط رودخانه و از سوی دیگر توسط دیواری قطور محافظت می شود. اطراف قلعه کلی رستورانهای مختلف وجود دارد. ما ناهار را در یکی از این رستورانها که فقط یک نوع ساندویچ سرو می کرد صرف کردیم. این ساندویچ یه چیزی شبیه به تکه های کباب کوبیده بود. تکه های گوشت را داخل یک نان محلی که شبیه به نان همبرگری بود گذاشته بودند. به این ساندویچ Cevapi می گویند و با پیاز سفید سرو می شود. علی رغم اینکه یه کم چرب بود ولی خوشمزه بود. ما تقریبا دو ساعت را در این شهر گذراندیم. صاحبان رستورانی که ما غذا را در آنجا خوردیم، دو خواهر بودند که که کارهای رستوران را خودشان انجام می دادند و ظاهرا کاسبی خوبی به راه انداخته بودند و آنطور که ما متوجه شدیم اغذیه فروشی آنها در سطح شهر بهترین بود. 

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بعد از یک استراحت کوتاه به سمت روستای Jajce ادامه دادیم. مسیر از یک دره سرسبز در کنار رود Vrbas می گذرد. در میانه راه به یک کلیسا و یک بنا که  شکل مارپیچی دارد رسیدیم. با توجه به منظره خوبی که داشت کمی استراحت کردیم و به راه ادامه دادیم اسم این کلیسا Crkva sv. Ivana Krstitelja است. 

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

درست در محلی که رودخانه Plivsko به Vrbas می پیوندد، آبشار زیبای Pliva را تشکیل می دهد که 22 متر ارتفاع دارد و در ورودی شهر Jajce می باشد. بر لب آبشار یک تخته شیرجه نصب شده است که در برخی مواقع محل برگزاری مسابقات شیرجه می باشد.

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

 شهر Jajce یایسه در قرن 14 تاسیس شد، قلعه در این زمان در شهر ساخته شد و پس از مرگ پادشاه عثمانی چندین بار بین مجارها و عثمانی ها دست به دست شد. اما یایسه بیشترین صدمه را در زمان جنگ داخلی سال 1992 تحمل کرد به طوری که جمعیت آن از 45 هزار نفر به چند هزار نفر کاهش یافت. از دیدنی های دیگر این شهر می توان به یک سرداب و همچنین کلیسا شهر اشاره کرد ولی قطعا قدم زدن در کوچه های این شهر بهترین تجربه از بازدید ما بود.

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

در منطقه Mlinčići و کنار دریاچه زیبای Plivsko تعدادی آسیاب آبی که هرکدام در یک اتاقک چوبی قرار دارند، ساخته شده است. درب بعضی از آنها باز است و می توان داخل آنها را مشاهده کرد. گفته می شود که قدمت این آسیابها به 400 سال قبل بر میگردد و از جنس چوب بلوط است. ظاهرا تعداد آنها بیشتر بوده ولی اکنون فقط 20 عدد از آنها باقی مانده است. اکثر بازدیدکنندگان برای لذت بردن از زیبایی مناظر طبیعی و شنا و ماهیگیری در دریاچه به این منطقه می آیند. بازدید از این منطقه رایگان است و حداقل نیاز به دو ساعت زمان دارد.

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

ما شب را در هتل Apart hotel Family  شهر سارایوو که پایتخت کشور بوسنی و هرزگوین است، اقامت کردیم و بابت دو شب با صبحانه ۲۴۵ یورو پرداختیم.

 

15 آگوست 2023:

سارایوو در دره رود میلیاکا و در ارتفاع ۵۰۰ متر از سطح دریا ساخته شده و با کوههایی که بیش از ۲۰۰۰ متر ارتفاع دارند، احاطه شده است.  این شهر در سال ۱۹۸۴ میزبان المپیک زمستانی بود و هم اکنون نیز از زیرساختهای آن زمان برای ورزشهای زمستانی استفاده می کند. 

نخستین مکانی که تصمیم گرفتیم از آن بازدید کنیم، تونل نجات یا تونل امید نام دارد. این تونل در سال ۱۹۹۳ و در بحبوحه جنگ بوسنی زمانی که شهر کاملا در محاصره بود ساخته شد. این تونل محله‌های سارایوو دوبرینجا و بوتمیر را به فرودگاه متصل می‌کرد و از این طریق مواد غذایی، تجهیزات جنگی و کمک‌های بشردوستانه وارد شهر می شد. این تونل راهی اصلی برای دور زدن تحریم‌های بین‌المللی تسلیحاتی و تامین تسلیحات مدافعان شهر شد. 

ورودی این مکان که اکنون به موزه تبدیل شده ۱۰ مارک است. نمای ساختمان همانطور که در زمان جنگ توسط گلوله های متعدد سوراخ سوراخ شده، حفظ شده است. عکسهای متعدد که در گالری نصب شده، احساس حقیقی از همان زمان را به بازدیدکنندگان القا می کند. همچنین اتاقهایی که مرکز نگهداری و انتقال سلاح و مواد غذایی بوده، کاملا بازسازی شده اند. ورودیه تونل از داخل حیاط کوچکی است که تا باند فرودگاه فاصله زیادی ندارد. راه ورود به تونل کاملا بازسازی شده و با آنچه از آن استفاده میشده کاملا فرق دارد. تصاویر افرادی که برای حفر این تونل زحمت کشیدند و برخی از آنها کشته شدند در کنار تونل نصب شده است. حفر این تونل با بیل و کلنگ و زیر نور شمع در مدت شش ماه انجام شد.  این تونل حدود  800 متر طول، کمی بیش از یک متر عرض و ارتفاع متوسط ​​آن 1.5 متر است. در حال حاضر فقط  ۲۵ متر از این تونل برای بازدید باز است. حدود یکساعت برای بازدید از این مجموعه کافی است.

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

 بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

پیرامید بوسنی که به هرم خورشید معروف است در ۳۵ کیلومتری شمال غربی سارایوو و در منطقه Visoko قرار دارد و در حقیقت کوهی به شکل یک هرم است. چندین سال قبل فردی ادعا کرد که این اثر طبیعی، سازه ای است که توسط انسان یا موجودات فرا زمینی ساخته شده است هر چند که این ادعا به سرعت توسط انجمن باستان شناسی اروپا مردود اعلام شد اما با توجه به تبلیغات گسترده ای که صورت گرفته بود جمعیت قابل توجهی از توریستها را به این محل هدایت کرد. در دامنه این کوه تعدادی غار طبیعی  و تونل دستکن وجود دارد که محل مناسبی برای افرادی است که علاقمند به مدیتیشن هستند. با اتومبیل تا نزدیک قله می توان رفت. از فراز این کوه منظره زیبایی از دره رود میلیاکا را می توان مشاهده کرد. ما تقریبا دو ساعت را در این منطقه گذراندیم. 

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

موزه باستان شناسی، مردم شناسی و تاریخ طبیعی سارایوو قطعا یکی از جالب ترین مکانهای داخل شهر می باشد. ما تقریبا دو ساعت را در این موزه بسیار غنی گذراندیم. در حیاط این موزه تعدادی سنگ به شکل سنگ قبر ولی به صورت عمودی قرار داده شده است که هر کدام دارای سنگ نگاره و نقش برجسته های متعددی هستند. این سنگها را از منطقه Radimlja در جنوب شرقی کشور به موزه آورده اند و جزء میراث جهانی هستند. این موزه حاوی آثار بسیار ارزشمندی از دوره عثمانی و مزین به خط فارسی است.

همچنین در گالری عکس این موزه میتوان عکسهای قدیمی بسیار جالبی که روایتگر داستان هایی هستند مشاهده کرد از جمله تصویر جنازه آرشیدوک فرانتس فردیناند و همسرش که در ادامه داستان ترور آنها را خواهم گفت.  

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

قسمت قدیمی شهر در کنار رودخانه میلیاکا قرار دارد. این رودخانه نه چندان عریض، با توجه به ساخت و ساز در دو سوی آن به شکل یک کانال درآمده است که در دو سوی آن خیابان به موازات رودخانه ساخته شده است و توسط پلهای متعدد به هم مربوط هستند.

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

 

 نبش یکی از خیابانهای منتهی به رودخانه، مکانی است که یکی از مهمترین ترورهای تاریخ به وقوع پیوست. در صبح روز ۲۸ ژوئن ۱۹۱۴ آرشیدوک فرانتس فردیناند (ولیعهد و وارث تاج و تخت پادشاهی اتریش-مجارستان) و همسرش سوفی خوتک درست روبروی پل لاتین و کنار یک اغذیه فروشی توسط گاوریلو پرنسیپ یکی از گروه شش‌نفرهٔ تروریست‌ها (۵ صرب و یک بوسنیایی) کشته شدند. دولت اتریش، صربستان را به مداخله در این امر متهم کرد. صربستان با انجام تحقیقات مخالفت کرد و این مساله دستاویز اعلان جنگ دولت اتریش به صربستان شد. آلمان هم متعاقب این امر و به حمایت از اتریش به روسیه و فرانسه اعلان جنگ داد و به این ترتیب جنگ جهانی اول آغاز شد.

حالا ما درست در همان محل ایستاده بودیم. اتومبیل فردیناند با تعدادی عکس در همین محل قرار داده شده تا بازدیدکنندگان بتوانند تصور درستی از محل انجام ترور داشته باشند. 

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

پل لاتین، قدیمی ترین پل بر روی رودخانه در مرکز شهر سارایوو است. این پل سنگی، دارای چهار طاق و سه ستون و در سال ۱۵۴۱ ساخته شد.

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

مرکز بافت قدیمی سارایوو، میدانچه ای است که باسکارسیجا نام دارد. مغازه های سوغاتی فروشی و رستورانها، این محل را احاطه کرده اند. در وسط این میدانچه، چشمه سبیلج برونن (Sebilj Brunnen) قرار دارد که بسیاری از اهالی سارایوو وقتی از کنار آن رد می شوند چند جرعه آب می نوشند.

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

 هنوز هم می توان کاملا ردپای معماری دوره عثمانی را در این محل دید. بازارچه مسقف غازی حسروبیگ یک دروازه سنگی دارد که چند پله پایین تر از سطح خیابان است. قدمت لین بازارچه به قرن ۱۶ برمی گردد و در آن زمان بیشتر مرکز تجارت خواربار بود.

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

 

 از دیدنی های اطراف این محل می توان به مسجد Gazi Husrev-beg و برج ساعت اشاره کرد. این مسجد در قرن ۱۶ و توسط ادزم اسیرعلی، یک ایرانی تبریزی که معمار اصلی امپراتوری عثمانی بود، ساخته و طراحی شد. مسجد غازی هوسرف بیگ بزرگترین مسجد در بوسنی و هرزگوین  و  مهمترین اثر معماری دوران حکومت عثمانی در بالکان می باشد. ورودی اصلی با مقرنس هایی تزیین شده است که شبیه سبکی است که به نام معمار عثمانی معمار سینان (1490-1588) به «سبک سینان» معروف شده است. مناره این مسجد ۴۵ متر ارتفاع دارد و از فراز آن می توان منظره زیبایی از شهر را مشاهده کرد.  این مسجد در جریان محاصره سارایوو در سال 1996 آسیب دید، اما کار بازسازی بلافاصله پس از پایان جنگ آغاز شد.

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

 کلیسا “قلب مسیح” که توسط معمار مشهور جوزپ وانکاز در سال ۱۸۸۹ به سبک نئوگوتیک ساخته شد از بناهای زیبای شهر است. 

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

شعله‌ ابدی بنای یادبودی است که در نوامبر سال ۱۹۴۷ برای بزرگداشت قربانیان نظامی و غیرنظامی جنگ جهانی دوم در سارایوو احداث شد. گفته می شود که شعله‌ این یادبود تنها یک بار در سال ۱۹۹۰ هنگام محاصره‌ سارایوو خاموش شد، اما پس از آن دوباره روشن شد و تا امروز برای شهر و مردمش معنای امید و روشنایی می‌دهد.

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

در قسمتی از بافت مرکزی شهر به فروشگاه بزرگی برخوردیم که تابلو آن رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران بود. اجناس داخل فروشگاه عمدتا صنایع دستی و برخی محصولات فرهنگی از قبیل کتاب و CD بودند. یکی از فروشندگان خانمی بود که فارسی را نسبتا خوب صحبت می کرد ولی از اهالی سارایوو بود و از فرهنگ ایرانی تعارف کردن را خوب بلد بود و چند بار به ما گفت که اینجا خانه شماست. 

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

علی رغم اینکه مدتهاست جنگ در این کشور به پایان رسیده ولی هنوز می توان آثار گلوله را بر ساختمانها مشاهده کرد.

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

از دیگر بناهای جالب توجه، تالار شهر است که متاسفانه ما نتوانستیم از داخل آن بازدید کنیم.

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

خارج از محوطه بافت قدیمی، سارایوو محله های مدرن نیز دارد که خصوصا برای جوانان شهر جذاب است.

 

۱۶ آگوست ۲۰۲۳:

قبل از اینکه شهر سارایوو را ترک کنیم، به قبرستان قدیمی یهودیان که در لیست ثبت میراث جهانی قرار دارد رفتیم. این قبرستان که بیش از ۳۸۰۰ قبر دارد بعد از قبرستان پراگ، دومین قبرستان بزرگ یهودی ها در اروپا است. برخی از قبرها، سنگ قبرهای عجیب و خاصی دارند تعدادی از آنها به شکل نیم دایره هستند. ورود به این قبرستان که بالای یک تپه واقع شده، رایگان است و تقریبا نیم ساعت برای بازدید از آن کافی است.

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

مقصد بعدی ما شهر کونجیچ Konjic در 60 کیلومتری جنوب سارایوو بود این شهر در کنار رودخانه نرتوا Neretva قرار دارد. یک پل سنگی زیبا به نام پل Stara Ćuprija که بین سال های 1682 و 1683 (دوره عثمانی) بر روی شش طاق سنگی کمی نوک تیز ساخته شده است، از مکانهای دیدنی این شهر است. البته پل اصلی در سال 1945 توسط ارتش آلمان تخریب شد و پل حاضر بین سال های 2003 و 2009 به شکل اولیه کاملا بازسازی شد. این پل اکنون به عنوان یادبود ملی بوسنی و هرزگوین معرفی شده است. 

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

در 8 کیلومتری جنوب این شهر و در دره سرسبز و جنگلی رودخانه نرتوا، سازه ای بسیار مهم در دوران جنگ سرد وجود دارد. این سازه که به پناهگاه هسته ای ژنرال تیتو مشهور است به دستور رییس جمهور یوگسلاوی – یوسیپ بروز تیتو – ساخته شد(1979-1953). هدف از ساخت این سازه، محافظت از شخص رییس جمهور و حداکثر 350 نفر از اعضای حلقه درونی او در صورت درگیری اتمی بود. همچنین با توجه به ادوات موجود امکان فرماندهی جنگ از این محل وجود داشت. این پناهگاه تا پس از فروپاشی یوگسلاوی در دهه 1990 به صورت یک مکان کاملا سری محافظت می شد.

ما وقتی به در اصلی رسیدیم متوجه شدیم که می بایست برای بازدید از این مجموعه که اکنون به یک فضای نمایشگاهی منحصر به فرد تبدیل شده است از پیش اقدام می کردیم. امکان بازدید فقط در غالب تورهای گروهی میسر است و روزانه فقط سه تور برگزار می شود( ساعت 9، 12، 15). خوشبختانه در تور بعدی که یک ساعت بعد برگزار می شد جای خالی وجود داشت و ما در آن ثبت نام کردیم. در این فاصله تصمیم گرفتیم تا در رودخانه نرتوا که آب بسیار سرد و تمیزی داشت آبتنی بکنیم. 

در زمان مشخص به درب ورودی مجموعه مراجعه کردیم تقریبا با یک ربع پیاده روی به ورودی اصلی پناهگاه رسیدیم. این پناهگاه به شکل حرف U (نعل اسبی) در در عمق 280 متری کوه ساخته شده است. این سازه در برابر انفجار هسته ای 20 کیلو تنی مقاوم است و به 12 بلوک به هم پیوسته تقسیم شده است و شامل بیش از 100 اتاق، از جمله خوابگاه، دو اتاق کنفرانس بزرگ، پنج مرکز عملیاتی، دو آشپزخانه، پنج حمام بزرگ، یک مرکز رمزنگاری، دسترسی به تلویزیون کابلی، و یک اتاق عمل بیمارستان کاملاً مجهز می باشد. اقامتگاه پرزیدنت تیتو از پنج اتاق تشکیل شده است: یکی برای منشی و رهبران حزب، دفتر تیتو، اتاق خواب او که از آنجا می توان وارد اتاق بانوی اول یوگسلاوی، جووانکا بروز، و یک اتاق استراحت شد. 

