Africa بایگانی - کانون گردشگران جوان ایران https://kanoonirangardan.ir/tag/africa/ سفر مسولانه و ارزان قیمت Tue, 21 May 2024 21:15:57 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=6.5.7 سفر به کنیا- Campaign 52 https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%86%db%8c%d8%a7-campaign-52/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%86%db%8c%d8%a7-campaign-52/#respond Wed, 15 May 2024 07:46:32 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=20892 در اوایل نوامبر ۲۰۲۳ یکی از همکاران جراح، به من پیشنهاد داد تا گروه آنها را در سفر به کشور کنیا همراهی کنم. این سفر در قالب یک تیم پزشکی بین المللی تحت عنوان Campaign 52 قرار بود انجام شود. هدف از این سفر انجام حداقل ۵۲ عمل جراحی با تمرکز بر فیستولهای مقعدی-تناسلی بود. 

نوشته سفر به کنیا- Campaign 52 اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
سفر به کنیا- Campaign 52

Kenya, Afshin Iranpour

در اوایل نوامبر ۲۰۲۳ یکی از همکاران جراح، به من پیشنهاد داد تا گروه آنها را در سفر به کشور کنیا همراهی کنم. این سفر در قالب یک تیم پزشکی بین المللی تحت عنوان Campaign 52 قرار بود انجام شود. هدف از این سفر انجام حداقل ۵۲ عمل جراحی با تمرکز بر فیستولهای مقعدی-تناسلی بود. 

تاریخ سفر ۱۳ تا ۲۳ آوریل ۲۰۲۴ تعیین شد. قرار شد تا با کمک روابطی که داریم مقداری از لوازم مصرفی را تهیه کنیم و با خود به کنیا ببریم. 

بعد از چند جلسه آنلاین با اعضا گروه آشنا شدیم و هماهنگیهای لازم برای سفر انجام شد. گروه مشتمل بر ۵ جراح کولورکتال، ۲ جراح زنان و زایمان، ۲ متخصص بیهوشی و ۴ دانشجو بود. همچنین تیم بسیار با تجربه ای در کنیا، گروه ما را یاری می کرد. اعمال جراحی قرار بود در بیمارستانی در شهر Eldoret در ۳۰۰ کیلومتری شمال غربی نایروبی انجام شود. این مرکز درمانی،یکی از مهمترین بیمارستانهایی است که بیماران را به صورت رایگان پذیرش می کند و علاوه بر آن یکی از مراکز آموزشی برای جراحی های فیستول در قاره آفریقا است که به صورت گردشی پذیرای دوره های فوق تخصصی می باشد.  

Kenya, Afshin Iranpour

گزارش سفر:

سفر ما در نخستین ساعات شنبه 13  آوریل 2023 از فرودگاه دبی به مقصد نایروبی پایتخت کشور کنیا شروع شد. بنا به دلایل ناشناخته پرواز ما با حدود سه ساعت تاخیر انجام شد و پس از پنج ساعت در ساعت 7:30 به فرودگاه بین المللی جومو کنیاتا وارد شدیم. 

Kenya, Afshin Iranpour

فردی با کاغذی که اسم ما روی آن نوشته شده بود منتظر ما بود و به سرعت ما را به سمت محل تحویل بار هدایت کرد. بارها را گرفتیم و با ارایه نامه ای که از طرف بیمارستان قبلا برای اداره گمرک کنیا فرستاده شده بود توانستیم به سرعت و بدون مزاحمت از ترمینال بین المللی خارج شویم و به سمت سالن پروازهای داخلی برویم. متاسفانه وقتی رسیدیم کانتر بسته شده بود و ما پرواز را از دست دادیم. با ارائه مستندات مبنی بر اینکه دلیل از دست دادن پرواز، به تاخیر پرواز بین المللی برمیگردد توانستیم با حدود 10 دلار جریمه، بلیت پرواز بعدی که در ساعت 12 ظهر انجام می شد را بخریم.

Kenya, Afshin Iranpour

فرصت کافی داشتیم تا در رستوران فرودگاه خودمان را به چای و قهوه دعوت کنیم. کمی بعد دو نفر دیگر از اعضای گروه که از آمریکا آمده بودند به ما پیوستند و جملگی در ساعت 12 ظهر به سمت شهر Eldoret پرواز کردیم. هواپیمای ملخی و کوچک ما که در ارتفاع نسبتا پایین پرواز می کرد این شانس را به ما داد تا از مناظر بسیار زیبا در طول مسیر لذت ببریم.

Kenya, Afshin Iranpour

 

 Kenya, Afshin Iranpour

 کمتر از یک ساعت بعد در فرودگاه الدورت به زمین نشستیم. چند نفر از افرادی که قبلا از طریق ویدیو چت با آنها آشنا شده بودیم در خارج فرودگاه منتظر ما بودند. مستقیما به سمت هتل به راه افتادیم ولی قبل از رسیدن به هتل برای تهیه سیم کارت تلفن به مرکز شهر رفتیم. چون روز شنبه بود بیشتر ادارات و مغازه ها فقط تا ساعت 12 کار می کردند و در این قضیه فروشگاه فروش سیم کارت مستثنی نبود. خوشبختانه یکی از افرادی که با ما بود چند نفر را در بیرون فروشگاه پیدا کرد که سیمکارت  می فروختند و با کمک تبلت که همراهشان بود آن را رجیستر می کردند ولی برای نمی توانستند آن را شارژ کنند و این کار می بایست توسط سیستم دیگری انجام می شد. به هر حال کار خرید و شارژ سیمکارت انجام شد و همگی به هتل Boma که محل اقامت 10 روز آینده ما بود، رفتیم. 

Kenya, Afshin Iranpour

 

 

یکشنبه 15 آوریل:

طبق برنامه ریزی انجام شده، در ساعت 4 صبح با سه دستگاه ون مخصوص به سمت پارک ملی Nakuru حرکت کردیم و در ساعت 8:30 به در ورودی پارک رسیدیم. 

    Kenya, Afshin Iranpour

درست در مجاور در ورودی، کارگاه و فروشگاه مجسمه های چوبی و سنگی قرار دارد. فروشگاه بزرگ است و کارگاه در حیاط آن قرار دارد. کارگرها مشغول خلق مجسمه های چوبی به سبک آفریقای شرقی هستند. خرید از این فروشگاه این مزیت را دارد که به شما اطمینان می دهد، اجناس ساخته کشور چین نیستند! البته در نظر داشته باشید که مثل بسیاری از کشورهای آفریقایی، چانه زدن حرف اول را در این تجارت می زند. توصیه من به شما خواننده گرامی این است که طوری چانه بزنید که نهایتا جنس را با نصف قیمت پیشنهادی صاحب مغازه بخرید.

      Kenya, Afshin Iranpour

پارک ملی دریاچه ناکورو یکی از پربازدیدترین پارکهای ملی کنیا است. این پارک در لیست میراث جهانی ثبت شده است. هرچند وسعت این پارک خیلی زیاد نیست ولی از نظر تعداد گونه های جانوری بسیار غنی است. آب دریاچه ناکورو کمی قلیایی است و به همین دلیل محیط بسیار مناسبی برای رشد گونه ای جلبک است که غذای اصلی فلامینگوهای دریاچه است و رنگ دریاچه را هم به رنگ صورتی در آورده است. گردش در داخل این پارک با پرداخت 60 دلار امکان پذیر است. بیشتر مسیر در اطراف دریاچه است. ما در مدتی که در داخل این پارک بودیم توانستیم گونه هایی از غزال، بوفالو، واترباک، گراز آفریقایی، کرگدن سفید، اسب آبی، زرافه، گورخر، بابون، چند گونه میمون و انواع متعددی از پرندگان را مشاهده کنیم. 

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

ناهار را در اقامتگاه Sarova داخل پارک صرف کردیم و قبل از تاریک شدن هوا به سمت الدورت راه افتادیم. 

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

یکی از جذابیتهای جاده اصلی الدورت به نایروبی، عبور از خط استوا است که با تابلو ویژه ای علامتگذاری شده است و بیشتر توریستها برای عکاسی در کنار آن توقف می کنند. 

Kenya, Afshin Iranpour

دوشنبه 16 آوریل:

بیمارستان Gynocare Women’s & Fistula Hospital در حومه شهر الدورت و منطقه ای به نام Huruma قرار دارد. برای رسیدن به این بیمارستان می بایست از سر جاده اصلی، بیش از یک کیلومتر را در جاده خاکی و بسیار ناهموار طی کرد.

Kenya, Afshin Iranpour

 در تاریخچه این بیمارستان آمده است که:” بیمارستان زنان و فیستول Gynocare در سال 2009 پس از فراخوان دکتر هیلاری مابیا برای رسیدگی به وضعیت نگران کننده ای که در آن یک بیمار 19 ماهه توسط یک فرد ناشناس مورد تجاوز جنسی قرار گرفته بود، تأسیس شد. در ابتدا این مرکز به عنوان یک کلینیک سرپایی شروع به کار کرد اما درهای خود را به روی جراحی فیستول در 19 ژوئن 2011 باز کرد. موارد فیستول تمرکز اصلی بیمارستان می باشد. با کمک سازمان های دیگر، آموزش فیستول و درمان آن به زنان با توجه به اینکه این جراحی ها به صورت رایگان انجام می شود، به طور گسترده ای گسترش یافته است. این بیمارستان یک مرکز ارجاع در جراحی های فیستول در کنیا است که برای جراح ها و متخصصین زنان دوره های آموزشی برگزار می کند. در این مرکز موارد بسیار پیچیده ای از فیستولهای واژن به روده- فیستول مثانه به واژن- فیستول کانال تناسلی به بیرون پوست تحت عمل جراحی و مراقبت قرار می گیرد.

وقتی به بیمارستان رسیدیم با استقبال کارکنان و بیماران مواجه شدیم. خوشامدگویی به صورت سنتی با آویختن حلقه ای از گیاهان سبز شروع شد. سپس با رقص و موزیک آفریقایی ادامه یافت. در قسمتی از برنامه به هر کدام از مهمانها مقداری شیر داده شد تا بنوشند. مراسم با خوشامدگویی رسمی از طرف رییس مرکز درمانی و نماینده دولت ادامه یافت و پس از مراسم دعا از مهمانها خواسته شد تا خودشان را معرفی کنند. تعداد زیادی از بیماران که قرار بود در روزهای آینده تحت عمل جراحی قرار گیرند در این مراسم حاضر بودند. برخی از آنها از نقاط بسیار دورافتاده کشور به این بیمارستان آمده بودند.

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

 بعد از برگزاری مراسم در سالن کنفرانس بیمارستان حاضر شدیم و از قسمتهای مختلف بیمارستان بازدید کردیم. در هنگام بازدید از بیمارستان متوجه شدیم که اگر بیماری به هر دلیل نیاز به نوار قلب داشته باشد می بایست توسط آمبولانس به بیمارستان دیگری منتقل شود چون این مرکز فاقد یک دستگاه بسیار ساده برای انجام نوار قلب بود. همینجا بود که با موافقت دوستان تصمیم گرفتیم تا یک دستگاه نوار قلب تهیه و به بیمارستان اهدا کنیم. بلافاصله مبلغ لازم که معادل ۱۲۵۰دلار آمریکا بود، پرداخت شد و دستگاه دو روز بعد وارد بیمارستان شد و بدین ترتیب در رفت و آمد بیماران و هزینه های بیمارستان صرفه جویی قابل توجهی صورت گرفت.  

Kenya, Afshin Iranpour

قبل از شام مراسم جالبی با حضور گروهی که با لباسهای بومی حضور داشتند و رقص محلی را به خوبی اجرا می کردند برگزار شد.

 

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

سه شنبه ۱۷ آوریل: 

قبل از صبحانه و درست در زمان طلوع آفتاب با چند نفر از اعضا گروه حدود نیم ساعت در خیابانهای اطراف هتل دویدیم. در همین مدت کوتاه با افراد زیادی مواجه شدیم که در حال دویدن بودند. شهر الدورت در کنیا به شهر قهرمانان مشهور است چون تمامی دوندگان مسافتهای طولانی کنیا در این شهر اقامت دارند. ارتفاع این شهر از سطح دریا ۲۲۰۰ متر است و زندگی در این ارتفاع به ورزشکاران این امکان را می دهد که از لحاظ فیزیولوژی رزرو قلبی-ریوی خوبی برای مسابقه های جهانی داشته باشند. همانطور که میدانید معروف ترین دونده های استقامت جهان از کشور کنیا هستند که بعدا درباره آن صحبت خواهم کرد.

هتل ما در یکی از بهترین مناطق شهر الدورت بود. هنگامی که در اطراف هتل مشغول دویدن بودم، متوجه شدم که روی دیوار اکثر خانه ها سیم خاردار و سیم برق دار کشیده شده است و این نشانه این بود که احتمالا امنیت کافی وجود ندارد.

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

به ما گفته شد که قبل از اینکه به بیمارستان برویم، قرار ملاقاتی با استاندار منطقه که از نظر رده بندی اداری بعد از رییس جمهور قرار دارد، ترتیب داده شده است. پس از اینکه حداقل نیم ساعت در اتاق کنفرانس استانداری منتظر ماندیم، استاندار با چندین نفر دیگر مشرف شدند. از ما خواسته شد که خودمان را معرفی کنیم. سپس رییس اداره بهداشت و درمان دلیل حضور ما را در شهرشان توضیح داد. استاندار از ما تشکر کرد و ابراز تمایل کرد که قبل از ترک کنیا یکبار دیگر او را ببینیم. ما درباره راه بسیار ناهموار بیمارستان با او صحبت کردیم و همانجا به ما قول داد که به سرعت به آن رسیدگی کند. سپس یک عکس یادگاری گرفتیم و به بیمارستان رفتیم. 

  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

تصمیم ندارم که درباره انواع عملهای جراحی انجام شده صحبت کنم. همین موضوع را یادآور می شوم که در هفت روز آینده ۹۰ عمل جراحی توسط تیم جراحی کمپین ۵۲ انجام شد.

استاندار در روز بعد به قول خود عمل کرد و جاده منتهی به بیمارستان را مسطح کرد.

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

در یکی از روزهایی که مشغول کار بودیم به ما خبر دادند که قهرمان ملی کشور کنیا به بیمارستان آمده تا با تیم ما ملاقات کند و بابت کاری که ما برای این بیماران انجام می دهیم از ما تشکر کند. ما با انسان سیه چرده لاغر و با قد 167 مواجه شدیم. انسان بسیار خوش خلقی بود وقتی از او پرسیدم روزانه چند کیلومتر می دوی ؟ گفت: 30 کیلومتر! بعدا متوجه شدم که او بنیاد کیپچوگه را برای ساخت مهدکودک و کتابخانه تاسیس کرده است. 

در اینجا خلاصه ای از تاریخچه ورزشی او را از ویکیپدیا فارسی می آورم:

“الیود کیپچوگه Eliud Kipchoge – زادهٔ ۵ نوامبر ۱۹۸۴- او یک دونده ماراتن، دونده دو استقامت، و ورزشکار دو و میدانی اهل کنیا است. وی در مسابقات کشوری و بین‌المللی در مجموع برندهٔ 14 مدال طلا، 4 مدال نقره، ۲ مدال برنز شده‌است. این دونده کنیایی توانست سریع‌ترین ماراتن تاریخ معاصر را به نام خودش ثبت کند. او صاحب مدال طلای ماراتن در المپیک ۲۰۱۶ ریو و المپیک ۲۰۲۰ توکیو است. او همچنین اولین شخصی است که موفق شده مسافت کامل دوی ماراتن را در کمتر از ۲ ساعت بدود. در اکتبر ۲۰۱۹ کیپچوگه مسافت ۴۲ کیلومتر و ۱۹۵ متر را در یک ساعت و ۵۹ دقیقه و ۴۰ ثانیه دوید. اما چون این رکورد در یک رقابت ثبت نشده بود، به‌عنوان رکورد جهانی محسوب نشد.”

Kenya, Afshin Iranpour 

دوشنبه 22 آوریل:

طبق برنامه ریزی انجام شده، اعمال جراحی تا ساعت 2 بعدازظهر به پایان رسید. قرار بود تا در ساعت 4 مراسم اختتامیه انجام شود. در زمان باقی مانده با تعدادی از همکاران تصمیم گرفتیم تا در روستای مجاور بیمارستان گردش کنیم. 

در روزهایی که در بیمارستان مشغول کار بودم همواره پرندگان متنوع و زیبای این منطقه نظر من را جلب کرده بود و به همین سبب دوربین دوچشمی خودم را برای مشاهده بهتر این پرندگان به بیمارستان آورده بودم. 

