سال 1403 بایگانی - کانون گردشگران جوان ایران https://kanoonirangardan.ir/category/گزارش-سفر-به-سایر-کشورها/سال-1403-گزارش-سفر-به-سایر-کشورها/ سفر مسولانه و ارزان قیمت Wed, 14 May 2025 05:15:12 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=6.5.7 سفر به اسکاندیناوی- قسمت سوم، دانمارک سرزمین وایکینگ ها https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d9%85%d8%8c-%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d8%b3/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d9%85%d8%8c-%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d8%b3/#respond Wed, 14 May 2025 05:11:49 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=22002 سفر به اسکاندیناوی- قسمت سوم، دانمارک سرزمین وایکینگ ها   ...

نوشته سفر به اسکاندیناوی- قسمت سوم، دانمارک سرزمین وایکینگ ها اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
سفر به اسکاندیناوی- قسمت سوم، دانمارک سرزمین وایکینگ ها

 

سفر به دانمارک در ادامه سفر ما به نروژ و سوئد بود. من این سفر را در سه بخش مختلف تهیه کرده ام که دو قسمت قبلی به ترتیب گزارش سفر به نروژ و گزارش سفر به سوئد بودند. 

قبل از اینکه به گزارش سفر به دانمارک برسیم، بهتر است کمی با جغرافیا و تاریخ کشور دانمارک آشنا شویم:

 

جغرافیای دانمارک

دانمارک در شمال قاره اروپا واقع شده و جنوبی‌ترین کشور اسکاندیناوی به شمار می‌رود. این کشور از جنوب با آلمان دارای مرز زمینی است و از سوی دیگر توسط دریای شمال و دریای بالتیک احاطه شده‌ است. دانمارک از طریق پل اورسوند به کشور سوئد متصل می‌شود.

سرزمین اصلی دانمارک شامل شبه‌جزیره “یولند” (Jutland) در غرب و بیش از ۴۰۰ جزیره دیگر است که معروف‌ترین آن‌ها “زلاند” (Zealand)، “فین” (Funen) و “بورنهلم” (Bornholm) هستند. پایتخت کشور، شهر کپنهاگ، در جزیره زلاند قرار دارد. جزایر دانمارک توسط پل‌ها و تونل‌های دریایی به یکدیگر متصل شده‌اند، که نمونه معروف آن پل بزرگ “Storebælt” است.

دانمارک دارای آب‌وهوای معتدل دریایی با تابستان‌های خنک و زمستان‌های ملایم است. میانگین دما در ژانویه حدود صفر درجه سانتی‌گراد و در جولای حدود ۱۷ درجه است. به دلیل نزدیکی به دریا، رطوبت بالا و وزش بادهای شدید در این کشور رایج است.

دانمارک از نظر منابع طبیعی کشور غنی‌ای نیست، اما دارای زمین‌های حاصلخیز برای کشاورزی، منابع بادی گسترده و دسترسی به دریاست که آن را به یکی از کشورهای پیشرو در صنعت انرژی‌های تجدیدپذیر تبدیل کرده است. این کشور یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان توربین‌های بادی در جهان است.

 

تاریخ دانمارک

تاریخ دانمارک به دوران پیش از میلاد بازمی‌گردد، اما در قرن‌های ۸ تا ۱۱ میلادی با ظهور وایکینگ‌ها به اوج خود رسید. وایکینگ‌های دانمارکی دریانوردانی ماهر بودند که به تجارت، غارت و استعمار در مناطق مختلف اروپا، از انگلستان گرفته تا فرانسه و حتی روسیه و آسیای صغیر می‌پرداختند.

در این دوران، دانمارک قدرتی دریایی و نظامی محسوب می‌شد و پادشاهانی همچون “هارالد بلوتوث” (Harald Bluetooth) که مسیحیت را در دانمارک گسترش داد، از شخصیت‌های برجسته تاریخ آن هستند.

در قرون وسطی، دانمارک تحت سلطه پادشاهان مختلفی قرار گرفت و اغلب با کشورهای همسایه مانند نروژ، سوئد و آلمان درگیر جنگ بود. در قرن چهاردهم، اتحادیه کالمار (Kalmar Union) میان دانمارک، سوئد و نروژ شکل گرفت که باعث شد این سه کشور برای مدتی تحت سلطه یک پادشاه مشترک اداره شوند. دانمارک در آن زمان قدرتمندترین عضو این اتحاد بود.

در قرن شانزدهم، دانمارک به مذهب پروتستان لوتری روی آورد و نظام کلیسای کاتولیک کنار گذاشته شد. این تغییر یکی از نقاط عطف تاریخ کشور بود. در قرن هفدهم، دانمارک وارد جنگ‌های زیادی با سوئد شد و بخش‌هایی از سرزمین خود را از دست داد.

در قرن نوزدهم، دانمارک پس از شکست در جنگ با پروس، نواحی شلسویگ و هولشتاین را از دست داد. با این حال، این دوران نیز با آغاز اصلاحات قانونی و ساختار مشروطه همراه بود.

در جنگ جهانی اول، دانمارک بی‌طرف باقی ماند، اما در جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۰ توسط آلمان نازی اشغال شد. برخلاف بسیاری از کشورهای دیگر، دانمارک بدون درگیری نظامی به اشغال درآمد و دولت آن تا مدتی به‌طور نیمه‌مستقل باقی ماند.

پس از جنگ جهانی دوم، دانمارک به سرعت مسیر بازسازی را طی کرد و به یکی از اعضای مؤثر جامعه بین‌المللی تبدیل شد. این کشور در سال ۱۹۴۹ به ناتو پیوست و در سال ۱۹۷۳ عضو اتحادیه اروپا شد، گرچه واحد پول خود (کرون) را حفظ کرد و به یورو نپیوست. در حال حاضر برابری کرون دانمارک با دلار آمریکا معادل: 1USD=6.72 DKK است.

 

اکنون دانمارک یک پادشاهی مشروطه با سیستم دموکراسی پارلمانی است. پادشاه یا ملکه، نقش نمادین دارد و اداره امور کشور در دست نخست‌وزیر و پارلمان (Folketing) است. قانون اساسی دانمارک در سال ۱۸۴۹ تصویب شد و اصول آزادی، عدالت و رفاه اجتماعی را تضمین می‌کند.

دانمارک از نظر شاخص‌های رضایت عمومی، آزادی بیان، برابری جنسیتی، آموزش و بهداشت در سطحی بسیار بالا قرار دارد. آموزش رایگان، بیمه درمانی عمومی و حمایت‌های اجتماعی گسترده از ویژگی‌های بارز سیستم دانمارکی است.

 

گزارش سفر:

سه شنبه ۲۷ آگوست ۲۰۲۴، ششم شهریور ۱۴۰۳:

ما در هتل Cabinn Metro که کمی در حاشیه شهر قرار داشت اقامت کردیم و بابت ۴ شب ۷۳۴۴ کرون دانمارک پرداخت کردیم. البته بابت ۲۴ ساعت استفاده از پارکینگ ۱۵۰ کرون جداگانه پرداخت می شد. 

با توجه به اینکه شب قبل خیلی دیر وارد کپنهاگ شده بودیم، صبح دیرتر بیدار شدیم و حدود ساعت ۱۰ صبح هتل را به سمت مرکز شهر ترک کردیم. 

پیشینه کپنهاگ به قرن دهم میلادی بازمی‌گردد، زمانی که به‌عنوان یک روستای ماهیگیری کوچک توسط وایکینگ‌ها پایه‌گذاری شد. نام آن در زبان دانمارکی قدیم “Køpmannæhafn” به‌معنای “بندر بازرگانان” بود که بعدها به “København” تبدیل شد.

در قرن دوازدهم، اسقف “آبسالون” از شهر روستاگونه بندری، قلعه‌ای ساخت و به‌تدریج آن را گسترش داد. این اقدام آغاز توسعه واقعی کپنهاگ به‌عنوان یک شهر مهم در دانمارک بود. در قرن پانزدهم، کپنهاگ به پایتخت رسمی پادشاهی دانمارک تبدیل شد.

طی قرون وسطی و دوران رنسانس، کپنهاگ چندین بار درگیر جنگ‌ها و اشغال‌های خارجی شد، از جمله حملات سوئدی‌ها و آلمانی‌ها. در قرن نوزدهم، شهر با رشد صنعتی مواجه شد و چهره‌ای مدرن‌تر به خود گرفت. در طول جنگ جهانی دوم، کپنهاگ همانند کل کشور دانمارک تحت اشغال نازی‌ها قرار گرفت، اما پس از جنگ، روند بازسازی و توسعه آن با سرعت زیادی پیش رفت.

ما اتومبیل را در یک پارکینگ طبقاتی در منطقه Fredrikstad پارک کردیم. قیمت پارکینگ در کپنهاگ بسیار گران است. این پارکینگ برای هر ساعت ۶۰ کرون و برای ۲۴ ساعت ۵۰۰ کرون هر اتومبیل را شارژ می کند. محل پارکینگ تا کلیسا فردریک(Mormorkirken) تنها چند دقیقه است. کلیسای فردریک در منطقه‌ی تاریخی Frederiksstaden در قلب کپنهاگ واقع شده و این ناحیه، با طراحی منظم قرن هجدهمی، در نزدیکی کاخ سلطنتی آمالین‌بورگ قرار دارد و به‌عنوان مرکز نمادین سلطنتی دانمارک  شناخته می‌شود. شروع ساخت این کلیسا در سال ۱۷۴۹ به دستور پادشاه فردریک پنجم بود که به دلیل هزینه بسیار بالای آن ساخت آن مدتها متوقف شد و بالاخره در سال ۱۸۹۴ تکمیل و افتتاح شد. بازدید از این بنا باشکوه رایگان است. شاید چشمگیرترین قسمت این بنا، گنبد بسیار بزرگ آن باشد که بر پایه ای گرد قرار دارد و شباهت بسیاری به کلیسا سنت پیتر در واتیکان دارد. قطر گنبد ۳۱ متر است و  طراحی آن با ستون‌های گرانیتی و سنگ مرمر سبز نروژی جلوه‌ای سلطنتی به کلیسا داده است. فضای داخلی کلیسا دایره‌ای شکل است و نور طبیعی از گنبد بزرگ به داخل می‌تابد. در اطراف فضای اصلی، ۱۲ طاق وجود دارد که هر یک با نقاشی‌ها و نوشته‌هایی از کتاب مقدس تزئین شده‌اند. مجسمه‌هایی از پیامبران، حواریون و چهره‌های مهم مسیحیت در گوشه و کنار کلیسا دیده می‌شود. ارگ بزرگ، محراب مرمری و تزئینات طلایی، شکوهی خاص به فضای داخلی داده‌اند. به دلیل سنگ مرمر فراوان استفاده‌شده در ساخت کلیسا، آن را به نام “کلیسای مرمرین” می‌شناسند. 

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

مجسمه‌های محوطه خارجی کلیسای فردریک یا کلیسای مرمرین (Marmorkirken) در کپنهاگ، مربوط به شخصیت‌های برجسته مذهبی، پادشاهان و چهره‌های تاریخی دانمارک هستند. این مجسمه‌ها اغلب روی پایه‌های سنگی اطراف ساختمان یا در نزدیکی ورودی کلیسا قرار دارند و بخشی از طراحی معماری نمادین کلیسا محسوب می‌شوند.

برای بازدید از این کلیسا نیم ساعت را اختصاص دهید.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

مجموعه کاخهای Amalienborg در ۲۰۰ متری این کلیسا قرار دارند. طراحی میدان و زاویه‌ی ساختمان‌ها به گونه‌ای است که نمای کلیسا، مجسمه پادشاه و دریا در یک راستا قرار می‌گیرند. Amalienborg Slot (کاخ آمالینبورگ) شامل چهار کاخ مجزا است که به شکل مربع هشت‌ضلعی دور یک میدان مرکزی با مجسمه سوار بر اسب پادشاه فردریک پنجم ساخته شده‌اند. این کاخها در قرن ۱۸ ساخته شدند. پس از آتش‌سوزی کاخ Christiansborg در سال ۱۷۹۴، خانواده سلطنتی به آمالینبورگ نقل مکان کردند و از آن زمان تا امروز در آن سکونت دارند. گفته می شود هرگاه پرچمی بر فراز هر کاخ افراشته باشد به این معنی است که یکی از اشخاص خانواده سلطنتی در آن کاخ است.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

همانطور که گفته شد این مجموعه شامل چهار کاخ مجزا به اسامی زیر است:

  1. کاخ کریستین نهم (Christian IX’s Palace)، محل سکونت فعلی ملکۀ مارگریت دوم تا سال ۲۰۲۴ و در حال حاضر برای اقامت ولیعهد فردریک دهم در نظر گرفته شده است.
  2. کاخ کریستین هفتم (Christian VII’s Palace)، برای اهداف تشریفاتی و بازدید رسمی مهمانان سلطنتی است.
  3. کاخ کریستین هشتم (Christian VIII’s Palace)، شامل موزه سلطنتی Amalienborg با نمایش تاریخ خاندان سلطنتی، وسایل شخصی، لباس‌ها و عکس‌های خانوادگی می باشد.
  4. کاخ فردریک هشتم (Frederik VIII’s Palace)، اقامتگاه قبلی ولیعهد فردریک و خانواده‌اش

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

هر روز ساعت ۱۲ ظهر مراسم تعویض گارد سلطنتی در میدان مرکزی برگزار می‌شود، نگهبانان یونیفرم سنتی سیاه‌رنگ و کلاه پوست خرس دارند و با مراسم خاصی پست خود را تحویل گروه بعدی می دهند. برای من جالب بود که تعدادی از این نگهبانان زن بودند. این مراسم از دیدنی‌ترین جاذبه‌های توریستی کپنهاگ است و توریستها از ساعت ۱۱ در میدان تجمع می کنند تا از این مراسم سنتی بازدید کنند. این مراسم در ساعت ۱۲:۳۰ به پایان می رسد.  

 دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour   دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

 

ما در ادامه مسیر به سمت پارک Langelinieparken حرکت کردیم. پارک لانگِلینیه (Langelinieparken) یکی از محبوب‌ترین فضاهای سبز و گردشگاهی شهر کپنهاگ است که در امتداد ساحل شرقی این شهر و کنار بندرگاه قرار دارد.  

یکی از مجسمه های معروف این پارک که توسط Anders Bundgaard در سال ۱۹۰۸ ساخته شد، فواره گفیون (Gefion Fountain) است که یکی از زیباترین و اسطوره‌ای‌ترین جاذبه‌های کپنهاگ است. این فواره بر اساس یک افسانه اسکاندیناوی (نورس) ساخته شده است. گفیون (Gefion) یکی از الهه‌های اساطیری نورس و از خانواده الهه‌های حاصلخیزی است. بر اساس افسانه پادشاه سوئد که گیلفی نام داشت به گفیون وعده داد که هر زمینی را که بتواند در یک شب با گاوآهن شخم بزند، به او می بخشد.  گفیون چهار پسر خود را که غول بودند، به گاو تبدیل کرد و زمین بزرگی را شخم زد. سپس آن زمین را از جا کند و به دریا کشاند و آن را در مکان فعلی دانمارک قرار داد. باور بر این است که این زمین همان جزیره زلاند (Zealand) است؛ جایی که امروزه شهر کپنهاگ بر آن واقع شده است. در جای باقی‌مانده از زمین شخم‌زده‌شده، دریاچه‌ای به نام وانرن (Vänern) در سوئد پدید آمد، که واقعاً شکل آن بسیار شبیه جزیره زلاند است! مجسمه اصلی که از برنز ساخته شده و پایه های آن از جنس گرانیت است، الهه گفیون را نشان می‌دهد که در حال راندن چهار گاو نر عظیم‌الجثه است که در واقع همان پسران او هستند. آب فواره به‌گونه‌ای طراحی شده که انرژی و حرکت گاوها را تقویت کرده و حس پویایی افسانه را القا می‌کند.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

کلیسای سنت آلبان (St. Alban’s Church) کلیسا بسیار زیبایی در نزدیک همین آب نما است. این کلیسا در سال ۱۸۸۵  برای جامعه انگلیسی‌زبان ساکن کپنهاگ ساخته شد و به همین دلیل به آن لقب “کلیسای انگلیسی کپنهاگ” نیز داده‌اند. سنت آلبان، نخستین شهید مسیحی بریتانیا، نام خود را به این کلیسا داده است. این کلیسا با سنگ آهک از منطقه Bath در انگلستان، گرانیت دانمارکی و سنگ آهک سوئدی ساخته شده است. پنجره‌های شیشه‌ای رنگی زیبا، طاق‌های نوک‌تیز و ستون‌های تزئینی از ویژگی‌های بارز آن است. برج ناقوس بلند و باریک کلیسا یکی از عناصر شاخص آن است که در چشم‌انداز منطقه بسیار دیده می‌شود. نمای کلیسا کنار درختان و برکه‌ای کوچک، نمایی شاعرانه و آرام‌بخش دارد. 

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

 

همینطور که از کنار مسیر ساحلی پارک به سمت شمال حرکت می کنیم، جمعیت نسبتا قابل ملاحظه ای را در کنار ساحل می بینیم که در کنار مجسمه “پری دریایی کوچک (The Little Mermaid)” مشغول عکاسی هستند.  

این مجسمه از داستان معروف «پری دریایی کوچک» الهام گرفته است، که توسط هانس کریستین اندرسن در سال ۱۸۳۷ نوشته شد. در این داستان: پری دریایی‌ای عاشق یک شاهزاده انسان می‌شود و حاضر است صدای خود را قربانی کند تا بجای آن صاحب یک جفت پا بشود و به دنیای انسان‌ها بیاید. اما عشق او به وصال نمی‌رسد و در نهایت، او با قلبی شکسته در دریا محو می‌شود.

این مجسمه به سفارش کارل یاکوبسن، پسر بنیان‌گذار کارخانه آبجو Carlsberg، ساخته شد. کارل که پس از اجرای یک باله در نمایشی برگرفته از داستان پری دریایی تحت تاثیر قرار گرفته بود این مجسمه را سفارش داد. صورت مجسمه از روی الن پرایس (Ellen Price)، بالرین دانمارکی که نقش پری دریایی را بازی می‌کرد، طراحی شد. اما چون الن حاضر نشد برهنه مدل‌سازی شود، بدن مجسمه از روی همسر مجسمه‌ساز، اینلین اریکسن (Eline Eriksen)، ساخته شد. این مجسمه بارها تخریب، رنگ‌پاشی، و حتی قطع شدن سر قرار گرفته اما همواره مرمت شده و بازگشته است. با وجود اندازه کوچک و ساده بودن طراحی، این مجسمه به یکی از محبوب‌ترین جاذبه‌های توریستی دانمارک تبدیل شده است.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

در نزدیکی این مجسمه، به ستون برنزی بلند که بر پایه ای از سنگ گرانیت قرار گرفته، می رسیم که بر روی آن مجسمه ای از الهه پیروزی (Nike) قرار گرفته که شاخه زیتون در دست دارد. این ستون یادبود به افتخار ایوار هویتفلد (1665–1710)، افسر نیروی دریایی سلطنتی دانمارک ساخته شده است که در نبرد خلیج کوگه (Battle of Køge Bay) در جریان جنگ بزرگ شمالی، کشته شد. در آن نبرد، کشتی تحت فرمان او، به نام Dannebroge، دچار آتش‌سوزی و انفجار شد و تقریباً تمام خدمه‌اش نیز جان باختند.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

 در نزدیک همین ستون همین مجسمه را بر سکوی گرانیتی می توانیم ببینیم که صحنه هایی از داستان همین جنگ را بر روی صفحه‌هایی برنزی حک کرده اند.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

ارگ قدیمی شهر در این محل قرار دارد. ما با گذر از یک پل چوبی که روی خندق دور ارگ ساخته شده وارد محوطه شدیم. این ارگ به شکل یک ستاره پنج پر ساخته شده است. در حال حاضر این منطقه در اختیار ارتش دانمارک است در جنگ جهانی دوم مقر نیروهای آلمانی بود و گاهی از آن به عنوان زندان استفاده می کردند. بنای اولیه ارگ در سال ۱۶۲۶ بود که در سال ۱۶۵۹ در حمله سوئدی ها تخریب شد. قلعه داخل ارگ که به Kastellet معروف است به دستور فردریک سوم  در سال ۱۶۶۴ بازسازی شد.  در محوطه داخلی این ارگ یک آسیاب بادی هم ساخته شده است. ورود به داخل این مجموعه رایگان است.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

 

ما بعد از خارج شدن از داخل پارک، برای صرف ناهار  به رستوران restaurant Palaegade رفتیم. این رستوران در سال ۲۰۲۴ موفق به دریافت ستاره میشلن شد.

ستاره میشلن (Michelin Star) یکی از معتبرترین و معروف‌ترین نشان‌های افتخار در دنیای رستوران‌داری و آشپزی جهان است. این ستاره‌ها توسط راهنمای میشلن (Michelin Guide) اعطا می‌شوند و کیفیت استثنایی غذا، خدمات، و تجربه کلی غذاخوری را نشان می‌دهند.

برای صرف غذا در این رستوران ها معمولا می بایست از قبل یک میز را رزرو کرد که ما چنین کاری نکرده بودیم. با این وجود وقتی وارد رستوران شدیم ما را پذیرفتند. فضای داخلی رستوران بسیار معمولی بود. وقتی ما از منو رستوران سه وعده غذا برای چهار نفر سفارش دادیم به ما گفتند که حداقل بایست یک وعده غذای دیگر سفارش دهید که به نظر من بسیار عجیب بود. غذا هم چنگی به دل نمی زد هم مقدار آن بسیار کم بود و هم مزه خیلی خاصی نداشت. البته تزیینات غذا بسیار خوب بود. در پایان هم یک دسر بسیار معمولی خوردیم و بیش از سه برابر رستورانهای دیگر صورت حساب رستوران را پرداخت کردیم. البته برای یک بار تجربه در یک رستوران میشلن، ارزشش را داشت.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

ما با گذر از کنار ساختمانهای موزه SMK که موزه هنرهای معاصر در کپنهاگ است و همچنین موزه تاریخ طبیعی و باغ گیاهشناسی کپنهاگ به پارک Kongens رسیدیم.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

 

پارک Kongens Have (به معنای «باغ پادشاه») که به نام باغ قلعه روزنبورگ نیز شناخته می‌شود، قدیمی‌ترین و پرطرفدارترین پارک عمومی در مرکز شهر کپنهاگ است. این باغ در سال ۱۶۰۶ به دستور شاه کریستیان چهارم به‌عنوان باغ خصوصی قلعه روزنبورگ ساخته شد و امروزه به یکی از محبوب‌ترین مکان‌های تفریحی برای ساکنان و گردشگران تبدیل شده است.  این باغ در ابتدا به‌عنوان باغی به سبک رنسانس طراحی شد و در طول قرن‌ها تغییراتی به خود دیده است. در قرن نوزدهم، بخش‌هایی از باغ به سبک باغ‌های انگلیسی بازطراحی شدند. باغ دارای مسیرهای پیاده‌روی زیبا، باغ رز معطر، مجسمه‌های تاریخی از جمله تندیس هانس کریستین اندرسن و ملکه کارولین آمالیه، و پاویون هرکول به سبک نئوکلاسیک است. ما درست چند دقیقه بعد از اینکه بازدید از قلعه روزنبورگ به اتمام رسیده بود به آن مکان رسیدیم. 

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

 

قلعه روزنبورگ که سبک معماری آن  رنسانس هلندی با برج‌های آجری، سقف‌های نوک‌تیز و تزئینات زیبا است در سال ۱۶۰۶ به دستور کریستیان چهارم ساخته شد و از آن وپس محل اقامت تابستانی پادشاهان مختلف بود تا اینکه در اوایل قرن ۱۹، فردریک چهارم اقامتگاه را به فردریکسبرگ منتقل کرد. 

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

قدم زنان وارد خیابانها و کوچه های منطقه Latin Quarter شدیم. یکی از بناهای جالب این منطقه برج گرد یا Round Tower نام دارد. این برج به شکل یک استوانه ۳۵ متری است و یکی از جاذبه‌های منحصر‌به‌فرد و تاریخی شهر کپنهاگ است که با ساختار خاص مارپیچی و چشم‌انداز زیبای شهر در نزدیک خیابان Strøget قرار دارد. این برج در سال ۱۶۳۷ به دستور کریستیان چهارم ساخته شد و هدف اولیه از ساخت آن  ترکیبی از رصدخانه نجومی، کلیسا و کتابخانه دانشگاه بود. ساختمان اولیه این برج در آتش سوزی سال ۱۷۲۸ صدمه فراوان دید ولی مجددا در اواخر قرن ۱۸ بازسازی شد.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

یکی از جالب‌ترین بخش‌های برج مسیر مارپیچی شیب‌داری است که به‌جای پله‌ها ساخته شده است. این رمپ به قدری پهن است که اسب و کالسکه در گذشته می‌توانستند از آن بالا بروند.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

در بالای برج، سکویی باز با نمایی ۳۶۰ درجه از مرکز کپنهاگ وجود دارد که یکی از بهترین مکان‌ها برای دیدن شهر از ارتفاع است. طبقه بالا محل کتابخانه سابق دانشگاه بوده که اکنون برای نمایشگاه‌های هنری و فرهنگی استفاده می‌شود و در حال حاضر نمایشگاهی از معرفی مشاهیر دانمارک به همراه توضیحی درباره اختراعات، ابداعات و نوآوری آنها ارائه می نماید. 

رصدخانه این مجموعه، قدیمی‌ترین رصدخانه فعال در اروپا است که همچنان برای مشاهده ستارگان مورد استفاده قرار می‌گیرد.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

 

برای بازدید از این مجموعه حداقل یک ساعت زمان نیاز است. 

منطقه Strøget یکی از مناطق اصلی خرید و تفریح در شهر کپنهاگ است که ساعتها می توان در آن قدم زد. رستورانها، فروشگاههای سوغاتی فروشی و برندهای مختلف، همچنین رستورانها و کافی شاپها می توانند اوقات شما را پر کنند.
در ادامه مسیر به قلب کپنهاگ که میدان Amagertorv است، رسیدیم که با ساختمانهای قدیمی و همچنین فواره های آن معروف است . یکی ار این فواره ها، فواره لک لک (Stork Fountain)  است.

این فواره به مناسبت یازدهمین سالگرد ازدواج ولیعهد فردریک و پرنسس لوئیز در سال ۱۸۹۴ ساخته شد. فواره شامل سه لک‌لک برنزی است که در حال پرواز هستند و از دهان آن‌ها آب به داخل حوضی سنگی می‌ریزد. لک‌لک در دانمارک نماد زندگی و تولد است و به همین دلیل این فواره محبوبیت فرهنگی دارد.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

در مسیر برگشت ابتدا از کنار کاخ Christiansborg عبور کردیم. 

بنای اولیه این کاخ در قرن ۱۲ میلادی به‌عنوان قلعه اسقف‌ها ساخته شد و در قرون بعدی بارها بازسازی یا تخریب شد (دو بار در آتش‌سوزی‌های بزرگ ۱۷۹۴ و ۱۸۸۴). نسخه فعلی در اوایل قرن بیستم ساخته شده و بخشی از بقایای قدیمی نیز حفظ شده‌اند.
در حال حاضر این بنا محل پارلمان دانمارک (Folketinget)، دفتر نخست‌وزیر، دیوان عالی کشور و همچنین شامل بخش‌هایی است که  در اختیار خانواده سلطنتی برای مراسم رسمی قرار دارد. برج این کاخ با ارتفاع ۱۰۰ متر، بلندترین سازه در کپنهاگ است.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

ما مسیر خود را از کنار کانال ادامه دادیم تا بالاخره به منطقه‌ی Nyhavn (نیهاون) رسیدیم. نیهاون یکی از مشهورترین، زیباترین و نمادین‌ترین نقاط شهر کپنهاگ است که در کارت‌پستال‌ها و تصاویر گردشگری دانمارک به‌وفور دیده می‌شود. این محله‌ی رنگارنگ با کانالی آرام و قایق‌های قدیمی، ترکیبی است از تاریخ، فرهنگ دریانوردی، و زندگی مدرن دانمارکی.

ساخت این بندر در سال ۱۶۷۳ به دستور پادشاه Christian V آغاز شد. از ویژگی های برجسته این منطقه، خانه‌های رنگارنگ چوبی و آجری که امروزه به کافه‌ها، رستوران‌ها، گالری‌ها و هتل‌ها تبدیل شده‌اند، می باشد. خانه شماره ۲۰ محل زندگی و نگارش داستان‌های معروف هانس کریستین اندرسن (نویسنده‌ی دانمارکی افسانه‌هایی مانند پری دریایی کوچولو و جوجه اردک زشت). قایق‌های چوبی تاریخی که در کانال پهلو گرفته‌اند، یادگار دوران شکوه نیهاون در قرن‌های گذشته هستند. نیمکت‌های چوبی، موسیقی زنده، و فضای زنده و دوستانه که Nyhavn را به محل محبوبی برای پیاده‌روی، نوشیدنی و عکس‌برداری تبدیل کرده‌اند. ما تقریبا دو ساعت را در این منطقه بسیار زیبا که مملو از توریست بود، گذراندیم.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

 

در انتهای بندرگاه یک لنگر کشتی برای یادبود بیش از ۱۷۰۰ ملوان دانمارکی که در طول جنگ جهانی دوم، به‌ویژه در نیروی دریایی تجاری، کشته شدند، قرار داره شده است. 