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

در یکی از اتاقها تعدادی نقاشی به دیوار الصاق شده بود که درباره جنگ احتمالی ایران و اسرائیل گمانه زنی هایی کرده بود. نیروها و ادوات ایرانی و اسراییلی را با هم مقایسه و مراکز حساس نظامی و هسته ای هر دو کشور را بر روی نقشه مشخص کرده بود.

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

ورودیه این مجموعه 20 مارک و تقریبا دو ساعت و نیم برای بازدید از این مجموعه زمان نیاز است. البته توصیه می کنم در صورت مناسب بودن هوا، حتما در رودخانه Neretva آبتنی بکنید که خالی از لطف نیست.

همانطور که مسیر را به سمت شهر Mostar ادامه می دادیم به دریاچه بزرگ و زیبایی رسیدیم که حاصل سد Jablanica بر روی رودخانه نرتوا است. چندین مرکز تفریحی در فضای زیبای این دریاچه ایجاد شده است که ما ناهار را در یکی از آنها صرف کردیم. 

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

حدود ساعت 4:30 بود که به شهر موستار رسیدیم و چون هنوز فرصت کافی داشتیم به سمت یکی از مشهورترین مناطق گردشگری این شهر که در 15 کیلومتری جنوب شهر واقع شده است رفتیم. 

Vrelo Bune یک مجموعه طبیعی و معماری است که در چشمه رودخانه بونا در نزدیکی روستا Blagaj واقع شده است. تعداد زیاد رستورانها و دکه هایی که در کنار جاده  ساخته شده اند و همچنین مراکزی که قایق های کوچک و بزرگ کرایه می دهند همه موید این هستند که به یک مرکز گردشگری مهم نزدیک می شوید. اتومبیل را می بایست در یکی از پارکینگهای روستا Blagaj پارک کرد و پیاده به سمت سرچشمه رودخانه حرکت کرد. این رود پرآب از داخل یک غار در زیر یک صخره بزرگ آغاز می شود. 

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

درست در کنار غار یک ساختمان قدیمی به نام تکیه بلاگاج وجود دارد که قدمت آن به قرن 16 و دوره عثمانی بر می گردد. این بنا به اقامتگاه دراویش صوفی تعلق داشته و دارای یک مهمانخانه، خانقاه و مقبره است. در خانقاه شجره نامه ای بود که نشان می داد چگونه اصل و نسب این دراویش که از دراویش نقشبندی بوده اند، به حضرت محمد می رسد. برای ورود به این مجموعه از بازدیدکنندگان می خواهند که کاملا پوشیده و با حجاب وارد شوند و به افرادی که پوشش مناسب ندارند روسری داده می شود. ورودیه این مجموعه 4 مارک است.

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

 

شهر موستار پنجمین شهر بزرگ و پراهمیت بوسنی و هرزگوین است. همیشه نام این شهر برای من یادآور جنایتهایی است که کرواتهای بوسنیایی تبار با ساکنین این منطقه کردند. به خوبی به یاد می آورم که تصاویر متعددی از جنگ در این منطقه در تلویزیون به نمایش درمی آمد. زنان و کودکان آواره بودند، خانه ها ویران شده بود و اجساد در شهر پراکنده بود. نخستین بار تصویر پل سنگی موتسار را در خلال این جنگ دیدم. 

پل قدیمی شهر یا Stari Most قطعا شاخصترین بنای این شهر که در لیست میراث جهانی ثبت شده، پل زیبایی است که بر روی رودخانه نرتوا ساخته شده است. این بنا به سفارش سلیمان باشکوه در سال 1557 و توسط معمار حیرالدین، شاگرد معمار سینان طراحی شد. این پل کاملا از سنگ ساخته شده است و کف سنگفرشی آن پله پله است تا افراد بتوانند به راحتی از آن عبور کنند و مخصوصا در زمستان سر نخورند. در دو سوی پل دو برجک سنگی مستحکم وظیفه نگهبانی از پل را عهده دار هستند. طول پل 30 متر، عرض آن 4 متر و ارتفاع پل از کف رودخانه تقریبا 24 متر است و با توجه به عمق مناسب رودخانه، محل مناسبی برای برگزاری مسابقات سالانه شیرجه است که اکثرا توسط شرکتهایی که فعالیتهای ماجراجویی انجام می دهند (مثل Red Bull)برگزار می شود.  این پل در سال 1993 و در جریان جنگهای داخلی تخریب شد ولی مجددا به همان شکل اولیه در سال 2004 بازسازی شد.

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

 شهر قدیمی در دو طرف این پل قرار دارد. کوچه های باریک و سنگ فرشی از مشخصات این قسمت شهر است. در داخل این کوچه ها رستوران، بار و مغازه های سوغاتی فروشی بسیار زیادی احداث شده اند که به جمعیت قابل توجهی از توریستها خدمات می دهند. در کنار رودخانه ورزشهای آبی مثل رفتینگ، کانو، کایاک ، شیرجه و شنا قابل انجام است.  

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

در قسمت دیگری از شهر قدیم یک پل سنگی دیگر که بسیار شبیه به پل قدیمی است ساخته شده است که به آن پل شیبدار می گویند این پل در قرن 16 و توسط معمار عثمانی Cejvan Kethoda ساخته شد.

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

 

ما شب را در هتل Emerald اقامت کردیم و بابت یک شب با صبحانه 115 یورو پرداختیم.

 

 17 آگوست 2023:

موستار را به سمت مرز مونته نگرو ترک کردیم. ابتدا به منطقه Ljubuski رفتیم. این منطقه کوهستانی- جنگلی از نظر زمین شناسی منطقه کارستی Karest است. به همین خاطر پدیده هایی مثل غار و آبشار در این منطقه فراوان است. آبشارهای کراویکا یکی از زیباترین آبشارهای این منطقه است و بر روی رودخانه تربیژات، در 10 کیلومتری جنوب لیبوشکی و 40 کیلومتری جنوب موستار است. ارتفاع بلندترین آبشار حدود 25 متر و شعاع دریاچه پای این آبشارها 120 متر است. ورودی این مجموعه 20 مارک است و تقریبا با 300 متر پیاده روی به آن می رسید و حتی می توانید در دریاچه ای که در پای آبشار ایجاد شده شنا و کایاک سواری کنید. البته بازدیدکنندگان نمی توانند تا زیر آبشارها شنا کنند که شاید دلیل آن مربوط به جنبه زیبایی شناختی این سایت باشد. در حال حاضر شما می توانید از آبشارها بدون آنکه سوژه مزاحم دیگری مثل یک انسان در زیر آنها باشد عکاسی کنید. تعدادی کافه و رستوران در محدوده اطراف آبشار وجود دارد که اغلب مشتریان فراوانی نیز دارند.

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

 

 ما تقریبا یکساعت در آنجا شنا و آبتنی کردیم و سپس به سمت روستای پوچتلی Počitelj که در کنار جاده اصلی قرار داشت حرکت کردیم. اتومبیل را در پارکینگ یک رستوران پارک کردیم و وارد روستا شدیم. این روستا نمونه ای از روستاهای قرون وسطایی است که در کنار رودخانه نرتوا بنا شده است. استحکامات دفاعی آن به صورت قلعه و برج و بارو، روستا را از حمله مهاجمان محافظت می کرد. ما تقریبا نیم ساعت را در این روستای کوچک گردش کردیم و ناهار را در همان رستوران که اتومبیل را پارک کرده بودیم صرف کردیم.

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

ما حدود 20 کیلومتر به سمت شرق راندیم تا به روستای رادیملیا Radimlja رسیدیم. درست در مجاور جاده اصلی، گورستان رادیملیا که قسمتی از سایت میراث جهانی “سنگ قبرهای قرون وسطایی Stećci” است، قرار دارد. این گورستان به همراه 27 گورستان دیگر که علاوه بر بوسنی و هرزگوین در کشورهای صربستان، مونته نگرو و کرواسی پراکنده هستند، دارای سنگ  قبرهایی هستند که قدمت آنها به قرون وسطی برمی گردد. نقش برجسته ها و کتیبه های روی سنگ قبرهای عمدتاً آهکی، نشان دهنده سنت خاصی از منطقه است. آنها شامل نمادهای مذهبی مسیحی، صحنه های رقص و شکار، اشکال هندسی و کتیبه های سیریلیک هستند. در تعدادی از سنگ قبرهای سایت رادیملیا می توان نقش مردی را دید که یک یا دو دستش را بالا گرفته و در کنار دستش حلقه و کمان دارد.

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

برای بازدید از این سایت می بایست 6 مارک پرداخت کرد. خوشبختانه در مجاورت این سایت یک ساختمان برای اطلاع رسانی ساخته شده که با نمایش یک فیلم سه دقیقه ای شما را بیشتر با این سایت آشنا می کند. همچنین این امکان وجود دارد تا از فروشگاه سوغاتی فروشی آن ماکت کوچکی از این سنگ قبرها را برای مجموعه یادگاریهای سفر، تهیه کرد. 

کمتر از 4 کیلومتر جلوتر به شهر کوچک  Stolac رسیدیم. در حیاط یک کلیسا یکی دیگر از همین سنگها در مرکز یک نیم دایره سنگی قرار داشت.

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

در ادامه مسیر پس از یکساعت و ربع وارد شهر زیبای  تربینجه Trebinje شدیم. این شهر در منتهی جنوب شرقی کشور بوسنی و هرزگوین قرار دارد و جمعیت آن حدود 35 هزار نفر است.

شهر تربینجه، بسیار شهر تمیز و خلوتی است. صومعه هرسگوواچکا گراچانیکا با نمای آجری قرمز و سنگهای قهوه ای در بالای تپه ای که مشرف به شهر است در سال 2000 ساخته شد. 

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

 از فراز این تپه می توان رودخانه Trebišnjica را که از وسط شهر می گذرد، دنبال کرد. پل سنگی ارسلاناگیج که قدمتی 400 ساله دارد بر روی این رود احداث شده است و از بناهای دیدنی این شهر است. 

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

 

در ادامه مسیر وارد یک جاده بسیار زیبا و کاملا کوهستانی- جنگلی شدیم که به تدریج ارتفاع می گرفت. خوشبختانه فرصت این را داشتیم تا در قسمتهایی از مسیر توقف کنیم و از مناظر لذت ببریم. 

سپس از مرز Klobuk کشور بوسنی و هرزگوین را  ترک کردیم و وارد کشور مونته نگرو شدیم.

بوسنی و هرزگوین، افشین ایران پور

 

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

af6872@gmail.com

www.kanoonirangardan.ir

 

  

 

Share

نوشته سفر به بالکان، قسمت سوم- بوسنی و هرزگوین اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d9%85-%d8%a8%d9%88%d8%b3%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%87%d8%b1%d8%b2%da%af%d9%88%db%8c%d9%86/feed/ 0
سفر به بالکان- قسمت دوم، کرواسی https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%a7%d9%86-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85%d8%8c-%da%a9%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%b3%db%8c/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%a7%d9%86-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85%d8%8c-%da%a9%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%b3%db%8c/#respond Fri, 31 May 2024 19:26:26 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=21094 کرواسی از مقاصد خوب گردشگری در اروپا است که در سالهای اخیر مورد توجه گردشگران قرار گرفته. ما در سفر خود به منطقه بالکان از این کشور دیدن کردیم.

نوشته سفر به بالکان- قسمت دوم، کرواسی اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
سفر به بالکان- قسمت دوم، کرواسی

ما در ۱۲ آگوست ۲۰۲۳ که مقارن با ۲۱ مرداد ۱۴۰۲ است، با خطوط هوایی ترکیش از دبی وارد فرودگاه لیوبلیانا در کشور اسلوونی شدیم و بعدازظهر همان روز به سمت شهر زاگرب که پایتخت کشور کرواسی است حرکت کردیم و تقریبا دو ساعته این مسیر ۱۴۰ کیلومتری را پیمودیم. نکته جالب این بود که به محض خروج از مرز اسلوونی کیفیت جاده ها به شکل واضح کاهش یافت و بزرگراه دارای عوارض شد .هتل ما در روستایی به نام Zabok در ۵۰ کیلومتری شمال زاگرب بود. این هتل قدیمی ولی زیبا بابت دو شب اقامت ۲۹۰ یورو از ما پول گرفت.

کرواسی، افشین ایران پور

 وقتی به هتل رسیدیم هنوز تا غروب آفتاب چند ساعتی فرصت داشتیم و ما از این زمان استفاده کردیم و کمی در حول و حوش شهر Zabok گردش کردیم. قبرستان روستای Ciglenica Zagorska یکی از مکانهای جالبی بود که خیلی اتفاقی آن را پیدا کردم. قبرستان بر روی یک تپه ساخته شده است. بر روی بسیاری از قبرها سنگ قبری نصب شده که تعدادی اسم بر روی آن ذکر شده است. به نظر می رسد قبرهای خانوادگی در این منطقه خیلی زیاد هستند. همچنین بر روی برخی از سنگ قبرها، اسامی افرادی ذکر شده بود که تاریخ تولد نوشته شده بود ولی تاریخ فوت نداشت و به این مفهوم بود که هنوز در قید حیات هستند. از تعداد شاخه های گل که بر روی سنگهای قبر بود میشد به راحتی حدس زد که این افراد به درگذشتگان خود خیلی اهمیت می دهند. همچنین بر روی بسیاری از قبرها چراغهای کوچکی به شکل شمع گذاشته بودند که با باتری کار می کردند و هنگام غروب نمای بسیار زیبایی به قبرستان داده بودند. 

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

قبل از ادامه گزارش سفر بهتر است کمی با تاریخ و کشور کرواسی آشنا شویم:

 “کرواسی از شرق با صربستان و از شمال با مجارستان و اسلوونی هم مرز است . از سمت غرب یک نوار ساحلی طولانی(۱۸۰۰ کیلومتری) را در امتداد دریای آدریاتیک تشکیل می دهد و نوک جنوبی آن مونته نگرو را لمس می کند . از جنوب شرقی مرز طولانی با بوسنی و هرزگوین دارد. همچنین کرواسی ۱۱۰۰ جزیره در دریای آدریاتیک دارد که بیشتر آنها بسیار کوچک و غیر مسکونی هستند.

کرواسی بخشی از کشور یوگسلاوی در قرن بیستم بود و پس از فروپاشی این کشور در اوایل دهه 1990 به شدت آسیب دید. مسیر اروپایی کرواسی سرانجام در سال 2013 با پیوستن به اتحادیه اروپا محقق شد. در سال 2023 کرواسی یورو را به عنوان واحد پول خود پذیرفت.”

 

گزارش سفر:

 

یکشنبه ۱۳ آگوست ۲۰۲۳:

صبح بعد از صرف یک صبحانه خوب در حیاط زیبای هتل، به سمت شهر زاگرب که پایتخت کشور کرواسی است، حرکت کردیم. اتومبیل را در یک پارکینگ عمومی پارک کردیم و به مرکز شهر آمدیم. بسیاری از مکانهای دیدنی شهر در همین محدوده قرار دارد و با پای پیاده می توان به آنها دسترسی داشت. ابتدا به میدان Cvjetni trg رفتیم. کلیسا Transfiguration of the lord در این محل قرار دارد. نقاشی های داخل کلیسا زیباست و برای بازدید از آن نیم ساعت کافی است. 

کرواسی، افشین ایران پور

مجسمه Petar Preradović که شاعر، نویسنده و ژنرال کروات بود در محوطه جلویی کلیسا گذاشته شده است و کمی جلوتر مجسمه نیکولا تسلا قرار دارد.

کرواسی، افشین ایران پور

کرواسی، افشین ایران پور

پارک زرین یوویچ در مرکز شهر زاگرب یکی از قدیمی ترین محوطه های سبز مرکزی زاگرب است. ساختمانهای این مناطق بیشتر به سبک بناهای دوران کمونیستی و با ابعاد بزرگ ساخته شده اند.

