دریاچه بایگانی - کانون گردشگران جوان ایران https://kanoonirangardan.ir/tag/دریاچه/ سفر مسولانه و ارزان قیمت Thu, 17 Sep 2020 07:43:12 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=6.5.8 دریاچه بایکال https://kanoonirangardan.ir/%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%da%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7%db%8c%da%a9%d8%a7%d9%84/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%da%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7%db%8c%da%a9%d8%a7%d9%84/#respond Thu, 17 Sep 2020 07:43:12 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=14782 این دریاچه در ناحیه جنوب شرقی سیبری(روسیه) واقع شده  و۳.۱۵ میلیون هکتار وسعت دارد. این دریاچه با ۲۵ میلیون سال قدمت،  قدیمی ترین وبا ۱۷۰۰ متر عمق، عمیق ترین دریاچه روی زمین است.

نوشته دریاچه بایکال اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
دریاچه بایکال
Lake Baikal

روسیه

سال ثبت در لیست میراث جهانی/1996

 

 

دریاچه بایکال

دریاچه بایکال

دریاچه بایکال

دریاچه بایکال

دریاچه بایکال

دریاچه بایکال

این دریاچه در ناحیه جنوب شرقی سیبری(روسیه) واقع شده  و۳.۱۵ میلیون هکتار وسعت دارد. این دریاچه با ۲۵ میلیون سال قدمت،  قدیمی ترین وبا ۱۷۰۰ متر عمق، عمیق ترین دریاچه روی زمین است. این دریاچه همچین ۲۰ درصد ذخایر آب شیرین غیر یخی دنیا را در خود جای داده است. این دریاچه که به عنوان -گالاپاگوس روسیه- شناخته می شود، با توجه به قدمت و همچنین دست نخوردگی طبیعی آن،‌ یکی از غنی ترین منابع جانوری  ویژه آب شیرین دنیا به شمار می رود که از  ارزش بالایی برای بررسی و کاوشهای تکامل زمین برخوردار است. اقوام چادرنشین Buryat در سمت شرقی این دریاچه زندگی می کنند و به پرورش دام مشغولند. زبان این قبایل نیز بر اساس ارزیابی یونسکو در زمره زبانهای شدیدا در معرض انقراض طبقه بندی شده است. برای مشاهده ویدئو کوتاه اینجا را کلیک کنید.
مترجم: نازنین سهامی
دریاچه بایکال
دریاچه بایکال
دریاچه بایکال
دریاچه بایکال
دریاچه بایکال
دریاچه بایکال
دریاچه بایکال
دریاچه بایکال

Share

نوشته دریاچه بایکال اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%da%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7%db%8c%da%a9%d8%a7%d9%84/feed/ 0
پارک ملی دریاچه مالاوی https://kanoonirangardan.ir/%d9%be%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%da%86%d9%87-%d9%85%d8%a7%d9%84%d8%a7%d9%88%db%8c/ https://kanoonirangardan.ir/%d9%be%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%da%86%d9%87-%d9%85%d8%a7%d9%84%d8%a7%d9%88%db%8c/#respond Sat, 01 Aug 2020 08:20:25 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=13532 این پارک در جنوبی ترین قسمت از دریاچه وسیع مالاوی قرارگرفته است و دارای آب های شفاف و عمیق و کوهستانی است این پارک منزلگاه صدها گونه ماهی است که تقریبا همه آنها بومی این ناحیه هستند.

نوشته پارک ملی دریاچه مالاوی اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
پارک ملی دریاچه مالاوی

Lake Malawi National Park

مالاوی

سال ثبت در لیست میراث جهانی/1984

 

پارک ملی دریاچه مالاوی

پارک ملی دریاچه مالاوی

این پارک در جنوبی ترین قسمت از دریاچه وسیع مالاوی قرارگرفته است و دارای آب های شفاف و عمیق و کوهستانی است این پارک منزلگاه صدها گونه ماهی است که تقریبا همه آنها بومی این ناحیه هستند. اهمیت آن برای مطالعه فرضیه تکامل، قابل مقایسه با فنچ*های جزایر گالاپاگوس است.برای مشاهده ویدئو کوتاه، اینجا را کلیک کنبد.

*سِهره‌های داروین یا فنچ‌های گالاپاگوس گروهی شامل ۱۵ گونه از گنجشک‌سانان است. این پرندگان برای اولین بار توسط چارلز داروین در طول سفر دوم بیگل در جزیره‌های گالاپاگوس گردآوری شدند. فنچ‌های داروین تنها در جزایر گالاپاگوس یافت می‌شوند،
منبع: سایت میراث جهانی

مترجم: الهام نصیری

پارک ملی دریاچه مالاوی

پارک ملی دریاچه مالاوی

پارک ملی دریاچه مالاوی

پارک ملی دریاچه مالاوی

پارک ملی دریاچه مالاوی

Share

نوشته پارک ملی دریاچه مالاوی اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d9%be%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%da%86%d9%87-%d9%85%d8%a7%d9%84%d8%a7%d9%88%db%8c/feed/ 0
دریاچه های اونیانگا https://kanoonirangardan.ir/%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%da%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%88%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86%da%af%d8%a7/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%da%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%88%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86%da%af%d8%a7/#respond Sun, 31 May 2020 16:16:36 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=12435 این مکان شامل هجده دریاچه ی بهم پیوسته است که در منطقه فوق العاده خشک "اندیدی" درکویر "صحرا" با مساحتی حدود 62808 هکتار واقع شده است.

نوشته دریاچه های اونیانگا اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
دریاچه های” اونیانگا” 

Lakes of Ounianga

چاد

سال ثبت در لیست میراث جهانی/2012

دریاچه های اونیانگا

دریاچه های اونیانگا

دریاچه های اونیانگا

این مکان شامل هجده دریاچه ی بهم پیوسته است که در منطقه فوق العاده خشک “اندیدی” درکویر “صحرا” با مساحتی حدود 62808 هکتار واقع شده است.
این منطقه دارای چشم انداز طبیعی استثنایی از زیبایی فوق العاده ی رنگ ها و شکل هاست.
ذخیره ی دریاچه های شور ، بسیار شور و آب شیرین آن توسط آب های زیرزمینی تأمین می شود که در دو گروه در فاصله 40 کیلومتری از یکدیگر یافت می شوند.

“اونانگای کبیر” از چهار دریاچه تشکیل شده است که بزرگترین آن “یوآن” ، دارای مساحتی به طول 358 هکتار و عمق 27 متر است.
آبهای بسیار شور آن فقط حاوی جلبک ها و برخی میکروارگانیسم ها می باشند.

گروه دوم “اونیانگای سریر” شامل چهارده دریاچه است که با تپه های ماسه ای از یکدیگر جدا شده اند. نی های شناور تقریبا نیمی از سطح این دریاچه ها را تشکیل می دهند و باعث کاهش تبخیر آب می شوند.

با حدود 436 هکتار، دریاچه “تلی” دارای بزرگترین مساحت اما عمق کمتر از 10 متر است. با وجود آب شیرین با کیفیت بالا ، برخی از این دریاچه ها محل زندگی جانوران آبزی به ویژه ماهی ها هستند.

منبع: سایت میراث جهانی

مترجم: نیکی بهرامی

دریاچه های اونیانگا

دریاچه های اونیانگا

دریاچه های اونیانگا

Share

نوشته دریاچه های اونیانگا اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%da%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%88%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86%da%af%d8%a7/feed/ 0
چشم انداز فرهنگی “هال‌شتات- داشتین“/“سالزکامرگوت “ https://kanoonirangardan.ir/%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b2-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af%db%8c-%d9%87%d8%a7%d9%84%e2%80%8c%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%db%8c%d9%86/ https://kanoonirangardan.ir/%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b2-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af%db%8c-%d9%87%d8%a7%d9%84%e2%80%8c%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%db%8c%d9%86/#respond Thu, 28 May 2020 11:25:35 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=12322 فعالیتهای انسانی در طبیعت زیبای “سالزکامرگوت “ در دوران ماقبل تاریخ آغاز شد و رسوبات نمک این ناحیه از اوایل هزاره دوم قبل از میلاد مورد بهره برداری قرار گرفت.

نوشته چشم انداز فرهنگی “هال‌شتات- داشتین“/“سالزکامرگوت “ اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
چشم انداز فرهنگی “هال‌شتات- داشتین“/“سالزکامرگوت “

Hallstatt-Dachstein / Salzkammergut Cultural Landscape

اتریش

سال ثبت در لیست میراث جهانی/1997

 

هال‌شتات، افشین ایران پور

هال‌شتات، افشین ایران پور

فعالیتهای انسانی در طبیعت زیبای “سالزکامرگوت “ در دوران ماقبل تاریخ آغاز شد و رسوبات نمک این ناحیه از اوایل هزاره دوم قبل از میلاد مورد بهره برداری قرار گرفت. این منبع نمک بنیان رونق منطقه تا اواسط قرن بیستم بود، رونقی که در معماری زیبای شهر هال‌شتات منعکس شده است.

منبع: سایت میراث جهانی

مترجم: عطیه نورعلیشاهی

عکاس: افشین ایران پور

هال‌شتات، افشین ایران پور

هال‌شتات، افشین ایران پور

 

هال‌شتات، افشین ایران پور

Share

نوشته چشم انداز فرهنگی “هال‌شتات- داشتین“/“سالزکامرگوت “ اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b2-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af%db%8c-%d9%87%d8%a7%d9%84%e2%80%8c%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%db%8c%d9%86/feed/ 0
گزارش سفر به فیلیپین- در محاصره  چینی ها https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%81%db%8c%d9%84%db%8c%d9%be%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%ad%d8%a7%d8%b5%d8%b1%d9%87-%da%86%db%8c%d9%86%db%8c-%d9%87%d8%a7/ https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%81%db%8c%d9%84%db%8c%d9%be%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%ad%d8%a7%d8%b5%d8%b1%d9%87-%da%86%db%8c%d9%86%db%8c-%d9%87%d8%a7/#respond Wed, 10 Jul 2019 07:49:34 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=9577 تحقیقات اولیه نشان داد که هزینه ها در فیلیپین خیلی بالا نیست. ما برنامه خود را بر مبنا چهار شب اقامت در جزیره بوراکای و دو شب اقامت در مانیل برنامه ریزی کردیم.

نوشته گزارش سفر به فیلیپین- در محاصره  چینی ها اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
 

گزارش سفر به فیلیپین- در محاصره  چینی ها

فیلیپین همیشه به خاطر فاصله جغرافیایی، از لیست سفرهای ما کنار گذاشته می شد تا اینکه در تعطیلات نوروز 1398 تصمیم گرفتیم سفری به این کشور داشته باشیم . شاید مهمترین انگیزه بچه های کوچک ما بودند که به دنبال کشوری برای تفریحات دریایی و آبی می گشتند  با کمی جستجو در اینترنت متوجه شدم که جزیره کوچکی در فیلیپین برای توریست ها اخیرا از طرف دولت پاکسازی و بهینه سازی شده است. از دوستان فیلیپینی  که در محل کار  داشتم درباره سفر به فیلیپین کمی تحقیق کردم از طرف دیگر متوجه شدم که برای گرفتن ویزا مشکل خاصی وجود ندارد و در کمتر از دو هفته ویزا صادر خواهد شد.  تحقیقات اولیه نشان داد که هزینه ها در فیلیپین خیلی بالا نیست. ما برنامه خود را بر مبنا چهار شب اقامت در جزیره بوراکای و دو شب اقامت در مانیل برنامه ریزی کردیم.

برای اینکه کمی با  تاریخ و جغرافیایی فیلیپین آشنا شوید  مطلبی را عینا از ویکی پدیا فارسی در زیر نقل می کنم.

“فیلیپین با نام رسمی جمهوری فیلیپین (به فیلیپینی: Republika ng Pinipinas) کشوری آسیایی است که در جنوب شرقی آسیا و در غرب اقیانوس آرام و بین دریای جنوبی چین قرار گرفته و متشکل از ۷۱۰۷ جزیره می‌باشد که به صورت کلی به سه بخش جغرافیایی تقسیم شده که از شمال به جنوب عبارت می‌باشد از لوزون، ویسایا و میندانائو. کشور فیلیپین حدود 110 میلیون جمعیت دارد.

فیلیپین از سدهِ ۱۶ تا ۲۰ مستعمره اسپانیا و در نیمه اول سده بیستم مستعمره آمریکا بود. این کشور در سال ۱۳۲۵ش ـ ۱۹۴۶م از آمریکا استقلال یافته و روز ملی آن دوازدهم ژوئن است.

فیلیپین از سال ۱۵۶۵ تا ۱۸۹۸ مستعمره کشور اسپانیا بود و نام این کشور نیز از نام پادشاه اسپانیا فیلیپ دوم گرفته شده‌است. نام اصلی فیلیپین ابتدا las islas filipinas بوده به معنی «جزایر فیلیپ».

فیلیپین در سال‌های پیش از میلاد یکی از مراکز بازرگانی در منطقه جنوب شرقی آسیا بود. نخستین اروپاییانی که به این جزایر آمدند، همراهان فردیناند ماژلان کاشف معروف بودند که در سال ۹۰۰ش ـ ۱۵۲۱م به همراه او این جزیره را کشف کرده و پای به این سرزمین نهادند.

فیلیپین در جنگ بین آمریکا و اسپانیا مستعمره آمریکا شد و سپس در جنگ جهانی دوم به تصرف ژاپن درآمد و در سال ۱۹۴۶ در حالی که مانیل ویرانه‌ای بیش نبود، حکومت جمهوری در این کشور بوجود آمد. حضور پرقدرت آمریکا تأثیری عمیق بر جامعه فیلیپین نهاده‌است به‌طوری‌که این جامعه هم‌اکنون تلفیقی از فرهنگ آسیایی و کاتولیک اسپانیایی و سرمایه‌داری آمریکایی است.

فیلیپین دارای حکومت دموکراتیک در شکل یک جمهوری مطابق قانون اساسی با نظام ریاست جمهوری است که به شکل یکپارچه اداره می‌شود به استثنای ناحیهٔ خودگردان مسلمان میندانائو که به صورت بسیار گسترده‌ای از حکومت جدا می‌باشد. فیلیپین چندین بار از زمان ریاست جمهوری راموس در تلاش بوده تا حکومت را به صورت فدرال، پارلمانی یا تک مجلسی تغییر دهد.

ریاست جمهوری در فیلیپین هم رئیس دولت و هم فرماندهٔ کل نیروهای مسلح می‌باشد.

طبق قانون اساسی تازه تصویب شده فیلیپین نظام سیاسی این کشور جمهوری ریاستی است. رئیس‌جمهور و مجلس سنای ۲۴ نفره بر اساس رای مردم برای یک دوره شش ساله انتخاب می‌شوند. رئیس‌جمهور ریاست قوه مجریه را بر عهده دارد.

مجلس نمایندگان شامل دویست نماینده انتخابی با رای مردم و پنج نماینده انتصابی است که این پنج نماینده را رئیس‌جمهور از بین گروه‌های اقلیت انتخاب می‌نماید. همچنین تعیین اعضای کابینه نیز بر عهده رئیس‌جمهور و بدون تصویب مجلس است.

قانون اساسی فیلیپین دوره ریاست جمهوری در این کشور را به یک دوره شش ساله محدود کرده‌است تا مانع تبدیل شدن یک فرد به دیکتاتوری مشابه ‘فردیناند مارکوس‘ شود.

در فیلیپین رئیس‌جمهور و معاون وی به‌طور جداگانه در انتخابات به وسیله مردم برگزیده می‌شوند.

جغرافیا

این کشور از ناحیهٔ شمال غربی با تایوان و چین، از ناحیه شمال شرقی با ژاپن، از جنوب با اندونزی از جنوب غربی با مالزی، تایلند و سنگاپور همسایه است و شرق آن را دریای فیلیپین و غرب آن را دریای چین جنوبی فرا گرفته‌است.

مجموعه جزیره‌های فیلیپین از شمار بسیار زیادی جزیره کوچک و بزرگ تشکیل شده‌است که بر روی هم ۳۰۰ هزار کیلومتر مربع وسعت دارند یعنی کمتر از یک پنجم خاک ایران. بیش از نیمی از خاک آن را جنگل فرا گرفته‌است. این جزایر که تعداد آن‌ها به ۷۱۰۷ جزیره می‌رسد عموماً در سه گروه بزرگ طبقه‌بندی می‌شوند. این سه مجمع‌الجزیره عبارتند از: لوزون، میندانائو، و ویسایا.

دو جزیره لوزون و میندانائو مجموعاً ۶۶٪ کل مساحت فیلیپین را شامل می‌شوند. از ۷۱۰۷ جزیره فیلیپین فقط ۱۰۰ جزیره مسکونی است و در این بین فقط یازده جزیره به صورت عمده جمعیت ساکن دارند و فقط ۲۷۷۰ جزیره دارای نامی خاص هستند.

کشور فیلیپین بطور کلی در محاصره آب‌های اقیانوس آرام و دریای چین جنوبی قرار دارد، وسیع‌ترین دریاچه‌های آن عبارتند از،: لاگونا در غرب جزیره لوزون و تاآل در مرکز آن دو دریاچه لانائو و دریاچه سوریاگو نیز در جزیره میندانائو است.

بزرگترین رودهای این کشور شامل کاگایان و پاکساهان در جزیره‌های لوزون و رودهای پالانگی و آگوسان در جزیره میندانائو جریان دارد. مرتفع‌ترین قله آن کوه آپو به ارتفاع ۲۹۴۵ متر است.

آب و هوای فیلیپین گرمسیری دریایی با رطوبت زیاد است و در طول سال همواره با طوفان و باران‌های موسمی روبرو هستند و به خاطره همین باران‌های سیل آسا تقریباً ۷۰٪ این جزایر را جنگل‌های سرسبز استوایی فرا گرفته‌است. دمای هوا بین ۲۰ تا ۴۰ درجه متغیر است و رطوبت نیز از ۳۶٪ تا ۹۰٪ هم می‌رسد. وقوع زمینلرزه در این جزایر پدیده‌ای معمولی به‌شمار می‌آید.

مهمترین قلل آتشفشان فیلیپین قله مایون و پیناتابو در جزیره لوزون و قله آپو در جزیره میندانائو و قله کان لائون در جزیره نگروس است که گاهی فعال شدن این قلل باعث خسارات مالی و جانی زیادی برای ساکنان اطراف آن‌ها گردیده‌است. همچنین فعال شدن آتشفشان پیناتابو در جنوب جزیره لوزون در سال ۱۹۹۰ علاوه بر خساراتی که برای مردم داشت، پایگاه‌های نظامی آمریکا در فیلیپین را نیز تخریب نمود و در نهایت منجر به جمع‌آوری این پایگاه‌ها شد.

چین و فیلیپین بر سر مالکیت جزایر رنای که پکن از آن به عنوان جزایر نن شا یاد می‌کند و تپه‌های دریایی جانسون اختلاف دارند. آب‌های دریای چین جنوبی که از منابع سرشار نفت و گاز و شیلات برخوردار است محل چالش بین چین و فیلیپین است.

چین مدعی مالکیت مطلق بر آب‌های دریای چین جنوبی است و همواره از مدعیان دیگر از جمله فیلیپین، ویتنام و ژاپن خواسته تا از طریق گفتگوی دو جانبه به این تنش‌ها پایان دهند. فیلیپین این اختلاف را به دادگاه بین‌المللی سازمان ملل متحد برده‌است.

مانیل پایتخت کشور فیلیپین در طی سال‌های گذشته پیشرفت زیادی داشته‌است. این شهر حدود ۱۰ میلیون نفر جمعیت دارد و هنوز یکی از ارزانترین شهرهای دنیاست. از لحاظ موقعیت جغرافیایی این شهر در دهانه رود بزرگ پاسیگ قرار دارد که در شرق آن خلیج مانیل و در غرب آن ناحیه لوزون قرار گرفته‌است. این شهر در ۹۵۰ کیلومتری جنوب شرقی هنگ کنگ و در ۲۴۰۰ کیلومتری شمال شرقی سنگاپور است. رودخانه پاسیگ از میان مانیل عبور می‌کند و تقریباً تمام شهر به آن دسترسی دارند.

حاکمیت اسپانیا بر فیلیپین باعث شد که ۹۰٪ مردم این کشور مسیحی و کاتولیک شوند و با مهاجرت گروه‌های مختلف مردم اسپانیائی زبان از اروپا و آمریکای جنوبی فرهنگ این کشور شباهت زیادی با کشورهای لاتین پیدا کرد و زبان‌های محلی آنان نیز تحت تأثیر کلمات اسپانیایی قرار گرفت.

۹۰٪ مردم فیلیپین مسیحی می‌باشند که ۸۱٪ کاتولیک و ۹٪ پروتستان هستند و بقیه که شامل ۱۰٪ از کل جمعیت می‌باشند، بیشتر مسلمان هستند که اکثراً در جزیره میندانائو در جنوب ساکن هستند.

اکثریت نژاد آن را گروه «ماله» و باقی آن را «چینی»، «آمریکایی» و «اسپانیایی»ها تشکیل می‌دهند.

۲۹٪ درصد از نژاد مردم فیلیپین را فیلیپینی و ۲۳٪ را سبوئانو و ۱۰٪ را ایلکانو تشکیل می‌دهند و بقیه از سایر اقوام هستند. مردم در فیلیپین به زبان تاگالوگ صحبت می‌کنند و این در حالی است که زبان انگلیسی بسیار رایج است. طبق آمار سال ۲۰۱۳ میزان با سوادی در میان مردم این کشور ۹۰/۷٪ بوده‌است.

اقتصاد فیلیپین ۳۴امین اقتصاد بزرگ دنیا با تولید ناخالص داخلی ۳۴۸٫۵۹۳ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۷ می‌باشد. بیشتر صادرات فیلیپین شامل نیمه رساناها و لوازم الکترونیکی، ابزار حمل و نقل، پوشاک، تولیداتِ مس، تولیدات بنزین، روغن نارگیل و میوه‌جات است. بزرگترین شریک‌های تجاری این کشور ایالات متحده، ژاپن، چین، سنگاپور، کره جنوبی، هلند، هنگ کنگ، آلمان، تایوان و تایلند است.

واحد پولی این کشور پزوی فیلیپین(₱ یا PHP) می‌باشد.

فیلیپین یک کشور تازه صنعتی شده به حساب می‌آید که در حالت گذر از صنعت کشاورزی به صنعت خدمات و تولیدات کارخانه ای است. با وجود ۴۰٫۸۱۳ میلیون نیروی کار، ۳۰٪ این نیرو در صنعت کشاورزی مشغول به کار می‌باشند.نرخ بیکاری مصادف با ۱۴ دسامبر ۲۰۱۴ برابر با ۶٪ اعلام شد. با پایین بودن هزینه نیازهای اولیه، نرخ تورم در ماه دسامبر به ۳٫۷٪ نزول کرد.

مقدار ذخایر معدنی فیلیپین با وجود وسعت کم این کشور بسیار قابل ملاحظه‌است. به‌طوری‌که با توجه به تولیدات قبلی و ذخایر اثبات شده در طلا رتبه دوم در جهان و در مس رتبه سوم را به خود اختصاص داده‌است. معادن مس در بخش‌های گسترده‌ای از این کشور پراکنده هستند و بیشتر آن‌ها دارای مقادیری از طلا و نقره نیز می‌باشند. نیکل و کروم از سایر فلزات با ارزش در معادن این کشور هستند، ضمن اینکه فیلیپین به لحاظ معادن غیر فلزی همچون مرمر و سنگ آهک در وضعیت خوبی قرار دارد.

 

گزارش سفر:

روز نخست، شنبه 30 مارچ 2019 ، دهم فروردین 1398:

ساعت  حدود هفت صبح که به فرودگاه بین المللی مانیل وارد شدیم اولین چیزی که نظرم را جلب کرد صف  طولانی برای چک کردن ویزا و پاسپورت بود که تقریبا ۴۰ دقیقه از وقت ما را گرفت چون بلافاصله بایست به ترمینال پروازهای داخلی میرفتیم ابتدا چمدان های خود را تحویل گرفتیم و سپس از ترمینال  بین المللی شماره ۳ به ترمینال  پروازهای داخلی شماره ۳ حرکت کردیم. به خاطر داشته باشید که  فرودگاه مانیل دارای ۴ ترمینال است و در صورتی که قرار باشد از ترمینالی به ترمینال دیگر بروید خود مستلزم صرف زمانی ست که کوتاه نخواهد بود.  لذا موقع تهیه بلیط به این نکته توجه کنید و سعی کنید پرواز داخلی را از ترمینالی  بگیرید که پرواز ورودی شما در همان ترمینال است.

توقف سه ساعت در فرودگاه به سرعت طی  شد و ما با پرواز داخلی خطوط هوایی Cebu پاسیفیک  به سمت فرودگاه Caticlan  که نزدیکترین فرودگاه به جزیره Boracay  است پرواز کردیم (پرواز رفت و برگشت تقریبا نفری 200 دلار)  و پس از ۴۵ دقیقه و حدود ساعت 11 صبح، هواپیمای ما به زمین  نشست. هواپیما در نزدیک ترمینال خروجی توقف کرد. بلافاصله بعد از اینکه از پلکان هواپیما پایین آمدیم وارد اتاقک کوچکی شدیم که چمدانهای ما را با دست از هواپیما به آنجا منتقل کردند. بعد از تحویل بار وارد ساختمان کوچک دیگری شدیم که حکم سالن خروجی را داشت.

تعدادی غرفه که تبلیغات مسافرتی و خدماتی می کردند سعی داشتند تا با تصاویر و بروشورهای خود مسافرهای بیشتری را تور بزنند. با خروج از محوطه افراد پلاکارد به دست پیشنهاد حمل و نقل به جزیره Borakay و یا حتی رساندن شما به هتل مورد نظرتان را ارائه می دادند. در گوشه ای خارج از این محوطه دکه کوچکی وجود دارد که شما با خریدن بلیط ، سه چرخه ای موتوری شما را در ازای 100 پزو به بندرگاه می رساند. داستان حمل و نقل در فیلیپین خود داستان عجیبی است. به سبب جمعیت زیاد، ترافیک بالا و همچنین قیمت نسبتا بالای بنزین، انواع عجیب و غریبی از وسایل نقلیه با ظرفیت های باور نکردنی خلق شده است!!

یکی از این وسیله ها، سه چرخه موتوری است. کابین کوچکی که ظرفیت سه یا چهار مسافر را دارد در سمت راست موتورسیکلت نصب می شود. گاهی برای حمل بار اضافه روی این کابین یک باربند هم می بندند خلاصه کاری می کنند که با ظرفیت یک مینی وانت می شود با آن بار یا مسافر جابه جا کرد.

یکی از همین موتورسیکلت ها ما را به بندگاه رساند. ابتدا باید مجوز ورود به جزیره را دریافت کرد تا به مسافر اجازه ورود داده شود. جزیره Borakay به سبب نزدیکی به سرزمین اصلی و سهولت رفت و آمد به آن همیشه مورد توجه گردشگران خارجی و داخلی بوده است. به همین سبب همواره از تراکم بیش از ظرفیت موجود در جزیره رنج می برد. این فشار و حجم توریست کنترل نشده سبب شده بود تا به محیط زیست جزیره آسیبهای جدی وارد شود به همین سبب، دولت فیلیپین تصمیم گرفت تا ورود هر نوع گردشگری را به مدت شش ماه به این جزیره متوقف کند و در این مدت به احیا جزیره بپردازد و سعی کند برخی از زیرساخت های مهم آن از قبیل جاده، سیستم انتقال فاضلاب و برخی هتلها و ساحل را نوسازی و پاکسازی کند. در این مدت هم به تمام خانواده هایی که در این جزیره ساکن بودند مستمری پرداخت کرد. زمانی که ما به این جزیره وارد شدیم چند ماهی می شد که بازگشایی شده بود. هر چند هنوز بسیاری از جاده ها و خیابانهای جزیره در حال تعمیر یا بازسازی بود ولی به وضوح می شد احساس کرد که تغییرات اساسی در برخی قسمت ها اتفاق افتاده است. دولت برای ورود افراد به جزیره مجوز صادر می کند و به این ترتیب همیشه می داند که چه تعداد مسافر در جزیره وجود دارد. در بندرگاه که تنها محل عزیمت به جزیره است تیم مخصوصی مستقر است که رزرواسیون هتل و دلیل ورود افراد را به جزیره چک می کند و برای آنها مجوز ورود صادر می کند. سپس افراد برای خرید بلیط کشتی وارد بندر گاه می شوند. قیمت بلیط کشتی به مقصد جزیره Boracay نفری 100 پزو است که به این مبلغ 75 پزو بابت عوارض محیط زیست هم اضافه می شود.سپس یک برچسب سبز رنگ بر روی سینه مسافران می چسباندند. با این برچسب تعداد و مسافران هر کشتی مشخص می شود و راهنمایان بندرگاه هر گروه را می توانند به راحتی به کشتی مورد نظر هدایت کنند.