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

کمی جلوتر میدان زیبای Kongens Nytorv (به معنای «میدان جدید پادشاه») قرار دارد که یکی از مهم‌ترین، بزرگ‌ترین و باشکوه‌ترین میدان‌های شهر کپنهاگ است. این میدان در قلب تاریخی شهر قرار دارد و از قرن ۱۷ تاکنون نقش مهمی در زندگی اجتماعی، فرهنگی و شهری پایتخت دانمارک ایفا کرده است.

در مرکز میدان، مجسمه سواره‌نظام شاه کریستیان پنجم قرار دارد که یکی از قدیمی‌ترین مجسمه‌های شهری در کپنهاگ است (نصب‌شده در سال ۱۶۸۸).

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

 این میدان توسط بناهای تاریخی و فرهنگی مهمی احاطه شده است، از جمله: تئاتر سلطنتی دانمارک (Royal Danish Theatre)، هتل تاریخی D’Angleterre، موزه طراحی دانمارک (Design Museum)، میدان ورودی به خیابان خرید Strøget و ایستگاه متروی Kongens Nytorv یکی از شلوغ‌ترین ایستگاه‌های مترو در شهر است و دسترسی آسان به دیگر نقاط کپنهاگ فراهم می‌کند.

 دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

ساعت حدود ۹ شب بود که اتومبیل را برداشتیم و بعد از یک روز طولانی به هتل رفتیم. 

چهارشنبه ۲۸ آگوست:

طبق برنامه ریزی انجام شده، امروز را به بازدید از چند شهر و سایت گردشگری در اطراف کپنهاگ اختصاص دادیم.

در فاصله ۱۶ کیلومتری شمال شهر کپنهاگ به دیدن یکی از شکارگاههای سلطنتی دانمارک به نام Hermitage Hunting Lodge که یک کاخ کوچک( Ermitageslottet یا «کاخ شکار ) نیز در آن قرار دارد، رفتیم. این شکارگاه نخستین بار در سال ۱۶۷۰ توسط پادشاه کریستیان پنجم به عنوان شکارگاه سلطنتی معرفی شد. در حال حاضر این محل به پارک Jægersborg Dyrehave (یا به اختصار: Dyrehaven) معروف است و یکی از زیباترین و منحصربه‌فردترین پارک‌های طبیعی در نزدیکی کپنهاگ است. این پارک ۱۱۰۰ هکتاری به همراه چند شکارگاه دیگر، در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار دارد، ترکیبی از طبیعت بکر، گوزن‌های آزاد، تاریخ سلطنتی، و مسیرهای آرام برای پیاده‌روی، دوچرخه‌سواری و اسب‌سواری را در خود جای داده است. برآورد شده که بیش از ۲،۰۰۰ رأس گوزن آزاد (شامل قرمز، خالدار و شاخ‌کلفت) در پارک زندگی می‌کنند. پارک دارای جنگل‌های کهن، مراتع باز، و درختان بلوط صدساله است که فضای رویایی ایجاد می‌کنند. امکان بازدید از کاخ در برخی از روزهای هفته امکان پذیر است.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

با توجه به تعداد زیاد گوزنها، معمولا به راحتی می توان آنها را در حال استراحت در زیر درختان یا وسط چمنزار رویت کرد. برای بازدید از این پارک حداقل یکساعت و نیم زمان نیاز دارید.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

شهر هلسینگور در ۳۵ کیلومتری این پارک و در کنار تنگه  Øresund و روبروی شهر هلسینگبوری (Helsingborg) در سوئد واقع شده است. این شهر، یکی از شهرهای بندری مهم دانمارک، به‌ویژه در قرون وسطی و دوران رنسانس بود، حاکمان این شهر از کشتی‌های عبوری از تنگه Øresund مالیات می‌گرفتند.

مهمترین بنای تاریخی این شهر که در کنار بندرگاه قرار دارد قلعه Kronborg است. این قلعه به دلیل زیبایی معماری، اهمیت تاریخی، و نقش برجسته‌اش در نمایشنامه هملت ویلیام شکسپیر، شهرت جهانی یافته است.  شروع ساخت در سال ۱۵۷۴ به فرمان شاه فردریک دوم بود. این قلعه در سال ۲۰۰۰ در لیست میراث جهانی به ثبت رسید. قلعه Kronborg در ادبیات به‌عنوان Elsinore، محل وقوع داستان هملت شناخته می‌شود. شکسپیر هرگز از قلعه بازدید نکرد، اما از طریق داستان‌های رایج زمان خود آن را در اثرش آورد. امروزه، اجرای زنده‌ی نمایش هملت در فضای قلعه، یکی از جاذبه‌های فرهنگی شهر است.
از بخشهای دیدنی قلعه می توان به تالار بزرگ (The Great Hall) که اکنون محل نمایش تعدادی تابلو نقاشی بسیار نفیس و همچنین برخی آثار تاریخی است نام برد. در این تالار یک ماکت به سبک اتاق پادشاهان داستان هملت قرار داده شده و فردی که تاج و لباس پادشاهی دارد بر روی صندلی نشسته و با بازدید کنندگان عکس می گیرد. 

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

 

برای رسیدن به پشت‌بام قلعه Kronborg، بازدیدکنندگان باید از تعداد زیادی پله‌‌ی سنگی و مارپیچ عبور کنند، به‌ویژه اگر بخواهند از برج‌های اصلی یا مسیرهای دیدبانی بالا بروند. به طور معمول، برای رسیدن به برج اصلی (Watch Tower) باید حدود 145 تا 150 پله را طی کنید. این مسیر شامل پله‌های مارپیچ باریک و تاریخی است که ممکن است برای افرادی با مشکلات حرکتی یا ترس از فضاهای بسته کمی چالش‌برانگیز باشد. با این حال، دید پانوراما از تنگه Øresund و چشم‌انداز شهر Helsingør و کشور سوئد از آن بالا کاملاً ارزشش را دارد.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

دیوارهای دفاعی و محوطه بیرونی قلعه Kronborg، که در کنار ساحل شهر Helsingør قرار گرفته‌اند، نمونه‌ای عالی از معماری نظامی رنسانس و استحکامات قرون وسطایی هستند. خندق‌های عمیق و کانال‌های آب در اطراف قلعه ایجاد شده‌اند که همچنان پرآب هستند و مانعی طبیعی برای دشمن محسوب می‌شدند. دیوارهای ضخیم سنگی با ساختاری لایه‌ای، برای مقاومت در برابر حملات توپخانه طراحی شده‌اند. دژها (Bastions) در چهار گوشه قلعه، با برجک‌هایی برای دیدبانی و مجهز به توپ‌خانه بودند. دروازه اصلی قلعه با پل متحرک یکی از مهمترین سازوکارهای دفاعی قلعه بود.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

از مکانهای جالب قلعه زندان‌های زیرزمینی آن با ساختاری تو در تو و بسیار وسیع است که زمانی محل نگهداری زندانیان نظامی بود. در زیر زمین مجسمه نشسته Holger Dansk در حالی که خواب است  قرار داده شده است. طبق افسانه های دانمارکی  Holger Dansk وقتی دانمارک تهدید شود، بیدار خواهد شد و از کشور در مقابل مهاجمین دفاع خواهد کرد.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

 

برای بازدید از این قلعه حداقل ۲ ساعت زمان نیاز است و قیمت بلیط آن ۱۴۵ کرون می باشد. برای اطلاعات بیشتر می توانید به وب سایت https://en.kronborg.dk مراجعه کنید.

حدود ساعت ۲ بعدازظهر بود که به سمت شهر Roskilde حرکت کردیم. خیلی دوست داشتم تا از قلعه Frederiksborg در شهر Hillerod دیدن کنیم که با توجه به کمبود زمان، بازدید از آن را به زمان دیگری موکول کردیم.

اولین جایی که در شهر روسکیلده (Roskilde) بازدید کردیم، موزه کشتی های وایکینگ بود. این موزه یکی از مهم‌ترین مراکز فرهنگی و باستان‌شناسی دریایی در دانمارک است که به تاریخ دریانوردی و کشتی‌سازی وایکینگ‌ها اختصاص دارد. طبق تاریخچه این موزه، در سال ۱۹۶۲، بقایای پنج کشتی وایکینگ در نزدیکی روستای اسکولدلو در فیورد روسکیلده کشف شد. این کشتی‌ها در حدود سال ۱۰۷۰ میلادی عمداً در آب غرق شده بودند تا مسیر دریایی را مسدود کرده و از شهر در برابر حملات دریایی محافظت کنند. این کشتی‌ها شامل انواع مختلفی از جمله کشتی‌های جنگی، تجاری و ماهیگیری بودند و اکنون بقایای آنها در سالن اصلی موزه به نمایش گذاشته شده‌اند. برای بازدید از این موزه تقریبا ۴۵ دقیقه زمان نیاز است. 

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

محوطه موزه بسیار جالب و دارای سرگرمی های متنوع خصوصا برای کودکان بود و به بچه ها مشغول بازی بودند. من و همسرم تصمیم گرفتیم در زمان کوتاهی که در اختیار داشتیم از کلیسا جامع روسکیله بازدید کنیم. کلیسا در مرکز شهر قرار دارد و با ۱۰ دقیقه پیاده روی و گذر از یک پارک زیبا از موزه قابل دسترس است.  . شهر Roskilde (روسکیلده) یکی از تاریخی‌ترین و فرهنگی‌ترین شهرهای دانمارک است که تا قرن ۱۵ پایتخت دانمارک بود. این کلیسا در لیست میراث جهانی ثبت شده است. قدمت آن به قرن ۱۲ برمی گردد  و اولین کلیسای گوتیک آجری در اروپای شمالی است. بیشترین شهرت آن بخاطر این است که محل دفن بیش از ۳۸ پادشاه و ملکه دانمارک از جمله مارگرت اول، کریستین چهارم و فردریک نهم(پدر ملکه کنونی) است. هر مقبره و تابوت طراحی، تزیینات و سبک خودش را دارد. معمولا قبر پادشاه و ملکه در کنار هم قرار دارند. شاید این نخستین کلیسا بود که از دیدن تابوتها و مقبره های داخل آن لذت بردم. این کلیسا از قرون وسطی به‌عنوان مقبره سلطنتی رسمی دانمارک استفاده شده است. نمای خارجی کلیسا با دو برج بلند با آجرهای اخرایی آن را از کلیساهای دیگر متمایز می کند. در داخل کلیسا علاوه بر نمازخانه‌های سلطنتی با طراحی‌ها و تابوت‌های هنری، ارگ بزرگ و تاریخی کلیسا قرار دارد. شیشه‌های رنگی قرون وسطایی و نقاشی‌های دیواری مذهبی این کلیسا از مشخصه های برجسته آن می باشد. ما تقریبا یک ساعت در داخل کلیسا بودیم. 

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour   دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

 

از آنجا که پسر بزرگ من (که در این زمان تازه وارد ۱۴ سالگی شده است)، به بناهای تاریخی علاقه مند است، تصمیم گرفتیم که به سرعت برگردیم و تا زمان بازدید از کلیسا به اتمام نرسیده او را همراه خود بیاوریم تا شانس دیدن این بنای زیبا با تاریخ کهن را از دست ندهد. خوشبختانه تلاش ما ثمربخش بود و او هم توانست تا زمان تعطیل شدن کلیسا، از بیشتر قسمت ها بازدید کند. به نظر من با توجه به میزان علاقه بازدیدکنندگان می توان از نیم تا سه ساعت زمان را در این کلیسا گذراند. قیمت بلیط ورودی آن ۷۰ کرون است و برای افراد زیر ۱۷ سال رایگان است. 

اگر علاقه مند هستید درباره این کلیسا بیشتر بدانید، توصیه می کنم فایل راهنمای کلیسا را از لینک زیر دانلود کنید. https://roskildedomkirke.dk/fileadmin/user_upload/filarkiv/Guideboeger/Roskilde-Guide_5marts2024_ENGELSK-TH-web.pdf

با کمی پیاده روی می توان تا میدان مرکزی شهر که دور تا دور آن را ساختمانهای قدیمی و زیبا فرا گرفته اند ، قدم زد. با توجه به اینکه شهر روسکیلده تا مدتهای طولانی پایتخت کشور دانمارک بوده، لذا گشت و گذار در بافت قدیمی این شهر خالی از لطف نیست.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

 

ما بعد از ترک شهر روسکیلده، تقریبا ۳۰ کیلومتر به سمت جنوب راندیم و پس ار شهر  کُوگه (Køge)  به بقایای باستانی  vikingeborgen Borging در بورگرینگ در نزدیکی روستای لِلینگِه (Lellinge) رسیدیم. متاسفانه موزه و محل اطلاع رسانی این سایت در حال مرمت بود و ما از جاده پشتی و از بین حصار دور سایت، وارد این سایت باستانی که در لیست میراث جهانی قرار دارد، شدیم.

بورگرینگ دارای ساختاری کاملاً دایره‌ای با قطر داخلی حدود ۱۲۲ متر است و دیوارهای آن عرضی بین ۱۰ تا ۱۱ متر داشته اند. این دژ از نوع “تِرِلبورگ” است که به دوره پادشاهی هارالد بلوتوث در اواخر قرن دهم نسبت داده می‌شود. واژه Trelleborg به معنی «قلعه حلقه‌ای» است. دژهایی که در این سبک ساخته شده‌اند، دایره‌ای کامل هستند و از بالا شبیه به چرخ یا صلیب دیده می‌شوند. به همین دلیل به آن‌ها ring fortresses یا Viking ring castles هم گفته می‌شود.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

ما به سرعت به سمت جنوب شرقی  و شهر Højerup حرکت کردیم تا قبل از غروب آفتاب موفق شویم تا صخره های Stevns Klint را از نزدیک ببینیم.  

این صخره ها یکی از مهم‌ترین سایت‌های زمین‌شناسی جهان هستند که به‌دلیل شواهد منحصر به‌فرد از رویداد انقراض دایناسورها در پایان دوره کرتاسه، در سال ۲۰۱۴ به فهرست میراث جهانی یونسکو افزوده شدند. ساختار این صخره ها که تقریبا ۱۵ کیلومتر طول دارند از لایه‌های گچ سفید دوره کرتاسه و لایه‌های تیره‌تر از دوره پالئوژن (ترشیاری) ساخته شده اند. لایه‌ی “فیش‌کلر” (Fiskeler)، لایه‌ای نازک و تیره‌رنگ با ضخامت ۵ تا ۱۰ سانتی‌متر است که حاوی میزان بالایی از عنصر ایریدیوم می باشد، این لایه به‌عنوان شواهدی از برخورد شهاب‌سنگ Chicxulub در حدود ۶۶ میلیون سال پیش شناخته می‌شود، که به انقراض گسترده‌ای از جمله دایناسورها منجر شد. این صخره ها دارای رکورد فسیلی بسیار غنی است که شامل بیش از ۸۳۰ گونه ماکروفسیل و صدها گونه میکروفسیل می‌شود. این فسیل‌ها شامل براکیوپودها، بریوزوآ ها، آمونیت‌ها، مرجان‌ها، سخت‌پوستان و بقایای ماهی‌ها و کوسه‌ها هستند.

وقتی ما به این محل رسیدیم به آرامی شاهد بارش باران بودیم. جز ما کسی در این محل حضور نداشت. اتومبیل را در پارکینگ که به ظاهر رایگان بود ولی بعدا متوجه شدم که به صورت اتوماتیک ما را شارژ کرده است، پارک کردیم. کلیسای قدیمی Højerup یک کلیسای قرون وسطایی است که در سال ۱۹۲۸ بخشی از آن به‌دلیل فرسایش ساحلی به دریا سقوط کرد. این کلیسا اکنون به‌عنوان نقطه‌ای دیدنی در بالای صخره‌ها قرار دارد و از فراز آن می توان منظره زیبایی از ساحل و صخره های سفید رنگ را مشاهده کرد.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

از طریق پله های فلزی که برای دسترسی به ساحل کار گذاشته شده اند به کنار ساحل رسیدم و در امتداد ساحل کمی پیاده روی کردم. دقایقی را به بررسی سنگها و همچنین صخره های سفید رنگ گذراندم. ناگهان متوجه شدم که آب به سرعت دارد بالا می آید، لذا به سرعت مسیری که رفته بودم را برگشتم. سرعت مد باورنکردنی بود. قسمتی از مسیری که کمتر از یک ربع قبل طی کرده بودم حالا کاملا زیر آب بود. نهایتا با کفشهای خیس به پارکینگ برگشتم. 

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

در مسیر بازگشت به سمت هتل، به داخل شهر Køge رفتیم. در خیابانهای سنگفرشی آن گردش کردیم، سعی کردیم تا رستورانی برای شام پیدا کنیم که موفق نشدیم و به همان مک دونالد بین راه اکتفا کردیم تا به هتل رسیدیم. 

 پنجشنبه ۲۹ آگوست:

امروز را هم به گردش در شهر زیبای کپنهاگ اختصاص دادیم. ابتدا به منطقه Christianshavn رفتیم. اتومبیل را در کنار کانال پارک کردیم و قدم زنان به منطقه Christiania رسیدیم.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

منطقهٔ کریستیانیا (Christiania) در شهر کپنهاگ، یک جامعهٔ خودگردان و منحصر به‌فرد است که در سال ۱۹۷۱ توسط گروهی از هنرمندان، فعالان و افرادی با سبک زندگی هیپی تأسیس شد و به‌عنوان یک “شهر آزاد” با قوانین و ساختار اجتماعی خاص خود شناخته می‌شود. کریستیانیا به‌صورت خودگردان اداره می‌شود و ساکنان آن تصمیمات را از طریق اجماع جمعی اتخاذ می‌کنند. این منطقه پر از خانه‌های رنگارنگ، نقاشی‌های دیواری و هنر خیابانی است که بازتاب‌دهندهٔ روحیهٔ خلاقانه و آزاد ساکنان آن است.

در سال‌های اخیر، به‌دلیل افزایش خشونت و درگیری‌های مرتبط با مواد مخدر، ساکنان تصمیم گرفتند تا با همکاری دولت، فروشگاه‌های مواد مخدر را تعطیل کرده و خیابان “Pusher Street” را بازسازی کنند تا به وضعیت اولیهٔ صلح‌آمیز منطقه بازگردند. در حال حاضر تعدادی از خانه هایی که قبلا محل کسب و کار قَوّادها بود به مراکز هنری و همچنین فروشگاه تبدیل شده است. از نکات برجسته این محل می توان به گرافیتی های بسیار زیبای آن اشاره کرد. 

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

 

کلیسای Vor Frelsers Kirke (کلیسای نجات‌دهنده ما) یکی از نمادهای شناخته‌شده کپنهاگ است که در محله کریستیان‌شاون قرار دارد. این کلیسا به‌ویژه به خاطر برج مارپیچ خارق‌العاده‌اش شناخته می‌شود که می‌توان از پله‌های بیرونی آن بالا رفت و منظره‌ای ۳۶۰ درجه از شهر را تماشا کرد. برج کلیسا ۹۰ متر ارتفاع دارد و شامل حدود ۴۰۰ پله است که ۱۵۰ پله آخر آن در قسمت مارپیچ بیرونی قرار دارد. متاسفانه ما فرصت نکردیم تا از این برج بالا برویم.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

یکی دیگر از جاذبه های این محل، پل عابر پیاده Cirkelbroen یا «پل دایره‌ای» است که توسط هنرمند مشهور دانمارکی-ایسلندی، اولافور الیاسون طراحی شده است. این پل از چند سکوی دایره‌ای تشکیل شده که با تیرهای بلند شبیه به دکل کشتی‌ها تزئین شده‌اند و اشاره‌ای به تاریخ دریانوردی دانمارک دارد.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

در کنار کانال اصلی شهر در این موقع از سال که هوا آفتابی و کمی گرم بود، می توان افرادی را مشاهده کرد که آفتاب گرفته اند و حتی مشغول آبتنی هستند.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

بعد از ظهر به منطقهٔ København K یا منطقهٔ مرکزی تاریخی شهر رفتیم. علاوه بر خیابانها و کوچه های زیبا که مملو از فروشگاههای سوغاتی فروشی و رستوران و کافه هستند، تعدادی بنای مهم هم در این محل قرار دارند. 

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

ساختمان Rådhus یا شهرداری کپنهاگ با آجرهای قرمز رنگ، یکی از بناهای مهم و باشکوه این شهر است که در میدان Rådhuspladsen قرار دارد. این ساختمان در سال 1905 با معماری مارتین نیزوپ دانمارکی تکمیل شد و سبک معماری آن ترکیبی از رنسانس ایتالیایی و ملی‌گرایی دانمارکی است. برج آن با ارتفاع 105 متر، یکی از بلندترین سازه‌های تاریخی شهر است. 

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

درون ساختمان، ساعت معروف Jens Olsen’s World Clock قرار دارد.  این ساعت یک شاهکار مکانیکی بی‌نظیر است که در سال 1955 رونمایی شد. این ساعت نه‌تنها زمان محلی را نشان می‌دهد، بلکه دارای مکانیزم‌هایی پیچیده برای نمایش زمان در مناطق مختلف جهان، تقویم، و حتی حرکات نجومی است. کل سیستم دارای 15,000 قطعه است و ساخت آن بیش از 27 سال به طول انجامید این مکان علاوه بر نقش اداری، میزبان مراسم رسمی، ازدواج‌های مدنی و بازدیدهای عمومی است. وقتی در این ساختمان قدم می زدم چندین عروس و داماد را دیدم که با گروه فیلمبرداری به این ساختمان آمده بودند.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

در میدان Rådhuspladsen، چندین مجسمه‌ و بنای یادبود وجود دارد که به چهره‌های مهم دانمارکی اختصاص یافته‌اند. مشهورترین آن‌ها شامل مجسمه هانس کریستین آندرسن، نویسنده معروف افسانه‌ها، که به‌سمت باغ تیوولی نگاه می‌کند. 

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

در این میدان همچنین مجسمهٔ مشهور دو شیپورنواز، که به نام Lurblæserne یا «نوازندگان لور» شناخته می‌شود، بر روی یک ستون ۲۰ متری قرار دارد. این مجسمه به مناسبت صدمین سالگرد تولد J.C. Jacobsen، بنیان‌گذار کارخانهٔ آبجوسازی کارلسبرگ، به شهر کپنهاگ اهدا شد. لور (Lur)، ساز بادی باستانی اسکاندیناویایی از دوران عصر برنز است که به‌طور معمول به‌صورت جفتی نواخته می‌شده. نمونه‌های اصلی این ساز در موزهٔ ملی دانمارک نگهداری می‌شوند. طراحی این مجسمه از ستون‌های سنت مارک و سنت توماس در میدان سنت مارکو ونیز الهام گرفته شده است. بر اساس یک افسانه محلی گفته می‌شود که این نوازندگان لور زمانی که یک دوشیزه از کنارشان عبور کند، شیپور می‌زنند.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

فواره اژدها (Dragespringvandet) از سال ۱۹۰۴ در گوشهٔ شمال شرقی میدان قرار دارد.  فواره شامل یک اژدها و گاو در حال نبرد است، که به گفته برخی، نمادی از کشمکش میان نیروهای طبیعت یا مبارزه خیر و شر است.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

در آنسوی میدان باغ و شهربازی Tivoli قرار دارد. Tivoli Gardens (باغ تیوولی) یکی از مشهورترین و قدیمی‌ترین شهربازی‌ها و پارک‌های تفریحی جهان است که در قلب کپنهاگ، درست روبه‌روی ساختمان شهرداری (Rådhus) واقع شده است. این پارک در سال 1843 افتتاح شد و از آن زمان تا امروز، میلیون‌ها بازدیدکننده را از سراسر دنیا به خود جذب کرده است.در این محل قرار دارد.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

ورودیه این پارک برای بزرگسالان ۱۸۰ کرون است. اگر تصمیم دارید تا از بازی های داخل پارک استفاده کنید آنگاه می بایست ۳۴۹ کرون بپردازید. با اینکه این پارک از لحاظ وسعت خیلی وسیع نیست ولی بسیار جذاب است. همه جا مملو از گل و گیاهان بسیار زیباست. علاوه بر بازی هایی از قبیل Rutschebanen که یکی از قدیمی‌ترین ترن‌های هوایی چوبی جهان (از سال 1914) است، در بسیاری از روزها کنسرتهای موسیقی برگزار می شود. در زمان حضور ما، یک کنسرت موسیقی پاپ با خوانندگان مشهور دانمارکی برگزار شد. برای من جالب بود که جمعیت کثیری از افراد مسن در این پارک و مخصوصا کنسرت حضور داشتند. یکی از خوانندگان کنسرت که زنی جوان بود در هنگام اجرای کنسرت از روی سن به میان جمعیت آمد و در کنار یک مرد و زن میانسال برنامه اش را اجرا کرد. بعدا متوجه شدیم که آن زوج میانسال، والدینش بودند. 

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

ما تا ساعت ۱۰ شب که پارک تعطیل شد در آنجا بودیم و پس از آن به هتل برگشتیم.

جمعه ۳۰ آگوست:

صبح به فرودگاه کپنهاگ که تا هتل ما کمتر از ۱۵ دقیقه فاصله داشت رفتیم و با خطوط هوایی ترکیش ابتدا به استانبول و سپس به دبی رسیدیم.

کمی بعد از اینکه هواپیما از باند فرودگاه کپنهاگ برخاست منظره زیبایی از پل اورسوند که شهر کپنهاگ را به شهر مالمو در سوئد متصل کرده است را دیدیم. این پل از مالمو تا جزیره Peberholm‌ است و ادامه آن از به صورت تونل در زیر خلیج اورسوند است.

دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour  دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour   دانمارک، افشین ایران پور، Denmark, Afshin Iranpour

  
افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

www.kanoonirangardan.ir

af6872@gmail.com

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Share

نوشته سفر به اسکاندیناوی- قسمت سوم، دانمارک سرزمین وایکینگ ها اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d9%85%d8%8c-%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d8%b3/feed/ 0
سفر به اسکاندیناوی- قسمت دوم، سوئد https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85%d8%8c-%d8%b3%d9%88%d8%a6%d8%af/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85%d8%8c-%d8%b3%d9%88%d8%a6%d8%af/#respond Wed, 30 Apr 2025 00:11:37 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=21897 سفر به اسکاندیناوی- قسمت دوم، سوئد این گزارش سفر، ادامه ...

نوشته سفر به اسکاندیناوی- قسمت دوم، سوئد اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
سفر به اسکاندیناوی- قسمت دوم، سوئد

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

این گزارش سفر، ادامه سفری است که ما از نروژ شروع کردیم و تا دانمارک ادامه دادیم. پس از خروج از نروژ و ورود به خاک سوئد مستقیما به سمت منطقه Tanumحرکت کردیم. 

قبل از اینکه به ادامه گزارش بپردازیم، طبق روال گذشته کمی درباره جغرافیا و تاریخ کشور سوئد مطالعه می کنیم تا بتوانیم از این سفر بهتر لذت ببریم.

 

جغرافیای سوئد

سوئد یکی از کشورهای شمال اروپا و بزرگ‌ترین کشور منطقه اسکاندیناوی است. این کشور از غرب با نروژ، از شرق با خلیج بوتنی و دریای بالتیک، و از جنوب غربی با دانمارک (از طریق پل اورسوند) هم‌مرز است. مساحت سوئد حدود ۴۵۰٬۰۰۰ کیلومتر مربع است و جمعیت آن بیش از ۱۰ میلیون نفر است.

سوئد کشوری کشیده با طبیعتی متنوع است؛ شمال آن سردسیر و کوهستانی با جنگل‌های انبوه و پوشش برفی در بیشتر سال، در حالی که جنوب آن دارای زمین‌های هموار، دریاچه‌ها و آب‌وهوای معتدل‌تر است. بیش از نیمی از کشور را جنگل‌ها پوشانده و هزاران دریاچه کوچک و بزرگ در آن وجود دارد، از جمله دریاچه ونرن و وترن که جزو بزرگ‌ترین دریاچه‌های اروپا هستند.

سوئد دارای سواحل طولانی در شرق و غرب، و آب‌وهوای آن بین قاره‌ای و دریایی متغیر است. شهرهای اصلی آن شامل استکهلم (پایتخت)، گوتنبرگ و مالمو هستند. جغرافیای متنوع سوئد، بستر مناسبی برای کشاورزی، صنعت چوب، گردشگری و انرژی‌های تجدیدپذیر فراهم کرده است.

 

خلاصه‌ای از تاریخ سوئد

سوئد، کشوری در شمال اروپا، تاریخی طولانی و پرفراز و نشیب دارد که از دوران پیشاتاریخ تا به امروز، مراحل متعددی از توسعه فرهنگی، سیاسی و اقتصادی را پشت سر گذاشته است. اولین شواهد سکونت انسانی در سرزمین سوئد به حدود ۱۲ هزار سال پیش بازمی‌گردد، پس از پایان آخرین عصر یخبندان. در دوره نوسنگی، مردمان این سرزمین به کشاورزی روی آوردند و تمدن‌های اولیه شکل گرفتند.

در دوره وایکینگ‌ها (حدود قرون ۸ تا ۱۱ میلادی)، سوئد به همراه نروژ و دانمارک بخشی از فرهنگ اسکاندیناوی بود. وایکینگ‌های سوئدی عمدتاً به سمت شرق (روسیه، دریای سیاه و حتی آسیا) سفر می‌کردند و بازرگانی و جنگ‌افروزی می‌کردند. این دوران نقش مهمی در گسترش نفوذ سوئد و برقراری ارتباط با سایر تمدن‌ها داشت.