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

 در انتهای جنوبی پارک ایستگاه قدیمی قطار زاگرب و مجسمه تومیسلاو سوار بر اسب قرار دارد. کرالی تومیسلاو یکی از پادشاهان کروات در قرن ۱۰ میلادی بود. 

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

با ورود به میدان Ben Jelacic با مجسمه یوسیپ ییلا چیچ سوار بر اسب و شمشیر به دست مواجه می شوید. ییلا چیچ از افسران برجسته و یکی از قهرمانهای ملی کرواسی است.

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

درست در کنار کلیسا جامع زاگرب که در حال مرمت است، قلعه Kaptol و بقایای استحکامات قدیمی شهر زاگرب قرار دارد که روزگاری از تهاجم ترک های عثمانی به شهر جلوگیری می کرد.

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

در مسیر پیاده روی به قسمت بالایی شهر که بر روی تپه قرار دارد از کنار مجسمه سنت جورج سوار بر اسب و ایستاده بر جنازه یک اژدها عبور کردیم.

کرواسی، افشین ایران پور

کمی بعد وارد یک دروازه شدیم که در واقع یکی از ورودی های شهر قدیم است که تاریخ ساخت آن بین سالهای ۱۲۴۲ تا ۱۲۶۶ ذکر شده است.درست در همین فضای کوچک تعدادی شمع و چند نیمکت مشاهده می کنید. هم اکنون نیز از این مکان به عنوان عبادتگاه استفاده می شود و اسامی تعداد از افراد که در جنگ جهانی دوم کشته شده اند بر دیوار آن نوشته شده است. به طور عجیبی این مکان من را به یاد سقاخانه های قدیمی انداخت. 

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

 در بالای تپه، برج Lotrasak قرار دارد که قدیمی ترین بنای زاگرب است. از محوطه کنار این برج می توان نمای زیبایی از شهر زاگرب را مشاهده کرد. بیشتر خانه ها و بناهای زاگرب شیروانی های قرمز رنگ دارند و برای ما که چشممان به این رنگ آمیزی عادت ندارد بسیار زیباست. فونیکولار یا قطار تسمه ای، وسیله ای است که بازدید کنندگان می توانند به وسیله آن از پایین تپه به بالا بیایند و ایستگاه آن دقیقا در کنار برج قرار دارد. 

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

 از کنار همین برج به واسطه تعدادی پله می توان به پایین تپه رفت. درست قبل از اینکه پله ها شروع شود مردی با یک دوربین پولاروید که عکسهای فوری می گرفت ایستاده بود و در ازای دریافت یک یورو از شما یک عکس یادگاری با نمایی از کلیسای جامع زاگرب می انداخت. پس از آن به مشتری ها می گفت تا به دفترکار او بروند تا با ماژیک روی عکس چیزی بنویسند. بعد ادامه می داد که دفترکار او درست چند قدم پایینتر و روی پاگرد پله ها قرار دارد. روی پاگرد یک کاغذ که آدرس اینستاگرامش قرار داده بود را  در کنار یک ماژیک گذاشته بود. کلا مرد بامزه ای بود و به همین دلیل از او خواستیم که از ما هم یک عکس یادگاری بگیرد. بعدا این عکس را به مجموعه یادگاریهای سفرهایم اضافه کردم. قطعا کلیسا سنت مارک مهمترین بنای این قسمت از شهر است. نمای خارجی آن با کاشی های رنگی لعابدار و براق تزیین شده است. متاسفانه بعلت عملیات مرمت، بازدید از داخل آن امکان پذیر نبود.

کرواسی، افشین ایران پور

پرسه زدن در کوچه های باریک این منطقه که اکثر آنها با گرافیتی(دیوارنگاری) های جالب نقاشی شده، بسیار لذت بخش است 

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

موزه Broken Relationship یکی از موزه های محبوب در زاگرب است که برای بازدید از آن می بایست از چند ساعت قبل بلیت آن را رزرو کرد. هر چند ما موفق شدیم با چند ساعت انتظار از آن بازدید کنیم ولی به نظر من به غیر از موضوع آن مابقی بسیار معمولی بود!

کرواسی، افشین ایران پور

قبرستان بزرگ شهر که در خارج شهر قرار دارد و به گورستان میروگوج شهرت دارد، یک پارک گورستانی و یکی از مکان‌های دیدنی شهر زاگرب محسوب می‌شود. این گورستان اعضای همه گروه های مذهبی از قبیل کاتولیک، ارتدکس، مسلمان، یهودی، پروتستان، مقدسین آخرالزمان و همچنین گورهای افراد غیر مذهبی را در خود جای داده است. بیشتر قبرها به بیش از چند نفر تعلق دارند. بر روی برخی از این گورها، مجسمه ها و تمثالهای زیبایی گذاشته شده است. به راحتی می توان چند ساعت را در این گورستان که بیشتر قسمتهای آن شبیه به پارک است، وقت گذراند.

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

 

جمعه ۱۸ آگوست ۲۰۲۳، بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۲:

در ادامه سفر، ما در عصر جمعه از کشور مونته نگرو خارج شدیم قبل از رسیدن به مرز کرواسی ، گرفتار ترافیک سنگین شدیم که حدود ۲ ساعت ادامه داشت. 

کرواسی، افشین ایران پور

در هنگام عبور از مرز مونته نگرو و ورود به کرواسی پاسپورت های ما چک و اسکن شد، سپس وارد خاک کرواسی شدیم و در ادامه با عبور از شهرهای Gruda و Cavtat به شهر معروف و زیبای دوبروونیک رسیدیم. شب از نیمه گذشته بود که در به در به دنبال هتلی که رزرو کرده بودیم می گشتیم. خوشبختانه شماره تلفنی که چند ساعت قبل از آن به ما پیام داده شده بود و ساعت ورود ما را پیگیری کرده بود را داشتیم و توانستیم با چندین بار سوال و جواب محل آپارتمان را پیدا کنیم. هر چند که ساعت از یک صبح گذشته بود ولی اقامت در این هتل آپارتمان که Zolla نام داشت بسیار راحت بود به خصوص که مجهز به جکوزی بود و خستگی یک روز پر مشغله  را از تن به در کرد. ما بابت ۲ شب اقامت ۳۵۰ یورو پرداختیم.

کرواسی، افشین ایران پور

 

شنبه ۱۹ آگوست:

حدود ساعت ۱۱ صبح بود که از هتل خارج شدیم و یک راست به سمت بافت قدیمی شهر دوبروونیک Dubrovnic رفتیم. این قسمت از شهر که توسط استحکامات دفاعی شامل برج و باروهای قدیمی کاملا محفوظ شده، در لیست میراث جهانی ثبت شده است. طبعا ورود اتومبیل به داخل این محدوده ممنوع است و ما خوشحال از اینکه یک جا پارک مناسب نزدیک یکی از دروازه های ورودی شهر قدیمی پیدا کرده ایم، اتومبیل را در این پارکینگ عمومی پارک کردیم. ابتدا ناهار را در یکی از رستورانهای کنار دروازه ورودی شهر صرف کردیم و از مناظر اطراف که جنب و جوش مردم هم قسمتی از آن بود لذت بردیم.

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

 شهر قدیم دوبروونیک چند دروازه قدیمی دارد که یکی از آنها Pile Gate نام دارد. ما از این دروازه وارد شدیم. 

کرواسی، افشین ایران پور

پس از عبور از این دروازه به یک بنای مدور مواجه می شوید که دور تا دور آن را شیر آب گذاشته اند و مردم از این آب برای آشامیدن استفاده می کنند. این مکان در روزگار گذشته یکی از جاهایی بود که آب آشامیدنی شهر از آن تامین می شد. 

کرواسی، افشین ایران پور

در سمت چپ دروازه، راه پله ای وجود دارد که از طریق آن می توان به بالای دیواره قلعه رفت. البته برای این موضوع باید بلیت تهیه کرد. در سمت راست دروازه ساختمانی قرار دارد که محل برگزاری نمایشگاه موضوعی از آثار سالوادور دالی است. سوژه تابلوهای به نمایش درآمده درباره اسب بود. برای بازدید از این نمایشگاه حداقل یک ساعت زمان نیاز است. 

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

خیابان اصلی شهر قدیمی که بین دروازه Pile و کاخ اسپونزا قرار دارد، خیابان Stradun نامیده می شود. در دو سوی این خیابان که سنگ فرش است،تعداد زیادی مغازه سوغاتی فروشی، بوتیک، رستوران و کافه قرار دارد. 

کرواسی، افشین ایران پور

وقتی در این خیابان قدم می زدیم صدای ساز و آواز بلندی را شنیدیم و به دنبال آن عده ای را دیدیم که به دنبال عروس و داماد مشغول پیاده روی در این خیابان بودند و عکاسها مرتب عکس می گرفتند. 

کرواسی، افشین ایران پور

در انتهای خیابان برج ساعت و همچنین مجسمه اورلاندو قرار دارد. در زمان بازدید ما در حال مرمت این مجسمه بودند. 

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

کاخ Sponza بنایی متعلق به قرن شانزدهم  و از بناهایی است که می بایست از آن بازدید کرد. چند کلیسا با نماهای زیبا در این محدوده وجود دارند که بازدید از آنها را توصیه می کنم.

 کاخ Rector بنایی متعلق به قرن ۱۴ است که به موزه تبدیل شده و علاوه بر اشیا قدیمی، مجموعه عکسهایی از زمان جنگ جهانی و تخریب شهر بعد از بمبارانهای پیاپی به نمایش گذاشته شده است. در برخی از این تصاویر، تلاش مردم برای حفظ بناهای تاریخی و همچنین انتقال اشیا با ارزش به مکانهای امن در خور توجه است. یکی از نقاشیهایی که متعلق به قرن ۱۸ است، روایتی را از هرودوت بازگو می کند که ملکه تومیریس که بر اقوامی از سکاها به نام Messagetae حکومت می کرد در یک جنگ کوروش بزرگ را شکست داد و  سر او را به خونخواهی پسرش در ظرفی پر از خون گذاشت.

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

ما تقریبا دو ساعتی را داخل شهر قدیمی پیاده روی کردیم. نمای بافت قدیمی تا حد امکان سعی شده تا دست نخورده باقی بماند. بر روی نمای ساختما نها حداقل مدرن سازی صورت گرفته اما در داخل شما با بناهایی کاملا مدرن و مجهز رو به رو هستید. 

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

بعد تصمیم گرفتیم تا دور تا دور شهر قدیم را از روی دیوار محافظ شهر طی کنیم. که این پیاده روی حدود یک ساعت و نیم طول کشید. مشاهده شهر قدیم با ساختمانهای آجری که سقفهای آنها با سفال هایی به رنگ قرمز پوشیده شده، منظره بسیار زیبایی است. همچنین از بالای باروی شهر می توان نمای زیبایی از خلیج دوبروونیک را مشاهده کرد. 

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

با توجه به فرصت کافی که داشتیم، از بندرگاه کوچک کنار برج های قلعه نیز بازدید کردیم. 

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

هنگام پرداخت قبض پارکینگ متوجه شدم که می بایست ۷۵ یورو بابت هفت ساعت و نیم توقف در این پارکینگ پرداخت کنم. اینجا بود که فهمیدم هر خلوتی بی دلیل نیست! آن هم درست روبروی دروازه اصلی شهر قدیمی. چاره ای نبود جز اینکه این مبلغ را پرداخت کنم تا از دفعه بعد قوانین و تعرفه پارکینگها را قبل از ورود چک کنم.   

هنگامی که در محوطه شهر قدیمی مشغول گردش بودیم، نظرم به ارتفاعات مشرف به شهر جلب شد و تصور کردم که احتمالا از آن محل منظره جالبی از شهر را بتوان رویت کرد. به همین دلیل با کمک نقشه گوگل خودمان را به آن محل رساندیم. هوا گرگ و میش شده بود و علاوه بر ما تعداد زیادی با اتومبیل یا تله کابین برای مشاهده غروب زیبای آفتاب بر روی دریای آدریاتیک و با منظره شهر زیبای دوبروونیک به این محل آمده بودند. 

کرواسی، افشین ایران پور

کرواسی، افشین ایران پور

برای صرف شام مجددا به شهر برگشتیم و در یک رستوران کاملا سنتی به اصرار فرزندان، پیتزا و پاستا صرف کردیم و قدم زنان از کوچه های زیبای دوبروونیک به خانه برگشتیم.

کرواسی، افشین ایران پور

 

یکشنبه ۲۰ آگوست:

طبق برنامه می بایست شب را در هتل Elu Iris در شهر اسپلیت اقامت و در طول این مسیر از چند شهر کوچک بازدید کنیم. طبیعت این منطقه چون نمایی از کوه و دریا  دارد، بسیار زیباست. بزرگراهی که ما را به شهر اسپلیت می رساند در برخی نواحی بسیار به دریا نزدیک می شود و در برخی از نواحی از طریق تونل هایی از میان تپه ها عبور می کند. ما برای بازدید از روستای Mali Ston وارد شبه جزیره Ston شدیم. روستای Mali Ston به خاطر دیوار سنگی بسیار طویلی که دور آن کشیده شده است، معروف است. در منابع آمده است که دیوار Ston طویلترین دیوار در اروپا است. این دیوار قسمتی از استحکامات این روستا است که ساخت آن از اواسط قرن ۱۴ شروع شد و در اوایل قرن ۱۵ با طول بیش از پنج و نیم کیلومتر به پایان رسید. در طول این دیوار ۴۰ برج (۲۰ برج آن اکنون وجود دارد) و ۵ قلعه ساخته شد. این منطقه از دیرباز یکی از معادن نمک بود و به همین دلیل مورد توجه قرار داشته،‌ هم اکنون نیز تعدادی کارگاه استخراج نمک در این محل فعالیت می کنند. روستای Mali یک روستای ماهیگیری کوچک است که چند هتل در آن ساخته شده است. صدف دریایی یکی از مهمترین و باکیفیت ترین محصولات دریایی این منطقه است. ما صبحانه را در رستوران یکی از این هتلها و در محیطی بسیار آرام و به دور از هیاهوی شهری صرف کردیم. چندین زوج مسن در میزهای اطراف ما نشسته بودند و کاملا مشخص بود که از این محیط لذت می برند. حدود نیم ساعت را در روستا گردش کردیم. فرصت نبود تا به بالای برج و بارو دور روستا برویم و مسیر خود را به سمت شهر Neum ادامه دادیم.

کرواسی، افشین ایران پور

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

 Neum  تنها شهر بندری کشور بوسنی و هرزگوین است. تنها منطقه ای که این کشور به دریا دسترسی دارد همین باریکه کوتاه است که کمتر از ۱۰ کیلومتر طول دارد. بوسنی از همین ساحل  برای تجارت دریایی خود استفاده می کند. کسانی که می خواهند از دوبروونیک به سمت شمال کرواسی بروند دو راه در پیش رو دارند. یا اینکه وارد شبه جزیره Ston شوند و طول این شبه جزیره را طی کنند و از طریق پل جدید و بسیار زیبای Peljeski به سرزمین اصلی برگردند و به این ترتیب وارد سرزمین بوسنی نشوند.

کرواسی، افشین ایران پور

 گزینه بعدی عبور از باریکه ساحلی کشور بوسنی است. برای ورود به این منطقه مجددا پاسپورتها چک می شود. شهر Neum شهر کوچکی است که مشخصا تعداد نسبتا زیادی از ویلاهای ساحلی در آن ساخته شده است و به نظر می رسد که تفرجگاه خوبی برای پولدارهای بوسنیایی باشد. تقریبا هر جا که به دریا راه دارد یا هتل ساخته شده و یا به طریقی اشغال شده است. قبل از ورود به شهر Neum به یک پمپ بنزین رفتیم و علاوه بر بنزین مقداری هم خرید کردیم. نکته جالب این بود که صاحب پمپ بنزین از قبول پول یورو امتناع کرد و گفت که فقط مارک بوسنی و هرزگوین را قبول می کند. حالا نمی دانم این موضوع بخاطر وطن پرستی او بود یا دلیل دیگری هم داشت! بعد گذر از این منطقه به مرزبانی کرواسی می رسیم، ویزاها چک می شود و بار دیگر وارد کرواسی می شویم و به سمت شهر Split حرکت می کنیم.

