اورست بایگانی - کانون گردشگران جوان ایران https://kanoonirangardan.ir/tag/اورست/ سفر مسولانه و ارزان قیمت Wed, 04 Nov 2020 15:01:28 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=6.5.8 پارک ملی ساگارماتا https://kanoonirangardan.ir/%d9%be%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%af%d8%a7%d8%b1%d9%85%d8%a7%d8%aa%d8%a7/ https://kanoonirangardan.ir/%d9%be%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%af%d8%a7%d8%b1%d9%85%d8%a7%d8%aa%d8%a7/#respond Wed, 04 Nov 2020 15:01:28 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=15500 ساگارماتا منطقه‌ای استثنایی با کوه‌های چشمگیر ، یخچالهای طبیعی و دره‌های عمیق است که توسط قله‌ی اورست (با ارتفاع ۸۸۴۸ متر بلندترین نقطه در جهان) احاطه شده است .

نوشته پارک ملی ساگارماتا اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
پارک ملی ساگارماتا
Sagarmatha National Park

نپال

سال ثبت در لیست میراث جهانی/1979

 

Sagarmatha National Park

Sagarmatha National Park

 

Sagarmatha National Park

Sagarmatha National Park

Sagarmatha National Park

Sagarmatha National Park
ساگارماتا منطقه‌ای استثنایی با کوه‌های چشمگیر ، یخچالهای طبیعی و دره‌های عمیق است که توسط قله‌ی اورست (با ارتفاع ۸۸۴۸ متر بلندترین نقطه در جهان) احاطه شده است .
چندین گونه‌ی نادر مثل پلنگ برفی و پاندای کوچک در این پارک یافت میشوند. حضور شرپاها با فرهنگ منحصر به فردشان باعث ایجاد علاقه‌ی بیشتر به این سایت شده است. برای مشاهده ویدئو کوتاه اینجا را کلیک کنید.
Sagarmatha National Park
Sagarmatha National Park
Sagarmatha National Park
Sagarmatha National Park
Sagarmatha National Park
Sagarmatha National Park

Share

نوشته پارک ملی ساگارماتا اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d9%be%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%af%d8%a7%d8%b1%d9%85%d8%a7%d8%aa%d8%a7/feed/ 0
گزارش سفر به چین و تبت، بهار 98 https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%da%86%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%aa%d8%a8%d8%aa%d8%8c-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d8%b1-98/ https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%da%86%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%aa%d8%a8%d8%aa%d8%8c-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d8%b1-98/#respond Sun, 03 Nov 2019 06:41:07 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=9903 سفر به چین بنا به دلایل متعدد، از سفرهایی است که پرسشهای بسیاری را برای مسافر به همراه دارد و شاید ترس از مواجه با آنها سبب شود تا برخی عطایش را به لقایش ببخشند و تصمیم بگیرند تا به کشوری دیگر سفر کنند یا با ثبت نام در تورهای مسافرتی، برنامه سفر خود را به آنها بسپارند.

نوشته گزارش سفر به چین و تبت، بهار 98 اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
سفر به چین و تبت- سرزمین بزرگترین بزرگها

 

سفر به چین بنا به دلایل متعدد، از سفرهایی است که پرسشهای بسیاری را برای مسافر به همراه دارد و شاید ترس از مواجه با آنها سبب شود تا برخی عطایش را به لقایش ببخشند و تصمیم بگیرند تا به کشوری دیگر سفر کنند یا با ثبت نام در تورهای مسافرتی، برنامه سفر خود را به آنها بسپارند.

در این سفر 13روزه که سه نفر دیگر از دوستان قدیمی همراهم بودند، تصمیم گرفتیم تا علاوه بر پکن و منطقه تبت به شهر شیان هم سفر کنیم. مقدمات سفر به تبت بسیار پیچیده و زمانبر است. تبت به سبب تاریخی که در ادامه بیشتر توضیح خواهم داد پیشینه مفصلی دارد که هم برای اهالی تبت و هم دولت چین دردسر آفرین بوده است.

برای سفر به تبت ابتدا باید ویزا چین بگیرید که خوشبختانه در این موقع که این سفر انجام شد برای ایرانیان مقیم ایران بسیار سهل است و بیشتر آژانسهای مسافرتی در قبال دریافت 130 دلار آمریکا به همراه نامه استطاعت مالی به میزان 40 میلیون تومان از بانک و پاسپورت معتبر برای شش ماه در کمتر از یک هفته ویزا توریستی برای سی روز و اعتبار سه ماه صادر می کنند. مرحله بعدی اقدام برای صدور مجوز ورود به تبت است. امکان گرفتن این مجوز فقط از طریق آژانسهای مسافرتی داخل کشور چین ممکن است. لذا ابتدا باید تور تبت را بخرید تا آژانس مراحل گرفتن این مجوز را که حدود 10 روز کاری زمان میبرد، آغاز کند. ما تور 7 روزه سفر به تبت و Everest Base Camp را با پرداخت 750 دلار آمریکا خریدیم. آژانس سپس سایر مدارک لازم از قبیل پاسپورت و ویزا معتبر چین را از ما درخواست کرد و بعد از گرفتن مجوز لازم آن را به هتل محل اقامت ما در پکن پست کرد.

قبل از اینکه به سراغ گزارش سفر برویم بهتر است تجربه خود را از اطلاعاتی که پیرامون این سفر به دست آوردم به اطلاع شما برسانم، شاید مفید باشد.

برای بازدید از بیس کمپ اورست که از این پس با حروف اختصاری EBC از آن یاد می کنم،  دو منطقه کاملا مختلف از هم وجود دارد. مهمترین و پرتردد ترین آن از سمت جنوبی کوه اورست و کشور نپال است. این کمپ که برای رسیدن به آن نیاز به 3 تا 4 روز پیاده روی است در ارتفاع 5300 متری واقع شده است. اما کمپ شمالی  در ارتفاع 5200 متری و در تبت قرار گرفته  و دسترسی جاده ای دارد. برای اطلاع بیشتر اینجا را کلیک کنید.

افرادی که قصد بازدید از کمپ شمالی را دارند یا مستقیما از سمت سرزمین اصلی چین وارد منطقه تبت می شوند و سپس از شهر لهاسا که مرکز تبت است طی یک برنامه 2 تا 3 روزه به کمپ شمالی می رسند و یا از طریق نپال و گذر از مرز زمینی به کمپ می رسند. جاده ای که شهر لهاسا را به مرز نپال وصل می کند به نام بزرگراه دوستی معروف است. این جاده در سمت تبت بسیار با کیفیت است ولی گفته می شود که در سمت نپال مشکلات زیرساختی بسیاری دارد. این جاده مدتی بعد از زلزله ای که در سال 2015 در هیمالیا رخ داد و منجر به کشته شدن تعداد کثیری از مردم شد تا اواخر سال 2018 مسدود بود ولی چند ماه قبل بازگشایی شد. در برنامه تورهای تبت، برنامه 8 روزه بازدید از لهاسا، EBC و نهایتا بازدید از شهر کاتماندو جایگاه خاص و طرفداران مخصوصی دارد. البته این تور به صورت بازدید از کاتماندو، EBC و بازدید از لهاسا هم انجام می شود. ابتدا ما تصمیم داشتیم تا برنامه دوم را اجرا کنیم ولی بعد از اینکه با مشاور تور تماس گرفتیم او گفت که آن برنامه تقریبا برای افرادی که پاسپورت ایرانی دارند قابل اجرا نیست و ایرانی ها باید ابتدا وارد کشور چین شوند و اگر تمایل داشتند می توانند از مرز نپال خارج شوند. او اشکال کار را اینطور عنوان کرد که  برای کشور چین از مرز نپال حتماً می بایست ویزا گروهی در شهر کاتماندو صادر شود و این پروسه ممکن است بیشتر یک هفته برای ملیت های مختلف زمان ببرد و در این مدت مدیریت تور هیچ مسئولیتی را تقبل نخواهد کرد از طرف دیگر چون این ویزا به صورت گروهی و در یک کاغذ صادر می شود همه  افراد باید باهم  از کشور خارج شوند.   بنابراین هیچ راهی جز ورود به سرزمین اصلی چین وسپس سفر به تبت وجود ندارد به همین دلیل ما تصمیم گرفتیم که وارد شهر پکن شویم و پس از آن سفر خود را به سمت تبت  ادامه دهیم.  این موضوع سبب شد تا برنامه بازدید از شهر پکن و شیان را در برنامه سفر  بگنجانیم و از خیر سفر به نپال بگذریم.

و اما اگر از کشور دیگری قصد دارید برای ویزای چین اقدام کنید  باید بدانید  که کاغذ بازی بیشتری دارد و زمان بیشتری را می طلبد گاهی نیز از شما طلب مدارکی را می کنند که اصلاً انتظارش را ندارید مثلا من وقتی برای ویزای چین به اداره صدور ویزا مراجعه کردم مدارکی را درخواست کردند، دفعه بعد که مراجعه کردم گفتند حتماً نیاز به دعوت نامه از شرکت یا ثبت نام تور چین دارم البته فراهم  کردن این مدارک خود داستان جداگانه ای دارد که از حوصله این گزارش خارج است.  اما این نکته را همیشه در نظر داشته باشید که در هنگام اقدام برای ویزای چین هرگز نگویید که تصمیم به سفر به منطقه تبت را دارید چون ممکن است روند صدور ویزای شما با مشکل مواجه شود یا بیش از زمان لازم طول بکشد.

 قبل از اینکه گزارش سفر را شروع کنم نظر شما را به مطالبی از سایت ویکی پدیا فارسی جلب می کنم تا بیشتر با جغرافیا و تاریخ چین و تبت آشنا شوید همانطور که میدانید دولت چین حساسیت خاصی نسبت به منطقه تبت دارد بنابراین همواره باید مراقب بود تا در مکان های عمومی صحبت سیاسی درباره این منطقه انجام نشود چون ممکن است با مشکل امنیتی جدی مواجه شوید.

“چین با نام رسمی جمهوری خلق چین کشوری است که در شرق قاره آسیا واقع شده‌است. این کشور بر اساس فهرست کشورها بر پایه جمعیت با بیش از ۱٬۴۱۷ میلیارد نفر سکنه (۲۰۱۸) پرجمعیت‌ترین کشور دنیاست و توسط حزب کمونیست چین در قالب نظام تکحزبی اداره می‌شود. این حزب بر ۲۲ استان، ۵ منطقهٔ خودمختار، ۴ شهر با مدیریت مستقیم (پکن، تیانجین، شانگهای و چونگکینگ) و ۲ منطقهٔ اداری ویژهٔ بسیار خودمختارِهنگ کنگ و ماکائو حکومت می‌کند. پایتخت کشور پکن است.

جمهوری مردمی چین با حدود ۹٫۶ میلیون کیلومتر مربع چهارمین کشور وسیع دنیا بعد از روسیه؛ کانادا؛ و آمریکا است؛ و همچنین دومین کشور بزرگ دنیا از نظر وسعت خاکی (بدون احتساب آب‌های داخلی) است.

چین چشم‌انداز طبیعی متنوعی دارد، از استپهای جنگلی و بیابانهایی چون گبی و تکلهمکان در ناحیهٔ خشک شمالی نزدیک به مغولستان و سیبری ِ روسیه گرفته تا جنگلهای گرمسیری در سرزمین‌های مرطوب جنوبی نزدیک به ویتنام، لائوس و برمه. مناطق غربی کشور ناهموار است و رشته‌کوه‌های هیمالیا و تیان شان مرز طبیعی آن را با هند و آسیای میانه ترسیم می‌کنند. در مقابل، نواحی شرقی این کشور کم‌ارتفاع است و با ساحلی به طول ۱۴٫۵۰۰ کیلومتر در جنوب شرقی با دریای جنوبی چین و در شرق با دریای چین شرقی همسایه‌است که در سوی دیگرش تایوان، کره و ژاپن قرار گرفته‌اند.

تمدن چین باستان یکی از کهن‌ترین تمدنهای تاریخ است که در سواحل حاصل‌خیز رود زرد که در دشت شمال چین جاری‌ست شکوفا شد. نظام سیاسی چین بیش از ۶ هزار سال مبتنی بر سلطنت مطلقهٔ موروثی بود. نخستین دودمان پادشاهی این کشور دودمان شیا در حدود ۲ هزار سال پ. م بود. اما نخستین حکومتی که چین را متحد کرد دودمان چین در ۲۲۱ پ. م بود. آخرین دودمان پادشاهی این کشور هم چینگ بود که در ۱۹۱۱ با تشکیل جمهوری چین به رهبری کومینتانگ حزب ملی چین، نابود شد. چین در نیمهٔ اول سدهٔ بیستم میلادی در دریایی از اختلافات و جنگهای داخلی غوطه‌ور بود که کشور را به دو اردوگاه سیاسی عمده تقسیم کرده بود؛ کومینتانگ و حزب کمونیست چین. مخاصمات اصلی در ۱۹۴۹ با پیروزی کمونیست‌ها در جنگ داخلی و تأسیس جمهوری مردمی چین در سرزمین اصلی پایان یافت. جمهوری چین به رهبری کومین‌تانگ پایتخت خود را به تایپه در تایوان منتقل کرد و حکومت آن امروزه به تایوان، کینمن، جزایر ماتسو و چند جزیره دوردست دیگر محدود شده‌است. از آن هنگام جمهوری مردمی چین و جمهوری چین درگیر اختلافات سیاسی شدیدی با یکدیگر در مورد حق حاکمیت و وضعیت سیاسی تایوان بوده‌اند.

از هنگام اجرای اصلاحات اقتصادی در چین برای پی‌ریزی یک اقتصاد مدرن، چین یکی از سریع‌ترین رشدهای اقتصادی دنیا را داشته‌است. این کشور هم‌اکنون بزرگترین صادرکننده و دومین واردکنندهٔ بزرگ کالا است و دومین اقتصاد بزرگ دنیا بر پایهٔ تولید ناخالص داخلی را در اختیار دارد. چین عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل و سازمان‌های چندجانبه‌ای همچون سازمان تجارت جهانی، اپک، سازمان همکاری شانگهای و گروه ۲۰ است. چین به عنوان کشوری دارای سلاح هستهای از بزرگترین ارتش دائمی دنیا و دومین بودجه دفاعی بزرگ دنیا برخوردار است. چین از سوی برخی از دانشگاهیان، تحلیل‌گران نظامی، اقتصادی و سیاسی یک ابرقدرت بالقوه لقب گرفته‌است. زبان چینی با ۱٬۷۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ نفر گوینده پرشمارترین زبان دنیا به‌شمار می‌رود.

تاریخ

پیش از تاریخ

یافته‌های باستان‌شناسی نشان می‌دهد که انسانهای نخستین از ۲٫۲۴ میلیون تا ۲۵۰ هزار سال پیش در چین سکونت داشتند. در غاری نزدیک پکن فسیل‌هایی از انسان‌ها مربوط به ۶۸۰ تا ۷۸۰ هزار سال پیش کشف شده‌است. این فسیل‌ها متعلق به مرد پکنی هستند که از گونهٔ انسان راستقامت بوده و توانایی ساخت آتش را داشت. در همین غار بقایای انسان خردمند (گونهٔ ما) نیز کشف شده که قدمت آن به ۱۱ تا ۱۸ هزار سال پیش از میلاد می‌رسد. برخی از محققان معتقدند شکل اولیه‌ای از نوشتار از حدود ۳ هزار سال پیش از میلاد در چین وجود داشته‌است.

در روایت‌های سنتی چینی نخستین دودمان پادشاهی کشور Xia نام دارد که در حدود ۲۰۷۰ پیش از میلاد پایه‌گذاری شد. مورخان در گذشته این دودمان را افسانه‌ای می‌دانستند اما کشف آثاری از اوایل عصر مفرغ در هِنان موجب شد تردیدهایی در این مورد ایجاد شود. البته هنوز مشخص نیست که آیا این آثار به دودمان سیا مربوط است یا فرهنگ دیگری در همان دوران.

حکومت‌های پادشاهی

دودمان شانگ  Shang نخستین دودمان پادشاهی چین است که وجود آن از نظر تاریخ امروزی ثابت شده‌است. خاندان شانگ بین قرن هفدهم تا یازدهم پیش از میلاد بر دشت‌های کنارهٔ رود زرد در شرق چین حکومت می‌کرد. متن‌های نوشته شده بر روی استخوان که مربوط به ۱۲۰۰ پیش از میلاد است قدیمی‌ترین نمونه خط چینی را نشان می‌دهد، که نیای مستقیم حروف چینی امروزی است. پس از شانگ، دودمان جو Zhou به قدرت رسید، که بین قرن یازدهم تا پنجم قبل از میلاد حکومت می‌کرد. در این دوران قدرت حکومت مرکزی رفته‌رفته توسط جنگ سالاران زمین‌دار کاهش یافت و با ضعف دودمان جو، دوران جنگ‌های داخلی ۳۰۰ ساله فرا رسید. بین قرن پنجم تا سوم پیش از میلاد حکومت‌های مستقل متعددی در نقاط مختلف چین سربرآورده و با یکدیگر وارد جنگ شدند. در این دوران هفت حکومت قدرتمند در نقاط مختلف چین وجود داشت که هر یک شاه، وزیران و ارتش خود را داشتند.

دوران جنگ داخلی در سال ۲۲۱ پیش از میلاد به پایان رسید. دودمان چین Qin در این سال، شش پادشاهی دیگر را شکست داد و نخستین دولت متحد چینی را پایه گذاشت. چین شی هوانگ امپراتور این حکومت، خود را «نخستین امپراتور» نامید و اصلاحاتی را در سراسر چین به عمل آورد. او زبان چینی، واحدهای اندازه‌گیری، طول چرخ‌های ارابه‌ها و واحد پول را در سراسر کشور همسان کرد و ساخت دیوار بزرگ چین را آغاز نمود. اما قانون‌گرایی افراطی و حکومت استبدادی او موجب شد، تا شورش‌های گسترده‌ای علیه دودمان چین صورت گرفته و حکومت چین شی هوانگ  با مرگ او از هم بپاشد. گرچه دوران حکومت این امپراتور تنها ۱۵ سال به طول انجامید، ولی تاثیری که وی ایجاد کرد، باعث شده که نام کنونی سرزمین چین، برگرفته از نام این دودمان باشد.

با مرگ چین شی هوانگ در سال ۲۰۶ قبل از میلاد، دودمان هان Han به قدرت رسیدند و تا سال ۲۲۰ میلادی بر چین حکومت کردند. این دودمان هویت فرهنگی جدیدی را ایجاد کرد که تا به امروز دوام آورده و اغلب مردم سرزمین چین امروزی، خود را از قوم هان می‌نامند. قلمرو این امپراطوری با لشکرکشی‌های متعدد به کره، ویتنام، مغولستان و آسیای میانه گسترش زیادی پیدا کرد و راه ابریشم نیز در آسیای میانه با کمک این سلسله پادشاهی احداث گردید و مکتب فلسفی کنفوسیوس به عنوان ایدئولوژی رسمی دولت انتخاب شد. چین تحت تسلط امپراتوری هان، به بزرگترین اقتصاد دنیا تبدیل شده بود. با فروپاشی دولت هان، دوران دیگری از جنگ‌های داخلی در چین، آغاز شد و این سرزمین، به سه پادشاهی تقسیم گردید. دودمان سوی در سال ۵۸۱ میلادی چین را متحد کرد، اما با شکست از امپراتوری گوگوریو در جنگ‌های بین سال‌های ۵۹۸ تا ۶۱۴ قدرت این دودمان، رو به کاهش نهاد. در پی انقراض امپراتوری هان، به ترتیب دودمان تانگ Tang  و دودمان سونگ Song به قدرت رسیدند و عصر طلایی فناوری و ظهور فرهنگ در چین فرا رسید. شورش آن شی، در قرن هشتم میلادی، به تضعیف دودمان تانگ و قدرت گرفتن دودمان سونگ انجامید. دودمان سونگ نخستین دولت جهان به‌شمار می‌آید، که اقدام به انتشار پول کاغذی نمود و نیروی دریایی دائمی تشکیل داد. در قرن‌های دهم و یازدهم میلادی، جمعیت چین دو برابر شد و برای نخستین بار، از مرز ۱۰۰ میلیون نفر فراتر رفت. این افزایش جمعیت، همگام با توسعه فناوری کشاورزی و تمرکز بر گسترش دامنه جغرافیایی کشت برنج، به نقاط جنوبی و مرکزی چین و تولید محصولات غذایی فراوان، پدید آمد. هنر و فلسفه نیز در دوران سونگ شکوفا شد و شیوه‌های نقاشی منظره و چهرهنگاری، به اوج کمال و پیچیدگی رسید. در این دودمان مکتب کنفوسیوس دوباره مورد توجه قرار گرفت و این پاسخی به رشد مذهب بودایی در دودمان تانگ بود.

در قرن سیزدهم میلادی چین به تدریج به تصرف امپراتوری مغول درآمد. قوبلای قاآن امپراتور مغول در سال ۱۲۷۱ دودمان یوان Yuan را بنیان نهاد و هشت سال بعد سونگ را منقرض کرد. کم و بیش نیمی از جمعیت چین در یورش مغولان نابود شدند. جمعیت چین پیش از حملهٔ مغول به ۱۲۰ میلیون نفر رسیده بود، اما بیست سال بعد، به حدود ۶۰ میلیون نفر کاهش یافت. دهقانی به نام جو یونجانگ در سال ۱۳۶۸ میلادی، امپراتوری مغولان را برانداخت و سلسله مینگ Ming را بنیان نهاد. به این ترتیب عصر طلایی دیگری برای چین فرا رسید. این کشور تحت رهبری دودمان مینگ، به یکی از قدرتمندترین نیروهای دریایی جهان تبدیل شد. در این دوره، اقتصاد چین غنی و متمول گردید و فصلی دیگر از شکوفایی فرهنگ و هنر در سرزمین چین، رقم خورد. در دوران امپراتوری مینگ، ژانگ هی سفرهای اکتشافی را به اقصی نقاط جهان آغاز کرد. در دوران حکومت مینگ، پایتخت چین از شهر نانجینگ به پکن منتقل شد، همچنین فیلسوفانی چون وانگ یانمینگ، مکتب نوکنفوسیوسی را با ادغام مفاهیم فردگرایانه و اخلاق فطری، در تعالیم کنفوسیوس گسترش دادند.

در سال ۱۶۴۴ میلادی پکن به تصرف نیروهای شورشی به رهبری لی جیچنگ درآمد و در پی آن، آخرین امپراتور دودمان مینگ خودکشی کرد و قدرت بدست جیچنگ افتاد، ولی دیری نپایید که دودمان چینگ Qing از قوم منچو، با وو سانگوی؛ از فرماندهان سپاه امپراتوری منقرض شدهٔ مینگ، متحد شدند و حکومت نوپای لی جیچنگ را سرنگون کردند. سپس به شهر پکن یورش برده و آن را پایتخت جدید سلسله چینگ کردند.

دودمان چینگ آخرین حکومت پادشاهی این کشور بود و تا سال ۱۹۱۲ بر چین حکومت کرد.

در قرن نوزدهم چینی‌ها وارد جنگی فرسایشی با دو کشور امپریالیستی آن زمان فرانسه و بریتانیا و همینطور جنگی با ژاپن بر سر شبه جزیره کره شدند. از آن جهت که کشور چین سرزمینی بزرگ بود و هنوز حکومت مرکزی مستقلی داشت استعمار تمام آن سرزمین برای یک دولت اروپایی میسر نبود و تقسیم آن نیز هم به دلیل مقاومت دولت مرکزی و مردم این کشور پرجمعیت و هم به خاطر اختلافات میان قدرت های استعماری عملا ممکن نبود. به همین دلیل اکثر دولت های استعماری سعی در تصاحب امتیازات هرچه بیشتر از این سرزمین و در دست گرفتن بنادر مهم تجاری این کشور نمودند ؛ بریتانیا بندر مهم هنگ کنگ را به مدت ۹۹ سال اجاره و عملا اشغال کرد. پرتغالی ها همین عمل را با بندر ماکائو انجام دادند. فرانسوی ها در بندر گوانگ جو مستقر شدند. ژاپنی ها شبه جزیره کره را از سیطره این کشور خارج و جزیره تایوان را اشغال کردند. روس ها در منچوری نفود کردند و البته آلمانی ها امتیاز اداره سیاسی ، اقتصادی و نظامی بندر تیانجین را در سال ۱۸۹۸ به مدت ۹۹ سال به دست آوردند.

دودمان چینگ با ناآرامی‌های داخلی نیز روبرو شد، که در پی آن، میلیون‌ها نفر کشته شدند. شورش ناکام تایپینگ یکی از مهم‌ترین این شورش‌ها بود که در دهه‌های ۱۸۵۰ و ۱۸۶۰ ویرانی‌های بسیار در جنوب چین به بار آورد. قرن نوزدهم شاهد آوارگی و مهاجرت‌های گسترده چینی‌ها بود. قحطی بزرگ شمال چین بین سال‌های ۱۸۷۶ تا ۱۸۷۹ جان ۹ تا ۱۳ میلیون نفر را گرفت. در سال ۱۸۹۸ امپراتور گوانگسو، فرمان برقراری حکومت مشروطه را صادر کرد، ولی امپراتریس دواگر سیسی، ملکهٔ بانفوذ چین، جلوی اجرای آن را گرفت. قیام مشتزنها در سال‌های ۱۸۹۹ تا ۱۹۰۱ نیز کشور را بیشتر به کام هرج‌ومرج فرو برد. امپراتریس سیسی تلاش کرد با یک برنامه اصلاحی، دودمان چینگ را حفظ کند، اما انقلاب شینها Xinhai  در سال‌های ۱۹۱۱ و ۱۹۱۲ به عمر سلسله چینگ خاتمه داد و نخستین حکومت جمهوری را در این کشور برقرار کرد.