Kenya, Afshin Iranpour

Kenya, Afshin Iranpour

از اولین روز کاری، تعدادی کودک که در روستا و حول و حوش یک تیر چراغ برق بازی عجیبی می کردند، نظر من را جلب کرده بود. بنابراین تصمیم گرفتم تا سر از بازی آنها درآورم. 

هنگامی که به کنار تیر رسیدم، متوجه شدم که کودکان به نوبت به یک بطری پلاستیکی که تا یک سوم آن شن ریخته اند و با یک نخ کلفت به تیر متصل است ضربه می زنند. هدف این است که افراد به موقع به بطری ضربه بزنند طوری که بطری به سایر بازیکنان برخورد کند. از طرف دیگر سایر بازیکنان می بایست به موقع جا خالی می دادند تا از ضربات دردآور بطری در امان باشند. ابتدا فکر کردم که بازی ساده ای است و از آنها خواستم تا من را هم بازی بدهند. طولی نکشید تا چند ضربه دردناک بطری را حس کردم و از طرفی در ضربه زدن به بطری در حال حرکت بسیار ضعیف بودم. اینجا بود که به جذابیت این بازی پی بردم. 

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

در روستا علاوه بر کودکان تعدادی از افراد محلی با شغلهای مختلف از قبیل میوه فروشی، بقالی، قصابی، کفاشی و … را ملاقات کردیم. تجربه به من نشان داده که آنان، افرادی بسیار مهربانند و دوست دارند تا به شما کمک کنند ولی اگر احساس کنند که نگرش شما به آنان شبیه یک سفید پوست استعمارگر است، آنگاه شرایط عوض خواهد شد و شما با یک انسان پرخاشگر روبرو می شوید. 

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

از تجربه های دیگر، ملاقات یک کشاورز در زمین کشاورزی بود. این مرد مشغول وجین مزرعه ذرت بود. از او پرسیدم که قیمت زمین او چقدر است؟ گفت که چون این زمین کشاورزی در داخل روستا قرار دارد نسبت به زمینهای دیگر با ارزشتر است. مساحت آن حدود یک هکتار است و  بیش از 15 میلیون شیلینگ کنیا  می ارزد. با یک حساب سرانگشتی تقریبا متری 11.5 دلار آمریکا برایش قیمت گذاشته بود. 

در ادامه مسیر دو پسربچه را دیدم که مشغول بازی فوتبال با یک توپ دست ساز از جنس پارچه، نخ و بندهای پلاستیکی بودند.

Kenya, Afshin Iranpour

کمی جلوتر زنی را به همراه بچه اش دیدم که از روی زمین موریانه جمع می کرد. به من گفت که اینها را برای تهیه غذا استفاده می کند و منبع خوبی برای پروتئین می باشد.

Kenya, Afshin Iranpour

یکی از شغلهای بسیار معمول که در سر هر چهارراه یافت می شود، موتورسیکلت سوارانی است که به مسافرکشی اشتغال دارند. در یکی از روزهایی که برای سوختگیری اتومبیل در یک جایگاه سوخت ایستاده بودیم. یکی از همین موتورسواران آمد و فقط نیم لیتر بنزین زد. بسیار تعجب کردم و از راننده خودمان پرسیدم که مگر قیمت بنزین چقدر است که موتورسوار باک بنزینش را پر نکرد؟! او گفت که بسیاری از این موتورها اجاره ای است و احتمالا موتورسواری که ما دیده ایم تصمیم داشته تا موتور را به صاحبش پس بدهد و نمی خواسته که پول بیشتری صرف بنزین بکند!

Kenya, Afshin Iranpour

بعد از دو ساعت پرسه زدن در روستا به بیمارستان بازگشتم. مراسمی برای اختتامیه و تشکر از همه کارکنان بیمارستان که چند برابر ساعت نرمال کاری خود زمان در بیمارستان گذاشته بودند برگزار شد.

سپس به هتل رفتیم و خودمان را برای مراسم شام که در یک رستوران برگزار می شد آماده کردیم. 

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

سه شنبه 23 آوریل:

طبق برنامه می بایست ساعت 7:30 به سمت نایروبی پرواز کنم. به راننده هتل گفتم تا ساعت 6 صبح من را به فرودگاه ببرد. ساعت 6:05 سوار اتومبیل شدم و به سمت فرودگاه حرکت کردیم. هنوز کمی از هتل دور نشده بودیم که متوجه شدم تمام چراغ های خطر اتومبیل روشن است. چند دقیقه بعد وارد یک پمپ بنزین شد و من خوشحال شدم که حداقل به علت تمام شدن بنزین در میان راه متوقف نخواهیم شد. اما او فقط به تنظیم باد تایرهای اتومبیل اکتفا کرد و اعتنایی به چراغ کمبود بنزین نکرد. 

ساعت 6:30 به فرودگاه کوچک الدورت رسیدم. به سرعت بار خود را تحویل دادم و منتظر ماندم تا سوار بر هواپیمای ملخی شوم. خوشبختانه جای بسیار خوبی در کنار پنجره داشتم و کل مسیر را از مشاهده مناظر زیبا لذت بردم. 

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

ساعت 8:30 در فرودگاه نایروبی فرود آمدم. کمی بعد اشکان که مدتی است ساکن نایروبی است به سراغ من آمد و چند ساعت را با هم در شهر نایروبی گردش  کردیم. نایروبی مثل بسیاری از شهرهای بزرگ دنیا محله های خوب و بد دارد. اشکان تصمیم گرفت تا بیشتر محله های خوب شهر را به من نشان دهد. ابتدا به مرکز شهر و بعد برای کمی خرید سوغاتی به یکی از مراکز فروشگاهی شهر رفتیم. ناهار را در یکی از مالهای زیبای شهر صرف کردیم. 

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

پارک ملی نایروبی در مجاور فرودگاه واقع شده است. گاهی مسافرانی که به سمت فرودگاه می روند می توانند گله های گورخر سرگردان در پارک را مشاهده کنند. 

ساعت 2:30 به فرودگاه برگشتم تا به پرواز ساعت 5:20 دبی برسم.

 

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

af6872@gmail.com

www.kanoonirangardan.ir

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

Share

نوشته سفر به کنیا- Campaign 52 اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%86%db%8c%d8%a7-campaign-52/feed/ 0
سفر به موریس – بهشت زیر آب https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%b3-%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%d8%a2%d8%a8/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%b3-%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%d8%a2%d8%a8/#comments Sat, 11 Mar 2023 13:44:05 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=19404 موریس جزیره ای کوچک در اقیانوس هند است که بخاطر تولید شکر و همچنین صنعت توریست معروف است. رضاشاه به این جزیره تبعید شد.

نوشته سفر به موریس – بهشت زیر آب اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
سفر به موریس – بهشت زیر آب

در اقیانوس هند تعداد زیادی جزیره کوچک و بزرگ وجود دارد که شاید از نظر  اقتصادی، فرهنگی و حتی نظامی بسیار با اهمیت تر از جزیره کوچک موریس باشند. تفاوت این جزیره برای ما ایرانیان با بقیه جزایر این اقیانوس در اهمیت تاریخی است که در آن نهفته است. هر ایرانی که حتی یکبار تاریخ معاصر کشورش را خوانده باشد، نهایتا به جزیره موریس می رسد. جایی که رضا شاه پهلوی به دستور حکام بریتانیا در بندر عباس سوار بر کشتی به مقصدی نامشخص تبعید و بعد از یک سفر طولانی در جنوب اقیانوس هند و در یکی از مستعمره های بریتانیا به نام جزیره موریس پیاده می شود.

اما دلیل اصلی سفر ما به این جزیره زیبا، کنکاش تاریخی نبود. ما چند سال قبل که به مجمع الجزایر سیشل سفر کرده بودیم، بچه ها از طبیعت و سواحل آن لذت وافر برده بودند و اینبار نیز درخواست داشتند که به مکانی مشابه با سیشل سفر کنیم. من از قبل می دانستم که موریس طبیعت زیبا و سواحل منحصر به فرد دارد. حتی چند سال قبل از سفر به سیشل، تحقیقات لازم را انجام داده بودم ولی با توجه به اینکه در آن زمان سفر به موریس برای ایرانیان نیازمند ویزا بود، از این سفر منصرف شدیم. 

اینبار وقتی در وبسایت کنسولگری موریس در دبی، جستجو می کردم متوجه شدم که برای ورود ایرانیان به کشور موریس شرط داشتن ویزا را برداشته اند و ایران جزو کشورهایی است که ویزای فرودگاهی برایش صادر می کنند. با تمام این اوصاف به کنسولگری تلفن کردم و تاییدیه نهایی را از آنها گرفتم. 

قبل از اینکه به گزارش سفر بپردازم کمی از جزیره موریس و پیشینه آن می گویم تا ذهنیت مناسبی از آن داشته باشیم.

” موریس حدود یک میلیون و سیصد هزار نفر جمعیت دارد که  از نژادهای متنوع تشکیل شده‌اند(هندی، چینی، اروپایی و آفریقایی). زبان رسمی اداری این کشور انگلیسی است ولی مردم به دو زبان انگلیسی و فرانسوی تسلط کامل دارند.این کشور در اقیانوس هند جنوبی و در ۹۰۰ کیلومتری شرق ماداگاسکار قرار دارد. پایتخت آن شهر پورت لوئیس با ۱۵۰ هزار نفر جمعیت است. وسعت این جزیره حدود ۲هزار کیلومتر مربع است و خط ساحلی دور تا دور آن ۱۸۰ کیلومتر می باشد.

دریانوردان عرب اولین کسانی بودند که این جزیره خالی از سکنه را در حدود سال ۹۷۵ کشف کردند و آن را دینا عروبی نامیدند. اولین کشف تأیید شده این جزیره از سوی اروپاییان در سال ۱۵۰۷ توسط ملوانان پرتغالی بود. هلندی‌ها در سال ۱۵۹۸ مالکیت این جزایر را به دست گرفتند و رشته‌ای از سکونتگاه‌های موقت را طی یک دوره حدود ۱۲۰ ساله در آن ایجاد کردند، ولی نهایتا در سال ۱۷۱۰ آنجا را رها کردند. هلندیان این مستعمره را به افتخار شاهزاده موریس ناساو، جزیره موریس نامیدند. فرانسه در سال ۱۷۱۵ کنترل موریس را به دست گرفت و نام آن را به «ایل دو فرانس» (جزیره فرانسه) تغییر داد. در سال ۱۸۱۰، این جزیره توسط بریتانیای کبیر تصرف شد و چهار سال بعد فرانسه موریس و مناطق وابسته آن را به بریتانیا واگذار کرد و بریتانیایی‌ها نام پیشین جزیره را به آن برگرداندند. موریس تا زمان استقلال در سال ۱۹۶۸ عمدتاً مستعمره کشاورزی بریتانیا باقی ماند. موریس اکنون عضو اتحادیه کشورهای همسود (مشترک‌المنافع بریتانیا) است.

موریس در طی سالیان اخیر ثبات و رشد اقتصادی خوبی داشته، زیرساخت های کشور بسیار خوب است اکثریت باسواد هستند و عده کثیری قادرند علاوه بر زبان کریول(زبان بومی موریس) به دو زبان انگلیسی و فرانسوی تکلم کنند.

گزارش سفر

شنبه سوم دسامبر ۲۰۲۲، دوازدهم آذر ۱۴۰۱:

ساعت ۱۰:۱۵ با پرواز خطوط هوایی امارات از دبی به سمت جزیره موریس حرکت کردیم و پس از ۶ ساعت و نیم و طی ۵۰۶۰ کیلومتر در ساعت ۱۶:۵۵ به وقت محلی وارد فرودگاه بین المللی Sir Seewoosagur Ramgoolam شدیم.

 قبل از مراجعه به افسر گذرنامه، باید فرم مخصوصی که حاوی اطلاعات شخصی مسافر است را تکمیل کرد. افسر گذرنامه با دیدن گذرنامه ایرانی ما کمی آن را تورق کرد و از ما خواست تا ویزای ورود به موریس را نشانش دهیم. من هم گفتم که طبق اطلاعات وبسایت و گفته کنسولگری موریس در دبی ایرانی ها نیازی به ویزا ندارند. او کمی در موبایلش جستجو کرد و فایلی را به من نشان داد که در آن جلو ملیت ایرانی نوشته شده بود که نیاز به ویزا است. ولی با احترام به ما گفت که صبر کنیم تا با افسر مافوق صحبت کند. کمی بعد با افسر مافوقش برگشت و او به ما گفت که علی رغم اینکه ویزاهای توریستی موریس یکماهه است، متاسفانه او نمی تواند ویزای بیش از ۱۴ روز اقامت برای ما صادر کند. 

در صرافی سالن خروجی، هر دلار آمریکا را با ۴۶ روپیه موریس تعویض می کردند و ما چون برای خرید سیمکارت نیاز به روپیه داشتیم ۲۰۰ دلار را به ۹۲۷۰ روپیه تعویض کردیم. قیمت سیم کارتی که من تهیه کردم با اعتبار یک ماه و حجم دیتا ۱۰ گیگ و تماس نامحدود داخل کشور ۷۵۰ روپیه معادل ۱۵ یورو بود. برای تهیه سیم کارت داشتن پاسپورت الزامی است. خرید و فعالسازی سیمکارت به سرعت انجام می شود. سپس برای تحویل اتومبیل به دفتر شرکتی که از قبل رزرو را انجام داده بودم رفتم. برای اجاره اتومبیل در موریس به پاسپورت، کردیت کارت و گواهینامه ای که به زبان انگلیسی باشد نیاز است. رانندگی در موریس به سبک کشورهای بریتانیایی است. 

هوا به سمت تاریکی می رفت و بارانی بود که به سمت هتل به راه افتادیم. شب نخست را در Sikamifer Tourist Resort که در شهر Quatre Bornes بود گذراندیم. در ورود به این شهر بیش از هر چیز جمعیت قابل توجه از ملیت هندی به چشم می خورد که البته بعدا متوجه شدم که در این منطقه هندی های مهاجر نسبت به قسمتهای دیگر از جزیره بیشتر هستند. ما برای یک شب اقامت در این هتل با صبحانه ۲۰۰ درهم پرداختیم. چون این هتل در مرکز شهر قرار داشت تصمیم گرفتم که کمی داخل شهر گردش کنم ولی به محض اینکه وارد خیابان اصلی شدم از تصمیم خود منصرف شدم. بیشتر خیابانهای این شهر بسیار باریک و تاریک بودند. تک و توک مغازه هایی که مواد غذایی می فروختند باز ولی -احتمالا بخاطر قیمت بالای الکتریسیته-  بسیار کم نور بودند. 

روز دوم، یکشنبه سیزدهم آذر:

بعد از صرف صبحانه به سمت باغ گیاهشناسی Sir Seewoosagur Ramgoolam در منطقه Pamplemousses که تا هتل ما حدود ۳۰ کیلومتر فاصله داشت رفتیم. در مسیر متوجه شدم که جاده های بین شهری از کیفیت بسیار مناسبی برخوردارند و بسیاری از آنها به شکل آزادراه های دو باند هستند. 

ورودیه این باغ گیاهشناسی که گفته می شود یکی از بهترین باغهای گیاهشناسی در دنیاست برای توریستها 200 روپیه است.

این باغ گیاه شناسی در ابتدا به عنوان یک باغ خصوصی توسط فرماندار فرانسوی موریس حدود 300 سال پیش افتتاح شد و بعدها به باغ گیاه شناسی ملی موریس تبدیل شد. این باغ بیش از ۹۰ هکتار وسعت دارد و ممکن است  بیش از یک هفته طول بکشد تا همه باغ را با دقت ببینید. در این باغ بیش از ۶۵۰ گونه گیاه وجود دارد که شاید معروفترین آنها  نیلوفرهای آبی غول پیکر، باغ ادویه جات، آبنوس ، نیشکر و 85 نوع نخل از آمریکای مرکزی، آسیا، آفریقا و جزایر اطراف اقیانوس هند است. 

یکی از جالبترین درختان این باغ، درخت بائوباب است که از کشور ماداگاسکار به اینجا آورده شده است. بسیاری از درختان توسط رهبران جهان و خانواده سلطنتی، از جمله شاهزاده خانم مارگارت، کنتس اسنودون ، ایندیرا گاندی ، فرانسوا میتران و رابرت موگابه کاشته شده اند.

در قسمتی از این باغ، تعدادی لاک پشت غول پیکر و گوزن هم نگهداری می شوند. در دریاچه داخل پارک چندین گونه اردک، غاز و پرندگان کنار آبزی هم زندگی می کنند.  