کرواسی، افشین ایران پور

در مسیر از شهر Komin که در کنار رود Neretva قرار دارد عبور کردیم. در کنار جاده اصلی و در جلگه این رود که به دریای آدریاتیک متصل است محصولات کشاورزی متعددی از جمله هندوانه، انگور، هلو و برخی میوه های فصل فروخته می شود که کیفیت بسیار خوبی دارند.  این چندمین باری بود که این رود را در قسمتهای مختلفی که در جریان بود ملاقات می کردیم. رود نرتوا یکی از رودهای اصلی کشور بوسنی و هرزگوین است، از ارتفاعات آلپ دیناریک سرچشمه می گیرد و با گذر از شهرها و روستاهای بسیار و از جمله شهر  موستار و کومین به دریای آدریاتیک وارد می شود. 

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

با توجه به کمبود وقت از خیر مسیر ساحلی گذشتیم و مسیر بزرگراه را انتخاب کردیم. این مسیر تقریبا 170 کیلومتر طول دارد و در حدود 2 ساعت طی می شود. بیشتر قسمتهای این راه از میان تپه ماهورهای جنگلی و سرسبز عبور می کند. برای تسهیل تردد، تعداد قابل توجهی تونل احداث شده است. حدود ساعت 3 به شهر ساحلی اسپلیت رسیدیم. اتومبیل را در یک پارکینگ عمومی نزدیک به بلوار ساحلی Riva پارک و ناهار را در “میدان مردم” صرف کردیم. 

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

 بافت قدیمی شهر و کوچه پس کوچه های آن بسیار زیباست. کاخ دیوکلیتان  که در بافت قدیمی شهر قرار دارد در لیست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است. در پایان قرن سوم میلادی، امپراتور روم دیوکلتیان Diocletian کاخ خود را در اینجا ساخت. پس از سقوط امپراتوری روم، کاخ او به خانه های کوچک برای مردم محلی تقسیم شد. مقبره دیوکلتیان به کلیسای جامع تبدیل شد. کلیساهای رومی قرن 12 و 13، استحکامات قرون وسطایی، کاخ های گوتیک قرن 15، و کاخ های دیگر به سبک رنسانس و باروک سایر بناهای ثبت شده را در این محدوده تشکیل می دهند. هر چند اسم این بنا کاخ است اما عملا شامل بیش از ۲۰۰ ساختمان  است که توسط دیوار سنگی قدیمی با چهار دروازه احاطه شده است. دروازه ها اسامی مختلفی دارند از قبیل دروازه طلایی، نقره ای، برنزی و آهنی. 

ما از سمت دروازه برنزی وارد شدیم. ابتدا از میان دالان نسبتا طویل با تعداد زیادی غرفه، فروش سوغاتی و صنایع دستی عبور کردیم. سپس وارد محوطه ای شدیم که یک سوی آن کلیسا سنت دومنیوس با برج ناقوس قرار داشت و سمت دیگر آن معبد ژوپیتر. معبد ژوپیتر که بعدا به تعمیدگاه تبدیل شد یک بنای دایره ای با گنبد است. در داخل این بنا نقش برجسته هایی از امپراتور دیوکلتیان و خانواده او به چشم می خورد.  برای بازدید از این مجموعه می بایست ۹ یورو پرداخت کرد. در کنار کلیسا و زیر یکی از ستونهای طاق های رومی، یک مجسمه اسفینکس(شبیه به مجسمه ابوالهول ولی در ابعاد بسیار کوچکتر) سیاه رنگ قرار دارد که به همراه ۲ مجسمه مشابه در اواخر قرن سوم از مصر به این مکان آورده شد.  قطعا یکی از مهمترین بناهای این شهر کلیسا جامع سنت دومنیوس است. کلیسای جامع سنت دومنیوس که به شکل یک هشت ضلعی منتظم می باشد، مجموعه ای از یک کلیسا و یک مقبره امپراتوری رومی(مقبره دیوکلتیان)  است و یک برج ناقوس ۵۷ متری  دارد. گفته می شود این کلیسا قدیمی ترین کلیسا کاتولیک در جهان است که بنای آن از زمان ساخت دست نخورده باقی مانده و در حال حاضر به همان شکل اولیه استفاده می شود. امپراتور دیوکلتیان رومی در سالهای پایانی قرن سوم، در این شهر قصری برای خود ساخت و پس از آن خود را از سمت امپراتوری بازنشسته کرد.

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

کوچه و پس کوچه های باریک در بافت قدیمی که مملو از رستوران، بار و مغازه ها است، لذت قدم زدن در این مکان را چند برابر کرده است. 

در خارج از محدوده کاخ، میتوان از موزه توهم illusion museum بازدید کرد. همانطور که از اسم آن مشخص است در این موزه با انواع خطاهای حواس آشنا می شوید و حداقل برای یک ساعت سرگرمی خوبی است. ورودیه این موزه ۱۳ یورو است. 

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

همانطور که گفتم، خیابان ساحلی که در مجاور بندر قرار دارد محلی است که بیشتر توریستها زمان زیادی را در آن می گذرانند. اسپلیت یکی از بنادری است که محل توقف کشتی های کروز دریای آدریاتیک است و همین موضوع سبب شده که به رونق آن اضافه شود.

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

ما در هتل Elu Iris برای یک شب اقامت به همراه صبحانه، ۲۰۰ یورو پرداختیم.

 

دوشنبه ۲۱ آگوست، ۲۰۲۳:

در ۵ کیلومتری شمالی شهر اسپلیت، شهر باستانی Salona قرار دارد. در این شهر کوچک چندین محوطه باستانی متعلق به دوران روم باستان وجود دارد. همینطور که از پشت نرده های دور محوطه باستانی سرک می کشیدم و سعی می کردم که راه ورود را پیدا کنم، چشمم به پیرمردی افتاد که داخل مجموعه داشت گردش می کرد. از او پرسیدم که چطور میشه به داخل اومد و او درب ورودی که بسته بود را به من نشان داد و همزمان به سمت در آمد. بعد به من گفت که 10 دقیقه زمان دارم تا داخل مجموعه را ببینم. وقتی وارد شدم آمفی تئاتر کوچک این مجموعه را دیدم. از وسایل اطراف آن  مشخص بود که شب قبل در این محل کنسرت اجرا شده و پیرمرد نگهبان به آنجا آمده بود تا هماهنگی های لازم را برای تخلیه لوازم انجام دهد. من به سرعت به قسمتهای مختلف این سایت سرک کشیدم. هنوز مرمت کامل در این سایت انجام نشده است و تنها بقایایی از یک شهر قدیمی به همراه کلیسا و تعدادی ستون رومی قابل مشاهده است.

کرواسی، افشین ایران پور

مقصد بعدی شهر Trogir بود. این شهر در جزیره ای به همین نام قرار دارد. این جزیره با پل به سرزمین اصلی متصل است و به راحتی می توان وارد آن شد. اتومبیل را در پارکینگ عمومی پارک کردیم و پیاده در این جزیره کوچک قدم زدیم. شهر تاریخی تروگیر در لیست میراث جهانی ثبت شده است. این شهر توسط استعمارگران یونانی در قرن سوم قبل از میلاد در جزیره کوچکی تاسیس شد. در زمان رومیان شکوفا شد و قدرت خود را به طور قابل توجهی تحت حکومت ونیزی (قرن 13 تا 15) گسترش داد. از نکات قابل توجه این است که این شهر بافت شهری قرون وسطایی خود را به خوبی حفظ کرده است.

کرواسی، افشین ایران پور

کلیسا جامع St Lawrence شاید مهمترین بنای این شهر باشد که یک برج ناقوس هم دارد و درست در روبروی آن برج ساعت قرار دارد که به نظر قدیمی می آید. تزیینات ورودی کلیسا که بر روی ستون از جنس مرمر سفید انجام شده، بسیار زیبا و راوی قصه ای است که می بایست جذاب باشد. پایه ستون اینطور به نظر می رسد که بر روی دوش مردانی از اقوام مختلف است. به طور مشخص تعدادی از آنها لباس هایی بر تن دارند که در آن زمان به مسلمانان تعلق داشته است. بر روی یک ستون نقش آدم و بر روی دیگری حوا، نقش بسته است. انسانهایی را می توان مشاهده کرد که در کنار حیوانات مشغول کارهای روزمره هستند. در قسمتهای فوقانی نقشی از قدیس ها و فرشتگان وجود دارد. 

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

توصیه می کنم که از بخشی از دیوار قدیمی دور شهر که متعلق  به قرن 14 است بازدید کنید و در ادامه آن به قلعه Kamerlengo که در جنوب غربی جزیره ساخته شده، برسید و از فراز برج و بارو آن، منظره زیبایی از دریای آدریاتیک و شهر قدیمی را مشاهده کنید. برای بازدید از این جزیره کوچک حداقل دو ساعت زمان اختصاص دهید.

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

در ادامه مسیر به سمت شمال کرواسی، بعد از عبور از تاکستانهای معروف پریموستن به شهر کوچک و ماهیگیری Primosten رسیدیم که مثل تمامی شهرهای کنار دریای آدریاتیک دارای یک بافت قدیمی با کوچه های سنگفرشی و کلیسا مرکزی است.

کرواسی، افشین ایران پور

 برای رسیدن به مقصد بعدی که شهر Sibenik بود از مناطق کوهستانی با پوشش جنگلی که در بیشتر جاها، منظره زیبایی به دریا داشت، عبور کردیم. 

با ورود به شهر شیبنیک، بلافاصله به سراغ کلیسا سنت جیمز که در لیست میراث جهانی قرار دارد رفتیم. 

این کلیسا ترکیبی از معماری کلیساهای گوتیک و رنسانس است و در سه مرحله بین سال‌های 1431 و 1535 ساخته شد. سبک آن به سبک گوتیک ونیزی آغاز شد، اما توسط دو معمار بعدی به رنسانس تبدیل شد. از نکات جذاب در مورد این کلیسا وجود 74 مجسمه سر کوچک از افراد نامی این شهر است. همچنین گفته می شود برای ساخت آن فقط از تخته‌ سنگهای جزیره براک استفاده شد. تفاوت عمده ای که این کلیسا با سایر کلیساهای این منطقه دارد این است که تمام قسمتهای این کلیسا از سنگ ساخته شده است. برای مثال سقف کلیسا از قطعات سنگی بزرگ که شباهتی به سقفهای سفالی ولی در ابعاد بزرگ دارد ساخته شده است. این سنگها طوری تراش داده شده اند که ضخامت نسبتا کمی دارند ولی به شکل منحنی هستند و وقتی در جای خود قرار می گیرند روی هم قفل می شوند. در موزه ای که در نزدیک کلیسا قرار دارد می توانید با برخی از اشیا و همچنین نحوه ساخت کلیسا آشنا شوید.

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

 در یکی از طبقات این موزه ماکت کلیسا و در کنار آن یک صفحه نمایش متصل به کامپیوتر قرار دارد. بازدیدکنندگان می توانند بازسازی این کلیسا را با قطعاتی که کامپیوتر در اختیار آنها قرار می دهند شبیه سازی کنند. هر کس که این کار را در زمان کمتر انجام دهد می تواند نامش را با توجه به رکورد ثبت کند. تقریبا همه بازدیدکنندگان زمانی از بازدید خود را صرف انجام این بازی می کنند که اکثرا موفق به انجام کامل آن نمی شوند. بعد از اینکه بازدید از موزه را انجام دادم به همین طبقه برگشتم تا بتوانم این بازی را امتحان کنم. وقتی با تلاش زیاد کلیسا را بازسازی کردم و خواستم اسم خودم را در لیست افرادی که در این روز این بازی را با موفقیت به پایان رسانده اند ثبت کنم، متوجه شدم که اسم پسر 9 ساله من در صدر لیست و با بهترین رکورد زمانی قرار دارد. بعد که از او درباره این بازی پرسیدم به من گفت که خیلی آسان بوده!!!! اینجا بود که متوجه اختلاف نسلهای مختلف شدم!

کرواسی، افشین ایران پور

 خوشبختانه جمعیت توریست هایی که از این شهر بازدید می کنند نسبت به برخی دیگر از شهرهای کنار دریای آدریاتیک که ما از آنها بازدید کردیم کمتر است و این امکان را به ما داد تا با راحتی بیشتری در کوچه و خیابانهای باریک آن گردش کنیم.  

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

مقصد نهایی ما شهر Zadar در فاصله یک ساعتی شمال شیبنیک بود. این شهر یکی از معروفترین شهرهای ساحلی آدریاتیک است. این شهر ابتدا در یک شبه جزیره بنا شد و سپس گسترش پیدا کرد. شهر قدیم در همین شبه جزیره قرار دارد. یک بلوار ساحلی دور تا دور این شبه جزیره کشیده شده است. قدمت بیشتر بناهای تاریخی این شهر به دوره روم و قرن 4 بر می گردد. از این مجموعه می توان به کلیسا جامع سنت آناستازیا و باسیلیکای مسیحی و همچنین بقایای فروم رومی اشاره کرد. کلیسای سنت دوناتوس، یک ساختمان مدور با یک گنبد است و گفته می شود بزرگترین ساختمان پیش رومانسک در کرواسی است. این کلیسا بخاطر شکل خاصی که دارد می بایست مورد توجه قرار گیرد. این کلیسا علاوه بر 6 ستون اصلی ، دارای 2 ستون به سبک ستونهای رومی نیز می باشد. توسط یک راه پله حلزونی می توان به طبقه دوم آن دسترسی پیدا کرد.

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

 در مجاورت این کلیسا، برج ناقوس و در پشت آن کلیسا سنت آناستازیا قرار دارد. 

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

کرواسی، افشین ایران پور

یکی از مکانهای معروف شهر زادار، ارگ دریایی آن است. در ساحل شمال غربی این شبه جزیره در سال 2005، معماری به نام نیکولا باشیچ مجموعه ای از لوله های پلی اتیلن و محفظه ای برای تشدید کردن صدا در ساحل دریا کارگذاشت به شکلی که با ورود آب به داخل آنها توسط امواج دریا، اصوات مختلفی ایجاد می شود که با ارتفاع، شدت و قدرت امواج رابطه مستقیم دارد. در این قسمت از ساحل پله هایی از جنس سنگ مرمر و به سمت دریا کار گذاشته شده که بازدیدکنندگان زیادی روی آنها می نشینند و از صدای ارگ دریایی لذت می برند. کمی جلوتر  به سازه جالب دیگری بر می خوریم که Greeting to the sun نام دارد. در کف زمین 300 قطعه صفحه شیشه ای چند لایه که قابلیت جذب انرژی خورشیدی در طی روز دارد، قرار داده شده است. این صفحات پس از غروب آفتاب، نمایشی زیبا از رنگهای مختلف را کنار آب ایجاد می کنند. این قسمت از ساحل محل تفریح و قدم زدن اهالی بومی و بسیاری از توریست هایی است که به زادار سفر می کنند. ما تقریبا سه ساعت را در همین منطقه گذراندیم و از شنیدن صدای ارگ دریایی و همچنین مناظر زیبا، لذت بردیم.   

کرواسی، افشین ایران پور

از مکانهای دیدنی دیگر این شهر، دیوار دفاعی سنگی اطراف آن است که به استحکامات ونیزی مشهور می باشد. این استحکامات در لیست میراث جهانی ثبت شده اند. 

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

سه شنبه 22 آگوست:

صبح به سمت یکی از معروفترین سایتهای طبیعی کرواسی که در لیست میراث جهانی قرار دارد، حرکت کردیم. مجموعه دریاچه ها و آبشارهای پلیتویچ Plitvice در 150 کیلومتری شمال شرقی Zadar و بعد از منطقه حفاظت شده Velebit با کوههای زیبایش قرار دارد و بزرگترین و قدیمی ترین پارک ملی کرواسی می باشد. در منطقه حفاظت شده Velebit می توان قسمتی از جنگلهای درختان راش که از آخرین دوران یخبندان به جا مانده اند را دید. 

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

 تقریبا دو ساعت طول کشید تا به پارک ملی پلیتویچ رسیدیم. اتومبیل را در پارکینگ عمومی پارک کردیم و بعد از تهیه بلیط ورودی به یکی از ورودی های پارک رفتیم. این منطقه از 16 دریاچه کوچک و بزرگ  پلکانی که با هم اختلاف ارتفاع دارند تشکیل شده است. معمولا آب دریاچه ای که ارتفاع بالاتر دارد به تشکیل یک یا چند آبشار به دریاچه پایین تر می ریزد. 