جمهوری چین

سیسون یات سن «پدر چین مدرن» سیاستمدار و رهبرانقلابی چین و برانداز دودمان چینگ در انقلاب سال ۱۹۱۱ بود. در اوایل سال ۱۹۱۱ نیروهای انقلابی به رهبری سون یات سن بر امپراتوری منچو پیروز شدند. وقتی جمهوری چین در سال ۱۹۱۲ تأسیس شد سون یات سن اولین رئیس‌جمهور چین شد. او کومینتانگ (جبهه ملی چین) را تأسیس کرد و تا سال ۱۹۲۱ رهبر این حزب بود. سون یات سن در سال ۱۹۲۱ در گذشت. در سال ۱۹۱۵ ریاست‌جمهوری به یوان شیکای از فرماندهان سابق ارتش چینگ رسید. وی خود را امپراتور چین خواند اما با طغیان عمومی و مخالفت ارتش خودش روبرو شد. شیکای خیلی زود ناچار به استعفا شده و نظام جمهوری دوباره برقرار شد. با مرگ شیکای در سال ۱۹۱۶ وضعیت کشور بسیار به‌هم‌ریخته بود. دولت مستقر در پکن از نظٰر بین‌المللی دولت چین محسوب می‌شد اما تقریباً هیچ‌کاره بود و بیشتر کشور تحت حکومت جنگ سالاران مختلف بود. در اواخر دهه ۱۹۲۰ کومین‌تانگ به رهبری چیانگ کای شک با تلفیقی از عملیات‌های نظامی و مانورهای سیاسی زیرکانه کشور را دوباره متحد کرده و تحت تسلط خود درآورد. کومین‌تانگ پایتخت کشور را به نانجینگ منتقل کرده و اعلام «قیمومیت سیاسی» کرد. این اصطلاح به یک دوره انتقالی برای توسعه سیاسی گفته می‌شد که در برنامهٔ سون یات سن برای تبدیل چین به یک دولت دمکراتیک مدرن مطرح شده بود.

حزب کمونیست چین در سال ۱۹۲۱ میلادی تأسیس شد و از سال ۱۹۲۷ با حکومت کومین‌تانگ درگیر بود. هرچند اختلافات داخلی کار چیانگ کای شک را برای نبرد با کمونیست‌ها سخت می‌کرد اما جنگ در ابتدا به سود کومین‌تانگ پیش می‌رفت تا اینکه در سال ۱۹۳۶ ژاپن به چین حمله‌ور شد. درجنگ دوم چین و ژاپن (۴۵–۱۹۳۷) که بخشی از جنگ جهانی دوم بود، یک ائتلاف اجباری بین کومین‌تانگ و حزب کمونیست برای مقابله ژاپن شکل گرفت. در طول این جنگ حدود ۲۰ میلیون چینی کشته شده و موارد متعددی از جنایات وحشیانه جنگی از سوی سربازان ژاپنی مشاهده شد. تنها در جریان اشغال شهر نانجینگ حدود ۲۰۰ هزار چینی قتل‌عام شدند. در سال ۱۹۴۵ ژاپنی‌ها مجبور به تسلیم بدون قید و شرط در مقابل چین شدند و خاک این کشور را ترک کرده و تایوان را نیز به جمهوری چین پس دادند. چین فاتح جنگ شد اما بر اثر جنگ ویران شده بود. بی‌اعتمادی کمونیستها وملیگراها به یکدیگر موجب شد تا خیلی زود جنگ داخلی از سر گرفته شود.

حزب کمونیست در سال ۱۹۴۹ با پیروزی در چندین نبرد مهم بر بیشتر سرزمین اصلی چین مسلط شد و کومین‌تانگ مجبور شد به تایوان و جزایر اطراف بگریزد. مائو تسه تونگ رهبر حزب کمونیست در اول اکتبر ۱۹۴۹ تأسیس جمهوری مردمی چین را اعلام کرد. یک سال بعد ارتش آزادیبخش خلق موفق شد هاینان را نیز از چنگ نیروهای جمهوری چین به درآورده و تبت را نیز به اشغال خود درآورد، البته بقایای نیروهای ملی‌گرا تا اواخر دهه ۱۹۵۰ در مناطق غربی چین به مقاومت خود ادامه دادند.

مائو به افزایش جمعیت چین معتقد بود و در دوران رهبری او جمعیت چین از ۵۵۰ میلیون به ۹۰۰ میلیون نفر افزایش یافت. برنامهٔ «جهش بزرگ رو به جلو» مائو که شامل پروژه‌های اصلاحی عظیم اقتصادی و اجتماعی بود نتیجه فاجعه‌باری داشت و به مرگ حدود ۴۵ میلیون نفر بین سال‌های ۶۱–۱۹۵۸ انجامید که بیشتر آن‌ها از گرسنگی جان باختند. در همین دوران یک تا دو میلیون زمین‌دار نیز به عنوان ضدانقلاب اعدام شدند. در سال ۱۹۶۶ مائو و متحدانش انقلاب فرهنگی را اعلام کردند که دوره‌ای از اتهام زنی‌های سیاسی و تحولات اجتماعی را در چین پدید آورد. انقلاب فرهنگی با مرگ مائو در سال ۱۹۷۶ به پایان رسید. جمهوری مردمی چین از سال ۱۹۷۱ به جای جمهوری چین وارد سازمان ملل شد و کرسی دائم چین در شورای امنیت نیز به آن واگذار شد.

با مرگ مائو گروهی از رهبران حزب کمونیست دستگیرشده و گناه تندروی‌های صورت گرفته در انقلاب فرهنگی به گردن آن‌ها انداخته شد. در این دوران دنگ ژیائوپینگ به قدرت رسید و اصلاحات مهم اقتصادی را در کشور اجرا کرد. حزب کمونیست از آن پس کنترل زندگی خصوصی شهروندان را کمتر کرد. اشتراک سازی بخش کشاورزی نیز به نفع خصوصی‌سازی مزارع ملغی شد. این چرخش سیاسی موجب شد تا اقتصاد دستوری چین به یک اقتصاد مختلط تبدیل شود که جهت‌گیری بازار آزاد در آن به تدریج بیشتر می‌شد. قانون اساسی فعلی چین در سال ۱۹۸۲ نوشته شد و سرکوب خونین جنبش دانشجویی در میدان تیان آنمن در سال ۱۹۸۹ موجب تحریم‌های بین‌المللی علیه چین شد. در طول دهه ۱۹۹۰ جیانگ زمین، لی پنگ و ژو رانگجی رهبری چین را به دست گرفتند. در این دوران حدود ۱۵۰ میلیون دهقان از فقر خارج شده و کشور شاهد رشد اقتصادی سریع و مستمری بود که به‌طور میانگین به ۱۱٫۲ درصد می‌رسید. چین در سال ۲۰۰۱ عضو رسمی سازمان جهانی تجارت شد و در دهه ۲۰۰۰ میلادی در دوران حکومت هو جینتائو و ون جیابائو رشد بالای اقتصادی کشور ادامه یافت. البته رشد اقتصادی سریع صدمات قابل توجهی را به محیط زیست و منابع چین وارد کرده‌است و موجب جابجایی‌های اجتماعی گسترده‌ای شده‌است. استانداردهای زندگی علی‌رغم رکود اقتصادی اواخر دهه ۲۰۰۰ همچنان در حال پیشرفت است اما حکومت متمرکز سیاسی حفظ شده‌است. تغییر هیئت رهبری حزب در سال ۲۰۱۲ با منازعات جناحی و رسوایی‌های سیاسی همراه بود. در این سال شی جینپینگ به جای هو جینتائو به عنوان دبیرکل حزب کمونیست انتخاب شد. چین در دوران حکومت شی تلاش‌های عظیمی را برای اصلاح اقتصاد خود آغاز کرده‌است، اقتصادی که از بی‌ثباتی ساختاری و کاهش نرخ رشد رنج می‌برد. حکومت جدید همچنین اصلاحات مهمی را در سیاست تک‌فرزندی و سیستم زندان‌ها به عمل آورده‌است.

چین تمام تایوان را بخشی از خاک خود می‌داند و علاوه بر این با چندین کشور دیگر نیز مناقشات مرزی قدیمی دارد. آن‌ها از دهه ۱۹۹۰ تلاش‌هایی را برای حل این منازعات قدیمی از طریق مذاکرات انجام داده‌است. نوار مرزی چین و هند که در کوه‌های هیمالیا قرار دارد مورد اختلاف دو کشور است و یکی از مهم‌ترین اختلافات در مورد مرز دو کشور در ناحیه کشمیر است. دو کشور در دهه ۱۹۶۰ بر سر منطقه اقصای چین با هم وارد جنگ شدند که جنگ با موفقیت چین به پایان رسید و آن‌ها بیشتر این منطقه وسیع کوهستانی را به تصرف درآوردند. اقصای چین در شمال کشمیر منطقه‌ای خالی از سکنه است اما بهترین راه ارتباطی بین تبت و سین کیانگ محسوب می‌شود. چین با بوتان نیز اختلاف مرزی دارد و دو کشور هنوز نتوانسته‌اند مرز خود را مشخص کنند.

چینی‌ها همچنین در مورد حکومت بر جزایر متعدد واقع در سواحل شرقی و جنوبی با کشورهای مختلفی از جمله ژاپن، تایوان، فیلیپین و ویتنام اختلاف دارند. چین اختلافات مرزی مهمی نیز با اتحاد جماهیر شوروی داشت که حتی به جنگ کوتاهی در سال ۱۹۶۹ منجر شد. اما پس از دهه ۱۹۹۰ بیشتر این اختلافات با امضای معاهدات مرزی با کشورهای بازمانده از فروپاشی شوروی حل و فصل شده‌است.

جغرافیا

مساحت جمهوری خلق چین حدود ۹٫۶ میلیون کیلومتر مربع است و پس از روسیه دومین کشور بزرگ دنیا از نظر وسعت خاکی (بدون احتساب آب‌های داخلی) است. از نظر مساحت کل کشور هم سومین یا چهارمین کشور وسیع دنیا (پس از روسیه و کانادا و با توجه به تعریف دقیق مساحت کلی ایالات متحده آمریکا) به‌شمار می‌آید.

چین با داشتن ۲۲٫۱۱۷ کیلومتر مربع مرز زمینی طولانی ترین خط مرزی را در میان تمام کشورهای دنیا دارد. این کشور از شرق و جنوب با دریای چین شرقی، خلیج کره، دریای زرد، و دیگر آب‌های آزاد احاطه شده‌است و با ۱۴ کشور هم‌مرز است.

چین در عرض جغرافیایی ۱۸ تا ۵۴ درجه شمالی و طول ۷۳ تا ۱۳۵ درجه شرقی قرار دارد و چشم‌اندازهای طبیعی آن بسیار متنوع است. در شرق چین در کرانه‌های رود زرد و دریای چین شرقی دشت‌های آبرفتی پهناور و حاصلخیزی با تراکم جمعیتی بسیار بالا قرار گرفته‌اند. در بخش‌های شمالی در مرز فلات مغولستان داخلی علفزارهای وسیع مشاهده می‌شود و صحراهای خشک و سرد تکلهمکان و گبی در فلات مرتفع مغولستان جای گرفته‌اند. تپه‌ها و رشته‌کوه‌های کم‌ارتفاع بیشتر نواحی جنوب چین را دربرگرفته‌اند و شرق میانی چین میزبان دلتای دو رودخانه اصلی این کشور یعنی رود زرد و یانگتسه است. بخش غربی این سرزمین پوشیده از کوه‌های بسیار مرتفع از جمله هیمالیاست. مرتفع‌ترین نقطه دنیا یعنی قله اورست به ارتفاع ۸۸۴۸ متر مرز چین و نپال است و پست‌ترین نقطه چین که سومین نقطه پست دنیاست در بستر دریاچهٔ خشک آدینگ در فرونشست تورپان ۱۵۴ متر پایینتر از سطح دریاهای آزاد است.

فصل‌های خشک و فصل‌های مرطوب همراه با باران موسمی شرایط آب‌وهوایی غالب در بیشتر نقاط چین است که اختلاف دمای قابل توجه بین تابستان و زمستان را در پی دارد. در زمستان بادهای شمالی سرد و خشک می‌وزد و بادهای جنوبی از سواحل دریا در نقاط جنوبی تر گرم و مرطوب است. طوفان‌های موسمی (در حدود ۵ مورد در سال) در امتداد سواحل جنوبی و شرقی، سیلهای مخرب، سونامی، زلزله، رانش زمین و خشکسالی از بلایای طبیعی منطقه چین هستند.

گسترش بیابان‌ها به ویژه بیابان گبی یک معضل زیست‌محیطی مهم در چین است. هرچند درختکاری در مرزهای بیابان از دهه ۱۹۷۰ به بعد تعداد طوفانهای شن را کاهش داده اما خشکسالی مستمر و شیوه نامناسب کشاورزی موجب طوفان‌های شنی شده که بهار هر سال شمال چین را درمی‌نوردد و حتی به کره و ژاپن هم می‌رسد. دیده‌بان محیط زیست چین در سال ۲۰۰۷ اعلام کرده که هر سال چهار هزار کیلومتر مربع به بیابان‌های این کشور افزوده می‌شود. آب شدن یخچال‌های هیمالیا هم نگرانی دیگری است که می‌تواند بحران کمبود آب را برای صدها میلیون نفر به همراه بیاورد.

جمعیت چین در سرشماری سال ۲۰۱۰ حدود یک میلیارد و ۳۷۰ میلیون نفر بوده‌است. رشد اقتصادی سریع چین موجب شده تا صدها میلیون نفر از فقر نجات پیدا کنند. اکنون ده درصد چینی‌ها با درآمدی کمتر از یک دلار در روز زندگی می‌کنند درحالیکه این رقم در سال ۱۹۷۸ به ۶۴ درصد می‌رسید. نرخ بیکاری شهری نیز در سال ۲۰۱۳ به چهار درصد رسیده‌است.

چین برای کنترل رشد سریع جمعیت کشور از سال ۱۹۷۹ برنامهٔ کنترل جمعیت سختگیرانه‌ای را با نام سیاست تکفرزندی را آغاز کرد. این سیاست به هر خانواده تنها اجازه داشتن یک فرزند را می‌داد. البته استثناهای زیادی هم برای آن در نظر گرفته شده‌است. اقلیت‌های قومی (همه اقوام بجز قوم هان) از آن مستثنی شده و اجازه داشتن فرزند دوم و حتی سوم را دارند. در بسیاری از روستاها هم برای افرادی که فرزند اولشان دختر یا معلول باشد اجازه داشتن فرزند دوم داده شده‌است. در سال ۲۰۱۳ این سیاست تا حد زیادی تلطیف شده و به خانواده‌هایی که یکی از والدین خودش تک‌فرزند بوده‌است اجازه داشتن فرزند دوم را می‌دهد. با این حال مقاومت‌هایی در مقابل این سیاست به ویژه در روستاها صورت گرفته که برای نیروی کار کشاورزی به فرزند نیاز داشته و به‌طور سنتی به داشتن فرزند پسر علاقه دارند.

سیاست تک‌فرزندی در کاهش رشد جمعیت چین مؤثر بود و نرخ رشد کشور را در سال ۲۰۱۳ به ۰٫۴۶٪ رساند اما تبعات ناخواسته‌ای هم داشت. ترجیح سنتی برای داشتن فرزند پسر موجب شد تا توازن جنسیتی کشور برهم بخورد. بر اساس سرشماری سال ۲۰۱۰ نسبت جنسی در هنگام تولد ۱۱۸ پسر به ازای ۱۰۰ دختر است که بسیار بالاتر از میزان طبیعی ۱۰۵ به ۱۰۰ محسوب می‌شود.

زبان

زبان رسمی چین گویش استاندارد زبان ماندارین است. حدود ۷۰ درصد مردم چین به گویش‌های مختلف زبان ماندارین صحبت می‌کنند. گویش استاندارد این زبان که برگرفته از گویش پکنی است زبان ارتباطی گروه‌های مختلف زبانی در سراسر چین است. ۲۲۹ زبان زنده دیگر نیز در چین تکلم می‌شود که اغلب آن‌ها به گروه زبانهای چینی از خانواده چینیتبتی تعلق دارند.

حروف چینی هزاران سال است که برای نوشتن زبان‌های چینی استفاده می‌شود. این نویسه‌ها به گویش‌وران زبان‌ها و گویش‌های مختلف که برای هم قابل فهم نیستند، اجازه می‌دهند که از طریق نوشتار منظور هم را متوجه شوند. در سال ۱۹۵۶ دولت چین حروف چینی سادهشده را معرفی کرد که امروزه چینی سنتی را منسوخ کرده‌است. الفبای استانداردی هم برای لاتین‌نویسی زبان چینی تهیه شده که به پینیین معروف است. زبان تبتی از الفبایی بهره می‌گیرد که از متن‌های هندی اقتباس شده و زبان اویغوری بیشتر با الفبای فارسیعربی نگاشته می‌شود. خط مغولی و خط منچو نیز از الفبای باستانی اویغور اقتباس شده‌اند. زبان جوانگ نیز امروزه از الفبای لاتین برای نگارش بهره می‌برد.

راه و ترابری

از دهه ۱۹۹۰ به این سو شبکه راه‌های چین گسترش قابل توجهی یافته‌است. در سال ۲۰۱۱ بزرگراه‌های چین ۸۵ هزار کیلومتر طول داشته‌اند که این کشور را در رتبه اول دنیا قرار می‌دهد. در سال ۱۹۹۱ تنها ۶ پل بر روی شاخه اصلی رود یانگتسه قرار داشت – رودی که شمال و جنوب چین را از هم جدا می‌کند – در حالیکه در اکتبر ۲۰۱۴ تعداد آن‌ها به ۸۱ پل و تونل رسیده‌است.

شبکه ریلی چین که متعلق به دولت است یکی از شلوغ‌ترین خطوط دنیاست. این کشور در سال ۲۰۱۳ بیش از ۱۰۳ هزار کیلومتر راهآهن داشت که رتبه سوم دنیا را به این کشور اختصاص داده‌است. سیستم راهآهن سریعالسیر چین که به‌طور کامل از اوایل دهه ۲۰۰۰ ساخته شده ۱۱٫۰۲۸ کیلومتر در سال ۲۰۱۳ طول داشته که طولانیترین شبکه دنیا محسوب می‌شود. خط پکن-گوانگ‌جو-شنژن طولانیترین مسیر ریلی سریع‌السیر دنیاست و خط پکن-شانگهای سه تا از طولانی‌ترین پل‌های راه‌آهن دنیا را دارد. بیست شهر چین هم تا مه ۲۰۱۴ از شبکه قطار شهری برخوردار بوده‌اند.

چین بیش از 260 فرودگاه تجاری دارد و بوئینگ پیش‌بینی کرده که تعداد هواپیماهای تجاری چین از ۱۹۱۰ فروند در سال ۲۰۱۱ به ۵۹۸۰ فروند در سال ۲۰۳۱ خواهد رسید. فرودگاه پکن در سال ۲۰۱۳ دومین فرودگاه شلوغ دنیا از نظر ترافیک مسافری بوده‌است البته در سپتامبر 2019 فرودگاه جدید پکن با ظرفیت مسافر بیشتر در حومه پکن افتتاح شد.  فرودگاه بینالمللی هنگکنگ و شانگهای پودنگ نیز به ترتیب اولین و سومین فرودگاه دنیا از نظر تناژ بار هوایی بوده‌اند.

 چین بیش از ۲ هزار بندر دریایی و رودخانه‌ای دارد که ۱۳۰ تای آن‌ها برای کشتی‌رانی بین‌المللی فعال است.”

گزارش سفر:

روز نخست 17می 2019، 27 اردیبهشت 1398

من با پرواز شرکت هوایی امارات ساعت 10:50 از دبی به سمت پکن پرواز کردم و بعد از 9 ساعت در ساعت 22:20 به وقت چین وارد پکن شدم. جالب است که بدانید، چین علی رغم وسعت زیاد فقط یک ساعت رسمی دارد. به عبارت دیگر شهرهای شرقی که با شهرهای غربی بیش از 4 ساعت اختلاف ساعت شرعی دارند ولی همه از یک ساعت واحد استفاده می کنند.

فرودگاه پکن همانطور که انتظار می رود فرودگاه بزرگ، تمیز و مرتبی است. چون بیشتر مسافران پرواز ما ملیت چینی داشتند بنابراین صف چک کردن پاسپورت کوتاه بود. قبل از این مرحله به کمک دستگاه هایی که شبیه خودپردازهای بانک(ATM) هستند باید مشخصات پاسپورت خود به همراه ثبت اثر انگشت را وارد کنید. کار با دستگاه بسیار ساده است. کافی است تا پاسپورت را در محل مخصوص قرار دهید تا زبان دستگاه به زبان کشور شما تغییر کند. از این به بعد با فرمانهای صوتی یا نوشتاری به زبان خود می توانید مراحل درخواست شده را به راحتی انجام دهید. پس از پایان کار، رسید این عملیات را باید دریافت کنید تا به افسر گمرک تحویل دهید.

همچنین باید در برگه کوچکی ،که بلافاصله قبل از ورود به محدوده گمرک قرار دارد، اطلاعات پاسپورتی و پرواز ورودی را بنویسید.

 با در دست داشتن پاسپورت و دو برگه ذکر شده به محل چک کردن پاسپورت وارد می شوید. از شما خواسته می شود که مجددا اثر انگشت خود را ثبت کنید. سپس افسر گمرک مشغول چک کردن و وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر می شود که این مرحله حداقل 5 دقیقه زمان می برد. سپس مهر ورود به پاسپورت زده می شود و شما وارد جمهوری خلق چین می شوید. برای رسیدن به محل تحویل چمدانها باید مسافتی را با قطار و سپس پیاده طی کنید. وقتی من به محل مورد نظر رسیدم، بار من آمده بود، بلادرنگ آن را برداشتم و از ترمینال خارج شدم. در محلی که با دوستم- مهدی- قرار گذاشته بودم حاضر شدم ولی او را پیدا نکردم. طبق برنامه او می بایست قبل از من به فرودگاه وارد می شد. چون می دانستم از سیدنی به هنگ کنگ رفته و با پرواز دیگری از هنگ کنگ به پکن می آید پس سعی کردم بفهمم که آیا پروازی از هنگ کنگ اخیرا به زمین نشسته یا نه! ولی متاسفانه نمایشگر پروازهای ورودی خراب بود. به سراغ اطلاعات فرودگاه رفتم. راهنما به من گفت که یک پرواز از هنگ کنگ کنسل شده است ولی چون من شماره پرواز را نداشتم بنابراین مطمئن نبودم که آیا این پرواز همان بوده یا پرواز دیگری بوده!. درست در کنار درب خروج ترمینال 3 پکن و در کنار کانترهای صرافی ها و شرکتهای اجاره اتومبیل و هتل، محلی هم برای خریدن سیم کارت وجود دارد. با پرداخت 150 یوان صاحب سیم کارت چینی(با 300 دقیقه  تماس تلفن داخلی و 5 گیگ اینترنت) شدم. برای خرید سیم کارت ارائه پاسپورت الزامی است. چون تقریبا ساعت به نیمه شب نزدیک میشد و مشتری دیگری هم نبود، از مسئولش خواستم تا سیم کارت را داخل تلفن قرار دهد و تلفن را برایم آماده کند. او هم همین کار را کرد و تلفن را تحویل من داد. طبق عادت ابتدا به سراغ شبکه های اجتماعی رفتم ولی متوجه شدم که همه فیلتر است. حتی نتوانستم جی میل را چک کنم. بالفور پیش فروشنده برگشتم و او هم گفت که باید از فیلترشکن استفاده کنم. و چون سرش خلوت بود و به نظرم فهمید که من سررشته ای از این داستان ندارم برایم یک فیلترشکن نصب کرد. بعد هم یادآور شد که استفاده از فیلترشکن در چین غیرقانونی است. با راه اندازی فیلترشکن و چک کردن ایمیلها متوجه شدم که پرواز مهدی از هنگ کنگ کنسل شده و روز بعد انجام خواهد شد. پس بی درنگ فرودگاه را ترک کردم. طبق اطلاعاتی که قبلا جمع کرده بودم می دانستم خط شماره 7 اتوبوسهای ویژه فرودگاه تا نزدیک هتلی که کرایه کرده ایم می رود. به راحتی اتوبوس را پیدا کردم سپس از روی نقشه گوگل ایستگاه مورد نظر را به راننده نشان دادم و بعد از تایید درست بودن مسیر بلیط 35 یوانی را از دکه بلیط فروشی خریدم. با حرکت اتوبوس و گذر از میان اتوبانهای عظیم و خیابانهای عریض و تمیز کم کم نظرم درباره شهر پکن عوض شد. حدود 40 دقیقه بعد در ایستگاه اتوبوس مورد نظر پیاده شدم و با کمک نقشه گوگل به سمت هتل حرکت کردم. هتل در بافت قدیمی پکن قرار داشت، خیابانها و کوچه ها باریک تر شده بودند و در این موقع از شب( حدود 1 بامداد) فقط تعدادی سوپرمارکت و بار باز بود. چندین جوان مست را دیدم که تلو تلو خوران از میخانه خارج می شدند تا آنجا که چشمم یاری کرد و آنها را دنبال کردم، هیچ مزاحمتی حتی صوتی برای دیگران ایجاد نکردند. کمی بعد هتل را پیدا کردم که البته بیشتر به مسافرخانه شبیه بود. ورودی آن مثل خیلی از خانه هایی که در فیلمهای چینی دیده بودم با اژدها و مجسمه ها و تصاویر دیگر تزیین شده بود. کلید اتاق را گرفتم. ابتدا از میان حیاط خلوتی عبور کردم و وارد کوریدوری شدم که اتاقها در دو سوی آن قرار داشت درست مثل کریدورهای حمام عمومی! تزیینات و نقاشی های چینی درآن مشاهده می شد. اتاق ما کوچک بود ولی کولر گازی، تلویزیون و کتری برقی به همراه چند بطری آب معدنی داشت. حمام و دستشویی هم کاملا تمیز بودند. بعد از نوشیدن یک چای داغ به داخل رختخواب خزیدم. لازم به ذکر است که اسم هتل ما Qianmen Courtyard Hotel بود و برای 4 شب 210 دلار به ازای هر اتاق پرداختیم. یعنی نفری 105 دلار برای اقامت 4 شبه در پکن.