بنای یادبودی برای Sir Seewoosagur Ramgoolam که نخستین نخست وزیر موریس بود در این پارک احداث شده است. او در سال ۱۹۰۰ در موریس به دنیا آمد و در سال ۱۹۸۵ در پورت لوئیس فوت کرد. جسد او را در این پارک و طی مراسم ویژه ای سوزاندند. برای بازدید از این پارک حداقل دو ساعت اختصاص دهید.

بعد از ظهر به سمت هتلی که برای روزهای آتی رزرو کرده بودیم حرکت کردیم. هتل Le Peninsula Bay Beach در ساحل جنوب غربی جزیره  قرار دارد. ما برای شش شب اقامت در این هتل به همراه صبحانه ۴۳۰۰ درهم پرداختیم.

 کلیه سواحل در جزیره موریس آزاد هستند و شما می توانید در امتداد ساحل دور جزیره را بزنید ولی نکته اصلی در اینجاست که دسترسی به ساحل فقط از طریق پلاژها و پارک هایی که در کنار ساحل احداث شده برای عموم امکان پذیر است. هر چند که هتل ها و ویلاهای خصوصی که در کنار ساحل هستند برای خودشان ورودی اختصاصی دارند ولی هرگز به حریم دریا دست اندازی نکرده اند. در روزهای تعطیل اغلب جمعیت قابل توجهی از ساکنین جزیره برای تفریح به پارک ها و تفرجگاه ها می روند، باربیکیو کردن، توپ بازی و پاسور بازی از مهمترین تفریح خانواده ها در این ایام است.

خوشبختانه هتل ما در محدوده منطقه حفاظت شده دریایی Blue Bay قرار داشت و همین موضوع سبب شده بود تا بتوانیم حداکثر استفاده را از تفریح های دریایی ببریم. تنوع جانوران و گیاهان این منطقه کم نظیر است. هر چند که با ورود انسان آسیب جدی به مرجانها و به طبع آن اکوسیستم این منطقه وارد شده است ولی هنوز هم می توان از شنا و غواصی در این منطقه لذت برد. در منابع آمده است که ۷۸۶ گونه ماهی و ۱۷ گونه پستاندار دریایی در آبهای موریس شناخته شده اند. که برخی از آنها مختص همین منطقه هستند. محدوده نزدیک به ساحل که شبیه به Lagoon است و با ریف(صخره های مرجانی) از اقیانوس جدا شده، بیشتر تحت تاثیر جذر و مد قرار دارد و از نظر تنوع گونه های جانوری و گیاهی نیز بسیار غنی است. این محدوده از لب ساحل تا منطقه ای که به آبهای عمیق اقیانوس می رسد، تقریبا 300 متر طول دارد که البته تحت تاثیر جزر و مد, عمق آن تغییر می کند. زمان جزر بهترین موقع برای اسنورکلینگ(غواصی در عمق کم) و زمان مد، مناسب برای کایاک سواری و سایر ورزشهای آبی است.

با توجه به زمان برگزاری مسابقه های جام جهانی فوتبال در قطر، تب و تاب فوتبال در همه جا فراگیر شده بود و جزیره موریس هم از این رویداد مستثنی نبود. هر شب در هتل تلویزیون بزرگی که در سالن اصلی قرار داشت، مسابقات فوتبال را نمایش می داد و مهمانهای هتل با توجه به ملیتشان از تیم مورد علاقه شان طرفداری می کردند.  

روز سوم، دوشنبه پنجم دسامبر، ۱۴ آذر:

صبح با آواز پرندگان که پشت پنجره اتاق ما مشغول آواز خواندن بودند از خواب بیدار شدیم. بر روی شاخه های درخت بزرگی که در کنار اتاق ما بود سه پرنده آواز خوان دیدم. پرنده زرد رنگ یک قناری، پرنده قرمز رنگ Red Fody ماداگاسکاری و دیگری که در سطح جزیره پراکندگی قابل ملاحظه ای دارد، بلبل زیر دم سرخ بودند.

امروز را با توجه به زمان مناسبی که جزر آب در اختیار ما گذاشته بود به اسنورکلینگ گذراندیم. اکتشاف زیبایی های زیر آب با شنا کردن در لابه لای مرجانها و مشاهده انواع و اقسام ماهی های رنگارنگ سبب ایجاد شعف بسیاری برای ما شد. بچه ها با اشتیاق خاصی ماهی های مختلف را به هم نشان می دادند و درباره آنها صحبت می کردند. دیدن مار آبی و همچنین ماهی بادکنکی به سبب خطرناک بودنشان، شاید برایشان جالب تر بود. از طرف دیگر هر بار که از دریا برمی گشتیم، کتاب موجودات دریایی موریس را تورق می کردیم و درباره اسم و مشخصات موجوداتی که دیده بودیم، صحبت می کردیم و این موضوع سبب شد تا در روزهای بعد بیشتر و بهتر آنها را بشناسیم.  

روز چهارم، سه شنبه ۱۵ آذر:

صبح زود تصمیم گرفتم تا در امتداد ساحل به سمت شمال پیاده روی کنم. نسیم فرح بخش صبحگاهی سبب شده بود که عده ای برای ورزش و قدم زدن به کنار دریا بیایند. حدود پنج کیلومتر را در امتداد ساحل قدم زدم و از کنار چندین هتل و ویلا عبور کردم. در کنار دریا به جسد یک ماهی بادکنکی که آب آن را به ساحل آورده بود، برخوردم. همچنین یک Eel که نوعی مارماهی است را در لا به لای سنگها در حالی که تقلا می کرد به دریا برگردد، دیدم. نهایتا در نزدیکی Mahebourg به جاده ساحلی رسیدم. خوشبختانه یک تاکسی پیدا کردم و به هتل برگشتم.  از راننده تاکسی خواستم که در حیاط هتل منتظر بماند تا برایش پول بیاورم و او هم که شرایط من را دید، چند برابر نرخ معمولی از من کرایه گرفت.  

پس از صبحانه تصمیم گرفتیم تا از فرصتی که مد در اختیار ما گذاشته بود استفاده کنیم و کمی کایاک سواری کنیم ولی چون مد هنوز کامل نشده بود به پیشنهاد محلی ها با یکی از قایقهای کف شیشه ای به اطراف جزیره Ilot Des Deux Cocos رفتیم. از کف قایق می شد مرجانها و موجودات کف دریا را دید که البته به هیچوجه به خوبی اسنورکلینگ در ساحل هتل نبود. حدود نیم ساعت در آبهایی که عمق آنها ۳-۴ متر بود شنا و غواصی کردیم و به هتل برگشتیم. 

حدود ظهر که مد کامل شده بود، کایاک دونفره اجاره کردیم و به دریا زدیم. به ما اکیدا توصیه شد که زیاد از دور نشویم و به محدوده ریف نزدیک نشویم. جریان قوی آب در این زمان سبب شد که از پارو زدن زیاد خسته شویم و زودتر از موعد مقرر به ساحل برگردیم.

روز پنجم، چهارشنبه ۷ دسامبر:

هوا کمی بارانی بود که به سمت مرکز جزیره و منطقه Moka حرکت کردیم. در این منطقه که به نظر می آید از سکونتگاههای قدیمی موریس است چندین ویلا و خانه قدیمی تاریخی وجود دارد. 

شاید یکی از مهمترین آنها ویلایی باشد که رضا شاه در مدت تبعید، مدتی را در آن گذراند. متاسفانه درب این ویلا بسته است و امکان بازدید از آن وجود ندارد. بر روی تابلو سفید کوچکی نوشته شده که این ملک (Chateau Val Ory)‌ متعلق به جمهوری اسلامی ایران است و ورود به آن ممنوع است. از بالای دیوار و همچنین از لای در می شد نگاهی به داخل انداخت. ساختمان بسیار قدیمی و متروکه در میان باغ بزرگی که به نظر می آید به حال خود رها شده است، قرار دارد. از حال و احوال آن اینطور بر می آید که به زودی در اثر بی توجهی تخریب شود.

در همین منطقه Maison de l’Etoile که تبدیل به رستوران شده و همچنین مجموعه Eureka قرار دارد. 

Eureka در دوران استعماری و  در سال ۱۸۳۰ ساخته شد. ورودیه آن ۳۰۰ روپیه است. اتاقها و وسایل داخل آن به خوبی حفظ شده اند و کاملا این حس را در بازدیدکننده به وجود می آورند که این عمارت دو طبقه در زمان خودش بسیار مجلل بوده است. بعد از عبور از حیاط به دره بسیار سرسبزی می رسیم که یک مسیر جنگلی با درختان بامبو های غول آسا ما را به کف دره و کنار رودخانه می برد. با ادامه مسیر در کنار رودخانه چهار مجموعه آبشار بسیار زیبا را خواهید دید که آبتنی در آبگیرهای زیر این آبشارها خالی از لطف نیست. پیشنهاد می کنم که لباس شنا و کفش مناسب همراهتان باشد. حتما ۳ ساعت را برای این مجموعه اختصاص دهید و مخصوصا از طبیعت زیبای دره دیدن کنید.

برای بازدید از میراث جهانی Aapravasi Ghat به بندر پورت لوئیس آمدیم. ورودیه این مجموعه رایگان است. برای آشنا شدن بازدیدکنندگان از این مجموعه، موزه ای که حاوی تصاویر و اشیاء مرتبط با آن دوره است احداث شده که حاوی اطلاعات مفیدی درباره تاریخ استعماری موریس می باشد. 

اما بهتر است کمی بیشتر درباره  Aapravasi Ghat بدانیم. داستان از آنجا شروع می شود که پادشاهی بریتانیا تصمیم گرفت برای تامین مایحتاج خود، نیروهای کار را به مستعمرات خود بفرستد و از آنجا که دوران برده داری به سر آمده بود لذا کارگران را تحت عنوان “نیروی کار قراردادی” به این مستعمرات فرستاد و با قراردادهایی که دست کمی از قوانین برده داری نداشت آنها را به کار گماشت. کارگران موظف بودند در بدو ورود ابتدا معاینه پزشکی شوند و مدتی را در مکانهای مشخصی تحت قرنطینه بمانند. سپس قرارداد کاری که در آن حقوق و شرایط کاری ذکر شده بود را می بایست امضا می کردند و سپس به مزارع منتقل می شدند. در حد فاصل سالهای ۱۸۴۹ تا ۱۹۲۳ متجاوز از نیم میلیون کارگر هندی به همراه مهاجرانی از مالزی، اندونزی و سواحل شرقی آفریقا تحت همین قوانین به کار گماشته شدند. با کمک این نیروهای ارزان قیمت، موریس به یکی از بزرگترین صادرکنندگان شکر در اقیانوس هند تبدیل شد و نقش قابل ملاحظه ای در تاریخ استعماری ایفا کرد. شایان ذکر است که هم اکنون نیز بیش از ۶۰٪ از جمعیت موریس را هندی تباران تشکیل می دهند.

از سنت لوییس به شهر curepipe رفتیم و با گذر از خیابانها و کوچه ها ی شلوغ و پرترافیک خودمان را به دهانه آتشفشان Trou aux Cerfs رساندیم. گفته می شود این آتشفشان یکی از کوه هایی بوده که در نتیجه آن در 2 میلیون سال قبل، جزیره موریس را شکل داده است. قطر دهانه آن حدود 300 متر و عمق ان 80 متر است. در داخل دهانه حوضچه ای که گفته می شود از آب و گل پر شده قابل مشاهده است.  خوشبختانه با اتومبیل میتوان تا بالای دهانه آتشفشان رفت. در این مکان که با ارتفاع 605 متر یکی از بلندهای موریس است یک ایستگاه رادار هم نصب شده. دور تا دور دهانه آتشفشان مسیر مناسبی برای پیاده روی ساخته شده و در در زمانی که ما آنجا بودیم تعداد نسبتا قابل توجهی از اهالی را دیدیم که برای ورزش و پیاده روی به این مکان آمده بودند. برای بازدید و یک دور گردش در دور تا دور دهانه حداقل به یک ساعت زمان نیاز دارید.

مقصد بعدی ما  Flic En Flac بود که یکی از معروفترین سواحل غربی موریس است. سواحل این منطقه برای شنا و تفریحات دریایی بسیار مناسب است. ویلاها و هتلهای بسیار خوبی در آنجا ایجاد شده و یکی از مکانهایی است که توریستهای برای گذراندن تعطیلات انتخاب می کنند.

روز ششم، پنجشنبه 16 آذر 1402:

به پیشنهاد البرز برای بازدید از موزه تاریخ طبیعی، به شهر پورت لوئیس رفتیم. این موزه که در ساختمانی قدیمی است، بیشترین شهرت خود را مدیون تعدادی از اسکلتهای کامل پرنده منقرض شده این جزیره یعنی دودو (Dodo) است. موزه در مرکز شهر واقع شده و به سختی می توان پارکینگ برای اتومبیل پیدا کرد. درست روبروی درب اصلی موزه، پارک زیبایی به نام Les Jardins De La Compagnie با درختان انجیر معابد کهنسال که ریشه های هوایی آنها نمای بسیار زیبایی به این پارک داده اند و مکان مناسبی برای استراحت است، قرار دارد. 

موزه در ساختمان دو طبقه است که طبقه اول موزه تاریخ طبیعی و طبقه دوم موزه جنگ است که با موضوع تاثیر جنگ جهانی اول و دوم  در این منطقه و تاثیر آن بر این جزیره است. 

در بدو ورود به موزه تاریخ طبیعی با فسیل استخوانها و همچنین تخم یک پرنده ماقبل تاریخ مواجه می شویم. در اتاقهای دیگر انواعی از پرندگان، حشرات، ماهی ها و جانوران دریایی و پستانداران ساکن در موریس به نمایش گذاشته شده اند. تنها گونه پستاندار بومی جزیره موریس نوعی خفاش میوه خوار است که جثه ای به بزرگی یک کلاغ دارد. پستانداران دیگر جزیره بعدها توسط مهاجرین به این جزیره آورده شدند. بی شک هیجان انگیزترین گونه جانوری موریس پرنده ای منقرض شده به نام Dodo است. یک سالن برای نمایش چند اسکلت کامل از Dodo با شرح حال کاملی از روش زندگی و داستان انقراض آن اختصاص داده شده است و گفته می شود که اینها کاملترین اسکلت پیدا شده از این پرنده هستند. 

این پرنده که توانایی پرواز نداشت در سال ۱۶۸۱ منقرض شد. دودو به تیرهٔ کبوتریان تعلق داشت و حدود یک متر ارتفاع و وزنی نزدیک به ۲۰ کیلوگرم داشت. از میوه‌ها تغذیه و بر روی زمین آشیانه‌سازی می‌کرد. دودوها از معروفترین جانوران منقرض‌شده ای هستند که به‌عنوان یک مثال علمی در نقش مستقیم انسان در انقراضشان مورد مطالعه قرار گرفته اند. این پرنده که در خشکی، دشمن طبیعی نداشت با ورود انسانها علی رغم اینکه گفته می شد گوشت سفت و بدمزه ای داشت،به راحتی شکار می شد. این باور وجود دارد که دریانوردان مالزیایی و اندونزیایی توجه ویژه به دودو داشته، و آن‌ها را تنها برای ساختن کلاه که در مراسم مذهبیشان کاربرد داشت، می‌کشتند. گرچه گزارش‌های پراکنده‌ای از کشتار جمعی دودوها برای خوراک کشتی‌ها وجود دارد، بررسی‌های باستان‌شناختی تاکنون مدارک کمی از شکار این پرندگان توسط انسان یافته‌اند. مقداری استخوان از حداقل دو تا دودو در غارهای بای دو کپ که اقامتگاه برده‌های پناهنده و محکومان در سدهٔ هفدهم بود، یافت شد. به هر روی، زمانی که آدمی به جزیره موریس رسید، با خود حیواناتی چون خوک، سگ، گربه، موش صحرایی سیاه و ماکاک خرچنگ خوار (که یک نوع میمون است) را وارد جزیره کرد. همانطور که آنها آشیانه دودوها را چپاول می‌کردند، هم‌زمان انسان‌ها، جنگل‌ها را که محل آشیانه‌سازی دودوها بود را نابود کردند. امروزه تاثیری را که این حیوان‌ها به‌ویژه خوک‌ها و مِکاک‌ها بر جمعیت دودوها داشته‌اند بسیار جدی‌تر از شکار آن‌ها در نظر می‌گیرند.