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

این دریاچه ها که در حوضه‌ای از سنگ‌های کارستیک، عمدتاً دولومیت و سنگ آهک قرار گرفته‌اند به دلیل زیبایی منظره و رنگ های متمایز خود از لاجوردی تا سبز، خاکستری یا آبی شناخته شده اند. رنگ دریاچه ها به طور مداوم بسته به مقدار مواد معدنی یا گیاهان و موجودات(خزه، جلبک و باکتری) در آب و زاویه تابش نور خورشید تغییر می کنند.

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

بازدیدکنندگان از مسیرهای ویژه ای که در نظر گرفته شده است می توانند از لا به لای این دریاچه و آبشارها عبور کنند و از دیدن آنها لذت ببرند. حتی برای عبور از روی یکی از این دریاچه ها قایق در نظر گرفته شده است. برای اینکه عبور و مرور بازدیدکنندگان به طبیعت این منطقه صدمه وارد نکند، در بسیاری از مکانها، پلها و مسیرهای چوبی نصب شده است. متاسفانه شنا در دریاچه ها ممنوع است! نهایتا پس از طی ۸ کیلومتر با رسیدن به پایان مسیر، بازدیدکنندگان توسط اتوبوس به درب ورودی منتقل می شوند.برای بازدید از این سایت بسیار زیبا حداقل به ۵ ساعت زمان نیاز است. بلیت ورودی در زمان سفر ما برای بزرگسالان ۴۰ یورو و زیر ۱۸ سال ۱۵ یورو بود. 

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

مقصد بعدی ما شهر بندری Rijeka ری یکا بود. این شهر که تقریبا دو ساعت و نیم با دریاچه های پلیتویچ فاصله دارد سومین شهر پرجمعیت کرواسی است و در سال ۲۰۲۰ به عنوان پایتخت فرهنگی اروپا معرفی شد. در مرکز شهر کلیسا کاپوچین با نمای آجری قرمز و سنگ مرمر سفید قرار دارد. دو ردیف راه پله قرینه از سطح خیابان دسترسی به کلیسا را امکان پذیر می کند. 

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

کرواسی، افشین ایران پور

بافت قدیمی شهر به سایر شهرهای این منطقه که قدمت رومی دارند، شبیه است. کوچه های باریک و سنگ فرشی که معمولا به یک محوطه با کلیسا مرکزی متصل هستند. شهر ری یکا پس از زلزله شدید در سال ۱۷۵۰ صدمه شدید دید و بسیاری از ساختمانهای آن که قدمت قرون وسطایی داشتند از بین رفت. 

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

ما بعد از صرف شام در یکی از رستورانهایی که میز و صندلیش را در کنار خیابان چیده بود به سمت شهر Pula حرکت کردیم. این مسیر ۱۱۰ کیلومتری را با توجه به کیفیت بسیار خوب اتوبان، در کمتر از یکساعت طی کردیم. 

اقامت ما در هتل Aurora بود که برای یک شب به همراه صبحانه ۲۰۰ یورو پرداخت کردیم.

 

چهارشنبه ۲۳ آگوست:

شهر بندری Pula دارای چندین اثر تاریخی مهم است که یکی از آنها Pula Arena یا آمفی تئاتر است. نقشه این بنا شبیه به کولوسئوم شهر رم است و گفته می شود از لحاظ بزرگی ششمین بنا با این سبک معماری است. دیوار بیرونی آن از سنگ آهک ساخته شده است . قسمت رو به دریا از سه طبقه تشکیل شده در حالی که قسمت روبروی آن که در شیب ساخته شده تنها دو طبقه دارد. حداکثر ارتفاع دیوار خارجی حدود ۳۰ متر است. دو طبقه اول هر کدام دارای 72 طاق هستند، در حالی که طبقه آخر از 64 دهانه مستطیل شکل تشکیل شده است. گنجایش آن در زمانی که همه طبقات سالم بودند حدود ۲۳ هزار نفر بود، ولی در حال حاضر ظرفیت آن ۵۰۰۰ نفر است و اغلب برای برگزاری کنسرت استفاده می شود. این بنا از زمان ساخت (۲۷ قبل از میلاد تا ۶۸ بعد از میلاد) تا کنون مورد استفاده قرار گرفته است و مرتب در طول زمان مرمت شده که آخرین بار آن در سال ۱۹۳۲ بود. بازدید از این بنا که ورودی آن ۱۰ یورو است، حداقل یکساعت و نیم زمان می برد. 

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

شما می توانید علاوه بر سکوها و محوطه خارجی، از راهرو زیر زمین که روزگاری گلادیاتورها به همراه حیوانات وحشی عبور می کردند و امروز به موزه کوزه های سفالی تبدیل شده بازدید کنید. در این موزه انواع مختلف کوزه ها و ظروف سفالی با کاربری خاصی که داشتند به نمایش گذاشته شده است. برای مثال شکل کوزه هایی که برای نگهداری گندم استفاده می شده با کوزه هایی که برای نگهداری و حمل و نقل شراب یا روغن زیتون بکار می رفته، کاملا متفاوت است. 

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

تعدادی از دروازه های قدیمی شهر هنوز پابرجاست ما از کنار دروازه هرکول که یک دروازه سنگی متعلق به قرن اول قبل از میلاد است و مجسمه ای از سر هرکول بر بالای آن نصب شده عبور کردیم و از دروازه دوقلو که دارای دو طاق کنار هم است، وارد بافت قدیمی شدیم.

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

 شاید جالب ترین مکان دیدنی در Pula ، مجموعه تونلهای زیرزمینی باشد که به صورت شبکه در زیر بافت قدیمی گسترش یافته است. به این تونل ها  Zerostrasse گفته می شود و در خلال جنگ جهانی اول به دستور پادشاهی اتریش_مجارستان ساخته شده اند. ما وارد یکی از این تونلها شدیم و بعد از طی کردن حدود 200 متر به یک میدانگاه رسیدیم که شاخه های دیگری از تونلهای دیگر به آن وارد می شدند. البته ورودی برخی از آنها مسدود بود و تنها می شد وارد دو یا سه تای دیگر شد. سراسر این تونلها که عرض آنها بین ۳ تا ۶ متر و ارتفاعشان بیش از دو و نیم متر بود کاملا بازسازی شده اند و در قسمتهایی از آن نمایشگاهی از عکسهای قدیمی شهر و به ویژه تصاویری از این تونلها به نمایش گذاشته شده بود. برخی تصاویر حاکی از آن بود که در زمان جنگ از این تونلها به عنوان پناهگاه و انبار مهمات استفاده می شد. بر روی تابلو راهنما نوشته شده بود که این شبکه زیرزمینی در دو سطح ساخته شده است. همچنین این تونل به طور مستقیم به قلعه متصل است و بازدید کنندگان این امکان را دارند تا از طریق آسانسور مستقیما به بالای قلعه بروند از منظره شگفت انگیز آن لذت ببرند.

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

 وقتی از تونل خارج شدیم خودمان را درست در آنسوی شهر یافتیم و کمی بعد به معبد آگوستوس رسیدیم. معبد آگوستوس در فاصله قرن دوم پیش از میلاد تا سال 14 بعد از میلاد ساخته شد و در کنار آن دو معبد دیگر نیز وجود داشته که تخریب شده اند. البته از ستونهای یکی از آنها برای ساخت یک ساختمان که هم اکنون موجود است استفاده شده است. معبد آگوستوس 6 ستون کورینتیانس دارد و در حال حاضر به موزه بسیار کوچک تبدیل شده است.

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

همینطور که در کوچه های سنگفرشی و زیبای شهر قدم می زدیم به تاق پیروزی Sergii رسیدیم که در سال 27 قبل از میلاد برای یادبود سه عضو یک خانواده ساخته شد. این طاق کوچک یک جفت ستون‌ کورنتی تاج‌دار و منقش به فرشتگان بالدار است که به نماد شهر Pula تبدیل شده است.

کرواسی، افشین ایران پور

برای اینکه بافت قدیمی و همچنین بندرگاه زیبای شهر Pula را خوب ببینید نیاز به چندین ساعت صرف زمان است. متاسفانه به خاطر برنامه فشرده ای که داشتیم نتوانستیم بیش از این در این شهر دوست داشتنی  بمانیم و پولا را  به مقصد شهر پورچ Porec ترک کردیم. مهمترین بنای این شهر مجموعه باسیلیکا Euphrasian است که در سال 553 در زمان اسقف Euphrasius بر روی ویرانه های کلیسای قدیمی‌تر ساخته شد.

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

 علی رغم اینکه تمام اجزای اساسی مانند کلیسا، کلیسای یادبود، دهلیز، غسل تعمید و کاخ اسقفی به خوبی حفظ شده اند، اما در طول زمان دستخوش تغییراتی نیز شده اند. موزاییک های دیواری توسط استادان بیزانسی و موزاییک های کف توسط کارشناسان محلی اجرا شده است. موزاییک ها شاخص ترین نماد این مجموعه هستند و بیشترین توجه به آنها شده است. 

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

مخصوصا از موزاییک هایی با زمینه طلایی برای بیان برخی از روایتهای تاریخی و مراسم و قصه های دینی استفاده شده است. در زیر طاق عبادتگاه کلیسا، با استفاده از همین موزاییکها تصویر اسقف افراسیوس که مدل همین کلیسا را در دست دارد در میان قدیسان دیده می شود. 

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

 شهر Porec ، بندر ماهیگیری است که قسمت قدیمی آن در یک شبه جزیره کوچک ساخته شده است. قدمت این شهر نیز مثل بسیاری از شهرهای این منطقه، به سده های نخستین میلادی باز می گردد. بافت قدیمی شهر شامل کوچه و خیابانهای باریک سنگفرشی شده است که به یک میدانگاه مرکزی که کلیسا و برج ناقوس در آن قرار دارد منتهی می شوند.

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

حدود ساعت 5 به سمت روستای Motovun حرکت کردیم(تقریبا نیم ساعت با Porec فاصله دارد). نمای این روستا از دور بسیار زیباست زیرا بر روی یک تپه و در وسط یک دشت سبز ساخته شده است.

کرواسی، افشین ایران پور

 ما اتومبیل را نزدیک روستا پارک کردیم و با کمی پیاده روی و عبور از یک دروازه سنگی وارد روستا شدیم. کلیسا روستا بر مرتفع ترین محل احداث شده است و میدانگاه دور آن محل مناسبی برای رستورانها و فروشگاههای سوغاتی فروشی است. منظره دشت از فراز روستا بسیار زیباست و همین موضوع سبب شده که یک سایت پرش با پاراگلایدر برای علاقه مندان به این رشته در این روستا تاسیس شود. 

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

در ادامه مسیر به سمت مرز اسلوونی، به روستای Buje رسیدیم. این روستا که یک روستای قرون وسطایی است بر روی یک تپه قرار دارد و به نگهبان ایستریا معروف است. ایستریا بزرگترین شبه جزیره در دریای آدریاتیک است. این شبه جزیره در راس دریای آدریاتیک بین خلیج تریست و خلیج کوارنر واقع شده است و بین سه کشور کرواسی، اسلوونی و ایتالیا مشترک است که البته بیشترین سهم را کشور کرواسی دارد. 

چون هوا داشت کم کم تاریک می شد، خودم را به سرعت به مرکز روستا رساندم. کلیسا مرکزی روستا در محوطه میدانگاهی روستا ساخته شده است و در کنار آن برج ناقوس قرار دارد. نمای خارجی کلیسا علی رغم سادگی بسیار زیبا و از سنگهای تراش نخورده ساخته شده است.

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

 وقتی خواستم وارد کلیسا شوم، خانم و آقایی که لباس بسیار رسمی پوشیده بودند به من سلام کردند و یک بروشور به من دادند. از تصویر روی بروشور متوجه شدم که مربوط به یک کنسرت پیانو است. داخل کلیسا صدای پیانو پخش می شد ولی کسی پشت پیانو بزرگ انتهای سالن کلیسا نبود. تزیینات و نقاشی های داخل کلیسا به اندازه ای که حداقل یک ربع را در آنجا بگذرانم، جذاب بود. در این مدت مرتب بر جمعیتی که بر روی صندلی های کلیسا می نشستند افزوده می شد. احساس کردم که یواش یواش به زمان برگزاری کنسرت نزدیک می شویم. به همین خاطر کلیسا را ترک کردم. 

کرواسی، افشین ایران پور  کرواسی، افشین ایران پور

روستای Buje نمونه بسیار خوبی از روستاهای قرون وسطایی در شبه جزیره ایستریا است و حتما می بایست برای بازدید از آن زمان کافی را در نظر گرفت. 

ما در ادامه سفر پس از گذر از مرز وارد کشور اسلوونی شدیم.

 

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

af6872@gmail.com

www.kanoonirangardan.ir

    

 

 

Share

نوشته سفر به بالکان- قسمت دوم، کرواسی اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%a7%d9%86-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85%d8%8c-%da%a9%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%b3%db%8c/feed/ 0
سفر به کنیا- Campaign 52 https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%86%db%8c%d8%a7-campaign-52/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%86%db%8c%d8%a7-campaign-52/#respond Wed, 15 May 2024 07:46:32 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=20892 در اوایل نوامبر ۲۰۲۳ یکی از همکاران جراح، به من پیشنهاد داد تا گروه آنها را در سفر به کشور کنیا همراهی کنم. این سفر در قالب یک تیم پزشکی بین المللی تحت عنوان Campaign 52 قرار بود انجام شود. هدف از این سفر انجام حداقل ۵۲ عمل جراحی با تمرکز بر فیستولهای مقعدی-تناسلی بود. 

نوشته سفر به کنیا- Campaign 52 اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
سفر به کنیا- Campaign 52

Kenya, Afshin Iranpour

در اوایل نوامبر ۲۰۲۳ یکی از همکاران جراح، به من پیشنهاد داد تا گروه آنها را در سفر به کشور کنیا همراهی کنم. این سفر در قالب یک تیم پزشکی بین المللی تحت عنوان Campaign 52 قرار بود انجام شود. هدف از این سفر انجام حداقل ۵۲ عمل جراحی با تمرکز بر فیستولهای مقعدی-تناسلی بود. 

تاریخ سفر ۱۳ تا ۲۳ آوریل ۲۰۲۴ تعیین شد. قرار شد تا با کمک روابطی که داریم مقداری از لوازم مصرفی را تهیه کنیم و با خود به کنیا ببریم. 

بعد از چند جلسه آنلاین با اعضا گروه آشنا شدیم و هماهنگیهای لازم برای سفر انجام شد. گروه مشتمل بر ۵ جراح کولورکتال، ۲ جراح زنان و زایمان، ۲ متخصص بیهوشی و ۴ دانشجو بود. همچنین تیم بسیار با تجربه ای در کنیا، گروه ما را یاری می کرد. اعمال جراحی قرار بود در بیمارستانی در شهر Eldoret در ۳۰۰ کیلومتری شمال غربی نایروبی انجام شود. این مرکز درمانی،یکی از مهمترین بیمارستانهایی است که بیماران را به صورت رایگان پذیرش می کند و علاوه بر آن یکی از مراکز آموزشی برای جراحی های فیستول در قاره آفریقا است که به صورت گردشی پذیرای دوره های فوق تخصصی می باشد.  

Kenya, Afshin Iranpour

گزارش سفر:

سفر ما در نخستین ساعات شنبه 13  آوریل 2023 از فرودگاه دبی به مقصد نایروبی پایتخت کشور کنیا شروع شد. بنا به دلایل ناشناخته پرواز ما با حدود سه ساعت تاخیر انجام شد و پس از پنج ساعت در ساعت 7:30 به فرودگاه بین المللی جومو کنیاتا وارد شدیم. 

Kenya, Afshin Iranpour

فردی با کاغذی که اسم ما روی آن نوشته شده بود منتظر ما بود و به سرعت ما را به سمت محل تحویل بار هدایت کرد. بارها را گرفتیم و با ارایه نامه ای که از طرف بیمارستان قبلا برای اداره گمرک کنیا فرستاده شده بود توانستیم به سرعت و بدون مزاحمت از ترمینال بین المللی خارج شویم و به سمت سالن پروازهای داخلی برویم. متاسفانه وقتی رسیدیم کانتر بسته شده بود و ما پرواز را از دست دادیم. با ارائه مستندات مبنی بر اینکه دلیل از دست دادن پرواز، به تاخیر پرواز بین المللی برمیگردد توانستیم با حدود 10 دلار جریمه، بلیت پرواز بعدی که در ساعت 12 ظهر انجام می شد را بخریم.