روز دوم، 28 اردیبهشت:

طبق برنامه دو نفر دیگر از دوستان(محمد و رضا) که شب قبل از تهران به پکن پرواز کرده بودند می بایست خودشان را قبل از ساعت 7 صبح به هتل می رساندند. لذا به لابی رفتم و منتظرشان نشستم. ساعت هنوز به 7 نرسیده بود که سر و کله اشان پیدا شد. آنها با تاکسی فرودگاه و با پرداخت 300 یوان به هتل رسیدند که البته نشان دادن رزرواسیون هتل به زبان چینی به راننده تاکسی در یافتن محل هتل بسیار کمک کننده بود. سپس  اتاقشان را تحویل گرفتند و بعد از استراحتی کوتاه هتل را ترک کردیم.
 حالا کم کم همان کوچه ها و خیابانهای باریک شلوغ و شلوغ تر می شد. طبق برنامه ابتدا باید به میدان معروف تیانانمن می رفتیم که پیاده کمتر از ده دقیقه با ما فاصله داشت. خیابان چیانمن که اکنون یکی از خیابان-پیاده روها است به دروازه چیانمن منتهی می شود که آن سوی آن  میدان بزرگ تیانامن قرار دارد. در خیابان چیانمن که فقط یک خط تراموا از آن عبور می کند انواع و اقسام رستورانها و برندهای معروف غربی را می توانید پیدا کنید. در گوشه و کنار این خیابان به یاد روزگاران قدیم مجسمه هایی از جنس برنز قرار داده شده که معرف کسب و کار و تجارتی بوده که در این منطقه وجود داشت. خوشبختانه چون این محل به هتل ما نزدیک بود در زمانهای مختلف روز موفق شدیم در این خیابان حضور داشته باشیم.


میدان تیانانمن با  خیابان های عریضی احاطه شده است. احتمالاً بیشتر افراد این میدان را به خاطر تصاویری که در زمان سرکوب  اعتراضات مردمی در سال  1989 انجام شده به یاد دارند.معروفترین آن، تصویر مردی است که یک تنه جلو تانک هایی ایستاد که از این میدان گذر می کردند. هم اکنون نیز در این میدان تدابیر امنیتی شدیدی حاکم است. از هر جهت که بخواهید وارد محوطه آن بشوید باید از گیت های بازرسی عبور کنید. تمامی چینی ها باید کارت شناسایی خود را ارائه کنند و توریستها باید پاسپورت یا کارت شناسایی معتبر وارد شوند. این میدان دو دروازه اصلی دارد، قسمت شمالی میدان دروازه تیانانمن یا Gate of Heavenly Peace است که در سال 1415 ساخته شد و در حقیقت دروازه ورود به شهر پادشاهی بود و با دو مجسمه سنگی به شکل شیر محافظت می شود.

در قسمت جنوبی، دروازه چیانمن یا Zhengyangmen قرار دارد. این میدان با وسعت حدود 45 هکتار یکی از بزرگترین میدانهای جهان است و گنجایش بیش از یک میلیون نفر را دارد. بسیاری از گردهمایی هایی که حضور مردم در آن الزامی است در این میدان انجام می شود. تعدادی از ساختمانهای مهم حکومتی در اطراف این میدان قرار دارند. موزه ملی چین در قسمت شرقی این میدان واقع شده و مجموعه بزرگی از اشیا تاریخی و فرهنگی چین در آن حفظ می شود. در میان میدان، بنای یادبود قهرمانان ملی و همچنین ساختمانی است که مومیایی “رییس مائو” در آن نگهداری می شود.

صف بسیار طویلی برای دیدار از جسد بنیانگذار و رهبر کمونیست جمهوری خلق چین در ساعات مشخصی از هفته وجود دارد. ورود هر گونه وسیله ای اعم از کیف یا کوله پشتی به داخل این مقبره ممنوع است. اگر دوربین یا وسیله دیگری همراه دارید حتما قبل از ورود به صف آن را تحویل مکان هایی که به این منظور در نظر گرفته شده است بدهید. بسیاری از افراد با خرید گل به ملاقات با رهبر فقید شان می روند. نیروهای امنیتی افراد را به ستون یک و در یک صف بسیار منظم از کنار جسد عبور می دهند. مائو نیز همچون لنین در تابوت شیشه ای و با لباس رسمی در نمایش عمومی قرار دارد. هر چند که صف این بازدید بسیار طولانی است اما در کمتر از 45 دقیقه موفق به دیدار او می شوید.

برای ورود به مجموعه شهر ممنوعه باید از دروازه شمالی گذر کرد. برای تهیه بلیط یا باید از اپلیکیشن مخصوصی که برای خرید در چین استفاده می شود استفاده کرد و یا به چند محل بلیط فروشی که به این منظور اختصاص داده شده است مراجعه کرد. داشتن پاسپورت الزامی است زیرا بلیط کاغذی به دست شما نمی دهند و در حقیقت شماره پاسپورت شما به عنوان شماره بلیط ثبت می شود و در گیت ورودی، مامور کنترل بلیط با وارد کردن شماره پاسپورت علاوه بر چک کردن مشخصات شما، اعتبار بلیط را هم چک می کند. قیمت بلیط ورودی 40 یوان است و برای بازدید از این مجموعه حداقل 3 ساعت زمان نیاز است. مجموعه شهر ممنوعه که در لیست میراث جهانی ثبت شده است بزرگترین مجموعه کاخی جهان با وسعت 74 هکتار است.  بیش از 8700 اتاق در 980 ساختمان دارد که شامل 90 کاخ می شود. این ساختمانها از چوب مخصوصی ساخته شده اند که بسیار مقاوم هستند. این چوب که از درخت “فوبی ژنان” است در حال حاضر بیش از 10000 دلار برای هر متر مکعب آن فیمت دارد. سقف ساختمانها از قطعات سفالی درست شده است. کاخها به رنگ قرمز و با سقفهای زرد، رنگ آمیزی شده اند.  این مجموعه از سال 1420 تا 1912 سکونتگاه پادشاهان سلسله مینگ و چینگ بود و در مجموع 24 پادشاه به همراه خانواده و خادمانشان در آن زندگی کرده اند.

حیاط ها و راه پله های سنگی (از جنس مرمر) که با نقوش مختلف تزیین شده اند بسیار چشم نواز هستند. مجسمه ها و ظروف فلزی بسیار بزرگ در میان این حیاط ها قرار دارند که هر کدام برای خودشان راوی داستان هایی هستند. باغهای کوچکی نیز در داخل این مجموعه ایجاد شده است که به جذابیت آن می افزاید.  اگر مشتاقید تا بیشتر درباره شهر ممنوعه بدانید لطفا اینجا را کلیک کنید.
  با خروج از گیت شمالی به سمت پارک و دریاچه Beihai حرکت کردیم. ورودیه این پارک تفریحی 20 یوان است. این دریاچه مصنوعی که جزیره ای را هم در میان دارد قسمتی از مجموعه عظیم کانال بزرگ است. در اطراف دریاچه مسیرهای متعدد پیاده روی و همچنین قایق سواری احداث شده است. در چند منطقه که از بلندگوها موزیک پخش میشد، افرادی مشغول رقص محلی بودند.
ما مسیر را از کنار دریاچه تا نزدیک Drum Tower ادامه دادیم. روبروی Drum Tower بنای Bell Tower قرار دارد. که هر دو در قرن 15 میلادی ساخته شده اند. ما از Drum Tower بازدید کردیم. بلیط ورودی 20 یوان است و برای بازدید نیم ساعت کفایت می کند. 80 پله شما را به قسمت بالای برج می رساند. تعدادی طبل بزرگ در آنجا قرار دارد که در ساعات خاصی به صدا در می آیند. به علت ضیق وقت فرصت نشد تا از Bell Tower  بازدید کنیم.
کانال بزرگ که در انگلیسی به آن Great Canal می گویند طویل ترین کانال آبی ساخت بشر است که 1794 کیلومتر طول دارد و از شهر پکن شروع شده و بعد از متصل کردن مناطق متعددی از چین، در شهر هانگژو به دریای چین ختم می شود. گفته می شود که ساخت این کانال از قرن 5 قبل از میلاد شروع شده و در طول قرنها به آن اضافه شده است. این کانال با ارتباط آبی مناسب، نقش مهمی در تجارت چین به عهده داشته و دارد. از طریق این کانال رودهای بزرگ یانگ تسه و رود زرد به هم متصل شده اند.  در سال 2014 سازمان یونسکو آن را در لیست میراث جهانی ثبت کرد. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.
با کمی پیاده روی به محله قدیمی Hutong وارد شدیم. پر از رستورانهای خیابانی و مغازه های رنگارنگ و پر جنب و جوش. شام را در یکی از همین رستورانهای کوچک با میز و نیمکت چوبی و قدیمی خوردیم. ظاهرا صاحبانش از اقوام اویغور که مسلمانان ترک تبار شرق چین هستند، بودند. با چندین سیخ کباب بره از ما با قیمت کم پذیرایی کردند. در میان نوشابه ها، چیزی شبیه دوغ آبعلی خودمان پیدا کردم ولی بعد از اینکه امتحانش کردم فهمیدم که چیزی شبیه دوغ شیرین است که اصلا به مذاقم خوش نیامد. این منطقه از پکن بسیار قدیمی است و ساختمانها و کوچه های قدیمی دارد. توریستهای بسیاری نیز برای بازدید از این منطقه قدیمی در این محله پرسه می زنند.

برای خوردن چای و قهوه وارد یک کافی شاپ شدیم. دیوارهای این کافی شاپ که ظاهری بسیار قدیمی داشت با نقاشیها و نوشته های توریستها نمای جالبی به خود گرفته بود. صاحب مغازه که خانم پا به سن گذاشته ای بود، کلکسیونی از فندکها و سیگارهای مختلف را بر روی بخشی از یک دیوار چسبانده بود. بر روی دیوار بالای صندوق هم کلکسیونی از اسکناسهای کشورهای مختلف قرار داشت ما هم یک اسکناس دو هزار تومانی به او هدیه دادیم که بلافاصله بر روی دیوار نصب کرد.

قدم زنان خودمان را به خیابان معروف Wangfujing رساندیم. این خیابان به غذاهای عجیب و غریب خیابانیش معروف است. از قورباغه، جوجه  و هشت پا کبابی گرفته تا عقرب و عنکبوت به سیخ کشیده شده و سیرابی و سیب قندی و انواع و اقسام گیاهان و جانوران دریایی. ماهی مرکب سرخ شده که با سس مخصوصی سرو می شود را امتحان کردیم که انصافا سوای از قیافه اش خوشمزه بود. حدود ساعت 10 شب بود که به هتل وارد شدیم بر اساس اطلاعات ثبت شده بر روی GPS موبایل، حدود 26 کیلومتر پیاده روی کردیم.
روز سوم، 29 اردیبهشت:

برای بازدید از دیوار بزرگ چین به ایستگاه اتوبوس هایی رفتیم که در کنار دروازه چیانمن قرار دارد. اتوبوسها از این منطقه به ازای دریافت 25 یوان شما را حدود یکساعته به کنار دیوار بزرگ در منطقه Badaling می رسانند(حدود 70 کیلومتر). دیوار بزرگ چین با توجه به طول زیادی که دارد در مناطق مختلفی برای بازدید توریستها آماده شده است و شاید بهترین آنها همین منطقه Badaling باشد. برای وارد شدن به منطقه دیوار ابتدا باید بلیط تهیه کنید(40 یوان). استفاده از تله کابین یا واگن بالابر هزینه جدا دارد(80 و 30 یوان یکطرفه). ما از واگن بالابر استفاده کردیم هرچند که بیش از نیم ساعت در صف ایستادیم. این واگن با سیم نقاله بازدیدکنندگان را به یکی از برجهای مراقبت روی دیوار منتقل می کند. با توجه به زمان و توانایی فیزیکی، افراد می توانند مسیرهای مشخصی را با درجه سختی و زمانی متفاوت بر روی دیوار طی کنند. دیوار در این منطقه به خوبی مرمت شده است. با توجه به مساعد بودن هوا مشاهده دیوار و برجهای مراقبت که بر روی ارتفاعات اطراف  چون ماری پیچیده شده است بسیار تماشایی است و بی سبب نیست که این بنای عظیم در ثبت میراث جهانی یونسکو قرار دارد. ارتفاع دیوار حدود 8 متر و عرض آن حدود 6 متر است.  هر چند که جمعیت کثیری از دیوار بازدید می کنند ولی با توجه به وسعت زیاد منطقه هیچ خللی در هنگام عبور از روی دیوار ایجاد نمی شود. با توجه به زمستانهای سرد که یخ و برف سطح دیوار را می پوشاند در بیشتر طول مسیر نرده گذاری نیز انجام شده است. برای بازدید از دیوار حداقل سه ساعت زمان لازم است. اگر تصمیم دارید که یادگاری از دیوار بزرگ داشته باشید بهتر است آن را در فروشگاههای اطراف دیوار تهیه کنید چون در داخل شهر به راحتی نمی توانید اشیاء مورد نظر را پیدا کنید. برای توضیحات بیشتر اینجا را کلیک کنید.
مقصد بعدی ما مقبره شاهان Ming بود. یک خط اتوبوس از ترمینال اتوبوسها به مقبره می رود. ابتدا ایستگاه اتوبوس را در ترمینال  با کمک گرفتن از کیوسک اطلاعات پیدا کردیم. در محل ویژه برای همان خط اتوبوس ایستادیم ولی بعد از گذشت نیم ساعت از اتوبوس خبری نشد. همینطور که نگران از دست رفتن زمان بودیم. فردی به ما نزدیک شد و گفت که در ازای 200 یوان می تواند ما را به محل مورد نظر برساند. ما هم کمی با او چانه زدیم و نهایتا قرار شد با 150 یوان ما را به درب اصلی مقبره Ming برساند. حدود یکساعت طول کشید تا به پارکینگ سایت رسیدیم. این مجموعه از سه سایت مجزا از هم که فاصله نه چندان کمی هم از یکدیگر دارند به نامهای Changling, Dingling, Zhaoling تشکیل شده است(قبر 13 پادشاه سلسله Ming). چون ساعت کار مجموعه رو به پایان بود تصمیم گرفتیم تا از مقبره Dingling بازدید کنیم (40 یوان). بعد از گذر از میان حیاط و باغ که با پله ها و مجسمه های مرمری تزیین شده اند وارد محوطه مقبره شدیم. سرداب دو طبقه زیر زمین قرار دارد که محوطه بزرگی شامل صندوق های عظیم به رنگ قرمز است. البته گفته می شود که تابوتهای اصلی  برای محافظت بیشتر داخل آنها قرار داده شده است. این مقبره به پادشاه Wanli (1572-1620 و همسرو زنان حرمسرا تعلق دارد. از میان این سه مقبره فقط مقبره Dingling است که امکان بازدید از سردابه وجود دارد. تقریبا یکساعت زمان برای این بازدید اختصاص دهید. اینجا را کلیک کنید.
از همان راننده خواستیم تا ما را به قسمت دیگری از این سایت که به  Spirit Way و یا مسیر مقدس مشهور است ببرد. او هم با کمال میل قبول کرد. وقتی به محل ورودی رسیدیم با کمال ناباوری دیدیم که برای پرداخت ورودیه فقط باید از سیستم پرداخت آنلاین چینی استفاده کنیم که برای ما امکان پذیر نبود و از طرفی زمان کافی در اختیار نداشتیم تا به دکه اصلی بلیط فروشی مراجعه کنیم. اینجا بود که راننده فهیم ما به کمک  آمد و خودش پول بلیط ها را با موبایلش البته با کمک متصدی سایت پرداخت کرد ( 20 یوان) و اینطور بود که ما شانس بازدید از یک سایت زیبا را پیدا کردیم. بعد از عبور از گیت ورودی وارد یک راه سنگفرشی مستقیم به طول تقریبی سه کیلومتر می شوید که از میان باغی کشیده شده است. در دو طرف این مسیر، مجسمه هایی سنگی با اشکال پادشاهان، سربازان و حیوانات مختلف از شتر، سگ ، لاکپشت گرفته تا شیر و گوسفند و فیل موجود است. برای بازدید از این محل یک ساعت وقت بگذارید. اینجا را کلیک کنید.
خوشبختانه راننده باهوش ما در انتهای جاده و در کنار درب خروجی منتظر ما بود. از او خواستیم که ما را به پکن برساند ولی او به ما فهماند که بهتر است ما را در ایستگاه مترو پیاده کند تا هم در پول و هم در زمان ما به دلیل ترافیک عصر صرفه جویی شود. با تشکر از او در ایستگاه مترو پیاده شدیم و بابت لطفش 100 یوان بیشتر به او دادیم. ایستگاه مترو که البته از ایستگاههای تازه تاسیس خط صورتی پکن بود بسیار تمیز و مدرن طراحی شده است.
دستگاههای فروش بلیط به ساده ترین شکل ممکن کار می کنند. شما برای خرید بلیط کافی است اسم ایستگاه مقصد را تایپ کنید و یا از روی نقشه روی آن کلیک کنید تا میزان پول مورد نیاز برای خرید بلیط بر روی مانیتور دستگاه نمایش داده شود و با تایید آن پول را در محل مورد نظر گذاشته و کارت بلیط را دریافت  کنید. با این بلیط به گیت ورودی مراجعه کرده و با قرار دادن بلیط در محل مورد نظر از گیت عبور می کنید در مقصد هم کارت را در گیت خروجی وارد می کنید تا در باز شود و اینجاست که به هوشمندی چینی ها پی می برید چرا که این کارت برای استفاده مجدد در دستگاه حفظ می شود تا برای فروش به دستگاه مورد نظر منتقل شود و از این طریق از هدر رفتن و استهلاک کاغد و دستگاهها کاسته می شود. پکن 21 خط مترو دارد که تقریبا بیشتر مناطق شهر را پوشش می دهند. قیمت بلیط مترو با توجه به مسافتی که پیموده می شود متفاوت است و از 3 یوان برای مسیرهای کوتاه شروع می شود. واگنهای مترو بسیار تمیز و مدرن هستند و مسافران از طریق نمایشگرها و بلندگوهای داخل واگن می توانند ایستگاه مترو را شناسایی کنند. به طور کلی استفاده از مترو در پکن بسیار با صرفه است. برای آشنا شدن با خطوط مترو پکن اینجا را کلیک کنید.
روز چهارم 30 اردیبهشت:

اولین مقصد امروز بازدید از Temple of Heaven park است. با کمی پیاده روی در کمتر از بیست دقیقه به ورودی پارک رسیدیم. قیمت بلیط بازدید از این مجموعه 34 یوان است و برای بازدید یک ساعت زمان نیاز است. این سایت هم در لیست میراث جهانی به ثبت رسیده است. معبد اصلی که یکی از مقدس ترین معابد پادشاهان بوده،  به شکل دایره با قطر 30 متر و ارتفاع 38 متر است و در سال 1420 ساخته شد. نیایش برای فصل خوب برداشت محصول در این معبد انجام می شده و از اهمیت بالایی برخوردار بوده. در ادامه مسیر چندین معبد و مکان مذهبی دیگر وجود دارد. این مجموعه در میان پارک بسیار زیبایی (با وسعت 270 هکتار) که درختان گردو تنومندی دارد واقع شده است و مکان مناسبی برای شهروندان پکن است تا به دور از هیاهوی شهرا در محیطی آرام لحظاتی استراحت کنند.اینجا را کلیک کنید.
پرنده عجیبی که در این پارک نظر من را به خودش جلب کرد Azure-winged Magpie نام دارد که بسیار شبیه به زاغی است با این تفاوت که پرهای رنگی دارد. اینجا را کلیک کنید.

بعد از خروج از محوطه پارک اولین ایستگاه مترو را پیدا کردیم و به سمت Summer Palace حرکت کردیم. کاخ تابستانی همانطور که از اسمش پیداست محل گذران تابستان پادشاهان بود. ورودیه آن 60 یوان و زمان بازدید حداقل 3 ساعت است. این مجموعه کاخ که چند معبد بودایی را هم شامل می شود بر روی تپه ای که مشرف به دریاچه زیبایی با وسعت 3 کیلومتر مربع است ، با منظره فوق العاده قرار دارد. اگر از درب شمالی وارد مجموعه شوید، دریاچه کوچکی را می بینید که در اطراف آن مغازه های مختلف سوغاتی فروشی و تعدادی رستوران احداث شده است. با ادامه مسیر از میان یک معبد بودایی گذر می کنید و به بالای تپه می رسید.
 قبل از اینکه از تپه به سمت دریاچه پایین روید بهتر است راه کاخ تابستانی را پیدا کنید تا مثل ما مجبور نباشید 140 پله را برای رسیدن به کاخ بالا بیایید. پیاده روی در اطراف دریاچه خالی از لطف نیست به خصوص که از طریق یک پل می توانید به جزیره کوچکی که در میان دریاچه قرار دارد دسترسی پیدا کنید.

در برگشت وقتی به مرکز شهر رسیدیم کمی در خیابانهای اطراف میدان تیانامن گشتیم و برای شام به رستوران معروف liqun roast duck که اردک سرخ شده سرو می کند رفتیم. این رستوران بسیار کوچک  در کوچه پس کوچه محله چیانمن قرار دارد. در و دیوار رستوران پر است از عکس هایی از افراد سرشناس که در این رستوران غذا خورده اند از روسای جمهور و سفیران کشورها گرفته تا هنرپیشه ها و خوانندگان معروف.  یک اردک سرخ شده تقریبا 200 یوان قیمت دارد که برای دو تا سه نفر کافی است. در صورت درخواست شما، گوشتهای اردک را کاملا جدا کرده و استخوانها را در بشقاب جدا می آورند. در کنار گوشت اردک انواع و اقسام سبزیجات مختلف هم سرو می شود. در کل امتحان این غذا را توصیه می کنم.
روز پنجم، 31 اردیبهشت:

صبح زود با تاکسی به فرودگاه رفتیم تا به سمت شهر Xining و سپس لهاسا پرواز کنیم. حدود دو و نیم ساعت طول کشید تا در ساعت 9:20 به Xining رسیدیم. پرواز بعد ما به مقصد لهاسا 5 ساعت بعد انجام می شد و ما در این میان حدود 3 ساعت وقت آزاد داشتیم. اولین مشکل ما این بود که چون خط هوایی پکن به Xining با خط هوایی که ما را به لهاسا می برد متفاوت بود بنابراین مجبور شدیم تا چمدانهایمان را بگیریم ولی خوشبختانه ایرلاین دوم قبول کرد که زودتر بار ما را تحویل بگیرد. مراحل Check in برای مقصد لهاسا کمی دنگ و فنگ دارد. علاوه بر مدارک شناسایی، باید مجوز ورود به تبت را هم ارائه کنید که خوشبختانه این مدرک توسط تور،ا به آدرس هتل ما در پکن ارسال شده بود. نهایتا بارها را دادیم و تصمیم گرفتیم تا به شهر برویم. هنگامی که در سالن فرودگاه مشغول صحبت بودیم فردی جلو ما آمد و شروع کرد به فارسی صحبت کردن!! او که با خانواده خود مسافرت می کرد گفت که اهل Xining است و مدتها در ایران کار می کرده است. از فرودگاه خارج شدیم تا به شهر برویم اینجا بود که متوجه شدیم فاصله فرودگاه تا شهر حدودا 30 کیلومتر است. تصمیم گرفتیم تا برای ساعات در پیش رو تاکسی اجاره کنیم و از راننده بخواهیم تا نقش تور لیدر را برای ما بازی کند. مشکل اصلی ارتباط برقرار کردن با افراد همچنان به قوت خود باقی بود که خوشبختانه با پا در میانی خانمی که انگلیسی می دانست مشکل ما حل شد او همچنین تا حد امکان در قیمت برای ما چانه زنی کرد و نهایتا قرار شد با پرداخت 350 یوان، تاکسی برای ساعات در پیش رو در اختیار ما باشد. خوشبختانه راننده تاکسی بسیار مرد خوشرو و با ادبی بود و سعی می کرد تمام توضیحاتش را با استفاده از اپلیکیشن مترجم زبان چینی به انگلیسی که بسیار در چین متداول بود به ما منتقل کند.

شهر شینینگ مرکز استان Qinghai از استانهای غربی چین است این شهر که در روزگاران قدیم در مسیر جاده ابریشم قرار داشت از اهمیت ویژه ای برخوردار بود. جمعیت آن بیش از دو و نیم میلیون نفر است و جمعیت قابل توجهی از مسلمانان در آن زندگی می کنند. به طوری که چندین مسجد در سطح شهر وجود دارد. راننده ابتدا ما را به دیدن معبد معروف Nanchan Temple برد. این معبد بودایی که 5 حیاط و عبادتگاه دارد از معابد معروف بودایی است و در زمان سلسله Song (قرن 10) ساخته شده است. برای بازدید از این معبد یک ساعت زمان نیاز است. راننده در میانه مسیر قسمتی از دیوار قدیم شهر که در قرن چهاردهم ساخته شده است را به ما نشان داد.
سپس به سمت معابد معروف Tulou Temple در صخره های کوه Beishan حرکت کردیم. این معبد یکی از مهمترین معابد تائوئیسم در چین است(برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید). ساخت این معابد به سلسله Wei  در قرن سوم و چهارم میلادی برمیگردد. تعدادی غار نیز بر دیواره صخره ای کوه حفر شده است که متاسفانه بعلت تعمیرات قادر به بازدید از آنها نشدیم. برای بازدید از این معابد یکساعت زمان نیاز است. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.
در مسیر بازگشت دریافتیم که این شهر نیز چون پکن بسیار تمیز و منظم با شهرسازی اصولی است. هنوز یکساعت به پرواز فرصت بود که راننده ما را به فرودگاه رساند و به این ترتیب توانستیم در زمان کوتاه یکی دیگر از شهرهای کشور وسیع چین را ببینیم. ساعت 14:35 شهر شینینگ را به مقصد لهاسا ترک کردیم و ساعت 16:50 به لهاسا وارد شدیم. در هنگام خروج از فرودگاه مجددا تمام مدارک شناسایی و مجوز ورود به تبت چک شد. راهنمای تور در درب خروجی سالن فرودگاه منتظر ما بود او با انداختن شال سفید رنگی بر گردن ما از به ما خوش آمد گفت. پس از انتقال بارها به مینی بوس به اتفاق تعداد دیگری از مسافرها راهی لهاسا شدیم. فرودگاه در دره معروف یارلونگ قرار دارد و فاصله آن تا شهر لهاسا حدود 60 کیلومتر است که به یکساعت زمان نیاز دارد. با خروج از فرودگاه جاده در امتداد رود معروف یارلونگ ادامه می یابد. پل بزرگی بر روی رود یارلونگ زده شده است و این جاده با کمک یک تونل طویل به سمت لهاسا ادامه می یابد.

