سال 1400 بایگانی - کانون گردشگران جوان ایران https://kanoonirangardan.ir/category/گزارش-سفر-به-سایر-کشورها/سال-1400/ سفر مسولانه و ارزان قیمت Mon, 16 Oct 2023 16:39:23 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=6.5.8 سفر به جمهوری آذربایجان- همسایه پرماجرا https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d8%b0%d8%b1%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87-%d9%be%d8%b1%d9%85%d8%a7%d8%ac%d8%b1/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d8%b0%d8%b1%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87-%d9%be%d8%b1%d9%85%d8%a7%d8%ac%d8%b1/#respond Mon, 10 Oct 2022 18:35:22 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=19109 سفر به جمهوری آذربایجان- همسایه پرماجرا سفر به کشورهای همسایه ...

نوشته سفر به جمهوری آذربایجان- همسایه پرماجرا اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
سفر به جمهوری آذربایجان- همسایه پرماجرا

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به کشورهای همسایه و مخصوصا کشورهایی که حداقل مشکل برای گرفتن ویزا را دارند٬ معمولا برای افرادی که تازه پا به سفرهای اکتشافی گذاشته اند٬ جذابتر است.

ما در پاییز سال ۱۴۰۰ به جمهوری آذربایجان که از نظر فرهنگی و تاریخی خیلی به ما نزدیک است سفر کردیم.

گزارش سفر به این کشور زیبا را در ادامه خواهید خواند.

البته طبق روال، ابتدا کمی از تاریخ و جغرافی این منطقه که بیشتر از اینترنت جمع آوری شده است را می آورم:

 

پایتخت و بزرگ‌ترین شهر جمهوری آذربایجان، باکو و زبان رسمی آن، ترکی آذربایجانی است.

این کشور از جنوب با ایران ۶۸۹ کیلومتر، از غرب با ارمنستان ۹۹۶ کیلومتر و ترکیه ۱۷کیلومتر، از شمال با گرجستان ۴۲۸ کیلومتر و روسیه ۳۳۸ کیلومتر مرز زمینی دارد. همچنین این کشور دارای ۷۱۳ کیلومتر مرز آبی با کشورهای ترکمنستان و قزاقستان در دریای خزر است. جمعیت آذربایجان ۱۰٬۱۳۹٬۰۰۰ نفر با اکثریت مسلمان (۹۷.۳٪) است.

سابقه حضور بشر در جمهوری آذربایجان به هزاران سال قبل بازمی‌گردد. کاوش‌های غار آزیخ در بخش فضولی وجود آثاری از زندگی بشر به قدمت ۳۵۰ تا ۴۰۰ هزار سال را نشان می‌دهد. سنگ نگاره‌های قبوستان نیز تاریخی ۱۲ هزارساله دارند.

در سده ۹ پیش از میلاد، سکاها یکی از اقوام ایرانی‌تبار در این ناحیه‌ سکنی گزیدند. به دنبال آنان مادها بر منطقه حاکم گشتند. با حمله اسکندر دوران حکمرانی حاکمان وابسته به او در منطقه آغاز شد. اما در دوره‌هایی حاکمان محلی حکومت‌های محلی خود را برپا می‌داشتند. در فاصله قرن اول تا سوم میلادی رومیان بر این منطقه مسلط شدند و نام آن را آلبانیا نهادند در این دوران پادشاهی مسیحی آلبانیای قفقاز پدیدار شد اما این ناحیه در سال ۲۵۲–۲۵۳ پس از میلاد به دست شاپور یکم ساسانی افتاد. در زمان ظهور اسلام سلسله مسیحی مهرانی‌ها در آلبانیای قفقاز حاکم بودند. آنان همواره توسط ترکان خزر از شمال و اعراب از جنوب مورد تهدید واقع می‌شدند. اعراب مسلمان پس از شکست دادن رومیان و ساسانیان به سوی آذربایجان لشکرکشی کردند و پس از درهم شکستن مقاومت مسیحیان به رهبری جوانشیر در سال ۶۶۷ میلادی بر این ناحیه حاکم شدند. از اواخر قرن دوم شمسی شروان‌شاهان حکومت منطقه آذربایجان را در دست گرفتند. آنان با آمدن سلجوقیان نیز بر مسند قدرت باقی‌ماندند. چرا که به آنان خراج می‌دادند. این سلسله تا زمان انقراض در سال ۹۱۷ خورشیدی (۹۴۵ قمری) به دست شاه تهماسب یکم صفوی، در قسمت‌هایی از آذربایجان به‌ویژه ناحیه شمال شرقی این جمهوری به صورت حاکمان محلی، حکم‌رانی می‌کردند.

در اوایل قرن پنجم شمسی غزنویان بر قسمتی از منطقه مسلط شدند. آنان اولین حکومت ترک‌تبار در منطقه بودند و در تغییر ترکیب جمعیتی و زبانی آذربایجان نقش عمده‌ای داشتند. به‌دنبال غزنویان، سلجوقیان که حکومتی ترک‌تبار بودند بر منطقه حاکم شدند. این دوران، دوران شکوفایی ادبیات فارسی در منطقه نیز می‌باشد. مشهورترین شاعران این دوران، نظامی گنجوی و خاقانی شروانی می‌باشند. در سده ۱۳ و سده ۱۴ میلادی با هجوم مغول‌ها و تاتارها (تیمور لنگ) سلسله‌های محلی برافتادند.

در سده ۱۵ میلادی خانات محلی تحت سلطه آق‌قویونلوها، تا به سلطنت رسیدن شاه اسماعیل صفوی به قسمت عمده اران، شروان و قره‌باغ تسلط داشتند. آران و شروان، از اولین مناطقی بود که شاه اسماعیل یکم صفوی تحت سلطه خود درآورد. پس از جنگ چالدران برای نخستین بار این منطقه به شکل موقت به اشغال ترکان عثمانی درآمد تا پس از دست به‌دست شدن‌های زیاد، هشتاد سال بعد، ایرانیان در زمان شاه عباس موفق به بازپس‌گیری درازمدت این منطقه شدند. در قرون بعد تحت حکومت افشاریه و سپس این سرزمین در داخل حکومت قاجاریه قرار داشته که در نهایت در سال‌های ۱۱۹۳ و ۱۲۰۷ خورشیدی در پی پیمان گلستان و ترکمانچای میان ایران و روسیه از ایران جدا و به روسیه تزاری ضمیمه شد.

دو جنگ در سالهای 1988 و 2020 بین آذربایجان و ارمنستان در منطقه قره باغ اتفاق افتاد. در نتیجه این جنگ ها بیش از ۳۵ هزار نفر کشته شدند و بیش از ۸۰۰ هزار نفر در نواحی مورد مناقشه، آواره و مجبور به جلای وطن شدند. برای برقراری صلح دائمی و فراگیر در منطقه کوشش‌های متعددی به عمل آمد و طرح‌های صلح مختلفی ارائه گردیده‌است ولی هیچ‌یک به نتیجه عینی و مورد انتظار نرسید و وضعیت حاکم بر منطقه همچنان نه جنگ و نه صلح است.”

 

گزارش سفر:

روز نخست، جمعه 23 مهر 1400، پانزدهم اکتبر 2021

ما با پرواز خطوط هوایی ایرعربیا از فرودگاه شارجه راس ساعت 13 به سمت باکو پرواز کردیم و سه ساعت بعد وارد فرودگاه حیدرعلی اف باکو شدیم. ویزای آذربایجان On arrival صادر می شود. ما در صف طولانی ایستادیم وقتی نوبت ما شد افسر گذرنامه گفت که برای صدور ویزا باید به باجه دیگری مراجعه کنیم. جالب بود که از باجه های دیگر هم افراد برای صدور ویزا ارجاع داده می شدند و این موضوع سبب نارضایتی مسافران شده بود. سوال این بود که چرا قبل از اینکه در این صف طولانی بایستیم هیچ اطلاع رسانی صورت نمی گیرد؟!  مجددا در صف دیگری ایستادیم سپس یک نفر آمد و ما را به کیوسکی که برای صدور ویزا طراحی شده بود هدایت کرد. 

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

بعد از ورود اطلاعات پاسپورت و پرداخت 22 دلار جهت صدور ویزا برگه ای به ما دادند سپس به ما گفتند که باید مجددا در صف طولانی که ابتدا در آن ایستاده بودیم مجددا بایستیم! متاسفانه افسرهای گذرنامه هم انگلیسی بلد نبودند و این موضوع کار را مشکل تر می کرد. نهایتا بعد از اینکه با مسئول مربوطه به سختی صحبت کردیم اجازه داد، افرادی که در صف ایستاده بودند به صورت اختصاصی خارج از نوبت برای امور گذرنامه به باجه مراجعه کنند و بعد از مهر ورود، اجازه دخول بگیرند.

 پس از ورود به سالن تحویل بار، بلافاصله برای خرید سیم کارت تلفن همراه به سالن خروجی فرودگاه رفتیم. سیم کارت اپراتور آذرسل با 10 گیگابایت اینترنت ۴۶ منات قیمت دارد. سپس برای تحویل گرفتن اتومبیل به دفتر شرکت مسافربری رفتیم و اتومبیل را تحویل گرفتیم. ما برای 8 روز اجاره یک هیوندایی اکسنت از شرکت Aznur مبلغ ۳۸۰ منات پرداختیم. حدود ساعت 6 عصر بود که از فرودگاه خارج شدیم و به سمت شهر گنجه راندیم. متاسفانه GPS، ما را از داخل شهر باکو هدایت کرد و چون ترافیک شدیدی در شهر وجود داشت، پلیس  مجبور شده بود که برخی از خروجی ها را ببندد و این موضوع سبب شد تا زمان نسبتا زیادی را تلف کنیم.

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

 شام را در یک ساندویچی غیربهداشتی! در حاشیه شهر باکو خوردیم. اتوبانی که از باکو به سمت گنجه کشیده شده است، مملو از دوربینهای ثبت سرعت ست و خصوصا در شب نیاز است تا با احتیاط بیشتری رانندگی کرد.

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

 هفت کیلومتر به شهر گنجه مقبره نظامی قرار دارد. در حاشیه این بزرگراه تا شهر گنجه اسامی کتابهای نظامی بر روی سازه هایی به شکل کتاب نقش بسته است. ساعت حدود 10 شب بود که به گنجه رسیدیم و یکراست به هتل Vego رفتیم. ما برای دو شب اقامت 472 منات پرداختیم. 

روز دوم، شنبه 24 مهر:

درست در روبروی هتل، مسجد جامع شاه عباس، مقبره جواد خان و همچنین حمام قدیمی قرار دارد. این محوطه در قرن 17 ساخته شده است.

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

 

 در انتهای شمالی این محوطه بنای یادبود حیدرعلی اف و همچنین ساختمان شهرداری با ستونهای بسیار زیبا ساخته شده.

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

 

سالن فیلارمونیک شهر گنجه در ضلع جنوبی این مجموعه قرار دارد و هر شب میزبان برگزاری برنامه های فرهنگی است.

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

 در فاصله کمی، کلیسا الکساندر نووسکی که بنای قرن هفدهم است، واقع شده است.

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

 

پارک خان، یکی از پارکهای بزرگ و البته قدیمی شهر گنجه است. قسمتی از دیوار قلعه قدیمی شهر در این پارک حفظ شده است. 

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

 

خانه بطری گنجه که متعلق به فردی به نام ابراهیم جعفر اف بوده در سال ۱۹۶۶ در دو طبقه احداث شد و چون در ساخت آن از بیش از ۴۸ هزار بطری شیشه ای استفاده شده به نام خانه بطری معروف است. دیوارهای این خانه با رنگهای درخشان و شفاف بطریها که مانند منشور در آفتاب تابستان نور را منعکس میکنند، بسیار جالب توجه است. هزاران بطری که دیوار های این خانه را تشکیل داده اند، جای مناسبی برای خلق آثار هنری از موزاییکهایی است که پرتره، کلمات و طرح هایی در هر نقطه ای از این بنا را شکل داده اند.

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

در کنار رودخانه گنجه چای، کلیسا قدیمی قرار دارد. هرچند رودخانه بستر عریضی دارد ولی در زمان بازدید ما کاملا خشک بود.  

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

خیابان جوادخان یکی از قدیمی ترین خیابانهای گنجه است. فروشگاهها و کافه رستورانهای زیادی در این خیابان که اکنون تردد اتومبیل در آن ممنوع است وجود دارد. مجسمه های فلزی زیادی در سرتاسر این خیابان وجود دارد که بیانگر شغل و فعالیتهای اجتماعی است که در این منطقه انجام می شده است.  

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

 

نام جوادخان در گنجه بسیار پررنگ است پس بهتر است کمی درباره او بدانیم:

“جوادخان زیاد اوغلی قاجار (۱۸۰۴ – ۱۷۴۸ میلادی) فرزند شاهوردی خان، آخرین حکمران ایران در گنجه است که در سوم ژانویه ۱۸۰۴ میلادی (۱۲۱۸قمری) در آغاز دوره اول جنگ‌های ایران و روسیه در زمان قاجار و در جریان تهاجم سپاهیان روسیه تزاری به فرماندهی ژنرال سیسیانوف به گنجه، پس از جنگی دلاورانه با یک پسر خود کشته شد. روس‌ها سه روز شهر را قتل‌عام کردند و اکثر اعیان و اهالی گنجه به قتل رسیدند. با این حادثه گنجه از دست ایران رفت.  او آخرین حکمران خاندان زیاداوغلی قاجار است که بیش از سیصد سال بر گنجه و قره باغ فرمانروایی کردند. با در گذشت او حاکمیت دولت ایران در گنجه نیز به پایان رسید و در واقع خاندان او نماد حاکمیت ایران در قفقاز به‌شمار می‌رفتند.”

قطعا یکی از مهمترین بناهای شهر گنجه، مقبره نظامی گنجه ای است. مقبره این شاعر قرن 12 میلادی در حومه شهر قرار دارد و به شکل سازه ای استوانه ای شکل بلندی است، که توسط باغچه‌هایی احاطه شده است. در یک طرف مقبره، مجسمه های فلزی کار گذاشته شده است که یادآور اشعار حماسی نظامی می‌باشند. مقبره از بلوک گرانیت سخت که از اوکراین خریداری شده، ساخته شده است. معماری سازه به عهده‌ی فرمان امام قی‌اف معمار بوده است. مجسمه‌ها توسط گورخماز سودادالدینوف ساخته شده اند. متاسفانه در در دهه نود خورشیدی، پس از تصمیم دولت آذربایجان اشعار گنجوی در آرامگاه او که همگی به زبان فارسی هستند، تخریب و پاک شدند. به گفته خلیل یوسفلی، مدیر مرکز نظامی گنجوی در آکادمی ملی علوم آذربایجان، این کاشیکاری‌های فارسی که از روی اشعار نظامی ساخته شده بودند، در سال ۱۹۹۷ در مقبره وی جای گرفتند و ترجمه ترکی آذربایجانی این اشعار جایگزین شدند. این اتفاق باعث اعتراض ایران به یونسکو شد. برای بازدید از این مجموعه یک ساعت زمان نیاز است. موزه نظامی گنجوی درست روبروی مقبره ساخته شده و حاوی اطلاعاتی درباره این شاعر و همچنین نمایش نسخ خطی و فرش هایی با مضامین اشعار نظامی است.

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

 

در نزدیکی این مکان دروازه ورودی شهر که به شکل دیوار قلعه است، بازسازی شده و اولین مکانی است که مورد بازدید مسافرانی که از باکو به گنجه می آیند قرار می گیرد.

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

 

روز سوم، یکشنبه 25 مهر:

به سمت دریاچه Goygol در 45 کیلومتری جنوب گنجه حرکت کردیم. برای رسیدن به این دریاچه باید از منطقه ای کوهستانی که در این فصل سال دارای درختانی با برگهای سبز، زرد، نارنجی و قرمز هستند، عبور کرد. روستاییان روستاهای این مسیر اغلب در جلو درب منزلشان محصولاتی از قبیل لواشک، مربا، ترشی و گیاهان دارویی را می فروشند.

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

 این دریاچه در میان یک پارک جنگلی کوهستانی بسیار زیبا قرار دارد. اتومبیل را باید در پارکینگ پارک کرد و تا دریاچه حدود 15 دقیقه پیاده روی کرد. چند هتل در کنار این دریاچه ساخته شده است. به خاطر شیوع کرونا فعالیتهای جانبی از قبیل قایق سواری و اسکی روی آب تعطیل است. توصیه می کنم که حداقل یک ساعت بسیار مفرح را در این محل بگذرانید.

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

مقصد بعدی ما شهر قدیمی Sheki است. در مسیر به امامزاده ابراهیم سر زدیم که برای خودش صاحب کمالاتی بود. وقتی به صحن امامزاده وارد شدم خانمی را دیدم که چهاردست و پا به سمت ضریح می رفت. کنجکاو شدم و به دنبال او رفتم. متوجه شدم که در حال خواندن دعا است. سپس با همان صورت شروع به طواف دور ضریح کرد. امامزاده ابراهیم از معدود مکان هایی بود که در زمان حکومت کمونیستی شوروی سابق تعطیل نشد و همچنان کاربری خود را حفظ کرد.

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

 

در میانه های راه گنجه به شکی به منطقه ای رسیدیم که کوه هایی شبیه به کوههای مریخی چابهار داشت. بنابراین موقعیت را مغتنم شمردیم و  کمی کوهنوردی کردیم. فاصله گنجه تا شکی 150 کیلومتر است.

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

هوا تاریک شده بود که به هتل مینعلی رسیدیم. این هتل در حقیقت یک خانه دوطبقه با قدمتی ۱۲۰ ساله بود که برای هتل بازسازی شده است. پسر جوان خوش برخوردی که دست و پا شکسته انگلیسی بلد بود به استقبال ما آمد و یک اتاق بسیار تمیز را در طبقه دوم ساختمان در اختیار ما قرار داد. هتل پر بود از اشیاء قدیمی و عتیقه. ما برای دو شب اقامت در این بوتیک هتل 208 دلار پرداختیم. 

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

 

روز چهارم، دوشنبه 26 مهر:

صبحانه مفصلی که بیشتر مواد آن از محصولات محلی بود، برای ما تدارک دیده شده بود. شهر شکی در منطقه ای کوهستانی- جنگلی قرار دارد و به همین خاطر دمای هوا نسبت به گنجه کمی پایینتر است.

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

ابتدا به سمت شهرک ییلاقی Gakh حرکت کردیم. این شهرک که در 40 کیلومتری غرب شکی قرار دارد یکی از مکانهایی است که پولدارهای آذربایجانی برای خود در آنجا ویلا ساخته اند. این شهر بسیار تمیز و خلوت است. با ادامه مسیر رودخانه ( 12 کیلومتر) به انتهای جاده در روستای Ilisu می رسیم. مناظر این منطقه خصوصا در فصل پاییز بسیار زیباست و حتما باید در برنامه سفر گنجانده شود.  

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

 

شکی از شهرهایی بوده که طی معاهده گلستان در سال 1813 از ایران جدا شد. یکی از مکانهای دیدنی، کاخ خان شکی است. امروزه این مجموعهٔ فرهنگی به عنوان موزه فعالیت می‌کند. کاخ خان شکی در سال ۱۷۹۷ میلادی از سوی «محمد حسن خان» بنا گردید. این کاخ در ۷ ژوئیه سال ۲۰۱۹، در میراث جهانی یونسکو ثبت شد. بر اساس طرح ترسیم شدهٔ قلعه در سال ۱۸۵۳م. بناهای مختلفی که برای خانوادهٔ خان مد نظر گرفته شده بود، در داخل قلعه قرار داشت. علاوه بر مجموعهٔ کاخ، ساختمان‌های خزانه، زندان و کلیسای ارتدکسی که، بعدها در سال ۱۸۲۸م. به مسجد خان تبدیل شد، در داخل قلعه قرار می‌گرفتند. تصاویر اولیهٔ کاخ تعداد زیادی از افراد معروفی را تحت تأثیر گذاشته‌ است. پس الکساندر دوما، «آلکساندر کورنیلوچیو»، «آندری فادایف»، «آرنلد زیسّرمان» کاخ را توصیف نموده و لئو تولستوی، «نیکولای رایویکی»، ایلیا نیکالایویچ برزین، الیزه رکلو و غیره… به تمجید از زیبایی آن پرداخته‌اند. ساختمان کاخ خان شکی چه از نظر نما و چه به‌لحاظ طرح ساخت، متقارن است. طبقهٔ دوم به‌طور عمودی طبقهٔ یکم را تکرار می‌کند. اتاق‌ها به صورت محور تقارن در یک ردیف قرار می‌گیرد. اتاق شاهنشین در مرکز هر دو طبقه وجود دارد که، احتمال می‌رود روزگاری به عنوان اتاق پذیرایی خانان از مهمانان مورد بهره‌مندی قرار می‌گرفته‌است. اتاق‌های کوچکی در امتداد سالن واقع اند، که بوسیلهٔ راهرویی از سالن جدا شده‌اند. برای بازدید از این مجموعه یک ساعت و نیم زمان مورد نیاز است. در محوطه این مجموعه کارگاه ساخت پنجره های مشبک چوبی و همچنین کارگاه سفالگری وجود دارد که بازدید از آنها خالی از لطف نیست. 

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

 

کلیسای روسی که به شکل استوانه است در این محدوده قرار دارد و امروزه به موزه تغییر کاربری داده است. در اطراف این کلیسا قبرستان سربازان روسی واقع شده است.

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

چون این شهر زمانی در مسیر عبور کاروانهای جاده ابریشم بود، لذا چند کاروانسرای بزرگ در آن احداث کرده بودند. این کاروانسراها در حال حاضر بر روی توریستها باز هستند.کاروانسرا یوخاری جزء پنج استراحتگاه بین راهی در آذربایجان در قرون هجدهم و نوزدهم و نیز بزرگترین کاروانسرای جاده ابریشم در منطقه قفقاز بوده است. امروزه قسمتی از آن به عنوان هتل و بخشی از آن نیز به عنوان رستوران سنتی استفاده می شود. 

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

خانه شاکیخانف یکی دیگر از بناهایی است که معماری آذربایجانی دارد. ورودیه آن ۵ منات است و برای بازدید از آن نیم ساعت کافی است. این بنا در دو طبقه ساخته شده و دیوارهای داخلی با نقاشی هایی که عمدتا از داستانهای نظامی مثل لیلی و مجنون الهام گرفته شده است.

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

کلیسای سبک آلبانی روستای کیش، در 5 کیلومتری شمال شکی واقع است. بازدید از آن خالی از لطف نیست.

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

شاید قدم زدن در شهر شکی و محله های قدیمی آن، لذت بخش ترین فعالیت در این شهر قدیمی باشد.

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

شام را در یک رستوران سنتی صرف کردیم. پیتی یکی از غذاهای سنتی این منطقه است و تقریبا میشود گفت که همان دیزی خودمان است. 