در قرن دوازدهم، سوئد به تدریج مسیحی شد و حکومت‌های پادشاهی قدرتمندتری شکل گرفتند. در قرن چهاردهم، اتحادی به نام کالمار بین سوئد، نروژ و دانمارک به رهبری دانمارک شکل گرفت، اما با تنش‌های سیاسی و جنگ‌های داخلی همراه بود. در سال ۱۵۲۳، گوستاو واسا با اعلام استقلال سوئد، به پادشاهی رسید و یکی از بنیان‌گذاران سوئد مدرن شد. او با اصلاحات گسترده‌ای در زمینه دین (پروتستانی کردن کشور)، اقتصاد و حکومت، پایه‌های سلطنت مطلقه را بنیان نهاد.

در قرون ۱۷ و ۱۸، سوئد به یک قدرت نظامی بزرگ در اروپا تبدیل شد و درگیر جنگ‌های متعدد شد، از جمله جنگ‌های با لهستان، روسیه و دانمارک. در دوران پادشاه کارل دوازدهم (اوایل قرن ۱۸)، سوئد به اوج قدرت نظامی خود رسید، اما با شکست در جنگ بزرگ شمالی (۱۸۲۱-۱۷۰۰)، بخش زیادی از قلمروهای خود را از دست داد و نفوذش کاهش یافت.

در قرن نوزدهم، سوئد وارد دوره‌ای از اصلاحات سیاسی و اقتصادی شد. در سال ۱۸۰۹ فنلاند را به روسیه واگذار کرد و در عوض با نروژ متحد شد (اتحادی که تا ۱۹۰۵ ادامه داشت). در نیمه دوم قرن، با توسعه صنعت و افزایش تحرک اجتماعی، پایه‌های دموکراسی در سوئد تقویت شد. در اوایل قرن بیستم، کشور به سمت نظام پارلمانی حرکت کرد و با گسترش جنبش‌های کارگری، پایه‌های دولت رفاه مدرن گذاشته شد.

سوئد در هر دو جنگ جهانی بی‌طرف باقی ماند، اما نقش فعالی در کمک‌های بشردوستانه، پناه دادن به آوارگان و میانجی‌گری ایفا کرد. پس از جنگ جهانی دوم، با سیاست‌های رفاهی گسترده، آموزش همگانی، بهداشت عمومی و نظام اقتصادی ترکیبی، سوئد به یکی از پیشرفته‌ترین کشورهای جهان تبدیل شد.

در دهه‌های پایانی قرن بیستم و آغاز قرن ۲۱، سوئد همچنان به عنوان کشوری صلح‌طلب، دموکراتیک و نوآور شناخته می‌شود. این کشور عضو اتحادیه اروپاست (از ۱۹۹۵) اما واحد پول خود، کرون، را حفظ کرده است. در زمانی که من این گزارش را می نویسم هر دلار آمریکا معادل با ۹.۶۶ کرون است. امروزه سوئد در زمینه‌های حقوق بشر، فناوری، محیط زیست و برابری اجتماعی پیشگام است.

 

گزارش سفر:

شنبه ۲۳ آگوست ۲۰۲۴، دوم شهریور ۱۴۰۳:

حدود ظهر از مرز نروژ وارد کشور سوئد شدیم. البته در حال حاضر مرز فیزیکی خاصی بین دو کشور وجود ندارد و تنها وجود چند تابلو و همچنین یک پست مرزی قدیمی که در گوشه بزرگراه قرار دارد و درب آن بسته است موید ورود به کشور سوئد است. 

هوا کمی ابری-بارانی بود که پس از یکساعت و حدود ۶۰ کیلومتر خودمان را به محوطه باستانی Tanum رساندیم. این سایت دارای چندین محوطه باستانی است که در  این منطقه پراکنده است. یک موزه و مرکز اطلاع رسانی هم در این محل احداث شده است که حاوی اطلاعات بسیار خوبی است. این سایت در سال ۱۹۹۴ در لیست میراث جهانی ثبت شد.  زیرا نمونه‌ای منحصربه‌فرد از هنر صخره‌ای اروپایی است که به‌خوبی حفظ شده و روایت‌گر تاریخ باستانی شمال اروپا است.

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

سایت باستانی تانوم ، مجموعه‌ای گسترده از نقوش صخره‌ای (Petroglyphs) مربوط به عصر برنز (حدود ۱۷۰۰ تا ۵۰۰ پیش از میلاد) را در خود جای داده است. این نقوش، که بر روی سنگ‌های صاف حک شده‌اند، تصاویری از زندگی روزمره‌ی انسان‌های آن زمان، از جمله شکار، کشتی‌رانی، نبرد، مراسم مذهبی و اشکال نمادین انسانی و حیوانی را نشان می‌دهند. در این منطقه بیش از ۱۵۰۰ قطعه‌ی سنگ‌نگاره‌ای شناسایی شده که برخی از آن‌ها دارای رنگ قرمز هستند تا وضوح بیشتری داشته باشند. این تصاویر نشان‌دهنده‌ی فرهنگ و باورهای مردم اسکاندیناوی در عصر برنز هستند و اطلاعات مهمی درباره‌ی زندگی اجتماعی، ساختار قدرت، و نقش مذهب در آن دوران به ما می‌دهند.

برای بازدید از آن حداقل نیاز به دو ساعت زمان است. 

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

هوا کاملا بارانی بارانی بود که به سمت شهر Kangalv حرکت کردیم. این شهر کوچک بخاطر قلعه Bohus معروف است. متاسفانه زمانی به این قلعه رسیدیم که تعطیل شده بود و امکان بازدید از محوطه خارجی آن ممکن بود. با توجه به شرایط جوی، کمی در اطراف آن گردش کردم. 

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

این قلعه روی صخره‌ای مشرف به رودخانه‌ی Göta älv ساخته شده و موقعیت استراتژیک مهمی در طول تاریخ اسکاندیناوی داشته است. ساخت قلعه به سال ۱۳۰۸ میلادی بازمی‌گردد، زمانی که توسط پادشاه هاکون پنجم نروژ برای دفاع از مرزهای جنوبی نروژ در برابر سوئد تاسیس شد. طی قرون وسطی، قلعه بارها درگیر جنگ‌ها و محاصره‌ها بود و علی‌رغم دست‌کم ۱۴ بار حمله‌ی بزرگ، هرگز تسخیر نشد. معماری قلعه شامل برج‌های مراقبت، دیوارهای ضخیم سنگی، و بخش‌هایی برای نگهبانی و ذخیره‌سازی مهمات است. در زمان اوج خود، قلعه نه تنها یک دژ نظامی، بلکه محلی برای اقامت فرماندهان، شاهزادگان و مقامات بلندپایه نیز بوده است.

مقصد بعدی ما شهر Alingsas بود. طبق برنامه ریزی سفر، قرار بود سه شب را در منزل پسرخاله ام که در این شهر زندگی می کند، اقامت کنیم. با کمک نقشه گوگل نزدیکترین راه به Alingsas را انتخاب کردیم. این جاده که از میان جنگل ها، مزارع و روستاهای کوچک کشیده شده بود مناظر بسیار زیبایی را در پیش روی ما قرار داد. تقریبا در میان راه بودیم که ناگهان با صحنه غیر منتظره ای مواجه شدیم. جاده با سقوط یک درخت کاملا مسدود شده بود و همه اتومبیلها مجبور می شدند تا دور بزنند. تصمیم داشتیم تا ما هم دور بزنیم که دیدیم یک وانت از شانه خاکی جاده که حالا کاملا گلی بود به سرعت عبور کرد و به آن سوی جاده که مسدود بود رفت. ابتدا فکر کردم که احتمالا از اعضای تیم امدادی است که برای گشودن جاده آمده است ولی دیدم که مسیر را ادامه داد و رفت. خستگی راه، بی حوصلگی و درد حاصل از شکستگی انگشت من که چند ساعت قبل در اثر افتادن رخ داده بود و همچنین اتکا به اتومبیل FWD که داشتیم، سبب شد تا من هم مسیر وانت را انتخاب کنم. هر چند که اتومبیل کمی لیز خورد ولی توانستم آن را کنترل کنم و از کنار جاده به مسیر اصلی بازگردم.

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

هوا کم کم رو به تاریکی بود که به مقصد رسیدیم. شهر Alingsas، شهر کوچک و آرامی در کنار یک دریاچه است. با توجه به فاصله ۵۰ کیلومتری تا شهر گوتنبرگ، بسیاری از ساکنین آن در گوتنبرگ کار می کنند، از جمله پسرخاله من. او هر روز با قطار یا اتومبیل شخصی به سرکار می رود و از زندگی در این شهر بسیار رضایت دارد و تصمیم گرفته در اولین فرصت یک خانه در این شهر بخرد. 

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

این شهر یک walking street دارد که رستورانها و مراکز خرید در آن قرار دارند. ما شام را مهمان خانواده پسرخاله در یک رستوران بودیم که صاحبان آن ایرانی بودند. استیک های این رستوران که روی قطعات سنگی بسیار داغ سرو می شود، معروف است. مشتری گوشت مورد نظر خود را اعم از گوشت گاو، گوسفند و حتی آهو، سفارش می دهد و این گوشت روی یک قطعه سنگ صاف که در یک اجاق مخصوص تا ۵۰۰ درجه سانتی گراد داغ شده است، پخته می شود. 

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

صاحب رستوران به رسم مهمان نوازی صندلی خود را در کنار ما گذاشت و با ما مشغول صحبت شد. بیشتر مشتری هایی که وارد رستوران می شدند، احوالپرسی بسیار گرمی با او می کردند. بعدا متوجه شدم که با توجه به کوچک بودن شهر، بیشتر مشتریان او افراد خاصی هستند که مرتبا به رستوران او که در حقیقت کافه- بار- رستوران است، رفت و آمد می کنند و همدیگر را می شناسند. در مدت زمانی که با هم صحبت می کردیم متوجه شدم که یکی از کارکنان رستوران به او چیزی گفت و او هم به سراغ یکی از مشتریها که در میز دیگری مشغول نوشیدن آبجو بود، رفت. به او  چیزی گفت و مجددا به پیش ما بازگشت. از او درباره این موضوع سوال کردم و او هم گفت که این فرد اولین بار است که به رستوران او می آید و ظاهرا چند لیوان آبجو نوشیده است و درخواست لیوان بعدی را کرده که کارمند رستوران متوجه شده است که کم کم دارد از حالت عادی خارج می شود و از دادن نوشیدنی بیشتر امتناع کرده است که با اعتراض مشتری مواجه شده است. او هم به سراغ مشتری رفته و به او یادآوری کرده تا نوشیدنی خود را تمام کند و بلافاصله رستوران را ترک کند، در غیر اینصورت با پلیس تماس خواهد گرفت. برای من بسیار جالب بود که صاحب رستوران این اختیار را دارد تا از فروش بیشتر نوشیدنی الکلی به فردی که ممکن است از کنترل خارج شود، امتناع کند و قانون هم پشتیبان او خواهد بود. 

یکشنبه ۲۴ آگوست:

امروز را به گشت و گذار و بازدید از لیزبری (Liseberg) که بزرگ‌ترین و محبوب‌ترین شهربازی در اسکاندیناوی در قلب شهر گوتنبرگ است گذراندیم. این پارک تفریحی در سال ۱۹۲۳ به مناسبت نمایشگاه بین‌المللی گوتنبرگ افتتاح شد و از آن زمان به یکی از جاذبه‌های اصلی شهر تبدیل شده است.

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

هر ساله بیش از سه میلیون بازدیدکننده از لیزبری دیدن می‌کنند، که آن را به یکی از پرمخاطب‌ترین پارک‌های تفریحی شمال اروپا تبدیل کرده است. لیزبری دارای ترکیبی از وسایل هیجان‌انگیز مانند ترن هوایی‌های معروف، از جمله Balder (ترن چوبی) و Helix (یکی از طولانی‌ترین و سریع‌ترین ترن‌های مارپیچ در اروپا) است. امکاناتی مانند بازی‌های خانوادگی، بخش‌های کودکانه، رستوران‌ها، نمایش‌های زنده، کنسرت‌ها، و بازارهای فصلی (مانند بازار کریسمس) این مکان را برای همه سنین جذاب کرده است.

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور  Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

برای ورود به این شهربازی باید ورودی پرداخت کنید که این مبلغ سوا از مبلغی است که بابت استفاده از بازی ها پرداخت می شود. اگر تمایل دارید که از بازی ها استفاده کنید می بایست مبلغ بیشتری را پرداخت کنید و در طول مدتی که در این شهربازی هستید می توانید به دفعات از بازی های مختلف استفاده کنید. تنها شرط استفاده از این بازیها داشتن قد و یا سن مناسب برای انجام آن بازی است. 

کافه-رستورانها و همچنین فروشگاههای متعدد داخل این مجموعه معمولا فرصت کافی را در اختیار بازدید کنندگان قرار می دهند تا بتوانند استراحت کافی در زمان حضور در این مجموعه داشته باشند. 

موضوعی که در هنگام گردش در این پارک کنجکاوی من را تحریک کرده بود، بسته های بزرگی از شکلاتها در دست برخی از بازدیدکنندگان بود. البته به سرعت دریافتم که این بسته ها، جوایزی است که پس از برنده شدن در برخی از بازیها دریافت می شود. خوشبختانه ما هم توانستیم یکی از این بسته ها را برنده شویم و بیشتر ار اینکه از برنده شدن خوشحال شویم، از داشتن یک بسته شکلات بزرگ شاد شدیم.

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور  Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

 ما شام را در رستوران ایرانی به نام رستوران شیراز در گوتنبرگ صرف کردیم.

 

دوشنبه ۲۵ آگوست: 

امروز را به گردش در شهر گوتنبرگ و با گویش سوئدی، یوتبری اختصاص داده ایم .

 اما کمی درباره گوتنبرگ:

گوتنبرگ دومین شهر بزرگ سوئد است که در سواحل غربی کشور، در دهانه‌ی رودخانه‌ی Göta älv و کنار دریای کاته‌گات (Kattegat) واقع شده است. موقعیت جغرافیایی خاص این شهر باعث شده تا گوتنبرگ به یکی از مهم‌ترین بنادر دریایی اسکاندیناوی تبدیل شود.

این شهر در سال ۱۶۲۱ میلادی به دستور پادشاه گوستاو دوم آدولف تاسیس شد. هدف از تاسیس آن ایجاد شهری بندری با دسترسی مستقیم به دریای شمال بود که بتواند از نظر اقتصادی و دفاعی جایگزینی برای شهرهای جنوبی‌تر باشد. در آغاز، مهندسان هلندی نقش مهمی در طراحی گوتنبرگ داشتند، به همین دلیل سبک معماری اولیه شهر، به شهرهای هلندی شباهت داشت.

گوتنبرگ به‌تدریج به یک مرکز تجاری، صنعتی و دانشگاهی مهم تبدیل شد. در قرن نوزدهم، با توسعه‌ی صنایع کشتی‌سازی، ماهیگیری، و بعدها خودروسازی (با شرکت‌هایی مانند ولوو)، این شهر رشد چشمگیری پیدا کرد.

از نظر جغرافیایی، گوتنبرگ دارای آب‌وهوایی معتدل اقیانوسی است با زمستان‌های ملایم و تابستان‌های خنک. جزایر اطراف، تپه‌های سبز و پارک‌های متعدد، طبیعتی زیبا و منحصربه‌فرد به این شهر بخشیده‌اند.

امروزه گوتنبرگ شهری مدرن، دانش‌بنیان و فرهنگی است که میزبان جشنواره‌ها، موزه‌ها، و دانشگاه‌های برجسته‌ای مانند دانشگاه گوتنبرگ و دانشگاه فناوری چالمرز است.

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

از Alingsas تا گوتنبرگ تقریبا ۵۰ کیلومتر فاصله است. ما اتومبیل را در پارکینگ یک مال بزرگ که در مرکز شهر قرار دارد پارک کردیم و از کنار یکی از کانالهای آبی که به بندرگاه منتهی می شود قدم زنان با گذر از کنار موزه شهر گوتنبرگ، میدان گوستاو آدولف، کلیسا انجیلی و ساختمان دادگستری به بندرگاه رسیدیم. 

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور  Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور  Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور  Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

محله Haga از مناطق قدیمی شهر گوتنبرگ است که اکنون جزو مکانهای دیدنی شهر است. بافت قدیمی و همچنین رستورانها و فروشگاههای سوغاتی فروشی سبب شده تا بیشتر بازدیدکنندگان از شهر گوتنبرگ حتما به این محله سر بزنند. 

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور  Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور  Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور  Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

ما در مسیر برگشت به سمت پارکینگ از کنار کلیسا Haga و پارک Kungsparken عبور کردیم.  

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور  Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

ترامواهای آبی رنگ گوتنبرگ، یکی از نمادهای شاخص این شهر هستند.

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

 

سه شنبه ۲۶ آگوست:

طبق برنامه ریزی انجام شده می بایست مسیر ۳۶۰ کیلومتری بین Alingsas و کپنهاگ را در یک روز طی کنیم و در این مسیر چند سایت را هم بازدید کنیم. 

اولین محلی که از آن بازدید کردیم یک قلعه- قصر قدیمی به نام Tjolöholmsبود که ۹۰ کیلومتر از آلینگساس فاصله دارد. 

قلعه تیولهولم (Tjolöholms Slott) یکی از زیباترین و منحصربه‌فردترین قلعه‌های سوئد است که در استان هالاند، در نزدیکی شهر کونگسباکا و در ساحل دریای کاته‌گات واقع شده است. این قلعه بر روی یک شبه‌جزیره در فیورد کونگسباکا قرار دارد و چشم‌اندازهای بی‌نظیری از دریا و طبیعت اطراف ارائه می‌دهد.​

املاک تیولهولم برای اولین بار در سال ۱۲۳۱ در اسناد پادشاه دانمارکی، والدمار دوم، ذکر شده است. در سال ۱۸۹۲، این ملک توسط جیمز فردریک دیکسون و همسرش بلانش دیکسون خریداری شد. آن‌ها تصمیم گرفتند قلعه‌ای جدید به سبک تودور انگلیسی بسازند و در سال ۱۸۹۷ مسابقه‌ای برای طراحی آن برگزار کردند. طرح “هاب‌گابلین” با وجود کسب مقام دوم، انتخاب شد و ساخت قلعه از سال ۱۸۹۸ آغاز گردید. متأسفانه، جیمز فردریک دیکسون در همان سال به دلیل عفونت خونی درگذشت، اما بلانش دیکسون با پشتکار ساخت قلعه را ادامه داد و در سال ۱۹۰۴ به پایان رساند .​

قلعه تیولهولم ترکیبی از سبک نئو-تودور انگلیسی و جنبش “آرتز اند کرافتس” است. این قلعه با استفاده از مصالح طبیعی و صنایع‌دستی باکیفیت ساخته شده و دارای امکانات مدرنی مانند برق، گرمایش مرکزی، فرش‌های دیواری و دوش‌های با جریان چرخشی آب است . بسیاری از مبلمان و تزئینات داخلی از فروشگاه لیبرتی در لندن سفارش داده شده‌اند، که تأثیر طراحانی مانند ویلیام موریس را نشان می‌دهد .​

باغ‌های اطراف قلعه نیز توسط والمان طراحی شده‌اند و ترکیبی از طراحی رسمی و طبیعت وحشی هستند. باغ نزدیک قلعه منظم و ساختارمند است، در حالی که با فاصله گرفتن از قلعه، باغ به تدریج با چشم‌انداز طبیعی ترکیب می‌شود، به‌طوری‌که قلعه به نظر می‌رسد از دل طبیعت بیرون آمده است .​

برای بازدید از این قصر-قلعه حداقل ۲ ساعت زمان نیاز است.

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور  Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور  Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور  Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور  Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور  Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

در ادامه مسیر بعد از ۲۳ کیلومتر به آسیاب بادی Sunvara Kvarn رسیدیم. آسیاب بادی Sunvära Kvarn یکی از جاذبه‌های تاریخی و دیدنی در منطقه واروباکا (Varobacka) در شهرستان واربرگ، استان هالاند در جنوب غربی سوئد است. این آسیاب در سال ۱۸۶۶ توسط دو کشاورز محلی ساخته شد و در سال ۱۸۹۹ با استفاده از سنگ‌های آسیاب قدیمی، آسیاب جدیدی با ساختاری بزرگ‌تر احداث گردید. این آسیاب تا دهه ۱۹۴۰ به‌عنوان آسیاب گمرکی (customs mill) مورد استفاده تجاری قرار می‌گرفت، تا زمانی که آسیاب‌های صنعتی بزرگ‌تر جایگزین آن شدند. آسیاب Sunvära Kvarn از نوع “آسیاب کلاهی” یا “Dutchman” است که در قرن ۱۹ به منطقه هالاند معرفی شد. این نوع آسیاب دارای چهار طبقه و یک تراس سنگی به ارتفاع ۲.۵ متر در اطراف آن است. ویژگی منحصر به‌فرد این آسیاب امکان چرخاندن کلاهک آن برای تنظیم جهت پره‌ها با باد است. ​ تقریبا ۱۵ دقیقه برای بازدید از این آسیاب بادی زمان نیاز است، هرچند که بیشتر از این زمان را من به کندن بلوبری و تمشک اختصاص دادم.

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

مقصد بعدی ایستگاه رادیویی Grimeton بود که در ۲۰ کیلومتری جنوب آسیاب بادی قرار دارد. این ایستگاه رادیویی که در لیست میراث جهانی ثبت شده است بین سالهای ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۴ ساخته شد. ایستگاه رادیویی گریمتون (Grimeton Radio Station) در نزدیکی شهر واربرگ در استان هالاند، جنوب غربی سوئد واقع شده و یکی از مهم‌ترین آثار تاریخی در زمینه ارتباطات بی‌سیم اولیه است. ​

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

برای ورود به ساختمان این ایستگاه شما باید به صورت آنلاین بلیط را بخرید و کد ارسالی را برای ورود به داخل ساختمان وارد کنید تا در باز شود.

قلب این ایستگاه، فرستنده‌ای الکترومکانیکی به نام الکساندرسون است که توسط مهندس سوئدی-آمریکایی ارنست الکساندرسون طراحی شده است. این فرستنده با تولید جریان متناوب با فرکانس بالا، امکان ارسال سیگنال‌های رادیویی در باند VLF (فرکانس بسیار پایین) را فراهم می‌کرد.

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور  Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور  Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

 آنتن این ایستگاه شامل شش دکل فولادی به ارتفاع ۱۲۷ متر است که توسط سیم‌های مسی به طول ۲.۲ کیلومتر به یکدیگر متصل شده‌اند. این ساختار عظیم برای ارسال سیگنال‌های رادیویی به فواصل دور، به‌ویژه به ایالات متحده، طراحی شده بود. ​ در دوران جنگ جهانی دوم، این ایستگاه به‌عنوان تنها راه ارتباطی سوئد با جهان خارج عمل می‌کرد، زیرا کابل‌های زیردریایی به‌سرعت توسط کشورهای درگیر جنگ قطع شده بودند. امروزه، ایستگاه گریمتون به‌عنوان یک موزه زنده عمل می‌کند. فرستنده الکساندرسون هنوز در شرایط عملیاتی است و هر سال در “روز الکساندرسون” (نزدیک‌ترین یکشنبه به ۲ ژوئیه)، برای ارسال پیام‌های آزمایشی در کد مورس فعال می‌شود. این پیام‌ها در سراسر اروپا قابل دریافت هستند.

برای بازدید از آن حدود یک ساعت زمان نیاز است. 

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

شهر Helsingborg یکی از شهرهای منظم و بسیار تمیز در سوئد است که قدمت آن به قرن ۱۰ میلادی می‌رسد و به خاطر موقعیت راهبردی‌اش در کنترل تنگه‌ی اورسوند، در طول تاریخ محل نزاع‌های زیادی بین سوئد و دانمارک بوده است. تا سال ۱۶۵۸ بخشی از خاک دانمارک بود و بعد از قرارداد “Roskildefreden” به سوئد واگذار شد. هلسینگبوری در ساحل شرقی تنگه‌ی اورسوند (Öresund) قرار دارد و فقط حدود ۴ کیلومتر با شهر هلسینگر (Helsingør) در دانمارک فاصله دارد و توسط کشتی‌های مسافربری به آن وصل می‌شود.
تقریبا یکساعت و نیم طول کشید تا به این شهر رسیدیم. اتومبیل را در یک پارکینگ طبقاتی در مرکز شهر پارک کردیم  و در کوچه و پس کوچه های شهر که خیابان‌های سنگفرش شده، کافه‌های دلنشین، فروشگاه‌های مدرن و ساختمان‌های تاریخی است، قدم زدیم. 

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور  Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

شاید معروفترین بنای این شهر برج قرون وسطایی Karnan  است که از بالای آن منظره فوق العاده ای از شهر و دریا دیده می شود. 

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

آبنمای Terrasstrapporna بنای منحصر به فردی است که در مرکز شهر هلسینگبوری، در مجاورت میدان Stortorget و در نزدیکی برج تاریخی Kärnan قرار دارد. این مجموعه که به‌طور رسمی “تراس شاه اسکار دوم” (Konung Oscar II:s Terrasstrappor) نام دارد، بین سال‌های ۱۸۹۹ تا ۱۹۰۳ ساخته شد و طراحی آن توسط معمار گوستاف آمین انجام شده است. Terrasstrapporna به‌عنوان یک پل ارتباطی معماری بین میدان مرکزی شهر (Stortorget) و پارک Slottshagen که در ارتفاع ۴۰ متری قرار دارد، عمل می‌کند.​ در قسمت میانی این پلکان، یک آبنمای تزئینی زیبا قرار دارد که شامل سه قوس طاق‌دار است. در هر قوس، یک آبشار مصنوعی کوچک جریان دارد که جلوه‌ای آرامش‌بخش و هنری به فضا می‌بخشد. این آبنما در دیوار پشتی تراس پایینی تعبیه شده و با سنگ‌های گرانیتی و آجرهای قرمز هلسینگبوری تزئین شده است.​

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور  Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

در کنار اسکله‌ی شهر هلسینگبوری، مجسمه‌ای برجسته و تاریخی به نام “الهه‌ی دریانوردان” (Sjöfartsgudinnan) قرار دارد که یکی از نمادهای شاخص این شهر از سال ۱۹۲۳محسوب می‌شود. این مجسمه ۵ متری بر روی یک ستون ۱۴ متری قرار دارد. این مجسمه، زنی بالدار را نشان می‌دهد که در هر دست خود یک کشتی کوچک نگه داشته است. کارل میلس که سازنده این مجسمه است، ابتدا قصد داشت یک کشتی بادبانی را در بالای ستون قرار دهد، اما در نهایت تصمیم گرفت این الهه‌ی بالدار را جایگزین کند. این تغییر مورد استقبال اهداکننده و مسئولان شهر قرار گرفت. از زمان نصب، این مجسمه به نمادی برای خوش‌آمدگویی به کشتی‌ها و مسافران ورودی به بندر هلسینگبوری تبدیل شده است.​

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

در پیاده‌روی ساحلی Kajpromenaden در نزدیک مجسمه الهه دریانوردان، ستون استوانه‌ای مدرنی به نام «ستون موج» (Wave Pillar) قرار دارد که یکی از آثار هنری برجسته‌ی این شهر محسوب می‌شود.​ این ستون در سال ۲۰۲۲ به ارتفاع ۸ متر و از جنس فولاد ضدزنگ صیقلی با سطحی موج‌دار​ ساخته شد. سطح موج‌دار این ستون نمایانگر نموداری از تغییرات حرکت امواج در سرعت‌های باد بین ۲ تا ۱۰ متر بر ثانیه است، از نسیم ملایم تا باد شدید. این طراحی الهام‌گرفته از هنر دریایی قرن نوزدهم است، اما با رویکردی مدرن که تاثیرات تغییرات اقلیمی و نیروهای طبیعی را به تصویر می‌کشد.​ پایه‌ی گرانیتی ستون یادآور ستون‌های پیروزی کلاسیک مانند ستون تراژان در رم است. در عین حال، سطح موج‌دار آن به جای روایت‌های نظامی، به تعامل بین دریا، باد و تغییرات اقلیمی اشاره دارد.​ 

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

در انتهای پایین استورتورگت، ساختمان قرمزرنگ تالار شهر (Helsingborgs rådhus) مربوط به سال 1870 قرار دارد و یکی از چشم نوازترین نقاط دیدنی شهر است. این ساختمان دارای یک برج به ارتفاع 65 متر و شیشه های رنگی است که رویدادهای تاریخ شهر را به تصویر می کشد. در جلوی تالار شهر، سنگ‌های یادبود نروژی و دانمارکی وجود دارد که یادبود کمک‌های سوئد در زمان اشغال این کشورها توسط آلمان‌ها در طول جنگ جهانی دوم است، و در مقابل مجسمه معروف ژنرال سوئدی کنت مگنوس استنبوک قرار دارد. 

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور  Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

مجسمه‌ای که در پایین میدان استورتورگت (Stortorget) قرار دارد و در آن سر بریده‌ای در کنار پای مجسمه دیده می‌شود، مجسمه‌ی داوود (David) است.​ این مجسمه که در سال ۱۹۲۲ توسط ایوار یونسون (Ivar Johnsson) ساخته شد، داوود را پس از پیروزی بر جالوت به تصویر می‌کشد؛ جایی که سر بریده‌ی جالوت در کنار پای او قرار دارد. این اثر هنری در سال ۱۹۲۳ به شهر هلسینگبوری اهدا شد. ما تقریبا ۲ ساعت را در این شهر گذراندیم.    

