سال98 بایگانی - کانون گردشگران جوان ایران https://kanoonirangardan.ir/category/گزارش-سفر-به-سایر-کشورها/سال-98/ سفر مسولانه و ارزان قیمت Mon, 06 Sep 2021 17:08:11 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=6.5.8 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%a7%d8%af%d8%b4%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%84%da%98%db%8c%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d9%86%da%af-%d9%82%d8%af%db%8c%d9%85-%d9%88-%d9%be/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%a7%d8%af%d8%b4%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%84%da%98%db%8c%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d9%86%da%af-%d9%82%d8%af%db%8c%d9%85-%d9%88-%d9%be/#comments Fri, 08 May 2020 07:38:29 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=11859   سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید ...

نوشته سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
  سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

در اواسط اسفند 1398 برای شرکت در کنگره  پزشکی عازم کشور بلژیک شدم. به سبب شیوع ویروس کرونا در برخی کشورهای جهان، سختگیری هایی در ورود به بعضی کشورها اعمال می شد. برخی خطوط هوایی پروازهایشان را کنسل یا به شدت کاهش داده بودند. بسیاری از کنگره ها و رویدادهای جهانی تعطیل یا به تعویق افتاده بود. برنامه این کنگره که دو ماه قبل در آن ثبت نام کرده بودم تغییری نکرده  و قرار بود در تاریخ 29-28 فوریه 2020 در منطقه اندرلخت شهر بروکسل برگزار شود. تصمیم من بر آن شد تا از این فرصت به وجود آمده استفاده کنم و پس از اتمام کنگره سه روز بیشتر در این کشور کوچک بمانم به این امید که بتوانم قسمتهای بیشتری از این کشور مهم اروپایی را ببینم. 

قبل از اینکه وارد گزارش سفر شویم، طبق روال گزارشهای قبلی، ابتدا نگاهی گذرا به کشور بلژیک از برخی وب سایت های دیگر می اندازیم.

بلژیک (به فرانسوی: Belgique) با نام رسمی پادشاهی بلژیک،  کشوری در غرب اروپا و یکی از اعضای اتحادیه اروپا است. پایتخت آن بروکسل و  وسعت آن  ۳۰٬۶۸۸ کیلومتر مربع است(تقریبا معادل وسعت استان کردستان ایران).

بلژیک در شمال با هلند، در شرق با آلمان، در جنوب شرقی با لوکزامبورگ، در جنوب با فرانسه و از شمال غربی با دریای شمال مجاور است. خط جدایی فرهنگی ژرمن‌ها و رومی‌زبانان از میانه‌ کشور بلژیک می‌گذرد. در ۶۰٪ از مناطق بلژیک، زبان هلندی (گویش فلاندری) صحبت می‌شود(مناطق شمالی) و فرانسوی در ۴۰٪ مناطق جنوبی مثل والونی صحبت می‌شود و در منطقه پایتخت (بروکسل) هر دو زبان در نهادهای دولتی رایج است. کمتر از ۱٪ مردم بلژیک آلمانی‌زبان هستند و در شرق کشور زندگی می‌کنند.

 ۹۸٪ از جمعیت بزرگسال باسواد هستند. تحصیلات از سنین ۶ تا ۱۸ سال اجباری است اما بسیاری از بلژیکی‌ها تا سن حدوداً ۲۳ سالگی به تحصیل ادامه می‌دهند. 

نام بلژیک از نام لاتین که برای اکثر بخش‌های شمالی منطقه گُل‌نشین استفاده می‌شد یعنی «گاولیا بلژیکا» گرفته شده‌است. این نام لاتین خود برگرفته از گروهی از قبایل سلت است که قبیله بلژها نام داشتند. به لحاظ تاریخی، بلژیک قسمتی از کشورهای فروبوم بود و شامل هلند و لوکزامبورگ نیز می‌شد.

بلژیک از اواخر سده‌های میانه تا سدهٔ هفدهم، کانون بازرگانی و فرهنگی پر رونقی به‌شمار می‌رفت. از سدهٔ شانزدهم تا انقلاب بلژیک در سال ۱۸۳۰ و جدایی این کشور از هلند، بلژیک محل جنگ‌های بسیاری بین قدرت‌های اروپایی بود و به همین دلیل با عنوان «میدان جنگ اروپا» لقب گذاری شد.

در سال ۱۹۰۸، کنگو به عنوان مستعمره به کشور بلژیک واگذار گردید و از آن زمان به بعد کنگو بلژیک نامیده شد. مستعمره‌های سابق آلمان، روآندا و اوروندی-که امروزه روآندا و بروندی نامیده می‌شوند توسط کنگو بلژیک در سال ۱۹۱۶ تصرف شد. بلژیک توسط آلمانی ها در سال ۱۹۴۰ طی یک یورش وحشیانه مورد حمله قرار گرفت و تا زمستان سال ۴۵–۱۹۴۴ که توسط نیروی متفقین آزاد شد تحت اشغال قرار داشت. کنگو بلژیک استقلالش را طی بحران کنگو در سال ۱۹۶۰ به دست آورد و روآندا و اوروندی در سال ۱۹۶۲ مستقل شدند.

 اخیراً بلژیک عضو برجسته‌ای از اتحادیه اروپا به‌شمار می‌رود و میزبان تعدادی از نهادهای اتحادیه اروپا و سازمان‌های بین‌المللی از جمله ناتو است.

بلژیک کشوری پادشاهی و دارای سیستم دو پارلمانی (سنا و مجلس شورا) است. در حالی که سنا مجموعه‌ای از سیاست‌مداران بالارتبه منتخب و نمایندگان انجمن‌ها و مناطق است، مجلس شورا نشانگر تمام بلژیکی‌های بالاتر از هجده سال در یک نظام رأی‌گیری هم‌زمان می‌باشد. بلژیک از معدود کشورهایی است که رأی دادن در آن اجباریست. شاه یا ملکه رهبر کشور محسوب می‌شوند ولی قدرت حقیقی در دست نخست‌وزیر و دولت‌های مختلفی‌ است که کشور را اداره می‌کنند.

از معروفترین محصولات  بلژیک شکلات و آبجو است.”

 

گزارش سفر:

روز نخست پنجشنبه 27 فوریه، هشتم اسفند 1398

من از فرودگاه دبی در ساعت 14:20 عازم شهر بروکسل شدم. به علت شیوع ویروس کرونا در برخی کشورهای جهان،  درباره سفر به کشور چین در یک ماه گذشته سوال کردند. ساعت 18:45 به وقت بلژیک به فرودگاه بروکسل وارد شدم. این پرواز تقریبا شش ساعت و نیم طول کشید(اختلاف زمان دبی با بروکسل 2 ساعت است). فرودگاه بروکسل بسیار معمولی است و برخلاف برخی از پایتختهای دیگر خیلی شلوغ و یا بزرگ نیست. به سرعت و بدون هیچ سوال و جوابی درباره سابقه مسافرت به مناطق آلوده به ویروس از پلیس گذرنامه عبور کردم. هر چه بیشتر جلو می رفتم، متعجب تر می شدم. چرا که برخلاف انتظار من در جدی بودن کشورهای پیشرفته در پیشگیری و کنترل ویروس کرونا، هیچ علامتی از تغییر رفتار مردم در پیشگیری از ویروس ندیدم. که البته این موضوع در روزهای بعدی که در این کشور بودم بسیار عجیب بود. حتی دریغ از یک پوستر یا اعلان عمومی!! در همان ایام به یاد دارم که به دوستانم که از حال و هوای مردم بلژیک در مواجهه با خطر کرونا می پرسیدند به آنها یادآور شدم که اروپا آبستن فاجعه ای انسانی خواهد بود و تا این زمان که این گزارش را تنظیم می کنم بیش از صد و پنجاه هزار نفر در سراسر اروپا در اثر ابتلا به این ویروس جان باخته اند ( آمار تا هفتم May 2020). بعد از تحویل چمدان وارد سالن خروجی فرودگاه شدم.

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 برای تهیه سیم کارت باید به سالن پروازهای ورودی که در طبقه سوم قرار دارد بروید و از فروشگاه Relay سیم کارت را تهیه کنید. سیم کارت شرکت Orange با 4 گیگابایت اینترنت را در ازای 15 یورو می توانید بخرید که همان لحظه نیز فعال می شود. برای خرید سیم کارت به پاسپورت نیاز دارید. البته داستان خرید سیم کارت هم جالب بود. وقتی از فروشنده که پشت کانتر بود سوال کردم ابتدا یک نگاه به سراپای من انداخت و بعد به زبان فرانسه کارمند دیگری را که مشغول تمیز کردن قفسه ها بود صدا کرد و به او چیزی گفت! اون کارمند هم به زبان انگلیسی از من سوال کرد که چه کمکی می تواند بکند؟! من هم گفتم که دنبال سیم کارت می گردم و او با دستش به سمتی اشاره کرد و گفت:” جلوتر پشت قفسه ها!!” من هم همین کار را کردم و کمی جلوتر و بیرون از فروشگاه به دنبال سیم کارت گشتم! تصور اولیه ام این بود که ممکن است غرفه ای خارج از فروشگاه اصلی داشته باشند. تقریبا بیشتر سالن را گشتم و نیافتم! لذا دوباره پیش همان فرد برگشتم و داستان را گفتم. لبخندی زد و از پشت پیشخوان پیش من آمد و سه قدم جلوتر و در یک قفسه به سیم کارتهای چیده شده بر روی آن اشاره کرد و از من پرسید که کدامیک را می خواهم!!! بقیه داستان را هم که گفتم. بعد از تهیه سیم کارت به سراغ اجاره اتومبیل رفتم، به سرعت کانتر آن شرکت را پیدا کردم و کاغذبازی ها را انجام دادم، سوئیچ اتومبیل را گرفتم و به پارکینگ رفتم. هر چند که علی رغم نقشه ای که به من دادند پیدا کردن محل پارک اتومبیل مشکل بود ولی نهایتا آن را یافتم و با کمک اینترنت موبایل به سمت هتل به راه افتادم. بهتره اینجا یادآوری کنم که بابت پنج روز اجاره یک دستگاه اتومبیل اپل  Mokka صد و پنجاه یورو پرداختم. هوا کاملا بارانی بود که وارد بزرگراه شدم و نهایتا بعد از 40 دقیقه مسافت 30 کیلومتری را طی کردم و وارد پارکینگ هتل شدم.

من برای پنج شب اقامت در هتل DC Hotel Restaurant Drogenbos مبلغ 450 یورو پرداختم که شامل صبحانه هم نمی شد . برای هر وعده صبحانه من را  14 یورو شارژ کردند که البته صبحانه مفصلی بود، مخصوصا اینکه می توانستی آب پرتقال را خودت با آبمیوه گیری تهیه کنی. حسن این هتل این بود که پارکینگ رایگان داشت، در مجاورت  کمربندی بروکسل قرار داشت و به محل کنگره بسیار نزدیک بود. همچنین به دلیل فاصله از مرکز شهر، به هیچ عنوان گرفتاری ترافیکی نداشت. اتاق آن تمیز با سرویس و قیمت قابل قبول بود. رستوران هتل دارای منوی متنوع با قیمت مناسب بود.

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

اما کمی درباره رانندگی در بلژیک: به طور کلی جاده های بین شهری کیفیت مناسب دارند و بین شهرهای بزرگ عمدتا اتوبانها 3 لاین یا 2 لاین است. طبق قانون، حداکثر سرعت در اتوبانهای خارج شهر 120 کیلومتر است ولی عملا بیشتر افراد با 140 کیلومتر در ساعت می رانند. به یاد دارم در بزرگراهی که 3 لاین داشت، با سرعت 100 کیلومتر در لاین وسط می راندم که با اعتراض اتومبیلهای دیگر مواجه شدم!!!

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 باید به یاد داشته باشید که حتی وقتی با سرعت بالا مثلا 130 کیلومتر می رانید، هرگز در لاین سبقت نمانید و بلافاصله بعد از سبقت لاین را ترک کنید. بارها پیش آمد که موتورسیکلت یا اتومبیلی به سرعت بسیار زیاد(حدس میزنم بیش از 160 کیلومتر در ساعت)از من سبقت گرفت.  جاده های خارج شهر به ندرت دوربین کنترل سرعت دارند. به طور کلی مشکل ترافیکی در بیشتر شهرهای بزرگ و خصوصا در بروکسل وجود دارد هرچند که پارکینگهای خصوصی و طبقاتی که نسبت به پارکینگهای خیابانی تعرفه بالاتری دارند در بیشتر مناطق مرکزی شهر احداث شده اند و من اکیدا توصیه میکنم که علیرغم این موضوع از این پارکینگها استفاده کنید.

روز دوم،جمعه نهم اسفند

طبق برنامه کنگره می بایست در ساعت 8:30 خودم را به دانشگاه پزشکی دانشگاه Université libre de Bruxelles که در مجاورت بیمارستان معروف Erasmus است، برسانم. با توجه به اینکه فاصله هتل تا محل کنگره حدود 15 دقیقه بود، صبحانه را با خیال آسوده خوردم. سرمای شدید شب گذشته سبب  شده بود که شیشه اتومبیل یخ زده و خیابانها بسیار لغزنده باشند. به همین سبب آهسته تر از حد معمول رانندگی کردم.

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 خوشبختانه، راهنمای ماهواره ای موبایل،  بجای اینکه من را  به پارکینگ عمومی بیمارستان راهنمایی کند به یک محوطه در پشت دانشگاه که دانشجویان از آن به عنوان پارکینگ استفاده می کردند، برد. البته حسن ماجرا در این بود که مجبور نبودم پول پارکینگ بدهم و از آن مهمتر برای رسیدن به محل کنگره از میان محوطه دانشگاه عبور کردم که بسیار جالب بود. Université libre de Bruxelles به همراه دانشگاه  Université catholique de Louvain از معروفترین و بهترین دانشکده های پزشکی بلژیک هستند. بیمارستان 1000 تختخوابی Erasmus یکی از بیمارستانهای آموزشی دانشگاه Libre است و در مجاور آن در منطقه اندرلخت قرار دارد. این بیمارستان یکی از بهترین و خوشنام ترین بیمارستانهای اروپا در زمینه تحقیقات پزشکی است و اساتید صاحب نامی در آن کار می کنند.

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 این کنگره دو روزه که درباره سیستمهای نوین علم آنستزیولوژی بود در بالاترین کیفیت و با حضور افرادی که نام آنها را در کتابهای رفرنس دیده بودم در سالن اجتماعات ساختمان موزه علوم پزشکی -که در محوطه دانشگاه قرار دارد- برگزار می شد. در این موزه که به تاریخ پزشکی اختصاص داده شده است بسیاری از دستگاهها و ادوات اولیه علم پزشکی و نحوه تکامل آنها به نمایش گذاشته شده است.

                

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

   سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

                                                                          اسکلت گوریل و انسان

 در این دو روز موفق شدم که به قسمتهایی از این دانشکده پزشکی سرک بکشم. رفت و آمد دانشجویان و شور اشتیاق و انرژی که در چهره شان می دیدم من را به یاد دوران دانشجویی خودم انداخت که البته تفاوتهای بسیاری با این جماعت داشت. 

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

با پایان یافتن اولین روز کنگره  و با تاریک شدن زودهنگام هوا و همچنین بارندگی شدید قید گشت شهر را زدم و به هتل برگشتم.

روز سوم، شنبه 10 اسفند

حدود ساعت 2 بعدازظهر که کنگره به پایان رسید برای بازدید از موزه Victor Horta عازم مرکز شهر بروکسل شدم. ویکتور هورتا، از پیش‌گامان معماری مدرن بود. به‌شیوه‌ای استادانه‌ از آهن شیشه و بتون استفاده می‌کرد؛ خطوط منحنی و شلاق‌گونۀ آثارش درخور توجه‌اند.از آثار معروف او می توان به هتل تاسل(۱۸۹۳)، و هتل سولوای (۱۸۹۴) و هتل وان ایتوِلْده (۱۸۹۵) و همچنین خانه هورتا اشاره کرد که جز آثار ثبت شده در لیست میراث جهانی هستند.(لطفا اینجا را کلیک کنید) آخرین کار مهم او ایستگاه مرکزی راه‌آهن در بروکسل بود که درست قبل از جنگ جهانی دوم شروع شد. خانه هورتا تبدیل به موزه شده است که با پرداخت 10 یورو می توانید از این خانه سه طبقه که معماری ویژه ای دارد بازدید کنید. از نکات جالب در طراحی این خانه وجود دو ردیف راه پله است که طبقات را به هم مرتبط می کند و ظاهرا راه پله پشتی مخصوص تردد مستخدمین بوده تا در حد امکان با مهمانان منزل برخوردی نداشته باشند. متاسفانه امکان عکاسی در این خانه وجود ندارد و برای بازدید نیم ساعت کافی است.

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

از آنجا به سمت خانه دیگری که آن هم در لیست میراث جهانی به ثبت رسیده است حرکت کردم. این خانه که Stoclet Palace نام دارد توسط معمار معروف، جوزف هافمن، برای بانکدار و کلکسیونر آثار هنری Adolphe Stoclet ساخته شد(1911) و از همان موقع به عنوان یکی از لوکس ترین و مدرنترین خانه ها شناخته می شد. این خانه در حال حاضر متعلق به خانواده Stoclet است و هنوز در آن زندگی می کنند. متاسفانه امکان بازدید از داخل آن برای عموم وجود ندارد(لطفا اینجا را کلیک کنید).

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

سپس به سمت مرکز شهر حرکت کردم. خوشبختانه یک پارکینگ طبقاتی در نزدیکی میدان اسپانیا پیدا کردم. وقتی از پارکینگ خارج شدم درست در روبروی من مجسمه دون کیشوت با آن خر معروف قرار داشت.

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 کمی جلوتر پاساژ معروف Galeries St- Hubert قرار دارد که تاریخ ساخت آن به سال 1847 توسط شاه لئوپلد اول برمی گردد. در این پاساژ برندهای معروف جهانی به همراه  تعدادی فروشگاه شکلات و کافه نیز وجود دارند که البته قیمتهای آنها کمی بالاتر از سایر فروشگاههای مشابه در چند خیابان آنطرف تر است. 

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

  سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

به سمت نقطه مرکزی شهر یعنی Grand Place حرکت کردم. خیابانها بسیار شلوغ و پرتردد بود و بسیاری از آنها که مستقیما به Grand Place ختم می شود برای تردد وسایل نقلیه ممنوع است و فقط می توان پیاده رفت. کتابخانه عمومی شهر در کنار خیابان اصلی Ecuyer و در 4 طبقه ساخته شده است. چون بارندگی شروع شده بود وارد ساختمان کتابخانه شدم. در طبقه همکف قفسه های کتاب و مجلات و روزنامه ها قرار داشت. بر روی نیمکت ها و میزها، افراد نشسته  و مشغول مطالعه بودند. تعداد زیادی از جوانها هم مشغول صحبت و بگو بخند! چون فرصت کوتاه بود از طبقات بالایی دیدن نکردم و از خیابان Fripiers به سمت نقطه مرکزی حرکت کردم.

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 کلیسای سنت نیکولاس در همین محدوده است. محوطه داخلی کلیسا کاملا ساده است.

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

بالاخره به محوطه زیبای Grand Place  وارد شدم. محوطه ای میدان مانند و سنگ فرش شده است  که دور تا دور آن را ساختمانهای زیبا احاطه کرده اند. این محل نماد شهر بروکسل است. این محوطه با ساختمانهای اطرافش در لیست میراث جهانی ثبت شده اند(لطفا اینجا را کلیک کنید). هر دو سال در این میدان فرشی از گل ساخته می شود.  کافه و رستورانهای زیادی دور تا دور این میدان قرار دارند.

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 وقتی به مردم نگاه می کنید متوجه میشوید که همه سعی می کنند با موبایلشان به طوری که بیشتر محوطه میدان در آن بیفتد عکسی بگیرند. کمتر کسی را می بینید که خارج از قاب دوربین به این زیبایی خیره شود. گشت و گذار در این میدان و خیابانها و کوچه های اطرافش به ساعتها وقت نیاز دارد. 

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

شما می توانید بهترین و ارزانترین وافل های بلژیکی را در این کوچه ها پیدا کنید، سوغاتی های مورد علاقه اتان را از مغازه های سوغاتی فروشی بخرید و صد البته از شکلاتهای معروف بلژیکی تست کنید و خستگی روز را در کافه های این محوطه از تن به در کنید. علاوه بر وافل هایی که با افزودنی های مختلفی چون مربا، خامه و یا شکلات خوشمزه تر شده اند، بلژیک به خاطر سیب زمینی سرخ کرده (French Fries) هم معروف است. در هر منطقه مغازه هایی وجود دارند که فقط سیب زمینی سرخ کرده می فروشند و معمولا جلو آنها یک صف طولانی دیده می شود. از دیگر سوغاتی ها که البته ارزان هم نیست می توان به توری دوزی که از صنایع دستی بلژیک است، اشاره کرد. 

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

ساختمانهای زیبای اطراف این میدان که در قرن 15 به سبک باروک ساخته شده اند نمای زیبای میدان را تشکیل داده اند. این نما در هنگام شب و با نورپردازی بسیار زیبایی که بر روی آنها انجام می شود تصویری فراموش نشدنی در ذهن شما ثبت خواهند کرد. مجسمه Everard ‘t Serclaes که در حقیقت مجسمه جسد قهرمان شهر بوده بر روی یکی از دیوارهای این میدان قرار دارد و مردم اعتقاد دارند که لمس آن باعث خوش شانسی می شود! 

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

اگر خیابان Charles Buls را ادامه دهید به نقاشی دیواری تن تن می رسید که فروشگاه تن تن نیز در کنار آن است. در این فروشگاه بسیاری از مجموعه کتابهای مصور از ماجراهای تن تن گرفته تا اسمورف ها به همراه عروسکها و محصولات دیگرشان مثل تی شرت و پوستر به فروش می رسند و صد البته که خیلی هم شلوغ و پر مشتری هستند. قیمت محصولات هم بسیار گران است. مثلا یک عروسک پلی استر تن تن 25 یورو و یک تیشرت ساده 30-35 یورو قیمت دارد. هر چند که من به دلیل علاقه شخصی ام به شخصیت تن تن، کلی از این محصولات خریداری کردم. در اینجا به این نکته اشاره می کنم که خالق ماجراهای تن تن نویسنده ای بلژیکی به نام Georges Prosper Remi است که با نام مستعار Herge شناخته می شود. با تمام علاقه ای که به این فروشگاه داشتم از آن دل کندم و به راه ادامه دادم. 

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

کمی جلوتر به یکی از معروفترین نمادهای شهر بروکسل به نام Manneken Pis  رسیدم. این فواره، مجسمه پسر بچه ای در حال ادرار کردن است که البته بیشتر مواقع بر تن این پسربچه لباسهای مختلف پوشانده شده است. تقریبا در تمامی فروشگاههای سوغاتی فروشی در سرتاسر بلژیک، مجسمه این پسربچه را در اندازه های مختلف می توانید پیدا کنید. همیشه در کنار این مجسمه تعداد زیادی توریست مشغول عکاسی هستند. موقعی که من آنجا بودم. گروهی که لباسها و نقابهای رنگی پوشیده بودند رقصان وپایکوبان با گروه موزیک به کنار این مجسمه آمدند و بعد از اجرای چند قطعه موزیک شاد، آنجا را ترک کردند.

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

از میان خیابانها و کوچه و پس کوچه ها به سمت کاخ دادگستری حرکت کردم. در راه تعداد زیادی از نقاشی های دیواری و گرافیتی را بر دیوار ساختمانها دیدم. که بسیاری از آنها برگرفته از انیمیشن ها یا کتابهای مصور داستانی است.

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

کاخ دادگستری که ساختمانی عظیم به شکل بناهای رومی-یونانی است بر روی تپه واقع شده که برای دسترسی راحت تر افراد پیاده، یک آسانسور در پای تپه تعبیه شده است. نمی دانم چه شد که تصمیم گرفتم سوار آسانسور شوم. آسانسور ظرفیت حمل 15 نفر را داشت که البته به سرعت پر شد. وقتی درب آسانسور بسته شد، تکان کوچکی خورد و دیگر حرکتی نکرد. چند دقیقه بعد دریافتیم که در آسانسور گیر افتاده ایم. دکمه ای را که در آسانسور برای این مواقع گذاشته اند را فشار دادیم و فردی از آن سو شروع به صحبت کرد و افراد داخل آسانسور که همه جوان بودند شروع به توضیح دادن کردند و او هم چیزی گفت که استنباط من این بود که صبر کنید! ولی پنج دقیقه نگذشته بود که همین جوانان اروپایی با تمدن! از داخل و عده ای هم از خارج افتادند به جان آسانسور تا درب را با زور باز کنند. یک نفر هم به پلیس زنگ زد تا زودتر اقدام کنند. چند دقیقه بعد پلیس سر رسید و گفت که مسئول آسانسور در راه است چند دقیقه بعد ماشین آتش نشانی هم آژیر کشان به محل رسید ولی قبل از هر اقدامی درب توسط مسئول آسانسور باز شد. حالا مجبور بودم همان خیابان پیچ پیچی و سربالایی را با سرعت بیشتری طی کنم. چون روز تعطیل بود امکان بازدید از این ساختمان عظیم که ساخت آن از سال 1866 تا 1883 طول کشیده بود، نبود. گفته می شود که این ساختمان در زمانی که ساخته شد، بزرگترین ساختمان جهان بود(حتی بزرگتر از کلیسا سنت پیتر در رم). درست در کنار همین ساختمان چرخ و فلک بروکسل قرار دارد.

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 نمای شهر از فراز این تپه بسیار دیدنی است. کمی جلوتر به کلیسا Eglise Notre-Dame du Sablon می رسید. این کلیسا نسبتا بزرگ بخاطر مجسمه مریم مقدس آن که از کلیسا جامع آنتورپ دزدیده شده و به اینجا آورده شده است معروف است. این کلیسا به سبک گوتیک است و در سال 1304 ساخته شده است. نیم ساعت برای بازدید آن کافی است. کنار کلیسا مجسمه ای فلزی از یک نقاش با یک کلاغ و میمون وجود دارد.

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 مسیر خودم را به سمت کلیسا Eglise Saint Jean Baptiste ادامه دادم بعد از حدود 4 کیلومتر پیاده روی از میان خیابانها و کوچه های شهر بروکسل به کلیسا رسیدم. این کلیسا بسیار معمولی بود و برایم جای سوال بود که چرا این کلیسا را در لیست مکان هایی که باید ببینم گذاشته ام؟!! البته بعدا فهمیدم که کلیسایی به همین نام و البته با پسوند au Beguinage وجود دارد که از زیباترین کلیساهای بلژیک است و به این ترتیب دیدن آن را از دست دادم.

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 البته این پیاده روی طولانی که از کوچه و پس کوچه ها انجام شد من را بیشتر به سبک زندگی و شهرسازی بروکسل آشنا کرد. هنر نقاشی های خیابانی در بروکسل بسیار رایج است و حتی در برخی از کوچه های باریک هم دیده می شود و ظاهرا ممنوعیت در موضوع آنها وجود ندارد!!! 

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

کلیسای سنت کاترین در میدانی به همین نام واقع  است. تعداد زیادی کافه و رستوران در اطراف این میدان وجود دارند و محل مناسبی است برای استراحتی کوتاه! کمی جلوتر می توانید برج Black Tower که یکی از برجهای حصار قدیم دور شهر بروکسل در قرن سیزدهم بوده را می بینید.

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

در یکی دیگر از کوچه های اطراف Grand Place به مجسمه دخترکی بر می خورم  که مانند برادر خلف خود در گوشه ای مشغول ادرار کردن است. به این مجسمه Jeanneke Pis می گویند. هوا کاملا تاریک بود که در یکی از کافه های اطراف Grand Place نشستم و کمی بیشتر از زیبایی های این محل لذت بردم. 

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

یکی از چیزهایی که در بلژیک خیلی توی ذوق من زد، شلختگی یا شاید بی خیالی افرادی بود که برای تردد داخل شهر از اسکوترهای برقی استفاده می کردند. این اسکوترها با  اپلیکیشن خاصی کار می کنند به این ترتیب که با استفاده از این اپلیکیشن و وارد کردن کد ارسالی و پس از پرداخت مبلغ کرایه، اسکوتر از حالت قفل خارج می شود و کاربر می تواند از آن استفاده کند. متاسفانه برخی کاربران، پس از پایان کار آنها را در مکانهایی که برایشان در نظر گرفته شده، قرار نمی دهند و اکثرا آنها را در میان فضای سبز یا در کنار خیابان رها می کنند و چهره شهر را به شدت زشت می کنند و حتی در بعضی از جاها سبب اختلال در کار بقیه می شوند.

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

برای بازدید از مناطق دیدنی بروکسل حتما به بیش از یک روز نیاز دارید و من نتوانستم بسیاری از این مناطق را ببینم. همانطور که قبلا گفتم، بروکسل پایتخت اتحادیه اروپاست و بسیاری از ساختمانهای این اتحادیه در شهر بروکسل قرار دارند. برای مشاهده چند ویدیو کوتاه درباره بروکسل اینجا یا اینجا  را کلیک کنید.

روز چهارم، یکشنبه 11 اسفند

بعد از صرف صبحانه در یک صبح نه چندان سرد، تصمیم گرفتم از نماد مدرن شهر بروکسل یعنی اتومیوم(Atomium) بازدید کنم. اتمیوم برای اکسپو ۵۸ (نمایشگاه جهانی ۱۹۵۸ بروکسل) توسط آندره واترکین به ارتفاع ۱۰۲ متر و متشکل از ۹ گوی از جنس فولاد ضد زنگ متصل به هم ساخته شد. ساختار این بنا بر اساس ساختار بلور آهن و در مقیاس ۱۶۵ میلیارد بار بزرگ‌تر از اندازه واقعی طراحی شده است. قبل از اینکه به محوطه اتومیوم برسم، متوجه شدم که پلیس قسمتی از خیابان را مسدود کرده و اتومبیلهای پارک شده را منتقل می کند. کمی که دقت کردم فهمیدم ورزشگاه کینگ بودوئن در این محل قرار دارد و از قرار یکی از مسابقات جام باشگاههای اروپا تا ساعاتی دیگر قرار است در این ورزشگاه انجام شود. در کنار مجموعه اتومیوم چند پارک بزرگ وجود دارد. حدود ساعت 9 صبح که به آنجا رسیدم، خانواده های زیادی را دیدم که اتومبیل خود را پارک کرده و بند و بساط پیک نیک روزشان را با خود به داخل پارک می برند. در اطراف پارک هم تعداد زیادی مشغول ورزش و قدم زدن بودند. مجموعه اتومیوم امروزه علاوه بر موزه و نمایشگاه، دارای رستوران نیز می باشد. راستش را بخواهید وقتی از نزدیک دیدمش احساس کردم که ترجیح می دهم، وقت کوتاه خودم را به دیدن شهرهای دیگر اختصاص دهم. بنابراین چند عکس گرفتم و به سمت مقصد بعدی حرکت کردم.

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

شهر Aalst در 30 کیلومتری غرب بروکسل واقع شده و تقریبا 45 دقیقه طول کشید تا به مرکز این شهر کوچک رسیدم. مردم دسته دسته برای برگزاری مراسم روز یکشنبه به کلیسا مرکزی شهر(Saint Martin’s Church) می رفتند. من هم به همراه آنها وارد شدم. اسقف کلیسا به افرادی که وارد کلیسا می شدند خوشامد می گفت. مردم هم که بیشترشان همدیگر را می شناختند بر روی نیمکتهای کلیسا می نشستند تا مراسم شروع شود. من هم از فرصت استفاده کردم و طوری که مزاحم بقیه نشوم از قسمتهای مختلف کلیسا بازدید کردم و به محض شروع شدن مراسم، کلیسا را ترک کردم.  شروع ساخت کلیسای Saint Martin’s Church در سال 1480 شروع شد ولی هرگز تمام نشد. در داخل کلیسا تابلو نقاشی از هنرمند معروف بلژیکی Peter Paul Rubens وجود دارد. 

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

در میدان مرکزی شهر قدیمی ترین برج ناقوس بلژیک که در لیست میراث جهانی نیز ثبت شده است، قرار دارد.مجسمه Dirk Martens که یکی از قدیمی ترین ناشران کتاب در جهان است به همراه مجسمه چارلز پنجم در میدان مرکزی قرار داده شده است. یک ساعت برای بازدید از مرکز شهر کافی است.

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

مقصد بعدی شهر زیبای Ghent (با تلفظ گنت یا جنت) است که 35 کیلومتر با Aalst فاصله دارد. اتومبیل را در پارکینگ نزدیک میدان جمعه بازار که مجسمه سیاستمدار فرانسوی Jacob van Artevelde در وسط آن قرار داده شده، گذاشتم. 

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

در میدان اصلی برج ناقوس(Belfort en Lakenhalle) در یک سوی میدان و کلیسای جامع(St. Bavo’s Cathedral) در سوی دیگر قرار دارد. 56 برج ناقوس در بلژیک و فرانسه تحت یک شماره ثبتی در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده اند. ورودیه برای برج ناقوس 8 یورو است. نیمی از این برج در قرن 14 ساخته شد و تکمیل آن تا سال 1903 طول کشید. ارتفاع برج 91 متر است. بادنمای بالای برج به شکل اژدهای بزرگی(Dragon) است که در طی قرون گذشته چندین بار تعویض شده است. دو تا از آن دراگونهای قدیمی در طبقه دوم برج که اکنون به موزه تبدیل شده، به نمایش گذاشته شده اند. در آن دوران این باور وجود داشته که، اژدها وقتی بر بالای برج باشد می تواند از شهر محافظت کند. نمای شهر از فراز برج بسیار دیدنی است.

 

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

شهر گنت، شهر کوچکی است و قسمت مرکزی شهر را در نیم ساعت می توان گشت. این شهر نیز مانند بسیاری از شهرهای بلژیک، از سیستم حمل و نقل آبی با استفاده از کانال های آبی وسیع داخل شهر استفاده می کند. کلیسای St. Bavo که کلیسای جامع شهر است، به دلیل وجود یک اثر منحصر فرد، شهرت جهانی دارد. نقاشی معروف The Adoration of the Mystic Lamb  یا تحسین بره مقدس، اثر نقاش معروف  Jan van Eyck در سال 1432 است. بازدید از این اثر هنری فقط در ساعات مخصوصی در روز و بعد از انتظار در صف طولانی امکان پذیر است. این اثر را یک بار به سرقت برده اند و هم اکنون با دقت بیشتری از آن مراقبت می کنند. بازدید از کلیسا رایگان است ولی برای بازدید از نقاشی بره باید 4 یورو پرداخت کرد. داخل کلیسا چند اثر از Rubens وجود دارد. برای بازدید از کلیسا ،صرف نظر از زمانی که باید صرف صف ورود کرد، نیم ساعت کافی است.

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

در کنار یکی از کانالهای شهر، قلعه معروف  Gravensteen قرار دارد. این قلعه سنگی در قرن 12 ساخته شده است. شاید بازدید از زندان قلعه که انواع وسایل شکنجه آن زمان در آنجا به نمایش گذاشته شده، بهترین قسمت این قلعه باشد. از بالای برج و باروی قلعه نمایی زیبا به شهر وجود دارد. برای بازدید 12 یورو باید پرداخت و یک ساعت زمان گذاشت.

 

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

رستورانها و کافه های بسیاری در کنار کانال و پل Grasberg قرار دارند. می توان ساعتی را در یکی از این کافه های کنار کانال نشست و به ساختمانهای قدیمی و رنگین شهرنگاه کرد.

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

کلیسای St Nicholas’s در نزدیک برج ناقوس است. این کلیسا که به سبک گوتیک ساخته شده نمای خارجی زیبایی دارد.

کلیسای St Nicholas's در نزدیک برج ناقوس است. این کلیسا که به سبک گوتیک ساخته شده نمای خارجی زیبایی دارد.

کلیسای St Nicholas's در نزدیک برج ناقوس است. این کلیسا که به سبک گوتیک ساخته شده نمای خارجی زیبایی دارد.

کوچه Werregarenstraat محل نقاشی های گرافیتی شهر است و بازدیدکنندگان زیادی دارد. توصیه شده است که غذاهای گیاهی این شهر را امتحان کنید زیرا از نظر تنوع غذایی، شاید یکی از بهترین شهرهای دنیا برای گیاهخواران باشد.

کلیسای St Nicholas's در نزدیک برج ناقوس است. این کلیسا که به سبک گوتیک ساخته شده نمای خارجی زیبایی دارد.

شهر گنت را حدود ساعت یک بعدازظهر به مقصد بروژ ترک کردم(برای مشاهده ویدئو کوتاهی درباره گنت اینجا را کلیک کنید).

 فاصله شهر گنت تا بروژ 50 کیلومتر است که حدود یک ساعت زمان نیاز دارد. هوا ابری با نم نم باران بود که به شهر Bruges وارد شدم. تصمیم گرفتم که از Beguinage این شهر بازدید کنم.  Beguinageها  مجتمع هایی در حومه برخی شهرهای اروپایی بودند که فقط زنان در آنها زندگی می کردند. این افراد معمولا حمایتی از حکومتها و نهادهای مذهبی به طور مرتب دریافت نمی کردند. در این مجتمع های مسکونی که معمولا توسط دیواری محصور بودند معمولا یک کلیسا و همچنین نانوایی هم وجود داشت. برخی زنان در کارگاههایی که در این مجتمع برای خود ایجاد کرده بودند کار می کردند. درب این مجتمع ها که توسط زنان اداره می شد در هنگام شب بسته  و صبح ها مجددا گشوده می شد. زنان اجازه داشتند در طول روز از مجتمع خارج شوند. اولین Beguinageها در قرن دوازدهم تا 18 ایجاد شد. زندگی زنان در این مجتمع ها به صورت کمرنگ تا قرن بیست هم ادامه داشت. هم اکنون ساختمانهای برخی از این مجتمع ها (در برخی کشورها) هنوز هم وجود دارند هر چند که دیگر کاربری قبلی خود را از دست داده اند و یا تبدیل به  محل زندگی خانواده های عادی و یا  مرکز فرهنگی  شده اند. یونسکو برخی از این مجتمع ها را در کشورهای بلژیک، هلند و فرانسه تحت عنوان میراث جهانی، ثبت کرده است.(لطفا اینجا را کلیک کنید). 

Beguinage  شهر بروژ در قسمت جنوبی شهر،  در کنار نهرMinne water و در مجاورت دریاچه کوچک زیبایی به نام Lake of Love قرار دارد. دور تا دور مجتمع  خندق آب کشیده شده است و تنها راه ورود به درون مجتمع دروازه ای است که برای ورود به آن باید از روی پل کوچک روی خندق عبور کرد. محوطه این مجتمع که قدمت آن به قرن سیزدهم برمی گردد پارک زیبایی با گلهای نرگس و با درختان بلند است. دور تا دور این محوطه خانه های آجری سفیدرنگ مجتمع و یک کلیسا وجود دارد. یکی از این خانه ها را به صورت موزه برای نمایش عمومی در نظر گرفته اند. ورودیه آن 2 یورو است و تمامی وسایل زندگی که بیانگر سبک زندگی این زنان بوده در آن حفظ شده است. 

کلیسای St Nicholas's در نزدیک برج ناقوس است. این کلیسا که به سبک گوتیک ساخته شده نمای خارجی زیبایی دارد.

کلیسای St Nicholas's در نزدیک برج ناقوس است. این کلیسا که به سبک گوتیک ساخته شده نمای خارجی زیبایی دارد.

کلیسای St Nicholas's در نزدیک برج ناقوس است. این کلیسا که به سبک گوتیک ساخته شده نمای خارجی زیبایی دارد.

 

کلیسای St Nicholas's در نزدیک برج ناقوس است. این کلیسا که به سبک گوتیک ساخته شده نمای خارجی زیبایی دارد.

کلیسای St Nicholas's در نزدیک برج ناقوس است. این کلیسا که به سبک گوتیک ساخته شده نمای خارجی زیبایی دارد.

کلیسای St Nicholas's در نزدیک برج ناقوس است. این کلیسا که به سبک گوتیک ساخته شده نمای خارجی زیبایی دارد.

آسیابهای بادی در شمال بلژیک و کشور هلند از نمادهای آشناست. هرچند که اکنون هیچ کدام از آنها کار نمیکنند ولی سعی شده است تا بعضی از آنها را که سالم تر مانده اند برای نمایش عموم نگه دارند. در قسمت شمال شرقی شهر و کنار کانال بزرگ، چهار آسیاب بادی وجود دارند که هر کدام بر روی تپه ای کوتاه ساخته شده اند. اگرچه امکان بازدید از داخل آنها فقط در فصل بهار و تابستان وجود دارد ولی مشاهده نمای خارجی آنها خالی از لطف نیست. 

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

یکی از این آسیاب بادی ها در مجاورت Kruispoort gate که یکی از دروازه های قدیمی شهر است واقع شده است. دو برج سنگی مستحکم از ورودی باریک این دروازه که در قدیم یکی از سه دروازه شهر بروژ بوده، محافظت می کند. در طول تاریخ سپاهیان چارلز پنجم، ناپلئون و همچنین نیروهای آلمان نازی از این دروازه وارد شهر بروژ شدند.

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سپس به مرکز شهر برگشتم اتومبیل را در پارکینگ پارک کردم و مشغول گردش در این شهر بسیار زیبا شدم. بافت قدیمی شهر بروژ در لیست میراث جهانی ثبت شده است(لطفا اینجا را کلیک کنید). خانه های آجری قدیمی در کنار کانالهای آب، رستورانها و کافه های خیابانی و همچنین توریستهای خوشحال از شاخصه های این شهر است. برای شروع گشت تصمیم گرفتم که با تور قایق شروع کنم. با 10 یورو می توانید سوار یکی از قایق هایی که در کانالهای مرکزی شهر بروژ گردش می کند، 30 دقیقه چرخ بزنید و از مناظر زیبا و همچنین داستانهایی که  قایقران درباره مناطق خاص می گوید، لذت ببرید. مشاهده برخی زوایای  ساختمانها و بناها از داخل کانال زیبایی دوچندانی دارد. بی سبب نیست که به Bruges، ونیز اروپا شمالی می گویند. گاهی قایق از زیر پل هایی عبور می کرد که مجبور بودیم سر خود را تا حد امکان پایین بیاوریم تا به طاق پل برخورد نکند.

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 بعد از قایق سواری به سمت میدان مرکزی که برج ناقوس در آن قرار دارد حرکت کردم. خیابانهای این قسمت شهر که همه سنگ فرش هستند برای اتومبیلها بسته است و فقط پیاده روی در آن مجاز است انواع و اقسام فروشگاههای کوچک و بزرگ که هر کدام به نوعی محصولات و سوغاتی های بروژ را عرضه میکنند در این خیابانها به وفور وجود دارند. 

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

بر سر در برخی مغازه ها محصولی که در آن مغازه عرضه می شده، نقش بسته است. گفته می شود که دلیل آن این بوده که در روزگاران قدیم روستاییان بی سوادی که به شهر پا می گذاشتند از روی این تصاویر و علائم متوجه می شدند که هر مغازه چه محصولی را می فروشد یا چه خدماتی را انجام می دهد، مثلا اون مغازه ای که در سر درش علامت ماهی بود، محصولات دریایی عرضه می کرد. 

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

همینطور که در یکی از این خیابانها پرسه می زدم ، یکی از شکلات فروشی هایی که ابزارهای ساخته شده از شکلات مثل آچار، پیچ گوشتی، میخ کش، انبردست، پیچ و مهره و… را در ویترین مغازه اش گذاشته بود نظرم را جلب کرد. بسته بندی های جالبی نیز داشتند با پنج تا نه یورو می شد از این شکلاتها خرید. اول یکی را امتحان کردم ببینم مزه اش چطور است. البته که به خوشمزه گی شکلاتهای شیری نبود ولی در کلاس شکلاتهای تلخ، کیفیت قابل قبولی داشت و از طرفی چون به راحتی آب نمی شد، گزینه مطلوبی برای سوغاتی بود. درنگ نکردم و 20 جور ابزار مختلف برای سوغاتی خریدم. فروشنده هم خوشحال شد، آنها را داخل یک کیسه زیپ دار شکیل گذاشت و به من داد. البته پول کیسه را هم که 5 یورو بود از من نگرفت. کمی جلوتر نظرم به یک فروشگاه بسیار بزرگ افتاد که محصولات تن تن را می فروخت. بلافاصله داخل شدم و اجناسی که روز قبل در بروکسل در خریدنش تردید داشتم را خریدم. حالا دست و کوله ام پر شده بود ولی چاره ای نبود جز ادامه حرکت! 

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

میدان مرکزی که markt یا میدان بازار نام دارد با ساختمانها و بناهای زیبا احاطه شده است. ساختمان برج ناقوس در ضلع جنوبی میدان قرار دارد. این برج 83 متر ارتفاع دارد و در قرن 13 ساخته شده است برای رسیدن به طبقه آخر باید از 366 پله بالا رفت. 47 ناقوس با اندازه های مختلف در بالای برج وجود دارند که با طناب های خاصی به وسیله ای شبیه ارگ، در اتاقی در طبقه فوقانی وصل هستند. در زمانهای خاصی از سال نوازنده ای که مهارت نواختن این ساز عجیب را دارد پشت این وسیله عجیب می نشیند و با حرکت پدالها و دستگیره هایی که به قرقره و طناب های زنگهای ناقوس متصل هستند موسیقی مخصوصی را می نوازد. به این ساز Carillon می گویند که در ادامه گزارش و در جای خودش به طور مفصل توضیح می دهم. هر کدام از ساختمانهای اطراف میدان به اندازه ای زیبا هستند که می توان دقایقی را به آنها خیره شد. 

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

در یکی از خیابانهای مجاور میدان، ساختمانی قرار دارد که به موزه آبجو اختصاص یافته! بلژیک کشوری است که به تنوع آبجو در اروپا معروف است. کنجکاو شدم که ببینم این صنعت چطور کار می کند. موزه در طبقه سوم ساختمان قرار دارد و در سرتاسر راه پله ها تا رسیدن به طبقه سوم تصاویری از برندهای مهم آبجو در جهان به نمایش درآمد است. متاسفانه وقتی به طبقه سوم رسیدم، متوجه شدم که موزه تعطیل است!!!