رود یارلونگ که از کوههای هیمالیا سرچشمه می گیرد، نهایتا با عبور از تبت وارد کشور هند می شود از اینجا به بعد اسم این رود به رود براهماپوترا تغییر می کند و نهایتا پس از گذر از کشور بنگلادش وارد خلیج بنگال می شود. این رود یکی از رودهای مقدس در فرهنگ هندو می باشد.
با ورود به شهر لهاسا، راهنمای تور ما را به مسافرخانه ای که برای ما در نظر گرفته بود راهنمایی کرد. او به ما یادآور شد که به سبب مسائل امنیتی شدید که در تبت حاکم است نباید از سربازان و نیروهای امنیتی و همچنین مکانهای دولتی عکاسی کنیم. تردد در داخل شهر برای توریستها آزاد است ولی برای خروج از شهر حتما همراهی راهنما الزامی است و در برخی مناطق هم نیاز به مجوزهای جداگانه است. کلا در تبت صحبت درباره مسائل سیاسی بسیار خطرناک است و توصیه شده است که حتی از راهبان هرگز درباره مذهب و حتی رهبر آنها دالای لاما سوالی پرسیده نشود.

هنوز هوا روشن بود که برای گشت و گذار در اطراف مهمانسرا آماده شدیم. خوشبختانه محل اقامت ما در نزدیک مرکز شهر قرار داشت و پیاده می شد به میدان مرکزی که Barkhor Square نام دارد دسترسی داشت. با ورود به کوچه و خیابانهای اطراف میدان و همچنین معبد Jokhang وارد فرهنگ بودایی شدیم. معبد Jokhang یکی از مهمترین معابد بودایی جهان است و همواره زائران بسیاری برای زیارت این معبد به لهاسا وارد می شوند. مراسم مذهبی بودایی ها بسیار خاص و تابع مقررات ویژه ای است که هر کدام فلسفه خودش را دارد. هر چقدر که به معبد نزدیکتر می شدیم تعداد بیشتری از افرادی را می دیدیم که دعاگویان به معبد نزدیک می شوند. عده ای با حالت رکوع و سجده و سپس خزیدن بر روی زمین به حرکت خود ادامه می دهند و افرادی را می توان یافت که از صدها کیلومتر دورتر و طی روزها با این روش خود را به این معبد رسانده اند.
 معبد درست در وسط میدان قرار دارد و اطراف آن پر است از فروشگاههای مختلف که بیشترشان اشیاء مذهبی و همچنین سوغاتی می فروشند. در اطراف معبد استوانه های مدور که در آیین بودایی بسیار رایج است با اندازه های مختلف در حال گردش است. گردش به دور معبد باید در جهت عقربه های ساعت باشد. در ساعتی که ما به محوطه معبد رسیدیم، درب اصلی معبد بسته بود ولی زائران در جلو درب مشغول مناجات بودند. هنگامی که مشغول تماشای مغازه ها بودیم، گروهی از مردان  تبتی به سراغ ما آمدند و خواستند که با ما عکس بگیرند. این موضوع در روزهای بعد هم تکرار شد. ظاهرا یافتن افرادی که چشم بادامی نیستند در این سرزمین کمی مشکل است!!!
در دو سوی خیابان اصلی شهر که خیابان پکن نام دارد نمای اصلی ساختمانها، که به شکل پنجره های مستطیلی کوچک هستند حفظ شده اند و در نورپردازی شبانه بسیار زیبا جلوه  می کنند.
شاید یکی از چالش برانگیزترین موضوعات سفر به تبت، تطابق با ارتفاع بالا باشد که تازه واردها به منطقه آنرا با حالتی که سندرم ارتفاع نام دارد تجربه می کنند. کم اشتهایی، خستگی مفرط، احساس سبکی در سر، کوتاه شدن تنفس، احساس تپش قلب، سردرد، بیخوابی یا بدخوابی، تهوع و همچنین بی قراری از علایم این سندرم هستند. برای مقابله با آن باید به قول کوهنوردان، هم هوایی (acclimatization)  ایجاد شود. یعنی به تدریج و با سرعت کم به ارتفاع اضافه کرد که البته در این گونه سفرها که با هواپیما و یا اتومبیل انجام می شود امکان آن وجود ندارد. راه دیگر استفاده از داروهایی است که با تغییر در PH خون و همچنین کاهش ادم، امکان ایجاد این بیماری را به حداقل می رسانند ولی نکته این است که افراد باید چند روز قبل از ورود به مناطق مرتفع این داروها را شروع کرده باشند. در غیر این صورت که بهترین راه درمان نوشیدن آب زیاد به همراه مسکن ساده است. اگر بهبود حاصل نشد کم کردن ارتفاع چاره کار خواهد بود.  گفته می شود که برخی افراد مستعد حتی در هنگام عبور از ارتفاع 2500 متر هم ممکن است برخی علائم را نشان دهند در حالی که برای برخی حتی تا ارتفاع 6000 متر هم اتفاق نمی افتد. برای اینکه کمی بیشتر درباره زندگی در ارتفاع بدانیم بهتر است به مثالهای عینی زیر توجه کنید. شهر تهران در ارتفاع 1100 متری قرار دارد و ارتفاع شمالی ترین نقطه شهر تهران یعنی دربند حدود 1700 متر است. مرتفع ترین شهر ایران فریدونشهر با 2530 متر ارتفاع از سطح دریا است. حال در نظر بگیرید که ارتفاع لهاسا 3656 متر است (ارتفاع قله توچال حدود 3960).

قبل از ادامه گزارش سفر بهتر است کمی بیشتر درباره تبت بدانیم. بنابراین من متن زیر را عینا از ویکی پدیا فارسی کپی کرده ام.

تَبّت (به زبان تبی: བོད، تلفظ: بُد) یک ناحیه جغرافیایی در غرب چین است که در قدیم کشوری مستقل بود و حدود ۲٬۴۰۰٬۰۰۰ کیلومتر مربع وسعت داشت. ناحیهٔ تبت از سال ۵۱–۱۹۵۰ به کشور چین ضمیمه شد. ناحیهٔ تبت بر روی فلاتی بلند به نام فلات تبت قرار گرفته که میانگین ارتفاع آن ۴۹۰۰ متر بالاتر از سطح دریاست و مرتفع‌ترین فلات جهان به‌شمار می‌آید.

مردم تبت قومیت، هویت، زبان، و دین خاص خود را دارند اما امروزه مهاجرت شمار فراوانی از چینیان هان و هوئی اقلیت بزرگی از چینی‌تباران را در تبت به‌وجود آورده‌است. تبتیان دو دین اصلی دارند که یکی دین قدیمی بون (Bön) است و دیگری بوداگرایی.

پایتخت سنتی تبت، شهر لهاسا است که با ۵۶۰ هزار نفر جمعیت اکنون مرکز منطقه خودمختار تبت در چین است.

زمانی که ارتش آزادی‌بخش خلق چین در سال ۱۹۵۰ به تبت حمله کرد تبت حکومتی دینسالار به رهبری دالاییلامای چهاردهم داشت. دالایی‌لامای چهاردهم که تنزین گیاتسو نام دارد از آن زمان در هندوستان در تبعید به‌سر می‌برد. بسیاری از اهالی تبت خود را به دالایی لاما، رهبر معنوی در تبعید تبت وفادار می‌دانند. بسیاری از تبتی‌ها از این مسئله شکایت دارند که فرهنگ بومی آن‌ها به دلیل سیاست‌های دولت چین در حال محو شدن است. حاکمیت چین بر تبت کماکان به صورت مسئله‌ای بحث‌برانگیز باقی مانده‌است و سازمان‌های مدافع حقوق بشر، مقامات چین را متهم می‌کنند که درصددند فرهنگ بودایی‌های تبت را نابود و وفاداران به دالایی لاما رهبر روحانی تبعیدی آن‌ها را سرکوب کنند.

از لحاظ تاریخی، جنوب و شرق تبت همواره پرجمعیت‌ترین بخش کشور را تشکیل داده‌است. در آن منطقه، در اواسط قرن ششم، پادشاهی‌های رقیب پرشماری حضور داشتند که تحت اختیار تعدادی رهبر قبیله عمل می‌کردند. یکی از آن‌ها، پادشاهی یارلونگ بود که در دره یارلونگ قرار داشت. عنوان رسمی مهم‌ترین رهبر قبیله یارلونگ، «تسنپو» بود که معنی پادشاه و قدرقدرت می‌دهد. این عنوان پس از آن برای همه پادشاهان امپراتوری تبت نیز مورد استفاده قرار گرفت. نخستین پادشاهان یارلونگ نیز از نام دودمانی پوگیه‌ل، پادشاه پو، استفاده می‌کردند که به احتمال زیاد با خاستگاه این سلسله در منطقه پووو، در جنوب شرقی تبت مرتبط بود.

دوره‌گذار از زمانی که رهبران یارلونگ به عنوان رهبران قبیله‌ای منطقه عمل می‌کردند به زمانی که ایشان تبدیل به شاهان امپراتوری تبت شدند، نقطه آغاز تشکیل امپراتوری تبت به‌شمار می‌آید. این‌گذار در پایان قرن ششم میلادی صورت گرفت. تاریخ تبت متحد با فرمانروایی سونگتسن گامپو (۶۰۴–۶۵۰) آغاز شد. او بخش‌هایی از دره رودخانه یارلونگ را متحد کرد و امپراتوری تبت را بنیان نهاد. پیش از سونگتسن گامپو، شاهان تبت بیشتر جنبه افسانه‌ای دارند و شواهد کافی برای اثبات وجود آن‌ها وجود ندارد. سونگتسن گامپو تحت تأثیر ملکه‌های نپالی و چینی خود بوداگرایی را به تبت وارد کرد. ابداع الفبای تبتی و در نتیجه، تثبیت زبان کلاسیک تبتی در منطقه، نیز از کارهای اوست.

در نیمه دوم سده هفتم و نیمه دوم سده هشتم، امپراتوری تبت یکی از قدرتمندترین مملکت‌های مرکز آسیا بود. امپراتوری و سلسله فرمانروای آن در میانه‌های سده نهم دچار زوال شد و پس از آن تبت یک قرن،  تشتت سیاسی را تجربه کرد. در ابتدای سده ۱۱، حکومت لامایی در آنجا برقرار گشت.

از سال ۱۲۳۹، گودان خان، از رهبران مغول، بخشی از تبت را تصرف کرد. فرمان‌روایی مغول‌ها بر تبت، حدوداً دوره ۱۲۵۰ تا ۱۳۶۰ را پوشش داد. در این دوره، تبت میزان محدودی از خودمختاری منطقه‌ای را تجربه کرد که توسط کاربه‌دستان طریقت ساکیا، که یکی از مکتب‌های بوداگرایی تبتی است، به اجرا گذاشته می‌شد. این خودمختاری البته توسط یک ساختار اداری که توسط حاکمان مغول ایجاد شده بود، محدود نگه داشته می‌شد.

دین‌سالاران بودایی، معروف به لاماها، تا قرن ۱۵–۱۶ که دوره تأسیس دالایی لاما بود، مستبدانه بر تبت حکومت کردند.

این کشور و مخصوصاً شهر لهاسا از بزرگترین مراکز مذهبی پیروان بودا و نیایشگاه‌ها و بتکده‌های عظیم آن زیارتگاه بزرگ بودائیان جهان است و شخص دالایی لاما یک قدرت مذهبی و سیاسی است. دالایی لاما چین را متهم به نسل‌کشی فرهنگی در قبال مردم تبت کرده‌است.موارد متعدد خودسوزی راهب‌ها و راهبه‌های تبتی در اعتراض به سیاست‌های چین در تبت، از رویدادهای خبری مورد توجه رسانه‌های جهان بوده‌است.

رابطه دولت چین با دالایی لاما بسیار تیره است. چین رهبر معنوی تبت در تبعید را به تلاش برای جدایی تبت از جمهوری خلق چین متهم می‌کند. دالایی‌لاما اما تأکید دارد که خواستار استقلال تبت نیست بلکه در پی دستیابی به خودمختاری بیشتر برای این منطقه است.

جغرافیا

منطقه خودمختار تبت یکی از ۵ منطقه خودمختار چین است و در یادداشت‌های کتب چینی از آن بعنوان «سی زانگ» یاد می‌شود. این منطقه در مرز جنوب غربی چین و جنوب غربی فلات چینگ های- تبت واقع است. این منطقه در جنوب و غرب با کشورهایی مانند برمه، هند، بوتان و نپال هم‌مرز بوده و خط مرزی آن به حدود ۴ هزار کیلومتر می‌رسد. مساحت کل این ناحیه بیش دو میلیون و 400 هزارکیلومتر مربع می‌باشد(یعنی کمی بزرگتر از کشور الجزایر که خود از لحاظ وسعت دهمین کشور جهان است). تبت یک منطقه کم جمعیت و نیز با تراکم جمعیتی کم در چین به‌شمار می‌رود. تراکم جمعیت در هر کیلومتر مربع کمتر از دو نفر است. تبت در جنوب غربی چین و بر سرحد شمالی نپال واقع است و آن را از جهت ارتفاعی که از سطح دریا دارد، بام دنیا گویند. تبت بزرگترین و مرتفع ترین فلات آسیا و جهان است که در میان بزرگترین و معظم‌ترین رشته‌کوه‌های جهان قرار دارد و رودهای قابل اهمیت جنوبی و شرقی آسیا از آن سرازیر می‌گردند. تبت فلاتی است لم یزرع که ارتفاع متوسط آن از سطح دریا ۵۰۰۰ متر است (ارتفاع قله دماوند از سطح دریا ۵۶۴۰ متر است) و جنوب آن را ارتفاعات بسیار بلند هیمالیا فراگرفته‌است.

کشاورزی و دامداری

هوای این سرزمین بسیار سرد و درجه حرارت متوسط این منطقه ۱۰ درجه سانتیگراد زیر صفر است و بر اثر این سرما زراعت و درختکاری در آنجا بسیار نادر و ناچیز است و تنها منبع ثروت عمده این کشور پرورش حیوانات است و علاوه بر فقر مواد غذایی که در این سرزمین حکمفرماست، بر اثر فقدان جنگل موضوع سوخت هم در آنجا یکی از مشکلات است.

حیواناتی که در این کشور پرورش می‌یابند عبارتند از: نوعی گاومیش که به یاک معروف است، اسب، گوسفند و بز که پشم و پوست و چرم آن‌ها بزرگترین رقم صادراتی کشور تبت را تشکیل می‌دهد. پشم بز و گوسفند تبت بر اثر سرما بسیار مرغوب است و در درجه اول قرار دارد و پارچه‌های پشمی آن بسیار لطیف و شهره آفاق است.

طلا در این خطه فراوان است ولی بطرز بدوی استخراج می‌گردد.  بیشتر رودهایی که بطرف مشرق این سرزمین جریان دارند، دارای ذرات طلا می‌باشند و اغلب در جریان‌ آرام رودها جدا و استخراج می شوند.

مردم

مردم بومی تبت مردم فقیری هستند و کشاورزی در آب و هوای آن جوابگوی جمعیت زیاد نیست. منطقه تبت با وجود وسعت زیادش دارای جمعیت کمی می‌باشد. یکی از رسوم مردم تبت این است که جسد مردگان در آن خوراک پرندگان و حیوانات می‌شود.

تبت تنها کشوری است که در آن زنان، در شرایط خاص، مجاز به داشتن چند شوهر می‌باشند. به این صورت که اگر مردی چند پسر داشته باشد و استطاعت مالی کافی برای ازدواج همهٔ آن‌ها را نداشته باشد، برای همهٔ آن‌ها یک زن می‌گیرد.

قوم تبتی حدود ۴ میلیون و ۶۰۰هزار تن جمعیت دارد و در این میان حدود ۲ میلیون و ۱۰۰هزارنفر در منطقه خودمختار تبت و دیگران نیز به‌طور پراکنده در استان‌های «چینگ‌های “؛ ” سی چوان “، ” گان سو ” و ” یون نان» زندگی می‌کنند. قوم تبت زبان خاص خود را دارد. ریشه‌های این زبان به پیش از سدهٔ هفتم پیش از میلاد می‌رسد و نوعی از زبان چینی-تبتی به حساب می‌آید. از سمت چپ به راست نوشته می‌شود و در تمام مناطق قومی، تبتی رایج است.

دین بودای تبتی که صاحب خصوصیات محلی تبت است از هند باستانی به تبت رواج یافته و با دین کهن محلی در هم آمیخته‌است. مذهب بودا در تبت که تبتی‌ها به آن اعتقاد دارند آمیخته‌ای از مذهب بودا با مذهب پیشین تبت به‌شمار می‌آید و در عین حال ویژگی‌های خود را نیز حفظ کرده‌است. برای نمونه نظام تناسخ در جسم به این معنا که پس از مرگ بودای بزرگ، کودکی به عنوان جانشین وی توسط هیئت داوران لامائی تعیین می‌شود.

اقتصاد

واردات این کشور نخ، پارچه، مواد غذائی، برنج و چای است و بزرگترین مرکز بازرگانی آن «گیانگتسه» و «یاتونگ» و «گارتوک» و «شی گاتسه» است که سه شهر اول برای داد و ستد بازرگانان خارجی و استقرار نمایندگی‌ها آزاد است.

ارتفاع خط آهن تبت که «راه‌آهن از درون ابرها» نامگذاری شده‌است، ۳۶۰۰ تا ۴۰۰۰ متر از سطح دریا در نقاط مختلف آن است. در مسیر این خط آهن که از شهر لهاسا تا شهر شیگاتسه در تبت کشیده شده‌است، ۲۹ تونل و ۱۱۶ پل وجود دارد که در مجموع، نزدیک به نیمی از تمامی طول این خط آهن را تشکیل می‌دهند. طی این مسیر بین دو شهر یاد شده در تبت برای قطارها حدود دو ساعت طول می‌کشد.

 روز ششم، اول خرداد 98:

اولین محل مورد بازدید امروز ما Potala Palace یا همان قصر دالای لاما است که قدمت آن به قرن هفتم برمی گردد. ولی شکل فعلی قصر در زمان دالای لامای پنجم ساخته شد. قبل از شروع برنامه با افراد تور که قرار است چند روزی را با هم باشیم آشنا شدیم. گروهی دونفره از سنگاپور، سه نفر از هنگ کنگ، یک نفر از هند، یک نفر از برزیل .

به ما گفته شد که فقط یک بطری آب و دوربین با خود به داخل کاخ بیاوریم. بلیط ها توسط تور تهیه شده بود و در هنگام ورود به ما داده شد(100 یوان). راهنمای ما توضیحات مفصلی درباره کاخ و دالای لاما هایی که در این کاخ زندگی کرده اند ارائه داد. او گفت که روایتهای متفاوتی از تاریخ تبت گفته می شود که تعدادی از آنها توسط چینی ها تحریف شده است و واقعیت کم کم کمرنگ شده است چرا که بازگویی آن مجازاتهای سنگین از قبیل زندانهای طویل المدت دارد. او گفت که چینی ها برای کنترل تبت از حکمرانان چینی در این منطقه استفاده می کنند و برخی از حقوق شهروندی از قبیل سفر به خارج از چین را از شهروندان تبتی گرفته اند. کنترل سیاسی و امنیتی بر روی شهروندان تبتی بسیار شدید است و با آنها شبیه به شهروندان درجه دو برخورد می شود. تقریبا در همه نقاط شهر و حتی داخل وسایل نقلیه عمومی دوربین مدار بسته کار گذاشته شده است. راهنما به ما گفت که در سال گذشته به سبب اینکه یکی از مسافران از پنجره مینی بوس پرچم منطقه خودمختار تبت را بیرون آورده به راننده مینی بوس 5 سال و به راهنمای تور 7 سال زندانی داده اند.

ساختمان اولیه کاخ potala که قصر زمستانی دالای لاما بوده است در قرن هفتم و بر روی تپه ساخته شده است. این بنای عظیمی 999 اتاق است. دالای لاما پنجم نخستین دالای لاما بود که از این کاخ استفاده کرد.  این بنا با رنگ سفید(محل اقامت دالای لاما) و قرمز(محل عبادت) و زرد رنگ آمیزی شده است. به گفته راهنما به دلیل شرایط جوی این منطقه، هر چند سال بنا مرمت شده و رنگامیزی می شود.  این بنا 115 متر ارتفاع دارد و در 13 طبقه ساخته شده است. داستانهای زیادی درباره این کاخ وجود دارد که از حوصله این گزارش خارج است. عکاسی در داخل کاخ ممنوع است. اجازه بازدید فقط برای تعدادی از اتاقها وجود دارد. مجسمه های بودا و همچنین اشیاء قیمتی و قدیمی بسیاری در این مجموعه وجود دارد که راهنمایان تور با توجه به سطح معلومات خود با حرارت برای مسافرانشان توضیح می دهند. برای بازدید از این مجموعه به سه ساعت زمان نیاز دارید. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.
بعد از بازدید از کاخ به پارک مجاور پارک رفتیم. در جای جای پارک موسیقی نواخته می شد و جمعیت زیادی مشغول رقص تبتی بودند. شکل رقص آنها به رقص کردی ما بی شباهت نبود.

سپس برای بازدید ازJakhang Temple به میدان بارخور برگشتیم. برای ورود به محوطه میدان باید بازرسی بدنی انجام شود. راهنما به ما گفت که تدابیر امنیتی در این میدان بسیار شدید است. دوربینهای مدار بسته همه قسمتهای میدان را زیر نظر دارند و تعدادی تک تیرانداز بر روی پشت بام ها همواره در آماده باش به سر می برند.  این معبد برای بوداییان ارزشی معادل مکه برای مسلمانان دارد. ورودیه آن 85 یوان است و برای بازدید به یکساعت زمان نیاز دارد. قدمت آن به 1300 سال پیش برمی گردد. در داخل معبد مجسمه های بودا و همچنین اشیاء مذهبی وجود دارد که بسیاری از آنها کاملا مقدس هستند.
بعد از خروج از میدان و پس از یک روز طولانی هوس چای کردیم. به واقع علی رغم اینکه چینی ها اولین افرادی بودند که چای را به شکل امروزی فراوری کردند و به کشورهای دیگر هم فرستادند، ولی یافتن مکانی برای نوشیدن چای در کل چین بسیار دشوار است. ما حتی برای نوشیدن چای صبحانه هم در بسیاری از مکانها و حتی هتلها دچار مشکل بودیم. چای سبز در بیشتر جاها پیدا می شد ولی چای سیاه نبود که نبود! حتی Tea bag هم در فروشگاهها پیدا نمی شد.