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

شهر Landskrona‌ در ۲۶ کیلومتری هلسینگبوری قرار دارد. این شهر کوچک دارای یک ارگ قدیمی متعلق به قرن ۱۶ است که به Citadellet معروف است. این ارگ در کنار دریا و در مجاور یک پارک زیبا قرار دارد. قلعه دارای ساختاری مربعی با ابعاد حدود ۹۰×۹۰ متر است که در هر گوشهٔ آن یک برج گرد قرار دارد.​ قلعه توسط خندق‌های متعددی احاطه شده است؛ خندق داخلی عرضی حدود ۷۰ متر دارد و خندق‌های بیرونی نیز بین ۴۰ تا ۷۰ متر عرض دارند. برای بازدید از ساختمان این قلعه یکساعت زمان نیاز دارید. 

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور  Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور  Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور  Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

 

کلیسای سوفیا آلبرتینا (Sofia Albertina Church)،  کلیسایی با دو برج است که در قرن ۱۸ ساخته شده و از نظر معماری و تاریخی حائز اهمیت است.​

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

هوا کم کم رو به تاریکی بود که به سمت شهر مالمو به راه افتادیم و کمتر از ۴۵ دقیقه بعد در مرکز شهر مالمو و میدان Stortorget بودیم. این میدان در قرن ۱۶ میلادی به‌عنوان مرکز تجاری و اجتماعی مالمو ساخته شد. طراحی اولیه‌ی آن به سبک رنسانس بود و با گذشت زمان تغییرات مختلفی در معماری آن ایجاد شد. یکی از ویژگی‌های جالب این میدان این است که در کنار آثار معماری قدیمی، ساختمان‌های مدرن نیز در اطراف آن قرار دارند. یکی از ساختمان‌های مهم اطراف میدان، شهرداری مالمو است که خود یک بنای تاریخی با معماری زیبا و برجسته به‌شمار می‌آید. در اطراف این میدان، مجسمه‌هایی از شخصیت‌های تاریخی و فرهنگی مالمو قرار دارند که نمادی از تاریخ و فرهنگ این شهر هستند.

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور  Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور  Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور  Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

 

ما به سمت میدان Lilla Torg حرکت کردیم و شام را در یک رستوران ایتالیایی صرف کردیم. میدان Lilla Torg در قرن ۱۶ میلادی به‌عنوان یک مرکز تجاری در مالمو ساخته شد. این میدان به‌دلیل طراحی خاص و جذابش که شامل خانه‌های قدیمی با نمای چوبی و قرمز است، یکی از بهترین نمونه‌های معماری رنسانس در مالمو محسوب می‌شود.

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور  Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

 

با توجه به تاریک شدن هوا، فرصت نکردیم تا از قلعه مالمو دیدن کنیم. 

شهر مالمو با پل بسیار طویل و معروف Öresund که یکی از شاهکارهای مهندسی و معماری است، دو کشور سوئد و دانمارک را به هم متصل می‌کند. این پل که به‌طور خاص برای عبور از تنگه‌ی Öresund ساخته شده، مالمو در سوئد و کپنهاگ در دانمارک را به یکدیگر وصل می‌کند و به‌عنوان یکی از نمادهای مهم جغرافیایی و مهندسی در شمال اروپا شناخته می‌شود. پل Öresund به‌طور کلی حدود ۸ کیلومتر طول دارد. این پل ترکیبی از یک پل معلق و یک تونل زیرآب است. از این رو، قسمتی از آن از روی سطح آب عبور می‌کند و قسمتی دیگر در زیر آب قرار دارد.

ما حدود ساعت ۱۱ نیمه شب به هتل Cabin Metro در شهر کپنهاگ رسیدیم و چهار شب را در آن هتل اقامت کردیم. در ادامه گزارش سفر به کشور دانمارک خواهد آمد.  

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

af6872@gmail.com

Afshin Iranpour, Sweden, افشین ایران پور

 

 

Share

نوشته سفر به اسکاندیناوی- قسمت دوم، سوئد اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85%d8%8c-%d8%b3%d9%88%d8%a6%d8%af/feed/ 0
سفر به اسکاندیناوی- قسمت نخست: نروژ، سرزمین آبدره ها https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%86%d8%ae%d8%b3%d8%aa-%d9%86%d8%b1%d9%88%da%98%d8%8c-%d8%b3%d8%b1%d8%b2/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%86%d8%ae%d8%b3%d8%aa-%d9%86%d8%b1%d9%88%da%98%d8%8c-%d8%b3%d8%b1%d8%b2/#comments Thu, 20 Feb 2025 08:57:57 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=21726 کشور نروژ یکی از کشورهای اسکاندیناوی است که به سبب طبیعت زیبا و همچنین آبدره های آن مشهور است.نروژ یکی از کشورهای پیشرفته اروپایی است که پس از کشف نفت در دریای نروژ به سرعت مسیر ترقی را طی کرد.

نوشته سفر به اسکاندیناوی- قسمت نخست: نروژ، سرزمین آبدره ها اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
سفر به اسکاندیناوی- قسمت نخست: نروژ، سرزمین آبدره ها

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

 

سفر ما به کشور نروژ، قسمتی از سفری بود که در مرداد ۱۴۰۳ به منطقه اسکاندیناوی داشتیم. در اینجا قسمت سفر به نروژ را می آورم و سفر به سایر کشورهای این منطقه را در گزارشهای جداگانه خواهم نوشت.

ابتدا بهتر است کمی درباره کشور نروژ بیشتر بدانیم. اطلاعاتی که در ادامه خواهد آمد، عمدتا از ویکیپدیا برداشت شده است.

 

کمی درباره جغرافیا و تاریخ نروژ:

نروژ ۳۸۵۲۰۷ کیلومتر مربع (تقریبا معادل مجموع وسعت استانهای کرمان و سیستان و بلوچستان) وسعت دارد و جمعیت آن ۵ میلیون و ۱۳۰ هزار نفر است. مرز مشترک آن با فنلاند ۷۲۹ کیلومتر، با سوئد ۱٬۶۱۹ کیلومتر و با روسیه ۱۹۶ کیلومتر است. پایتخت نروژ، شهر اسلو با ۷۹۲ هزار نفر جمعیت می‌باشد. از مهم‌ترین شهرهای نروژ می‌توان به برگن ۲۷۲ هزار نفر و استاوانگر ۱۱۱ هزار نفر اشاره کرد. تقریباً ۷۰ ٪ خاک نروژ به دلیل سرمای شدید و همجواری با قطب شمال غیرقابل سکونت می‌باشد.

نروژ در سواحل خود بریدگی‌های کوچک و بزرگ زیادی دارد که متعلق به دوران یخبندان است. مشخصه خط ساحلی نروژ وجود آبدره‌ها (فیوردها fjords) و یک رشته خلیجک‌های طولانی، عمیق و باریک است که از جریان یخچال‌ها شکل یافته است.

این کشور دارای تاریخ غنی و پیچیده‌ای است که به هزاران سال پیش بازمی‌گردد. نخستین ساکنان نروژ شکارچیان و جمع‌آوران بودند که پس از پایان عصر یخبندان در این منطقه مستقر شدند. دوران وایکینگ‌ها (حدود سال‌های 800 تا 1050 میلادی) یکی از مهم‌ترین دوره‌های تاریخ نروژ است. وایکینگ‌ها به دلیل ماجراجویی‌ها، تجارت و تهاجم‌های خود به مناطق مختلف اروپا شناخته می‌شوند.

 

در قرون وسطی، نروژ به عنوان یک پادشاهی مستقل با تحولات داخلی و جنگ‌های خارجی مواجه بود. در سال 1397، نروژ به اتحادیه کالمار پیوست و تحت سلطه دانمارک و سوئد قرار گرفت. این اتحاد تا سال 1814 ادامه داشت. پس از آن، نروژ با سوئد وارد اتحادیه‌ای شد که تا سال 1905 ادامه یافت.

 

در سال 1905، نروژ استقلال کامل خود را از سوئد به دست آورد و به یک پادشاهی مشروطه تبدیل شد. نروژ در طول جنگ جهانی دوم توسط آلمان نازی اشغال شد، اما پس از پایان جنگ به سرعت بازسازی شد و به یکی از کشورهای پیشرفته و دموکراتیک جهان تبدیل شد. امروزه، نروژ به خاطر نظام رفاه اجتماعی قوی، استاندارد بالای زندگی و منابع طبیعی فراوان، به ویژه نفت و گاز، شناخته می‌شود.

کرون نروژ که در زبان نروژی krone نامیده می شود واحد رسمی پول کشور نروژ است. کد اختصاری کرون نروژ NOK می باشد. هر کرون برابر 100 اوره (به زبان نروژی øre) است که سکه‌های 50 اوره در این کشور متداول است و همچنین سکه های 1، 5، 10 و 20 کرونی نیز ضرب می‌شود. اسکناس‌های کرون نروژ نیز به ترتیب 50، 100، 200، 500، و 1000 هستند. هر کرون نروژ معادل ۰٫۱۱۳ دلار آمریکاست و هر دلار آمریکا معادل ۸٫۸۲ کرون نروژ است. 

 

 

 

گزارش سفر:

روز نخست:

سفر ما در ۱۵ آگوست ۲۰۲۴ از دبی آغاز شد و طبق برنامه قرار بود تا با پرواز خطوط هوایی ترکیش ابتدا به استانبول سفر کنیم و بعد از یک توقف نسبتا طولانی ۵ ساعته به سمت اسلو ادامه مسیر دهیم. ساعت پرواز از دبی به استانبول ساعت ۲ صبح بود ولی تقریبا دو ساعت قبل از پرواز ایمیلی دریافت کردم که ساعت پرواز را ۲:۴۵ اعلام کرد. این موضوع سبب شد تا با خیال راحت در لانژ فرودگاه استراحت کنیم. حدود ساعت ۱:۵۰ دقیقه به سمت گیت خروجی حرکت کردیم. کمتر از ۱۰۰ متر مانده به گیت خروجی تلفن من زنگ خورد و از آن سوی خط صدای نگران و کمی عصبی شخصی به گوش رسید که از من پرسید که چرا به گیت خروجی مراجعه نمی کنم. من هم به او گفتم که طبق ایمیل شرکت هواپیمایی هنوز ۴۵ دقیقه تا پرواز باقی مانده ولی او گفت که همه مسافران سوار شده اند و پرواز منتظر ما است. چند دقیقه بعد ما وارد هواپیما شدیم. درهای هواپیما بسته شد و در ساعت ۲:۱۵ دقیقه هواپیما به سمت استانبول پرواز کرد و تقریبا ۵ ساعت بعد رسیدیم. ما بعد از یک توقف نسبتا طولانی ۵ ساعته به سمت اسلو حرکت کردیم و بعد از ۴ ساعت و حدود ساعت ۱۳:۳۰ وارد فرودگاه ادوارد مونچ اسلو شدیم. فرودگاه اسلو، جمع و جور و نه چندان بزرگ به نظر می رسید. 

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

 

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

بعد از اینکه چمدانها را برداشتیم به سمت دفتر اجاره اتومبیل حرکت کردیم. خوشبختانه همه چیز آماده بود و به سرعت اتومبیل ما تحویل داده شد. شاید خوش شانس بودیم که اتومبیل ما بسیار نو بود و فقط ۳۲۰۰ کیلومتر کار کرده بود. شماره پلاک اتومبیل مربوط به دانمارک بود و قطعا توسط مشتری دیگری که برنامه او برعکس برنامه ما بوده به اسلو آمده است. وسایل ما به راحتی در صندوق نیسان X trail جا شد و بدون فوت وقت به سمت اولین مقصد خود حرکت کردیم. فرودگاه اسلو در ۴۵ کیلومتری شمال شرقی اسلو قرار دارد. ما به کمک نقشه گوگل به سمت کلیسا Heddal در نزدیک شهر Notodden حرکت کردیم. گوگل ما را از وسط شهر اسلو به سمت مقصد حرکت داد و چندین جا ما را در ترافیک گرفتار کرد. در مسیر عبور از شهر اسلو متوجه شدم که این شهر بسیار مرتب و قانونمند است. بسیاری از افراد برای تردد از دوچرخه استفاده می کردند و مسیرهای دوچرخه سواری و پیاده روی در همه طول مسیر وجود داشت. فضای سبز بیشتر از حد انتظار در شهر وجود داشت و افراد بسیاری را دیدم که در کنار جاده ساحلی مشغول دویدن و ورزش بودند. 

ساعت ۶ بعدازظهر به کلیسا چوبی Heddal رسیدیم. از محوطه خارجی کلیسا که در یک قبرستان قرار دارد بازدید کردیم ولی درب کلیسا بسته بود. این کلیسا که معروف ترین کلیسا چوبی در کشور نروژ است در سال ۱۲۵۰ ساخته شده و مانند سایر کلیساهای مشابه آن در ساختش از آهن استفاده نشده است. هوای بارانی سبب شد تا نتوانیم مدت زیادی را در خارج از اتومبیل به سر ببریم و به بازدید سریع از قبرستان و پارک اطراف آن با چند مجسمه فلزی بسنده کردیم. 

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

طبق برنامه ریزی انجام شده می بایست شب را در یک هتل کوهستانی در نزدیکی شهر ریوکان Rjukan سپری کنیم. مسیر بسیار پرپیچ و خم بود و کمی طول کشید تا هتل را پیدا کردیم. این هتل( Gausta View Lodge) در کنار یک پیست اسکی ساخته شده است و به نظر می آید که در زمان بازگشایی پیست، محل بسیار مناسبی برای اقامت باشد. 

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

درست در روبروی هتل کوه Gaustatoppen قرار دارد. در بالای این کوه یک آنتن مخابراتی بسیار بلند نصب شده است و گفته می شود که متعلق به ناتو است. صعود به قله این کوه یکی از فعالیت هایی است که در فصول گرم سال انجام می شود. طبق نوشته های موجود، در صورت مساعد بودن هوا، بدون چشم مسلح می توان یک ششم از خاک نروژ را از آنجا دید.

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

تصمیم گرفتیم برای صرف شام به رستوران هتل Gaustablikk Fjellresort برویم که حدود ۱۰ دقیقه با هتل ما فاصله داشت و در کنار یک پیست اسکی بسیار بزرگ ساخته شده است. داخل هتل بسیار مجلل بود و دو رستوران مجزا داشت. مشخص بود که مشتریان این رستوران افرادی متمول بودند. 

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

در یکی از سالنهای لابی هتل چند پوستر از فیلم  The Heroes of Telemark با بازی کرک داگلاس و ریچارد هریس  به دیوار زده شده بود که بلافاصله من را به داستان آنها متصل کرد.

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

در این هتل با بازی جالبی مواجه شدم که تاکنون از آن اطلاعی نداشتم. این بازی شوفلبورد (Shuffleboard) نام دارد و یکی از بازی‌های قدیمی و سرگرم‌کننده است که روی یک میز چوبی باریک و بلند (معمولاً بین 3 تا 5 متر) انجام می‌شود. سطح میز معمولاً صاف و صیقلی است و با پودر مخصوص پوشانده می‌شود تا دیسک‌ها راحت‌تر سر بخورند. هر بازیکن مجموعه‌ای از دیسک‌های کوچک یا وزنه‌های فلزی به رنگ‌های متفاوت دارد. هدف این است که دیسک‌ها با دقت به سمت مناطق امتیازدهی مشخص در انتهای میز هدایت شوند. این مناطق معمولاً به بخش‌های مختلفی تقسیم می‌شوند که هر کدام امتیاز متفاوتی دارند (مانند 1، 2، 3 و گاهی 4). اگر دیسک از لبه میز بیفتد یا به دیسک‌های دیگر برخورد کند و خارج شود، امتیاز نخواهد گرفت. دیسک‌هایی که در محدوده امتیازدهی باقی بمانند، به امتیاز بازیکن اضافه می‌شوند. دیسک‌هایی که از لبه میز بیرون بروند یا به درستی در مناطق امتیازدهی قرار نگیرند، امتیازی نخواهند داشت. معمولاً بازی تا رسیدن به یک امتیاز مشخص (مثلاً 15 یا 21) ادامه پیدا می‌کند.

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

همانطور که گفتم این چند پیست اسکی در منطقه ای کوهستانی قرار دارند که شهر بزرگ و نزدیک آنها Rjukan است. این شهر به چند جهت در کشور نروژ اهمیت دارد. از نظر جغرافیایی این شهر در یک دره عمیق ساخته شده است به طوری که نور مستقیم خورشید، چندین ماه از سال به این شهر نمی تابد و به همین دلیل تعدادی آینه بر بلندای دره قرار داده شده تا نور خورشید را به کف دره بازتابش کند.

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

 در این منطقه یکی از مهمترین و بزرگترین نیروگاههای هیدروالکتریک(برق-آبی) نروژ ساخته شده بود. لازم به یادآوری است که نروژ به خاطر کوههای بلند و همچنین بارندگی های مناسب، بیشتر انرژی الکتریکی خود را از این نیروگاهها که به تعداد زیاد در داخل کشور ساخته شده بودند تامین می کرد و هم اکنون نیز نقش به سزایی در تامین انرژی کشور دارند. این نیروگاه عظیم Vemork نام دارد که از سال ۱۹۱۱ آغاز به کار کرد و  در سال ۱۹۸۸ به کار خود پایان داد و به موزه تبدیل شد. هدف از ساخت این نیروگاه تولید انرژی لازم برای تولید کود شیمیایی بود ولی در ۱۹۳۴ با افتتاح یک واحد تولید آب سنگین با روش الکترولیز در مجاور آن شهرت جهانی پیدا کرد. در زمان جنگ جهانی دوم که نروژ به اشغال نیروهای آلمانی در آمده بود، آلمانها کنترل این کارخانه را در دست گرفتند و سعی کردند آب سنگین بیشتری تولید و ذخیره کنند. آب سنگین یکی از محصولاتی است که در پروسه تولید بمب اتم کاربرد دارد. نیروهای متفقین برای جلوگیری از دستیابی آلمانی ها به بمب اتم، در یک سلسله عملیات این مرکز را از بین بردند. این عملیات در سال ۱۹۶۵ سوژه یک فیلم سینمایی به نام  The Heroes of Telemark با بازی کرک داگلاس و ریچارد هریس شد. به سبب پیچیدگی و اهمیت این عملیات خلاصه ای از داستان واقعی را در اینجا ذکر می کنم.

“در سال 1491 ، رقابت برای ساخت اولین بمب اتمی تازه شدت گرفته بود . در حالی که انگلستانی ها و امریکایی ها روی پروژه منهتن در نیومکزیکو کار می کردند ، ارتش نازی گام های بلندی برای این هدف در نروژ بر می داشت . کارخانه هیدروشیمیایی ویمارک تنها نقطه جهان بود که آب سنگین – یک رکن مهم در ساخت راکتور اتمی – را تولید می کرد و آلمان نازی صاحب آن بود . متفقین می دانستند که تولید آب سنگین را می بایست در این کارخانه متوقف کنند ؛ این شاهرگ حیاتی در اعماق کوهستان قرار داشت و حتی ورود نیروی هوایی به آن منطقه تقریبا غیر ممکن بود . سازمان عملیاتی انگلستان SOE ، یک سال قبل جاسوسانی را برای کسب اطلاعات بیشتر به منطقه مورد نظر فرستاده و در نوامبر ۱۹۴۱ یک حمله نظامی مرگبار به آنجا را هدایت کرده بود که در آن تمام نیروهایش کشته شدند اکنون نوبت نروژی ها بود . شش تکاور نروژی در دهم فوریه به وسیله چتر نجات در تلمارک فرود آمدند . آنها با استفاده از اطلاعات قبلی جاسوسانی که به منطقه آمده بودند ، یک نقشه نهایی برای حمله به منطقه طراحی کردند . تنها راه ممکن یک یورش زمینی از تنها راه ارتباطی کارخانه بود ؛ یک پل باریک به طول ۱۱۰متر روی یک دره میان دو کوه . منطقه ای مین گذاری شده بود و به وسیله نیروهای امنیتی کنترل می شد . اما نقشه این بود که پس از انهدام پل ، نیروهای مهاجم از دره پایین رفته و پس از عبور از رودخانه یخ زده از سمت دیگر کوه بالا بیایند . این کار باعث می شد کارخانه به طور کامل از دید خارج شود ؛ اما یک جاسوس در کارخانه به طور مداوم مسیر را به نیروها اعلام و آنها را تا رسیدن به مقصد و معرفی نقاط مورد نظر برای کار گذاشتن مواد منفجره راهنمایی می کرد . چاشنی ها کار گذاشته شدند و یک سرباز با تیربار ، مانع نیروهایی از دشمن می شد که قصد قطع کردن مسیر ارتباطی چاشنی ها را داشتند . چاشنی ها با موفقیت روشن شده و کارخانه عظیم تولید آب سنگین منهدم شد . از سوی دیگر نیروهای نروژی توانستند مقدار زیادی از آب سنگین که توسط کشتی به سمت آلمان در حرکت بود را غرق کنند. مجموع این عملیات سبب شد که تاخیر قابل توجهی در دستیابی آلمانها به میزان آب سنگین کافی برای پیشبرد پروژه ایجاد شود.  هرچند آلمانها به سرعت کارخانه را ترمیم کردند ولی بمباران سنگین نیروهای متفقین در سال بعد عملا تولید آب سنگین در این کارخانه را متوقف کرد. گفته شده که در ۱۶ نوامبر ۱۹۴۳ نیروی هوایی آمریکا با استفاده از ۱۴۰ بمب افکن و با بیش از ۱۰۰۰ بمب به این کارخانه حمله کرد و ۶۰ کیلوگرم آب سنگین را نابود کردند. پس از آن، عملا تولید آب سنگین در این کارخانه متوقف شد.

 

روز دوم، جمعه ۲۶ مرداد ۱۴۰۳:

بعد از صرف صبحانه به سمت شهر ریوکان حرکت کردیم. یک جاده پیچ در پیچ که بسیار شبیه به هزارچم در جاده چالوس است. ما را از بالای کوه به کف دره و بستر رودخانه رساند. دره بسیار تنگ  و در مسیر آن شهر ریوکان ساخته شده است. منطقه کلا جنگلی است و از دو سوی دره تعداد زیادی آبشار جاری است. 

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

در شهر ریوکان یک موزه خاص وجود دارد که انواع سازه های بومی را به نمایش گذاشته اند. تعدادی از آنها بر روی یک سکوی چوبی ساخته شده اند و سقف بیشتر آنها با لایه ای از چمن پوشیده شده تا از گزند سرما زمستان در امان باشند. 

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

کمی که از شهر خارج شدیم به کارخانه سابق و موزه کنونی Vemork رسیدیم. در پارکینگ که البته مجانی بود، پارک کردیم و از روی یک پل معلق که حدود ۱۰۰ متر طول دارد گذر کردیم. این پل بر روی یک دره عمیق به عمق تقریبا ۱۰۰ متر احداث شده است و در مواقعی از سال محل مناسبی برای Bungee Jumping است. تقریبا ۲۰ تا ۳۰ دقیقه طول کشید تا به ورودی موزه رسیدیم. این موزه از سه بخش تشکیل شده است که تمام قسمتهای آن با یک بلیط ۱۸۰ کرونی قابل بازدید است. کارخانه تولید برق از ۱۰ ژنراتور بسیار عظیم آبی درست شده است. در مجاور آن کارخانه تثبیت نیتروژن برای تولید کود شیمیایی قرار داشت و در ساختمان مجاور آن کارخانه تولید آب سنگین ساخته شده بود. از ساختمان اصلی تقریبا چیز زیادی به علت بمباران سنگین باقی نمانده است. چند دستگاه الکترولیز و سانتریفیوژ قدیمی از زیر آوار خارج شده که در ساختمان جدید به نمایش گذاشته شده است. 

برای بازدید از این مجموعه حداقل نیاز به دوساعت زمان است.

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

 

ما مسیر را به سمت غرب ادامه دادیم و با عبور از مناطق کوهستانی و جنگلی از کنار تعداد زیادی دریاچه کوچک و بزرگ عبور کردیم. در کنار بیشتر این دریاچه ها ساختمانهای ویلایی با چند قایق کوچک دیده می شد. علی رغم طبیعت بسیار زیبا ولی تعداد روستاها و شهرهای مسیر کم بود. چندین کمپ مسافرتی که امکانات مناسبی را برای مسافران و مخصوصا افرادی که با اتومبیلهای کمپر یا کاروان سفر می کنند، فراهم کرده بودند.

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ  Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

 تمام مسیر حدود ۳۰۰ کیلومتری را که در این روز طی کردیم از مناطق کوهستانی و تپه ماهوری که بیشتر شبیه به مناطق تندرا بود، عبور می کرد. 

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

هر چند که جاده های این منطقه بسیار باریک بودند بطوری که در برخی مناطق حتی دو اتومبیل هم به راحتی از کنار هم عبور نمی کردند ولی کیفیت جاده ها خوب بود. در بسیاری از مناطق میشد اتومبیل هایی را دید که در مسیرهای فرعی پارک کرده اند و حتی در آنجا کمپ زده اند. ظاهرا در نروژ این قانون وجود دارد که شما می توانید در هر منطقه که دوست دارید اطراق کنید به شرط آنکه تابلو ممنوعیت توقف نباشد. 

برای ناهار در وارد روستای Valle شدیم.این روستا در کنار یک صخره بسیار زیبا ساخته شده است. به نظر می رسد که شغل اصلی افراد این روستا کشاورزی باشد. در کنار تنها خیابان روستا، یک مهمانخانه-رستوران پیدا کردیم. هر چند که ساعت تقریبا ۴ عصر بود ولی خدمات رستوران عالی بود و یک غذای باکیفیت برای ما مهیا کرد. صاحب رستوران که به نظر می آمد ژن وایکینگی بسیار غالبی دارد گفت که تمام سبزیجات و گوشت رستوران از مزارع همین منطقه است. 

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

حدود ساعت ۹ شب به هتل محل اقامت در شهر Sandnes رسیدیم.

 

روز سوم، شنبه ۱۷ آگوست ۲۰۲۴:

حدود ساعت ۹:۳۰ به سمت منطقه Preikestolen حرکت کردیم. هوا کاملا ابری بود و گاهی نم نم باران احساس می شد. جاده ای که ما را از شهر Sandnes به این منطقه می رساند دارای چندین تونل زیرآبی بسیار طویل بود که چند جزیره را به هم مرتبط می کرد. ما با گذر از شهر یارپلند وارد یک جاده جنگلی-کوهستانی شدیم و در آخر به پارکینگ Preikestolen رسیدیم.

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ    Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ  Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

 اینجا مکانی است که پیاده روی به سمت صخره معروف Pulpit آغاز می شود. هزینه یک روز توقف در پارکینگ ۲۵ دلار است. چندین رستوران، سوپرمارکت و فروشگاه سوغاتی فروشی در این مکان وجود دارد. عده ای که لباسهای مناسب نیاورده اند ناچار می شوند تا لباس گرم و بارانی از این فروشگاهها تهیه کنند. حتی من افرادی را دیدم که کفش می خریدند. بعد از اینکه لباسهای مناسب را پوشیدیم وارد مسیر مشخص شده شدیم. هوا ابری و بارانی بود. طبق نقشه ای که در پارکینگ نصب شده بود برای رسیدن به صخره می بایست 4.2 کیلومتر را طی کرد. که به طور متوسط به  ۲ ساعت و نیم زمان نیاز دارد. علایم موجود در راه و همچنین تعداد نسبتا زیاد بازدیدکنندگان، امکان گم شدن را به صفر نزدیک می کند. شیب مسیر در برخی مناطق نسبتا زیاد است. ما در قسمتی از مسیر با بارندگی مواجه شدیم که سبب لغزنده شدن مسیر شده بود. در ابتدای مسیر منظره زیبایی از دریاچه Revsvatnet در پیش روی ما قرار دارد. 

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ  Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

سپس به خط الراس کوه می رسیم. یک جانپناه کوچک با امکانات کمکهای اولیه در کنار یک دریاچه کوچک احداث شده است و کمی جلوتر منظره بسیار شگفت انگیزی از Lysefjord ظاهر می شود. این آبدره یکی از زیباترین آبدره های نروژ است و به خاطر صخره های گرانیتی و دره های عظیمی که دارد، شهرت جهانی پیدا کرده است. 

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ  Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ  Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ  Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ  Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

معروفترین صخره آن که به Pulpit مشهور است، صخره ای گرانیتی به شکل یک مکعب مستطیل است که بیش از ۶۰۰ متر طول دارد. بازدید کنندگان معمولا بر لبه آن می ایستند و عکس یادگاری می گیرند. ما تقریبا یکساعت را بر روی این صخره گذراندیم. سعی کردیم تا از صخره ها بالا رویم تا مناظر بکرتری را با کمترین حجم جمعیت انسانی ببینیم. تعداد زیاد بازدیدکنندگان سبب شده بود که در گوشه و کنار این طبیعت زیبا باقی مانده زباله و همچنین یادگاری نویسی بر روی صخره ها مشاهده شود، هر چند که بسیار کم بودند ولی به چشم می آمدند. مسیر طولانی این آبدره و همچنین آبشارها و عبور و مرور کشتی های کوچک و بزرگ از آن بسیار زیباست.

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ   Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ  Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ   Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

 مسیر بازگشت را با سرعت بیشتری طی کردیم. برایم خوشایند بود که گاه گداری صدای افرادی را می شنیدم که به زبان فارسی صحبت می کردند و این موضوع گواه آن بود که هنوز افرادی هستند که برای مشاهده زیبایی های طبیعی مسیر نسبتا سختی را طی می کنند و آن را به فروشگاه گردی و خرید ترجیح داده اند. 