در مجاور بندگاه پورت لوئیس تعدادی رستوران و همچنین تعدادی فروشگاه مدرن ساخته شده است که محل مناسبی برای قدم زدن و تفریح است. از یکی از مغازه های سوغاتی فروشی تعدادی مجسمه دودو و همچنین یک کشتی چوبی کوچک که سوغاتی اصلی جزیره موریس است خریدیم. همانطور که در کتابهای راهنمای سفر به موریس خوانده بودم معمولا چانه زدن یکی از اصول خرید در این کشور است. من به فروشنده پیشنهاد نصف قیمت روی اجناس را دادم و او هم بدون هیچ اعتراضی قبول کرد. 

 

در این فصل سال در بیشتر مراکز توریستی و حتی در کنار جاده های بین شهری، دستفروشان به فروش میوه استوایی خوشمزه ای به نام Lychee که در فارسی به آن سرخالو گفته می شود، مشغولند. درخت این میوه به بزرگی یک درخت گردو بالغ است که تعداد زیادی میوه می دهد و این میوه ها چون قرمز رنگ هستند نمای زیبایی به این درخت داده اند. اکثر کشاورزان برای در امان ماندن درختان از دستبرد پرندگان، کل درخت را با توری پوشانده اند. برای هر کیلوگرم از این میوه حدود ۲۰۰ روپیه باید پرداخت کرد.

روز هفتم، جمعه ۱۷ آذر، ۸ دسامبر ۲۰۲۲:

قبل از ظهر بود که برای بازدید قسمت مهمی از طبیعت موریس، هتل را ترک کردیم. در مسیر خود به سمت غرب، ابتدا به سراغ هرمهای موریس در دشت مگنین که در قسمت شمالی فرودگاه قرار دارد رفتیم. هرمهای مگنین شامل ۷ هرم است که بین ۷ تا ۱۱ طبقه دارند و از سنگهای آتشفشانی سیاه رنگ در میان زمینهای کشاورزی نیشکر ساخته شده اند. فرضیات زیادی درباره این هرم ها وجود دارد. یکی از افرادی که درباره هرم ها تحقیق کرده، معتقد است شکل و اندازه آنها به هرم هایی که در جزایر قناری و همچنین جزیره سیسیل وجود دارد بسیار شبیه است و احتمال دارد که توسط ملوانانی که در این جزایر رفت و آمد می کرده اند، ساخته شده باشند. نظریه دیگر که به نظر من عقلانی تر می آید، معتقد است که این هرمها نتیجه جمع آوری سنگهای آتشفشانی از زمینهای کشاورزی بوده که توسط کارگران در چند منطقه به روی هم انباشته شده است و احتمالا با ذوق صاحب مزرعه به شکل هرم درآمده است. برای ساخت این هرمها از هیچ ملاتی استفاده نشده و سنگها با دقت روی هم گذاشته شده است و همانطور که گفته شد حالت پلکانی دارند و به راحتی می توان از آنها بالا رفت. بالای هرمها تقریبا مسطح است و گروه کوچکی از افراد می توانند روی آن بایستند.

متاسفانه حفاظت فعالی از این سازه ها انجام نمی شود و هرم ها در وسط زمینهای کشاورزی هستند. ماشین آلات  سنگین کشاورزی از کنار آنها عبور می کنند و فعالیتهای کشاورزی بالقوه می توانند به آنها صدمه بزنند. ما با اتومبیل خود از میان مزارع نیشکر تا کنار یکی از این هرم ها رفتیم. به راحتی می توان به بالای یکی از آنها رفت و از فراز آن دشت بزرگ مجاور را که مابقی هرم ها مثل نگین انگشتر در آنها قرار دارند، مشاهده کرد. 

در ادامه مسیر به منطقه کوهستانی Grand Bois رسیدیم. در اینجا مزارع بزرگی از چای به سبک مزارعی که در سریلانکا دیدم، وجود دارد و می شود اینطور فرض کرد که  بریتانیایی با توجه به شرایط مناسب جغرافیایی، چای را به این کشور وارد کرده اند. 

کمی جلوتر در منطقه ساوان و بر فراز مرتفعترین قسمت این مسیر، به دریاچه کوهستانی گراند باسین یا گانگا تالائو می رسیم. مقدس ترین معبد هندوها در موریس با دو مجسمه ۳۳ متری از شیوا در کنار دریاچه ساخته شده است. در زمان جشن شیواراتری ، بسیاری از زائران با پای برهنه از خانه های خود به سمت دریاچه به راه می افتند و در پای مجسمه دعا می کنند. طبق افسانه، شیوا و همسرش پارواتی در حال گردش روی کره زمین بودند که نظرشان را جزیره ای که در میان دریایی زمردین قرار داشت، جلب کرد. شیوا که برای محافظت از جهان در برابر سیل، رودخانه گنگ را روی سر خود حمل می کرد، تصمیم گرفت فرود بیاید که ناگهان چند قطره آب از روی سر او به زمین چکید و دریاچه Grand Bassin Ganga را پدید آورد. گنگ از باقی ماندن آب خود در جزیره ای خالی از سکنه ابراز ناراحتی کرد اما شیوا پاسخ داد که ساکنان سواحل گنگ روزی در آنجا ساکن خواهند شد.

پارک ملی دره بلک ریور Black River Gorges National Park یکی از بهترین مناطق طبیعی در موریس است. حدود ساعت یک بعدازظهر به این پارک ملی وارد شدیم. این پارک در یونسکو تحت عنوان یکی از مناطق بیوسفر کره زمین ثبت شده است. محل مناسبی برای پارکینگ اتومبیلها ساخته شده و تابلوهای راهنما اطلاعات مفیدی درباره مسیرهای پیاده روی و دیدنی های این منطقه به گردشگران ارائه می کنند.

 در بدو ورود به منطقه با تابلو هشداری مواجه شدیم که روی آن نوشته شده بود: “لطفا پوست درختان پوست کاغذی پهن برگ را جدا نکنید”. با کمی دقت متوجه شدیم که در این منطقه درختانی با نام علمی Melaleuca Quinquenervia وجود دارند که پوست ساقه آنها لایه لایه است و می توان مثل کاغذ این لایه ها را از هم جدا کرد.

 با ۲۰۰ متر پیاده روی به محلی می رسیم که از یک طرف به سواحل و از سوی دیگر به آبشار الکساندرا که ۵۰ متر ارتفاع دارد ، مشرف است. در صورتی که فرصت کافی داشته باشید و بارندگی هم نباشد، با صرف کمتر از دو ساعت می توانید در مسیر یک جاده جنگلی خود را به آبشار برسانید و از همین مسیر هم برگردید. در این منطقه حفاظت شده گونه ای میمون زندگی می کنند که معمولا تعدادی از آنها را در مسیر عبور خواهید دید. 

وقتی به روستای Chamarel رسیدیم مسیر جنوب را دنبال کردیم. یکی از جاذبه های تفریحی این منطقه پارک موضوعی(Theme Park) چامارل Curious Chamarel است. در این پارک با موضوعات مختلفی که عمدتا بر اساس خطای بینایی است آشنا می شویم. در ابتدا شما را وارد یک اتاق می کنند و از شما می خواهند که درب خروج را پیدا کنید و بعد از مدتی متوجه میشوید که با برداشتن تلفن روی میز، درب مخفی اتاق باز می شود. سپس وارد اتاق دیگری می شوید که همه چیز وارونه قرار دارد و حتی به سقف چسبیده است. با گرفتن چند عکس و سر و ته کردن آنها، تصاویر بامزه ای خواهید داشت. تابلو ها و بازی های زیادی وجود دارند که مستقیما خطای دید را به ما نشان می دهند. برای این مجموعه که ورودی آن ۴۳۰ روپیه است حداقل یک ساعت و نیم زمان نیاز دارید.

درب ورود ژئوپارک زمین هفت رنگ چامارل (Chamarel Seven Colored Earth Geopark) درست در روبروی این پارک موضوعی قرار دارد. ورودیه آن ۲۰۰ روپیه است. با اتومبیل وارد یک مسیر بسیار زیبا خواهید شد. اولین توقفگاه آبشار چارمال است که بیش از ۱۰۰ متر ارتفاع دارد. 

با چند دقیقه رانندگی در همان مسیر کوهستانی به تپه های رنگی رسیدیم. این قسمت که با مسیرهای چوبی برای پیاده روی محافظت شده، شامل تپه هایی است که به صورت لایه به لایه طیفی از رنگهای مختلفی از قرمز تیره تا قهوه ای و زرد دارند. در منابع آمده است که این پدیده بخاطر تغییر رنگ گدازه هایی است که هنگام سرد شدن به لایه های مختلف زمین وارد شده اند و شامل ترکیبات مختلف اعم از آهن، پتاس، اسید فسفریک و آلومینیوم می باشد. در کنار این مجموعه محوطه ای برای نگهداری چند لاک پشت غول پیکر و همچنین یک کافه رستوران احداث شده تا بازدیدکنندگان بتوانند با خیال راحت زمان بیشتری را به مشاهده این پدیده زیبا بگذرانند. بازدید از ژئوپارک ۳ ساعت زمان نیاز دارد.

مقصد بعدی ما شبه جزیره  La Morne Brabant در منتهی الیه جنوب غربی موریس بود. با گذر از جاده ای کوهستانی با پیچ و خم بسیار ولی زیبا، به ساحل غربی رسیدیم.

 در منطقه La Morne‌ که در لیست میراث جهانی ثبت شده، یک کوه منفرد بازالتی با ارتفاع ۵۵۶ متر اولین چیزی است که جلب توجه می کند. در این کوهستان تعدادی غار و پناهگاه طبیعی وجود دارد و همین موضوع سبب شده بود تا در قرن ۱۹ تعداد زیادی از بردگان فراری به این منطقه پناه ببرند. پس از لغو قانون برده داری، گروهی از طرف پلیس محلی برای اطلاع دادن این موضوع به بردگان فراری عازم این منطقه شدند و از آنجا که بردگان تصور می کردند برای دستگیری آنها آمده اند به سمت قله کوه حرکت کردند، عده ای از ترس اینکه دستگیر شوند، خود را به اقیانوس افکندند یا از کوه سقوط کردند. به این ترتیب قبل از اینکه پیغام پایان برده داری را دریافت کنند، به زندگی خود پایان دادند. هر ساله بزرگداشتی برای یاد این افراد برگزار می شود. تعدادی مجسمه و یادمانهایی از آن دوران در مجموعه ای که در فضای باز قرار دارد به این موضوع اختصاص داده شده است. وقتی ما به این محل رسیدیم، با درب بسته مواجه شدیم. از نگهبان و یا مسوول خبری نبود. لاجرم مجبور شدم که با یک کار غیرقانونی از بالای درب به داخل بروم تا از نزدیک بتوانم این کارهای هنری را ببینم. 

ساحل ماسه ای La Morne با درختان بومی و کهنسال مکان مناسبی برای توریستهایی است که تصمیم دارند از تفریحات آبی استفاده کنند. همینطور که بچه ها مشغول شنا و آب بازی در دریا بودند، من کنار ساحل را گرفتم و به سمت منتهی الیه جنوب غربی جزیره حرکت کردم. هتل های بسیار مجلل و گران قیمتی در این منطقه ساخته شده که چون از مرکز جزیره فاصله دارند، بسیار دنج و ساکت هستند. در هنگام قدم زدن متوجه صدایی آشنا شدم. کمی که جلوتر رفتم متوجه شدم یکی از هتلها موسیقی سنتی ایرانی پخش می کند. 

هوا کم کم تاریک می شد که از جاده ی جنوبی به سمت هتل که در ساحل جنوب شرقی واقع است، حرکت کردیم. روستاهایی که در ساحل جنوبی قرار دارند نسبت به قسمتهای دیگر جزیره که ما از آنها بازدید کردیم فقیرتر هستند و به نظر می رسد که هنوز توسعه کافی برای جذب توریست ندیده اند.

روز هشتم، شنبه ۱۸ آذر:

ساعت ۴ صبح به سمت فرودگاه حرکت کردیم. خوشبختانه بدون مشکل خاصی اتومبیل را تحویل دادیم. با توجه به کوچک بودن فرودگاه، تشریفات فرودگاهی به سرعت انجام شد و ما را به یک محوطه بسیار کوچک که فقط یک مغازه کوچک داشت هدایت کردند. مجبور شدیم دو ساعت را در آنجا بمانیم تا ساعت  پرواز فرا برسد. سپس با پرواز مستقیم به سمت دبی حرکت کردیم.

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

www.kanoonirangardan.ir

   

 

  

Share

نوشته سفر به موریس – بهشت زیر آب اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%b3-%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%d8%a2%d8%a8/feed/ 1
   سفر به غرب آفریقا- غنا https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%ba%d8%b1%d8%a8-%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d9%82%d8%a7-%d8%ba%d9%86%d8%a7/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%ba%d8%b1%d8%a8-%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d9%82%d8%a7-%d8%ba%d9%86%d8%a7/#comments Sun, 03 Apr 2022 17:01:45 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=18632    سفر به غرب آفریقا- غنا غرب آفریقا مجموعه ای است ...

نوشته    سفر به غرب آفریقا- غنا اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
   سفر به غرب آفریقا- غنا

غنا، آفریقا

غرب آفریقا مجموعه ای است از تعدادی کشور کوچک که در کنار اقیانوس اطلس جا خوش کرده اند. بعضی از آنها بسیار نام آشنا هستند مثل کشور نیجریه و برخی هم به سختی اسمشان را شنیده ایم مثل کشور توگو یا گامبیا! برای علاقه مندان به گردشگری، بازدید از یکی از کشورهای این منطقه همیشه جذاب بوده است. یکی به این دلیل که تاریخ این کشورها پر از جفایی است که  استعمارگران غربی بخاطر منابع سرشارشان بر آنها روا داشته اند و دیگری فرهنگ منحصر به فرد هر منطقه است.  

داستان سفر من به کشور غنا، داستان جالبی است. دو سال پیش، یکی از همکاران ارتوپد من (دکتر آندریاس اّپِلت) در بیمارستانی که مشغول به کارم، عکسهایی را از سفرش به غنا به منظور کار داوطلبانه به من نشان داد. او گفت که 18 سال قبل به طور اتفاقی با کشیشی که برای جراحی در آلمان، بیمار او بوده آشنا شده است. آن کشیش که اکنون به مقام بیشاپ(اسقف اعظم) ارتقا پیدا کرده، از او می خواهد که برای درمان افراد نیازمند به کشور غنا سفر کند. از آن سال تاکنون تقریبا هر سال این روند درمانی در آن کشور ادامه داشته است. این سفر و کار داوطلبانه با هماهنگی همین دوست ارتوپد ما انجام شد.هزینه های این سفر بجز محل اقامت و خورد و خوراک را خودمان پرداختیم. لوازم و ابزار جراحی ارتوپدی که بعضا بسیار گران قیمت هم هستند با جمع آوری از بنیادهای خیریه و همچنین افراد خیر خریداری و تهیه شد.

حدود یک ماه قبل از سفر از طریق کنسولگری کشور غنا در دبی برای گرفتن ویزا اقدام کردیم. خوشبختانه خانم کنسول با توجه به دعوتنامه بیشاپ و همچنین توضیحات تصویری از سفرهای قبلی، ویزای ما را به صورت رایگان صادر کرد.

در زمان سفر ما قیمت پرواز مستقیم از دبی به آکرا(پایتخت غنا) حدود 2500 درهم بود. طبق قوانین سفر به کشور غنا می بایست 48 ساعت قبل از سفر تست PCR کرونا انجام می دادیم و همچنین در دو وبسایت مختلف اطلاعات سفر و همچنین اطلاعات شخصی خودمان را وارد می کردیم. در هنگام ورود به کشور غنا انجام یک تست دیگر PCR اجباری است که پول انجام آن(150 دلار آمریکا) را باید قبل از انجام سفر به صورت آنلاین پرداخت کرد. در این سفر یکی دیگر از ارتوپدهای بیمارستان به نام دکتر احمد لبیب و پسرش (یحیی) هم ما را همراهی کردند.

قبل از شروع گزارش سفر، طبق روال قبل ابتدا کمی از جغرافیا و تاریخ کشور غنا را از منابع مختلف در اینجا برای شما می آورم.

“غَنا با نام رسمی جمهوری غنا کشوری در غرب قاره آفریقا است. غنا با ۵۳۷، ۲۳۸ کیلومتر مربع وسعت(کوچکتر از وسعت خراسان رضوی و جنوبی)   از شمال با بورکینافاسو و از شرق با توگو و از غرب با ساحل عاج همسایه است و از سوی جنوب به اقیانوس اطلس پیوند می‌خورد.