روز پنجم، سه شنبه 27 مهر:

شکی را به سمت باکو ترک کردیم. 

ویرانه های شهر قدیمی گابالا در 20 کیلومتری جنوب غربی مرکز کنونی و در ۴ کیلومتری جنوب روستای میرزبیلی واقع شده است. بقایای ساختمان‌های بزرگ، دروازه‌های شهر ،دیوارها و برج ها ثابت می‌کند که گابالا یکی از برجسته‌ترین شهرهای آن زمان بوده است.

گابالای باستانی به عنوان یک شهر در اواخر قرن چهارم تا اوایل قرن سوم قبل از میلاد ساخته شد. و تا اواسط قرن 18 قبل از میلاد زنده ماند. اگرچه سربازان رومی در دهه 60 قبل از میلاد به آلبانی حمله کردند، اما نتوانستند گابالا را اشغال کنند. در دوره ساسانی، گابالا یک مرکز بزرگ تجارت و صنایع دستی بود. در زمان خلافت عرب نیز وضعیت به همین منوال بود. اگرچه گابالا در طول تهاجم مغولان در قرن سیزدهم رو به افول گذاشت، اما بعداً بازسازی شد. گابالا در اواسط قرن 18 و پس از حمله نادرشاه ، موقعیت خود را از دست داد و جمعیت به تدریج این مکان را ترک کردند. در زمانی که ما از این سایت بازدید کردیم، بنا به دلایلی که برای من نامشخص است! امکان بازدید فراهم نبود. اما ما خیلی خوش شانس بودیم که نگهبان سایت وقتی فهمید ایرانی هستیم اجازه داد تا از آن دیدن کنیم. این سایت چون بسیار وسیع است(11 هکتار) به دو قسمت تقسیم شده و برای ورود به هر قسمت باید از درب جداگانه وارد شد. این اجازه به ما داده شد تا با اتومبیل وارد شویم. قسمتی از سایت که مورد کاوش قرار گرفته دارای تابلوهای راهنمای خوب و بسیار گویایی است. البته نگهبان سایت که اطلاعات مناسبی در طول مدت خدمتش جمع آوری کرده تمام تلاش خود را به زبان آذری به کار برد تا ما بتوانیم به تاریخ این منطقه آشنا شویم.

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

شهر جدید گابلا،  شهری ییلاقی و بسیار زیبا است. این شهر چون نزدیک پیست اسکی توفانداغ است، محل اقامت و رفت و آمد متمولین آذری است. حتی قیمت پیتزا هم در این شهر از بقیه جاها بسیار گرانتر بود.

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

پس از نهار به سمت دریاچه Nohur که در حومه این شهر واقع  و به یک مرکز تفریحی تبدیل شده است، حرکت کردیم. نیم ساعت در کنار دریاچه صرف کردیم و مسیر را به سمت شهر اسماعیلی ادامه دادیم. 

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

 

به جرات می توانم بگویم که جاده شکی- اسماعیلی یکی از زیباترین جاده هایی است که در آن رانندگی کرده ام. 

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

 

 

 

به غروب آفتاب نزدیک می شدیم که عزم روستای لاهیج کردیم. فاصله شهر اسماعیلی تا روستای کوهستانی لاهیج که جاده ای پیچ در پیچ دارد حدود 35 کیلومتر است که عبور از آن حداقل یک ساعت زمان می برد. این مسیر به علت بارش شدید باران و همچنین تاریکی هوا برای ما طولانی تر هم شد. 

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

 

لاهیج یکی از کهن‌ترین زیستگاههای بشر در جمهوری آذربایجان است. روستا در کرانه چپ رودخانه قیردیمان در دامنه‌ کوه قرار دارد .مردمان آن به زبان تاتی سخن می‌گویند. زیستگاه لاهیج از لحاظ طرح‌بندی روستایی نامعمول و سازه‌های شخصی و مذهبی، سامانه ترابری و مردم‌شناسی بی مانند است. بگونه‌ای که خیابانها و میدانهای سنگفرش و سامانهٔ پساب و لوله‌های آب توسعه یافته آن نشان میدهد، لاهیج نمونه‌ای موجود از یک شهرنشینی و معماری کهن است. «کورابندیس» (سامانه پساب) زیرزمینی آن که از سنگ رودخانه‌ای ساخته شده و به هزار سال پیش برمیگردد، یکی از باستانی‌ترین سامانه‌های پساب در جهان است. لاهیج بخاطر صنایع دستی اصیل به ویژه مسگری از شهرت بالایی در جمهوری آذربایجان برخوردار است. قالیهای این روستا در آذربایجان و قفقاز جنوبی معروف است. لاهیج یکی از چند روستایی است که ساکنین آن حتی با گذشت چند قرن از جدایی آنها از سرزمین ایران، خود را به شدت به ایران وابسته می دانند. بسیاری از جمعیت شهر زبان فارسی را می دانند و اکثرا برای درمان بیماری های جدی خود به ایران می آیند.

زمانی که ما به روستا رسیدیم بیشتر مغازه ها بسته بودند. کوچه های روستا باریک و سنگفرش هستند.  بسیار خوش شانس بودیم که وارد یکی از مغازه های مسگری شدیم. یک مرد جوان و یک مرد کهنسال در آن مغازه کار می کردند. مرد کهنسال که نامش قربانعلی بود، وقتی متوجه شد ما فارس زبان هستیم، با ما به زبان فارسی شروع به صحبت کرد. مرد جوان هم گفت که فارسی را متوجه می شود ولی نمی تواند صحبت کند. بیش از یکساعت مشغول گفتگو و همچنین خرید اجناس مسی برای سوغاتی و یادگاری شدیم. قربانعلی گفت که سعی می کند هر سال برای زیارت امام رضا به ایران بیاید و همچنین به اقوام خود در شهر اردبیل سر بزند.  هوا کاملا تاریک توام با بارش شدید باران بود که با توصیه صاحب مغازه روستا را ترک کردیم.

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

در مسیر به سمت باکو از شهر شماخی گذر کردیم. این شهر تا قبل از زلزله سال 1191 پایتخت قدیم بود.

با ورود به باکو به هتل Arion وارد شدیم. ما برای سه شب اقامت در این هتل 264 دلار پرداختیم.

روز ششم، چهارشنبه 28 مهر:

نخستین شواهد مستند مرتبط با باکو به قرن ششم میلادی برمی‌گردد و از آنجا که از آن زمان اغلب بخشی از شاهنشاهی‌های ایرانی بوده‌ است لذا پیوند تاریخی عمیقی با ایران دارد. پس از این که زمین لرزهٔ بزرگی در قرن ۱۲ میلادی شماخی پایتخت شروانشاهان را ویران نمود، آهستان اول باکو را به عنوان پایتخت جدید برگزید. 

در دورهٔ شروانشاهان، باکو بخشی از شروان بود. شروان مانند بقیهٔ اران بخشی از سرزمین آذربایجان نبود. آذربایجان به منطقهٔ جنوب رود ارس گفته می‌شد. باکو پایتخت شروانشاهان در سده‌های ۱۴ و ۱۵ میلادی بود و بعد بخشی از ایران صفوی شد. حکومت عثمانی در قرن ۱۶ میلادی طی دوره‌ای کوتاه به قسمت اعظم قفقاز از جمله باکو حاکم بود. نادرشاه افشار توانست این قسمت از آران، گرجستان و منطقهٔ ارمنستان فعلی را دوباره به ایران بازگرداند. در جنگ‌های ایران و روس در زمان فتح علی شاه این ناحیه بر اساس عهدنامه گلستان و ترکمانچای از ایران جدا و به دست روس‌ها افتاد. باکو اولین مکانی است که بشر در آنجا نفت را استخراج کرده و بگفته مارکوپولو در ۱۲۷۳ میلادی نفت آن برای سوزاندن و برای درمان (پماد روغن سیاه) همه روزه توسط صدها کشتی و شتر صادر می‌شد.. اولین چاه نفت جهان در ۱۵۹۳ میلادی (در دوره صفویه) در بالاخانه باکو به عمق ۳۵ متر به‌طور دستی کنده شد. از آن پس این شهر به مهمترین منطقه استخراج نفت در جهان تبدیل شد. به گفته بعضی منابع، تا سال 1905 میلادی بیش از نیمی از نفت جهان از این ناحیه تامین می شد.

صبح به سمت بافت قدیمی شهر حرکت کردیم. کوچه های سنگفرش شده به همراه خانه هایی که اکثرا تراسهای چوبی دارند از ویژگی این منطقه است. 

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

شاید شاخص ترین بنای شهر باکو قلعه دختر یا قزقلعه سی از آثار دوره شروانشاهان است. این اثر تاریخی با ۲۹،۵ متر طول، ۱۶ متر عرض، و ۶ طبقه در دو محدوده زمانی قرن ۵ و ۶ میلادی (آغاز ساخت مرحله اول) و قرن ۱۲ (مرحله دوم) ساخته شد. این قلعه در روزگار کهن، نیایشگاه آناهیتا بوده و زرتشتیان برای زیارت به آن‌جا می‌رفتند. این برج معماری زیبا و منحصر بفردی دارد . جنس این قلعه از سنگ می‌باشد و تمامی قسمت‌های قلعه نیز از سنگ ساخته شده‌است .قطر دیوارها گاهی به 5 متر می رسد. در محوطه خارجی بنا تعدادی از سنگ نگاره ها و مجسمه های سنگی که از این محوطه کشف شده، به نمایش گذاشته شده است. داخل این قلعه به گونه ای ساخته شده‌ که می‌تواند ۲۰۰ نفر را در خود جای دهد . قسمت شرقی این قلعه دیدی مناسب رو به آسمان دارد و برخی می‌گویند از این قلعه  برای علم نجوم نیز استفاده می‌شده‌است . در ورودی این قلعه به صورت دوگانه ساخته شده‌است و بعد از ورود با سقف‌های بلند مواجه خواهید شد. زمانی که از پله‌های سنگی به سمت بالای قلعه حرکت می‌کنید پنجره‌های کوچکی را می‌بینید که بر روی دیوارها قرار گرفته‌اند. در حال حاضر این قلعه به موزه تبدیل شده و اطلاعات مفیدی درباره شهر باکو در آن می توان یافت.

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

 شاید پشت بام این بنا بهترین بخش این قلعه باشد. از فراز آن می توان نمای زیبایی از شهر باکو داشت و بیشتر بناهای جدید و قدیم آن را مشاهده کرد. برای بازدید از این قلعه که ورودیه آن 15 منات است، یکساعت زمان نیاز است.

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

بنای دیگر که در محوطه باستانی شهر قرار دارد، کاخ شیروان‌شاهان است که بین قرن‌های ۱۳ الی ۱۶ میلادی بنا شد. پس از استیلای  امپراتوری عثمانی بر باکو، دروازه ای در قلمروی مجتمع کاخ ساخته و به همراه دیوار کاخ که آن را از سمت شرق احاطه می‌کرد، نام سلطان مراد یکم بدان گذاشته شد. این بنای باستانی از قرن ۱۹م. تا به حال چند بار مورد بازسازی واقع شد و به همراه قلعه دختر در لیست میراث جهانی قرار دارد. بازدید از این بنا حداقل نیم ساعت زمان نیاز دارد.

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

 

مرکز حیدر علی اف از مکانهای دیدنی شهر باکو است که در مرکز این شهر واقع است. این مجموعه توسط “زها حدید” معمار معروف بریتانیایی-عراقی طراحی شده‌است. او در طول دوران فعالیت حرفه‌ای خویش حدود ۹۵۰ پروژه را در ۴۴ کشور به اجرا درآورد که پروژه هتل فرشته پاسارگاد در تهران یکی از آثار اوست.  این مجموعه یک ساختمان به زیربنای ۵۷،۵۰۰ متر مربع است که دارای فرمی چشم‌نواز و به یاد ماندنی است ، سیالیّت و عدم استفاده از گوشه‌های تند سبب شده‌است که این بنا مورد توجه بسیاری قرار گیرد. محوطه حیدر علی اف در کنار ساختمان اصلی، شامل پارکینگ زیرزمینی و میدانگاهی در اطراف می‌شود. همچنین در آن دو استخر و یک دریاچه مصنوعی وجود دارد. این مرکز فرهنگی شامل سه بخش اصلی موزه، آمفی‌تئاترها و سالن‌های نمایشگاهی است. موزه، جذاب‌ترین بخش مرکز حیدر علی اف می باشد که سه طبقه دارد و امکان آشنایی با حیدر علی اف، رهبر ملی آذربایجان و سومین رئیس‌جمهوری این کشور را به گردشگران می‌دهد. در این بخش صفحه نمایش‌های بزرگ و لمسی تعبیه شده است و در محیطی تعاملی، عکس‌ها و زندگی‌نامه حیدر علی اف در اختیار بازدیدکنندگان قرار می‌گیرد. لباس‌های رسمی، مدال‌های مختلف، خودروهای تشریفاتی و لوازم منزل حیدر علی اف، از جمله آثاری هستند که در این موزه به نمایش درآمده‌اند. برای بازدید از این موزه باید ۱۵ منات آذربایجان بپردازید و حداقل دو ساعت را در آن صرف کنید. 

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

در بخش عروسک‌های هنری حدود ۲۳۰ عروسک دست‌ساز به نمایش درآمده‌اند که تنها بخش کوچکی از یک کلکسیون شخصی و ارزشمند هستند. در واقع این مجموعه شامل آثار منحصربه‌فردی از ۶۰ عروسک‌ساز و هنرمند با ملیت‌های مختلف می‌شود. این عروسک‌ها از کشورهایی همچون آمریکا، آلمان، چک، ایتالیا، فرانسه، اندونزی، اوکراین، ژاپن و… به مرکز حیدر علی اف آورده شده‌اند. عروسک‌های این بخش از مواد مختلفی مانند کاغذ، پارچه، پلاستیک و چوب هستند و در این بین عروسک‌های چینی نیز به چشم می‌خورند.

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

 در نمایشگاه مینیاتوری آذربایجان کوچک کلیه جاذبه‌های مشهور و تاریخی کشور آذربایجان در مقیاس بسیار کوچک در معرض نمایش گذاشته شده‌اند و در عرض چند دقیقه می‌توانید اطلاعات خوبی درباره آن‌ها به دست آورید.

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

عصر به خیابان نظامی و میدان Fountain رفتیم. تعداد زیادی کافه و رستوران در این منطقه وجود دارد. اهالی باکو برای تفریح و گذراندن وقت به این محل می آیند. پرسه زدن در شهر باکو و خصوصا بافت قدیمی آن از فعالیت هایی است که به شدت توصیه می شود. هنوز بسیاری از ساختمانها و بناهایی که در زمان استیلای کمونیسم در این شهر ساخته شده، پا برجا است. 

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

چون خیابان نظامی یک خیابان سنگ فرش شده است و تردد اتومبیل در آن ممنوع است، لذا باید اتومبیل خود را در خیابانهای اطراف پارک کنید. در کشور آذربایجان مثل برخی دیگر از کشورها، افرادی وجود دارند که به شما کمک می کنند که اتومبیل را در کنار خیابان پارک کنید و بابت این کار مبلغی را دریافت می کنند که در باکو یک منات است. ما هم با راهنمایی یکی از این افراد که در نقش پارکبان است، در محلی پارک کردیم ولی وقتی خواستیم اتومبیل را تحویل دهیم به ما گفتند که ۱۵۰ منات بابت توقف در محدوده ممنوعه جریمه شده ایم و محل توقف هم دقیقا همین محلی بود که پارکبان به ما اجاره داده بود. بنابراین به این افراد کاملا اطمینان نکنید. 

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

برجهای شعله یا Flame Towers که ساختمانهایی تجاری هستند، اکنون به نماد شهر باکو تبدیل شده اند و مخصوصا در شب با تزیینات نوری رنگارنگ، بسیار زیبا هستند. 

 

روز هفتم، پنجشنبه 29 مهرماه:

قبوستان یکی از مهمترین سایتهای باستانی کشور آذربایجان است. این مجموعه در 60 کیلومتری جنوب شهر باکو قرار دارد و قدمت آن را 12 هزار سال برآورد کرده اند. وجود سنگ‌نگاره‌های تاریخی، آثار باستانی، گل‌افشانها و گازسنگها در این منطقه سبب شد تا قبوستان در سال ۱۹۶۶ منطقه‌ای بااهمیت ملی-تاریخی در آذربایجان اعلام شود و در سال ۲۰۰۷ در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار بگیرد. این سنگ‌نگاره‌ها به‌واسطهٔ کیفیت حجاری‌ها و نمایش مواردی همچون شکار، جانوران، گیاهان و سبک زندگی در دوران پیش از تاریخ و نمایش توالی فرهنگی از آن دوران تا قرون وسطی، به‌عنوان میراثی با اهمیت جهانی بسیار در نظر گرفته‌شدند. در این منطقه بیش از ۶٬۰۰۰ حجاری متعلق به ۵٬۰۰۰ تا ۴۰٬۰۰۰ سال پیش بر روی صخره‌ها انجام‌شده‌است. همچنین بقایایی از غارهای مسکونی، سکونت‌گاه‌ها و گورها به‌دست آمده که نمایانگر حضور و استفادهٔ مداوم انسان از این منطقه پس از آخرین عصر یخبندان تا قرون وسطی بوده‌است.

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

بیشتر این سنگ‌نگاره‌ها مردمانی بدوی، حیوانات، نبردها، رقص‌های آیینی، گاوبازی، قایق‌هایی با پاروزنان مسلح، جنگجویانی نیزه به‌دست، کاروان‌های شتر، خورشید و ستارگان را به‌تصویر کشیده‌اند. نمایش فعالیت‌های مرتبط با شکار و ماهیگیری در این سنگ‌نگاره‌ها نشانگر زمانی است که آب و هوای منطقه گرم و مرطوب تر از امروز بوده‌است.

برای ورود به محوطه پارک ملی قبوستان ابتدا باید بلیط 10 مناتی آن را از ساختمان موزه این مجموعه تهیه کرد. در این موزه اطلاعات مفیدی درباره زمین شناسی و تاریخ این منطقه وجود دارد و برای بازدید از آن حداقل یکساعت زمان نیاز است. 

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

 

فاصله موزه تا محل سنگ نگاره ها حدودا 3 کیلومتر است. البته افراد اجازه دارند تا با وسیله نقلیه خود تا پارکینگ که در انتهای جاده قرار دارد، بروند. با توجه به وسعت این سایت، توصیه می شود که بازدیدکنندگان از مسیری که در نظر گرفته شده است، استفاده کنند. سنگ موسیقی، قطعه سنگی است که وقتی به قسمتهای مختلف آن ضربه زده می شود صداهای متفاوتی از آن به گوش می رسد و ظاهرا در قدیم برای نواختن موسیقی استفاده می شده است. بسیاری از سنگ نگاره ها هنوز هم کیفیت مناسبی دارند و به راحتی می توان آنها را در میان سنگها و صخره ها یافت. برای بازدید از این محوطه باستانی حداقل یکساعت زمان نیاز است.

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

 

 

ما برای بازدید از گلفشان قره داغ از قبوستان به سمت باکو حرکت کردیم و با کمک GPS از میان منطقه ای که چاه های نفت وجود داشت عبور کردیم.

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

 جاده ما را به بالای تپه و منطقه ای که حاصل فوران گل از دهانه آتشفشانی بود، هدایت کرد. اتومبیل را پارک کردیم و از روی گلهای خشک شده که مسیر آنها به سمت قله این تپه رسی بود حرکت کردیم. دهانه این گلفشان که هنوز فعال بود بیش از بیست متر عمق داشت. ما در حال بررسی و تماشای مناظر اطراف که نمای زیبایی به دریا و همچنین چاههای نفت داشت بودیم که توجه مان به اتومبیلی جلب شد که با سرعت به سمت تپه می آمد. کمی بعد اتومبیل در کنار ماشین ما ایستاد و برای جلب نظر ما شروع به بوق زدن کرد. سپس مردی از اتومبیل پیاده شد و با صدای بلند به ما فهماند که باید پایین بیاییم. وقتی به او رسیدیم به ما گفت که ورود به این منطقه اکنون ممنوع است چون در چند ماه گذشته از این گلفشان که بسیار فعال است مقدار زیادی گاز و مواد مشتعل خارج شده و چند نفر هم صدمه دیده اند. 

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

ما تصمیم گرفتیم تا از منطقه یانار داغ هم بازدید کنیم. این منطقه که شهرت آن بخاطر شعله های دائمی است که از میان صخره ها خارج می شود، در 15 کیلومتری شمال باکو واقع شده است. هوا کاملا تاریک شده بود که ما به این محل رسیدیم. 10 منات ورودیه این سایت است و منطقه ای به طول بیست متر و ارتفاع 5 متر را شامل می شود که به علت جریان دائمی خروج گاز، از سالیان دور مشغول سوختن است و حرارت حاصل از آن تا چند ده متری آن حس می شود. برای بازدید از آن نیم ساعت لازم است.

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

 

روز هشتم، جمعه 30 مهرماه، 22 اکتبر 2022

صبح بعد از تسویه حساب با هتل به سمت کوههای Candy Cane که در 90 کیلومتری شمال غربی باکو واقع هستند حرکت کردیم. به این سبب این نام را به این کوهها داده اند که ترکیبی از رنگهای فرمز، اخرایی، قهوه ای، کرم و خاکستری هستند. برای یافتن این منطقه باید حدود 80 کیلومتر به سمت شمال تا شهر Gilazi راند و پس از آن وارد جاده Altiaghach شد. حدود 10 کیلومتر که در طبیعت زیبا حرکت کنید، کم کم کوههای رنگارنگ ظاهر می شوند. اگر با حوصله رانندگی کنید در سمت جنوبی جاده ساختمانی را می بینید که تابلو موزه یادمان میکائیل مشفق را دارد. در پارکینگ این موزه می توانید پارک کنید. متاسفانه این موزه در زمان بازدید ما تعطیل بود. میکائیل مشفق یکی از شاعرهای بنام آذربایجانی است که در سال 1908 در باکو زاده شد و سی سال بعد توسط حکومت استالینی کشته شد. 

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

صعود از کوههای رنگین کمانی به سبب جنس خاک آنها که از رس می باشد، آسان نیست. این منطقه شاید یکی از بهترین مکانها برای عکاسی باشد. اما سفر به این منطقه وقتی جذابتر می شود که با دقت بیشتر به زیر پای خود نگاه کنیم. به شکل باورنکردنی در دامنه های این کوهها تعداد بسیار زیادی از فسیل هایی را می توان یافت که به خانواده Belemnites از  رده سرپایان تعلق دارد. قدمت این فسیلها به 135 میلیون سال قبل بر می گردد. این فسیلهای استوانه ای شکل بین 5 تا 10 سانتی متر طول دارند. سطح مقطع آنها به شکل دایره ای است که در مرکز آن یک سوراخ کوچک به چشم می خورد. این جانوران از اجداد اسکوئیدها(ماهی های مرکب) امروزی بوده اند. برای بازدید از این منطقه منحصر به فرد حداقل دو ساعت زمان بگذارید.