هنگامی که در اطراف میدان بارخور دنبال چای خانه یا کافی شاپ برای  صرف چای می گشتیم مرد حدودا 60 ساله ای را دیدیم که یونیفرم پلیس به تن داشت. از او آدرس مکانی برای نوشیدن چای را پرسیدم و او بلادرنگ مکانی را در طبقه دوم ساختمانی که زیرش ایستاده بود را به ما نشان داد. سپس از من پرسید که از کجا آمده ایم و پس از اینکه فهمید ایرانی هستیم بسیار ابراز ارادت نسبت به ایرانی ها کرد و گفت که ایرانی ها را دوست دارد. من هم از او تشکر کردم و دوستان خود را خبر کردم تا خبر یافتن یک مکان مناسب برای چای نوشیدن را به آنها بدهم. اما نکته جالب این بود که ورودی ساختمان را برای رفتن به طبقه دوم پیدا نمی کردیم. لذا به سراغ مرد پلیس رفتیم و او هم ما را کمک کرد تا به طبقه دوم برسیم. خودش هم وارد این مکان که رستوران-کافی شاپ بود شد و به مسئول رستوران سفارش کرد تا میز خوبی که مشرف به منظره میدان باشد به ما بدهد. ما هم بلادرنگ چای سفارش دادیم و منتظر رسیدن چای داغ بودیم. مرد پلیس هم که نوشیدنی دیگری در دست داشت آمد و کنار ما نشست. به او تعارف کردیم که اگر چای یا چیز دیگری میل دارد برایش سفارش دهیم ولی او با تشکر گفت که همین نوشیدنی که در دست دارد کافی است. یکی از دوستان به او سیگار تعارف کرد و او هم قبول کرد و با هم رفتند و سیگار کشیدند. وقتی برگشتند دوست ما به او یک پاکت از سیگارهایش داد. او هم با خوشرویی پذیرفت و دستبند دستش را به دست دوست ما انداخت. ما مشغول نوشیدن چای بودیم و برای او هم نوشیدنی دیگری سفارش دادیم. او هم برایمان تعریف کرد که دخترش در استرالیا زندگی می کند و شروع کرد با انگلیسی کج و کوله تعریف کردن. سپس او گردنبندی را از گردنش درآورد و برای یادگاری به من داد. هر چه من گفتم که من گردنبند نمی اندازم و از لطفش تشکر کردم ولی گفت که این گردنبند برای من خوش یمن خواهد بود و از من محافظت خواهد کرد. من هم گردنبند را در گردنم انداختم و تشکر کردم. هنگامی که  پیشخدمت صورت حساب ما را آورد من گردنبند را به او نشان دادم و به او گفتم که مرد پلیس این یادگاری را به من داده است. پیشخدمت مهره گردنبند را لمس کرد و از من پرسید که آیا می دانم که ارزش این گردنبند چقدر است؟ من هم گفتم که هیچ ایده ای ندارم! سپاس او به من گفت که قیمتش خیلی زیاد است ولی قیمت دقیقش را نمی داند! از پیشخدمت پرسیدم که برای جبران این محبت به مرد پلیس چه بدهم و آیا دادن پول صحیح است؟ که او گفت این مرد پلیس انسان عجیبی است و گاه گداری به رستوران آنها سر می زند و انسان محتاجی نیست و احتمالا از دادن پول ناراحت خواهد شد. بعد تصمیم گرفتم تا پول 12 نوشیدنی را برای او پرداخت کنم و به پیشخدمت گفتم که بعد از اینکه ما از رستوران رفتیم به او بگوید که پول 12 نوشیدنی را برای او پرداخت کرده ایم. هنگامی که از رستوران خارج شدیم برای خرید مقداری سوغاتی و یادگاری تبتی به بازارچه اطراف معبد رفتیم. اولین چیزی که نظر مرا جلب کرد مهره هایی بود که شباهت زیادی به مهره گردنبند من داشت و به مقدار زیاد در فروشگاهها موجود بود و به قیمت حدود 5 دلار فروخته می شد. وقتی یکی از آنها را برداشتم احساس کردم که جنس آن با چیزی که در گردنبند من است متفاوت است. کمی که دقت کردم دیدم مهره های مشابهی در زیر ویترین برخی مغازه ها وجود دارد که قیمتهای متفاوتی از 500 تا 2000 دلار دارند. گردنبند را به فروشنده ای نشان دادم و خواستم که ارزش آن را برآورد کند که او ورانداز کرد و بعد گفت که از این چیزها نمی خرد. فروشنده دیگر هم با نگاه مشکوک تقریبا همین جواب را به من داد.
 کمی بیشتر در کوچه های اطراف پرسه زدیم و با آغاز باران به سمت مهمانپذیر حرکت کردیم. هوا کاملا تاریک شده بود که به پیشنهاد راهنمای تور برای دیدن نورپردازی شبانه Potala Palace راهی شدیم. هوای بارانی به زیبایی کاخ که با پروژکتورهای قوی نورپردازی شده بود افزوده بود.
روز هفتم، دوم خرداد 1398:

طبق قرار ساعت 9 صبح سوار بر مینی بوس به سمت غرب تبت به راه افتادیم. ابتدا وارد دره یارلونگ شدیم و در امتداد رودخانه یارلونگ به سمت غرب ادامه مسیر دادیم.
 توقف کوتاهی در کنار رود داشتیم و سپس به سمت گردنه Gangbala حرکت کردیم این گردنه در ارتفاع 4280 قرار دارد. توقف کوتاه ما در این منطقه سبب شد تا با موجودی عجیب روبرو شویم یعنی سگ تبتی! این سگها که جثه بسیار بزرگی دارند از لحاظ قدرت بدنی هم کم نظیر هستند. چند تا از آنها را که چون شیر یال و کوپال بلندی هم داشتند در معرض نمایش گذاشته بودند و توریستها در ازای پرداخت 10 روپیه با آنها عکس می گرفتند. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.

 همچنین چند راس گاو تبتی یا یاک هم به همین منظور در این محل موجود بود. یاک ها در مناطق مرتفع هیمالیا و پامیر زندگی می کنند. زندگی مردم این مناطق به پرورش این حیوانات وابسته است. از گوشت، شیر، پوست، پشم و حتی مدفوع این حیوانات استفاده زیادی می شود. پشم این حیوان بهترین پشم برای چادرهایی است که در مناطق سرد استفاده می شود. این حیوانات تنها حیواناتی هستند که قادرند در مناطق بسیار مرتفع بارکشی کنند. برای اطلاعات بیشتراینجا را کلیک کنید.

سپس به کنار دریاچه زیبا و فیروزه ای  Yamdrok رسیدیم. این دریاچه در ارتفاع 4441 متر قرار دارد. فاصله آن تا لهاسا 100 کیلومتر است. این دریاچه که در میان کوههای بلند قرار گرفته 640 کیلومتر مربع وسعت دارد و یکی از سه دریاچه مقدس در تبت است. برف تازه باریده شده در این ارتفاعات وجود داشت و عده ای از فرصت استفاده کرده و مشغول برف بازی شدند.
 در ادامه مسیر به یخچال طبیعی Karola رسیدیم. راهنما به ما توضیح داد که این یخچال در سالیان نه چندان دور وسعتی بیش از این داشته و پدیده گرمایش زمین سبب شده تا بر سرعت تخریب یخچال افزوده شود. با کمی دقت می شد دید که یخچال در حال ذوب شدن است. ارتفاع این منطقه طبق تابلو راهنما 5020 متر ثبت شده بود.
 سپس کمی ارتفاع کم کردیم و در منطقه Manak توقف کوتاهی داشتیم. بر روی رود Nyang Qu سد احداث شده است. نمای دریاچه پشت سد که در دره ای عمیق گسترده شده، بسیار زیباست. تعداد زیادی از پرچمهای رنگارنگ مذهبی در این محل آویخته شده است که به زیبای آن افزوده است.
 با ادامه مسیر به شهر Gyangze وارد شدیم. این شهر 4000 متر ارتفاع و حدود 60000 نفر جمعیت دارد. مهمترین بنای داخل این شهر صومعه Palcho و همچنین عبادتگاه Kumbum است. این عبادتگاه بودایی که به شکل یک مخروط ساخته شده است، 6 طبقه دارد که دسترسی به همه طبقات امکان پذیر است. 77 اتاقک با مجسمه های بسیار در این عبادتگاه وجود دارد و از نظر مذهبی مکان بسیار مهمی برای بوداییان است. برای بازدید از این مکان 45 دقیقه زمان نیاز است.

 در خروجی شهر قلعه ای به سبک کاخ Potala وجود دارد که مربوط به یکی از دالای لاماها بوده است. با ادامه مسیر به دو راهی می رسیم که یک راه به سمت مرز کشور بوتان می رود و دیگری که مسیر ما است به شهر شیگاتسه ختم می شود. شیگاتسه دومین شهر بزرگ منطقه تبت است. ارتفاع آن از طرح دریا 3850 متر است. تقریبا هوا داشت تاریک می شد که به هتل رسیدیم. هتل Wanrun ، یکی از بزرگترین هتلهای شهر است که در کلاسهای مختلف اتاق دارد. چون ما تور را با قیمت پایین گرفته بودیم، بنابراین اتاق درجه دو را به ما دادند که البته راحت و تمیز بود ولی دستشویی و حمام خارج از اتاق قرار داشت و با توجه به سرد شدن هوا در هنگام شب کمی کار را مشکل می کرد. برای صرف شام از هتل خارج شدیم. در خیابان اصلی شهر رستوران کوچکی که غذای ساده ای سرو می کرد پیدا کردیم و به هتل برگشتیم. غذاهای تبتی کمی با غذاهای چینی متفاوت است. اگر مشتاقید تا بیشتر درباره غذاهای تبتی بدانید لطفا اینجا را کلیک کنید.اما تجربه من از غذاهای تبتی، تجربه منحصر به فردی است. غذاهای گوشتی به نظرم خوش مزه هستند ولی شخصا سس همراه غذا را نمی پسندیدم. غذاهای گیاهی هم بسیار معمولی است. غذاهایی که شبیه آبگوشت یا سوپ سرو می شوند اگر با کمی لیمو همراه شوند بسیار لذیذ هستند هر چند که معمولا نان همراه غذا وجود ندارد.

علاوه بر صومعه Tashi Lhunpo که در سال 1447  توسط دالای لامای اول احداث شد، خانه Panchan Lama که دومین مقام بعد از دالای لاما است نیز در این شهر قرار دارد. در صورت زمان کافی بازدید از این دو مکان هم پیشنهاد می شود.

امکان سفر 2 ساعته با قطار از لهاسا به شیگاتسه وجود دارد. این مسیر یکی از مرتفع ترین مسیرهای ریلی در جهان است و برای ساخت آن تعداد زیادی پل و تونل احداث شده است.

روز هشتم، سوم خرداد:

به سمت قرارگاه شمالی اورست که به Everest Base Camp یا EBC معروف است حرکت کردیم. راهنمای تور از ما خواست که تا حد امکان وسایل غیر ضروری را در هتل بگذاریم و همراه خود نیاوریم. او گفت که اصولا در ارتفاع بالا علاوه بر انسانها، اتومبیلها هم دچار کمبود اکسیژن می شوند و رقت اکسیژن در کیفیت احتراق بنزین تاثیر گذار خواهد بود و از توان اتومبیل کم می کند. لذا سبک تر کردن وسایل نقلیه به سرعت انجام برنامه و جلوگیری از خرابی اتومبیل کمک می کند. با رسیدن به  شهر کوچک Lhatse باید از جاده اصلی که به سمت مرز نپال و کوهستان Kailash می رود خارج شد و به سمت جنوب ادامه مسیر داد. کوه Kailash یکی از مقدس ترین کوهها در آیین هندو و بودایی است و هر ساله جمعیت کثیری برای عبادت و کسب انرژی به اطراف این کوه می روند. جالب است بدانید به دلیل اهمیت مذهبی این کوه تا به حال گزارشی در صعود به  قله 6638 متری آن ثبت نشده است.هر چند که در سال 2001 از طرف دولت چین مجوزی برای یک تیم اسپانیایی داده شد. رینهولد مسنر که شاخص ترین کوهنورد جهان است در این باره گفت:”اگر این کوه را فتح کنیم، چیزی را در روح این مردم تسخیر کرده ایم. صعود به این کوه آنچنان سخت نیست بنابراین بهتر است تلاش خود را روی کوههای بلندتر و مشکلتر متمرکز کنید”. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید. برای نهار در شهر کوچک Tingri با 4300 متر ارتفاع توقف کردیم. هر چند که این شهر به نظر بسیار دورافتاده می آید ولی ساخت و ساز و تلاش برای آبادانی در آن جریان دارد.
 در طول مسیر از گردنه Tsola با ارتفاع 4600 متر و گردنه Gyatsola  با ارتفاع 5239 متر که  ورودی به منطقه Qomolangma National Nature Reserve است، عبور کردیم. Qomolangma نام محلی کوه اورست است.
در ادامه مسیر به گردنه Kyawula رسیدیم که ارتفاع آن 5180 متر است. حالا منظره بی نظیری از قلل سر به فلک کشیده هیمالیا در پیش رو است.  از اینجا می توان چهار قله بالای 8000 متری را مشاهده کرد. به ترتیب از سمت چپ ماکالو 8485 متر، لوتسه 8516 متر، اورست 8848 متر و چوآیو 8188متر.
ادامه مسیر با جاده ای زیگ زاگ ارتفاع کم می کند و بالاخره به پارکینگ می رسیم.
 از اینجا به بعد وسایل نقلیه معمولی اجازه تردد ندارند. از مینی بوس خود پیاده شدیم و سوار اتوبوسهایی شدیم که با نیروی الکتریسیته کار می کردند یعنی برقی بودند!. حدودا نیم ساعتی را طی کردیم تا به انتهای مسیر رسیدیم که همان اقامتگاه اورست و صومعه Rongbuk است. در اطراف صومعه تعدادی خانه با تعدادی یاک در اطراف آن وجود داشت.
مهمانسرایی با رستورانی کوچک در اینجا احداث شده که در نه ماه سال پذیرای مسافران است. اتاقهای بین 4 تا 6 نفره دارد. هر چند که وضع سرویس بهداشتی مناسبی ندارد ولی با توجه به اقلیم ناپایدار این محل هنوز قابل قبول است. اتاقها به بخاری برقی و همچنین تشکهای برقی مجهز است تا تحمل سرما را امکان پذیر کند.
 بعد از تحویل گرفتن اتاق در مسیری که برای پیاده روی به سمت کوه اورست وجود دارد به راه افتادیم. هنوز کوه در میان ابرها جا دارد ولی به آهستگی سر از میان ابرها بیرون می آورد و شکوه و عظمت خود را به نمایش می گذارد. تصور می کنم که مشاهده اورست از این فاصله نزدیک  رویای بیشتر کوهنوردان و طبیعت دوستان باشد و من خدا را شاکرم که توانستم این توفیق را به دست بیاورم. از محل مهمانسرا هنوز جاده ای از میان دشت به سمت کوه ادامه دارد ولی عبور از آن ممکن نیست. حداکثر می توان حدود نیم ساعت پیاده روی کرد تا به انتهای مسیری که با فنس مشخص شده رسید. از این نقطه، محل کمپ کوهنوردان به راحتی دیده می شود. راهنمای تور به همه افرادی که به این منطقه وارد شدند گواهی صعود به EBC اهدا کرد، باشد که همواره خاطره این سفر را زنده نگه دارد.  با غروب آفتاب کم کم هوا سردتر شد و ابرهای روی قله هم به کلی محو شدند. بالاخره تصمیم گرفتیم تا دل از اورست بکنیم و به محل مهمانسرا برگردیم.
رستوران مهمانسرا،  بخاری هیزمی دارد و محلی است که گروههای مختلف در کنار هم جمع می شوند. تیم های مختلف به هر کدام به شکلی، یادگاری در این هتل برجای گذاشته اند. ما هم برای یادگاری لوگوی کانون گردشگران جوان ایران را بر روی یکی از محل هایی که برای این کار در نظر گرفته شده بود چسباندیم.
 منوی رستوران بسیار ساده است و قدرت انتخاب زیادی برای مشتری نمی گذارد. اینترنت در این محل همچنان قابل استفاده است. ارتفاع زیاد منطقه که 5200 متر است برای بیشتر افراد کمابیش علایمی از بیماری ارتفاع را ایجاد کرده است. بر اساس بارومتر همراه من، فشار اکسیژن در این ارتفاع حدود نصف فشار اکسیژن در سطح دریا است. بیشتر دوستان عنوان کردند که تقریبا در طول شب خواب راحتی نداشته اند و هر از چندگاه با احساس فشار بر قفسه سینه و کمبود اکسیژن از خواب بیدار شده اند. عده ای هم از کاهش اشتها، سردرد و تهوع شاکی بودند.
روز نهم، چهارم خرداد:

صبح ساعت چهار و نیم برای مشاهده طلوع خورشید بر روی اورست بیدار شدیم. هوا بسیار سرد بود و آبهای جاری یخ زده بودند. مسیر روز قبل را مجددا طی کردیم. کوه یگانه و با صلابت در روبروی ما ایستاده بود. حتی لکه ای از ابر هم در اطرافش دیده نمی شد. گویا هنوز از خواب بیدار نشده بود. کم کم نخستین اشعه های آفتاب قله را به رنگ زرد-نارنجی درآورد و کم کم جبهه شرقی را روشن کرد.
 یکساعت بعد برای صرف صبحانه به مهمانسرا برگشتیم و کم کم آماده برگشتن شدیم. گم شدن موبایل یکی از اعضای تور بیش از یکساعت وقت ما را گرفت و نهایتا ساعت 8 صبح با اتوبوسهای برقی به سمت پارکینگ حرکت کردیم. راننده ما که چهره آفتاب سوخته و خندانش بیشتر او را شبیه هنرپیشه های سینما کرده است، با خوشرویی منتظر ما بود.
همان مسیر 350 کیلومتری را به سمت شهر شیگاتسه طی کردیم. در طول مسیر چندین جا توقف کردیم و از مناظر زیبای تبت لذت بردیم. هوا هنوز روشن بود که به شهر رسیدیم. با دوستان در شهر گشت کوتاهی زدیم و شام را در یک رستوران تبتی که غذاهای غربی هم سرو می کرد به اتفاق اعضای تور صرف کردیم.

روز دهم، پنجم خرداد:

شهر شیگاتسه را به سمت لهاسا ترک کردیم. البته مسیر برگشت از طریق آزادراه دوستی (Friendship free way) بود. این جاده تازه ساخت تبت را به مرز نپال متصل می کند و در دره رود یارلونگ احداث شده است. مناظر کوه و دره و رود در طول این مسیر حدود 280 کیلومتری بی نظیر است. هر چند که فلات تبت به سبب ارتفاع زیاد آن پوشش گیاهی غنی ندارد ولی کاملا مشهود بود که دولت پروژه عظیمی را برای درختکاری در این منطقه در پیش گرفته است. ظاهرا در چین توالتهای عمومی تمیز فقط مختص شهرها نیست. در طول جاده ها و با فواصل مشخصی دولت توالتهای بسیار تمیزی برای رفاه حال مسافران احداث کرده است. راهنمای تور ما را برای بازدید از یک کارگاه ساخت عود (چوبهایی که هنگام سوختن بوی خوب از آنها ساطع می شود) برد. برای ساخت آنها ابتدا باید خمیر چوب تهیه کنند. چوبهای بزرگ را به دستگاهی که شبیه آسیاب آبی است متصل می کنند. آسیاب با نیروی آب می چرخد و چوب را به سنگ می مالد تا خمیر شود. خمیر را در قالب هایی به اندازه آجر می ریزند و می گذارند تا خشک شود. سپس با اضافه کردن اسانس و مواد معطر در کارگاه به شکل تجاری در می آورند. در طی مسیر راهنما بنایی را در بالای تپه ای به ما نشان داد و گفت که اینجا یکی از مکانهایی است که مردگان را برای مراسم “خاکسپاری آسمانی” به آنجا منتقل می کنند. طبق رسوم، بوداییان تبت مردگان را به مکانهای خاصی منتقل می کنند، سپس جنازه توسط فردی به قطعات کوچک قطعه قطعه می شود. دوستان نزدیک و خانواده درجه دوم فرد متوفی می توانند در این مراسم شرکت کنند و افراد درجه اول اجازه حضور ندارند. سپس این قطعات بر بلندای کوه یا تپه گذاشته می شود تا خوراک پرندگان لاشه خوار شود یا بپوسد. این مراسم هم اکنون نیز در تبت انجام می شود. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید. نکته ای که نظر من را در سفر به منطقه تبت به خود جلب کرد، تلاش دولت چین برای آبادانی بیشتر این منطقه با احداث زیرساختهای مناسب بود. تونلها، پلها و جاده ها طوری ساخته و طراحی شده اند تا بتوانند پاسخگو جمعیت بیشتری باشند. در بیشتر شهرها، شهرکهایی با ساختمانهای چندین طبقه برای سکونت جمعیتی که قرار است در آنجا کار و زندگی کنند ساخته شده یا در حال احداث است. به نظر می رسد دولت چین بنا دارد تا جمعیت کثیری از چینی تبارها را برای کار به این منطقه بفرستد تا علاوه بر تامین نیروی کار، ساختار جمعیتی آن را هم تحت کنترل درآورد تا بومیان تبتی نتوانند اکثریت مطلق را شامل شوند و بدین ترتیب مشکل سیاسی منطقه را هم حل کند.

چون پرواز ما به سمت شهر شیان در ساعت 8 شب انجام می شد. با صلاحدید راهنما ابتدا ما را در فرودگاه پیاده کردند و مابقی مسافران به لهاسا برگشتند. پرواز لهاسا به شهر شیان حدود سه ساعت طول می کشد. قیمت بلیط هواپیما هم 120 دلار است. از فرودگاه به هتل تاکسی گرفتیم و چهل و پنج دقیقه بعد در هتل بودیم. هتل ما در شهر شیان یک هاستل بسیار خوشنام و معروف با دکوراسیون سنتی است. اتاقها تمیز با سرویس مجزا. بابت سه شب اقامت دراتاق دو تخته Xi’an Xiangzimen Youth Hostel به همراه صبحانه 71 دلار پرداختیم. محل هاستل در مرکز شهر و در مجاورت دیوار بزرگ دور شهر است. بیشتر مراکز گردشگری شهر در اطراف همین هتل قرار دارند. برای صرفه جویی در وقت با دوستان تصمیم گرفتیم تا برای بازدید از مقبره Qinshihuang و Terracotta Army از تورهای محلی استفاده کنیم. در تور ثبت نام کردیم و قرار شد ساعت 9 صبح منتظر وسیله نقلیه و راهنما باشیم.

شهر شیان با قدمت تاریخی بیش از سه هزار سال، یکی از چهار پایتخت باستانی چین است. این شهر، پایانه شرقی جاده ابریشم به حساب می‌آمد. این شهر در میانه دشت گوان ژانگ واقع شده‌است و علاوه بر آن که یکی از قدیمی‌ترین شهرهای کشور چین می‌باشد، در میان چهار پایتخت باستانی جهان نیز از قدیمی‌ترین‌ها به‌شمار می‌آید. این شهر پایتخت برخی از مهم‌ترین سلسله‌های تاریخ چین همچون Western Zhou, Qin, Western Han, Sui و Tang بود. قرار گرفتن در مسیر جاده ابریشم، سبب شد تا این شهر نقش مهمی در تجارت بین‌المللی داشته باشد.جمعیت این شهر بالغ بر چهار و نیم میلیون نفر است.

روز یازدهم، ششم خرداد:

ساعت 9 صبح اتومبیل و راهنما از هتل ما را سوار کردند و به همراه چند مسافر دیگر به سمت موزه لشکر سفالی به راه افتادیم. راهنمای تور به ما گفت که با توجه به شلوغی صبحگاهی سایت، بهتر است ابتدا برای خرید و بازدید از کارگاه ساخت مجسمه های سفالی به یکی از این کارگاهها برویم. حدود یک ساعت را در یکی از این کارگاهها برای خرید سوغاتی صرف کردیم. لازم به توضیح است که همه تورها برنامه خرید از کارگاههای محلی را در برنامه خود گنجانده اند تا هم پورسانتی از کارگاه دریافت کنند و هم مسافران را برای خرید کالاهای کشور خود ترغیب کنند. یک ساعت طول کشید تا به محل سایت رسیدیم. محوطه خارجی سایت بسیار بزرگ طراحی و ساخته شده است. تعداد کیوسکهای فروش بلیط بسیار زیاد است. راهنما بلیط ها را برای ما تهیه کرد (150 یوان) و ما وارد این سایت شدیم. شاید بتوان گفت که بعد از دیوار چین، سایت مجسمه های لشکر سفالی، معروفترین و شناخته شده ترین سایت گردشگری کشور چین است. این سایت که در لیست میراث جهانی ثبت شده است در سال 1974 توسط کشاورزی در این منطقه کشف شد. البته این کشاورز اکنون شغل بهتری پیدا کرده است و در یکی از بهترین رستورانهای مجاور سایت، صندلی راحتی دارد و کتابهای راهنمای بازدید از این سایت را برای مشتریان امضا می کند و به آنها می فروشد. برآورد شده است که این مجموعه که از سه سالن مجزا تشکیل شده است حاوی بیش از 7000 سرباز، 130 کالسکه نظامی و 520 اسب باشد. البته تعدادی از آنها به سبب آوار شدن سقف قسمتهایی از سایت شکسته و از بین رفته است ولی باستان شناسان هم اکنون نیز با استفاده از تکنولوژیهای روز مشغول مرمت آنها هستند.
 این مجموعه در نزدیک مقبره پادشاه چین شی هوانگ، بنیانگذار سلسله چین(220 پیش از میلاد) واقع شده است و گفته می شود که پادشاه این لشگر سفالی را برای حفاظت و نگهبانی از خود در جهان پس از مرگ، در نزدیک مقبره خود آماده کرده است.  طبق شواهد به دست آمده هر یک از سربازان سفالی چهره متفاوتی دارند و در سه لباس مختلف که نمایش درجه نظامی آنهاست ساخته شده اند. گفته شده که همه این مجسمه ها رنگامیزی شده بودند اما به محض اینکه در معرض جریان هوا قرار گرفتند رنگها ناپدید شدند. موزه بسیار جالبی در این مجموعه قرار دارد که مرور کوتاهی بر تاریخ چین دارد و نمونه های منحصر به فردی از سربازان، ژنرالها ، ارابه ها و اسبهای سفالی در آن به نمایش گذاشته شده اند. برای بازدید از این مجموعه حداقل 2 ساعت زمان نیاز دارید. برای اطلاعات جامع تر اینجا را کلیک کنید. برای بازدید از محوطه مقبره پادشاه باید سوار اتوبوسهایی بشوید که به این منظور در این محل وجود دارند. تقریبا بعد از 10 دقیقه ، اتوبوس شما را در ورودی محوطه پیاده می کند. گفته می شود که مقبره پادشاه چین شی هوانگ بزرگترین محوطه مقبره ای جهان است. تپه ای با ارتفاع 76 متر در مرکز این محوطه قرار دارد که گفته می شود مقبره پادشاه که به شکل هرم ساخته شده است در زیر آن قرار گرفته است. برای ساخت این مقبره 38 سال زمان توسط 700000 نفر صرف شده است. هنوز هیچ حفاری باستانشناسی بر روی این مقبره انجام نشده است اما تصاویر هوایی و تصاویری که به کمک اشعه ایکس برداشته شده حاکی از منطقه باستانی وسیعی دارد. دولت چین تصمیم گرفته است تا قبل از اینکه به تکنولوژی کافی برای حفظ و حراست از این مقبره دست نیافته است، هیچ گونه حفاری را بر روی آن انجام ندهد. بر طبق متون باستانی تابوت پادشاه به همراه مقادیر عظیمی از طلا و جواهرات درون مقبره‌ای قرار دارد که سقف آن سراسر با ستارگانی از جواهرات پوشیده شده‌است و اطراف تابوت ماکتی عظیم از نقشه چین طراحی و ساخته شده‌است؛ به این صورت که رودهایی از جنس جیوه در میان کوه‌ها جاری اند. در متون باستانی آمده‌است که کارگران زنده درون مقبره محبوس شدند تا کسی از جای مقبره مطلع نشود. برای بازدید از این محوطه یکساعت اختصاص دهید. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.
 بعد از صرف نهار راهنما ما را به هتل رساند. بعد از اندکی استراحت تصمیم گرفتیم از دیوار دور شهر بازدید کنیم. بلیط بازدید از دیوار 54 یوان است. این دیوار14 کیلومتری که در سال 1370 و در زمان سلسله Ming احداث شده، 12 متر ارتفاع دارد و عرض آن در بالای دیوار بین 12 تا 14 متر است. امکان دوچرخه سواری دور تا دور دیوار وجود دارد که حدودا یک ساعت و نیم زمان نیاز دارد. در خارج دیوار خندق بزرگی هست که اکنون در آن قایق سواری می کنند.