آب و هوای کشور گرم و مرطوب و پرباران است. بلندترین نقطه کشور غنا، قله آفاجوتوبا ۸۸۵ متر ارتفاع، و رود ولتا (۱۴۳، ۱کیلومتر) طویلترین رود آن است. دریاچه ولتا (۴۶۲/۸کیلومتر مربع) بزرگ‌ترین دریاچه کشور است.

آکرا پایتخت این کشور و واحد پول آن،  سِدی Cedi غنا نام دارد.

غنا، آفریقا

کاکائو (دومین تولیدکننده جهانی بعد از ساحل عاج)، قهوه، نارگیل، توتون، دام و ماهی نیز از جمله مهم‌ترین محصولات کشاورزی و دامپروری کشور به‌شمار می‌آیند.

زبان رسمی غنا انگلیسی است و ۶۷ درصد از مردم به آن تکلم می‌کنند. جمعیت غنا ۳۱ میلیون نفر است.  حدود نیمی از غنایی‌ها از قوم آکان، حدود ۱۷ درصد از قوم داگبانی، ۱۴ درصد افه و بقیه از چند قوم دیگر هستند. ۹۸ درصد از مردم غنا سیاه‌پوست هستند. بیشتر مردم غنا مسیحی و حدود ۱۷ درصد نیز مسلمان اند.

غنا در ششم مارس ۱۹۵۷ از بریتانیا مستقل شد. در آن تاریخ، دو مستعمره بریتانیا یعنی «ساحل طلا» و توگولند که یک سال پیش از آن با هم ادغام شده بودند کشوری به نام غنا را تشکیل دادند. در یکم ژوئیه ۱۹۶۰ نظام جمهوری در غنا رسمیت یافت.

تا پیش از آغاز استعمار به‌ وسیلهٔ اروپاییان، این منطقه در اختیار ممالک مستقل سیاه‌پوستان بود.

با ورود پرتغالی‌ها در سده پانزدهم و نفوذ استعماری آنان و سایر اروپائیان، این ممالک از هم پاشیده شد و توسط آن‌ها تجارت برده و طلا رونق یافت. غنا در عهد استعمار به ساحل طلا مشهور بود. پس از پرتغالی‌ها، بریتانیایی‌ها آغاز به دست اندازی و تاسیس پایگاه‌های بازرگانی دیگری در غنا نمودند و رفته‌رفته شهرهائی در پیرامون آن‌ها ایجاد شد. در سال ۱۸۷۴ میلادی، بریتانیا مستعمره فرمان‌گذار ساحل طلا را تأسیس کرد و پس از ستیزهای طولانی، پادشاهی آشانتی و سرزمین‌های شمالی واقع در شمال آشانتی را نیز تحت‌الحمایه خود اعلام کرد. پس از جنگ جهانی اول، بخشی از توگولند آلمان که به قیمومیت بریتانیا داده شده بود، از لحاظ اداری ضمیمه ساحل طلا گردید.

در اواخر دهه پنجم قرن، گرایش‌های استقلال‌طلبانه مردم ساحل طلا منجر به چند شورش ملی شد. در سال ۱۹۵۱ بریتانیا قانون اساسی تازه‌ای به این مستعمره اعطا کرد که برطبق آن، نوعی خودمختاری در امور داخلی به این مستعمره داده شد و به‌دنبال آن اولین انتخابات عمومی برگزار گردید. در این انتخابات قوام نکرومه رهبر حزب ملی خلق به نخست‌وزیری رسید.

در مارس سال ۱۹۵۷ میلادی، ساحل طلا با نام تازه غنا استقلال یافت و از کشورهای همسود بریتانیای بزرگ و دارای حکومت فرمانداری کل گردید. قوام نکرومه در مقام نخست‌وزیری این کشور باقی‌ماند.

در ماه ژوئیه سال۱۹۶۰ نوع حکومت این کشور به همت قوام نکرومه تبدیل به جمهوری شد و خود نکرومه قدرت را دردست گرفت. در سال ۱۹۵۹ غنا با گینه، اتحادیه ممالک مستقل آفریقایی و در سال ۱۹۶۱ با گینه و مالی اتحادیه ممالک آفریقایی را به منظور همکاری کشورهای عضو در زمینه‌های نظامی، اقتصادی و اشتراک نظر در سیاست خارجی به وجود آورد که عملاً دوامی نیافت.

از همان آغاز ریاست جمهوری نکرومه، توطئه‌ها و دسایسی علیه وی و حکومتش انجام گرفت و بارها به جان وی سوء قصد شد. سرانجام در سال ۱۹۶۶، نظامیان با یک کودتا قدرت را در دست گرفتند و یک شورا به ریاست ژنرال ژوزف آنکرا بر کشور حاکم گشت. در سال ۱۹۶۹، آنکرا مجبور به کناره‌گیری شد و ژنرال آکواسی آفریقا به قدرت رسید. آفریقا در رأس یک هیئت حاکم سه نفره قرار داشت. این هیئت در سال ۱۹۷۰ منحل گشت و ادواردآکوف آدوی حقوقدان به حکومت رسید، ولی حکومت وی نیز دوامی نیاورده و در سال ۱۹۷۲سرهنگ آچیمپونگ با یک کودتای نظامی قدرت را دردست گرفت. در سال‌های پس از نکرومه، وضع اقتصادی غنا همواره رو به تنزل بوده و در آخر دهه هشتم سده بیستم به بدترین دوران خود رسیده بود. در سال ۱۹۷۸ ژنرال فردآکوفو به‌قدرت رسید، ولی دولت او نیز سال بعد به‌وسیله نظامیان دیگری به رهبری جری راولینگز منحل  شد.

انتخابات عمومی که در همان سال برگزار شد، پس از چند سال حکومت نظامی، یک غیرنظامی به نام هیلالیمان را بقدرت رساند.

در سال ۱۹۸۱ جنگ‌های قبیله‌ای در غنا آغاز شد و در آخر همان سال یک کودتای نظامی که بار دیگر به ریاست جری راولینگز صورت گرفت که هیلالیمان را سرنگون کرد.

جری رااولینگز اعلام کرد که خود نمی‌خواهد قدرت را در دست بگیرد. پس از کودتا یک مجمع مقاومت ملی به ریاست راولینگز بر اوضاع حاکم شد. روابط غنا پس از کودتا با غرب رو به تیرگی نهاد و با لیبی گسترش یافت.”

گزارش سفر:

روز  اول، 19 آذر 1400، دهم دسامبر 2021:

پرواز مستقیم دبی به آکرا ساعت 7:35  به وقت دبی و بدون تاخیر انجام شد. بعد از یک پرواز طولانی 8:30 ساعته در ساعت 12:05 به فرودگاه Kotoka International Airport آکرا وارد شدیم. ابتدا به یک صف طویل برای انجام تست کرونا هدایت شدیم. قبل از انجام تست گواهی پرداخت 150 دلار آمریکا برای انجام تست کرونا را نشان دادیم. تست انجام شد. کمی جلوتر کارت واکسیناسیون تب زرد را چک کردند. صف طولانی بعدی مربوط به پلیس گذرنامه بود. افسر مربوطه فرم مخصوصی را که در هواپیما به ما داده بودند و حاوی اطلاعات شخصی و محل اقامت در غنا بود را به دقت مطالعه کرد و پس از پرسیدن چندین سوال با ربط و بی ربط! مهر ورود را به پاسپورت زد. بلافاصله قبل از ورود به محوطه تحویل بار، پلیس دیگری ایستاده بود که پاسپورت ها را مجددا چک می کرد و از برخی سوال و جواب بیشتری می پرسید. وقتی پاسپورتم را به او دادم، خانمی که کنار دست او ایستاده بود چیزی به او گفت و او هم پاسپورت من را به من داد. خانم جوان به من خوش آمد گفت ، خودش را آنجلینا معرفی کرد و من را با خودش به سمت محل تحویل بار برد. دو تا از همسفران من هم آنجا بودند و نفر بعدی چند دقیقه بعد به ما ملحق شد. آنجلینا گفت که از طرف بیشاپ آمده تا در فرودگاه مشکلی برای ما پیش نیاید. تا زمان تحویل بار برای تبدیل پول به یکی از صرافی های فرودگاه رفتم و کمی پول غنایی گرفتم. واحد پول غنا ” سی دی Cedi” است و هر یک دلار معادل 6.2 سی دی است. یعنی هر 100 دلار معادل 620 سی دی.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Ghana, Africa

Money from Ghana – Cedi a business background

 در این فاصله یک نقشه شهر آکرا و کشور غنا را هم به قیمت 50 سی دی خریدم. پس از تحویل بارها وارد گمرک شدیم که با صحبتی که آنجلینا با مامور گمرک داشت، بارهای ما را بازرسی نکردند و به این ترتیب از هفت خان فرودگاه خارج شدیم.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

 سراغ جایی را گرفتم که بشود سیم کارت تهیه کرد. فروشگاه کوچکی در محوطه فرودگاه بود که سیمکارت می فروخت ولی چند نفر جلوتر از من در صف خرید سیمکارت بودند و پروسه انجام این کار هم به کندی پیش می رفت. مجددا آنجلینا وارد شد و با مسئول باجه صحبت کرد. پاسپورت من را گرفت و من سیم کارت دلخواه خودم را با 20 گیگابایت اینترنت 120 سی دی خریدم و بلافاصله هم فعالش کردند.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

 در فرودگاه جراح ( دکتر سیمون) و یکی از پزشکان بیمارستانی که قرار بود ما در آنجا کار کنیم هم به استقبال ما آمدند. بلافاصله سوار یک ون شدیم و به سمت شهرMampong حرکت کردیم. در داخل شهر آکرا، آنجلینا را پیاده کردیم.در مسیری که همراه ما بود گفت که در اداره مواد مخدر غنا و در شعبه فرودگاه کار می کند و وجود او سبب شده که بسیاری از بازرسی هایی که برای خارجی هایی که به کشور وارد می شوند انجام نشود، مخصوصا با ملیت هایی از آسیا!!!

دکتر احمد که با فرزند خود به این سفر آمده بود بسیار عصبانی بود، او گفت که افسر پلیس گذرنامه رسما به او گفته که باید 100 دلار رشوه به او بدهد و وقتی که او این پول را پرداخت کرده مجددا 100 دلار دیگر خواسته و گفته که شما دو نفر هستید!!!

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

جاده های بین شهری در غنا معمولا کیفیت خوبی ندارند و حاشیه شهرها بسیار کثیف و پرترافیک است. این عوامل سبب میشد تا سرعت متوسط تردد کاهش پیدا کند. همین موضوع عاملی بود تا ما فاصله فرودگاه آکرا تا خانه بیشاپ (حدود 270 کیلومتر)  در Mampong را  7 ساعته طی کنیم. در بین راه چند بار ایستادیم و از فروشندگان محلی خرید کردیم.  

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

حدود ساعت 8 به منزل رسیدیم. آقای Joseph Osei-Bonsu بیشاپ 72 ساله منطقه آشانتی است که میزبان ما در این سفر بود. او با روی بسیار خوش به ما خوش آمد گفت. منزل او تعدادی اتاق کاملا مجزا داشت که هر کدام را به یکی از ما داد. قرار بر این شد که صبحانه ساعت 7:30 و شام ساعت 8 شب در اتاق غذاخوری سرو شود. نهار هم در آشپزخانه آماده و به بیمارستان فرستاده شود. انصافا در مدت اقامت ما بهترین کیفیت غذا توسط اِمانوئل (آشپز) برای ما مهیا شد.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

روز دوم سفر، 20 آذر، 11 دسامبر:

ساعت 7:30 برای صرف صبحانه در غذاخوری بودیم. صبحانه مفصلی فراهم دیده شده بود. نظر من را چیزی شبیه به حلیم به خودش جلب کرد. بعد متوجه شدم که طرز پخت آن شبیه به حلیم است ولی به جای گندم از جو استفاده شده است. به سبک خودم با شکر و دارچین خوردمش که برای صاحب خانه جالب بود. او به من گفت که در انگلستان از این خوراک در صبحانه به طور معمول استفاده می کنند و از آن روز تا پایان سفر، هر روز حلیم جو را در میز صبحانه داشتیم!

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

متوجه شدم که آندریاس قبل از صبحانه نیم ساعتی را اطراف منزل دویده است، با خودم عهد کردم که از روز بعد او را همراهی کنم. صبحانه ساعت 8 تمام شد و ما ساعت 8:15 در اتومبیل آماده بودیم تا به سمت بیمارستان حرکت کنیم. 

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

بیمارستان ” پاپ ژان پل دوم”  در 17 کیلومتری جنوب Mampong و در حاشیه شهر Jamasi قرار دارد که با توجه به شرایط جاده حدودا نیم ساعت فاصله است. این بیمارستان در سال 2013 افتتاح شد و به مناسبت خدماتی که دکتر آندریاس در این منطقه انجام داده بود، بخش ارتوپدی را به نام او نامگذاری کردند. 

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

به محض ورود به بیمارستان ابتدا در بخشهای بیمارستان کمی گردش کردیم و با کادر درمان آشنا شدیم. بیمارستان بسیار ساده و با امکانات بسیار کم بود. بیمارستان دو اتاق عمل در دو ساختمان متفاوت داشت. ما در ساختمانی که به ارتوپدی اختصاص داده شده بود مشغول به کار شدیم. اتاق عمل بسیار ساده بود از چراغ پورتابل برای جراحی استفاده می کردند. ماشین بیهوشی فرسوده و مربوط به 25 سال قبل بود. تقریبا از وسایل یکبار مصرف خبری نبود و همه وسایل را مجددا می شستند و برای چندمین بار استفاده می کردند، حتی برخی لوازم یکبار مصرفی که قیمت چندانی هم نداشتند مثل لوله تراشه و سر ساکشن! داروها هم بسیار محدود بود و برای یک جراحی ایمن مناسب نبود ولی ما به همین منظور اینجا بودیم تا بتوانیم با حداقل امکانات بهترین خدمات را ارائه دهیم.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

 غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

حدود ساعت 10 صبح، همکاران ارتوپد من به درمانگاه ارتوپدی رفتند تا بیمارانی را که از شهرها و روستاهای دور برای ویزیت آمده بودند ببینند. از چند ماه قبل از سفر، هماهنگی های لازم توسط بیشاپ با کلیساهای تحت نظر او انجام شده بود تا بیمارانی که توان مالی چندانی ندارند برای مداوا به این بیمارستان مراجعه کنند. من هم به اتاق عمل رفتم تا با متخصص بیهوشی جوان آنجا آشنا شوم و وسایل و داروها را بررسی کنم. متوجه شدم که جراح قرار است یک لاپاراتومی بخاطر زخم معده انجام دهد که البته این عمل در ساختمان دیگری انجام می شد. نهایتا اولین بیمار من بجای بیمار ارتوپدی، یک بیمار جراحی عمومی از کار درآمد. برای انجام بیهوشی این بیمار در کشورهای پیشرفته انواع و اقسام مانیتورینگ پیشرفته را استفاده می کنند ولی در این قسمت از جهان فقط باید دلخوش بود به یک فقره پالس اکسیمتر قدیمی و متخصص بیهوشی هوشیار! 

هنگامی که بخش جراحی را ویزیت می کردیم، خانم جوانی را دیدیم که در لیست عمل برای جراحی ساق پا قرار داشت. کنار تخت او یک مرد پلیس روی صندلی نشسته بود. پلیس درباره زمان جراحی و دوره نقاهت بیماری سوالاتی پرسید. وقتی که بخش را ترک کردیم جراح بیمارستان به ما توضیح داد که این خانم برای کاری به اداره پلیس مراجعه کرده بود. ظاهرا در پاسگاه پلیس بین پلیس و گروهی که به پاسگاه حمله کرده بودند درگیری ایجاد می شود و همین مرد پلیس اقدام به تیراندازی می کند. یکی از تیرها کمانه می کنند و به ساق پای این زن جوان که در گوشه ای پناه گرفته بوده، برخورد کرده و او را به شدت مجروح می کند. مرد پلیس که بسیار انسان مسئولیت پذیری بوده، او را به بیمارستان منتقل می کند و اقدامات اولیه را برای او انجام می دهند. از آنجا که گلوله استخوان پا را خرد کرده بوده، نیاز به جراحی پیشرفته ارتوپدی داشته که با توجه به حضور تیم جراحی ما قرار شد که در لیست عمل قرار گیرد. 