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

تا غروب آفتاب در کوچه و پس کوچه های شهر پرسه زدم و از فضایی که حاکم بر این شهر بود لذت بردم. برخی از درختان شهر که اکثرا به نظر می آیند درختان کهنسالی باشند به شکل عجیبی هرس شده اند. حال نمی دانم که درختان در طول بهار به این شکل باقی می مانند یا با رشد برگها و شاخه های جدید شکل دیگری به خود می گیرند. به هر حال که این اشکال عجیب زیبا هستند.

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 چندین کلیسا قدیمی از جمله کلیسا Holy Blood که گفته می شود چند قطره از خون مسیح در آنجا نگهداری می شود و کلیسا Our Lady با ارتفاع  112 متر از مکانهایی است که در صورت زمان کافی حتما باید از آنها بازدید کرد(لطفا اینجا را کلیک کنید).

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 

روز پنجم، دوشنبه 12 اسفند

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

ساعت هشت و نیم صبح هتل را به سمت شهر Lessines ترک کردم. این مسیر تقریبا 60 کیلومتری حدود یک ساعت زمان می گیرد. در این شهر به دنبال بیمارستان قدیمی Notre Dame a la Rose گشتم. ساختمان این بیمارستان  به سال 1243 برمیگردد ولی وسایل حال حاضر این مجموعه مربوط به قرن 16 و 17 می باشد. باغ گیاهشناسی کوچکی در حیاط بیمارستان وجود دارد که گیاهان دارویی در آنجا پرورش داده می شدند. اکنون این مجموعه تبدیل به موزه شده است. کلیسا Kerk Sint-Pieter در مجاورت این بیمارستان واقع است. 

 

 

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

مسیر را به سمت شهر Tournai ادامه می دهم و نیم ساعت بعد به مرکز شهر می رسم. تردد در میدان مرکزی شهر بخاطر برخی تعمیرات محدود شده است. 

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

برج ناقوس 72 متر ارتفاع دارد و کمی جلوتر از آن کلیسا جامع Notre- Dame Cathedral of Tournai قرار دارد. این کلیسا بر روی خرابه های یک کلیسای رومی قرن ششم در اوایل قرن دوازدهم بنا شد. در ساخت این کلیسا سبک های رومانسک، گوتیک و باروک را می توان دید. این کلیسا بسیار بزرگ و با ابهت ساخته شده و در سال 2000 به لیست میراث جهانی اضافه شد. متاسفانه طوفان شدید سال 1999 خسارت زیادی به این کلیسا وارد کرد و سبب شد تا بازسازی عمده ای در آن شروع شود که هنوز نیز ادامه دارد.(لطفا اینجا را کلیک کنید).

 

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

بی درنگ به سمت منطقه Spiennes در جنوب شهر Mons که معادن باستانی سنگ چخماق(Flint) در آنجا کشف شده است راندم. تقریبا یک ساعت طول کشید تا از میان جاده های روستایی و بین مزارع به آن منطقه رسیدم. این معادن در سال 1843 در هنگام مطالعاتی که برای احداث راه آهن انجام می شد کشف شد. قدمت این معادن به 4300 تا 2200 سال قبل از میلاد برمیگردد. انسانهایی که در آن منطقه می زیستند از سنگهای این معدن برای ساخت ابزارهایی چون تبر و چاقو استفاده می کردند. جنس این سنگها طوری است که در هنگام شکسته شدن سطوح بسیار تیزی را ایجاد می کنند که مناسب برای ساخت ابزار است. وسعت معادن این منطقه تقریبا 100 هکتار است. بازدید از داخل معادن فقط در فصل بهار و تابستان ممکن است. این معادن در لیست میراث جهانی ثبت شده اند. (برای اطلاعات بیشتر اینجا و اینجا را کلیک کنید).

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 هر چند موفق نشدم از داخل معادن دیدن کنم اما در عوض وارد طبیعت بسیار زیبایی از مراتع و جنگل شدم. همچنین با عبور از میان روستاها با سبک زندگی مردم روستایی این منطقه که با کمک تکنولوژی مدرن به کشاورزی و دامداری اشتغال دارند آشنا شدم. به راستی که برای زندگی در این مناطق زیبای روستایی هیچ مشکلی ندارند و به مراتب زندگی راحت تری از همتایان خود در شهرها دارند.

به شهر Mons بازگشتم، اما در مسیر بازگشت اتفاقی رخ داد که سبب شد تا درباره سبک و برنامه ریزی سفرم کمی بیشتر فکر کنم. داستان از آنجا شروع شد که موبایل را برای تماس تلفنی از محل قرارگیریش  بر روی داشبورد اتومبیل بیرون آوردم و هنگام جاگذاری مجدد متوجه شدم که چون دقت کافی نکرده ام، کلیدهایی که سبب خاموش شدن دستگاه شده است را فشرده ام و موبایل خاموش شده است. هنگامی که مجددا موبایل را روشن کردم از من پسورد سیم کارت را خواست. اینجا بود که فهمیدم دچار مشکل شده ام چون پسورد سیم کارت بر روی کارتی بود که سیم کارت را از آن جدا کرده بودم. آن کارت هم در هتل و در داخل چمدان بود. بنابراین دیگر نمی توانستم از این سیم کارت که اینترنت و به طبع آن GPS تلفن هم متکی به آن بود، استفاده کنم. فکر کردم که برای یافتن ادامه مسیر دچار مشکل خواهم شد و بسیاری از جاهایی را که قرار است ببینم و خارج از مسیرهای عادی است پیدا نخواهم کرد و حتی برای پیدا کردن هتل در شهر بروکسل نیز با دردسر مواجه خواهم شد. لذا به دنبال راه چاره گشتم و برای خودم سه راه حل در نظر گرفتم: 1- از سیم کارت اماراتی که البته اینترنت ندارد به همسرم در دبی زنگ بزنم و از او بخواهم تا یک پکیج اینترنت برایم بخرد و بفرستد(تعجب نکنید! چون پکیج موبایل در امارات بسیار متنوع است و معمولا استفاده از اینترنت در خارج از کشور مشمول تعرفه ای جداگانه است که باید جداگانه خریداری شود) 

2- به مکانی که اینترنت مجانی در اختیار قرار می دهد از قبیل بعضی کافه ها مثل استارباکس بروم، سپس مسیر برگشت تا هتل را مشخص و یک راست به هتل برگردم و قید مابقی روز را بزنم .

3- سعی کنم در شهر محلی را برای خرید یک سیم کارت جدید پیدا کنم.

ابتدا سیم کارت اماراتی را در تلفن گذاشتم و همانطور که انتظار داشتم رومینگ اینترنتش کار نمی کرد ولی توانستم از همسرم برای خریدن یک بسته اینترنت کمک بگیرم. اما هر چه صبر کردم ارتباط برقرار نشد. سپس تصمیم گرفتیم که راه حل دیگری را امتحان کنیم. طبق فرمولی که وجود داشت همسرم مقداری از حجم اینترنت خودش را با من به اشتراک گذاشت ولی باز هم کار نکرد. از اینکه اولین و بهترین راه حل به بن بست رسیده بود کمی عصبی شدم.

به شهر Mons خودم را رساندم و سعی کردم تا با استفاده از تابلوهای راهنما، تا حد امکان به مرکز شهر نزدیک شوم. سپس اتومبیل را در مکانی پارک کردم و به امید پیدا کردن یک کافی شاپ یا مکان دیگری که اینترنت داشته باشد، حرکت کردم. بیست قدمی از محل پارک اتومبیل دور نشده بودم که در سوی دیگر خیابان یک کافی نت دیدم. از صاحب کافی نت درباره سیم کارت سوال کردم و او هم گفت که سیم کارت فروشی دارد. همینطور که برایم انواع سیم کارت ها و قیمت هایشان را توضیح می داد از من پرسید که برای چند روز این سیم کارت را نیاز دارم و وقتی داستان را برایش توضیح دادم. همه سیم کارتها را از روی پیشخوان جمع کرد و یک سیم کارت دیتا با پانصد مگابایت اینترنت به من داد و گفت که این ارزانترین است و به کار تو می آید. همانجا هم در تلفن من گذاشت و بعد از راه اندازی تحویل من داد. 5 یورو پول سیم کارت بود و پنج یورو بابت 500 مگ اینترنت. خوشبختانه پاسپورتم همراهم بود چون برای فروش سیم کارت وجود پاسپورت الزامی است. از اینکه مجددا دارای اینترنت شده بودم و می توانستم به ادامه سفر برگردم بسیار خوشحال شدم و البته بعدا به این موضوع فکر کردم که همیشه باید به فکر یک جایگزین مناسب برای تلفن همراه و یا اینترنت باشم چرا که بسیار محتمل است که تلفن همراه گم یا دزدیده شود و یا به هر دلیل نتوان از اینترنت آن استفاده کرد. شاید علاوه بر داشتن یک نقشه توریستی مناسب و همچنین داشتن آدرس مکانهای مهم از قبیل هتل محل اقامت! بهتر باشد تا هنگام کرایه اتومبیل، GPS مجزا هم اجاره کنیم. البته در مواقعی که سفر گروهی انجام می شود، این ریسک کمتر می شود.

کمی با اتومبیل در شهر Mons چرخ زدم و سپس به سمت  Strépy-Thieu boat lifting که 22 کیلومتر از شهر Mons فاصله دارد به راه افتادم. در بلژیک، انگلستان و تعدادی از کشورهای اروپایی دیگر که از سیستم کانال آبی برای حمل و نقل استفاده می کنند، گاهی مجبور می شوند به علت تغییر ارتفاع محل، سطح کانال را بالا یا پایین ببرند و به این منظور از تکنولوژی های مختلفی استفاده می کنند که یکی از آنها ” بالابر قایق ” است. این تکنولوژی در بلژیک از سال 1888 به کار گرفته شده است. اما ساخت بالابر Strépy-Thieu که نوع مدرنی از این بالابرهاست در سال 2002 به پایان رسید(هنوز هم یکی از مرتفع ترین بالابرهاست)  و توانست حمل و نقل آبی را به میزان قابل توجهی افزایش دهد. این بالابر قایقهایی تا وزن 1350 تن  را در بین دو کانال که با هم 73 متر اختلاف ارتفاع دارند جابجا می کند. برای اینکه ببینید این سازه عظیم چطور کار می کند اینجا را کلیک کنید.

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 قبل از ساخت Strépy-Thieu boat lifting، این وظیفه به عهده چهار بالابر کوچکتر بود(هربالابر تقریبا 17 متر) که در قسمتهای مختلف کانال ساخته شده اند. این چهار بالابر که از شماره یک تا چهار نامگذاری شده اند به فاصله کوتاهی از هم قرار دارند و می شود آنها را از نزدیک مشاهده کرد. فاصله بالابر شماره یک تا شماره چهار تقریبا 7 کیلومتر است و این بدین معناست که طراح این سیستم توانسته در این فاصله ارتفاع کانال را تقریبا 70 متر تغییر دهد. این چهار بالابر نیز در لیست میراث جهانی ثبت شده اند. قابل ذکر است که هنوز نیز این چهار بالابر مشغول به انجام وظیفه هستند ولی با توجه به سهولت استفاده از Strépy-Thieu boat lifting از بار ترافیکی آنها کم شده است. من تصمیم گرفتم که بالابر شماره سه را ببینم. البته از محل بالابر شماره 3 می توان بالابر شماره 2 را هم مشاهده کرد(لطفا اینجا را کلیک کنید). کارکرد این بالابرها بسیار ساده و بر اساس قوانین هیدرولیک و در عین حال جالب است. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید. 

 

 

 

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

مقصد بعدی معدن زغال سنگ Bois-du-Luc در فاصله دو کیلومتری از بالابر شماره 3 است. این معدن قدیمی(شروع به کار از اواخر قرن 17) که در سال 1973 تعطیل شد اکنون به صورت اکوموزه درآمده است. این معدن به همراه سه معدن زغال سنگ دیگر در بلژیک در لیست میراث جهانی به ثبت رسیده اند. صاحبان معدن از سال 1838 تا 1909 در اطراف این معدن برای کارگران و کادر اداری معدن، اقدام به  شهرک سازی کردند. در این شهرک علاوه بر منازل مسکونی، فروشگاه و درمانگاه و کلیسا هم ساخته شد تا کارگران به همراه خانواده هایشان زندگی راحت تری داشته باشند. ورودیه این مجموعه 8 یورو است. من حدود ساعت چهار و نیم به این سایت رسیدم و گفته شد که می توانم تا ساعت شش از این مجموعه دیدن کنم. جالب این بود که به همراه  نقشه راهنما، یک شماره کد 4 رقمی هم به من دادند و گفتند که برای باز کردن درب مجموعه نیاز به این کد دارم! مجددا به خیابان برگشتم و درب ورود را پیدا کردم. با وارد کردن کد عبور درب باز شد و وارد حیاط معدن شدم. با کمک نقشه به داخل معدن که قسمتهای مختلف آن شماره گذاری شده بود رفتم. هیچکس در این قسمت از سایت نبود. البته بر روی دیوار و یا اتاقها توضیحات کافی درج شده بود. من هرگز معدن زغال سنگ و ادوات مورد نیاز برای استخراج زغال سنگ را ندیده بودم و حتی نمی دانستم که در روزگاری که لامپ الکتریکی وجود نداشته چطور معدن را روشن می کرده اند. البته اگر شما هم مثل من فکر می کنید که با مشعل یا فانوس نفتی!! کاملا در اشتباه هستید چون به دلیل تجمع گازهای قابل اشتعال در فضای معدن امکان انفجار وجود داشته و به همین خاطر از چراغ هایی که کاملا محافظت شده بوده اند استفاده می کردند. کارگاههایی که در مجاور معدن برای تعمیرات ابزارآلات و همچنین حمل و نقل ریلی زغال سنگ وجود داشت از قسمت هایی است که به این مجموعه الحاق شده است. برای بازدید از این سایت جالب حداقل به یک ساعت و نیم زمان نیاز است. خالی از لطف نیست اگر که با اتومبیل گردش کوتاهی در میان شهرک داشته باشید. این شهرک هنوز هم مسکونی است.  

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

توقف بیشتر را صلاح ندانستم و به سمت محل یکی از سرنوشت ساز ترین جنگها که نه تنها تاریخ اروپا، بلکه تاریخ جهان را تغییر داد، حرکت کردم. تقریبا چهل و پنج دقیقه طول کشید تا در هوای بارانی به محل جنگ واترلو رسیدم. نظر به اهمیت این نبرد بهتر دیدم که در اینجا توضیح مختصری از این جنگ را از زبان ویکی پدیا فارسی بنویسم. “نبرد واترلو (به انگلیسی: Battle of Waterloo)، نبردی بود که در تاریخ ۱۸ ژوئن سال ۱۸۱۵ میلادی، بین قوای فرانسه و قوای ائتلاف هفتم انجام گرفت. علت خوانده شدن نبرد به این نام، این بود که جنگ در دشت واترلو در کشور بلژیک امروزی رخ داد. این نبرد، آخرین نبرد ناپلئون بناپارت بود.

پس از فرار ناپلئون بناپارت از تبعید گاهش در جزیرهٔ البا و بازگشت مجدد او به قدرت به عنوان امپراتور فرانسه، بیشتر کشورهای اروپایی تحت عنوان ائتلاف هفتم بار دیگر گرد هم آمدند تا ناپلئون را شکست دهند. ناپلئون برای مقابله با نیروهای دشمن، به سمت بلژیک که در آن زمان بخشی از پادشاهی متحد هلند بود حرکت کرد. هدف او، جلوگیری از پیوستن قوای کشورهای مختلف به یکدیگر بود.

زمانی که ارتش فرانسه به بلژیک رسید، از قبل قوای بریتانیایی و همین‌طور قوای چند ایالت آلمانی، به نیروهای هلندی پیوسته بودند. ناپلئون موفق شد در تاریخ ۱۶ ژوئن، یعنی دو روز پیش از نبرد واترلو، به‌طور جداگانه به قوای پروسی حمله کرده و آن‌ها را در نبرد لیگنی به سختی شکست دهد. او یکی از مارشال‌هایش به نام امانوئل دُ گروشی را به همراه بخشی از ارتش به تعقیب قوای فراری پروس فرستاد. سپس خود به همراه باقی نیروهایش به سمت دشت واترلو که قوای بریتانیایی و هلندی به فرماندهی آرتور ولزلی در آن موضع گرفته بودند، حرکت کرد.

در روز ۱۷ ژوئن، با این که دو ارتش به هم رسیده بودند، به علت بارش باران نبردی درنگرفت. در تفنگ‌ها و توپ‌های آن دوره از باروت استفاده می‌شد که به رطوبت حساس بود. به همین علت نمی‌شد در هنگام بارش باران از آن‌ها استفاده کرد.

سرانجام در روز ۱۸ ژوئن، ناپلئون حمله به قوای مؤتلف بریتانیایی-هلندی را آغاز کرد. در نتیجهٔ اشتباهات مارشال گروشی و هوشمندی فرماندهٔ پروسی گِبهارد بلوشر، قوای پروسی توانستند خود را به دشت واترلو برسانند و درست پشت سر ارتش فرانسه قرار گرفتند. ناپلئون برای این که به‌طور کامل به محاصره در نیاید، از تمام توانش برای از بین بردن قوای بریتانیایی-هلندی بهره برد ولی نهایتاً در پایان روز ارتش فرانسه موفق به شکست هیچ‌یک از دو ارتش دشمن نشد و به محاصره درآمد. نتیجه نبرد، شکستی سخت برای فرانسه بود. در این نبرد حدود 65 هزار نفر کشته شدند. ناپلئون پس از شکست در این نبرد، به فرانسه بازگشت و پس از چند روز، برای بار دوم از سمتش استعفا داد. او این بار به جزیرهٔ سنت هلن که تحت کنترل پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند بود، تبعید شد و خاندان بوربون در فرانسه مجدداً به حکومت رسیدند. ناپلئون بناپارت نیز تا پایان عمر در جزیرهٔ سنت هلن ماند.”

بی درنگ اتومبیل را پارک کردم و به سمت محل فروش بلیط مجموعه رفتم. به من گفتند که موزه تعطیل شده ولی با یک بلیط 7 یورو می توانم از ساختمان پانوراما و همچنین تپه  تا غروب آفتاب بازدید کنم.

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 

 ساختمان پانوراما، به شکل مدور ساخته شده است. یک راه پله مارپیچ از وسط ساختمان شما را به طبقه دوم هدایت می کند. اکنون شما در محلی هستید که نمایی 360 درجه  به صحنه خلق شده از نبرد واترلو دارید. نقطه شروع مشخص است و شما خود را در وسط میدان نبرد می بینید. دکور عالی این نبرد(110 متر طول و 12 متر ارتفاع) به همراه پخش صدا، صحنه جنگ را به خوبی به ما نشان می دهد. 

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

پس از خروج از این ساختمان به سمت تپه معروف واترلو که مجسمه شیر روی آن قرار داده شده است، رفتم. هوا کم کم تاریک می شد و باران ادامه داشت. چند قبضه توپ قدیمی در محوطه به نمایش گذاشته شده است. 

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

صعود از این تپه مصنوعی 43 متری (ساخته شده در سال 1825)  با توجه به تعداد زیاد پله که خیس هم شده بودند آسان نبود ولی از 226 پله آن بالا رفتم. حالا بر دشت و صحنه نبرد مسلط بودم. تابلوهای راهنما چیدمان ارتش دو طرف را به ما نشان می دهد.

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

همانطور که اشاره کردم، مجسمه شیر از جنس برنز و از ذوب کردن توپ هایی درست شده که فرانسویان در دشت واترلو رها کرده بودند. این مجسمه که نمادی از شجاعت است، 28 تن وزن دارد. ارتفاع و طول آن تقریبا چهار و نیم متر است. تقریبا یکساعت و نیم آنجا بودم و بعد به سمت بروکسل حرکت کردم.

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 مسیر را طوری انتخاب کردم که از میان جنگل Sonian عبور کنم. این جنگل که در 10 کیلومتری جنوب بروکسل است، بخشی از جنگلهای راش باستانی اروپا است که در لیست میراث جهانی ثبت شده است. محدوده این جنگل که به شکل یک پارک جنگلی حفظ شده است، اکنون محلی برای پیاده روی و ورزش تعداد زیادی از ساکنان پایتخت و حومه است. در میان راه اتومبیل را در محلی که برای این منظور در نظر گرفته شده است پارک کردم و نیم ساعت در داخل این جنگل کهن پیاده روی کردم. تابلوهای نصب شده علاوه بر مسیرهای مختلف پیاده روی، راهنمای خوبی برای آشنایی با گیاهان و جانورانی است که در این منطقه وجود دارند.

 

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

تصمیم گرفتم تا در زمان باقی مانده، یکی از آثار به جا مانده از Henry van der Velde آرشیتکت و نقاش معروف بلژیکی و از پیشگامان هنر مدرن را از نزدیک ببینم. ویلای Bloemenwerf در منطقه Uccle در جنوب غربی بروکسل است. این بنا در تملک بخش خصوصی است و امکان بازدید از داخل آن وجود ندارد.

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 

روز ششم، سه شنبه 13 اسفند

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

بعد از صرف صبحانه و انجام تسویه حساب از هتل خارج شدم. با توجه به اینکه پرواز، ساعت هشت و پانزده دقیقه شب بود، بنابراین فرصت کافی داشتم تا چند شهرشمالی را هم ببینم.

به سمت شهر معروف آنتورپ(Antwerp) حرکت کردم. جاده ای که در آن حرکت می کردم شباهت عجیبی به “جاده مخصوص کرج” داشت. دو طرف جاده که دارای لاین دسترسی محلی بود، کارخانه ها یا کارگاههای صنعتی زیادی قرار داشت و به همین دلیل تردد وسایل موتوری سنگین از قبیل کامیون و تریلی در آن نسبتا زیاد بود و همین موضوع به همراه چراغ های متعدد راهنمایی و رانندگی سبب شده بود تا ترافیک ایجاد شده زمانبندی من را برای رسیدن به شهر آنتورپ مختل کند. در حومه جنوبی شهر آنتورپ ساختمانی به نام Maison Guiette قرار دارد که طراح آن آرشیتکت معروف، Charles-Édouard Jeanneret معروف به  Le Corbusier است. هفده ساختمان که این هنرمند در سراسر جهان طراحی کرده است در لیست میراث جهانی ثبت شده است. طراحی این بنا ها به ما نشان داده که چگونه هنر معماری راه خود را در هنر مدرن پیدا کرده است. متاسفانه این خانه که در سال 1927 ساخته شد، اکنون نیز در مالکیت بخش خصوصی قرار دارد و امکان بازدید از آن نیست.

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

شهر آنتورپ دومین شهر بزرگ بلژیک و دومین بندر بزرگ اروپا است. این شهر مهمترین مرکز تجارت الماس در جهان است و 80% کل تجارت الماس در این شهر انجام می شود. بزرگترین مجموعه یکپارچه پتروشیمی اروپا نیز در همین بندر قرار گرفته‌است. این مجموعه در بر گیرنده پنج پالایشگاه نفتی، بزرگترین دپو پتروشیمی اروپا و همچنین مرکز مهم اکثر شرکت‌های پتروشیمی بزرگ دنیا از جمله BASF است. ۷ شرکت از ۱۰ شرکت برتر پتروشیمی، در آنتورپ فعالیت می‌کنند.

پس از اینکه محل مناسبی برای پارک اتومبیل یافتم، با کمک نقشه گوگل، موزه Plantin-Moretus را پیدا کردم که در کوچه های مرکزی شهر قرار دارد. هنوز همه فروشگاههای شهر باز نشده اند و رفت و آمد در شهر به کندی صورت می گیرد. در جلو موزه ازدحام زیادی دیدم. به نظر می رسید که چند گروه مختلف دانشجویی و دانش آموزی قصد بازدید از موزه را دارند و منتظر هستند تا موزه باز شود. راهنماهای گروه مشغول توضیح دادن چیزی بودند که من سر در نیاوردم. بعد از گشوده شدن درب موزه برای خرید بلیط به کانتر فروش بلیط مراجعه کردم. بهای بلیط 8 یورو است. و شما قبل از ورود به داخل موزه باید وسایل همراهتان را به  جامه دان تحویل دهید.  بازدید از این موزه بر اساس نقشه راهنمایی که به شما تحویل می دهند حدود یکساعت و نیم زمان نیاز دارد. باغچه زیبایی در حیاط مرکزی وجود دارد. ساختمان دور تا دور حیاط مرکزی ساخته شده و اتاقهای طبقه اول با کمک پنجره های بلند به این حیاط دید دارند. قدمت ساختمان به سال 1622 برمی گردد و از سال 1876 به موزه تبدیل شده است. کریستوفر پلانتین اولین ناشری بود که در سال 1555 اولین کتاب خود را منتشر کرد. سپس با کمک دامادش Jan Moretus با نشر تعداد زیادی کتاب، این صنعت را به عنوان کسب و کار گسترش داد. استفاده آنها از ابزارهای صنعت چاپ سبب شد که  دسترسی علاقه مندان به کتاب، راحت تر شود. به جرات می توان گفت که آنها  Steve Jobs و Mark Zuckerberg زمانه خود بودند. این موزه که در حقیقت اولین انتشاراتی جهان است از سال 2005 در لیست میراث جهانی قرار گرفت. در طبقه همکف این موزه قسمتی به معرفی و نمایش ماشینهای چاپ اولیه اختصاص یافته است. مراحل مختلف حروف چینی و حتی ساخت حروف و اشکال مختلف برای ماشینهای چاپ به نمایش گذاشته شده است. در سالنهای این موزه بسیاری از نخستین چاپ های کتابهای قدیمی را می توانید ببینید.

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

 در قسمتی از این موزه با روشهایی که برای چاپ اشکال و طرحهای پیچیده که لازم بود در متن کتاب آورده شود، مثل نقشه های جغرافیایی، آناتومی بدن یا شکل گیاهان و جانوران، آشنا می شوید. در جای جای موزه تابلو نقاشی هایی از هنرمندان مشهور آن دوره مثل Rubens نیز به نمایش گذاشته شده است.(لطفا اینجا را کلیک کنید).  

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

میدان مرکزی شهر که به میدان بازار یا Grote Markt شهرت دارد به شکل مثلثی ساخته شده است. در وسط میدان فواره ای به نام Brabo Fountain قرار دارد که گویای داستانی درباره شهر آنتورپ است. گفته می شود که در این منطقه غولی به نام Druon Antigoon زندگی می کرد و از کاپیتانهای کشتی هایی عبوری،  باج خواهی می کرد و اگر کسی نمی پرداخت آنگاه دست او را قطع کرده و به رود Scheldt می انداخت. تا اینکه کاپیتان نیروی دریایی روم او را اسیر و به شیوه خود او دستش را  قطع کرد و در رودخانه انداخت. در اطراف این میدان ساختمان تالار شهر(Stadhuis) و ساختمانهای زیبایی دیگری به سبک گوتیک ساخته شده اند. 

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

کلیسا جامع شهر که (onze-Lieve-Vrouwekathedraal(Cathedral of Our Lady نامیده می شود. یکی از زیباترین کلیساهای سبک گوتیک در بلژیک استت. ارتفاع برج آن 123 متر است. ساخت این کلیسا 169 سال طول کشید(1521-1352).  در کلیسا چندین اثر زیبا از Rubens به نمایش گذاشته شده است. مجسمه ای برنزی از فردی که صلیبی را بر روی کف دست نگه داشته است، یکی از آثار مجسمه ساز معروف، Jan Fabre است. ورودیه کلیسا 6 یورو است و برای بازدید حداقل نیم ساعت زمان نیاز است.

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

بعد از خروج از کلیسا به سمت ایستگاه مرکزی قطار به راه افتادم. خیابانهای شهر با ساختمانهای قدیمی اطراف آنها بسیار زیباست. در خیابان Keyserlei و همچنین خیابانهای اطراف ایستگاه راه آهن، فروشگاهها و پاساژهای الماس و جواهرات قرار دارند. 

 سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

برحسب کنجکاوی زمانی را در این خیابان و خیابانهای اطراف گذراندم. به ویترین مغازه ها خیره شدم و افرادی که به داخل مغازه ها می رفتند را ورانداز کردم. همانطور که قبلا در جاهای مختلف خوانده بودم، متوجه شدم که تعداد زیادی از صاحبان این حرفه (تجار الماس) یهودی هستند. یهودیانی که با لباس و کلاه مخصوص در این محدوده رفت و آمد می کردند، کم نبودند.  

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

ساختمان ایستگاه راه آهن آنتورپ یکی از پنج ایستگاه راه آهن زیبا در جهان است و در سال 1905 ساخته شد. سنگهای مرمر رنگی زینت بخش این ایستگاه قطار هستند. اگر فرصت داشتید حتما از باغ وحش شهر که در پشت ایستگاه قرار دارد دیدن کنید.لطفا اینجا را کلیک کنید.

 

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

مقصد بعدی شهر Mechelen در 30 کیلومتری جنوب آنتورپ است. این شهر کوچک و بسیار آرام به سبب برج کلیسا St. Rumbold معروف است. شروع ساخت این کلیسا به سال 1200 بر میگردد ولی تکمیل شدن تا سال 1520 طول کشید. در سال 1452 اولین سنگ بنای ساخت برج ناقوس آن گذاشته شد. سال 1520 ساخت این برج به علت مسائل مالی متوقف شد. مهندسین این برج درآن زمان اعلام کردند که فونداسیون 3 متری آن تحمل وزن زیادش را نخواهد داشت و نهایتا این برج عظیم که قرار بود با 167 متر ارتفاع، بلندترین برج ناقوس جهان باشد در ارتفاع 97 متری متوقف شد. بازدید از این برج 8 یورو برای شما خرج بر میدارد و علاوه بر آن باید از 514 پله بالا بروید. 

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

49 ناقوس که بزرگترین آنها 8800 کیلوگرم وزن دارد در طبقه فوقانی برج قرار دارند و با کمک قرقره، اهرم و ریسمانهای مخصوصی، به اتاقی  که وسیله موسیقی عجیبی به نام Carillon در آن قرار دارد متصل هستند. نوازنده با کشیدن این ریسمانها توسط پدال یا کلاویه  این زنگها را به صدا در می آورد. کاریلون، از زبان روسی به فرهنگ اروپایی وارد شده و ترجمه آن از زبان روسی به معنی”Mechelen Sound” می باشد. از اینجا می توان دریافت که احتمالا نواختن این زنگها از این برج ناقوس به سایر جاها برده شده است. تنها مدرسه آموزش Carillon در شهر مکیلن است(لطفا اینجا را کلیک کنید). وسیله دیگری که برای به صدا درآوردن ناقوس ها استفاده می شود چرخ استوانه بسیار بزرگی است که سوراخ هایی موازی در طول آن وجود دارد. با قرار دادن میخ های فلزی در داخل این سوراخها این استوانه به ابزار موسیقی تبدیل می شود که با چرخاندن آن، میخ های روی استوانه با به حرکت در آوردن زنگ های مختلف، موزیک مورد نظر را اجرا می کنند. امروزه حرکت این استوانه با نیروی برق انجام می شود. سالانه با تغییر محل میخ ها بر روی استوانه ملودی نواخته شده توسط زنگها را عوض می کنند.(لطفا اینجا را کلیک کنید).

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

میدانچه مرکزی شهر با ساختمانهای قدیمی احاطه شده است و خیابانهای سنگفرشی آن مکان دنج و دلپذیری را ایجاد کرده است. حتما برای بازدید از این شهر دو تا سه ساعت وقت بگذارید.(اینجا را کلیک کنید)

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

شهر Leuven در 25 کیلومتری مکیلن است. این شهر که اصولا شهری دانشجویی است، یکی از زیباترین شهرهای بلژیک می باشد. ورود به بسیاری از خیابانها با اتومبیل ممنوع است و به همین خاطر شهر مملو است از دوچرخه سواران! 

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

در قسمت جنوبی شهر، محله Beguinage  که به آن Grote Begijnhof می گویند، واقع شده است. خانه های این محله با آجرهای قرمز و کوچه های باریک با سنگفرشهای اُخرایی یادآور فیلمهایی است که اروپای قرون وسطی را به تصویر می کشند. باغچه ها با گلهای رز و نسترن تزیین شده اند و هنوز هم زندگی در آنها جاری است. دور تا دور این محله هنوز هم دیوار وجود دارد و رفت و آمد فقط از طریق دروازه ها ممکن است. 

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

در میدان مرکزی شهر دو بنای بسیار زیبا وجود دارد که یکی ساختمان تالار شهر یا Stadhuis و دیگری کلیسای St-Pieterskerk است. نمای ساختمان Stadhuis با مرمر سفید و 236 مجسمه تزیین شده است و تاریخ ساخت آن به قرن 15 برمی گردد. متاسفانه امکان بازدید از داخل این دو بنا را بخاطر ضیق وقت نداشتم. کمی در خیابانهای اطراف پرسه زدم، آخرین وافل خوشمزه بلژیکی را هم خوردم و به سمت فرودگاه حرکت کردم.(لطفا اینجا را کلیک کنید)

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

طبق قراردادی که با شرکت اجاره اتومبیل داشتم، می بایست اتومبیل را با باک پر بنزین تحویل می دادم، در غیر اینصورت برای جبران بنزین مصرفی چند برابر نرخ بنزین من را شارژ می کردند. از شهر که خارج شدم مرتب به دنبال پمپ بنزین بودم ولی در این فاصله 23 کیلومتری، پمپ بنزین نبود که نبود!!! کمی قبل از ورود به محوطه فرودگاه، در آنسوی اتوبان چشمم به یک پمپ بنزین افتاد. با توجه به اینکه هنوز فرصت کافی داشتم و از طرفی هنگام ورود، حسابی با محوطه فرودگاه آشنا شده بودم، به سمت پمپ بنزین راندم و باک بنزین را پر کردم. از آنجایی که جایگاه بنزین هیچ مسئولی نداشت و پول بنزین را می بایست با کارت پرداخت کرد، ناچار 54 یورو پول بنزین (هر لیتر 1.3 یورو) را با کردیت کارت پرداختم. روز بعد وقتی لیست پیام ها را چک می کردم متوجه شدم که علاوه بر 54 یورو، در همان جایگاه 150 یورو دیگر از حساب من کسر شده است! تلاش برای تماس با شماره ای که روی قبض رسید من بود فایده ای نداشت. ناچار با بانک تماس گرفتم و داستان را برایشان تعریف کردم. آنها هم گفتند که پیگیری می کنند و به من اطلاع می دهند. نتیجه هم این شد که یک هفته بعد به من تلفن کردند و گفتند که 150 یورو به حساب شما برگشته است! در این سفر من حدود 800 کیلومتر رانندگی کردم و 94 یورو پول بنزین دادم. نهایتا اتومبیل را تحویل دادم و سر فرصت مناسب برای Check in  به باجه تحویل بار رفتم و کارت پرواز را گرفتم. سالن خروجی در طبقه سوم قرار دارد و جالب است بدانید که این فرودگاه طبقه اول ندارد!!!. 

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

مهر خروج از حوزه شنگن را افسر گذرنامه خیلی مرتب و با حوصله در پاسپورت من مهر کرد. حالا دو ساعت تا زمان پرواز فرصت داشتم و چه چیزی بهتر از اینکه خودم را در Free shop سرگرم کنم.

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

بالاخره ساعت 20:15 بروکسل را به مقصد دبی ترک کردم و 6 صبح روز چهارشنبه به خانه رسیدم.

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

www.kanoonirangardan.ir 

af6872@gmail.com

iranpour@kanoonirangardan.ir

سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا

Share

نوشته سفر به پادشاهی بلژیک- میدان جنگ قدیم و پایتخت جدید اروپا اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%a7%d8%af%d8%b4%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%84%da%98%db%8c%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d9%86%da%af-%d9%82%d8%af%db%8c%d9%85-%d9%88-%d9%be/feed/ 2
گزارش سفر به جزایر جنوبی تایلند- پوکت، کرابی https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d8%b2%d8%a7%db%8c%d8%b1-%d8%ac%d9%86%d9%88%d8%a8%db%8c-%d8%aa%d8%a7%db%8c%d9%84%d9%86%d8%af-%d9%be%d9%88%da%a9%d8%aa%d8%8c/ https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d8%b2%d8%a7%db%8c%d8%b1-%d8%ac%d9%86%d9%88%d8%a8%db%8c-%d8%aa%d8%a7%db%8c%d9%84%d9%86%d8%af-%d9%be%d9%88%da%a9%d8%aa%d8%8c/#comments Wed, 04 Mar 2020 06:51:03 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=10620 جزایر جنوبی تایلند پوکت کرابی چرا هر کس که به ...

نوشته گزارش سفر به جزایر جنوبی تایلند- پوکت، کرابی اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
جزایر جنوبی تایلند پوکت کرابی

چرا هر کس که به تایلند سفر کرده، کاملا راضی برگشته؟ مدتها بود که این سوال در ذهن من جا خوش کرده بود. افراد مختلفی را می شناسم که با سلیقه های متفاوت به این کشور سفر کرده اند و هر کدام با کلی خاطرات خوب از این سفر به خانه برگشته اند. نهایتا تصمیم گرفتم که به همراه خانواده سفری به این کشور زیبا داشته باشم.کلا سفر به تایلند را می توان به دو بخش اصلی تقسیم کرد. بخش نخست سفر به نواحی شمالی به همراه شهر بانکوک است که بیشتر مناطق تاریخی و فرهنگی کشور را پوشش می دهد و بخش دوم سفر به نواحی جنوبی که بیشتر مناطق طبیعی و جزایر تایلند را در بر می گیرد. ما با توجه به سلیقه دو فرزند کوچک که به دنبال تفریحات دریایی و خصوصا اسنورکلینگ بودند، ناچار بخش دوم را انتخاب کردیم.
تایلند کشوری است که به دقت برای رفاه حال توریستها برنامه ریزی کرده است و گردشگران معمولا با کمترین مشکل در زمان بازدید از این کشور مواجه می شوند. قسمت جنوبی کشور علاوه بر سواحل زیبا دارای جزایری است که برخی از آنها به سبب شکلشان منحصر به فرد هستند. تعداد زیادی صخره دریایی به شکل برجهای سنگی در میان این جزایر قرار دارند که از مناطق مورد علاقه صخره نوردان ماجراجو هستند. برخی از این جزایر سواحل مرجانی دارند و محل مناسبی برای افرادی است که علاقه مند غواصی در آبهای کم عمق(اسنورکلینگ) می باشند. برخی سواحل نیز از ماسه های نرم پوشیده شده که طرفداران مخصوص خود را دارند. در کنار بسیاری از این سواحل امکانات خاصی چون جت اسکی، اسکی روی آب، پاراسیلینگ و سایر تفریحات دریایی برای گردشگران فراهم شده است. علاوه بر اینها می توان لذت غذاهای تایلندی و همچنین طعم متفاوت میوه های استوایی را هم به این لیست افزود.

قبل از شروع شرح سفر بهتراست  مثل روال گذشته کمی درباره اطلاعات عمومی این منطقه توضیحاتی را از زبان ویکی پدیا فارسی بدهم:

تایلند با نام رسمی پادشاهی تایلند و نام سابق سیام، کشوری در شبهجزیره هندوچین واقع در جنوب شرقی آسیاست. این کشور از شمال با میانمار و لائوس، از شرق با لائوس و کامبوج، از جنوب با مالزی و خلیج تایلند، و از غرب با برمه و دریای آندامان همسایه‌است. زبان رسمی کشور تایلندی، پایتخت و همچنین پرجمعیت‌ترین شهر آن بانکوک است. نام تایلند در زبان مردم محلی برگرفته از دو لغت Thi و Land می‌باشد که به معنای سرزمین حوری یا همان تایی است. چون تایلند به دریا نزدیک است بیشتر مواقع دارای یک آب هوای معتدل می‌باشد کشور تایلند در موقعیت استراتژیکی جنوب شرقی آسیا قرار داشته و بسیار حاصلخیز است.  شمال کشور کوهستانی و دارای جنگل‌های بسیار و نواحی مرکزی آن پوشیده از شالیزارهای سرسبز برنج است. قسمت غرب و شرق سرزمین دارای باغ‌های میوه، درختان کائوچو، جنگل‌های همیشه سبز و ساحل شنی سفید است. علاوه بر آن دارای جزایر بسیاری است که هر کدام، گویی تصویری از بهشت را برای گردشگران به نمایش می‌گذارند. تایلند از سال ۱۹۳۲ یک کشور مشروطه سلطنتی است که طبق قانون اساسی قدرت سیاسی در دست نخست‌وزیر و پارلمان کشور است. پادشاه رئیس حکومت است و «جایگاهی در خور احترام و عبادت» دارد. این کشور با مساحت حدود ۵۱۳ هزار کیلومتر حدود ۶۸ میلیون نفر را در خود جای داده‌است. آب و هوای آن گرمسیری با سه فصل متمایز گرم و خشک، بارانی و خنک می باشد. فصل گرم و خشک از ماه مارس تا ماه مه ادامه دارد در این فصل متوسط درجه حرارت ۳۴ درجه سلسیوس است و رطوبت هوا ۷۵٪ است. فصل بارانی از ماه ژوئن تا ماه اکتبر ادامه دارد و متوسط درجه حرارت به ۲۹ درجه سلسیوس و میزان رطوبت به ۸۷٪ افزایش می‌یابد. فصل خنک از ماه نوامبر تا فوریه‌ است. در این فصل درجه حرارت بین ۲۰ تا ۳۲ درجه سلسیوس در نوسان است..واحد پول تایلند بات (Baht) و هر دلار آمریکا تقریباً معادل ۳۰ بات است.

حدود ۷۵ درصد مردم قومیت تایی، حدود ۱۴ درصد چینی‌تبار، ۳ درصد مالایی و بقیه از اقوام کوچکتری چون مون‌ها، خمرها، و طوایف کوه‌نشین متعدد هستند. زبان تایلندی یکی از قدیمی‌ترین زبان‌های شرق آسیاست و بیشتر مردم تایلند به این زبان صحبت می‌کنند هرچند گویش‌های قومی و منطقه‌ای بسیاری نیز در نقاط مختلف این کشور وجود دارند. تایلندی زبان رسمی این کشور است و الفبای مخصوص خود را دارد. زبان گفتاری و نوشتاری این کشور کاملاً برای کسانی که به این کشور سفر می‌کنند، غیرقابل فهم است. این زبان، تک سیلابی و با پنج لحن (آهنگ) مختلف است که هر لحنی، معنای یک سیلاب واحد را تغییر می‌دهد. ترکیب این لحن‌ها و سیستم نوشتاری پیچیده و نیز تلفظ‌های دشوار این زبان سبب شده که یادگیری این زبان برای خارجی‌ها سخت شود. با اینکه زبان انگلیسی در مدارس تایلند آموزش داده می‌شود، اما میزان تسلط به آن میان مردم این کشور چندان زیاد نیست. با این وجود در بیشتر هتل‌ها، رستوران‌ها و فروشگاه‌های این کشور، انگلیسی و برخی از زبانهای اروپایی استفاده می‌شود و اسامی خیابان‌ها نیز به هر دو زبان انگلیسی و تایلندی هستند. هر چند یادگیری این زبان ساده نیست اما کسانی که به این کشور سفر می‌کنند، با یادگیری واژگان اندک می‌توانند تجربه دلپذیرتری داشته باشند به ویژه اینکه مردم این کشور انتظار ندارند خارجیان زبان آن‌ها را بدانند و از این رو بسیار شگفت زده شده و به آن‌ها می‌گویند که بسیار خوب صحبت می‌کنند. برای تبدیل نوشتاری زبان تایلندی به لاتین، هیچ روش استانداردی وجود ندارد و بنابراین ممکن است یک کلمه واحد تایلندی به چندین شکل لاتین نوشته شود به همین دلیل هم در کتاب‌های راهنما، واژه‌نامه‌ها و سایر متون، از روش‌های مختلفی استفاده می‌شود. استانداردترین روش موجود «سیستم نوشتاری پادشاهی تایلند» است که استفاده از آن رو به افزایش است و برای اسامی خیابان‌ها نیز همین شیوه به کار برده می‌شود. ترتیب جملات در این زبان به صورت فاعل، فعل، مفعول است که فاعل معمولاً در جمله حذف می‌شود. ضمایر نیز بنابر جنسیت افراد تغییر می‌کند. هم چنین افعال در زبان تایلندی صرف نمی‌شوند و هیچ شناسه‌ای ندارند. همچنین، دربارهٔ زبان تایلندی می‌توان به این مورد جالب اشاره کرد که پادشاه تایلند زبانی منحصر به خود دارد که در هیچ جای کشور به این زبان صحبت نمی‌شود و با پادشاه تنها به این زبان می‌توان سخن گفت. در حدود ۹۵٪ مردم تایلند بودایی هستند. مسلمانان، با حدود ۴٪ جمعیت، بعد از بوداییان بزرگ‌ترین گروه مذهبی این کشور هستند.”