زمان این کشتی سواری که بسیار خوب مدیریت می شود حدود 15 دقیقه تا بندرگاه جزیره Boracay است. بعد از ورود به جزیره و خروج از ترمینال با صف سه چرخه های کرایه ای مواجه می شوید که منتظر حمل مسافرین به همه قسمتهای جزیره هستند. اخیرا تعداد قابل توجهی سه چرخه الکتریکی که ظرفیت حمل مسافر بیشتری هم دارند در جزیره مشغول به کار هستند. کرایه این وسایل بسته به فاصله هتل تا بندرگاه از 200 تا 300 پزو متفاوت است.

اما کمی درباره جزیره Borakay: جزیره Boracay در استان Aklan و در مجاورت جزیره Panay و 350 کیلومتری جنوب مانیل قرار دارد.این جزیره حدود 7 کیلومتر درازا و به طور متوسط یک کیلومتر پهنا دارد. یک جاده اصلی و یک جاده فرعی از جنوب به شمال جزیره کشیده شده است. قسمت غربی جزیره دارای ساحلی به طول حدود 4 کیلومتر است که به ساحل White beach معروف است و همانطور که از اسم آن مشخص است دارای ماسه های نرم و سفید رنگ است. در کنار این 4 کیلومتر کناره ساحلی هتلها و رستورانهای بسیاری قرار دارد و می توان گفت که بیشترین وزن گردشگری منطقه در این محدوده است. در طول این ساحل سه ایستگاه مجزا برای قایقهای تفریحی ایجاد شده است که از سمت شمال به جنوب به ایستگاه شماره یک، ایستگاه شماره دو و ایستگاه شماره سه نامگذاری شده است. سواحل دیگر جزیره خلوت تر بوده و معمولا مورد توجه افرادی است که به سکوت جزیره علاقه بیشتری دارند. اگر هتل خود را در White Beach بگیرید، نباید انتظار سکوت را حتی در نیمه های شب داشته باشید!!! جزیره Boracay برای هر جور سلیقه ای هتل دارد از مهمانسراهای ارزان قیمت که با شبی 30 دلار می توان در آنها اقامت کرد تا هتلها و ریزورتهای لاکچری که بیش از شبی 7000 دلار قیمت دارند. مراکز خرید جزیره عمدتا در ساحل White Beach قرار دارند و شاید معروفترین آنها D Mall باشد. هتل هایی که با این منطقه فاصله دارند معمولا سرویسهای ویژه ای را برای رفت و آمد به مراکز خرید ترتیب داده اند. شغل ساکنین این جزیره عمدتا به طور مستقیم یا غیر مستقیم مرتبط با خدمات گردشگری است.

ما هتل Microtel در ساحل Diniwid که کمی شمالی تر از White beach است را رزرو کردیم. برای چهار شب اقامت در این هتل 500 دلار پرداختیم که نسبت به خدمات و البته مکان هتل بسیار مناسب بود. در این جزیره ساحل اختصاصی وجود ندارد و همه افراد می توانند از تمام سواحل جزیره استفاده کنند. هتلهایی که در مجاور ساحل قرار دارند تنها مجاز هستند که تخت و چترهای خود را به کنار ساحل منتقل کنند طوری که مزاحمت برای دیگران فراهم نکند. هتل ما درست در کنار ساحل قرار داشت و به راحتی می شد از ساحل تمیز آن استفاده کرد. استخر کوچک این هتل هم برای مواقعی که دریا مواج می شد گزینه بسیار مناسبی بود. رستوران Mamas Fish در مجاور این هتل قرار دارد و صبحانه هتل هم همانجا سرو می شود. این رستوران دارای انواع غذاهای محلی و بین المللی است و کیفیت و قیمت مناسبی دارد (تقریبا برای هر وعده بین 8 تا 10 دلار).

حدود ساعت 2 بعدازظهر بود که به هتل وارد شدیم و بعد از تحویل اتاق و صرف نهار دل به دریا زدیم. سواحل جزیره Boracay در لیست بهترین و زیباترین سواحل دنیا قرار دارد. مناظر زیبای جزایر استوایی با درختان نخل که بعضی از آنها به داخل دریا خم شده اند به همراه منظره غروب آفتاب هنگامی که قایقی تفریحی درحال عبور از میان خورشید است. یادآور بسیاری از پوسترهایی است که در دوران کودکی بر در و دیوار رستورانها و بعضا ویلاهای شمال کشور دیده بودم. هوای مطبوع لذت آبتنی در این دریا -که به واقع به کار بردن رنگ آبی کریستالی برازنده آن است- را دو چندان می کرد. عمق آب تا فاصله 100 متری از ساحل، کم است. در کنار سنگهای گرانیتی و همچنین مرجانهای کف دریا می توان به کمک عینک شنا آکواریوم زیبایی از گیاهان و جانوران دریایی را مشاهده کرد.

روز دوم، یکشنبه یازدهم فروردین:

این روز را تقریبا تمام و کمال مشغول اسنورکلینگ و قایق سواری و شنا در دریا و استخر بودیم.

در سرتاسر ساحل همیشه افرادی با دفترچه ای در دست مشغول معرفی تورهای تفریحی و گردشی داخل جزیره و همچنین تفریحات آبی مثل، غواصی، اسنورکلینگ، قایق سواری، جت اسکی، پاراسیلینگ، اسکی روی آب و… هستند. و معمولا با کمی چانه زدن می توان با قیمتهای مناسب تورهای خوب خرید.

خوشبختانه عمق مناسب و همچنین دریای آرام این منطقه محل بسیار ایمنی برای بچه ها ایجاد کرده تا با خیال راحت به اسنورکلینگ و آب بازی بپردازند. هر چند که گاهی وجود برخی جانوران دریایی ممکن است زنگ خطر را به صدا  در آورد. برای مثال یکبار در عمق کم یک مار آبی Yellow-lipped sea krait دیدم که در زمره سمی ترین مارهای جهان است. البته تنوع جانوران دریای حتی در نزدیک ساحل بسیار زیاد است از ماهیهای آکواریومی گرفته تا ماهی بادکنکی، ستاره دریایی، توتیا، خیار دریایی، لابستر و انواع جلبکهای دریایی.

روز سوم، دوشنبه 12 فروردین:

بالاخره یکی از دلالان گردشگری که مرتب حوالی ساحل هتل ما می پلکید، توانست ما را قانع کند تا با پرداخت 3500 پزو یک تور 3 ساعته اسنورکلینگ و گردش در سواحل غربی جزیره، بخریم. البته بلافاصله او ما را به صاحب یک قایق معرفی کرد و با پرداخت 3000 پزو ما را راهی دریا کرد. دو جوان قایقران بعد از نیم ساعت قایقرانی به سمت شمال غربی جزیره در محلی برای اسنورکلینگ توقف کردند. عمق آب حدود 2 متر و بسیار شفاف بود. تعداد زیادی ماهی با تنوع بسیار زیاد را در کنار مرجانها به راحتی می شد مشاهده کرد.

سپس به سمت ساحل Puka Shell که دقیقا در شمال غربی جزیره قرار دارد حرکت کردیم. ساحل بسیار خلوتی که هیچ نوع ساخت و سازی در اطراف آن مشاهده نمی شود و این موضوع سبب بکر بودن این ساحل بسیار زیبا شده است. وقتی بر روی ساحل قدم گذاشتیم متوجه شدیم که ساحل از سنگها و تکه های خرد شده صدف هایی به اندازه یک تا ده میلی متری که به خاطر جریان و موج دریا بسیار صیقلی و گرد شده اند، تشکیل شده است. دراز کشیدن بر روی این ساحل تجربه جالبی بود چون بر خلاف ماسه و شنهای ساحلی که به بدن می چسبند، این اتفاق در این ساحل نمی افتاد. بلافاصله تمام خورده سنگها ریز و صدفهای صیقلی شده از بدن جدا می شدند. هر چقدر که از ساحل دور می شدیم به اندازه و ابعاد این سنگها افزوده می شد طوری که در 20 متری ساحل کاملا سنگها و صدفهای چند سانتی را میشه به وضوح دید.

در مسیر برگشت دوباره برای اسنورکلینگ در محل دیگری توقف کردیم و زیبایی های زیر آب را مجددا تجربه کردیم. قسمت شمالی ساحل غربی به سبب صخره ای بودن کمتر ساحل ماسه ای دارد. البته در میان صخره ها گاهی ساحل کوچک شنی به چشم می خورد که تقریبا در کنار همه آنها هتلها و ریزورتهای مجللی ساخته شده است.

عصر تصمیم گرفتیم که پاراسیلینگ را هم امتحان کنیم. برای این منظور به White beach رفتیم و نفری پنجاه دلار برای 15 دقیقه پاراسیلینگ پرداختیم. ابتدا سوار بر قایق تندرو شدیم تا به ایستگاه قایقهای پاراسیلینگ که در وسط دریا ساخته شده اند برسیم. سپس بعد از چند دقیقه سوار قایق شدیم و در محل مناسبی قایق چتر پاراسیلینگ را در حالی که ما به آن متصل بودیم به آسمان فرستاد. دیدن منظره جزیره و همچنین دریایی که آب آن به غایت شفاف بود از ارتفاع حدود 70 متری حس عجیبی به ما داد.

بعد از این ماجراجویی کوتاه به White beach برگشتیم و کمی از شلوغی و جنب و جوش ساحل، خصوصا در هنگام غروب زیبای خورشید لذت بردیم.

روز چهارم، 13 فروردین:

تصمیم گرفتم تا با کمی پیاده روی از کنار ساحل Diniwid به White beach بروم. این ساحل با پیشروی صخره ای بزرگ از White beach جدا شده است که اکنون با تراشیدن این صخره راه باریکی به آن سوی آن باز کرده اند. کمی کمتر از دو ساعت طول کشید که تفریح کنان تا انتهای ساحل White beach رفتم. در یکی از صرافیهای کنار ساحل کمی پول عوض کردم. در این زمان هر دلار آمریکا معادل 52 پزو فیلیپین ارزش دارد. ساحل White beach سراسر با مغازه ها، هتلها و رستورانها احاطه شده است اما به خوبی حریم ساحل حفظ شده است. تقریبا در طول ساحل ردیفهایی از درختان نخل حد فاصل ساختمانها با ساحل قرار دارند و وقتی در کنار ساحل به ایستید این ردیف درختان نخل که زیبایی خاصی هم به ساحل داده اند،تقریبا  نمی گذارند تا چشم شما به ساختمانها بیافتند.

در موقع برگشت از یکی از کوچه های عمود به ساحل به سمت جاده اصلی حرکت کردم. این کوچه از میان بافت روستایی می گذشت و تقریبا میشد زندگی مردم عادی را در آن دید. در نگاه اول به نظر می آید که سطح رفاهی زندگی مردم پایین است و عمدتا فقیر هستند. خانه ها بسیار ساده است و مردم بسیار ساده لباس پوشیده اند. معمولا از اتومبیل خبری نیست و بیشتر خانواده ها از موتورسیکلت یا سه چرخه موتوری استفاده می کنند.

هر گوشه که زمین بلااستفاده ای بوده با یک یا دو تیرک بسکتبال تبدیل به زمین بسکتبال شده که معمولا هم افرادی مشغول بازی هستند. ورزش مورد علاقه در فیلیپین، بسکتبال است. جالب است که بیشترشان تیم ملی بسکتبال ایران را به خوبی می شناسند و مخصوصا از بازیکن بلند قامت ایران، حامد حدادی، به نیکی یاد می کنند.

به جاده اصلی که رسیدم تصمیم گرفتم تا با سه چرخه موتوری به هتل برگردم ولی به ناگاه موتور سواری جلو من ایستاد و از من پرسید که اگر بخواهم در ازای 150 پزو می تواند من را به هتل برساند. درنگ را جایز ندانستم و بر ترک موتور سوار شدم. در راه برای من تعریف کرد که برای امرار معاش خانواده چهار نفره اش به مسافر کشی اشتغال دارد هر چند در بسیاری مواقع کفاف زندگیش را نمی دهد با این وجود مثل همه فیلیپینی های دیگری که سراغ دارم کاملا به نظر خوشحال می آمد.

عصر با اتومبیل هتل به مرکز شهر آمدیم تا در مرکز خرید معروف شهر که D-Mall نام دارد کمی گردش و خرید کنیم. این مرکز خرید که از تعداد زیادی مغازه و رستوران و کافی شاپ درست شده در چند کوچه موازی هم قرار دارد که یک سر آن به خیابان اصلی و سر دیگر آن به White beach می خورد. بعد از صرف شام در یک رستوران ایتالیایی و خرید کمی سوغاتی مجددا با اتومبیل هتل به محل اقامتمان بازگشتیم.

روز پنجم، 14 فروردین:

بعد از انجام مراسم تحویل اتاق، هتل را به سمت بندرگاه ترک کردیم و همان مراحل خریدن بلیط کشتی و برچسب سینه  را انجام دادیم. کشتی بعد از بیست دقیقه به ساحل رسید و با یک سه چرخه موتوری به فرودگاه رسیدیم. برخلاف قسمت ورودی که بسیار ساده بود، قسمت خروجی دارای سالن مرتب و تمیز بود. پرواز ما با یکساعت و نیم تاخیر به سمت مانیل انجام شد. حدود ساعت 2 بعدازظهر به فرودگاه مانیل وارد شدیم. در محوطه خروجی فرودگاه تاکسی های سفید رنگ فرودگاه ایستاده اند که مسافران را به مقصدشان هدایت می کنند. مسافر ها باید در صف بایستند. سپس فردی که مقصد را یادداشت می کند قبض به شما می دهد و شما را سوار تاکسی می کند. البته صحبتی از مبلغ کرایه نمی شود. من از راننده مقدار کرایه را پرسیدم که گفت 700 پزو که نهایتا با 600 پزو ما را به هتل رساند. شاید بتوان گفت که مانیل یکی از بدترین شهرهای دنیا از نظر کنترل ترافیک است. در بیشتر ساعات روز در اکثر خیابانها ترافیک شدید وجود دارد. به همین خاطر کمابیش استفاده از موتورسیکلت رایج است.

حدود ساعت 4 عصر به هتل رسیدیم. این هتل در محله Malate که از محله های قدیمی و تجاری مانیل است قرار دارد. خیابانها معمولا در این منطقه باریک و یک طرفه هستند. از این جهت این منطقه را برای اقامت انتخاب کردیم که هم به منطقه توریستی شهر نزدیک است و هم از فرودگاه فاصله زیادی ندارد. اما به لحاظ زیرساخت شهری، قدیمی است. من هتلی قدیمی به نام La Scala Residence را رزرو کرده بودم (شبی 75 دلار). در هنگام ورود به هتل کمی توی ذوق ما خورد. بیشتر شبیه به هتلهای لاله زار و سه راه جمهوری بود. فردی که در رسپشن ایستاده بود مدارک ما را گرفت و کلید اتاقی در طبقه دوم را به ما داد. در طبقه اول رستوران قرار داشت و طبقه دوم اتاقهای هتل بود. اتاق ما همانطور که من رزرو کرده بودم سه تخت داشت. هنگام ورود به اتاق متوجه بوی دود شدیم. به نظر می آمد که کولر اتاق تمام هوای آلوده خیابان را به داخل اتاق می کشد. درب اتاق را کمی باز گذاشتیم. سپس کولر را کم کردیم و برای گشت شهر آماده شدیم. در این فاصله از رسپشن سراغ تور محلی را گرفتم که بتواند در برنامه ریزی برای بازدید از دریاچه و کوه Taal به ما کمک کند که البته او با معرفی شخصی این کار را برای ما انجام داد. با خروج از هتل از اولین سه چرخه موتوری خواستم تا ما را به قلعه Santiago در محله Intramuros برساند. او هم درخواست 300 پزو کرد و به علت ضیق وقت قبول کردیم. ساعت حدود یک ربع به شش به قلعه رسیدیم. بلیط ورودیه نفری 75 پزو است. ابتدا وارد محوطه باغ جلو قلعه می شوید که با چند مجسمه چوبی حیوانات مختلف تزیین شده است و سپس بعد از گذر از خندق، از دروازه قلعه وارد حیاط شدیم. متاسفانه ساختمانهای قلعه که شامل زندان و همچنین موزه هستند ساعت 6 تعطیل می شوند ولی امکان بازدید دیوار و محوطه وجود دارد.

هوا کم کم به سمت تاریکی میرفت که از قلعه خارج شدیم و تصمیم گرفتیم برای صرفه جویی در وقت، گشت در منطقه Intramuros را با درشکه ادامه دهیم. این منطقه از شهر که با دیوارهایی در دورتا دور آن محصور شده است قدیمی ترین منطقه شهر مانیل است.  تعدادی درشکه در کنار قلعه پارک بودند که درشکه سوار در ازای 1000 پزو پیشنهاد یک ساعت گشت و معرفی مکانهای دیدنی را به ما داد. ما هم قبول کردیم. این قسمت از شهر در سال 1571 توسط اسپانیایی ها پایه ریزی شد و طی سالیان بعد در مقابل تهاجم دزدان دریایی چینی، هلندی ها، انگلیسی ها، ژاپنی ها و آمریکایی ها  و حتی در زمان جنگ جهانی دوم  محل اصلی مقاومت شهر بود. از مکانهای دیدنی و مهم این منطقه علاوه بر قلعه سانتیاگو ، می توان از کلیسا San Agustin و کلیسا جامع مانیل و موزه خانه مانیل نام برد.

بعد از صرف شام به هتل برگشتیم. متاسفانه همچنان همان بوی دود در اتاق وجود داشت. بچه ها به خاطر خستگی شدید تصمیم گرفتند تا بخوابند و من برای نوشیدن چای به رستوران رفتم. بر روی دیوارهای هتل پر بود از پوسترهای قدیمی، صفحه گرامافونهای قدیمی به همراه عکس روی جلد آنها که به دقت قاب گرفته شده بود. در سالن هتل تعدادی از اشیا قدیمی قرار داشتند و اینطور به نظر می آمد که صاحب هتل سلیقه و علاقه خاصی به اشیا و یادگاری های قدیمی دارد. این موضوع هنگام ورود به رستوران شکل دیگری گرفت. دور تا دور رستوران با قفسه های دکوری پر شده بود که داخل هر کدام به شکل موضوعی با اشیا خاصی که بیشتر قدیمی و حتی عتیقه بودند تزیین شده بودند. قبل از اینکه چای من آماده شود کمی در فضای رستوران گردش کردم. گارسون رستوران که متوجه علاقه من به این مجموعه شده بود برای من توضیح داد که صاحب این هتل رستوران این مجموعه را در مدت 60 سال گردآوری کرده است.

همانطور که مشغول نوشیدن چای بودم همان گارسون شخصی را به من نشان داد و گفت که او مالک رستوران است. من هم بعد از خوش و بش با او کمی درباره ذوق هنری او صحبت کردم. سپس او برایم توضیح داد که اصالتا چینی است اسمش Crispin K. Go است و 67 سال قبل با خانواده اش از هنگ کنگ به مانیل نقل مکان کرده اند و پدرش که تاجر بوده این مکان را اجاره و تبدیل به هتل رستوران کرده است. او نیز چندین سال بعد ملیت خودش را به فیلیپینی تغییر داده و شهروندی این کشور را گرفته است. سپس از علاقه خود به جمع آوری مجموعه اشیا قدیمی صحبت کرد و او گفت که در حال حاضر در صنعت چاپ و نشر مشغول به کار است و این هتل رستوران را برای علایق شخصی اش باز نگه داشته تا پاتوقی باشد برای او و دوستانش. صورت حساب آن شب را مهمان او شدم.

روز ششم 15 فروردین:

صبحانه هتل در رستوران و بسیار مختصر ولی با کیفیت بالا سرو شد. سپس طبق قرار قبلی با فردی که قرار بود برنامه بازدید از کوه Taal را برای ما هماهنگ کند راس ساعت 9 در لابی هتل بودیم. راهنمای ما مردی حدودا 50 ساله و بسیار خوشرو بود. اتومبیل مناسبی را با راننده اجاره کرده بود و طبق قرار قبلی قرار بود با دریافت 4500 پزو ما را تا دریاچه Taal برساند و سپس بازگرداند. دریاچه Taal در 80 کیلومتری جنوب مانیل و در نزدیک شهر Tagaytay واقع شده است. این دریاچه آب شیرین که 25 کیلومتر طول و 18 کیلومتر عرض دارد حاصل انفجار آتشفشانی بسیار بزرگی در 100 تا 500 هزار سال پیش است. تا اواسط قرن هجدهم این دریاچه توسط رودخانه  Pansipit به خلیج Balayan متصل بود ولی بعد از آتشفشانی مجدد این کوه و انفجار عظیمی که اتفاق افتاد، ارتباط دریاچه با رود قطع شد و کم کم ارتفاع آب حدودا 5 متر افزایش یافت. از آن زمان به بعد کم کم میزان شوری آب دریاچه دچار تغییر شد و اکنون تقریبا می توان گفت که دریاچه آب شیرین است. در این مدت اکوسیستم منطقه هم دچار تغییراتی شد و برخی از گونه های جانوری که در آب شور زندگی می کردند خود را با زندگی در آب شیرین سازگار کردند. از این نظر این منطقه برای پژوهشگران اکولوژی جذابیت خاصی دارد. برای مثال تا سال 1930 در این دریاچه گونه ای از کوسه اقیانوسی(Bull Shark)  زندگی می کرده که البته نسل آنها به سبب شکار توسط اهالی منقرض شد.

بزرگراه مانیل به شهر Tagaytay علی رغم اسمش اصلا شباهتی به بزرگراههای معمولی ندارد. تعداد زیاد ورودی و خروجی های اتوبان سبب شده تا سرعت اتومبیلها به شدت کاهش یابد. از طرفی اطراف جاده پر است از خانه های مسکونی! در دو سوی جاده، دکلهای انتقال برق با تعداد زیادی کابل وجود دارد که خود سبب شده تا نتوان به راحتی به عرض جاده اضافه کرد. ترافیک صبحگاهی که عمدتا بر خلاف جهت حرکت ما و به سمت مانیل است بسیار قابل توجه است. کمی بعد از شهر Tagaytay کم کم سر و کله دریاچه Taal با منظره بسیار زیبایی پیدا می شود. جاده درست بر بلندای مشرف به دریاچه حرکت می کند. تعدادی هتل و البته منازل مسکونی با منظره بی نظیر در این محل ساخته شده اند. راهنما هر از چند گاهی عمارت مجللی را به ما نشان می داد و می گفت که متعلق به کدام فرد پولدار و احیانا خارجی است. مثلا عمارتی را دیدیم که درست به سبک و معماری و حتی رنگ بناهایی که در جزیره سانتورینی یونان ساخته می شوند، بود. او به ما گفت که این بنا متعلق به یک میلیاردر یونانی است که گاهی برای تعطیلات از آن استفاده می کند.

سپس جاده ای مارپیچی ما را به کنار دریاچه رساند. ساحل دریاچه عمدتا توسط هتلها و املاک خصوصی قروق شده است. راهنما ما را به محوطه  یکی از این هتلها برد. مدیر هتل پکیجهای مختلفی برای بازدید از دریاچه و کوه Taal جلو ما گذاشت. که من به او گفتم که فقط نیاز به قایق برای عبور از دریاچه دارم. کرایه هر قایق برای رفت و برگشت به جزیره 2000 پزو است که این سفر حدود 30-20 دقیقه طول می کشد.

برای صعود به قله کوه علاوه بر پای پیاده می توانید از اسب هم استفاده کنید. در محلی که برای این کار در نظر گرفته شده است کرایه را پرداخت می کنید و به همراه شخصی که مسئول هدایت اسب است راهی قله کوه می شوید. کرایه هر اسب برای مسیر رفت و برگشت 500 پزو است. شیب مسیر در مناطقی بسیار زیاد است در فصول گرم سال حتما باید بطری آب در دسترس داشته باشید خصوصا اگر تصمیم دارید که مسیر را کوهپیمایی کنید. البته در طول مسیر دستفروشانی وجود دارند که آب می فروشند. افرادی که اسبها را هدایت می کنند حقوق بسیار کمی دارند و شایسته است در پایان سفر به آنها کمک کنید. به سبب وجود خاکسترهای آتشفشانی که بسیار نرم و سبک هستند معمولا مسیر حرکت کوهپیمایی بسیار با گرد و خاک آمیخته است و بهتر است که دهان و بینی پوشیده شود.

بعد از حدود 45 دقیقه به دهانه کوه Taal می رسید. منظره شگفت انگیز است. دریاچه ای دیگردر دهانه کوه تشکیل شده است که البته برای رسیده به آن باید از کوه پایین رفت. در این موقع از سال ورود به دهانه آتشفشان ممنوع است. گفته می شود که دمای آب جمع شده در دهانه گرم است و هیچ موجود زنده ای به سبب ترکیب اسیدی آن در آنجا زندگی نمی کند. در سمت غربی دهانه بخارهای آتشفشانی خارج می شود و خاک آنجا به رنگ سرخ است که اصطلاحا به آن لاوا قرمز می گویند(50 پزو ورودیه). تقریبا با نیم ساعت اسب سواری به کنار دریاچه می رسید. برای اطلاعات بیشتر درباره این جزیره و کوه آتشفشانی این لینک را ببینید.

قایقران منتظر شماست تا هر چه سریعتر شما را به آنسوی دریاچه برساند.مسیر برگشت به مانیل همان داستان ترافیک را دارد و حدودا دو ساعت طول می کشد.

برای پیاده روی شبانه به سمت پارک اصلی شهر مانیل که به Rizal Park معروف است رفتیم. جمعیت کثیری در پارک مشغول تفریح بودند. برخی زیرانداز کوچکی پهن کرده و مشغول صرف شام بودند، برخی دیگر در کنار استخر داخل پارک که مراسم رقص نور و موزیک پخش می شد مشغول رقص بودند. اما خارج از پارک با تاریک شدن هوا جمعیت بی خانمانها افزایش می یافت. به راحتی می شد جمعیت کثیری را دید که هر کدام با کیف یا بقچه کوچکی که همه زندگی آنها در آن قرار داشت به دنبال فضای کوچک و امنی برای شب مانی می گشتند. دیدن این صحنه روی ناخوش شهر مانیل را به ما نشان داد.

شام را در رستوران هتل صرف کردیم. منو رستوران بسیار متنوع است و غذاها کیفیت بسیار خوبی دارد. صاحب رستوران به همراه چند نفر از دوستانش در میز کنار ما نشسته بودند و مشغول گپ و گفت بودند. او با ورود ما دوستانش را معرفی کرد. چند دقیقه بعد یکی از آن افراد به زبان فارسی به پسر من گفت:”بیا اینجا بشین” و به دنبال آن چند جمله فارسی دیگر! کمی جا خوردم از اینکه دیدم فردی با ظاهر فیلیپینی فارسی را سلیس صحبت می کند. از او پرسیدم که فارسی را کجا یاد گرفته؟ سپس او به زبان انگلیسی برایم توضیح داد که حدود 40 سال پیش خواهرش با یکی از دانشجویانش که ایرانی بوده، در مانیل آشنا شده و ازدواج کرده است. سالیانی را در ایران زندگی کرده اند و صاحب سه فرزند هستند که هر کدام در سومین دهه از زندگی به سر می برند. سپس او گفت که بخاطر هم بازی بودندش با خواهرزاده ها کمی فارسی یاد گرفته است.