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

قبل از اینکه به ادامه گزارش بپردازم بهتر دیدم تا کمی درباره آبدره یا فیورد توضیح دهم چون در آینده با مفهوم آن زیاد روبرو خواهیم شد. آبدره یا Fjord طبق تعریف،  “شاخابهٔ باریک و ژرفی از دریا است که در خشکی پیش رفته باشد. آبدره معمولاً دارای دیواره‌های پرشیب و تندی است. این دیواره‌ها در پی زیر آب رفتن دامنه‌های کوه‌ها یا ادامه فرسایش یخچالی با زیاد و عمیق شدن یک دره ساحلی تشکیل یافته‌است.”

نروژ دارای بیشترین تعداد آبدره ها در جهان است. طول برخی از این آبدره ها به بیش از ۲۰۰ کیلومتر می رسد. 

تقریبا ساعت ۴ عصر به پارکینگ رسیدیم و بعد از کمی استراحت به سمت شهر استاوانگر حرکت کردیم. در نروژ گاهی بناهایی با معماری خاص مشاهده می شود، یکی از این بناها کلیسا شهر یارپلند Jørpeland church بود. 

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

شهر استاوانگر یکی از شهرهای مهم در غرب نروژ است که پس از کشف نفت در این منطقه اهمیت بیشتری پیدا کرد. ما اتومبیل را در پارکینگ مجاور موزه نفت یا همان موزه پترولیوم پارک کردیم. با اینکه ساعت ۶ عصر بود ولی موزه باز بود ولی ترجیح دادیم تا بازدید از این موزه را به روز بعد موکول کنیم. در رستوران مجاور موزه ناهار را صرف کردیم. کمی در محدوده بندر گردش کردیم و به سمت یکی از یادمان های مهم نروژ به نام  Sverd i fjell  که به معنی “شمشیرها در صخره” است، حرکت کردیم. این یادمان شامل سه شمشیر برنزی به طول ۱۰ متر است که در کنار یک آبدره بر روی صخره ای از سنگ گرانیت کاشته شده اند. این بنای یادبود توسط مجسمه‌ساز “فریتز رود” ساخته شد و توسط  “اولاو پنجم” پادشاه نروژ در سال 1983 رونمایی شد. این سه شمشیر نبرد تاریخی “هافسر فیورد” را به یاد می آورند که در سال 872 در آنجا اتفاق افتاد، زمانی که پادشاه “هارالد فیرهیر” تمام نروژ را زیر یک تاج جمع کرد. بزرگترین شمشیر نشان دهنده هارالد پیروز و دو شمشیر کوچکتر نشان دهنده پادشاهان کوچک هستند. این بنای تاریخی همچنین نشان دهنده صلح است، زیرا شمشیرها در صخره های محکم کاشته شده اند، بنابراین ممکن است هرگز برداشته نشوند. ما تقریبا یک ساعت را در این محل گذراندیم زیرا چند بازدید کننده به طرز عجیبی مشغول عکاسی از این بنا بودند و عملا امکان گرفتن یک عکس معمولی بدون حضور فیزیکی آنها امکان پذیر نبود. از فیگورهایی که می گرفتند مشخص بود که تا چند دقیقه بعد شبکه های اجتماعی میزبان عکسهای سلفی آنها خواهد بود!

Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ  Norway, Afshin Iranpour, افشین ایران پور، نروژ

 

روز چهارم، یکشنبه ۱۸ آگوست:

موزه صنعت نفت یا موزه پترولیوم شهر استاوانگر شاید یکی از بهترین موزه هایی باشد که درباره این صنعت در کل جهان وجود دارد. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ

این موزه توسط شرکت معماری Lunde & Løvseth Arkitekter A/S طراحی و در 20 مه 1999 افتتاح شد. موزه از دریا مانند یک سکوی نفتی کوچک به نظر می رسد. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ

این موزه از سنگ، شیشه و بتن ساخته شده است و حدوداً  5000 متر مربع وسعت دارد. این موزه بر فعالیت های نفتی فراساحلی به ویژه در دریای شمال تمرکز دارد. در این موزه اشیاء، فیلم‌ها، عکس‌ها و سایر مواد جمع‌آوری شده است که فعالیت‌های نفت و گاز نروژ را مستند می‌کند. این موزه پیشرفت فناوری را از آغاز تاریخ نفت نروژ در اواسط دهه 1960 نشان می دهد. شما می توانید به آسانی با طریقه حفاری چاههای نفت، انواع و اقسام ابزارهای این صنعت از قبیل مته های مختلف و همچنین تکنولوژی حفاری و لوله کشی در دریا آشنا شوید. نروژ صاحب بهترین و قویترین تکنولوژی استخراج نفت در دریا است. تاریخچه بدست آوردن این تکنولوژی را با ماکتهای مختلف سکوهای دریایی که در دریای شمال انجام شده تا استفاده از کشتی های حفاری بسیار مدرن با سیستمهای زیردریایی در این موزه به نمایش درآمده اند. برخی از این سکوهای نفتی بسیار شگفت انگیز هستند و همچون یک شهر در دریا هستند برخی از آنها بیش از ۲۰۰ خدمه دارند. قیمت بلیط موزه برای بزرگسالان ۱۸۰ کرون است و برای بازدید از آن حداقل ۲ ساعت زمان نیاز است.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ

ما از کنار اسکله و بندرگاه به سمت بافت مرکزی شهر حرکت کردیم. قسمتی از بافت قدیمی که به Gamle مشهور است از چند کوچه سنگفرشی و خانه های چوبی که اکثرا سفید رنگ با گلدانهای تزیینی بزرگ هستند، تشکیل شده است.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ

 کمی جلوتر موزه کنسروسازی که در محل سابق کارخانه کنسرو ساردین احداث شده قرار دارد. این موزه در یک ساختمان قدیمی که به طور خاص برای این صنعت ساخته شده است، قرار دارد. بازدیدکنندگان می‌توانند اطلاعاتی در مورد فرآیند تولید کنسرو، مواد اولیه مورد استفاده، و تکنیک‌های مختلف که در طول زمان تکامل یافته‌اند، کسب کنند. همچنین، نمایشگاه‌هایی در مورد زندگی کارگران کارخانه‌ها و تأثیر صنعت کنسروسازی بر اقتصاد و جامعه محلی وجود دارد. موزه همچنین مجموعه‌ای از ابزار و تجهیزات قدیمی، جعبه‌های کنسرو و یادگارهایی از آن دوران را نمایش می‌دهد که باعث می‌شود بازدیدکنندگان به طور کامل با این بخش از تاریخ نروژ آشنا شوند.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ

 

ساختمانها و مغازه ها در خیابان Fargegaten به رنگهای مختلف رنگ آمیزی شده اند. بر روی اکثر دیوارها گرافیتیهای متعددی کشیده شده است و این موضوع سبب شده که فضای این منطقه از شهر بسیار پرانرژی جلوه کند. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ

برج Valberget Utsiktspunkt که بر مرتفع ترین قسمت شهر قدیمی ساخته شده است، یک برج با کاربری دیدبانی بوده تا در زمان خطر و آتش سوزی با به صدا درآوردن ناقوس مردم را از خطر آگاه کنند.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ Afshin Iranpour, Norway, افشین ایرانپ پور، نروژ

در میدان مرکزی، کلیسا جامع قرار دارد که گفته می شود قدیمی ترین کلیسا در نروژ است و تاریخ ساخت آن به سال ۱۱۲۵ برمی گردد و در زمان بازدید ما تحت مرمت قرار داشت. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

مجسمه وسط میدان متعلق به Alexander Kielland نویسنده معروف قرن ۱۹ نروژ است. در محوطه این میدان که تا بندرگاه قدیمی امتداد دارد، چندین دکه وجود دارد که خوراکی های مختلف می فروشند.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

 ما برای خرید نوعی نان شیرینی به نام چوروس در صف ایستادیم. این نان شیرینی که در محل پخته می شود با و یا بدون شکلات نوتلا سرو می شود و طبعا قیمت آنکه با نوتلا است گرانتر است. وقتی نوبت به ما رسید ما چوروس ساده و بدون نوتلا سفارش دادیم که صاحب آن به فارسی به ما گفت که “با نوتلا به شما می دهم و قیمت بدون نوتلا حساب می کنم” که ما تشکر کردیم و گفتیم که ساده را ترجبح می دهیم. کمی با او صحبت کردم و گفت که اسمش دانیال است و تقریبا ۱۰ سال قبل از تهران و محله شهرک اکباتان به این شهر مهاجرت کرده است. هر چند که برای خودش این کسب و کار را داشت ولی مشخص بود که چهره خوشحالی ندارد. از او درباره مسافران ایرانی سوال کردم که گفت: گاهی ایرانی ها را در اینجا می بیند. بیشتر جمعیت مهاجر ایرانی در شهر اسلو و برگن زندگی می کنند و کمتر تمایل دارند تا به مناطق بد آب و هوا بروند. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

 

ناهار را در رستوران Egon که با تصاویر و همچنین اشیاء دریانوردی تزیین شده بود، خوردیم. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

 

در کوچه های شهر استاوانگر مجسمه های فلزی جالبی را می توان یافت که ما با چند تا از آنها عکس گرفتیم و شوخی کردیم.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

ساعت ۳:۳۰ شهر استاوانگر را به مقصد شهر برگن ترک کردیم.

تصمیم گرفتیم در مسیر ابتدا به شهر Haugesund برویم. اگر به مسیر حرکت از روی نقشه نگاه بیاندازید متوجه می شوید تا رسیدن به برگن به دفعات می بایست از مسیرهای دریایی عبور کرد. اما راه حل نروژ برای این موضوع احداث پل ها و تونلهای متعدد در زیر دریا بود. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

در کل مسیر که بیش از ۲۰۰ کیلومتر است ما سه بار از کشتی هایی که اتومبیل داخل آنها می رود و Ferry نام دارد استفاده کردیم. استفاده از این وسیله هم بسیار آسان است. اولا که زمان بسیار کمی را باید معطل آمدن Ferry بعدی شد و تعداد قابل توجهی از این کشتی ها در این مسیرها کار می کنند. قبل از ورود به اسکله، اتومبیلها در یک صف توقف می کنند، مامور مربوطه معمولا عوارض را به صورت آنلاین یا با کردیت کارت از راننده دریافت می کند. اتومبیل وارد کشتی می شود. سرنشینان به طبقه بالای کشتی که میز و صندلی دارد می روند و در صورت نیاز می توانند از بوفه آنجا ساندویچ یا نوشیدنی خریداری کنند. مسیرهایی که ما طی کردیم بسیار کوتاه بودند و شاید طولانی ترین آنها بیش از نیم ساعت طول نکشید. در سوی دیگر، کشتی توقف می کند و اتومبیلها به ترتیب خارج می شوند. از شهر استاوانگر تا هاوگسون حدود ۲ ساعت طول کشید. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

بنای یادبود  هارالد هاگن haraldshaugen در حومه این شهر قرار دارد این بنا برای بزرگداشت هزاره اتحاد نروژ در سال ۱۸۷۲ در این مکان ساخته شد. شخصی به نام هارالد فور هیر در اواخر قرن نهم با اتحاد قبایل وایکینگ، پادشاهی نروژ را پایه ریزی کرد و خود به عنوان اولین پادشاه نروژ تاج گذاری نمود. این بنای تاریخی شامل یک ستون سنگی ۱۷ متری بر روی یک تپه بزرگ است که توسط سنگ های یادبود گرانیتی با 29 سنگ کوچکتر احاطه شده است که هر یک از آنها نمادی از  یکی از شهرستان های تاریخی نروژ است. در بدنه ستون مرکزی چند تصویر از صحنه های مهمی از زندگی شاه هارالد اول به تصویر کشیده شده است. Haraldshaugen یادبود نبرد Hafrsfjord در سال 872 است. بازدید از این بنا مجانی است و به ۱۵ دقیقه زمان نیاز دارد. ما علاوه بر بازدید از این بنا کمی در محوطه اطراف نیز گردش کردیم. در مدت زمان نیم ساعته ای که ما در این محل بودیم شاید بیش از ۸ اتوبوس گردشگری، گردشگران را به این محل آوردند.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

ما مسیر را از میان جزایر کوچک و بزرگ ادامه دادیم، از کنار دریاچه های کوهستانی، پلها و تونلهای متعددی عبور کردیم و حتی یکبار هم سوار فری شدیم  تا سرانجام به شهر برگن رسیدیم و در Quality Hotel Edvard Grieg اقامت کردیم.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

شهر برگن دومین شهر پرجمعیت نروژ است و به سبب رونق صنعت نفت و گاز، اوضاع اقتصادی در این شهر خوب است و مهاجران زیادی از بیشتر کشورهای دنیا در این شهر زندگی می کنند. قدمت این شهر به قرن ۱۱ میلادی بازمی گردد. برگن پایتخت نروژ در قرون ۱۲ و ۱۳ بود.

 

روز پنجم، دوشنبه ۱۹ آگوست:

به سمت بافت مرکزی شهر در کنار اسکله قدیمی حرکت کردیم. اتومبیل را در یک پارکینگ عمومی پارک کردیم. کلیسا قدیمی شهر  که بنام کلیسا سنت ماری معروف است در فاصله سالهای ۱۱۴۰ تا ۱۲۵۰ ساخته شد. این کلیسا که تزیینات بسیار ساده ای دارد،هم اکنون در کنار یک پارک کوچک قرار گرفته است.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

بندرگاه قدیمی  که به نام Bryggen Hanseatic Wharf مشهور است، از سال ۱۹۷۹ به لحاظ تاریخی و همچنین ساختمانهای چوبی رنگارنگ آن در کنار بندرگاه در لیست میراث جهانی ثبت شده است. به طور خلاصه قدمت این بندرگاه به سالهای ۱۲۰۰ میلادی برمیگردد. تجارت با آلمانی ها از سال ۱۳۵۰ با تجارت ماهی رونق گرفت. نمای ساختمانها همانطور که اشاره شد به سبب شکل و رنگ آمیزی آنها بسیار زیباست. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ    Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

قسمتی از بازار و همچنین تجارتخانه های قدیم در پشت این ساختمانها قرار دارند که با کوچه های بسیار باریکی از لابه لای این ساختمانها به بندرگاه متصل شده اند. این قسمت از شهر برگن شلوغترین قسمت توریستی شهر است. بازار ماهی قدیم که هم اکنون به محلی برای عرضه غذاهای دریایی تبدیل شده است یکی از مکانهای مورد علاقه گردشگران است. بازار ماهی قدمتی متجاوز از ۷۰۰ سال قدمت دارد. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

یکی از جذابیتهای شهر برگن صعود به بالای کوه Floyen است. راحتترین راه، استفاده از فونیکولار یا Cable Car است. این وسیله که شبیه به یک واگن قطار با ظرفیت حدود ۹۰ نفر است توسط یک کابل فلزی قدرتمند از روی یک ریل آهنی به بالای کوه کشیده می شود. تصور می کنم که تقریبا ارتفاع این کوه در ایستگاه بالایی حدود ۳۰۰ متر باشد. این مسیر تقریبا ۱۰ دقیقه طول می کشد. بلیط رفت و برگشت آن برای بزرگسالان ۱۴۰ کرون است. در بالای کوه نمای بسیار زیبایی از شهر و بندرگاه برگن را می توانید ببینید. چند کافه، رستوران و محوطه بازی برای بچه ها در این مکان ساخته شده است. چند مسیر پیاده روی هم طراحی شده و در صورتی که زمان کافی در اختیار داشته باشید حتما توصیه می کنم که یکی از آنها را امتحان کنید. در همین محوطه چندین راس بز رها سازی شده که سرگرمی بسیار خوبی برای کودکان و گردشگران هستند. هرکدام از این بزها اسم دارند و در چند جای مختلف از محوطه، تصویر بزها با اسمشان ثبت شده است.  تعدادی از بچه های دبستانی و حتی مهدکودکی را دیدم که با مربیان خود به این محل آمده بودند. از کوله پشتی ها و لباسهای آنها مشخص بود که برنامه ریزی منسجم برای آموزش  و تعامل با طبیعت دارند. در صورت تمایل می توان از مسیری که برای پیاده روی در نظر گرفته شده از کوه پایین آمد که تقریبا به ۴۵ دقیقه زمان نیاز دارد. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

یکی دیگر از مکانهای دیدنی در برگن، پارک مرکزی شهر است که به راحتی از نزدیک اسکله با کمتر از ده دقیقه پیاده روی می توان به آن رسید. هسته اولیه این پارک‌ در سال ۱۸۶۵ ایجاد شد در حال حاضر  یک استخر بزرگ مرکزی دارد و در اطراف آن چند ساختمان اصلی شهر از جمله کتابخانه عمومی برگن، تالار تئاتر شهر، موزه هنر وستلند و ساختمان تلگراف قرار دارند. پاویون موسیقی، بنای چند ضلعی است که در وسط پارک ساخته شده است و گل آرایی بینظیری دارد.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

 چندین مجسمه در این پارک از مجسمه سازان به نام نروژی قرار داده شده است که معروفترین آنها مجسمه ویولن نواز نروژی به نام  اوله بورنمن بول است. به همین خاطر به این منطقه اوله بول نیز گفته می شود و در اطراف آن فروشگاهها و رستورانهای متعددی احداث شده است. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

از دیگر مکانهای دیدنی این منطقه بنای یادبود ملوانان است که در میدان اصلی شهر و انتهای خیابان Torgallmenningen قرار دارد و  برای ادای احترام به ملوانان نروژی که در طول اعصار کمک شایانی به کشور کرده اند توسط مجسمه ساز نروژی به نام Dyre Vaa در سال ۱۹۵۰ ساخته شده است و بازتابی هنری- تاریخی در رابطه با دیرینه نروژ و ارتباط آن با عنصر آب و دریاست. این بنا تقریبا ۷ متر ارتفاع دارد و به شکل مکعب است. دارای 12 مجسمه برنزی و چهار تابلوی برجسته است، مجسمه‌ها در چهار جهت  اصلی(هر طرف سه مجسمه) قرار دارند که هر جهت نشان دهنده دوره متفاوتی از تاریخ دریایی نروژ است. سمت غرب، ماجراجویان عصر وایکینگ‌ها را به تصویر می‌کشد که به‌خاطر تصویر مسلحانه‌شان با شمشیر و نیزه‌ای بزرگ قابل توجه است. ضلع شمالی دریانوردان اوایل دوران مدرن (قرن 17 و 18) را نشان می دهد، ضلع شرقی دارای دریانوردان قرن 19 است و ضلع جنوبی نشان دهنده دریانوردان قرن بیستم است. هر گروه به طور نمادین به طبقات اجتماعی تقسیم می شود: فقیر و خدمتکار، طبقات متوسط ​​و نخبگان.

پانل های برجسته لایه ای از عمق روایت را اضافه می کنند و خطرات واقعی دریایی را با عناصر اسطوره ای و معنوی در هم می آمیزند. آنها صحنه های مختلف تاریخی و تمثیلی، از جمله کشتی های بلند وایکینگ ها، برخورد با بومیان آمریکایی که نماد سفرهای دوردست هستند، و تصاویر مدرن تر مانند صحنه های صید نهنگ و نمایش ملوانان گم شده در دریا را به تصویر می کشند. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

در آنسوی بندرگاه قدیمی، قلعه برگن قرار دارد که چند ساختمان سنگی قدیمی هنوز در محوطه آن وجود دارد که تحت نظر ارتش نروژ است. داخل محوطه قلعه بیشتر شبیه به یک محوطه پارک مانند است و چیز خاصی ندارد.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

 ما تقریبا ۸ ساعت را در منطقه قدیمی برگن گذراندیم. هنگامی که برای برداشتن اتومبیل به پارکینگ مراجعه کردیم متوجه شدیم دستگاهی که در پارکینگ برای پرداخت پول وجود دارد، کار نمی کند و کنار آن نوشته شده که از طریق وب سایتی که آدرس آن در کنار دستگاه پرداخت نوشته شده است، پرداخت انجام گردد. علی رغم تلاشی که کردیم موفق نشدیم تا از طریق آن وبسایت پرداخت را انجام دهیم. حتی از یک نروژی خواستیم تا این کار را برای ما انجام دهد چون فکر کردیم شاید در تبدیل زبان وبسایت از نروژی به انگلیسی ممکن است قسمتی کار نکند و به همین سبب از او کمک خواستیم که نهایتا نشد. و ما بدون پرداخت، پارکینگ را ترک کردیم تا بعدا جریمه اش را بپردازیم!

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

در مسیر به سمت هتل، از یک ساختمان با معماری متفاوت که اقامتگاه رسمی پادشاه در برگن است دیدن کردیم. این اقامتگاه که Gamlehaugen نام دارد متعلق به کریستین میکلسن نخست وزیر اسبق نروژ بود که در سال ۱۹۲۵ مرد. شکل ظاهری آن شبیه قصرهای فرانسوی- اسکاتلندی است و مشخصات یک دژ-قلعه قرون وسطایی را دارد. متاسفانه امکان بازدید از داخل آن وجود نداشت ولی محوطه اطراف آن بسیار زیبا طراحی شده است و می توان چند ساعتی را در کنار یک آبدره و پارک آن گذراند. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور, نروژ

 

روز ششم، سه شنبه ۲۰ آگوست:

صبح برگن را به سمت شهر Voss ترک کردیم. هوا ابری ـ بارانی بود و این موضوع سبب شده بود که طبیعت زیبایی های بیشتری را به ما نشان دهد. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

 شهر Voss به پایتخت فعالیتهای ماجراجویانه در نروژ مشهور است. در مرکز این شهر کوچک یک دریاچه وجود دارد که معمولا ورزشهای آبی در آن انجام می شود. اتومبیل را در مجاور کلیسا جامع شهر پارک کردیم و قدم زنان تا کنار دریاچه رفتیم. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

چون هوا بارانی بود، کسی را در دریاچه ندیدیم. این شهر یک تله کابین دارد که علاقمندان به اسکی و ورزشهای زمستانی را تا ارتفاعات و پیستهای اسکی بالا می برد. این تله کابین دو ایستگاه دارد. ما سوار تله کابین شدیم و به ایستگاه آخر رفتیم. این تله کابین که به آن گوندولا هم می گویند، بزرگترین و مدرن‌ترین گوندولای کوهستانی در شمال اروپا است که مرکز شهر ووس را به قله کوه هانگرن (Hangurstoppen) در ارتفاع ۸۲۰ متر از سطح دریا متصل می‌کند. مدت زمان سفر با این گوندولا کمتر از ۹ دقیقه است و منظره‌ای پانوراما از شهر ووس، دریاچه ونگسواتنت و کوه‌های اطراف را در اختیار مسافران قرار می‌دهد. در فصل زمستان این محل به چند پیست اسکی که در جهت های مختلفی هستند متصل است. یک هتل-رستوران مدرن در اینجا وجود دارد که در همه فصول باز است و به مشتریان خدمات می دهد. محوطه داخلی رستوران بسیار تمیز و شیک است. خیلی سعی کردم که بتوانم خدمات این محل را با ایستگاه پنجم توچال مقایسه کنم ولی به راستی نکته قابل توجه ای پیدا نکردم. ما کمی در اطراف این محل گردش کردیم و با تله کابین همین مسیر را برگشتیم. هر چند حدود یک ساعت را در این محل گذراندیم ولی از تله کابین سواری و مشاهده مناظر زیبا لذت بردیم. کابینهای این تله کابین بسیار بزرگ بودند و قابلیت حمل ۳۴ مسافر را داشتند. در داخل کابینها مکانهایی برای حمل وسایل اسکی تعبیه شده بود حتی در برخی از کابینها محلهای خاصی برای قرار دادن دوچرخه هم در نظر گرفته شده بود. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

شهر Voss بسیار شهر توریستی است و انواع و اقسام فعالیتهای ماجراجویانه از زیپ لاین گرفته تا اسکای دایوینگ و اسکی کوهستان در آن انجام می شود. در فرصت کوتاهی که در شهر داشتیم، ناهار را صرف کردیم، از کلیسا داخل شهر دیدن کردیم و به سمت آبشار معروف Tvindefossen که یک آبشار پلکانی به ارتفاع ۱۱۰ متر است حرکت کردیم. حجم آب این آبشار بسیار زیاد است به طوری که هنگام نزدیک شدن به آن بخاطر قطرات ریز آب تقریبا خیس می شوید. این آبشار در ۱۲ کیلومتری شهر Voss قرار دارد و برای بازدید از آن ۱۵ دقیقه کافی است. بازدید از آن رایگان است.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

ما ناهار را در یک پیتزا فروشی که توسط چند جوان عرب اداره می شد صرف کردیم و مسیر را از میان مناطق کوهستانی و سرسبز با آبشار هایی که از ارتفاعات سرازیر بودند ادامه دادیم تا به روستای Gudvangen رسیدیم.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

 این روستا در کنار یک آبدره قرار دارد.  این آبدره که Naeroyfjord نام دارد باریکترین آبدره جهان است و در لیست میراث جهانی به عنوان یک اثر طبیعی با خصوصیات منحصر به فرد به ثبت رسیده است. روستای Gudvangen در منتهی الیه غربی و روستای Flam در غرب این آبدره قرار دارند. خود این آبدره به یک آبدره دیگر به نام  Sognefjord می پیوندد که تا دریا بیش از ۲۰۰ کیلومتر فاصله دارد و یکی از طویلترین آبدره های جهان است. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

گردشگران معمولا با کشتی های تفریحی که به همین منظور وجود دارند طول آبدره Naeroyfjord  از Gudvangen به Flam یا بالعکس را می پیمایند. این مسیر طوری طراحی شده که یک طرف را با کشتی و مسیر برگشت با اتوبوس طی می شود. به راستی سفر به نروژ بدون تجربه کشتی یا قایق سواری در این آبدره کامل نخواهد بود.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

 

حدود ساعت ۴ به بندرگاه رسیدیم. خوشبختانه یکی از این کشتی های تفریحی مشغول پیاده کردن مسافرهایش بود. ما هم از فرصت استفاده کردیم. بلیط کشتی را خریدیم و سوار شدیم. همانطور که قبلا گفتم این آبدره بسیار باریک است و از دیواره های صخره ای و کوههای اطراف آن آبشارهای متعددی به داخل آبدره جریان دارند. منطقه کلا جنگلی و سبز است و طبق نوشته های موجود در برخی از مواقع سال می توان فک های دریایی را هنگام آفتاب گرفتن بر روی صخره ها و همچنین بزهای کوهی را در این منطقه رویت کرد که البته ما ندیدیم. این سفر آبی بسیار لذت بخش و زیبا، حدود ۲ ساعت طول می کشد. البته کشتی های کروز غول پیکر هم در این نواحی تردد دارند. بعد از رسیدن به روستای Flam بلافاصله سوار بر اتوبوس شدیم و به روستای Gudvangen برگشتیم. بیشتر طول این مسیر از یک تونل بسیار طویل تشکیل شده و کلا کمتر از ۲۰ دقیقه زمان می برد تا به مقصد برسید.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

اتومبیل را سوار شدیم و مسیر را به سمت شهر کوچک Laerdal ادامه دادیم. ابتدا به روستای Flam‌ رسیدیم و از کنار فیورد بعد از عبور از روستای Aurland وارد یک مسیر کوهستانی پرپیچ و خم شدیم. جاده بسیار باریک بود ولی همواره منظره بسیار زیبایی به آبدره داشت. بعد از ۵ کیلومتر به سکویی که برای تماشای آبدره Naeroyfjord ساخته اند رسیدیم. هوا بارانی بود و سطح ابر هم پایین آمده بود ولی از این سکو که ارتفاع آن از سطح دره حدود ۶۵۰ متر است منظره بسیار زیبایی از زبانه های متعدد این آبدره زیبا را می توان مشاهده کرد. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

در ادامه این جاده کوهستانی که در بسیاری از قسمتهایش بسیار باریک می شود از یک گردنه عبور کردیم که در این زمان از سال هنوز برف داشت.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

شهر Laerdal دهکده ای کوچک در یکی دیگر از زبانه های انتهایی آبدره Sognefjord است. محل اقامت ما در یک ساختمان ویلایی با دو اتاق خواب بود که کلید آن در صندوقچه کوچکی بود که رمز آن توسط صاحب خانه برای ما ایمیل شده بود.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

روز هفتم، چهارشنبه ۲۰ آگوست: 

ابتدا در این دهکده که بیشتر به نظر می آید یک دهکده ییلاقی برای پولدارها است، کمی گردش کردیم. به راستی موقعیت جغرافیایی این دهکده سبب شده تا مناظر بسیار زیبایی داشته باشد. از یک سو با کوههای بلند، آبشارهای متعدد و از سوی دیگر با آبدره ای بسیار زیبا احاطه شده است. کلیسا چوبی داخل این شهرک معماری جالبی داشت که چند عکس از آن گرفتیم و این شهر زیبا را ترک کردیم. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

کمی که مسیر را ادامه دادیم به یک دوراهی رسیدیم که یک طرف آن از طریق یک تونل طویل به روستای Flam میرسید و اینجا بود که متوجه شدم برای آمدن به دهکده لاردال نیازی نبوده تا از آن جاده بسیار باریک و گردنه خطرناک عبور کرد. البته مسیر ما از راه دیگر به سمت شهر Gol ادامه پیدا کرد. کلیسا چوبی Borgund در مسیر ما قرار داشت و تبعا از آن نیز بازدید کردیم قدمت این کلیسا به قرن ۱۲ برمی گردد و مثل سایر کلیساهای مشابه آن فقط از چوب ساخته شده است. یک کلیسا جدید هم در کنار آن بعدا در سال ۱۸۶۸ احداث شده است.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

در ادامه مسیر به مناطق مرتفعتر نزدیک شدیم و کم کم پوشش گیاهی به پوشش گیاهی مناطق استپی تغییر پیدا کرد. درختچه های کوتاه و همچنین علفزارهای ویژه مناطق استپی کم کم جای مناطق جنگلی و درختان بلند را گرفتند. حتی در این فصل سال هم کاملا هوا سرد بود و باد سرد می وزید.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

 در این مناطق کوهستانی تابلوهای متعددی که راهنمای پیست های اسکی بود نمایان می شد. یکی از این مناطق شهر کوچک Hemsedal بود که به نظر پیست اسکی معروفی دارد. با توجه به بارشهای روزهای اخیر از بیشتر ارتفاعات این منطقه آبشارهای فصلی متعددی جریان داشت.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

شهر Gol یکی از مقاصدی است که مورد توجه اسکی بازان قرار دارد. وسعت شهر کوچک است ولی در همین چند خیابان کوچکی که دارد فروشگاههای ورزشی متعدد که لوازم اسکی و کوهنوردی می فروشند کاملا به چشم می آید. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

ما ناهار را در یک رستوران خوب در این شهر خوردیم و سپس به سمت اسلو ادامه مسیر دادیم. بیشتر مسیر از مناطق مرتفع و از کنار دریاچه های کوهستانی می گذشت. ما چندیم بار مجبور شدیم تا توقف کنیم تا بتوانیم از مناظر پیش رو لذت ببریم. یکی از مناظر جالب که دیدیم، کلبه ای چوبی بود که دو درخت کاج از وسط آن رشد کرده بود. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

حدود ساعت ۶ به شهر اسلو وارد شدیم و چون هنوز فرصت کافی داشتیم، تصمیم گرفتیم تا قسمتهایی از شهر را ببینیم. شاید یکی از معروفترین جاهای شهر اسلو، ساختمان اپرا و موزه Munch است که در کنار بندرگاه قدیمی و در مجاورت منطقه مدرن معروف به “بارکد” قرار دارد. ساختمانهای منطقه بارکد اکثرا به سبک مدرن ساخته شده اند و همچنین چندین برج و مجموعه تفریحی، رستوران و کافی شاپ در این منطقه احداث شده است.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

  ما اتومبیل را در یک پارکینگ عمومی نزدیک این محل پارک کردیم. ابتدا به موزه رفتیم که به ما گفتند که تا ساعت ۷:۳۰ تمام بلیط ها فروخته شده است. ما هم بلیط را تهیه کردیم و به سمت ساختمان اپرا که در کنار موزه قرار دارد حرکت کردیم. ساختمان اپرا معماری بسیار خاصی دارد و از این نظر شهرت جهانی دارد.