گزارش سفر:

روز نخست، جمعه 13 دسامبر 2019، 22 آذر 1398

با پرواز ساعت 11:30 خطوط هوایی امارات از دبی عازم شهر پوکت شدیم و بعد از 6 ساعت پرواز در ساعت 20:35  به وقت تایلند وارد فرودگاه بین المللی پوکت شدیم. در هواپیما فرم مخصوصی که حاوی اطلاعات فردی و همچنین مقصد و تاریخ ورود و خروج از کشور تایلند بود را به مسافران دادند که این فرم توسط پلیس گذرنامه بررسی و مهر شد و قسمتی از آن به صاحب گذرنامه تحویل داده شد تا در هتل و همچنین هنگام خروج از کشور تحویل مسئولان گمرک شود. ویزا کشور تایلند برای اتباع ایرانی در داخل ایران با مراجعه به آژانسهای مسافرتی و یا مراجعه مستقیم به سفارت تایلند در تهران قابل دریافت است. مدارک معمول از قبیل پاسپورت، کارت ملی، تکمیل فرم درخواست ویزا، بلیط رفت و برگشت، یک قطعه عکس و همچنین نامه تمکن مالی از بانک به مقدار 15 میلیون تومان( این مقدار مربوط به زمان نوشتن این گزارش یعنی در دی ماه 98 است) و در انتها بهای صدور ویزا که 38 یورو است. معمولا ویزا در طول 3 تا 5 روز کاری صادر می شود. مراحل گرفتن ویزا برای ایرانیان خارج از کشور تقریبا مشابه است و در سفارت یا کنسولگری تایلند انجام می شود.بعد از ایستادن در صف نسبتا طولانی برای عبور از پلیس گذرنامه، چمدانها را تحویل گرفتیم و بلافاصله وارد سالن پروازهای ورودی شدیم.
طبق توصیه هایی که از اینترنت خوانده بودم، سیم کارت موبایل را از این سالن خریداری کردم چون نسبت به غرفه ای که در قسمت تحویل چمدانها است، ارزانتر می باشد. با ارائه گذرنامه و پرداخت 249 بات یک سیم کارت با 13 گیگابایت اینترنت خریدم. برای فعال شدن اینترنت نیاز به یک ساعت زمان از هنگام خرید سیم کارت است. برای تحویل گرفتن اتومبیلی که از قبل رزرو کرده بودم به غرفه آن شرکت رفتم ولی متصدی آنجا نبود و فقط شماره تلفن برای چنین مواقعی گذاشته شده بود. از غرفه همسایه سوال کردم که او من را به ترمینال پروازهای داخلی راهنمایی کرد و گفت که دفتر اصلی آن شرکت آنجاست. برای ورود به سالن ورودی پروازهای داخلی از گیت بازرسی عبور کردم ولی هرچه گشتم نتوانستم دفتر یا غرفه آن شرکت را در میان سایر غرفه های شرکتهای اجاره اتومبیل پیدا کنم. ناچار به سراغ اطلاعات فرودگاه رفتم و آنها به من گفتند که دفتر آن شرکت در محوطه ای قرار دارد که فقط افرادی که با پروازهای ورودی، وارد فرودگاه شده اند به آن دسترسی دارند و در چنین مواقعی بایست با شماره داخلی آن شرکت تماس گرفت تا مسئول غرفه خودش به این سو بیاید. بنابراین دوباره به دفتر بازرسی فرودگاه رفتم و از آنها خواستم تا با شماره داخلی تماس بگیرند و اینطور بود که توانستم با مسئول اجاره اتومبیل که البته از شرکت معتبر AVIS بود صحبت کنم. او به من گفت تا در همان سالن منتظر باشم تا بیاید. چند دقیقه بعد او با دفتر و دستک خود آمد. کمی به خاطر این اوضاع آشفته غرغر کردم. مدارک لازم را به من ارائه داد و پول اجاره اتومبیل را که برای یک هشت روز با احتساب بیمه تکمیلی 1067 درهم می شد را پرداختم. سپس طبق آدرسی که به من داد به پارکینگ روبروی ترمینال رفتیم و اتومبیل را که یک تویوتا یاریس 1400 سی سی اتوماتیک بود تحویل گرفتیم. لازم به توضیح است که این شرکت به عنوان ودیعه 8000 بات از روی کردیت کارت برای خود نگه می دارد و در صورتی که در هنگام تحویل اتومبیل همه چیز مرتب باشد به حساب کردیت شما برمی گرداند. رانندگی در تایلند تابع قوانین کشور انگلستان است. فرمان در سمت راست قرار دارد و رانندگان بایست از سمت چپ خیابان برانند. همین امر موجب شده است که تمایل به اجاره اتومبیل در تایلند خیلی زیاد نباشد. خوشبختانه شرکت AVIS قبول کرد تا اتومبیل را در فرودگاه پوکت تحویل بدهد و در فرودگاه کرابی تحویل بگیرد و بابت این موضوع پول بیشتری طلب نکرد. در صورتی که سایر شرکتهای اجاره اتومبیل مبلغ اضافه ای برای این موضوع در نظر می گیرند. وقتی وسایل را در اتومبیل جا دادیم خوشبختانه اینترنت موبایل نیز وصل شده بود و با کمک GPS آن به سمت هتل حرکت کردیم. ما برای اقامت در پوکت هتل Splash Beach Resort را انتخاب کرده بودیم که بسیار به فرودگاه نزدیک بود. با 15 دقیقه رانندگی به هتل رسیدیم. این هتل در ساحل زیبا و معروف Mai Khao و در شمال غربی پوکت واقع شده است و امکان دسترسی رایگان به پارک آبی Splash Jungle Water Park برای مهمانان این هتل فراهم است. ما برای 4 شب اقامت در این هتل 500 دلار پرداختیم. این هتل بسیار بزرگ علاوه بر محوطه سرسبز به همراه دریاچه ای زیبا در میان آن، دسترسی بسیار خوبی به ساحل و استخر شنا کنار آن دارد. چندین رستوران مختلف در این مجموعه با انواع غذاهای تایلندی و بین المللی نیز سرویس دهی می کنند.
جزایر جنوبی تایلند پوکت کرابیروز دوم، شنبه 23 آذر:

بعد از یک استراحت مفصل تصمیم گرفتیم تا این روز را در هتل بگذرانیم و از امکانات آن استفاده کنیم. ابتدا به پارک آبی هتل رفتیم. این پارک آبی بهترین پارک آبی پوکت است. همانطور که گفتم استفاده از این پارک برای مهمانان این هتل رایگان است. قیمت ورودی آن برای بزرگسالان 1450 بات است. ساعت کار پارک آبی از 10 صبح تا 5:45 بعدازظهر است. بازی های متنوعی دارد هرچند که برای بچه های با قد بالای 130 سانتیمتر مفیدتر است. ما تقریبا 4 را در این پارک آبی گذراندیم و برای ناهار به رستوران هتل رفتیم.
جزایر جنوبی تایلند پوکت کرابی جزایر جنوبی تایلند پوکت کرابی جزایر جنوبی تایلند پوکت کرابییکی از مکانهای دیدنی پوکت ساحل Nai Yang است که در مجاورت این هتل قرار دارد. این ساحل تنها چند ده متر با ابتدای باند فرودگاه پوکت فاصله دارد. هواپیماها در هنگام نشستن از فاصله بسیار نزدیکی – شاید کمتر از 50 متر- از بالای سر افرادی که در این ساحل مشغول تفریح هستند عبور می کنند. تعداد زیادی از بازدید کنندگان این ساحل فقط برای تماشا کردن زمان نشستن هواپیماها به این ساحل می آیند و سعی می کنند عکسهای یادگاری مخصوصی بگیرند! اگر برای این تجربه منحصر بفرد به این ساحل می روید حتما به خاطر داشته باشید که هنگامی که هواپیمایی قصد برخاستن از باند را داشته باشد سعی کنید که تا حد امکان از آن فاصله بگیرید چون جریان شدید هوا که در اثر موتورهای قوی هواپیما ایجاد می شود، ماسه های ساحل را به شدت به بدن و صورت شما می کوبد و ممکن است ناخوشایند باشد.
جزایر جنوبی تایلند پوکت کرابیمتاسفانه این ساحل برای آبتنی خیلی مناسب نیست هرچند که ساحل ماسه ای خوبی دارد. استخر هتل به فاصله کمی از ساحل قرار دارد . افرادی که در استخر شنا می کنند به دلیل طراحی خاص استخر همیشه امتداد سطح آب استخر را با دریا یکسان می بینند و به نظر می رسد که این استخر تا بینهایت امتداد دارد و به همین دلیل به این استخر Infinity Swimming pool می گویند. این منظره ،مخصوصا در هنگام غروب آفتاب که پس زمینه درختان نخل نارگیل هم در آن دیده می شود، به راستی تابلو نقاشی زیبایی را در پیش رو به نمایش می گذارد. معمولا این هتل برای هر شب تفریحات مختلفی را برای مهمانان در نظر گرفته که در تقویم هتل از قبل وجود دارد. مثلا در شبی که ما آنجا بودیم مراسم رقص محلی به همراه آتش بازی انجام شد.
جزایر جنوبی تایلند پوکت کرابی
روز سوم، یکشنبه 24 آذر:

با توجه به اینکه سایتهای هواشناسی از ساعت یک بعدازظهر احتمال بارندگی در پوکت را پیش بینی کرده بودند، لذا تصمیم گرفتیم تا کمی در جزیره پرسه بزنیم. کیفیت جاده ها بین شهری نسبتا خوب است. در جزیره پوکت یک اتوبان شمالی-جنوبی وجود دارد و مابقی جاده ها عمدتا جاده های فرعی بین روستاها هستند. پوکت بزرگترین جزیره تایلند است که با یک پل ارتباطی به سرزمین اصلی متصل شده است. پوکت جزیره ای کوهستانی است که در برخی مناطق سواحل صخره ای هم دارد. ما ابتدا به بندرگاه Bang Rong در شمال شرقی جزیره رفتیم. این بندر که بیشتر به بندر ماهیگیری شباهت دارد یکی از مکانهایی است که تورهای تفریحی جزایر جیمز باند از آنجا شروع می شود. من از یکی از افراد بومی درباره قیمت تور سوال کردم و او به ما گفت که با قایق اختصاصی 5000 بات از اینجا قابل هماهنگی است که نسبت به قیمت هایی که در اینترنت خوانده بودم بسیار به صرف بود. هر چند که همسر من خیلی موافق با سفر قایق چوبی نبود ولی بالاخره تصمیم گرفتیم تا از فرصت استفاده کنیم و این منطقه را ببینیم. با توجه به پیش بینی هواشناسی از اهالی درباره احتمال بارندگی سوال کردم که آنها به من گفتند که احتمال بارندگی در همه مواقع سال وجود دارد ولی در این منطقه احتمال خطر به سبب اینکه به شکل خلیج است زیاد نمی باشد. از طرفی به من گفتند که احتمال بارندگی هم کم است. نهایتا فردی که با او درباره این سفر صحبت کرده بودم و زبان انگلیسی را بلد بود، ما را به قایقرانی سپرد که انگلیسی نمی دانست ولی قرار شد برنامه را طبق نظر ما اجرا کند. هوا کاملا آفتابی بود که وارد دریا شدیم. طبیعت این منطقه بسیار جالب است، در کنار بندرگاه جنگلهای حرا قرار دارد و کمی که وارد دریا می شوید کم کم جزیره های کوچک و بزرگی را می بینید که به شکل تخت سنگی بزرگ است که از میان دریا سر برآورده اند. جریانهای دریایی معمولا باعث ایجاد غارهای دریایی یا گذرگاههای بسیار زیبایی در زیر این صخره ها شده اند. این مجموعه جزایر صخره ای به پارک ملی دریایی Phang-Nga تعلق دارد که مشتمل بر 42 جزیره صخره ای است. برخی از این جزایر دارای ساحل هستند اما بسیاری از آنها که دیواره های عمودی دارند قابل دسترس نیستند.
جزایر جنوبی تایلند پوکت کرابی جزایر جنوبی تایلند پوکت کرابی جزایر جنوبی تایلند پوکت کرابیHong Island از جزایری است که پوشش گیاهی و شکل صخره های آن اعجاب آور است. در کنار برخی از این جزایر شما با اجاره کایاک می توانید تجربه ای لذت بخش از کایاک سواری و بازدید از غارهای دریایی را هم داشته باشید. این غارها معمولا خیلی طویل نیستند اما به سبب سنگهای آهکی و همچنین استالاگمیت ها و استالاکتیت هایی که دارند اشکالی چون کروکودیل، بودا، فیل و .. را به اذهان کنجکاو بازدیدکنندگان متبادر می کنند. ما برای نیم ساعت کایاک سواری 300 بات پرداخت کردیم.
جزایر جنوبی تایلند پوکت کرابی جزایر جنوبی تایلند پوکت کرابی جزایر جنوبی تایلند پوکت کرابی شاید معروفترین جزیره این پارک ملی جزیره Phing Kan یا همان جزیره جیمز باند است. این جزیره که ساحل مناسبی برای پهلو گرفتن قایق ها دارد یکی از لوکیشنهای فیلم سینمایی ” مردی با اسلحه طلایی” از سری فیلمهای جیمز باند است. که در سال 1974 و با بازی راجر مور اکران شد. مشخص ترین و معروفترین این صخره های دریایی، صخره ای به شکل انگشت است که قطر آن حدودا 4-5 متر و ارتفاع آن حدودا 30 متر است.
جزایر جنوبی تایلند پوکت کرابیدر داخل جزیره جیمز باند در اثر شکسته شدن و لغزیدن یکی از صخره ها، غار عجیبی ایجاد شده که علی رغم کوچک بودن، به سبب شکل خاص ورودی آن بسیار جالب توجه است. ورودیه این پارک در جزیره گرفته می شود و نفری 300 بات است.
جزایر جنوبی تایلند پوکت کرابیسپس به سمت جزیره Panyee که جزیره ماهیگیران است حرکت کردیم و نهار را در یکی از رستورانهای آنجا صرف کردیم. توصیه می کنم در صورتی که به این جزیره رفتید حتما خوراک ماهی سفارش دهید. معمولا ماهی را سرخ شده در کنار سیب زمینی سرخ شده و کمی سالاد برای شما سرو می کنند.
جزایر جنوبی تایلند پوکت کرابی جزایر جنوبی تایلند پوکت کرابی حدود ساعت 2 بود که کم کم بارش باران شروع شد. در مسیر برگشت بر حجم ابرهای سیاه افزوده شد به طوری که عمق میدان دید تا کمتر از 60-70 متر کاهش پیدا کرد. باران سیل آسا هم سبب شده بود تا افزایش ارتفاع امواج دریا بیشتر به چشم بیاید. نیم ساعتی از این وضعیت نگذشته بود که قایقران ما که حسابی خیس شده بود با زبان اشاره به من فهماند که مسیر را گم کرده است و خواست تا با کمک GPS موبایلم مسیر درست را به او بگویم. خوشبختانه موبایل در اینجا به کمک ما آمد و ما را از سرگردانی در دریا نجات داد. مسیر قایق اصلاح شد و بعد از نیم ساعت با ظاهر شدن یکی از جزایر صخره ای لبخند بر لبان قایقران نقش بست و با خوشحالی به من فهماند که از اینجا به بعد را می شناسد. نیم ساعت بعد به بندرگاه رسیدیم و به محض خروج از قایق باران بند آمد و کم کم از حجم ابرها کاسته شد.

روز چهارم، دوشنبه 25 آذر:

برای بازدید از یکی از سواحل معروف پوکت که به Kata Beach معروف است عازم قسمت جنوب غربی جزیره شدیم. پوکت کلا جزیره پرترافیکی است مخصوصا اگر قرار باشد در طی روزهای کاری هفته از میان روستاها و شهرکهای آن عبور کنید. با وارد شدن به شهرها شاید آن چیزی که بیش از همه جلب توجه می کند تیرکهایی است که تعداد بسیار زیادی کابل و سیم به آنها آویزان است! اولین سوالی که به ذهن من رسید این بود که چطور می توان این همه کابل و سیم در هم و برهم را مدیریت کرد؟! فضای داخل شهرها و روستاهایی که از مراکز توریستی فاصله دارد بسیار ساده و گاها نه چندان پاکیزه است.

ساحل کاتا که پوشیده از شنهای طلایی است، یکی از سواحل مورد علاقه توریستهاست. در قسمت شمالی این ساحل که کمی صخره ای است می توان اسنورکلینگ کرد و از دیدن ماهی های رنگارنگ لذت برد. نکته ای که درباره سواحل پوکت وجود دارد این است که چون به بخش خصوصی تعلق ندارد لذا از برخی امکانات از قبیل دستشویی و دوش بی بهره است و این موضوع برای افرادی که تن به آبهای آرام دریای Andaman می زنند خیلی خوشایند نیست. اما همیشه به خاطر داشته باشید که ما نخستین نفراتی نیستیم که با این مشکل مواجه شده ایم. تنها کمی دورتر از ساحل و در جاده ساحلی می توانید رستوران ها و مغازه هایی را پیدا کنید که در ازای دریافت 20 بات به شما اجازه می دهند که از دوش آب شیرین آنها استفاده کنید.
مقصد بعدی ما شهر قدیمی پوکت بود. این شهر که در جنوب شرقی جزیره قرار دارد حدودا 80 هزار نفر جمعیت دارد. هنوز در معماری خانه های این شهر می توان رد پای پرتغالی ها را دید. در قسمت مرکزی شهر می توان فروشگاههای بزرگ و مدرن که محصولات برندهای معتبر دنیا را عرضه می کنند، یافت. توصیه من این است که حداکثر 2 ساعت را در مرکز شهر بگذرانید و سپس از آن خارج شوید.
شاید همه افرادی که به پوکت سفر کرده باشند، متفق القول هستند که دیدار شبانه از این جزیره زیبا بدون بازدید از Walking Street شهر Patong کامل نخواهد بود. Patong در ساحل غربی جزیره قرار دارد و یکی از معروفترین ساحل های پوکت در آنجاست. خیابان ساحلی و Patong Walking Street با فرا رسیدن شب غرق در نور و صدا می شود. تعداد زیادی کافه، بار،رستوران، نایت کلاب، کازینو و مراکز ماساژ و فروشگاههای مختلف در این خیابان و کوچه های منتهی به آن مشغول جذب مشتری هستند. شاید یکی از جذابیتهای توریستی این خیابان مواجه شدن با مردان زن نما یا Ladyboy ها است. این افراد که به نظر زنانی زیبا با قد و هیکل بسیار متناسب می آیند، در حقیقت مردان Transgender یا تراجنسیتی هستند.
بوکس تایلندی یا Muai Thai ورزش ملی کشور تایلند است. در این ورزش، ورزشکار با هشت قسمت از بدن که شامل مشت، آرنج، پا و زانو می باشد می تواند به حریف ضربه بزند. این ورزش بسیار خشن است و به صورت فول کانتکت و در رینگ اجرا می شود. همه ساله تعداد زیادی از مسابقات این رشته در شهرهای مختلف تایلند برگزار می شود و شرکت کنندگان از کشورهای مختلف برای شرکت در این مسابقات به تایلند می آیند. معمولا تبلیغات فروش بلیط این مسابقات در شهرهای مختلف و به خصوص شهرهای توریستی به شیوه جالبی اجرا می شود. اتومبیلی را با پوسترهای تبلیغاتی تزیین می کنند. فردی با بلندگو مرتب درباره این مسابقه و اهمیت آن صحبت می کند. شرکت کنندگان آن معرفی می شوند و همزمان موزیک ورزشی پخش می شود. نمونه این تبلیغات را ما به دفعات در پوکت و کرابی دیدیم.
وقتی به هتل برگشتیم متوجه شدیم که مدیریت هتل که از روی پاسپورت همسر من متوجه روز تولد او شده بودند، با تزیین تخت و همچنین فراهم کردن قطعه ای کیک با شمع و پیام تبریک ما را سورپرایز کردند.
روز پنجم، سه شنبه 26 آذر:

 قبل از اینکه مراحل چک اوت هتل را انجام دهیم برای آخرین بار بچه ها را برای چند ساعت به پارک آبی بردم. سپس به سمت مقصد بعدی یعنی منطقه کرابی حرکت کردیم. برای خروج از جزیره پوکت باید از روی پل Thepkasattri Bridge که تقریبا 700 متر طول دارد عبور کرد. به موازات این پل، پل قدیمی Sarasin قرار دارد که از سال 2011 فقط جهت عبور و مرور عابران پیاده مورد استفاده قرار می گیرد. تقریبا 50 کیلومتر بعد از اینکه از روی پل گذر کردید به شهر  Phang Nga که مرکز استانی به همین نام است می رسید. قبل از ورود به شهر با دنبال کردن تابلو راهنما و حدود 5 کیلومتر به منطقه حفاظت شده و پارک ملی دریایی Phang Nga می رسید. ساحل با جنگل حرا پوشیده شده است و مناظر زیبایی از صخره های داخل دریا به همراه پوشش گیاهی روی آن در جلو چشم شما قرار می گیرد. از این محل نیز می توانید با قایق به جزایر جیمز باند و سایر جزایر این پارک ملی بروید. اگر نقشه این محل را بررسی کنید درمی یابید که این پارک ملی بین استانهای پوکت، پهانگ نگا و کرابی واقع شده است بنابراین از تمام این مناطق به آن دسترسی وجود دارد.
شهر پهانگ نگا طبیعت زیبایی دارد ولی چون خیلی توریستی نیست بنابراین هنوز به اندازه کافی مدرن نشده است. اهالی این منطقه بیشتر به کشاورزی اشتغال دارند. در بیشتر طول مسیر می توان درختان کائوچو و درختان نخل را دید که از میوه آنها روغن پالم می گیرند. شیره درخت کائوچو در ظرفهای کوچکی که به درخت متصل است جمع آوری می شود و در کارگاههای مخصوص فرآوری شده و برای ساخت محصولات مختلف از دستکش جراحی گرفته تا لاستیک اتومبیل عازم کارخانه می شود. روغن پالم نیز کاربردهای متنوعی دارد از روغن خوراکی گرفته تا به عنوان ماده اولیه بمب آتش زا  ناپالم!.
با ادامه مسیر به سمت هتل که در ساحل Noppharat و در مجاورت منطقه Ao Nang واقع شده است، حرکت کردیم و بعد از حدود 80 کیلومتر و یک ساعت و نیم رانندگی به هتل Holiday Inn Resort رسیدیم. این هتل در خیابان ساحلی Nopparat Thara قرار دارد و دسترسی خوبی به ساحل دارد. این ساحل در مواقع مد دریا برای شنا مناسب است ولی در زمان جزر کاملا غیر قابل استفاده می شود. این هتل چهار استخر مجزا دارد که یکی از آنها مخصوص کودکان و دیگری دارای سرسره است که کودکان می توانند از آن استفاده کنند. همچنین امکاناتی از قبیل اتاق بازی بچه ها، میز پینگ پنگ و بیلیارد، فوتبال دستی، ترامپولین، بوکس تایلندی و.. دارد.
ساحل Ao Nang که یکی از معروفترین سواحل کرابی است تنها چند دقیقه با این هتل فاصله دارد. منطقه Ao Nang دارای رستورانها، فروشگاهها و کافی شاپهای فراوان است و قدم زدن در خیابان ساحلی آن بسیار مفرح است. به نظر می رسد که در این ساحل مسافران بیشتری از کشورهای غربی هستند. برای سه شب اقامت در این هتل ما 445 دلار پرداختیم.
روز ششم، چهارشنبه 27 آذر:

صبح برای بازدید از چشمه و رودخانه آبگرم به سمت شرق و مرکز استان کرابی حرکت کردیم. هرچند که در جاده علایمی برای یافتن سایتهای گردشگری وجود دارد ولی اکیدا توصیه میکنم تا از GPS برای یافتنشان استفاده کنید. در میان جنگلهای منطقه Khao Pra-Bang Khram چشمه های آبگرم طبیعی وجود دارند که وقتی با یکدیگر یکی می شوند رودخانه ای با آب گرم تشکیل می دهند و نهایتا به رود دیگری که آب سرد دارد می پیوندد. قسمتی که جریان رود آبگرم از میان جنگل های انبوه این منطقه به رودخانه آب سرد می پیوندد، برای عموم بازگشایی شده است. با حدودا 15 دقیقه پیاده روی از محل پارکینگ می توانید به این رود آبگرم که در مسیرش حوضچه هایی به قطر یک تا دو متر و عمق حداکثر یک متر ایجاد کرده است، دسترسی پیدا کرد. البته تعدادی اتومبیل برقی هم برای افرادی که دوست ندارند پیاده روی کنند وجود دارد. قیمت ورودی این منطقه 160 بات است و 10 بات هم برای اتومبیل برقی دریافت می شود. از آنجا که محوطه آبتنی در این حوضچه ها کوچک است لذا پیشنهاد می شود بعد از ظهر به این مکان بیایید تا تورهای مسافرتی منطقه را ترک کرده باشند. البته توصیه شده است به علت دمای بالای آب که گاهی به نزدیک 50 درجه می رسد حداکثر بیش از نیم ساعت به طور متوالی در این حوضچه ها نمانید. برای بازدید از این محل دست کم یک ساعت اختصاص دهید.
کمتر از 10 کیلومتر به سمت شرق و در میان جنگل منطقه  دیگری قرار دارد که به سبب رودخانه ای با آب بسیار شفاف شهرت پیدا کرده است. ورودیه آن ۲۰۰ بات است. چندین مسیر ویژه پیاده روی از میان جنگل یا کنار رود وجود دارد که امکان پیاده روی تا دو ساعت را فراهم می کنند. جنگل این منطقه از نظر تنوع پرندگان مشهور است و تابلوهای راهنما توجه شما را به گونه های مختلف پرندگان و جانوران این منطقه جلب می کند. استخر طبیعی فیروزه ای یا Emerald Pool یکی از مکانهایی است که در مسیر پیاده روی شما قرار دارد و امکان آبتنی در آن هم وجود دارد. برای این منطقه دو ساعت زمان بگذارید.
در مسیر برگشت به هتل سراغ معبد Tiger Cave Temple را گرفتیم. این معبد که با مجسمه بودا در بالای کوه از بیشتر سواحل کرابی قابل مشاهده است یکی از مکانهای مقدس اهالی این منطقه است. برای رسیدن به آن باید اتومبیل را در کنار معبد دیگری که در پای کوه قرار دارد پارک کرد و از 1300 پله بالا رفت تا به معبد رسید. البته با توجه به ضیق وقت و وجود بچه کوچک از این چالش انصراف و ترجیح دادیم که ساعت بیشتری را در منطقه Ao Nang سپری کنیم. در فرصتی که داشتیم تصمیم گرفتیم که برای فردا از آژانسهای بیشماری که در سطح شهر وجود دارد یک تور جزایر Phi Phi بخریم. با توجه به نرخ های متنوعی که هر شرکت ارائه می کند بهتر است کمی حوصله به خرج دهید و چانه زدن را هم چاشنی کار کنید و بهترین قیمت و برنامه را انتخاب کنید. مثلا یکی از همین شرکتها به من پیشنهاد داد که علی رغم اینکه فرزند کوچک من بالای 5 سال داشت ولی رایگان ثبت نام شود!

روز هفتم، پنجشنبه 28 آذر:

طبق برنامه و ساعت 9 صبح با اتومبیل تور به بندرگاه Nappharat Thara رفتیم. این منطقه ورودی پارک ملی Hat Nappharat Thara-Mu Ko Phi Phi National Park است که مشتمل بر جزایر Phi Phi و چند جزیره اطراف آن نیز می باشد. ما به همراه 16 نفر دیگر سوار یک قایق تندرو (Speed Boat) شدیم.
اولین مقصد ما Bamboo Island بود. این جزیره کوچک که از ماسه های سفید رنگ پوشیده شده است دارای ساحلی مرجانی است. مرجانها را در عمق خیلی کم در ساحل می توان پیدا کرد. این منطقه قطعا بهترین محلی بود که ما در طول سفر اسنورکلینگ انجام دادیم. تنوع ماهی ها و جانوران دریایی بسیار زیاد است. متاسفانه تعداد زیاد گردشگران که بسیاری از آنها توجهی به حفظ محیط زیست ندارند جدی ترین عامل خطر برای این ساحل مرجانی است. مرجانها که بسیار شکننده هستند به راحتی در زیر پای گردشگران تخریب می شوند و متاسفانه ترمیم این زخم طبیعی به زمانی طولانی نیاز دارد.
سپس سوار قایق شدیم و به سمت محلی رفتیم که به گفته راهنمای تور محل مناسبی برای اسنورکلینگ بود. هر چند که آب کاملا شفاف بود و ماهی های متنوعی دور و بر ما مشغول حرکت بودند ولی چون عمق آب زیاد بود نمی شد به راحتی به مرجانها که محل اصلی زندگی ماهی ها است نزدیک شد. البته تجربه جالبی که در این برنامه عاید ما شد این بود که ماهی ها آناناس دوست دارند! راهنمای تور به هر کدام از ما برشی از آناناس داد که وقتی آن را داخل آب بردیم با هجوم ماهی ها مواجه شدیم. ماهی ها چنان بی پروا برای خوردن آناناس به دست ما نزدیک می شدند که به راحتی می شد آنها را گرفت.
بعد از نیم ساعت به سمت جزایر اصلی Phi Phi که شامل دو جزیره Phi Phi Don و Phi Phi Leh است حرکت کردیم. جزیره Phi Phi Don جزیره بزرگی است که در آن چند هتل بزرگ و مجلل هم ساخته شده است. چندین رستوران بزرگ و شیک دارد و علاوه بر آن دارای جمعیت بومی نیز می باشد. لازم به یادآوری است که بیشتر جمعیت جزایر جنوبی تایلند که نزدیک سرزمین مالزی قرار دارند مسلمان هستند و به همین دلیل مسائل اسلامی در آنجا کاملا رعایت می شود برای مثال در هر جزیره مسکونی، مسجد وجود دارد و نوشیدن الکل ممنوع است. در میان جزیره Phi Phi Don دو خلیج بزرگ با باریکه ای از خشکی از هم جدا شده اند. ساحل این دو خلیج تنها قسمتی از جزیره است که ساحل ماسه ای دارد و بیشتر هتلها و رستورانها نیز در همین قسمت قرار دارند. معمولا برنامه تورها طوری طراحی شده که ناهار را در یکی از رستورانهای این جزیره سرو می کنند. توقف برای نهار و گشت و گذار در جزیره حدود یک ساعت و نیم در نظر گرفته می شود.
جزایر جنوبی تایلند پوکت کرابیمقصد بعدی جزیره Phi Phi Leh بود که جزیره کوچکتری است. این جزیره نیز از صخره های بلندی تشکیل شده که به نظر می رسد ناگهان از دریا سر بر آورده اند. معروفترین خلیج و ساحل این جزیره Maya Bay نام دارد که علاوه بر اینکه ساحلی زیبا با ماسه های سفید دارد، لوکیشن فیلم The Beach با بازی دی کاپریو در سال 2000 بود. متاسفانه به علت حجم بالای توریست که از توان و ظرفیت این ساحل خارج بوده، صدمات جدی به طبیعت این قسمت وارد شده طوری که دولت تایلند تصمیم گرفته برای مدتی ورود به این ساحل را ممنوع کند و از تورهای توریستی بخواهد که قایقهای خود را به ساحل نزدیک نکنند.
جزایر جنوبی تایلند پوکت کرابیقایق ما جزیره Phi Phi Leh را دور زد و درست در سمت مقابل Maya Beach خلیج Lah Samah Bay و کمی جلوتر خلیج Pileh Cove قرار دارد که به سبب آب فیروزه ای رنگ و همچنین آرامشی که دارند محل مناسبی برای شنا است و معمولا قایق ها هر کدام در گوشه ای توقف می کنند و اجازه می دهند تا مسافران ساعتی را در این آبهای زیبا شنا کنند و از منظره زیبا خلیج که ترکیبی از جزایر صخره ای با پوشش جنگلی است، لذت ببرند.
جزایر جنوبی تایلند پوکت کرابی جزایر جنوبی تایلند پوکت کرابیدر مسیر برگشت، قایق ما به کنار ساحل باریکی که البته با صخره های بلندی احاطه شده بود نزدیک شد و ما تعداد زیادی میمون را دیدیم که روی صخره ها حرکت می کردند یا مشغول حمام آفتاب بودند. غار وایکینگ نیز در ضلع شمال غربی این جزیره قرار دارد. امکان بازدید از آن به علت حفظ نقاشی ها قدیمی بر روی دیواره غار و همچنین وجود گونه ای از پرستوها که از لانه آنها سوپ گران قیمتی درست می شود،  ممکن نیست و بازدیدکنندگان باید به مشاهده از درون قایق اکتفا کنند.
جزایر جنوبی تایلند پوکت کرابیحدود ساعت 5 بعدازظهر به ساحل Nappharat Thara برگشتیم. تصور می کنم که بازدید از جزایری که در دریای Andaman قرار دارند حتما بایست در برنامه افرادی که به پوکت یا کرابی سفر می کنند گنجانده شود. لازم است این نکته را یادآوری کنم که برخی از این جزایر صخره ای مکان بسیار مناسبی برای انجام شاخه ای از صخره نوردی است که این روزها طرفداران زیادی پیدا کرده است. صخره نورد معمولا بدون حمایت از صخره بالا میرود و در صورتی که سقوط کند مستقیما به داخل آب می افتد و صدمه ای نمی بیند.

روز هشتم، جمعه 29 آذر:

بعد از انجام مراسم چک اوت هتل تصمیم گرفتیم که به یکی از محلهای نگهداری فیلها برویم تا بچه ها از نزدیک با فیلها آشنا شوند. محلی به نام Phunaka Krabi را از روی اینترنت پیدا کردم که بسیار نزدیک به محل هتل ما بود. وقتی که به این محل وارد شدیم بچه فیلی را دیدیم که در نزدیک دفتر این سایت در حصار مرتبی مشغول بازی بود. صاحب این مجموعه از ما دعوت کرد تا در دفتر بنشینیم و بعد برای ما توضیح داد که 15 راس فیل در آنجا نگهداری می شوند و بازدیدکنندگان می توانند تجربه فیل سواری هم داشته باشند. وقتی که یکی از فیلها از گشت برگشت متوجه شدم برخلاف فیل های دیگری که در جاهای دیگر دیده ام شرایط خوبی دارد. هیچ زخم و یا آثاری از جراحت قبلی بر بدنش نبود. ظاهرا شغل این فیل، سواری دادن به مشتریان و بازدیدکنندگان است. ما با وسواس قبول کردیم که سوار فیل شویم. برنامه این فیل سواری مسیر دایره ای بود که 45 دقیقه طول می کشید و از میان جنگل عبور می کرد. فیل بان که وظیفه هدایت فیل را بر عهده داشت در کل مسیر با فیل صحبت می کرد و به او دستوراتی می داد که به نظر او هم آنها را اجرا می کرد. او هرگز فیل را نزد و با او به آرامی و احترام صحبت می کرد. فیل هم در مسیری که خودش صلاح می دید حرکت می کرد و اینطور به نظر می رسید که سعی می کند با رفتارش و کمک خرطومش چیزهایی را به ما نشان دهد. حتی یکبار برای اینکه قدرتش را به ما نشان دهد یک بامبو بسیار ضخیم را با خرطومش شکست اما مراقب بود تا ما آسیبی نبینیم. گاهی در برخی جاها توقف می کرد تا فیل بان از ما عکس یادگاری بگیرد و تا عکاسی فیل بان تمام نمی شد و او اجازه نمی داد، حرکت نمی کرد. در پایان به محل قبلی برگشتیم و با کمی موز از فیل بزرگ و بچه فیل تشکر کردیم و او هم به نشانه تشکر خرطومش را بالا و پایین برد.
جزایر جنوبی تایلند پوکت کرابی جزایر جنوبی تایلند پوکت کرابی جزایر جنوبی تایلند پوکت کرابینهار را در یک رستوران ایتالیایی در Ao Nang خوردیم و به سمت ساحل Fossil Shell Beach که در 8 کیلومتری منطقه Ao Nang واقع شده است حرکت کردیم ولی متاسفانه وقتی به آنجا رسیدیم که چند دقیقه ای بود که تعطیل شده بود. فسیلهای این محل قدمتی 75 میلیون ساله دارند. ساعت بازدید از 8 صبح تا 4:30 بعدازظهر است. به سمت شهر کرابی حرکت کردیم. این شهر که جمعیتی حدود 30 هزار نفر دارد مرکز استان کرابی است. خود شهر چیز زیادی برای دیدن ندارد. هر چند که تمام چراغ های راهنمایی و رانندگی چهارراه های اصلی شهر به شکل جالبی تزیین و کارگذاشته شده اند. مثلا در سر یک چهارراه چراغ ها را در چنگال مجسمه عقابی قرار داده اند که در حال پرواز است و در چهار راه دیگر اینطور به نظر می رسد که یک انسان نخستین چراغها را بر دست گرفته است.
جزایر جنوبی تایلند پوکت کرابیخیابان ساحلی شهر که در کنار بندرگاه قرار دارد نیز با مجسمه های مختلفی تزیین شده است. از این بندرگاه که در میان جنگل درختان حرا قرار دارد تورهای جزایر Phi Phi و جیمزباند نیز اجرا می شوند.
جزایر جنوبی تایلند پوکت کرابی
با تاریک شدن هوا به سمت فرودگاه بین المللی کرابی که کمی خارج از شهر قرار دارد، حرکت کردیم. ابتدا اتومبیل را به نماینده شرکت پس دادیم. در این سفر ما 750 کیلومتر راه پیموده بودیم و تقریبا 1300 بات هم پول بنزین دادیم.

 قسمت پروازهای بین المللی بسیار خلوت بود و مجبور شدیم زمان طولانی را به انتظار سوار شدن به هواپیما در سالن ترانزیت  بنشینیم. پرواز ما توقف کوتاهی در شهر رانگون پایتخت کشور میانمار داشت و با سوار کردن تعدادی مسافر عازم دبی شد.

افشین ایران پور
کانون گردشگران جوان ایران
www.kanoonirangardan.ir

 

Share

نوشته گزارش سفر به جزایر جنوبی تایلند- پوکت، کرابی اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d8%b2%d8%a7%db%8c%d8%b1-%d8%ac%d9%86%d9%88%d8%a8%db%8c-%d8%aa%d8%a7%db%8c%d9%84%d9%86%d8%af-%d9%be%d9%88%da%a9%d8%aa%d8%8c/feed/ 15
گزارش سفر شمال غربی ایتالیا، میلان-تورین https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d9%84-%d8%ba%d8%b1%d8%a8%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%aa%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%a7%d8%8c-%d9%85%db%8c%d9%84%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d9%88%d8%b1/ https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d9%84-%d8%ba%d8%b1%d8%a8%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%aa%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%a7%d8%8c-%d9%85%db%8c%d9%84%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d9%88%d8%b1/#respond Sat, 11 Jan 2020 06:09:38 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=10213  "قضاوت درباره زیبایی های یک کلیسا، بدون مشاهده کلیسای جامع میلان هرگز کامل نخواهد بود." این جمله را نه در جایی خوانده ام و نه کسی به من گفته است! بلکه واقعیتی است که پس از بازدید از میلان به آن رسیدم.

نوشته گزارش سفر شمال غربی ایتالیا، میلان-تورین اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
سفر به شمال غربی ایتالیا، میلان-تورین

 “قضاوت درباره زیبایی های یک کلیسا، بدون مشاهده کلیسای جامع میلان هرگز کامل نخواهد بود.” این جمله را نه در جایی خوانده ام و نه کسی به من گفته است! بلکه واقعیتی است که پس از بازدید از میلان به آن رسیدم.

من قبلا به ایتالیا سفر کرده بودم و کم و بیش با فرهنگ و آداب و رسوم این کشور آشنا بودم. اما همیشه دوست داشتم تا شهر میلان را به سه دلیل ببینم: پایتخت صنعت مد و زیبایی ، تابلو شام آخر و پائولو مالدینی. البته پس از ترک میلان چند مورد دیگر را هم به این لیست برای خوانندگان این گفتار اضافه کرده ام.

وقتی تصمیم به این سفر گرفتم تعدادی از همکاران و دوستان ایتالیایی به من گفتند که بهتر است به جای میلان از شهرهای دیگر و زیبای ایتالیا بازدید کنم مثل ونیز ، فلورانس ، تورین و رم. با توجه به اینکه بیشتر این شهرها را در سفرهای قبل دیده بودم، تورین را در لیست سفر اضافه کردم. از قبل تورین را فقط به دلیل تیم فوتبال یوونتوس می شناختم که هیچوقت تیم مورد علاقه من نبود. بعد از کمی جستجو دریافتم که شهر تورین خواستگاه شرکت معروف اتومبیل سازی فیات است و اکنون نیز یکی از بزرگترین کارخانه های اتومبیل سازی جهان است. داستان فیات داستان جالبی است که توصیه می کنم آن را از لینک زیر بخوانید (لطفا اینجا را کلیک کنید).

درباره تاریخ کشور ایتالیا در سفرنامه قبلی (اینجا را کلیک کنید) مفصل توضیح داده شده است. البته شمال غربی ایتالیا در طول تاریخ بیشتر تحت تاثیر حکومت هایی بوده که بر فرانسه حکمرانی می کردند. توضیحات ضروری را در صورت لزوم بعد تر بیان خواهم کرد.

گزارش سفر:

روز نخست،جمعه 25 اکتبر 2019 ، سوم آبان 1398

با پرواز مستقیم از دبی به میلان پرواز کردیم. طول پرواز تقریبا شش ساعت و نیم است و هواپیما در ساعت 14:30 در فرودگاه میلان(فرودگاه مالپنسا) به زمین نشست. کمی طول کشید تا بار را تحویل گرفتیم و از سالن اصلی فرودگاه خارج شدیم. برای دریافت چرخ دستی به منظور حمل بار باید 2 یورو بپردازید پس بهتر است از قبل پول خرد همراه داشته باشید.

 بر اساس اطلاعاتی که از قبل جمع آوری کرده بودم تصمیم گرفتم تا سیمکارت تلفن همراه را در سالن خروجی فرودگاه تهیه کنم. سیم کارت شرکت ودافون به خاطر آنتن دهی بهتر طرفداران بیشتری دارد. این شرکت دو عدد سیم کارت را در یک بسته که 16 گیگابایت اینترنت دارد به قیمت 55 یورو می فروشد. مراسم خرید سیم کارت که برای تهیه آن به غیر از پول به پاسپورت هم نیاز است حدود نیم ساعت طول می کشد. متصدی فروش به من گفت که سیم کارت و به تبع آن اینترنت بعد از دو ساعت وصل می شود. خوشبختانه من از اینترنت رایگان فرودگاه استفاده کردم و مسیر بعدی خود را در تلفن همراه خود ذخیره کردم. سپس برای تحویل اتومبیلی که قبلا رزرو کرده بودم به باجه شرکت کرایه اتومبیل رفتم.علاوه بر فرم رزرواسیون، گواهینامه بین المللی و گواهینامه اصلی به همراه کردیت کارت را هم از من خواستند. علاوه بر مبلغ کرایه اتومبیل که برای یک هفته تقریبا 100 یورو می شد. مبلغ 800 یورو هم از روی کارت بلاک کردند تا در صورت خسارت به اتومبیل از آن بردارند. مراحل تحویل اتومبیل به سرعت انجام شد و ما با یک دستگاه اتومبیل استیشن  Skoda Octavia فرودگاه را ترک کردیم. اندازه اتومبیل کاملا با توجه به دو چمدان بزرگ و یک چمدان کوچک و یک کالسکه بچه برای ما کافی بود. ساعت، 4 بعدازظهر را نشان می داد که وارد اتوبان خروجی فرودگاه شدیم. همینجا بهتر است یادآوری کنم که بیشتر اتوبانهای ایتالیا، عوارض دارد و مقدار آن با مسافت طی شده متفاوت خواهد بود. در صورتی که برای سفر خود اتومبیل کرایه کردید حتما توجه داشته باشید که در هنگام ورود به عوارضی، لاینی را انتخاب کنید که پرداخت عوارض دستی یا ماشینی صورت می گیرد در غیر اینصورت با گذر از مسیر پرداخت الکترونیکی جریمه خواهید شد. معمولا نحوه پرداخت به این صورت است که با قرار گرفتن در کنار جایگاه، دستگاه به شما بلیطی می دهد که در انتهای اتوبان با وارد کردن مجدد آن به دستگاه میزان عوارض بر روی مانیتور دستگاه ظاهر می شود و شما مبلغ مورد نظر را در دستگاه قرار می دهید. در برخی از اتوبانها، مبلغ مورد نظر را باید به مسئول باجه پرداخت کنید.  ما در مسیر شهر Pavia  ابتدا به دهکده Certosa رفتیم که کلیسا و صومعه معروفی دارد ولی چون ساعت از 5 گذشته بود نتوانستیم داخل مجموعه را ببینیم. کمی بعد و حدود ساعت 6 به شهر Pavia رسیدیم. بیشتر شهرهای ایتالیا یک قسمت مرکزی دارند که معمولا بافت قدیمی و تاریخی شهر در آن واقع شده است و معمولا ورود اتومبیل به آنجا ممنوع یا تابع مقررات خاصی است. تابلوهای خاصی قبل از ورود به این مناطق نصب شده اند که به رانندگان هشدار می دهند که در صورت ورود توسط دوربینهای مدار بسته تصویربرداری می شوند و اگر اجازه ورود نداشته باشند، آنگاه جریمه سنگین در انتظارشان خواهد بود. در بیشتر شهرها قبل از نزدیک شدن به این مناطق تابلوهایی نصب شده که رانندگان را به نزدیکترین پارکینگ هدایت می کنند. البته همچنان این شانس برای رانندگان وجود دارد که خودرو خود را در مناطق خاصی که با رنگ آبی در خیابان مشخص شده اند پارک کنند. پارک در این مناطق تابع قوانین پارکومتر است. قیمت یک ساعت پارک با توجه به منطقه بین 0.8 تا 1.8 یورو متفاوت می باشد و معمولا از ساعت 7 شب تا 8 صبح و همچنین روزهای تعطیل مجانی می باشد. منطقه قدیمی شهر Pavia خیلی وسیع نیست و با اختصاص دو ساعت همه آن را می شود پیاده طی کرد.کلیسا Santa Maria Del Carmine در همین محدوده واقع شده است. ما از درب پشتی وارد شدیم و دریافتیم که کلیسا برای بازدید کنندگان تعطیل است و فقط تعدادی برای نیایش در داخل کلیسا باقی مانده اند.
 در کوچه های قدیمی کمی پرسه زدیم.  وقتی به کلیسا جامع رسیدیم تقریبا تعطیل شده بود ولی مسئول آنجا به ما اجازه داد تا در حد چند دقیقه داخل کلیسا را ببینیم که در قیاس با سایر کلیساهای ایتالیا چیزی برای گفتن نداشت!
 شام را در یک رستوران محلی صرف کردیم، هوا تاریک شده بود که به سمت اتومبیل حرکت کردیم غافل از آنکه مسیر را اشتباه رفتیم و تا یافتن ماشین نیم ساعتی را تلف کردیم. بی درنگ به سمت شهر جنوآ حرکت کردیم. حدود ساعت 10 شب بود که به هتل Novotel رسیدیم. خوشبختانه این هتل در ازای دریافت 8 یورو پارکینگ مسقف در اختیار شما قرار می دهد. نکته ای که در بیشتر هتلهای ایتالیا با آن مواجه شده ام این است که معمولا کسی برای جا به جایی چمدانها و اسباب و اثاثیه به کمک شما نمی آید!. اقامت یک شب در این هتل 125 یورو برای ما هزینه داشت.