Kenya, Afshin Iranpour

فرصت کافی داشتیم تا در رستوران فرودگاه خودمان را به چای و قهوه دعوت کنیم. کمی بعد دو نفر دیگر از اعضای گروه که از آمریکا آمده بودند به ما پیوستند و جملگی در ساعت 12 ظهر به سمت شهر Eldoret پرواز کردیم. هواپیمای ملخی و کوچک ما که در ارتفاع نسبتا پایین پرواز می کرد این شانس را به ما داد تا از مناظر بسیار زیبا در طول مسیر لذت ببریم.

Kenya, Afshin Iranpour

 

 Kenya, Afshin Iranpour

 کمتر از یک ساعت بعد در فرودگاه الدورت به زمین نشستیم. چند نفر از افرادی که قبلا از طریق ویدیو چت با آنها آشنا شده بودیم در خارج فرودگاه منتظر ما بودند. مستقیما به سمت هتل به راه افتادیم ولی قبل از رسیدن به هتل برای تهیه سیم کارت تلفن به مرکز شهر رفتیم. چون روز شنبه بود بیشتر ادارات و مغازه ها فقط تا ساعت 12 کار می کردند و در این قضیه فروشگاه فروش سیم کارت مستثنی نبود. خوشبختانه یکی از افرادی که با ما بود چند نفر را در بیرون فروشگاه پیدا کرد که سیمکارت  می فروختند و با کمک تبلت که همراهشان بود آن را رجیستر می کردند ولی برای نمی توانستند آن را شارژ کنند و این کار می بایست توسط سیستم دیگری انجام می شد. به هر حال کار خرید و شارژ سیمکارت انجام شد و همگی به هتل Boma که محل اقامت 10 روز آینده ما بود، رفتیم. 

Kenya, Afshin Iranpour

 

 

یکشنبه 15 آوریل:

طبق برنامه ریزی انجام شده، در ساعت 4 صبح با سه دستگاه ون مخصوص به سمت پارک ملی Nakuru حرکت کردیم و در ساعت 8:30 به در ورودی پارک رسیدیم. 

    Kenya, Afshin Iranpour

درست در مجاور در ورودی، کارگاه و فروشگاه مجسمه های چوبی و سنگی قرار دارد. فروشگاه بزرگ است و کارگاه در حیاط آن قرار دارد. کارگرها مشغول خلق مجسمه های چوبی به سبک آفریقای شرقی هستند. خرید از این فروشگاه این مزیت را دارد که به شما اطمینان می دهد، اجناس ساخته کشور چین نیستند! البته در نظر داشته باشید که مثل بسیاری از کشورهای آفریقایی، چانه زدن حرف اول را در این تجارت می زند. توصیه من به شما خواننده گرامی این است که طوری چانه بزنید که نهایتا جنس را با نصف قیمت پیشنهادی صاحب مغازه بخرید.

      Kenya, Afshin Iranpour

پارک ملی دریاچه ناکورو یکی از پربازدیدترین پارکهای ملی کنیا است. این پارک در لیست میراث جهانی ثبت شده است. هرچند وسعت این پارک خیلی زیاد نیست ولی از نظر تعداد گونه های جانوری بسیار غنی است. آب دریاچه ناکورو کمی قلیایی است و به همین دلیل محیط بسیار مناسبی برای رشد گونه ای جلبک است که غذای اصلی فلامینگوهای دریاچه است و رنگ دریاچه را هم به رنگ صورتی در آورده است. گردش در داخل این پارک با پرداخت 60 دلار امکان پذیر است. بیشتر مسیر در اطراف دریاچه است. ما در مدتی که در داخل این پارک بودیم توانستیم گونه هایی از غزال، بوفالو، واترباک، گراز آفریقایی، کرگدن سفید، اسب آبی، زرافه، گورخر، بابون، چند گونه میمون و انواع متعددی از پرندگان را مشاهده کنیم. 

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

ناهار را در اقامتگاه Sarova داخل پارک صرف کردیم و قبل از تاریک شدن هوا به سمت الدورت راه افتادیم. 

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

یکی از جذابیتهای جاده اصلی الدورت به نایروبی، عبور از خط استوا است که با تابلو ویژه ای علامتگذاری شده است و بیشتر توریستها برای عکاسی در کنار آن توقف می کنند. 

Kenya, Afshin Iranpour

دوشنبه 16 آوریل:

بیمارستان Gynocare Women’s & Fistula Hospital در حومه شهر الدورت و منطقه ای به نام Huruma قرار دارد. برای رسیدن به این بیمارستان می بایست از سر جاده اصلی، بیش از یک کیلومتر را در جاده خاکی و بسیار ناهموار طی کرد.

Kenya, Afshin Iranpour

 در تاریخچه این بیمارستان آمده است که:” بیمارستان زنان و فیستول Gynocare در سال 2009 پس از فراخوان دکتر هیلاری مابیا برای رسیدگی به وضعیت نگران کننده ای که در آن یک بیمار 19 ماهه توسط یک فرد ناشناس مورد تجاوز جنسی قرار گرفته بود، تأسیس شد. در ابتدا این مرکز به عنوان یک کلینیک سرپایی شروع به کار کرد اما درهای خود را به روی جراحی فیستول در 19 ژوئن 2011 باز کرد. موارد فیستول تمرکز اصلی بیمارستان می باشد. با کمک سازمان های دیگر، آموزش فیستول و درمان آن به زنان با توجه به اینکه این جراحی ها به صورت رایگان انجام می شود، به طور گسترده ای گسترش یافته است. این بیمارستان یک مرکز ارجاع در جراحی های فیستول در کنیا است که برای جراح ها و متخصصین زنان دوره های آموزشی برگزار می کند. در این مرکز موارد بسیار پیچیده ای از فیستولهای واژن به روده- فیستول مثانه به واژن- فیستول کانال تناسلی به بیرون پوست تحت عمل جراحی و مراقبت قرار می گیرد.

وقتی به بیمارستان رسیدیم با استقبال کارکنان و بیماران مواجه شدیم. خوشامدگویی به صورت سنتی با آویختن حلقه ای از گیاهان سبز شروع شد. سپس با رقص و موزیک آفریقایی ادامه یافت. در قسمتی از برنامه به هر کدام از مهمانها مقداری شیر داده شد تا بنوشند. مراسم با خوشامدگویی رسمی از طرف رییس مرکز درمانی و نماینده دولت ادامه یافت و پس از مراسم دعا از مهمانها خواسته شد تا خودشان را معرفی کنند. تعداد زیادی از بیماران که قرار بود در روزهای آینده تحت عمل جراحی قرار گیرند در این مراسم حاضر بودند. برخی از آنها از نقاط بسیار دورافتاده کشور به این بیمارستان آمده بودند.

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

 بعد از برگزاری مراسم در سالن کنفرانس بیمارستان حاضر شدیم و از قسمتهای مختلف بیمارستان بازدید کردیم. در هنگام بازدید از بیمارستان متوجه شدیم که اگر بیماری به هر دلیل نیاز به نوار قلب داشته باشد می بایست توسط آمبولانس به بیمارستان دیگری منتقل شود چون این مرکز فاقد یک دستگاه بسیار ساده برای انجام نوار قلب بود. همینجا بود که با موافقت دوستان تصمیم گرفتیم تا یک دستگاه نوار قلب تهیه و به بیمارستان اهدا کنیم. بلافاصله مبلغ لازم که معادل ۱۲۵۰دلار آمریکا بود، پرداخت شد و دستگاه دو روز بعد وارد بیمارستان شد و بدین ترتیب در رفت و آمد بیماران و هزینه های بیمارستان صرفه جویی قابل توجهی صورت گرفت.  

Kenya, Afshin Iranpour

قبل از شام مراسم جالبی با حضور گروهی که با لباسهای بومی حضور داشتند و رقص محلی را به خوبی اجرا می کردند برگزار شد.

 

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

سه شنبه ۱۷ آوریل: 

قبل از صبحانه و درست در زمان طلوع آفتاب با چند نفر از اعضا گروه حدود نیم ساعت در خیابانهای اطراف هتل دویدیم. در همین مدت کوتاه با افراد زیادی مواجه شدیم که در حال دویدن بودند. شهر الدورت در کنیا به شهر قهرمانان مشهور است چون تمامی دوندگان مسافتهای طولانی کنیا در این شهر اقامت دارند. ارتفاع این شهر از سطح دریا ۲۲۰۰ متر است و زندگی در این ارتفاع به ورزشکاران این امکان را می دهد که از لحاظ فیزیولوژی رزرو قلبی-ریوی خوبی برای مسابقه های جهانی داشته باشند. همانطور که میدانید معروف ترین دونده های استقامت جهان از کشور کنیا هستند که بعدا درباره آن صحبت خواهم کرد.

هتل ما در یکی از بهترین مناطق شهر الدورت بود. هنگامی که در اطراف هتل مشغول دویدن بودم، متوجه شدم که روی دیوار اکثر خانه ها سیم خاردار و سیم برق دار کشیده شده است و این نشانه این بود که احتمالا امنیت کافی وجود ندارد.

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

به ما گفته شد که قبل از اینکه به بیمارستان برویم، قرار ملاقاتی با استاندار منطقه که از نظر رده بندی اداری بعد از رییس جمهور قرار دارد، ترتیب داده شده است. پس از اینکه حداقل نیم ساعت در اتاق کنفرانس استانداری منتظر ماندیم، استاندار با چندین نفر دیگر مشرف شدند. از ما خواسته شد که خودمان را معرفی کنیم. سپس رییس اداره بهداشت و درمان دلیل حضور ما را در شهرشان توضیح داد. استاندار از ما تشکر کرد و ابراز تمایل کرد که قبل از ترک کنیا یکبار دیگر او را ببینیم. ما درباره راه بسیار ناهموار بیمارستان با او صحبت کردیم و همانجا به ما قول داد که به سرعت به آن رسیدگی کند. سپس یک عکس یادگاری گرفتیم و به بیمارستان رفتیم. 

  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

تصمیم ندارم که درباره انواع عملهای جراحی انجام شده صحبت کنم. همین موضوع را یادآور می شوم که در هفت روز آینده ۹۰ عمل جراحی توسط تیم جراحی کمپین ۵۲ انجام شد.

استاندار در روز بعد به قول خود عمل کرد و جاده منتهی به بیمارستان را مسطح کرد.

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

در یکی از روزهایی که مشغول کار بودیم به ما خبر دادند که قهرمان ملی کشور کنیا به بیمارستان آمده تا با تیم ما ملاقات کند و بابت کاری که ما برای این بیماران انجام می دهیم از ما تشکر کند. ما با انسان سیه چرده لاغر و با قد 167 مواجه شدیم. انسان بسیار خوش خلقی بود وقتی از او پرسیدم روزانه چند کیلومتر می دوی ؟ گفت: 30 کیلومتر! بعدا متوجه شدم که او بنیاد کیپچوگه را برای ساخت مهدکودک و کتابخانه تاسیس کرده است. 

در اینجا خلاصه ای از تاریخچه ورزشی او را از ویکیپدیا فارسی می آورم:

“الیود کیپچوگه Eliud Kipchoge – زادهٔ ۵ نوامبر ۱۹۸۴- او یک دونده ماراتن، دونده دو استقامت، و ورزشکار دو و میدانی اهل کنیا است. وی در مسابقات کشوری و بین‌المللی در مجموع برندهٔ 14 مدال طلا، 4 مدال نقره، ۲ مدال برنز شده‌است. این دونده کنیایی توانست سریع‌ترین ماراتن تاریخ معاصر را به نام خودش ثبت کند. او صاحب مدال طلای ماراتن در المپیک ۲۰۱۶ ریو و المپیک ۲۰۲۰ توکیو است. او همچنین اولین شخصی است که موفق شده مسافت کامل دوی ماراتن را در کمتر از ۲ ساعت بدود. در اکتبر ۲۰۱۹ کیپچوگه مسافت ۴۲ کیلومتر و ۱۹۵ متر را در یک ساعت و ۵۹ دقیقه و ۴۰ ثانیه دوید. اما چون این رکورد در یک رقابت ثبت نشده بود، به‌عنوان رکورد جهانی محسوب نشد.”

Kenya, Afshin Iranpour 

دوشنبه 22 آوریل:

طبق برنامه ریزی انجام شده، اعمال جراحی تا ساعت 2 بعدازظهر به پایان رسید. قرار بود تا در ساعت 4 مراسم اختتامیه انجام شود. در زمان باقی مانده با تعدادی از همکاران تصمیم گرفتیم تا در روستای مجاور بیمارستان گردش کنیم. 

در روزهایی که در بیمارستان مشغول کار بودم همواره پرندگان متنوع و زیبای این منطقه نظر من را جلب کرده بود و به همین سبب دوربین دوچشمی خودم را برای مشاهده بهتر این پرندگان به بیمارستان آورده بودم. 

Kenya, Afshin Iranpour

Kenya, Afshin Iranpour

از اولین روز کاری، تعدادی کودک که در روستا و حول و حوش یک تیر چراغ برق بازی عجیبی می کردند، نظر من را جلب کرده بود. بنابراین تصمیم گرفتم تا سر از بازی آنها درآورم. 

هنگامی که به کنار تیر رسیدم، متوجه شدم که کودکان به نوبت به یک بطری پلاستیکی که تا یک سوم آن شن ریخته اند و با یک نخ کلفت به تیر متصل است ضربه می زنند. هدف این است که افراد به موقع به بطری ضربه بزنند طوری که بطری به سایر بازیکنان برخورد کند. از طرف دیگر سایر بازیکنان می بایست به موقع جا خالی می دادند تا از ضربات دردآور بطری در امان باشند. ابتدا فکر کردم که بازی ساده ای است و از آنها خواستم تا من را هم بازی بدهند. طولی نکشید تا چند ضربه دردناک بطری را حس کردم و از طرفی در ضربه زدن به بطری در حال حرکت بسیار ضعیف بودم. اینجا بود که به جذابیت این بازی پی بردم. 

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

در روستا علاوه بر کودکان تعدادی از افراد محلی با شغلهای مختلف از قبیل میوه فروشی، بقالی، قصابی، کفاشی و … را ملاقات کردیم. تجربه به من نشان داده که آنان، افرادی بسیار مهربانند و دوست دارند تا به شما کمک کنند ولی اگر احساس کنند که نگرش شما به آنان شبیه یک سفید پوست استعمارگر است، آنگاه شرایط عوض خواهد شد و شما با یک انسان پرخاشگر روبرو می شوید. 

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

از تجربه های دیگر، ملاقات یک کشاورز در زمین کشاورزی بود. این مرد مشغول وجین مزرعه ذرت بود. از او پرسیدم که قیمت زمین او چقدر است؟ گفت که چون این زمین کشاورزی در داخل روستا قرار دارد نسبت به زمینهای دیگر با ارزشتر است. مساحت آن حدود یک هکتار است و  بیش از 15 میلیون شیلینگ کنیا  می ارزد. با یک حساب سرانگشتی تقریبا متری 11.5 دلار آمریکا برایش قیمت گذاشته بود. 

در ادامه مسیر دو پسربچه را دیدم که مشغول بازی فوتبال با یک توپ دست ساز از جنس پارچه، نخ و بندهای پلاستیکی بودند.

Kenya, Afshin Iranpour

کمی جلوتر زنی را به همراه بچه اش دیدم که از روی زمین موریانه جمع می کرد. به من گفت که اینها را برای تهیه غذا استفاده می کند و منبع خوبی برای پروتئین می باشد.

Kenya, Afshin Iranpour

یکی از شغلهای بسیار معمول که در سر هر چهارراه یافت می شود، موتورسیکلت سوارانی است که به مسافرکشی اشتغال دارند. در یکی از روزهایی که برای سوختگیری اتومبیل در یک جایگاه سوخت ایستاده بودیم. یکی از همین موتورسواران آمد و فقط نیم لیتر بنزین زد. بسیار تعجب کردم و از راننده خودمان پرسیدم که مگر قیمت بنزین چقدر است که موتورسوار باک بنزینش را پر نکرد؟! او گفت که بسیاری از این موتورها اجاره ای است و احتمالا موتورسواری که ما دیده ایم تصمیم داشته تا موتور را به صاحبش پس بدهد و نمی خواسته که پول بیشتری صرف بنزین بکند!