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

 

مقصد بعدی آتشکده شهر باکو است که تا مرکز شهر باکو تقریبا 20 کیلومتر فاصله دارد. آتشگاه باکو ساختمانی قلعه مانند در منطقه سوراخانی شهر باکو می‌باشد. این محل از مجتمع پنجگانه‌ای تشکیل می‌شود که دارای یک حیاط است که توسط خانه‌های روحانیان زرتشتی محاصره شده‌است. در وسط حیاط محرابی وجود دارد که در قرن‌های ۱۷ و ۱۸ بنا شده‌است. این محل در سال ۱۸۸۳ هنگامی که تاسیسات نفت و گاز طبیعی در مجاورت آن تاسیس شد، به حال متروکه درآمد. این مجتمع در سال ۱۹۷۵ به موزه تبدیل شد. بازدید از این بنا رایگان است و حداقل نیم ساعت زمان نیاز دارد. با توجه به اینکه جریان طبیعی گاز قطع شده است، برای روشن نگه داشتن آتش از لوله کشی گاز استفاده شده است. 

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

 

سپس به سمت فرودگاه حرکت کردیم و پس از تحویل اتومبیل به سمت دبی پرواز کردیم. 

 

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

www.kanoonirangardan.ir

سفر به آذربایجان، افشین ایران پور

 

 

 

 

 

 

 

 

Share

نوشته سفر به جمهوری آذربایجان- همسایه پرماجرا اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d8%b0%d8%b1%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87-%d9%be%d8%b1%d9%85%d8%a7%d8%ac%d8%b1/feed/ 0
سفر به کرواسی https://kanoonirangardan.ir/18647-2/ https://kanoonirangardan.ir/18647-2/#comments Wed, 13 Apr 2022 06:47:27 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=18647 سفر به کرواسی احتمالاً وقتی صحبت از کشورهای حاصل از ...

نوشته سفر به کرواسی اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
سفر به کرواسی

احتمالاً وقتی صحبت از کشورهای حاصل از تجزیه یوگسلاوی، به میان می­ آید، شاید تصور این باشد که در اثر جنگ­های متمادی، این کشورها دچار آسیب دیدگی شدید شده و آثار قدیمی و تاریخی از بین رفته باشند ولی ما در سفر اخیری که به این کشور داشتیم متوجه شدیم که چقدر از آثار تاریخی به خوبی محافظت شده و آثار قبل از میلاد مسیح و همینطور آثار قرون وسطایی فراوانی در این کشور وجود دارد.

کشوری بسیار سرسبز، در کنار خط ساحلی دریای آدریاتیک، جنگل­های بسیار زیبا، خیابان­ها و اتوبانهای حساب شده، احترام به توریست، اینترنت خوب و قوی در این کشور، شهرهای زنده، ساکنین خوش­اخلاق مواردی بود که این سفر را برای ما یک سفر بسیار عالی کرد و خاطرات خوبی در ذهن ما از این کشور نقش بست.

کرواسی کشوری در منطقه بالکان (جنوب مرکزی اروپا) است که از شمال با اسلووانی و مجارستان، از شمال شرق با صربستان، از شرق با بوسنی و هرزگوین، از جنوب شرقی با مونته نگرو و از ناحیه غرب و جنوب غربی با دریای آدریاتیک هم مرز است. در غرب دریای آدریاتیک کشور ایتالیا واقع شده است.

زاگرب پایتخت و بزرگترین شهر کرواسی است.

مذهب رایج این کشور مسیحیت کاتولیک است و زبان رسمی آنجا زبان کرواتی است؛ واحد پول این کشور کونا نام دارد و هر دلار آمریکا معادل 5/5 کوناست. (در تاریخ سفر ما)

جمعیت کشور در تاریخی که ما مسافرت کردیم حدود 4 میلیون و 76 هزار نفر بود که اغلب آنها کروات بودند.

پرچم و نشان ملی

کرواسی جزو کشورهای توسعه یافته دنیاست، دارای مردمی با فرهنگ است و تقریباً 98 درصد مردم کرواسی با سواد هستند.

گردشگری از منابع درآمد اصلی این کشور است.

نظام حکومتی آن جمهوری پارلمانی تک مجلسی است.

وسعت آن 56 هزار و 594 کیلومترمربع است و بیشتر مناطق آن اب و هوای مدیترانه­ای و قاره­ای دارد. مناطق مرتفع کرواسی در کوههای آلپ دیناری قرار دارد که بلندترین قله آن دینارا با 1831 متر است که در جنوب کشور قرار دارد. در دریای آدریاتیک بیش از هزار جزیره واقع شده که 48 جزیره ساکنان دائمی دارد. رودهایی که از این کشور عبور می­کنند شامل: ساوا، دراوا، کوپا و دانوب هستند.

سیاست:

رئیس جمهور با رأی مردم انتخاب می­شود و می­تواند در دوره پیاپی رئیس جمهور باشد، معرفی نخست وزیر به پارلمان و گرفتن رأی اعتماد توسط رئیس جمهور انجام می­شود.

کرواسی جزو اتحادیه اروپاست.

بودجه نظامی این کشور بسیار پایین است و از سال 2008 میلادی، خدمت سربازی لغو شده است؛ اما در بخش صادرات تجهیزات نظامی و تسلیحات نقش برجسته­ای دارد.

بزرگراهها و راههای این کشور دارای کیفیت بسیار بالایی است؛ همینطور شبکه راه آهن گسترده­ای شامل 2722 کیلومتر دارد.

فوتبال ورزش محبوب این کشور است، تیم ملی فوتبال کرواسی سابقه مقام دومی در جام جهانی 2018 را دارد.

لوکامودریچ بازیکن تیم ملی فوتبال این کشور برنده توپ طلای سال 2018 شد.

این کشور در زمینه سیستم­های اینترنتی قدرتمند است و در این کشور فضای اینترنت بطور جدی دنبال می­شود.

پیشینه :

(بعلت بازدید از قلعه­ها و نقاطی که ریشه در تاریخ دارند بطور خلاصه تاریخچه­­ای از گذشته کرواسی و افرادی که در این کشور نقش آفرینی کرده اند را تعریف میکنیم) حدود هزار سال قبل از میلاد مسیح گروهی بنام ایلیریانها (Illyrian) به این منطقه و خصوصاً به مناطق شمالی کرواسی آمدند و در مناطق Istria و kvarner اقامت کردند؛ یونانیان باستان در 4 قرن قبل از میلاد مسیح به جزایر دریای آدریاتیک مهاجرت کردند و با Illyrianها در جنگ بودند.

رومی­ها از دو قرن قبل از میلاد به این منطقه آمدند و سعی در ایجاد صلح در این منطقه داشتند و تا یک قرن پس از میلاد، توانستند کل این ناحیه را تحت پوشش قرار دهند که سالیان سال وضع به همین منوال بود، در قرن ششم بعد از میلاد، اقوامی از آسیای مرکزی به این قسمت حمله کردند،‌ امپراتور آن زمان با نام هراکلیوس، از قبیله اسلاو کمک خواست که نام آنها کروات بود تا بتواند در مقابل همه آنها ایستادگی کند که نام این قبیله­ها بعداً به صرب­ها، اسلوانی­ها و مقدونی­ها تفکیک شد.

در قرن هشتم و در زمان قرون وسطی، به تدریج این قوم به مسیحیت گرویدند و ایالت­های خودمختار ایجاد کردند.

بعلت ضعف کشور، کرواسی به دست پادشاهان مجارستان افتاد، در قرن 15 و 16 گسترش عثمانی به منطقه زادار و شیبنیک شروع شد و استحکامات و دژهای نظامی که امروزه مشاهده می­شود جهت دفاع در برابر آنها بوده است. برای مقابله با عثمانی، اتریش و مجارستان و کرواسی متحد شدند و توانستند عثمانی را دور کنند، اما بعدها اشراف کروات شامل “پیتر زرینسکی” و “فران کریستو فرانکوپان” به دلیل افترای شرکت در توطئه علیه دربار اتریش اعدام شدند.

در سالهای اولیه قرن 19، ناپلئون، ونیز و دوبرونیک را شکست داد و مدت کوتاهی به این منطقه فرمانروایی کرد.

پس از سال 1867، کرواسی جزو امپراتوری اتریش مجارستان شد، هنگام فروپاشی اتریش مجارستان در سال 1918 کرواسی به پادشاهی اسلوانی و کروات و صرب با نام یوگسلاوی پیوست.

آلمانی نازی در سال 1941 یوگسلاوی را تحت تسلط خود در آورد. بدنبال آن رژیم راست گرای ustase هزاران صرب و کولی و یهودیها و کرواتها را کشت و نهایتاً جنبشی کمونیستی به رهبری تیتو شکل گرفت که در سال 1945 پیروز شد و حکومتی حزبی شکل گرفت. پس از مرگ تیتو بی­ثباتی بیشتر شد و در سال 1991 انتخابات آزاد انجام شد و پس از جنگ داخلی و مرگ و میر فراوان کشور تجزیه شد و نهایتاً در سال 1995 کرواسی مستقل شکل گرفت.

گزارش سفر:

این سفر در تاریخ 28 مرداد 1400 شمسی معادل 18  august سال 2021 انجام شده است. ما با پرواز ترکیش از تهران به استانبول و از استانبول به زاگرب رفتیم.

کل پرواز با حساب توقف در استانبول، شش و نیم ساعت بود. برگشت هم از زاگرب به استانبول و از استانبول به تهران بود. ماشینی که برای این سفر اجاره کردیم از شرکت Avis بود و برای 12 روز مبلغ 1600 دلار از ما دریافت کرد؛ در این مدت از آپارتمانهای اجاره­ای استفاده کردیم که مبلغ آن حدود شبی صد دلار برای سه نفر بود. سه شب در زاگرب، چهار شب در ری یکا و پنج شب در شهر اسپلیت.

یکی از شرط­های ما برای اجاره کردن آپارتمانها، داشتن پارکینگ بود، بعد از رفتن به آپارتمانهای زاگرب و اسپلیت متوجه شدیم که پارکینگ ندارند. در فرودگاه سیم کارت گرفتیم که برای این مدت از آن استفاده کنیم، برای ده گیگ مبلغ پنجاه کونا پرداخت کردیم.

روز اول، 28 مرداد (18 آگوست) 2021:

ما ساعت هشت صبح به فرودگاه زاگرب با نام Franjo Tudman رسیدیم و پس از تحویل گرفتن ماشین به مرکز شهر زاگرب یعنی Gornji grad رفتیم، در نزدیکی آنجا محلهایی برای پارک ماشین در نظر گرفته بودند که پارکومتر کنار آن بود و به ازای مدتی که آنجا توقف می­کردیم؛ حدود 10 کونا برای هر ساعت پرداخت می­کردیم. در این محله قدیمی کوچه­های باریک و سنگفرش بود که باید پیاده روی می­کردیم. در این منطقه موزه تاریخ ملی کرواسی قرار داشت که متاسفانه به خاطر تعمیرات موقتاً بسته بود. بنابراین به کلیسای سنت مارک با سبک گوتیک رفتیم که یکی از شاخص­های شهر زاگرب است. این کلیسا با سقف کاشی کاری و رنگ بندی زیبا در قلب شهر زاگرب است.

سپس به درب سنگی که مربوط به قرن 13 است رفتیم (stone gate)
و سپس به کلیسای سنت کاترین رفتیم:(church of st.catherine)
در ادامه مسیر از بازار محلی رد شدیم که انواع و اقسام میوه ­ها را در آنجا می­فروختند:
نهار را در رستورانی در مرکز شهر خوردیم(نوعی غذای محلی که با ماهی مرکب درست شده بود) و سپس از کنار تئاتر ملی رد شدیم:
  در قسمت جلوی آن مجسمه مشهور The well of life وجود داشت که اثر ایوان مشتروویک معمار مدرن معروف کروات می ­باشد:
در خیابان­های زاگرب، نقاشی­های خیابانی بسیاری به چشم می­خورد که بسیار جالب هستند؛ حتی کوچه­های باریک که کف آنها نقاشی شده­اند و جالب است که این نوع نقاشی­ها، به نوعی معرف زاگرب هستند.
   

و از آنجا به، cathedral of the Assumption of the Blessed virgin Mary رفتیم که بسیار کلیسای بزرگ و زیبایی بود:
موزه عشق شکست خورده، موزه هنرهای ساده، کاخ ویسروی، خانه ایوان مشترویک (معماری معروف قرن 18)، و تئاتر ملی کرواسی هم در این محله Gornj grad بود که می­توان از آنها بازدید کرد؛ جالب بود که در این منطقه wifi رایگان بود خیابان­های زاگرب بسیار دلنشین و زیباست؛ قهوه­های خوب و رستوران­ها با غذاهای محلی دارد؛ حدود قیمت غذا حدود 60 تا 150 کوناست.

در زیر شهر زاگرب تونل­هایی حفر شده که برای جنگ جهانی دوم بوده است که در سال 2016 این تونلها را برای بازدید عموم باز کردند که از آنها هم دیدن کردیم.

پس از آن به برج Lotrscak رفتیم. این برج یکی از قدیمی­ترین ساختمانهای زاگرب است. در این برج که قدمت آن به قرن 13 برمی­گردد؛ ناقوسی بوده که هر روز عصر هنگام ، به صدا در میامده تا اعلام بسته شدن دروازه­های شهر را بکند. از بالای آن نیز می­ توان تمام شهر را دید و منظره جالبی دارد.
خیابانی بنام Tkalcicvea وجود دارد که انواع و اقسام غذاها و رستوران­های عربی، هندی، اروپایی و ملیت­های مختلف در آن جا وجود دارد.
پس از گشت زدن داخل شهر برای تحویل آپارتمان رفتیم آپارتمانی نزدیک به مرکز شهر گرفته بودیم ولی متأسفانه پارکینگ و آسانسور نداشت و ماشین را در محل­های پارک در خیابان گذاشتیم آپارتمان تمیز و مرتب و کوچکی بود که عکس­هایش را برایتان می­ گذارم:

برای عصر هنگام به پارکی داخل شهر بنام garon lake رفتیم که دریاچه­ای در وسط پارک داشت که برای قایقرانی و شنا ساخته شده بود و در اطراف آن محلهایی برای ورزش و بازی بچه­ها و دوچرخه سواری و دو  داشت و محلی برای اجرای موسیقی در فصول تابستان داشت و در کل، پارک مناسبی برای ورزش و آرامش و شنا و آفتاب گرفتن بود.

روز دوم، 29 مرداد (19 آگوست 2021)

به قصد رفتن پارک ملی plitvice که ثبت یونسکو شده است، صبح زود بیدار شدیم و پس از مسافت حدود یک ساعت و 45 دقیقه (130 کیلومتر) به پارک رسیدیم، کل مسیر جنگلی و بسیار جاده سرسبز و زیبایی بود؛ پارک دو راه ورودی داشت و محلی برای پارک اتومبیل داشت که با توجه به ساعت پارک ماشین هزینه دریافت می­شد. صف بلیط ورودی بسیار شلوغ بود و بهتر این بود که بلیط را بصورت اینترنتی خرید می­کردیم؛ بعد از حدود 3 ساعت معطلی بداخل پارک رفتیم؛ قیمت بلیط برای هر نفر 250 کونا بود که شامل گشت و استفاده از قایق و اتوبوس­های داخل مجتمع نیز می­شد. این مجموعه شامل بر 16 دریاچه و آبشارهای متعدد و چندین رستوران و هتل نیز بود. برای ورود به پارک می­توان با خود خوراکی و آب برد. کفش­های مورد استفاده برای این پارک باید بسیار راحت باشد و سرنخورد. لباس­ها هم بهتر است در دو لایه باشد چون احتمال خیس شدن لایه اول در نزدیک آبشارها وجود دارد. پیاده روی پارک حدود 4 ساعت زمان نیاز دارد. کلاه و عینک باید حتماً همراه باشد. آبشارها و دریاچه­های پارک بسیار زیبا هستند و روی دریاچه­ها پل­های چوبی تعبیه شده است که می­توان به راحتی سطح دریاچه­ ها را پیمود.

روز سوم: 30 مرداد (20 آگوست 2021)

صبح به Mirgoj cemetery رفتیم که این بنا توسط Hermonn bolle در سال 1876 ساخته شده ; مساحت بنا و باغ آن 000/28 مترمربع است. کلیسای ورودی آن، کاتولیک و ارتودکس است مقبره بسیاری از خاندان مشهور و سرشناس کرواسی در این باغ جای گرفته است. همینطور مقبره بسیاری از سربازان جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم هم دراین جاست.
سپس به باغ بوتانیکای زاگرب رفتیم؛ سبک گیاه شناسی این باغ، از نوع انگلیسی است. این باغ در سال 1889 توسط آنتوان هاینز ساخته شده ; مساحت آن 000/50 مترمربع است و داخل شهر قرار دارد و در حال حاضر متعلق به دانشگاه علوم زاگرب است و داخل آن 5000 گونه گیاهی است. ورودی آنجا 10 کونا می­ باشد.
روز چهارم، 31 مرداد 1400 (21 اگوست 2021): صبح زود پس از تحویل دادن آپارتمان در زاگرب، به پارک maksimir رفتیم (ما برای 3 شب، 150 دلار پرداخت کردیم) پارک با درختان کهنسال، باغ وحش، دریاچه در سال 1974 شروع به ساخت شده و در سال 1843 ساخت آن پایان یافته. سبک باغ انگلیسی است، مردم در پارک در حال ورزش و دو بودند به نظر می­رسد که مردم کرواسی به ورزش و پیاده روی و دوچرخه سواری اهمیت می­دهند و کمتر از ماشین برای تردد در شهر استفاده می­کنند، بازدید از پارک که حدود 1.5 ساعت طول کشید.

سپس از زاگرب خارج شدیم و از طریق اتوبان، مسافت 160 کیلومتر را طی کردیم تا به شهر Rijeka رسیدیم;  سرعت در اتوبان 130 بود. در 5 کیلومتری شهر ری­یکا، آپارتمانی در میان باغهای انگور و انجیر کرایه کردیم که برای 4 شب مبلغ 280 دلار پرداخت کردیم. آپارتمان بسیار شیک و مدرن با تجهیزات کامل آشپزخانه و دارای پارکینگ و ایوان بود:
پس از کمی استراحت به مرکز شهر ری­یکا رفتیم؛ در قسمت بام شهر قلعه ای بنام Trast ساخته شده که مربوط به قرن 13 است. و بقایای یک قلعه رومی است و گفته شده که متعلق به فرانکوپن بوده ; قلعه دید خوبی به خلیج ری­یکا دارد.
در کنار قلعه، کلیسایی بنام shrine of our lady of trast وجود دارد که در سال 1453 توسط فرانکوپن ساخته شده.
برای دستیابی به این کلیسا و قلعه می­توان از میدان اصلی شهر با پیمودن 561 پله به اینجا آمد ولی ما با ماشین به این قسمتها رفتیم و سپس به میدان اصلی شهر و مرکز شهر رفتیم.
در ابتدا به دیدن st.vitus cathedral  رفتیم.
و سپس city tower:
و سپس دروازه­ای بنام Roman aron را که در حال تعمیر بود دیدیم:
ری یکا شهری بندری و پر از کشتی­های بارگیری است و در استان kvarner واقع شده است و مرکز استان است.

یک میدان اصلی دارد که کلیساها و رستوران­ها و نقاط دیدنی همه در همان اطراف است و در شهر، توریستی به چشم نمی­خورد. شام را در یکی از رستوران­های کنار بندر صرف کردیم.

روز پنجم؛ 1 شهریور 1400 (22 آگوست 2021)

به قصد دیدن استان Istria از استان kvarner خارج شدیم، بیشتر مسیر اتوبان بود، فاصله 103 کیلومتر را طی کردیم و به شهر pula رسیدیم.

در ابتدا از آمفی تئاتر پولا دیدن کردیم که در سال 79 بعد از میلاد برای جنگ گلادیاتورها ساخته شده بود. آمفتی تئاتر بسیار بزرگ و زیبا و شبیه collosseum شهر رم بود ; گنجایش 5000 نفر را داشته، داخل آن محل نگهداری حیوانات و محل نگهداری گلادیاتورها دیده می­شود. این آمفی تئاتر چندبار مرمت شده و در حال حاضر بسیار خوب نگهداری شده و در حال حاضر برای اجرای موسیقی­ها و کنسرت­ها از محوطه داخل آن استفاده می­شود. ورودی آن 73 کوناست و بازدید آن حدود 45 دقیقه زمان می­برد.
سپس از آنجا پیاده به داخل بافت قدیم رفتیم و از church of st.nicholasدیدن کردیم.

سپس بالای یک تپه رفتیم که یک قلعه­ ای که توسط ونیزی ها ساخته شده بود و در کنار آن یک موزه آثار تاریخی بود رفتیم:
داخل شهر چندین دروازه بود، یکی بنام twingate که مربوط به قرن 2 و 3 میلادی است:
و دیگری Gate of Hercules که مربوط به قرن 1 میلادی است:
دیدن شهر پولا تقریباً نیاز به 3 ساعت دارد.

بعد از دیدن پولا به سمت شمال حرکت کردیم در ادامه مسیر به شهر bale رسیدیم داخل­­­ شهر bale دو کلیسا بنام­های st. Elizabeth (قرن 16) و ST. Anthony را دیدن کردیم.
در ادامه مسیر به سمت شمال به شهر Rovinj رسیدیم ; شهری بسیار زیبا با پیشروی در آب و شبه جزیره با کوچه­های سنگفرش و باریک که باید برای دیدار شهر قدیم این منطقه را پیاده طی کرد رستوران­های زیبا با پنجره­های رو به دریای آدریاتیک و خانه­های با رنگبندی متنوع و در ورودی شهر بازاری برای فروش زیتون و روغن زیتون و ترافل (یک نوع قارچ که در پخت انواع و اقسام غذاهای کرواسی نقش ایفا می­کند) و میوه وجود دارد.

نهار را در یکی از رستوران­های Rovinj میل کردیم.

این شهر توسط رمی­ ها ساخته شده، خانه­ های آن مربوط به قرن 18 است. برج ناقوس آن شبیه سن مارکوی ونیز است یک کلیسا هم داخل شهر وجود دارد:
داخل شهر منع تردد برای ماشین وجود دارد ولی در کنار آن پارکینگ­ هایی با پارکومتر برای پارک ماشین وجود دارد که دغدغه پارک ماشین را از بین می­ برد.

دیدار شهر Rovinj حدود 3-2 ساعت زمان می­برد. در ادامه مسیر به سمت شمال به شهر porec رسیدیم که یک شهر باستانی و مربوط به رمی­ها است. با اینکه شهر بسیار باستانی و قدیمی است اما به خوبی محافظت شده، داخل شهر یک کلیسا بنام Euphrasian Basilica است که مربوط به قرن ششم میلادی است و از آثار یونسکوست. داخل آن ستون­های مرمری زیبا و کف آن موزائیک­های مربوط به قرن چهارم میلادی است.