روز دوم، شنبه چهارم آبان:

پس از صرف صبحانه و تحویل اتاق هتل عازم مرکز شهر جنوا شدیم. جنوا شهری ساحلی است که قدمتی 2300 ساله دارد. سواحل این منطقه معمولا صخره ای است و شهر جنوا هم بر روی ارتفاع قرار دارد لذا بیشتر خیابانهای شهر شیبدار هستند.

شهر جنوا، مرکز استان لیگوریا است و در کنار خلیج جنوا ساخته شده است  و از نظر جمعیتی ششمین شهر ایتالیا می باشد. جنوا در قرن 11 و 12 دارای نیروی دریایی قدرتمندی بود. این شهر در قرن 18 میلادی برای مدت کوتاهی ضمیمه خاک فرانسه شد ولی مجددا به کشور ایتالیا برگشت. کریستوف کلمب نیز در این شهر به دنیا آمد.

اتومبیل را در پارکینگ عمومی در کنار بندرگاه پارک کردیم. اطراف خیابان ساحلی پر است از رستورانها و فروشگاههای مختلف. در بندرگاه علاوه بر قایقهای تفریحی و ماهیگیری تعدادی کشتی کروز بسیار بزرگ هم پهلو گرفته اند. ایتالیا از دیر باز یکی از سازندگان کشتی های تفریحی غول پیکر بوده است و همچنین یکی از مقاصد اصلی این کشتی ها. بندر جنوا معمولا در این سفرها گنجانده می شود. تعدادی از مناطق دیدنی شهر جنوا در همین بندرگاه قرار دارند از قبیل آکواریوم بزرگ، پارک بیوسفر و زیردریایی. در گوشه ای از بندر کشتی قدیمی بزرگی جلب توجه می کند که اکنون به موزه کشتی دزدان دریایی تبدیل شده است. این کشتی در سال 1985 به شکل کشتی اسپانیایی به نام نپتون (در کلاس گالئون) ساخته شد. نپتون  در قرن 16 تا 18 در دریاها مشغول حمل و نقل دریایی بود. بازدید از داخل آن با 9 یورو امکان پذیر است. این کشتی لوکیشن چندین فیلم از جمله دزدان دریایی ساخته رومن پولانسکی بوده است. برای بازدید از این کشتی که مخصوصا برای کودکان ممکن است جالب باشد حداقل نیم ساعت وقت بگذارید.
برای گردش سریع در داخل شهر می توانید از تورهای شهری که با اتوبوس یا ترن باس(برای گشت 45 دقیقه ای 8 یورو) اجرا می شود، استفاده کنید که خیلی به صرفه است و بیشتر مناطق توریستی شهر را در کمتر از یکساعت به شما نشان می دهد. البته بعد از اینکه به مبدا بازگشتید بهتر است پیاده روی را به داخل بافت قدیمی شهر شروع کنید. جنوا دارای تعدادی ساختمان قدیمی است که به سبب سبک ساخت و تاریخچه آنها در لیست میراث جهانی ثبت شده اند. تعدادی از این بناها در خیابان معروف Garibaldi قرار دارند. تعدادی از آنها به موزه یا گالری تبدیل شده اند و تعدادی هنوز هم به اداره ها و سازمانهای دولتی یا خصوصی تعلق دارند.

شاید مهمترین قسمت شهر، میدان Piazza Ferrari باشد که با یک آبنمای زیبا و تعدادی ساختمان و بنای قدیمی احاطه شده است.

برای گشت و گذار در بافت قدیمی و سرک کشیدن به بناها و کلیساهای قدیمی حتما نیاز به حداقل دو ساعت زمان دارید. در صورت علاقه می توانید از محل تولد کریستوف کلمب هم بازدید کنید.

ما بعد از صرف غذا به سمت روستای بارولو حرکت کردیم. جاده کنار ساحل را به سمت غرب تا نزدیک شهر Savona ادامه دادیم. این جاده که در برخی مناطق مناظر جالبی از دریا و کوه دارد از میان شهرها و روستاهای ساحلی متعددی می گذرد که برخی از آنها سواحل خوبی برای شنا دارند و بدین سبب توریستهای بیشتری را در خود جای داده اند. کمی مانده به شهر ساونا مسیر را به سمت شمال ادامه دادیم و وارد بزرگراهی شدیم که به تورین ختم می شود اما در نیمه های این راه از اتوبان خارج شدیم و ادامه راه را از جاده های باریک و پیچ در پیچ محلی تا روستای Barolo طی کردیم. این منطقه به سبب تاکستانها و صنعت شراب سازی شهرت جهانی دارد و در لیست میراث جهانی ثبت شده است. در این موقع از سال و محصولات برداشت شده اند و در برخی از مناطق که امکان توقف اتومبیل وجود دارد می توان برای عکاسی و همچنین آشنا شدن با شکل تاکستانها، لحظاتی توقف کرد.
 روستای بارولو به همراه تعداد دیگری از روستاهای دیگر این منطقه شهرت زیادی در این صنعت دارند و به همین جهت می توانید از کارگاههای شراب سازی که بسیاری از آنها فروشگاه مخصوص خود را نیز دارند بازدید کنید. روستای بارولو با منظره ای بسیار زیبا بر روی تپه واقع شده است و نمای شگفت انگیزی از تاکستانهای اطراف را در پیشرو شما قرار می دهد. در بالاترین قسمت تپه کلیسا روستا و موزه شراب به همراه فروشگاه قرار دارد. شما برای بازدید از این منطقه و کسب اطلاعات بیشتر درباره تاریخچه شراب سازی به دو ساعت زمان نیاز دارید.
در ادامه مسیر که به سمت شهر Asti داشتیم از میان تپه هایی که با  تاکستانهای زیبایی پوشیده شده اند گذر کردیم. با اتومبیل از میان شهر Asti رد شدیم و مسیر را به سمت شهر تورین ادامه دادیم. هوا تاریک شده بود که به منطقه Moncalieri در حومه شهر تورین رسیدیم. هتل ما که برای دو شب اقامت در تورین رزرو کرده بودیم   Best Quality Hotel La Darsena نام داشت و در کنار رود زیبای Po واقع شده است. این رود که یکی از مهمترین رودهای کشور ایتالیا است از کوههای آلپ سرچشمه می گیرد و با گذر از شهر تورین، پیاچنزا و چندین شهر دیگر و پس از طی 682 کیلومتر در جنوب ونیز به دریای آدریاتیک می ریزد. با احداث کانالهای متعدد بر روی این رود، سیستم آبرسانی و قایقرانی ویژه ای برای حمل و نقل  در قسمتهایی از کشور ایجاد شده است. گفته می شود که اولین طراح این سیستم لئوناردو داوینچی بود.

ما برای اقامت در این هتل برای دو شب که شامل صبحانه هم میشد 180 یورو پرداختیم. البته قیمت پارکینگ هم برای هر شب 8 یورو محاسبه می شود. با توجه به فاصله 10 کیلومتری هتل تا مرکز شهر تورین،  اقامت در این هتل را برای افرادی که اتومبیل شخصی دارند توصیه می کنم.

 روز سوم، یکشنبه پنجم آبان:

برنامه امروز ما بازدید از دیدنیهای شهر تورین است.خوشبختانه در روزهای تعطیل نیازی به پرداخت پارکینگ نیست و جای پارک هم راحت تر پیدا می شود. شاخص ترین بنای شهر تورین، برج Mole است. این بنای 167 متر ارتفاع دارد و در بالای آن ابزار و ادوات مخابراتی نصب شده است. داخل بنا از سال 1990 به موزه سینما تغییر کاربری داد و اکنون یکی از پربازدیدترین موزه های ایتالیا است. شما می توانید بلیط ورودی را به دو طریق تهیه کنید، یکی اینکه فقط بتوانید موزه را ببینید که قیمت آن 8.50 یورو است و به سرعت وارد موزه می شوید و یا اینکه بلیط توام موزه و برج را تهیه کنید که اولا بهای آن 13 یورو است و ثانیا می بایست مدت طولانی در صف آسانسور منتظر بمانید. آسانسور شیشه ای از وسط موزه به سمت طبقه فوقانی برج حرکت می کند و نمای زیبا و پانورامیک از موزه را در هنگام حرکت آن می توانید ببینید. از فراز برج در زمانی که هوا ابری نباشد تمامی شهر و حومه تورین پیداست.
 در موزه سینما با داستان پیدایش سینماتوگرافی آشنا می شوید و در جای جای آن با پوسترها، کتابها، عکسها و قطعات کوتاه فیلم هایی برخورد می کنید که در خاطرات شما جای دارند. موزه سینما برای کودکان سنین دبستان و راهنمایی می تواند بسیار جذاب و آموزنده باشد. برای بازدید از این موزه مهیج به همراه برج بیش از 3 ساعت زمان نیاز است.

 با خروج از موزه با کمی پیاده روی به میدان مرکزی شهر به نام  Piazza Castello می رسید که ساختمان معروف تئاتر Regio تورین در ضلع شرقی آن قرار دارد.

 در وسط میدان قلعه و ساختمان قدیمی Palazzo Madama قرار گرفته است این ساختمان اولین ساختمان سنا در پادشاهی ایتالیا بود. خانواده Savoy از سال 1861 تا اواخر جنگ جهانی دوم حاکمان پادشاهی ایتالیا بودند تا اینکه در یک رفراندوم در سال 1946 که توسط پسر ویکتور مانوئل سوم برگزار شد حکومت به جمهوری تغییر کرد. در دوران حاکمیت خانواده Savoy بناهای زیبایی که بیشتر آنها قدمتی دویست ساله داشتند مرمت شدند و به عنوان کاخ مورد استفاده قرار گرفتند و با آثار هنری بسیاری مزین شدند. اکنون بسیاری از آنها را در لیست میراث جهانی تحت عنوان Residences of the Royal House of Savoy می بینیم.
محدوده مرکزی شهر با ساختمانها و میدانهای قدیمی و با خیابانهای باریک به هم مرتبط هستند. فروشگاهها، رستورانها و کافه های بسیاری در این مناطق وجود دارند که پرسه زدن در آنجا را برای ساعتها لذتبخش می کند. Piazza Carignano و Piazza Carlo Alberto در دو سوی ساختمان Palazzo Carignano قرار گرفته اند. این قصر سبک باروک که اکنون به موزه Risorgimento تبدیل شده تاریخ مهمی در کشور ایتالیا دارد و محل تولد پرنسس لامبلا، چارلز امانوئل و ویکتور امانوئل دوم(اولین پادشاه ایتالیا) است. همچنین در فاصله سالهای 1861 تا 1864 این ساختمان  پارلمان ایتالیا بود.
موزه Egizio یا موزه مصرشناسی تورین، به جرات بهترین موزه مصرشناسی خارج از قاهره است. این موزه که ورودی آن 13یورو است حاوی بیش از 40 هزار قطعه از مجسمه ها، سنگ نگاره ها، مومیایی ها، اسناد نوشته شده بر روی پاپیروس  و اشیا مختلف از زمان مصر باستان است. این موزه به لطف استفاده از تکنولوژی فضای خوبی برای آموزش دانش آموزان و محققان فراهم کرده است. به وضوح می توان کودکانی را دید که با هیجان به مومیایی حیواناتی چون تمساح و پرندگان نگاه می کنند یا با دقت به تصاویری که از سی تی اسکن مومیایی های موجود در موزه وجود دارد زل زده اند و به توضیحات راوی فیلم گوش می دهند.
اینقدر تعداد اشیا زیاد است که انسان حس می کند بسیاری از آنها را روی هم انباشته کرده اند- اشیایی که قدمت برخی به بیش از 5 هزار سال قبل از میلاد می رسد. برای بازدید از این  موزه سه طبقه ای، حداقل سه ساعت زمان اختصاص دهید.
میدان Piazza San Carlo از دیگر فضاهای جذاب تورین است که توصیه میکنم حتما برای صرف شام به یکی از کافه ها یا رستورانهای اطراف این میدان بروید. پرسه زدن در خیابانها و بافت قدیمی تورین بسیار لذت بخش است و کاملا یک روز شما را پر خواهد کرد. اگر طرفدار بازدید از موزه ها و ساختمانهای قدیمی هستید مطمئن باشید برای چند روز دیگر می توانید در این شهر زیبا گردش کنید. مکانهای دیدنی شهر تورین برخلاف بیشتر شهرهای ایتالیا که من بازدید کرده ام بیشتر تحت تاثیر حکومت پادشاهی بوده تا تاثیرپذیری از حکومت مذهبی کلیسا.

روز چهارم، دوشنبه ششم آبان:

بعد از تحویل هتل، تصمیم گرفتیم که از کلیسا Sacra di San Michele دیدن کنیم. این بنا در غرب شهر تورین و کمی پس از شهر کوچک ریولی و بر روی یک کوه سنگی( کوه Pirchiriano با 962 متر ارتفاع) که مشرف به شهر ریولی است قرار دارد. این کلیسا  که ساخت آن از قرن دهم شروع شد به حدی بزرگ است که در هنگام ورود به اتوبان تورین-ریولی به خوبی قابل مشاهده است.
با خروج از اتوبان باید  وارد جاده ای شد که از میان جنگل و دریاچه ای کوهستانی عبور می کند. در طول مسیر تعداد نسبتا زیادی دوچرخه سوار و همچنین افرادی که برای پیاده روی به این منطقه آمده اند را می توانید ببینید.  هر چه به بنا نزدیکتر می شوید به عظمت آن اضافه می شود این بنا به سبک گوتیک-رنسانس ساخته شده است. از محل پارک اتومبیل تا رسیدن به پای کلیسا حدود 20 دقیقه پیاده روی لذت بخش انتظار شما را می کشد. شیب مسیر بسیار ملایم است و امکان ورود وسایل نقلیه معمولی به این جاده وجود ندارد. قیمت بلیط ورودی 8 یورو است و برای بازدید حداقل یکساعت و نیم زمان نیاز دارید. از فراز تراس کلیسا منظر زیبایی به کوههای پر برف آلپ در پیشرو قرار دارد.

مقصد بعدی شهر Ivrea است. پس از 45 دقیقه رانندگی به شهر وارد می شویم این شهر در لیست UNESCO با عنوان ” شهر صنعتی قرن بیستم” ثبت شده است. تاریخ این شهر به قرن پنجم پیش از میلاد بر می گردد و در آن زمان به نام Eporedia مشهور بود. این شهر در طول تاریخ بین حکومتهای مختلف دست به دست شد و نهایتا در قرن چهاردهم تحت سلطه پادشاهی Savoy قرار گرفت. در قرن بیستم کاملا به یک شهر صنعتی تبدیل شد طوری که در سال 1970 بیش از 90000 کارگر که اهل جنوب ایتالیا بودند در این شهر زندگی و کار می کردند. کلیسا جامع شهر در کنار قلعه قدیمی قرار دارد. تزیینات داخل کلیسا زیباست ولی امکان بازدید از قلعه وجود ندارد.
مراسم جالبی تقریبا چهل روز قبل از روز Easter در این شهر برگزار می شود که به جنگ پرتقال معروف است و شرکت کنندگان با پرتاب کردن پرتقال به جان هم می افتند. فلسفه این مراسم کاملا مشخص نیست مخصوصا اینکه در این نواحی اصلا درخت پرتقال وجود ندارد و برای اجرا این مراسم مجبور هستند مقدار زیادی پرتقال از جزیره سیسیل به این شهر بیاورند.

بعد از نهار در یک رستوران کاملا محلی به سمت شهر کوچک و کوهستانی Varallo حرکت کردیم طبیعت مسیر کم کم با نزدیک شدن به کوههای آلپ تغییر می کرد تا اینکه پس از یکساعت و نیم رانندگی و طی 90 کیلومتر به وارالو رسیدیم. وارالو شهری کوچک و توریستی در دامنه کوههای آلپ است که رود پر آب Sesia از میان آن می گذرد. با ورود به این منطقه به یاد روستای رودبارک در کلاردشت افتادم. یکی از 9 کوهستان مقدس منطقه Piedmont و Lombardy در ارتفاعات مجاور این شهر قرار دارد. این 9 کوه مقدس که بناهای ساخته شده بر روی آنها به قرن  15تا 18 میلادی بر می گردد در لیست میراث جهانی ثبت شده اند. Sacro Monte of Nuova Gerusalemme of Varallo Sesia در قرن 15 ساخته شده است. خوشبختانه برای رسیدن به کلیسا و سایر بناهای (45 محل عبادت یا Chapel) تنها با پرداخت 5 یورو می توان  از بالابرهای کابلی استفاده کرد که تقریبا در کمتر از 15 دقیقه شما را 150 متر بالا می برد و به بالای کوه می رسانند. پوشش محل کاملا جنگلی-کوهستانی است و از فراز کوه منظره زیبایی از شهر و کوههای آلپ در جلو چشم شما قرار دارد.
  در اواخر قرن 15 کشیشی به نام  Bernardino Caimi تلاش کرد تا با اجرای مراسمی شبیه به مراسمی که در شهر اورشلیم برای حضرت مسیح برگزار می شد، به اهمیت مذهبی این محل اضافه کند و بعدها عنوان کرد این مکان به عنوان اورشلیم جدید می تواند محلی باشد تا کسانی که نمی توانند به شهر اورشلیم سفر کنند برای اجرا مراسم مذهبی به این محل بیایند. با رونق گرفتن این مراسم به تعداد ساختمانها و بناهایی مذهبی افزوده شد و هنرمندان معروفی نیز با ساخت مجسمه و اهدا تابلوهای نفیس به اهمیت این مکان افزودند.
هوا کاملا تاریک شده بود که راه شهر میلان را در پیش گرفتیم. بیشتر مسیر 120 کیلومتری، اتوبان بود و در کمتر از دو ساعت به هتل رسیدیم. ما برای چهار شب اقامت در شهر میلان هتل Idea Hotel Milano San Siro را انتخاب کردیم و بابت این چهار شب 540 یورو پرداخت کردیم که شامل صبحانه هم می شد. هتل برای پارکینگ هم شبی 6 یورو ما را شارژ کرد. این هتل که کمی خارج از مرکز شهر میلان قرار دارد بسیار به استادیوم معروف سن سیرو میلان نزدیک است و محل خوبی برای اقامت طرفدارنی است که برای تماشای فوتبال به میلان سفر می کنند.

روز پنجم، سه شنبه 7 آبان:

 برای بازدید از یکی از بناهایی که یادگار حضور قبایل ژرمن Lombard در قرن هشتم بود راهی شهر Castelseprio در 45 کیلومتری شمال غربی میلان شدیم. این شهر در ایالت Varese قرار دارد. این مجموعه شامل چند بنای مختلف است متاسفانه امکان بازدید از برج Torba به علت مرمت وجود نداشت ولی کلیسا Santa Maria foris که در دل یک پارک جنگلی زیبا قرار دارد با ده دقیقه پیاده روی قابل بازدید بود. البته حتما باید با نگهبان هماهنگ کنید تا او کلید درب کلیسا را برای شما بیاورد. داخل این کلیسا کوچک چند نقاشی دیواری وجود دارد. بازدید از آن رایگان است و بیش از یک ربع زمان نیاز ندارد.
هوا کم کم بارانی شده بود که به سمت کلیسا Sacro Monte de Varese حرکت کردیم و با گذر از کنار دریاچه زیبای Varese به شهر وارس رسیدیم. با مه آلود شدن هوا و کاهش دید. فقط به کمک تابلوهای راهنما سعی کردیم تا راه خود را به سمت کلیسا پیدا کنیم. بعد از پارک ماشین در پارکینگ محل، با کمتر از ده دقیقه پیاده روی به کلیسا رسیدیم. این بنا به قرن 16 تعلق دارد. مجسمه جالب سیاه رنگی از یک اسقف با شنلی بلند و چند گوسفند و جمجمه، در کنار کلیسا قرار داده شده است.
مسیری تقریبا دو کیلومتری شما را به پایین تپه ای که کلیسا بر روی آن قرار دارد می رساند. در طول این مسیر 15 نمازخانه یا Chapel وجود دارد که قدمت آنها به قرن 16 میلادی برمی گردد. برای بازدید کامل از این محل دست کم دو ساعت زمان نیاز دارید.
ما تصمیم گرفتیم که به بندر Porto ceresio در کنار دریاچه Lugano که در حقیقت دریاچه مرزی ایتالیا و سوییس است برویم. شهر پورتوچرزیو، بندر کوچک ماهیگیری است که در دامنه کوه San Giorgio قرار دارد. این کوه به علت ویژگی های مخصوص زمین شناسی و همچنین تنوع فسیلهای دریایی در لیست میراث جهانی کشور ایتالیا و سوییس به طور مشترک ثبت شده است.
بعد از صرف نهار در رستورانی با صفا در کنار دریاچه به سمت مرز سوئیس حرکت کردیم. کمی که در کنار دریاچه راندیم با گذر از زیر یک طاق آجری که زمانی مرزبانی بوده، رسما وارد کشور سوئیس شدیم. جالب این بود که حتی یک نفر نیروی امنیتی هم در این مرز رسمی مستقر نبود! بعد از نیم ساعت در یک جاده کمی پیچ در پیچ که کوه san Giorgio را بالا می رفت به  روستای Meride در کشور سوئیس رسیدیم.

این روستا به سبب موقعیت ویژه اش محل یکی از جالب ترین موزه های تاریخ طبیعی یعنی موزه فسیلهای دریایی است.. موزه فسیلهای دریایی در یک ساختمان سه طبقه کوچک و در میان روستا قرار دارد. بسیار مرتب و زیبا و با تکنولوژی های پیشرفته کامپیوتری تجهیز شده است. قیمت بلیط ورودی 12 شیلینگ سوییس است و برای بازدید حداقل یک ساعت زمان نیاز دارد. فسیلهای بسیار عالی از دایناسورهای دریایی که متعلق به 160 تا 55 میلیون سال قبل است با فیلمهای آموزشی به نمایش درآمده اند. با کمک تکنولوژی نور و تصویر چگونگی تشکیل فسیلها به بازدیدکنندگان آموزش داده می شود و به آنها کمک می کند تا درک درستی از دورانهای مختلف زمین شناسی داشته باشند.
ادامه مسیر را به سمت جنوب دریاچه Lugano در پیش گرفتیم و با ورود به اتوبان اصلی سوئیس-ایتالیا، از مرز عبور کردیم و وارد ایتالیا و شهر Como شدیم. البته در این قسمت از مرز نیروهای مرزبانی مستقر بودند و به طور رندوم اتومبیلها را چک می کردند.

شهر Como در کنار دریاچه کومو قرار دارد و یکی از مناطق توریستی ایتالیا به حساب می آید. بسیاری از پولدارهای میلان در اطراف این دریاچه ویلاهای بسیار گران قیمت دارند. چون کم کم هوا داشت تاریک می شد اتومبیل را در کنار دریاچه پارک کردیم و به بازدید مشهورترین ساختمان شهر یعنی Villa Olmo رفتیم. این ساختمان در قرن 18 به دست معمار معروف سوییسی، سیمون کانتونی ساخنه شد. اکنون برای بازدید عمومی به طور رایگان  باز است. در داخل ساختمان وسایل و تزیینات و همچنین نقاشی هایی مربوط به قرن 18 را می توانید ببینید.

در کنار دریاچه مسیری برای پیاده روی ساخته شده است که از کنار چندین بنا و ویلای قدیمی از جمله Villa Gallia و همچنین بنای یادبود جنگ و موزه Volta Temple که بنای یادبود الکساندر ولتا- مخترع باتری الکتریکی-عبور می کند.

روز ششم، چهارشنبه هشتم آبان:

برای گردش در شهر میلان به گفته بسیاری نیاز به استفاده از وسیله نقلیه شخصی نیست چرا که برای یافتن جای پارک و همچنین ورود به مناطق مرکزی شهر با مشکل مواجه خواهید شد. شهر میلان دو منطقه ترافیکی دارد یکی Zone C که در حقیقت همان منطقه طرح ترافیک خودمان است و با سیستم هوشمند کنترل می شود. همه اتومبیلها می توانند به داخل این محدوده وارد شوند به شرط اینکه تا ساعت دوازده نیمه شب مبلغ ورودی را که 3 یورو است را بپردازند. این پرداخت  آنلاین یا از طریق تلفن انجام می شود. اخیرا یک محدوده دیگر که وسعت بیشتری از شهر را در بر می گیرد و به محدوده Zone B معروف است طراحی شده است که فعلا اجازه تردد به ماشینهای سنگین و همچنین وسایل نقلیه ای که آلایندگی زیادی دارند نمی دهد. برای ورود به این محدوده اتومبیلهای معمولی نیاز به اجازه یا پرداخت ندارند.

 در مسیر ما به سمت مرکز شهر استادیوم بسیار معروف سن سیرو قرار داشت. این استادیوم علاوه بر اینکه  بزرگترین استادیوم شهر میلان است یکی از معروفترین استادیومهای جهان نیز می باشد بسیاری از بازیکنان برجسته دنیا چه به عنوان مهمان و یا میزبان در این استادیوم بازی کرده اند.

برای شروع میلان گردی، ما تصمیم گرفتیم که ابتدا به کلیسا Santa Maria delle Grazie برویم. خوشبختانه در نزدیک آنجا،  پارکینگ عمومی پیدا کردیم و اتومبیل را تا پایان شب در آنجا رها کردیم. این کلیسا بیشتر به سبب تابلو دیواری شام آخر اثر لئوناردو داوینچی مشهور است و در لیست میراث جهانی UNESCO قرار دارد. لئوناردو برای خلق این شاهکار از سال 1495 تا 1497 وقت صرف کرد. این اثر در طول جنگ جهانی دوم و علی رغم محافظتی که از آن می شد،  بر اثر بمباران صدمه جدی خورد. در حال حاضر بازدید از این اثر برای همگان و در قالب گروههای 25 نفره امکان پذیر است. تهیه بلیط 10 یورویی آن معمولا باید از چند ماه قبل انجام شود یا اینکه شما آنقدر خوش شانس باشید که فردی بلیط خودش را کنسل کرده باشد و آن لحظه شما موفق به خرید آن بشوید. خوشبختانه این موضوع برای ما اتفاق افتاد و من توانستم بلیط بازدید را برای ساعت 5:30 بعد از ظهر بخرم. بعد از خرید بلیط ابتدا از داخل کلیسا بازدید کردیم و سپس به سمت میدان مرکزی شهر به راه افتادیم.
خیابانهای مرکزی میلان با فروشگاهها و برندهای مشهور مزین شده اند و به درستی حس پایتخت مد و زیبایی جهان را به شما القا می کنند. کمی قبل از رسیدن به میدان مرکزی از کنار کلیسایی عبور می کنید که San Maurizio al Monastero Maggiore نام دارد. اکیدا توصیه میکنم که سری به داخل آن بزنید. کلیسا کوچکی است ولی نقاشی های دیواری محشری دارد. برای بازدید از آن نیم ساعت کافی است و رایگان است. در کنار این کلیسا موزه باستانشناسی در محوطه ای باستانی که قدمت آن به روم باستان می رسد وجود دارد.
با رسیدن به میدان مرکزی، کلیسا جامع میلان در میدان Piazza del Duomo خود نمایی می کند. در نگاه اول عظمت بنا به همراه پرواز هزاران کبوتری که در محوطه میدان وجود دارد احساس عجیبی را منتقل می کند. کلیسا جامع میلان یکی از بزرگترین و مشهورترین کلیساهای جهان است. ساخت آن از سال 1368 شروع شده و گویا  هنوز هم کاملا تمام نشده است. کلیسا به سبک گوتیک ساخته شده است و نمای خارجی آن با مجسمه های زیبا و گاها عجیب و غریب تزیین شده است. قیمت بلیط ورودی که بازدید از پشت بام را هم شامل می شود 18یورو است.
با ورود به داخل کلیسا قطعا چند دقیقه ای را مبهوت عظمت آن می شوید.  ستونهایی که هر کدام قطری بیش از سه متر و طول آنها 25 متر است. این 52 ستون با مجسمه های از افرادی که عمدتا اسقف های قبلی این کلیسا بوده اند آراسته شده اند. همچنین نقاشی های بسیار نفیس در کنار نقاشی های روی شیشه های رنگی راوی داستانهای مذهبی هستند.  طول کلیسا 157 متر است و گنجایش 40000 نفر را دارد. در کل در این کلیسا 3159 مجسمه در داخل و 2245 مجسمه در خارج کلیسا وجود دارد. در هنگام بازدید از داخل کلیسا حتما سری هم به سردابه کلیسا بزنید. قبر کاردینال Borromeo به همراه مخزن جواهرات و اشیا قیمتی در آنجا قرار دارد.
در گوشه ای از کلیسا مجسمه تیره رنگی از شاهکارهای هنرمند ایتالیایی Marco d’Agrate  قرار دارد که آن را به “سانتا بیارتولومه فلید” نسبت می دهند. این فرد یکی از حواریون بود که بعدها به منطقه ای که ارمنستان کنونی است رفت و به همراه سنت تاتائوس نقش مهمی در گسترش مسیحیت در این  سرزمین داشت. همانطور که میدانید قره کلیسا که در چالدران ایران قرار دارد منتسب به سنت تاتائوس است. این مجسمه به این سبب معروف است که مردی را نمایش می دهد که پوست از روی بدنش برداشته شده است، تمامی عضلات، تاندونها و عروق با مهارت عجیبی به نمایش گذاشته شده است. این مرد پوست خود را بر روی شانه اش حمل می کند. برای اطلاعات تکمیلی اینجا را کلیک کنید.
  بازدید کنندگان همچنین می توانند از حفاری های باستانی که در زیر کلیسا انجام شده و آثاری از قرن چهارم به دست آمده است نیز بازدید کنند. برای رسیدن به پشت بام دو راه وجود دارد یا باید با پله  و یا از دو آسانسور که در ضلع شمال شرقی و جنوب شرقی کلیسا وجود دارند استفاده کنید. اکیدا توصیه می کنم که بازدید از پشت بام را در برنامه خود بگنجانید. از روی پشت بام علاوه بر اینکه منظره زیبایی از شهر میلان و میدان مرکزی را در پیش رو دارید، قادر خواهید بود با دقت بیشتری  مجسمه های زیبای بنا را ببینید. نمای خارجی کلیسا از سنگ مرمر سفید ساخته شده و بر فراز بلندترین ستون، مجسمه معروف مسی Madonnina میلان قرار داده شده است. بازدید از این بنا حداقل سه ساعت زمان نیاز دارد. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.
یکی دیگر از جاذبه های این میدان وجود هزاران کبوتری است که از مدتها پیش عادت کرده اند تا برای غذا خوردن از دست توریستها به این میدان بیایند. تقریبا هیچ تصویری از این میدان بدون این کبوترها وجود ندارد و انصافا بازیچه خوبی برای کودکان و سوژه مناسبی برای عکاسی هستند. مجسمه امانوئل دوم اولین پادشاه ایتالیا بر روی اسب درست روبروی کلیسا قرار داده شده است.
در ضلع شمالی میدان پاساژ معروف، لوکس و بسیار زیبای ویتوریو امانوئل ساخته شده که بسیاری از بهترین برندهای جهان در آن فروشگاه دارند.
در کنار درب شمالی و مجاور میدانی که مجسمه  لئوناردو داوینچی قرار دارد، موزه ای به همین نام تاسیس شده است.  بلیط ورودی  12 یورو است. در داخل موزه مدلی از اختراعات و همینطور طرح ها و نقاشی های این هنرمند وجود دارد. همچنین با کمک تکنولوژی دیجیتال و واقعیت مجازی می توانید درک بهتری از چگونگی و کاربرد اختراعات او کسب کنید.
در خیابانهای اطراف میدان می توانید تعداد زیادی از فروشگاهها و گالری ها  مجلل را پیدا کنید. اگر هنوز دغدغه  تهیه سوغاتی برای دوستان خود را دارید شاید چند مغازه سوغاتی فروشی اطراف میدان به داد شما برسند!  در مسیر برگشت از کنار قلعه قدیمی شهر میلان که اکنون در کنار پارک زیبایی قرار دارد گذشتیم.
با توجه به ضیق وقت فورا به سمت کلیسا Santa Maria delle Grazie حرکت کردیم. طبق زمان بلیط تهیه شده، در ساعت 5:30 از دری که برای بازدید تابلو شام آخر اختصاص داده شده وارد شدیم. پس از عبور از گیت بازرسی در سالنی جمع شدیم که تصاویری از کلیسا و وضعیت این نقاشی دیواری در زمانهای مختلف در آن به نمایش گذاشته شده بود. شاید جالبترینش عکسی بود که نشان می داد دیوارهای کلیسا بر اثر بمباران تخریب شده است و برای جلوگیری از صدمه به این اثر هنری جلوی آن را تا سقف گونی های پر از شن چیده اند.
کمی بعد درب الکترونیکی باز شد و ما به داخل سالن کوچکی رفتیم که می توانستیم گروه قبل از خود را که هنوز مشغول بازدید بودند ببینیم. طولی نکشید که آنها از سالن خارج شدند و با باز شدن درب بعدی ما وارد سالنی شدیم که دو نقاشی دیواری بزرگ در دو سوی آن قرار داشت یکسو نقاشی شام آخر و روبروی آن تابلو مصلوب کردن مسیح اثر  Gionanni Donato da Montorfano.
تابلو شام آخر یا The Last Supper اثری است از لئوناردو داوینچی که برای خلق آن نقاش سه سال زمان صرف کرد.( از سال 1495 تا 1498) این نقاشی که در حقیقت یک دیوارنگاره است تقریبا 9 متر طول و چهار و نیم متر عرض دارد و روایتگر آخرین روزهای عمر مسیح است که با 12 نفر از حواریون نمایش داده شده است. علی رغم اینکه تخصصی در زمینه هنر نقاشی ندارم ولی به واقع دیدن این اثر تجربه ای منحصر به فرد است. خوشبختانه اجازه عکاسی بدون فلاش وجود دارد و شما اجازه دارید 20 دقیقه در این سالن بمانید. سپس باید از درب خروجی به سالن دیگری بروید و بعد از چند دقیقه اجازه خواهید داشت تا آنجا را ترک کنید.

هوا تاریک شده بود که تصمیم گرفتیم قبل از رفتن به هتل گردشی در قسمتهای دیگر شهر بکنیم. نقشه توریستی شهر به ما نشان می داد که در فاصله کمی منطقه City Life قرار دارد که منطقه ای با برجهای بلند مرتبه و تجاری شهر است که البته در قیاس با موارد مشابه در شهرهای دیگر اروپایی و حتی آسیایی بسیار محقر بود. در همین حوالی دو برج 111 و 76 متری که به صورت مجتمع مسکونی هستند قرار دارند (Bosco Verticale) که به سبب داشتن باغچه و فضای سبز عمودی شهرت جهانی پیدا کرده اند. یعنی بر روی بالکن ها و پشت بام درخت و فضای سبز وجود دارد طوری که شاخه و برگ درختان بیشتر قسمتهای ساختمانها را پوشانده است.
روز هفتم، پنجشنبه نهم آبان:

به سمت شهرک Crespi d’Adda حرکت کردیم. فاصله این شهرک با مرکز شهر میلان تقریبا 45 کیلومتر است که با توجه به ترافیک حدودا یک ساعت زمان نیاز دارد. این شهرک که در لیست میراث جهانی ثبت شده است،  در سال 1878 ساخته شد و حکایت  جالبی دارد. ورود اتومبیل به این شهرک در تعطیلات آخرهفته  تابع مقررات خاصی است ولی در طول هفته شما می توانید به داخل شهرک وارد شوید. با ورود به خیابان اصلی شاید اولین چیزی که نظر شما را جلب می کند بنایی است که در انتهای این خیابان قرار دارد. در سمت راست خیابان کارخانه صنعتی و در سمت چپ محوطه مسکونی و سایر بناهای شهری از قبیل مدرسه و کلیسا و درمانگاه قرار دارند.
خیابان کشی در محدوده مسکونی که خانه های دوطبقه با حیاط را در برگرفته است بسیار منظم و زیبا ساخته شده است. نهایتا این خیابان تقریبا یک و نیم کیلومتری در انتها به قبرستان شهر ختم می شود که به اندازه کافی دیدنی است. در کنار گورستان پارک و فضای سبز مناسبی برای تفریح ساکنین شهر ساخته شد.
 در حال حاضر علی رغم تعطیلی کارخانه، افرادی در خانه های زیبای این شهرک زندگی می کنند در مجاورت کلیسا دفتر قدیمی مدیر و صاحب این مجموعه قرار دارد که در حال حاضر به موزه شهر تبدیل شده است و علاوه بر نمایش برخی از وسایل و ادوات کارخانه و همچنین دفتر مدیریت، عکسهای بسیار جالبی از نحوه فعالیت ساکنین را هم به نمایش گذاشته است. وقتی در این شهرک قدم می زنید با گروههای مختلفی از دانش آموزان و تورهای مختلف برخورد می کنید که برای بازدید به این شهرک آمده اند.
در کنار رودخانه آدا مسیر حدودا یک کیلومتری برای پیاده روی وجود دارد که از قلعه کرسپی شروع می شود و از کنار کارخانه برق شهرک می گذرد. در زمانی که ما در این شهرک بودیم، امکان بازدید از کارخانه و قلعه وجود نداشت.
برای گردش کامل دراین شهرک زیبا به حداقل سه ساعت زمان نیاز دارد. برای آشنایی با این شهرک ترجیح دادم که خلاصه ای از طریقه ساخته شدنش را به روایت ویکی پدیا در اینجا بیاورم.

کرسپی د آدا (به ایتالیایی: Crespi d’Adda) یک منطقهٔ مسکونی تاریخی در کاپریاته سن جروازیو، در لمباردی در شمال ایتالیا است. این بناها یک نمونهٔ برجسته از شهرک‌های صنعتی به جای مانده از اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ میلادی است. نمونه‌های مشابه آن در اروپا و شمال آمریکا نیز ساخته شده بود، این شهرک‌ها برای فراهم کردن نیازهای کارگران در نزدیکی مناطق صنعتی ساخته می‌شدند. این شهرک هنوز دست-نخورده باقی‌مانده‌است و بخش‌هایی از آن نیز همچنان برای کاربردهای صنعتی مورد استفاده قرار می‌گیرد. با گذر زمان و تغییر شرایط اقتصادی و اجتماعی نگرانی‌های از به خطر افتادن این شهرک‌ها به وجود آمده‌است. از سال ۱۹۹۵ این شهر به فهرست میراث جهانی یونسکو اضافه شده‌است. در ۱۸۶۹ کریستوفورو بنینیو کرسپی، که یک تولید کنندهٔ پارچه از بوستو آرسیتسیو، از استان وارزه بود؛ زمینی را در درهٔ میان رود برمبو و آدا تا جنوب کاپریات به قصد ساخت یک کارخانهٔ نخ‌ریسی در ساحل رود آدا خرید.

کریستوفورو کرسپی به روزترین فن تابیدن، بافتن و فرایند پایانی نخ‌ریسی را ارائه کرد. در سال ۱۹۰۶ کارخانهٔ برق آبی ترزو بر روی رود آدا تنها چند کیلومتر بالاتر برای صنایع تولیدی کریستوفورو کرسپی ساخته شد. منطقهٔ مسکونی که در سال ۱۸۷۸ کنار کارخانهٔ نخ‌ریسی ساخته شد، یک روستا بود که نیازهای یک زندگی اجتماعی مانند درمانگاه، مدرسه، سالن تئاتر، گورستان، حمام عمومی و کلیسا همگی در آن فراهم بود. شهرک مسکونی و کارخانه به دلیل داشتن جریان الکتریسیته از روشنایی برق بهره‌مند بود. روستای کرسپی دادا، اولین روستای ایتالیا بود که از امکانات به روز زندگی مانند روشنایی با جریان الکتریسیته، بهره‌مند شده بود. خانه‌های کارگران انگلیسی در طول جاده‌های موازی به سمت شرق کارخانه قرار دارد.] یک خیابان چند شاخه نیز بخش تولید را از محل زندگی کارگران جدا کرده‌است. معماری و طراحی مهندسی تمام شهر (به جز اولین بخش نخ‌ریسی که بوسیلهٔ مهندس آنجلو کولا طراحی شد.) بوسیلهٔ مهندس معمار ارنستو پیرُوانو در طول پنجاه سال طراحی شده‌است؛ در این مدت مهندس پیترو بروناتی نیز در ساخت سازهٔ این روستا با پیرُوانو همکاری می‌کرد. در ۱۸۸۹ سیلویو، پسر کریستوفورو، به عنوان مدیر کارخانه شروع به کار کرد. پس از مدتی کار در اولدهام او از سیاست زندگی در بلوک‌های ساختمانی خوابگاهی روی گردان شد و به سوی تک خانه‌های حیاط دار برای یک خانواده روی آورد. از نظر او این گونه خانه در مقابل زندگی صنعتی، مانند یک منطقهٔ امن بود و باعث ایجاد آرامش بیشتر در میان کارگران می‌شد. وی به اندیشهٔ خود در سال ۱۸۹۲ جامهٔ عمل پوشید، که با موفقیت بسیاری همراه شد، چون در آن مدت هیچگونه اعتصاب یا بی‌نظمی در طول پنجاه سال مدیریت کرسپی اتفاق نیفتاد.

در دورهٔ رکود بزرگ اقتصادی در سال ۱۹۲۹ و سیاست‌های نادرست و نژادپرستانهٔ مالی، خانوادهٔ کرسپی ناچار به فروش تمامی شهر به STI یا شرکت پارچهٔ ایتالیا (به انگلیسی: the Italian textile enterprise) شد، که این کار باعث شد تا در ۱۹۷۰ به Rossarl e Varzi company تغییر پیدا کند. پس از آن به Legler company تغییر یافت که آن‌ها بیشتر خانه‌های آن منطقه را فروختند. در مرحلهٔ آخر این مجموعه به دست Polli industrial group افتاد که آن‌ها تنها ۶۰۰ نفر را استخدام کردند که نسبت به ۳۲۰۰ نفری که پیش از آن در دورهٔ پرکاری کارخانه مشغول به کار بودند، رقم بسیار کمی است. امروزه این روستا به منطقهٔ مسکونی بازمانده‌های کارگران اصلی کارخانه تبدیل شده‌است. کارخانه با وجود تمام مشکلات تنها در سال ۲۰۰۴ از تولید دست کشید؛ و زمینهٔ کاری آن همواره تولید پارچه‌های کتانی باقی‌ماند.”

سپس به سمت مقصد بعدی یعنی شهر Bergamo حرکت کردیم. کمی بیش از نیم ساعت طول کشید تا به برگامو رسیدیم و مستقیم به سمت مرکز شهر رفتیم. بافت قدیمی شهر بر روی تپه قرار دارد و Citta Alta نامیده می شود  و قسمت جدید شهر بر دامنه و دشت اطراف گسترده شده و به Citta Bassa معروف است. برای یافتن رستورانی مناسب در اطراف خیابان جیووانی پرسه زدیم. بنای یادبود پارتیزان (مردی که از پا آویخته شده و زن جوانی که نظاره گر اوست) مجسمه ای است که توسط Giacomo Manzù ساخته شده و در میدان  Piazza Giacomo Matteotti قرار داده شده است.
سپس به سمت بافت قدیمی شهر که در بالای تپه قرار دارد حرکت کردیم. برای رسیدن به بالای تپه یا باید با اتومبیل رفت و یا با قطار کابلی. قیمت بلیط قطار کابلی 2 یورو است و کمتر از 10 دقیقه شما را به بالای تپه می رساند. بافت قدیمی شهر که تردد اتومبیل در آن ممنوع است در حقیقت قسمتی از شهر قدیمی است که توسط دیوار قطور و مستحکمی محصور شده است (طول این دیوار در این شهر حدود 5 کیلومتر است). این شیوه محافظت از شهر در قرن 16 و 17 میلادی و در محدوده فرمانروایی ونیزیها بر بخشهایی از اروپا متداول بود. گشت و گذار در این بخش از شهر بسیار لذت بخش است، کافه های خیابانی، فروشگاههای کوچک و بزرگ و بناهای قدیمی سبب می شوند که گذر زمان را احساس نکنید. در Piazza Vecchia که گفته می شود یکی از زیباترین میدانهای اروپا است ، فواره با شیرهای مرمری،  برج ناقوس و چند ساختمان تاریخی به اسامی Palazzo Nuovo, Palazzo del Podesta و Palazzo della Ragione قرار دارند.
کمی که به جلوتر می روید وارد میدان Duomo می شوید که تعدادی از زیباترین کلیساهای ایتالیا در آنجا هستند. اولین بنا ساختمانی است که در حال حاضر به بخش خصوصی تعلق دارد به Cappella Colleoni مشهور است و در کنار کلیسا واقع شده. این عبادتگاه محل غسل تعمید بوده و دکوراسیون داخلی زیبایی دارد ولی عکسبرداری از داخل آن ممنوع است. درست در مجاورت آن کلیسا Basilica di Santa Maria Maggiore است. ساخت آن از سال 1137 شروع  شد و تکمیل شدن آن تا قرن 17 طول کشید.  به جرات می توانم بگویم که یکی از زیباترین کلیساهایی است که من تاکنون دیده ام. دکوراسیون و مجسمه های داخل کلیسا بی نظیر هستند. سقف و دیوارها اکثرا با مجسمه ها و تزییناتی پوشیده شده که احساس سه بعدی بودن نقاشی را القا می کنند. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.
بعد از خروج از این کلیسا بلافاصله به کلیسا جامع  که در مجاورت این کلیسا قرار دارد بروید. این بنا نیز تزیینات زیبایی دارد. شما می توانید با استفاده از نقشه ای که در تمامی مناطق اصلی Citta Alta وجود دارد. مسیر مورد نظر خود را انتخاب کنید و از مکانهای توریستی شهر بازدید کنید.

با تاریک شدن هوا به سمت میلان به راه افتادیم و علی رغم برخی مناطق پرترافیک در زمان مناسب به هتل رسیدیم.

روز هشتم، جمعه دهم آبان:

بعد از تحویل اتاق هتل به سمت فرودگاه حرکت کردیم و بعد از تحویل اتومبیل وارد سالن پروازهای خروجی شدیم. قسمت بازرسی علی رغم اینکه با سرعت و نیروی انسانی کافی انجام می شود ولی همچنان زمان بر است لذا توصیه می کنم حتما این موضوع را در نظر داشته باشید که دچار استرس از دست دادن پرواز نشوید. فرودگاه میلان Free Shop بزرگی دارد و در زمان انتظار برای سوار شدن به هواپیما حوصله شما سر نخواهد رفت.