Kenya, Afshin Iranpour

بعد از دو ساعت پرسه زدن در روستا به بیمارستان بازگشتم. مراسمی برای اختتامیه و تشکر از همه کارکنان بیمارستان که چند برابر ساعت نرمال کاری خود زمان در بیمارستان گذاشته بودند برگزار شد.

سپس به هتل رفتیم و خودمان را برای مراسم شام که در یک رستوران برگزار می شد آماده کردیم. 

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

سه شنبه 23 آوریل:

طبق برنامه می بایست ساعت 7:30 به سمت نایروبی پرواز کنم. به راننده هتل گفتم تا ساعت 6 صبح من را به فرودگاه ببرد. ساعت 6:05 سوار اتومبیل شدم و به سمت فرودگاه حرکت کردیم. هنوز کمی از هتل دور نشده بودیم که متوجه شدم تمام چراغ های خطر اتومبیل روشن است. چند دقیقه بعد وارد یک پمپ بنزین شد و من خوشحال شدم که حداقل به علت تمام شدن بنزین در میان راه متوقف نخواهیم شد. اما او فقط به تنظیم باد تایرهای اتومبیل اکتفا کرد و اعتنایی به چراغ کمبود بنزین نکرد. 

ساعت 6:30 به فرودگاه کوچک الدورت رسیدم. به سرعت بار خود را تحویل دادم و منتظر ماندم تا سوار بر هواپیمای ملخی شوم. خوشبختانه جای بسیار خوبی در کنار پنجره داشتم و کل مسیر را از مشاهده مناظر زیبا لذت بردم. 

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

ساعت 8:30 در فرودگاه نایروبی فرود آمدم. کمی بعد اشکان که مدتی است ساکن نایروبی است به سراغ من آمد و چند ساعت را با هم در شهر نایروبی گردش  کردیم. نایروبی مثل بسیاری از شهرهای بزرگ دنیا محله های خوب و بد دارد. اشکان تصمیم گرفت تا بیشتر محله های خوب شهر را به من نشان دهد. ابتدا به مرکز شهر و بعد برای کمی خرید سوغاتی به یکی از مراکز فروشگاهی شهر رفتیم. ناهار را در یکی از مالهای زیبای شهر صرف کردیم. 

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

پارک ملی نایروبی در مجاور فرودگاه واقع شده است. گاهی مسافرانی که به سمت فرودگاه می روند می توانند گله های گورخر سرگردان در پارک را مشاهده کنند. 

ساعت 2:30 به فرودگاه برگشتم تا به پرواز ساعت 5:20 دبی برسم.

 

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

af6872@gmail.com

www.kanoonirangardan.ir

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

Share

نوشته سفر به کنیا- Campaign 52 اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%86%db%8c%d8%a7-campaign-52/feed/ 0
سفر به بالکان- قسمت اول: اسلوونی https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%a7%d9%86-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d9%88%d9%88%d9%86%db%8c/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%a7%d9%86-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d9%88%d9%88%d9%86%db%8c/#comments Mon, 01 Apr 2024 06:45:57 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=20737 سفر به بالکان- قسمت اول: اسلوونی  در تابستان ۱۴۰۲ تصمیم ...

نوشته سفر به بالکان- قسمت اول: اسلوونی اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
سفر به بالکان- قسمت اول: اسلوونی 

افشین ایران پور، اسلوونی

در تابستان ۱۴۰۲ تصمیم گرفتیم تا به چند کشور که قبلا قسمتی از کشور یوگسلاوی بودند سفر کنیم. برای این سفر ۱۳ روز زمان داشتیم و همین موضوع برنامه ریزی سفر را دشوار می کرد. با کمی بررسی متوجه شدم که بهتر است سفر را محدودتر کنم. همانطور که میدانید یوگسلاوی بعد از فروپاشی به کشورهای اسلوونی، کرواسی، بوسنی و هرزگوین، مونته نگرو، مقدونیه شمالی و صربستان تقسیم شد. 

ما تصمیم گرفتیم که فقط از چهار کشور اول بازدید کنیم.

در این گزارش سعی کرده ام فقط به مناطقی که در منطقه اسلوونی بود بپردازم و سایر کشورها را در گزارشهای دیگر بیاورم.

سفر به منطقه بالکان مخصوصا کشور سابق یوگسلاوی بدون اطلاع از تاریخ آن بسیار بی معنی خواهد بود. لذا در ادامه مطالب اندکی درباره این منطقه با تمرکز بیشتر بر روی اسلوونی خواهم آورد. 

 

اسلوونی نظیر کرواسی زیر سلطهٔ امپراتوری عثمانی نرفت ولی قدرت‌های ناحیه‌ای اروپایی نظیر جمهوری ونیز و باواریا به ویژه امپراتوری اتریش-مجارستان قرنها بر این قسمت حاکمیت داشتند. حکومت محلی باواریا از قرن هفتم و هم‌زمان با ورود اسلاوها به اسلوونی بر آن دست یافت و تا قرن سیزدهم و ورود امپراتوری اتریش-مجارستان به حضور خود ادامه داد. منطقه اسلوونی امروزی قرن‌ها متعلق به اتریش بود.  در سال ۱۸۶۶ برخی از نواحی اسلوونی‌نشین جزئی از ایتالیا شدند. اسلوونی از سال ۱۹۱۸ به بعد در زمرهٔ جمهوریهای سه‌گانه پادشاهی یوگسلاوی قرار گرفت. در آن زمان، در دوره ۱۹۱۹–۱۹۲۰، مرزهای اسلوونی در پیمان سن ژرمن (مرز شمالی)، پیمان راپالو (مرز غربی) و پیمان تریانون (مرز شمال شرقی) تعیین شد. پس از اشغال اسلوونی در سال ۱۹۴۱ (که در آن خاک این کشور بین آلمان، ایتالیا و مجارستان تقسیم شد) جبهه آزادیبخش اسلوونی مبارزه شدیدی را برای آزادی آغاز کرد و این جبهه در این نبرد به پارتیزان‌های تیتو پیوست. در ۱۰ اوت ۱۹۴۵، اسلوونی با عنوان «جمهوری خلق اسلوونی» تبدیل به بخشی از جمهوری فدرال سوسیالیستی یوگسلاوی شد. این واحد سیاسی جدید چند ماه بعد، در پی یک انتخابات غیر آزاد که در ۱۱ نوامبر برگزار شد، جمهوری خلق فدرال یوگسلاوی، نام گرفت. یکبار دیگر در ۱۹۶۳–۱۹۹۱، نام آن به جمهوری فدرال سوسیالیستی یوگسلاوی (SFRJ) تغییر نام یافت. پس از ۱۹۴۴ در کنار پاکسازی‌های سیاسی، پاکسازی قومی نیز در اسلوونی صورت گرفت. در آن زمان آلمانی‌تباران بومی اسلوونی به همراه آلمانی‌های مهاجری که توسط نازی‌ها به اینجا فرستاده شده‌بودند از کشور اخراج شدند.

اسلوونی ثروتمندترین جمهوری در فدراسیون یوگسلاوی بود. در ۷ مارس ۱۹۹۰ نام «جمهوری سوسیالیستی اسلوونی» به «جمهوری اسلوونی» تغییر کرد. اسلوونی در سال ۱۹۹۱ کشوری مستقل شد. پیش از این استقلال جنگی ده‌روزه درگرفت، که با توافق‌نامه بریونی متوقف شد. اسلوونی در ۱ مه سال ۲۰۰۴، به اتحادیه اروپا پیوست و پس از آن نیز عضو ناتو شد. یکم ژانویه ۲۰۰۷، اسلوونی رسماً به منطقه یورو پیوست و واحد پول پیشین یعنی تولار اسلوونی را کنار گذاشت.

اسلوونی از غرب با ایتالیا، از شمال با اتریش، از جنوب و جنوب شرقی با کرواسی و از سمت شمال شرق با مجارستان هم‌مرز است. وسعت آن حدود ۲۰ هزار کیلومتر مربع(به اندازه استان ایلام ) و جمعیت آن حدود دو میلیون نفر است.ویکی پدیا فارسی”

 

گزارش سفر:

 

شنبه ۱۲ آگوست ۲۰۲۴، ۲۱ مرداد ۱۴۰۲:

ما با پرواز خطوط هوایی ترکیش در ساعت ۸ صبح وارد فرودگاه کوچک لیوبلیانا (Ljubljana Jone Pucnik Airport) شدیم. طبق معمول به همراه داشتن پاسپورت ایرانی همواره سبب می شود تا پلیس گذرنامه  چند سوال و جواب بیشتر ما را مهمان کند. طبعا وقتی به محل تحویل چمدانها رسیدیم همه رفته بودند و از چمدانهای ما خبری نبود. بلافاصله متوجه شدم که تاخیر در پرواز دبی- استانبول سبب شده است که بار ما به موقع به پرواز استانبول-لیوبلیانا نرسد. به قسمت بار مراجعه کردم و مشکل را برای مسئول آنجا توضیح دادم او هم با آرامش تمام به من گفت که با پرواز بعدی بار ما خواهد آمد و ما می توانیم خودمان مراجعه کنیم و یا آدرس هتل را به او بدهیم تا چمدانها را برایمان به هتل بفرستد. مجبور شدم که به او توضیح دهم که هتل محل اقامت ما در شهر زاگرب است که پایتخت کشور کرواسی است. انتظار داشتم بگوید که ارسال بار به کشور دیگر ممکن نیست که او چنین پاسخی نداد و از من خواست تا آدرس و شماره تلفن هتل را به او بدهم و قول داد تا قبل از طلوع آفتاب ما چمدانهایمان را دریافت خواهیم کرد. همچنین به من گفت که می توانم وسایل مورد نیاز از قبیل مسواک و … را بخرم و صورتحساب را برای شرکت هواپیمایی ترکیش بفرستم تا آنها پرداخت کنند. همینجا این مطلب را بگویم همان شد که او گفت و ما صبح روز بعد چمدانهایمان را پشت درب اتاق یافتیم. 

افشین ایران پور، اسلوونی

 با خروج از محوطه فرودگاه ابتدا تصمیم گرفتیم تا صبحانه مختصری در یکی از معدود کافه های فرودگاه بخوریم. هوای مطبوع و بسیار تمیز خستگی راه را از تن به در کرد. سپس به سمت دفتر اجاره اتومبیل که در قسمت پارکینگ فرودگاه قرار داشت رفتیم. خوشبختانه کوچک بودن فرودگاه این حسن را داشت که همه چیز بسیار در دسترس و نزدیک بود. مسئول اجاره اتومبیل از من پرسید که چند نفر هستیم و چند چمدان داریم. بعد از میان چند تا سوییچ ماشین که جلو دستش بود یکی را انتخاب کرد و به من داد و با هم به سمت محل پارک اتومبیلها آمدیم. خوشبختانه یک دستگاه فولکس واگن T-Roc مدل ۲۰۲۳ را به ما داد که بسیار نو بود و به جرات می توانم بگویم که ما دومین نفر بودیم که از آن استفاده می کردیم. 

وسایل را بار زدیم و طبق برنامه ریزی قبلی به سمت دریاچه فیروزه ای رنگ Bled حرکت کردیم. جاده ها از کیفیت خوبی برخوردار بودند و عوارض جاده ای هم وجود نداشت. ما با گذر از شهر کوچک و توریستی Bled به دریاچه ای بسیار زیبا در دامنه کوههای آلپ رسیدیم که عکسهای متعددی از آن را در سایتهای گردشگری اسلوونی دیده بودم.  

افشین ایران پور، اسلوونی
افشین ایران پور، اسلوونی

ابتدا برای بازدید از قلعه به بالای صخره ای که مشرف به دریاچه بود رفتیم. ورودیه آن ۷ یورو است و برای بازدید از آن حداقل نیم ساعت زمان نیاز است. ساختمان داخل قلعه به موزه تبدیل شده است. از بالکن و محوطه خارجی آن، بهترین منظره از دریاچه و جزیره داخل آن را می توان مشاهده کرد. این بنا یک ساختمان قرون وسطایی است و گفته می شود قدیمی ترین قلعه اسلوونی می باشد. یک کلیسا کوچک نیز در داخل قلعه وجود دارد.

افشین ایران پور، اسلوونی

افشین ایران پور، اسلوونی

افشین ایران پور، اسلوونی

افشین ایران پور، اسلوونی

افشین ایران پور، اسلوونی

دور و بر دریاچه کاملا شلوغ بود و به سختی پارکینگ پیدا کردیم. قایقهای کوچک و جذابی که فقط مخصوص این دریاچه هستند یکی از جاذبه های این منطقه اند و حتما باید تجربه سوار شدن  آنها را داشته باشید. تقریبا ۱۵ نفر گنجایش دارند و قایقران به صورت ایستاده پاروها را که در انتهای قایق قرار دارند به حرکت درمی آورد. به نظر کار سخت و طاقت فرسایی می آید ولی در فصولی که توریستها به این محل می آیند قطعا درآمد خوبی برای محلی ها دارد. به این قایق ها Pletna می گویند. از هر کجای دریاچه که سوار شوید شما را به جزیره کوچکی در مرکز دریاچه می برند. نیم ساعت فرصت خواهید داشت تا از این جزیره کوچک که یک کلیسا در آن وجود دارد بازدید کنید و یک بستنی خوشمزه در آنجا بخورید. همچنین این امکان وجود دارد که در دریاچه شنا یا قایقرانی کنید. از ایستگاهی که ما سوار پلتنا شدیم تقریبا ۲۰ دقیقه طول کشید تا به جزیره رسیدیم. 

افشین ایران پور، اسلوونی

افشین ایران پور، اسلوونی

افشین ایران پور، اسلوونی

افشین ایران پور، اسلوونی

 

پیاده روی در کنار دریاچه از فعالیت هایی است که تقریبا تمام افرادی که به این محل می آیند انجام می دهند. تعداد زیاد هتلها و رستورانها بیانگر این است که توریستهای زیادی به این محل سفر می کنند. ما تقریبا ۳ ساعت را در این منطقه گذراندیم.  سفر ما در کشورهای کرواسی، بوسنی و هرزگوین و مونته نگرو ادامه یافت و در غروب چهارشنبه ۲۳ آگوست کشور کرواسی را از مرز Plovanija ترک کردیم و وارد اسلوونی شدیم و به سمت شهر ساحلی Piran حرکت کردیم. کرواسی خط ساحلی کوتاهی در دریای آدریاتیک دارد و شهر پیران مهمترین شهر این خط ساحلی است. پیران زیباترین شهر در سواحل اسلوونی است و تا حدودی به شهر دوبرونیک شباهت دارد. به خاطر نزدیکی به ایتالیا، این شهر در بیشتر طول تاریخ قسمتی از کشور روم و یا تحت نفوذ آن بود. خوشبختانه ورود اتومبیل به قسمت مرکزی شهر ممنوع است و می بایست اتومبیل را در پارکینگ خارج از بافت مرکزی پارک کرد و پیاده و یا استفاده از اتوبوسهای برقی به مرکز شهر رسید. در میدان Tartinijey که مجسمه ویولونیست معروف و اهل این شهر-جوزپه تارتینی- در مرکز آن قرار داده شده است، تعداد قابل توجهی رستوران و کافه وجود دارد و ما شام خود را در آنجا صرف کردیم. با کمی پیاده روی می شود قسمت ساحلی شهر و بافت قدیمی با آن کوچه های باریک و تو در تو را دید. خانه های این شهر نیز بر طبق فرمول بیشتر شهرهای کناره دریای آدریاتیک اکثرا نارنجی رنگ هستند.

افشین ایران پور، اسلوونی

افشین ایران پور، اسلوونی

 محل اقامت ما در یک خانه ویلایی در شمال شرقی شهر با منظره ای عالی به سمت دریا بود. ما برای یک شب اقامت در این خانه سه خوابه ۲۰۰ یورو پرداختیم.

افشین ایران پور، اسلوونی

 

پنجشنبه، بیست و چهارم آگوست ۲۰۲۴. دوم شهریور ۱۴۰۲:

مقصد بعدی ما شهر ساحلی Koper‌ بود. تقریبا نیم ساعت طول کشید تا این مسیر کوهستانی که منظره بسیار زیبایی از کوه و دریا داشت را طی کردیم.

افشین ایران پور، اسلوونی

 شهر کوپر یکی از بندرهای قدیمی در دریای آدریاتیک است که بیشترین شهرت آن بخاطر صادرات نمک بود. دیدنی‌های کوپر شامل کاخ پراتورین قرن پانزدهمی و لژیا به سبک گوتیک ونیزی، کلیسای کارمین روتوندا متعلق به قرن دوازدهم، و کلیسای جامع سنت نازاریوس با برج قرن چهاردهمی است. 