روز هفتم، 16 فروردین:

صبح، ابتدا برای بازدید از کلیسا Saint Agustin راهی منطقه  Interamuros شدیم. ورودیه این بنا که در لیست میراث جهانی ثبت شده است 200 پزو است. کلیسا به سبک باروک ساخته شده و قدیمی ترین کلیسا در فیلیپین است(قرن 16). برای بازدید از کلیسا و موزه آن حداقل به یکساعت و نیم زمان نیاز است.

بعد از خروج از کلیسا، سعی کردیم تاکسی پیدا کنیم تا ما را به قبرستان چینی ها ببرد. اولین و دومین تاکسی گفتند که اصلا چنین جایی را نمی شناسند و ما را نبردند. سومین تاکسی ما را سوار کرد و به قبرستان شهر برد و بعد که فهمید دنبال قبرستان چینی ها می گردیم حسابی گیج شد ولی بالاخره با کمک نقشه گوگل و سوال از مردم محلی ورودیه قبرستان را پیدا کردیم. این قبرستان از این نظر دیدنی است که مثل یک شهر درست شده است. عمده قبرها در داخل ساختمانهای مجللی قرار دارد که توسط خیابانها و کوچه ها به هم متصل هستند. برای ورود به این قبرستان باید مبلغ 100 پزو پرداخت کرد. راننده تاکسی قرار شد ما را داخل این منطقه بگرداند و در میدان مرکزی هم کمی بایستد تا پیاده در میان کوچه و پس کوچه های این قبرستان عجیب قدم بزنیم. حدود یکساعتی را صرف بازدید کردیم. گاها خانواده هایی را می دیدیم که برای بازدید از مردگان! کلید به دست درب خانه ها را باز می کردند، گاهی حیاط را آب و جارو می کردند. تعدادی هم در همان خانه ها مثل افرادی که به پیک نیک رفته اند مشغول غذا خوردن یا تفریح می شدند.

کمی از ظهر گذشته بود که به هتل برگشتیم. یکی از وسایل بسیار محبوب و متداول در فیلیپین Jeepney نام دارد. اتومبیل درازی است که از پیوند مینی بوس و جیپ در فیلیپین درست شده است. معمولا با تزیینات خاصی زیباسازی شده اند و ظرفیت 20 تا 25 نفر دارند.تقریبا مسافران از درب پشت اتومبیل و درهر کجا که دلشان بخواهد سوار و پیاده می شوند. هر چند که عمدتا بخاطر سیستم موتوری اشان در آلودگی شهر نقش مهمی دارند ولی همچنان بیشتر بار ترافیکی شهرهای بزرگ را بر دوش می کشند.

نهار را در یک مال بسیار بزرگ خوردیم و ساعت 3 به سمت فرودگاه حرکت کردیم.

پرواز برگشت ما به دبی حدود 9 ساعت طول کشید.

 

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

iranpour@kanoonirangardan.ir

af6872@gmail.com

 

 

 

 

Share

نوشته گزارش سفر به فیلیپین- در محاصره  چینی ها اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%81%db%8c%d9%84%db%8c%d9%be%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%ad%d8%a7%d8%b5%d8%b1%d9%87-%da%86%db%8c%d9%86%db%8c-%d9%87%d8%a7/feed/ 0
ﺳﺮزﻣﻴﻦ ﺑﺪون ﻣﻮﺗﻮر ﻫﻮﻧﺪا -125 ارﻣﻨﺴﺘﺎن https://kanoonirangardan.ir/%ef%ba%b3%ef%ba%ae%d8%b2%ef%bb%a3%ef%bb%b4%ef%bb%a6-%ef%ba%91%ef%ba%aa%d9%88%d9%86-%ef%bb%a3%ef%bb%ae%ef%ba%97%ef%bb%ae%d8%b1-%ef%bb%ab%ef%bb%ae%ef%bb%a7%ef%ba%aa%d8%a7-125-%d8%a7%d8%b1%ef%bb%a3/ https://kanoonirangardan.ir/%ef%ba%b3%ef%ba%ae%d8%b2%ef%bb%a3%ef%bb%b4%ef%bb%a6-%ef%ba%91%ef%ba%aa%d9%88%d9%86-%ef%bb%a3%ef%bb%ae%ef%ba%97%ef%bb%ae%d8%b1-%ef%bb%ab%ef%bb%ae%ef%bb%a7%ef%ba%aa%d8%a7-125-%d8%a7%d8%b1%ef%bb%a3/#respond Wed, 04 Oct 2017 09:41:49 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=7800 ﺳﺮزﻣﻴﻦ ﺑﺪون ﻣﻮﺗﻮر ﻫﻮﻧﺪا -125 ارﻣﻨﺴﺘﺎن ﺳﻔﺮ ﺑﻪ ﻛﺸﻮرﻫﺎی ﻫﻤﺴﺎﻳﻪ، ...

نوشته ﺳﺮزﻣﻴﻦ ﺑﺪون ﻣﻮﺗﻮر ﻫﻮﻧﺪا -125 ارﻣﻨﺴﺘﺎن اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
ﺳﺮزﻣﻴﻦ ﺑﺪون ﻣﻮﺗﻮر ﻫﻮﻧﺪا -125 ارﻣﻨﺴﺘﺎن

ﺳﻔﺮ ﺑﻪ ﻛﺸﻮرﻫﺎی ﻫﻤﺴﺎﻳﻪ، ﺳﻔﺮی اﺟﺒﺎری ﺑﺮای دوﺳﺘﺪاران ﺑﻪ ﺳﻔﺮ و ﺟﻬﺎﻧﮕﺮدی ﺗﻠﻘﻲ ﻣﻲ ﺷﻮد، ﺧﺼﻮﺻﺎ اگر ﭘﻴـﺸﻴﻨﻪ ای ﻣﺸﺘﺮک ﺑﺎ ﻣﺎ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ..

ارﻣﻨﺴﺘﺎن ﺣﺪود 30000 ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮ ﻣﺮﺑﻊ (ﺑﻪ اﻧﺪازه اﺳﺘﺎن ﻛﺮدﺳﺘﺎن) وﺳﻌﺖ دارد. ﺟﻤﻌﻴـﺖ آن ﺣـﺪود 3/5 ﻣﻴﻠﻴـﻮن ﻧﻔـﺮ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺣﺪود ﻳﻚ و ﻧﻴﻢ ﻣﻴﻠﻴﻮن ﻧﻔﺮ آن در اﻳﺮوان ﻛﻪ ﭘﺎﻳﺘﺨﺖ ارﻣﻨﺴﺘﺎن اﺳﺖ، زﻧﺪﮔﻲ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ.

ارﻣﻨﺴﺘﺎن از ﻛﺸﻮرﻫﺎﻳﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ در ﮔﺬر زﻣﺎن ﻣﺤﻞ ﻛﺸﻤﻜﺸﻬﺎی ﺳﻴﺎﺳﻲ و فرهنگی ﺑـﻮده اﺳـﺖ. ﺳـﺎﺑﻘﻪ ﺗـﺎرﻳﺨﻲ وﺟـﻮد ﺗﻤﺪن در ﻣﻨﻄﻘﻪای ﻛﻪ ﻫﻢاﻛﻨﻮن ارﻣﻨﺴﺘﺎن ﺧﻮاﻧﺪه ﻣﻲﺷﻮد، ﺑﻪ 3000 ﺳﺎل ق.م. ﺑﺎز ﻣﻲﮔـﺮدد. ﻧﺨـﺴﺘﻴﻦ ﻗـﻮم ﺳـﺎﻛﻦ در اﻳـﻦ ﻣﻨﻄﻘﻪ “ﺳﻮﺑﺎری”ﻫﺎ ﺑﻮدﻧﺪ. ﭘﺲ از آن، در ﺣﺪود 1500 ق.م.، اﻣﭙﺮاﺗﻮری آﺷﻮر ﺑﺮ اﻳﻦ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻣﺴﻠﻂ ﺷﺪ. در ﺳﺎل 860 ق.م. ﻗﻮم اورارﺗﻮ ﺑﺮ اﻳﻦ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺗﺴﻠﻂ ﻳﺎﻓﺘﻨﺪ و ﺷﻬﺮ “ارﺑﻮﻧﻲ” ﻛﻪ ﺑﻌﺪﻫﺎ ﺑﻪ اﻳﺮوان شهرت ﻳﺎﻓـﺖ، در ﻫﻤـﻴﻦ زﻣﺎن ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪ.

آرﻣﻦﻫﺎ (اراﻣﻨﻪ) ﻛﻪ از ﻧﮋاد ﻫﻨﺪ و اروﭘﺎﻳﻲ ﺑﻮدﻧﺪ در ﻗﺮن ﻫﻔﺘﻢ ﻳﺎ ﺷﺸﻢ ق.م. ﺑﻪ اﻳﻦ ﺳﺮزﻣﻴﻦ وارد ﺷﺪﻧﺪ و ﺑﺮ آن ﺣﻜﻮﻣﺖ راﻧﺪﻧﺪ. ﺑﺎ ﻗﺪرت ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﻴﺎن در اﻳﺮان، ارﻣﻨﺴﺘﺎن ﻧﻴﺰ ﺗﺤﺖ ﺗﺴﻠﻂ اﻳﻦ اﻣﭙﺮاﺗﻮری ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ و ﭘﺲ از آن ﻫﻤﻮاره ﻳﺎﺗﺤﺖ ﺗﺴﻠﻂ اﻳﺮاﻧﻴﺎن و ﻳﺎ ﺗﺤﺖ ﺣﻜﻮﻣﺖ روﻣﻴﺎن ﺑﻮد و در ﻣﻮاﻗﻊ ﻛﻮﺗﺎﻫﻲ ﻧﻴﺰ دارای اﺳﺘﻘﻼل ﺑﻮده اﺳﺖ. اﻳﻦ ﻣﻨﻄﻘﻪ، از زﻣﺎن ﻇﻬﻮر اﺳﻼم، ﺗﺤﺖ اﺳﺘﻴﻼی ﺧﻠﻔﺎی اﺳﻼﻣﻲ ﺑﻮد و از آن ﭘﺲ، در ﺣﺪود 2 ﻗﺮن، ﺗﺎ زﻣﺎن ﻫﺠﻮم ﺗﺮﻛﺎن، ﺣﻜﻮﻣﺘﻲ ﻣـﺴﺘﻘﻞ داﺷﺖ. از آن زﻣﺎن ﺑﻪ ﺑﻌﺪ، ﻣﻴﺎن دوﻟﺖﻫﺎی ﻋﺜﻤﺎﻧﻲ، ﺻﻔﻮی، و روﺳﻴﻪ ﺗﺰاری دﺳﺖ ﺑـﻪ دﺳﺖ ﺷـﺪ. اﻳﺮوان در 1387 م ﺑﻪ ﭼﻨﮓ ﺗﻴﻤﻮر اﻓﺘﺎد و ﺑﻪ ﺗﺎراج رﻓﺖ. ﺷﻬﺮ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺮﻛﺰ اﺟﺮاﻳﻲ اﻳﻠﺨﺎﻧﻴﺎن درآﻣﺪ، و ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ اﻫﻤﻴـﺖ اﺳﺘﺮاﺗﮋﻳﻚ ﺧـﻮد در ﻃﻲ ﻗﺮنﻫﺎ، ﺑﺎرﻫﺎ ﻣﻴﺎن ﻋﺜﻤﺎﻧﻲ ﻫﺎ و اﻳﺮاﻧﻴﺎن رد و ﺑﺪل ﺷﺪ. در اوج ﺟﻨﮓﻫﺎی ﻣﻴﺎن اﻳﺮان و ﻋﺜﻤﺎﻧﻲ در 1513 ﺗـﺎ 1737، ﺷﻬﺮ 14 ﺑﺎر دﺳﺖ ﺑﻪ دﺳﺖ ﺷﺪ. در دوران ﺷﺎه ﻋﺒﺎس اول و در 1604، دهﻫﺎ ﻫﺰار ارﻣﻨﻲ ﺑﻪ اﻳﺮان ﻛﻮﭼﺎﻧﺪه ﺷﺪﻧﺪ. اوﻟﻴﻦ ﻧﺘﺎﻳﺞ اﻳﻦ ﻛﻮچﻫﺎ اﻳﻦ ﺑﻮد ﻛﻪ درﺻﺪ ﻣﺴﻠﻤﻴﻦ ﺳﺎﻛﻦ در اﻳﻦ ﺷﻬﺮ ﺑﻪ 80 درﺻﺪ رﺳﻴﺪ در ﺣﺎﻟﻴﻜﻪ ﺟﻤﻌﻴﺖ ارﻣﻨﻴﺎن ﻣﺤﻠﻲ ﺑﺎﻗﻲﻣﺎﻧﺪه درﺳﺮزﻣﻴﻦ ﺑﻪ 20 درﺻﺪ ﻫﻢ ﻧﻤﻲرﺳﻴﺪ. ارﻣﻨﺴﺘﺎن ﻣﺪﺗﻬﺎی زﻳﺎدی ﺟﺰﺋﻲ از اﻳﺮان ﺑﺎﻗﻲ ﻣﺎﻧﺪ. در ﺳﺎل 1206 ﻫﺠﺮی ﺧﻮرﺷـﻴﺪی (1827ﻣﻴﻼدی) در زﻣﺎن ﻓﺘﺤﻌﻠﻲ ﺷﺎه ﻗﺎﺟﺎر، ﺳﭙﺎه اﻳﺮان از روﺳﻴﻪ ﺗﺰاری ﺷﻜﺴﺖ ﺧﻮرد و ﺳﭙﺲ در پی ﭘﻴﻤﺎن ﻧﺎﻣﻪ ﺗﺮﻛﻤﺎﻧﭽﺎی، ارﻣﻨﺴﺘﺎن رﺳﻤﺎ از اﻳﺮان ﺟﺪا ﺷﺪ و ﺑﻪ ﺧﺎک روﺳﻴﻪ ﭘﻴﻮﺳﺖ. در 1828 م. ﺑـﻪ ﻓﺪراﺳـﻴﻮن ﻗﻔﻘـﺎز (آذرﺑﺎﻳﺠـﺎن،ﮔﺮﺟﺴﺘﺎن، ارﻣﻨﺴﺘﺎن) ﭘﻴﻮﺳﺖ و در 1922 رﺳﻤاً ﻳﻜﻲ از ﺟﻤﻬﻮریﻫﺎی ﺷﻮروی ﺳﺎﺑﻖ ﺷﺪ، و ﺳـﺮاﻧﺠﺎم در ﺳـﺎل 1991، اﺳﺘﻘﻼل ارﻣﻨﺴﺘﺎن رﺳﻤاً اﻋﻼم ﮔﺮدﻳﺪ.ارﻣﻨﺴﺘﺎن اﻛﻨﻮن رواﺑﻂ ﺧﻮﺑﻲ ﺑﺎ اﻳﺮان ﺑﻪ وﻳﮋه در اﻣﻮر ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ و اﻗﺘﺼﺎدی واﻧﺮژی دارد.

ﺳﻔﺮ ﻣﺎ از ﺗﺒﺮﻳﺰ آﻏﺎز ﺷﺪ. ﻣﻘﺼﺪ ﻣﺎ ﻣﺮز ﻧﻮردوز در ﻛﻨﺎر رود ارس ﺑﻮد. ﺑﺮای رﺳﻴﺪن ﺑﻪ ﻧﻮردوز ﻣﻲ ﺗﻮان اﺑﺘﺪا ﺑﻪ ﺟﻠﻔﺎ رﻓﺖ ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺷﺮق از ﻛﻨﺎر ارس ﻣﺴﻴﺮ را اداﻣﻪ داد ﺗﺎ ﭘﺲ از 70 ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮ ﺑﻪ ﻧـﻮردوز رﺳـﻴﺪ. ﻛﺮاﻳـﻪ اﺗﻮﻣﺒﻴـﻞ درﺑـﺴﺖ از ﺗﺒﺮﻳﺰ ﺗﺎ ﻣﺮز ﻧﻮردوز 45-40 ﻫﺰار ﺗﻮﻣﺎن اﺳﺖ. اﻳﻦ ﻣﺴﻴﺮ 200 ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮی ﺣﺪود دو و ﻧﻴﻢ ﺳﺎﻋﺖ زﻣﺎن ﻧﻴﺎز دارد.

1

در ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﮔﻤﺮک ﻧﻮردوز ﭘﺲ از ﭘﺮداﺧﺖ ﺧﺮوﺟﻲ ﻛﻪ در اﻳﻦ زﻣﺎن ( ﺷﻬﺮﻳﻮر 88) ﭘﻨﺞ ﻫﺰار ﺗﻮﻣﺎن اﺳﺖ، وارد ﻗﺴﻤﺖ ﻛﻨﺘﺮل ﺑﺎرﻫﺎی ﻫﻤﺮاه ﻣﺴﺎﻓﺮﻳﻦ ﻣﻲ ﺷﻮﻳﻢ ﻛﻪ اﻳﻦ ﻛﺎر ﺑﺎ ﻛﻤﻚ اﺷﻌﻪ اﻳﻜﺲ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ اﻧﺠﺎم ﻣﻲ ﺷﻮد. ﻗﺴﻤﺖ ﺑﻌﺪی ﻛﻨﺘﺮل ﭘﺎﺳﭙﻮرت اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻬﺮ ﺧﺮوﺟﻲ ﻧﻴﺰ در اﻳﻦ ﻣﺤﻞ زده ﻣﻲ ﺷﻮد. ﺳﭙﺲ از ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﺧﺎرج ﺷﺪه ، ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﭘﻞ ﺑﺰرﮔﻲ ﻛﻪ ﺑـﺮ روی رودﺧﺎﻧﻪ ارس اﺣﺪاث ﺷﺪه اﺳﺖ، ﻣﺴﻴﺮ را اداﻣﻪ ﻣﻲ دﻫﻴﻢ. ﻗﺒﻞ از ﻋﺒﻮر از ﭘﻞ، ﭘﺎﺳﭙﻮرت ﻣﺠﺪدا ﭼﻚ ﻣـﻲ ﺷـﻮد. ﺑﺎ ﮔﺬر از روی ﭘﻞ وارد ﺧﺎک ارﻣﻨﺴﺘﺎن ﻣـﻲ ﺷـﻮﻳﻢ. ﻧﮕﻬﺒـﺎﻧﻲ ﻛـﻪ در آن ﺳـﻮی ﭘـﻞ اﻳـﺴﺘﺎده اﺳـﺖ اوﻟـﻴﻦ ﻧﻔـﺮی اﺳـﺖ ﻛـﻪ ﭘﺎﺳﭙﻮرت ﻣﺎ را ﭼﻚ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ. ﺗﻤﺎﻣﻲ ﻣﺮزﺑﺎﻧﻬﺎی ﻛﺸﻮرﻫﺎی ﻣـﺸﺘﺮک اﻟﻤﻨـﺎﻓﻊ و از ﺟﻤﻠﻪ ارﻣﻨﺴﺘﺎن، ﻣﻠﻴﺖ روﺳﻲ دارﻧـﺪ.

ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﮔﻤﺮک ﻗﺴﻤﺖ ارﻣﻨﻲ ﻧﺸﻴﻦ ﺣﺮﻛﺖ ﻣﻲ ﻛﻨﻴﻢ. ﺑﺎ ورود ﺑﻪ داﺧﻞ اﻳﻦ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن اﺑﺘﺪا ﺑﺮ روی ﻓﺮﻣـﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ دو زﺑﺎن ارﻣﻨﻲ و اﻧﮕﻠﻴﺴﻲ ﺑﻪ ﻣﺎ داده ﻣﻲ ﺷﻮد، ﻣﺸﺨﺼﺎت ﺷﺨﺼﻲ ﺧـﻮد را ﻣﻲ ﻧﻮﻳـﺴﻴﻢ ، ﺑـﺮ اﺳﺎس اﻳﻦ اﻇﻬﺎرﻳﻪ و ﻣﺸﺨﺼﺎت ﭘﺎﺳﭙﻮرت و ﺑﺎ درﻳﺎﻓﺖ 4000 درام (ﺣﺪود 12 دﻻر) وﻳﺰای 21 روزه ﺗﻮرﻳﺴﺘﻲ ﺻﺎدر ﻣﻲ ﺷﻮد. در اﻳﻦ زﻣﺎن ﻫﺮ دﻻر آﻣﺮﻳﻜﺎ ﻣﻌﺎدل 270 درام ارﻣﻨﺴﺘﺎن اﺳﺖ. در ﻗﺴﻤﺖ ﺑﻌﺪی ﻣﻬﺮ ورود ﺑﺮ روی وﻳﺰا زده ﻣﻲ ﺷﻮد ﺳـﭙﺲ ﺑﺎرﻫﺎی ﻫﻤﺮاه ﻣﺴﺎﻓﺮان در دﺳﺘﮕﺎه اﺷﻌﻪ اﻳﻜﺲ ﻗﺮار ﻣﻲ ﮔﻴﺮد و ﭘﺲ از ﭼﻚ ﻣﺠﺪد وﻳﺰا و ﭘﺎﺳﭙﻮرت ﺗﺸﺮﻳﻔﺎت ﮔﻤﺮﻛﻲ ﺗﻤﺎم ﻣﻲ ﺷﻮد. از ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﺧﺎرج ﻣﻲ ﺷﻮﻳﻢ و ﺟﺎده ﭘﻴﺶ رو را اداﻣﻪ ﻣﻲ دﻫﻴﻢ. ﻣﺮز ﻧﻮردوز ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺷﺒﺎﻧﻪ روزی ﺑﺎز اﺳﺖ و ﺗﻨﻬﺎ در زﻣﺎن ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺷﻴﻔﺖ ﻛﺎرﻛﻨﺎن ﻧﻴﻢ ﺗﺎ ﻳﻜﺴﺎﻋﺖ ﻣﻮﻗﺘﺎ ﺗﻌﻄﻴﻞ ﻣﻲ ﺷﻮد. 100 ﻣﺘﺮ ﺟﻠـﻮﺗﺮ از ﻧﮕﻬﺒـﺎﻧﻲ ﻧﻬـﺎﻳﻲ ﺧـﺎرج ﻣـﻲ ﺷـﻮﻳﻢ. ﺗﻌـﺪاد زﻳﺎدی اﺗﻮﻣﺒﻴﻞ در اﻳﻦ ﻣﺤﻞ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻣـﺴﺎﻓﺮاﻧﻲ ﻫـﺴﺘﻨﺪ ﻛـﻪ ﺗـﺼﻤﻴﻢ دارﻧـﺪ ﺑـﻪ ﺷـﻬﺮﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠـﻒ ﺑﺮوﻧـﺪ. ﺑـﺮ اﺳـﺎس آﺧـﺮﻳﻦ اﻃﻼﻋﺎﺗﻲ ﻛﻪ داﺷﺘﻴﻢ ﻛﺮاﻳﻪ درﺑﺴﺘﻲ ﺗﺎ اﻳﺮوان 120 دﻻر ذﻛﺮ ﺷﺪه ﺑﻮد. وﻟﻲ ﺷﺮاﻳﻄﻲ ﻛﻪ ﺑﺎ آن ﻣﻮاﺟﻪ ﺷـﺪﻳﻢ ﭼﻴﺰی ﻏﻴﺮ از اﻳﻦ را ﺑﻴﺎن ﻣﻲ ﻛﺮد. ﻧﺮخ راﻳﺞ ﭼﻴﺰی ﺑﻴﻦ 200 ﺗﺎ 300 دﻻر ﺗﺎ اﻳﺮوان ﺑﻮد. ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎل ﺑﺎ ﻛﻤﻲ ﭼﺎﻧﻪ زدن ﺑﺮ ﺳـﺮ 55000 درام ﺑﻪ ﺗﻮاﻓﻖ رﺳﻴﺪﻳﻢ. راﻧﻨﺪه ﻣﺎ ﭘﺴﺮ ﺟﻮاﻧﻲ ﺑﻪ ﻧﺎم “ﻛﺎرن” ﺑﻮد. ﻓﺎرﺳﻲ را دﺳﺖ و ﭘﺎ ﺷﻜﺴﺘﻪ ﺻﺤﺒﺖ ﻣـﻲ ﻛـﺮد .اﺗﻮﻣﺒﻴﻞ او ﻧﻴـﺰ ﻳﻚ دﺳﺘﮕﺎه اﭘﻞ وﻛﺘﺮا ﻣﺪل ﺳﺎل 2007 دوﮔﺎﻧﻪ ﺳﻮز ﺑﻮد. ﻛﺎرن ﮔﻔﺖ ﻛﻪ از اﻫﺎﻟﻲ ﻫﻤﺎن روﺳﺘﺎی ﻣﺮزی ﺑﻪ ﻧـﺎم Agarak اﺳﺖ. اﺑﺘﺪای ﻣﺴﻴﺮ از ﺣﺎﺷﻴﻪ ﺷﻤﺎﻟﻲ رود ارس ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺷﺮق ﻣﻲ ﮔﺬﺷﺖ. ﺑﺮ ﺧﻼف آﻧﺴﻮی رود، ﻳﻌﻨﻲ ﻛﺮاﻧﻪ اﻳﺮاﻧـﻲ رود ارس، ﭼﻨﺪﻳﻦ ردﻳﻒ ﺳﻴﻢ ﺧﺎردار، رﺳﻴﺪن ﺑﻪ ﺳﺎﺣﻞ رودﺧﺎﻧﻪ را ﻏﻴﺮ ﻣﻤﻜﻦ ﻛﺮده اﺳﺖ. 8 ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮ ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﺷـﻬﺮ Meghri ﻣﻲ رﺳﻴﻢ . ﻣﻐﺮی ﺷﻬﺮی ﻛﻮﭼﻚ ﺑﺎ ﺟﻤﻌﻴﺖ 4500 ﻧﻔﺮی اﺳﺖ. ﺟﺎده اﺻﻠﻲ از ﻣﻴـﺎن ﺷـﻬﺮ ﻣـﻲ ﮔـﺬرد. ﺑـﺎ ﻧﮕـﺎه ﻛﺮدن ﺑـﻪ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻧﻬﺎی ﺷﻬﺮ ﻣﻲ ﺗﻮان آﺛﺎر ﺑﺎﻗﻲ ﻣﺎﻧﺪه از اﺗﺤﺎد ﺟﻤﺎﻫﻴﺮ ﺷﻮروی را دﻳﺪ.ﻧﻤﺎی ﺗﻤﺎﻣﻲ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻧﻬﺎ ﺷﺒﻴﻪ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﻣﺮدم ﺑﺮای ﺧﺸﻚ ﻛﺮدن ﻟﺒﺎﺳﻬﺎ از ﺑﺎﻟﻜﻦ آﭘﺎرﺗﻤﺎن ﺧﻮد ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻗﺮﻗﺮه و ﻃﻨـﺎب ، ﺑﻨـﺪ رﺧـﺖ ﻃـﻮﻳﻠﻲ را ﺑـﻪ آﭘﺎرﺗﻤـﺎن ﻣﺠﺎور و ﺣﺘﻲ ﺗﻴﺮ ﭼﺮاغ ﺑﺮق ﻛﺸﻴﺪه اﻧﺪ و اﻳﻦ ﺑﻨﺪ ﻛﺸﻲ ﻫﺎی ﻧﺎ ﻣﻨﻈﻢ ﺑﻪ ﺷﺪت ﺑﻪ زﻳﺒﺎﻳﻲ ﺷﻬﺮ ﻟﻄﻤﻪ وارد ﻛـﺮده. اﻳـﻦ ﺷـﻴﻮه در ﺳﺮاﺳﺮ ﻛﺸﻮر ارﻣﻨﺴﺘﺎن ﺑﻪ ﻛﺎر ﺑﺮده ﺷﺪه اﺳﺖ.