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

بیمار دیگر دختر 17 ساله ای بود که دچار کلاب فوت( پا چنبری) مادرزادی بود و به دلیل شدت بیماری قادر به راه رفتن نبود. این بیمار نیز مورد عمل جراحی قرار گرفت تا در چند ماه آینده بتواند راه برود و به دنبال آن به زندگی عادی برگردد. حالا او خواهد توانست مثل بقیه دختران هم سن و سال خود و بدون نیاز به عصا و ویلچر، حرکت کند و در آینده شانس این را خواهد داشت تا ازدواج موفقیت آمیزی داشته باشد و همچنین بهتر بتواند از فرزندش مراقبت کند.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

نهار ما را با اتومبیل از خانه بیشاپ آوردند. غذا با کیفیت بسیار خوب و توسط آشپز خانه بیشاپ تهیه شده بود. جالب بود که غذای پرسنل را در کیسه پلاستیکهای سیاه رنگ برایشان آوردند و حاوی کمی برنج و ماهی بود.

 غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

روز اول در کل 5 عمل جراحی انجام شد و هنگام غروب به منزل برگشتیم. آخر شب بود که به اتاق بیشاپ رفتیم و به اتفاق فوتبال لیگ انگلستان را تماشا کردیم.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

روز سوم، 21 آذر:یکشنبه

ساعت شش و ربع، لباس ورزشی را به تن کردم و تصمیم گرفتم که مسیری را در اطراف خانه بدوم. ابتدای مسیر بودم که متوجه شدم، آندریاس از در خانه خارج شد. کمی درنگ کردم که به من رسید. به دنبال او حرکت کردم. به من گفت که همیشه یک مسیر خاص را سه بار می دود و سپس به خانه بر می گردد. دور دوم را که تمام کردم تصمیم گرفتم تا به خانه برگردم و بیش از این به بدن ناآماده خود فشار نیاورم. طول مسیر طی شده حدود 4 کیلومتر بود که در روزهای بعد کم کم این مقدار را از مسیرهای دیگر، افزایش دادم و تا 9 کیلومتر رساندم.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

امروز بیشاپ را که برای مراسم عازم کلیسا بود، برای اولین بار در لباس رسمی دیدم و به رسم یادگار با او عکسی گرفتم.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

روز شلوغی را داشتیم، 5 کودک و 5 بزرگسال تعداد عملهای امروزمان بود. بیشتر بیماران ناهنجاریهای مادرزادی یا بد جوش خوردگی استخوان به دنبال شکستگی های قدیمی داشتند که از نظر تکنیکی عمل جراحی را هم مشکل می کرد.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

روز چهارم ، 22 آذر، دوشنبه:

بعد از ورزش صبحگاهی و صبحانه به سمت بیمارستان حرکت کردیم. بیشتر مسیر همانطور که قبلا گفتم از مناطق روستایی عبور می کند. هر کس سعی کرده با هرچی دم دستش رسیده بساط کاسبی برای خودش جور کنه. واقعا نگاه کردن به محصولاتی که خرید و فروش میشه گاهی خنده دار است، از فندک شکسته بگیر تا کاور پاره موبایل!!!

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

بیشتر افراد محلی برای حمل بار از سرشون استفاده می کنند. قبلا افرادی را دیده بودم که کوزه یا کیف را روی سرشان می گذاشتند، اما در اینجا تقریبا همه چیز جایش همان بالای سر است. شاید عجیب ترین آنها متعلق به فردی بود که عینک می فروخت. او عینک ها را روی تخته چوبی که بیشتر شبیه به یک لنگه در به ابعاد 2 در 1.2 متر بود،چسبانده بود و لنگه در به سر در خیابان مشغول تردد بود.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

عملهای امروز تا ساعت 9 شب طول کشید و 9 عمل انجام دادیم.

روز پنجم، 23 آذر. سه شنبه، 14 دسامبر: 

مسیر جدید ورزش صبحگاهی از کنار مدرسه عبور می کرد. بچه ها به محض دیدن مرد سفید پوست، Toubob گویان به سمت من دویدند و با اشتیاق با من عکس گرفتند. در زبان بومی به سفید پوست ها Toubob می گویند و اکثر بچه ها با دیدن سفید پوست ها با صدای بلند آنها را توباب خطاب می کنند و گاها با چهره های خندان به دنبالشان می دوند.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

سگ های بومی جثه ای کوچک دارند و علی رغم اینکه گاهی سر و صدا می کنند ولی چهره خشن ندارند. در محل اقامت ما هم دو سگ سفید که به نظر خواهر یا برادر هستند، وظیفه پاسداری از حریم خانه را به عهده دارند. هر چند که صبح ها دور و بر ما هستند ولی وجود نگهبان خانه باعث شده که بسیار مهربانانه با ما رفتار کنند.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

درست در سر خیابان ما، یک بار وجود دارد که محل گردهمایی شب زنده داران این محله است. اسم این بارLovely Palace است و واقعا نمی دانم بر چه اساس این اسم برای آن انتخاب شده است. چند شبی را که از کنارش رد شدیم به سختی می شد تعدادی از افرادی را که در تاریکی بر روی میز و نیمکت خارج از بار نشسته بودند را تشخیص داد. کلا چون الکتریسیته گران است، سعی شده تا حد امکان از لامپهای بسیار کم نور استفاده شود و این موضوع برای ما که به نور زیاد عادت داریم خیلی خوشایند نیست و از طرفی تشخیص افراد با پوست تیره بسیار سخت می شود البته به غیر از زمانهایی که می خندند و دندانهای بسیار سفیدشان چون چراغ در دهانشان روشن می شود.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

امروز 8 بیمار کودک و 2 بیمار بزرگسال داشتیم. ناهنجاری های مادرزادی بیشترین علت مشکلات این کودکان بود و خیلی خوشحالیم که تا حد بسیار زیادی به برگشتن این کودکان در آینده به زندگی عادی نقشی داشته ایم.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

روز شش، 24 آذر. چهارشنبه 15 دسامبر:  

بعد از انجام یک عمل بزرگ( تعویض مفصل لگن) برای بازدید از شهر کوماسی، از بیمارستان خارج شدیم. کوماسی دومین شهر مهم کشور غنا و مرکز استان آشانتی است. کوماسی پایتخت فرهنگی و تاریخی غنا است. 

پادشاهی آشانتی از قرن 17 تا 19 میلادی در منطقه غنا، ساحل عاج، بورکینافاسو و توگو گسترش داشت. ارتش قدرتمند این پادشاهی توانسته بود جلو پیشروی استعمارگران را تا حدودی بگیرند و با آنها وارد تجارت شوند. آنها در دو جنگ از پنج جنگی که با بریتانیایی ها داشتند آنها را شکست دادند و حتی توانستند فرمانده انگلیسی-چارلز مک کارتنی- را بکشند و از جمجمه او ظرف نوشیدنی بسازند.. طلا و برده مهمترین کالاهایی بود که آشانتی ها به استعمارگران می فروختند و به جای آن محصولات غربی و مخصوصا نوشیدنی های الکلی می گرفتند. هم اکنون Otumfuo Osei Tutu II در جایگاه 16 امین پادشاه آشانتی در شهر کوماسی زندگی می کند. او که در حال حاضر 71 سال سن دارد، رییس دانشگاه علم و فناوری کوماسی است. تحصیلات خود را در لندن به اتمام رسانده است و در کشور غنا از احترام ویژه ای برخوردار است. 

در میان راه و در شهر Ntonso تعدادی فروشگاه وجود داشت که کارهای چوبی از قبیل ماسک صورت، دستبند و گردنبند، مجسمه حیوانات و ظروف چوبی می فروختند. چانه زدن به رسم کشورهای آفریقایی همچنان وجود دارد. معمولا برای ورود به معامله باید نصف قیمت پیشنهادی را در نظر گرفت، که معمولا فروشنده از همین مقدار هم بسیار راضی خواهد بود با این سیاست تعدادی از اقلامی را که برای سوغاتی و یادگاری از این کشور نیاز داشتم، تهیه کردم. 

تقریبا یکساعت و نیم طول کشید که فاصله 50 کیلومتری بیمارستان تا کوماسی را طی کردیم.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

ما برای دیدن موزه آشانتی که در پشت کاخ پادشاه واقع شده، به مرکز شهر رفتیم. محوطه داخلی موزه را داشتند مرمت می کردند ولی حیاط موزه که درخت و همچنین ناقوس بزرگی در آن قرار دارد را دیدیم. برای ملاقات با پادشاه می شود از دفتر او وقت گرفت و به دیدار او رفت.  

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

در میدان مرکزی شهر کوماسی که به سبک بسیاری از شهرهایی که بریتانیایی ها بنا کرده اند، میدان ساعت قرار دارد. ترافیک بسیار سنگین  و پیدا کردن محل پارک اتومبیل مشکل است. در این منطقه تعداد زیادی مغازه و دکه  لباس فروشی و سوغاتی فروشی وجود دارد که بسیار غیر محتمل است که کسی در مقابل لباسهای رنگارنگ و زیبای که از جای جای مغازه ها آویزان است، بتواند تاب بیاورد و از این محصولات منحصر به فرد نخرد. 

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

موزه ادوات نظامی در همین منطقه قرار دارد. تعدادی تانک و نفربر بسیار قدیمی در خارج از ساختمان موزه دیده می شوند و یک هواپیمای جت بسیار قدیمی به همراه چند قبضه توپ و همچنین ضدهوایی در حیاط موزه وجود دارند.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

ظاهرا چون دادگاه شهر نزدیک همین محل قرار دارد، بساط عریضه نویسها هم به راه است. معمولا چند نفر دور هم جمع شده اند و از یک کامپیوترو پرینتر مشترک برای بیزینس خود استفاده می کنند. در میان این جمع، خانم میانسال که ظاهری بسیار مرتب داشت و بجای کامپیوتر از ماشین تایپ استفاده می کرد، نظر من را جلب کرد. از او پرسیدم که چرا از کامپیوتر استفاده نمی کند تا لازم نباشد برای تصحیح هر اشتباه کوچک، دوباره کاری کند. البته پاسخش بسیار کوتاه و گویا بود! بسیار محترمانه گفت که در اولین فرصت که پولی به دستش برسد، حتما این کار را می کند.  

 غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

نهار را به پیشنهاد راهنما به یکی از رستورانهای معروف شهر که پاتوق جوانها و پولدارهای شهر بود رفتیم. در این رستوران علاوه بر غذاهای سنتی آفریقایی، منوی اروپایی هم داشتند که نسبت به غذاهای محلی قیمتش چند برابر بود. 

 من از از روی منوی رستوران، جگر و سالاد سفارش دادم. پرس جگر که شامل یک سیخ کوچک به همراه کمی سیب زمینی سرخ شده بود. البته به اندازه ای تند بود که همان یک سیخ جگر کبابی را بدون کمک نوشابه نمیشد خورد. در عوض سالاد پر حجم و بسیار تازه بود هر چند که 45 دقیقه طول کشید تا آماده اش کنند.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

روز هفتم، پنجشنبه 16 دسامبر:

 مسیر ورزش صبحگاهی را از داخل روستای مجاور محل اقامت انتخاب کردم، معمولا مردم صبح زود با طلوع خورشید از خواب بیدار می شوند و حتی صبح زود هم زندگی کاملا جریان دارد. شاید دلیل اصلی این است که شبها بخاطر صرفه جویی در مصرف الکتریسیته، زودتر می خوابند! حتی بسیاری از مغازه ها ساعت 6:30 صبح باز هستند و مشتری هم دارند. مثلا خانمی را دیدم که آرایشگاه زنانه داشت و مشغول اصلاح سر یک مشتری بود. بیرون مغازه چندین دسته از موهای بافته شده را برای فروش گذاشته بود. خانمهای آفریقایی چون معمولا موهای مجعد دارند، علاقه مند هستند تا موهایشان را به صورت دسته های متعدد ببافند و گاهی از موهای مصنوعی در لابه لای موهای خودشان برای پر پشت جلوه دادن و یا حتی افزایش طول مو استفاده کنند. مردها معمولا موهای کوتاه دارند و اغلب موهای صورت خود را اصلاح می کنند.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

خانه های روستا معمولا دیوارکشی مرتبی ندارند و گاهی  مجبور می شدم از مسیری عبور کنم که به ناچار از حیاط خانه ای رذ می شد. زندگی مردم بسیار ساده است. هنوز در برخی حیاطها اجاق هیزمی وجود دارد. از عناصر و مواد طبیعی به شکل خلاقانه ای استفاده می کنند. مثلا در یک حیاط، صندلی دیدم که از باقی مانده تنه درخت ساخته شده بود یا فردی با استفاده از چند بلوک سیمانی برای خودش باشگاه ورزشی درست کرده بود!  

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

با اینکه هنوز ساعت هفت نشده بود ولی زندگی عادی کاملا جریان داشت. خانواده ای را دیدم که در حیاط خانه اشان نشسته بودند و با هم صحبت می کردند. با اینکه به نظر بسیار فقیر بودند ولی چهره ای بشاش داشتند. پدر خانواده با دیدن من به سمت من آمد و من هم به او سلام دادم، سایر اعضا خانواده هم به ما پیوستند. این مرد 56 ساله دو دختر 14 و 16 ساله داشت. من را به خانه شان دعوت کردند ولی از آنها عذرخواهی کردم. 

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

در نزدیک کلیسا، مراسم سوگواری برای یک زن جوان سی ساله که تازه فوت کرده بود در جریان بود. در مرکز اجتماعات روستا، اهالی، بسیار مرتب روی صندلی نشسته بودند، موزیک مخصوص این مراسم پخش می شد. اکثر افراد لباس سیاه بر تن داشتند. تابوت در محل خاصی گذاشته شده بود، نام، سن و عکس متوفی روی آن نصب شده بود. تعدادی از زنان با لباس قرمز رنگ دور تا دور تابوت ایستاده بودند و مشغول عزاداری بودند. بعدا فهمیدم که نزدیکان متوفی باید لباس قرمز بپوشند. 

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

در مجاورت بیمارستان زمین نسبتا بزرگی بود که هنوز درختان جنگلی آن را قطع نکرده بودند. در این منطقه مثل بیشتر مناطق آفریقا می شود لانه موریانه ها را دید که ساختار خاص خودشان را دارند. این لانه ها معمولا به صورت تپه ها و گنبدهایی با وسعت 20 و گاهی با ارتفاع  10 متر از سطح زمین هستند. 

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

درختان در کشور غنا بسیار متنوع هستند و شاید مهمترین آنها درخت ساج (Teak (Tectona grandis ، درخت کاپوک  (Ceiba, Fromager (Ceiba pentandra، درخت قاب (Abachi, Wawa (Triplochiton scleroxylon باشند. 

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

روز هشتم، جمعه 17 دسامبر:

برنامه امروز با انجام 12 عمل جراحی از ساعت 8:30 تا 9 شب به اتمام رسید. 

برای من جالب بود که بیماران چطور از وسایل ساده برای انجام فیزیوتراپی بعد از جراحی استفاده می کنند. همچنین یکی از بیماران را دیدم که بجای اینکه بالش زیر ساق پای عمل کرده اش بگذارد از ساک وسایلش استفاده کرده بود!

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

روز نهم، شنبه 18 دسامبر:

برای انجام تست PCR راهی شهر کوماسی شدیم. مسیر ما از نزدیکی Nyatase (شهر کوچکی در شرق کوماسی) رد می شود، به همین سبب ترغیب شدیم تا از نیایشگاه سنتی Besaease که در لیست میراث جهانی ثبت شده است دیدن کنیم. خوشبختانه با استفاده از نقشه گوگل، به راحتی این خانه کوچک را پیدا کردیم. این محل، در حقیقت خانه ای با یک حیاط و چهار اتاق در اطراف آن است در سال 1850 ساخته شده  و در سال 1998 کاملا بازسازی شده است. تزیینات این خانه شامل گچ بری هایی با شکل حیوانات مختلف است. گفته می شود که در گذشته، زنانی که باردار نمی شدند برای شفا به این محل مراجعه می کردند. این خانه به همراه 10 خانه دیگر تحت عنوان Asante Traditional Buildings ثبت جهانی شده اند. توجه داشته باشید که معمولا درب این مکان بسته است و کلید دست یکی از همسایگان است. لذا به راحتی می توانید با کمی کنکاش فرد مورد نظر را پیدا کنید. البته بهتر است که انتظار او را هم با پرداخت 20 سی دی برآورده کنید! در مجموع با صرف 15 دقیقه می توانید از این محل بازدید کنید.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

در ادامه مسیر به سمت شهر کوماسی از روستایی عبور کردیم که تعدادی از محصل های دختر با لباسهای متحد الشکل و رقصان، داشتند از خیابان عبور می کردند و با دیدن مردان سفیدپوست!!! با چهره ای خندان به سمت اتومبیل ما آمدند و به ما خوش آمد گفتند.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

ما برای انجام تست به دانشگاه علم و تکنولوژی کوماسی مراجعه کردیم. این دانشگاه در زمینی به مساحت 2500 هکتار در سال 1952 تاسیس شد و شامل دانشکده های مختلف و 14 امین دانشگاه برتر قاره آفریقا است. بعد از انجام تست کرونا به بیمارستان برگشتیم و تا دیروقت مشغول عملهای جراحی باقی مانده شدیم.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

شب هنگام متوجه شدیم که جواب تست آندریاس مثبت شده و به این ترتیب اجازه نداشت که عملهای جراحی روز بعد را ادامه دهد و طبق قوانین کشور غنا باید قرنطینه شود. بنابراین مجبور شدیم تا تغییراتی در برنامه کاری ایجاد کنیم به این نحو که من به آکرا برگردم و یک روز را در آنجا سرکنم تا روز دوشنبه به سمت دبی پرواز کنم. آندریاس به مدت سه روز در قرنطینه بماند تا بتواند تست بعدی را بدهد. 