ما بعد از ورود به شهر اتومبیل خود را در یک پارکینگ عمومی نزدیک بندر پارک کردیم و از میان کوچه های باریک خودمان را به میدان مرکزی شهر به نام میدان Titov رساندیم. چند تا از بناهای قدیمی شهر در این میدان قرار دارند. مهمترین آنها کاخ Praetorian است که قسمتی از آن به اداره میراث فرهنگی تبدیل شده است. برای بازدید از داخل کاخ باید در تورهایی که در ساعات مشخص انجام می شوند ثبت نام کرد که ما با توجه به برنامه ای که داشتیم نتوانستیم داخل این کاخ را ببینیم. نمای خارجی آن بنایی سفید رنگ است و از طریق راه پله ای در خارج از ساختمان می توان به طبقه دوم دسترسی داشت. این بنا متعلق به قرن ۱۵ است. در گوشه دیگر این میدان کلیسا با برج ساعت ۳۶ متری قرار دارد. در اطراف این میدان ساختمانهایی که قدمت آنها به اواخر قرن ۱۷ و قرن ۱۸ برمیگردد هنوز وجود دارد.

افشین ایران پور، اسلوونی

افشین ایران پور، اسلوونی

افشین ایران پور، اسلوونی

افشین ایران پور، اسلوونی

ما شهر زیبای کوپر را به سمت یکی از مهمترین مکانهای دیدنی اسلوونی ترک کردیم. غارهای Skocjan در ۴۰ کیلومتری شمال شرقی کوپر است. وقتی ما به این محل رسیدیم با تابلویی مواجه شدیم که روی آن نوشته شده بود: “تمام بلیت ها فروخته شده است”. با این وجود اتومبیل را پارک کردیم و به باجه بلیت فروشی مراجعه کردیم. مسئول مربوطه به ما گفت که معمولابلیت ها از چند روز قبل فروخته شده است و گاهی ممکن است شخصی بلیت خود را کنسل کند و در این مواقع شاید بتوان بلیت پیدا کرد. او که در سیستم رزرواسیون خود مشغول بود به من گفت که چهار بلیت برای ساعت ۱۲ ظهر  روز بعد وجود دارد. علی رغم اینکه ما برای روز بعد برنامه کاملی داشتیم ولی بی درنگ آن چهار بلیت را خریدیم. قیمت ورودیه برای بزرگسالان ۱۶ و بچه ها هفت و نیم یورو بود. 

بلافاصله به سمت غارهای Postojna که فقط ۳۰ کیلومتر در شمال ما بود حرکت کردیم. از محوطه بسیار وسیع و همچنین کافه رستورانها و مغازه ها و غرفه های سوغاتی فروشی متوجه شدیم که این مکان توریستی تر است. قیمت بلیت ورودیه با امکان بازدید از قلعه Predjama مجموعا ۴۲ یورو می باشد. این غار یکی از بزرگترین غارهای جهان است که ۲۴ کیلومتر طول دارد اما برای بازدیدکنندگان امکان بازدید از ۵ کیلومتر آن وجود دارد. این غار توسط رودخانه پیوکا که از لایه های کارستی عبور می کند ایجاد شده است. آثاری از حضور انسان از قرن ۱۲ در این غار مشاهده شده است هرچند که کاوش از اواخر قرن ۱۷ در آن آغاز شد و نخستین بار در سال ۱۸۱۸ برای بازدید عموم آماده شد. برای پیمایش این غار تقریبا مسیری به طول یک و نیم کیلومتر را می بایست پیاده طی کرد و سه و نیم کیلومتر را توسط قطار برقی. 

افشین ایران پور، اسلوونی

افشین ایران پور، اسلوونی

از نکات جالب این غار می توان به وجود نوع خاصی از سمندر به نام Olm اشاره کرد که نمونه هایی از آن در آکواریوم تاریکی در غار وجود دارد. همچنین یک باجه پستی در داخل غار قرار داده شده تا بازدیدکنندگان بتوانند کارت پستال به آدرس دوستان خود ارسال کنند.

افشین ایران پور، اسلوونی

 زمان در نظر گرفته شده برای بازدید از این غار حدود یک ساعت و نیم است. بازدید کنندگان با اشکال جالبی که توسط استالاگمیت ها و استالاکتیت ها ایجاد شده اند شگفت زده می شوند. دمای داخلی غار در تابستان و زمستان تقریبا ثابت و حول و حوش ۱۰ درجه سانتیگراد است بنابراین همراه داشتن لباس مناسب ضروری است. 

افشین ایران پور، اسلوونی

افشین ایران پور، اسلوونی

افشین ایران پور، اسلوونی

 

افشین ایران پور، اسلوونی

افشین ایران پور، اسلوونی

قلعه Predjama در ۱۰ کیلومتری غرب غار قرار دارد و ما چون بلیت این قلعه را خریده بودیم می توانستیم از اتوبوسهای رایگان که هر ۱۵ دقیقه به آنجا میرفت استفاده کنیم. از محل پارکینگ تا دهانه غار تقریبا ۱۰ دقیقه پیاده روی باید کرد و در تمام طول این مسیر منظره زیبایی از قلعه که در دل یک صخره ۱۲۳متری جای گرفته در پیش رو قرار دارد.

افشین ایران پور، اسلوونی

 برای ساخت این قلعه از یک غار طبیعی استفاده شده است و بیشتر فضای داخلی این قلعه در داخل کوه است. ظاهرا این قلعه در قرن سیزده ساخته شده است (یعنی بیش از ۸۰۰ سال قدمت دارد) و در طول تاریخ چندین بار صدمه های جدی دیده است. رودخانه لوکوا وارد همان غاری که قلعه در آن ساخته شده می شود و در اعماق زمین ناپدید می شود. تاریخ این قلعه با افسانه شوالیه دزد Erazem Predjamski مرتبط است که پس از اختلاف با امپراتور اتریش فردریک سوم، بیش از یک سال با موفقیت در برابر محاصره کنندگان قلعه مقاومت کرد تا اینکه یکی از خدمتکارانش با روشن کردن شمعی در قلعه به او خیانت کرد. در قلعه می توانید انواع اقلام اصلی و همچنین ماکت ها و مدل ها را مشاهده کنید که روزگاری به کار می آمدند. اتاق شوالیه و سالن غذاخوری از جذاب ترین اتاقهای این قلعه هستند، در طبقه سوم، سالن رنسانس قرار دارد که شامل اسلحه و ابزار شکار به همراه تعدادی شاخ گوزن متعلق به آخرین مالک قلعه -شاهزاده ویندیشگرتز- به نمایش گذاشته شده است. برای بازدید از این قلعه یک ساعت اختصاص دهید.

افشین ایران پور، اسلوونی

افشین ایران پور، اسلوونی

افشین ایران پور، اسلوونی

افشین ایران پور، اسلوونی

هوا کاملا تاریک شده بود که به شهر لیوبلیانا رسیدیم. لیوبلیانا پایتخت کشور اسلوونی است. رودخانه ای به همین نام از وسط شهر عبور می کند و بیشتر مناطق دیدنی و گردشگری شهر در اطراف همین رود قرار دارند. تعداد زیاد رستوران و کافه در همین محل، سبب شده  برخلاف خیلی از کشورهای اروپایی تا پاسی از شب رفت و آمد در آنجا برقرار باشد و به بازدید کنندگان این حس را القا کند که در یک شهر زنده قدم می زنند. شهر بسیار تمیز است و بسیاری از مردم از دوچرخه برای رفت و آمد استفاده می کنند. 

افشین ایران پور، اسلوونی

افشین ایران پور، اسلوونی

ما در هتل city یک شب اقامت کردیم . بابت آن ۲۵۰ یورو پرداختیم. بر روی رودخانه لیوبلیانا تعدادی پل احداث شده است که برخی از آنها قدیمی هستند. Dragon Bridge یکی از این پلهاست که در سال ۱۹۰۱  احداث شد و یکی از نخستین سازه های بتنی در این شهر بود. ابتدا چهار مجسمه شیر در اطراف پل کار گذاشتند که بعد  آنها را با ۴ مجسمه بزرگ و ۱۶ مجسمه کوچک برنزی به شکل اژدها جایگزین کردند.

افشین ایران پور، اسلوونی

پل Butcher با فاصله کمی از پل اژدها ساخته شده است. این پل در سال ۲۰۱۰ کاملا بازسازی شد و با مجسمه های آدم و حوا، صدف و قورباغه تزیین شده است. همچنین تعداد زیادی قفل به نرده های پل متصل است که بیشتر جنبه نذر دارد!

افشین ایران پور، اسلوونی

قلعه لیوبلیانا بر روی تپه ای که مسلط به رود است ساخته شده است. زیباترین پل این رودخانه، Triple Bridge نام دارد. این پل پرترددترین پل شهر است. پل اولیه که چوبی بود در سال ۱۲۸۰ احداث شد ولی بعدا در یک آتش سوزی از بین رفت و بجای آن یک پل سنگی ساختند.  معمار مشهور اسلوونی Jože Plečnik, نرده های فلزی پل سنگی قدیمی را برداشت و هر سه پل را با نرده ها و پله های سنگی و چراغهایی برای روشنایی پل تجهیز کرد. از هر یک از پل‌های جانبی، دو راه پله به تراس‌هایی منتهی می‌شوند که درست بالای رودخانه قرار دارند، جایی که درختان صنوبر برای کمک به ظاهر کلی پل کاشته شده‌اند.

افشین ایران پور، اسلوونی

بافت قدیمی شهر لیوبلیانا در لیست میراث جهانی ثبت شده است.

 

جمعه ۲۵ آگوست:

پرواز برگشت ما ساعت ۸:۳۰عصر بود و به همین دلیل فرصتی داشتیم تا به سرعت چند سایت را که ندیده بودیم، ببینیم. در مسیر راه به سمت غارهای Skocjan به شهر کوهستانی Idrija رفتیم. این منطقه که طبیعتی زیبا دارد یکی از مهمترین معادن جیوه در اروپا است. تعدادی از این معادن هنوز مشغول به کار هستند و تعدادی از آنها تعطیل شده اند. یکی از این معدنها که در داخل شهر قرار داشته، اکنون تبدیل به موزه شده است. ما کمی قبل از ساعت ۱۰ صبح به موزه رسیدیم که بسته بود و مجبور شدیم تا ساعت ۱۰ صبر کنیم تا متصدی موزه بیاید.

افشین ایران پور، اسلوونی

افشین ایران پور، اسلوونی

 در موزه اطلاعات بسیار خوبی درباره زمین شناسی این منطقه، نحوه استخراج و خالص سازی جیوه ارائه می شود. چون این موزه در محل یکی از معدنهای قدیمی احداث شده، لذا می توان به داخل معدن رفت و از نزدیک با فضای داخل معدن و نحوه کار ابزارآلات و پروسه استخراج جیوه آشنا شد. 

افشین ایران پور، اسلوونی

افشین ایران پور، اسلوونی

افشین ایران پور، اسلوونی

افشین ایران پور، اسلوونی

افشین ایران پور، اسلوونی

قبل از ساعت ۱۲ به غار Skocjan رسیدیم و راس ساعت ۱۲ به صورت گروهی به سمت در غار حرکت کردیم. تقریبا با ۱۰ دقیقه پیاده روی به در غار رسیدیم. راهنما کمی درباره غار و همچنین قوانین بازدید از غار  برای ما توضیح داد که یکی از این قوانین ممنوعیت عکسبرداری در داخل غار بود. از طریق یک تونل چند ده متری وارد غار شدیم. این غار به خاطر ویژگی های خاصی که دارد در لیست میراث جهانی به عنوان یک اثر طبیعی شاخص ثبت شده است.

افشین ایران پور، اسلوونی

افشین ایران پور، اسلوونی

با ورود به غار کم کم استالاگمیت ها و استالاکتیتها که اشکال عجیب و غریبی را خلق کرده اند در جلو چشم ظاهر می شوند. اما قسمت عجیب در این غار وقتی آشکار می شود که شما وارد محوطه ای می شوید که داستان تخیلی سفر به اعماق زمین نوشته ژول ورن را جلو چشم شما می آورد. شما به ناگاه خود را در جایی پیدا می کنید که رودخانه ای خروشان بیش از ۱۰۰ متر پایین پای شما در کف غار جریان دارد.  مسیر پیاده روی بر دیواره غار حفر شده تا بازدیدکنندگان با خطر سقوط مواجه نشوند و این مسیر که با لامپهای زرد رنگ روشن شده است همچون ماری در دل تاریکی پیچ می خورد و اما -بی شک- زیباترین قسمت پل فلزی است که با ارتفاع ۴۵ متر از کف رودخانه احداث شده است. با کمی دقت می توان یک پل چوبی-تسمه ای را کمی بالاتر از این پل فلزی مشاهده کرد که توسط غارنوردان و بر روی مسیر قدیمی پیش از بازگشایی غار برای عموم ساخته شده بود. من به سبب علاقه ای که دارم از غارهای زیادی که هرکدام زیبایی خاص خودشان را داشته اند، بازدید کرده ام ولی به جرات می توانم بگویم این غار یکی از پرابهت ترین و عجیب ترین غارهایی بود که تاکنون دیده ام. علی رغم احترامی که برای قوانین محلی قائلم ولی نتوانستم در برابر منظره ای که در جلو دیدگانم بود مقاومت کنم و یک عکس از پل و یک عکس از مسیر گرفتم. هر چند که بعدا در موزه، کتابی پیدا کردم که چند عکس زیبا از محوطه داخلی غار در آن بود. 

افشین ایران پور، اسلوونی

افشین ایران پور، اسلوونی

راهنما با نشان دادن اثر آب بر روی دیواره غار به ما توضیح داد که چند بار در اثر سیلهای فصلی، آب رودخانه تا بیش از ۱۰۰ متر در غار بالا رفته است. در دو قسمت از غار ریزشهای عظیمی صورت گرفته و تالارهای بزرگی را شکل داده که ارتفاع یکی از آنها از کف رودخانه بیش از ۱۴۰ متر است. حدودا یکساعت و نیم طول کشید تا ما به خروجی غار رسیدیم و وارد فضای جنگلی شدیم. ادامه مسیر بعد از ۱۵ دقیقه ما را به باجه بلیت فروشی رساند.

افشین ایران پور، اسلوونی

افشین ایران پور، اسلوونی

افشین ایران پور، اسلوونی

 در کنار این محل یک موزه قرار دارد که ورودی آن رایگان است. این موزه علاوه بر اینکه شما را با ابزارآلاتی که کاشفان اولیه تا غارنوردان حرفه ای برای کشف این غار استفاده کرده اند آشنا می کند، اطلاعات بسیار جالبی از نحوه تشکیل غارهای کارستی و همچنین شواهدی از زیستگاه ۱۰ هزار ساله انسانهای نخستین، به بازدید کننده ارایه می دهد. بر اساس نقشه ای که در موزه وجود دارد، این غار دارای دالانهای دیگری نیز می باشد که فقط غارنوردان مجاز به ورود آن هستند.

افشین ایران پور، اسلوونی

ساعت ۳ بعدازظهر به سمت فرودگاه به راه افتادیم ولی قبل از آن تصمیم گرفتیم تا از کلیسا سنت Michael در حومه جنوبی لیوبلیانا بازدید کنیم. این کلیسا توسط Jože Plečnik طراحی شده است و نمای آن با همه کلیساهایی که تاکنون دیده ایم متفاوت است. نمای خارجی به شکل یک ساختمان دو طبقه که برج ناقوس در وسط قرار گرفته و دسترسی به کلیسا با یک راه پله است که از حیاط به طبقه دوم و درست به زیر برج ناقوس می رسد. متاسفانه درب کلیسا بسته بود و ما نتوانستیم داخل کلیسا را ببینیم.

افشین ایران پور، اسلوونی

از آنجا به سمت فرودگاه حرکت کردیم و بعد از تحویل اتومبیل با خطوط هوایی ترکیش و بعد از یک توقف کوتاه به دبی رسیدیم.

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

af6872@gmail.com

www.kanoonirangardan.ir

 

 

 

Share

نوشته سفر به بالکان- قسمت اول: اسلوونی اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%a7%d9%86-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d9%88%d9%88%d9%86%db%8c/feed/ 1