ﺟﺎده ﻣﻐﺮی ﺑﻪ Kajaran ﺟﺎده ای ﻛﻮﻫﺴﺘﺎﻧﻲ و ﺑﺎ ﻛﻴﻔﻴﺖ ﭘﺎﻳﻴﻦ اﺳﺖ. راﻧﻨﺪﮔﻲ در ﭼﻨﻴﻦ ﺟﺎده ای ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪ ﺗﺠﺮﺑﻪ اﺳـﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮ اﻳﻦ ﻫﻨﮕﺎم ﻛﺮاﻳﻪ اﺗﻮﻣﺒﻴﻞ ﺑﺮای ﻋﺒﻮر از اﻳﻦ ﻣﺴﻴﺮ ﺑﻬﺘﺮ اﺳﺖ از اﻓﺮاد ﺑﻮﻣﻲ اﻳﻦ ﻣﻨﻄﻘﻪ اﺳﺘﻔﺎده ﻛـﺮد. ﻃﺒﻴﻌﺖ اﻳﻦ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻛﻤﻲ ﭘﺲ از ﻣﻐﺮی ﺟﻨﮕﻠﻲ ﻣﻲ ﺷﻮد و ﭘﻮﺷﺶ ﮔﻴﺎﻫﻲ ﺷﺒﻴﻪ ﺑـﻪ ﺟﻨﮕﻠﻬـﺎی ارﺳـﺒﺎران دارد. در اﻳـﻦ ﻣﻨﻄﻘـﻪ ﭼـﺸﻤﻪ ﺳـﺎرﻫﺎی ﻓﺮاوان وﺟﻮد دارد. ﺑﺮای ﺟﻠﻮﮔﻴﺮی از ﺟﺎری ﺷﺪن آب در ﺳـﻄﺢ ﺟـﺎده ﺑـﺎ ﻟﻮﻟـﻪ ﻛـﺸﻲ در ﻣﺤـﻞ ﻫـﺎی ﺧﺎﺻـﻲ آﺑﺨـﻮری درﺳﺖ ﻛﺮده اﻧﺪ. اﻳﻦ آﺑﺨﻮری ﻫﺎ را در ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﻨـﺎﻃﻖ ﻛﻮﻫـﺴﺘﺎﻧﻲ ارﻣﻨـﺴﺘﺎن ﻣـﻲ ﺗـﻮان دﻳـﺪ. ﻛـﺎرن در ﻛﻨـﺎر ﻳﻜـﻲ از اﻳـﻦ آﺑﺨﻮری ﻫﺎ اﻳﺴﺘﺎد و ﺑﻪ ﻣﺎ ﮔﻔﺖ: “ﭘﻴﺎده ﺷﻮﻳﺪ، آب ﻣﻔﺖ”! ﻣﺎ ﻫﻢ از آن آب ﻣﻔﺖ ﻧﻮﺷﻴﺪﻳﻢ و اﻳﻦ ﻗﻀﻴﻪ آب ﻣﻔﺖ ﺧﺎﻃﺮه ای ﺟﺎﻟﺐ از ﺳﻔﺮ ارﻣﻨﺴﺘﺎن ﻣﺎ ﺷﺪ. ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻣﻐﺮی ﺗﺎ ﻛﺎﺟﺎران ﺣﺪود 40 ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﺰدﻳﻚ ﻳﻜﺴﺎﻋﺖ زﻣـﺎن ﻧﻴـﺎز دارد. ﺑﺎ اداﻣﻪ اﻳﻦ ﺟﺎده ﻛﻮﻫﺴﺘﺎﻧﻲ ﺑـﻪ ﺷـﻬﺮ ﻧـﺴﺒﺘﺎ ﺑـﺰرگ Kapan ﻣﻴﺮﺳـﻴﻢ اﻳـﻦ ﺷـﻬﺮ در دره ای ﺳﺮﺳـﺒﺰ و در ﻛﻨـﺎر رودﺧﺎﻧـﻪ Voghji ﻗﺮار دارد. در ﻃﻮل اﻳﻦ ﻣﺴﻴﺮ 36 ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮی دو ﻧﻴﺮوﮔﺎه ﺑﺮق-آﺑﻲ وﺟﻮد دارد. در داﺧﻞ ﺷﻬﺮ ﻧﻴﺰ ﺑﻘﺎﻳﺎﻳﻲ از ﻳـﻚ ﻛﺎرﺧﺎﻧﻪ ﺑﺰرگ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﻲ ﺧﻮرد ﻛﻪ ﻣﺸﺨﺺ ﻧﻴﺴﺖ ﭼﻪ ﻛﺎرﺧﺎﻧﻪ ای اﺳﺖ. در ارﻣﻨﺴﺘﺎن روﺳﺘﺎﻫﺎی زﻳﺎدی وﺟـﻮد ﻧـﺪارد.

ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻲ رﺳﺪ ﻛﻪ ﻗﺒﻞ از ﻓﺮوﭘﺎﺷﻲ ﺷﻮروی ﺑﺮ اﺳﺎس ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻛﺸﻮری، ﺑﻴﺸﺘﺮ روﺳﺘﺎﺋﻴﺎن در ﻫﺮ ﻣﻨﻄﻘـﻪ، در ﺷـﻬﺮی ﺳـﺎﻛﻦ ﺷﺪه اﻧﺪ و ﺑﺮای ﻫﺮ ﺷﻬﺮ ﻧﻴﺰ ﻛﺎرﺧﺎﻧﻪ ای ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪه ﻛﻪ اﻓﺮاد ﺳﺎﻛﻦ در آن ﺷﻬﺮ در آن ﻛﺎرﺧﺎﻧﻪ ﻣﺸﻐﻮل ﺑﻪ ﻛﺎر ﺑـﻮده اﻧـﺪ و ﻧﻬﺎﻳﺘﺎ ﻣﺤﺼﻮل ﺑﻪ دﺳﺖ آﻣﺪه از ﻫﺮ ﺟﻤﻬﻮری ﺑﻪ ﺗﻤﺎم ﻛﺸﻮر ﻓﺮﺳﺘﺎده ﻣﻲ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺑﺴﻴﺎری از اﻳﻦ ﻛﺎرﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ را ﻣﺎ دﻳﺪﻳﻢ ﻛﻪ اﻛﺜﺮا ﺑﻪ وﻳﺮاﻧﻪ ای ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺷﺪه اﻧﺪ. در ﺷﻬﺮ ﻛﺎﭘﺎن ﻛﻪ ﺑﻴﺶ از 50000 ﻧﻔﺮ ﺟﻤﻌﻴﺖ دارد ﻣﺠﺴﻤﻪ ﺑﺰرﮔﻲ ﻛـﻪ ﺟﻨﮕﺠـﻮﻳﻲ ﺳﻮار ﺑﺮ اﺳﺐ را ﻧﺸﺎن ﻣﻲ دﻫﺪ، ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﻲ ﺧﻮرد.

2

3

ﻛﺎرن ﺑﺮای ﺳﻮﺧﺘﮕﻴﺮی ﮔﺎز در ﻣﺤﻠﻲ ﻛﻪ ﻫﻴﭻ ﺷﺒﺎﻫﺘﻲ ﺑﻪ ﺟﺎﻳﮕﺎه ﺳـﻮﺧﺘﮕﻴﺮی ﮔﺎز ﻧﺪاﺷـﺖ، اﻳـﺴﺘﺎد و از ﻣـﺎ ﺧﻮاﺳﺖ در زﻣﺎن ﺳﻮﺧﺘﮕﻴﺮی اﺗﻮﻣﺒﻴﻞ را ﺗﺮک ﻛﻨﻴﻢ. اﺑﺰار ﺳﻮﺧﺖ رﺳﺎﻧﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺷﺒﻴﻪ ﺑﻪ اﺑﺰاری ﺑﻮد ﻛﻪ ﺑﻪ وﺳﻴﻠﻪ آن ﮔﺎز ﭘﻴﻚ ﻧﻴﻜﻲ ﭘـﺮ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ. ﻣﻨﺘﻬﻲ ﺑﻪ ﻫﻴﭻ وﺟﻪ ﺑﻮی ﮔﺎز ﺣﺲ ﻧﻤﻲ ﺷﻮد. ﺑﻌﺪ از ﺳﻮﺧﺘﮕﻴﺮی ﺑﻮد ﻛﻪ ﻣﺎ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﻳﻢ ﺗﻤﺎم ﻣﺴﻴﺮ را ﺑﺎ ﺳﻮﺧﺖ ﮔﺎز ﻃﻲ ﻛﺮده اﻳﻢ. ﺑﺎ ذﻫﻨﻴﺘﻲ ﻛﻪ از اﺗﻮﻣﺒﻴﻞ ﻫﺎی ﮔﺎز ﺳﻮز داﺧﻠﻲ دارﻳﻢ اﻳﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻛﻤﻲ ﻋﺠﻴـﺐ ﺑـﻪ ﻧﻈـﺮ ﻣـﻲ رﺳـﻴﺪ ﭼـﻮن ﻗﺪرت ﻣﻮﺗﻮر اﺗﻮﻣﺒﻴﻞ ﺑﺎ ﻣﻮاﻗﻌﻲ ﻛﻪ از ﺑﻨﺰﻳﻦ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻲ ﻛﺮد ﺗﻔﺎوت ﭼﺸﻤﮕﻴﺮی ﻧﺪاﺷﺖ. ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻗﻴﻤـﺖ ﺑـﺎﻻی ﺑﻨـﺰﻳﻦ در ارﻣﻨﺴﺘﺎن (ﻫﺮ ﻟﻴﺘﺮ 360-370 درام ﻛﻪ ﻣﻌﺎدل 1300 ﺗﻮﻣﺎن اﺳﺖ) ﺑﺴﻴﺎری از اﺗﻮﻣﺒﻴﻞ ﻫﺎ دوﮔﺎﻧﻪ ﺳﻮز ﻫـﺴﺘﻨﺪ و ﺟﺎﻳﮕﺎﻫﻬﺎی ﺳﻮﺧﺖ ﮔﺎز ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﻓﺮاواﻧﻲ در ﺳﻄﺢ ﻛﺸﻮر وﺟﻮد دارد. ﻛﺎرن ﻣﻲ ﮔﻔﺖ ﺑﺮای ﻃﻲ ﻛﺮدن ﻣﺴﺎﻓﺖ 400 ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮی ﻣﻐـﺮی ﺗﺎ اﻳﺮوان ﻧﻴﺎز ﺑﻪ دوﺑﺎر ﺳﻮﺧﺘﮕﻴﺮی ﮔﺎز اﺳﺖ. ﺑﺎﺑﺖ ﻫﺮ ﺑﺎر ﺳﻮﺧﺘﮕﻴﺮی 600 درام ﭘﺮداﺧﺖ ﺷﺪ. ﻣـﺴﺌﻠﻪ ﺟﺪﻳﺪی ﻛـﻪ اﺑﺘﺪا در ﻛﺎﭘﺎن ﺑﺎ آن ﻣﻮاﺟﻪ ﺷﺪﻳﻢ، ﺗﻮاﻟﺖ ﺑﻮد! در اﻳﻦ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺗﻮاﻟﺘﻬﺎ ﻣﺪل اﻳﺮاﻧﻲ داﺷﺖ وﻟﻲ از دﺳﺘﻤﺎل ﺗﻮاﻟﺖ، ﺷﻴﺮ ﻳﺎ ﺷـﻴﻠﻨﮓ آب ﺧﺒﺮی ﻧﺒﻮد و اﻳﻦ ﻣﻜﺎن ﻓﻘﻂ ﻣﺠﻬﺰ ﺑﻪ ﻳﻚ دﺳﺘﮕﺎه ﻓﻠﺶ ﺗﺎﻧﻚ ﺑﻮد! در ﺳﺮﺗﺎﺳـﺮ ﻛـﺸﻮر ارﻣﻨـﺴﺘﺎن، ﺳﻴـﺴﺘﻢ ﮔـﺎز ﻛـﺸﻲ ﺑـﻪ ﺻﻮرت روﻛﺎر وﺟﻮد دارد . ﮔﺬر ﻟﻮﻟﻪ ﻫﺎی ﮔﺎز از ﻛﻨﺎر و ﺑﺎﻻ ﺟﺎده ﻋﻼوه ﺑﺮ اﻳﻨﻜـﻪ ﭼﻬـﺮه ﺟـﺎده ﻫـﺎ و ﺷـﻬﺮ ﻫـﺎ را زﺷـﺖ ﻛﺮده، ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺑﺴﻴﺎر ﻧﺎاﻣﻦ ﻧﻴﺰ ﻣﻲ آﻳﺪ.

4

ﺟﺎده 68 ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮی ﻛﺎﭘﺎن ﺑﻪ ﮔﻮرﻳﺲ (Goris) ﻧﻴﺰ ﻛﻮﻫﺴﺘﺎﻧﻲ ﺑﺎ ﺷﻴﺐ و ﭘﻴﭽﻬـﺎی ﺗﻨـﺪ اﺳـﺖ. در 5 ﻛﻴﻠـﻮﻣﺘﺮی ﮔـﻮرﻳﺲ ﺑﺮای ﻧﻬﺎر در رﺳﺘﻮران ﺑﻴﻦ راﻫﻲ اﻳﺴﺘﺎدﻳﻢ. ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﻛﺎرن اﻳﻨﺠﺎ رﺳﺘﻮراﻧﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ اﻳﺮاﻧﻲ ﻫﺎ در آن ﺗﻮﻗﻒ ﻣـﻲ ﻛﻨﻨـﺪ. اﻟﺒﺘـﻪ اﮔﺮ اﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮع را ﻳﺎدآوری ﻧﻤﻲ ﻛﺮد، ﺧﻮدﻣﺎن ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﻲ ﺷﺪﻳﻢ ﭼﻮن ﺗﻤﺎﻣﻲ ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن آن ﺑـﻪ ﻓﺎرﺳـﻲ ﺻـﺤﺒﺖ ﻣﻲ ﻛﺮدﻧﺪ. ﺑﺮﺧﻲ ﻛﻪ در ﻣﺴﻴﺮ ﺑﺎزﮔﺸﺖ ﺑﻮدﻧﺪ، ﺗﺠﺮﺑﻴﺎت ﺳـﻔﺮ ﺧـﻮد را در اﺧﺘﻴـﺎر ﻣـﺴﺎﻓﺮان دﻳﮕـﺮ ﻣـﻲ ﮔﺬاﺷـﺘﻨﺪ. ﭘـﺲ از ﺻﺮف ﻧﻬﺎری ﮔﺮان ﻗﻴﻤﺖ ﻋﺎزم ﮔﻮرﻳﺲ ﺷﺪﻳﻢ. ﮔﻮرﻳﺲ ﺷﻬﺮ ﻧـﺴﺒﺘﺎ ﺑـﺰرگ و آﺑـﺎدی در دره ای ﻋﻤﻴـﻖ اﺳـﺖ. رودﺧﺎﻧـﻪ ﭘﺮآﺑﻲ (Vararik) از ﻛﻨﺎر آن ﻣﻲ ﮔﺬرد و از ﻧﻈﺮ زﻣﺎﻧﻲ ﻣﻴﺎﻧﻪ راه اﺳﺖ. ﺑﻪ ﺳﻤﺖ Vayk ﻣـﺴﻴﺮ را اداﻣـﻪ ﻣـﻲ دﻫـﻴﻢ ، ﺑﻪ دﻟﻴﻞ ارﺗﻔﺎع زﻳﺎدی ﻛﻪ دارﻳﻢ از ﺟﻨﮕـﻞ ﺧﺒـﺮی ﻧﻴـﺴﺖ و ﻣﺮاﺗـﻊ وﺳـﻴﻊ ﺟـﺎی آن را ﮔﺮﻓﺘـﻪ اﻧـﺪ. در ﺷـﻬﺮ Vayk ﻣﺠـﺪدا ﺳﻮﺧﺘﮕﻴﺮی ﻣﻲ ﻛﻨﻴﻢ . ﭘﺲ از ﮔﺬر از ﺷﻬﺮ Areni و ورود ﺑﻪ دﺷﺖ آرارات، ﻛﻮﻫﻬﺎی آرارات ﻛﻮﭼﻚ و ﺑﺰرگ ﻧﻤﺎﻳﺎن ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ. اﻳﻦ دو ﻛﻮه ﻣﻘﺪس در ﻓﺮﻫﻨﮓ اراﻣﻨﻪ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺳﻴﺲ و ﻣﺎﺳﻴﺲ ﻣﻌﺮوﻓﻨـﺪ، اﻛﻨﻮن در ﺳﺮزﻣﻴﻦ ﺗﺮﻛﻴﻪ ﻗـﺮار دارﻧـﺪ.

داﻣﻨﻪ ﻫﺎی ﻛﻮه آرارات ﻛﻮﭼﻚ در ﻣﻨﺘﻬﻲ اﻟﻴﻪ ﺷﻤﺎﻟﻲ ﻛﺸﻮر اﻳﺮان ﻗﺮار دارد. ﺷﻤﺎﻟﻲ ﺗﺮﻳﻦ ﻣﻨﻄﻘﻪ در اﻳﺮان ﻛﻪ ﺑﺎ ﺗﺮﻛﻴﻪ ﻣﺮز ﻣﺸﺘﺮک دارد ﺑﻪ ﻧﺎم ﭼﺸﻤﻪ ﺛﺮﻳﺎ ﻣﻌﺮوف اﺳﺖ ﻛﻪ در ﻣﻨﻄﻘﻪ ای ﺑﻪ ﻧﺎم ﺑﻮراﻻن ﻗﺮار دارد. در ﺳﺮاﺳﺮ اﻳﻦ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺑﻘﺎﻳﺎی ﮔﺪازه ﻫﺎی آﺗﺸﻔﺸﺎﻧﻲ آرارات ﻛﻮﭼﻚ و ﺑﺰرگ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﻲ ﺧﻮرد ﻛﻪ ﺗـﺼﻮﻳﺮ ﻫـﻮاﻳﻲ اﻳـﻦ ﻣﻨﻄﻘـﻪ را ﺳـﻴﺎه ﭘـﻮش ﻛـﺮده اﺳـﺖ.ﺑﺎرﻳﻜﻪ ای از ﺧﺎک ﺗﺮﻛﻴﻪ، ارﻣﻨﺴﺘﺎن را از اﻳﺮان ﺟﺪا ﻛﺮده اﺳﺖ. ﻫﻤﻴﻦ ﺑﺎرﻳﻜﻪ ﻛﻪ ﻋﺮض آن ﺷـﺎﻳﺪ ﺑـﻪ ﭼﻨـﺪ ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮ ﻫﻢ ﻧﺮﺳﺪ، ﺑﺰرﮔﺘﺮﻳﻦ ﻣﺴﻴﺮ ﺗﺮاﻧﺰﻳﺘﻲ ﻛﺎﻻ از ﻧﺨﺠﻮان ﺑﻪ ﺗﺮﻛﻴﻪ اﺳﺖ. ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺷﺮاﻳﻂ ﺳﻴﺎﺳﻲ ﺧﺎﺻﻲ ﻛﻪ ﺑـﻴﻦ ﺗﺮﻛﻴـﻪ و ارﻣﻨـﺴﺘﺎن وﺟﻮد دارد، ﻣﺮزﻫﺎی ﺑﻴﻦ دو ﻛﺸﻮر ﺑﺴﺘﻪ اﺳﺖ. ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪ دوﻟﺖ ارﻣﻨﺴﺘﺎن ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ اراﻣﻨﻪ در ﺳﺎل 1915 ﺗﻮﺳﻂ ﻋﺜﻤﺎﻧﻲ ﻫﺎ ﺑﻪ وﻗﻮع ﭘﻴﻮﺳﺖ و ﻗﺮﻳﺐ ﺑﻪ ﻳﻚ و ﻧﻴﻢ ﻣﻴﻠﻴﻮن ارﻣﻨﻲ در اﻳﻦ زﻣﺎن ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ. اﻳﻦ واﻗﻌﻪ ﻣﻬﻤﺘﺮﻳﻦ دﻟﻴﻞ ﺗﻴﺮﮔﻲ رواﺑـﻂ ﺑـﻴﻦ اﻳﻦ دو ﻫﻤﺴﺎﻳﻪ اﺳﺖ.

ﭘﺲ از ﺷﺶ و ﻧﻴﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ اﻳﺮوان وارد ﺷـﺪﻳﻢ. ﻃﺒـﻖ ﻗـﺮار ﻗﺒﻠـﻲ ﺑـﺎ ﻳﻜـﻲ از دوﺳـﺘﺎن داﻧـﺸﺠﻮ در اﻳـﺮوان ﺑـﻪ ﻣﻴـﺪان ﻫﺮاﭘﺎراک(ﺟﻤﻬﻮری) رﻓﺘﻴﻢ و ﺑﻪ اﺗﻔﺎق او راﻫﻲ ﻣﻨﺰﻟﺶ ﺷﺪﻳﻢ. ﭘﺲ از ﻛﻤﻲ اﺳﺘﺮاﺣﺖ و ﺗﺠﺪﻳﺪ ﻗﻮا ﻣﺠﺪدا ﺑﺮای ﺑﺎزدﻳـﺪ و آﺷﻨﺎﻳﻲ ﺑﺎ ﺷﻬﺮ ﺑﻪ ﻣﻴﺪان ﻫﺮاﭘﺎراک Hraparak ﺑﺎزﮔﺸﺘﻴﻢ. در ﺷﻬﺮ اﻳﺮوان ﻋﻠﻲ رﻏﻢ ﮔﺬﺷﺖ 18 ﺳﺎل از اﺳﺘﻘﻼل، ﻫﻨﻮز ﻓﻀﺎی ﻛﺸﻮر ﺳﻮﺳﻴﺎﻟﻴﺴﺘﻲ ﺷﻮروی را ﻣﻲ ﺗﻮان ﺣﺲ ﻛﺮد. آﭘﺎرﺗﻤﺎﻧﻬﺎی 8-7 ﻃﺒﻘﻪ ﻳﻚ ﺷﻜﻞ ﺑﺎ ﻧﻤﺎی ﺑـﻲ روح، ﺧﻴﺎﺑﺎﻧﻬـﺎی ﻋﺮﻳﺾ و اﺗﻮﺑﻮﺳﻬﺎی ﺑﺮﻗﻲ ﻓﺮﺳﻮده و اﺗﻮﻣﺒﻴﻞ ﻫﺎی روﺳﻲ ﻗﺪﻳﻤﻲ، ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﻛﻪ وﺟﻮد اﺗﻮﻣﺒﻴﻠﻬﺎی ﻣﺪل روز اروﭘﺎ در اﻳـﺮوان ﺑﻴﺎﻧﮕﺮ ﺗﻤﺎﻳﻞ ﻣﺮدم ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﻛﺸﻮری اروﭘﺎﻳﻲ اﺳﺖ.

در ﮔﻮﺷﻪ و ﻛﻨﺎر اﻳﻦ ﺷﻬﺮ ﻣﺠﺴﻤﻪ ﻫﺎی زﻳﺒﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﻲ ﺧﻮرد ﻛﻪ ﺑﺴﻴﺎری از آﻧﻬﺎ از ﻫﻤﺎن دوران ﺑﻪ ﻳﺎدﮔﺎر ﻣﺎﻧﺪه اﻧﺪ.ﻣﻴﺪان ﻫﺮاﭘﺎراک ﻛﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﺤﻮﻃﻪ ﺑﺰرﮔﻲ ﺑﻪ ﺳﺒﻚ روﺳﻲ ﺑﺮای رژه ﻧﻈﺎﻣﻴﺎن را ﺑـﻪ ﻳـﺎد ﻣـﻲ آورد، ﺑـﺎ ﺑﻨﺎﻫـﺎی زرد _ ﻛـﺮم رﻧﮓ ﻣﺤﺼﻮر ﺷﺪه اﺳﺖ. در ﻗﺴﻤﺖ ﺷﻤﺎﻟﻲ، ﮔﺎﻟﺮی ﻣﻠﻲ ﻫﻨﺮ، در ﻏﺮب وزارت ﻛـﺸﻮر و ﻫﺘـﻞ ﻣﺎرﻳﻮت، در ﺷﺮق ﻣﻴﺪان وزارت اﻗﺘﺼﺎد ﻗﺮار دارد. ﻫﺮ ﺷﺐ از 9 ﺗﺎ 10/30 ﺷﺐ در اﺳﺘﺨﺮی ﻛـﻪ در ﺿـﻠﻊ ﺷـﻤﺎﻟﻲ ﻣﻴـﺪان ﻗـﺮار دارد ﻣﺮاﺳـﻢ اﺟـﺮای رقص نور و آب با موزیک کلاسیک اجرا می شود.

5

 

ﺻﺒﺢ روز دوم ﺳﻔﺮ ﺑﻪ ﮔﺮدش داﺧﻞ ﺷﻬﺮ اﺧﺘﺼﺎص ﻳﺎﻓﺖ. ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﻣﻨﺰل ﻣﺤﻞ ﺳﻜﻮﻧﺖ، ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﻳﺰی ﺑﺎزدﻳـﺪ از ﻣﻜﺎﻧﻬﺎی دﻳﺪﻧﻲ ﺷﻬﺮ را از اﻳﺴﺘﮕﺎه ﻣﺘﺮو Barekamutiun ﺷﺮوع ﻛﺮدﻳﻢ. ﻣﺘﺮو اﻳﺮوان درﺣﺎل ﺣﺎﺿﺮ ﻓﻘﻂ ﻳﻚ ﺧﻂ ﺑـﺎ 10 اﻳﺴﺘﮕﺎه و ﻃﻮل ﺣﺪود 12 ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮ اﺳﺖ. اﻳﻦ ﺧﻂ ﻣﺘﺮو در ﺳﺎل 1981 ﺑﺎ ﭼﻬﺎر اﻳﺴﺘﮕﺎه اﻓﺘﺘﺎح ﺷﺪ. ﻫﻤﭽﻮن ﺳﺎﻳﺮ ﺧﻄﻮط ﻣﺘﺮو روﺳﻴﻪ دارای رﻳﻠﻬﺎی ﻋﺮﻳﺾ اﺳﺖ و ﻣﺸﺨﺼﺎ در ﻋﻤﻖ زﻳﺎدی ﺣﻔﺮ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺑﺮای اﺳﺘﻔﺎده از ﻣﺘﺮو ﭘـﺲ از ورود ﺑـﻪ اﻳﺴﺘﮕﺎه ﺑﻪ ﺑﺎﺟﻪ ای ﻛﻪ ﻣﺤﻞ ﻓﺮوش ژﺗﻮن اﺳﺖ ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﻣﻲ ﻛﻨﻴﻢ. ﻗﻴﻤﺖ ﻣﺘﺮو ﺑﺴﻴﺎر ارزان اﺳﺖ(50 درام). ﭘـﺲ از ﮔـﺬر از ورودﻳﻪ، ﭘﻠﻪ ﺑﺮﻗﻲ ﻃﻮﻳﻠﻲ ﻣﺎ را ﺑﻪ ﻋﻤﻖ 30 ﻣﺘﺮی ﻣﻲ رﺳﺎﻧﺪ. ﺗﺰﺋﻴﻨﺎت ﻗﺎﺑﻞ ﺗـﻮﺟﻬﻲ در اﻳـﻦ اﻳـﺴﺘﮕﺎه وﺟـﻮد ﻧـﺪارد. در اﻳـﻦ ﺳﺎﻋﺖ از روز ( ﺣﺪود10 ﺻﺒﺢ) اﻳﺴﺘﮕﺎه ﺑﺴﻴﺎر ﺧﻠﻮت اﺳﺖ. ﺳﺎﻋﺖ ﻛﺎر ﻣﺘﺮو از 6/30 ﺗﺎ 23 اﺳﺖ. در اﻳـﺴﺘﮕﺎه ﺑﻌـﺪی ﻛـﻪ اﻳﺴﺘﮕﺎه ﻣﺎرﺷﺎل ﺑﺎﻗﺮاﻣﻴﺎن اﺳﺖ ﭘﻴﺎده ﻣﻲ ﺷﻮﻳﻢ.