مجموعا در مدت اقامتمان 60 عمل جراحی انجام شد.

روز دهم، یکشنبه 19 دسامبر:

صبح به اتفاق آنجلینا که برای انجام کار اداری به کوماسی آمده بود تصمیم گرفتیم تا به آکرا برگردیم. بیشاپ به ما پیشنهاد داد تا ما را به کوماسی برساند. صبح ساعت 7 صبح بعد از صبحانه سوار لندکروز بیشاپ شدیم و به سمت کوماسی حرکت کردیم. 

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

در مسیر، ابتدا به منزل یک کشیش رفتیم. بیشاپ، طبق رسوم می بایست خلعت جدید را به او می داد تا در مراسم معارفه به تن کند. سپس به کلیسا تازه تاسیس نزدیک کوماسی که از بیشاپ برای افتتاح و همچنین معرفی کشیش جدید، از او دعوت کرده بودند، رفتیم. جمعیت قابل توجهی از مردم آن منطقه جمع بودند و با دیدن بیشاپ برای ادای احترام به نزد او می آمدند. اینطور که من متوجه شدم، 55 کلیسا بزرگ زیر نظر مستقیم بیشاپ قرار دارد و هر کلیسا نیز مسوول خدمات رسانی به تعدادی از کلیساهای کوچکتر است. بیشاپ تلاش می کند تا در هر سال حداقل یکبار به هر کدام از این کلیساها سر بزند و از نزدیک با مردم منطقه دیدار کند.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

 غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

حدود ساعت 10:30 به ترمینال اتوبوسها رسیدیم. آنجلینا بلیط اتوبوس را به قیمت نفری 60 سی دی خرید. البته من 5 سی دی هم اضافه تر و بابت یک چمدان که در قسمت بار اتوبوس گذاشته بودم پرداخت کردم.  نیم ساعت بعد اتوبوس 23 نفره شهر کوماسی را به مقصد آکرا ترک کرد. کیفیت بد جاده و همچنین تعداد بسیار زیاد روستاها و شهرک های مسیر سبب شد تا مسیر 250 کیلومتری را شش ساعته طی کنیم. البته در وسط راه اتوبوس برای 15 دقیقه توقف کرد تا مسافران بتوانند نهار خود را تهیه کنند و احیانا به دستشویی های نه چندان تمیز و مرتب رستوران بین راهی سر بزنند.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

 غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

در میانه های راه چشمم به فردی افتاد که در کنار جاده ایستاده بود و دو عدد پانگولین(برای آشنایی بیشتر با این جانور اینجا را کلیک کنید) و دو عدد خدنگ که شکار کرده بود را می فروخت. آنجلینا به من گفت که این کار غیر قانونی نیست و افراد اجازه دارند که این حیوانات را شکار کنند و بفروشند. معمولا از گوشت و فلس این جانوران به منظور درمانهای پزشکی استفاده می شود. آنجلینا به من گفت که احتمالا آشپز بیشاپ(اِمانوئل) از گوشت این حیوانات برای ما سوپ درست کرده چون سوپ پانگولین بسیار خوشمزه است.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana   

در ابتدای شهر آکرا از اتوبوس پیاده شدیم. آنجلینا هماهنگ کرده بود تا شخصی من را به هتل محل اقامتم در مرکز شهر آکرا برساند. من یک شب را در هتلی به نام “هتل آکرا” اقامت کردم و بابت یک شب 100 دلار پرداخت کردم. البته این هتل یکی از هتلهای چهار ستاره و بسیار خوب در آکرا می باشد. تعداد زیادی از جوایزی را که به سبب خدمات خوب هتل به مشتری ها به آن اعطا کرده اند بر دیوار هتل نصب شده است. اتاق هتل بسیار راحت و تمیز بود. 

بلافاصله بعد از یک استراحت کوتاه هتل را برای گشت کوتاه در داخل شهر ترک کردم. با توجه به اینکه شب تعطیل بود و هوا هم کم کم رو به تاریکی بود، زیاد در اطراف نگشتم و بعد از دو ساعت به هتل برگشتم. کوچه های منتهی به هتل که در طول روز محل کسب و کار بسیاری از دستفروشان و همچنین مغازه داران است در شب بسیار رعب آور می شوند. به نظر می رسد که سطح امنیت شهر در طی شب به شدت پایین می آید و این موضوع را از روی چهره عابران به راحتی می توان حدس زد. تعداد افرادی که در لا به لای زباله ها مشغول پیدا کردن چیزی برای خوردن و یا فروختن هستند، کم نیست و این موضوع این حس را در من ایجاد کرد که ممکن است برای ربودن تلفن همراه به من صدمه بزنند. لذا سعی کردم تا عکسهای کمتری بگیرم و سریعتر به هتل برگردم.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

روز یازدهم، دوشنبه 20 دسامبر: 

صبح زود، بعد از صرف صبحانه بسیار خوب(مخصوصا حلیم) و میوه های تازه استوایی از هتل خارج شدم. 

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

طبق مسیر گردشگری که شب قبل برای خودم طراحی کرده بودم، ابتدا به سمت Black Star Gate (طاق استقلال) حرکت کردم. این دروازه قسمتی از میدان استقلال است که محل گردهمایی های عمومی و همچنین رژه است. بازدیدکنندگان می توانند به بالای این بنا بروند و از فراز آن ساحل خلیج گینه و همچنین شهر آکرا را تماشا کنند. ستاره پنج پر و سیاه رنگ بزرگی بر فراز این بنا نصب شده است که نماد آفریقای سیاه است. غنا از این نماد در پرچم سه رنگ خود استفاده کرده است. پرچم غنا سه رنگ دارد. رنگ قرمز بیانگر خون هایی است که بابت استقلال  این کشور ریخته شده، رنگ زرد همان رنگ طلا است که کشور غنا به دلیل آن مشهور است و رنگ سبز نماد سرسبزی این کشور است. نگهبانی که من را به بالای بنا هدایت کرد مرد مهربانی با سه فرزند بود، او خیلی تلاش کرد تا چهره خوبی از کشور خودش به من معرفی کند. همچنین با نشان دادن استادیوم بزرگ شهر، یادآوری کرد که فوتبال در غنا بسیار محبوب است و بسیاری از پسرها رویای پولدار و معروف شدن را در فوتبال دارند. برای بازدید از این محل شما به نیم ساعت وقت و 10 سی دی نیاز دارید. 

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

بنای یادبود قوام نکرومه تنها 100 متر جلوتر قرار دارد و موزه کوچکی نیز برای او درست شده است. ورود به این موزه رایگان است. کتابها، عکسهای یادگاری او با سیاستمداران وقت دنیا و همچنین برخی وسایل شخصی او در این موزه به نمایش گذاشته شده است. برای بازدید از این مجموعه نیم ساعت زمان کافی است. 

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

مقصد بعدی قلعه Osu است. تقریبا با 15 دقیقه پیاده روی می توان به محدوده قلعه رسید. ساختمان جدید قلعه در حال حاضر یکی از ادارات دولتی است و برای بازدید از قلعه قدیمی باید از حیاط ساختمان جدید عبور کرد. لذا لازم است که با حراست مجموعه هماهنگ شوید تا اجازه عبور داده شود. بلیط بازدید از این قلعه 50 سی دی است. شما می توانید برای بازدید بهتر یکی از راهنمایان قلعه را برای دو ساعت استخدام کنید. این قلعه که یکی از 11 قلعه ای است که در ساحل خلیج گینه احداث شده، در لیست میراث جهانی به ثبت رسیده است و عمده کاربری آنها برای محافظت از خلیج گینه برای تجارت طلا و برده بود و معمولا هم در ازای پول به آنها مشروبات الکلی و بالاخص ویسکی می دادند.  اکثر این قله ها در قرن 16 توسط پرتغالیها احداث شد و پس از آن مورد استفاده اسپانیایی ها،  دانمارکی ها، سوئدی ها، هلندی ها  و پس از آن انگلیسی ها قرار گرفتند. قلعه Osu در قرن 18 توسط دانمارکی ها احداث شد و تا سال 2012 به طور رسمی محل کار رییس جمهوری غنا بود. 

روسای جمهور بسیاری از کشورها از این قلعه بازدید کرده اند و حتی اتاق مخصوصی در سال 1961 برای اقامت ملکه الیزابت دوم  در این قلعه با تخت خواب و وسایل مخصوص فراهم شده بود تا مورد استفاده ملکه انگلستان، در زمان بازدیدش از این کشور قرار گیرد. این قلعه علاوه بر کاربری نظامی، محل اصلی نگهداری بردگان و ارسال آنها به کشورهای اروپایی و محدوده دریای کارائیب بود. محل نگهداری این افراد در شرایط بسیار بد و گاهی برای مدت بیش از 6 ماه بود.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

 در حیاط قلعه درختان و گیاهان متنوع بومی این منطقه کاشته شده است. یکی از این درختان بسیار جالب،  کالاباش نام دارد. میوه این درخت به اندازه توپ هندبال یا والیبال است. بومیان این میوه را خشک می کنند، محتویات داخل آن را تخلیه کرده و سپس آن را به دو نیم تقسیم می کنند. سپس با رنگ آمیزی مناسب کاسه ای از آن می سازند و برای نوشیدن مایعات یا نگهداری مواد مختلف از آن استفاده می کنند.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

بعد از خروج از قلعه به ساحل رفتم. تعدادی از جوانهایی را دیدم که در دریای خروشان مشغول آب تنی و یا استحمام بودند. اغلبشان فیزیک بدنی بسیار زیبایی دارند هرچند که هرگز در عمرشان پایشان به باشگاه ورزشی نخورده است!. قدم زدن در این ساحل خلوت علی رغم زیبایی هایش کمی نا امن به نظر می رسد. تجربه چند روزی که در این کشور بودم، به من آموخته بود که آنها علی رغم ظاهر خشن، قلبهای مهربانی دارند. بسیار علاقه مند هستند که به آنها سلام بگویید و کمی گپ بزنید.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

بعد از اینکه 15 دقیقه ای را در کنار ساحل قدم زدم. مردی که بچه ای در بغل داشت از کنار خانه اش که بیشتر می توان گفت که کپر کوچکی بود من را صدا زد. در کنار منزلش دو پرچم نصب کرده بود، پرچم کانادا و پرچم کشور کامرون، او به انگلیسی به خوبی صحبت می کرد و از من خواست که مهمان او باشم. تعدادی از آبنبات ها و شکلات هایی را که در کوله پشتی داشتم و معمولا به بچه های کوچک می دادم، به او و بچه اش تعارف کردم. بسیار خوشحال شد و اصرار کرد تا چند عکس یادگاری بگیریم.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

 کمی جلوتر با تعداد زیادی خانه که در شرایط بسیار بد کنار هم و با امکانات حداقلی زیستی ساخته شده بود مواجه شدم. فاضلاب به طور مستقیم به دریا وارد می شد و زباله همه جا را پوشانده بود. عده ای در میان زباله هایی که به این محل منتقل می شد مشغول جستجو برای خوراکی یا اشیایی بودند که بتوانند روزگار خود را بگذرانند. عمدتا نگاه هایشان بسیار عجیب و توام با شک و احساس ناامنی بود ولی با لبخند و شنیدن سلام و احوالپرسی از طرف من، اجازه می دادند تا بیشتر به آنها نزدیک شوم. هر چند که خودم برای عکاسی احساس خوبی نداشتم. 

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

 مجددا به داخل شهر برگشتم و بلافاصله به بازار شهر رفتم (این بازار به Makola Market مشهور است) ، همانجایی که شب قبل چهره بسیار عجیبی داشت! تمامی خیابانها و کوچه هایی که در این محدوده بود، از دستفروشان و مغازه ها و عابران به اندازه ای پر بود که به سختی می شد با سرعتی بیشتر از سرعت خیل جمعیت تردد کرد حتی در برخی جاها، امکان تغییر مسیر نبود! از شیر مرغ تا جوون آدمیزاد را میشه پیدا کرد. در یکی از کوچه ها که جمعیت بسیار فشرده بود ناگهان خانمی دست من را گرفت. شوکه شدم و دستم را کشیدم. اون خانم برگشت و به من نگاه کرد، او هم شوکه شد! تصور کرده بود که من بچه اش هستم. البته نگاه تندی به من کرد و به مسیرش ادامه داد.  تعدادی لباس محلی از یکی از دستفروشها خریدم. کمی عکاسی کردم و به سمت هتل به راه افتادم.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

 غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

در فرصت باقی مانده استراحت کوتاهی کردم، وسایل را از داخل اتاق به Luggage room هتل گذاشتم و مراسم Check out را انجام دادم. قرار شد تا ساعت 4 بعدازظهر مجددا به هتل برگردم تا از سرویس فرودگاهی استفاده کنم.

بازاری که محصولات چوبی می فروشند حدود 20 دقیقه با هتل فاصله داشت. البته سوای از گرم بودن هوا، پیاده روی لذت بخش است. از میان مردمی عبور می کنید که شما را توباب صدا می کنند و بچه ها برای گرفتن چند آبنبات تا چند صد متر شما را دنبال می کنند. مردی را دیدم که به شدت مست بود علی رغم اینکه تعادل خوبی نداشت ولی سعی می کرد تا من را متقاعد کند تا از او عکس بگیرم. 

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

بازار محصولات چوبی بسیار جذاب است چون اغلب کارگاههای چوب نیز در همین محل قرار دارند و به قولی از تولید به مصرف است!! واقعا باید فرصت کافی در این محل گذاشت. واقعا حیف است که زود از این بازار خارج شد. نظرم به کاسه های چوبی که میوه آن را در قلعه دیده بودم، جلب شد. از فروشنده خواستم تا یکی از میوه هایی را که خشک کرده بودند ولی هنوز از وسط بریده نشده بود را به من بفروشه. البته که درخواست عجیبی بود و چندین بار به من گفتند که باید از اینهایی که آماده شده بخرم چون میوه کامل خشک شده قابل استفاده نیست! ولی به اصرار من بالاخره یک نفر رفت و یک نمونه برایم آورد تا بتوانم آن را به منزل بیاورم و به عنوان یکی از سوغاتی های عجیب و منحصر به فرد در مجموعه خودم بگذارم.

حدود ساعت 4:30 به هتل رسیدم. راننده منتظر من بود. بلافاصله سوار شدم و به سمت فرودگاه حرکت کردیم. ترافیک بسیار سنگین بود و مسیر حدود 5 کیلومتری هتل تا فرودگاه را حدود یک ساعت و نیم طی کردیم. 

برای ورود به سالن اصلی فرودگاه باید از روی اپلیکیشن ویژه، نتیجه تست PCR را نشان داد.  برای گرفتن کارت پرواز هم مجددا باید نتیجه PCR را به مسئول باجه ارائه داد. متاسفانه شرکت هواپیمایی امارات حتما نیاز به هارد کپی نتیجه آزمایش دارد و اپلیکیشن را قبول ندارد! مجبور شدم تا از سالن فرودگاه خارج شوم و برای پرینت به همان جایی که سیم کارت گرفته بودم مراجعه کنم. خلاصه نیم ساعتی معطل شدم. قبل از اینکه مهر خروج به پاسپورت بزنند، یک بار دیگر برگه PCR را چک کردند. افسر گذرنامه شروع کرد به سوال و جواب درباره اینکه من کجا بوده ام! در غنا چه کار داشته ام؟ آدرس محل سکونتم کجا بوده! نهایتا با نشان دادن دعوت نامه و مداخله یکی از همکارانش متقاعد شد و مهر خروج را در پاسپورت من زد. بعدا فکر کردم که احتمالا می بایست مقداری پول به او می دادم تا این سختگیری های بی مناسبت انجام نمی شد. سپس از گیت خارج و به سالن انتظار برای پرواز وارد شدم. بلافاصله فردی که کارت شناسایی اش هم به گردنش بود به نزد من آمد و خیلی محترمانه پرسید که به کجا می روم؟ چند روز در غنا بوده ام؟ نظرم درباره کشور غنا چطور است؟ و آیا دوباره به این کشور باز خواهم گشت؟ و در آخر پرسید که چقدر پول نقد همراه خود دارم؟ من هم گفتم که حدود 300 سی دی و حدود 1000 دلار آمریکا ! او با اشاره به کوله پشتی من گفت که چه چیزی در کوله پشتی دارم؟ من هم بلافاصله کوله پشتی را جلوی او گذاشتم و هنگامی که خواستم زیپش را باز کنم با احترام گفت که نیازی نیست و برایم آرزوی یک پرواز خوب و ایمن کرد. مدتی را که منتظر بودم به خرید چند سوغاتی کوچک از فری شاپ گذراندم. 