ساختمان اپرای اسلو (Oslo Opera House) یکی از نمادهای معماری مدرن نروژ و یکی از مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری شهر اسلو و محل استقرار اپرا و باله ملی نروژ است. این ساختمان در کنار آب‌های بندرگاه اسلو قرار گرفته و طراحی آن الهام گرفته از تلاقی هنر، طبیعت و فرهنگ است. از ویژگی های برجسته آن طراحی معماری خاص آن است که در سال ۲۰۰۸ توسط شرکت معماری نروژی Snøhetta انجام شده است. نمای بیرونی ساختمان از سنگ مرمر سفید و گرانیت ساخته شده که نمادی از یخچال‌های طبیعی نروژ است. سقف ساختمان به گونه‌ای طراحی شده که به شکل یک سطح شیب‌دار تا روی آب امتداد دارد و بازدیدکنندگان می‌توانند روی آن قدم بزنند و از منظره شهر و بندر لذت ببرند. فضای داخلی از چوب بلوط ساخته شده که حس گرما و صمیمیت را به بازدیدکنندگان منتقل می‌کند. طراحی ساختمان به گونه‌ای است که افراد می‌توانند به راحتی به آن دسترسی داشته باشند و حتی بدون خرید بلیت، از فضای باز و معماری آن لذت ببرند. ما تقریبا یکساعت را به بازدید از این ساختمان اختصاص دادیم و از فراز آن از منظره زیبای بندرگاه اسلو در هنگام غروب لذت بردیم. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

حدود ساعت ۷:۳۰ به موزه مونش برگشتیم. 

موزه مونش (Munch Museum) یکی از مهم‌ترین موزه‌های نروژ و یکی از مقاصد گردشگری برجسته در اسلو است. این موزه به افتخار ادوارد مونش (Edvard Munch)، نقاش مشهور نروژی و خالق آثار بی‌نظیری همچون جیغ، تأسیس شده است. این موزه دارای بزرگ‌ترین مجموعه آثار مونش در جهان است که شامل بیش از 28,000 اثر هنری از جمله نقاشی‌ها، طراحی‌ها، چاپ‌ها و عکس‌ها است. آثار برجسته‌ای مانند جیغ (The Screamمدونا (Madonna)، و رقص زندگی (The Dance of Life) در این موزه نگهداری می‌شوند و این امکان برای بازدیدکنندگان وجود دارد که از نزدیک این آثار را ببینند و حتی با آنها عکس بیاندازند.  ساختمان موزه که توسط شرکت اسپانیایی Estudio Herreros طراحی شده است، نمایی بلند و خمیده دارد که نمادی از تغییر و حرکت است. این بنا با استفاده از مصالح پایدار ساخته شده و چشم‌اندازی فوق‌العاده به بندرگاه اسلو و اپرای اسلو ارائه می‌دهد. موزه دارای 13 طبقه است و شامل گالری‌های نمایشگاه، فضاهای آموزشی، کتابخانه، کافه، و رستوران می‌شود. بخش‌هایی از موزه به برگزاری نمایشگاه‌های موقت، فیلم‌های مستند، و فعالیت‌های تعاملی اختصاص دارد.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

آثار مونش علاوه بر هنری بودن، منعکس‌کننده احساسات و چالش‌های زندگی او هستند. بازدیدکنندگان می‌توانند از طریق آثار و نمایشگاه‌ها، به عمق افکار و دنیای مونش نزدیک شوند.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

نکته جالب این است که ادوارد مونش در وصیت‌نامه‌اش، تمامی آثار و دارایی‌های هنری خود را به شهر اسلو اهدا کرد که اساس تأسیس این موزه شد. این موزه نمادی از قدردانی نروژ از یکی از بزرگ‌ترین هنرمندان تاریخ خود است. بازدید از این موزه حداقل به سه ساعت زمان نیاز دارد و یکی از مهمترین مکانهای اسلو برای توریستها است. در زمان حضور ما، بازدید از موزه رایگان بود. 

در کنار بندرگاه به یکی از تفریحات رایج در منطقه اسکاندیناوی که شنا در آب سرد است، برخوردم. تعدادی کابین چوبی در داخل دریا ساخته شده و معمولاً به نام “floating sauna” (سونا شناور) یا “bathing cabins” (کابین‌های حمام) شناخته می‌شوند. در برخی مناطق خاص، به آنها “cold water cabins” یا “sea cabins” هم گفته می‌شود. این کابین‌ها به طور خاص برای استفاده در فصول سرد طراحی شده‌اند و گردشگران یا محلی‌ها می‌توانند وارد آنها شوند، سپس از طریق یک مسیر یا پل به دریا دسترسی پیدا کنند و در آب سرد شنا کنند. این نوع شنا کردن در آب‌های سرد به ویژه در کشورهای اسکاندیناوی بسیار محبوب است و به عنوان یک فعالیت سلامتی و چالش برانگیز شناخته می‌شود. از جمله فواید شنا در آب سرد، تقویت سیستم ایمنی بدن و افزایش گردش خون است.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

 

روز هشتم، پنجشنبه ۲۱ آگوست:

هوا بارانی و کمی سرد بود. به سمت موزه Fram حرکت کردیم. موزه Fram یکی از برجسته‌ترین موزه‌های جهان در حوزه اکتشافات قطبی است که در شبه‌جزیره بیگدوی (Bygdøy) شهر اسلو قرار دارد. پارکینگ موزه کمی با موزه فاصله دارد و چون هوا کمی بارانی بود مجبور شدم بچه ها را در نزدیک در اصلی موزه پیاده کنم و چون تعدادی از موزه ها و فروشگاههای داخل شهر فقط کارت اعتباری قبول می کنند، کارت اعتباری را به آنها دادم و بعد به پارکینگ برگشتم. اتومبیل را پارک کردم و برای پرداخت  پول پارکینگ به دستگاه نصب شده در آنجا مراجعه کردم. متوجه شدم که این دستگاه فقط سکه و کارت اعتباری قبول می کند. کارت اعتباری را که به بچه ها داده بودم و سکه هایی که داشتم فقط برای ۵۵ دقیقه کفایت می کرد. ناچار سکه ها را استفاده کردم و به سرعت به موزه برگشتم. خوشبختانه بلیتهای ورودیه خریداری شده بودند و وارد موزه شدیم. ساختمان موزه یک سازه سه طبقه است که به نظر می رسد، دور تا دور یک کشتی قدیمی ساخته شده است. بهتر است کمی درباره این موزه و اهمیت آن توضیح مختصری دهم.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

 

موزه Fram داستان سفرهای جسورانه و تاریخی به قطب شمال و جنوب را روایت می‌کند و نقش نروژ را در این اکتشافات برجسته می‌کند. این موزه نام خود را از کشتی تاریخی Fram گرفته است که در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم برای اکتشافات قطب شمال و جنوب استفاده شد. کشتی Fram که به معنی “پیشرو” است، در سال 1892 توسط معمار مشهور کشتی‌سازی، کولین آرچر طراحی و ساخته شد. این کشتی چوبی به‌طور خاص برای مقاومت در برابر یخ‌بندان‌های قطبی طراحی شده و به گونه‌ای ساخته شده بود که یخ‌ها به جای شکستن کشتی، آن را بالا ببرند. این کشتی توسط کاپیتان‌های برجسته‌ای چون فریتیوف نانسن، اوتو سوردرپ و رائول آمونسن در سفرهای مختلف به کار گرفته شد و به عنوان مقاوم‌ترین کشتی چوبی برای یخ‌بندان شناخته می‌شود.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

بخش‌های مختلف موزه Fram:

  1. کشتی Fram: بازدیدکنندگان می‌توانند روی عرشه قدم بزنند و وارد کشتی شوند تا با فضای داخلی آن، شامل کابین خدمه، انبارها و ابزارهای مورد استفاده در مأموریت‌ها آشنا شوند. طراحی کشتی و تجهیزاتی که برای زنده‌ماندن در دمای منفی ۶۰ درجه استفاده می‌شده، واقعاً تأثیرگذار است.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

  1. نمایشگاه‌های تاریخی: این بخش شامل نقشه‌ها، تصاویر، ابزارهای ناوبری، لباس‌های مخصوص سفرهای قطبی، و نامه‌های کاشفان است. همچنین اطلاعات جامعی درباره چالش‌های فیزیکی و روانی کاشفان در شرایط دشوار یخی ارائه می‌شود.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

  1. نمایشگاه تعاملی: یکی از جذاب‌ترین بخش‌های موزه، تجربهٔ تعاملی آن است. شما می‌توانید شبیه‌سازی شرایط آب‌وهوایی قطب‌ها را تجربه کنید، جایی که دما به زیر صفر کاهش می‌یابد. این تجربه حس واقعی سختی‌های اکتشافات قطبی را القا می‌کند.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

  1. اطلاعات درباره مأموریت‌های قطبی:
    • در موزه اطلاعاتی درباره تفاوت‌های قطب شمال و جنوب، حیات‌وحش این مناطق، و تأثیر تغییرات اقلیمی بر یخ‌های قطبی ارائه می‌شود.
    • همچنین، جزئیات مأموریت‌های کاشفان نروژی دیگر مانند رواولد آمونسن و نقش نروژ در تاریخ اکتشافات قطبی توضیح داده شده است.
  2. سینمای موزه: فیلم‌های مستند کوتاهی درباره اکتشافات قطبی و کشتی Fram در سالن موزه نمایش داده می‌شود. این فیلم‌ها روایت‌های زنده‌ای از ماجراجویی‌های تاریخی ارائه می‌دهند.

شاید به جرات بتوان گفت که این موزه مکان بسیار آموزنده‌ای برای کسانی است که به تاریخ اکتشافات و شجاعت کاشفان قطبی علاقه دارند.

یکی از جالبترین و هیجان انگیزترین داستانهای قطب مربوط می شود به مسابقه ای که برای فتح قطب جنوب بین آمونسن نروژی و اسکات آمریکایی رخ داد. در اینجا مایلم که خلاصه ای از این واقعه را در اینجا بیاورم:

آغاز رقابت

  • آمونسن در ابتدا قصد داشت به قطب شمال سفر کند، اما پس از اینکه رابرت پری اعلام کرد به قطب شمال رسیده است، تصمیم گرفت مسیر خود را تغییر داده و به فتح قطب جنوب بپردازد. او این تصمیم را مخفی نگه داشت تا رقابت خود را علنی نکند.
  • اسکات که قبلاً در سال 1901 تا 1904 به قطب جنوب سفر کرده بود، برنامه‌ای دقیق برای بازگشت به این منطقه و فتح قطب جنوب در سال 1910 ترتیب داده بود.

مسیر و برنامه تیم‌ها

تیم آمونسن:

  • آمونسن پایگاه خود را در خلیج نهنگ‌ها (Bay of Whales) نزدیک به قطب جنوب بنا کرد.
  • او از سگ‌های سورتمه‌ای، تجهیزات سبک، و مسیر کوتاه‌تر استفاده کرد.
  • تجهیزات پیشرفته‌تر و لباس‌های مناسب‌تر تهیه کرده بود که از تجربیات اسکیموهای قطب شمال الهام گرفته شده بود.

تیم اسکات:

  • اسکات پایگاه خود را در کوهستان راس (Ross Ice Shelf) بنا کرد.
  • او از اسب‌های سیبری، سورتمه‌های موتوری (که خراب شدند) و انسان‌هایی که بارها را می‌کشیدند استفاده کرد.
  • تجهیزات و لباس‌های سنگین‌تر و ناکارآمدتری داشت.

رسیدن به قطب جنوب

  • تیم آمونسن در 14 دسامبر 1911 به قطب جنوب رسید و پرچم نروژ را در آنجا برافراشت. او با موفقیت و بدون تلفات به پایگاه بازگشت.
  • تیم اسکات در 17 ژانویه 1912، یعنی 33 روز پس از آمونسن به قطب جنوب رسید و متوجه شد که آمونسن پیش از آنها به این هدف دست یافته است.

بازگشت تراژیک تیم اسکات

  • در مسیر بازگشت، تیم اسکات با شرایط سخت آب‌وهوایی، کمبود غذا و یخ‌زدگی شدید مواجه شد.
  • یکی از اعضای تیم به نام لارنس اوتس با آگاهی از وخامت وضعیت خود داوطلبانه از چادر خارج شد و در برف ناپدید شد تا بقیه شانس بیشتری برای زنده ماندن داشته باشند. او جمله معروفی گفت: «فقط بیرون می‌روم و شاید کمی طول بکشد.»
  • اسکات و سایر اعضای تیم در نهایت در مارس 1912 از سرما و گرسنگی جان باختند. جسد آنها چند ماه بعد توسط تیم جستجو پیدا شد.

دلایل موفقیت آمونسن و شکست اسکات

  1. تجهیزات: آمونسن از سگ‌های سورتمه‌ای و لباس‌های مناسب‌تری استفاده کرد، در حالی که اسکات از اسب‌هایی که توان تحمل سرمای شدید را نداشتند و لباس‌های سنگین بهره برد.
  2. برنامه‌ریزی: آمونسن مسیر کوتاه‌تری را انتخاب کرد و برنامه‌ریزی دقیقی برای ذخایر غذا داشت.
  3. تجربه: آمونسن تجربیات ارزشمندی از سفرهای قطب شمال داشت و از دانش اسکیموها بهره برد.

نتایج تاریخی

  • پیروزی آمونسن او را به یکی از بزرگ‌ترین کاشفان تاریخ تبدیل کرد.
  • هرچند اسکات شکست خورد و جان باخت، اما داستان او به عنوان نمادی از شجاعت و تلاش بی‌پایان در فرهنگ بریتانیا باقی ماند.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

ما تقریبا دو ساعت را در موزه گذراندیم. وقتی به پارکینگ برگشتیم مامور کنترل را دیدبم که داشت از پارکینگ خارج می شد. وقتی سوار اتومبیل شدیم با قبض جریمه که زیر برف پاکن بود مواجه شدیم. همان موقع تصمیم گرفتم که جریمه ۳۵ یورویی را بپردازم. اما بنا به اطلاعاتی که در قبض بود نتوانستم لینک یا سایت مورد نظر را پیدا کنم. هنوز از پارکینگ خارج نشده بودم که با همان مامور روبرو شدم. او هم آدرس وبسایتی را که در پشت قبض بود به من نشان داد. آن روز که نتوانستم قبض را پرداخت کنم. در روزهای بعد که در منزل یکی از آشنایان در سوئد بودم هم علی رغم تلاش او نتوانستیم قبض را پرداخت کنیم و نهایتا چند هفته بعد به همان وبسایت ایمیل زدم و از آنها خواستم که لینک پرداخت را برای من بفرستند و به این طریق مشکل پرداخت جریمه حل شد.

مقصد بعدی ما بازدید از مرکز شهر اسلو بود. ابتدا به سمت میدان و ساختمان شهرداری که به اسم Radhus city hall مشهور است رفتیم. بارش شدید باران سبب شد که فرصت کافی برای مشاهده این بنا که به صورت یک ساختمان آجری قرمز رنگ با دو برج بلند است، نداشته باشیم. بر روی برج غربی یک ساعت بزرگ نصب شده که از دور قابل مشاهده است. در فضای خارجی ساختمان، یک سری نقوش و حکاکی‌های سنگی قرار دارد که اسطوره‌های اسکاندیناوی و داستان‌های فولکلور نروژ را به نمایش می‌گذارد. همچنین در کنار پله‌های ورودی اصلی، مجسمه‌هایی از شخصیت‌های افسانه‌ای نروژ مانند ثور و والکیری‌ها دیده می‌شود. این ساختمان در سال ۱۹۵۰ گشایش یافت. هر ساله در 10 دسامبر، مراسم اهدای جایزه صلح نوبل در سالن اصلی این ساختمان برگزار می‌شود. این مراسم یکی از مهم‌ترین رویدادهای بین‌المللی است و ساختمان شهرداری اسلو را به نقطه توجه جهانی تبدیل می‌کند. در اطراف ساختمان مجسمه‌هایی از هنرمندان مشهور نروژی قرار دارد که اغلب موضوعاتی از طبیعت و زندگی مردم نروژ را به تصویر می‌کشند.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

قلعه Akershus فاصله کمی با ساختمان شهرداری دارد و به راحتی می توان از کنار بندرگاه، قدم زنان به آن رسید. این قلعه یکی از قدیمی‌ترین و مهم‌ترین بناهای تاریخی شهر اسلو و نروژ است که به‌عنوان یک دژ دفاعی، اقامتگاه سلطنتی و زندان تاریخی استفاده شده و در کرانه Oslofjord ساخته شده و چشم‌اندازی زیبا به بندر اسلو دارد. از نظر تاریخی این قلعه در سال ۱۲۹۹ به دستور پادشاه هاکون پنجم ساخته شد و هدف از ساخت آن دفاع در برابر حملات خارجی، به‌ویژه حمله سوئدی‌ها، بود. در قرن ۱۷ قلعه به دستور شاه کریستین چهارم بازسازی و به یک کاخ به سبک رنسانس تبدیل شد و بالاخره در دوره جنگ جهانی دوم، آلمانی‌ها این قلعه را در جریان اشغال نروژ تصرف کردند و به‌عنوان مقر نظامی و زندان از آن استفاده کردند. در این دوره اعدام‌هایی نیز در این مکان صورت گرفت.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

قلعه با دیوارهای بلند و برج‌های دفاعی مستحکم طراحی شده که یادآور معماری نظامی قرون وسطایی است. یک کلیسا درون قلعه ساخته شده و یکی از بخش‌های زیبا و تاریخی آن به شمار می‌رود. مقبره چند پادشاه نروژ نیز در این کلیسا قرار دارد.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

برای صرف ناهار به منطقه Aker Bryyge برگشتیم. این منطقه در مجاورت بندرگاه قدیمی قرار دارد و بیشتر بخاطر رستورانها و مراکز خرید مشهور است. از دیگر مراکز مهم این محل می توان به موزه ملی و موزه جایزه صلح نوبل اشاره کرد.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

سپس با اتومبیل به سمت Royal Palace که محل زندگی پادشاه است حرکت کردیم. این کاخ در سال ۱۸۴۹ ساخته شده و ۱۷۳ اتاق دارد. ظاهرا هر روز در ساعت ۱۱:۳۰ مراسم تعویض پست نگهبانی سربازها انجام می شود که بازدیدکنندگان زیادی دارد. ما بخاطر بارش باران از این مراسم صرفنظر کردیم و به سمت پارک بسیار مشهور Vigeland رفتیم. پارک مجسمه‌های ویگلند (Vigeland Sculpture Park) یکی از مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری اسلو و بزرگ‌ترین پارک مجسمه‌های جهان است که به طور کامل توسط یک هنرمند، گوستاو ویگلند (Gustav Vigeland)، طراحی و ساخته شده است. این پارک بخشی از Frogner Park محسوب می‌شود و به‌عنوان یکی از شاخص‌ترین مکان‌های فرهنگی نروژ شناخته می‌شود.
این پارک بیش از 200 مجسمه سنگی، برنزی و گرانیتی دارد که زندگی انسانی را در تمامی مراحل، از تولد تا مرگ، به تصویر می‌کشد. مجسمه‌ها احساسات انسانی نظیر عشق، عصبانیت، شادی و اندوه را به شکلی پویا به نمایش می‌گذارند.

مهمترین و مشهورترین بخش هنری این پارک مونولیت (Monolith) نام دارد که از یک ستون 17 متری و 121 فیگور انسانی تشکیل شده است. این مجسمه نمادی از چرخه زندگی و تلاش انسان برای رسیدن به معنویت و تعالی است.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

پل مجسمه‌ها، پلی به طول 100 متر با 58 مجسمه برنزی است. از جمله مجسمه معروف این پل “پسر خشمگین” (Sinnataggen) است که پسری کوچک را در حال خشم نشان می‌دهد. این مجسمه یکی از محبوب‌ترین نمادهای پارک است و به طور سنتی بازدیدکنندگان دست این مجسمه را لمس می کنند و به همین دلیل رنگ دست مجسمه تغییر کرده است.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

فواره ویگلند، با طراحی پیچیده خود نمادی از چرخه زندگی و گذر زمان است. مجسمه‌هایی از مردان و زنان در تعامل با طبیعت در اطراف فواره قرار دارند.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

چرخ زندگی (The Wheel of Life)،  اثر دایره‌ای شکل از چندین فیگور انسانی تشکیل شده است و نمادی از جاودانگی و تداوم زندگی است.

در تاریخچه این پارک آمده است که گوستاو ویگلند در اوایل قرن بیستم طراحی این پارک را آغاز کرد و بیش از 20 سال از زندگی خود را به ساخت و تکمیل آن اختصاص داد. او نه تنها طراحی مجسمه‌ها، بلکه معماری پارک، از جمله مسیرها، ستون‌ها و چیدمان فضای سبز را نیز بر عهده داشت.

بازدید از پارک برای عموم رایگان است و پارک به‌صورت 24 ساعته باز است و در تمامی فصول، زیبایی خاص خود را دارد. حداقل ۲ ساعت برای بازدید از این پارک زمان نیاز است.

روز نهم، جمعه ۲۲ آگوست:

به سمت سوئد حرکت کردیم و در مسیر ابتدا به شهر فردریکستاد (Fredrikstad) که حدودا یکساعت با اسلو فاصله دارد رفتیم. این شهر یکی از زیباترین و تاریخی‌ترین شهرهای نروژ است که در استان ویکن (Viken) در جنوب شرقی این کشور و در نزدیکی مرز سوئد قرار دارد. این شهر در سال 1567 توسط پادشاه فردریک دوم نروژ تأسیس شد و امروزه به دلیل معماری قدیمی، قلعه‌های تاریخی و فضای جذاب کنار رودخانه‌اش به یکی از مقاصد گردشگری محبوب تبدیل شده است. پس از ورود به شهر مستقیما به سمت  Gamlebyen که به معنای «شهر قدیمی» است حرکت کردیم. این منطقه یکی از بهترین نمونه‌های شهرهای مستحکم و قلعه‌ای در اسکاندیناوی است و توسط خندق‌ها و دیوارهای دفاعی احاطه شده و ساختارهای قرون وسطایی خود را به‌خوبی حفظ کرده است. خیابان‌های سنگ‌فرش، خانه‌های چوبی قدیمی و مغازه‌های هنری این منطقه حال و هوایی بسیار جذاب به شهر بخشیده‌اند. توصیه می کنم حداقل یکساعت در داخل بافت مرکزی و همچنین کنار خندق بزرگ پرسه بزنید و به قرون وسطی سفر کنید.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

سپس به سمت شهر مرزی Halden که حدودا در ۳۰ کیلومتری جنوب فردریکستاد قرار دارد حرکت کردیم. این شهر بیشترین شهرت خود را مدیون قلعه ای به نام قلعه فردریکستن است.  این قلعه به دلیل موقعیت استراتژیکش در تاریخ نظامی نروژ نقش حیاتی داشته و همچنین به دلیل منظره فوق‌العاده‌اش از شهر هالدن و مناطق اطراف بسیار محبوب است. ساخت این قلعه در سال 1661 میلادی پس از جنگ‌های بین دانمارک-نروژ و سوئد آغاز شد. این اقدام برای محافظت از نروژ در برابر حملات سوئد صورت گرفت. این قلعه نام خود را از پادشاه فردریک سوم دانمارک-نروژ گرفته است. در طول قرن‌ها، فردریکستن شاهد نبردها و محاصره‌های متعددی بوده است و سوئدی‌ها در سه مرحله به تصرف آن تلاش کردند اما هیچ‌گاه موفق به تسخیر کامل قلعه نشدند. دیوارهای سنگی ضخیم، برج‌های دفاعی و ساختارهای استراتژیک این قلعه نمونه‌ای عالی از معماری نظامی قرون وسطی و اوایل دوران مدرن است.

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ  Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

 این قلعه به‌خصوص به دلیل کشته شدن پادشاه چارلز دوازدهم سوئد (Karl XII) در جریان حمله به قلعه در سال 1718 میلادی معروف است. محل کشته شدن او با یک یادبود مشخص شده است. قلعه در ارتفاع بالایی قرار دارد و چشم‌انداز زیبایی به شهر هالدن، خلیج و دره‌های اطراف دارد. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

توپخانه قدرتمند این قلعه همواره یکی از نقاط برجسته و مهم این قلعه بود. این توپها انواع مختلفی داشتند. قلعه در ابتدا به توپ‌های چدنی و برنزی مسلح بود که در قرن هفدهم و هجدهم به‌عنوان تسلیحات اصلی قلعه استفاده می‌شدند. این توپ‌ها قابلیت پرتاب گلوله‌های آهنی و سنگی داشتند. برخی از این توپ‌ها دارای کالیبر بزرگ بودند و می‌توانستند گلوله‌های سنگین تا وزن ۱۰ تا ۲۰ کیلوگرم را به مسافت‌های طولانی شلیک کنند. این توپ‌ها برای دفاع از دیوارهای قلعه و پوشش مناطق اطراف نصب شده بودند. به دلیل موقعیت استراتژیک قلعه و نزدیکی به مرز سوئد، برخی توپ‌ها به سمت دره‌های اطراف و مسیرهای احتمالی حمله دشمن مستقر بودند. در بخش‌های داخلی قلعه نیز توپ‌های کوچکتری قرار داشتند که قابلیت جابه‌جایی داشتند و برای مقابله با دشمن در زمان حمله ناگهانی استفاده می‌شدند. علاوه بر توپهای قدیمی،امکان بازدید از چند قبضه توپ نسبتا مدرن که قابلیت چرخش ۳۶۰ درجه را داشتند و از کشور فرانسه در سالهای نخست قرن بیستم خریداری شده بودند، وجود داشت. 

Afshin Iranpour, Norway, افشین ایران پور، نروژ

وقتی ما به محوطه قلعه رسیدیم هوا بارانی بود و بالا رفتن از پله ها و همچنین مسیرهای پرشیب آن به علت لغزندگی، آسان نبود. در یکی از این رفت و آمدها پای من لیز خورد و به زمین افتادم. وقتی خواستم دستم را که کمی گلی شده بود تمیز کنم، متوجه شدم که انگشت میانی دست چپ، از بند دوم دچار دررفتگی شده است. چاره ای نبود جز اینکه با تحمل درد ، انگشت را جا بیندازیم. هرچند در روزهای بعد تورم و درد آن بیشتر شد ولی خوشبختانه مشکلی را در ادامه سفر ایجاد نکرد.

بعد از بازدید از قلعه شهر هالدن را ترک کردیم و وارد کشور سوئد شدیم.

ادامه این گزارش را در بخش “سفر به سوئد” دنبال کنید.

 

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

www.kanoonirangardan.ir

af6872@gmail.com

Share

نوشته سفر به اسکاندیناوی- قسمت نخست: نروژ، سرزمین آبدره ها اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%86%d8%ae%d8%b3%d8%aa-%d9%86%d8%b1%d9%88%da%98%d8%8c-%d8%b3%d8%b1%d8%b2/feed/ 3
سفر به فرارود : تاجیکستان و از بکستان https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1%d9%88%d8%af-%d8%aa%d8%a7%d8%ac%db%8c%da%a9%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%da%a9%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1%d9%88%d8%af-%d8%aa%d8%a7%d8%ac%db%8c%da%a9%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%da%a9%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/#comments Mon, 16 Dec 2024 05:59:09 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=21356 بخش دوم  ازبکستان سمرقند  سمرقند و بادامستان هایش بخارا و ...