  البته ما هیچ کدام از این دو کار را انجام ندادیم و بلافاصله به سمت میدان اصلی شهر که میدان Bell Tower نام دارد حرکت کردیم. نورپردازی این میدان در شبها دیدنی است.
 محله مسلمانها که خیابان-پیاده رو بسیار معروفی در شهر شیان است قطعا نه تنها یکی از دیدنی های شیان بلکه کشور چین است. خیابانی که پر است از مغازه های کوچک و بزرگ مواد خوردنی، از سیرابی و کباب گوسفند گرفته تا هشت پا و بستنی و انواع شیرینی جات مختلف. مغازه ها با نورپردازی خیره کننده و فروشندگانی که با انواع ادا و اصول مختلف عابران را تشویق به امتحان کردن خوراکی هایشان می کنند محیط بسیار مفرحی  ایجاد کرده است.مقاومت کردن در مقابل این حجم تبلیغات خوشمزه عملا بی فایده است و حتما باید امتحان کنید. انصافا هم بیشتر غذاها خوشمزه هستند. در مغازه هایی که خشکبار می فروشند حتما نظرتان به گردوهای بسیار درشت و همچنین عناب هایی که هر کدام به اندازه گردو هستند جلب خواهد شد. بگذریم از اینکه نه گردوها مزه گردو دارند و نه عناب مزه عناب!  واقعا دل کندن از این همه انرژی که در این خیابان وجود دارد سخت است. توصیه می کنم که حتما برای این خیابان 2-3 ساعت زمان بگذارید.
روز دوازدهم، هفتم خرداد:

 کوهستان Huashan یکی از کوهستانهای مقدس چین می باشد که در 130 کیلومتری شرق شهر شیان واقع شده است. ما برای رسیدن به این منطقه از قطارهای سریع السیر استفاده کردیم. بهای بلیط تا ایستگاه مورد نظر فقط 9 دلار بود. این قطار با سرعت 300 کیلومتر در ساعت حرکت می کند. از ایستگاه قطار با اتوبوس تا ورودی سایت رفتیم. جالب این بود که مردم به شکل عجیبی تمایل داشتند که به ما کمک کنند تا مسیر را پیدا کنیم. حتی یک بار خانم مسنی مقدار زیادی راه آمد تا مسیر را به ما نشان بدهد. این مجموعه دارای چند مسیر متفاوت است و با توجه به اینکه شما کدام مسیر را انتخاب می کنید باید بلیط مناسب را هم خریداری کنید. بلیط ورودی منطقه 160 یوان، تله کابینها 220 یوان و 60 یوان هم برای اتوبوس پرداخت کردیم.  ما تصمیم گرفتیم که با یک تله کابین تا نزدیک قله شمالی برویم و پس از عبور از قلل شرقی و جنوبی، با تله کابین از قله غربی برگردیم. ابتدا سوار اتوبوس شدیم وحدودا 20 دقیقه از لابه لای کوههای صخره ای که درختان از شکاف آنها آویزان بودند عبور کردیم. هوا کمی بارانی و مه آلود بود که به تله کابین رسیدیم. تقریبا بعد از 15 دقیقه تله کابین سواری و عبور از میان مه به ایستگاه نزدیک قله غربی رسیدیم.

 عمدتا مسیرهای راهپیمایی، بر روی صخره ها بسیار باریک و در برخی جاها ترسناک است. تعدادی از مسیرهای ویژه هم وجود دارند که در اجاره شرکتهایی است که فعالیت ماجراجویی دارند. مثلا افراد را با حمایت سیم کابلی و کارابین از روی یک تخته باریک که به صخره وصل شده عبور می دهند. متاسفانه به علت مه آلود بودن هوا این فعالیت ها تعطیل بود.
 خوشبختانه وقتی به بالای قله غربی رسیدیم مه فروکش کرده بود و منظره وهن انگیز کوهستان هوآشان نمایان شد. کوههای صخره ای بلند که در برخی جاها با درختان پوشیده شده است. در برخی از قسمتهایی که میان صخره ها قرار داشت هنوز مه گیر کرده بود که خود به جنبه توهمی منظره افزوده بود. این منظره  در بسیاری از نقاشی های کلاسیک چینی به کرات تکرار شده است و به چشم بسیار آشناست. در برخی از قسمتهای مسیر کافه هایی وجود دارد که خوراکی می فروشند. در طول مسیر چند معبد وجود دارد و خلاصه اینکه برای بازدید از چهار قله باید بیش از 4000 پله را بالا و پایین بروید.
نهایتا ما از ایستگاه تله کابین قله غربی برگشتیم. نکته جالب این بود که در مسیر برگشت و هنگامی که سوار بر تله کابین بودیم، متوجه شدیم که دیواره های صخره ای این کوه بسیار مرتفع است و به همین جهت یکی از قطبهای سنگنوردی کشور چین است. کوهستان هوآشان از مناطق بسیار زیبایی است که سفر به آن واجب است و قطعا برای بازدید از آن باید بیش از 6 ساعت وقت بگذارید. ما بلافاصله  به ایستگاه راه آهن برگشتیم و با همان قطار سریع السیر خودمان را به شیان رساندیم. برای خوردن شام هیج جا را بهتر از محله مسلمانها پیدا نکردیم و به همین بهانه ساعتی را در این خیابان سپری کردیم.

روز سیزدهم، هشتم خرداد:

بعد از خوردن صبحانه با تاکسی خودمان را به یک بنای قدیمی 8 طبقه مدور به ارتفاع حدود 64 متر که Giant Wild Goose Pagoda نام دارد رساندیم. این بنا در دوره Tang در سال 652 میلادی ساخته شده است. از فراز این ساختمان می توان همه شهر شیان را به راحتی دید. در محوطه اطراف آن معبد Da Ci’en واقع شده که یکی از بزرگترین معابد دوره تانگ است. اکنون بیشتر ساختمانهای این معبد کاربری موزه پیدا کرده اند.. برای بازدید از این مجموعه یک ساعت زمان نیاز است و ورودیه آن40 یوان است.
 سپس به هتل برگشتیم و به سمت ایستگاه راه آهن به راه افتادیم. مقصد بعدی ما شهر پکن بود. قیمت بلیط سریع السیر تا پکن نفری 82 دلار بود. این قطار مسیر 1000 کیلومتری شیان تا پکن را کمی کمتر از 4 ساعت طی کرد.
 قطار با سرعت از سرزمین پهناور چین عبور می کرد. به جرات می توانم بگویم تقریبا زمین بلااستفاده ای را در طول این مسیر ندیدم. یا زمینها کشاورزی بودند یا صنعتی و یا شهری. در میان مسیر از روی رودخانه زرد که واقعا رنگش زرد بود هم گذر کردیم.
 هنگامی که به شهر پکن وارد شدیم هنوز تا زمان پرواز هواپیما بیش از 4 ساعت زمان داشتیم و با توجه به فاصله طولانی ایستگاه راه آهن تا فرودگاه تصمیم گرفتیم تا از تاکسی استفاده کنیم. یکساعت بعد در فرودگاه بودیم و در ساعت مقرر سوار هواپیما شویم و به کشور خود برگشتیم. نکته جالب این است که Free shop فرودگاه بعد از ساعت 9 شب تقریبا تعطیل است. لذا اگر در برنامه ریزی خود، خرید از فرودگاه را گنجانده اید بهتر است روی آن حساب نکنید.

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

www.kanoonirangardan.ir

Share

نوشته گزارش سفر به چین و تبت، بهار 98 اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%da%86%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%aa%d8%a8%d8%aa%d8%8c-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d8%b1-98/feed/ 0
نپال قبله کوهنوردان https://kanoonirangardan.ir/%d9%86%d9%be%d8%a7%d9%84-%d9%82%d8%a8%d9%84%d9%87-%da%a9%d9%88%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86/ https://kanoonirangardan.ir/%d9%86%d9%be%d8%a7%d9%84-%d9%82%d8%a8%d9%84%d9%87-%da%a9%d9%88%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86/#comments Tue, 09 Feb 2016 06:25:18 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=4320 سفر به نپال بیش از اینکه سفر به کشوری در مرکز آسیا باشد، سفر به هیمالیا است.

نوشته نپال قبله کوهنوردان اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
گزارش سفر به نپال، قبله کوهنوردان

Nepal9301AF530

سفر به نپال بیش از اینکه سفر به کشوری در مرکز آسیا باشد، سفر به هیمالیا است.

شاید برای تمامی افرادی که کوهنوردی می کنند و یا حتی به طبیعت علاقه مند هستند، مشاهده رشته کوه هیمالیا از آرزوهایشان باشد. شاید به سختی کسی را بتوان یافت که نام بلندترین کوه جهان یعنی اورست را نشنیده باشد. هر چند برای افراد عادی تفاوتی بین هیمالیا و قله های سر به فلک کشیده اش با اورست وجود ندارد اما کوهنوردان بسیاری از نقاط مختلف جهان برای دیدن مناطق مختلف هیمالیا بارها به کشور نپال سفر می کنند. لازم نیست که برای یافتن این افراد روزها یا هفته ها را در کشور نپال صرف جستجویشان کنید، کافی است که در فرودگاه کاتماندو از کسی که احتمالا بغل دستتان نشسته و منتظر پرواز است سوال کنید. بسیاری از بیگانگان در سالن پروازهای داخلی کاتماندو بیش از یک بار به این کشور سفر کرده اند.

متاسفانه این کشور کوچک که از نظر وسعت اندکی از استان یزد بزرگتر است بیش از 30 میلیون نفر جمعیت دارد که بیشتر در شهرها ساکن هستند. از نظر صنعتی بسیار ضعیف است و عمده درآمد کشور از صنعت توریسم تامین می شود.

مرتفعترین نقطه این کشور قله اورست با بلندای 8848 متر است و پستترین جای آن تنها 70 متر از سطح آبهای آزاد قرار دارد. این کشور 885 کیلومتر طول و 193 کیلومتر عرض دارد. 35% وسعت آن کوهستانی، 42% تپه ماهور و 23% زمینهای پست است.

در نگاه کلی پایتخت که شهر کاتماندو است بسیار کثیف است و المانهای شهرهای مدرن را به هیچ وجه در آن نمی توان دید. جاده های بین شهری از کیفیت بسیار پایینی برخوردارند که این موضوع سرعت تردد اتومبیلها را به شدت کاهش داده است به شکلی که برای طی کردن 200 کیلومتر به بیش از پنج ساعت و نیم زمان نیاز است. رانندگی در این کشور بسیار خطرناک است و به هیچ عنوان توصیه نمی کنم بهتر است حتی برای مسیرهای کوتاه و یا داخل شهری از اتومبیل کرایه ای استفاده کنید.

قبل از بررسی سفر ما در عید 93 بهتر است اطلاعات تکمیلی زیر را که از سایت ویکیپدیا انتخاب کرده ام مطالعه فرمایید:

Nepal-road-map (1)

نپال:

نِپال کشوری در آسیا واقع در شمال هندوستان و پایتخت آن کاتماندو است. جمعیت نپال حدود 32 میلیون نفر و زبان رسمی آن نپالی است. واحد پول این کشور روپیه نپال است.

بیشتر محدودهٔ نپال بر روی رشته‌کوه‌های هیمالیا قرار گرفته و شمال این کشور هشت قله از 14 قله بلند جهان را در خود جای داده که یکی از آن‌ها بلندترین کوه جهان یعنی قله اورست است. جنوب کشور مرطوب و حاصلخیز است و جمعیت زیادی را در خود جای داده‌است.

۸۱ درصد مردم نپال پیرو آیین هندوئیسم هستند و با این احتساب، نپال در میان کشورهای جهان بالاترین درصد پیروان هندوئیسم را نسبت به جمعیت خود دارد. این کشور به خاطر موقعیت جغرافیایی خود هم از هند و هم از تبت نفوذ پذیرفته ‌است. درباره زادگاه بودا اختلاف نظر وجود دارد. اما نپالی‌ها و یونسکو، شاخه فرهنگی سازمان ملل متحد، لومبینی، شهری در نپال را محل تولد بودا می‌دانند و دولت نپال تصمیم گرفته‌است این محل را قبله‌ای برای بودایی‌های جهان کند.

نپال تنها کشور در جهان است که پرچم آن به شکل مستطیل نیست، و از دو مثلث بر روی هم تشکیل شده‌است.

تاریخ:

در جنگ داخلی نپال از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۶ نزدیک به ۱۶ هزار تن کشته شدند. از آن پس احزاب رقیب در نپال تلاش می‌کنند تا یک جمهوری سکولار و دموکراتیک در این کشور ایجاد کنند. مائوئیست‌ها در سال ۲۰۰۶ به ده سال جنگ داخلی پایان دادند و به روند صلح در نپال پیوستند. این حزب برای مدت کوتاهی در سال ۲۰۰۸ رهبری دولت ائتلافی را در دست داشت ولی این ائتلاف به علت اختلاف بر سر برکناری فرمانده ارتش نپال فروپاشید. نپال در سال‌های اخیر وارد یک دوره بلاتکلیفی قانونی و سیاسی شده‌است.

در ۱۷۶۸ حاکم شاهزاده‌نشین گورخا در غرب، دره کاتماندو را فتح کرد و دوره گسترشی را شروع نمود که با شکست خوردن از چینی‌ها در تبت (۱۷۹۲) و از بریتانیایی‌ها در هند (۱۸۱۶) پایان یافت. از ۱۸۴۶ تا ۱۹۵۰ خاندان رانا در مقام وزیران ارشد که پادشاهانی ضعیف بودند حکمرانی کردند. سیاست انزواطلبی آنان استقلال نپال را به قیمت توسعه نیافتن آن حفظ کرد.

رژیم پیش از سال ۱۹۵۰ از نظر ساختار سیاسی یک نظام اقتدارگرا بود که هیچ مخالفتی را از سوی گروه‌های قومی، فرهنگی و احزاب سیاسی نمیپذیرفت. نظم اجتماعی و هویت فرهنگی ملی از طریق تحمیل قوانین هندو برقرار می‌شد و حاکمان قدرت خود را از طریق قرار دادن همه گروه‌های نپال در یک چارچوب سلسله مراتبی از ساخت طبقاتی هندو استحکام می‌بخشیدند.

همزمان با سرنگونی رژیم رانا در سال ۱۹۵۰ نپال درهای خود را به روی دنیای خارج گشود و آماده پذیرش فرایند دمکراتیک شدن و مدرن‌سازی شد. اما این کشور نتوانست الگویی جدید از جامعه چندقومی ایجاد کند. با پیدایی دولت پانکایات در سال ۱۹۶۲، ساختارهای سیاسی و اجتماعی نپال، بیش از پیش بسته و متحجر شد. در این دولت، هیچ جائی برای فعالیت سیاسی و اپوزسیون وجود نداشت. اما در همین شرایط آئین قانونی جدید در سال ۱۹۶۴ به تصویب رسید. بر پایه این قانون همه در مقابل قانون برابر بودند و سامانه طبقاتی تضعیف می‌شد.

تجربه‌ای کوتاه‌مدت از دموکراسی تثبیت مجدد حکومت استبدادی به دست ماهندرا (پادشاهی از ۱۹۵۲ تا ۱۹۷۲) را در پی داشت. ناآرامی همگانی و تظاهرات خشونت‌آمیز در طرفداری از دموکراسی، پادشاه را مجبور به اعطای قانون اساسی دموکراتیک کرد. پس از یک کشمکش طولانی، نپال توانست یک دولت دموکراتیک در آوریل ۱۹۹۰ تشکیل دهد. در ماه مه ۱۹۹۱ انتخابات چندحزبی بر‌گزار شد.

مائوئیست‌های نپال در سال ۱۹۹۴ از انشقاق در «حزب کمونیست نپال» شاخه «مرکز وحدت» پدید آمدند و تا نزدیک یک سال پس از تشکیل همچنان از نام «مرکز وحدت» استفاده می‌کردند تا این که در سال ۱۹۹۵ به طور رسمی به عنوان مائوئیست‌ها (یا آن طور که دولت مرکزی آن‌ها را خطاب می‌کرد شورشیان مائوئیست) شناخته شدند. مائوئیست‌ها از ۱۳ فوریه ۱۹۹۶ دست به نبردهای چریکی در مناطق روستایی زدند که طی ۱۰ سال گذشته موجب کشته شدن ۱۳ هزار نفر در نپال شد.

خاندان سلطنتی نپال (که خاندان «شاه» نامیده می‌شوند) تا سال ۲۰۰۱ یکی از آرام‌ترین و در ظاهر باثبات‌ترین خاندان‌های سلطنتی جهان به شمار می‌رفت و «بیرندرا بیر بیکرام شاه دِو» که از سال ۱۹۷۱ تاجگذاری کرده بود محبوبیت قابل توجهی بین مردم نپال داشت. اما روز اول ژوئن ۲۰۰۱ «دیپندرا» ولیعهد نپال با تیراندازی به اعضای خاندان سلطنتی در سالن غذاخوری در کاخ سلطنتی کاتماندو همگی آن‌ها از جمله پدر خود را به قتل رساند.

پس از مرگ «دیپندرا» در ۴ ژوئیه ۲۰۰۱ گیانندرا، عموی وی که نزدیک‌ترین شخص باقی‌مانده در خاندان سلطنتی به شمار می‌رفت به عنوان شاه نپال شناخته شد. گیانندرا نه محبوبیت برادر خود، بیرندرا را داشت و نه توانایی‌های او را و در همین حال شایعاتی درباره نقش او در قتل‌عام سایر اعضای خاندان سلطنتی موجب افزایش بیزاری عمومی از وی می‌شد.

گیانندرا در اقدامی بی‌سابقه به جای تعیین شخص دیگری به عنوان نخست‌وزیر، در اول فوریه ۲۰۰۵ خود شخصاً تشکیل دولت داد و با اعلام این که دولت‌های غیر نظامی توان مقابله با تهدیدهای مائوئیست‌ها را ندارند اعلام حکومت نظامی کرده و چندین نفر از سیاستمداران بلندپایه نپالی را دستگیر کرد. در پی این اقدام احزاب اپوزیسیون داخل حکومت که سال‌ها موازنه سیاسی در پارلمان نپال را برقرار کرده بودند به هند گریخته و از آن‌جا زمینه‌های لازم برای سرنگونی حکومت گیانندرا را فراهم کردند.

ائتلاف بزرگ اپوزیسیون داخل حکومت نپال که «ائتلاف هفت حزب» خوانده می‌شود در اولین اقدام خود پس از خروج از نپال (و حاکمیت آن) در نخستین گام در اوایل سال ۲۰۰۶ قرار داد تفاهمی در ۱۲ ماده با مائوئیست‌ها امضا کرد که این آغاز ورود مائوئیست‌ها به عرصه فعالیت‌های مدنی سیاسی و پیروزی آن‌ها بود. این اتحاد تازه‌تاسیس توانست از اوایل آوریل ۲۰۰۶ اعتصابات عمومی و تظاهرات اعتراض‌آمیز را در سراسر نپال آغاز کند و این اقدام با استقبال گسترده‌ای از سوی مردم مواجه شد .به این ترتیب جنبش دموکراسی نپال که در زبان محلی (لوکتانترا آندولن) گفته می‌شود با بهره‌مندی از آتش‌بس موقت یک طرفه‌ای که مائوئیست‌ها در ۲۷ آوریل اعلام کردند، توانست در ماه مه به پیروزی قطعی برسد و بر اساس قانون ۱۸ مه مجلس باردیگر برقرار شده شرایطی به شاه تحمیل شد که از آن جمله تحویل فرماندهی تیپی ۹۰ هزار نفری از ارتش به مجلس، وضع مالیات بر اموال و درآمدهای خانواده سلطنتی، اعلام نپال به عنوان کشوری سکولار (و نه پادشاهی هندو) و عزل شاه از مقام فرماندهی ارتش بود.

در ادامه تحولات بعدی نپال دولت موقت و پارلمان انتقالی این کشور لغو نظام سلطنت در این کشور را در اواخر دسامبر ۲۰۰۷ تصویب کردند و به این ترتیب مائوئیست‌ها دیگر نیازی به از سرگیری شیوه‌های جنگ چریکی ندیدند چرا که اهداف رویایی آن‌ها بدون نیاز به درگیری نظامی نصیب‌شان شده بود. در انتخابات ۱۰ آوریل سال ۲۰۰۸ مائوئیست‌ها برنده انتخابات مجلس موسسان نپال شدند. مجلس نپال در اوائل سال ۲۰۰۸ میلادی رسماً نظام پادشاهی چندصدساله را در این کشور منحل و برقراری نظام جمهوری را تصویب کرد. «رام باران یاداو» که ازسوی حزب کنگره نپال حمایت می‌شود نخستین رئیس جمهوری نپال در تاریخ این کشور پس از چند قرن نظام پادشاهی بود و در ۲ مرداد ۱۳۸۷ سوگند یاد کرد.

تا سال ۱۹۹۰، حکومت نپال یک سلطنت مطلقه بود. در ۱۹۹۰، بیرندرا (شاه وقت نپال) با تبدیل آن به سلطنت مشروطه (که شاه شخص اول کشور باشد و نخست‌وزیر رئیس دولت) موافقت کرد.

در آوریل ۲۰۰۶، تعداد زیادی از مردم در کاتماندو، در اعتراض به سیاست‌های شاه اقدام به اعتصاب و تظاهرات کردند. در ۲۱ آوریل ۲۰۰۶، در نتیجه ناآرامی‌ها، گیانندرا (شاه نپال) اعلام کرد که قدرت را به مردم می‌دهد و از احزاب اپوزیسیون خواست تا نخست‌وزیر پیشنهاد کنند. در ژوئیه سال ۲۰۰۷ دولت شاهنشاهی نپال اعلام کرد در سال ۲۰۰۹ حکومت خود را از پادشاهی به جمهوری تغییر خواهد داد. هم اکنون پادشاه از حکومت خلع شده و رئیس موقت نپال بعنوان رهبر آن کشور فعالیت می‌کند.در ۲۸ مه ۲۰۰۸ بنا بر تصمیم مجلس نپال در اعلام جمهوری نظام سلطنتی ۲۴۰ ساله برچیده شد و به پادشاه ۱۵ روز فرصت داده شد تا کاخ ریاست جمهوری را ترک کند.

با پایان درگیری ۱۰ ساله مائوئیست‌ها و دولت، بیش از ۱۹ هزار تن از شورشیان مائوئیست سابق همچنان در آلونکهای خود در سراسر کشور پراکنده ماندند و بعداً بخشی از آن‌ها به عضویت ارتش نپال در آمدند.

جغرافیا:

نپال سرزمینی کوهستانی است و رشته‌کوه هیمالیا و بلندترین قلهٔ جهان یعنی قلهٔ اورست در این کشور قرار دارد. در جنوب این کشور زمین‌های پست نیمه‌گرمسیری با جمعیتی متراکم جای دارد. یک نوار تپه‌ای مرکزی را دره‌های حاصلخیز تقسیم می‌کند. شمال پوشیده از کوه‌های هیمالیاست. رودهای مهم نپال، کرنالی، نارایانی، و کوسی و بلندترین نقطه آن قله اورست با ۸۸48 متر ارتفاع است. آب و هوای کشور از جنوب نیمه‌گرمسیری تا قله‌های یخی هیمالیا متنوع است. تمامی نپال در معرض بادهای موسمی قرار دارد.

از نظر موقعیت می‌توان هیمالیای نپال را به بخشهای زیر تفکیک کرد: منطقه «کانچن چونگا» واقع در شرق هیمالیای نپال هیمالیای «خومبو روالینگ» شامل قلل «اورست، چوآیو، لوتسه و ماکالو . هیمالیای ماناسلو، شامل «ماناسلو، هیمال چولی و ناگادی چولی، آناپورنا هیمال شامل دائولاگیری ۱ تا ۵ و تکوچه.

بطور خلاصه، هیمالیای نپال که از طرف شرق توسط هیمالیای سیکیم و از طرف غرب بوسیله هیمالیای گاروال محاصره شده، وسیع‌ترین و مرتفع‌ترین قسمت هیمالایا می‌باشد. طول این قسمت، که در مرز شمالی نپال قرار دارد، حدود۸۰۰ کیلومتر بوده و در محدودهٔ مرزهای ملی هندوستان و تبت واقع شده‌است.

از شهرهای مهم نپال می‌توان بیرات‌نگر ۱۶۶ هزار نفر، لالیت‌پور ۱۶۲ هزار نفر، پوخارا ۱۵۶ هزار نفر و بیرگنج ۱۱۲ هزار نفر را می‌توان نام برد.

اقتصاد:

نپال یکی از کم‌توسعه‌یافته‌ترین کشورهای جهان است و بیشتر نیروی کار آن به کشاورزی معیشتی اشتغال دارد. کشت‌های عمده، برنج و لوبیا و ذرت است. جنگل‌داری با اهمیت بوده ولی افزایش زمین‌های زیر کشت موجب جنگل‌زدایی جدی شده‌است.

از زمان پایان جنگ داخلی در نپال در سال ۲۰۰۶ میلادی، زندگی مردم عادی این کشور سخت‌تر شده‌است و بسیاری از آنها به امکانات اولیه‌ای مثل برق و آب دسترسی ندارند.

مردم نپال اغلب پیرو آیین هندو هستند. از نگاه ظاهری تفاوت چندانی بین نپالی‌ها و مردمان شمال شرق هند وجود ندارد.