در اطراف کلیسا، مغازه ­های صنایع دستی، انواع شیرینی و شکلات و رستوران و بارهای خوب و شیک مشاهده می­ شود.

پس از ترک شهر porec، در ادامه مسیر به سمت شمال از دریای آدریاتیک دور شدیم و به شهری در بالای تپه رسیدیم بنام شهر Buje؛ که شهری دست نخورده و کهنه مربوط به قرون وسطا، دیوارهای شهر بسیار کهنه و قدیمی به سبک ونیزی با رنگ بندی تیره و خاکستری و کوچه­های باریک با یک میدان اصلی و یک قلعه و یک کاتدرال بنام st.servelus مربوط به قرن 16 و church of st.mary مربوط به قرن 15 را مشاهده کردیم.

در 8 کیلومتری شهر Buje، شهر دیگری بنام Groznjan وجود دارد که شهر کوچک زیبا؛ با سبک ونیزی است:

پس از خروج از این شهر، به شهر Motovun رفتیم که شهر برفراز یک تپه ساخته شده، ماشین را خارج شهر پارک کردیم و از کوچه­های با شیب بسیار تند و سنگفرش بالا رفتیم. در کوچه­ها، آپارتمان­های زیادی برای اجاره به چشم می­خورد. اتوبوس­ها در پایین شهر در پارکینگ مخصوص پارک می­کنند و مردم را از طریق یک راه آسانسور مانند به بالای شهر می­برند درست در بالاترین قسمت شهر St.Stephen church وجود دارد و در اطراف آن کافه­ها و رستوران­ها و بارها وجود دارد. سالیانه در این شهر فستیوال فیلم Motovun با حضور هنرمندان در اواخر جولای برگزار می ­شود.
شب هنگام به شهر ری­یکا باز گشتیم.

روز ششم، 2 شهریور 1400 (23 آگوست 2021)

به قصد دیدن استان Northern Dalmatia

صبح زود بیدار شدیم. این استان در کنار دریای ادریاتیک واقع شده است و مهمترین شهر آن Zadar است.

ما در ابتدا به سمت شهر sibenik حرکت کردیم که از ری­یکا 215 کیلومتر فاصله داشت و بیشتر مسیر اتوبان بود. در اتوبان­ها، ابتدای ورودی فیشی داده می­شود و در هنگام خروج از اتوبان با توجه به مسافت طی شده در اتوبان مبلغی اخذ می­شود که از ری­یکا تا شیبنیک حدود 160 کونا از ما دریافت کردند.

داخل شهر شیبنیک، چندین چرچ و یک موزه و یک باغ قرون وسطایی بنام Lawrence st.و بقایای چهار دژ و استحکامات نظامی وجود دارد و همینطور یک کاتدرال بنام Cathedral of st James که مربوط به قرن 15 است و ثبت یونسکو شده است، کلیسا سنگی است و مجسمه 71 سر از جنس سنگ به دیوارهای آن نصب شده و هم از بیرون و هم از داخل بسیار زیبا و دیدنی است. این کلیسا جزو آثار یونسکوست و بلیط ورودی آن 15 کونا است.
در شهر شیبنیک یک سری دژها و استحکامات نظامی ونیزی بنام Venetian works of Defence بود که مربوط به قرن 16 و 17 میلادی است که یکی از آنها به نام سنت نیکولاس ثبت یونسکو شده است. این استحکامات و دژها توسط مهندسین ونیزی ساخته شده و برای جلوگیری و دفاع در برابر ترکان عثمانی بوده است. این اثر در 9 کیلومتری شهر شیبنیک است و داخل آب است. با ماشین می­توان تا نزدیکی دژ رفت و مابقی راه را که حدود 300 متر است با قایق یا پیاده روی چوبی که ساخته شده است طی کرد.

نهار را در شهر شیبنیک خوردیم و بعد به سمت شمال و شهر زادار حرکت کردیم. فاصله این دو شهر حدود 88 کیلومتر است. شهر قدیم زادار مربوط به قرن 13-12 است و حالت شبه جزیره دارد و دور تا دور آن دیواری بلند وجود دارد. برای ورود به شهر قدیم، ماشین را در جایگاه ماشینها پارک کردیم و از یکی از ورودی­های شهر، وارد شدیم، در نزدیک به ورودی شهر یک کلیسا بنام  church of st.donatاست که مربوط به قرن 9 میلادی است و داخل آن شکل مارپیچی و سیلندری و شبیه به حلزون است و در نوع خود منحصر به فرد و جالب است و یکی از نمونه معماری­های بیزانسی است و بلیط ورودی آن 20 کونا است.
داخل شهر قدیم پارکی بنام Queen Jelena و چندین کلیسای کوچک و موزه و کلیسای سنت آناستازیا و کاخ Rector وجود دارد.
در ساحل زادار، سازه­ای پلکانی برای جلوس مردم ساخته شده که آب دریا وارد pipeهایی می­شود و ایجاد صداهایی می­کند. این pipeها در زیر پلکان­ها واقع شده و صدا توسط سوراخ­هایی به سطح می­آید و مردم روی پله­ها می­نشینند و از صدای موسیقی آب لذت می­برند. این سازه توسط Nikola hosic در سال 1946 با نام sea organ ساخته شده.
در کنار آن سازه دیگری توسط همان آرشیتکت ساخته شده بنام Greeting to the sun که شامل بر 300 صفحه خورشیدی است که سنسورهای حساس به نور در طول روز، نور خورشید را جذب می­کنند و شب هنگام آزاد می­کنند، هر کدام از آنها به یک رنگ هستند و شب­ها نمای بسیار جالبی را ایجاد می­کنند. این ساحل مکانی جذاب و زیبا برای توریست­هاست. آلفرد هیچکاک، غروب زادار را زیباترین غروب دنیا توصیف کرده است.
عصر هنگام با طی مسافت 220 کیلومتر به ری­یکا بازگشتیم و جالب بود که گوگل مسیر برگشتی که برای ما در نظر گرفت از جاده کنار دریا بود و این بار از اتوبان باز نگشتیم و مبلغی هم پرداخت نکردیم؛ مسیر بسیار زیبا بود اما جاده نسبتاً باریک بود و از شهرهای کوچک مختلف گذشتیم.
روز هفتم، 3 شهریور 1400 (24 آگوست 2021)

این روز را به استراحت و استفاده از ساحل پرداختیم. به این منظور به جزیره­ای در نزدیکی ری­یکا بنام krk رفتیم، این جزیره توسط پلی به سرزمین اصلی وصل است و فرودگاه ری­یکا هم در این جزیره است.

داخل این جزیره مملو از هتل و مراکز خرید و مراکز تفریحی و قایق­سواری و ورزش­های آبی و سواحل شنی و سنگی بسیار زیبا و شلوغ است. در کنار ساحل؛ رستورانها و کافه­هایی مملو از جمعیت وجود داشت. در این جزیره شهری بنام krk وجود داشت که داخل آن چندین کلیسا، کوچه­هایی باریک، کافه­ها و رستورانهای خیلی خوب و قلعه­ای بنام فرانکوپن وجود داشت.
در این جزیره به شهرهای Dobrinj و Malinska سر زدیم.
و به ساحل Baska رفتیم و از آب و ساحل استفاده کردیم و نهار را در آن جا صرف کردیم (اکثر سواحل کرواسی مخلوط شن و سنگ و ماسه است که برای سفر حتماً باید کفش مخصوص دریا همراه باشد).
نهار را در همین ساحل صرف کردیم (یک نوع ماهی orada s pilogom را صرف کردیم که بسیار خوشمزه بود).

روز هشتم؛ 4 شهریور 1400 (25 اگوست 2021)

پس از 4 شب اقامت در ری­یکا، از صاحب خانه (خانم و آقای مسن و بسیار مهربان که هر روز از باغ برای ما میوه و خوراکی می­آوردند) خداحافظی کردیم و این شهر را به قصد اقامت در شهر split ترک کردیم.

در طی مسیر در اتوبان از شهری بنام ogulin عبور کردیم، دراین شهر قلعه­ای وجود داشت که فرانکوپن در قرن 15 آن را ساخته و مارشال تیتو را در سال­های 1927 و 1933 در زندان این قلعه زندانی کرده ­اند.

در طی مسیر از اتوبان خارج شدیم و مسیری را در جنگل طی کردیم و به روستای similjan رفتیم که محل تولد نیکلا تسلا بود و در آن جا زادگاه و موزه نیکلاتسلا بود. در موزه اختراعات تسلا، مدل­های آموزشی برای کودکان و کتاب­ها و کتابخانه تسلا و گهواره او مشاهده می­شد.

کلیسایی نیز در کنار خانه او بود که دیدن کردیم. ورودیه موزه نیکولا تسلا 50 کونا بود.
پس از دیدار از خانه و موزه تسلا، ادامه راه دادیم و به پارک ملی paklenica رفتیم، این پارک ملی و درختان کهنسال و این منطقه ثبت یونسکو شده است. کوه های آن صخره ­ای است و این منطقه محلی برای صخره نوردان است. راه ماشین روی آن سخت و باریک و طولانی است. و در انتهای مسیر هم پیاده روی دارد.
هنگام ظهر به شهر زیبای trogir رسیدیم. این شهر قدیمی مربوط به 3 قرن قبل از میلاد است و در واقع جزیره­ای در  دریای آدریاتیک است و با یک جاده به کشور وصل شده کل شهر جزو یونسکوست. این شهر زیبا با خانه­های سنگی شامل بر چندین کلیسا، قصر، موزه، قلعه، برج ساعت در کنار دریا و رستوران­ها و کافه ­ها و مغازه­ های زیبا، بسیار جالب به نظر می­ رسد.
در ورودی کلیسای سنت لارنس، مجسمه آدم و حواست که دو شیر از آنها محافظت می­ کنند:
عصر آن روز به شهر زیبای اسپلیت رسیدیم. آپارتمان ما در نزدیکی بافت قدیم شهر واقع شده بود. آپارتمان دوخوابه با تجهیزات کامل، قدیمی ولی بازسازی شده و مبلغ 496 یورو برای مدت 5 شب هزینه کردیم. شهر قدیم اسپلیت جزو آثار یونسکوست و قسمت­هایی از بافت قدیم آن لوکیشن سریال Game of thrones است. شب را در منزل استراحت کردیم تا صبح زود برای بازدید از شهر Dubrovnik آماده باشیم.

روز نهم؛ 5 شهریور 1400 (26 آگوست 2021)

صبح زود به قصد دیدار شهر تاریخی و زیبای دوبرونیک حرکت کردیم. بین این دو شهر 165 کیلومتر فاصله است و در دو استان مجزا هستند.

اسپلیت در دالماتیان مرکزی و دوبرونیک در دالماتیان جنوبی است.

بین آنها کشور بوسنی و هرزگوین واقع شده؛ بنابراین برخی ماشینها از اسپلیت سوار کشتی می­شوند و این مسیر را دریایی طی می­کنند. ما از راه زمینی و گذاشتن از مرز وارد بوسنی شدیم؛ حدود ده دقیقه با ماشین در صف مرزی بودیم؛ گذرنامه­ها را چک کردند و اجازه عبور دادند در این ناحیه پلی در حال ساخت است که احتمالاً تا چند سال دیگر به بهره­برداری می­رسد که از طریق آن وارد شبه جزیره pelijesac شده و نیاز به عبور از کشور بوسنی مرتفع می­شود. در این مسیر از کنار مزارع انگور و شراب­های مربوط به هر مزرعه و پنیرهای خاص هر مزرعه رد شدیم.
شهر دوبرونیک بسیار شلوغ و مملو از توریست بود. تمام پارکینگ­ها اشباع از ماشین بود. و بناچار در جای دوری نسبت به شهر قدیم ماشین را پارک کردیم و پیاده به شهر قدیم رفتیم. این شهر جزو آثار یونسکوست و لوکشین اصلی سریال Game of thrones است. دور نمای شهر بسیار زیبا حاوی خانه­هایی با سقف قرمز، دیواری قلعه مانند دور تا دور شهر در وسط دریاست و باید از یکی از دروازه­های شهر وارد آن شد. شهر کوچه­های باریک و سنگفرش و راه­پله­هایی در دو طرف خانه­های قدیم دارند. میدان اصلی شهر پر از توریست بود. این شهر بدنبال زلزله شدید آسیب دیده و دوباره بازسازی شده است.
در مرکز شهر چندین کلیسا،‌ موزه، کاخ وجود دارد. می­توان از روی دیواری که دور تا دور شهر کشیده شده و از بالا، شهر را دید برای ورود به بالای دیوار بلیط آن را که 200 کونا بود خریدیم حدود 90 دقیقه طول کشید تا کل دیوار دور تا دور آن را طی کردیم و جا به جای شهر را از بالا دیدیم. در بالای شهر، تله کابین هم وجود دارد که می­توان قسمتهایی از شهر را با تله کابین دید داخل شهر چندین کلیسا و قصر و موزه و گالری نیز وجود دارد.
در کشور کرواسی نوعی قلاب بافی هم ثبت یونسکو شده که در کوچه های دوبرونیک دستفروش هایی که این هنر صنایع دستی را به فروش گذاشته بودند دیده می شوند.
در مرکز شهر، میدان Loggia واقع شده است که در اطراف آن ساختمانهای مهم، برج ساعت واقع شده است این میدان در انتهای خیابان اصلی شهر است که این خیابان از شرق به غرب کشیده شده و میدان Loggia در منتهی الیه شرقی این خیابان است. این خیابان مربوط به قرن 12 است و در آن انواع کافه­ ها و بارها قرار دارد. قصر وکتور مربوط به قرن 15 بسیار زیبا و دیدنی بود.

در قسمت غرب شهر قدیم، دژ Lovrijenac وجود دارد که برای صعود به آن باید از پله­ها بالا رفت که برای ورود به داخل آن باید بلیط تهیه کرد که توریست­های زیادی به داخل آن می­روند که جذابیت آن بیشتر به خاطر یکی از سکانس­های سریال بازی تاج و تخت است.
برای صرف نهار در این شهر بسیار زیبا و تاریخی به یکی از رستوران­های شهر رفتیم و برای نهار یک پاستای محلی این شهر بنام sporki makaroli صرف را کردیم.

عصر هنگام شهر دوبرونیک را ترک کردیم و بعد از گذر از بوسنی و هرزگوین، در راه برگشت به دنبال تعدادی قبور مربوط به قرون وسطی رفتیم که ثبت یونسکو شده است با نام stecci medieval tombstorf پیدا کردن این قبور بسیار سخت بود و نهایتاً یکی از افراد محلی با دیدن عکس این مقبره­ها، ما را راهنمایی کرد.

نهایتاً شب هنگام به شهر اسپلیت رسیدیم.

روز دهم؛ 6 شهریور 1400 (27 آگوست 2021)

روز 10، 11 و 12 بدلیل اینکه بنده در کنگره ثبت نام کرده بودم مجبور شدم که از صبح تا عصر در کنگره حضور بهم رسانم و فقط عصرها را به گردش در شهر اسپلیت پرداختیم.

شهر قدیم اسپلیت :

بافت قدیمی شهر اسپلیت بسیار شلوغ و مملو از توریست و پر از کافه و رستوران و همچنین سربازهایی با لباس­های قرون وسطایی برای عکس انداختن با مردم بود. شهر در کنار دریا واقع شده و کشتی­ها و قایق­هایی که کنار بندر پهلو گرفته بودند.

شهر قدیم چندین دروازه ورودی دارد با نام Golden gate, silver gate, Iron gate که در واقع در بین آنها قصری قرار گرفته به نام palace of Diocletian که امپراتور این منطقه در سال 284 بوده و این قصر را ساخته است که در حال حاضر این قصر به شکل سنتی حفظ شده و مغازه­های صنایع دستی و رستورانها در آن واقع شده است. این قصر هم یکی از لوکیشن­های سریال بازی تاج و تخت می­ باشد.کلیسای بانوی مادر کنار دروازه آهنی واقع شده است.

شهر اسپلیت بسیار زنده و شاداب است و شب هنگام در نقطه به نقطه آن کنسرت­های به سبک امروز یا به سبک قدیم اجرا می­شود و مردم به دور آنها حلقه زده­اند و گوش فرا می­دهند. پیاده روی در کنار ساحل اسپلیت هم بسیار مفرح است.

در شهر اسپلیت، چندین کلیسا، موزه، گالری، قلعه دیده می­شود در عصر روز دوازدهم، به اسکله­ی بندر اسپلیت رفتیم در آن جا Ferry هایی که ساعت به ساعت حرکت کرده و به جزایر دریای آدریاتیک می­روند دیده می­شود. بلیط دو طرفه به قیمت 200 کونا برای هر نفر برای جزیره هوار (Hvar) خریدیم و بمدت 1 ساعت در کشتی بودیم تا به این جزیره رسیدیم جزیره­ای بسیار سرسبز و زیبا با کافه ­ها و رستوران­های شیک و قلعه و کلیسا و هتل و ساحل سنگی که مردم در آن در حال شنا بودند. قدمت این جزیره به قرن 4 قبل از میلاد برمی­ گردد.
در میدان اصلی شهر؛ کاتدرال سنت استفان واقع شده که از آن دیدن کردیم. باغ گل زیبایی هم بود که از آن هم دیدن کردیم. قایق­های تفریحی و شیک هم برای اجاره در کنار ساحل بودند که بصورت ساعتی اجاره می­دادند تا از دریا و زیبایی­های آن استفاده شود. قصد داشتیم که از جزیره korcula که به گفته برخی محل تولد مارکو پولو است و خانه ایشان هم در این جزیره است، دیدن کنیم که دیگر فرصت نشد.

روز 13؛ 6 شهریور 1400 (27 آگوست 2021)

صبح زود ، آپارتمان را ترک کردیم و وارد اتوبانی شدیم که مستقیما از اسپلیت تا زاگرب کشیده شده بود، فاصله این دو شهر 259 کیلومتر می­باشد. به فرودگاه رفتیم و وسیله نقلیه را تحویل دادیم و با پرواز ترکیش به فرودگاه استانبول آمدیم و پس از دو ساعت توقف به تهران رسیدیم.

گزارش سفر و عکس­ها از:

الهام نصیری وعلیرضا سامانی

Share

نوشته سفر به کرواسی اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/18647-2/feed/ 4
   سفر به غرب آفریقا- غنا https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%ba%d8%b1%d8%a8-%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d9%82%d8%a7-%d8%ba%d9%86%d8%a7/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%ba%d8%b1%d8%a8-%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d9%82%d8%a7-%d8%ba%d9%86%d8%a7/#comments Sun, 03 Apr 2022 17:01:45 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=18632    سفر به غرب آفریقا- غنا غرب آفریقا مجموعه ای است ...

نوشته    سفر به غرب آفریقا- غنا اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
   سفر به غرب آفریقا- غنا

غنا، آفریقا

غرب آفریقا مجموعه ای است از تعدادی کشور کوچک که در کنار اقیانوس اطلس جا خوش کرده اند. بعضی از آنها بسیار نام آشنا هستند مثل کشور نیجریه و برخی هم به سختی اسمشان را شنیده ایم مثل کشور توگو یا گامبیا! برای علاقه مندان به گردشگری، بازدید از یکی از کشورهای این منطقه همیشه جذاب بوده است. یکی به این دلیل که تاریخ این کشورها پر از جفایی است که  استعمارگران غربی بخاطر منابع سرشارشان بر آنها روا داشته اند و دیگری فرهنگ منحصر به فرد هر منطقه است.  

داستان سفر من به کشور غنا، داستان جالبی است. دو سال پیش، یکی از همکاران ارتوپد من (دکتر آندریاس اّپِلت) در بیمارستانی که مشغول به کارم، عکسهایی را از سفرش به غنا به منظور کار داوطلبانه به من نشان داد. او گفت که 18 سال قبل به طور اتفاقی با کشیشی که برای جراحی در آلمان، بیمار او بوده آشنا شده است. آن کشیش که اکنون به مقام بیشاپ(اسقف اعظم) ارتقا پیدا کرده، از او می خواهد که برای درمان افراد نیازمند به کشور غنا سفر کند. از آن سال تاکنون تقریبا هر سال این روند درمانی در آن کشور ادامه داشته است. این سفر و کار داوطلبانه با هماهنگی همین دوست ارتوپد ما انجام شد.هزینه های این سفر بجز محل اقامت و خورد و خوراک را خودمان پرداختیم. لوازم و ابزار جراحی ارتوپدی که بعضا بسیار گران قیمت هم هستند با جمع آوری از بنیادهای خیریه و همچنین افراد خیر خریداری و تهیه شد.

حدود یک ماه قبل از سفر از طریق کنسولگری کشور غنا در دبی برای گرفتن ویزا اقدام کردیم. خوشبختانه خانم کنسول با توجه به دعوتنامه بیشاپ و همچنین توضیحات تصویری از سفرهای قبلی، ویزای ما را به صورت رایگان صادر کرد.

در زمان سفر ما قیمت پرواز مستقیم از دبی به آکرا(پایتخت غنا) حدود 2500 درهم بود. طبق قوانین سفر به کشور غنا می بایست 48 ساعت قبل از سفر تست PCR کرونا انجام می دادیم و همچنین در دو وبسایت مختلف اطلاعات سفر و همچنین اطلاعات شخصی خودمان را وارد می کردیم. در هنگام ورود به کشور غنا انجام یک تست دیگر PCR اجباری است که پول انجام آن(150 دلار آمریکا) را باید قبل از انجام سفر به صورت آنلاین پرداخت کرد. در این سفر یکی دیگر از ارتوپدهای بیمارستان به نام دکتر احمد لبیب و پسرش (یحیی) هم ما را همراهی کردند.

قبل از شروع گزارش سفر، طبق روال قبل ابتدا کمی از جغرافیا و تاریخ کشور غنا را از منابع مختلف در اینجا برای شما می آورم.

“غَنا با نام رسمی جمهوری غنا کشوری در غرب قاره آفریقا است. غنا با ۵۳۷، ۲۳۸ کیلومتر مربع وسعت(کوچکتر از وسعت خراسان رضوی و جنوبی)   از شمال با بورکینافاسو و از شرق با توگو و از غرب با ساحل عاج همسایه است و از سوی جنوب به اقیانوس اطلس پیوند می‌خورد.

آب و هوای کشور گرم و مرطوب و پرباران است. بلندترین نقطه کشور غنا، قله آفاجوتوبا ۸۸۵ متر ارتفاع، و رود ولتا (۱۴۳، ۱کیلومتر) طویلترین رود آن است. دریاچه ولتا (۴۶۲/۸کیلومتر مربع) بزرگ‌ترین دریاچه کشور است.