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

www.kanoonirangardan.ir

Share

نوشته گزارش سفر شمال غربی ایتالیا، میلان-تورین اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d9%84-%d8%ba%d8%b1%d8%a8%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%aa%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%a7%d8%8c-%d9%85%db%8c%d9%84%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d9%88%d8%b1/feed/ 0
گزارش سفر به چین و تبت، بهار 98 https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%da%86%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%aa%d8%a8%d8%aa%d8%8c-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d8%b1-98/ https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%da%86%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%aa%d8%a8%d8%aa%d8%8c-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d8%b1-98/#respond Sun, 03 Nov 2019 06:41:07 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=9903 سفر به چین بنا به دلایل متعدد، از سفرهایی است که پرسشهای بسیاری را برای مسافر به همراه دارد و شاید ترس از مواجه با آنها سبب شود تا برخی عطایش را به لقایش ببخشند و تصمیم بگیرند تا به کشوری دیگر سفر کنند یا با ثبت نام در تورهای مسافرتی، برنامه سفر خود را به آنها بسپارند.

نوشته گزارش سفر به چین و تبت، بهار 98 اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
سفر به چین و تبت- سرزمین بزرگترین بزرگها

 

سفر به چین بنا به دلایل متعدد، از سفرهایی است که پرسشهای بسیاری را برای مسافر به همراه دارد و شاید ترس از مواجه با آنها سبب شود تا برخی عطایش را به لقایش ببخشند و تصمیم بگیرند تا به کشوری دیگر سفر کنند یا با ثبت نام در تورهای مسافرتی، برنامه سفر خود را به آنها بسپارند.

در این سفر 13روزه که سه نفر دیگر از دوستان قدیمی همراهم بودند، تصمیم گرفتیم تا علاوه بر پکن و منطقه تبت به شهر شیان هم سفر کنیم. مقدمات سفر به تبت بسیار پیچیده و زمانبر است. تبت به سبب تاریخی که در ادامه بیشتر توضیح خواهم داد پیشینه مفصلی دارد که هم برای اهالی تبت و هم دولت چین دردسر آفرین بوده است.

برای سفر به تبت ابتدا باید ویزا چین بگیرید که خوشبختانه در این موقع که این سفر انجام شد برای ایرانیان مقیم ایران بسیار سهل است و بیشتر آژانسهای مسافرتی در قبال دریافت 130 دلار آمریکا به همراه نامه استطاعت مالی به میزان 40 میلیون تومان از بانک و پاسپورت معتبر برای شش ماه در کمتر از یک هفته ویزا توریستی برای سی روز و اعتبار سه ماه صادر می کنند. مرحله بعدی اقدام برای صدور مجوز ورود به تبت است. امکان گرفتن این مجوز فقط از طریق آژانسهای مسافرتی داخل کشور چین ممکن است. لذا ابتدا باید تور تبت را بخرید تا آژانس مراحل گرفتن این مجوز را که حدود 10 روز کاری زمان میبرد، آغاز کند. ما تور 7 روزه سفر به تبت و Everest Base Camp را با پرداخت 750 دلار آمریکا خریدیم. آژانس سپس سایر مدارک لازم از قبیل پاسپورت و ویزا معتبر چین را از ما درخواست کرد و بعد از گرفتن مجوز لازم آن را به هتل محل اقامت ما در پکن پست کرد.

قبل از اینکه به سراغ گزارش سفر برویم بهتر است تجربه خود را از اطلاعاتی که پیرامون این سفر به دست آوردم به اطلاع شما برسانم، شاید مفید باشد.

برای بازدید از بیس کمپ اورست که از این پس با حروف اختصاری EBC از آن یاد می کنم،  دو منطقه کاملا مختلف از هم وجود دارد. مهمترین و پرتردد ترین آن از سمت جنوبی کوه اورست و کشور نپال است. این کمپ که برای رسیدن به آن نیاز به 3 تا 4 روز پیاده روی است در ارتفاع 5300 متری واقع شده است. اما کمپ شمالی  در ارتفاع 5200 متری و در تبت قرار گرفته  و دسترسی جاده ای دارد. برای اطلاع بیشتر اینجا را کلیک کنید.

افرادی که قصد بازدید از کمپ شمالی را دارند یا مستقیما از سمت سرزمین اصلی چین وارد منطقه تبت می شوند و سپس از شهر لهاسا که مرکز تبت است طی یک برنامه 2 تا 3 روزه به کمپ شمالی می رسند و یا از طریق نپال و گذر از مرز زمینی به کمپ می رسند. جاده ای که شهر لهاسا را به مرز نپال وصل می کند به نام بزرگراه دوستی معروف است. این جاده در سمت تبت بسیار با کیفیت است ولی گفته می شود که در سمت نپال مشکلات زیرساختی بسیاری دارد. این جاده مدتی بعد از زلزله ای که در سال 2015 در هیمالیا رخ داد و منجر به کشته شدن تعداد کثیری از مردم شد تا اواخر سال 2018 مسدود بود ولی چند ماه قبل بازگشایی شد. در برنامه تورهای تبت، برنامه 8 روزه بازدید از لهاسا، EBC و نهایتا بازدید از شهر کاتماندو جایگاه خاص و طرفداران مخصوصی دارد. البته این تور به صورت بازدید از کاتماندو، EBC و بازدید از لهاسا هم انجام می شود. ابتدا ما تصمیم داشتیم تا برنامه دوم را اجرا کنیم ولی بعد از اینکه با مشاور تور تماس گرفتیم او گفت که آن برنامه تقریبا برای افرادی که پاسپورت ایرانی دارند قابل اجرا نیست و ایرانی ها باید ابتدا وارد کشور چین شوند و اگر تمایل داشتند می توانند از مرز نپال خارج شوند. او اشکال کار را اینطور عنوان کرد که  برای کشور چین از مرز نپال حتماً می بایست ویزا گروهی در شهر کاتماندو صادر شود و این پروسه ممکن است بیشتر یک هفته برای ملیت های مختلف زمان ببرد و در این مدت مدیریت تور هیچ مسئولیتی را تقبل نخواهد کرد از طرف دیگر چون این ویزا به صورت گروهی و در یک کاغذ صادر می شود همه  افراد باید باهم  از کشور خارج شوند.   بنابراین هیچ راهی جز ورود به سرزمین اصلی چین وسپس سفر به تبت وجود ندارد به همین دلیل ما تصمیم گرفتیم که وارد شهر پکن شویم و پس از آن سفر خود را به سمت تبت  ادامه دهیم.  این موضوع سبب شد تا برنامه بازدید از شهر پکن و شیان را در برنامه سفر  بگنجانیم و از خیر سفر به نپال بگذریم.

و اما اگر از کشور دیگری قصد دارید برای ویزای چین اقدام کنید  باید بدانید  که کاغذ بازی بیشتری دارد و زمان بیشتری را می طلبد گاهی نیز از شما طلب مدارکی را می کنند که اصلاً انتظارش را ندارید مثلا من وقتی برای ویزای چین به اداره صدور ویزا مراجعه کردم مدارکی را درخواست کردند، دفعه بعد که مراجعه کردم گفتند حتماً نیاز به دعوت نامه از شرکت یا ثبت نام تور چین دارم البته فراهم  کردن این مدارک خود داستان جداگانه ای دارد که از حوصله این گزارش خارج است.  اما این نکته را همیشه در نظر داشته باشید که در هنگام اقدام برای ویزای چین هرگز نگویید که تصمیم به سفر به منطقه تبت را دارید چون ممکن است روند صدور ویزای شما با مشکل مواجه شود یا بیش از زمان لازم طول بکشد.

 قبل از اینکه گزارش سفر را شروع کنم نظر شما را به مطالبی از سایت ویکی پدیا فارسی جلب می کنم تا بیشتر با جغرافیا و تاریخ چین و تبت آشنا شوید همانطور که میدانید دولت چین حساسیت خاصی نسبت به منطقه تبت دارد بنابراین همواره باید مراقب بود تا در مکان های عمومی صحبت سیاسی درباره این منطقه انجام نشود چون ممکن است با مشکل امنیتی جدی مواجه شوید.

“چین با نام رسمی جمهوری خلق چین کشوری است که در شرق قاره آسیا واقع شده‌است. این کشور بر اساس فهرست کشورها بر پایه جمعیت با بیش از ۱٬۴۱۷ میلیارد نفر سکنه (۲۰۱۸) پرجمعیت‌ترین کشور دنیاست و توسط حزب کمونیست چین در قالب نظام تکحزبی اداره می‌شود. این حزب بر ۲۲ استان، ۵ منطقهٔ خودمختار، ۴ شهر با مدیریت مستقیم (پکن، تیانجین، شانگهای و چونگکینگ) و ۲ منطقهٔ اداری ویژهٔ بسیار خودمختارِهنگ کنگ و ماکائو حکومت می‌کند. پایتخت کشور پکن است.

جمهوری مردمی چین با حدود ۹٫۶ میلیون کیلومتر مربع چهارمین کشور وسیع دنیا بعد از روسیه؛ کانادا؛ و آمریکا است؛ و همچنین دومین کشور بزرگ دنیا از نظر وسعت خاکی (بدون احتساب آب‌های داخلی) است.

چین چشم‌انداز طبیعی متنوعی دارد، از استپهای جنگلی و بیابانهایی چون گبی و تکلهمکان در ناحیهٔ خشک شمالی نزدیک به مغولستان و سیبری ِ روسیه گرفته تا جنگلهای گرمسیری در سرزمین‌های مرطوب جنوبی نزدیک به ویتنام، لائوس و برمه. مناطق غربی کشور ناهموار است و رشته‌کوه‌های هیمالیا و تیان شان مرز طبیعی آن را با هند و آسیای میانه ترسیم می‌کنند. در مقابل، نواحی شرقی این کشور کم‌ارتفاع است و با ساحلی به طول ۱۴٫۵۰۰ کیلومتر در جنوب شرقی با دریای جنوبی چین و در شرق با دریای چین شرقی همسایه‌است که در سوی دیگرش تایوان، کره و ژاپن قرار گرفته‌اند.

تمدن چین باستان یکی از کهن‌ترین تمدنهای تاریخ است که در سواحل حاصل‌خیز رود زرد که در دشت شمال چین جاری‌ست شکوفا شد. نظام سیاسی چین بیش از ۶ هزار سال مبتنی بر سلطنت مطلقهٔ موروثی بود. نخستین دودمان پادشاهی این کشور دودمان شیا در حدود ۲ هزار سال پ. م بود. اما نخستین حکومتی که چین را متحد کرد دودمان چین در ۲۲۱ پ. م بود. آخرین دودمان پادشاهی این کشور هم چینگ بود که در ۱۹۱۱ با تشکیل جمهوری چین به رهبری کومینتانگ حزب ملی چین، نابود شد. چین در نیمهٔ اول سدهٔ بیستم میلادی در دریایی از اختلافات و جنگهای داخلی غوطه‌ور بود که کشور را به دو اردوگاه سیاسی عمده تقسیم کرده بود؛ کومینتانگ و حزب کمونیست چین. مخاصمات اصلی در ۱۹۴۹ با پیروزی کمونیست‌ها در جنگ داخلی و تأسیس جمهوری مردمی چین در سرزمین اصلی پایان یافت. جمهوری چین به رهبری کومین‌تانگ پایتخت خود را به تایپه در تایوان منتقل کرد و حکومت آن امروزه به تایوان، کینمن، جزایر ماتسو و چند جزیره دوردست دیگر محدود شده‌است. از آن هنگام جمهوری مردمی چین و جمهوری چین درگیر اختلافات سیاسی شدیدی با یکدیگر در مورد حق حاکمیت و وضعیت سیاسی تایوان بوده‌اند.

از هنگام اجرای اصلاحات اقتصادی در چین برای پی‌ریزی یک اقتصاد مدرن، چین یکی از سریع‌ترین رشدهای اقتصادی دنیا را داشته‌است. این کشور هم‌اکنون بزرگترین صادرکننده و دومین واردکنندهٔ بزرگ کالا است و دومین اقتصاد بزرگ دنیا بر پایهٔ تولید ناخالص داخلی را در اختیار دارد. چین عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل و سازمان‌های چندجانبه‌ای همچون سازمان تجارت جهانی، اپک، سازمان همکاری شانگهای و گروه ۲۰ است. چین به عنوان کشوری دارای سلاح هستهای از بزرگترین ارتش دائمی دنیا و دومین بودجه دفاعی بزرگ دنیا برخوردار است. چین از سوی برخی از دانشگاهیان، تحلیل‌گران نظامی، اقتصادی و سیاسی یک ابرقدرت بالقوه لقب گرفته‌است. زبان چینی با ۱٬۷۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ نفر گوینده پرشمارترین زبان دنیا به‌شمار می‌رود.

تاریخ

پیش از تاریخ

یافته‌های باستان‌شناسی نشان می‌دهد که انسانهای نخستین از ۲٫۲۴ میلیون تا ۲۵۰ هزار سال پیش در چین سکونت داشتند. در غاری نزدیک پکن فسیل‌هایی از انسان‌ها مربوط به ۶۸۰ تا ۷۸۰ هزار سال پیش کشف شده‌است. این فسیل‌ها متعلق به مرد پکنی هستند که از گونهٔ انسان راستقامت بوده و توانایی ساخت آتش را داشت. در همین غار بقایای انسان خردمند (گونهٔ ما) نیز کشف شده که قدمت آن به ۱۱ تا ۱۸ هزار سال پیش از میلاد می‌رسد. برخی از محققان معتقدند شکل اولیه‌ای از نوشتار از حدود ۳ هزار سال پیش از میلاد در چین وجود داشته‌است.

در روایت‌های سنتی چینی نخستین دودمان پادشاهی کشور Xia نام دارد که در حدود ۲۰۷۰ پیش از میلاد پایه‌گذاری شد. مورخان در گذشته این دودمان را افسانه‌ای می‌دانستند اما کشف آثاری از اوایل عصر مفرغ در هِنان موجب شد تردیدهایی در این مورد ایجاد شود. البته هنوز مشخص نیست که آیا این آثار به دودمان سیا مربوط است یا فرهنگ دیگری در همان دوران.

حکومت‌های پادشاهی

دودمان شانگ  Shang نخستین دودمان پادشاهی چین است که وجود آن از نظر تاریخ امروزی ثابت شده‌است. خاندان شانگ بین قرن هفدهم تا یازدهم پیش از میلاد بر دشت‌های کنارهٔ رود زرد در شرق چین حکومت می‌کرد. متن‌های نوشته شده بر روی استخوان که مربوط به ۱۲۰۰ پیش از میلاد است قدیمی‌ترین نمونه خط چینی را نشان می‌دهد، که نیای مستقیم حروف چینی امروزی است. پس از شانگ، دودمان جو Zhou به قدرت رسید، که بین قرن یازدهم تا پنجم قبل از میلاد حکومت می‌کرد. در این دوران قدرت حکومت مرکزی رفته‌رفته توسط جنگ سالاران زمین‌دار کاهش یافت و با ضعف دودمان جو، دوران جنگ‌های داخلی ۳۰۰ ساله فرا رسید. بین قرن پنجم تا سوم پیش از میلاد حکومت‌های مستقل متعددی در نقاط مختلف چین سربرآورده و با یکدیگر وارد جنگ شدند. در این دوران هفت حکومت قدرتمند در نقاط مختلف چین وجود داشت که هر یک شاه، وزیران و ارتش خود را داشتند.

دوران جنگ داخلی در سال ۲۲۱ پیش از میلاد به پایان رسید. دودمان چین Qin در این سال، شش پادشاهی دیگر را شکست داد و نخستین دولت متحد چینی را پایه گذاشت. چین شی هوانگ امپراتور این حکومت، خود را «نخستین امپراتور» نامید و اصلاحاتی را در سراسر چین به عمل آورد. او زبان چینی، واحدهای اندازه‌گیری، طول چرخ‌های ارابه‌ها و واحد پول را در سراسر کشور همسان کرد و ساخت دیوار بزرگ چین را آغاز نمود. اما قانون‌گرایی افراطی و حکومت استبدادی او موجب شد، تا شورش‌های گسترده‌ای علیه دودمان چین صورت گرفته و حکومت چین شی هوانگ  با مرگ او از هم بپاشد. گرچه دوران حکومت این امپراتور تنها ۱۵ سال به طول انجامید، ولی تاثیری که وی ایجاد کرد، باعث شده که نام کنونی سرزمین چین، برگرفته از نام این دودمان باشد.

با مرگ چین شی هوانگ در سال ۲۰۶ قبل از میلاد، دودمان هان Han به قدرت رسیدند و تا سال ۲۲۰ میلادی بر چین حکومت کردند. این دودمان هویت فرهنگی جدیدی را ایجاد کرد که تا به امروز دوام آورده و اغلب مردم سرزمین چین امروزی، خود را از قوم هان می‌نامند. قلمرو این امپراطوری با لشکرکشی‌های متعدد به کره، ویتنام، مغولستان و آسیای میانه گسترش زیادی پیدا کرد و راه ابریشم نیز در آسیای میانه با کمک این سلسله پادشاهی احداث گردید و مکتب فلسفی کنفوسیوس به عنوان ایدئولوژی رسمی دولت انتخاب شد. چین تحت تسلط امپراتوری هان، به بزرگترین اقتصاد دنیا تبدیل شده بود. با فروپاشی دولت هان، دوران دیگری از جنگ‌های داخلی در چین، آغاز شد و این سرزمین، به سه پادشاهی تقسیم گردید. دودمان سوی در سال ۵۸۱ میلادی چین را متحد کرد، اما با شکست از امپراتوری گوگوریو در جنگ‌های بین سال‌های ۵۹۸ تا ۶۱۴ قدرت این دودمان، رو به کاهش نهاد. در پی انقراض امپراتوری هان، به ترتیب دودمان تانگ Tang  و دودمان سونگ Song به قدرت رسیدند و عصر طلایی فناوری و ظهور فرهنگ در چین فرا رسید. شورش آن شی، در قرن هشتم میلادی، به تضعیف دودمان تانگ و قدرت گرفتن دودمان سونگ انجامید. دودمان سونگ نخستین دولت جهان به‌شمار می‌آید، که اقدام به انتشار پول کاغذی نمود و نیروی دریایی دائمی تشکیل داد. در قرن‌های دهم و یازدهم میلادی، جمعیت چین دو برابر شد و برای نخستین بار، از مرز ۱۰۰ میلیون نفر فراتر رفت. این افزایش جمعیت، همگام با توسعه فناوری کشاورزی و تمرکز بر گسترش دامنه جغرافیایی کشت برنج، به نقاط جنوبی و مرکزی چین و تولید محصولات غذایی فراوان، پدید آمد. هنر و فلسفه نیز در دوران سونگ شکوفا شد و شیوه‌های نقاشی منظره و چهرهنگاری، به اوج کمال و پیچیدگی رسید. در این دودمان مکتب کنفوسیوس دوباره مورد توجه قرار گرفت و این پاسخی به رشد مذهب بودایی در دودمان تانگ بود.

در قرن سیزدهم میلادی چین به تدریج به تصرف امپراتوری مغول درآمد. قوبلای قاآن امپراتور مغول در سال ۱۲۷۱ دودمان یوان Yuan را بنیان نهاد و هشت سال بعد سونگ را منقرض کرد. کم و بیش نیمی از جمعیت چین در یورش مغولان نابود شدند. جمعیت چین پیش از حملهٔ مغول به ۱۲۰ میلیون نفر رسیده بود، اما بیست سال بعد، به حدود ۶۰ میلیون نفر کاهش یافت. دهقانی به نام جو یونجانگ در سال ۱۳۶۸ میلادی، امپراتوری مغولان را برانداخت و سلسله مینگ Ming را بنیان نهاد. به این ترتیب عصر طلایی دیگری برای چین فرا رسید. این کشور تحت رهبری دودمان مینگ، به یکی از قدرتمندترین نیروهای دریایی جهان تبدیل شد. در این دوره، اقتصاد چین غنی و متمول گردید و فصلی دیگر از شکوفایی فرهنگ و هنر در سرزمین چین، رقم خورد. در دوران امپراتوری مینگ، ژانگ هی سفرهای اکتشافی را به اقصی نقاط جهان آغاز کرد. در دوران حکومت مینگ، پایتخت چین از شهر نانجینگ به پکن منتقل شد، همچنین فیلسوفانی چون وانگ یانمینگ، مکتب نوکنفوسیوسی را با ادغام مفاهیم فردگرایانه و اخلاق فطری، در تعالیم کنفوسیوس گسترش دادند.

در سال ۱۶۴۴ میلادی پکن به تصرف نیروهای شورشی به رهبری لی جیچنگ درآمد و در پی آن، آخرین امپراتور دودمان مینگ خودکشی کرد و قدرت بدست جیچنگ افتاد، ولی دیری نپایید که دودمان چینگ Qing از قوم منچو، با وو سانگوی؛ از فرماندهان سپاه امپراتوری منقرض شدهٔ مینگ، متحد شدند و حکومت نوپای لی جیچنگ را سرنگون کردند. سپس به شهر پکن یورش برده و آن را پایتخت جدید سلسله چینگ کردند.

دودمان چینگ آخرین حکومت پادشاهی این کشور بود و تا سال ۱۹۱۲ بر چین حکومت کرد.

در قرن نوزدهم چینی‌ها وارد جنگی فرسایشی با دو کشور امپریالیستی آن زمان فرانسه و بریتانیا و همینطور جنگی با ژاپن بر سر شبه جزیره کره شدند. از آن جهت که کشور چین سرزمینی بزرگ بود و هنوز حکومت مرکزی مستقلی داشت استعمار تمام آن سرزمین برای یک دولت اروپایی میسر نبود و تقسیم آن نیز هم به دلیل مقاومت دولت مرکزی و مردم این کشور پرجمعیت و هم به خاطر اختلافات میان قدرت های استعماری عملا ممکن نبود. به همین دلیل اکثر دولت های استعماری سعی در تصاحب امتیازات هرچه بیشتر از این سرزمین و در دست گرفتن بنادر مهم تجاری این کشور نمودند ؛ بریتانیا بندر مهم هنگ کنگ را به مدت ۹۹ سال اجاره و عملا اشغال کرد. پرتغالی ها همین عمل را با بندر ماکائو انجام دادند. فرانسوی ها در بندر گوانگ جو مستقر شدند. ژاپنی ها شبه جزیره کره را از سیطره این کشور خارج و جزیره تایوان را اشغال کردند. روس ها در منچوری نفود کردند و البته آلمانی ها امتیاز اداره سیاسی ، اقتصادی و نظامی بندر تیانجین را در سال ۱۸۹۸ به مدت ۹۹ سال به دست آوردند.

دودمان چینگ با ناآرامی‌های داخلی نیز روبرو شد، که در پی آن، میلیون‌ها نفر کشته شدند. شورش ناکام تایپینگ یکی از مهم‌ترین این شورش‌ها بود که در دهه‌های ۱۸۵۰ و ۱۸۶۰ ویرانی‌های بسیار در جنوب چین به بار آورد. قرن نوزدهم شاهد آوارگی و مهاجرت‌های گسترده چینی‌ها بود. قحطی بزرگ شمال چین بین سال‌های ۱۸۷۶ تا ۱۸۷۹ جان ۹ تا ۱۳ میلیون نفر را گرفت. در سال ۱۸۹۸ امپراتور گوانگسو، فرمان برقراری حکومت مشروطه را صادر کرد، ولی امپراتریس دواگر سیسی، ملکهٔ بانفوذ چین، جلوی اجرای آن را گرفت. قیام مشتزنها در سال‌های ۱۸۹۹ تا ۱۹۰۱ نیز کشور را بیشتر به کام هرج‌ومرج فرو برد. امپراتریس سیسی تلاش کرد با یک برنامه اصلاحی، دودمان چینگ را حفظ کند، اما انقلاب شینها Xinhai  در سال‌های ۱۹۱۱ و ۱۹۱۲ به عمر سلسله چینگ خاتمه داد و نخستین حکومت جمهوری را در این کشور برقرار کرد.

جمهوری چین

سیسون یات سن «پدر چین مدرن» سیاستمدار و رهبرانقلابی چین و برانداز دودمان چینگ در انقلاب سال ۱۹۱۱ بود. در اوایل سال ۱۹۱۱ نیروهای انقلابی به رهبری سون یات سن بر امپراتوری منچو پیروز شدند. وقتی جمهوری چین در سال ۱۹۱۲ تأسیس شد سون یات سن اولین رئیس‌جمهور چین شد. او کومینتانگ (جبهه ملی چین) را تأسیس کرد و تا سال ۱۹۲۱ رهبر این حزب بود. سون یات سن در سال ۱۹۲۱ در گذشت. در سال ۱۹۱۵ ریاست‌جمهوری به یوان شیکای از فرماندهان سابق ارتش چینگ رسید. وی خود را امپراتور چین خواند اما با طغیان عمومی و مخالفت ارتش خودش روبرو شد. شیکای خیلی زود ناچار به استعفا شده و نظام جمهوری دوباره برقرار شد. با مرگ شیکای در سال ۱۹۱۶ وضعیت کشور بسیار به‌هم‌ریخته بود. دولت مستقر در پکن از نظٰر بین‌المللی دولت چین محسوب می‌شد اما تقریباً هیچ‌کاره بود و بیشتر کشور تحت حکومت جنگ سالاران مختلف بود. در اواخر دهه ۱۹۲۰ کومین‌تانگ به رهبری چیانگ کای شک با تلفیقی از عملیات‌های نظامی و مانورهای سیاسی زیرکانه کشور را دوباره متحد کرده و تحت تسلط خود درآورد. کومین‌تانگ پایتخت کشور را به نانجینگ منتقل کرده و اعلام «قیمومیت سیاسی» کرد. این اصطلاح به یک دوره انتقالی برای توسعه سیاسی گفته می‌شد که در برنامهٔ سون یات سن برای تبدیل چین به یک دولت دمکراتیک مدرن مطرح شده بود.

حزب کمونیست چین در سال ۱۹۲۱ میلادی تأسیس شد و از سال ۱۹۲۷ با حکومت کومین‌تانگ درگیر بود. هرچند اختلافات داخلی کار چیانگ کای شک را برای نبرد با کمونیست‌ها سخت می‌کرد اما جنگ در ابتدا به سود کومین‌تانگ پیش می‌رفت تا اینکه در سال ۱۹۳۶ ژاپن به چین حمله‌ور شد. درجنگ دوم چین و ژاپن (۴۵–۱۹۳۷) که بخشی از جنگ جهانی دوم بود، یک ائتلاف اجباری بین کومین‌تانگ و حزب کمونیست برای مقابله ژاپن شکل گرفت. در طول این جنگ حدود ۲۰ میلیون چینی کشته شده و موارد متعددی از جنایات وحشیانه جنگی از سوی سربازان ژاپنی مشاهده شد. تنها در جریان اشغال شهر نانجینگ حدود ۲۰۰ هزار چینی قتل‌عام شدند. در سال ۱۹۴۵ ژاپنی‌ها مجبور به تسلیم بدون قید و شرط در مقابل چین شدند و خاک این کشور را ترک کرده و تایوان را نیز به جمهوری چین پس دادند. چین فاتح جنگ شد اما بر اثر جنگ ویران شده بود. بی‌اعتمادی کمونیستها وملیگراها به یکدیگر موجب شد تا خیلی زود جنگ داخلی از سر گرفته شود.

حزب کمونیست در سال ۱۹۴۹ با پیروزی در چندین نبرد مهم بر بیشتر سرزمین اصلی چین مسلط شد و کومین‌تانگ مجبور شد به تایوان و جزایر اطراف بگریزد. مائو تسه تونگ رهبر حزب کمونیست در اول اکتبر ۱۹۴۹ تأسیس جمهوری مردمی چین را اعلام کرد. یک سال بعد ارتش آزادیبخش خلق موفق شد هاینان را نیز از چنگ نیروهای جمهوری چین به درآورده و تبت را نیز به اشغال خود درآورد، البته بقایای نیروهای ملی‌گرا تا اواخر دهه ۱۹۵۰ در مناطق غربی چین به مقاومت خود ادامه دادند.

مائو به افزایش جمعیت چین معتقد بود و در دوران رهبری او جمعیت چین از ۵۵۰ میلیون به ۹۰۰ میلیون نفر افزایش یافت. برنامهٔ «جهش بزرگ رو به جلو» مائو که شامل پروژه‌های اصلاحی عظیم اقتصادی و اجتماعی بود نتیجه فاجعه‌باری داشت و به مرگ حدود ۴۵ میلیون نفر بین سال‌های ۶۱–۱۹۵۸ انجامید که بیشتر آن‌ها از گرسنگی جان باختند. در همین دوران یک تا دو میلیون زمین‌دار نیز به عنوان ضدانقلاب اعدام شدند. در سال ۱۹۶۶ مائو و متحدانش انقلاب فرهنگی را اعلام کردند که دوره‌ای از اتهام زنی‌های سیاسی و تحولات اجتماعی را در چین پدید آورد. انقلاب فرهنگی با مرگ مائو در سال ۱۹۷۶ به پایان رسید. جمهوری مردمی چین از سال ۱۹۷۱ به جای جمهوری چین وارد سازمان ملل شد و کرسی دائم چین در شورای امنیت نیز به آن واگذار شد.

با مرگ مائو گروهی از رهبران حزب کمونیست دستگیرشده و گناه تندروی‌های صورت گرفته در انقلاب فرهنگی به گردن آن‌ها انداخته شد. در این دوران دنگ ژیائوپینگ به قدرت رسید و اصلاحات مهم اقتصادی را در کشور اجرا کرد. حزب کمونیست از آن پس کنترل زندگی خصوصی شهروندان را کمتر کرد. اشتراک سازی بخش کشاورزی نیز به نفع خصوصی‌سازی مزارع ملغی شد. این چرخش سیاسی موجب شد تا اقتصاد دستوری چین به یک اقتصاد مختلط تبدیل شود که جهت‌گیری بازار آزاد در آن به تدریج بیشتر می‌شد. قانون اساسی فعلی چین در سال ۱۹۸۲ نوشته شد و سرکوب خونین جنبش دانشجویی در میدان تیان آنمن در سال ۱۹۸۹ موجب تحریم‌های بین‌المللی علیه چین شد. در طول دهه ۱۹۹۰ جیانگ زمین، لی پنگ و ژو رانگجی رهبری چین را به دست گرفتند. در این دوران حدود ۱۵۰ میلیون دهقان از فقر خارج شده و کشور شاهد رشد اقتصادی سریع و مستمری بود که به‌طور میانگین به ۱۱٫۲ درصد می‌رسید. چین در سال ۲۰۰۱ عضو رسمی سازمان جهانی تجارت شد و در دهه ۲۰۰۰ میلادی در دوران حکومت هو جینتائو و ون جیابائو رشد بالای اقتصادی کشور ادامه یافت. البته رشد اقتصادی سریع صدمات قابل توجهی را به محیط زیست و منابع چین وارد کرده‌است و موجب جابجایی‌های اجتماعی گسترده‌ای شده‌است. استانداردهای زندگی علی‌رغم رکود اقتصادی اواخر دهه ۲۰۰۰ همچنان در حال پیشرفت است اما حکومت متمرکز سیاسی حفظ شده‌است. تغییر هیئت رهبری حزب در سال ۲۰۱۲ با منازعات جناحی و رسوایی‌های سیاسی همراه بود. در این سال شی جینپینگ به جای هو جینتائو به عنوان دبیرکل حزب کمونیست انتخاب شد. چین در دوران حکومت شی تلاش‌های عظیمی را برای اصلاح اقتصاد خود آغاز کرده‌است، اقتصادی که از بی‌ثباتی ساختاری و کاهش نرخ رشد رنج می‌برد. حکومت جدید همچنین اصلاحات مهمی را در سیاست تک‌فرزندی و سیستم زندان‌ها به عمل آورده‌است.

چین تمام تایوان را بخشی از خاک خود می‌داند و علاوه بر این با چندین کشور دیگر نیز مناقشات مرزی قدیمی دارد. آن‌ها از دهه ۱۹۹۰ تلاش‌هایی را برای حل این منازعات قدیمی از طریق مذاکرات انجام داده‌است. نوار مرزی چین و هند که در کوه‌های هیمالیا قرار دارد مورد اختلاف دو کشور است و یکی از مهم‌ترین اختلافات در مورد مرز دو کشور در ناحیه کشمیر است. دو کشور در دهه ۱۹۶۰ بر سر منطقه اقصای چین با هم وارد جنگ شدند که جنگ با موفقیت چین به پایان رسید و آن‌ها بیشتر این منطقه وسیع کوهستانی را به تصرف درآوردند. اقصای چین در شمال کشمیر منطقه‌ای خالی از سکنه است اما بهترین راه ارتباطی بین تبت و سین کیانگ محسوب می‌شود. چین با بوتان نیز اختلاف مرزی دارد و دو کشور هنوز نتوانسته‌اند مرز خود را مشخص کنند.

چینی‌ها همچنین در مورد حکومت بر جزایر متعدد واقع در سواحل شرقی و جنوبی با کشورهای مختلفی از جمله ژاپن، تایوان، فیلیپین و ویتنام اختلاف دارند. چین اختلافات مرزی مهمی نیز با اتحاد جماهیر شوروی داشت که حتی به جنگ کوتاهی در سال ۱۹۶۹ منجر شد. اما پس از دهه ۱۹۹۰ بیشتر این اختلافات با امضای معاهدات مرزی با کشورهای بازمانده از فروپاشی شوروی حل و فصل شده‌است.

جغرافیا

مساحت جمهوری خلق چین حدود ۹٫۶ میلیون کیلومتر مربع است و پس از روسیه دومین کشور بزرگ دنیا از نظر وسعت خاکی (بدون احتساب آب‌های داخلی) است. از نظر مساحت کل کشور هم سومین یا چهارمین کشور وسیع دنیا (پس از روسیه و کانادا و با توجه به تعریف دقیق مساحت کلی ایالات متحده آمریکا) به‌شمار می‌آید.

چین با داشتن ۲۲٫۱۱۷ کیلومتر مربع مرز زمینی طولانی ترین خط مرزی را در میان تمام کشورهای دنیا دارد. این کشور از شرق و جنوب با دریای چین شرقی، خلیج کره، دریای زرد، و دیگر آب‌های آزاد احاطه شده‌است و با ۱۴ کشور هم‌مرز است.

چین در عرض جغرافیایی ۱۸ تا ۵۴ درجه شمالی و طول ۷۳ تا ۱۳۵ درجه شرقی قرار دارد و چشم‌اندازهای طبیعی آن بسیار متنوع است. در شرق چین در کرانه‌های رود زرد و دریای چین شرقی دشت‌های آبرفتی پهناور و حاصلخیزی با تراکم جمعیتی بسیار بالا قرار گرفته‌اند. در بخش‌های شمالی در مرز فلات مغولستان داخلی علفزارهای وسیع مشاهده می‌شود و صحراهای خشک و سرد تکلهمکان و گبی در فلات مرتفع مغولستان جای گرفته‌اند. تپه‌ها و رشته‌کوه‌های کم‌ارتفاع بیشتر نواحی جنوب چین را دربرگرفته‌اند و شرق میانی چین میزبان دلتای دو رودخانه اصلی این کشور یعنی رود زرد و یانگتسه است. بخش غربی این سرزمین پوشیده از کوه‌های بسیار مرتفع از جمله هیمالیاست. مرتفع‌ترین نقطه دنیا یعنی قله اورست به ارتفاع ۸۸۴۸ متر مرز چین و نپال است و پست‌ترین نقطه چین که سومین نقطه پست دنیاست در بستر دریاچهٔ خشک آدینگ در فرونشست تورپان ۱۵۴ متر پایینتر از سطح دریاهای آزاد است.

فصل‌های خشک و فصل‌های مرطوب همراه با باران موسمی شرایط آب‌وهوایی غالب در بیشتر نقاط چین است که اختلاف دمای قابل توجه بین تابستان و زمستان را در پی دارد. در زمستان بادهای شمالی سرد و خشک می‌وزد و بادهای جنوبی از سواحل دریا در نقاط جنوبی تر گرم و مرطوب است. طوفان‌های موسمی (در حدود ۵ مورد در سال) در امتداد سواحل جنوبی و شرقی، سیلهای مخرب، سونامی، زلزله، رانش زمین و خشکسالی از بلایای طبیعی منطقه چین هستند.

گسترش بیابان‌ها به ویژه بیابان گبی یک معضل زیست‌محیطی مهم در چین است. هرچند درختکاری در مرزهای بیابان از دهه ۱۹۷۰ به بعد تعداد طوفانهای شن را کاهش داده اما خشکسالی مستمر و شیوه نامناسب کشاورزی موجب طوفان‌های شنی شده که بهار هر سال شمال چین را درمی‌نوردد و حتی به کره و ژاپن هم می‌رسد. دیده‌بان محیط زیست چین در سال ۲۰۰۷ اعلام کرده که هر سال چهار هزار کیلومتر مربع به بیابان‌های این کشور افزوده می‌شود. آب شدن یخچال‌های هیمالیا هم نگرانی دیگری است که می‌تواند بحران کمبود آب را برای صدها میلیون نفر به همراه بیاورد.

جمعیت چین در سرشماری سال ۲۰۱۰ حدود یک میلیارد و ۳۷۰ میلیون نفر بوده‌است. رشد اقتصادی سریع چین موجب شده تا صدها میلیون نفر از فقر نجات پیدا کنند. اکنون ده درصد چینی‌ها با درآمدی کمتر از یک دلار در روز زندگی می‌کنند درحالیکه این رقم در سال ۱۹۷۸ به ۶۴ درصد می‌رسید. نرخ بیکاری شهری نیز در سال ۲۰۱۳ به چهار درصد رسیده‌است.

چین برای کنترل رشد سریع جمعیت کشور از سال ۱۹۷۹ برنامهٔ کنترل جمعیت سختگیرانه‌ای را با نام سیاست تکفرزندی را آغاز کرد. این سیاست به هر خانواده تنها اجازه داشتن یک فرزند را می‌داد. البته استثناهای زیادی هم برای آن در نظر گرفته شده‌است. اقلیت‌های قومی (همه اقوام بجز قوم هان) از آن مستثنی شده و اجازه داشتن فرزند دوم و حتی سوم را دارند. در بسیاری از روستاها هم برای افرادی که فرزند اولشان دختر یا معلول باشد اجازه داشتن فرزند دوم داده شده‌است. در سال ۲۰۱۳ این سیاست تا حد زیادی تلطیف شده و به خانواده‌هایی که یکی از والدین خودش تک‌فرزند بوده‌است اجازه داشتن فرزند دوم را می‌دهد. با این حال مقاومت‌هایی در مقابل این سیاست به ویژه در روستاها صورت گرفته که برای نیروی کار کشاورزی به فرزند نیاز داشته و به‌طور سنتی به داشتن فرزند پسر علاقه دارند.

سیاست تک‌فرزندی در کاهش رشد جمعیت چین مؤثر بود و نرخ رشد کشور را در سال ۲۰۱۳ به ۰٫۴۶٪ رساند اما تبعات ناخواسته‌ای هم داشت. ترجیح سنتی برای داشتن فرزند پسر موجب شد تا توازن جنسیتی کشور برهم بخورد. بر اساس سرشماری سال ۲۰۱۰ نسبت جنسی در هنگام تولد ۱۱۸ پسر به ازای ۱۰۰ دختر است که بسیار بالاتر از میزان طبیعی ۱۰۵ به ۱۰۰ محسوب می‌شود.

زبان

زبان رسمی چین گویش استاندارد زبان ماندارین است. حدود ۷۰ درصد مردم چین به گویش‌های مختلف زبان ماندارین صحبت می‌کنند. گویش استاندارد این زبان که برگرفته از گویش پکنی است زبان ارتباطی گروه‌های مختلف زبانی در سراسر چین است. ۲۲۹ زبان زنده دیگر نیز در چین تکلم می‌شود که اغلب آن‌ها به گروه زبانهای چینی از خانواده چینیتبتی تعلق دارند.

حروف چینی هزاران سال است که برای نوشتن زبان‌های چینی استفاده می‌شود. این نویسه‌ها به گویش‌وران زبان‌ها و گویش‌های مختلف که برای هم قابل فهم نیستند، اجازه می‌دهند که از طریق نوشتار منظور هم را متوجه شوند. در سال ۱۹۵۶ دولت چین حروف چینی سادهشده را معرفی کرد که امروزه چینی سنتی را منسوخ کرده‌است. الفبای استانداردی هم برای لاتین‌نویسی زبان چینی تهیه شده که به پینیین معروف است. زبان تبتی از الفبایی بهره می‌گیرد که از متن‌های هندی اقتباس شده و زبان اویغوری بیشتر با الفبای فارسیعربی نگاشته می‌شود. خط مغولی و خط منچو نیز از الفبای باستانی اویغور اقتباس شده‌اند. زبان جوانگ نیز امروزه از الفبای لاتین برای نگارش بهره می‌برد.

راه و ترابری

از دهه ۱۹۹۰ به این سو شبکه راه‌های چین گسترش قابل توجهی یافته‌است. در سال ۲۰۱۱ بزرگراه‌های چین ۸۵ هزار کیلومتر طول داشته‌اند که این کشور را در رتبه اول دنیا قرار می‌دهد. در سال ۱۹۹۱ تنها ۶ پل بر روی شاخه اصلی رود یانگتسه قرار داشت – رودی که شمال و جنوب چین را از هم جدا می‌کند – در حالیکه در اکتبر ۲۰۱۴ تعداد آن‌ها به ۸۱ پل و تونل رسیده‌است.

شبکه ریلی چین که متعلق به دولت است یکی از شلوغ‌ترین خطوط دنیاست. این کشور در سال ۲۰۱۳ بیش از ۱۰۳ هزار کیلومتر راهآهن داشت که رتبه سوم دنیا را به این کشور اختصاص داده‌است. سیستم راهآهن سریعالسیر چین که به‌طور کامل از اوایل دهه ۲۰۰۰ ساخته شده ۱۱٫۰۲۸ کیلومتر در سال ۲۰۱۳ طول داشته که طولانیترین شبکه دنیا محسوب می‌شود. خط پکن-گوانگ‌جو-شنژن طولانیترین مسیر ریلی سریع‌السیر دنیاست و خط پکن-شانگهای سه تا از طولانی‌ترین پل‌های راه‌آهن دنیا را دارد. بیست شهر چین هم تا مه ۲۰۱۴ از شبکه قطار شهری برخوردار بوده‌اند.

چین بیش از 260 فرودگاه تجاری دارد و بوئینگ پیش‌بینی کرده که تعداد هواپیماهای تجاری چین از ۱۹۱۰ فروند در سال ۲۰۱۱ به ۵۹۸۰ فروند در سال ۲۰۳۱ خواهد رسید. فرودگاه پکن در سال ۲۰۱۳ دومین فرودگاه شلوغ دنیا از نظر ترافیک مسافری بوده‌است البته در سپتامبر 2019 فرودگاه جدید پکن با ظرفیت مسافر بیشتر در حومه پکن افتتاح شد.  فرودگاه بینالمللی هنگکنگ و شانگهای پودنگ نیز به ترتیب اولین و سومین فرودگاه دنیا از نظر تناژ بار هوایی بوده‌اند.

 چین بیش از ۲ هزار بندر دریایی و رودخانه‌ای دارد که ۱۳۰ تای آن‌ها برای کشتی‌رانی بین‌المللی فعال است.”

گزارش سفر:

روز نخست 17می 2019، 27 اردیبهشت 1398

من با پرواز شرکت هوایی امارات ساعت 10:50 از دبی به سمت پکن پرواز کردم و بعد از 9 ساعت در ساعت 22:20 به وقت چین وارد پکن شدم. جالب است که بدانید، چین علی رغم وسعت زیاد فقط یک ساعت رسمی دارد. به عبارت دیگر شهرهای شرقی که با شهرهای غربی بیش از 4 ساعت اختلاف ساعت شرعی دارند ولی همه از یک ساعت واحد استفاده می کنند.

فرودگاه پکن همانطور که انتظار می رود فرودگاه بزرگ، تمیز و مرتبی است. چون بیشتر مسافران پرواز ما ملیت چینی داشتند بنابراین صف چک کردن پاسپورت کوتاه بود. قبل از این مرحله به کمک دستگاه هایی که شبیه خودپردازهای بانک(ATM) هستند باید مشخصات پاسپورت خود به همراه ثبت اثر انگشت را وارد کنید. کار با دستگاه بسیار ساده است. کافی است تا پاسپورت را در محل مخصوص قرار دهید تا زبان دستگاه به زبان کشور شما تغییر کند. از این به بعد با فرمانهای صوتی یا نوشتاری به زبان خود می توانید مراحل درخواست شده را به راحتی انجام دهید. پس از پایان کار، رسید این عملیات را باید دریافت کنید تا به افسر گمرک تحویل دهید.

همچنین باید در برگه کوچکی ،که بلافاصله قبل از ورود به محدوده گمرک قرار دارد، اطلاعات پاسپورتی و پرواز ورودی را بنویسید.