مردم:

مردم نپال دارای نام‌های بسیار شبیه به هم هستند.  «بهادر» نامی بسیار مرسوم در بین نپالی‌ها است. گورونگ (Gurung) که اشاره به قومیت گورونگ دارد نام خانوادگی بیش از ۱۵ درصد نپالی‌هاست. از دیگر نام‌های متداول می‌توان به تاپا (Thapa) و تمنگ Tamang اشاره کرد.

جمعیت نپال از چندین قوم شکل گرفته، و بخش بزرگی از آنها را شرپاها تشکیل می‌دهند که البته سالها قبل از تبت به نپال مهاجرت نموده‌اند و در مرزها ی شمالی نپال ساکن می‌باشند. مذهب اصلی مردم نپال هندو می‌باشد و بودائیان تنها در نوار شمالی ساکن هستند. شرپاها در ارتفاع بالای ۴۰۰۰ متر ساکن هستند و عمدتاً علاوه بر کشاورزی به اموراتی نظیر راهنمایی گردشگران و کوهنوردان می‌پردازند.

در نپال حدود ۶۰ زبان و گویش وجود دارد. زبان نپالی در طول دو قرن اخیر، همچون زبان ملی بوده‌است و بیش از ۵۰ درصد مردم نپال به این زبان صحبت می‌کنند. اما دولت تأکید ویژه‌ای بر زبان سانسکریت دارد. این زبان در مدارس اجباری شده‌است درحالی‌که زبان نپالی از حالت اجبار در مدارس خارج شده‌است.

اکثر بودایی‌ها در پایتخت زندگی می‌کنند که بزرگ ترین معبد آنها «شمبو» نیز در پایتخت قرار دارد که با کمک کشور چین و ژاپن بر بالای کوهی ساخته شده‌است. ژاپنی‌ها بدون دریافت هر گونه وجهی خیابان‌های اصلی، ترمینال و برخی بناهای دیگر را در پایتخت نپال ساخته‌اند.

اکثر مسلمانان در شهری به نام نیپاگنج (که در مرز هند در جنوب واقع است) ساکن هستند. گروهی از مسلمانان نیز در شهری به نام جنکپور ساکن‌اند.

فرهنگ:

حدود ۱۴۰ گروه مختلف قومی ـ طبقاتی در این کشور وجود دارند که به مدت ۲۰۰۰ سال در کنار هم زندگی کرده‌اند و سنت‌های فرهنگی مجزا و در عین حال به هم مرتبط خود را حفظ کرده‌اند. این آمیزه در مجموع «فرهنگ نپالی» را به وجود آورده‌است. یک فرهنگ که از جنوب شدیداً تحت تأثیر تمدن هندو کشور هند و از شمال تحت تأثیر تمدن بودائی‌های تبتی است. از نظر سنت فرهنگی یا تمدن، می‌توان نپال را فصل مشترک بین تمدن هندو و بودائی در نظر گرفت.

پس از یکپارچه‌سازی نپال توسط نارایان شاه در سال ۱۷۶۸، ساختار اجتماعی نپال بتدریج تحت تأثیر الگوی هندو تحت عنوان «سنت بزرگ» قرار گرفت؛ بدون آن‌که مزاحمتی جدی برای فرهنگ‌های محلی به وجود آورد. این انتقال آرام تحت تأثیر آئین قانونی ۱۸۵۴ قرار گرفت. این آئین، همه مردم نپال را به چهار طبقه مختلف تقسیم می‌کرد. این آئین اصول مشخصی داشت: «برتری ارزش‌های هندو و تحجر مذهبی و طبقه (کاست) به‌عنوان اساس حرکت اجتماعی. هر شهروندی، با هر پشتوانه فرهنگی که این اصول آئین‌نامه را نقض می‌کرد، بشدت تنبیه، تکفیر یا تنزل مقام دریافت می‌کرد.

سه شکل اصلی تقسیمات قومی قابل توجه‌است. تقسیم اول بین کوه‌نشینان و دشت‌نشینان بر اساس منطقه و قوم است. تقسیم دوم بین هندوهای طبقه بالا و گروه‌های اصطلاحاً «بومی» است. تقسیم سوم بین برهمن‌ها و گروه‌های نیووار و گروههای هندو طبقه بالا و گروه‌های هندو طبقه پائین است

گردشگری:

 مکان‌های قدیمی و شگفت‌انگیز، پاگوداهای (معابد بودایی) و استوپاهای (مقبره‌های بودایی) حجیم یادآور عصر طلایی معماری نپال هستند. این بناها به‌دست صنعت‌گران «نوار» –ساکنین اصلی دره کاتماندو- ساخته شده‌اند.

سه شهر کاتماندو، پاتان و بختاپور دارای اهمیت تاریخی هستند و یادبودهایی عظیم هنری و با ارزش فرهنگی در آن به جا مانده‌اند. در هر محل معابدی به چشم می‌خورند که به ساحت ایزد یا ایزدبانوان تقدیم شده‌اند. بیشترین نقاط جذب گردشگر محوطه‌های میراث جهانی «پاشوپاتینات»، «سوویام بونات»، «بودهانات» چانجونارایان و میدان «دوربار» واقع در کاتماندو، پاتان و بختاپور هستند.

صنایع دستی یکی از صادرات اصلی نپال است که عمدتاً محصولات فلزی و کنده‌کاری روی چوب است. اهالی «نوار» سنت‌های باستانی حکاکی روی سنگ، چوب و فلز را که از نیاکانشان به ایشان منتقل شده، همچون امری مقدس می‌انگارند. برخی از بهترین هنرها و صنایع نپالی به شکل حکاکی روی چوب، مجسمه‌های فلزی، جواهر، چاقوی معروف گورخا (خوکوری)، سفالینه، کاغذهای برنجی دست‌ساز، تانگ‌کا و پائووا، فرش‌های پشمی و پوشاک عرضه می‌شوند.

گزارش سفر:

روز نخست: دوم فروردین 1393:

با پرواز ایرعربیا از شارجه به مقصد کاتماندو حرکت کردیم و بعد از چهارساعت پرواز به فرودگاه بین المللی کاتماندو که به نام Tribhuvan International airport هم نامیده می شود، رسیدیم. با ورود به سالن فرودگاه با خیل عظیمی از جمعیت مواجه شدیم که بیشتر آنها به نظر کارگران نپالی می آمدند که از کشوری که در آن کار می کردند به نپال بازگشته بودند. همچنین تعداد زیادی از توریستهای غربی نیز در سالن مشاهده می شدند. تمامی مسافران ورودی به کشور نپال باید فرم مخصوصی که حاوی اطلاعات پاسپورتی و همچنین اقامتی توریست در کشور نپال است را پر کنند. ما چون این فرم را قبلا از اینترنت دانلود و پر کرده بودیم لذا به سرعت به محل گرفتن ویزا رفتیم. کشور نپال برای بیشتر کشورهای جهان ویزا را در فرودگاه و هنگام ورود به کشور صادر می کند و نیازی برای گرفتن ویزا در کشور ایران نیست. قیمت ویزا برای اقامت 15 روزه 25 دلار و برای اقامت 30 روزه 40 دلار و اقامت 90 روزه 100 دلار است. پس از پرداخت مبلغ مورد نظر ویزا در پاسپورت الصاق شده و سپس مهر ورود به کشور نپال بر پاسپورت زده می شود. معمولا با توجه به زمان صرف شده جهت مراسم مذکور لزومی برای صرف زمان برای تحویل بارهای مسافران وجود ندارد و قاعدتا چمدانهای شما قبل از شما رسیده اند. گمرک نپال معمولا با توریستها کاری ندارد هرچند که بارهای نپالی ها را زیر و رو می کند!

با خروج از فرودگاه تعدادی جوان، بارهای ما را از دستمان قاپیدند و به سمت اتومبیلی که از طرف شرکت طرف قرار داد ما آمده بود بردند. راج، مدیر توری که ما با آنها قراداد بسته بودیم به سراغ ما آمده بود و در لحظه برخورد مجبور شدیم برای رد کردن باربرها پول از او قرض کنیم و به باربرها بدهیم.

با توجه به اینکه حدود ساعت نه صبح بود که از فرودگاه خارج می شدیم، زندگی در جریان کاتماندو را در مسیر راه تا هتل دیدیم. شهری بسیار شلوغ، پر ترافیک، کثیف و آلوده. بسیاری از مردم و همینطور پلیس از ماسکهای بینی استفاده می کردند. ابتدا تصور کردم که شاید این مسیر از محله های فقیر نشین عبور می کند و حتما در محله های اعیان نشین اینطور نخواهد بود که البته تا پایان سفر در شهر کاتماندو هر چه دیدم به همین منوال بود.

هتل محل اقامت ما در یکی از مکانهای خرید کاتماندو به نام Thamel قرار داشت. خیابانی به شدت تنگ که دو اتومبیل به سختی از کنار هم عبور می کنند و در دوسوی خیابان مغازه ها و فروشگاههای مختلف قرار دارد البته بیشتر فروشگاههای لوازم کوهنوردی و همچنین سوغاتی فروشی و صنایع دستی را به کرات می توان یافت. تعدد این فروشگاهها که بعضا در تمام شهر هم ادامه دارد به سبب تقاضای نسبتا بالایی است که توریستها دارند. بسیاری از کوهنوردان و طبیعت گردان لوازم مورد نیاز خود را از همین فروشگاهها تامین می کند. هرچند که قریب به یقین این لوازم اصل نیستند اما با توجه به قیمتشان بسیار مناسب هستند. بعضا این لوازم نسبت به نوع مشابه اوریجنال تا یک دهم قیمت را دارند.

هتل ما در روزهای نخست(Hotel Marshyangdi) هر چند هتلی سه ستاره بود اما در کل هتل خوبی بود یعنی با توجه به شرایطی که بر هتلهای نپال حکمفرماست ما کمترین مشکل را در این هتل داشتیم. نپال به شدت با فقدان منابع انرژی دست به گریبان است و این موضوع سبب شده تا برق در این کشور جیره بندی شود یعنی تقریبا روزانه 12 ساعت خاموشی حکمفرماست. در درب ورودی تمامی هتلها ساعات خاموشی هفتگی الصاق شده است. لامپ اضطراری در همه جا با استفاده از باتریهای قابل شارژ وجود دارد و در زمان قطع برق به صورت اتوماتیک در تمامی اتاقها روشن می شود. اما تنها در برخی هتلها و مراکز خرید بزرگ ژنراتور برق وجود دارد. هتل مارشانگدی دارای ژنراتور بود و ما در طول اقامت خود هرگز قطعی برق نداشتیم. در برخی از هتلها و مراکز اقامتی در زمان قطع برق در صورت درخواست شارژ باتری موبایل یا دوربین باید مبلغی اضافه پرداخت گردد. رستوران این هتل با توجه به تجربیاتی که بعدا به دست آوردیم شاید بهترین رستوران در منطقه بود و البته بیشتر غذاهایش هم با مذاق ما سازگار می باشد.

قبل از ظهر به سمت شهر Bhaktapur حرکت کردیم. این شهر در دوازده کیلومتری شرق کاتماندو قرار دارد و از مکانهای تاریخی کشور نپال به حساب می آید و به همین دلیل در لیست میراث جهانی ثبت شده است. این شهر تا قرن هفدهم مرکز پادشاهی Malla نپال بود. ورودیه مرکز تاریخی شهر برای توریستها 1500 روپیه است در محوطه مرکزی که به Durbar Square مشهور است بناهای متعددی وجود دارد. همچنین در این میدان می توان بنای 55 پنجره را دید.

Nepal9301AF026 Nepal9301AF007

نمای این ساختمان که از 55 پنجره لانه زنبوری چوبی به جای شیشه درست شده، این امکان را به شخصی که پشت پنجره می نشسته می داده که بدون اینکه دیده شود بتواند بیرون ساختمان را ببیند. از مکانهای دیدنی دیگر می توان به Taumadhi Square که معبدی پنج طبقه است و همچنین Dattatraya Square و Fashi Dega و معبد Siddhi Laxmi که مجسمه های زیبایی از حیوانات دارد و دروازه طلایی اشاره کرد.

  Nepal9301AF049 Nepal9301AF066Nepal9301AF055

در میدان Taumadhi بودیم که 40 یا 50 مرد را دیدیم که جنازه ای را حمل می کردند. به گفته راهنمای محلی، آنها جنازه را جهت سوزاندن به کنار رودی که در همان حوالی است می برند و بلافاصله مراسم سوزاندن شخص از دنیا رفته را با قرار دادن جنازه در میان آتشی که با هیزم درست شده را انجام می دهند و در آخر هم خاکستر و باقی اجزای باقی مانده را به رودخانه می سپارند. پیشنهاد می شود که باختاپور را در نیم روز ببینید.

Nepal9301AF070 Nepal9301AF084

روز دوم:

ساعت شش صبح به فرودگاه رفتیم. قسمت پروازهای داخلی فرودگاه کاتماندو حقیقتا بسیار بی نظم و تا حدودی کثیف است. این فرودگاه چون برای برخی از مناطق کوهستانی تنها مکان رفت و آمد است لذا مقدار زیادی کالا از مواد غذایی گرفته تا لباس و لوازم خانه با هواپیما منتقل می شود. از طرفی بسیاری از گروههای کوهنوردی حرفه ای و غیر حرفه ای نیز ترجیح می دهند به سبب سرعت بیشتر، لوازم خود را حتی در مناطقی که می شود از خودرو استفاده کرد از حمل و نقل هوایی کمک بگیرند. لذا با ورود به محوطه داخلی فرودگاه با حجم عظیمی از بار و مسافر مواجه شدیم. پرواز ما دومین پرواز به مقصد Lukla با شرکت هوایی Yeti Airline بود. هواپیماهایی که در فرودگاه Lukla می توانند فرود بیایند اغلب هواپیماهای ملخی با حداکثر سی مسافر است. فرودگاه لوکلا در میان کوهستان واقع است و هیچ راه دسترسی زمینی به این منطقه وجود ندارد. این فرودگاه به سبب کوتاهی باند و شرایط ویژه آن سومین فرودگاه خطرناک جهان است ولی به سبب اینکه مسیر اصلی صعود به منطقه اورست و یخچال خومبو و همچنین پارک ملی Sagarmatha است بسیار پرتردد است. مراسم Check in به سبب تاخیر پروازها با تاخیر انجام شد و ما وارد قسمت ترانزیت شدیم. طولی نگذشت بود که خبردار شدیم هنوز پرواز قبل از ما انجام نشده است لذا تاخیر زیادی خواهیم داشت. به هر حال تا ساعت سه بعدازظهر در فرودگاه بودیم تا اینکه اعلام شد به علت شرایط بد هوا در فرودگاه لوکلا پرواز کنسل شده است و ما بناچار فرودگاه را به امید پرواز فردا ترک کردیم.

Nepal9301AF090

یکی از مکانهای توریستی و بسیار معروف شهر کاتماندو که در لیست میراث جهانی هم قرار دارد Hanuman Dhoka Durbar Square  یا همان Durbar Square شهر کاتماندو است. این مکان که مجموعه ای از معابد هندویی و بودایی است شباهت زیادی به Durbar Square شهر باختاپور دارد. این مجموعه بین قرون 12 تا 18 میلادی ساخته شده و تا اواخر قرن بیستم محل اقامت پادشاه نپال بود.

Nepal9301AF094 Nepal9301AF115

در محوطه این میدان که ورودیه آن برای افراد غیر بومی 750 روپیه است تعداد زیادی دستفروش و همچنین مغازه های کوچک وجود دارد که انواع و اقسام محصولات از سوغاتی های کشور نپال گرفته تا سبزیجات تازه را عرضه می کنند. از مهمترین بناهای این میدان می توان به Basantapur Durbar و Maju Dega اشاره کرد. همچنین مجسمه سنگی زیبایی که نمادی از شیوا است را می توان در قسمتی از میدان یافت. برای بازدید از این مجموعه حدود دو ساعت زمان نیاز است.

Nepal9301AF127 Nepal9301AF137

خیابان شمالی میدان به سمت محله Thamel ادامه می یابد و در طول این خیابان بسیار کم عرض و شلوغ تعداد زیادی مغازه و فروشگاه وجود دارد که تقریبا همه چیز می فروشند. ما بعد از حدود یکساعت پیاده روی از این محله شلوغ و با کوچه های پرپیچ و خم به هتل رسیدیم.

روز سوم:

ساعت شش و نیم وارد فرودگاه شدیم در بدو ورود متوجه گروهی کوهنورد ایرانی شدیم که راهی کمپ اصلی اورست بودند. سرپرست آنها نیز حسن نجاریان کوهنورد مشهور ایران بود.بعد از مراسم Check in وارد سالن ترانزیت شدیم. بعد از دوساعت مجددا اعلام کردند که احتمالا پروازها کنسل خواهد شد. با توجه به اینکه زمان را از دست می دادیم تصمیم گرفتیم که در صورت امکان از هلیکوپتر اختصاصی استفاده کنیم ولی به دلیل باد شدید در لوکلا، پروازهای هلیکوپتر هم کنسل شد. خلاصه ساعت دو بعدازظهر از فرودگاه خارج شدیم و به سمت هتل حرکت کردیم. بعد از صرف نهار به سمت معبد بودای Bouddhanath حرکت کردیم. این معبد  مثل بسیاری دیگر از معابد بودایی بصورت یک گنبد مدور بزرگ است به اینجور معابد در فرهنگ بودایی  Stupa گفته می شود. ورودیه این معبد 150 روپیه است. دورتادور معبد که به شکل میدان است مغازه هایی است که اسباب و وسایل عبادت می فروشند که بیشترشان برای توریستها جنبه یادگاری و سوغاتی دارد. جهت حرکت به دور این Stupa ، جهت عقربه های ساعت است و این موضوع در دین بودایی اهمیت دارد. البته با توجه به توریستی شدن این محل اگر شخصی هم در خلاف جهت حرکت کند کسی به او چیزی نمی گوید ولی با توجه به حرکت تعداد زیادی از زائران بلافاصله مسیر درست تشخیص داده می شود.

Nepal9301AF150

دور تا دور این محل چرخهای کوچک و بزرگی نصب شده که به صورت استوانه های دواری هستند که روی آنها دعاهایی به زبان نپالی نگاشته شده است. برخی از این استوانه ها فلزی و برخی چوبی هستند. بوداییانی که به دور این محل گردش می کنند عموما این استوانه ها را هم می چرخانند. البته شکل دیگری از این استوانه ها هم وجود دارد که به صورت پورتابل طراحی شده یعنی استوانه بر روی یک دسته چوبی قرار دارد و با چرخاندن دسته استوانه هم می چرخد. این استوانه تو خالی است و معمولا دعای خاصی که بر روی کاغذ نوشته شده در آن قرار داده می شود. لذا با هر بار چرخاندن استوانه در حقیقت آن دعا یک بار خوانده می شود. در دست برخی از کاهنان بودایی علاوه بر تسبیح ممکن است زنگوله ای را هم ببینید. پرچمهای رنگی که بر روی آنها دعا نوشته شده است تقریبا در تمامی محلهای مذهبی بودایی وجود دارد. کاسه های فلزی در ابعاد مختلف یکی از سوغاتی هایی است که اکثر توریستها ابتیاع می کنند. این کاسه ها طوری ساخته شده اند که اگر قطعه چوبی را به لبه خارجی آن بصورت مماس بگردانید صدایی از یک نت خاص که مرتبا تشدید می شود بگوش می رسد. از این کاسه ها با توجه به خاصیتی که شبه دیاپازون دارند در مدیتیشن استفاده می شود. بازدید از این مکان یکساعت و نیم زمان نیاز دارد.

Nepal9301AF151 Nepal9301AF169

معبد Pashupatinath یکی دیگر از میراث جهانی دره کاتماندو است که در کنار رودخانه Bagmati واقع شده است. این معبد هندوئی در قرن پنجم ساخته شده و به لرد شیوا پیشکش شده است داخل این معبد مجسمه گاو بسیار بزرگ طلایی رنگی قرار دارد. ورود به این معبد فقط برای هندوها مجاز است و افراد دیگر فقط از خارج معبد می توانند معبد را ببینند. در سوی دیگر رود بناهایی که به شکل اتاقهای کوچک مجزایی است وجود دارد که به نظر می رسد برای چله نشینی و عبادت درست شده اند. مراسم سوزاندن مردگان در کنار این رودخانه انجام می شود و از آنجا که کاتماندو شهر پرجمعیتی است لذا تقریبا در تمامی طول روز می توان این مراسم را از نزدیک مشاهده کرد. ورودیه این مجموعه 1000 روپیه است هر چند که با آن نمی شود داخل معبد را دید.

Nepal9301AF197 Nepal9301AF204 Nepal9301AF212

روز چهارم:

ساعت پنج و نیم به سمت فرودگاه به راه افتادیم. به محض ورود به سالن فرودگاه احساس کردم که همه آدمها را علی رغم شباهتهایشان می شناسم. به سرعت بارهایمان را تحویل دادیم و وارد سالن ترانزیت شدیم. نکته جالب در هنگام تحویل بار توزین دقیق آن است و در صورتی که حتی به میزان اندک هم بیش از مقدار مجاز شود یا باید پول اضافه بار به شرکت هوایی پرداخت شود و یا مبلغی به مسوول توزین بار به عنوان رشوه داده شود! همچنین مسافرین نیز باید وزن شوند. خبر خوب امروز این بود که پرواز قبل از ما پریده است و ما باید منتظر بمانیم تا هواپیما برگردد و ما را ببرد. اما خبر بد این بود که بعد از ساعتی هواپیما برگشت منتهی با مسافرانش! و از قضا هوا در لوکلا مناسب نبوده و هواپیما نتوانسته فرود بیاید. اما امید همچنان باقی بود تا در چند ساعت آینده هوا مساعد شود. یکساعتی نگذشته بود که یکی از شرکتهای هوایی اعلام کرد که تمام پروازهایش را به لوکلا کنسل کرده است. اینجا بود که ما هم حساب کار خود را کردیم. پس از مشورت با همسفران و همچنین راهنمای محلی تصمیم گرفتیم که در صورت کنسل شدن پرواز وقت را از دست ندهیم و برنامه را به منطقه آناپورنا تغییر دهیم. یکساعتی نگذشت که پرواز ما هم کنسل شد و ما به ناچار از پیاده روی در منطقه اورست و پارک ملی ساگارماتا علی رغم میل باطنیمان انصراف دادیم. بلافاصله بلیط شهر پوخارا را گرفتیم و با اولین پرواز که بیش از یکساعت با ما فاصله نداشت به سمت پوخارا حرکت کردیم. هواپیمای کوچک ما دو ملخ داشت و فقط 17 نفر مسافر می گرفت. کمتر از 40 دقیقه به پوخارا رسیدیم.

Nepal9301AF223 Nepal9301AF248

شهری که از فراز آسمان بسیار سرسبز و زیبا به نظر می رسد. دریاچه Phewa در میان شهر قرار دارد و کوههای سربه فلک کشیده هیمالیا را در شمال شهر می توان دید. پوخارا یکی از مهمترین مقاصد توریستی نپال است و برخلاف کاتماندو بسیار تمیز و مرتب است. فرودگاه شهر بسیار جمع و جور است و دسترسی به آن بسیار ساده است. ما جهت صرف نهار به یکی از رستورانهای کنار دریاچه رفتیم و بلافاصله به سمت کوهستان به راه افتادیم.

Nepal9301AF255

بعد از 40 دقیقه عبور از جاده ای کوهستانی و جنگلی به روستایی به نام Naya Pul (ارتفاع 1070متر) رسیدیم. به گفته راهنمای محلی ما-هوم- که در این منطقه بسیار سرشناس هم بود تا ایستگاه بعدی حدود یکساعت پیاده روی داشتیم که البته بدون حمل بارهایمان بود چرا که او با یک جیپ محلی بارها را به مقصد بعدی فرستاده بود. اولین ایستگاه چک کردن بازدیدکنندگان منطقه حفاظت شده آناپورنا در این روستا قرار دارد. تمامی افراد در هنگام ورود و خروج باید مدارکی را که قبلا برای ورود به منطقه تهیه کرده اند را در اختیار پلیس ویژه این منطقه قرار دهند. مجوز ورود معمولا در کاتماندو یا پوخارا صادر می شود و تورها به راحتی این کار را در ازای 2000 روپیه و با ارائه پاسپورت و یک قطعه عکس انجام می دهند.

با طی کردن حدود سه و نیم کیلومتر از کنار رودخانه ای پرخروش که حاصل آب شدن یخچالهای هیمالیاست به دهکده بعدی به نام Birethanti(ارتفاع 1025متر) رسیدیم. هوا کم کم داشت تاریک می شد و ما هم به سرعت به اتاقهایمان که هر کدام دوتخته با پتو و ملحفه تمیز بود هدایت شدیم. این مهمانپذیر فاقد برق بود و به همین دلیل بعد از صرف شامی سبک به خواب رفتیم.

Nepal9301AF287

روز پنجم:

بعد از صرف صبحانه ساعت 9 از کنار رودخانه به راه افتادیم و در مسیری که به نظر جیپ رو بود حرکت کردیم. کلیه بارهای ما توسط باربرهایی که راهنما قبلا هماهنگی آنها را انجام داده بود حمل میشد. به طور متوسط هر باربر کوله پشتی یا کوله پشتی هایی با وزن بین 25 تا 30 کیلو را حمل می کند که در مسیرهای کوهپیمایی بسیار طاقت فرسا و مشکل است. روش حمل بارها هم کاملا متفاوت است آنها بارها را با طناب به هم می بندند و با کمک تسمه ای که پهنای آن کمی بیش از پنج سانتی متر است به دور پیشانی خود می اندازند.