ساعت 18:50 به سمت دبی حرکت کردم و در ساعت 6:20 صبح هواپیمای ما به زمین نشست.

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

af6872@gmail.com

 

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpout

  

                                                                                                                                               

Share

نوشته    سفر به غرب آفریقا- غنا اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%ba%d8%b1%d8%a8-%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d9%82%d8%a7-%d8%ba%d9%86%d8%a7/feed/ 1
جنگلهای مقدس میجیکندا کایا https://kanoonirangardan.ir/%d8%ac%d9%86%da%af%d9%84%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%ac%db%8c%da%a9%d9%86%d8%af%d8%a7-%da%a9%d8%a7%db%8c%d8%a7/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%ac%d9%86%da%af%d9%84%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%ac%db%8c%da%a9%d9%86%d8%af%d8%a7-%da%a9%d8%a7%db%8c%d8%a7/#respond Sun, 27 Jun 2021 19:44:43 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=18009 جنگلهای مقدس میجیکندا کایا Sacred Mijikenda Kaya Forests کنیا سال ...

نوشته جنگلهای مقدس میجیکندا کایا اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
جنگلهای مقدس میجیکندا کایا
Sacred Mijikenda Kaya Forests
کنیا
سال ثبت در لیست میراث جهانی/2008

 

جنگلهای مقدس میجیکندا کایا

 

 

جنگلهای مقدس میجیکندا کایا

جنگلهای مقدس میجیکندا کایا

جنگلهای مقدس میجیکندا کایا

جنگلهای مقدس میجیکندا کایا

جنگلهای Mijikenda  کایا متشکل از ده جنگل مجزا هستند که در امتداد 200 کیلومتر از سواحل کنیا گسترش یافته اند. در این جنگلها بقایای فراوانی از روستاهای مستحکم که در میان اهالی Mijikenda به روستاهای کایا مشهور هستند، یافت می شوند. روستاهای کایا که در قرن 16 میلادی ساخته شده و در دهه 40 قرن بیستم خالی از سکنه شده اند، اکنون به عنوان جایگاه و اقامتگاه اجداد مردم محلی و هچنین به عنوان مکانهایی مقدس مورد احترام هستند و توسط شورای بزرگان نگهداری می شوند. این سایت بعنوان مدرکی منحصربفرد برای  سنتی فرهنگی و پیوند مستقیم آن با سنتی زنده در نظر گرفته می شود. برای مشاهده ویدئو کوتاه اینجا را کلیک کنید.
جنگلهای مقدس میجیکندا کایا
جنگلهای مقدس میجیکندا کایا
جنگلهای مقدس میجیکندا کایا
جنگلهای مقدس میجیکندا کایا
جنگلهای مقدس میجیکندا کایا
جنگلهای مقدس میجیکندا کایا
جنگلهای مقدس میجیکندا کایا

Share

نوشته جنگلهای مقدس میجیکندا کایا اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%ac%d9%86%da%af%d9%84%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%ac%db%8c%da%a9%d9%86%d8%af%d8%a7-%da%a9%d8%a7%db%8c%d8%a7/feed/ 0
شهرهای باستانی جنه https://kanoonirangardan.ir/%d8%b4%d9%87%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ac%d9%86%d9%87/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%b4%d9%87%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ac%d9%86%d9%87/#respond Sun, 20 Jun 2021 15:48:46 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=18007 شهرهای باستانی جنه Old Towns of Djenné مالی سال ثبت ...

نوشته شهرهای باستانی جنه اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
شهرهای باستانی جنه
Old Towns of Djenné
مالی
سال ثبت در لیست میراث جهانی/1988
شهرهای باستانی جنه
شهرهای باستانی جنه
شهرهای باستانی جنه
شهرهای باستانی جنه
شهرهای باستانی جنه
شهر جنه از 250 سال قبل از میلاد که مردم در آن سکنی گزیدند، به عنوان مرکزی با اهمیت در تجارت و همچنین مرکز ارتباطی مهم در تجارت طلا بین کشورهای آفریقا سیاه (منطقه Saharan)  شناخته میشد.  این شهر در قرن 15 و 16 میلادی یکی از مراکز ترویج اسلام در آفریقا بود. در این شهر تپه های کوچکی وجود دارند که در برابر سیل های فصلی از شهر محافظت می کنند و خانه های سنتی این شهر نیز که حدود دو هزار باب از آنها باقی مانده است بر روی همین تپه ها ساخته شده اند. برای مشاهده ویدئو کوتاه اینجا را کلیک کنید.
شهرهای باستانی جنه
شهرهای باستانی جنه
شهرهای باستانی جنه
شهرهای باستانی جنه
شهرهای باستانی جنه

Share

نوشته شهرهای باستانی جنه اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%b4%d9%87%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ac%d9%86%d9%87/feed/ 0
پارک ملی تای https://kanoonirangardan.ir/%d9%be%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%aa%d8%a7%db%8c/ https://kanoonirangardan.ir/%d9%be%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%aa%d8%a7%db%8c/#respond Sat, 06 Feb 2021 19:33:57 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=17410 یکی از آخرین مناطق وسیع به جای مانده از جنگل های استوایی اولیه در غرب آفریقاست.

نوشته پارک ملی تای اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
پارک ملی تای

Taï National Park

ساحل عاج

سال ثبت در لیست میراث جهانی/1982

 

پارک ملی تای

پارک ملی تای

پارک ملی تای

پارک ملی تای

یکی از آخرین مناطق وسیع به جای مانده از جنگل های استوایی اولیه در غرب آفریقاست. پوشش گیاهان طبیعی متراکم در این پارک، به همراه گونه هایی از پستانداران در معرض تهدید انقراض نظیر اسب آبی پیگمی و 11 گونه میمون، از جاذبه های علمی مهم این منطقه به شمار می روند. برای مشاهده ویدئو کوتاه اینجا را کلیک کنید.

منبع: وبسایت میراث جهانی

مترجم: علی حیرانی

 

پارک ملی تای

پارک ملی تای

پارک ملی تای

پارک ملی تای

Share

نوشته پارک ملی تای اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d9%be%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%aa%d8%a7%db%8c/feed/ 0
پارک های ملی دریاچه تورکانا https://kanoonirangardan.ir/%d9%be%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%da%86%d9%87-%d8%aa%d9%88%d8%b1%d9%83%d8%a7%d9%86%d8%a7/ https://kanoonirangardan.ir/%d9%be%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%da%86%d9%87-%d8%aa%d9%88%d8%b1%d9%83%d8%a7%d9%86%d8%a7/#respond Tue, 08 Dec 2020 18:23:15 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=16722 توركانا ، از شورترین دریاچه های بزرگ آفریقا ،آزمایشگاهي برجسته برای مطالعه جوامع گیاهی و جانوری است.

نوشته پارک های ملی دریاچه تورکانا اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
پارک های ملی دریاچه تورکانا

Lake Turkana National Parks

کنیا

سال ثبت در لیست میراث جهانی/2001

 

پارک های ملی دریاچه تورکانا

پارک های ملی دریاچه تورکانا

پارک های ملی دریاچه تورکانا

پارک های ملی دریاچه تورکانا

پارک های ملی دریاچه تورکانا

تورکانا ، از شورترین دریاچه های بزرگ آفریقا ،آزمایشگاهی برجسته برای مطالعه جوامع گیاهی و جانوری است. این سه پارک ملی، ایستگاهی برای پرندگان آبزی مهاجر و محل اصلی جفت گیری تمساح نیل ، اسب آبی و انواع مارهای سمی هستند. رسوبات Koobi Fora ، که غنی از بقایای فسیلی پستانداران ، نرم تنان و دیگر فسیلها میباشند ، بیش از هر مکان دیگری در این قاره درفهم ما از محیط زیست کهن نقش داشته اند. برای مشاهده ویدئو کوتاه اینجا را کلیک کنید.

منبع: وبسایت میراث جهانی

مترجم: آتوسا نیرحبیبی

پارک های ملی دریاچه تورکانا

پارک های ملی دریاچه تورکانا

پارک های ملی دریاچه تورکانا

پارک های ملی دریاچه تورکانا

پارک های ملی دریاچه تورکانا

پارک های ملی دریاچه تورکانا

پارک های ملی دریاچه تورکانا

پارک های ملی دریاچه تورکانا

Share

نوشته پارک های ملی دریاچه تورکانا اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d9%be%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%da%86%d9%87-%d8%aa%d9%88%d8%b1%d9%83%d8%a7%d9%86%d8%a7/feed/ 0
جزیره‌ی گوره https://kanoonirangardan.ir/%d8%ac%d8%b2%db%8c%d8%b1%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%da%af%d9%88%d8%b1%d9%87/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%ac%d8%b2%db%8c%d8%b1%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%da%af%d9%88%d8%b1%d9%87/#respond Tue, 08 Dec 2020 17:41:31 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=16775 جزیره‌ی گوره (Gorée‌) در ساحل سِنگال و روبروی داکار واقع شده است. این جزیره از قرن پانزدهم تا نوزدهم میلادی یکی از بزرگ‌ترین مراکز تجارت برده در سواحل غربی آفریقا به شمار می‌آمد

نوشته جزیره‌ی گوره اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
جزیره‌ی گوره

Island of Gorée

سنگال

سال ثبت در لیست میراث جهانی/1978

 

جزیره‌ی گوره

جزیره‌ی گوره

جزیره‌ی گوره

جزیره‌ی گوره

جزیره‌ی گوره

جزیره‌ی گوره (Gorée‌) در ساحل سِنگال و روبروی داکار واقع شده است. این جزیره از قرن پانزدهم تا نوزدهم میلادی یکی از بزرگ‌ترین مراکز تجارت برده در سواحل غربی آفریقا به شمار می‌آمد. پرتغالی‌ها، هلتدی‌ها، انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها به‌ترتیب بر این جزیره حکمرانی کرده‌اند. از ویژگی‌های بارز معماری در گوره، می‌توان به تضاد عمیق بین فضای دلگیر خوابگاه بردگان و خانه‌های زیبا و خوش‌ساخت تجار برده اشاره کرد. امروزه این جزیره یادآور استثمار انسان‌ها و پناهگاهی برای صلح و آشتی است. برای مشاهده ویدئو کوتاه اینجا و اینجا را کلیک کنید.

منبع: وبسایت میراث جهانی

مترجم: شیدا میرزایی

 

جزیره‌ی گوره

جزیره‌ی گوره

جزیره‌ی گوره

جزیره‌ی گوره

جزیره‌ی گوره

جزیره‌ی گوره

Share

نوشته جزیره‌ی گوره اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%ac%d8%b2%db%8c%d8%b1%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%da%af%d9%88%d8%b1%d9%87/feed/ 0
بناهای تاریخی نوبیا از ابوسمبل تا فیله https://kanoonirangardan.ir/%d8%a8%d9%86%d8%a7%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c-%d9%86%d9%88%d8%a8%db%8c%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b3%d9%85%d8%a8%d9%84-%d8%aa%d8%a7-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%87/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%a8%d9%86%d8%a7%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c-%d9%86%d9%88%d8%a8%db%8c%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b3%d9%85%d8%a8%d9%84-%d8%aa%d8%a7-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%87/#respond Sat, 14 Nov 2020 19:28:12 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=15944 این منطقه باستانی برجسته شامل بناهای با شکوهی مانند معابد رامسس دوم در ابو سیمبل و پناهگاه ایسیس در فیله است که به لطف کمپین بین المللی که از سال 1960 تا 1980 توسط یونسکو راه اندازی شد ، ازخطر بالا امدن آبهای رود نیل محافظت شد.

نوشته بناهای تاریخی نوبیا از ابوسمبل تا فیله اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
بناهای تاریخی نوبیا* از ابو سیمبل تا فیله

Nubian Monuments from Abu Simbel to Philae

مصر

سال ثبت در لیست میراث جهانی/1979

بناهای تاریخی نوبیا از ابوسمبل تا فیله

بناهای تاریخی نوبیا از ابوسمبل تا فیله

بناهای تاریخی نوبیا از ابوسمبل تا فیله

بناهای تاریخی نوبیا از ابوسمبل تا فیله

بناهای تاریخی نوبیا از ابوسمبل تا فیله

بناهای تاریخی نوبیا از ابوسمبل تا فیله

این منطقه باستانی برجسته شامل بناهای با شکوهی مانند معابد رامسس دوم در ابو سیمبل و پناهگاه ایسیس در فیله است که به لطف کمپین بین المللی که از سال 1960 تا 1980 توسط یونسکو راه اندازی شد ، ازخطر بالا امدن آبهای رود نیل محافظت شد. برای مشاهده ویدئو کوتاه اینجا را کلیک کنید.

  • نوبیا ، منطقه ای باستانی در شمال شرقی آفریقا است که حدود آن از شمال به دره رود نیل ( مصر علیا) از شرق به سواحل دریای سرخ ، از سمت جنوب تا حدود خارطوم (در سودان کنونی) و از غرب به صحرای لیبی گسترش یافته است.

منبع: وبسایت میراث جهانی

مترجم: مریم صادقی

 

بناهای تاریخی نوبیا از ابوسمبل تا فیله

بناهای تاریخی نوبیا از ابوسمبل تا فیله

بناهای تاریخی نوبیا از ابوسمبل تا فیله

بناهای تاریخی نوبیا از ابوسمبل تا فیله

بناهای تاریخی نوبیا از ابوسمبل تا فیله

بناهای تاریخی نوبیا از ابوسمبل تا فیله

Share

نوشته بناهای تاریخی نوبیا از ابوسمبل تا فیله اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%a8%d9%86%d8%a7%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c-%d9%86%d9%88%d8%a8%db%8c%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b3%d9%85%d8%a8%d9%84-%d8%aa%d8%a7-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%87/feed/ 0
دره مُزَب  https://kanoonirangardan.ir/%d8%af%d8%b1%d9%87-%d9%85%d9%8f%d8%b2%d9%8e%d8%a8/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%af%d8%b1%d9%87-%d9%85%d9%8f%d8%b2%d9%8e%d8%a8/#respond Sat, 14 Nov 2020 17:52:57 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=15910 یک زیستگاه سنتی بشر که در قرن دهم توسط عبادی ها (Ibadites به عربی الاباضیه، مکتبی از اسلام غالب در عمان) در اطراف پنج Ksour (به عربی قَصَر یا کسار ( قریه مستحکم)) ایجاد شده است که بصورت دست نخورده در دره مزب حفظ شده است.

نوشته دره مُزَب  اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
دره مُزَب 

M’Zab Valley

الجزایر

سال ثبت در لیست میراث جهانی/1982

دره مُزَب 

دره مُزَب 

دره مُزَب 

دره مُزَب 

دره مُزَب 

دره مُزَب 

یک زیستگاه سنتی بشر که در قرن دهم توسط عبادی ها (Ibadites به عربی الاباضیه، مکتبی از اسلام غالب در عمان) در اطراف پنج Ksour (به عربی قَصَر یا کسار ( قریه مستحکم)) ایجاد شده است که بصورت دست نخورده در دره مزب حفظ شده است.
معماری مُزَب M’zab برای زندگی اجتماعی در خصوص ساختار خانواده به شکل ساده، کاربردی و کاملا متناسب با محیط طراحی شده است و منبعی الهام بخش برای طراحان شهری امروز است. برای مشاهده ویدئو کوتاه اینجا را کلیک کنید.

منبع: وبسایت میراث جهانی

مترجم: حسن جاویدیان

 

دره مُزَب 

دره مُزَب 

دره مُزَب 

دره مُزَب 

دره مُزَب 

دره مُزَب 

Share

نوشته دره مُزَب  اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%af%d8%b1%d9%87-%d9%85%d9%8f%d8%b2%d9%8e%d8%a8/feed/ 0