 با در دست داشتن پاسپورت و دو برگه ذکر شده به محل چک کردن پاسپورت وارد می شوید. از شما خواسته می شود که مجددا اثر انگشت خود را ثبت کنید. سپس افسر گمرک مشغول چک کردن و وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر می شود که این مرحله حداقل 5 دقیقه زمان می برد. سپس مهر ورود به پاسپورت زده می شود و شما وارد جمهوری خلق چین می شوید. برای رسیدن به محل تحویل چمدانها باید مسافتی را با قطار و سپس پیاده طی کنید. وقتی من به محل مورد نظر رسیدم، بار من آمده بود، بلادرنگ آن را برداشتم و از ترمینال خارج شدم. در محلی که با دوستم- مهدی- قرار گذاشته بودم حاضر شدم ولی او را پیدا نکردم. طبق برنامه او می بایست قبل از من به فرودگاه وارد می شد. چون می دانستم از سیدنی به هنگ کنگ رفته و با پرواز دیگری از هنگ کنگ به پکن می آید پس سعی کردم بفهمم که آیا پروازی از هنگ کنگ اخیرا به زمین نشسته یا نه! ولی متاسفانه نمایشگر پروازهای ورودی خراب بود. به سراغ اطلاعات فرودگاه رفتم. راهنما به من گفت که یک پرواز از هنگ کنگ کنسل شده است ولی چون من شماره پرواز را نداشتم بنابراین مطمئن نبودم که آیا این پرواز همان بوده یا پرواز دیگری بوده!. درست در کنار درب خروج ترمینال 3 پکن و در کنار کانترهای صرافی ها و شرکتهای اجاره اتومبیل و هتل، محلی هم برای خریدن سیم کارت وجود دارد. با پرداخت 150 یوان صاحب سیم کارت چینی(با 300 دقیقه  تماس تلفن داخلی و 5 گیگ اینترنت) شدم. برای خرید سیم کارت ارائه پاسپورت الزامی است. چون تقریبا ساعت به نیمه شب نزدیک میشد و مشتری دیگری هم نبود، از مسئولش خواستم تا سیم کارت را داخل تلفن قرار دهد و تلفن را برایم آماده کند. او هم همین کار را کرد و تلفن را تحویل من داد. طبق عادت ابتدا به سراغ شبکه های اجتماعی رفتم ولی متوجه شدم که همه فیلتر است. حتی نتوانستم جی میل را چک کنم. بالفور پیش فروشنده برگشتم و او هم گفت که باید از فیلترشکن استفاده کنم. و چون سرش خلوت بود و به نظرم فهمید که من سررشته ای از این داستان ندارم برایم یک فیلترشکن نصب کرد. بعد هم یادآور شد که استفاده از فیلترشکن در چین غیرقانونی است. با راه اندازی فیلترشکن و چک کردن ایمیلها متوجه شدم که پرواز مهدی از هنگ کنگ کنسل شده و روز بعد انجام خواهد شد. پس بی درنگ فرودگاه را ترک کردم. طبق اطلاعاتی که قبلا جمع کرده بودم می دانستم خط شماره 7 اتوبوسهای ویژه فرودگاه تا نزدیک هتلی که کرایه کرده ایم می رود. به راحتی اتوبوس را پیدا کردم سپس از روی نقشه گوگل ایستگاه مورد نظر را به راننده نشان دادم و بعد از تایید درست بودن مسیر بلیط 35 یوانی را از دکه بلیط فروشی خریدم. با حرکت اتوبوس و گذر از میان اتوبانهای عظیم و خیابانهای عریض و تمیز کم کم نظرم درباره شهر پکن عوض شد. حدود 40 دقیقه بعد در ایستگاه اتوبوس مورد نظر پیاده شدم و با کمک نقشه گوگل به سمت هتل حرکت کردم. هتل در بافت قدیمی پکن قرار داشت، خیابانها و کوچه ها باریک تر شده بودند و در این موقع از شب( حدود 1 بامداد) فقط تعدادی سوپرمارکت و بار باز بود. چندین جوان مست را دیدم که تلو تلو خوران از میخانه خارج می شدند تا آنجا که چشمم یاری کرد و آنها را دنبال کردم، هیچ مزاحمتی حتی صوتی برای دیگران ایجاد نکردند. کمی بعد هتل را پیدا کردم که البته بیشتر به مسافرخانه شبیه بود. ورودی آن مثل خیلی از خانه هایی که در فیلمهای چینی دیده بودم با اژدها و مجسمه ها و تصاویر دیگر تزیین شده بود. کلید اتاق را گرفتم. ابتدا از میان حیاط خلوتی عبور کردم و وارد کوریدوری شدم که اتاقها در دو سوی آن قرار داشت درست مثل کریدورهای حمام عمومی! تزیینات و نقاشی های چینی درآن مشاهده می شد. اتاق ما کوچک بود ولی کولر گازی، تلویزیون و کتری برقی به همراه چند بطری آب معدنی داشت. حمام و دستشویی هم کاملا تمیز بودند. بعد از نوشیدن یک چای داغ به داخل رختخواب خزیدم. لازم به ذکر است که اسم هتل ما Qianmen Courtyard Hotel بود و برای 4 شب 210 دلار به ازای هر اتاق پرداختیم. یعنی نفری 105 دلار برای اقامت 4 شبه در پکن.

روز دوم، 28 اردیبهشت:

طبق برنامه دو نفر دیگر از دوستان(محمد و رضا) که شب قبل از تهران به پکن پرواز کرده بودند می بایست خودشان را قبل از ساعت 7 صبح به هتل می رساندند. لذا به لابی رفتم و منتظرشان نشستم. ساعت هنوز به 7 نرسیده بود که سر و کله اشان پیدا شد. آنها با تاکسی فرودگاه و با پرداخت 300 یوان به هتل رسیدند که البته نشان دادن رزرواسیون هتل به زبان چینی به راننده تاکسی در یافتن محل هتل بسیار کمک کننده بود. سپس  اتاقشان را تحویل گرفتند و بعد از استراحتی کوتاه هتل را ترک کردیم.
 حالا کم کم همان کوچه ها و خیابانهای باریک شلوغ و شلوغ تر می شد. طبق برنامه ابتدا باید به میدان معروف تیانانمن می رفتیم که پیاده کمتر از ده دقیقه با ما فاصله داشت. خیابان چیانمن که اکنون یکی از خیابان-پیاده روها است به دروازه چیانمن منتهی می شود که آن سوی آن  میدان بزرگ تیانامن قرار دارد. در خیابان چیانمن که فقط یک خط تراموا از آن عبور می کند انواع و اقسام رستورانها و برندهای معروف غربی را می توانید پیدا کنید. در گوشه و کنار این خیابان به یاد روزگاران قدیم مجسمه هایی از جنس برنز قرار داده شده که معرف کسب و کار و تجارتی بوده که در این منطقه وجود داشت. خوشبختانه چون این محل به هتل ما نزدیک بود در زمانهای مختلف روز موفق شدیم در این خیابان حضور داشته باشیم.


میدان تیانانمن با  خیابان های عریضی احاطه شده است. احتمالاً بیشتر افراد این میدان را به خاطر تصاویری که در زمان سرکوب  اعتراضات مردمی در سال  1989 انجام شده به یاد دارند.معروفترین آن، تصویر مردی است که یک تنه جلو تانک هایی ایستاد که از این میدان گذر می کردند. هم اکنون نیز در این میدان تدابیر امنیتی شدیدی حاکم است. از هر جهت که بخواهید وارد محوطه آن بشوید باید از گیت های بازرسی عبور کنید. تمامی چینی ها باید کارت شناسایی خود را ارائه کنند و توریستها باید پاسپورت یا کارت شناسایی معتبر وارد شوند. این میدان دو دروازه اصلی دارد، قسمت شمالی میدان دروازه تیانانمن یا Gate of Heavenly Peace است که در سال 1415 ساخته شد و در حقیقت دروازه ورود به شهر پادشاهی بود و با دو مجسمه سنگی به شکل شیر محافظت می شود.

در قسمت جنوبی، دروازه چیانمن یا Zhengyangmen قرار دارد. این میدان با وسعت حدود 45 هکتار یکی از بزرگترین میدانهای جهان است و گنجایش بیش از یک میلیون نفر را دارد. بسیاری از گردهمایی هایی که حضور مردم در آن الزامی است در این میدان انجام می شود. تعدادی از ساختمانهای مهم حکومتی در اطراف این میدان قرار دارند. موزه ملی چین در قسمت شرقی این میدان واقع شده و مجموعه بزرگی از اشیا تاریخی و فرهنگی چین در آن حفظ می شود. در میان میدان، بنای یادبود قهرمانان ملی و همچنین ساختمانی است که مومیایی “رییس مائو” در آن نگهداری می شود.

صف بسیار طویلی برای دیدار از جسد بنیانگذار و رهبر کمونیست جمهوری خلق چین در ساعات مشخصی از هفته وجود دارد. ورود هر گونه وسیله ای اعم از کیف یا کوله پشتی به داخل این مقبره ممنوع است. اگر دوربین یا وسیله دیگری همراه دارید حتما قبل از ورود به صف آن را تحویل مکان هایی که به این منظور در نظر گرفته شده است بدهید. بسیاری از افراد با خرید گل به ملاقات با رهبر فقید شان می روند. نیروهای امنیتی افراد را به ستون یک و در یک صف بسیار منظم از کنار جسد عبور می دهند. مائو نیز همچون لنین در تابوت شیشه ای و با لباس رسمی در نمایش عمومی قرار دارد. هر چند که صف این بازدید بسیار طولانی است اما در کمتر از 45 دقیقه موفق به دیدار او می شوید.

برای ورود به مجموعه شهر ممنوعه باید از دروازه شمالی گذر کرد. برای تهیه بلیط یا باید از اپلیکیشن مخصوصی که برای خرید در چین استفاده می شود استفاده کرد و یا به چند محل بلیط فروشی که به این منظور اختصاص داده شده است مراجعه کرد. داشتن پاسپورت الزامی است زیرا بلیط کاغذی به دست شما نمی دهند و در حقیقت شماره پاسپورت شما به عنوان شماره بلیط ثبت می شود و در گیت ورودی، مامور کنترل بلیط با وارد کردن شماره پاسپورت علاوه بر چک کردن مشخصات شما، اعتبار بلیط را هم چک می کند. قیمت بلیط ورودی 40 یوان است و برای بازدید از این مجموعه حداقل 3 ساعت زمان نیاز است. مجموعه شهر ممنوعه که در لیست میراث جهانی ثبت شده است بزرگترین مجموعه کاخی جهان با وسعت 74 هکتار است.  بیش از 8700 اتاق در 980 ساختمان دارد که شامل 90 کاخ می شود. این ساختمانها از چوب مخصوصی ساخته شده اند که بسیار مقاوم هستند. این چوب که از درخت “فوبی ژنان” است در حال حاضر بیش از 10000 دلار برای هر متر مکعب آن فیمت دارد. سقف ساختمانها از قطعات سفالی درست شده است. کاخها به رنگ قرمز و با سقفهای زرد، رنگ آمیزی شده اند.  این مجموعه از سال 1420 تا 1912 سکونتگاه پادشاهان سلسله مینگ و چینگ بود و در مجموع 24 پادشاه به همراه خانواده و خادمانشان در آن زندگی کرده اند.

حیاط ها و راه پله های سنگی (از جنس مرمر) که با نقوش مختلف تزیین شده اند بسیار چشم نواز هستند. مجسمه ها و ظروف فلزی بسیار بزرگ در میان این حیاط ها قرار دارند که هر کدام برای خودشان راوی داستان هایی هستند. باغهای کوچکی نیز در داخل این مجموعه ایجاد شده است که به جذابیت آن می افزاید.  اگر مشتاقید تا بیشتر درباره شهر ممنوعه بدانید لطفا اینجا را کلیک کنید.
  با خروج از گیت شمالی به سمت پارک و دریاچه Beihai حرکت کردیم. ورودیه این پارک تفریحی 20 یوان است. این دریاچه مصنوعی که جزیره ای را هم در میان دارد قسمتی از مجموعه عظیم کانال بزرگ است. در اطراف دریاچه مسیرهای متعدد پیاده روی و همچنین قایق سواری احداث شده است. در چند منطقه که از بلندگوها موزیک پخش میشد، افرادی مشغول رقص محلی بودند.
ما مسیر را از کنار دریاچه تا نزدیک Drum Tower ادامه دادیم. روبروی Drum Tower بنای Bell Tower قرار دارد. که هر دو در قرن 15 میلادی ساخته شده اند. ما از Drum Tower بازدید کردیم. بلیط ورودی 20 یوان است و برای بازدید نیم ساعت کفایت می کند. 80 پله شما را به قسمت بالای برج می رساند. تعدادی طبل بزرگ در آنجا قرار دارد که در ساعات خاصی به صدا در می آیند. به علت ضیق وقت فرصت نشد تا از Bell Tower  بازدید کنیم.
کانال بزرگ که در انگلیسی به آن Great Canal می گویند طویل ترین کانال آبی ساخت بشر است که 1794 کیلومتر طول دارد و از شهر پکن شروع شده و بعد از متصل کردن مناطق متعددی از چین، در شهر هانگژو به دریای چین ختم می شود. گفته می شود که ساخت این کانال از قرن 5 قبل از میلاد شروع شده و در طول قرنها به آن اضافه شده است. این کانال با ارتباط آبی مناسب، نقش مهمی در تجارت چین به عهده داشته و دارد. از طریق این کانال رودهای بزرگ یانگ تسه و رود زرد به هم متصل شده اند.  در سال 2014 سازمان یونسکو آن را در لیست میراث جهانی ثبت کرد. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.
با کمی پیاده روی به محله قدیمی Hutong وارد شدیم. پر از رستورانهای خیابانی و مغازه های رنگارنگ و پر جنب و جوش. شام را در یکی از همین رستورانهای کوچک با میز و نیمکت چوبی و قدیمی خوردیم. ظاهرا صاحبانش از اقوام اویغور که مسلمانان ترک تبار شرق چین هستند، بودند. با چندین سیخ کباب بره از ما با قیمت کم پذیرایی کردند. در میان نوشابه ها، چیزی شبیه دوغ آبعلی خودمان پیدا کردم ولی بعد از اینکه امتحانش کردم فهمیدم که چیزی شبیه دوغ شیرین است که اصلا به مذاقم خوش نیامد. این منطقه از پکن بسیار قدیمی است و ساختمانها و کوچه های قدیمی دارد. توریستهای بسیاری نیز برای بازدید از این منطقه قدیمی در این محله پرسه می زنند.

برای خوردن چای و قهوه وارد یک کافی شاپ شدیم. دیوارهای این کافی شاپ که ظاهری بسیار قدیمی داشت با نقاشیها و نوشته های توریستها نمای جالبی به خود گرفته بود. صاحب مغازه که خانم پا به سن گذاشته ای بود، کلکسیونی از فندکها و سیگارهای مختلف را بر روی بخشی از یک دیوار چسبانده بود. بر روی دیوار بالای صندوق هم کلکسیونی از اسکناسهای کشورهای مختلف قرار داشت ما هم یک اسکناس دو هزار تومانی به او هدیه دادیم که بلافاصله بر روی دیوار نصب کرد.

قدم زنان خودمان را به خیابان معروف Wangfujing رساندیم. این خیابان به غذاهای عجیب و غریب خیابانیش معروف است. از قورباغه، جوجه  و هشت پا کبابی گرفته تا عقرب و عنکبوت به سیخ کشیده شده و سیرابی و سیب قندی و انواع و اقسام گیاهان و جانوران دریایی. ماهی مرکب سرخ شده که با سس مخصوصی سرو می شود را امتحان کردیم که انصافا سوای از قیافه اش خوشمزه بود. حدود ساعت 10 شب بود که به هتل وارد شدیم بر اساس اطلاعات ثبت شده بر روی GPS موبایل، حدود 26 کیلومتر پیاده روی کردیم.
روز سوم، 29 اردیبهشت:

برای بازدید از دیوار بزرگ چین به ایستگاه اتوبوس هایی رفتیم که در کنار دروازه چیانمن قرار دارد. اتوبوسها از این منطقه به ازای دریافت 25 یوان شما را حدود یکساعته به کنار دیوار بزرگ در منطقه Badaling می رسانند(حدود 70 کیلومتر). دیوار بزرگ چین با توجه به طول زیادی که دارد در مناطق مختلفی برای بازدید توریستها آماده شده است و شاید بهترین آنها همین منطقه Badaling باشد. برای وارد شدن به منطقه دیوار ابتدا باید بلیط تهیه کنید(40 یوان). استفاده از تله کابین یا واگن بالابر هزینه جدا دارد(80 و 30 یوان یکطرفه). ما از واگن بالابر استفاده کردیم هرچند که بیش از نیم ساعت در صف ایستادیم. این واگن با سیم نقاله بازدیدکنندگان را به یکی از برجهای مراقبت روی دیوار منتقل می کند. با توجه به زمان و توانایی فیزیکی، افراد می توانند مسیرهای مشخصی را با درجه سختی و زمانی متفاوت بر روی دیوار طی کنند. دیوار در این منطقه به خوبی مرمت شده است. با توجه به مساعد بودن هوا مشاهده دیوار و برجهای مراقبت که بر روی ارتفاعات اطراف  چون ماری پیچیده شده است بسیار تماشایی است و بی سبب نیست که این بنای عظیم در ثبت میراث جهانی یونسکو قرار دارد. ارتفاع دیوار حدود 8 متر و عرض آن حدود 6 متر است.  هر چند که جمعیت کثیری از دیوار بازدید می کنند ولی با توجه به وسعت زیاد منطقه هیچ خللی در هنگام عبور از روی دیوار ایجاد نمی شود. با توجه به زمستانهای سرد که یخ و برف سطح دیوار را می پوشاند در بیشتر طول مسیر نرده گذاری نیز انجام شده است. برای بازدید از دیوار حداقل سه ساعت زمان لازم است. اگر تصمیم دارید که یادگاری از دیوار بزرگ داشته باشید بهتر است آن را در فروشگاههای اطراف دیوار تهیه کنید چون در داخل شهر به راحتی نمی توانید اشیاء مورد نظر را پیدا کنید. برای توضیحات بیشتر اینجا را کلیک کنید.
مقصد بعدی ما مقبره شاهان Ming بود. یک خط اتوبوس از ترمینال اتوبوسها به مقبره می رود. ابتدا ایستگاه اتوبوس را در ترمینال  با کمک گرفتن از کیوسک اطلاعات پیدا کردیم. در محل ویژه برای همان خط اتوبوس ایستادیم ولی بعد از گذشت نیم ساعت از اتوبوس خبری نشد. همینطور که نگران از دست رفتن زمان بودیم. فردی به ما نزدیک شد و گفت که در ازای 200 یوان می تواند ما را به محل مورد نظر برساند. ما هم کمی با او چانه زدیم و نهایتا قرار شد با 150 یوان ما را به درب اصلی مقبره Ming برساند. حدود یکساعت طول کشید تا به پارکینگ سایت رسیدیم. این مجموعه از سه سایت مجزا از هم که فاصله نه چندان کمی هم از یکدیگر دارند به نامهای Changling, Dingling, Zhaoling تشکیل شده است(قبر 13 پادشاه سلسله Ming). چون ساعت کار مجموعه رو به پایان بود تصمیم گرفتیم تا از مقبره Dingling بازدید کنیم (40 یوان). بعد از گذر از میان حیاط و باغ که با پله ها و مجسمه های مرمری تزیین شده اند وارد محوطه مقبره شدیم. سرداب دو طبقه زیر زمین قرار دارد که محوطه بزرگی شامل صندوق های عظیم به رنگ قرمز است. البته گفته می شود که تابوتهای اصلی  برای محافظت بیشتر داخل آنها قرار داده شده است. این مقبره به پادشاه Wanli (1572-1620 و همسرو زنان حرمسرا تعلق دارد. از میان این سه مقبره فقط مقبره Dingling است که امکان بازدید از سردابه وجود دارد. تقریبا یکساعت زمان برای این بازدید اختصاص دهید. اینجا را کلیک کنید.
از همان راننده خواستیم تا ما را به قسمت دیگری از این سایت که به  Spirit Way و یا مسیر مقدس مشهور است ببرد. او هم با کمال میل قبول کرد. وقتی به محل ورودی رسیدیم با کمال ناباوری دیدیم که برای پرداخت ورودیه فقط باید از سیستم پرداخت آنلاین چینی استفاده کنیم که برای ما امکان پذیر نبود و از طرفی زمان کافی در اختیار نداشتیم تا به دکه اصلی بلیط فروشی مراجعه کنیم. اینجا بود که راننده فهیم ما به کمک  آمد و خودش پول بلیط ها را با موبایلش البته با کمک متصدی سایت پرداخت کرد ( 20 یوان) و اینطور بود که ما شانس بازدید از یک سایت زیبا را پیدا کردیم. بعد از عبور از گیت ورودی وارد یک راه سنگفرشی مستقیم به طول تقریبی سه کیلومتر می شوید که از میان باغی کشیده شده است. در دو طرف این مسیر، مجسمه هایی سنگی با اشکال پادشاهان، سربازان و حیوانات مختلف از شتر، سگ ، لاکپشت گرفته تا شیر و گوسفند و فیل موجود است. برای بازدید از این محل یک ساعت وقت بگذارید. اینجا را کلیک کنید.
خوشبختانه راننده باهوش ما در انتهای جاده و در کنار درب خروجی منتظر ما بود. از او خواستیم که ما را به پکن برساند ولی او به ما فهماند که بهتر است ما را در ایستگاه مترو پیاده کند تا هم در پول و هم در زمان ما به دلیل ترافیک عصر صرفه جویی شود. با تشکر از او در ایستگاه مترو پیاده شدیم و بابت لطفش 100 یوان بیشتر به او دادیم. ایستگاه مترو که البته از ایستگاههای تازه تاسیس خط صورتی پکن بود بسیار تمیز و مدرن طراحی شده است.
دستگاههای فروش بلیط به ساده ترین شکل ممکن کار می کنند. شما برای خرید بلیط کافی است اسم ایستگاه مقصد را تایپ کنید و یا از روی نقشه روی آن کلیک کنید تا میزان پول مورد نیاز برای خرید بلیط بر روی مانیتور دستگاه نمایش داده شود و با تایید آن پول را در محل مورد نظر گذاشته و کارت بلیط را دریافت  کنید. با این بلیط به گیت ورودی مراجعه کرده و با قرار دادن بلیط در محل مورد نظر از گیت عبور می کنید در مقصد هم کارت را در گیت خروجی وارد می کنید تا در باز شود و اینجاست که به هوشمندی چینی ها پی می برید چرا که این کارت برای استفاده مجدد در دستگاه حفظ می شود تا برای فروش به دستگاه مورد نظر منتقل شود و از این طریق از هدر رفتن و استهلاک کاغد و دستگاهها کاسته می شود. پکن 21 خط مترو دارد که تقریبا بیشتر مناطق شهر را پوشش می دهند. قیمت بلیط مترو با توجه به مسافتی که پیموده می شود متفاوت است و از 3 یوان برای مسیرهای کوتاه شروع می شود. واگنهای مترو بسیار تمیز و مدرن هستند و مسافران از طریق نمایشگرها و بلندگوهای داخل واگن می توانند ایستگاه مترو را شناسایی کنند. به طور کلی استفاده از مترو در پکن بسیار با صرفه است. برای آشنا شدن با خطوط مترو پکن اینجا را کلیک کنید.
روز چهارم 30 اردیبهشت:

اولین مقصد امروز بازدید از Temple of Heaven park است. با کمی پیاده روی در کمتر از بیست دقیقه به ورودی پارک رسیدیم. قیمت بلیط بازدید از این مجموعه 34 یوان است و برای بازدید یک ساعت زمان نیاز است. این سایت هم در لیست میراث جهانی به ثبت رسیده است. معبد اصلی که یکی از مقدس ترین معابد پادشاهان بوده،  به شکل دایره با قطر 30 متر و ارتفاع 38 متر است و در سال 1420 ساخته شد. نیایش برای فصل خوب برداشت محصول در این معبد انجام می شده و از اهمیت بالایی برخوردار بوده. در ادامه مسیر چندین معبد و مکان مذهبی دیگر وجود دارد. این مجموعه در میان پارک بسیار زیبایی (با وسعت 270 هکتار) که درختان گردو تنومندی دارد واقع شده است و مکان مناسبی برای شهروندان پکن است تا به دور از هیاهوی شهرا در محیطی آرام لحظاتی استراحت کنند.اینجا را کلیک کنید.
پرنده عجیبی که در این پارک نظر من را به خودش جلب کرد Azure-winged Magpie نام دارد که بسیار شبیه به زاغی است با این تفاوت که پرهای رنگی دارد. اینجا را کلیک کنید.

بعد از خروج از محوطه پارک اولین ایستگاه مترو را پیدا کردیم و به سمت Summer Palace حرکت کردیم. کاخ تابستانی همانطور که از اسمش پیداست محل گذران تابستان پادشاهان بود. ورودیه آن 60 یوان و زمان بازدید حداقل 3 ساعت است. این مجموعه کاخ که چند معبد بودایی را هم شامل می شود بر روی تپه ای که مشرف به دریاچه زیبایی با وسعت 3 کیلومتر مربع است ، با منظره فوق العاده قرار دارد. اگر از درب شمالی وارد مجموعه شوید، دریاچه کوچکی را می بینید که در اطراف آن مغازه های مختلف سوغاتی فروشی و تعدادی رستوران احداث شده است. با ادامه مسیر از میان یک معبد بودایی گذر می کنید و به بالای تپه می رسید.
 قبل از اینکه از تپه به سمت دریاچه پایین روید بهتر است راه کاخ تابستانی را پیدا کنید تا مثل ما مجبور نباشید 140 پله را برای رسیدن به کاخ بالا بیایید. پیاده روی در اطراف دریاچه خالی از لطف نیست به خصوص که از طریق یک پل می توانید به جزیره کوچکی که در میان دریاچه قرار دارد دسترسی پیدا کنید.

در برگشت وقتی به مرکز شهر رسیدیم کمی در خیابانهای اطراف میدان تیانامن گشتیم و برای شام به رستوران معروف liqun roast duck که اردک سرخ شده سرو می کند رفتیم. این رستوران بسیار کوچک  در کوچه پس کوچه محله چیانمن قرار دارد. در و دیوار رستوران پر است از عکس هایی از افراد سرشناس که در این رستوران غذا خورده اند از روسای جمهور و سفیران کشورها گرفته تا هنرپیشه ها و خوانندگان معروف.  یک اردک سرخ شده تقریبا 200 یوان قیمت دارد که برای دو تا سه نفر کافی است. در صورت درخواست شما، گوشتهای اردک را کاملا جدا کرده و استخوانها را در بشقاب جدا می آورند. در کنار گوشت اردک انواع و اقسام سبزیجات مختلف هم سرو می شود. در کل امتحان این غذا را توصیه می کنم.
روز پنجم، 31 اردیبهشت:

صبح زود با تاکسی به فرودگاه رفتیم تا به سمت شهر Xining و سپس لهاسا پرواز کنیم. حدود دو و نیم ساعت طول کشید تا در ساعت 9:20 به Xining رسیدیم. پرواز بعد ما به مقصد لهاسا 5 ساعت بعد انجام می شد و ما در این میان حدود 3 ساعت وقت آزاد داشتیم. اولین مشکل ما این بود که چون خط هوایی پکن به Xining با خط هوایی که ما را به لهاسا می برد متفاوت بود بنابراین مجبور شدیم تا چمدانهایمان را بگیریم ولی خوشبختانه ایرلاین دوم قبول کرد که زودتر بار ما را تحویل بگیرد. مراحل Check in برای مقصد لهاسا کمی دنگ و فنگ دارد. علاوه بر مدارک شناسایی، باید مجوز ورود به تبت را هم ارائه کنید که خوشبختانه این مدرک توسط تور،ا به آدرس هتل ما در پکن ارسال شده بود. نهایتا بارها را دادیم و تصمیم گرفتیم تا به شهر برویم. هنگامی که در سالن فرودگاه مشغول صحبت بودیم فردی جلو ما آمد و شروع کرد به فارسی صحبت کردن!! او که با خانواده خود مسافرت می کرد گفت که اهل Xining است و مدتها در ایران کار می کرده است. از فرودگاه خارج شدیم تا به شهر برویم اینجا بود که متوجه شدیم فاصله فرودگاه تا شهر حدودا 30 کیلومتر است. تصمیم گرفتیم تا برای ساعات در پیش رو تاکسی اجاره کنیم و از راننده بخواهیم تا نقش تور لیدر را برای ما بازی کند. مشکل اصلی ارتباط برقرار کردن با افراد همچنان به قوت خود باقی بود که خوشبختانه با پا در میانی خانمی که انگلیسی می دانست مشکل ما حل شد او همچنین تا حد امکان در قیمت برای ما چانه زنی کرد و نهایتا قرار شد با پرداخت 350 یوان، تاکسی برای ساعات در پیش رو در اختیار ما باشد. خوشبختانه راننده تاکسی بسیار مرد خوشرو و با ادبی بود و سعی می کرد تمام توضیحاتش را با استفاده از اپلیکیشن مترجم زبان چینی به انگلیسی که بسیار در چین متداول بود به ما منتقل کند.

شهر شینینگ مرکز استان Qinghai از استانهای غربی چین است این شهر که در روزگاران قدیم در مسیر جاده ابریشم قرار داشت از اهمیت ویژه ای برخوردار بود. جمعیت آن بیش از دو و نیم میلیون نفر است و جمعیت قابل توجهی از مسلمانان در آن زندگی می کنند. به طوری که چندین مسجد در سطح شهر وجود دارد. راننده ابتدا ما را به دیدن معبد معروف Nanchan Temple برد. این معبد بودایی که 5 حیاط و عبادتگاه دارد از معابد معروف بودایی است و در زمان سلسله Song (قرن 10) ساخته شده است. برای بازدید از این معبد یک ساعت زمان نیاز است. راننده در میانه مسیر قسمتی از دیوار قدیم شهر که در قرن چهاردهم ساخته شده است را به ما نشان داد.
سپس به سمت معابد معروف Tulou Temple در صخره های کوه Beishan حرکت کردیم. این معبد یکی از مهمترین معابد تائوئیسم در چین است(برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید). ساخت این معابد به سلسله Wei  در قرن سوم و چهارم میلادی برمیگردد. تعدادی غار نیز بر دیواره صخره ای کوه حفر شده است که متاسفانه بعلت تعمیرات قادر به بازدید از آنها نشدیم. برای بازدید از این معابد یکساعت زمان نیاز است. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.
در مسیر بازگشت دریافتیم که این شهر نیز چون پکن بسیار تمیز و منظم با شهرسازی اصولی است. هنوز یکساعت به پرواز فرصت بود که راننده ما را به فرودگاه رساند و به این ترتیب توانستیم در زمان کوتاه یکی دیگر از شهرهای کشور وسیع چین را ببینیم. ساعت 14:35 شهر شینینگ را به مقصد لهاسا ترک کردیم و ساعت 16:50 به لهاسا وارد شدیم. در هنگام خروج از فرودگاه مجددا تمام مدارک شناسایی و مجوز ورود به تبت چک شد. راهنمای تور در درب خروجی سالن فرودگاه منتظر ما بود او با انداختن شال سفید رنگی بر گردن ما از به ما خوش آمد گفت. پس از انتقال بارها به مینی بوس به اتفاق تعداد دیگری از مسافرها راهی لهاسا شدیم. فرودگاه در دره معروف یارلونگ قرار دارد و فاصله آن تا شهر لهاسا حدود 60 کیلومتر است که به یکساعت زمان نیاز دارد. با خروج از فرودگاه جاده در امتداد رود معروف یارلونگ ادامه می یابد. پل بزرگی بر روی رود یارلونگ زده شده است و این جاده با کمک یک تونل طویل به سمت لهاسا ادامه می یابد.

رود یارلونگ که از کوههای هیمالیا سرچشمه می گیرد، نهایتا با عبور از تبت وارد کشور هند می شود از اینجا به بعد اسم این رود به رود براهماپوترا تغییر می کند و نهایتا پس از گذر از کشور بنگلادش وارد خلیج بنگال می شود. این رود یکی از رودهای مقدس در فرهنگ هندو می باشد.
با ورود به شهر لهاسا، راهنمای تور ما را به مسافرخانه ای که برای ما در نظر گرفته بود راهنمایی کرد. او به ما یادآور شد که به سبب مسائل امنیتی شدید که در تبت حاکم است نباید از سربازان و نیروهای امنیتی و همچنین مکانهای دولتی عکاسی کنیم. تردد در داخل شهر برای توریستها آزاد است ولی برای خروج از شهر حتما همراهی راهنما الزامی است و در برخی مناطق هم نیاز به مجوزهای جداگانه است. کلا در تبت صحبت درباره مسائل سیاسی بسیار خطرناک است و توصیه شده است که حتی از راهبان هرگز درباره مذهب و حتی رهبر آنها دالای لاما سوالی پرسیده نشود.

هنوز هوا روشن بود که برای گشت و گذار در اطراف مهمانسرا آماده شدیم. خوشبختانه محل اقامت ما در نزدیک مرکز شهر قرار داشت و پیاده می شد به میدان مرکزی که Barkhor Square نام دارد دسترسی داشت. با ورود به کوچه و خیابانهای اطراف میدان و همچنین معبد Jokhang وارد فرهنگ بودایی شدیم. معبد Jokhang یکی از مهمترین معابد بودایی جهان است و همواره زائران بسیاری برای زیارت این معبد به لهاسا وارد می شوند. مراسم مذهبی بودایی ها بسیار خاص و تابع مقررات ویژه ای است که هر کدام فلسفه خودش را دارد. هر چقدر که به معبد نزدیکتر می شدیم تعداد بیشتری از افرادی را می دیدیم که دعاگویان به معبد نزدیک می شوند. عده ای با حالت رکوع و سجده و سپس خزیدن بر روی زمین به حرکت خود ادامه می دهند و افرادی را می توان یافت که از صدها کیلومتر دورتر و طی روزها با این روش خود را به این معبد رسانده اند.
 معبد درست در وسط میدان قرار دارد و اطراف آن پر است از فروشگاههای مختلف که بیشترشان اشیاء مذهبی و همچنین سوغاتی می فروشند. در اطراف معبد استوانه های مدور که در آیین بودایی بسیار رایج است با اندازه های مختلف در حال گردش است. گردش به دور معبد باید در جهت عقربه های ساعت باشد. در ساعتی که ما به محوطه معبد رسیدیم، درب اصلی معبد بسته بود ولی زائران در جلو درب مشغول مناجات بودند. هنگامی که مشغول تماشای مغازه ها بودیم، گروهی از مردان  تبتی به سراغ ما آمدند و خواستند که با ما عکس بگیرند. این موضوع در روزهای بعد هم تکرار شد. ظاهرا یافتن افرادی که چشم بادامی نیستند در این سرزمین کمی مشکل است!!!
در دو سوی خیابان اصلی شهر که خیابان پکن نام دارد نمای اصلی ساختمانها، که به شکل پنجره های مستطیلی کوچک هستند حفظ شده اند و در نورپردازی شبانه بسیار زیبا جلوه  می کنند.
شاید یکی از چالش برانگیزترین موضوعات سفر به تبت، تطابق با ارتفاع بالا باشد که تازه واردها به منطقه آنرا با حالتی که سندرم ارتفاع نام دارد تجربه می کنند. کم اشتهایی، خستگی مفرط، احساس سبکی در سر، کوتاه شدن تنفس، احساس تپش قلب، سردرد، بیخوابی یا بدخوابی، تهوع و همچنین بی قراری از علایم این سندرم هستند. برای مقابله با آن باید به قول کوهنوردان، هم هوایی (acclimatization)  ایجاد شود. یعنی به تدریج و با سرعت کم به ارتفاع اضافه کرد که البته در این گونه سفرها که با هواپیما و یا اتومبیل انجام می شود امکان آن وجود ندارد. راه دیگر استفاده از داروهایی است که با تغییر در PH خون و همچنین کاهش ادم، امکان ایجاد این بیماری را به حداقل می رسانند ولی نکته این است که افراد باید چند روز قبل از ورود به مناطق مرتفع این داروها را شروع کرده باشند. در غیر این صورت که بهترین راه درمان نوشیدن آب زیاد به همراه مسکن ساده است. اگر بهبود حاصل نشد کم کردن ارتفاع چاره کار خواهد بود.  گفته می شود که برخی افراد مستعد حتی در هنگام عبور از ارتفاع 2500 متر هم ممکن است برخی علائم را نشان دهند در حالی که برای برخی حتی تا ارتفاع 6000 متر هم اتفاق نمی افتد. برای اینکه کمی بیشتر درباره زندگی در ارتفاع بدانیم بهتر است به مثالهای عینی زیر توجه کنید. شهر تهران در ارتفاع 1100 متری قرار دارد و ارتفاع شمالی ترین نقطه شهر تهران یعنی دربند حدود 1700 متر است. مرتفع ترین شهر ایران فریدونشهر با 2530 متر ارتفاع از سطح دریا است. حال در نظر بگیرید که ارتفاع لهاسا 3656 متر است (ارتفاع قله توچال حدود 3960).

قبل از ادامه گزارش سفر بهتر است کمی بیشتر درباره تبت بدانیم. بنابراین من متن زیر را عینا از ویکی پدیا فارسی کپی کرده ام.

تَبّت (به زبان تبی: བོད، تلفظ: بُد) یک ناحیه جغرافیایی در غرب چین است که در قدیم کشوری مستقل بود و حدود ۲٬۴۰۰٬۰۰۰ کیلومتر مربع وسعت داشت. ناحیهٔ تبت از سال ۵۱–۱۹۵۰ به کشور چین ضمیمه شد. ناحیهٔ تبت بر روی فلاتی بلند به نام فلات تبت قرار گرفته که میانگین ارتفاع آن ۴۹۰۰ متر بالاتر از سطح دریاست و مرتفع‌ترین فلات جهان به‌شمار می‌آید.

مردم تبت قومیت، هویت، زبان، و دین خاص خود را دارند اما امروزه مهاجرت شمار فراوانی از چینیان هان و هوئی اقلیت بزرگی از چینی‌تباران را در تبت به‌وجود آورده‌است. تبتیان دو دین اصلی دارند که یکی دین قدیمی بون (Bön) است و دیگری بوداگرایی.

پایتخت سنتی تبت، شهر لهاسا است که با ۵۶۰ هزار نفر جمعیت اکنون مرکز منطقه خودمختار تبت در چین است.

زمانی که ارتش آزادی‌بخش خلق چین در سال ۱۹۵۰ به تبت حمله کرد تبت حکومتی دینسالار به رهبری دالاییلامای چهاردهم داشت. دالایی‌لامای چهاردهم که تنزین گیاتسو نام دارد از آن زمان در هندوستان در تبعید به‌سر می‌برد. بسیاری از اهالی تبت خود را به دالایی لاما، رهبر معنوی در تبعید تبت وفادار می‌دانند. بسیاری از تبتی‌ها از این مسئله شکایت دارند که فرهنگ بومی آن‌ها به دلیل سیاست‌های دولت چین در حال محو شدن است. حاکمیت چین بر تبت کماکان به صورت مسئله‌ای بحث‌برانگیز باقی مانده‌است و سازمان‌های مدافع حقوق بشر، مقامات چین را متهم می‌کنند که درصددند فرهنگ بودایی‌های تبت را نابود و وفاداران به دالایی لاما رهبر روحانی تبعیدی آن‌ها را سرکوب کنند.

از لحاظ تاریخی، جنوب و شرق تبت همواره پرجمعیت‌ترین بخش کشور را تشکیل داده‌است. در آن منطقه، در اواسط قرن ششم، پادشاهی‌های رقیب پرشماری حضور داشتند که تحت اختیار تعدادی رهبر قبیله عمل می‌کردند. یکی از آن‌ها، پادشاهی یارلونگ بود که در دره یارلونگ قرار داشت. عنوان رسمی مهم‌ترین رهبر قبیله یارلونگ، «تسنپو» بود که معنی پادشاه و قدرقدرت می‌دهد. این عنوان پس از آن برای همه پادشاهان امپراتوری تبت نیز مورد استفاده قرار گرفت. نخستین پادشاهان یارلونگ نیز از نام دودمانی پوگیه‌ل، پادشاه پو، استفاده می‌کردند که به احتمال زیاد با خاستگاه این سلسله در منطقه پووو، در جنوب شرقی تبت مرتبط بود.

دوره‌گذار از زمانی که رهبران یارلونگ به عنوان رهبران قبیله‌ای منطقه عمل می‌کردند به زمانی که ایشان تبدیل به شاهان امپراتوری تبت شدند، نقطه آغاز تشکیل امپراتوری تبت به‌شمار می‌آید. این‌گذار در پایان قرن ششم میلادی صورت گرفت. تاریخ تبت متحد با فرمانروایی سونگتسن گامپو (۶۰۴–۶۵۰) آغاز شد. او بخش‌هایی از دره رودخانه یارلونگ را متحد کرد و امپراتوری تبت را بنیان نهاد. پیش از سونگتسن گامپو، شاهان تبت بیشتر جنبه افسانه‌ای دارند و شواهد کافی برای اثبات وجود آن‌ها وجود ندارد. سونگتسن گامپو تحت تأثیر ملکه‌های نپالی و چینی خود بوداگرایی را به تبت وارد کرد. ابداع الفبای تبتی و در نتیجه، تثبیت زبان کلاسیک تبتی در منطقه، نیز از کارهای اوست.

در نیمه دوم سده هفتم و نیمه دوم سده هشتم، امپراتوری تبت یکی از قدرتمندترین مملکت‌های مرکز آسیا بود. امپراتوری و سلسله فرمانروای آن در میانه‌های سده نهم دچار زوال شد و پس از آن تبت یک قرن،  تشتت سیاسی را تجربه کرد. در ابتدای سده ۱۱، حکومت لامایی در آنجا برقرار گشت.

از سال ۱۲۳۹، گودان خان، از رهبران مغول، بخشی از تبت را تصرف کرد. فرمان‌روایی مغول‌ها بر تبت، حدوداً دوره ۱۲۵۰ تا ۱۳۶۰ را پوشش داد. در این دوره، تبت میزان محدودی از خودمختاری منطقه‌ای را تجربه کرد که توسط کاربه‌دستان طریقت ساکیا، که یکی از مکتب‌های بوداگرایی تبتی است، به اجرا گذاشته می‌شد. این خودمختاری البته توسط یک ساختار اداری که توسط حاکمان مغول ایجاد شده بود، محدود نگه داشته می‌شد.

دین‌سالاران بودایی، معروف به لاماها، تا قرن ۱۵–۱۶ که دوره تأسیس دالایی لاما بود، مستبدانه بر تبت حکومت کردند.

این کشور و مخصوصاً شهر لهاسا از بزرگترین مراکز مذهبی پیروان بودا و نیایشگاه‌ها و بتکده‌های عظیم آن زیارتگاه بزرگ بودائیان جهان است و شخص دالایی لاما یک قدرت مذهبی و سیاسی است. دالایی لاما چین را متهم به نسل‌کشی فرهنگی در قبال مردم تبت کرده‌است.موارد متعدد خودسوزی راهب‌ها و راهبه‌های تبتی در اعتراض به سیاست‌های چین در تبت، از رویدادهای خبری مورد توجه رسانه‌های جهان بوده‌است.

رابطه دولت چین با دالایی لاما بسیار تیره است. چین رهبر معنوی تبت در تبعید را به تلاش برای جدایی تبت از جمهوری خلق چین متهم می‌کند. دالایی‌لاما اما تأکید دارد که خواستار استقلال تبت نیست بلکه در پی دستیابی به خودمختاری بیشتر برای این منطقه است.

جغرافیا

منطقه خودمختار تبت یکی از ۵ منطقه خودمختار چین است و در یادداشت‌های کتب چینی از آن بعنوان «سی زانگ» یاد می‌شود. این منطقه در مرز جنوب غربی چین و جنوب غربی فلات چینگ های- تبت واقع است. این منطقه در جنوب و غرب با کشورهایی مانند برمه، هند، بوتان و نپال هم‌مرز بوده و خط مرزی آن به حدود ۴ هزار کیلومتر می‌رسد. مساحت کل این ناحیه بیش دو میلیون و 400 هزارکیلومتر مربع می‌باشد(یعنی کمی بزرگتر از کشور الجزایر که خود از لحاظ وسعت دهمین کشور جهان است). تبت یک منطقه کم جمعیت و نیز با تراکم جمعیتی کم در چین به‌شمار می‌رود. تراکم جمعیت در هر کیلومتر مربع کمتر از دو نفر است. تبت در جنوب غربی چین و بر سرحد شمالی نپال واقع است و آن را از جهت ارتفاعی که از سطح دریا دارد، بام دنیا گویند. تبت بزرگترین و مرتفع ترین فلات آسیا و جهان است که در میان بزرگترین و معظم‌ترین رشته‌کوه‌های جهان قرار دارد و رودهای قابل اهمیت جنوبی و شرقی آسیا از آن سرازیر می‌گردند. تبت فلاتی است لم یزرع که ارتفاع متوسط آن از سطح دریا ۵۰۰۰ متر است (ارتفاع قله دماوند از سطح دریا ۵۶۴۰ متر است) و جنوب آن را ارتفاعات بسیار بلند هیمالیا فراگرفته‌است.

کشاورزی و دامداری

هوای این سرزمین بسیار سرد و درجه حرارت متوسط این منطقه ۱۰ درجه سانتیگراد زیر صفر است و بر اثر این سرما زراعت و درختکاری در آنجا بسیار نادر و ناچیز است و تنها منبع ثروت عمده این کشور پرورش حیوانات است و علاوه بر فقر مواد غذایی که در این سرزمین حکمفرماست، بر اثر فقدان جنگل موضوع سوخت هم در آنجا یکی از مشکلات است.

حیواناتی که در این کشور پرورش می‌یابند عبارتند از: نوعی گاومیش که به یاک معروف است، اسب، گوسفند و بز که پشم و پوست و چرم آن‌ها بزرگترین رقم صادراتی کشور تبت را تشکیل می‌دهد. پشم بز و گوسفند تبت بر اثر سرما بسیار مرغوب است و در درجه اول قرار دارد و پارچه‌های پشمی آن بسیار لطیف و شهره آفاق است.

طلا در این خطه فراوان است ولی بطرز بدوی استخراج می‌گردد.  بیشتر رودهایی که بطرف مشرق این سرزمین جریان دارند، دارای ذرات طلا می‌باشند و اغلب در جریان‌ آرام رودها جدا و استخراج می شوند.

مردم

مردم بومی تبت مردم فقیری هستند و کشاورزی در آب و هوای آن جوابگوی جمعیت زیاد نیست. منطقه تبت با وجود وسعت زیادش دارای جمعیت کمی می‌باشد. یکی از رسوم مردم تبت این است که جسد مردگان در آن خوراک پرندگان و حیوانات می‌شود.

تبت تنها کشوری است که در آن زنان، در شرایط خاص، مجاز به داشتن چند شوهر می‌باشند. به این صورت که اگر مردی چند پسر داشته باشد و استطاعت مالی کافی برای ازدواج همهٔ آن‌ها را نداشته باشد، برای همهٔ آن‌ها یک زن می‌گیرد.

قوم تبتی حدود ۴ میلیون و ۶۰۰هزار تن جمعیت دارد و در این میان حدود ۲ میلیون و ۱۰۰هزارنفر در منطقه خودمختار تبت و دیگران نیز به‌طور پراکنده در استان‌های «چینگ‌های “؛ ” سی چوان “، ” گان سو ” و ” یون نان» زندگی می‌کنند. قوم تبت زبان خاص خود را دارد. ریشه‌های این زبان به پیش از سدهٔ هفتم پیش از میلاد می‌رسد و نوعی از زبان چینی-تبتی به حساب می‌آید. از سمت چپ به راست نوشته می‌شود و در تمام مناطق قومی، تبتی رایج است.