آکرا پایتخت این کشور و واحد پول آن،  سِدی Cedi غنا نام دارد.

غنا، آفریقا

کاکائو (دومین تولیدکننده جهانی بعد از ساحل عاج)، قهوه، نارگیل، توتون، دام و ماهی نیز از جمله مهم‌ترین محصولات کشاورزی و دامپروری کشور به‌شمار می‌آیند.

زبان رسمی غنا انگلیسی است و ۶۷ درصد از مردم به آن تکلم می‌کنند. جمعیت غنا ۳۱ میلیون نفر است.  حدود نیمی از غنایی‌ها از قوم آکان، حدود ۱۷ درصد از قوم داگبانی، ۱۴ درصد افه و بقیه از چند قوم دیگر هستند. ۹۸ درصد از مردم غنا سیاه‌پوست هستند. بیشتر مردم غنا مسیحی و حدود ۱۷ درصد نیز مسلمان اند.

غنا در ششم مارس ۱۹۵۷ از بریتانیا مستقل شد. در آن تاریخ، دو مستعمره بریتانیا یعنی «ساحل طلا» و توگولند که یک سال پیش از آن با هم ادغام شده بودند کشوری به نام غنا را تشکیل دادند. در یکم ژوئیه ۱۹۶۰ نظام جمهوری در غنا رسمیت یافت.

تا پیش از آغاز استعمار به‌ وسیلهٔ اروپاییان، این منطقه در اختیار ممالک مستقل سیاه‌پوستان بود.

با ورود پرتغالی‌ها در سده پانزدهم و نفوذ استعماری آنان و سایر اروپائیان، این ممالک از هم پاشیده شد و توسط آن‌ها تجارت برده و طلا رونق یافت. غنا در عهد استعمار به ساحل طلا مشهور بود. پس از پرتغالی‌ها، بریتانیایی‌ها آغاز به دست اندازی و تاسیس پایگاه‌های بازرگانی دیگری در غنا نمودند و رفته‌رفته شهرهائی در پیرامون آن‌ها ایجاد شد. در سال ۱۸۷۴ میلادی، بریتانیا مستعمره فرمان‌گذار ساحل طلا را تأسیس کرد و پس از ستیزهای طولانی، پادشاهی آشانتی و سرزمین‌های شمالی واقع در شمال آشانتی را نیز تحت‌الحمایه خود اعلام کرد. پس از جنگ جهانی اول، بخشی از توگولند آلمان که به قیمومیت بریتانیا داده شده بود، از لحاظ اداری ضمیمه ساحل طلا گردید.

در اواخر دهه پنجم قرن، گرایش‌های استقلال‌طلبانه مردم ساحل طلا منجر به چند شورش ملی شد. در سال ۱۹۵۱ بریتانیا قانون اساسی تازه‌ای به این مستعمره اعطا کرد که برطبق آن، نوعی خودمختاری در امور داخلی به این مستعمره داده شد و به‌دنبال آن اولین انتخابات عمومی برگزار گردید. در این انتخابات قوام نکرومه رهبر حزب ملی خلق به نخست‌وزیری رسید.

در مارس سال ۱۹۵۷ میلادی، ساحل طلا با نام تازه غنا استقلال یافت و از کشورهای همسود بریتانیای بزرگ و دارای حکومت فرمانداری کل گردید. قوام نکرومه در مقام نخست‌وزیری این کشور باقی‌ماند.

در ماه ژوئیه سال۱۹۶۰ نوع حکومت این کشور به همت قوام نکرومه تبدیل به جمهوری شد و خود نکرومه قدرت را دردست گرفت. در سال ۱۹۵۹ غنا با گینه، اتحادیه ممالک مستقل آفریقایی و در سال ۱۹۶۱ با گینه و مالی اتحادیه ممالک آفریقایی را به منظور همکاری کشورهای عضو در زمینه‌های نظامی، اقتصادی و اشتراک نظر در سیاست خارجی به وجود آورد که عملاً دوامی نیافت.

از همان آغاز ریاست جمهوری نکرومه، توطئه‌ها و دسایسی علیه وی و حکومتش انجام گرفت و بارها به جان وی سوء قصد شد. سرانجام در سال ۱۹۶۶، نظامیان با یک کودتا قدرت را در دست گرفتند و یک شورا به ریاست ژنرال ژوزف آنکرا بر کشور حاکم گشت. در سال ۱۹۶۹، آنکرا مجبور به کناره‌گیری شد و ژنرال آکواسی آفریقا به قدرت رسید. آفریقا در رأس یک هیئت حاکم سه نفره قرار داشت. این هیئت در سال ۱۹۷۰ منحل گشت و ادواردآکوف آدوی حقوقدان به حکومت رسید، ولی حکومت وی نیز دوامی نیاورده و در سال ۱۹۷۲سرهنگ آچیمپونگ با یک کودتای نظامی قدرت را دردست گرفت. در سال‌های پس از نکرومه، وضع اقتصادی غنا همواره رو به تنزل بوده و در آخر دهه هشتم سده بیستم به بدترین دوران خود رسیده بود. در سال ۱۹۷۸ ژنرال فردآکوفو به‌قدرت رسید، ولی دولت او نیز سال بعد به‌وسیله نظامیان دیگری به رهبری جری راولینگز منحل  شد.

انتخابات عمومی که در همان سال برگزار شد، پس از چند سال حکومت نظامی، یک غیرنظامی به نام هیلالیمان را بقدرت رساند.

در سال ۱۹۸۱ جنگ‌های قبیله‌ای در غنا آغاز شد و در آخر همان سال یک کودتای نظامی که بار دیگر به ریاست جری راولینگز صورت گرفت که هیلالیمان را سرنگون کرد.

جری رااولینگز اعلام کرد که خود نمی‌خواهد قدرت را در دست بگیرد. پس از کودتا یک مجمع مقاومت ملی به ریاست راولینگز بر اوضاع حاکم شد. روابط غنا پس از کودتا با غرب رو به تیرگی نهاد و با لیبی گسترش یافت.”

گزارش سفر:

روز  اول، 19 آذر 1400، دهم دسامبر 2021:

پرواز مستقیم دبی به آکرا ساعت 7:35  به وقت دبی و بدون تاخیر انجام شد. بعد از یک پرواز طولانی 8:30 ساعته در ساعت 12:05 به فرودگاه Kotoka International Airport آکرا وارد شدیم. ابتدا به یک صف طویل برای انجام تست کرونا هدایت شدیم. قبل از انجام تست گواهی پرداخت 150 دلار آمریکا برای انجام تست کرونا را نشان دادیم. تست انجام شد. کمی جلوتر کارت واکسیناسیون تب زرد را چک کردند. صف طولانی بعدی مربوط به پلیس گذرنامه بود. افسر مربوطه فرم مخصوصی را که در هواپیما به ما داده بودند و حاوی اطلاعات شخصی و محل اقامت در غنا بود را به دقت مطالعه کرد و پس از پرسیدن چندین سوال با ربط و بی ربط! مهر ورود را به پاسپورت زد. بلافاصله قبل از ورود به محوطه تحویل بار، پلیس دیگری ایستاده بود که پاسپورت ها را مجددا چک می کرد و از برخی سوال و جواب بیشتری می پرسید. وقتی پاسپورتم را به او دادم، خانمی که کنار دست او ایستاده بود چیزی به او گفت و او هم پاسپورت من را به من داد. خانم جوان به من خوش آمد گفت ، خودش را آنجلینا معرفی کرد و من را با خودش به سمت محل تحویل بار برد. دو تا از همسفران من هم آنجا بودند و نفر بعدی چند دقیقه بعد به ما ملحق شد. آنجلینا گفت که از طرف بیشاپ آمده تا در فرودگاه مشکلی برای ما پیش نیاید. تا زمان تحویل بار برای تبدیل پول به یکی از صرافی های فرودگاه رفتم و کمی پول غنایی گرفتم. واحد پول غنا ” سی دی Cedi” است و هر یک دلار معادل 6.2 سی دی است. یعنی هر 100 دلار معادل 620 سی دی.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Ghana, Africa

Money from Ghana – Cedi a business background

 در این فاصله یک نقشه شهر آکرا و کشور غنا را هم به قیمت 50 سی دی خریدم. پس از تحویل بارها وارد گمرک شدیم که با صحبتی که آنجلینا با مامور گمرک داشت، بارهای ما را بازرسی نکردند و به این ترتیب از هفت خان فرودگاه خارج شدیم.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

 سراغ جایی را گرفتم که بشود سیم کارت تهیه کرد. فروشگاه کوچکی در محوطه فرودگاه بود که سیمکارت می فروخت ولی چند نفر جلوتر از من در صف خرید سیمکارت بودند و پروسه انجام این کار هم به کندی پیش می رفت. مجددا آنجلینا وارد شد و با مسئول باجه صحبت کرد. پاسپورت من را گرفت و من سیم کارت دلخواه خودم را با 20 گیگابایت اینترنت 120 سی دی خریدم و بلافاصله هم فعالش کردند.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

 در فرودگاه جراح ( دکتر سیمون) و یکی از پزشکان بیمارستانی که قرار بود ما در آنجا کار کنیم هم به استقبال ما آمدند. بلافاصله سوار یک ون شدیم و به سمت شهرMampong حرکت کردیم. در داخل شهر آکرا، آنجلینا را پیاده کردیم.در مسیری که همراه ما بود گفت که در اداره مواد مخدر غنا و در شعبه فرودگاه کار می کند و وجود او سبب شده که بسیاری از بازرسی هایی که برای خارجی هایی که به کشور وارد می شوند انجام نشود، مخصوصا با ملیت هایی از آسیا!!!

دکتر احمد که با فرزند خود به این سفر آمده بود بسیار عصبانی بود، او گفت که افسر پلیس گذرنامه رسما به او گفته که باید 100 دلار رشوه به او بدهد و وقتی که او این پول را پرداخت کرده مجددا 100 دلار دیگر خواسته و گفته که شما دو نفر هستید!!!

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

جاده های بین شهری در غنا معمولا کیفیت خوبی ندارند و حاشیه شهرها بسیار کثیف و پرترافیک است. این عوامل سبب میشد تا سرعت متوسط تردد کاهش پیدا کند. همین موضوع عاملی بود تا ما فاصله فرودگاه آکرا تا خانه بیشاپ (حدود 270 کیلومتر)  در Mampong را  7 ساعته طی کنیم. در بین راه چند بار ایستادیم و از فروشندگان محلی خرید کردیم.  

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

حدود ساعت 8 به منزل رسیدیم. آقای Joseph Osei-Bonsu بیشاپ 72 ساله منطقه آشانتی است که میزبان ما در این سفر بود. او با روی بسیار خوش به ما خوش آمد گفت. منزل او تعدادی اتاق کاملا مجزا داشت که هر کدام را به یکی از ما داد. قرار بر این شد که صبحانه ساعت 7:30 و شام ساعت 8 شب در اتاق غذاخوری سرو شود. نهار هم در آشپزخانه آماده و به بیمارستان فرستاده شود. انصافا در مدت اقامت ما بهترین کیفیت غذا توسط اِمانوئل (آشپز) برای ما مهیا شد.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

روز دوم سفر، 20 آذر، 11 دسامبر:

ساعت 7:30 برای صرف صبحانه در غذاخوری بودیم. صبحانه مفصلی فراهم دیده شده بود. نظر من را چیزی شبیه به حلیم به خودش جلب کرد. بعد متوجه شدم که طرز پخت آن شبیه به حلیم است ولی به جای گندم از جو استفاده شده است. به سبک خودم با شکر و دارچین خوردمش که برای صاحب خانه جالب بود. او به من گفت که در انگلستان از این خوراک در صبحانه به طور معمول استفاده می کنند و از آن روز تا پایان سفر، هر روز حلیم جو را در میز صبحانه داشتیم!

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

متوجه شدم که آندریاس قبل از صبحانه نیم ساعتی را اطراف منزل دویده است، با خودم عهد کردم که از روز بعد او را همراهی کنم. صبحانه ساعت 8 تمام شد و ما ساعت 8:15 در اتومبیل آماده بودیم تا به سمت بیمارستان حرکت کنیم. 

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

بیمارستان ” پاپ ژان پل دوم”  در 17 کیلومتری جنوب Mampong و در حاشیه شهر Jamasi قرار دارد که با توجه به شرایط جاده حدودا نیم ساعت فاصله است. این بیمارستان در سال 2013 افتتاح شد و به مناسبت خدماتی که دکتر آندریاس در این منطقه انجام داده بود، بخش ارتوپدی را به نام او نامگذاری کردند. 

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

به محض ورود به بیمارستان ابتدا در بخشهای بیمارستان کمی گردش کردیم و با کادر درمان آشنا شدیم. بیمارستان بسیار ساده و با امکانات بسیار کم بود. بیمارستان دو اتاق عمل در دو ساختمان متفاوت داشت. ما در ساختمانی که به ارتوپدی اختصاص داده شده بود مشغول به کار شدیم. اتاق عمل بسیار ساده بود از چراغ پورتابل برای جراحی استفاده می کردند. ماشین بیهوشی فرسوده و مربوط به 25 سال قبل بود. تقریبا از وسایل یکبار مصرف خبری نبود و همه وسایل را مجددا می شستند و برای چندمین بار استفاده می کردند، حتی برخی لوازم یکبار مصرفی که قیمت چندانی هم نداشتند مثل لوله تراشه و سر ساکشن! داروها هم بسیار محدود بود و برای یک جراحی ایمن مناسب نبود ولی ما به همین منظور اینجا بودیم تا بتوانیم با حداقل امکانات بهترین خدمات را ارائه دهیم.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

 غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

حدود ساعت 10 صبح، همکاران ارتوپد من به درمانگاه ارتوپدی رفتند تا بیمارانی را که از شهرها و روستاهای دور برای ویزیت آمده بودند ببینند. از چند ماه قبل از سفر، هماهنگی های لازم توسط بیشاپ با کلیساهای تحت نظر او انجام شده بود تا بیمارانی که توان مالی چندانی ندارند برای مداوا به این بیمارستان مراجعه کنند. من هم به اتاق عمل رفتم تا با متخصص بیهوشی جوان آنجا آشنا شوم و وسایل و داروها را بررسی کنم. متوجه شدم که جراح قرار است یک لاپاراتومی بخاطر زخم معده انجام دهد که البته این عمل در ساختمان دیگری انجام می شد. نهایتا اولین بیمار من بجای بیمار ارتوپدی، یک بیمار جراحی عمومی از کار درآمد. برای انجام بیهوشی این بیمار در کشورهای پیشرفته انواع و اقسام مانیتورینگ پیشرفته را استفاده می کنند ولی در این قسمت از جهان فقط باید دلخوش بود به یک فقره پالس اکسیمتر قدیمی و متخصص بیهوشی هوشیار! 

هنگامی که بخش جراحی را ویزیت می کردیم، خانم جوانی را دیدیم که در لیست عمل برای جراحی ساق پا قرار داشت. کنار تخت او یک مرد پلیس روی صندلی نشسته بود. پلیس درباره زمان جراحی و دوره نقاهت بیماری سوالاتی پرسید. وقتی که بخش را ترک کردیم جراح بیمارستان به ما توضیح داد که این خانم برای کاری به اداره پلیس مراجعه کرده بود. ظاهرا در پاسگاه پلیس بین پلیس و گروهی که به پاسگاه حمله کرده بودند درگیری ایجاد می شود و همین مرد پلیس اقدام به تیراندازی می کند. یکی از تیرها کمانه می کنند و به ساق پای این زن جوان که در گوشه ای پناه گرفته بوده، برخورد کرده و او را به شدت مجروح می کند. مرد پلیس که بسیار انسان مسئولیت پذیری بوده، او را به بیمارستان منتقل می کند و اقدامات اولیه را برای او انجام می دهند. از آنجا که گلوله استخوان پا را خرد کرده بوده، نیاز به جراحی پیشرفته ارتوپدی داشته که با توجه به حضور تیم جراحی ما قرار شد که در لیست عمل قرار گیرد. 

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

بیمار دیگر دختر 17 ساله ای بود که دچار کلاب فوت( پا چنبری) مادرزادی بود و به دلیل شدت بیماری قادر به راه رفتن نبود. این بیمار نیز مورد عمل جراحی قرار گرفت تا در چند ماه آینده بتواند راه برود و به دنبال آن به زندگی عادی برگردد. حالا او خواهد توانست مثل بقیه دختران هم سن و سال خود و بدون نیاز به عصا و ویلچر، حرکت کند و در آینده شانس این را خواهد داشت تا ازدواج موفقیت آمیزی داشته باشد و همچنین بهتر بتواند از فرزندش مراقبت کند.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

نهار ما را با اتومبیل از خانه بیشاپ آوردند. غذا با کیفیت بسیار خوب و توسط آشپز خانه بیشاپ تهیه شده بود. جالب بود که غذای پرسنل را در کیسه پلاستیکهای سیاه رنگ برایشان آوردند و حاوی کمی برنج و ماهی بود.

 غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

روز اول در کل 5 عمل جراحی انجام شد و هنگام غروب به منزل برگشتیم. آخر شب بود که به اتاق بیشاپ رفتیم و به اتفاق فوتبال لیگ انگلستان را تماشا کردیم.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

روز سوم، 21 آذر:یکشنبه

ساعت شش و ربع، لباس ورزشی را به تن کردم و تصمیم گرفتم که مسیری را در اطراف خانه بدوم. ابتدای مسیر بودم که متوجه شدم، آندریاس از در خانه خارج شد. کمی درنگ کردم که به من رسید. به دنبال او حرکت کردم. به من گفت که همیشه یک مسیر خاص را سه بار می دود و سپس به خانه بر می گردد. دور دوم را که تمام کردم تصمیم گرفتم تا به خانه برگردم و بیش از این به بدن ناآماده خود فشار نیاورم. طول مسیر طی شده حدود 4 کیلومتر بود که در روزهای بعد کم کم این مقدار را از مسیرهای دیگر، افزایش دادم و تا 9 کیلومتر رساندم.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

امروز بیشاپ را که برای مراسم عازم کلیسا بود، برای اولین بار در لباس رسمی دیدم و به رسم یادگار با او عکسی گرفتم.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

روز شلوغی را داشتیم، 5 کودک و 5 بزرگسال تعداد عملهای امروزمان بود. بیشتر بیماران ناهنجاریهای مادرزادی یا بد جوش خوردگی استخوان به دنبال شکستگی های قدیمی داشتند که از نظر تکنیکی عمل جراحی را هم مشکل می کرد.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Africa, Afshin Iranpour, Ghana

روز چهارم ، 22 آذر، دوشنبه:

بعد از ورزش صبحگاهی و صبحانه به سمت بیمارستان حرکت کردیم. بیشتر مسیر همانطور که قبلا گفتم از مناطق روستایی عبور می کند. هر کس سعی کرده با هرچی دم دستش رسیده بساط کاسبی برای خودش جور کنه. واقعا نگاه کردن به محصولاتی که خرید و فروش میشه گاهی خنده دار است، از فندک شکسته بگیر تا کاور پاره موبایل!!!

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

بیشتر افراد محلی برای حمل بار از سرشون استفاده می کنند. قبلا افرادی را دیده بودم که کوزه یا کیف را روی سرشان می گذاشتند، اما در اینجا تقریبا همه چیز جایش همان بالای سر است. شاید عجیب ترین آنها متعلق به فردی بود که عینک می فروخت. او عینک ها را روی تخته چوبی که بیشتر شبیه به یک لنگه در به ابعاد 2 در 1.2 متر بود،چسبانده بود و لنگه در به سر در خیابان مشغول تردد بود.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

عملهای امروز تا ساعت 9 شب طول کشید و 9 عمل انجام دادیم.

روز پنجم، 23 آذر. سه شنبه، 14 دسامبر: 

مسیر جدید ورزش صبحگاهی از کنار مدرسه عبور می کرد. بچه ها به محض دیدن مرد سفید پوست، Toubob گویان به سمت من دویدند و با اشتیاق با من عکس گرفتند. در زبان بومی به سفید پوست ها Toubob می گویند و اکثر بچه ها با دیدن سفید پوست ها با صدای بلند آنها را توباب خطاب می کنند و گاها با چهره های خندان به دنبالشان می دوند.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

سگ های بومی جثه ای کوچک دارند و علی رغم اینکه گاهی سر و صدا می کنند ولی چهره خشن ندارند. در محل اقامت ما هم دو سگ سفید که به نظر خواهر یا برادر هستند، وظیفه پاسداری از حریم خانه را به عهده دارند. هر چند که صبح ها دور و بر ما هستند ولی وجود نگهبان خانه باعث شده که بسیار مهربانانه با ما رفتار کنند.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

درست در سر خیابان ما، یک بار وجود دارد که محل گردهمایی شب زنده داران این محله است. اسم این بارLovely Palace است و واقعا نمی دانم بر چه اساس این اسم برای آن انتخاب شده است. چند شبی را که از کنارش رد شدیم به سختی می شد تعدادی از افرادی را که در تاریکی بر روی میز و نیمکت خارج از بار نشسته بودند را تشخیص داد. کلا چون الکتریسیته گران است، سعی شده تا حد امکان از لامپهای بسیار کم نور استفاده شود و این موضوع برای ما که به نور زیاد عادت داریم خیلی خوشایند نیست و از طرفی تشخیص افراد با پوست تیره بسیار سخت می شود البته به غیر از زمانهایی که می خندند و دندانهای بسیار سفیدشان چون چراغ در دهانشان روشن می شود.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

امروز 8 بیمار کودک و 2 بیمار بزرگسال داشتیم. ناهنجاری های مادرزادی بیشترین علت مشکلات این کودکان بود و خیلی خوشحالیم که تا حد بسیار زیادی به برگشتن این کودکان در آینده به زندگی عادی نقشی داشته ایم.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

روز شش، 24 آذر. چهارشنبه 15 دسامبر:  

بعد از انجام یک عمل بزرگ( تعویض مفصل لگن) برای بازدید از شهر کوماسی، از بیمارستان خارج شدیم. کوماسی دومین شهر مهم کشور غنا و مرکز استان آشانتی است. کوماسی پایتخت فرهنگی و تاریخی غنا است. 

پادشاهی آشانتی از قرن 17 تا 19 میلادی در منطقه غنا، ساحل عاج، بورکینافاسو و توگو گسترش داشت. ارتش قدرتمند این پادشاهی توانسته بود جلو پیشروی استعمارگران را تا حدودی بگیرند و با آنها وارد تجارت شوند. آنها در دو جنگ از پنج جنگی که با بریتانیایی ها داشتند آنها را شکست دادند و حتی توانستند فرمانده انگلیسی-چارلز مک کارتنی- را بکشند و از جمجمه او ظرف نوشیدنی بسازند.. طلا و برده مهمترین کالاهایی بود که آشانتی ها به استعمارگران می فروختند و به جای آن محصولات غربی و مخصوصا نوشیدنی های الکلی می گرفتند. هم اکنون Otumfuo Osei Tutu II در جایگاه 16 امین پادشاه آشانتی در شهر کوماسی زندگی می کند. او که در حال حاضر 71 سال سن دارد، رییس دانشگاه علم و فناوری کوماسی است. تحصیلات خود را در لندن به اتمام رسانده است و در کشور غنا از احترام ویژه ای برخوردار است. 