نوشته سفر به فرارود : تاجیکستان و از بکستان اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
بخش دوم  ازبکستان

سمرقند

 سمرقند و بادامستان هایش

بخارا و

سوسن های سرخ در اهتزاز،

و آمودریا و شن زارهای زرد فام

اینک، بازرگانان موقر با دستارهایی سپید

رهسپارند…….

                                 ” اسکاروایلد “

    از زمانی که من کلمه سمرقند را شنیدم، بدنبالش لفظ بخارا آمده است و بعد ها همه فهمیدیم که، این همنشینی بخاطر مجاورت این دو شهر نبوده ، بلکه بخاطر مشابهت هایشون با هم بوده، و از دید جفرافیایی روان بودن دو رود مهم از کنار هردو نیز خالی از علت نمیباشد. فاصله مکانی این دو شهر از هم 240 کیلومتر بوده است، اما قرابت ها بر اثر وجود فرهنگ، زبان، قومیت، از یکطرف و البته به علت، اختلاف بیشتر این موارد با شهر های مجاور دیگر بوده است.

             برای ورود به شهر سمرقند از کشور تاجیکستان، بدلیل وجود این شهر در ازبکستان نیاز به روادید است که در تهران تهیه شده است، و بطور اینترنتی هم میتوان دریافت نمود ،البته تور ها و از جمله تور ما با ارسال تصویر گذرنامه و پرداخت مبلغ 60 دلار گذرنامه را تهیه کرد.

            گروه ما پس از بازدید آرامگاه رودکی و بازار پنجکنت به مرز رسید و در ساختمان معمولی مرزی، گذرنامه ها را برای مهر خروج و سپس مهر ورود آماده کردیم و البته با مشکل عدم مهر خوردن دو نفر از دوستان ما در ورودی تاجیکستان، امکان خروج مهیا نبود. و البته هیچ بهانه از طرف دوستان ما مورد قبول قرار نگرفت و نهایتا با پرداخت 50 دلار ( شما فکر کنید جریمه) مهر زده و غائله خاتمه و از مرز خارج و به ازبکستان وارد شدیم. توسط ماشین ون 12 نفره ای که لیدر گروه ( آقای عبدالرحمان دانشجوی دوره دکترا ) برای ما ایاب و ذهاب چند روزه ما در نظر گرفته بود، به محل اقامت ما در بولوار دانشگاه سمرقند رهسپار شدیم.

 

       خیابان زیبا و پر از درخت های قدیمی چنار و البته بسیار عریض ( بیش از 130 متر) که با زیر ساخت های دولت اتحاد جماهیر شوروی بنیان گذاشته شده است، خود نمائی میکند و برای پیاده روی های شبانه مناسب و ساختمای جالب قدیم و جدیدی نیز در دو بر آن در سالهای اخیر ساخته شده است.

 آرامگاه امیر تیمور گورکانی

           برای مردم تاجیکستان امیر تیمور مظهر تولد این کشور است و آنچه که ما در تاریخ می خوانیم، رد پای تیمور لنگ از چین است تا مصر و هر آنچه که رقم زد    …………..

       بطوریکه خودش آرامگاهش را بنیان گذاشت و حکومت های وقت تا بدینجا به او مانند یک قهرمان ملی مینگرند و آرامگاهش بدل به مهمترین و پر جاذبه ترین نقاط شهر برای ورود توریست ها رقم زده شده است. بنا میتواند برند باشد ، توریست را به خود جذب کند و اما باید دید این توریست بطور مفهومی با عملکرد صاحب آرامگاه آشنا میشود و یا مانند بسیاری از هموطنان ما که نمی دانند پوریای ولی کیست و از کجا ظهور کرده است .همینجا بگویم که از لحاظ ساختار بنا ، مشابهت های زیادی بین بناهای این منطقه با بنا های کشورمان وجود دارد و آن هم بعلت فرهنگ و زبان مشترک است. حجم بنا ، ساختار فیزیکی ، رویه ها ، جنس مصالح و نحوه اجرای بنا ها خود، شاهدی است بر این مدعا.

          فضای داخلی بنای آرامگاه و مصالحی ( مصالح بکار رفته در سقف از تکنیک پاپیه ماشه است) که مدت زمان زیادی از اجرای آن نمیگذرد، در نگاه اول اغوا کننده است، و دقایق زیادی را میتوان به آن نگریست و اینجا تفاوت آرامگاه رودکی را با این بنا حس میکنی و الحق که هر چیز بر سر جای خود مینشیند .

 ریگستان

    به بنای ریگستان که مینگرم، بناگاه میدان نقش جهان اصفهان را بخاطر می آورم . اما …. هر بنا و فضایی را باید با خودش سنجید. همانطور که در مقام انسانها مقایسه را فرض درستی نمیدانم ، در خصوص بناها که خود حال و هوایی خاطره انگیزی دارند مقایسه نیز، کاری عبث است. بزرگان اندیشه و تفکر معماری گفته اند، برپایی یک اثر ساده و با اندیشه ، از کپی کاری غلط و بدون مطالعه، موفق تر خواهد بود. هر چند شخصا با کپی ساده و با درایت نسبت نزدیکتری دارم ، نسبت به خلق بدون مطالعه و عافیت طلبانه .

     گفته اند وجه تسمیه این میدان بنا به هجوم آب ناشی از سیل و باقی ماندن ریگ های پس از آن بوده است، حال خود تجسم کنیم که چه پیشینه ای بر این بخش حاکم بوده است ، که بدینجا رسیده است.

   هر چند که همین حالا از جذابیت فضایی و کشش بازکنندگان برای مقاصد اقتصادی حرف اول را میزند، و فضاهای داخلی به بازار مکاره تبدیل شده است. پس باید هیچ نمیدانیم که آیندگان با اینجا چه خواهند کرد،

 

 

 

مدرسه طلاکاری میدان ریگستان

آرامگاه شاه زنده

     شامل 20 بنا از سده 3 تا 12 که هر چند اولین آرامگاه متعلق به قثم بن عباس یکی از پسر عمو های حضرت محمد میباشد، لیکن سبک و ساختار آرامگاه ها، برای شهر سمرقند جذابیت کشش توریست ها را به وجود آورد.

ساختمان آرامگاهی دیگر برای نوادگان امیر تیمور ، با سبک توجه به بناهای آجری

از علاقه مردم سمرقند به غذا بخصوص وجود گوشت در آن ، که دیگه فضای آشپزخانه کفایت فضا را نمیکند( و شاید برای جذب ذائقه توریست) و جهت کباب کردن کوبیده 3 متری ، پیاده روی خیابان را قبضه میکنند.

        از بناهای عمومی و هر آنچه که مخاطب عام دارد بگذریم، و همه شهر آن نیست ، بلکه چنانچه فضاهای پشت بدنه را از شهر و بناهای فوق جدا کنیم هویت شهری باقی نمیماند و بنوعی حاصل سرزندگی بناهای عمومی هستند. وقتی را برای دیدن کوچه پس کوچه های شهر اختصاص دادیم. از کوچه مجاور هتل( خیابان دانشگاه) به سمت چپ رفتیم، و بلافاصله وارد بافت شبکه پیچ در پیچ شهر برخوردیم. به یاد کوچه های بوشهر افتادم. خانه های یک یا دوطبقه با درب های آهنی جدید و معمولی، و لوله کشی های گازی که در هوا کشیده شده، و جوی فاضلابی هم در وسط کوچه، خلاصه منظره بدی ترسیم شده است. نمای ساختمانها عمدتا ساده و سیمانی است.

       کوچه پس کوچه های شهر ، بسیار متفاوت از بدنه های اصلی که در لبه ها بنوعی بزک شده اند ، مثل همه شهر های دنیا ، ساز و کار خود را دارند . در بخشی از آن که ماحصل و بازمانده از سیستم اداره شهری توسط شوروی نیم قرن پیش است هنوز بچشم میخورد، مشترک کردن رفاه زندگی جمعی، در محله ها با ساختن مجموعه هایی برای گذراندن امور بازنشستگان ، که حتی میتواند در خدمت بقیه اهالی محله هم باشد. از قبیل برگزاری تولد بچه ها چنانچه خانه هایشان مناسب و یا کفاف فضای لازم را ندهد و یا موارد مشابه.

اهمیت کیفیت اجرا زیر ساخت ها چندان مورد توجه نیست و همان کمیت زندگی کمونیستی در رسانیدن خدمات در بطن محله ها کاملا متمایز است . و اقتصاد شهر نشینی هم بی توجه به عدم وجود زیر ساختهای شهری در محله با ایجاد محل های درآمد زا نظیر اقامتگاه جهت مسافرین و توریست ها، کلاس زبان و مؤسسات آموزشی به مشارکت بخش خصوصی ممانعتی ندارد .

ایستگاه قطار سمرقند

     برنامه حضور و اقامت گروه ما در شهر سمرقند 2 روز بیشتر نبود. هر چند این حداقل آشنائی برای دیدن بخشی از شهر اصلا و ابدا کافی نیست ، اما هزینه های سنگین از قبیل تور و بلیط هواپیما نیز اجازه اقامت بیشتر را از ما گرفته اند و ناچارا به این بسنده میکنیم، هر چند که این آشنائی اولیه راه را برای حضور مجدد و متکی به حضور مستقل ما را امیدوار میکند.

         به هر حال ………  ایستگاه بسیار زیبای شهر سمرقند ( با رد پائی از حضور آرشیتکت خارجی ) انتظار ما و قطار را میکشد که این دو دلداده را به یکدیگر برساند، و بخش سوم سفر را شکل گیری نماید. قطار کیفیت مناسبی را دارد و زمان تعیین شده برای رسیدن به بخارای شریف 30/4 ساعت است تا این مسافت بر اساس دادهای گوگل مپ 240 کیلومتری طی طریق شود. صندلی های قطار که نسبتا نیز نو میباشد به همراه رستوران داخل آن کیفیت مناسبی دارد و البته قطار سریع السیر دیگری نیز در حال بهره برداری میباشد . قطار پس از طی 4.30 ساعت مسافران را به ایستگاه راه آهن بخارا میرساند .

ایستگاه راه آهن و قطار سمرقند به بخارا

ایستگاه راه آهن بخارا

 

      به شهر وارد میشویم و متوجه ورود نمایندگان سیاسی کشور های همسایه میشویم. و دوباره همان سیاه نمایی های گول زنک مملکت خودمون . آسفالت لحظه آخری مشکی برای تردد مسیر حضرات و خط کشی های تر و تازه با بوی تینر . راه همه ماشین ها از جمله ماشین ما برای رسیدن به هتل بطور موقت بسته شده و فرصت خوبی بدست میدهد که از ماشین پیاده شویم و توی نوچه های مجاور قدمی بزنیم و نفسی تازه کنیم . چقدر این سیاسی ها به فکر ما هستند ، وگر نه ما اصلا نمیتونستیم این کوچه های خوشگل شهر را ببینیم .

برای همینه که میگم دم سیاسیون گرم! ! ! ! !

       پیاده گز می کنیم تا دم هتل عمر خیامی که سال 2005 در محله بازار  ساخته شده ، البته نشد از صاحبش بپرسیم اینجا قبلش چی بوده ، چون اصلا به تیپش نمیاد هتل بوده. وجود اقامت گاه در نزدیکی محله های بازدید بهترین انتخاب است که فرصت بیشتری برای دیدار در زمان کم ما میشه. هر چند که ما اصلا غیر از بافت تاریخی جای دیگری از شهر را ندیدیم .

بخارای شریف

      به بخش زیبای دیگری از سفر فرارود نزدیک و نزدیکتر شدیم . حال هیجانمان بیشتر میشود. آنچه که راجع به این شهر و دیار شنیدیم ، چگونه شهری است ، چه فضایی دارد، مردمانش چطوری هستند و چه برخوردی با ما دارند ، لهجه فارسی را چطور بازگو میکنند، بافت شهر به چه شکل است و . . . . . .

اولین تصاویری که در بدو ورود شهر میبینیم را بلافاصله تصویر برداری میکنم، بلکه جهت رفع پرسش ها بکار آید.

     شهرداری بخارا در اقدامی مناسب، نقشه بافت مرکزی و بناهای قدیمی را برای انتخاب بهتر توریست ها بصورت تابلو به نمایش درآورده است و درک بسیار خوبی را برای ما بارمغان درآورده است که تصورش را نداشتیم.  و البته مواجهه با عروس و داماد مهمان نوازی که به فال نیک میگیریم.

        ساختمان ها یک یا  دو طبقه اند ، عالیه چون میتوان خط آسمان را بدون افتادن کلاه ببینیم و رنگ فیروزه آسمان را در همسایگی دستواره های بشر دید . آیا دعوتی و اشارتی از سوی این دستواره ها به ما میشود، اگر هم بشود ، برای ما قبلا فکر کرده اند و حتما امکان تغییر و تحول نخواهیم داشت . شاید آنجا هم ما را بخواند ؟ چه میدانیم؟

خوشبختانه در نگاه اول، بدنه ساختمانها در طرح و رنگ و فرم، آزاری را در بر ندارند. و البته برای وجود کندانسور کولر ها هم، خیلی هم نمیتوان سخت گرفت. بخاطر ورود مقامات ایالتی و شاید بالاتر، جلوی ماشین ها را بند کرده اند، از این بابت برای ما بهتر است ، اولا که ماشینی مزاحمت دید و بروز مانع دیداری را ندارد و از سوی دیگر ما هم فرصتی پیدا میکنیم که با فرصت و مکث بیشتری به چشم چرانی شهر مشغول شویم.

مدرسه نادر دیوان بیگی و محوطه لب حوض

           حال بنا دارم بازگویش ها را از شروع زنجیره تشکیل دهنده بافت تاریخی شهر آغاز و بنوعی ادامه دهم، خانقاه و سپس مدرسه بدستور نادر دیوان بیگی ( وزیر دربار اشترخانان) بعنوان بخشی از مجموعه معماری لب حوض با گذشته تاریخی خود نشان از حیات و سرزندگی دارد. بطور کلی و با نگاه اول ، از دیدار بناها ، احساس تشابه حجمی و بدنه آنها، نشان از یکنواختی و عدم خلاقیت کار معماران دارد، اما دقیق که میشوم تفاوت ها و خودنمائی ها در نازک کاری پوسته رخ نمون میشود. اینجا در حجم اصلی و بالای ورودی و کتیبه قوس ورودی طرحی از تصویر پرندگان، جانوران و انسان اجرا شده است. نقل از پویش تحقیقاتی اشاره دارد که :

”  سیمرغِ سردر مدرسۀ نادر دیوان بیگی و نقوش مجاورش، نشانه هایی را در بر گرفته اند که متأثر از تمایلات فکری حامیان مدرسه و نیز اندیشه مسلط در جامعه و نخبگان آن جامعه است. این پژوهش با بررسی نشانۀ سیمرغ به کمک ادبیات عرفانی حاکم در جامعه و نیز اندیشه مسلط در اجتماع مشخص شد که سیمرغ در معانی صریح خود به عنوان یک پرنده اسطوره ای و در مفاهیم ضمنی خود در معنای انسان، عالیترین نمونه جامعه خود است.”

و در ادامه فضای لب حوض با دیرینه تاریخ گذشته آن و با کاربری متفاوتش ، در حال حاضر حال و هوای خاصی ایجاد کرده است .

مسجد مغاک عطار

مسجد مغاک عطار نشان از پیشینه پرگفتگوی خود دارد . فضای متناسب و آرام آن در کنار هیاهوی شهر، آرامش ویژه ای را برای محوطه اطراف خود ببار آورده است . جزئیات آجر کاری همانند و البته متفاوت با آرامگاه امیر اسماعیل سامانی، با خود به ضبط اتفاقات تاریخی اطراف خود فخر می فروشد و اینجاست که باید ادارات ذیربط مسئول برای جلوگیری از تخریب عنقریب آن ( حتی با استفاده از استاد کاران ورزیده ایرانی ) اهتمام ورزند.

بافت شهر و تاثیر بازار بر آن

       بازار بخارا گذشته از حال و هوای تاریخی و اقتصادی آن در اعصار و قرون گذشته، در حال حاضر بعنوان بند زنجیر اتصال بناهای تاریخی که از بنای نادر دیوان بیگی و لب حوض شروع شده، در ادامه خانقاه و مدرسه نادر دیوان بیگی ، مسجد مغاک عطار و بناهای معتبر در مسیر به طاق ورودی بازار رسیده و کاربری های مختلف در راسته بازار اعم از مغازه ها، قهوه خانه، حمام و بناهای دیگر دو طبقه با حفظ سیما و بدنه که با بازسازی داخلی تغییر کاربری داده، به هتل و اقامتگاه مسافران تبدیل شده است .  و اهمیت زنده بودن بافت را به این قسمت از بخش تاریخی شهر بخارا داده است.

         بافت شهر بخارا و شبکه شهری آن کاملا مشابه بافت شهرهای تاریخی ایران ( اصفهان، کاشان، بوشهر، کرمان ……..) است. با همان مراکز محله که گشادگی فضا امکان عرصه کاربری های عمومی مثل مغازه و مسجد و مدرسه را دارد. که خوشبختانه در شبکه های داخلی، تغییر فضایی چندانی در این سالها پیدا نکرده اند و عمدتا خانه یک یا دو طبقه هستند. سرکی با احتیاط به داخل حیاط می کشیم و همان حیاط همیشگی خانه ایرانی و دسترسی به سایر بخش های مسکونی.

     به ادامه زنجیر معرفی فضاها در بافت شهر بخارا میپردازم . بعد از خروجی بازار در یک دوراهی به سمت شرق به دو بنای رودر روی هم میرسیم . مدرسه عبدالعزیز خان در جنوب و مدرسه الغ بیک نوه تیمور در بخش شمالی.

 

نمای بیرونی مدرسه عبدالعزیز خان

 

نمای بیرونی مدرسه الغ بیک

در پشت سر و سمت غرب شهر ، بعد از گذشتن از طاق زرگران با چرخشی 90 درجه به سمت جنوب منار آجری بسیار بلندی ( حدود 45 متر) و قاعده 9 متر به محوطه ای به سطح  حدود 40 * 80 متر میرسیم، که در کنار منار، مسجد کلان( بزرگترین مسجد شهر با مساحت بیش از 10،000 مترمربع ) و سمت شرقی مدرسه میر عرب با دو گنبد فیروزه ای رنگ قرار گرفته است .

حیاط مسجد کلان  تصویر سمت راست و محوطه با وجود مسجد و منار کلان

مسجد میر عرب در بخش شرقی محوطه

      منار کلان در سده 5 و قبل از حمله مغول ها و از جمله بناهایی است که در بخارا با آجر بنا شده است، گفته میشود که چنگیز خان بعد از فتح بخارا و تخریب بسیاری از بخش ها، در برابر ابهت این منار که فقط 10 متر عمق خاکبرداری پی آن هست، درمانده و دستور به نگهداری آن میدهد. در زمان سلجوقیان تغییراتی در جهت تکمیل و تغییر در کارهای آجری این منار 105 پله ای رخ میدهد و در طول این قرون حوادث بسیاری را بخاطر اشرافش به شهر شهادت داده است.

تصاویری از دید انسان و پرنده از محوطه کلان

        پس از طی پیاده روی 300 متری به ارگ 3 هکتاری و یا حصار شهر میرسیم ، با تمام اتفاقات پشت سر گذاشته شده. و این اواخر بمباران توسط ارتش روسیه، که پناه مردم و آزادیخواهان بوده و قسمت هایی از مستحدثاتش ویران و از بین میرود. ارتفاع اولیه 6 متر بوده که در گذر زمان بین 16 تا 20 متر میشود. باستان شناسان ایجاد آن را به 2 تا 3 قرن قبل از میلاد تخمین زنده اند.

حصار ( ارگ ) شهر بخارا

در محوطه حصار از ساختمانهای بجای مانده از قبل، استفاده های جدیدی میشود که موزه ای به ثبت و نگهداری تاریخ بخارا اختصاص داده شده است.

نقشه ای از منطقه مورد هجوم مغول ها از قرون 5 به بعد که غیر از شرق قسمتی از اروپای فعلی را در بر گرفته است.

تنها کسانی که از روی دیوار بلند حصار شهر، شاهد واقعی تاریخ هستند با تمامی فراز و نشیب هایش

در بمباران های ارتش شوروی شما به کجا پناه آوردید؟

”  تنها ناظران و حافظان  “

مسجد بالای حوض

          بعد از دیدار ارک و حصار شهر، مسجد بالای حوض با ستونها و سر ستونهای چوبی زیبایش (اضافه شده در سال 1296 خورسیدی) که تداعی محوطه چهل ستون اصفهان را میکند.

موزه امام بخارائی

 

موزه امام بخارائی در محدوده محوطه چشمه ایوب، که ساختمانی مدرن برایش برپا شده و جزئیات اجرایی بخشی از آن به درستی، الهام گرفته از بنای آرامگاه امیر اسماعیل سامانی است .

چشمه ایوب

      بعد از دیدار این محوطه زیبا با گذشت حدود 450 متر دیگر در ادامه به سمت غرب به محوطه و بنای چشمه ایوب میرسیم. از چشمه ایوب فقط خاطره ای مانده که حضرت ایوب از این چشمه آب برداشته و تقدس اسم گزاری آن به همین دلیل بوده است. اما همانطور که ذکر شد، تاجیکستان بدلیل وجود منبع و مخزن ابدی کوههای پامیر برای تولید آب منطقه، و همچنین امتداد رودهای جیحون و سیحون و نیز زرافشان مدیران از موزه چشمه ایوب استفاده کرده و آمار منابع آبی را بدرستی در اینجا بنمایش میگذارند . مسیر رودها در منطقه بدون در نظر گرفتن مرز های جغرافیایی ( که خوشبختانه دولتمردان این منطقه مثل بسیاری از مناطق دیگر حد و مرز جغرافیایی برایش تعریف نکرده اند) در نقشه های دیواری در معرض افزایش اطلاعات بازدیدکنندگان قرار داده شده است.

        همانطور که آمد، همه این بنا ها در زنجیره بافت و شبکه تاریخی و مرکزی شهر قرار دارد و این تسلسل ، خود به اهمیت وجود یک شهر با همه کاربری هایش از 600 سال پیش تا بحال خبر میدهد.

   در نقشه سمت راست بالا موقعیت حمام ها در سده اخیر در شهر بخارا نشان داده شده که نشان از اهمیت خاص خود را دارد. و در نقشه سمت چپ مراحل خشک شدن دریاچه آرال از سال 1957 به بعد به نمایش در آمده است. این نقشه نشان میدهد که چطور با سیاست های مدیران ( درست مانند دریاچه ارومیه ) با احداث کانال ها برای مقاصد توسعه شهری و نهایتا قطع آب وارد شده به آرال به خشک شدن آن انجامید . البته که نیمی از دریاچه خشک شده متعلق به ازبکستان و نیم دیگر از آن قزاقستان است . و این از همان سیاست فقط برای داخل مرزی است که برای همسایه هیچ نخواهند.

          بعد از طی حدود 300 متر دیگر بسمت جنوب غرب شاهد دیدار بنای زیبای آرامگاه امیر اسماعیل سامانی میشویم.

آرامگاه امیر اسماعیل سامانی

 

       دیدار از آرامگاه امیر اسماعیل سامانی را نه بعنوان ناجی و بنیانگذار تاجیکستان، بلکه از دید تک بنای مستقل از بافت شهری، میتوان نقطه عطف دیدار از بناهای این سفر دانست. بنا نگاهی به چهار طاقی ساسانیان دارد البته با تفاوت هایی در بدنه ها و البته نوع و اجرای آجر کاری، و بنظر من یکی از زیباترین بناهای آجری است که من تا بحال دیده ام .

        این بنا در عین حجم کم و بدون وابستگی به حجم های دیگر، و با یک مکعب مینیمال، جسارت و هنر معمار را به رخ بنندگان کشیده است. روایت است که باستان شناسان از زیر گل و لای بیرونش می کشند و در سال 1930 به وضعیت امروزش در میآورند .

         فارغ از کاشی کاری های هفت خط و هفت رنگ که در تمام بناها به چرخش چشم و به نظر من فریب دیدگان، مشغولند، در این بنا چشمان باستراحت میپردازند و این ذهن است که مشغول دلربائی اثر میشود.

        چه باعث شده است که ابعاد این بنا 10*10 و مانند یک مکعب باشد ( خانه خدا در مکه 9*9*9 است) آیا معمار تاسی داشته است .

            ترکیب حجمی چه میگوید: ادغام نیمکره با مکعب مستطیل. چقدر این ترکیب دلنشین درآمده است.

            حال تقسیم بندی خطوط افقی و عمودی: همچنان تاکید بر مربع و نه مستطیل عمودی و یا افقی .

       اگر باید 5 پله از زمین  به بالا بیائیم تا به کف فضا برسیم، دری که به سادگی و افتادگی تمام، دعوتت میکند به داخل . اما نه برای ورود بسیار زود است. 4 گوشه در تداعی 4 ستون نگهدارنده سقف، به شکل استوانه هایی البته منقش و کار شده باآجر، از بدنه مجزا شده اند و با یک ترکیب خطی ( با سایه روشنی بدیع) و قوی از بدنه بریده اند و تاج 10 قسمتی را بر سر خود نگه میدارند.

        در ادامه بدنه تا رسیدن به خط آسمان منقوش زیبا و بعد از آن به نیمکره های کوچکی در هر گوشه ها بر می خوریم. و نهایتا نیمکره بزرگ با طرح آجری ساده .

حال که دوباره به بنا مینگریم ، فقط با سایه روشن آجر نقش هاست، ظرافت کار با اجرای جزئیات ظریف هندسی که بدنه رنگ گرمی گرفته و فریبائی میکند.

 

لازم است که بگویم که با فرصت کم و تعدد بازدید ها، متاسفانه فرصت بازدید فضای داخلی بنا از دست رفت و در این باره روئیتی رخ نداد، اما دیدن عکس ها از داخل بنا، نشان از غوغائی دگر دارد . بنا بدون پوشش های کاذب ( گچی و یا سمانی و یا کاشیکاری های معمول) همان هنر های اغواگرانه بدنه بیرونی را به نماش چشمهای از حدقه درآمده بینندگان میکند . دوباره آجر و نقش ها و بازیهایش حرف آخر را میزند ، اما زمانیکه سر به بالا مینگرد و اتصال بدنه ها از طریق فیلپوش ها را به سقف میرساند به اهمیت شاهکار معماران این بنا در بازدید، باید که کلاه از سر اوفتد

      بانگ خروج از بخارارا با همه دلبستگی هایش را بگوشمان میرسانند، هر آن چند که بخواهی نشنوی، مگر آن که بخواهی که نشنوی، و بیاد میآوری که چه بسیار کسانی، بانگ جرس را با شنیدن زنگ شتر ها شنیده اند، کوله را بر دوش گذاشته ، پاشنه را کشیده و ره بسویی نا کجا آباد دیگری برده اند.

        بگمانم برنامه ریز سفر، دیدار از تاشکند را به قصد رنگ و لعاب سفر و اینکه شما عزیزان بهتر از جان از 4 شهر بازدید خواهید کرد را گذاشته است. و شاید حساب و کتاب دیگری بوده است خلاصه این حساب و کتاب همیشه آزارش به همه میرسد، چون حساب اصلا هیچ چیز به آدم نمیدهد، جز اینکه باید حسابی در کار باشد.

       چرا که دیدار از خیوه را قربانی دیدار و بازگشت از سفر از طریق تاشکند گفته اند . ” آقا ما سفری برای شما مهیا میکنیم که آب توی دلتان جابجا نشود ، ما شما را با طیاره برمیگردانیم. ” سوال اینجاست مگر آن زمان که تاشکندی نبوده مردم به خیوه نمیرفتند و یا چطور باز میگشتند. شما ما را به خیوه ببرید ، ما خودمان میدانیم که چه کنیم. همه چیز دست بدست هم میدهد که ما به خیوه نرویم . وای اگر ما از گروه جدا شویم و برویم خیوه و نتوانیم برگردیم چه کنیم. وای وای . با این همه حضور در عصر تکنولوژی ! ! ! !

       صبح کله سحر با دگنک لیدر که کم از لودر ندارد، از خواب زیبای سحر و صبح زیبای بخارا بلند میشوی و با دلهره و اظراب اینکه دیر نشود، سر و صدا نکنی به موقع برسی، قرار ملاقات داری . با چه کسی هیچ کی، اونم با قطار لعنتی بد قیافه چقدر هم سر وقت میآد و بزور همه را جمع میکنند و میچپونند توی گلوی یک مار بد خط و خال . بشینید و صداتون هم در نیاد، اگه تشنه شدید کلید 1 ، اگر گشنه شدین کلید 2 و اگر دستشویی داشتین برین ته از اونجا ول بدین بیرون. نک و نالم نکنین.

         بعد از دقایقی از حرکت مار بدخط و خال ، یواشکی سرم را از تو سینم در میارم و وبه سمت چپم نگاه میکنم و زوزه باد را میشنوم و به چیزهایی که بغلم رد میشه میخ میشم. بابا این مارهبد خط و خال چقدر چیزهای دیگری بغیر از من را هم خورده. یواش یواش میفهمم که زندهام و بقیه اونها زنده اند و جم میخورن. بخصوص یک گربه طوسی رنگ که بغل به بغل میشه . چه خوب مردم همه گربه باز شده اند.