12

13

ﻣﺎرﺷﺎل ﻫﻮاﻧﺲ ﺑﺎﻗﺮاﻣﻴﺎن ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ارﻣﻨﻲ ﺑﻮد ﻛﻪ در اﺗﺤﺎد ﺟﻤﺎﻫﻴﺮ ﺷﻮروی در زﻣﺎن ﺟﻨﮓ ﺟﻬﺎﻧﻲ دوم ﺑﻪ ﻋﺎﻟﻲ ﺗﺮﻳﻦ درﺟـﻪ ﻧﻈﺎﻣﻲ رﺳﻴﺪ. ﻣﺠﺴﻤﻪ او ﻛﻪ ﺳﻮار ﺑـﺮ اﺳـﺐ اﺳـﺖ درﺳـﺖ روﺑـﺮوی اﻳـﺴﺘﮕﺎه ﻣﺘـﺮو ﻗـﺮار دارد. ﺑـﺎ ﻋﺒـﻮر از ﻛﻨـﺎر داﻧـﺸﮕﺎه آﻣﺮﻳﻜﺎﻳﻲ ﻫﺎ ی ارﻣﻨﺴﺘﺎن ، ﺳﻔﺎرت ﺑﺮﻳﺘﺎﻧﻴﺎ و آﻛﺎدﻣﻲ ﻣﻠﻲ ﻋﻠﻮم ﺑﻪ ﻣﺠﻠﺲ ارﻣﻨﺴﺘﺎن ﻣﻲ رﺳﻴﻢ ﻛﻪ در ﺑﺎغ ﺑﺰرﮔﻲ ﻗﺮار دارد. ﻫﺰارﭘﻠﻪ ﻳﺎ Cascade ﺑﻨﺎی دﻳﮕﺮی اﺳﺖ ﻛﻪ ﻓﻌﻼ ﺳﺎﺧﺖ آن ﺑﻪ ﭘﺎﻳﺎن ﻧﺮﺳﻴﺪه اﺳﺖ و از ﻃﺮﻳﻖ ﭘﻠﻪ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺗﻌﺪاد ﻧﻬـﺎﻳﻲ آﻧﻬﺎ ﺑﻪ 1000 ﭘﻠﻪ ﺗﺨﻤﻴﻦ زده ﻣﻲ ﺷﻮد و ﺑﺮ روی ﺗﭙﻪ ای اﺣﺪاث ﺷﺪه ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺑﺎﻻی ﺗﭙﻪ اداﻣﻪ ﻣﻲ ﻳﺎﺑﺪ اﻳﻦ ﭘﻠﻪ ﻫﺎ ﻛـﻪ در دو ردﻳﻒ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪه اﻧﺪ ﺑﺎ ﺑﺎﻏﭽﻪ ﻫﺎﻳﻲ از ﮔﻞ در ﻣﻴﺎن ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه اﻧﺪ. در دوﺳﻮی اﻳﻦ ﭘﻠﻪ ﻫﺎ، ﺳﺎزه ای ﻣﺴﻘﻒ ﻗﺮار دارد ﻛـﻪ ﺑﻪ ﻣﻮازات ﭘﻠﻪ ﻫﺎ ﺗﺎ ﺑﺎﻻی ﺗﭙﻪ اداﻣﻪ ﻳﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ و ﺑﺮای ﺳﻬﻮﻟﺖ آﻣﺪ و ﺷﺪ ﺑﻪ ﭘﻠﻪ ﺑﺮﻗﻲ ﻣﺠﻬﺰ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﻗﺴﻤﺘﻲ از اﻳﻦ ﺑﻨﺎ ﻛـﻪ در ﺣﺎل ﺳﺎﺧﺖ اﺳﺖ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ آﻣﻔﻲ ﺗﺌﺎﺗﺮ اﻳﻦ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ اﺳﺖ. درﺳﺖ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺗﭙﻪ ای ﻛﻪ اﻳـﻦ ﺑﻨـﺎ ﭘﺎﻳـﺎن ﻣـﻲ ﻳﺎﺑـﺪ، ﻳﺎدﻣـﺎﻧﻲ ﺳﻴﻤﺎﻧﻲ ﺑﻪ ﻃﻮل ﺑﻴﺶ از 50 ﻣﺘﺮ ﺑﻨﺎ ﻧﻬﺎده ﺷﺪه اﺳﺖ. در ﻛﻨﺎر اﻳﻦ ﺑﻨﺎ ﻣﺠﺴﻤﻪ ای از ﺑﺮﻧﺰ ﻛﻪ ﻧﻤﺎدی از ﻳﻚ ﺳﺮﺑﺎز اﺳﺖ ﺗﻮﺳﻂ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪاﺳﭙﺎﻧﻴﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﻧﺎم ﻓﺮﻧﺎﻧﺪو ﺑﻮﺗﺮو ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ.

14

15

اﺛﺮ دﻳﮕﺮی از اﻳﻦ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪ در ﻛﻨﺎر ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﭘﻠﻪ ﻫﺎی اﻳﻦ ﺑﻨﺎ ﻗﺮار داده ﺷﺪه ﻛﻪ ﻧﻤﺎدی از ﻳﻚ ﮔﺮﺑﻪ ﭼﺎق اﺳـﺖ. ﻗـﺮار اﺳـﺖ ﻛﻪ ﭘﺲ از ﺗﻜﻤﻴﻞ، اﻳﻦ ﭘﺮوژه ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺑﻪ ﻣﻜﺎﻧﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺷﺎﻣﻞ ﻣﻮزه، آﻣﻔﻲ ﺗﺌﺎﺗﺮ و ﻛﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ﺷﻮد. از ﻓﺮاز ﻫﺰارﭘﻠـﻪ ﻣـﻲ ﺗـﻮان ﺗﻤﺎﻣﻲ ﺷﻬﺮ اﻳﺮوان را دﻳﺪ.

16

17

ﺑﺎ ﺣﺮﻛﺖ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﻣﺮﻛﺰ ﺷﻬﺮ ﺑﻪ ﺑﻨﺎی ﻣﻌﺮوف ﺳﺎﻟﻦ اﭘﺮا اﻳﺮوان ﻛﻪ در ﻣﻴﺪاﻧﻲ ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﻧﺎم ﻗﺮار دارد ﻣﻲ رﺳـﻴﻢ. در اﻳـﺮوان ﺗﻌﺪاد ﻧﺴﺒﺘﺎ زﻳﺎدی ﻣﻮزه ﺑﺎ ﻣﻮﺿﻮﻋﺎت ﻣﺨﺘﻠﻒ وﺟﻮد دارد ﻛﻪ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﻣﺎ ﻣﻮﻓﻖ ﺑﻪ ﺑﺎزدﻳﺪ ﻫﻴﭽﻜﺪام ﻧﺸﺪﻳﻢ.

Hrazdan رودی اﺳﺖ ﻛﻪ از ﻗﺴﻤﺖ ﻏﺮﺑﻲ ﺷﻬﺮ ﻣﻲ ﮔﺬرد. در ﺣﺎﺷﻴﻪ اﻳﻦ رودﺧﺎﻧﻪ رﺳﺘﻮراﻧﻬﺎی ﺑـﺴﻴﺎری ﺳـﺎﺧﺘﻪ ﺷـﺪه اﺳﺖ. ﻏﺬا و ﻣﻴﻮه در ارﻣﻨﺴﺘﺎن ﻗﻴﻤﺖ ﻣﻨﺎﺳﺐ و ﻛﻴﻔﻴﺖ ﺑﺴﻴﺎر ﺧﻮﺑﻲ دارد.

12

ﺑﺮ روی ﺗﭙﻪ ای ﻛﻪ در ﺷﻤﺎل ﻏﺮﺑﻲ ﺷﻬﺮ ﻗﺮار دارد ﻳﺎدﻣﺎﻧﻲ ﺑﺮای ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﮔﺎن اراﻣﻨﻪ در ﺳﺎل 1915 ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪه اﺳـﺖ. اﻳـﻦ ﺑﻨﺎ ﻛﻪ از ﻳﻚ ﻫﺮم 44 ﻣﺘﺮی و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﻳﻚ ﺑﻨﺎی داﻳﺮه ای ﺷﻜﻞ ﻛﻪ ﺑﺎ 12 ﺗﺨﺘﻪ ﺳﻨﮓ ﻛـﻪ ﺑـﻪ ﺷـﻜﻞ اﻓﺮاﺷـﺘﻪ و ﺑـﻪ ﺳـﻤﺖ ﻣﺮﻛﺰ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﻧﺪ، اﻳﺠﺎد ﺷﺪه اﺳﺖ در ﻣﺮﻛﺰ اﻳﻦ داﻳﺮه ﻣﺤﻠﻲ ﺑﺮای ﺑﺮاﻓﺮوﺧﺘﻦ آﺗﺶ وﺟﻮد دارد. اﻳﻦ 12 ﺳﻨﮓ ﻳـﺎدآور 12 اﺳﺘﺎﻧﻲ از ارﻣﻨﺴﺘﺎن اﺳﺖ ﻛﻪ در آن زﻣﺎن ﺗﻮﺳﻂ دوﻟﺖ ﻋﺜﻤﺎﻧﻲ از ارﻣﻨﺴﺘﺎن ﺟﺪا ﺷﺪ. اﻳﻦ ﺑﻨﺎ در ﺳﺎل 1966 ﺳـﺎﺧﺘﻪ ﺷـﺪ.

در ﻣﺠﺎورت اﻳﻦ ﺑﻨﺎی ﻳﺎدﺑﻮد ﻛﻪ ﭼﺸﻢ اﻧﺪاز زﻳﺒﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ دارد، ﻣﻮزه ای ﻧﻴـﺰ اﺣـﺪاث ﺷـﺪه اﺳـﺖ. در ﭘـﺎرک ﻛﻨـﺎر اﻳـﻦ ﻳﺎدﻣﺎن درﺧﺘﺎن ﺟﻮاﻧﻲ وﺟﻮد دارد ﻛﻪ در ﭘﺎی ﻫﺮﻛﺪام ﻧﺎم ﻓﺮدی ﻛﻪ آن را ﻛﺎﺷﺘﻪ اﺳﺖ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﻲ ﺧﻮرد اﻳﻦ اﻓﺮاد ﻋﻤﻮﻣـﺎ از ﻣﻘﺎﻣﺎت ﻛﺸﻮرﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻔﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺮای ﺑﺎزدﻳﺪ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻣﺤﻞ آﻣﺪه اﻧـﺪ. آرارات ﻛﻮﭼـﻚ و ﺑـﺰرگ از ﻓـﺮاز اﻳـﻦ ﺗﭙـﻪ ﻧﻤﺎﻳﻲ ﺑﺴﻴﺎر زﻳﺒﺎ دارد. اﻳﻦ ﻫﺮم 44 ﻣﺘﺮی ﺧﻮد از دو ﻫﺮم ﻛﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺷﺒﻴﻪ ﺑﻪ دو ﻛﻮه ﻧﻮک ﺗﻴﺰ ﭼﺴﺒﻴﺪه ﺑﻪ ﻫﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺗـﺸﻜﻴﻞ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻲ ﺷﻮد ﻛﻪ ﻧﻤﺎدی از ﻛﻮﻫﻬﺎی آرارات ﻫﺴﺘﻨﺪ.
18

19

در اﻳﺮوان وﺳﻴﻠﻪ ﻧﻘﻠﻴﻪ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﻋﻼوه ﺑﺮ ﺗﺎﻛﺴﻲ (ﻛﺮاﻳﻪ درﺑـﺴﺘﻲ ﺑـﺮای ﻣـﺴﻴﺮﻫﺎی ﻣﻌﻤـﻮﻟﻲ داﺧـﻞ ﺷـﻬﺮ ﺣـﺪود 1000 درام اﺳﺖ)، وﺳﻴﻠﻪ ای اﺳﺖ، ﺷﺒﻴﻪ ﻣﻴﻨﻲ ﺑﻮس((Marshotni و ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺧﻄﻲ ﻛﺎر ﻣﻲ ﻛﻨﺪ. ﻛﺮاﻳﻪ آﻧﻬﺎ ﺗﺎ ﺳـﺎﻋﺖ 11 ﺷـﺐ 100 و ﭘﺲ از آن ﻧﻔﺮی 200 درام اﺳﺖ. اﺗﻮﺑﻮس ﺑﺮﻗﻲ و ﻣﺘﺮو ﻫﻢ در ﺷﻬﺮ ﻛﺎر ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ. اﻣﺎ آﻧﭽﻪ در ﺷـﻬﺮ و ﺣﺘـﻲ ﻛـﺸﻮر ﻧﺎﻳﺎب اﺳﺖ، ﭼﻴﺰی ﻧﻴﺴﺖ ﺟﺰ ﻣﻮﺗﻮر ﺳﻴﻜﻠﺖ! ﻳﻌﻨﻲ ﻫﻤﺎن ﭼﻴﺰی ﻛﻪ در ﻣﻤﻠﻜﺖ ﻣﺎ ﺑﻪ وﻓﻮر دﻳﺪه ﻣﻲ ﺷﻮد. ﺑﺎ ﺗﺠﺮﺑﻪ ای ﻛـﻪ ﺳﺎﻟﻴﺎﻧﻲ اﺳﺖ در ﺑﻴﻤﺎرﺳﺘﺎﻧﻬﺎی اﻳﺮان دارم ( ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﺷﻐﻠﻢ) ﺑﻪ ﺟﺮات ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﻢ ﺑﮕﻮﻳﻢ ﺑﻴﺶ از %70 اﻓﺮادی ﻛﻪ ﺑﺎ ﺷﻜـﺴﺘﮕﻲ اﻧﺪام ﻳﺎ ﺿﺮﺑﻪ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺑﻪ ﺑﻴﻤﺎرﺳﺘﺎن ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ، ﻣﻮﺗﻮر ﺳﻴﻜﻠﺖ ﺑﻪ ﺷﻜﻠﻲ دﺧﻴﻞ ﺑﻮده اﺳﺖ. آراﻣﺶ ﺷﻬﺮ اﻳﺮوان ﻣـﺪﻳﻮن ﻓﻘﺪان اﻳﻦ وﺳﻴﻠﻪ ﻧﻘﻠﻴﻪ ﺧﻄﺮﻧﺎک اﺳﺖ.

در اﻳﺮوان ﺗﺎ ﭘﺎﺳﻲ از ﺷﺐ زﻧﺪﮔﻲ ﺟﺮﻳﺎن دارد. ﻣﺮدم اﻳﻦ ﺷﻬﺮ اﻓﺮادی ﺧﻮش ﮔﺬران ﻫﺴﺘﻨﺪ، در ﻫﻴﭻ ﻛﺸﻮری ﻧﺪﻳﺪم ﻛﻪ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻣﻴﺰان ﺳﻴﮕﺎری داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ، ﻛﺎﻓﻪ ﻫﺎ و ﻣﻐﺎزه ﻫﺎ ﺗﺎ دﻳﺮوﻗﺖ ﺑﺎز ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﺗﻮرﻳـﺴﺘﻬﺎ در ﺷـﻬﺮ ﭘﺮﺳـﻪ ﻣـﻲ زﻧﻨـﺪ. اﻣﻨﻴـﺖ در اﻳﺮوان ﺣﺮف اول را ﻣﻲ زﻧﺪ. وﺳﺎﻳﻞ ﻧﻘﻠﻴﻪ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺑﻪ وﻓﻮر در ﻣﺮﻛﺰ ﺷﻬﺮ وﺟﻮد دارﻧﺪ و ﺑـﻪ آﻣـﺪ و ﺷـﺪ ﻣـﺮدم ﻛﻤﻚ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ. ﻫﺮﮔﺰ اﺷﺨﺎﺻﻲ را ﻧﺪﻳﺪم ﻛﻪ ﻣﺰاﺣﻤﺘﻲ ﺑﺮای دﻳﮕﺮان اﻳﺠﺎد ﻛﻨﻨﺪ.

ﻛﻠﻴﺴﺎی ﺟﺎﻣﻊ اﭼﻤﻴﺎدزﻳﻦ(Echmiadzin) در ﺷـﻬﺮی ﺑـﻪ ﻫﻤـﻴﻦ ﻧـﺎم در 20 ﻛﻴﻠـﻮﻣﺘﺮی ﻏـﺮب اﻳـﺮوان ﻗـﺮار دارد. اﻳـﻦ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻛﻪ ﻋﻼوه ﺑﺮ ﻛﻠﻴﺴﺎ از ﻣﺪرﺳﻪ ﻋﻠﻮم دﻳﻨﻲ ، ﻣﻮزه، ﻳﺎدﻣﺎن ﺑﺎزدﻳﺪ ﭘﺎپ و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﻳﺎدﻣﺎن ﻧﺴﻞ ﻛـﺸﻲ اراﻣﻨـﻪ ﺗـﺸﻜﻴﻞ ﺷﺪه اﺳﺖ، ﻗﺪﻳﻤﻲ ﺗﺮﻳﻦ ﻛﻠﻴﺴﺎی ﺟﻬﺎن اﺳﺖ. اﭼﻤﻴﺎدزﻳﻦ از ﺳﺎل 180 ﺗﺎ 340 ﻣﻴﻼدی ﻣﺮﻛﺰ ارﻣﻨﺴﺘﺎن ﺑﻮده اﺳﺖ و در اﻳـﻦ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﻮد ﻛﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﻗﺪﻳﺲ ﮔﺮﮔﻮری، ارﻣﻨﺴﺘﺎن ﺑﻪ ﻋﻨﻮان اوﻟﻴﻦ ﻛﺸﻮر دارای ﺣﻜﻮﻣﺘﻲ ﻣﺴﻴﺤﻲ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﺷﺪ. ﻣﺪرﺳﻪ ﻋﻠـﻮم دﻳﻨﻲ ﻛﻪ در ﺳﺎل 1874 اﻓﺘﺘﺎح ﺷﺪ از ﻣﺮاﻛﺰی اﺳﺖ ﻛﻪ در ﺗﺮﺑﻴﺖ ﻋﻼﻗﻪ ﻣﻨﺪان ﺑﻪ ﻋﻠﻮم دﻳﻨﻲ ﻣﺴﻴﺤﻴﺖ در ﺟﻬﺎن ﺑﺴﻴﺎر زﺑﺎنزد ﺑﻮده اﺳﺖ. اﻳﻦ ﻣﺪرﺳﻪ در ﻃﻮل ﻋﻤﺮ ﺧﻮد ﺑﻪ دﻻﻳﻞ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﭼﻨﺪﻳﻦ ﺑﺎر ﺗﻌﻄﻴـﻞ ﺷـﺪه اﺳـﺖ. در ﺳـﺎل 2002 اﻳـﻦ ﻣﺮﻛـﺰ ﺗﻌﻤﻴﺮ اﺳﺎﺳﻲ ﺷﺪ و ﻣﺠﺪدا از ﺳﺎل ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ 2003-2004 اﻗـﺪام ﺑـﻪ ﺟـﺬب داﻧـﺸﺠﻮ ﻛـﺮد. ﻣﺠﻤﻮﻋـﻪ اﭼﻤﻴـﺎدزﻳﻦ ﺑـﻪ دﻟﻴـﻞ اﻫﻤﻴﺖ ﺧﺎص ﺗﺎرﻳﺨﻲ و ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻛﻪ دارد، در ﻣﻴﺮاث ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺛﺒﺖ ﺷﺪه اﺳﺖ. در اﻳﻦ ﺷﻬﺮ ﺳـﻪ ﻛﻠﻴـﺴﺎی ﻗـﺪﻳﻤﻲ دﻳﮕـﺮ ﺑـﻪ ﻧﺎﻣﻬﺎی Gayane, Hripsime, Shogahat وﺟﻮد دارﻧﺪ.

15

در 32 ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮی ﺟﻨﻮب ﺷﺮﻗﻲ اﻳﺮوان ﻣﻌﺒﺪ ﮔﺎرﻧﻲ Garni ﻗﺮار دارد ﻛﻪ در ﻗـﺮن اول ﺳـﺎﺧﺘﻪ ﺷـﺪه و ﻣﻌﺒـﺪی ﺑـﻪ ﺳـﺒﻚ ﻫﻠﻨﻴﻚ اﺳﺖ و ﺷﺒﺎﻫﺘﻲ ﺑﻪ ﻣﻌﺒﺪ ﭘﺎرﺗﻨﻮن آﺗﻦ دارد. ورودﻳﻪ اﻳﻦ ﻣﻌﺒﺪ 1000 درام اﺳﺖ و ﺑﻪ ﻃﻮر ﻛﺎﻣﻞ ﻣﺮﻣﺖ ﺷﺪه اﺳﺖ. در ﻛﻨﺎر اﻳﻦ ﻣﻌﺒﺪ ﻣﻲ ﺗﻮان ﺑﻘﺎﻳﺎی ﻳﻚ ﺣﻤﺎم ﻗﺪﻳﻤﻲ ﺑﻪ ﺳﺒﻚ روﻣﻲ را ﻫﻢ دﻳﺪ. دره ای ﻋﻤﻴﻖ و ﺳﺮﺳﺒﺰ در ﻛﻨﺎر اﻳﻦ ﻣﻌﺒﺪ ﻗﺮار دارد. ﺑﺎ اﻣﺘﺪاد دادن اﻳﻦ دره ﺳﺮﺳﺒﺰ ﺑﻪ ﺻﻮﻣﻌﻪ Geghard ﻣﻴﺮﺳﻴﻢ. اﻳﻦ ﺻﻮﻣﻌﻪ در 9 ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮی ﻣﻌﺒﺪ ﮔﺎرﻧﻲ ﻗـﺮار دارد و ﺑﻪ اﺗﻔﺎق ﻣﻌﺒﺪ ﮔﺎرﻧﻲ در ﻟﻴﺴﺖ ﻣﻴﺮاث ﺟﻬﺎﻧﻲ ﻳﻮﻧﺴﻜﻮ، ﺛﺒﺖ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﻣﺠﻤﻮﻋـﻪ Geghard دارای ﻋﺒﺎدﺗﮕـﺎﻫﻲ در داﺧﻞ ﻏﺎری اﺳﺖ ﻛﻪ در ﻣﺠﺎور آن ﻧﻴﺰ ﺑﻨﺎی ﻛﻠﻴﺴﺎ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷـﺪه اﺳـﺖ و اﻛﻨـﻮن ﺑـﺮای ورود ﺑـﻪ داﺧـﻞ ﻏـﺎر ﺑﺎﻳـﺪ از در ﻛﻠﻴﺴﺎ داﺧﻞ ﺷﺪ. داﺧﻞ ﻏﺎر ﺣﺠﺎری ﻫﺎﻳﻲ ﻫﻢ ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ ﮔﻔﺘـﻪ ﻣـﻲ ﺷـﻮد اﻳـﻦ ﺻـﻮﻣﻌﻪ از ﻗـﺮن ﭼﻬـﺎرم ﻣـﻴﻼدی وﺟﻮد داﺷﺘﻪ اﺳﺖ و ﻛﻠﻴﺴﺎی اﻟﺤﺎﻗﻲ در ﺳﺎل 1215 ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪ.

20

21

ﻣﺎ ﺑﺎ ﺧﻮش ﺷﺎﻧﺴﻲ ﺷﺎﻫﺪ ﻣﺮاﺳﻢ ﻏﺴﻞ ﺗﻌﻤﻴﺪ دو ﻛﻮدک ﺑﻮدﻳﻢ. ﺑﻴﺶ از 20 ﻧﻔﺮ از اﻗـﻮام اﻳـﻦ دو ﻛـﻮدک در اﻳـﻦ ﻣﺮاﺳـﻢ ﺷﺮﻛﺖ داﺷﺘﻨﺪ. اﺳﻘﻒ ﻛﻠﻴﺴﺎ ﭘﺲ از ﭘﻮﺷﻴﺪن ﻟﺒﺎس ﻣﺨﺼﻮص اﻳﻦ ﻣﺮاﺳﻢ را اﺟـﺮا ﻛـﺮد. در ﺧـﺎرج از ﺻـﻮﻣﻌﻪ و در ﻛﻨـﺎر ﭘﺎرﻛﻴﻨﮓ ﺑﺴﺎط زﻧﺎن دﺳﺖ ﻓﺮوش ﻛـﻪ ﻋﻤـﺪﺗﺎ ﻟﻮاﺷـﻚ و ﺧـﺸﻜﺒﺎر و ﺷـﻴﺮﻳﻨﻲ ﻣﺤﻠـﻲ ﻣـﻲ ﻓﺮوﺧﺘﻨـﺪ، ﭘﻬـﻦ ﺑـﻮد. در ﻣـﺴﻴﺮ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻧﻬﺎر را در رﺳﺘﻮراﻧﻲ ﺻﺮف ﻛﺮدﻳﻢ ﻛﻪ ﻏﺬای ﺟﺎﻟﺒﻲ داﺷﺖ “آﺑﮕﻮﺷﺖ ﻣﺎﻫﻲ”!!! ﺗﻌـﺪاد زﻳـﺎدی ﻣـﺎﻫﻲ را در ﺗﺎﺑـﻪ ﭼﺪﻧﻲ ﻗﺮار داده ﺑﻮدﻧﺪ و ﺑﻪ ﺳﺒﻚ ﻛﺒﺎب ﺗﺎﺑﻪ ای ﻳﻌﻨﻲ ﺑﺎ ﮔﻮﺟﻪ ﻓﺮﻧﮕﻲ، ﺳﻴﺐ زﻣﻴﻨﻲ، ﻓﻠﻔـﻞ ﺳـﺒﺰ، ﭘﻴـﺎز و ﺳـﺒﺰﻳﺠﺎت، ﭘﺨﺘـﻪ ﺷﺪه ﺑﻮد. ﻣﺎﻫﻲ اﻳﻦ ﻏﺬا، ﻣﺎﻫﻲ ﺧﺎﺻﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﻗﺰل آﻻی ﺧﺎل ﻗﺮﻣﺰ ﻣﻲ ﻣﺎﻧﺪ، وﻳـﮋه درﻳﺎﭼـﻪ ﺳـﻮان و اﻧـﺪازه اش ﺣﺪود 10 ﺳﺎﻧﺘﻲ ﻣﺘﺮ اﺳﺖ. ﻇﺎﻫﺮا ﻃﺮﻳﻘﻪ ﺧﻮردﻧﺶ ﻫﻢ، ﻫﻤﻴﻨﻄﻮر اﺳﺖ. ﻣﺎ در اﺑﺘﺪا ﺗﺼﻮر ﻣﻲ ﻛﺮدﻳﻢ ﻛﻪ ﺳـﻔﺎرش ﻣـﺎ ﺑـﺮای ﻣﺎﻫﻲ ﭼﻴﺰی ﻣﺜﻞ ﺧﻮراک ﻣﺎﻫﻲ ﺳﺮخ ﺷﺪه ﺑﺎﺷﺪ. ﺻﺎﺣﺐ رﺳﺘﻮران ﭘﺲ از آوردن ﺗﺎﺑـﻪ ﭼـﺪﻧﻲ وﻗﺘـﻲ ﺑـﺎ ﻗﻴﺎﻓـﻪ ﻣﺒﻬـﻮت ﻣـﺎ ﻣﻮاﺟﻪ ﺷﺪ. ﺑﻪ ﺳﺨﺘﻲ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻓﻬﻤﺎﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﻧﺎن را در آب اﻳﻦ ﻏﺬا ﺗﻠﻴﺖ ﻛﻨﻴﻢ. اﻋﺘﺮاف ﻣﻲ ﻛﻨﻢ ﻛﻪ ﭘﺲ از اﺿﺎﻓﻪ ﻛﺮدن ﻟﻴﻤﻮ ﺗﺮش ﻏﺬای ﺑﺴﻴﺎر ﻟﺬﻳﺬی از آب درآﻣﺪ. ﻣﺎﻫﻲ ﻫﺎ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﻲ ﭘﺨﺘﻪ ﺷﺪه ﺑﻮدﻧﺪ و ﺑﻪ راﺣﺘﻲ ﻣﻲ ﺷﺪ ﭘﻮﺳﺖ و اﺳﺘﺨﻮان آﻧﻬﺎ را ﺟﺪا ﻛﺮد و ﺧﻮرد.