در میان راه و در شهر Ntonso تعدادی فروشگاه وجود داشت که کارهای چوبی از قبیل ماسک صورت، دستبند و گردنبند، مجسمه حیوانات و ظروف چوبی می فروختند. چانه زدن به رسم کشورهای آفریقایی همچنان وجود دارد. معمولا برای ورود به معامله باید نصف قیمت پیشنهادی را در نظر گرفت، که معمولا فروشنده از همین مقدار هم بسیار راضی خواهد بود با این سیاست تعدادی از اقلامی را که برای سوغاتی و یادگاری از این کشور نیاز داشتم، تهیه کردم. 

تقریبا یکساعت و نیم طول کشید که فاصله 50 کیلومتری بیمارستان تا کوماسی را طی کردیم.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

ما برای دیدن موزه آشانتی که در پشت کاخ پادشاه واقع شده، به مرکز شهر رفتیم. محوطه داخلی موزه را داشتند مرمت می کردند ولی حیاط موزه که درخت و همچنین ناقوس بزرگی در آن قرار دارد را دیدیم. برای ملاقات با پادشاه می شود از دفتر او وقت گرفت و به دیدار او رفت.  

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

در میدان مرکزی شهر کوماسی که به سبک بسیاری از شهرهایی که بریتانیایی ها بنا کرده اند، میدان ساعت قرار دارد. ترافیک بسیار سنگین  و پیدا کردن محل پارک اتومبیل مشکل است. در این منطقه تعداد زیادی مغازه و دکه  لباس فروشی و سوغاتی فروشی وجود دارد که بسیار غیر محتمل است که کسی در مقابل لباسهای رنگارنگ و زیبای که از جای جای مغازه ها آویزان است، بتواند تاب بیاورد و از این محصولات منحصر به فرد نخرد. 

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

موزه ادوات نظامی در همین منطقه قرار دارد. تعدادی تانک و نفربر بسیار قدیمی در خارج از ساختمان موزه دیده می شوند و یک هواپیمای جت بسیار قدیمی به همراه چند قبضه توپ و همچنین ضدهوایی در حیاط موزه وجود دارند.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

ظاهرا چون دادگاه شهر نزدیک همین محل قرار دارد، بساط عریضه نویسها هم به راه است. معمولا چند نفر دور هم جمع شده اند و از یک کامپیوترو پرینتر مشترک برای بیزینس خود استفاده می کنند. در میان این جمع، خانم میانسال که ظاهری بسیار مرتب داشت و بجای کامپیوتر از ماشین تایپ استفاده می کرد، نظر من را جلب کرد. از او پرسیدم که چرا از کامپیوتر استفاده نمی کند تا لازم نباشد برای تصحیح هر اشتباه کوچک، دوباره کاری کند. البته پاسخش بسیار کوتاه و گویا بود! بسیار محترمانه گفت که در اولین فرصت که پولی به دستش برسد، حتما این کار را می کند.  

 غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

نهار را به پیشنهاد راهنما به یکی از رستورانهای معروف شهر که پاتوق جوانها و پولدارهای شهر بود رفتیم. در این رستوران علاوه بر غذاهای سنتی آفریقایی، منوی اروپایی هم داشتند که نسبت به غذاهای محلی قیمتش چند برابر بود. 

 من از از روی منوی رستوران، جگر و سالاد سفارش دادم. پرس جگر که شامل یک سیخ کوچک به همراه کمی سیب زمینی سرخ شده بود. البته به اندازه ای تند بود که همان یک سیخ جگر کبابی را بدون کمک نوشابه نمیشد خورد. در عوض سالاد پر حجم و بسیار تازه بود هر چند که 45 دقیقه طول کشید تا آماده اش کنند.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

روز هفتم، پنجشنبه 16 دسامبر:

 مسیر ورزش صبحگاهی را از داخل روستای مجاور محل اقامت انتخاب کردم، معمولا مردم صبح زود با طلوع خورشید از خواب بیدار می شوند و حتی صبح زود هم زندگی کاملا جریان دارد. شاید دلیل اصلی این است که شبها بخاطر صرفه جویی در مصرف الکتریسیته، زودتر می خوابند! حتی بسیاری از مغازه ها ساعت 6:30 صبح باز هستند و مشتری هم دارند. مثلا خانمی را دیدم که آرایشگاه زنانه داشت و مشغول اصلاح سر یک مشتری بود. بیرون مغازه چندین دسته از موهای بافته شده را برای فروش گذاشته بود. خانمهای آفریقایی چون معمولا موهای مجعد دارند، علاقه مند هستند تا موهایشان را به صورت دسته های متعدد ببافند و گاهی از موهای مصنوعی در لابه لای موهای خودشان برای پر پشت جلوه دادن و یا حتی افزایش طول مو استفاده کنند. مردها معمولا موهای کوتاه دارند و اغلب موهای صورت خود را اصلاح می کنند.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

خانه های روستا معمولا دیوارکشی مرتبی ندارند و گاهی  مجبور می شدم از مسیری عبور کنم که به ناچار از حیاط خانه ای رذ می شد. زندگی مردم بسیار ساده است. هنوز در برخی حیاطها اجاق هیزمی وجود دارد. از عناصر و مواد طبیعی به شکل خلاقانه ای استفاده می کنند. مثلا در یک حیاط، صندلی دیدم که از باقی مانده تنه درخت ساخته شده بود یا فردی با استفاده از چند بلوک سیمانی برای خودش باشگاه ورزشی درست کرده بود!  

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

با اینکه هنوز ساعت هفت نشده بود ولی زندگی عادی کاملا جریان داشت. خانواده ای را دیدم که در حیاط خانه اشان نشسته بودند و با هم صحبت می کردند. با اینکه به نظر بسیار فقیر بودند ولی چهره ای بشاش داشتند. پدر خانواده با دیدن من به سمت من آمد و من هم به او سلام دادم، سایر اعضا خانواده هم به ما پیوستند. این مرد 56 ساله دو دختر 14 و 16 ساله داشت. من را به خانه شان دعوت کردند ولی از آنها عذرخواهی کردم. 

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

در نزدیک کلیسا، مراسم سوگواری برای یک زن جوان سی ساله که تازه فوت کرده بود در جریان بود. در مرکز اجتماعات روستا، اهالی، بسیار مرتب روی صندلی نشسته بودند، موزیک مخصوص این مراسم پخش می شد. اکثر افراد لباس سیاه بر تن داشتند. تابوت در محل خاصی گذاشته شده بود، نام، سن و عکس متوفی روی آن نصب شده بود. تعدادی از زنان با لباس قرمز رنگ دور تا دور تابوت ایستاده بودند و مشغول عزاداری بودند. بعدا فهمیدم که نزدیکان متوفی باید لباس قرمز بپوشند. 

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

در مجاورت بیمارستان زمین نسبتا بزرگی بود که هنوز درختان جنگلی آن را قطع نکرده بودند. در این منطقه مثل بیشتر مناطق آفریقا می شود لانه موریانه ها را دید که ساختار خاص خودشان را دارند. این لانه ها معمولا به صورت تپه ها و گنبدهایی با وسعت 20 و گاهی با ارتفاع  10 متر از سطح زمین هستند. 

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

درختان در کشور غنا بسیار متنوع هستند و شاید مهمترین آنها درخت ساج (Teak (Tectona grandis ، درخت کاپوک  (Ceiba, Fromager (Ceiba pentandra، درخت قاب (Abachi, Wawa (Triplochiton scleroxylon باشند. 

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

روز هشتم، جمعه 17 دسامبر:

برنامه امروز با انجام 12 عمل جراحی از ساعت 8:30 تا 9 شب به اتمام رسید. 

برای من جالب بود که بیماران چطور از وسایل ساده برای انجام فیزیوتراپی بعد از جراحی استفاده می کنند. همچنین یکی از بیماران را دیدم که بجای اینکه بالش زیر ساق پای عمل کرده اش بگذارد از ساک وسایلش استفاده کرده بود!

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

روز نهم، شنبه 18 دسامبر:

برای انجام تست PCR راهی شهر کوماسی شدیم. مسیر ما از نزدیکی Nyatase (شهر کوچکی در شرق کوماسی) رد می شود، به همین سبب ترغیب شدیم تا از نیایشگاه سنتی Besaease که در لیست میراث جهانی ثبت شده است دیدن کنیم. خوشبختانه با استفاده از نقشه گوگل، به راحتی این خانه کوچک را پیدا کردیم. این محل، در حقیقت خانه ای با یک حیاط و چهار اتاق در اطراف آن است در سال 1850 ساخته شده  و در سال 1998 کاملا بازسازی شده است. تزیینات این خانه شامل گچ بری هایی با شکل حیوانات مختلف است. گفته می شود که در گذشته، زنانی که باردار نمی شدند برای شفا به این محل مراجعه می کردند. این خانه به همراه 10 خانه دیگر تحت عنوان Asante Traditional Buildings ثبت جهانی شده اند. توجه داشته باشید که معمولا درب این مکان بسته است و کلید دست یکی از همسایگان است. لذا به راحتی می توانید با کمی کنکاش فرد مورد نظر را پیدا کنید. البته بهتر است که انتظار او را هم با پرداخت 20 سی دی برآورده کنید! در مجموع با صرف 15 دقیقه می توانید از این محل بازدید کنید.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

در ادامه مسیر به سمت شهر کوماسی از روستایی عبور کردیم که تعدادی از محصل های دختر با لباسهای متحد الشکل و رقصان، داشتند از خیابان عبور می کردند و با دیدن مردان سفیدپوست!!! با چهره ای خندان به سمت اتومبیل ما آمدند و به ما خوش آمد گفتند.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

ما برای انجام تست به دانشگاه علم و تکنولوژی کوماسی مراجعه کردیم. این دانشگاه در زمینی به مساحت 2500 هکتار در سال 1952 تاسیس شد و شامل دانشکده های مختلف و 14 امین دانشگاه برتر قاره آفریقا است. بعد از انجام تست کرونا به بیمارستان برگشتیم و تا دیروقت مشغول عملهای جراحی باقی مانده شدیم.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpour

شب هنگام متوجه شدیم که جواب تست آندریاس مثبت شده و به این ترتیب اجازه نداشت که عملهای جراحی روز بعد را ادامه دهد و طبق قوانین کشور غنا باید قرنطینه شود. بنابراین مجبور شدیم تا تغییراتی در برنامه کاری ایجاد کنیم به این نحو که من به آکرا برگردم و یک روز را در آنجا سرکنم تا روز دوشنبه به سمت دبی پرواز کنم. آندریاس به مدت سه روز در قرنطینه بماند تا بتواند تست بعدی را بدهد. 

مجموعا در مدت اقامتمان 60 عمل جراحی انجام شد.

روز دهم، یکشنبه 19 دسامبر:

صبح به اتفاق آنجلینا که برای انجام کار اداری به کوماسی آمده بود تصمیم گرفتیم تا به آکرا برگردیم. بیشاپ به ما پیشنهاد داد تا ما را به کوماسی برساند. صبح ساعت 7 صبح بعد از صبحانه سوار لندکروز بیشاپ شدیم و به سمت کوماسی حرکت کردیم. 

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

در مسیر، ابتدا به منزل یک کشیش رفتیم. بیشاپ، طبق رسوم می بایست خلعت جدید را به او می داد تا در مراسم معارفه به تن کند. سپس به کلیسا تازه تاسیس نزدیک کوماسی که از بیشاپ برای افتتاح و همچنین معرفی کشیش جدید، از او دعوت کرده بودند، رفتیم. جمعیت قابل توجهی از مردم آن منطقه جمع بودند و با دیدن بیشاپ برای ادای احترام به نزد او می آمدند. اینطور که من متوجه شدم، 55 کلیسا بزرگ زیر نظر مستقیم بیشاپ قرار دارد و هر کلیسا نیز مسوول خدمات رسانی به تعدادی از کلیساهای کوچکتر است. بیشاپ تلاش می کند تا در هر سال حداقل یکبار به هر کدام از این کلیساها سر بزند و از نزدیک با مردم منطقه دیدار کند.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

 غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

حدود ساعت 10:30 به ترمینال اتوبوسها رسیدیم. آنجلینا بلیط اتوبوس را به قیمت نفری 60 سی دی خرید. البته من 5 سی دی هم اضافه تر و بابت یک چمدان که در قسمت بار اتوبوس گذاشته بودم پرداخت کردم.  نیم ساعت بعد اتوبوس 23 نفره شهر کوماسی را به مقصد آکرا ترک کرد. کیفیت بد جاده و همچنین تعداد بسیار زیاد روستاها و شهرک های مسیر سبب شد تا مسیر 250 کیلومتری را شش ساعته طی کنیم. البته در وسط راه اتوبوس برای 15 دقیقه توقف کرد تا مسافران بتوانند نهار خود را تهیه کنند و احیانا به دستشویی های نه چندان تمیز و مرتب رستوران بین راهی سر بزنند.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

 غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

در میانه های راه چشمم به فردی افتاد که در کنار جاده ایستاده بود و دو عدد پانگولین(برای آشنایی بیشتر با این جانور اینجا را کلیک کنید) و دو عدد خدنگ که شکار کرده بود را می فروخت. آنجلینا به من گفت که این کار غیر قانونی نیست و افراد اجازه دارند که این حیوانات را شکار کنند و بفروشند. معمولا از گوشت و فلس این جانوران به منظور درمانهای پزشکی استفاده می شود. آنجلینا به من گفت که احتمالا آشپز بیشاپ(اِمانوئل) از گوشت این حیوانات برای ما سوپ درست کرده چون سوپ پانگولین بسیار خوشمزه است.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana   

در ابتدای شهر آکرا از اتوبوس پیاده شدیم. آنجلینا هماهنگ کرده بود تا شخصی من را به هتل محل اقامتم در مرکز شهر آکرا برساند. من یک شب را در هتلی به نام “هتل آکرا” اقامت کردم و بابت یک شب 100 دلار پرداخت کردم. البته این هتل یکی از هتلهای چهار ستاره و بسیار خوب در آکرا می باشد. تعداد زیادی از جوایزی را که به سبب خدمات خوب هتل به مشتری ها به آن اعطا کرده اند بر دیوار هتل نصب شده است. اتاق هتل بسیار راحت و تمیز بود. 

بلافاصله بعد از یک استراحت کوتاه هتل را برای گشت کوتاه در داخل شهر ترک کردم. با توجه به اینکه شب تعطیل بود و هوا هم کم کم رو به تاریکی بود، زیاد در اطراف نگشتم و بعد از دو ساعت به هتل برگشتم. کوچه های منتهی به هتل که در طول روز محل کسب و کار بسیاری از دستفروشان و همچنین مغازه داران است در شب بسیار رعب آور می شوند. به نظر می رسد که سطح امنیت شهر در طی شب به شدت پایین می آید و این موضوع را از روی چهره عابران به راحتی می توان حدس زد. تعداد افرادی که در لا به لای زباله ها مشغول پیدا کردن چیزی برای خوردن و یا فروختن هستند، کم نیست و این موضوع این حس را در من ایجاد کرد که ممکن است برای ربودن تلفن همراه به من صدمه بزنند. لذا سعی کردم تا عکسهای کمتری بگیرم و سریعتر به هتل برگردم.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

روز یازدهم، دوشنبه 20 دسامبر: 

صبح زود، بعد از صرف صبحانه بسیار خوب(مخصوصا حلیم) و میوه های تازه استوایی از هتل خارج شدم. 

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

طبق مسیر گردشگری که شب قبل برای خودم طراحی کرده بودم، ابتدا به سمت Black Star Gate (طاق استقلال) حرکت کردم. این دروازه قسمتی از میدان استقلال است که محل گردهمایی های عمومی و همچنین رژه است. بازدیدکنندگان می توانند به بالای این بنا بروند و از فراز آن ساحل خلیج گینه و همچنین شهر آکرا را تماشا کنند. ستاره پنج پر و سیاه رنگ بزرگی بر فراز این بنا نصب شده است که نماد آفریقای سیاه است. غنا از این نماد در پرچم سه رنگ خود استفاده کرده است. پرچم غنا سه رنگ دارد. رنگ قرمز بیانگر خون هایی است که بابت استقلال  این کشور ریخته شده، رنگ زرد همان رنگ طلا است که کشور غنا به دلیل آن مشهور است و رنگ سبز نماد سرسبزی این کشور است. نگهبانی که من را به بالای بنا هدایت کرد مرد مهربانی با سه فرزند بود، او خیلی تلاش کرد تا چهره خوبی از کشور خودش به من معرفی کند. همچنین با نشان دادن استادیوم بزرگ شهر، یادآوری کرد که فوتبال در غنا بسیار محبوب است و بسیاری از پسرها رویای پولدار و معروف شدن را در فوتبال دارند. برای بازدید از این محل شما به نیم ساعت وقت و 10 سی دی نیاز دارید. 

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

بنای یادبود قوام نکرومه تنها 100 متر جلوتر قرار دارد و موزه کوچکی نیز برای او درست شده است. ورود به این موزه رایگان است. کتابها، عکسهای یادگاری او با سیاستمداران وقت دنیا و همچنین برخی وسایل شخصی او در این موزه به نمایش گذاشته شده است. برای بازدید از این مجموعه نیم ساعت زمان کافی است. 

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

مقصد بعدی قلعه Osu است. تقریبا با 15 دقیقه پیاده روی می توان به محدوده قلعه رسید. ساختمان جدید قلعه در حال حاضر یکی از ادارات دولتی است و برای بازدید از قلعه قدیمی باید از حیاط ساختمان جدید عبور کرد. لذا لازم است که با حراست مجموعه هماهنگ شوید تا اجازه عبور داده شود. بلیط بازدید از این قلعه 50 سی دی است. شما می توانید برای بازدید بهتر یکی از راهنمایان قلعه را برای دو ساعت استخدام کنید. این قلعه که یکی از 11 قلعه ای است که در ساحل خلیج گینه احداث شده، در لیست میراث جهانی به ثبت رسیده است و عمده کاربری آنها برای محافظت از خلیج گینه برای تجارت طلا و برده بود و معمولا هم در ازای پول به آنها مشروبات الکلی و بالاخص ویسکی می دادند.  اکثر این قله ها در قرن 16 توسط پرتغالیها احداث شد و پس از آن مورد استفاده اسپانیایی ها،  دانمارکی ها، سوئدی ها، هلندی ها  و پس از آن انگلیسی ها قرار گرفتند. قلعه Osu در قرن 18 توسط دانمارکی ها احداث شد و تا سال 2012 به طور رسمی محل کار رییس جمهوری غنا بود. 

روسای جمهور بسیاری از کشورها از این قلعه بازدید کرده اند و حتی اتاق مخصوصی در سال 1961 برای اقامت ملکه الیزابت دوم  در این قلعه با تخت خواب و وسایل مخصوص فراهم شده بود تا مورد استفاده ملکه انگلستان، در زمان بازدیدش از این کشور قرار گیرد. این قلعه علاوه بر کاربری نظامی، محل اصلی نگهداری بردگان و ارسال آنها به کشورهای اروپایی و محدوده دریای کارائیب بود. محل نگهداری این افراد در شرایط بسیار بد و گاهی برای مدت بیش از 6 ماه بود.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

 در حیاط قلعه درختان و گیاهان متنوع بومی این منطقه کاشته شده است. یکی از این درختان بسیار جالب،  کالاباش نام دارد. میوه این درخت به اندازه توپ هندبال یا والیبال است. بومیان این میوه را خشک می کنند، محتویات داخل آن را تخلیه کرده و سپس آن را به دو نیم تقسیم می کنند. سپس با رنگ آمیزی مناسب کاسه ای از آن می سازند و برای نوشیدن مایعات یا نگهداری مواد مختلف از آن استفاده می کنند.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

بعد از خروج از قلعه به ساحل رفتم. تعدادی از جوانهایی را دیدم که در دریای خروشان مشغول آب تنی و یا استحمام بودند. اغلبشان فیزیک بدنی بسیار زیبایی دارند هرچند که هرگز در عمرشان پایشان به باشگاه ورزشی نخورده است!. قدم زدن در این ساحل خلوت علی رغم زیبایی هایش کمی نا امن به نظر می رسد. تجربه چند روزی که در این کشور بودم، به من آموخته بود که آنها علی رغم ظاهر خشن، قلبهای مهربانی دارند. بسیار علاقه مند هستند که به آنها سلام بگویید و کمی گپ بزنید.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

بعد از اینکه 15 دقیقه ای را در کنار ساحل قدم زدم. مردی که بچه ای در بغل داشت از کنار خانه اش که بیشتر می توان گفت که کپر کوچکی بود من را صدا زد. در کنار منزلش دو پرچم نصب کرده بود، پرچم کانادا و پرچم کشور کامرون، او به انگلیسی به خوبی صحبت می کرد و از من خواست که مهمان او باشم. تعدادی از آبنبات ها و شکلات هایی را که در کوله پشتی داشتم و معمولا به بچه های کوچک می دادم، به او و بچه اش تعارف کردم. بسیار خوشحال شد و اصرار کرد تا چند عکس یادگاری بگیریم.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

 کمی جلوتر با تعداد زیادی خانه که در شرایط بسیار بد کنار هم و با امکانات حداقلی زیستی ساخته شده بود مواجه شدم. فاضلاب به طور مستقیم به دریا وارد می شد و زباله همه جا را پوشانده بود. عده ای در میان زباله هایی که به این محل منتقل می شد مشغول جستجو برای خوراکی یا اشیایی بودند که بتوانند روزگار خود را بگذرانند. عمدتا نگاه هایشان بسیار عجیب و توام با شک و احساس ناامنی بود ولی با لبخند و شنیدن سلام و احوالپرسی از طرف من، اجازه می دادند تا بیشتر به آنها نزدیک شوم. هر چند که خودم برای عکاسی احساس خوبی نداشتم. 

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

 مجددا به داخل شهر برگشتم و بلافاصله به بازار شهر رفتم (این بازار به Makola Market مشهور است) ، همانجایی که شب قبل چهره بسیار عجیبی داشت! تمامی خیابانها و کوچه هایی که در این محدوده بود، از دستفروشان و مغازه ها و عابران به اندازه ای پر بود که به سختی می شد با سرعتی بیشتر از سرعت خیل جمعیت تردد کرد حتی در برخی جاها، امکان تغییر مسیر نبود! از شیر مرغ تا جوون آدمیزاد را میشه پیدا کرد. در یکی از کوچه ها که جمعیت بسیار فشرده بود ناگهان خانمی دست من را گرفت. شوکه شدم و دستم را کشیدم. اون خانم برگشت و به من نگاه کرد، او هم شوکه شد! تصور کرده بود که من بچه اش هستم. البته نگاه تندی به من کرد و به مسیرش ادامه داد.  تعدادی لباس محلی از یکی از دستفروشها خریدم. کمی عکاسی کردم و به سمت هتل به راه افتادم.