دین بودای تبتی که صاحب خصوصیات محلی تبت است از هند باستانی به تبت رواج یافته و با دین کهن محلی در هم آمیخته‌است. مذهب بودا در تبت که تبتی‌ها به آن اعتقاد دارند آمیخته‌ای از مذهب بودا با مذهب پیشین تبت به‌شمار می‌آید و در عین حال ویژگی‌های خود را نیز حفظ کرده‌است. برای نمونه نظام تناسخ در جسم به این معنا که پس از مرگ بودای بزرگ، کودکی به عنوان جانشین وی توسط هیئت داوران لامائی تعیین می‌شود.

اقتصاد

واردات این کشور نخ، پارچه، مواد غذائی، برنج و چای است و بزرگترین مرکز بازرگانی آن «گیانگتسه» و «یاتونگ» و «گارتوک» و «شی گاتسه» است که سه شهر اول برای داد و ستد بازرگانان خارجی و استقرار نمایندگی‌ها آزاد است.

ارتفاع خط آهن تبت که «راه‌آهن از درون ابرها» نامگذاری شده‌است، ۳۶۰۰ تا ۴۰۰۰ متر از سطح دریا در نقاط مختلف آن است. در مسیر این خط آهن که از شهر لهاسا تا شهر شیگاتسه در تبت کشیده شده‌است، ۲۹ تونل و ۱۱۶ پل وجود دارد که در مجموع، نزدیک به نیمی از تمامی طول این خط آهن را تشکیل می‌دهند. طی این مسیر بین دو شهر یاد شده در تبت برای قطارها حدود دو ساعت طول می‌کشد.

 روز ششم، اول خرداد 98:

اولین محل مورد بازدید امروز ما Potala Palace یا همان قصر دالای لاما است که قدمت آن به قرن هفتم برمی گردد. ولی شکل فعلی قصر در زمان دالای لامای پنجم ساخته شد. قبل از شروع برنامه با افراد تور که قرار است چند روزی را با هم باشیم آشنا شدیم. گروهی دونفره از سنگاپور، سه نفر از هنگ کنگ، یک نفر از هند، یک نفر از برزیل .

به ما گفته شد که فقط یک بطری آب و دوربین با خود به داخل کاخ بیاوریم. بلیط ها توسط تور تهیه شده بود و در هنگام ورود به ما داده شد(100 یوان). راهنمای ما توضیحات مفصلی درباره کاخ و دالای لاما هایی که در این کاخ زندگی کرده اند ارائه داد. او گفت که روایتهای متفاوتی از تاریخ تبت گفته می شود که تعدادی از آنها توسط چینی ها تحریف شده است و واقعیت کم کم کمرنگ شده است چرا که بازگویی آن مجازاتهای سنگین از قبیل زندانهای طویل المدت دارد. او گفت که چینی ها برای کنترل تبت از حکمرانان چینی در این منطقه استفاده می کنند و برخی از حقوق شهروندی از قبیل سفر به خارج از چین را از شهروندان تبتی گرفته اند. کنترل سیاسی و امنیتی بر روی شهروندان تبتی بسیار شدید است و با آنها شبیه به شهروندان درجه دو برخورد می شود. تقریبا در همه نقاط شهر و حتی داخل وسایل نقلیه عمومی دوربین مدار بسته کار گذاشته شده است. راهنما به ما گفت که در سال گذشته به سبب اینکه یکی از مسافران از پنجره مینی بوس پرچم منطقه خودمختار تبت را بیرون آورده به راننده مینی بوس 5 سال و به راهنمای تور 7 سال زندانی داده اند.

ساختمان اولیه کاخ potala که قصر زمستانی دالای لاما بوده است در قرن هفتم و بر روی تپه ساخته شده است. این بنای عظیمی 999 اتاق است. دالای لاما پنجم نخستین دالای لاما بود که از این کاخ استفاده کرد.  این بنا با رنگ سفید(محل اقامت دالای لاما) و قرمز(محل عبادت) و زرد رنگ آمیزی شده است. به گفته راهنما به دلیل شرایط جوی این منطقه، هر چند سال بنا مرمت شده و رنگامیزی می شود.  این بنا 115 متر ارتفاع دارد و در 13 طبقه ساخته شده است. داستانهای زیادی درباره این کاخ وجود دارد که از حوصله این گزارش خارج است. عکاسی در داخل کاخ ممنوع است. اجازه بازدید فقط برای تعدادی از اتاقها وجود دارد. مجسمه های بودا و همچنین اشیاء قیمتی و قدیمی بسیاری در این مجموعه وجود دارد که راهنمایان تور با توجه به سطح معلومات خود با حرارت برای مسافرانشان توضیح می دهند. برای بازدید از این مجموعه به سه ساعت زمان نیاز دارید. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.
بعد از بازدید از کاخ به پارک مجاور پارک رفتیم. در جای جای پارک موسیقی نواخته می شد و جمعیت زیادی مشغول رقص تبتی بودند. شکل رقص آنها به رقص کردی ما بی شباهت نبود.

سپس برای بازدید ازJakhang Temple به میدان بارخور برگشتیم. برای ورود به محوطه میدان باید بازرسی بدنی انجام شود. راهنما به ما گفت که تدابیر امنیتی در این میدان بسیار شدید است. دوربینهای مدار بسته همه قسمتهای میدان را زیر نظر دارند و تعدادی تک تیرانداز بر روی پشت بام ها همواره در آماده باش به سر می برند.  این معبد برای بوداییان ارزشی معادل مکه برای مسلمانان دارد. ورودیه آن 85 یوان است و برای بازدید به یکساعت زمان نیاز دارد. قدمت آن به 1300 سال پیش برمی گردد. در داخل معبد مجسمه های بودا و همچنین اشیاء مذهبی وجود دارد که بسیاری از آنها کاملا مقدس هستند.
بعد از خروج از میدان و پس از یک روز طولانی هوس چای کردیم. به واقع علی رغم اینکه چینی ها اولین افرادی بودند که چای را به شکل امروزی فراوری کردند و به کشورهای دیگر هم فرستادند، ولی یافتن مکانی برای نوشیدن چای در کل چین بسیار دشوار است. ما حتی برای نوشیدن چای صبحانه هم در بسیاری از مکانها و حتی هتلها دچار مشکل بودیم. چای سبز در بیشتر جاها پیدا می شد ولی چای سیاه نبود که نبود! حتی Tea bag هم در فروشگاهها پیدا نمی شد.

هنگامی که در اطراف میدان بارخور دنبال چای خانه یا کافی شاپ برای  صرف چای می گشتیم مرد حدودا 60 ساله ای را دیدیم که یونیفرم پلیس به تن داشت. از او آدرس مکانی برای نوشیدن چای را پرسیدم و او بلادرنگ مکانی را در طبقه دوم ساختمانی که زیرش ایستاده بود را به ما نشان داد. سپس از من پرسید که از کجا آمده ایم و پس از اینکه فهمید ایرانی هستیم بسیار ابراز ارادت نسبت به ایرانی ها کرد و گفت که ایرانی ها را دوست دارد. من هم از او تشکر کردم و دوستان خود را خبر کردم تا خبر یافتن یک مکان مناسب برای چای نوشیدن را به آنها بدهم. اما نکته جالب این بود که ورودی ساختمان را برای رفتن به طبقه دوم پیدا نمی کردیم. لذا به سراغ مرد پلیس رفتیم و او هم ما را کمک کرد تا به طبقه دوم برسیم. خودش هم وارد این مکان که رستوران-کافی شاپ بود شد و به مسئول رستوران سفارش کرد تا میز خوبی که مشرف به منظره میدان باشد به ما بدهد. ما هم بلادرنگ چای سفارش دادیم و منتظر رسیدن چای داغ بودیم. مرد پلیس هم که نوشیدنی دیگری در دست داشت آمد و کنار ما نشست. به او تعارف کردیم که اگر چای یا چیز دیگری میل دارد برایش سفارش دهیم ولی او با تشکر گفت که همین نوشیدنی که در دست دارد کافی است. یکی از دوستان به او سیگار تعارف کرد و او هم قبول کرد و با هم رفتند و سیگار کشیدند. وقتی برگشتند دوست ما به او یک پاکت از سیگارهایش داد. او هم با خوشرویی پذیرفت و دستبند دستش را به دست دوست ما انداخت. ما مشغول نوشیدن چای بودیم و برای او هم نوشیدنی دیگری سفارش دادیم. او هم برایمان تعریف کرد که دخترش در استرالیا زندگی می کند و شروع کرد با انگلیسی کج و کوله تعریف کردن. سپس او گردنبندی را از گردنش درآورد و برای یادگاری به من داد. هر چه من گفتم که من گردنبند نمی اندازم و از لطفش تشکر کردم ولی گفت که این گردنبند برای من خوش یمن خواهد بود و از من محافظت خواهد کرد. من هم گردنبند را در گردنم انداختم و تشکر کردم. هنگامی که  پیشخدمت صورت حساب ما را آورد من گردنبند را به او نشان دادم و به او گفتم که مرد پلیس این یادگاری را به من داده است. پیشخدمت مهره گردنبند را لمس کرد و از من پرسید که آیا می دانم که ارزش این گردنبند چقدر است؟ من هم گفتم که هیچ ایده ای ندارم! سپاس او به من گفت که قیمتش خیلی زیاد است ولی قیمت دقیقش را نمی داند! از پیشخدمت پرسیدم که برای جبران این محبت به مرد پلیس چه بدهم و آیا دادن پول صحیح است؟ که او گفت این مرد پلیس انسان عجیبی است و گاه گداری به رستوران آنها سر می زند و انسان محتاجی نیست و احتمالا از دادن پول ناراحت خواهد شد. بعد تصمیم گرفتم تا پول 12 نوشیدنی را برای او پرداخت کنم و به پیشخدمت گفتم که بعد از اینکه ما از رستوران رفتیم به او بگوید که پول 12 نوشیدنی را برای او پرداخت کرده ایم. هنگامی که از رستوران خارج شدیم برای خرید مقداری سوغاتی و یادگاری تبتی به بازارچه اطراف معبد رفتیم. اولین چیزی که نظر مرا جلب کرد مهره هایی بود که شباهت زیادی به مهره گردنبند من داشت و به مقدار زیاد در فروشگاهها موجود بود و به قیمت حدود 5 دلار فروخته می شد. وقتی یکی از آنها را برداشتم احساس کردم که جنس آن با چیزی که در گردنبند من است متفاوت است. کمی که دقت کردم دیدم مهره های مشابهی در زیر ویترین برخی مغازه ها وجود دارد که قیمتهای متفاوتی از 500 تا 2000 دلار دارند. گردنبند را به فروشنده ای نشان دادم و خواستم که ارزش آن را برآورد کند که او ورانداز کرد و بعد گفت که از این چیزها نمی خرد. فروشنده دیگر هم با نگاه مشکوک تقریبا همین جواب را به من داد.
 کمی بیشتر در کوچه های اطراف پرسه زدیم و با آغاز باران به سمت مهمانپذیر حرکت کردیم. هوا کاملا تاریک شده بود که به پیشنهاد راهنمای تور برای دیدن نورپردازی شبانه Potala Palace راهی شدیم. هوای بارانی به زیبایی کاخ که با پروژکتورهای قوی نورپردازی شده بود افزوده بود.
روز هفتم، دوم خرداد 1398:

طبق قرار ساعت 9 صبح سوار بر مینی بوس به سمت غرب تبت به راه افتادیم. ابتدا وارد دره یارلونگ شدیم و در امتداد رودخانه یارلونگ به سمت غرب ادامه مسیر دادیم.
 توقف کوتاهی در کنار رود داشتیم و سپس به سمت گردنه Gangbala حرکت کردیم این گردنه در ارتفاع 4280 قرار دارد. توقف کوتاه ما در این منطقه سبب شد تا با موجودی عجیب روبرو شویم یعنی سگ تبتی! این سگها که جثه بسیار بزرگی دارند از لحاظ قدرت بدنی هم کم نظیر هستند. چند تا از آنها را که چون شیر یال و کوپال بلندی هم داشتند در معرض نمایش گذاشته بودند و توریستها در ازای پرداخت 10 روپیه با آنها عکس می گرفتند. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.

 همچنین چند راس گاو تبتی یا یاک هم به همین منظور در این محل موجود بود. یاک ها در مناطق مرتفع هیمالیا و پامیر زندگی می کنند. زندگی مردم این مناطق به پرورش این حیوانات وابسته است. از گوشت، شیر، پوست، پشم و حتی مدفوع این حیوانات استفاده زیادی می شود. پشم این حیوان بهترین پشم برای چادرهایی است که در مناطق سرد استفاده می شود. این حیوانات تنها حیواناتی هستند که قادرند در مناطق بسیار مرتفع بارکشی کنند. برای اطلاعات بیشتراینجا را کلیک کنید.

سپس به کنار دریاچه زیبا و فیروزه ای  Yamdrok رسیدیم. این دریاچه در ارتفاع 4441 متر قرار دارد. فاصله آن تا لهاسا 100 کیلومتر است. این دریاچه که در میان کوههای بلند قرار گرفته 640 کیلومتر مربع وسعت دارد و یکی از سه دریاچه مقدس در تبت است. برف تازه باریده شده در این ارتفاعات وجود داشت و عده ای از فرصت استفاده کرده و مشغول برف بازی شدند.
 در ادامه مسیر به یخچال طبیعی Karola رسیدیم. راهنما به ما توضیح داد که این یخچال در سالیان نه چندان دور وسعتی بیش از این داشته و پدیده گرمایش زمین سبب شده تا بر سرعت تخریب یخچال افزوده شود. با کمی دقت می شد دید که یخچال در حال ذوب شدن است. ارتفاع این منطقه طبق تابلو راهنما 5020 متر ثبت شده بود.
 سپس کمی ارتفاع کم کردیم و در منطقه Manak توقف کوتاهی داشتیم. بر روی رود Nyang Qu سد احداث شده است. نمای دریاچه پشت سد که در دره ای عمیق گسترده شده، بسیار زیباست. تعداد زیادی از پرچمهای رنگارنگ مذهبی در این محل آویخته شده است که به زیبای آن افزوده است.
 با ادامه مسیر به شهر Gyangze وارد شدیم. این شهر 4000 متر ارتفاع و حدود 60000 نفر جمعیت دارد. مهمترین بنای داخل این شهر صومعه Palcho و همچنین عبادتگاه Kumbum است. این عبادتگاه بودایی که به شکل یک مخروط ساخته شده است، 6 طبقه دارد که دسترسی به همه طبقات امکان پذیر است. 77 اتاقک با مجسمه های بسیار در این عبادتگاه وجود دارد و از نظر مذهبی مکان بسیار مهمی برای بوداییان است. برای بازدید از این مکان 45 دقیقه زمان نیاز است.

 در خروجی شهر قلعه ای به سبک کاخ Potala وجود دارد که مربوط به یکی از دالای لاماها بوده است. با ادامه مسیر به دو راهی می رسیم که یک راه به سمت مرز کشور بوتان می رود و دیگری که مسیر ما است به شهر شیگاتسه ختم می شود. شیگاتسه دومین شهر بزرگ منطقه تبت است. ارتفاع آن از طرح دریا 3850 متر است. تقریبا هوا داشت تاریک می شد که به هتل رسیدیم. هتل Wanrun ، یکی از بزرگترین هتلهای شهر است که در کلاسهای مختلف اتاق دارد. چون ما تور را با قیمت پایین گرفته بودیم، بنابراین اتاق درجه دو را به ما دادند که البته راحت و تمیز بود ولی دستشویی و حمام خارج از اتاق قرار داشت و با توجه به سرد شدن هوا در هنگام شب کمی کار را مشکل می کرد. برای صرف شام از هتل خارج شدیم. در خیابان اصلی شهر رستوران کوچکی که غذای ساده ای سرو می کرد پیدا کردیم و به هتل برگشتیم. غذاهای تبتی کمی با غذاهای چینی متفاوت است. اگر مشتاقید تا بیشتر درباره غذاهای تبتی بدانید لطفا اینجا را کلیک کنید.اما تجربه من از غذاهای تبتی، تجربه منحصر به فردی است. غذاهای گوشتی به نظرم خوش مزه هستند ولی شخصا سس همراه غذا را نمی پسندیدم. غذاهای گیاهی هم بسیار معمولی است. غذاهایی که شبیه آبگوشت یا سوپ سرو می شوند اگر با کمی لیمو همراه شوند بسیار لذیذ هستند هر چند که معمولا نان همراه غذا وجود ندارد.

علاوه بر صومعه Tashi Lhunpo که در سال 1447  توسط دالای لامای اول احداث شد، خانه Panchan Lama که دومین مقام بعد از دالای لاما است نیز در این شهر قرار دارد. در صورت زمان کافی بازدید از این دو مکان هم پیشنهاد می شود.

امکان سفر 2 ساعته با قطار از لهاسا به شیگاتسه وجود دارد. این مسیر یکی از مرتفع ترین مسیرهای ریلی در جهان است و برای ساخت آن تعداد زیادی پل و تونل احداث شده است.

روز هشتم، سوم خرداد:

به سمت قرارگاه شمالی اورست که به Everest Base Camp یا EBC معروف است حرکت کردیم. راهنمای تور از ما خواست که تا حد امکان وسایل غیر ضروری را در هتل بگذاریم و همراه خود نیاوریم. او گفت که اصولا در ارتفاع بالا علاوه بر انسانها، اتومبیلها هم دچار کمبود اکسیژن می شوند و رقت اکسیژن در کیفیت احتراق بنزین تاثیر گذار خواهد بود و از توان اتومبیل کم می کند. لذا سبک تر کردن وسایل نقلیه به سرعت انجام برنامه و جلوگیری از خرابی اتومبیل کمک می کند. با رسیدن به  شهر کوچک Lhatse باید از جاده اصلی که به سمت مرز نپال و کوهستان Kailash می رود خارج شد و به سمت جنوب ادامه مسیر داد. کوه Kailash یکی از مقدس ترین کوهها در آیین هندو و بودایی است و هر ساله جمعیت کثیری برای عبادت و کسب انرژی به اطراف این کوه می روند. جالب است بدانید به دلیل اهمیت مذهبی این کوه تا به حال گزارشی در صعود به  قله 6638 متری آن ثبت نشده است.هر چند که در سال 2001 از طرف دولت چین مجوزی برای یک تیم اسپانیایی داده شد. رینهولد مسنر که شاخص ترین کوهنورد جهان است در این باره گفت:”اگر این کوه را فتح کنیم، چیزی را در روح این مردم تسخیر کرده ایم. صعود به این کوه آنچنان سخت نیست بنابراین بهتر است تلاش خود را روی کوههای بلندتر و مشکلتر متمرکز کنید”. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید. برای نهار در شهر کوچک Tingri با 4300 متر ارتفاع توقف کردیم. هر چند که این شهر به نظر بسیار دورافتاده می آید ولی ساخت و ساز و تلاش برای آبادانی در آن جریان دارد.
 در طول مسیر از گردنه Tsola با ارتفاع 4600 متر و گردنه Gyatsola  با ارتفاع 5239 متر که  ورودی به منطقه Qomolangma National Nature Reserve است، عبور کردیم. Qomolangma نام محلی کوه اورست است.
در ادامه مسیر به گردنه Kyawula رسیدیم که ارتفاع آن 5180 متر است. حالا منظره بی نظیری از قلل سر به فلک کشیده هیمالیا در پیش رو است.  از اینجا می توان چهار قله بالای 8000 متری را مشاهده کرد. به ترتیب از سمت چپ ماکالو 8485 متر، لوتسه 8516 متر، اورست 8848 متر و چوآیو 8188متر.
ادامه مسیر با جاده ای زیگ زاگ ارتفاع کم می کند و بالاخره به پارکینگ می رسیم.
 از اینجا به بعد وسایل نقلیه معمولی اجازه تردد ندارند. از مینی بوس خود پیاده شدیم و سوار اتوبوسهایی شدیم که با نیروی الکتریسیته کار می کردند یعنی برقی بودند!. حدودا نیم ساعتی را طی کردیم تا به انتهای مسیر رسیدیم که همان اقامتگاه اورست و صومعه Rongbuk است. در اطراف صومعه تعدادی خانه با تعدادی یاک در اطراف آن وجود داشت.
مهمانسرایی با رستورانی کوچک در اینجا احداث شده که در نه ماه سال پذیرای مسافران است. اتاقهای بین 4 تا 6 نفره دارد. هر چند که وضع سرویس بهداشتی مناسبی ندارد ولی با توجه به اقلیم ناپایدار این محل هنوز قابل قبول است. اتاقها به بخاری برقی و همچنین تشکهای برقی مجهز است تا تحمل سرما را امکان پذیر کند.
 بعد از تحویل گرفتن اتاق در مسیری که برای پیاده روی به سمت کوه اورست وجود دارد به راه افتادیم. هنوز کوه در میان ابرها جا دارد ولی به آهستگی سر از میان ابرها بیرون می آورد و شکوه و عظمت خود را به نمایش می گذارد. تصور می کنم که مشاهده اورست از این فاصله نزدیک  رویای بیشتر کوهنوردان و طبیعت دوستان باشد و من خدا را شاکرم که توانستم این توفیق را به دست بیاورم. از محل مهمانسرا هنوز جاده ای از میان دشت به سمت کوه ادامه دارد ولی عبور از آن ممکن نیست. حداکثر می توان حدود نیم ساعت پیاده روی کرد تا به انتهای مسیری که با فنس مشخص شده رسید. از این نقطه، محل کمپ کوهنوردان به راحتی دیده می شود. راهنمای تور به همه افرادی که به این منطقه وارد شدند گواهی صعود به EBC اهدا کرد، باشد که همواره خاطره این سفر را زنده نگه دارد.  با غروب آفتاب کم کم هوا سردتر شد و ابرهای روی قله هم به کلی محو شدند. بالاخره تصمیم گرفتیم تا دل از اورست بکنیم و به محل مهمانسرا برگردیم.
رستوران مهمانسرا،  بخاری هیزمی دارد و محلی است که گروههای مختلف در کنار هم جمع می شوند. تیم های مختلف به هر کدام به شکلی، یادگاری در این هتل برجای گذاشته اند. ما هم برای یادگاری لوگوی کانون گردشگران جوان ایران را بر روی یکی از محل هایی که برای این کار در نظر گرفته شده بود چسباندیم.
 منوی رستوران بسیار ساده است و قدرت انتخاب زیادی برای مشتری نمی گذارد. اینترنت در این محل همچنان قابل استفاده است. ارتفاع زیاد منطقه که 5200 متر است برای بیشتر افراد کمابیش علایمی از بیماری ارتفاع را ایجاد کرده است. بر اساس بارومتر همراه من، فشار اکسیژن در این ارتفاع حدود نصف فشار اکسیژن در سطح دریا است. بیشتر دوستان عنوان کردند که تقریبا در طول شب خواب راحتی نداشته اند و هر از چندگاه با احساس فشار بر قفسه سینه و کمبود اکسیژن از خواب بیدار شده اند. عده ای هم از کاهش اشتها، سردرد و تهوع شاکی بودند.
روز نهم، چهارم خرداد:

صبح ساعت چهار و نیم برای مشاهده طلوع خورشید بر روی اورست بیدار شدیم. هوا بسیار سرد بود و آبهای جاری یخ زده بودند. مسیر روز قبل را مجددا طی کردیم. کوه یگانه و با صلابت در روبروی ما ایستاده بود. حتی لکه ای از ابر هم در اطرافش دیده نمی شد. گویا هنوز از خواب بیدار نشده بود. کم کم نخستین اشعه های آفتاب قله را به رنگ زرد-نارنجی درآورد و کم کم جبهه شرقی را روشن کرد.
 یکساعت بعد برای صرف صبحانه به مهمانسرا برگشتیم و کم کم آماده برگشتن شدیم. گم شدن موبایل یکی از اعضای تور بیش از یکساعت وقت ما را گرفت و نهایتا ساعت 8 صبح با اتوبوسهای برقی به سمت پارکینگ حرکت کردیم. راننده ما که چهره آفتاب سوخته و خندانش بیشتر او را شبیه هنرپیشه های سینما کرده است، با خوشرویی منتظر ما بود.
همان مسیر 350 کیلومتری را به سمت شهر شیگاتسه طی کردیم. در طول مسیر چندین جا توقف کردیم و از مناظر زیبای تبت لذت بردیم. هوا هنوز روشن بود که به شهر رسیدیم. با دوستان در شهر گشت کوتاهی زدیم و شام را در یک رستوران تبتی که غذاهای غربی هم سرو می کرد به اتفاق اعضای تور صرف کردیم.

روز دهم، پنجم خرداد:

شهر شیگاتسه را به سمت لهاسا ترک کردیم. البته مسیر برگشت از طریق آزادراه دوستی (Friendship free way) بود. این جاده تازه ساخت تبت را به مرز نپال متصل می کند و در دره رود یارلونگ احداث شده است. مناظر کوه و دره و رود در طول این مسیر حدود 280 کیلومتری بی نظیر است. هر چند که فلات تبت به سبب ارتفاع زیاد آن پوشش گیاهی غنی ندارد ولی کاملا مشهود بود که دولت پروژه عظیمی را برای درختکاری در این منطقه در پیش گرفته است. ظاهرا در چین توالتهای عمومی تمیز فقط مختص شهرها نیست. در طول جاده ها و با فواصل مشخصی دولت توالتهای بسیار تمیزی برای رفاه حال مسافران احداث کرده است. راهنمای تور ما را برای بازدید از یک کارگاه ساخت عود (چوبهایی که هنگام سوختن بوی خوب از آنها ساطع می شود) برد. برای ساخت آنها ابتدا باید خمیر چوب تهیه کنند. چوبهای بزرگ را به دستگاهی که شبیه آسیاب آبی است متصل می کنند. آسیاب با نیروی آب می چرخد و چوب را به سنگ می مالد تا خمیر شود. خمیر را در قالب هایی به اندازه آجر می ریزند و می گذارند تا خشک شود. سپس با اضافه کردن اسانس و مواد معطر در کارگاه به شکل تجاری در می آورند. در طی مسیر راهنما بنایی را در بالای تپه ای به ما نشان داد و گفت که اینجا یکی از مکانهایی است که مردگان را برای مراسم “خاکسپاری آسمانی” به آنجا منتقل می کنند. طبق رسوم، بوداییان تبت مردگان را به مکانهای خاصی منتقل می کنند، سپس جنازه توسط فردی به قطعات کوچک قطعه قطعه می شود. دوستان نزدیک و خانواده درجه دوم فرد متوفی می توانند در این مراسم شرکت کنند و افراد درجه اول اجازه حضور ندارند. سپس این قطعات بر بلندای کوه یا تپه گذاشته می شود تا خوراک پرندگان لاشه خوار شود یا بپوسد. این مراسم هم اکنون نیز در تبت انجام می شود. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید. نکته ای که نظر من را در سفر به منطقه تبت به خود جلب کرد، تلاش دولت چین برای آبادانی بیشتر این منطقه با احداث زیرساختهای مناسب بود. تونلها، پلها و جاده ها طوری ساخته و طراحی شده اند تا بتوانند پاسخگو جمعیت بیشتری باشند. در بیشتر شهرها، شهرکهایی با ساختمانهای چندین طبقه برای سکونت جمعیتی که قرار است در آنجا کار و زندگی کنند ساخته شده یا در حال احداث است. به نظر می رسد دولت چین بنا دارد تا جمعیت کثیری از چینی تبارها را برای کار به این منطقه بفرستد تا علاوه بر تامین نیروی کار، ساختار جمعیتی آن را هم تحت کنترل درآورد تا بومیان تبتی نتوانند اکثریت مطلق را شامل شوند و بدین ترتیب مشکل سیاسی منطقه را هم حل کند.

چون پرواز ما به سمت شهر شیان در ساعت 8 شب انجام می شد. با صلاحدید راهنما ابتدا ما را در فرودگاه پیاده کردند و مابقی مسافران به لهاسا برگشتند. پرواز لهاسا به شهر شیان حدود سه ساعت طول می کشد. قیمت بلیط هواپیما هم 120 دلار است. از فرودگاه به هتل تاکسی گرفتیم و چهل و پنج دقیقه بعد در هتل بودیم. هتل ما در شهر شیان یک هاستل بسیار خوشنام و معروف با دکوراسیون سنتی است. اتاقها تمیز با سرویس مجزا. بابت سه شب اقامت دراتاق دو تخته Xi’an Xiangzimen Youth Hostel به همراه صبحانه 71 دلار پرداختیم. محل هاستل در مرکز شهر و در مجاورت دیوار بزرگ دور شهر است. بیشتر مراکز گردشگری شهر در اطراف همین هتل قرار دارند. برای صرفه جویی در وقت با دوستان تصمیم گرفتیم تا برای بازدید از مقبره Qinshihuang و Terracotta Army از تورهای محلی استفاده کنیم. در تور ثبت نام کردیم و قرار شد ساعت 9 صبح منتظر وسیله نقلیه و راهنما باشیم.

شهر شیان با قدمت تاریخی بیش از سه هزار سال، یکی از چهار پایتخت باستانی چین است. این شهر، پایانه شرقی جاده ابریشم به حساب می‌آمد. این شهر در میانه دشت گوان ژانگ واقع شده‌است و علاوه بر آن که یکی از قدیمی‌ترین شهرهای کشور چین می‌باشد، در میان چهار پایتخت باستانی جهان نیز از قدیمی‌ترین‌ها به‌شمار می‌آید. این شهر پایتخت برخی از مهم‌ترین سلسله‌های تاریخ چین همچون Western Zhou, Qin, Western Han, Sui و Tang بود. قرار گرفتن در مسیر جاده ابریشم، سبب شد تا این شهر نقش مهمی در تجارت بین‌المللی داشته باشد.جمعیت این شهر بالغ بر چهار و نیم میلیون نفر است.

روز یازدهم، ششم خرداد:

ساعت 9 صبح اتومبیل و راهنما از هتل ما را سوار کردند و به همراه چند مسافر دیگر به سمت موزه لشکر سفالی به راه افتادیم. راهنمای تور به ما گفت که با توجه به شلوغی صبحگاهی سایت، بهتر است ابتدا برای خرید و بازدید از کارگاه ساخت مجسمه های سفالی به یکی از این کارگاهها برویم. حدود یک ساعت را در یکی از این کارگاهها برای خرید سوغاتی صرف کردیم. لازم به توضیح است که همه تورها برنامه خرید از کارگاههای محلی را در برنامه خود گنجانده اند تا هم پورسانتی از کارگاه دریافت کنند و هم مسافران را برای خرید کالاهای کشور خود ترغیب کنند. یک ساعت طول کشید تا به محل سایت رسیدیم. محوطه خارجی سایت بسیار بزرگ طراحی و ساخته شده است. تعداد کیوسکهای فروش بلیط بسیار زیاد است. راهنما بلیط ها را برای ما تهیه کرد (150 یوان) و ما وارد این سایت شدیم. شاید بتوان گفت که بعد از دیوار چین، سایت مجسمه های لشکر سفالی، معروفترین و شناخته شده ترین سایت گردشگری کشور چین است. این سایت که در لیست میراث جهانی ثبت شده است در سال 1974 توسط کشاورزی در این منطقه کشف شد. البته این کشاورز اکنون شغل بهتری پیدا کرده است و در یکی از بهترین رستورانهای مجاور سایت، صندلی راحتی دارد و کتابهای راهنمای بازدید از این سایت را برای مشتریان امضا می کند و به آنها می فروشد. برآورد شده است که این مجموعه که از سه سالن مجزا تشکیل شده است حاوی بیش از 7000 سرباز، 130 کالسکه نظامی و 520 اسب باشد. البته تعدادی از آنها به سبب آوار شدن سقف قسمتهایی از سایت شکسته و از بین رفته است ولی باستان شناسان هم اکنون نیز با استفاده از تکنولوژیهای روز مشغول مرمت آنها هستند.
 این مجموعه در نزدیک مقبره پادشاه چین شی هوانگ، بنیانگذار سلسله چین(220 پیش از میلاد) واقع شده است و گفته می شود که پادشاه این لشگر سفالی را برای حفاظت و نگهبانی از خود در جهان پس از مرگ، در نزدیک مقبره خود آماده کرده است.  طبق شواهد به دست آمده هر یک از سربازان سفالی چهره متفاوتی دارند و در سه لباس مختلف که نمایش درجه نظامی آنهاست ساخته شده اند. گفته شده که همه این مجسمه ها رنگامیزی شده بودند اما به محض اینکه در معرض جریان هوا قرار گرفتند رنگها ناپدید شدند. موزه بسیار جالبی در این مجموعه قرار دارد که مرور کوتاهی بر تاریخ چین دارد و نمونه های منحصر به فردی از سربازان، ژنرالها ، ارابه ها و اسبهای سفالی در آن به نمایش گذاشته شده اند. برای بازدید از این مجموعه حداقل 2 ساعت زمان نیاز دارید. برای اطلاعات جامع تر اینجا را کلیک کنید. برای بازدید از محوطه مقبره پادشاه باید سوار اتوبوسهایی بشوید که به این منظور در این محل وجود دارند. تقریبا بعد از 10 دقیقه ، اتوبوس شما را در ورودی محوطه پیاده می کند. گفته می شود که مقبره پادشاه چین شی هوانگ بزرگترین محوطه مقبره ای جهان است. تپه ای با ارتفاع 76 متر در مرکز این محوطه قرار دارد که گفته می شود مقبره پادشاه که به شکل هرم ساخته شده است در زیر آن قرار گرفته است. برای ساخت این مقبره 38 سال زمان توسط 700000 نفر صرف شده است. هنوز هیچ حفاری باستانشناسی بر روی این مقبره انجام نشده است اما تصاویر هوایی و تصاویری که به کمک اشعه ایکس برداشته شده حاکی از منطقه باستانی وسیعی دارد. دولت چین تصمیم گرفته است تا قبل از اینکه به تکنولوژی کافی برای حفظ و حراست از این مقبره دست نیافته است، هیچ گونه حفاری را بر روی آن انجام ندهد. بر طبق متون باستانی تابوت پادشاه به همراه مقادیر عظیمی از طلا و جواهرات درون مقبره‌ای قرار دارد که سقف آن سراسر با ستارگانی از جواهرات پوشیده شده‌است و اطراف تابوت ماکتی عظیم از نقشه چین طراحی و ساخته شده‌است؛ به این صورت که رودهایی از جنس جیوه در میان کوه‌ها جاری اند. در متون باستانی آمده‌است که کارگران زنده درون مقبره محبوس شدند تا کسی از جای مقبره مطلع نشود. برای بازدید از این محوطه یکساعت اختصاص دهید. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.
 بعد از صرف نهار راهنما ما را به هتل رساند. بعد از اندکی استراحت تصمیم گرفتیم از دیوار دور شهر بازدید کنیم. بلیط بازدید از دیوار 54 یوان است. این دیوار14 کیلومتری که در سال 1370 و در زمان سلسله Ming احداث شده، 12 متر ارتفاع دارد و عرض آن در بالای دیوار بین 12 تا 14 متر است. امکان دوچرخه سواری دور تا دور دیوار وجود دارد که حدودا یک ساعت و نیم زمان نیاز دارد. در خارج دیوار خندق بزرگی هست که اکنون در آن قایق سواری می کنند.

  البته ما هیچ کدام از این دو کار را انجام ندادیم و بلافاصله به سمت میدان اصلی شهر که میدان Bell Tower نام دارد حرکت کردیم. نورپردازی این میدان در شبها دیدنی است.
 محله مسلمانها که خیابان-پیاده رو بسیار معروفی در شهر شیان است قطعا نه تنها یکی از دیدنی های شیان بلکه کشور چین است. خیابانی که پر است از مغازه های کوچک و بزرگ مواد خوردنی، از سیرابی و کباب گوسفند گرفته تا هشت پا و بستنی و انواع شیرینی جات مختلف. مغازه ها با نورپردازی خیره کننده و فروشندگانی که با انواع ادا و اصول مختلف عابران را تشویق به امتحان کردن خوراکی هایشان می کنند محیط بسیار مفرحی  ایجاد کرده است.مقاومت کردن در مقابل این حجم تبلیغات خوشمزه عملا بی فایده است و حتما باید امتحان کنید. انصافا هم بیشتر غذاها خوشمزه هستند. در مغازه هایی که خشکبار می فروشند حتما نظرتان به گردوهای بسیار درشت و همچنین عناب هایی که هر کدام به اندازه گردو هستند جلب خواهد شد. بگذریم از اینکه نه گردوها مزه گردو دارند و نه عناب مزه عناب!  واقعا دل کندن از این همه انرژی که در این خیابان وجود دارد سخت است. توصیه می کنم که حتما برای این خیابان 2-3 ساعت زمان بگذارید.
روز دوازدهم، هفتم خرداد:

 کوهستان Huashan یکی از کوهستانهای مقدس چین می باشد که در 130 کیلومتری شرق شهر شیان واقع شده است. ما برای رسیدن به این منطقه از قطارهای سریع السیر استفاده کردیم. بهای بلیط تا ایستگاه مورد نظر فقط 9 دلار بود. این قطار با سرعت 300 کیلومتر در ساعت حرکت می کند. از ایستگاه قطار با اتوبوس تا ورودی سایت رفتیم. جالب این بود که مردم به شکل عجیبی تمایل داشتند که به ما کمک کنند تا مسیر را پیدا کنیم. حتی یک بار خانم مسنی مقدار زیادی راه آمد تا مسیر را به ما نشان بدهد. این مجموعه دارای چند مسیر متفاوت است و با توجه به اینکه شما کدام مسیر را انتخاب می کنید باید بلیط مناسب را هم خریداری کنید. بلیط ورودی منطقه 160 یوان، تله کابینها 220 یوان و 60 یوان هم برای اتوبوس پرداخت کردیم.  ما تصمیم گرفتیم که با یک تله کابین تا نزدیک قله شمالی برویم و پس از عبور از قلل شرقی و جنوبی، با تله کابین از قله غربی برگردیم. ابتدا سوار اتوبوس شدیم وحدودا 20 دقیقه از لابه لای کوههای صخره ای که درختان از شکاف آنها آویزان بودند عبور کردیم. هوا کمی بارانی و مه آلود بود که به تله کابین رسیدیم. تقریبا بعد از 15 دقیقه تله کابین سواری و عبور از میان مه به ایستگاه نزدیک قله غربی رسیدیم.

 عمدتا مسیرهای راهپیمایی، بر روی صخره ها بسیار باریک و در برخی جاها ترسناک است. تعدادی از مسیرهای ویژه هم وجود دارند که در اجاره شرکتهایی است که فعالیت ماجراجویی دارند. مثلا افراد را با حمایت سیم کابلی و کارابین از روی یک تخته باریک که به صخره وصل شده عبور می دهند. متاسفانه به علت مه آلود بودن هوا این فعالیت ها تعطیل بود.
 خوشبختانه وقتی به بالای قله غربی رسیدیم مه فروکش کرده بود و منظره وهن انگیز کوهستان هوآشان نمایان شد. کوههای صخره ای بلند که در برخی جاها با درختان پوشیده شده است. در برخی از قسمتهایی که میان صخره ها قرار داشت هنوز مه گیر کرده بود که خود به جنبه توهمی منظره افزوده بود. این منظره  در بسیاری از نقاشی های کلاسیک چینی به کرات تکرار شده است و به چشم بسیار آشناست. در برخی از قسمتهای مسیر کافه هایی وجود دارد که خوراکی می فروشند. در طول مسیر چند معبد وجود دارد و خلاصه اینکه برای بازدید از چهار قله باید بیش از 4000 پله را بالا و پایین بروید.
نهایتا ما از ایستگاه تله کابین قله غربی برگشتیم. نکته جالب این بود که در مسیر برگشت و هنگامی که سوار بر تله کابین بودیم، متوجه شدیم که دیواره های صخره ای این کوه بسیار مرتفع است و به همین جهت یکی از قطبهای سنگنوردی کشور چین است. کوهستان هوآشان از مناطق بسیار زیبایی است که سفر به آن واجب است و قطعا برای بازدید از آن باید بیش از 6 ساعت وقت بگذارید. ما بلافاصله  به ایستگاه راه آهن برگشتیم و با همان قطار سریع السیر خودمان را به شیان رساندیم. برای خوردن شام هیج جا را بهتر از محله مسلمانها پیدا نکردیم و به همین بهانه ساعتی را در این خیابان سپری کردیم.

روز سیزدهم، هشتم خرداد:

بعد از خوردن صبحانه با تاکسی خودمان را به یک بنای قدیمی 8 طبقه مدور به ارتفاع حدود 64 متر که Giant Wild Goose Pagoda نام دارد رساندیم. این بنا در دوره Tang در سال 652 میلادی ساخته شده است. از فراز این ساختمان می توان همه شهر شیان را به راحتی دید. در محوطه اطراف آن معبد Da Ci’en واقع شده که یکی از بزرگترین معابد دوره تانگ است. اکنون بیشتر ساختمانهای این معبد کاربری موزه پیدا کرده اند.. برای بازدید از این مجموعه یک ساعت زمان نیاز است و ورودیه آن40 یوان است.
 سپس به هتل برگشتیم و به سمت ایستگاه راه آهن به راه افتادیم. مقصد بعدی ما شهر پکن بود. قیمت بلیط سریع السیر تا پکن نفری 82 دلار بود. این قطار مسیر 1000 کیلومتری شیان تا پکن را کمی کمتر از 4 ساعت طی کرد.
 قطار با سرعت از سرزمین پهناور چین عبور می کرد. به جرات می توانم بگویم تقریبا زمین بلااستفاده ای را در طول این مسیر ندیدم. یا زمینها کشاورزی بودند یا صنعتی و یا شهری. در میان مسیر از روی رودخانه زرد که واقعا رنگش زرد بود هم گذر کردیم.
 هنگامی که به شهر پکن وارد شدیم هنوز تا زمان پرواز هواپیما بیش از 4 ساعت زمان داشتیم و با توجه به فاصله طولانی ایستگاه راه آهن تا فرودگاه تصمیم گرفتیم تا از تاکسی استفاده کنیم. یکساعت بعد در فرودگاه بودیم و در ساعت مقرر سوار هواپیما شویم و به کشور خود برگشتیم. نکته جالب این است که Free shop فرودگاه بعد از ساعت 9 شب تقریبا تعطیل است. لذا اگر در برنامه ریزی خود، خرید از فرودگاه را گنجانده اید بهتر است روی آن حساب نکنید.

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

www.kanoonirangardan.ir

Share

نوشته گزارش سفر به چین و تبت، بهار 98 اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%da%86%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%aa%d8%a8%d8%aa%d8%8c-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d8%b1-98/feed/ 0
گزارش سفر به فیلیپین- در محاصره  چینی ها https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%81%db%8c%d9%84%db%8c%d9%be%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%ad%d8%a7%d8%b5%d8%b1%d9%87-%da%86%db%8c%d9%86%db%8c-%d9%87%d8%a7/ https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%81%db%8c%d9%84%db%8c%d9%be%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%ad%d8%a7%d8%b5%d8%b1%d9%87-%da%86%db%8c%d9%86%db%8c-%d9%87%d8%a7/#respond Wed, 10 Jul 2019 07:49:34 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=9577 تحقیقات اولیه نشان داد که هزینه ها در فیلیپین خیلی بالا نیست. ما برنامه خود را بر مبنا چهار شب اقامت در جزیره بوراکای و دو شب اقامت در مانیل برنامه ریزی کردیم.

نوشته گزارش سفر به فیلیپین- در محاصره  چینی ها اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
 

گزارش سفر به فیلیپین- در محاصره  چینی ها

فیلیپین همیشه به خاطر فاصله جغرافیایی، از لیست سفرهای ما کنار گذاشته می شد تا اینکه در تعطیلات نوروز 1398 تصمیم گرفتیم سفری به این کشور داشته باشیم . شاید مهمترین انگیزه بچه های کوچک ما بودند که به دنبال کشوری برای تفریحات دریایی و آبی می گشتند  با کمی جستجو در اینترنت متوجه شدم که جزیره کوچکی در فیلیپین برای توریست ها اخیرا از طرف دولت پاکسازی و بهینه سازی شده است. از دوستان فیلیپینی  که در محل کار  داشتم درباره سفر به فیلیپین کمی تحقیق کردم از طرف دیگر متوجه شدم که برای گرفتن ویزا مشکل خاصی وجود ندارد و در کمتر از دو هفته ویزا صادر خواهد شد.  تحقیقات اولیه نشان داد که هزینه ها در فیلیپین خیلی بالا نیست. ما برنامه خود را بر مبنا چهار شب اقامت در جزیره بوراکای و دو شب اقامت در مانیل برنامه ریزی کردیم.

برای اینکه کمی با  تاریخ و جغرافیایی فیلیپین آشنا شوید  مطلبی را عینا از ویکی پدیا فارسی در زیر نقل می کنم.

“فیلیپین با نام رسمی جمهوری فیلیپین (به فیلیپینی: Republika ng Pinipinas) کشوری آسیایی است که در جنوب شرقی آسیا و در غرب اقیانوس آرام و بین دریای جنوبی چین قرار گرفته و متشکل از ۷۱۰۷ جزیره می‌باشد که به صورت کلی به سه بخش جغرافیایی تقسیم شده که از شمال به جنوب عبارت می‌باشد از لوزون، ویسایا و میندانائو. کشور فیلیپین حدود 110 میلیون جمعیت دارد.

فیلیپین از سدهِ ۱۶ تا ۲۰ مستعمره اسپانیا و در نیمه اول سده بیستم مستعمره آمریکا بود. این کشور در سال ۱۳۲۵ش ـ ۱۹۴۶م از آمریکا استقلال یافته و روز ملی آن دوازدهم ژوئن است.

فیلیپین از سال ۱۵۶۵ تا ۱۸۹۸ مستعمره کشور اسپانیا بود و نام این کشور نیز از نام پادشاه اسپانیا فیلیپ دوم گرفته شده‌است. نام اصلی فیلیپین ابتدا las islas filipinas بوده به معنی «جزایر فیلیپ».