22

23

ارﻣﻨﺴﺘﺎن از ﻧﻈﺮ ﻏﺬا ﺑﺴﻴﺎر ﻣﺘﻨﻮع اﺳﺖ. ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﮔﻮﺷﺖ و ﻟﺒﻨﻴﺎت ﻓﺮاوان، ﻛﻴﻔﻴﺖ و ﻛﻤﻴﺖ ﺑﺴﻴﺎر ﺧﻮﺑﻲ دارد. درﻋﻴﻦ ﺣـﺎل ﻗﻴﻤﺖ آن ﻧﻴﺰ ﻣﻨﺎﺳﺐ اﺳﺖ. ﻣﺜﻼ ﻗﻴﻤﺖ ﻳﻚ ﭘﺮس ﺷﻴﺸﻠﻴﻚ درﺳﺖ و ﺣﺴﺎﺑﻲ ﺣﺪود 10000 ﺗﻮﻣﺎن اﺳﺖ ﻛﻪ ﭼﻴـﺰی ﻣـﺸﺎﺑﻪ آن در اﻳﺮان اﺳﺖ. اﻣﺎ ﻣﻴﻮه ﻋﻼوه ﺑﺮ اﻳﻨﻜﻪ ﺑﺴﻴﺎر ارزاﻧﺘﺮ و ﻣﺘﻨﻮع ﺗﺮ اﺳﺖ، ﻛﻴﻔﻴﺖ ﺧﻴﻠﻲ ﺧﻮﺑﻲ ﻫﻢ دارد.

درﻳﺎﭼﻪ ﺳﻮان Sevan ﺷﺎﻳﺪ ﻣﻌﺮوﻓﺘﺮﻳﻦ ﻣﺤﻞ ﺗﻔﺮﻳﺤﻲ در ارﻣﻨـﺴﺘﺎن ﺑﺎﺷـﺪ. اﻳـﻦ درﻳﺎﭼـﻪ ﻛﻮﻫـﺴﺘﺎﻧﻲ ﺑـﺎ آب ﺷـﻴﺮﻳﻦ، در ارﺗﻔﺎع1900 ﻣﺘﺮی از ﺳﻄﺢ درﻳﺎ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ و ﺣﺪود 80 ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮ ﻃﻮل و 30 ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮ ﻋﺮض دارد. ﻣـﺎ در ﺳـﻮﻣﻴﻦ روز ﺳﻔﺮﻣﺎن اﺗﻮﻣﺒﻴﻠﻲ اﺟﺎره ﻛﺮدﻳﻢ و از ﻃﺮﻳﻖ اﺗﻮﺑﺎن اﻳـﺮوان-ﺳـﻮان ﺧﻮدﻣـﺎن را ﺑـﻪ درﻳﺎﭼـﻪ رﺳـﺎﻧﺪﻳﻢ. ﭘﻼژﻫـﺎﻳﻲ ﺑـﺴﻴﺎری در ﺳﺎﺣﻞ درﻳﺎﭼﻪ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ ﻣﺎ ﺑﺮای آﺑﺘﻨﻲ وارد ﻳﻜﻲ از اﻳﻦ ﭘﻼژﻫﺎ ﺷﺪﻳﻢ. ﺻﺎﺣﺐ ﭘـﻼژ ﺑﺎﺑـﺖ ﭘﺎرﻛﻴﻨـﮓ از ﻣـﺎ 1000 درام ﻃﻠﺐ ﻛﺮد. ﺑﺎ ﺧﻨﻚ ﺷﺪن ﻫﻮا از ﺗﻌﺪاد ﻣﺴﺎﻓﺮان اﻳﻦ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻛﺎﺳﺘﻪ ﻣﻲ ﺷـﻮد وﻟـﻲ در اﻳـﺎم ﮔـﺮم ﺳـﺎل ﺧـﺼﻮﺻﺎ اﻫـﺎﻟﻲ اﻳﺮوان ﺑﺮای ﺗﻔﺮﻳﺢ، ﺑﺴﻴﺎر ﺑﻪ اﻳﻦ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺳﻔﺮ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ. ﺻﻮﻣﻌﻪ ﺳﻮان ﺑﺮ ﻓﺮاز ﺗﭙﻪ ای ﻣﺸﺮف ﺑﻪ درﻳﺎﭼﻪ ﻗـﺮار دارد و ﭘـﺬﻳﺮای ﺑﺎزدﻳﺪﻛﻨﻨﺪﮔﺎن ﺑﺴﻴﺎری اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮای ﮔﺮدش ﺑﻪ اﻳﻦ درﻳﺎﭼﻪ ﺳﻔﺮ ﻛﺮده اﻧﺪ. ﻛﺮاﻳﻪ ﺗﺎﻛﺴﻲ از اﻳﺮوان ﺗـﺎ ﺳـﻮان 7000 درام اﺳﺖ و اﻳﻦ ﻣﺴﻴﺮ 68 ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮی را ﺣﺪود 45 دﻗﻴﻘﻪ ای ﻃﻲ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ.

20

از ﺳﻮان ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺷﻬﺮ دﻳﻠﻴﺠﺎن Dilijan راﻧﺪﻳﻢ. ﺟﺎده ای ﺑﺴﻴﺎر زﻳﺒﺎ از ﻣﻴﺎن ﻣﺮاﺗﻊ و ﺟﻨﮕﻠﻬﺎی ﺑﺮگ ﭘﻬﻦ. ﻧﻢ ﻧﻢ ﺑـﺎران ﻣـﺎ را ﺑﻪ ﻳﺎد ﻛﻼردﺷﺖ اﻧﺪاﺧﺖ. ﭘﺲ از 41 ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﻛﻮﻫـﺴﺘﺎﻧﻲ-ﺗﻮرﻳـﺴﺘﻲ دﻳﻠﻴﺠـﺎن ﻛـﻪ در ﻣﻴـﺎن ﺟﻨﮕـﻞ ﻗـﺮار دارد، رﺳﻴﺪﻳﻢ. در راﻫﻨﻤﺎی ﮔﺮدﺷﮕﺮی ارﻣﻨﺴﺘﺎن ﺑﻪ اﻳﻦ ﻣﻨﻄﻘﻪ “ﺳﻮﺋﻴﺲ ﻛﻮﭼﻚ” اﻃﻼق ﺷﺪه اﺳـﺖ. ﺑـﻪ ﻧﻈـﺮ ﻣـﻲ آﻳـﺪ ﺳـﺮﻣﺎﻳﻪ ﮔﺬاری ﻣﻨﺎﺳﺒﻲ در اﻳﻦ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ.

21

ﻛﻤﻲ در ﺷﻬﺮ ﮔﺸﺘﻴﻢ و ﺳﭙﺲ وارد ﺟﺎده اﺟﻮان Ijevan ﺷﺪﻳﻢ. در ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮ 17، وارد ﺟـﺎده ای ﻓﺮﻋـﻲ در ﺳـﻤﺖ ﻏﺮﺑـﻲ ﻣﺴﻴﺮ ﻣﻲ ﺷﻮﻳﻢ . اﻳﻦ ﺟﺎده ﻛﻪ از ﻻﺑﻪ ﻻی ﺟﻨﮕﻠﻲ اﻧﺒﻮه ﻋﺒﻮر ﻣﻲ ﻛﻨﺪ در اﻧﺘﻬﺎ (ﺣـﺪود 6 ﻛﻴﻠـﻮﻣﺘﺮ) ﺑـﻪ ﺻـﻮﻣﻌﻪ ﻫﺎﻗﺎرﺗـﺴﻴﻦ Haghartsin ﻣﻲ رﺳﺪ. اﻟﺒﺘﻪ در ﺣﺎل ﺣﺎﺿﺮ 500 ﻣﺘﺮ اﻧﺘﻬﺎﻳﻲ در ﺣﺎل ﺑﺎزﺳﺎزی اﺳﺖ و ﺗﻮﻓﻴﻘﻲ اﺟﺒﺎری اﺳﺖ ﻛﻪ از ﭘﻴﺎده روی در اﻳﻦ ﻣﻨﻄﻘﻪ زﻳﺒﺎ ﻫﻢ ﻟﺬت واﻓﺮ ﺑﺒﺮﻳﻢ. ﺻﻮﻣﻌﻪ ﺷﺎﻣﻞ ﺳﻪ ﻋﺒﺎدﺗﮕﺎه اﺳﺖ و ﺗﺤﺖ ﻣﺮﻣﺖ ﻗﺮار دارد. ﺑﻪ ﺟﺎده اﺻـﻠﻲ ﺑـﺎز ﻣﻴﮕﺮدﻳﻢ ﭘﺲ از 5 ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮ در ﺳﻤﺖ راﺳﺖ، ﺟﺎده ای وﺟﻮد دارد ﻛـﻪ ﺑـﺎ ﺗـﺎﺑﻠﻮ Gosh ﻣـﺸﺨﺺ ﺷـﺪه اﺳـﺖ و ﻣـﺎ را ﺑـﻪ ﺻﻮﻣﻌﻪ ﮔﻮﺷﺎواﻧﻚ Goshavank ﻣﻲ رﺳﺎﻧﺪ(7 ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮ). اﻳﻦ ﺻﻮﻣﻌﻪ در داﺧﻞ روﺳـﺘﺎ و ﺑـﺮ روی ﺗﭙـﻪ ﻛـﻮﭼﻜﻲ ﻗـﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻧﺴﺒﺘﺎ ﺑﺰرﮔﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺜﻞ ﺻـﻮﻣﻌﻪ Haghartsin در ﻗـﺮن 12 ﺳـﺎﺧﺘﻪ ﺷـﺪه اﺳـﺖ. اﻳـﻦ ﺻـﻮﻣﻌﻪ ﻛﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ای ﺑﺰرگ ﺑﺎ ﺑﻴﺶ از 15000 ﺟﻠﺪ ﻛﺘﺎب داﺷﺘﻪ ﻛﻪ ﺗﻮﺳﻂ ارﺗﺶ ﺗﻴﻤﻮر ﻟﻨﮓ ﺑﻪ آﺗـﺶ ﻛـﺸﻴﺪه ﺷـﺪه اﺳـﺖ. ﻣـﺎ در ﻗﻬﻮه ﺧﺎﻧﻪ روﺳﺘﺎ ﭼﺎی ﺻﺮف ﻛﺮدﻳﻢ، ﺗﻌﺪادی از ﭘﻴﺮﻣﺮدان روﺳﺘﺎ ﻣﺸﻐﻮل ﺑﺎزی دوﻣﻴﻨﻮ ﺑﻮدﻧﺪ. در ﺻﻮرﺗﻲ ﻛﻪ ﭼﻨـﺪ ﺳـﺎﻋﺖ وﻗﺖ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﺪ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﻴﺪ از درﻳﺎﭼﻪ و ﻏﺎری ﻛﻪ در اﻳﻦ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻗﺮار دارد ﺑﺎزدﻳﺪ ﻛﻨﻴﺪ.

4

5

ﺗﻘﺮﻳﺒﺎ ﻫﻮا ﺗﺎرﻳﻚ ﺷﺪه ﺑﻮد ﻛﻪ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ اﻳﺠﻮان Ijevan رﺳﻴﺪﻳﻢ. ﺷﻬﺮ دو ﺧﻴﺎﺑﺎن ﻣﻮازی در دوﺳـﻮی رودﺧﺎﻧـﻪ و ﺗﻌـﺪادی ﺧﻴﺎﺑﺎن ﻋﻤﻮد ﺑﻪ اﻳﻦ دارد. ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﻛﻮﻫﺴﺘﺎﻧﻲ ﺑﻮدن ﻣﻨﻄﻘﻪ، ﺧﻴﺎﺑﺎﻧﻬﺎی داﺧﻞ ﺷﻬﺮ ﻋﻤﺪﺗﺎ ﺷﻴﺐ ﺗﻨﺪ دارﻧﺪ. ﺑـﺮای ﻳـﺎﻓﺘﻦ ﻣﺤـﻞ ﻣﻨﺎﺳﺒﻲ ﺑﺮای اﺳﺘﺮاﺣﺖ، ﻫﺮ ﭼﻪ ﺷﻬﺮ را ﮔﺸﺘﻴﻢ ﭼﻴﺰی ﻧﻴﺎﻓﺘﻴﻢ. از ﻳﻚ رﺳﺘﻮران ﻛﻪ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺑﺰرگ ﻣـﻲ آﻣـﺪ درﺑـﺎره اﻗﺎﻣﺘﮕـﺎه ﺳﻮال ﻛﺮدﻳﻢ. ﻣﺸﻜﻞ ﻧﺪاﻧﺴﺘﻦ زﺑﺎن اﻧﮕﻠﻴﺴﻲ ﻛﻪ در ﺳﺮﺗﺎﺳﺮ ارﻣﻨﺴﺘﺎن ﻛﺎﻣﻼ ﻣﺤﺴﻮس اﺳـﺖ ﺳـﺒﺐ ﺷـﺪ ﺗـﺎ زﺑـﺎن اﺷـﺎره ﻣـﺎ ﺗﻘﻮﻳﺖ ﺷﻮد و ﺑﺎ ﻛﻤﻚ ﻫﻤﻴﻦ زﺑﺎن ﺑﻴﻦ اﻟﻤﻠﻠﻲ ﺑﻮد ﻛﻪ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻴﻢ ﺑﻪ ﺻﺎﺣﺐ رﺳﺘﻮران ﺑﻔﻬﻤﺎﻧﻴﻢ ، دﻧﺒﺎل ﭼﻪ ﻣﻲ ﮔﺮدﻳﻢ! او ﻧﻴـﺰ ﺑﻪ ﺟﺎﻳﻲ ﺗﻠﻔﻦ زد و ﺑﺎ ﻫﻤﺎن زﺑﺎن ﺑﻪ ﻣﺎ ﻓﻬﻤﺎﻧـﺪ ﻛـﻪ ﻣﻨﺘﻈـﺮ ﺑﻤـﺎﻧﻴﻢ. دﻗـﺎﻳﻘﻲ ﺑﻌـﺪ ﺳـﺮ و ﻛﻠـﻪ ﻣـﺮدی ﺑـﺎ اﺗﻮﻣﺒﻴـﻞ ﭘﻴـﺪا ﺷـﺪ. از ﺻﺤﺒﺘﻬﺎی او ﻓﻘﻂ ﻫﻤﻴﻦ را ﻓﻬﻤﻴﺪﻳﻢ ﻛﻪ رو ﺑﻪ ﻣﺎ ﮔﻔﺖ:”” B&B و ﻣﺎ دﻧﺒﺎل او ﺑﻪ راه اﻓﺘﺎدﻳﻢ. از ﻛﻮﭼـﻪ و ﭘـﺲ ﻛﻮﭼـﻪ ﻫـﺎ ﮔﺬر ﻛﺮدﻳﻢ و وارد ﺧﺎﻧﻪ ای وﻳﻼﻳﻲ و دو ﻃﺒﻘﻪ ﺷﺪﻳﻢ. ﺑﺎ اﺳﺘﻘﺒﺎل ﮔﺮم و ﺻﻤﻴﻤﻲ آن ﺧﺎﻧﻮاده ﻣﻮاﺟﻪ ﺷﺪﻳﻢ. ﺑﺎز زﺑﺎن اﺷـﺎره ﺑﻪ ﻛﺎر آﻣﺪ و ﺑﺎﻻﺧﺮه ﺑﺎ ﻗﻴﻤﺖ ﻫﺮ ﻧﻔﺮ 5000 درام ﺑﺎﺑﺖ ﻳﻚ ﺷﺐ اﻗﺎﻣﺖ ﺑﺎ ﺻﺒﺤﺎﻧﻪ ﺗﻮاﻓﻖ ﻛﺮدﻳﻢ. اﺑﺘﺪا ﺑﺎ ﭼﺎی ﺑﻴـﺴﻜﻮﻳﺖ و ﻣﺮﺑﺎی ﺗﻤﺸﻚ ﭘﺬﻳﺮاﻳﻲ ﺷﺪﻳﻢ. اﺗﺎﻗﻬﺎی ﻣﺎ در ﻃﺒﻘﻪ دوم ﻛﻪ ﻫﺮ اﺗﺎق دارای دو ﺗﺨﺖ ﺑﻮد ﺑﻪ ﻣﺎ ﻧﺸﺎن داده ﺷـﺪ. ﻛﻤـﻲ ﺑﻌـﺪ ﺑـﺎ ﻣﻬﻤﺎﻧﻲ دﻳﮕﺮ ﻛﻪ ﻓﺮاﻧﺴﻮی ﺑﻮد آﺷﻨﺎ ﺷﺪﻳﻢ. دﺧﺘﺮ ﺧﺎﻧﻮاده دﺳﺖ و ﭘﺎ ﺷﻜﺴﺘﻪ اﻧﮕﻠﻴﺴﻲ ﻣﻲ داﻧﺴﺖ و ﻓﻬﻤﻴﺪم ﻛـﻪ داﻧـﺸﺠﻮی ﭘﺰﺷﻜﻲ در اﻛﺮاﻳﻦ اﺳﺖ. او ﮔﻔﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ زﺑﺎن روﺳﻲ درس ﻣﻲ ﺧﻮاﻧﺪ و در روﺳـﻴﻪ و ﻛـﺸﻮرﻫﺎی اﺳـﺘﻘﻼل ﻳﺎﻓﺘـﻪ آﻣـﻮزش زﺑﺎن اﻧﮕﻠﻴﺴﻲ ﺟﺎی زﻳﺎدی ﻧﺪارد و ﭘﺲ از آﻣﻮزش زﺑﺎن روﺳﻲ، ﻳﺎدﮔﻴﺮی زﺑﺎن ﻓﺮاﻧﺴﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ اﻧﮕﻠﻴـﺴﻲ در اوﻟﻮﻳـﺖ ﻗـﺮار دارد. ﭘﺴﺮ ﺧﺎﻧﻮاده ﻣﻬﻨﺪس ﺑﺮق ﺑﻮد و از اﻳﻨﻜﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮاﻧﻲ از اﻳﺮان داﺷﺘﻨﺪ ﺑﺴﻴﺎر ﺷﮕﻔﺖ زده ﺷﺪه ﺑﻮد. از او درﺑﺎره ﭘﻴﺸﻴﻨﻪ اﻳﻦ ﻣﻜﺎن ﭘﺮﺳﻴﺪم ﻛﻪ ﮔﻔﺖ از ﺳﺎل 1997 داﻳﺮ ﺷﺪه اﺳﺖ. اﺳﻢ اﻳﻦ اﻗﺎﻣﺘﮕﺎه Gyulnara Meliksetyan اﺳﺖ و دارای 6 اﺗﺎق ﺑﺰرگ اﺳﺖ. ﺧﻮدﺷﺎن ﻫﻢ در ﻃﺒﻘﻪ اول زﻧﺪﮔﻲ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ. اﻣﻜﺎﻧﺎﺗﻲ ﻣﺜﻞ دﺳﺘﺮﺳﻲ ﺑﻪ اﻳﻨﺘﺮﻧﺖ، ﭘﺮﻳﻨﺘﺮ، اﺳﻜﻨﺮ، ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮن ﻣﺎﻫﻮاره ای و اﻣﻜﺎن اﺳﺘﻔﺎده از ﺣﻤﺎم و آﺷﭙﺰﺧﺎﻧﻪ ﻧﻴﺰ ﺑﺮای ﻣﺴﺎﻓﺮان وﺟﻮد دارد. ﻃﺒـﻖ درﺧﻮاﺳـﺖ ﻣـﺎ ﺳـﺎﻋﺖ 7:30 ﺻـﺒﺢ، ﺻﺒﺤﺎﻧﻪ ﻣﻔﺼﻠﻲ آﻣﺎده ﺷﺪه ﺑﻮد. ﺻــﻮﻣﻌﻪ Makaravank در ﻣﻴــﺎن ﺟﻨﮕــﻞ و در 11 ﻛﻴﻠــﻮﻣﺘﺮی از ﺟــﺎده اﺻــﻠﻲ ﻗــﺮار دارد. ﻗﺒــﻞ از رﺳــﻴﺪن ﺑــﻪ ﺷــﻬﺮ Noyemberyan از ﺟﺎده ﻣﺮزی ﻛﻪ ﺑﻴﻦ آذرﺑﺎﻳﺠﺎن و ارﻣﻨﺴﺘﺎن ﻗﺮار دارد ﻣﻲ ﮔﺬرﻳﻢ.

6

7

ﺑﺎ اداﻣﻪ ﻣﺴﻴﺮ ﺑﻪ دو راﻫﻲ ﻣﻴﺮﺳﻴﻢ ، ﺟﺎده ﺷﻤﺎﻟﻲ ﭘﺲ از ﭼﻨﺪ ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮ ﺑﻪ ﻣﺮز ﮔﺮﺟﺴﺘﺎن ﻣﻲ رﺳﺪ. ﻣﺎ وارد ﺟﺎده ﺟﻨـﻮﺑﻲ ﻣـﻲ ﺷﻮﻳﻢ. ﺟﺎده ﺑﺴﻴﺎر زﻳﺒﺎﻳﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ در ﻣﺴﻴﺮ رودﺧﺎﻧﻪ , Debed و در دره ای ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﻧﺎم اداﻣﻪ ﻳﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ. ﻛﻤﻲ ﺑﻌـﺪ در ﻛﻨﺎر ﻗﻬﻮه ﺧﺎﻧﻪ ای ﻣﻲ اﻳﺴﺘﻴﻢ. ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﻛﻠﺒﻪ ای ﻛﻮﭼﻚ ﻣﻲ ﻣﺎﻧﺪ. درﺧﻮاﺳﺖ ﭼﺎی ﻣـﻲ ﻛﻨـﻴﻢ. ﻣـﺮد ﻗﻬـﻮه ﭼـﻲ ﺑـﻪ ﺗـﺼﻮر اﻳﻨﻜﻪ ﻣﺎ آذری زﺑﺎن ﻫﺴﺘﻴﻢ ﺑﺎ ﻣﺎ ﺗﺮﻛﻲ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ. دﺧﺘﺮش دﭼﺎر دﻧﺪان درد ﺷﺪه اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ او ﻛﻤﻲ ﻣﺴﻜﻦ دادﻳـﻢ و اداﻣﻪ ﻣﺴﻴﺮ. در ﻃﻮل رودﺧﺎﻧﻪ ﭼﻨﺪ ﻧﻴﺮوﮔﺎه ﺑﺮق- آﺑﻲ را دﻳﺪﻳﻢ و ﻓﻬﻤﻴﺪﻳﻢ ﻛﻪ ﭼﺮا ارﻣﻨﺴﺘﺎن ﻳﻜﻲ از ﺻﺎدرﻛﻨﻨﺪﮔﺎن ﺑﺮق ﺑﻪ ﻛـﺸﻮرﻫﺎی ﻣﺠﺎور اﺳﺖ. دره Debed ﻛﻪ ﺑﻪ ﻛﺎﻧﻴﻮن Debed ﻧﻴﺰ ﺷﻬﺮت دارد، دره ﻋﻤﻴﻘـﻲ اﺳـﺖ ﻛـﻪ در دوﺳـﻮی آن روﺳـﺘﺎﻫﺎ و ﭼﻨﺪ ﺷﻬﺮ ﺑﺰرگ ﻗﺮار دارﻧﺪ. ﺟﺎده ﺗﺮاﻧﺰﻳﺘﻲ ارﻣﻨﺴﺘﺎن-ﮔﺮﺟﺴﺘﺎن از ﻋﻤﻖ اﻳﻦ دره و از ﻛﻨﺎر رودﺧﺎﻧﻪ Debed ﻣﻲ ﮔـﺬرد و ﺟﺎده ای ﻧﺴﺒﺘﺎ ﺷﻠﻮغ اﺳﺖ. ﺑﻪ ﺳﺒﺐ وﺟﻮد ﭼﻨﺪﻳﻦ ﻧﻴﺮوﮔﺎه ﺑﺮق، ﻋﺮض دره ﻣﻤﻠﻮ از ﻛﺎﺑـﻞ ﻫـﺎ، ﺳـﻴﻢ ﻫـﺎ و دﻛﻠﻬـﺎی ﺑـﺮق اﺳﺖ ﻛﻪ ﭼﻬﺮه اﻳﻦ دره ﺳﺮﺳﺒﺰ را ﻧﺎزﻳﺒﺎ ﻛﺮده اﺳﺖ.

26

در ﻃﻮل اﻳﻦ دره ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ دﻳﮕﺮی از ﻣﻴﺮاث ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺑﻪ ﻧﺎم ﺻﻮﻣﻌﻪ ﻫﺎی Haghpat و Sanahin ﻗـﺮار دارﻧـﺪ. اﻳـﻦ دو ﺻﻮﻣﻌﻪ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺣﺪود 7 ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮ از ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ و ﺑﺮ ﺑﺎﻻی دره ﻗﺮار دارﻧﺪ، در ﺳﺎﻟﻬﺎی 976 و 928 ﻣـﻴﻼدی ﺳـﺎﺧﺘﻪ ﺷـﺪه اﻧﺪ و ﺗﺎ ﻗﺮن 12 ﻗﺴﻤﺘﻬﺎی ﻣﺨﺘﻠﻔﻲ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ آﻧﻬﺎ اﻓﺰوده ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺑﺮای ﺑﺎزدﻳﺪ از ﺻﻮﻣﻌﻪ Haghpat ﻗﺒﻞ از رﺳﻴﺪن ﺑﻪ ﺷﻬﺮ Alaverdi از ﻃﺮﻳﻖ ﺟﺎده ای ﻛﻪ ﺑﺎ ﺗﺎﺑﻠﻮﻳﻲ ﻣﺴﻴﺮ ﻛﻠﻴﺴﺎ را ﺑﻪ ﻣﺎ ﻧﺸﺎن ﻣﻴﺪﻫﺪ، ﻣﺴﻴﺮی ﭘـﺮﭘﻴﭻ را ﺑـﻪ ﺑـﺎﻻی دره ﺻـﻌﻮد ﻣـﻲ ﻛﻨﻴﻢ. ﺟﺎده آﺳﻔﺎﻟﺘﻪ را ﺗﺎ اﻧﺘﻬﺎ اداﻣﻪ ﻣﻲ دﻫﻴﻢ ﺗﺎ ﺑﻪ ورودی ﺻﻮﻣﻌﻪ ﻣﻲ رﺳﻴﻢ. ﺻﻮﻣﻌﻪ از ﻗﺴﻤﺘﻬﺎی ﻣﺨﺘﻠﻔﻲ ﭼﻮن ﻛﻠﻴﺴﺎ، ﺑﺮج ﻧﺎﻗﻮس، ﻛﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ و… ﺗﺸﻜﻴﻞ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺷـﺎﻧﺲ ﻫﻤﺮاﻫﻤـﺎن ﺑـﻮد وﻗﺘـﻲ ﺑـﻪ ﻣﺮاﺳـﻢ ﺧﻮاﻧـﺪن دﻋـﺎی روز ﻳﻜـﺸﻨﺒﻪ در ﻛﻠﻴـﺴﺎ رﺳﻴﺪﻳﻢ. ﻫﻤﻨﻮاﻳﻲ ﻛﻮدﻛﺎن ﺑﺎ اﺳﻘﻒ ﻛﻠﻴﺴﺎ در ﺧﻮاﻧﺪن ﺳﺮودﻫﺎی ﻣﺬﻫﺒﻲ ﺑﺴﻴﺎر ﺟﺎﻟﺐ ﺑﻮد.