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

 غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

در فرصت باقی مانده استراحت کوتاهی کردم، وسایل را از داخل اتاق به Luggage room هتل گذاشتم و مراسم Check out را انجام دادم. قرار شد تا ساعت 4 بعدازظهر مجددا به هتل برگردم تا از سرویس فرودگاهی استفاده کنم.

بازاری که محصولات چوبی می فروشند حدود 20 دقیقه با هتل فاصله داشت. البته سوای از گرم بودن هوا، پیاده روی لذت بخش است. از میان مردمی عبور می کنید که شما را توباب صدا می کنند و بچه ها برای گرفتن چند آبنبات تا چند صد متر شما را دنبال می کنند. مردی را دیدم که به شدت مست بود علی رغم اینکه تعادل خوبی نداشت ولی سعی می کرد تا من را متقاعد کند تا از او عکس بگیرم. 

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Afshin Iranpour, Africa, Ghana

بازار محصولات چوبی بسیار جذاب است چون اغلب کارگاههای چوب نیز در همین محل قرار دارند و به قولی از تولید به مصرف است!! واقعا باید فرصت کافی در این محل گذاشت. واقعا حیف است که زود از این بازار خارج شد. نظرم به کاسه های چوبی که میوه آن را در قلعه دیده بودم، جلب شد. از فروشنده خواستم تا یکی از میوه هایی را که خشک کرده بودند ولی هنوز از وسط بریده نشده بود را به من بفروشه. البته که درخواست عجیبی بود و چندین بار به من گفتند که باید از اینهایی که آماده شده بخرم چون میوه کامل خشک شده قابل استفاده نیست! ولی به اصرار من بالاخره یک نفر رفت و یک نمونه برایم آورد تا بتوانم آن را به منزل بیاورم و به عنوان یکی از سوغاتی های عجیب و منحصر به فرد در مجموعه خودم بگذارم.

حدود ساعت 4:30 به هتل رسیدم. راننده منتظر من بود. بلافاصله سوار شدم و به سمت فرودگاه حرکت کردیم. ترافیک بسیار سنگین بود و مسیر حدود 5 کیلومتری هتل تا فرودگاه را حدود یک ساعت و نیم طی کردیم. 

برای ورود به سالن اصلی فرودگاه باید از روی اپلیکیشن ویژه، نتیجه تست PCR را نشان داد.  برای گرفتن کارت پرواز هم مجددا باید نتیجه PCR را به مسئول باجه ارائه داد. متاسفانه شرکت هواپیمایی امارات حتما نیاز به هارد کپی نتیجه آزمایش دارد و اپلیکیشن را قبول ندارد! مجبور شدم تا از سالن فرودگاه خارج شوم و برای پرینت به همان جایی که سیم کارت گرفته بودم مراجعه کنم. خلاصه نیم ساعتی معطل شدم. قبل از اینکه مهر خروج به پاسپورت بزنند، یک بار دیگر برگه PCR را چک کردند. افسر گذرنامه شروع کرد به سوال و جواب درباره اینکه من کجا بوده ام! در غنا چه کار داشته ام؟ آدرس محل سکونتم کجا بوده! نهایتا با نشان دادن دعوت نامه و مداخله یکی از همکارانش متقاعد شد و مهر خروج را در پاسپورت من زد. بعدا فکر کردم که احتمالا می بایست مقداری پول به او می دادم تا این سختگیری های بی مناسبت انجام نمی شد. سپس از گیت خارج و به سالن انتظار برای پرواز وارد شدم. بلافاصله فردی که کارت شناسایی اش هم به گردنش بود به نزد من آمد و خیلی محترمانه پرسید که به کجا می روم؟ چند روز در غنا بوده ام؟ نظرم درباره کشور غنا چطور است؟ و آیا دوباره به این کشور باز خواهم گشت؟ و در آخر پرسید که چقدر پول نقد همراه خود دارم؟ من هم گفتم که حدود 300 سی دی و حدود 1000 دلار آمریکا ! او با اشاره به کوله پشتی من گفت که چه چیزی در کوله پشتی دارم؟ من هم بلافاصله کوله پشتی را جلوی او گذاشتم و هنگامی که خواستم زیپش را باز کنم با احترام گفت که نیازی نیست و برایم آرزوی یک پرواز خوب و ایمن کرد. مدتی را که منتظر بودم به خرید چند سوغاتی کوچک از فری شاپ گذراندم. 

ساعت 18:50 به سمت دبی حرکت کردم و در ساعت 6:20 صبح هواپیمای ما به زمین نشست.

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

af6872@gmail.com

 

غنا، آفریقا، افشین ایران پور، Ghana, Africa, Afshin Iranpout

  

                                                                                                                                               

Share

نوشته    سفر به غرب آفریقا- غنا اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%ba%d8%b1%d8%a8-%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d9%82%d8%a7-%d8%ba%d9%86%d8%a7/feed/ 1
سفر به قلب تمدن- بین النهرین علیا، ترکیه https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%82%d9%84%d8%a8-%d8%aa%d9%85%d8%af%d9%86-%d8%a8%db%8c%d9%86-%d8%a7%d9%84%d9%86%d9%87%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%b9%d9%84%db%8c%d8%a7%d8%8c-%d8%aa%d8%b1%da%a9%db%8c%d9%87/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%82%d9%84%d8%a8-%d8%aa%d9%85%d8%af%d9%86-%d8%a8%db%8c%d9%86-%d8%a7%d9%84%d9%86%d9%87%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%b9%d9%84%db%8c%d8%a7%d8%8c-%d8%aa%d8%b1%da%a9%db%8c%d9%87/#respond Tue, 31 Aug 2021 19:30:26 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=18281 سفر به قلب تمدن- بین النهرین علیا، ترکیه تصور می ...

نوشته سفر به قلب تمدن- بین النهرین علیا، ترکیه اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
سفر به قلب تمدن- بین النهرین علیا، ترکیه

تصور می کنم که همه ما حتی اگر به تاریخ کوچکترین علاقه ای هم نداشته باشیم ولی با واژه” بین النهرین” آشنایی داریم. همه ما می دانیم که منطقه بین النهرین همانطور که از اسمش پیداست سرزمینی بین دو رود بزرگ دجله و فرات است. این سرزمین که محدوده جغرافیایی آن در کشورهای ترکیه، سوریه و عراق امروزی قرار دارد، قدیمی ترین تمدنهای جهان را در خود جای داده است و در تمام ادوار تاریخ محل کشمکشهای قدرتهای بزرگ بوده است. با کمی کنجکاوی درخواهید یافت که حتی در قرن اخیر نیز این منطقه آبستن حوادث بسیاری بوده است از کشتار ارامنه گرفته تا ظهور داعش و جنگهای نیابتی داخل خاک عراق و سوریه.

قبل از شروع گزارش سفر طبق روال گزارش سفرهای گذشته، ابتدا گذری خواهیم داشت به تاریخ کهن این منطقه، البته برای اینکه تا حد امکان با دقت بیشتری آن را روایت کنم، مطالب پیش رو را عینا از اینترنت و بیشتر از ویکیپدیا نقل خواهم کرد.

“بِینُ الْنَهرِین به‌معنی میان‌رودان یا میانْ دو رود نام یک منطقه جغرافیایی است که میانِ دو رود دجله و فرات جای‌گرفته و بیشتر محدودهٔ آن در کشور عراق امروزی است.

کشورهایی که امروزه بین النهرین میان آن‌ها تقسیم شده است شامل عراق، ترکیه، ایران، سوریه، و کویت هستند. ایرانی‌ها این منطقه را میان‌رودان می‌نامیدند که همین نام به یونانی ترجمهٔ گرته‌برداری شد و «مزوپوتامیا» نام گرفت. نخستین مورخ یونانی که این اصطلاح را به کار برد «پلی بیوس» بود و پس از وی «پلی نی» و «استرابون» نیز در قرون اولیه میلادی از این اصطلاح استفاده نمودند.

در دوران معاصر این واژه در زبان عربی به «بین‌النهرین» ترجمه‌شد و فارسی نیز همان واژهٔ عربی را به وام گرفت.

در زبان آرامی این منطقه را بث نهرین می‌نامند. عرب‌ها قسمت شمالی بین النهرین را جزیره و قسمت جنوبی را عراق می‌نامیدند.

بین النهرین به سبب تمدن‌های کهن و باستانی خود آوازه دارد و نامش همواره با نام و آثار این تمدن‌ها همراه است. تمدن‌های سومر، اکد، بابل، آشور، کلدانی و تمدن‌های ایرانی مانند کاسی و عیلام و ماد، هریک در گوشه‌ای از این سرزمین رونق و تأثیر داشته‌اند و از آن تأثیر نیز پذیرفته‌اند. ادیان و فرهنگ‌های بسیاری از کشورهای مختلف از میان رودان تأثیر گرفته‌اند. آنچه در گذشته به نام باکوماس در آنجا پرستیده می‌شد همان بتی است که امروزه به نام بافومه در بسیاری از کشورها پرستیده می‌شود. هم چنین منشور (فرمان) کوروش بزرگ پادشاه ایران زمین نیز در این جایگاه یافته شده‌است.

سالشمار

پس از مرگ اسکندر (۳۲۳ پ.م.) فتوحاتش میان سردارانش تقسیم شد و بیشتر متصرفات آسیایی او که ایران هستهٔ آن بود به سلوکوس اول رسید. به این ترتیب ایران تحت حکومت سلوکیان درآمد

 

جنگ حران یا جنگ کارِه، در منطقه‌ای در شمال میان‌رودان (بین‌النهرین) بین اورفه و راس‌العین بین سپاه اشکانیان (پارت‌ها) و جمهوری روم رخ داد. در ۶ می (۱۶ اردیبهشت) سال ۵۳ پیش از میلاد، سپاه کراسوس سردار رومی، با سپاه سورنا سرداران اشکانی وارد جنگ شدند و در ۱۹ خرداد (۹ ژوئن) چنین سالی پس از یک نبرد خونین، سپاه روم کاملاً شکست خورد و کراسوس نیز بعد از اینکه مذاکرات به خشونت کشیده شد کشته شد.

از آن زمان تا هفت صد سال بین دو ابرقدرت باستان یعنی امپراتوری روم و ایران اشکانی و ساسانی حالت جنگ و گاهی صلح برقرار بود. تاریخ‌نگاران به سبب کثرت سال‌های جنگ بین ایران و روم، این جنگ‌ها را جنگ‌های هفت صد ساله ایران و روم نامیده‌اند.

 

پیمان‌نامه نصیبین در سال ۲۹۸ میلادی میان نرسه، امپراتور ایران و دیوکلتیان (دیوکلسین)، امپراتور روم شرقی، بسته شد. بر پایه این پیمان‌نامه، ارتش ساسانی از مناطقی در ارمنستان، ایبری (گرجستان) و میانرودان عقب‌نشینی کرد.

 

پیشینه این نصیبین به سه هزار سال پیش بازمی‌گردد و در سال ۹۰۱ پیش از میلاد از آن به عنوان یک سکونتگاه آرامی یاد شده‌است. نصیبین در سده‌های چهارم و پنجم میلادی، به همراه ادسا، یکی از مراکز اصلی آموزش و پرورش سریانی‌ها بود.

این شهر در زمان ساسانیان از دژهای مهم ایران به‌شمار می‌رفت و ۱۲ هزار ایرانی ،از شهرهای اصطخر و اصفهان و دیگر نقاط ایران در شهر نصیبین سکونت یافته بودند و نوادگان آنان تا سده هفتم میلادی هنوز در همان‌جا بودند.

 

شانلی‌اورفه ( به ترکی :Şanlıurfa) ، (به ارمنی: Ուռհա) ، (به کردی: Riha) (به سریانی: ܐܘܪܗ Urhoy) (به عربی: الرُها)) که معمولاً اورفا یا الرُها نامیده می‌شود و همان رُها یا اِدِسای باستانی (به یونانی: Έδεσσα) است، اورفا در دشتی در هشتاد کیلومتری شرق رودخانهٔ فرات و شصت کیلومتری مرز سوریه واقع شده‌است و همراه با حران از شهرهای قدیمی سُریانی‌نشین (امروزه بیشتر عرب‌نشین) به‌حساب می‌آید. آب و هوای اورفا بسیار گرم، با تابستان‌های خشک و زمستان‌های سرد و مرطوب است.

این شهر یکی از شهرهای زیارتی خاورمیانه محسوب می گردد و به دلیل میراث مسیحی و مسلمانی به عنوان “شهر پیامبران” نیز خوانده می شود. در دوران باستان، شانلی اورفا، نام های مختلفی داشت و از آن در کلیه کتب مقدس مذهبی یاد شده است. هنگامی که به نام ادسا (Edessa) معروف بود، پیامبران عهد عتیق در آنجا زندگی می کردند مانند حضرت شعیب، ایوب، الیاس و ابراهیم. حضرت موسی نیز در این منطقه زندگی می کرد و قبل از بازگشت به مصر، حدود هفت سال به عنوان چوپان در این شهر ساکن بود.

جغرافی‌نویسان مسلمان اهمیت زیادی به آن نداده‌اند زیرا اکثریت اهالی آنجا به دین نصرانیت باقی بودند و کلیساهای بسیار، که ابن‌حوقل شمارهٔ آن‌ها را سیصد کلیسا نوشته است، در آن شهر وجود داشت. مندیل عیسی نیز در آن شهر بود و مسلمانان در سال ۳۳۲ هجری برای اینکه شهر را (که در آن موقع اکثراً مسیحی‌نشین بود) از حمله و غارت رومیان در امان نگه دارند آن را به رومیان دادند. مقدسی در نیمهٔ دوم قرن چهارم به شرح کلیسای ادسا که گنبدی موزاییک داشته است پرداخته و آن را یکی از عجایب چهارگانهٔ دنیا به شمار آورده است و گویند مسجدالاقصی را در بیت‌المقدس به سبک این کلیسا ساخته‌اند و اضافه می‌کند که شهریست مستحکم، ولی با وجود این استحکام در سال ۴۹۲ زمان هجوم اول صلیبیون ساخلو این شهر پایداری نشان نداد و بالدوین آن‌را تسخیر کرد و مدت نیم قرن ولایتی صلیبی به شمار می‌آمد تا آنکه در سال ۵۴۰ هجری عمادالدین زنگی آن شهر را از تصرف جوسلین دوم بیرون آورد، از آن پس رُها یا اِدِسا، در دست مسلمانان باقی ماند. این نام تا قرن نهم هجری قمری (حدود ۸۵۰ هجری قمری برابر ۱۴۵۰ میلادی) روی این شهر باقی بود و از آن پس ترکان عثمانی آنجا را تصرف کردند  و آن را ارفا نامیدند که تحریف نام عربی رها است و بالاخره پس از ۵۰۰ سال و در دوران جمهوریت ترکیه، لقب شانلی به آن افزوده شد که تاکنون همچنان به نام شانلی‌اورفه مشهور است.

 

دیاربکر: 

آمِد (به ترکی: Diyarbakır، به کردی: Amed – ئامه‌د، به عربی: دیارالبکر، به آشوری: ܐܡܝܕ) شهری در جنوب شرقی کشور ترکیه و مرکز استان دیاربکر این کشور است. زبان بیشتر مردم این شهر کردی کرمانجی است.

دیاربکر از قدیم شهر مهمی در جنوب شرقی ترکیه بوده و در بستر جلگه‌ رودخانه دجله واقع است. این شهر همواره  یکی از بزرگترین شهرهای کردنشین ترکیه و جهان می باشد.

شهر دیاربکر دارای برج و باروی تاریخی استواری است که مربوط به دوره امپراتوری روم شرقی است. نام دیاربکر یا سرزمین بکر از زبان عربی مشتق شده و به عرب‌های قبیله بکر بن وائل اشاره می‌کند که در اوایل آمدن اسلام در قرن هفتم میلادی در این منطقه سکنا گزیدند. از گذشته ، دیاربکر بخاطر هندوانه‌های بزرگش شناخته می شد.

آمِد قبلاً پایتخت منطقه دیاربکر در پادشاهی آشور از قرن سیزدهم قبل از میلاد تا قرن ۷ قبل ازمیلاد (۶۱۲) بود. در جنگی که بین نیروهای آشور و ماد در سال ۶۱۲ قبل ازمیلاد رخ داد بر اثر شکست آشور از ماد منطقه دیاربکر نصیب ماد گردید. وقتی که این منطقه تحت استیلای امپراتوری روم شرقی بود به این شهر آمیدا گفته می‌شد. کلمه آمید از منابع آشوری گرفته شده که نشان از مرکز استقرار رئیس کلیسای خاورزمین و بنابراین اساس آشوری/سوری دارد و شماری از سران و دین‌شناسان معروف را پرورش داده‌ است، برخی از آن‌ها در کلیسای مریم مقدس دفن شده‌اند. تعداد زیادی از بقایای انسانی در کلیسا مانند استخوان‌های توماس از حواریون مسیح و تابوت یعقوب مقدس وجود دارد.

در سال ۳۵۹م. شاپور دوم پادشاه ایران بعد از هفتاد و سه روز محاصره، دیاربکر را تصرف کرد. سربازان رومی و مردم شهر قتل عام شدند. این جنگ قهرمانانه به‌طور دقیقی توسط تاریخ‌نویس رومی آمیانوس مارسلینوس، که شاهد عینی این واقعه بود و با فرار از شهر از قتل‌عام نجات یافته بود، توصیف شده‌است.

منطقه دیاربکر تحت فرمانروایی مروانیان در طی سده دهم و یازدهم بعد از میلاد مسیح اداره می‌شد. بعد از نبرد ملازگرد(نبردی میان نیروهای امپراتوری سلجوقی به فرماندهی آلپ ارسلان و نیروهای امپراتوری بیزانس به فرماندهی رومانوس دیوژن)، شهر تحت اداره شاخه ماردین، شاخه‌ای از ترکمن‌های آغوز (تحت فرمانروایی آل ارتق) درآمد. این منطقه همواره مورد اختلاف خاندان ایلخانیان و ایوبیان بود که این اختلاف برای مدت یک قرن بعد از بالا گرفتن شورش دولت ترکمنی قره قویونلو و بعداً دولت ترکمنی آق قویونلو پایان گرفت.

هم‌زمان با تاسیس امپراتوری عثمانی توسط سلطان سلیم اول، این شهر بخشی از امپراتوری عثمانی شد. 

در قرن نوزدهم میلادی زندان دیاربکر شهرت بدی یافت چون پادشاهان عثمانی در زمان خود زندانیان سیاسی را از مناطق تحت بردگی بالکان برای گذراندن محکومیت‌های سخت به آنجا می‌فرستادند تا آن‌ها اعتراف کنند یا با آزادی‌خواهان ملی بجنگند.

قرن بیستم دوران خشونت و ناآرامی برای دیاربکر بود. در طی جنگ جهانی اول، بیشتر جمعیت آشوری و ارمنی دیاربکر از شهر اخراج شدند. بعد از محاصره امپراتوری عثمانی، سربازان فرانسوی سعی کردند که شهر را اشغال کنند.

در دهه نود بیش از سه هزار روستا در اطراف این شهر از سوی دولت ترکیه تخلیه شد. علت اصلی کوچاندن مردم از روستاها در برگه‌های شورای امنیت ملی ترکیه، ممانعت از حمایت و پشتیبانی روستاییان از اعضای پ ک ک عنوان شده‌است.

دیاربکر همیشه مرکز ملی‌گرایی کردهای ترکیه بوده‌است. دیار بکر مهم‌ترین مرکز استقرار حزب کارگران کردستان (پ ک ک) به ویژه پس از آغاز جنگ شبه نظامیان در جنوب شرقی ترکیه از سال ۱۹۸۴ به بعد است. در طی این برخوردها، جمعیت شهر به‌طور شگفت‌آوری زیاد شده‌است چون روستائیان و دهقانان از سرزمین‌هایی که جنگ‌های شدیدی جریان دارد یا به دلایل امنیتی مربوط به شهر از روستاهای خود رانده شده و به شهر هجوم آورده‌اند. دیار بکر همچنین یکی از مناطقی است که حزب‌الله (ترکیه) در آن از نیمه دهه ۱۹۹۰ خیلی فعال بوده و گروه‌های از آن اغلب فعالان پ ک ک و اقلیت ارمنی جمعیت شهر سیاریکس‌ها را هدف حمله و ترور قرار داده‌اند.

 

ماردین (کردی: Mêrdîn) مرکز استان ماردین در جنوب شرقی ترکیه است. نصف مردم این شهر به زبان کردی کرمانجی و نصف دیگر آن نیز به بقیه زبان‌ها حرف می‌زنند. ماردین از شهرهای باستانی سُریانی‌نشین بوده‌است. در شهر ماردین منسوبان دین‌های مختلف از جمله مسلمان، ایزدی، سُریانی، ارمنی، کلدانی، یهودی و نسطوری وجود دارد که سُریانی، ارمنی، کلدانی و نسطوری شاخه‌های دین مسیحیت هستند. اکثراً مسلمانان هم اعم از کُرد، تُرک و عرب بر فقه حنفی هستند.”

 

گزارش سفر:

همیشه بخش کردنشین ترکیه از مقاصدی بود که دوست داشتم به آن سفر کنم. متاسفانه هر بار به دلایل مختلف این اتفاق رخ نداد تا اینکه یکی از دوستان قدیمی و اهل سفر، پیشنهاد سفر و بازدید از سایت باستانی گوبکلی تپه را با من در میان گذاشت. علی رغم زمان اندکی که برای این سفر در اختیار داشتیم سعی کردیم تا حد امکان از دیدنی های این منطقه بازدید کنیم. خوشبختانه سه نفر دیگر از دوستان به ما پیوستند و این سفر چهار روزه در 14 خرداد 1400 شروع شد.

شانلی اورفا، افشین ایران پور

روز اول، 14 خرداد ( چهارم ژوئن 2021):

صبح زود از دبی به فرودگاه استانبول وارد شدم و منتظر ماندم تا دوستان از  ایران به من بپیوندند. فرودگاه استانبول، فرودگاه تازه ساز و بزرگی است. خوشبختانه قسمت بین المللی به ترمینال پروازهای داخلی متصل است و نیازی نیست تا برای رسیدن به سالن پروازهای داخلی از فرودگاه خارج شوید.