فیلیپین در سال‌های پیش از میلاد یکی از مراکز بازرگانی در منطقه جنوب شرقی آسیا بود. نخستین اروپاییانی که به این جزایر آمدند، همراهان فردیناند ماژلان کاشف معروف بودند که در سال ۹۰۰ش ـ ۱۵۲۱م به همراه او این جزیره را کشف کرده و پای به این سرزمین نهادند.

فیلیپین در جنگ بین آمریکا و اسپانیا مستعمره آمریکا شد و سپس در جنگ جهانی دوم به تصرف ژاپن درآمد و در سال ۱۹۴۶ در حالی که مانیل ویرانه‌ای بیش نبود، حکومت جمهوری در این کشور بوجود آمد. حضور پرقدرت آمریکا تأثیری عمیق بر جامعه فیلیپین نهاده‌است به‌طوری‌که این جامعه هم‌اکنون تلفیقی از فرهنگ آسیایی و کاتولیک اسپانیایی و سرمایه‌داری آمریکایی است.

فیلیپین دارای حکومت دموکراتیک در شکل یک جمهوری مطابق قانون اساسی با نظام ریاست جمهوری است که به شکل یکپارچه اداره می‌شود به استثنای ناحیهٔ خودگردان مسلمان میندانائو که به صورت بسیار گسترده‌ای از حکومت جدا می‌باشد. فیلیپین چندین بار از زمان ریاست جمهوری راموس در تلاش بوده تا حکومت را به صورت فدرال، پارلمانی یا تک مجلسی تغییر دهد.

ریاست جمهوری در فیلیپین هم رئیس دولت و هم فرماندهٔ کل نیروهای مسلح می‌باشد.

طبق قانون اساسی تازه تصویب شده فیلیپین نظام سیاسی این کشور جمهوری ریاستی است. رئیس‌جمهور و مجلس سنای ۲۴ نفره بر اساس رای مردم برای یک دوره شش ساله انتخاب می‌شوند. رئیس‌جمهور ریاست قوه مجریه را بر عهده دارد.

مجلس نمایندگان شامل دویست نماینده انتخابی با رای مردم و پنج نماینده انتصابی است که این پنج نماینده را رئیس‌جمهور از بین گروه‌های اقلیت انتخاب می‌نماید. همچنین تعیین اعضای کابینه نیز بر عهده رئیس‌جمهور و بدون تصویب مجلس است.

قانون اساسی فیلیپین دوره ریاست جمهوری در این کشور را به یک دوره شش ساله محدود کرده‌است تا مانع تبدیل شدن یک فرد به دیکتاتوری مشابه ‘فردیناند مارکوس‘ شود.

در فیلیپین رئیس‌جمهور و معاون وی به‌طور جداگانه در انتخابات به وسیله مردم برگزیده می‌شوند.

جغرافیا

این کشور از ناحیهٔ شمال غربی با تایوان و چین، از ناحیه شمال شرقی با ژاپن، از جنوب با اندونزی از جنوب غربی با مالزی، تایلند و سنگاپور همسایه است و شرق آن را دریای فیلیپین و غرب آن را دریای چین جنوبی فرا گرفته‌است.

مجموعه جزیره‌های فیلیپین از شمار بسیار زیادی جزیره کوچک و بزرگ تشکیل شده‌است که بر روی هم ۳۰۰ هزار کیلومتر مربع وسعت دارند یعنی کمتر از یک پنجم خاک ایران. بیش از نیمی از خاک آن را جنگل فرا گرفته‌است. این جزایر که تعداد آن‌ها به ۷۱۰۷ جزیره می‌رسد عموماً در سه گروه بزرگ طبقه‌بندی می‌شوند. این سه مجمع‌الجزیره عبارتند از: لوزون، میندانائو، و ویسایا.

دو جزیره لوزون و میندانائو مجموعاً ۶۶٪ کل مساحت فیلیپین را شامل می‌شوند. از ۷۱۰۷ جزیره فیلیپین فقط ۱۰۰ جزیره مسکونی است و در این بین فقط یازده جزیره به صورت عمده جمعیت ساکن دارند و فقط ۲۷۷۰ جزیره دارای نامی خاص هستند.

کشور فیلیپین بطور کلی در محاصره آب‌های اقیانوس آرام و دریای چین جنوبی قرار دارد، وسیع‌ترین دریاچه‌های آن عبارتند از،: لاگونا در غرب جزیره لوزون و تاآل در مرکز آن دو دریاچه لانائو و دریاچه سوریاگو نیز در جزیره میندانائو است.

بزرگترین رودهای این کشور شامل کاگایان و پاکساهان در جزیره‌های لوزون و رودهای پالانگی و آگوسان در جزیره میندانائو جریان دارد. مرتفع‌ترین قله آن کوه آپو به ارتفاع ۲۹۴۵ متر است.

آب و هوای فیلیپین گرمسیری دریایی با رطوبت زیاد است و در طول سال همواره با طوفان و باران‌های موسمی روبرو هستند و به خاطره همین باران‌های سیل آسا تقریباً ۷۰٪ این جزایر را جنگل‌های سرسبز استوایی فرا گرفته‌است. دمای هوا بین ۲۰ تا ۴۰ درجه متغیر است و رطوبت نیز از ۳۶٪ تا ۹۰٪ هم می‌رسد. وقوع زمینلرزه در این جزایر پدیده‌ای معمولی به‌شمار می‌آید.

مهمترین قلل آتشفشان فیلیپین قله مایون و پیناتابو در جزیره لوزون و قله آپو در جزیره میندانائو و قله کان لائون در جزیره نگروس است که گاهی فعال شدن این قلل باعث خسارات مالی و جانی زیادی برای ساکنان اطراف آن‌ها گردیده‌است. همچنین فعال شدن آتشفشان پیناتابو در جنوب جزیره لوزون در سال ۱۹۹۰ علاوه بر خساراتی که برای مردم داشت، پایگاه‌های نظامی آمریکا در فیلیپین را نیز تخریب نمود و در نهایت منجر به جمع‌آوری این پایگاه‌ها شد.

چین و فیلیپین بر سر مالکیت جزایر رنای که پکن از آن به عنوان جزایر نن شا یاد می‌کند و تپه‌های دریایی جانسون اختلاف دارند. آب‌های دریای چین جنوبی که از منابع سرشار نفت و گاز و شیلات برخوردار است محل چالش بین چین و فیلیپین است.

چین مدعی مالکیت مطلق بر آب‌های دریای چین جنوبی است و همواره از مدعیان دیگر از جمله فیلیپین، ویتنام و ژاپن خواسته تا از طریق گفتگوی دو جانبه به این تنش‌ها پایان دهند. فیلیپین این اختلاف را به دادگاه بین‌المللی سازمان ملل متحد برده‌است.

مانیل پایتخت کشور فیلیپین در طی سال‌های گذشته پیشرفت زیادی داشته‌است. این شهر حدود ۱۰ میلیون نفر جمعیت دارد و هنوز یکی از ارزانترین شهرهای دنیاست. از لحاظ موقعیت جغرافیایی این شهر در دهانه رود بزرگ پاسیگ قرار دارد که در شرق آن خلیج مانیل و در غرب آن ناحیه لوزون قرار گرفته‌است. این شهر در ۹۵۰ کیلومتری جنوب شرقی هنگ کنگ و در ۲۴۰۰ کیلومتری شمال شرقی سنگاپور است. رودخانه پاسیگ از میان مانیل عبور می‌کند و تقریباً تمام شهر به آن دسترسی دارند.

حاکمیت اسپانیا بر فیلیپین باعث شد که ۹۰٪ مردم این کشور مسیحی و کاتولیک شوند و با مهاجرت گروه‌های مختلف مردم اسپانیائی زبان از اروپا و آمریکای جنوبی فرهنگ این کشور شباهت زیادی با کشورهای لاتین پیدا کرد و زبان‌های محلی آنان نیز تحت تأثیر کلمات اسپانیایی قرار گرفت.

۹۰٪ مردم فیلیپین مسیحی می‌باشند که ۸۱٪ کاتولیک و ۹٪ پروتستان هستند و بقیه که شامل ۱۰٪ از کل جمعیت می‌باشند، بیشتر مسلمان هستند که اکثراً در جزیره میندانائو در جنوب ساکن هستند.

اکثریت نژاد آن را گروه «ماله» و باقی آن را «چینی»، «آمریکایی» و «اسپانیایی»ها تشکیل می‌دهند.

۲۹٪ درصد از نژاد مردم فیلیپین را فیلیپینی و ۲۳٪ را سبوئانو و ۱۰٪ را ایلکانو تشکیل می‌دهند و بقیه از سایر اقوام هستند. مردم در فیلیپین به زبان تاگالوگ صحبت می‌کنند و این در حالی است که زبان انگلیسی بسیار رایج است. طبق آمار سال ۲۰۱۳ میزان با سوادی در میان مردم این کشور ۹۰/۷٪ بوده‌است.

اقتصاد فیلیپین ۳۴امین اقتصاد بزرگ دنیا با تولید ناخالص داخلی ۳۴۸٫۵۹۳ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۷ می‌باشد. بیشتر صادرات فیلیپین شامل نیمه رساناها و لوازم الکترونیکی، ابزار حمل و نقل، پوشاک، تولیداتِ مس، تولیدات بنزین، روغن نارگیل و میوه‌جات است. بزرگترین شریک‌های تجاری این کشور ایالات متحده، ژاپن، چین، سنگاپور، کره جنوبی، هلند، هنگ کنگ، آلمان، تایوان و تایلند است.

واحد پولی این کشور پزوی فیلیپین(₱ یا PHP) می‌باشد.

فیلیپین یک کشور تازه صنعتی شده به حساب می‌آید که در حالت گذر از صنعت کشاورزی به صنعت خدمات و تولیدات کارخانه ای است. با وجود ۴۰٫۸۱۳ میلیون نیروی کار، ۳۰٪ این نیرو در صنعت کشاورزی مشغول به کار می‌باشند.نرخ بیکاری مصادف با ۱۴ دسامبر ۲۰۱۴ برابر با ۶٪ اعلام شد. با پایین بودن هزینه نیازهای اولیه، نرخ تورم در ماه دسامبر به ۳٫۷٪ نزول کرد.

مقدار ذخایر معدنی فیلیپین با وجود وسعت کم این کشور بسیار قابل ملاحظه‌است. به‌طوری‌که با توجه به تولیدات قبلی و ذخایر اثبات شده در طلا رتبه دوم در جهان و در مس رتبه سوم را به خود اختصاص داده‌است. معادن مس در بخش‌های گسترده‌ای از این کشور پراکنده هستند و بیشتر آن‌ها دارای مقادیری از طلا و نقره نیز می‌باشند. نیکل و کروم از سایر فلزات با ارزش در معادن این کشور هستند، ضمن اینکه فیلیپین به لحاظ معادن غیر فلزی همچون مرمر و سنگ آهک در وضعیت خوبی قرار دارد.

 

گزارش سفر:

روز نخست، شنبه 30 مارچ 2019 ، دهم فروردین 1398:

ساعت  حدود هفت صبح که به فرودگاه بین المللی مانیل وارد شدیم اولین چیزی که نظرم را جلب کرد صف  طولانی برای چک کردن ویزا و پاسپورت بود که تقریبا ۴۰ دقیقه از وقت ما را گرفت چون بلافاصله بایست به ترمینال پروازهای داخلی میرفتیم ابتدا چمدان های خود را تحویل گرفتیم و سپس از ترمینال  بین المللی شماره ۳ به ترمینال  پروازهای داخلی شماره ۳ حرکت کردیم. به خاطر داشته باشید که  فرودگاه مانیل دارای ۴ ترمینال است و در صورتی که قرار باشد از ترمینالی به ترمینال دیگر بروید خود مستلزم صرف زمانی ست که کوتاه نخواهد بود.  لذا موقع تهیه بلیط به این نکته توجه کنید و سعی کنید پرواز داخلی را از ترمینالی  بگیرید که پرواز ورودی شما در همان ترمینال است.

توقف سه ساعت در فرودگاه به سرعت طی  شد و ما با پرواز داخلی خطوط هوایی Cebu پاسیفیک  به سمت فرودگاه Caticlan  که نزدیکترین فرودگاه به جزیره Boracay  است پرواز کردیم (پرواز رفت و برگشت تقریبا نفری 200 دلار)  و پس از ۴۵ دقیقه و حدود ساعت 11 صبح، هواپیمای ما به زمین  نشست. هواپیما در نزدیک ترمینال خروجی توقف کرد. بلافاصله بعد از اینکه از پلکان هواپیما پایین آمدیم وارد اتاقک کوچکی شدیم که چمدانهای ما را با دست از هواپیما به آنجا منتقل کردند. بعد از تحویل بار وارد ساختمان کوچک دیگری شدیم که حکم سالن خروجی را داشت.

تعدادی غرفه که تبلیغات مسافرتی و خدماتی می کردند سعی داشتند تا با تصاویر و بروشورهای خود مسافرهای بیشتری را تور بزنند. با خروج از محوطه افراد پلاکارد به دست پیشنهاد حمل و نقل به جزیره Borakay و یا حتی رساندن شما به هتل مورد نظرتان را ارائه می دادند. در گوشه ای خارج از این محوطه دکه کوچکی وجود دارد که شما با خریدن بلیط ، سه چرخه ای موتوری شما را در ازای 100 پزو به بندرگاه می رساند. داستان حمل و نقل در فیلیپین خود داستان عجیبی است. به سبب جمعیت زیاد، ترافیک بالا و همچنین قیمت نسبتا بالای بنزین، انواع عجیب و غریبی از وسایل نقلیه با ظرفیت های باور نکردنی خلق شده است!!

یکی از این وسیله ها، سه چرخه موتوری است. کابین کوچکی که ظرفیت سه یا چهار مسافر را دارد در سمت راست موتورسیکلت نصب می شود. گاهی برای حمل بار اضافه روی این کابین یک باربند هم می بندند خلاصه کاری می کنند که با ظرفیت یک مینی وانت می شود با آن بار یا مسافر جابه جا کرد.

یکی از همین موتورسیکلت ها ما را به بندگاه رساند. ابتدا باید مجوز ورود به جزیره را دریافت کرد تا به مسافر اجازه ورود داده شود. جزیره Borakay به سبب نزدیکی به سرزمین اصلی و سهولت رفت و آمد به آن همیشه مورد توجه گردشگران خارجی و داخلی بوده است. به همین سبب همواره از تراکم بیش از ظرفیت موجود در جزیره رنج می برد. این فشار و حجم توریست کنترل نشده سبب شده بود تا به محیط زیست جزیره آسیبهای جدی وارد شود به همین سبب، دولت فیلیپین تصمیم گرفت تا ورود هر نوع گردشگری را به مدت شش ماه به این جزیره متوقف کند و در این مدت به احیا جزیره بپردازد و سعی کند برخی از زیرساخت های مهم آن از قبیل جاده، سیستم انتقال فاضلاب و برخی هتلها و ساحل را نوسازی و پاکسازی کند. در این مدت هم به تمام خانواده هایی که در این جزیره ساکن بودند مستمری پرداخت کرد. زمانی که ما به این جزیره وارد شدیم چند ماهی می شد که بازگشایی شده بود. هر چند هنوز بسیاری از جاده ها و خیابانهای جزیره در حال تعمیر یا بازسازی بود ولی به وضوح می شد احساس کرد که تغییرات اساسی در برخی قسمت ها اتفاق افتاده است. دولت برای ورود افراد به جزیره مجوز صادر می کند و به این ترتیب همیشه می داند که چه تعداد مسافر در جزیره وجود دارد. در بندرگاه که تنها محل عزیمت به جزیره است تیم مخصوصی مستقر است که رزرواسیون هتل و دلیل ورود افراد را به جزیره چک می کند و برای آنها مجوز ورود صادر می کند. سپس افراد برای خرید بلیط کشتی وارد بندر گاه می شوند. قیمت بلیط کشتی به مقصد جزیره Boracay نفری 100 پزو است که به این مبلغ 75 پزو بابت عوارض محیط زیست هم اضافه می شود.سپس یک برچسب سبز رنگ بر روی سینه مسافران می چسباندند. با این برچسب تعداد و مسافران هر کشتی مشخص می شود و راهنمایان بندرگاه هر گروه را می توانند به راحتی به کشتی مورد نظر هدایت کنند.

زمان این کشتی سواری که بسیار خوب مدیریت می شود حدود 15 دقیقه تا بندرگاه جزیره Boracay است. بعد از ورود به جزیره و خروج از ترمینال با صف سه چرخه های کرایه ای مواجه می شوید که منتظر حمل مسافرین به همه قسمتهای جزیره هستند. اخیرا تعداد قابل توجهی سه چرخه الکتریکی که ظرفیت حمل مسافر بیشتری هم دارند در جزیره مشغول به کار هستند. کرایه این وسایل بسته به فاصله هتل تا بندرگاه از 200 تا 300 پزو متفاوت است.

اما کمی درباره جزیره Borakay: جزیره Boracay در استان Aklan و در مجاورت جزیره Panay و 350 کیلومتری جنوب مانیل قرار دارد.این جزیره حدود 7 کیلومتر درازا و به طور متوسط یک کیلومتر پهنا دارد. یک جاده اصلی و یک جاده فرعی از جنوب به شمال جزیره کشیده شده است. قسمت غربی جزیره دارای ساحلی به طول حدود 4 کیلومتر است که به ساحل White beach معروف است و همانطور که از اسم آن مشخص است دارای ماسه های نرم و سفید رنگ است. در کنار این 4 کیلومتر کناره ساحلی هتلها و رستورانهای بسیاری قرار دارد و می توان گفت که بیشترین وزن گردشگری منطقه در این محدوده است. در طول این ساحل سه ایستگاه مجزا برای قایقهای تفریحی ایجاد شده است که از سمت شمال به جنوب به ایستگاه شماره یک، ایستگاه شماره دو و ایستگاه شماره سه نامگذاری شده است. سواحل دیگر جزیره خلوت تر بوده و معمولا مورد توجه افرادی است که به سکوت جزیره علاقه بیشتری دارند. اگر هتل خود را در White Beach بگیرید، نباید انتظار سکوت را حتی در نیمه های شب داشته باشید!!! جزیره Boracay برای هر جور سلیقه ای هتل دارد از مهمانسراهای ارزان قیمت که با شبی 30 دلار می توان در آنها اقامت کرد تا هتلها و ریزورتهای لاکچری که بیش از شبی 7000 دلار قیمت دارند. مراکز خرید جزیره عمدتا در ساحل White Beach قرار دارند و شاید معروفترین آنها D Mall باشد. هتل هایی که با این منطقه فاصله دارند معمولا سرویسهای ویژه ای را برای رفت و آمد به مراکز خرید ترتیب داده اند. شغل ساکنین این جزیره عمدتا به طور مستقیم یا غیر مستقیم مرتبط با خدمات گردشگری است.

ما هتل Microtel در ساحل Diniwid که کمی شمالی تر از White beach است را رزرو کردیم. برای چهار شب اقامت در این هتل 500 دلار پرداختیم که نسبت به خدمات و البته مکان هتل بسیار مناسب بود. در این جزیره ساحل اختصاصی وجود ندارد و همه افراد می توانند از تمام سواحل جزیره استفاده کنند. هتلهایی که در مجاور ساحل قرار دارند تنها مجاز هستند که تخت و چترهای خود را به کنار ساحل منتقل کنند طوری که مزاحمت برای دیگران فراهم نکند. هتل ما درست در کنار ساحل قرار داشت و به راحتی می شد از ساحل تمیز آن استفاده کرد. استخر کوچک این هتل هم برای مواقعی که دریا مواج می شد گزینه بسیار مناسبی بود. رستوران Mamas Fish در مجاور این هتل قرار دارد و صبحانه هتل هم همانجا سرو می شود. این رستوران دارای انواع غذاهای محلی و بین المللی است و کیفیت و قیمت مناسبی دارد (تقریبا برای هر وعده بین 8 تا 10 دلار).

حدود ساعت 2 بعدازظهر بود که به هتل وارد شدیم و بعد از تحویل اتاق و صرف نهار دل به دریا زدیم. سواحل جزیره Boracay در لیست بهترین و زیباترین سواحل دنیا قرار دارد. مناظر زیبای جزایر استوایی با درختان نخل که بعضی از آنها به داخل دریا خم شده اند به همراه منظره غروب آفتاب هنگامی که قایقی تفریحی درحال عبور از میان خورشید است. یادآور بسیاری از پوسترهایی است که در دوران کودکی بر در و دیوار رستورانها و بعضا ویلاهای شمال کشور دیده بودم. هوای مطبوع لذت آبتنی در این دریا -که به واقع به کار بردن رنگ آبی کریستالی برازنده آن است- را دو چندان می کرد. عمق آب تا فاصله 100 متری از ساحل، کم است. در کنار سنگهای گرانیتی و همچنین مرجانهای کف دریا می توان به کمک عینک شنا آکواریوم زیبایی از گیاهان و جانوران دریایی را مشاهده کرد.

روز دوم، یکشنبه یازدهم فروردین:

این روز را تقریبا تمام و کمال مشغول اسنورکلینگ و قایق سواری و شنا در دریا و استخر بودیم.

در سرتاسر ساحل همیشه افرادی با دفترچه ای در دست مشغول معرفی تورهای تفریحی و گردشی داخل جزیره و همچنین تفریحات آبی مثل، غواصی، اسنورکلینگ، قایق سواری، جت اسکی، پاراسیلینگ، اسکی روی آب و… هستند. و معمولا با کمی چانه زدن می توان با قیمتهای مناسب تورهای خوب خرید.

خوشبختانه عمق مناسب و همچنین دریای آرام این منطقه محل بسیار ایمنی برای بچه ها ایجاد کرده تا با خیال راحت به اسنورکلینگ و آب بازی بپردازند. هر چند که گاهی وجود برخی جانوران دریایی ممکن است زنگ خطر را به صدا  در آورد. برای مثال یکبار در عمق کم یک مار آبی Yellow-lipped sea krait دیدم که در زمره سمی ترین مارهای جهان است. البته تنوع جانوران دریای حتی در نزدیک ساحل بسیار زیاد است از ماهیهای آکواریومی گرفته تا ماهی بادکنکی، ستاره دریایی، توتیا، خیار دریایی، لابستر و انواع جلبکهای دریایی.

روز سوم، دوشنبه 12 فروردین:

بالاخره یکی از دلالان گردشگری که مرتب حوالی ساحل هتل ما می پلکید، توانست ما را قانع کند تا با پرداخت 3500 پزو یک تور 3 ساعته اسنورکلینگ و گردش در سواحل غربی جزیره، بخریم. البته بلافاصله او ما را به صاحب یک قایق معرفی کرد و با پرداخت 3000 پزو ما را راهی دریا کرد. دو جوان قایقران بعد از نیم ساعت قایقرانی به سمت شمال غربی جزیره در محلی برای اسنورکلینگ توقف کردند. عمق آب حدود 2 متر و بسیار شفاف بود. تعداد زیادی ماهی با تنوع بسیار زیاد را در کنار مرجانها به راحتی می شد مشاهده کرد.

سپس به سمت ساحل Puka Shell که دقیقا در شمال غربی جزیره قرار دارد حرکت کردیم. ساحل بسیار خلوتی که هیچ نوع ساخت و سازی در اطراف آن مشاهده نمی شود و این موضوع سبب بکر بودن این ساحل بسیار زیبا شده است. وقتی بر روی ساحل قدم گذاشتیم متوجه شدیم که ساحل از سنگها و تکه های خرد شده صدف هایی به اندازه یک تا ده میلی متری که به خاطر جریان و موج دریا بسیار صیقلی و گرد شده اند، تشکیل شده است. دراز کشیدن بر روی این ساحل تجربه جالبی بود چون بر خلاف ماسه و شنهای ساحلی که به بدن می چسبند، این اتفاق در این ساحل نمی افتاد. بلافاصله تمام خورده سنگها ریز و صدفهای صیقلی شده از بدن جدا می شدند. هر چقدر که از ساحل دور می شدیم به اندازه و ابعاد این سنگها افزوده می شد طوری که در 20 متری ساحل کاملا سنگها و صدفهای چند سانتی را میشه به وضوح دید.

در مسیر برگشت دوباره برای اسنورکلینگ در محل دیگری توقف کردیم و زیبایی های زیر آب را مجددا تجربه کردیم. قسمت شمالی ساحل غربی به سبب صخره ای بودن کمتر ساحل ماسه ای دارد. البته در میان صخره ها گاهی ساحل کوچک شنی به چشم می خورد که تقریبا در کنار همه آنها هتلها و ریزورتهای مجللی ساخته شده است.

عصر تصمیم گرفتیم که پاراسیلینگ را هم امتحان کنیم. برای این منظور به White beach رفتیم و نفری پنجاه دلار برای 15 دقیقه پاراسیلینگ پرداختیم. ابتدا سوار بر قایق تندرو شدیم تا به ایستگاه قایقهای پاراسیلینگ که در وسط دریا ساخته شده اند برسیم. سپس بعد از چند دقیقه سوار قایق شدیم و در محل مناسبی قایق چتر پاراسیلینگ را در حالی که ما به آن متصل بودیم به آسمان فرستاد. دیدن منظره جزیره و همچنین دریایی که آب آن به غایت شفاف بود از ارتفاع حدود 70 متری حس عجیبی به ما داد.

بعد از این ماجراجویی کوتاه به White beach برگشتیم و کمی از شلوغی و جنب و جوش ساحل، خصوصا در هنگام غروب زیبای خورشید لذت بردیم.

روز چهارم، 13 فروردین:

تصمیم گرفتم تا با کمی پیاده روی از کنار ساحل Diniwid به White beach بروم. این ساحل با پیشروی صخره ای بزرگ از White beach جدا شده است که اکنون با تراشیدن این صخره راه باریکی به آن سوی آن باز کرده اند. کمی کمتر از دو ساعت طول کشید که تفریح کنان تا انتهای ساحل White beach رفتم. در یکی از صرافیهای کنار ساحل کمی پول عوض کردم. در این زمان هر دلار آمریکا معادل 52 پزو فیلیپین ارزش دارد. ساحل White beach سراسر با مغازه ها، هتلها و رستورانها احاطه شده است اما به خوبی حریم ساحل حفظ شده است. تقریبا در طول ساحل ردیفهایی از درختان نخل حد فاصل ساختمانها با ساحل قرار دارند و وقتی در کنار ساحل به ایستید این ردیف درختان نخل که زیبایی خاصی هم به ساحل داده اند،تقریبا  نمی گذارند تا چشم شما به ساختمانها بیافتند.

در موقع برگشت از یکی از کوچه های عمود به ساحل به سمت جاده اصلی حرکت کردم. این کوچه از میان بافت روستایی می گذشت و تقریبا میشد زندگی مردم عادی را در آن دید. در نگاه اول به نظر می آید که سطح رفاهی زندگی مردم پایین است و عمدتا فقیر هستند. خانه ها بسیار ساده است و مردم بسیار ساده لباس پوشیده اند. معمولا از اتومبیل خبری نیست و بیشتر خانواده ها از موتورسیکلت یا سه چرخه موتوری استفاده می کنند.

هر گوشه که زمین بلااستفاده ای بوده با یک یا دو تیرک بسکتبال تبدیل به زمین بسکتبال شده که معمولا هم افرادی مشغول بازی هستند. ورزش مورد علاقه در فیلیپین، بسکتبال است. جالب است که بیشترشان تیم ملی بسکتبال ایران را به خوبی می شناسند و مخصوصا از بازیکن بلند قامت ایران، حامد حدادی، به نیکی یاد می کنند.

به جاده اصلی که رسیدم تصمیم گرفتم تا با سه چرخه موتوری به هتل برگردم ولی به ناگاه موتور سواری جلو من ایستاد و از من پرسید که اگر بخواهم در ازای 150 پزو می تواند من را به هتل برساند. درنگ را جایز ندانستم و بر ترک موتور سوار شدم. در راه برای من تعریف کرد که برای امرار معاش خانواده چهار نفره اش به مسافر کشی اشتغال دارد هر چند در بسیاری مواقع کفاف زندگیش را نمی دهد با این وجود مثل همه فیلیپینی های دیگری که سراغ دارم کاملا به نظر خوشحال می آمد.

عصر با اتومبیل هتل به مرکز شهر آمدیم تا در مرکز خرید معروف شهر که D-Mall نام دارد کمی گردش و خرید کنیم. این مرکز خرید که از تعداد زیادی مغازه و رستوران و کافی شاپ درست شده در چند کوچه موازی هم قرار دارد که یک سر آن به خیابان اصلی و سر دیگر آن به White beach می خورد. بعد از صرف شام در یک رستوران ایتالیایی و خرید کمی سوغاتی مجددا با اتومبیل هتل به محل اقامتمان بازگشتیم.

روز پنجم، 14 فروردین:

بعد از انجام مراسم تحویل اتاق، هتل را به سمت بندرگاه ترک کردیم و همان مراحل خریدن بلیط کشتی و برچسب سینه  را انجام دادیم. کشتی بعد از بیست دقیقه به ساحل رسید و با یک سه چرخه موتوری به فرودگاه رسیدیم. برخلاف قسمت ورودی که بسیار ساده بود، قسمت خروجی دارای سالن مرتب و تمیز بود. پرواز ما با یکساعت و نیم تاخیر به سمت مانیل انجام شد. حدود ساعت 2 بعدازظهر به فرودگاه مانیل وارد شدیم. در محوطه خروجی فرودگاه تاکسی های سفید رنگ فرودگاه ایستاده اند که مسافران را به مقصدشان هدایت می کنند. مسافر ها باید در صف بایستند. سپس فردی که مقصد را یادداشت می کند قبض به شما می دهد و شما را سوار تاکسی می کند. البته صحبتی از مبلغ کرایه نمی شود. من از راننده مقدار کرایه را پرسیدم که گفت 700 پزو که نهایتا با 600 پزو ما را به هتل رساند. شاید بتوان گفت که مانیل یکی از بدترین شهرهای دنیا از نظر کنترل ترافیک است. در بیشتر ساعات روز در اکثر خیابانها ترافیک شدید وجود دارد. به همین خاطر کمابیش استفاده از موتورسیکلت رایج است.

حدود ساعت 4 عصر به هتل رسیدیم. این هتل در محله Malate که از محله های قدیمی و تجاری مانیل است قرار دارد. خیابانها معمولا در این منطقه باریک و یک طرفه هستند. از این جهت این منطقه را برای اقامت انتخاب کردیم که هم به منطقه توریستی شهر نزدیک است و هم از فرودگاه فاصله زیادی ندارد. اما به لحاظ زیرساخت شهری، قدیمی است. من هتلی قدیمی به نام La Scala Residence را رزرو کرده بودم (شبی 75 دلار). در هنگام ورود به هتل کمی توی ذوق ما خورد. بیشتر شبیه به هتلهای لاله زار و سه راه جمهوری بود. فردی که در رسپشن ایستاده بود مدارک ما را گرفت و کلید اتاقی در طبقه دوم را به ما داد. در طبقه اول رستوران قرار داشت و طبقه دوم اتاقهای هتل بود. اتاق ما همانطور که من رزرو کرده بودم سه تخت داشت. هنگام ورود به اتاق متوجه بوی دود شدیم. به نظر می آمد که کولر اتاق تمام هوای آلوده خیابان را به داخل اتاق می کشد. درب اتاق را کمی باز گذاشتیم. سپس کولر را کم کردیم و برای گشت شهر آماده شدیم. در این فاصله از رسپشن سراغ تور محلی را گرفتم که بتواند در برنامه ریزی برای بازدید از دریاچه و کوه Taal به ما کمک کند که البته او با معرفی شخصی این کار را برای ما انجام داد. با خروج از هتل از اولین سه چرخه موتوری خواستم تا ما را به قلعه Santiago در محله Intramuros برساند. او هم درخواست 300 پزو کرد و به علت ضیق وقت قبول کردیم. ساعت حدود یک ربع به شش به قلعه رسیدیم. بلیط ورودیه نفری 75 پزو است. ابتدا وارد محوطه باغ جلو قلعه می شوید که با چند مجسمه چوبی حیوانات مختلف تزیین شده است و سپس بعد از گذر از خندق، از دروازه قلعه وارد حیاط شدیم. متاسفانه ساختمانهای قلعه که شامل زندان و همچنین موزه هستند ساعت 6 تعطیل می شوند ولی امکان بازدید دیوار و محوطه وجود دارد.

هوا کم کم به سمت تاریکی میرفت که از قلعه خارج شدیم و تصمیم گرفتیم برای صرفه جویی در وقت، گشت در منطقه Intramuros را با درشکه ادامه دهیم. این منطقه از شهر که با دیوارهایی در دورتا دور آن محصور شده است قدیمی ترین منطقه شهر مانیل است.  تعدادی درشکه در کنار قلعه پارک بودند که درشکه سوار در ازای 1000 پزو پیشنهاد یک ساعت گشت و معرفی مکانهای دیدنی را به ما داد. ما هم قبول کردیم. این قسمت از شهر در سال 1571 توسط اسپانیایی ها پایه ریزی شد و طی سالیان بعد در مقابل تهاجم دزدان دریایی چینی، هلندی ها، انگلیسی ها، ژاپنی ها و آمریکایی ها  و حتی در زمان جنگ جهانی دوم  محل اصلی مقاومت شهر بود. از مکانهای دیدنی و مهم این منطقه علاوه بر قلعه سانتیاگو ، می توان از کلیسا San Agustin و کلیسا جامع مانیل و موزه خانه مانیل نام برد.

بعد از صرف شام به هتل برگشتیم. متاسفانه همچنان همان بوی دود در اتاق وجود داشت. بچه ها به خاطر خستگی شدید تصمیم گرفتند تا بخوابند و من برای نوشیدن چای به رستوران رفتم. بر روی دیوارهای هتل پر بود از پوسترهای قدیمی، صفحه گرامافونهای قدیمی به همراه عکس روی جلد آنها که به دقت قاب گرفته شده بود. در سالن هتل تعدادی از اشیا قدیمی قرار داشتند و اینطور به نظر می آمد که صاحب هتل سلیقه و علاقه خاصی به اشیا و یادگاری های قدیمی دارد. این موضوع هنگام ورود به رستوران شکل دیگری گرفت. دور تا دور رستوران با قفسه های دکوری پر شده بود که داخل هر کدام به شکل موضوعی با اشیا خاصی که بیشتر قدیمی و حتی عتیقه بودند تزیین شده بودند. قبل از اینکه چای من آماده شود کمی در فضای رستوران گردش کردم. گارسون رستوران که متوجه علاقه من به این مجموعه شده بود برای من توضیح داد که صاحب این هتل رستوران این مجموعه را در مدت 60 سال گردآوری کرده است.

همانطور که مشغول نوشیدن چای بودم همان گارسون شخصی را به من نشان داد و گفت که او مالک رستوران است. من هم بعد از خوش و بش با او کمی درباره ذوق هنری او صحبت کردم. سپس او برایم توضیح داد که اصالتا چینی است اسمش Crispin K. Go است و 67 سال قبل با خانواده اش از هنگ کنگ به مانیل نقل مکان کرده اند و پدرش که تاجر بوده این مکان را اجاره و تبدیل به هتل رستوران کرده است. او نیز چندین سال بعد ملیت خودش را به فیلیپینی تغییر داده و شهروندی این کشور را گرفته است. سپس از علاقه خود به جمع آوری مجموعه اشیا قدیمی صحبت کرد و او گفت که در حال حاضر در صنعت چاپ و نشر مشغول به کار است و این هتل رستوران را برای علایق شخصی اش باز نگه داشته تا پاتوقی باشد برای او و دوستانش. صورت حساب آن شب را مهمان او شدم.

روز ششم 15 فروردین:

صبحانه هتل در رستوران و بسیار مختصر ولی با کیفیت بالا سرو شد. سپس طبق قرار قبلی با فردی که قرار بود برنامه بازدید از کوه Taal را برای ما هماهنگ کند راس ساعت 9 در لابی هتل بودیم. راهنمای ما مردی حدودا 50 ساله و بسیار خوشرو بود. اتومبیل مناسبی را با راننده اجاره کرده بود و طبق قرار قبلی قرار بود با دریافت 4500 پزو ما را تا دریاچه Taal برساند و سپس بازگرداند. دریاچه Taal در 80 کیلومتری جنوب مانیل و در نزدیک شهر Tagaytay واقع شده است. این دریاچه آب شیرین که 25 کیلومتر طول و 18 کیلومتر عرض دارد حاصل انفجار آتشفشانی بسیار بزرگی در 100 تا 500 هزار سال پیش است. تا اواسط قرن هجدهم این دریاچه توسط رودخانه  Pansipit به خلیج Balayan متصل بود ولی بعد از آتشفشانی مجدد این کوه و انفجار عظیمی که اتفاق افتاد، ارتباط دریاچه با رود قطع شد و کم کم ارتفاع آب حدودا 5 متر افزایش یافت. از آن زمان به بعد کم کم میزان شوری آب دریاچه دچار تغییر شد و اکنون تقریبا می توان گفت که دریاچه آب شیرین است. در این مدت اکوسیستم منطقه هم دچار تغییراتی شد و برخی از گونه های جانوری که در آب شور زندگی می کردند خود را با زندگی در آب شیرین سازگار کردند. از این نظر این منطقه برای پژوهشگران اکولوژی جذابیت خاصی دارد. برای مثال تا سال 1930 در این دریاچه گونه ای از کوسه اقیانوسی(Bull Shark)  زندگی می کرده که البته نسل آنها به سبب شکار توسط اهالی منقرض شد.

بزرگراه مانیل به شهر Tagaytay علی رغم اسمش اصلا شباهتی به بزرگراههای معمولی ندارد. تعداد زیاد ورودی و خروجی های اتوبان سبب شده تا سرعت اتومبیلها به شدت کاهش یابد. از طرفی اطراف جاده پر است از خانه های مسکونی! در دو سوی جاده، دکلهای انتقال برق با تعداد زیادی کابل وجود دارد که خود سبب شده تا نتوان به راحتی به عرض جاده اضافه کرد. ترافیک صبحگاهی که عمدتا بر خلاف جهت حرکت ما و به سمت مانیل است بسیار قابل توجه است. کمی بعد از شهر Tagaytay کم کم سر و کله دریاچه Taal با منظره بسیار زیبایی پیدا می شود. جاده درست بر بلندای مشرف به دریاچه حرکت می کند. تعدادی هتل و البته منازل مسکونی با منظره بی نظیر در این محل ساخته شده اند. راهنما هر از چند گاهی عمارت مجللی را به ما نشان می داد و می گفت که متعلق به کدام فرد پولدار و احیانا خارجی است. مثلا عمارتی را دیدیم که درست به سبک و معماری و حتی رنگ بناهایی که در جزیره سانتورینی یونان ساخته می شوند، بود. او به ما گفت که این بنا متعلق به یک میلیاردر یونانی است که گاهی برای تعطیلات از آن استفاده می کند.

سپس جاده ای مارپیچی ما را به کنار دریاچه رساند. ساحل دریاچه عمدتا توسط هتلها و املاک خصوصی قروق شده است. راهنما ما را به محوطه  یکی از این هتلها برد. مدیر هتل پکیجهای مختلفی برای بازدید از دریاچه و کوه Taal جلو ما گذاشت. که من به او گفتم که فقط نیاز به قایق برای عبور از دریاچه دارم. کرایه هر قایق برای رفت و برگشت به جزیره 2000 پزو است که این سفر حدود 30-20 دقیقه طول می کشد.

برای صعود به قله کوه علاوه بر پای پیاده می توانید از اسب هم استفاده کنید. در محلی که برای این کار در نظر گرفته شده است کرایه را پرداخت می کنید و به همراه شخصی که مسئول هدایت اسب است راهی قله کوه می شوید. کرایه هر اسب برای مسیر رفت و برگشت 500 پزو است. شیب مسیر در مناطقی بسیار زیاد است در فصول گرم سال حتما باید بطری آب در دسترس داشته باشید خصوصا اگر تصمیم دارید که مسیر را کوهپیمایی کنید. البته در طول مسیر دستفروشانی وجود دارند که آب می فروشند. افرادی که اسبها را هدایت می کنند حقوق بسیار کمی دارند و شایسته است در پایان سفر به آنها کمک کنید. به سبب وجود خاکسترهای آتشفشانی که بسیار نرم و سبک هستند معمولا مسیر حرکت کوهپیمایی بسیار با گرد و خاک آمیخته است و بهتر است که دهان و بینی پوشیده شود.

بعد از حدود 45 دقیقه به دهانه کوه Taal می رسید. منظره شگفت انگیز است. دریاچه ای دیگردر دهانه کوه تشکیل شده است که البته برای رسیده به آن باید از کوه پایین رفت. در این موقع از سال ورود به دهانه آتشفشان ممنوع است. گفته می شود که دمای آب جمع شده در دهانه گرم است و هیچ موجود زنده ای به سبب ترکیب اسیدی آن در آنجا زندگی نمی کند. در سمت غربی دهانه بخارهای آتشفشانی خارج می شود و خاک آنجا به رنگ سرخ است که اصطلاحا به آن لاوا قرمز می گویند(50 پزو ورودیه). تقریبا با نیم ساعت اسب سواری به کنار دریاچه می رسید. برای اطلاعات بیشتر درباره این جزیره و کوه آتشفشانی این لینک را ببینید.

قایقران منتظر شماست تا هر چه سریعتر شما را به آنسوی دریاچه برساند.مسیر برگشت به مانیل همان داستان ترافیک را دارد و حدودا دو ساعت طول می کشد.

برای پیاده روی شبانه به سمت پارک اصلی شهر مانیل که به Rizal Park معروف است رفتیم. جمعیت کثیری در پارک مشغول تفریح بودند. برخی زیرانداز کوچکی پهن کرده و مشغول صرف شام بودند، برخی دیگر در کنار استخر داخل پارک که مراسم رقص نور و موزیک پخش می شد مشغول رقص بودند. اما خارج از پارک با تاریک شدن هوا جمعیت بی خانمانها افزایش می یافت. به راحتی می شد جمعیت کثیری را دید که هر کدام با کیف یا بقچه کوچکی که همه زندگی آنها در آن قرار داشت به دنبال فضای کوچک و امنی برای شب مانی می گشتند. دیدن این صحنه روی ناخوش شهر مانیل را به ما نشان داد.

شام را در رستوران هتل صرف کردیم. منو رستوران بسیار متنوع است و غذاها کیفیت بسیار خوبی دارد. صاحب رستوران به همراه چند نفر از دوستانش در میز کنار ما نشسته بودند و مشغول گپ و گفت بودند. او با ورود ما دوستانش را معرفی کرد. چند دقیقه بعد یکی از آن افراد به زبان فارسی به پسر من گفت:”بیا اینجا بشین” و به دنبال آن چند جمله فارسی دیگر! کمی جا خوردم از اینکه دیدم فردی با ظاهر فیلیپینی فارسی را سلیس صحبت می کند. از او پرسیدم که فارسی را کجا یاد گرفته؟ سپس او به زبان انگلیسی برایم توضیح داد که حدود 40 سال پیش خواهرش با یکی از دانشجویانش که ایرانی بوده، در مانیل آشنا شده و ازدواج کرده است. سالیانی را در ایران زندگی کرده اند و صاحب سه فرزند هستند که هر کدام در سومین دهه از زندگی به سر می برند. سپس او گفت که بخاطر هم بازی بودندش با خواهرزاده ها کمی فارسی یاد گرفته است.

روز هفتم، 16 فروردین:

صبح، ابتدا برای بازدید از کلیسا Saint Agustin راهی منطقه  Interamuros شدیم. ورودیه این بنا که در لیست میراث جهانی ثبت شده است 200 پزو است. کلیسا به سبک باروک ساخته شده و قدیمی ترین کلیسا در فیلیپین است(قرن 16). برای بازدید از کلیسا و موزه آن حداقل به یکساعت و نیم زمان نیاز است.

بعد از خروج از کلیسا، سعی کردیم تاکسی پیدا کنیم تا ما را به قبرستان چینی ها ببرد. اولین و دومین تاکسی گفتند که اصلا چنین جایی را نمی شناسند و ما را نبردند. سومین تاکسی ما را سوار کرد و به قبرستان شهر برد و بعد که فهمید دنبال قبرستان چینی ها می گردیم حسابی گیج شد ولی بالاخره با کمک نقشه گوگل و سوال از مردم محلی ورودیه قبرستان را پیدا کردیم. این قبرستان از این نظر دیدنی است که مثل یک شهر درست شده است. عمده قبرها در داخل ساختمانهای مجللی قرار دارد که توسط خیابانها و کوچه ها به هم متصل هستند. برای ورود به این قبرستان باید مبلغ 100 پزو پرداخت کرد. راننده تاکسی قرار شد ما را داخل این منطقه بگرداند و در میدان مرکزی هم کمی بایستد تا پیاده در میان کوچه و پس کوچه های این قبرستان عجیب قدم بزنیم. حدود یکساعتی را صرف بازدید کردیم. گاها خانواده هایی را می دیدیم که برای بازدید از مردگان! کلید به دست درب خانه ها را باز می کردند، گاهی حیاط را آب و جارو می کردند. تعدادی هم در همان خانه ها مثل افرادی که به پیک نیک رفته اند مشغول غذا خوردن یا تفریح می شدند.

کمی از ظهر گذشته بود که به هتل برگشتیم. یکی از وسایل بسیار محبوب و متداول در فیلیپین Jeepney نام دارد. اتومبیل درازی است که از پیوند مینی بوس و جیپ در فیلیپین درست شده است. معمولا با تزیینات خاصی زیباسازی شده اند و ظرفیت 20 تا 25 نفر دارند.تقریبا مسافران از درب پشت اتومبیل و درهر کجا که دلشان بخواهد سوار و پیاده می شوند. هر چند که عمدتا بخاطر سیستم موتوری اشان در آلودگی شهر نقش مهمی دارند ولی همچنان بیشتر بار ترافیکی شهرهای بزرگ را بر دوش می کشند.

نهار را در یک مال بسیار بزرگ خوردیم و ساعت 3 به سمت فرودگاه حرکت کردیم.

پرواز برگشت ما به دبی حدود 9 ساعت طول کشید.

 

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

iranpour@kanoonirangardan.ir

af6872@gmail.com

 

 

 

 

Share

نوشته گزارش سفر به فیلیپین- در محاصره  چینی ها اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%81%db%8c%d9%84%db%8c%d9%be%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%ad%d8%a7%d8%b5%d8%b1%d9%87-%da%86%db%8c%d9%86%db%8c-%d9%87%d8%a7/feed/ 0