Nepal9301AF289

جالب این بود که یکی از چهار باربر ما زنی حدودا 35 ساله بود. بارها تصمیم گرفتم که برای دقایقی هم که شده بار سنگین او را از دوشش بردارم و کمکش کنم اما بلافاصله بر روی عذاب وجدانم پا گذاشتم. این زن که صاحب دو فرزند هم بود از راهی دور برای امرار معاش خانواده اش برای این کار موقت به این مکان آمده بود و ممکن بود در صورت کمک ما این تصور برای صاحب کار او ایجاد شود که فاقد توانایی لازم برای انجام این کار است و در آینده به او کاری ندهند. دو نفر دیگر از باربرها نیز پسرهای جوانی بودند که در کاتماندو مشغول تحصیل در دانشگاه بودند و برای کمک به هزینه های تحصیلی این شغل نیمه وقت را پیدا کرده بودند. 10:30 دقیقه به رستوران صنم رسیدیم. این منطقه آخرین نقطه جاده جیپ رو است.بعد از استراحتی کوتاه به سمت روستای Hill حرکت کردیم.

Nepal9301AF305 Nepal9301AF306 Nepal9301AF294

قبل از ساعت 11:30 به Hill رسیدیم و قرار شد نهار را در یکی از رستورانها بخوریم. به سرعت درخواست غذا که عمدتا اسپاگتی، سیب زمینی، تخم مرغ، نوعی رشته پخته و البته مرغ پخته یا سرخ کرده و همچنین چند جور غذای گیاهی است گرفته شد و به سرعت با کمک تمامی افرادی که در آن رستوران کوچک بودند(حتی باربرها) آماده شد. این تنوع غذایی در تمام طول مسیر ما تقریبا ثابت بود و در برخی مناطق پیتزا هم به آن افزوده می شد. کلا غذاها خیلی به مذاق ما جور نبود هرچند که میشد گرسنه نماند. ساعت 12:30 به حرکت خود ادامه دادیم و با گذر از دو پل معلق فلزی به ابتدای مسیری که به 3000 پله معروف است رسیدیم. به گفته راهنمای ما از اینجا تا جایی که برای اقامت شبانه در نظر گرفته شده بیش از 3300 پله سنگی وجود دارد و این موضوع برای زانوهایی که کم کم دچار خستگی می شوند خبر خوشایندی نیست. در عبور از این محل که درحقیقت صعود از کوهی با شیب زیاد است بارها به خودمان استراحت دادیم.

Nepal9301AF317 Nepal9301AF328

ارتفاع روستای Ulleri از سطح دریا حدود 2000 متر است که ما بعد از دوساعت به آنجا رسیدیم و بعد از یکساعت تجدید قوا به سمت مقصد نهایی شبانه یعنی Banthani حرکت کردیم و ساعت 16:30 به آنجا رسیدیم. از شروع پیاده روی تا اینجا بیش از 15850 متر را طی کرده ایم و ارتفاع ما 2286متر است. هوا هنوز روشن است و ما فرصت داریم تا اتاقهای کوچک دو تخته ای را که به ما داده اند را مرتب کنیم و همچنین دوش آبگرم بگیریم. با غروب آفتاب کم کم هوا سرد می شود و مجبور می شویم به کنار بخاری بزرگ چوبی وسط سالن غذاخوری بیاییم که هم کمی گرم شویم و هم شام بخوریم. به هر حال خستگی مسیر و تاریکی و سرمای هوا سبب می شوند تا زودتر به داخل رختخواب بخزیم.

روز ششم: 

ساعت شش صبح بود که بیدار شدم، هنوز هوا گرگ و میش بود و اتاق هم سرد. با این وجود مهمانسرا را ترک کردم . منظره بسیار زیبای کوه مقدس Machhapuchhareکه به سبب شکل ویژه اش به آن لقب Fish Tail داده اند از لابه لای دره روبرو مهمانسرا پیدا بود و به همین سبب هم اسم این مهمانسرا را Fish Tail  گذاشته اند. علی رغم سردی هوا ساعتی را به نظاره کوه مشغول بودم. کم کم همنوردان دیگر هم بیدار شدند و از این منظره لذت بردند. گفته شده که تاکنون کسی موفق به صعود این کوه 6993 متری نشده است و دولت نپال نیز صعود به این کوه را ممنوع کرده است.

Nepal9301AF347

بعد از صرف صبحانه در ساعت 9 صبح مسیر را از میان منطقه ای جنگلی که بیشتر درختان آن را گونه Rhododendron  به معنی درخت قرمز تشکیل می دهد ادامه دادیم. این درخت گلهای بسیار زیبای قرمز رنگی دارد که نمایی بسیار زیبا به این منطقه بخشیده است. البته درختان ماگنولیا با گلهای سفید و بزرگ نیز در این جنگل وجود دارند که زیبایی آن را دو چندان می کند.بیشتر سنگهای این منطقه از جنس سنگهای رسوبی هستند که به دلیل وجود کانی “میکا” به سادگی ورقه ورقه می شوند.

Nepal9301AF375

بعد از یکساعت پیاده روی سبک به Nangethanti می رسیم و بعد از کمی استراحت به سمت Ghorepani حرکت می کنیم. حدود ساعت 12 به Ghorepani که روستایی بزرگ است می رسیم و خودمان را برای یک استراحت طولانی آماده می کنیم.

Nepal9301AF418

ارتفاع این منطقه 2889 متر است و امروز حدود هشت و نیم کیلومتر پیاده روی کرده ایم. مهمانپذیر Nice Viewpoint Lodge دارای اینترنت است و بابت یک روز مشتریان را 100 روپیه شارژ می کند.

Nepal9301AF411 Nepal9301AF387

به ما گفتند که تراس مهمانسرا، نمایی بسیار زیبا از  رشته کوههای هیمالیا دارد ولی به علت مه در ارتفاعات ما نمی توانستیم کوهها را ببینیم تا اینکه در هنگام غروب کم کم با رقیق شدن مه سر و کله قلل مرتفع نمایان شد. عظمت کوههای درپیش رو تا ساعتی ما را بر جایمان میخ کوب کرد. درست در پیش رویمان قله 8091 متری آناپورنا و در کنار آن قله و دیواره عظیم آناپورنای جنوبی با ارتفاع 7219 متر قرار دارد. عظمت این کوهها وصف ناشدنی است.

Nepal9301AF384

روز هفتم:

 ساعت پنج صبح قبل از طلوع آفتاب به سمت منطقه ای به نام Poon Hill حرکت کردیم. این محل که در واقع قله کوهی است که روستای Ghorepani در دامنه آن قرار دارد یکی از بهترین نقاطی است که در هنگام طلوع آفتاب می توان کوههای اطراف را به راحتی مشاهده کرد و بسیاری از تصاویری که کوههای منطقه آناپورنا را نشان می دهند از این نقطه عکاسی شده اند. ارتفاع Pool Hill حدود 3200 متر است و از مهمانسرای محل اقامت ما حدودا یکساعت سربالایی است.

Nepal9301AF425 Nepal9301AF472

برفراز این محل که برای ورود به آن ورودیه 50 روپیه ای هم در نظر گرفته شده یک برجک فلزی شبیه برجکهای دیده بانی نصب شده که از فراز آن می توان با توجه به راهنمایی که در دورتادور فضای داخلی برجک وجود دارد کوههای اطراف را شناسایی کرد. البته گاهی غبار و مه مانع از دید خوب می شوند که خوشبختانه در زمان بازدید ما هوا کاملا صاف بود. با کمک دوربین دوچشمی می توان دره ها و پرتگاههای خوفناک آناپورنا که با کولاک برف و یخ همراه است را دید.

Nepal9301AF486 Nepal9301AF470

قللی که از سمت غرب به شرق دیده می شوند به ترتیب:

Dhaulagiri IV(7661m), Dhaulagiri V(7618m), Dhaulagiri III(7715m), Dhaulagiri II(7751m), Dhaulagiri I(8172m), Tukuche Peak (6920m), Dhampus Peak (6012m), Nilgiri(7061m), Annapurna I(8091m), Annapurna South(7219m), Himchuli(6441m), Fishtail(6993m)

بعد از بازگشت از Poon Hill و صرف صبحانه در ساعت 9:15 مسیر بازگشت را در پیش گرفتیم منتهی از مسیری دیگر. ابتدای مسیر، بیشتر تراورس ارتفاعات مجاور بود و کمی هم ارتفاع زیاد کردیم تا به منطقه ای به نام Deurali رسیدیم و برای استراحت دقایقی را در یکی از کافه ها گذراندیم Deurali در حقیقت گردنه این مسیر است و ارتفاع آن 3115 متر می باشد. پس از آن وارد مسیری می شویم که به سرعت ارتفاع کم می کنیم تا ساعت حدود 11:45  که برای صرف نهار در منطقه ای به نام Banthanti (ارتفاع 2715متر) توقف می کنیم. مسیر جنگلی و بسیار زیباست و تا اینجای کار از صبح حدود ده کیلومتر راه آمده ایم.

Nepal9301AF498

در ادامه مسیر  شیب بسیار تندی تا کف دره ای عمیق را پایین می رویم و مجددا از سمت دیگر دره صعود می کنیم. مسیر بسیار پر شیب و نفسگیر است و پس از یکساعت در ساعت 15:15 به روستای Tadapani به ارتفاع 2723متری می رسیم.

Nepal9301AF506 Nepal9301AF513

با توجه به مسافت دوازده کیلومتری که امروز در سربالایی و سرازیریهای شدید طی کرده ایم تقریبا همه اعضای گروه بسیار خسته به نظر می رسند و شاید هیچ چیز به اندازه یک دوش آب گرم لذتبخش نباشد. اما با خروج اولین نفر از حمام نظرها درباره دوش آبگرم عوض می شود چرا که حمام طوری طراحی نشده تا بتوان در یک زمان از مخلوط آب گرم و آب سرد استفاده کرد. یا باید زیر آب جوش سوخت و یا زیر آب سرد یخ زد!! برخی با توجه به این اشکال فنی بیخیال دوش شدند و بعضی دیگر هم برای خودشان راه حل هایی پیدا کردند.

عده ای از اهالی محلی مشغول بازیی به نام Carrom بودند. این بازی که بر روی تخته چوبی انجام می شود شباهت زیادی به بازی بیلیارد دارد با این تفاوت که بجای توپ از مهره و بجای چوب بیلیارد از ضربات انگشت استفاده می شود. برای سهولت حرکت مهره ها بر روی صفحه بازی که از جنس چوب است از پودر استفاده می شود تا اصطکاک را کمتر کنند. این بازی دو تا چهار نفره است.

Nepal9301AF511

در Tadapani میشه افرادی را دید که یا قصد حرکت به Base Camp Annapurna را دارند و یا از آنجا برگشته اند. البته غیر از این روستا که یکی از مسیرهای دسترسی به کمپ اصلی است، مسیرهای دیگری نیز وجود دارد.

روز هشتم:

ساعت نه صبح روستای Tadapani را ترک کردیم مسیر ما همچنان از میان جنگل عبور می کرد و ما مشغول کم کردن ارتفاع بودیم تا بعد از دو و نیم ساعت به روستای بزرگ Ghandruk رسیدیم(ارتفاع 2034 متر).

Nepal9301AF536 Nepal9301AF544

پس از کمی استراحت و صرف نهار به سمت روستای Kimche به راه افتادیم. و پس از یکساعت به آنجا رسیدیم. Kimche در ارتفاع 1724 متری قرار دارد و  ابتدای جاده جیپ رو است. بعلت کمبود وقت تصمیم گرفتیم تا مابقی راه را با جیپ برویم. به راحتی می توان از کیوسکی که در ابتدای جاده قرار دارد جیپ کرایه کرد. در ضمن روزانه مینی بوس روستا، دو سرویس از این محل انجام می دهد.

در مجموع در طول این مسیر بیش از 50 کیلومتر پیاده روی کردیم که با توجه به زمانی که صرف کردیم بسیار لذت بخش بود.

جیپ ساعت سه بعدازظهر ما را از Kimche سوار کرد و حدود ساعت پنج و نیم به پوخارا رساند. با هماهنگی انجام شده مستقیما به هتل آپارتمانی که برایمان رزرو شده بود رفتیم تا پس از کمی استراحت جهت گردش در شهر به سمت دریاچه معروف Phewa برویم.

هتل ما به خیابان ساحلی کنار دریاچه نزدیک بود به همین دلیل نیازی به استفاده از تاکسی نبود. هوا تاریک شده بود که ما جهت گردش به خیابان ساحلی آمدیم. اولین موضوعی که جلب توجه می کرد تعداد زیاد توریستها بود که مشغول خرید از مغازه ها یا صرف اوقاتشان در رستورانها و کافه های کنار خیابان بودند. برخلاف کاتماندو این منطقه از شهر بسیار تمیز است و بیشتر تداعی کننده شهرهای ساحلی کشورهای جنوب شرقی آسیاست. با توجه به قیمتهایی که از اجناس در کاتماندو سراغ داشتیم دریافتیم که برخی از اجناس در این شهر ارزانتر از کاتماندو هستند و یا حداقل به همان قیمتند. شام را در رستورانی که در آنجا رقص و موسیقی زنده نپالی اجرا می شد صرف کردیم.

فاصله از مبدا(متر) فاصله از محل قبلی(متر) ارتفاع(متر) نام محل روز سفر
0 0 1070 Nayapul روز اول
3500 3500 1025 Birethanti روز اول
7820 4320 1306 Sanam Resturant روز دوم
9140 1320 1478 Hill روز دوم
13200 4060 2007 Ulleri روز دوم
15870 2670 2286 Banthanti روز دوم
20070 4200 2467 Nangethanti روز سوم
24270 4200 2889 Ghorepani روز سوم
25860 1590 3200 Poon Hill روز چهارم
27450 1590 2889 Ghorepani روز چهارم
32520 5070 3115 Deurali روز چهارم
37030 4510 2715 Banthanti روز چهارم
39370 2340 2723 Tadapani روز چهارم
46580 7210 2034 Ghandruk روز پنجم
50250 3670 1724 Kimche روز پنجم

روز نهم:

صبح بعد از صبحانه در شهر گشت و گذاری کردیم و مقداری سوغاتی خریدیم. سپس به هتل آمدیم و با قرار قبلی که با شرکتی جهت پاراگلایدر سواری گذاشته بودیم به شهر بازگشتیم. بعد از انجام تشریفات که شامل ثبت نام و اظهار سلامت جسم و روان برای پاراگلایدر سواری بود با تعداد دیگری از مشتریان و همچنین خلبانان و ابزار پاراگلایدینگ، سوار بر وانت راهی تپه ای که مشرف به دریاچه و شهر پوخارا بود شدیم. بعد از سه ربع به بالای تپه و محل ویژه پاراگلایدینگ رسیدیم. به گفته یکی از خلبانان این سایت پروازی به سبب موقعیت، نزدیک بودن به شهر، مناظر بسیار زیبا و باد مناسب در طول سال یکی از بهترین سایتهای پاراگلایدینگ در جهان است. ما برای یکبار پرواز نیم ساعته 90 دلار پرداختیم. به گفته خلبان در صورت شرایط جوی مناسب و همچنین مشتری کافی، هر خلبان در روز می تواند حداکثر سه پرواز انجام دهد. ساعات پرواز بستگی به شرایط جوی و دمای هوا دارد لذا در ساعات خاصی از روز انجام می شود.

Nepal9301AF560 Nepal9301AF592

World Peace Pagoda یک عبادتگاه بودایی است که در تپه ای در جنوب غربی دریاچه واقع شده است.  این عبادتگاه که با کمک کشورهای ژاپن، سریلانکا و تایلند ساخته شده است مظهر صلح در جهان است. از فراز این تپه می توان منظره ای زیبا از کوههای هیمالیا و دریاچه Phewa  را تماشا کرد. در مسیر برگشت می توانید غار Gupteshwor Mahadev را هم بازدید کنید. این غار برای هندوها جنبه مذهبی دارد و ورودیه آن 200 روپیه است. برای بازدید از این غار نیم ساعت کافی است.

Nepal9301AF611 Nepal9301AF598

روز دهم:

ساعت هفت صبح به سمت لومبینی حرکت کردیم. راننده محلی ما از ما پرسید که تمایل داریم از آزادراه و یا جاده کوهستانی به لومبینی برویم و بعد اضافه کرد که از آزادراه پنج و نیم ساعت و از مسیر کوهستانی هفت ساعت راه در پیش داریم. ما هم با یک حساب سرانگشتی مسیر آزادراه را انتخاب کردیم. بعد از نیم ساعتی که در یک جاده شلوغ و باریک و پر از دست انداز طی کردیم از راننده پرسیدیم که چرا از آزادراه نمی رود و او هم پاسخ داد که آزادراه همین است و تازه این جاده با توجه به اینکه یکی از توریستی ترین و مهمترین جاده های نپال است شرایط نسبتا بهتری دارد. اینجا بود که تازه متوجه شدیم  که چرا مسیر 280 کیلومتری را در پنج و نیم ساعت باید طی کرد. در طول مسیر به سبب نامناسب بودن جاده و همچنین تردد ماشینهای سنگین تعدادی تصادف هم دیدیم که البته هیچکدام تلفات جانی نداشتند. طبق قرار قبلی جهت اقامت شبانه به مهمانسرایی در نزدیک شهر رفتیم.

Nepal9301AF628 Nepal9301AF702راهنما و مدیر مهمانسرا به ما پیشنهاد داد که به علت کمبود وقتی که داریم هر چه سریعتر عازم سایت لومبینی شویم. شهر Lumbini شهرت خود را با محل تولد بودا (شاهزاده سیدارتا)به دست آورده است. دولت نپال هم با توجه به علاقه خاصی که بوداییان  جهان به این محل دارند. امکاناتی را برای سرمایه گذاری سایر کشورها در ایجاد عبادتگاههای مذهبی فراهم کرده است. این مجموعه مذهبی وسعت زیادی دارد و تعدادی از کشورها از قبیل آلمان، فرانسه، تایلند، نپال، هند، میانمار، اتریش، چین، سریلانکا و ژاپن عبادتگاههایی دارند.

Nepal9301AF700

ما به توصیه راهنما از عبادتگاهی که توسط آلمانی ها ساخته شده بود بازدید کردیم. علاوه بر زیبایی خاصی که این عبادتگاه داشت، در حیاط آن نیز تعداد زیادی مجسمه که هر کدام روایتی از زندگی بودا است را قرار داده اند.

Nepal9301AF633 Nepal9301AF640

ما عبادتگاه فرانسه را هم دیدیم که هنوز کاملا تزیینات داخلی آن تمام نشده بود. سپس راهی قسمت اصلی که همانا محل تولد بودا بود شدیم. ژاپنی ها در تکمیل و ساخت محوطه این مجموعه سرمایه گذاری زیادی کرده اند. دریاچه ای مصنوعی با قابلیت قایقرانی قسمت شمالی را که کتابخانه اصلی در آن قرار دارد به بنای سفید رنگی که بر روی زادگاه بودا بنا شده است متصل می کند.

Nepal9301AF651

این منطقه نیز در لیست میراث جهانی به ثبت رسیده است و ورودیه آن 200 روپیه است. بازدید از آن یکساعت زمان نیاز دارد.

شاهزاده سیدارتا ملقب به بودا در 623 سال قبل از میلاد در لومبینی بر روی سنگی که در نزدیک چشمه ای قرار داشته به دنیا آمد که در حال حاضر این محل توسط ساختمان سفید رنگی مسقف شده است. بودا در 29 سالگی قصر را ترک کرد و برای یافتن روش زندگی بهتر به جنگل رفت. داستان زندگی او بسیار جالب است و توصیه می کنم که حتما آن را مطالعه کنید. به هر حال او در سن هشتاد سالگی به گفته بوداییان در شهر Mahaparinirvan در هند درگذشت.

Nepal9301AF658 Nepal9301AF694

در اطراف این محل ستونی سنگی وجود دارد که یادمانی از دوران سلطنت Ashoka است.

Nepal9301AF668

چندین درخت بزرگ شبیه انجیر معابد وجود دارد که در اصطلاح محلی به آنها درخت بودا گفته می شود. در جای جای این محل می توان راهبهای بودایی را دید که مشغول عبادتند.

Nepal9301AF671 Nepal9301AF678

روز یازدهم:

صبح به سمت پارک ملی چیتوان(جزء میراث جهانی است) به راه افتادیم و بعد از سه ساعت به محل اقامتمان که Jungle Safari Resort نام داشت و در مجاورت پارک بود رسیدیم.

Nepal9301AF846

بعد از استقرار و صرف نهار به سمت پارک حرکت کردیم. ابتدا به ایستگاه فیل سواری رفتیم و به مدت یکساعت با فیل در پارک گردش کردیم. هر فیل ظرفیت حمل چهار نفر را دارد. با توجه به سالیان متمادی که فیل سواری در این پارک جریان دارد حیات وحش نیز با آن خو گرفته اند و بازدید کنندگان می توانند از نزدیک گوزن، میمون، خروس وحشی، کروکودیل، انواع پرندگان آبزی و آبچر و همچنین اگر خوش شانس باشند اسب آبی هم ببینند.

Nepal9301AF721 Nepal9301AF743

بعد از فیل سواری نوبت به کانو سواری می رسد. کانو قایقهای چوبی کم عرض و درازی هستند که هر کدام ظرفیت هشت مسافر را دارند و قادرند در رودخانه های کم عمق نیز حرکت کنند. در رودخانه ای که از میان پارک می گذرد ما تعداد زیادی کروکودیل دیدیم که برای آفتاب گرفتن به ساحل رودخانه آمده بودند. همچنین یک اسب آبی را دیدیم که از رودخانه عبور کرد.

Nepal9301AF787 Nepal9301AF756 Nepal9301AF798

پیاده روی در جنگل، قسمت دیگر برنامه است که حدودا یکساعت زمان می گیرد و بسیار لذتبخش است. در میان جنگل تعداد زیادی لانه موریانه وجود دارد. همچنین نوع خاصی از انگل گیاهی که به شکل پیچک است به بسیاری از درختان  هجوم برده و بعذا اشکال زیبایی نیز ایجاد کرده است. پایان مسیر پیاده روی به محل نگهداری فیلها ختم می شود که تعدادی بچه فیل و همچنین فیل مادر در آنجا نگهداری می شوند. در هنگام فیل سواری درب لنز دوربین دوچشمی من که به اندازه یک سکه بود به میان جنگل افتاد. وقتی فیلبان خود را از موضوع آگاه کردم او به فیلبانی که پشت سر ما می آمد موضوع را گفت و آن فیلبان نیز به فیل خود چیزی گفت. درکمال شگفتی فیل با خرطوم خود برگها را کنار زد و این قطعه کوچک را پیدا کرد و با خرطوم خود به شکل ماهرانه ای آن را به فیلبان داد.

Nepal9301AF801 Nepal9301AF806

قابل ذکر است که ورودیه پارک ملی چیتوان 10 دلار است و برای برنامه ای که ما اجرا کردیم حداقل پنج ساعت زمان نیاز است.

Nepal9301AF836

خبردارشدیم که هر شب در سالن اجتماعات روستا به مدت یکساعت رقص محلی برگزار می شود و ورودیه آن هم رایگان است. تعداد نسبتا زیادی از جوانان روستا درگیر این برنامه بودند و بسیاری از آداب و سنن منطقه خود را در غالب رقص به بازدیدکنندگان معرفی کردند. یکی از این رقصهای زیبا رقص طاووس بود که فرد رقصنده در لباس طاووس با موسیقی محلی حرکات طاووس را تقلید می کرد.

روز دوازدهم:

ساعت هفت صبح هتل را به مقصد کاتماندو ترک کردیم و بعد از پنج ساعت وارد کمربندی کاتماندو شدیم. با ورود به محدوده شهر کاتماندو مجددا با آلودگی شدید هوا و همچنین محیط زیست مواجه شدیم.

Nepal9301AF860

مقصد ما شهر Patan بود. Patan یا Lalitpur روزگاری شهری جدا از کاتماندو بوده و با گسترش کاتماندو اکنون در جنوب آن قرار دارد. این شهر به سبب مجسمه های چوبی و سنگی و همچنین فلزی مشهور است. در قرون 16 تا 18 میلادی ،مصادف با دوره تمدن Malla ، این شهر پایتخت نپال بود. بیشتر آثار تاریخی در Patan Durbar Square  قرار دارد که شباهت زیادی به میدان دربار در کاتماندو و بختاپور دارد. از مهمترین بناهای آن می توان به: Jagan Narayan Temple, Mahabouddha, Khumbeshwar Temple, Golden Temple و Krishna Mandir اشاره کرد. لازم به ذکر است که این شهر نیز در لیست میراث جهانی به ثبت رسیده و ورودیه آن نیز 500 روپیه است. برای بازدید از این منطقه حدود دو ساعت زمان نیاز است.

Nepal9301AF894 Nepal9301AF871 Nepal9301AF911

روز سیزدهم:

صبح برای بازدید از معبد Swayambhunath از هتل خارج شدیم. این معبد بودایی که به معبد میمونها هم مشهور است در میان شهر قرار دارد و جزء میراث جهانی است. معبد بر روی تپه ای کوتاه قرار دارد و اولین چیزی که به چشم می آید تعداد بسیار زیاد پرچمهای رنگینی است که در معابد بودایی وجود دارد.

Nepal9301AF929 Nepal9301AF950

جمعیت قابل توجهی از میمونها در این منطقه وجود دارند. برخلاف دیگر معابد بودایی، محوطه این معبد بسیار کثیف است. از نکات جالب تخصیص استخر کوچکی برای شنا کردن میمونهاست!

Nepal9301AF942 Nepal9301AF917

Dream Garden مکانی در نزدیکی Thamel است که باغی قدیمی و بسیار زیباست و برای ورود به آن باید نفری 200 روپیه پرداخت و شاید بهترین مکان برای چند ساعت استراحت در پایتخت آلوده نپال است.

Nepal9301AF963 Nepal9301AF967

از آنجایی که پرواز بازگشت ما همان شب بود لذا مابقی زمان را به خرید اختصاص دادیم.

*از این سفر فیلم مستندی توسط دوست خوبم، وفا ادیب تهیه شده که در لینک زیر می توانید آن را مشاهده کنید.

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

iranpour@kanoonirangardan.ir

بهار 1393

Share

نوشته نپال قبله کوهنوردان اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d9%86%d9%be%d8%a7%d9%84-%d9%82%d8%a8%d9%84%d9%87-%da%a9%d9%88%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86/feed/ 2