8

9

ﺑﺮای ﺑﺎزدﻳﺪ از ﺻﻮﻣﻌﻪ Sanahin ﻣﺠﺪدا ﺑﻪ ﺟﺎده اﺻﻠﻲ ﺑﺮﮔﺸﺘﻴﻢ و ﭘﺲ از ﻋﺒﻮر از ﺷﻬﺮ ﺻـﻨﻌﺘﻲ اﻻوردی ﻛـﻪ ﺷـﺎﺧﺺ آن ﻣﻌﺪن و ﻛﺎرﺧﺎﻧﻪ اﺳﺘﺤﺼﺎل ﻣﺲ و ﻧﻘﺮه اﺳﺖ، وارد ﺟﺎده اﺧﺘﺼﺎﺻﻲ Sanahin ﺷﺪﻳﻢ. ﻳﺎﻓﺘﻦ ﻣﺴﻴﺮ درﺳﺖ ﺻﻮﻣﻌﻪ از داﺧﻞ ﺷﻬﺮ ﻛﻤﻲ ﻣﺸﻜﻞ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻲ رﺳﺪ. اﻳﻦ ﺻﻮﻣﻌﻪ ﻗﺪﻳﻤﻲ ﻛﻪ درﻣﻴﺎن درﺧﺘﺎن ﺗﻨﻮﻣﻨﺪ ﻗﺮاردارد از ﺻﻮﻣﻌﻪ ﻫﺎی ﻗﺪﻳﻤﻲ ﺑﻪ ﺣﺴﺎب ﻣﻲ آﻳﺪ و ﭼﻮن ﺑﺮادر ﻛﻮﭼﻜﺘﺮ ﺧﻮد(Haghpat) از ﻗﺴﻤﺘﻬﺎی ﻣﺨﺘﻠﻔﻲ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ.
10

11

در ﺷﻬﺮ ﺳﺎﻧﺎﻫﻴﻦ ﻣﻮزه ﻣﻴﻜﻮﻳﺎن ﻗﺮار دارد. ﺑﺮادران ﻣﻴﻜﻮﻳﺎن در زﻣﺎن ﺟﻨـﮓ ﺟﻬـﺎﻧﻲ دوم اوﻟـﻴﻦ ﻫﻮاﭘﻴﻤـﺎ از ﺳـﺮی ﻣﻴـﮓ را ﺳﺎﺧﺘﻨﺪ. در ورودی اﻳﻦ ﻣﻮزه ﻳﻚ ﻓﺮوﻧﺪ ﻫﻮاﭘﻴﻤﺎی ﺟﻨﮕﻨﺪه ﻣﻴﮓ 21 ﺑﻪ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﮔﺬاﺷﺘﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ. راﻫﻨﻤـﺎی ﻣـﻮزه ﺧـﺎﻧﻢ ﺑﺴﻴﺎر ﺧﻮش ﺑﺮﺧﻮردی اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ اﻧﮕﻠﻴﺴﻲ ﻧﻤﻲ داﻧﺪ و ﺗﻨﻬﺎ ﻛﻤﻲ ﺑﺎ زﺑﺎن ﻓﺮاﻧﺴﻪ آﺷﻨﺎﺳﺖ و ﺣﺪاﻛﺜﺮ ﺗـﻼش ﺧـﻮد را ﺑﺮای ﺗﻮﺿﻴﺢ ﻣﻮزه ﺑﻪ ﻛﺎر ﻣﻲ ﺑﺮد. ﻋﻜﺴﻬﺎی ﺑﺴﻴﺎر ﺟﺎﻟﺒﻲ از ﺑﺮادران ﻣﻴﻜﻮﻳﺎن ﻛﻪ ﻣﻘﺎﻣﺎت ﺑﻠﻨﺪﻣﺮﺗﺒـﻪ ﺟﻬـﺎن را ﻣﻼﻗـﺎت ﻣـﻲ ﻛﻨﻨﺪ در اﻳﻨﺠﺎ وﺟﻮد دارد. ﺣﺘﻲ ﻟﺒﺎس ﺧﻠﺒﺎﻧﻲ اﻳﻦ اﻓﺴﺮان ﺷﻮروی ﺳﺎﺑﻖ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ دﻳﻮار ﻧﺼﺐ ﺷﺪه اﺳﺖ.

25

24

ﻣﺴﻴﺮ دره Debet را ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺷﻬﺮ ﺑﺰرگ Vanadzor اداﻣﻪ ﻣﻲ دﻫﻴﻢ. اﻳﻦ ﻣـﺴﻴﺮ 47 ﻛﻴﻠـﻮﻣﺘﺮی ﻣﻨـﺎﻇﺮ ﻃﺒﻴﻌـﻲ ﺑـﺴﻴﺎر زﻳﺒﺎﻳﻲ دارد. از واﻧﺎدزور ﻛﻪ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ spitak ﺣﺮﻛﺖ ﻣﻲ ﻛﻨﻴﻢ ﺑـﻪ دﺷـﺘﻬﺎ و ﻛـﺸﺘﺰارﻫﺎی وﺳـﻴﻊ وارد ﻣـﻲ ﺷـﻮﻳﻢ. ﺷـﻬﺮ اﺳﭙﻴﺘﺎک در ﺳﺎل 1988 ﺑﻪ ﻋﻠﺖ زﻟﺰﻟﻪ ای 7/2 رﻳﺸﺘﺮی وﻳﺮان ﺷﺪ. در اﻳﻦ زﻟﺰﻟﻪ ﻫﻮﻟﻨﺎک ﺑـﻴﺶ از 4000 ﻧﻔـﺮ ﺟﺎﻧـﺸﺎن را از دﺳﺖ دادﻧﺪ. ﺑﻪ ﺳﻤﺖ آﭘﺎران Aparan و Ashtarak ﺣﺮﻛﺖ ﻣﻲ ﻛﻨﻴﻢ. در ﺳﻤﺖ ﻏﺮﺑـﻲ ﺟـﺎده، ﻛـﻮه Aragats ﺑـﺎ ارﺗﻔﺎع ﺑﻴﺶ از 4000 ﻣﺘﺮ ﻛﻪ ﺑﻠﻨﺪﺗﺮﻳﻦ ﻛﻮه ارﻣﻨﺴﺘﺎن اﺳﺖ را ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻴﻢ. ﺑﺎ ﻧﺰدﻳﻚ ﺷﺪن ﺑﻪ آﺷﺘﺎراک ﺗﻌﺪاد ﺑﺎﻏﻬﺎی ﻣﻴـﻮه در ﻛﻨﺎر ﺟﺎده زﻳﺎد ﻣﻲ ﺷﻮد. ﺗﻌﺪادی از ﺑﺎﻏﺪاران ﻣﺤﺼﻮل ﺧﻮد را در ﻛﻨﺎر ﺟﺎده ﻣﻲ ﻓﺮوﺷـﻨﺪ. رود Kasagh از ﻣﻴـﺎن ﺷـﻬﺮ آﺷﺘﺎراک ﻣﻲ ﮔﺬرد و دره ای ﻋﻤﻴﻖ را در ﺷﻬﺮ اﻳﺠﺎد ﻛﺮده اﺳﺖ. ﻓﺎﺻﻠﻪ آﺷﺘﺎراک ﺗـﺎ اﻳـﺮوان 40 ﻛﻴﻠـﻮﻣﺘﺮ ﺟـﺎده اﺗﻮﺑـﺎﻧﻲ اﺳﺖ.

ﺣﺪود ﺳﺎﻋﺖ 6 ﻋﺼﺮ ﺑﻪ اﻳﺮوان رﺳﻴﺪﻳﻢ. ﻃﺒﻖ ﻗﺮار ﺗﺎ ﺳﺎﻋﺖ 7 ﻓﺮﺻﺖ داﺷﺘﻴﻢ ﻛﻪ اﺗﻮﻣﺒﻴﻞ ﻛﺮاﻳﻪ ای (Kia Sportage) ﺧﻮد را ﺑﻪ ﺷﺮﻛﺖ اﺟﺎره دﻫﻨﺪه ﺗﺤﻮﻳﻞ دﻫﻴﻢ. ﻣﺴﻴﺮی ﻛﻪ ﻃﻲ دو روز ﻃﻲ ﻛـﺮدﻳﻢ ﺣـﺪود 650 ﻛﻴﻠـﻮﻣﺘﺮ ﺷـﺪ و ﻣـﺎ ﺣـﺪود 21000 درام ﺑﺮای اﻳﻦ ﻣﺴﺎﻓﺖ ﭘﻮل ﺑﻨﺰﻳﻦ دادﻳﻢ. ﺑﺎ ﺗﻮﺟـﻪ ﺑـﻪ ﻛﺮاﻳـﻪ 40000 دراﻣـﻲ روزاﻧـﻪ( ﺟﻤﻌـﺎ 80000 درام ﺑـﺮای 48 ﺳﺎﻋﺖ) ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻲ رﺳﺪ ﻛﻪ اﺟﺎره اﺗﻮﻣﺒﻴﻞ ﺑﻪ ﺻﺮﻓﻪ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﺮای ﺑﺎزﮔﺸﺖ ﺑﻪ اﻳﺮان ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﮔﺰﻳﻨﻪ را ﻛﺎرن ﻳﺎﻓﺘﻴﻢ. ﭼﺮا ﻛﻪ ﺑﻪ ﺟﺎده ﺧﻄﺮﻧﺎک اﻳﻦ ﻣﻨﻄﻘﻪ آﺷـﻨﺎ ﺑـﻮد و از ﻃـﺮف دﻳﮕـﺮ ﺑـﺎ ﺗﻤﺎس ﻣﺎ، ﺑﻪ در ﻣﻨﺰل ﻣﻲ آﻣﺪ. ﺑﺮای ﻣﺴﻴﺮ ﺑﺎزﮔﺸﺖ 50000 درام ﭘﺮداﺧﺖ ﻛﺮدﻳﻢ.

ﺧﺮوج از ﮔﻤﺮک و ﻣﻤﻬﻮر ﻛﺮدن ﭘﺎﺳﭙﻮرت ﺑﻪ ﻣﻬﺮ ﺧﺮوج در ﺳﻤﺖ ارﻣﻨﺴﺘﺎن ﭼﻨﺪ دﻗﻴﻘﻪ ای ﺑﻴـﺸﺘﺮ ﻃـﻮل ﻧﻜـﺸﻴﺪ و ﻛﻤـﻲ ﺑﻌﺪ از روی ﭘﻞ ارس ﮔﺬر ﻛﺮدﻳﻢ و ﺑﻪ ﮔﻤﺮک اﻳﺮان رﺳﻴﺪﻳﻢ. اﺑﺘﺪا وارد ﻗﺮﻧﻄﻴﻨﻪ اﻧﺴﺎﻧﻲ ﺷﺪﻳﻢ. از ﻣﺎ درﺑﺎره اﺣﺘﻤﺎل اﺑﺘﻼ ﺑـﻪ آﻧﻔﻠﻮاﻧﺰا ﺧﻮﻛﻲ ﺳﻮاﻻﺗﻲ ﭘﺮﺳﻴﺪﻧﺪ، آﻧﮕﺎه ﭘﺲ از ﭼﻚ ﮔﺬرﻧﺎﻣﻪ و ﻣﻬﺮ ورود از ﮔﻤﺮک ﺧـﺎرج ﺷـﺪﻳﻢ. ﻣـﺎﺑﻘﻲ درام ﻫـﺎی ﺧﻮد را در ﺻﺮاﻓﻲ داﺧﻞ ﮔﻤﺮک ﺑﻪ رﻳﺎل ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻛﺮدﻳﻢ. ﺗﺎﻛﺴﻲ ﻫﺎی ﻛﺮاﻳﻪ ای از اﻳﻦ ﺳﺎﻣﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺗﺒﺮﻳﺰ و ﺟﻠﻔـﺎ وﺟـﻮد دارد ﻛﻪ ﻧﺮخ درﺑﺴﺘﻲ ﺗﺎ ﺗﺒﺮﻳﺰ 33000 ﺗﻮﻣﺎن اﺳﺖ و اﻳﻦ رﻗﻢ ﺗﺎ ﺟﻠﻔﺎ 15000 ﺗﻮﻣﺎن اﺳﺖ.

ﻣﺎ ﻗﺒﻞ از ﺳﺎﻋﺖ 22 ﺑﻪ ﺗﺮﻣﻴﻨﺎل اﺗﻮﺑﻮﺳﻬﺎی ﺗﺒﺮﻳﺰ رﺳﻴﺪﻳﻢ و ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﺎ ﺳﺮوﻳﺲ ﻫﺎی ﺳﺎﻋﺖ 22:30 ﺑﻪ ﺗﻬﺮان ﺑﺮﮔﺸﺘﻴﻢ.

اﻓﺸﻴﻦ اﻳﺮان ﭘﻮر

ﻛﺎﻧﻮن ﮔﺮدﺷﮕﺮان ﺟﻮان اﻳﺮان

iranpour@kanoonirangardan.ir

18

Share

نوشته ﺳﺮزﻣﻴﻦ ﺑﺪون ﻣﻮﺗﻮر ﻫﻮﻧﺪا -125 ارﻣﻨﺴﺘﺎن اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%ef%ba%b3%ef%ba%ae%d8%b2%ef%bb%a3%ef%bb%b4%ef%bb%a6-%ef%ba%91%ef%ba%aa%d9%88%d9%86-%ef%bb%a3%ef%bb%ae%ef%ba%97%ef%bb%ae%d8%b1-%ef%bb%ab%ef%bb%ae%ef%bb%a7%ef%ba%aa%d8%a7-125-%d8%a7%d8%b1%ef%bb%a3/feed/ 0
برنامه 9514 : دریاچه الندان و پیاده روی در جنگل پاییزی منطقه https://kanoonirangardan.ir/%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-9514-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%da%86%d9%87-%d8%a7%d9%84%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%be%db%8c%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%86/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-9514-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%da%86%d9%87-%d8%a7%d9%84%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%be%db%8c%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%86/#respond Fri, 11 Nov 2016 13:21:57 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=6217 برنامه 9514 : دریاچه الندان و پیاده روی در جنگل ...

نوشته برنامه 9514 : دریاچه الندان و پیاده روی در جنگل پاییزی منطقه اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
برنامه 9514 : دریاچه الندان و پیاده روی در جنگل پاییزی منطقه

سرپرست برنامه:  بهرنگ علوی

حرکت:  پنج شنبه27 آبان 95 – ساعت 7صبح از پارک نوشین

بازگشت:  نیمه شب جمعه 28 آبان 95

وسیله سفر:   مینی بوس

درجه سختی سفر:  طبیعت گردی همراه با پیاده روی های یک روزه

هدف سفر:  بازدید از دریاچه الندان و پیاده روی در جنگل پاییزی اطراف دریاچه

خلاصه سفر حرکت از تهران به سمت فریم؛ بازدید از تاج سد سلیمان تنگه ، و میل رسکت ـ شبمانی در کیاسر وصبح روز بعد حرکت بسمت الندان ـ پیاده روی دور دریاچه حدود ۸ کیلومتر ـ صرف ناهار ـ بازگشت به تهران

شب مانی:  خانه محلی

وعده های غذاییدو وعده ناهار با خود بیارید بقیه وعده ها دسته جمعی خواهد بود

هزینه سفر: بین80 تا 120 هزار تومان

وسایل لازم:  کفش مناسب پیاده روی یا کوهنوردی ،لباس گرم،بادگیر،لباس اضافه، کلاه و عینک آفتابی ،کیسه خواب، بشقاب، لیوان و قاشق (استفاده از ظروف یکبار مصرف مجاز نمی باشد)،زیرانداز,باتوم ،کارت شناسایی، پول نقد (برای دُنگِ آخر سفر)

پیش بینی وضعیت آب و هوا: نیمه ابری ، احتمال بارندگی

مهلت ثبت نام: حداکثر تا پایان روز سه شنبه 25 ابان 95

واریز پول: مبلغ 80 هزار تومان به شماره کارت ۵۰۲۲۲۹۱۰۲۴۳۱۲۷۳۶ به نام سید محمد رضا آیت الله زاده

ثبت نام منوط به واریز پول است. بعد از واریز پول به آقای آیت الله زاده خبر بدهید( شماره تماس: ۰۹۱۲۲۹۵۵۱۸۷)

 

13696524762573253

136965247653859750

28496566123804889314

22112

ty02wm73fj4389tnjzp

 

Share

نوشته برنامه 9514 : دریاچه الندان و پیاده روی در جنگل پاییزی منطقه اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-9514-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%da%86%d9%87-%d8%a7%d9%84%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%be%db%8c%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%86/feed/ 0
گزارش سفر به سوئیس- کشور دریاچه و تونل https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d9%88%db%8c%db%8c%d8%b3-%da%a9%d8%b4%d9%88%d8%b1-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%da%86%d9%87-%d9%88-%d8%aa%d9%88%d9%86%d9%84/ https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d9%88%db%8c%db%8c%d8%b3-%da%a9%d8%b4%d9%88%d8%b1-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%da%86%d9%87-%d9%88-%d8%aa%d9%88%d9%86%d9%84/#comments Fri, 19 Aug 2016 19:06:03 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=5809 اگر از هر کدام از ما بپرسند که با شنیدن نام سوییس به یاد چه می افتید شاید برخی بگویند ساعت مچی، بعضی شکلات نستله و برخی دیگر هم بانک پولدارها.

نوشته گزارش سفر به سوئیس- کشور دریاچه و تونل اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
گزارش سفر به سوئیس- کشور دریاچه و تونل

 Swiss01

 

اگر از هر کدام از ما بپرسند که با شنیدن نام سوییس به یاد چه می افتید شاید برخی بگویند ساعت مچی، بعضی شکلات نستله و برخی دیگر هم بانک پولدارها.

سفر به سوییس، شاید سفری متفاوت در کشورهای اروپایی باشد که تجربه اش برای جهانگردان خالی از لطف نیست. برای اینکه کمی با سوییس بیشتر آشنا شوید، بهتر دیدم اطلاعاتی را عینا از ویکی پدیا قبل از شروع روایت سفر بیاورم.

“سوئیس (آلمانی: Schweiz، فرانسه: Suisse، ایتالیایی: Svizzera) با نام رسمی کنفدراسیون سوئیس (به لاتین: Confoederatio Helvetica)، کشوری است در اروپای غربی که از شمال با آلمان، از شرق با اتریش و لیختنشتاین، از جنوب با ایتالیا و از غرب با فرانسه همسایه است.

این کشور ۷٫۵ میلیون نفر جمعیت(کمی بیشتر از استان خراسان رضوی) و مساحتی بالغ بر ۴۱٬۲۹۰ کیلومتر مربع دارد(کمی کوچکتر از استان آذربایجان شرقی). سوئیس کشوری است به صورت جمهوری فدرال و از ۲۶ ایالت تشکیل شده‌است که «کانتون» خوانده می‌شوند.

پایتخت سوئیس شهر برن است و قطب‌های اقتصادی این کشور دو شهر جهانی ژنو و زوریخ هستند. سوئیس یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان است و درآمد سرانه در این کشور با ۳۹٬۰۰۰ دلار برای هر نفر از بالاترین‌ها در جهان است.

سوئیس کشوری چندزبانه است و در آن چهار زبان آلمانی، فرانسوی، ایتالیایی و رومانش به رسمیت شناخته می‌شوند.

سوئیس دارای سابقهٔ طولانی بی‌طرفی در مناسبات جهانی است، به طوری که این کشور از سال ۱۸۱۵ تاکنون وارد هیچ جنگی نشده‌است. این کشور مقر بسیاری از سازمان‌های بین‌المللی چون صلیب سرخ و سازمان تجارت جهانی است. یکی از دو دفتر اروپای سازمان ملل نیز در این کشور و در شهر ژنو قرار دارد.

تاریخ: سلت‌ها اولین ساکنان سوئیس بودند. تیره‌ای از این قوم که هلوتیا (Helvetia) نام دارند پیش از تسلط رومیان بر سوئیس، در کوهستان‌های ژورا و آلپ ساکن شدند و آنجا را هلوتیا نامیدند. هلوتیا در سال ۵۸ پیش از میلاد به تصرف ژولیوس سزار امپراتور روم درآمد. در قرن پنجم میلادی ژرمن‌ها به این سرزمین وارد و در ساحل غربی رود آر ساکن شدند. ژرمن‌ها و اقوام بورگون (Burgun) و فرانک جامعه‌ای مستقل تشکیل دادند. آنها در سال ۶۳۹ میلادی دولتی را بنیان گذاشتند که بعدها فرانسه نامیده شد. در سدهٔ نهم بین سوابیا (Swabia) و بورگوندی‌ها (Burgundians) تقسیم و در سال ۱۰۳۳ تحت نظارت امپراتوری مقدس روم وحدت پیدا کردند. حکومت منطقه در قرن سیزدهم بین کنت‌ها و خاندان هابسبورگ و حکمرانان محلی تقسیم شد. در سال ۱۲۹۱ سه منطقهٔ آوری (Uri)و شویتس(Schwyz) و اونتروالدن (Unterwalden) اتحادیه‌ای تشکیل دادند که اساس کنفدراسیون سوئیس قرار گرفت.

قانون اساسی سوئیس در ۲۹ مه ۱۸۷۴ تصویب شد و پس از آن اصلاحات زیادی در آن صورت گرفته است. سیستم سیاسی سوئیس مرکب از دموکراسی مستقیم و غیرمستقیم بر مبنای حق حاکمیت مردم و جدایی از قدرت‌ها است. در انتخابات فدرال همهٔ شهروندان بالای ۱۸ سال واجد شرایط رای دادن هستند. مردم سوئیس با فرهنگ سیاسی غنی و پیشرفته و به پشتوانهٔ قانون اساسی و تجربیات گران‌بهای تاریخی این کشور، در فرایندهای قانون‌گذاری و اجرایی، به شیوه‌ای بدیع و فعال مشارکت دارند. بدین‌گونه که برای تصویب شدن یا نشدن قانون‌های خاص، در کشور همه پرسی صورت می‌گیرد. برطبق قانون اساسی اگر دادخواستی حداکثر آرا را کسب کند تصویب خواهد شد.

سوئیس یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان است. سوئیس عضو اتحادیه اروپا نیست ولی عضو انجمن تجارت آزاد اروپا(EFTA) است. در سال ۱۹۹۹ میلادی سوئیس با اتحادیه اروپا قرارداد بست و عضو EFTA گردید. به موجب این قرارداد، داد و ستد بین کشورهای عضو اتحادیه با سوئیس آسان تر گشت. بانکداری در سوئیس یکی از مهم‌ترین بخش‌های این کشور محسوب می‌شود. شرکت‌های بیمه نیز سهم زیادی در اقتصاد سوئیس دارند. دیگر بخش مهم اقتصادی صنعت توریسم است. ژنو و زوریخ جزو شهرهای گردشگرپذیرند. همچنین کوهستان‌های این کشور میزبان گردشگرانی است که برای ورزش‌های برفی به این کشور سفر می‌کنند.”

گزارش سفر به سوییس:

روز نخست، 21 خرداد 1395 یا 4/6/2016 :

من و همسرم به همراه دو پسربچه شیطون دو و شش ساله این سفر را از دبی شروع کردیم. پرواز مستقیم ما از دبی به زوریخ بود. این پرواز شش ساعته و نیم به لطف سرگرمی های داخل هواپیما خسته کننده نبود و در ساعت یک و نیم بعد از ظهر وارد فرودگاه زوریخ شدیم. فرودگاه زوریخ همانطور که انتظار می رود، فرودگاهی مدرن است. مراحل چک کردن پاسپورت و دریافت چمدانها طولی نمی کشد و ما از فرودگاه خارج می شویم. ابتدا برای خرید سیم کارت به فروشگاه داخل فرودگاه مراجعه می کنیم. مدارک مورد نیاز، پاسپورت و 20 فرانک سوییس برای سیم کارت با اعتبار یکماه و 2 گیگابایت اینترنت است. سپس به باجه ماشینهای کرایه ای رفتیم و اتومبیلی را که از قبل برای سفر رزرو کرده ایم را تحویل گرفتیم. مدارک مورد نیاز: رزرواسیون اتومبیل، گواهینامه بین المللی و اصل گواهینامه ای که در کشور محل اقامت اعتبار دارد، پرداخت کل مبلغ با کارت اعتباری. ما برای این اتومبیل که قابلیت حمل هفت مسافر را داشت، جهت هفت روز مبلغ 380 فرانک سوییس پرداختیم. قیمت گازوییل در زمان سفر ما حدودا 4/1 فرانک بود. طبق قانون شرکت اجاره اتومبیل، ماشین را با باک پر تحویل می دهند و با باک پر تحویل می گیرند.

با کمک GPS فرودگاه زوریخ را به مقصد محل اقامتمان -در شهرک Ennetburgen که در بیست کیلومتری جنوب Lucerne می باشد-ترک کردیم. از فرودگاه تا آنجا حدود یکساعت راه است. از ابتدای ورود به سوییس کم کم متوجه می شویم که با سایر کشورها متفاوت است. طبعا جاده های بین شهری نیز از این قاعده مستثنی نیست. بسیار مرتب با راهنمای مناسب. استفاده از GPS این حسن را دارد که شما را تا درب منزل راهنمایی می کند و احتمال گم شدن در بزرگراهها را کم می کند. حدود ساعت چهار و نیم بعد از ظهر بود که به Ennetburgen رسیدیم. پسر دایی من منتظرمان بود. زیبایی این منطقه که در کنار دریاچه لوزرن و در منطقه کوهستانی قرار دارد، منظره ای بسیار زیبا را پدید آورده است.

Swiss02

بعد از کمی استراحت تصمیم گرفتیم که در این شهرک قدم بزنیم. آرامش عجیب آن این فکر را به انسان القا می کند که اصلا کسی در اینجا زندگی نمی کند!! ولی با گذر از کنار خانه هایی که بسیارشان به سبک سوییسی و یا بهتر بگم خانه های آلپی ساخته شده است نظرمان عوض می شود چون علاوه بر اتومبیل، در برخی از خانه ها قایق تفریحی نیز وجود دارد.

Swiss03

تقریبا در همه جا محل ویژه ای برای عبور دوچرخه و عابر پیاده وجود دارد. در مدت زمانی که در این کشور بودیم هرگز ندیدم کسی برای عبور از عرض خیابان، خارج از خطوط عابر پیاده عبور کند. رانندگان احترام عجیبی برای پیاده ها قائل هستند. هرگاه فرد پیاده ای به کنار خیابان بیاید تمام رانندگان کاملا می ایستند تا پیاده از عرض خیابان عبور کند و یا نظرش عوض شود و مجددا به پیاده رو برگردد. پیاده ها نیز پس از عبور از خیابان با تکان دادن دست از راننده تشکر می کنند، این فرهنگ حتی در کودکان نیز وجود دارد.

روز دوم:

مقصد نخست برای امروز شهر Bellinzona است که در بزرگراه لوزرن-میلان قرار دارد. این مسیر  126 کیلومتری حدودا یکساعت و نیم زمان نیاز دارد. مناظر اطراف بسیار زیباست چرا که از میان کوههای آلپ عبور می کند. به شکل باورنکردنی از جای جای کوهستان آبشارهای کوتاه و بلندی جاری است. جنگل و مرتع نیز در کنار شماست. این بزرگراه به لطف تونلهای متعدد، شاهراه اصلی اروپا به ایتالیا است و در طول مسیر اتومبیلهای بسیاری را از سایر کشورهای اروپایی می بینید که عازم جنوب اروپا و ایتالیا هستند. تونل Gotthard  با 17 کیلومتر طول یکی از طویلترین و مشهورترین تونلهای جهان است که در این مسیر قرار دارد. در سوییس عوارض جاده ای وجود ندارد اما برای تردد، همه وسایل نقلیه باید برچسبهای مخصوصی  بخرند که بر روی شیشه جلو انومبیل نصب می شود.

شهر Bellizona در منطقه Ticino واقع شده که عمدتا ایتالیایی زبان هستند. این شهر به سبب وجود سه قلعه قدیمی که بیش از 700 سال قدمت دارند در لیست میراث جهانی ثبت شده است. دوک میلان نیز از این قلعه ها استفاده می کرده است. این قلعه ها Castelgrande, Castel di Montebello, Castello di Sasso Corbaro نام دارند و در مرکز شهر به همراه کلیسا مرکزی شهر قرار دارند. برای بازدید از این مجموعه 2 ساعت زمان نیاز است.

Swiss04    Swiss05

بعد از صرف نهار مسیر خود را به سمت شرق ادامه دادیم. گذر از میان مراتع زیبای کوههای آلپ که پوشیده از گلهای رنگارنگ است و گاوهای تنومند آلپی در آنجا مشغول چرا هستند یادآور کارتونهای دوران کودکی ما است.