         بعد از چند سال بانگ جرس بلند میشه که رسیدیم به تاشکند و ای مردم، از دهن مار بد خط و خال خارج بشین.

تاشکند

        ساعت 4 بانگ جرس فریاد میزند که ای بیخبران از خواب غفلت بخارای شریف بلند شوید، باید بخارا را ترک کنید. اینجا بخارا به معنی زندگی شیرین و لذت جاودان است که مهمیز ها را میزنند و معنیش این است که بایستی رها کرد و فرمان حرکت را به دیگری سپرد، این خاصیت تکامل است و چنانچه راکد بمانی تکاملی در دست نیست و خبر از ترک لذت ها را میدهند، لذت راکد هم گندیدنی است.

          باید غر و لندی برای ترک لحظات خوب را نکرد ، در ساعتی که همیشه غرق در خواب نوشین بودی ، منزل بخرا را باید تحویل بدهیم ، دیگری منتظر ماست ،  فرمان بدستش دهیم و خود به نقطه ای دیگر ( تاشکند) قصد حرکت کنیم.

      قطار زمان در ساعت 5.30 صبح حرکت میکند و تدارک 7 ساعت حرکت پیش روی ماست که البته 30 دقیقه آن برای توقف و تعویض مسافر ساعت 12.30در تاشکند متوقف میشود . مسیر کاملا از میان کشتزار ها و باغات عبور میکنه، خانه های روستائی در مسیر با معماری سقف شیبدار فلزی دیده میشوند.

       مستقیم ما را به رستوران زنجیره ای بزرگی بنام بش قازان میبرند. پخت غذا در دیگهای بسیار بزرگ به قطر بیش از 2 متر که متاسفانه سوخت آن از چوب درختان ! ! !  تامین میشود. مردم امکان رفتن به داخل آشپزخانه و دیدن نحوه پخت را دارند که البته این نکته خوبی است که آشپزها حواسشونو جمع کنند. سالن بزرگ و محوطه اطراف در حدود 1500 نفر پذیرای ناهارخوران است . نوع غذا به اسم محلی آش چلو است که البته معنی آش ما را نمیدهد ، و نمیدانم چرا پیشوند آش را برایش انتخاب کرده اند ، چرا که بخش اصلی پلو با افزودن سیب زمینی، هویج و البته گوشت زیاد و چرب وچیلی که بیشتر مردم بومی در این روز تعطیل به اینجا میآیند.

       همانطور که گفتم برنامه تور سفر به تاشکند را برای تکمیل شدن وزن تور تدارک دیده بود و من علاقه ای به دیدن این شهر نداشتم و دیدار خیوه خوارزم( با تمام تاریخ و معماری زیبایش که مربوط به 400 سال پیش است)  را ارجح میدانستم ، که عنوان داشتند برنامه 8 روزه و افزودن خیوه ، برنامه فشرده ایمیشود و نیاز به 10 روزه کردن هست که خرج سفر زیاد میشده است و همین چند نفر را هم نمیتوانستند به این سفر قانع کنند. فاصله بخارا تا خیوه  420 کیلومتر است و برگشت آن هم از همین راه است که قطعا حداقل به 2 روز افزایش زمان نیاز است و از طرفی خیوه فرودگاه برای برگشت به تهران هم ندارد.

        با وجود دوستان هنر شناس گروه برنامه ای را برای بازدید مجموعه امام بخارائی تاشکند میگذاریم و روانه آنجا میشویم. که شامل اندرونی صوفیان زمان خود و تا بحال میباشد.

ایستگاه راه آهن تاشکند

آرامگاه کفال( قفل ساز ) شاشی

            آرامگاه در محوطه مجموعه امام بخارائی ( پس از ورود مسلمانان به منطقه) قرار دارد و پس از دیدن مسجد  آن روانه آرامگاه میشویم، که در قرن دوم هجری مدفن کفال، شاعر ، زبانشناس و صوفی ای میشود که ارتباطات نزدیکی با علما و دانشمندان مقیم بغداد و خراسان داشته است . بنا شامل آرامگاه هایی در برون و داخل است که میعادگاه صوفیانی است که به این خانقاه می آیند . و بین مردم بومی از اعتبار ویژه ای برخوردار است .

 

دیدار از موزه قران را در کنار مجموعه دانشگاهی امام بخارائی رخ میده و یکی ازقران هایی را که در زمان عثمان و بدستور او جمع میشه را در این موزه نگداری میکنند. مدیران شهری در حال ساختن یک مسجد بسیار بزرگ هستند که فکر کنم بزرگترین در آسیای میانه هست . و بسیار پر هزینه و مفصل خواهد شد.

  بروشوری از موزه قران را به علاقه مندان میدهند که جالبه متن عربی است ، اما سال اتفاقات درج شده به میلادی برگشته و چاپ شده و البته درج سال در اینجا میلادی است و به لیدر ها هم تاریخ وقایع را به میلادی آموزش داده اند.

همانطور که گفتم، پز برگشت از تاشکند بعنوان پایتخت کشور ازبکستان در تور نامه شرکت توریستی و گردشگری درج میشود. و هیچ فرصتی برای دیدار از شهر نمی ماند و باید صبح فردا به سمت وطن بازگشت نمائیم.

بازگشت و انتهای سفر

       در انتها و در مجموع و با توجه به نوع سفر پیشنهاد میکنم، برای کاهش هزینه ها، سفر شخصی و یا با 4 نفر از افراد شناخته شده صورت بگیرد . مزایا تور استفاده از لیدر مرکزی و محلی ، تامین وسیله رفت و آمد است . در حالی که، همه کسانی که در طول این سفر در ارتباط با مسافر هستند گویش فارسی دارند، با فرهنگ و آداب رسوم مردم ما زندگی میکنند و بسیار خونگرم و مهمان نواز هستند ، بخصوص وقتی که متوجه حضور ایرانی ها میشوند .از سوی دیگر وسیله ایاب و ذهاب براحتی در دسترس ( بخصوص اسنپ) و مسافرت بین شهر ها نیز با قطار و هواپیما ممکن و سهل است. از سوی دیگر سهم زیادی از برآورد سفر در تور جهت تامین غذا در رستورانهایی است که نظر همه را تامین نموده و لزوما گران تر از حد معمول خواهد شد، و از طرفی امکان اقامت در این دو کشور با وجود هتل های متعدد و مراکز بوم گردی های فراوان، بسیار اقتصادی خواهد شد.

          بازگشت از سفر را از طریق فرودگاه تاشکند برایمان تدارک دیده اند و البته مشابه فرودگاه های معمولی جدید التاسیس است و قیمت فری شاپ مطابق اروپا و جالبه که روی اجناس واحد پولی یورو درج چاپ شده است .

 در سالن انتظار، گروهی زن و مرد بازنشسته، در انتظار سفر جمعی به مکه هستند

گزارش: مسعود کاوسیان

Share

نوشته سفر به فرارود : تاجیکستان و از بکستان اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1%d9%88%d8%af-%d8%aa%d8%a7%d8%ac%db%8c%da%a9%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%da%a9%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/feed/ 4
سفر به کنیا- Campaign 52 https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%86%db%8c%d8%a7-campaign-52/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%86%db%8c%d8%a7-campaign-52/#respond Wed, 15 May 2024 07:46:32 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=20892 در اوایل نوامبر ۲۰۲۳ یکی از همکاران جراح، به من پیشنهاد داد تا گروه آنها را در سفر به کشور کنیا همراهی کنم. این سفر در قالب یک تیم پزشکی بین المللی تحت عنوان Campaign 52 قرار بود انجام شود. هدف از این سفر انجام حداقل ۵۲ عمل جراحی با تمرکز بر فیستولهای مقعدی-تناسلی بود. 

نوشته سفر به کنیا- Campaign 52 اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
سفر به کنیا- Campaign 52

Kenya, Afshin Iranpour

در اوایل نوامبر ۲۰۲۳ یکی از همکاران جراح، به من پیشنهاد داد تا گروه آنها را در سفر به کشور کنیا همراهی کنم. این سفر در قالب یک تیم پزشکی بین المللی تحت عنوان Campaign 52 قرار بود انجام شود. هدف از این سفر انجام حداقل ۵۲ عمل جراحی با تمرکز بر فیستولهای مقعدی-تناسلی بود. 

تاریخ سفر ۱۳ تا ۲۳ آوریل ۲۰۲۴ تعیین شد. قرار شد تا با کمک روابطی که داریم مقداری از لوازم مصرفی را تهیه کنیم و با خود به کنیا ببریم. 

بعد از چند جلسه آنلاین با اعضا گروه آشنا شدیم و هماهنگیهای لازم برای سفر انجام شد. گروه مشتمل بر ۵ جراح کولورکتال، ۲ جراح زنان و زایمان، ۲ متخصص بیهوشی و ۴ دانشجو بود. همچنین تیم بسیار با تجربه ای در کنیا، گروه ما را یاری می کرد. اعمال جراحی قرار بود در بیمارستانی در شهر Eldoret در ۳۰۰ کیلومتری شمال غربی نایروبی انجام شود. این مرکز درمانی،یکی از مهمترین بیمارستانهایی است که بیماران را به صورت رایگان پذیرش می کند و علاوه بر آن یکی از مراکز آموزشی برای جراحی های فیستول در قاره آفریقا است که به صورت گردشی پذیرای دوره های فوق تخصصی می باشد.  

Kenya, Afshin Iranpour

گزارش سفر:

سفر ما در نخستین ساعات شنبه 13  آوریل 2023 از فرودگاه دبی به مقصد نایروبی پایتخت کشور کنیا شروع شد. بنا به دلایل ناشناخته پرواز ما با حدود سه ساعت تاخیر انجام شد و پس از پنج ساعت در ساعت 7:30 به فرودگاه بین المللی جومو کنیاتا وارد شدیم. 

Kenya, Afshin Iranpour

فردی با کاغذی که اسم ما روی آن نوشته شده بود منتظر ما بود و به سرعت ما را به سمت محل تحویل بار هدایت کرد. بارها را گرفتیم و با ارایه نامه ای که از طرف بیمارستان قبلا برای اداره گمرک کنیا فرستاده شده بود توانستیم به سرعت و بدون مزاحمت از ترمینال بین المللی خارج شویم و به سمت سالن پروازهای داخلی برویم. متاسفانه وقتی رسیدیم کانتر بسته شده بود و ما پرواز را از دست دادیم. با ارائه مستندات مبنی بر اینکه دلیل از دست دادن پرواز، به تاخیر پرواز بین المللی برمیگردد توانستیم با حدود 10 دلار جریمه، بلیت پرواز بعدی که در ساعت 12 ظهر انجام می شد را بخریم.

Kenya, Afshin Iranpour

فرصت کافی داشتیم تا در رستوران فرودگاه خودمان را به چای و قهوه دعوت کنیم. کمی بعد دو نفر دیگر از اعضای گروه که از آمریکا آمده بودند به ما پیوستند و جملگی در ساعت 12 ظهر به سمت شهر Eldoret پرواز کردیم. هواپیمای ملخی و کوچک ما که در ارتفاع نسبتا پایین پرواز می کرد این شانس را به ما داد تا از مناظر بسیار زیبا در طول مسیر لذت ببریم.

Kenya, Afshin Iranpour

 

 Kenya, Afshin Iranpour

 کمتر از یک ساعت بعد در فرودگاه الدورت به زمین نشستیم. چند نفر از افرادی که قبلا از طریق ویدیو چت با آنها آشنا شده بودیم در خارج فرودگاه منتظر ما بودند. مستقیما به سمت هتل به راه افتادیم ولی قبل از رسیدن به هتل برای تهیه سیم کارت تلفن به مرکز شهر رفتیم. چون روز شنبه بود بیشتر ادارات و مغازه ها فقط تا ساعت 12 کار می کردند و در این قضیه فروشگاه فروش سیم کارت مستثنی نبود. خوشبختانه یکی از افرادی که با ما بود چند نفر را در بیرون فروشگاه پیدا کرد که سیمکارت  می فروختند و با کمک تبلت که همراهشان بود آن را رجیستر می کردند ولی برای نمی توانستند آن را شارژ کنند و این کار می بایست توسط سیستم دیگری انجام می شد. به هر حال کار خرید و شارژ سیمکارت انجام شد و همگی به هتل Boma که محل اقامت 10 روز آینده ما بود، رفتیم. 

Kenya, Afshin Iranpour

 

 

یکشنبه 15 آوریل:

طبق برنامه ریزی انجام شده، در ساعت 4 صبح با سه دستگاه ون مخصوص به سمت پارک ملی Nakuru حرکت کردیم و در ساعت 8:30 به در ورودی پارک رسیدیم. 

    Kenya, Afshin Iranpour

درست در مجاور در ورودی، کارگاه و فروشگاه مجسمه های چوبی و سنگی قرار دارد. فروشگاه بزرگ است و کارگاه در حیاط آن قرار دارد. کارگرها مشغول خلق مجسمه های چوبی به سبک آفریقای شرقی هستند. خرید از این فروشگاه این مزیت را دارد که به شما اطمینان می دهد، اجناس ساخته کشور چین نیستند! البته در نظر داشته باشید که مثل بسیاری از کشورهای آفریقایی، چانه زدن حرف اول را در این تجارت می زند. توصیه من به شما خواننده گرامی این است که طوری چانه بزنید که نهایتا جنس را با نصف قیمت پیشنهادی صاحب مغازه بخرید.

      Kenya, Afshin Iranpour

پارک ملی دریاچه ناکورو یکی از پربازدیدترین پارکهای ملی کنیا است. این پارک در لیست میراث جهانی ثبت شده است. هرچند وسعت این پارک خیلی زیاد نیست ولی از نظر تعداد گونه های جانوری بسیار غنی است. آب دریاچه ناکورو کمی قلیایی است و به همین دلیل محیط بسیار مناسبی برای رشد گونه ای جلبک است که غذای اصلی فلامینگوهای دریاچه است و رنگ دریاچه را هم به رنگ صورتی در آورده است. گردش در داخل این پارک با پرداخت 60 دلار امکان پذیر است. بیشتر مسیر در اطراف دریاچه است. ما در مدتی که در داخل این پارک بودیم توانستیم گونه هایی از غزال، بوفالو، واترباک، گراز آفریقایی، کرگدن سفید، اسب آبی، زرافه، گورخر، بابون، چند گونه میمون و انواع متعددی از پرندگان را مشاهده کنیم. 

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

ناهار را در اقامتگاه Sarova داخل پارک صرف کردیم و قبل از تاریک شدن هوا به سمت الدورت راه افتادیم. 

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

یکی از جذابیتهای جاده اصلی الدورت به نایروبی، عبور از خط استوا است که با تابلو ویژه ای علامتگذاری شده است و بیشتر توریستها برای عکاسی در کنار آن توقف می کنند. 

Kenya, Afshin Iranpour

دوشنبه 16 آوریل:

بیمارستان Gynocare Women’s & Fistula Hospital در حومه شهر الدورت و منطقه ای به نام Huruma قرار دارد. برای رسیدن به این بیمارستان می بایست از سر جاده اصلی، بیش از یک کیلومتر را در جاده خاکی و بسیار ناهموار طی کرد.

Kenya, Afshin Iranpour

 در تاریخچه این بیمارستان آمده است که:” بیمارستان زنان و فیستول Gynocare در سال 2009 پس از فراخوان دکتر هیلاری مابیا برای رسیدگی به وضعیت نگران کننده ای که در آن یک بیمار 19 ماهه توسط یک فرد ناشناس مورد تجاوز جنسی قرار گرفته بود، تأسیس شد. در ابتدا این مرکز به عنوان یک کلینیک سرپایی شروع به کار کرد اما درهای خود را به روی جراحی فیستول در 19 ژوئن 2011 باز کرد. موارد فیستول تمرکز اصلی بیمارستان می باشد. با کمک سازمان های دیگر، آموزش فیستول و درمان آن به زنان با توجه به اینکه این جراحی ها به صورت رایگان انجام می شود، به طور گسترده ای گسترش یافته است. این بیمارستان یک مرکز ارجاع در جراحی های فیستول در کنیا است که برای جراح ها و متخصصین زنان دوره های آموزشی برگزار می کند. در این مرکز موارد بسیار پیچیده ای از فیستولهای واژن به روده- فیستول مثانه به واژن- فیستول کانال تناسلی به بیرون پوست تحت عمل جراحی و مراقبت قرار می گیرد.

وقتی به بیمارستان رسیدیم با استقبال کارکنان و بیماران مواجه شدیم. خوشامدگویی به صورت سنتی با آویختن حلقه ای از گیاهان سبز شروع شد. سپس با رقص و موزیک آفریقایی ادامه یافت. در قسمتی از برنامه به هر کدام از مهمانها مقداری شیر داده شد تا بنوشند. مراسم با خوشامدگویی رسمی از طرف رییس مرکز درمانی و نماینده دولت ادامه یافت و پس از مراسم دعا از مهمانها خواسته شد تا خودشان را معرفی کنند. تعداد زیادی از بیماران که قرار بود در روزهای آینده تحت عمل جراحی قرار گیرند در این مراسم حاضر بودند. برخی از آنها از نقاط بسیار دورافتاده کشور به این بیمارستان آمده بودند.

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

 بعد از برگزاری مراسم در سالن کنفرانس بیمارستان حاضر شدیم و از قسمتهای مختلف بیمارستان بازدید کردیم. در هنگام بازدید از بیمارستان متوجه شدیم که اگر بیماری به هر دلیل نیاز به نوار قلب داشته باشد می بایست توسط آمبولانس به بیمارستان دیگری منتقل شود چون این مرکز فاقد یک دستگاه بسیار ساده برای انجام نوار قلب بود. همینجا بود که با موافقت دوستان تصمیم گرفتیم تا یک دستگاه نوار قلب تهیه و به بیمارستان اهدا کنیم. بلافاصله مبلغ لازم که معادل ۱۲۵۰دلار آمریکا بود، پرداخت شد و دستگاه دو روز بعد وارد بیمارستان شد و بدین ترتیب در رفت و آمد بیماران و هزینه های بیمارستان صرفه جویی قابل توجهی صورت گرفت.  

Kenya, Afshin Iranpour

قبل از شام مراسم جالبی با حضور گروهی که با لباسهای بومی حضور داشتند و رقص محلی را به خوبی اجرا می کردند برگزار شد.

 

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

سه شنبه ۱۷ آوریل: 

قبل از صبحانه و درست در زمان طلوع آفتاب با چند نفر از اعضا گروه حدود نیم ساعت در خیابانهای اطراف هتل دویدیم. در همین مدت کوتاه با افراد زیادی مواجه شدیم که در حال دویدن بودند. شهر الدورت در کنیا به شهر قهرمانان مشهور است چون تمامی دوندگان مسافتهای طولانی کنیا در این شهر اقامت دارند. ارتفاع این شهر از سطح دریا ۲۲۰۰ متر است و زندگی در این ارتفاع به ورزشکاران این امکان را می دهد که از لحاظ فیزیولوژی رزرو قلبی-ریوی خوبی برای مسابقه های جهانی داشته باشند. همانطور که میدانید معروف ترین دونده های استقامت جهان از کشور کنیا هستند که بعدا درباره آن صحبت خواهم کرد.

هتل ما در یکی از بهترین مناطق شهر الدورت بود. هنگامی که در اطراف هتل مشغول دویدن بودم، متوجه شدم که روی دیوار اکثر خانه ها سیم خاردار و سیم برق دار کشیده شده است و این نشانه این بود که احتمالا امنیت کافی وجود ندارد.

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

به ما گفته شد که قبل از اینکه به بیمارستان برویم، قرار ملاقاتی با استاندار منطقه که از نظر رده بندی اداری بعد از رییس جمهور قرار دارد، ترتیب داده شده است. پس از اینکه حداقل نیم ساعت در اتاق کنفرانس استانداری منتظر ماندیم، استاندار با چندین نفر دیگر مشرف شدند. از ما خواسته شد که خودمان را معرفی کنیم. سپس رییس اداره بهداشت و درمان دلیل حضور ما را در شهرشان توضیح داد. استاندار از ما تشکر کرد و ابراز تمایل کرد که قبل از ترک کنیا یکبار دیگر او را ببینیم. ما درباره راه بسیار ناهموار بیمارستان با او صحبت کردیم و همانجا به ما قول داد که به سرعت به آن رسیدگی کند. سپس یک عکس یادگاری گرفتیم و به بیمارستان رفتیم. 

  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

تصمیم ندارم که درباره انواع عملهای جراحی انجام شده صحبت کنم. همین موضوع را یادآور می شوم که در هفت روز آینده ۹۰ عمل جراحی توسط تیم جراحی کمپین ۵۲ انجام شد.

استاندار در روز بعد به قول خود عمل کرد و جاده منتهی به بیمارستان را مسطح کرد.

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

در یکی از روزهایی که مشغول کار بودیم به ما خبر دادند که قهرمان ملی کشور کنیا به بیمارستان آمده تا با تیم ما ملاقات کند و بابت کاری که ما برای این بیماران انجام می دهیم از ما تشکر کند. ما با انسان سیه چرده لاغر و با قد 167 مواجه شدیم. انسان بسیار خوش خلقی بود وقتی از او پرسیدم روزانه چند کیلومتر می دوی ؟ گفت: 30 کیلومتر! بعدا متوجه شدم که او بنیاد کیپچوگه را برای ساخت مهدکودک و کتابخانه تاسیس کرده است. 

در اینجا خلاصه ای از تاریخچه ورزشی او را از ویکیپدیا فارسی می آورم:

“الیود کیپچوگه Eliud Kipchoge – زادهٔ ۵ نوامبر ۱۹۸۴- او یک دونده ماراتن، دونده دو استقامت، و ورزشکار دو و میدانی اهل کنیا است. وی در مسابقات کشوری و بین‌المللی در مجموع برندهٔ 14 مدال طلا، 4 مدال نقره، ۲ مدال برنز شده‌است. این دونده کنیایی توانست سریع‌ترین ماراتن تاریخ معاصر را به نام خودش ثبت کند. او صاحب مدال طلای ماراتن در المپیک ۲۰۱۶ ریو و المپیک ۲۰۲۰ توکیو است. او همچنین اولین شخصی است که موفق شده مسافت کامل دوی ماراتن را در کمتر از ۲ ساعت بدود. در اکتبر ۲۰۱۹ کیپچوگه مسافت ۴۲ کیلومتر و ۱۹۵ متر را در یک ساعت و ۵۹ دقیقه و ۴۰ ثانیه دوید. اما چون این رکورد در یک رقابت ثبت نشده بود، به‌عنوان رکورد جهانی محسوب نشد.”

Kenya, Afshin Iranpour 

دوشنبه 22 آوریل:

طبق برنامه ریزی انجام شده، اعمال جراحی تا ساعت 2 بعدازظهر به پایان رسید. قرار بود تا در ساعت 4 مراسم اختتامیه انجام شود. در زمان باقی مانده با تعدادی از همکاران تصمیم گرفتیم تا در روستای مجاور بیمارستان گردش کنیم. 

در روزهایی که در بیمارستان مشغول کار بودم همواره پرندگان متنوع و زیبای این منطقه نظر من را جلب کرده بود و به همین سبب دوربین دوچشمی خودم را برای مشاهده بهتر این پرندگان به بیمارستان آورده بودم. 

Kenya, Afshin Iranpour

Kenya, Afshin Iranpour

از اولین روز کاری، تعدادی کودک که در روستا و حول و حوش یک تیر چراغ برق بازی عجیبی می کردند، نظر من را جلب کرده بود. بنابراین تصمیم گرفتم تا سر از بازی آنها درآورم. 

هنگامی که به کنار تیر رسیدم، متوجه شدم که کودکان به نوبت به یک بطری پلاستیکی که تا یک سوم آن شن ریخته اند و با یک نخ کلفت به تیر متصل است ضربه می زنند. هدف این است که افراد به موقع به بطری ضربه بزنند طوری که بطری به سایر بازیکنان برخورد کند. از طرف دیگر سایر بازیکنان می بایست به موقع جا خالی می دادند تا از ضربات دردآور بطری در امان باشند. ابتدا فکر کردم که بازی ساده ای است و از آنها خواستم تا من را هم بازی بدهند. طولی نکشید تا چند ضربه دردناک بطری را حس کردم و از طرفی در ضربه زدن به بطری در حال حرکت بسیار ضعیف بودم. اینجا بود که به جذابیت این بازی پی بردم. 

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

در روستا علاوه بر کودکان تعدادی از افراد محلی با شغلهای مختلف از قبیل میوه فروشی، بقالی، قصابی، کفاشی و … را ملاقات کردیم. تجربه به من نشان داده که آنان، افرادی بسیار مهربانند و دوست دارند تا به شما کمک کنند ولی اگر احساس کنند که نگرش شما به آنان شبیه یک سفید پوست استعمارگر است، آنگاه شرایط عوض خواهد شد و شما با یک انسان پرخاشگر روبرو می شوید. 

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

از تجربه های دیگر، ملاقات یک کشاورز در زمین کشاورزی بود. این مرد مشغول وجین مزرعه ذرت بود. از او پرسیدم که قیمت زمین او چقدر است؟ گفت که چون این زمین کشاورزی در داخل روستا قرار دارد نسبت به زمینهای دیگر با ارزشتر است. مساحت آن حدود یک هکتار است و  بیش از 15 میلیون شیلینگ کنیا  می ارزد. با یک حساب سرانگشتی تقریبا متری 11.5 دلار آمریکا برایش قیمت گذاشته بود. 

در ادامه مسیر دو پسربچه را دیدم که مشغول بازی فوتبال با یک توپ دست ساز از جنس پارچه، نخ و بندهای پلاستیکی بودند.

Kenya, Afshin Iranpour

کمی جلوتر زنی را به همراه بچه اش دیدم که از روی زمین موریانه جمع می کرد. به من گفت که اینها را برای تهیه غذا استفاده می کند و منبع خوبی برای پروتئین می باشد.

Kenya, Afshin Iranpour

یکی از شغلهای بسیار معمول که در سر هر چهارراه یافت می شود، موتورسیکلت سوارانی است که به مسافرکشی اشتغال دارند. در یکی از روزهایی که برای سوختگیری اتومبیل در یک جایگاه سوخت ایستاده بودیم. یکی از همین موتورسواران آمد و فقط نیم لیتر بنزین زد. بسیار تعجب کردم و از راننده خودمان پرسیدم که مگر قیمت بنزین چقدر است که موتورسوار باک بنزینش را پر نکرد؟! او گفت که بسیاری از این موتورها اجاره ای است و احتمالا موتورسواری که ما دیده ایم تصمیم داشته تا موتور را به صاحبش پس بدهد و نمی خواسته که پول بیشتری صرف بنزین بکند!

Kenya, Afshin Iranpour

بعد از دو ساعت پرسه زدن در روستا به بیمارستان بازگشتم. مراسمی برای اختتامیه و تشکر از همه کارکنان بیمارستان که چند برابر ساعت نرمال کاری خود زمان در بیمارستان گذاشته بودند برگزار شد.

سپس به هتل رفتیم و خودمان را برای مراسم شام که در یک رستوران برگزار می شد آماده کردیم. 

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

سه شنبه 23 آوریل:

طبق برنامه می بایست ساعت 7:30 به سمت نایروبی پرواز کنم. به راننده هتل گفتم تا ساعت 6 صبح من را به فرودگاه ببرد. ساعت 6:05 سوار اتومبیل شدم و به سمت فرودگاه حرکت کردیم. هنوز کمی از هتل دور نشده بودیم که متوجه شدم تمام چراغ های خطر اتومبیل روشن است. چند دقیقه بعد وارد یک پمپ بنزین شد و من خوشحال شدم که حداقل به علت تمام شدن بنزین در میان راه متوقف نخواهیم شد. اما او فقط به تنظیم باد تایرهای اتومبیل اکتفا کرد و اعتنایی به چراغ کمبود بنزین نکرد. 

ساعت 6:30 به فرودگاه کوچک الدورت رسیدم. به سرعت بار خود را تحویل دادم و منتظر ماندم تا سوار بر هواپیمای ملخی شوم. خوشبختانه جای بسیار خوبی در کنار پنجره داشتم و کل مسیر را از مشاهده مناظر زیبا لذت بردم. 

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

ساعت 8:30 در فرودگاه نایروبی فرود آمدم. کمی بعد اشکان که مدتی است ساکن نایروبی است به سراغ من آمد و چند ساعت را با هم در شهر نایروبی گردش  کردیم. نایروبی مثل بسیاری از شهرهای بزرگ دنیا محله های خوب و بد دارد. اشکان تصمیم گرفت تا بیشتر محله های خوب شهر را به من نشان دهد. ابتدا به مرکز شهر و بعد برای کمی خرید سوغاتی به یکی از مراکز فروشگاهی شهر رفتیم. ناهار را در یکی از مالهای زیبای شهر صرف کردیم. 

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

پارک ملی نایروبی در مجاور فرودگاه واقع شده است. گاهی مسافرانی که به سمت فرودگاه می روند می توانند گله های گورخر سرگردان در پارک را مشاهده کنند. 

ساعت 2:30 به فرودگاه برگشتم تا به پرواز ساعت 5:20 دبی برسم.

 

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

af6872@gmail.com

www.kanoonirangardan.ir

Kenya, Afshin Iranpour  Kenya, Afshin Iranpour

Share

نوشته سفر به کنیا- Campaign 52 اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%86%db%8c%d8%a7-campaign-52/feed/ 0