Swiss06

مقصد بعدی یافتن روستای Filisur است. بعد از 110 کیلومتر و حدود 1:45 دقیقه به روستای کوهستانی Filisurرسیدیم. با کمی پیاده روی پل زیبای خط راه آهن معروف Albula/Bernina را پیدا کردیم.

Swiss07

این مسیر راه آهن قدیمی که از میان کوههای آلپ عبور می کند به سبب پلهای متعدد، دشواری ساخت و مناظر بینظیر به عنوان یک میراث جهانی در یونسکو به ثبت رسیده است. http://www.unesco.org/archives/multimedia/?s=films_details&pg=33&id=1093

سپس با عبور از میان دره های عمیق و زیبای کوههای آلپ به شهر Chur رسیدیم و راه خود را به سمت شهر Vaduz که پایتخت کشور کوچک لیختن اشتاین است ادامه دادیم. برای ورود به لیختن اشتاین نیازی به اجازه نامه خاصی ندارید. با عبور از روی پلی که بر روی رودخانه راین احداث شده، وارد لیختن اشتاین می شوید و شاید اگر پرچمهای دو کشور سوییس و لیختن اشتاین در دو سوی پل نباشد هرگز متوجه عبور از مرز نشوید. از روستای Filisur تا Vaduz حدود 90 کیلومتر و یکساعت راه است. شهر Vaduz و همچنین شهر مجاور آن Schaan بسیار کوچک و آرام هستند چند کلیسا کوچک در آنها وجود دارد و نهایتا با اتومبیل کمتر از نیم ساعت می توان کل منطقه را دید و از روی پل دیگری که بر روی رودخانه راین قرار دارد مجددا به کشور سوییس برگشت. لیختن اشتاین از سمت شرق با کشور اتریش هم مرز است.

Swiss08

Swiss09

هوا کم کم داشت تاریک می شد که به دریاچه Walensee رسیدیم. این دریاچه طولی حدود 15 کیلومتر و عرض 2 کیلومتری دارد کوههای شمال این دریاچه کاملا گویای منطقه است که صفحات تکتونیک قشر کره زمین نمای دو تکه ای را بروی آنها ایجاد کرده است و به همین سبب در لیست میراث طبیعی یونسکو به ثبت جهانی رسیده است. http://www.myswitzerland.com/en-us/unesco-world-heritage-the-castles-of-bellinzona.html

Swiss10

هوا کاملا تاریک شده بود که به منزل برگشتیم.  از Vanduz تا Ennetburgen 150 کیلومتر است که حدود 2 ساعت برای پیمودن آن زمان نیاز دارید.

روز سوم:

پسردایی من برای امروز ما برنامه ای هیجان انگیز ترتیب داده است. یکی از دوستانش خلبان هواپیماهای سبک است و طبق هماهنگی که با او انجام داده، قرار است پروازی بر فراز کوههای آلپ و مخصوصا یخچالهای دائمی(Glacier) آن منطقه داشته باشیم. حدود ظهر بود که به اتفاق در یکی از فرودگاههای محلی در Sarnen که 20 دقیقه با محل اقامت ما فاصله دارد، حاضر شدیم. لازم است بدانید که در سوییس تعداد زیادی فرودگاه کوچک وجود داره که به نظر از زمان جنگ جهانی باقی مانده و اکنون برای مقاصد تفریحی و همینطور آموزشی استفاده می شود. ما با اتومبیل شخصی وارد باند پروازی شدیم و سپس در نزدیک یک آشیانه هواپیما پارک کردیم. خلبان درب آشیانه را باز کرد و یکی از چند هواپیما را از آشیانه خارج کرد. ابتدا سوختگیری را از پمپ بنزینی که در مجاور آشیانه بود انجام داد و سپس ما سوار هواپیمای چهارنفره تایگر شدیم. هواپیما به آرامی به ابتدای باند رانده شد و پس از یک Take off  سریع از روی باند بلند شد. فرودگاه در نزدیک یک دریاچه قرار داشت و با اوجگیری هواپیما مناظر زیبا بیش از پیش نمود پیدا می کردند.

Swiss11

Swiss12

کم کم قلل بلند آلپ نیز نمایان شدند. ما به سمت آنها راندیم با گذر از کنار قلل Eiger, Monch, Wengen که همگی بالای 4000 متر ارتفاع دارند وارد یخچال Jungfrau شدیم. این منطقه نیز ثبت میراث جهانی شده است. قلل بلند و صخره ای آلپ که بعضی از آنها بسیار صعب العبور هستند در اطراف ما به چشم می خورند. در بعضی مناطق که به کوهها نزدیک می شدیم کوهنوردانی را می دیدیم که در تلاش برای صعود بودند. پرواز ما بیش از یکساعت طول کشید و ما علاوه بر یخچالهای دائمی که بیشتر به رودخانه هایی از یخ شبیه هستند، پروازی هم بر فراز منطقه Interlaken و آبشارهای سحرآمیز آن داشتیم. پرواز با هواپیمای سبک بر فراز آلپ تجربه ای بسیار منحصر به فرد است مخصوصا که من این شانس را هم داشتم تا چند دقیقه ای رانندگی با هواپیما را تجربه کنم. http://www.unesco.org/archives/multimedia/?s=films_details&pg=33&id=1430

Swiss13

Swiss14

Swiss15

پس از بازگشت از این پرواز خاطره انگیز و کمی استراحت در منزل، به سمت شهر لوسرن حرکت کردیم.

در سوییس استفاده از بالابرهای کابلی در مناطق کوهستانی بسیار متداول است و اکثرا به شکل ترنهای کوچکی هستند که بر روی ریل توسط کابل به سمت بالا کشیده می شوند. همچنین تله کابین نیز در برخی مناطق کوهستانی گردشگران را تا نزدیک قلل مرتفع می برند.

لوسرن در کنار دریاچه زیبای لوسرن قرار دارد و از شهرهای زیبای سوییس است. بر روی رودخانه ای که به دریاچه می ریزد (Reuss river)چند پل چوبی بسیار زیبا احداث شده است که با گلهای رنگارنگ تزیین شده است.

Swiss16

رود و دریاچه بسیار آب شفاف و تمیزی دارد. هنگامی که در کنار دریاچه قدم می زنید همواره تعدادی اردک و قو را در نزدیک خود می بینید. پیاده روی در قسمت قدیمی شهر خالی از لطف نیست فقط به این نکته توجه داشته باشید که همه مغازه ها بعد از ساعت 6 بعدازظهر تعطیل می شوند.

Swiss18

Swiss19

از مکانهای دیدنی شهر می توان به بنای یادبود Lion Monument و همچنین Chaple Bridge نام برد. خرید شکلات از مغازه های شکلات فروشی معروف در لوسرن هم خالی از لطف نیست. حتما شکلاتهای تخته ای را امتحان کنید.

Swiss17

روز چهارم:

صبح به سمت پایتخت کشور سوییس یعنی شهر برن حرکت کردیم. تا برن 130 کیلومتر و حدود یکساعت و نیم راه است. با ورود به شهر برن به سمت مرکز شهر که شهر قدیمی برن را شامل می شود، راندیم. شهر قدیم برن نیز در لیست میراث جهانی است. https://www.youtube.com/watch?v=SHZYWEbpye4

خیابان Kramgasse با مغازه هایش و همچنین پرچمهای رنگارنگی که در طول آن آویخته شده است، از زیباترین خیابانهای برن است.

Swiss21

بناهای قدیمی عمدتا در محدوده این خیابان قرار دارند. برج ساعت که به سبب عروسکهایش معروف است  Zytglogge نام دارد. راس هر ساعت عروسکها از داخل برج خارج شده و با نوای موسیقی شروع به حرکت می کنند.

Swiss20

چندین مجسمه نیز در این خیابان وجود دارد. تزیینات بناها و همچنین مغازه ها بسیار جالب است. در طول خیابان، علاوه بر مغازه هایی که همسطح با خیابان قرار دارند، تعدادی نیز در سطحی پایینتر از خیابان هستند که با تعدادی پله به سطح خیابان می رسند. جالب است که درب اصلی این مغازه ها به صورت تقریبا افقی در سطح خیابان قرار دارد.

Swiss23

کلیسای جامع شهر در خیابان مجاور است و قطعا ارزش دیدن را دارد و حدودا نیم ساعت زمان نیاز دارد.

Swiss22

خانه  آلبرت انیشتین که از سال 1905-1903 در آنجا زندگی کرده (ورودیه 6 فرانک) نیز در این خیابان است.

Swiss24

در انتهای این خیابان، پارک خرسها است که تعدادی خرس در آن نگهداری می شوند. گفته می شود دوک برتولد بعد از ورود به این شهر به سبب اینکه یک خرس آخرین حیوان وحشی بوده که شکار کرده، نام این شهر را Bern به معنی خرس، گذاشت. هم اکنون نیز بر روی پرچم این ایالت تصویر یک خرس نقش بسته است.

در کنار رود Aare که از سه طرف شهر قدیمی را احاطه کرده است بناهای زیبایی ساخته شده است. همچنین این رود در ایام گرم سال محل خوبی برای آبتنی است.

Swiss25

Swiss26

بعد از ظهر به سمت شهر کوچک Le Locle حرکت کردیم این شهر تا برن حدود 80 کیلومتر فاصله دارد که در زمان یکساعت و نیم می توان به آن رسید. مسیر بسیار زیباست و از میان جنگل و دشتهای سبز و همچنین از کنار چندین دریاچه عبور می کند. شهر Le Locle هم در لیست میراث جهانی ثبت شده است. http://www.unesco.org/archives/multimedia/?s=films_details&pg=33&id=1433

اداره پلیس در ساختمانی با طراحی و نقاشی  بسیار زیبا قرار دارد.

Swiss27

این شهر محل تولد ساعت هایی است که اکنون در دست همه ماست. برندهای معروف ساعتهای مچی که ساخت سوییس هستند همگی در این شهر یا حومه آن کارخانه ای دارند. قطعا یکی از دیدنی ترین محلهای این شهر، موزه ساعت آن است.

Swiss28

ورودیه آن 10 فرانک و برای بچه های زیر 10 سال مجانی است. شما علاوه بر دیدن ساعتهای مختلف و آشنایی با روند تکاملی ساعتهای مچی، اطلاعات جالبی نیز درباره ساخت ساعت به دست می آورید. زمان بازدید حدود 2 ساعت. برای آشنایی بیشتر با این موزه لینک زیر را ببینید. http://www.mhl-monts.ch/en/horaires.php

Swiss29

Swiss30

شهر La Chaux-de-Fonds  در 10 کیلومتری Le Locle قرار دارد و این شهر هم در لیست میراث جهانی است. کلیسا شهر بسیار ساده است و در صورت کمبود وقت می توان از دیدن آن صرف نظر کرد. این شهر محل تولد Le Corbusier آرشیتکت، نقاش، طراح و نویسنده معروف سوییسی- فرانسوی است. بناهایی که این شخص طراحی کرده به سبب نوآوری و نبوغ آن در سال 2016 در لیست میراث جهانی به ثبت رسید. http://www.swissinfo.ch/eng/business/le-corbusier—world-heritage_swiss-came-round-late-to-appreciating-architect/42301408

این بناها علاوه بر سوییس و فرانسه در کشورهایی چون هند، آرژانتین، بلژیک، ژاپن و آلمان قرار دارند. بنای Maison Blanche در این شهر قرار دارد و Le Corbusier این بنا را برای والدینش ساخته بود. http://www.galinsky.com/buildings/chauxdefonds/

Swiss31

مسیر برگشت ما به Ennetburgen که 160 کیلومتر بود از شهر Biel/Bienne می گذشت که کارخانه های بزرگ ساعت سازی در آن قرار دارند و بیشتر شهری صنعتی است تا توریستی.

روز پنجم:

به سمت شهر سنت گالن حرکت کردیم. این مسیر 160 کیلومتر حدودا 2 ساعت زمان نیاز دارد. سنت گالن از شهرهای قدیمی، آلمانی زبان و زیبای سوییس است. منطقه مرکزی شهر بافتی قدیمی دارد.

Swiss34

کلیسا جامع شهر که بنای اولیه آن در قرن هشتم میلادی ساخته شده، در این محل قرار گرفته که در لیست میراث جهانی ثبت شده است. http://www.unesco.org/archives/multimedia/?s=films_details&pg=33&id=1426

از نکات جالب این کلیسا نقاشیهای سقفی است که بسیار تیره رنگ است. ورود به این کلیسا رایگان است و برای بازدید از آن نیم ساعت زمان لازم است.  بازدید از کتابخانه این کلیسا حتما توصیه می شود. https://en.wikipedia.org/wiki/Abbey_of_Saint_Gall

Swiss32

Swiss33

از سنت گالن به سمت دریاچه Bodensee و شهر Kreuzlingen راندیم و با گذر از مرز وارد کشور آلمان شدیم. گذر از مرز به سادگی انجام شد. تنها چند مرزبان که در پست کوچکی ایستاده بودند به صورت رندوم برخی از اتومبیلها را متوقف می کردند و مدارکشان را چک می کردند. بلافاصله بعد از مرز پل بزرگی بر روی رودخانه راین قرار دارد و سوییس را به شهر Konstanz آلمان وصل می کند. مقصد ما شبه جزیره Reichenau است که در مجاور شهر کونستانز است و تا مرکز شهر تنها 10 کیلومتر مسافت است. این شبه جزیره بسیار زیبا در میان دریاچه Untersee قرار گرفته است و تنها با راه بسیار باریکی به خشکی وصل است. سه کلیسا قدیمی این شبه جزیره(St.Mary, St.George, St.Peter)  به همراه طبیعت فوق العاده آن به ثبت جهانی یونسکو درآمده است. کلیساها بسیار ساده هستند و عمدتا نقاشی های دیواری زیبایی دارند. تاریخ ساخت آنها بین قرون 9 تا 11 میلادی است . http://www.unesco.org/archives/multimedia/?s=films_details&pg=33&id=948

Swiss35

Swiss36

Reichenau بسیار منطقه توریستی است و ویلاهای مجللی در آن ساخته شده که بسیاری از آنها متعلق به پولدارهایی است که برای گذراندن تعطیلات به آنجا می آیند. اگر مایل به اقامت در این محل هستید شاید بهترین راه مراجعه به راهنمای توریستی روستا در میدان مرکزی است. برای اجاره یک ویلا و یا یک اتاق از یک ویلای مجلل می توانید با هزینه قابل قبولی مثلا شبی 100 یورو در آنها اقامت کنید.بازدید از این شبه جزیره زیبا حداقل به سه ساعت زمان نیاز دارد.

Swiss37

Swiss38

زمان مورد نیاز از سنت گالن تا مرکز Reichenau حدود یکساعت و نیم است هر چند این فاصله کمتر از 60 کیلومتر می باشد. https://en.wikipedia.org/wiki/Reichenau_Island

با گذر از مرز مجددا به سوییس بازگشتیم و تصمیم گرفتیم که از روستای Stein Am Rhein دیدن کنیم.

Swiss39

این روستا در کنار رودخانه راین قرار دارد و ما برای رسیدن به آن حدودا نیم ساعت فاصله 35 کیلومتری را از هنگامی که وارد سوییس شدیم، راندیم. این روستا که از روستاهای قرون وسطایی است دارای بافت قدیمی بسیار زیبایی است. بسیاری از خانه ها با نقاشی یا کاشیکاریهای رنگارنگ تزئین شده اند. ورود اتومبیل به قسمت مرکزی روستا ممنوع است. میدان مرکزی مجسمه ای زیبا از یک جنگجوی قرون وسطایی دارد. برای گردش در این روستا یکساعت زمان نیاز است. http://www.myswitzerland.com/en/stein-am-rhein.html

Swiss40

Swiss41

رود راین تا مسافتی طولانی مرز میان آلمان و سوییس را مشخص می کند تا اینکه از نزدیک شهر باسل وارد فرانسه می شود و مسیر خود را بعد از 1320 کیلومتر و عبور از آلمان و هلند به دریای شمال پایان می دهد.

از Stein Am Rhein تا محل اقامت ما حدود 130 کیلومتر (2 ساعت) مسافت بود.

روز ششم:

برنامه امروز سفر به سمت غرب و بازدید از دریاچه Leman بود. این دریاچه بزرگ در مرز میان سوییس و فرانسه قرار دارد و شهرهای بزرگی چون ژنو و لوزان در کنار آن واقع شده اند.

مقصد اولیه ما Corsier-sur-Vevey است. این مسیر نسبتا طولانی 210 کیلومتری را حدودا در دو ساعت و نیم طی کردیم و قبل از ظهر رسیدیم. خانه چارلی چاپلین در این شهر کوچک قرار دارد و او 25 سال آخر عمرش را پس از بازگشت از آمریکا در این خانه گذراند. این خانه در سالهای اخیر با کمک فرزندان او به موزه تبدیل شده است. این خانه در باغ بزرگی قرار دارد ورودیه این موزه برای بزرگسالان 23 فرانک و برای زیر شش سال رایگان است.

Swiss43

Swiss42

Swiss44

پس از اینکه از خانه چاپلین بازدید کردید شما را برای دیدن قسمتهای کوتاهی از فیلمهای چاپلین به سالن سینمای کوچکی هدایت می کنند. این نمایش 10 دقیقه طول می کشد و سپس پرده نمایش بالا می رود و شما لوکیشنی از یکی از فیلمهای چاپلین را با مجسمه های بسیار طبیعی می بینید. از شما درخواست می شود تا وارد سن شوید و با کارکترها عکس بگیرید ولی این تمام ماجرا نیست و شما از دالانهای مختلف وارد لوکیشنهای مختلف فیلمهای چاپلین می شوید. http://www.chaplinsworld.com/en/ برای بازدید از این موزه حداقل 4 ساعت زمان نیاز است.

Swiss45

Swiss46

ظهر بود که از موزه خارج شدیم و به سمت شهر لوزان حرکت کردیم. جاده زیبایی به طول 20 کیلومتر در امتداد دریاچه قرار دارد. تاکستانهای بسیار زیبایی در دامنه تپه و ارتفاعات منطقه Lavaux وجود دارد که به سبب مرغوبیت محصول و شکل خاص این تاکستانها در لیست میراث جهانی ثبت شده است. https://www.youtube.com/watch?v=c1ZMM8Dul-w

Swiss47

Swiss48

روستای cully یکی از روستاهای این منطقه و در کنار دریاچه است.

Swiss49

Swiss50

شهر معروف لوزان نیز در کنار دریاچه قرار دارد. شاید دیدنی ترین مکان شهر لوزان، کلیسا جامع شهر است که به Cathedrale Notre-Dame مشهور است. پنجره های زیبا با شیشه های رنگی آن شهرت زیادی دارد. برای بازدید از این کلیسا نیم ساعت کافی است. http://www.myswitzerland.com/en-us/cathedrale-de-notre-dame-cathedral-of-our-lady-lausanne.html

Swiss51

Swiss52

Swiss53

پس از کمی پیاده روی در شهر، به سمت محل سکونت ادامه مسیر دادیم ولی این بار تصمیم گرفتیم تا از منطقه زیبا Interlaken برگردیم. این منطقه که در دره ای در منطقه ای کوهستانی- جنگلی قرار دارد به سبب طبیعت منحصر به فردی که دارد از جذابیتهای طبیعی کشور سوییس است. روستای اینترلاکن در میان دو دریاچه قرار دارد. این منطقه چندین دریاچه و تعداد زیادی آبشار دارد. همچنین شما می توانید تعدادی از قلل مرتفع منطقه را که بر فراز آنها پرواز کرده بودیم را ببینید. هوا تاریک شده بود که به منزل رسیدیم.

روز هفتم:

روز آخر سفر را با جمع آوری وسایل شروع کردیم. چمدانها را در صندوق اتومبیل گذاشتیم و بعد از خداحافظی از صاحب خانه مهربان به سمت شهر کوچک Zug حرکت کردیم. مسافت 45 کیلومتری را یکساعته پیمودیم. این شهر کوچک قرون وسطایی در کنار دریاچه زیبای Zugersee قرار دارد. نهار را در یکی از رستورانهای کنار دریاچه صرف کردیم. کوچه پس کوچه های Zug بسیار دیدنی است و پر است از ساختمانهای زیبا با نماهای زیبا.

Swiss54

Swiss55

Swiss56

مقصد نهایی شهر زوریخ است که در 35 کیلومتری Zug قرار دارد. زوریخ از شهرهای بزرگ سوییس و مرکز تجاری و مالی کشور است.

از مناطق دیدنی شهر زوریخ که نسبت به سایر شهر ها شلوغتر بود می توان از کلیسا Fraumünsterنام برد. این کلیسا به سبب پنجره های رنگی نقاشی شده که داستانهایی از دوران مسیحیت را بازگو می کند معروف است. ورودیه کلیسا مجانی است و برای بازدید از آن 30 دقیقه زمان نیاز است.

Swiss57

قدم زدن در کنار رود Limmat و خیابانهایی که در موازات آن تا رسیدن به دریاچه کشیده شده است خالی از لطف نیست. در مرکز شهر فروشگاهها و مراکز خرید متنوعی وجود دارد. در زوریخ بیش از نقاط دیگر کشور تنوع نژادی مشاهده می شود و وجود سیاه پوستان آفریقایی تبار بیش از سایر شهرها به چشم می آید. در خیابان Limmatquai که در شرق رود قرار دارد تعدادی مغازه سوغاتی فروشی هست که قیمتهای مناسبی دارد. دریاچه زوریخ با آب آبی رنگ و بسیار شفافش محل تفریح توریستهاست. قایق رانی و سایر ورزشهای آبی و حتی شنا در آن بسیار رواج دارد. تعداد زیادی قو، اردک و سایر پرندگان آبزی در این دریاچه مشغول شنا و گرفتن غذا از توریستها هستند.

Swiss59

Swiss58

ساعت 5 بعدازظهر به سمت فرودگاه زوریخ حرکت کردیم. ابتدا باک بنزین اتومبیل را پر کردیم و سپس اتومبیل را در فرودگاه تحویل شرکت مربوطه دادیم. ما در این سفر 2100 کیلومتر طی کردیم که برای سفر یک هفته ای کمی زیاد به نظر می آید.

پرواز برگشت ما به دبی با خطوط هوایی قطری با یکساعت توقف در فرودگاه دوحه بود.

Swiss60

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

خرداد 1395

iranpour@kanoonirangardan.ir

 

Share

نوشته گزارش سفر به سوئیس- کشور دریاچه و تونل اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d9%88%db%8c%db%8c%d8%b3-%da%a9%d8%b4%d9%88%d8%b1-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%da%86%d9%87-%d9%88-%d8%aa%d9%88%d9%86%d9%84/feed/ 4
برنامه 9514 : دریاچه الندان و پیاده روی در جنگل پاییزی منطقه https://kanoonirangardan.ir/%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-9514-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%da%86%d9%87-%d8%a7%d9%84%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%be%db%8c%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%86-2/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-9514-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%da%86%d9%87-%d8%a7%d9%84%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%be%db%8c%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%86-2/#respond Mon, 18 Jul 2016 13:05:40 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=5857 برنامه 9514 : دریاچه الندان و پیاده روی در جنگل ...

نوشته برنامه 9514 : دریاچه الندان و پیاده روی در جنگل پاییزی منطقه اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
برنامه 9514 : دریاچه الندان و پیاده روی در جنگل پاییزی منطقه

سرپرست برنامه:  بهرنگ علوی

حرکت: 27 آبان 95 – ساعت 7 صبح از پارک نوشین

بازگشت:  نیمه شب جمعه 28 آبان 95

وسیله سفر:   مینی بوس

درجه سختی سفر:  طبیعت گردی همراه با پیاده روی های یک روزه

هدف سفر:  بازدید از دریاچه الندان و پیاده روی در جنگل پاییزی اطراف دریاچه

خلاصه سفر حرکت از تهران به سمت فریم؛ بازدید از تاج سد سلیمان تنگه ، و میل رسکت ـ شبمانی در کیاسر وصبح روز بعد حرکت بسمت الندان ـ پیاده روی دور دریاچه حدود ۸ کیلومتر ـ صرف ناهار ـ بازگشت به تهران

شب مانی:  خانه محلی

وعده های غذاییدو وعده ناهار با خود بیارید بقیه وعده ها دسته جمعی خواهد بود

هزینه سفر: بین80 تا 120 هزار تومان

وسایل لازم:  کفش مناسب پیاده روی یا کوهنوردی ،لباس گرم،بادگیر،لباس اضافه، کلاه و عینک آفتابی ،کیسه خواب، بشقاب، لیوان و قاشق (استفاده از ظروف یکبار مصرف مجاز نمی باشد)،زیرانداز,باتوم ،کارت شناسایی، پول نقد (برای دُنگِ آخر سفر)

پیش بینی وضعیت آب و هوا: نیمه ابری ، احتمال بارندگی

مهلت ثبت نام: حداکثر تا پایان روز سه شنبه 25 ابان 95

واریز پول: مبلغ 80 هزار تومان به شماره کارت ۵۰۲۲۲۹۱۰۲۴۳۱۲۷۳۶ به نام سید محمد رضا آیت الله زاده

ثبت نام منوط به واریز پول است. بعد از واریز پول به آقای آیت الله زاده خبر بدهید( شماره تماس: ۰۹۱۲۲۹۵۵۱۸۷)

13696524762573253

136965247653859750

28496566123804889314

22112

ty02wm73fj4389tnjzp

Share

نوشته برنامه 9514 : دریاچه الندان و پیاده روی در جنگل پاییزی منطقه اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-9514-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%da%86%d9%87-%d8%a7%d9%84%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%be%db%8c%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%86-2/feed/ 0
برنامه 9407: دریاچه چورت https://kanoonirangardan.ir/%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-9407-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%da%86%d9%87-%da%86%d9%88%d8%b1%d8%aa%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%87/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-9407-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%da%86%d9%87-%da%86%d9%88%d8%b1%d8%aa%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%87/#respond Mon, 02 Nov 2015 08:47:48 +0000 https://kanoonirangardan.ir/new/?p=236 برنامه 9407 دریاچه چورت(میانشه) حرکت :  6 صبح روز پنج ...

نوشته برنامه 9407: دریاچه چورت اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
برنامه 9407 دریاچه چورت(میانشه)

حرکت :  6 صبح روز پنج شنبه 30 مهر 1394

بازگشت : نیمه شب جمعه 1 آبان 1394

خلاصه سفر: روز پنج شنبه ساعت شش صبح از پارک نوشین (فلکه دوم صادقیه) حرکت میکنیم. صبحانه و ناهار رو در مسیر میخوریم و حدود ساعت سه بعد از ظهر به روستای چورت میرسیم. از اونجا با نیسان تا دریاچه میریم. شب را کنار دریاچه در چادر میخوابیم.فردا صبح بعد از صرف صبحانه از دریاچه برمیگردیم و سر راهمون به چشمه های باداب سورت میریم و بعد از ناهار  به طرف تهران حرکت میکنیم.(ممکنه  در مسیر بازگشت بجای باداب سورت یه جای  دیدنی دیگه بریم)

وسایل مورد نیاز: کوله پشتی مناسب، کفش کوهپیمایی، کیسه خواب، زیرانداز،جوراب اضافه، عینک آفتابی، کلاه آفتابی، تی شرت اضافه، لباس گرم، بارانی، کارت شناسایی، پول، غذا ( دو وعده صبحانه دووعده ناهار یک وعده شام) و تنقلات به میزان مورد نیاز برای روزهای سفر، ظرف آب یک لیتری، لیوان، کتری، گاز خوراک پزی، مایو، …

هزینه سفر: حدود 60 -70هزار تومان که مربوط به کرایه وسیله نقلیه است

ثبت نام: حداکثر تا یک شنبه  شب 26 مهر با حسین یوسفی با شماره 09123247302 تماس بگیرید. اگر تعداد به 18 نفر برسد برنامه اجرا میشود.

Share

نوشته برنامه 9407: دریاچه چورت اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-9407-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%da%86%d9%87-%da%86%d9%88%d8%b1%d8%aa%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%87/feed/ 0