 شانلی اورفا، افشین ایران پور

شانلی اورفا، افشین ایران پور

چون زمان نسبتا طولانی بین پروازی که وارد استانبول شدم با پرواز بعدی به مقصد شانلی اورفا وجود داشت. لذا تصمیم گرفتم تا از سالن ترانزیت خارج شوم و برای خرید سیمکارت تلفن اقدام کنم. در سالن پروازهای ورودی، چندین غرفه مختلف پیدا کردم که سیم کارت های مختلف ترکیه را می فروختند. با توجه به مدت اقامت کوتاه و نیاز بیشتری که به اینترنت داشتم، بهترین سرویس را در اپراتور ترک سل پیدا کردم. برای 20 گیگ 350 لیر پرداختم. سپس به سالن پروازهای داخلی رفتم و در لانج مخصوص فرودگاه منتظر دوستان شدم. 

شانلی اورفا، افشین ایران پور

سپس به اتفاق در ساعت 13:40 به سمت شانلی اورفا پرواز کردیم. این پرواز تقریبا یک ساعت و چهل دقیقه طول کشید و در ساعت 15:20 وارد فرودگاه کوچک شانلی اورفا شدیم. بلافاصله در سالن اصلی فرودگاه، غرفه شرکت Garenta که اتومبیل را قبلا از آنجا رزرو کرده ایم، پیدا کردیم. برای اجاره اتومبیل حتما نیاز گواهینامه رانندگی بین المللی، اصل گواهی نامه رانندگی کشوری که در آن مقیم هستید، پاسپورت و کردیت کارت دارید. متاسفانه تعداد افرادی که زبان انگلیسی می دانند زیاد نیستند و در مواقع زیادی با مشکل ارتباط مواجه خواهید شد. خوشبختانه یکی از دوستان ما مقداری زبان ترکی استانبولی می دانست و در مواقع لزوم به کمک ما می آمد. بعد از تحویل گرفتن اتومبیل که یک دستگاه فولکس واگن پاسات مدل 2018 و فول آپشن بود(بابت سه روز 165 یورو پرداختیم) در ساعت 5 به سمت شهر شانلی اورفا حرکت کردیم. از فرودگاه تا شهر 19 کیلومتر فاصله است که کمتر از نیم ساعت طول می کشد.  در اولین پمپ بنزین باک بنزین را پر کردیم و بلافاصله به هتل رفتیم. ما هتل چهار ستاره Hilton Garden Inn را با قیمت 1365 لیر برای سه شب رزرو کردیم که البته شامل صبحانه هم می شد. هتل در محل خوبی قرار دارد و با مرکز شهر فاصله کوتاهی دارد.

شانلی اورفا، افشین ایران پور

شانلی اورفا، افشین ایران پور

بعد از استراحت کوتاه، به سمت مرکز تاریخی شهر راه افتادیم. ابتدا به سراغ قلعه اورفا رفتیم که بر روی تپه ای که مشرف به شهر است ساخته شده است. متاسفانه این مجموعه برای مرمت بسته است. از پشت دیوارهای قلعه دو ستون بزرگ با سرستون های کورنتی شکل مشخص است. این قلعه در دوره های مختلف تاریخی مورد بهره برداری قرار گرفته و ساخت اولیه آن به عصر هلنیستی بر می گردد. از فراز این تپه تقریبا همه شهر را می توان دید. به نظر می رسد که تپه در بافت قدیمی و فقیرنشین شهر واقع شده است. خانه ها عمدتا کوچک و بسیار محقر هستند درست زیر تپه، معروف ترین مکان شهر یعنی پارک Balikligol و مجموعه اطراف آن، قرار دارد. برای بازدید از تپه شما به نیم ساعت زمان نیاز دارید.

شانلی اورفا، افشین ایران پور

اتومبیل را در یک پارکینگ خصوصی که مجاور مجموعه Balikligol قرار دارد پارک کردیم و وارد پارک شدیم. در اطراف استخر چند بنای معروف قرار دارد. طبق روایات و داستانهایی که وجود دارد، اعتقاد بر این است که نمرود که پادشاه ستمگری بوده (از پادشاهان آشور)، حضرت ابراهیم را از فراز قلعه در آتش انداخته ولی به اذن خداوند، آتش بر حضرت ابراهیم سرد می شود و تبدیل به این استخر و اطراف آن محوطه هم به گلستان تبدیل می شود که همین باغ است. روایت است که ماهی های داخل استخر از چوبهای نیم سوخته همان آتش به وجود آمده اند. 

 شانلی اورفا، افشین ایران پور

شانلی اورفا، افشین ایران پور

شانلی اورفا، افشین ایران پور

در ضلع شمالی این استخر مسجد جامع و مدرسه رضوانیه واقع است که معماری آن با ستونها و قوسهای کمانی کاملا شاخص است. 

شانلی اورفا، افشین ایران پور

در ضلع جنوب غربی پارک و در مجاور مسجد خلیل الرحمان، یک غار قرار دارد که گفته شده محل تولد حضرت ابراهیم است. برای ورود به این غار کوچک باید کفشها را درآورد. دالان کوتاهی در اندازه 4 تا 5 متر دارد. که به یک چشمه که در حال حاضر در پشت دیوار شیشه ای قرار گرفته است، منتهی می شود. مراجعه کنندگان از آب این چشمه برای شفا استفاده می کنند. عده ای هم در نمازخانه مجاور این محل نماز می خوانند.  افسانه های محلی می گویند مادر این پیامبر در این محل به صورت مخفیانه او را به دنیا آورد، زیرا در یک پیشگویی به پادشاه نمرود هشدار داده شده بود که به زودی یک رهبر بزرگ متولد می شود و به همین دلیل قرار شد او همه نوزادان اورفا را بکشد. گفته می شود که ابراهیم تا 15 سالگی در این غار مخفی زندگی می کرد.

شانلی اورفا، افشین ایران پور

 مسجد خلیل الرحمان، مسجد نسبتا بزرگی است که در این مجموعه ساخته شده و زائران معمولا در آن نماز می خوانند. برای بازدید از این مجموعه حداقل یکساعت و نیم اختصاص دهید. برای مشاهده ویدئو اینجا را کلیک کنید. 

شانلی اورفا، افشین ایران پور

شانلی اورفا، افشین ایران پور

در اطراف این مجموعه تعدادی مغازه سوغاتی فروشی و همچنین غذاخوری وجود دارد. توصیه می کنم که اگر اهل جمع آوری یادگاری هایی از استان شانلی اورفا هستید، خریدهای خود را از این بازار انجام دهید چون ممکن است در داخل سایتهای باستانی محصولات با کیفیت بهتر پیدا نکنید. مثلا من مجسمه کوچکی با طرح گوبکلی تپه از این بازارچه خریدم که هرگز مشابه آن را در خود سایت گوبکلی تپه ندیدم. همچنین تعداد قابل توجهی از فروشگاههای ادویه فروشی در این بازار وجود دارند که بهترین ادویه ها و فلفلهای ترک را با قیمت مناسب می توانید تهیه کنید. وقتی ما برای خرید فلفل قرمز به داخل مغازه ای رفتیم، صاحب مغازه ابتدا از ما خواست که در نیمکت های فروشگاه بنشینیم، بعد برایمان چای آورد. سپس محصولات فروشگاه را معرفی کرد و برخی از آنها مثل رب انار و عصاره سماق و شیره انگور را برای امتحان کردن به ما داد و با دقت تمام سعی کرد تا خواص پزشکی آنها را توضیح دهد و در جواب یکی از دوستان که به او گفت، این جمع همه پزشک هستند! او بلافاصله جواب داد که اگر اینها دکتر هستند، من پروفسورم!!!! همین رفتار و معرفی محصولات سبب شد تا با دست پر از مغازه او خارج شویم. 

شانلی اورفا، افشین ایران پور

 توصیه اکید می شود که غذاهای محلی این منطقه را امتحان کنید. شانلی اورفا قطب گردشگری غذایی ترکیه است و با داشتن 450 غذا و محصول غذایی به عنوان ” قدیمی ترین آشپزخانه جهان” معرفی شده و در لیست میراث ناملموس جهانی یونسکو به ثبت رسیده است. از این غذاها می توان به کباب اورفا که شبیه کباب کوبیده اما با مزه ای خاص است اشاره کرد. کباب بادمجان غذای لذیذ دیگری است که بدون خوردن آن سفر شما به این منطقه ناتمام تصور می شود. شام را در یکی از رستورانهای این منطقه خوردیم و برای اولین بار کباب اورفا و بادمجان کبابی را امتحان کردیم که انصافا بسیار لذیذ بودند.

تقریبا حدود ساعت 10 شب بود که به پارکینگ برگشتیم تا اتومبیل را برداریم. مسئول پارکینگ بعد از اینکه فهمید ما ایرانی هستیم از ما پول نگرفت. این موضوع در روزهای بعد نیز برای ما به کرات تکرار شد. حتی جالب بود که در بعضی از مراکز گردشگری هم یا از ما پول نمی گرفتند و یا به جای فروختن 5 بلیت فقط 2 یا 3 بلیت می فروختند. بسیاری از ساکنین این منطقه که از کردهای کرمانجی هستند تا حدودی فارسی بلد بودند و برخی از آنها حتی در ایران کار کرده بودند.

 

روز دوم، 15 خرداد:

    با توجه به محدودیت زمانی که داشتیم، تصمیم گرفتیم که قبل از هر فعالیت دیگر ابتدا به سراغ تست PCR برویم. این تست را به صورت 24 ساعته در بیمارستان Mehmet Akif İnan Eğtim Araştırma انجام می دهند و هزینه آن 170 لیر است. خوشبختانه زمان مراجعه ما خلوت بود و نمونه به سرعت گرفته شد و قرار شد که 8 شب جواب آن آماده باشد. 

شانلی اورفا، افشین ایران پور

موزه شهر شانلی اورفا، از موزه های بسیار خوب این منطقه است که اشیا کشف شده از سایت گوبکلی تپه و همچنین حران و سایر سایتهای باستانی استان شانلی اورفا را در خود جای داده است. ساختمان موزه بسیار زیبا ساخته شده است.برخی از مجسمه های این موزه بسیار جالب و بعضا معروف هستند.  قیمت ورودیه 25 لیر است. برای بازدید از این موزه حداقل دو ساعت به زمان نیاز دارید. 

شانلی اورفا، افشین ایران پور

مقصد بعدی سایت گوبکلی تپه است که در لیست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است. از شهر شانلی اورفا تا گوبکلی تپه 21 کیلومتر است و حدود نیم ساعت طول می کشد.  محوطه خارج سایت برای پارک کردن اتومبیل، پارکینگ مناسب دارد. ابتدا باید برای خرید بلیت به محل بلیت فروشی که در مجاورت پارکینگ است مراجعه کرد. قیمت ورودیه این سایت 65 لیر است. برای رسیدن به سایت اصلی باید از مینی بوس هایی که برای همین منظور گذاشته اند استفاده کرد. البته فاصله زیاد دور نیست و کمتر از ده دقیقه به سایت می رسند. سپس مسیر کوتاهی را باید پیاده پیمود تا به محل حفاری ها رسید. این سایت در تمام طول هفته و از ساعت 8:30 تا 17:00 باز است. این تپه به‌عنوان کهن‌ترین مکان پرستش و رسوم دینی شمرده می‌شود، که تاریخ دوازده‌هزارسالهٔ آن گواه یافتن اولین مکانی است که بشر با جمعیتی قابل توجه در آن زیسته‌است. قدیمی‌ترین خرسنگ‌های کشف شده در گوبکلی تپه قرار دارند. این خرسنگ که قدمتش به دوران نوسنگی پیش از سفال می‌رسد از بیست دایره تشکیل شده که در کل شامل دویست ستون سنگی به ارتفاع تقریبی شش متر هستند.کاربرد این خرسنگ‌ها معلوم نیست اما نظریه غالب بر این است که کسی در پیرامون آن سکونت نداشته و صرفاً به منظور پرستش ساخته شده‌است. این ستون ها، با اشکال و حجاری های پیچیده از حیوانات توتم مانند جگوار و پلنگ، و نمادهای مرگ مانند کرکس و همچنین حیواناتی مانند گراز وحشی که هنوز هم در این تپه ها زندگی می کنند، تزئین شده است. هر یک از ستون ها، حداقل با مجموعه ای ۲۰ تایی از ستون های دیگر در مکانی به شکل دایره ای متحدالمرکز قرار گرفته اند. پیچیدگی این ستون های سنگی زمانی است که هر ستون درون ستونی دیگر ساخته شده است. در نتیجه با ساختاری پیچیده تر از استون هنج در انگلستان مواجه خواهید بود.

اما برخی گوبکلی تپه ترکیه را اینطور توصیف می کنند: هر مونولیت (ساختارهای ستون مانند با سقف) در داخل یکی از حداقل ۲۰ حلقه متمرکز قرار دارد که هر کدام در داخل دیگری ساخته شده اند و قطر آن ها بین ۳۰ تا ۱۰۰ فوت (۹ متر تا ۳۰ متر) و وزن آن تا ۲۰ تن است. اعتقاد بر این است که عبادت کنندگان با هدایای خود در بیرون این حلقه سنگی می ایستادند تا زمانی که حلقه کوچک و مرکزی دیگری درون این حلقه ساخته می شد. 

شانلی اورفا، افشین ایران پور

مردمان محلی به این منطقه گوبکلی تپه می گویند. چرا که پر از تپه های کم ارتفاع با قله هایی پهن و تا حدی مسطح است. یووال هرری در کتاب انسان خردمند توضیح داده‌است که مرکز فرهنگی گوبکلی تپه احتمالاً به نحوی با نخستین اهلی سازی گندم در ارتباط است. برای تغذیهٔ انسان‌هایی که این سازه‌های عظیم را می‌ساختند و از آن‌ها استفاده می‌کردند به غذای بسیار زیادی نیاز بود. خوراک جویان برای ساخت چنین معبد عظیمی و تأمین مواد غذایی برای نیروهای آن شروع به اهلی کردن گندم کردند. همانطور که در مدارک مربوط به این سایت آمده است، چندین بنای مشابه در تپه های اطراف وجود دارد و تعدادی هم کشف شده اند که فعلا بر روی آنها حفاری انجام نشده است. در حال حاضر فقط بر روی دو سایت اصلی سقف زده شده تا از عوامل فرسایشی طبیعی و باران در امان باشد. درخت خاصی در کنار این سایت وجود دارد که افراد زیادی برای زیارت و یا بستن دخیل به کنار آن می آیند. من چند نفر را دیدم که در کنار درخت نشسته بودند و دعا می خواندند. برای بازدید از این سایت به دو ساعت زمان نیاز دارید. برای مشاهده ویدئو کوتاه اینجا را کلیک کنید.

شانلی اورفا، افشین ایران پور

مقصد بعدی، شهر قدیمی حران در جنوب شانلی اورفا است. با یکساعت رانندگی فاصله 60 کیلومتری از گوبکلی تپه تا حران را طی کردیم. بسیار به مرز سوریه نزدیک شده ایم و با چشم غیر مسلح هم می توانیم سوریه و روستاهای آن را ببینیم. شهر تل ابیض و کوبانی که مدتهای طولانی محل مناقشه داعش با نیروهای سوری بود در نزدیکی همین مرز قرار دارد. 

حران منزل ابراهیم پیامبر بود و به ویژه به عنوان مرکز عمده صابئین و دین آنها نامدار است. حران در سال ۵۳ پ. م محل درگیری سهمگینی میان لشکریان شاهنشاهی اشکانی و جمهوری روم بوده که در این جنگ سورنا فرمانده سپاه ایران با ۱۰۰۰۰ نیرو موفق به شکست کراسوس فرمانده سپاه روم با ۱۲۰۰۰۰ نیرو می‌شود که این جنگ آغاز جنگ‌های ۷۰۰ ساله میان ایران و روم بوده است. متاسفانه در حال حاضر حران به شهری ویران تبدیل شده که بیشتر ساکنین آن را عربهای کوچ نشین و بسیار فقیر تشکیل می دهند. خرابه های باستانی شهر که قسمتی از آنها را به دانشگاه حران نسبت می دهند، هنوز وجود دارد. گفته شده که دانشگاه حران قدیمی ترین مرکز علم بوده است. ورود به این قسمت بجز منطقه حفاری، آزاد است. با قدم زدن در لا به لای دیوارها و ستونهای سنگی ، می توان شکوه گذشته آن را تصور کرد. دیوار دور شهر 4 کیلومتر است که 187 برج و چهار دروازه داشته که اکنون فقط یک دروازه آن که به دروازه حلب معروف است باقی مانده است. برای مشاهده ویدئو کوتاه اینجا را کلیک کنید.

شانلی اورفا، افشین ایران پور

خانه های باستانی حران با سقف مخروطی و کندو شکل بوده است. تعدادی از این خانه ها هنوز در این شهر وجود دارند. قدمت این خانه ها حداکثر به 200 سال قبل میرسد، هر چند که طرح مربوط به آنها به قرن سوم پیش از میلاد بر می گردد.  اخیرا تعدادی از افراد محلی با سر و سامان دادن به خانه های قدیمی خودشان، آنها را به مجموعه های بومگردی تبدیل کرده اند. ما فرصت این را داشتیم تا یکی از آنها را ببینیم. عمدتا چند اتاق کوچک در یک محوطه که با دیوار محصور شده است به هم ارتباط دارند و معمولا بیش از یک خانوار در آنها زندگی می کنند که از آشپزخانه و سرویس بهداشتی مشترک استفاده می کنند.  با توجه به اینکه هوا بسیار گرم بود، مدت کوتاهی را در یک قهوه خانه محلی نشستیم. چند خانواده کرد زبان هم مشغول نوشیدن چای و نوشابه بودند که با شنیدن صدای موسیقی کردی شروع به رقص کردی کردند. برای بازدید از این مجموعه 2 ساعت زمان نیاز است.

شانلی اورفا، افشین ایران پور

مقصد بعدی، بازدید از مجموعه غارهای سنگی در پارک ملی Tek Tek بود. حدودا 20 کیلومتر پس از خروج از محدوده شهر حران به سمت شرق می توان در سینه صخره هایی که در کنار جاده قرار دارند غارهایی را دید که ورودی آنها بسیار بزرگ است. این غارهای سنگی چون در منطقه Bazda قرار دارند به همین نام هم نامیده می شوند. این غارها در حقیقت معادن سنگ بوده اند که با مرور زمان اهمیت خود را از دست داده و متروکه شده اند (قدمت آنها به قرن 13 برمیگردد) شواهد گویای این واقعیت است که از سنگهای این محل در ساخت شهر حران استفاده شده است. در حال حاضر بازدید از داخل آنها امکان پذیر نیست چون ورودی غار را با نرده های فلزی بسته اند ولی اگر شما هم مثل ما کمی کنجکاو باشید می توانید با کمی دردسر از لای نرده ها رد شوید و شگفتی داخل غار را ببینید. با استخراج سنگ ها، فضای داخلی غار بسیار وسیع و کمی هم وهن انگیز است. خوشبختانه به خاطر ارتباطی که از طریق سقف برقرار است، نور خورشید بیشتر قسمتها را روشن کرده است. ستونهای عظیم سنگی در حقیقت قسمتی از این معدن هستند که برای جلوگیری از فروریزی سقف معدن دست نخورده نگه داشته شده اند. حداقل نیم ساعت برای بازدید یکی از این غارها نیاز دارید.

شانلی اورفا، افشین ایران پور

با ادامه مسیر بعد از 15 دقیقه با شهر باستانی شعیب می رسیم. در حال حاضر این محدوده باستانی بر روی تپه ای در روستای به همین نام قرار دارد. تقریبا محافظت فعالی از این محدوده تاریخی نمی شود. بقایای دیوارها و ستونهای سنگی نمایان است. تعدادی از خانه های این شهر در زیر زمین قرار داشته اند. همانطور که از نام آن پیداست آن را منتسب به حضرت شعیب می دانند هر چند که کاوشهای انجام شده آن را به دوره روم مربوط می دانند. شاید دیدن بچه هایی که از زور فقر چشمانشان به دست شماست از همه چیز ناراحت کننده تر باشد. توصیه می شود که بیش از نیم ساعت وقت خود را صرف این مکان نکنید.

شانلی اورفا، افشین ایران پور

کافی است تا حدود 15 کیلومتر مسیر را ادامه دهید تا با تابلو Sogmatar مواجه شوید. بی درنگ به جاده فرعی وارد شوید. پس از ورود به روستا اتومبیل را در کنار مدرسه پارک کنید و از تپه رو به رو بالا روید. معمولا کودکان روستا شما را همراهی می کنند تا بتوانید به سرعت نقش برجسته خدای ماه و خورشید را پیدا کنید ظاهرا اینها خدایانی بوده اند که در فرقه مذهبی آن محل پرستیده می شدند. یک کتیبه به زبان آرامی هم در صخره مجاور وجود دارد. همچنین یکی از کودکان، محلی را به ما نشان داد که شبیه یک رد پا پر روی سنگ بود. او گفت که این رد پای حضرت موسی است. مردم این منطقه اعتقاد دارند که حضرت موسی از دست فرعون به این محل فرار کرده بود. در محوطه روستا غار کوچکی قرار دارد که در آن 12 پیکر تراشیده در دیواره سنگی غار وجود دارد. متاسفانه تعدادی از آنها به خاطر نا آگاهی برخی افراد محلی صدمه خورده اند. حداقل یک ساعت برای این مجموعه لازم است. برای مشاهده ویدئو کوتاه اینجا را کلیک کنید.

شانلی اورفا، افشین ایران پور

شانلی اورفا، افشین ایران پور

هوا هنوز تاریک نشده بود که به سمت شانلی اورفا به راه افتادیم. خوشبختانه بیشتر مسیر 70 کیلومتری ما اتوبان بود و ما این مسیر را تقریبا یک ساعت و ربع طی کردیم. ابتدا به بیمارستان رفتیم و نتیجه تست PCR را گرفتیم. سپس، تصمیم گرفتیم که قبل از شام ابتدا برای خرید به مرکز خرید نزدیک هتل بود، برویم. Piazza Sanliurfa بزرگترین مال شهر است. هنگام ورود، همه افراد اپلیکیشنی را نشان می دادند که بیانگر تست PCR  منفی و یا واکسیناسیون بود. ما هم با نشان دادن برگه PCR وارد مجموعه شدیم. متاسفانه چون این مرکز خرید ساعت 9 شب تعطیل می شد، بنابراین دوستان فرصت کافی برای خرید نداشتند.

شام را در رستورانی که نزدیک Balikligol بود، خوردیم. مسیر برگشت به هتل را از کنار غارهای صخره ای Kizilkaya که در شب نورپردازی قشنگی دارند انتخاب کردیم. تقریبا صد گوردخمه در این محل وجود دارد و قدمت آنها به قرن دوم تا چهارم میلادی می رسد.

شانلی اورفا، افشین ایران پور

روز سوم، 16 خرداد:

صبح بلافاصله بعد از صبحانه به سمت شهر غازی انتپ به راه افتادیم. در میان راه ابتدا از کنار رودخانه فرات به سمت سد Birecik حرکت کردیم. این سد روی رودخانه فرات احداث شده است. چون این منطقه بسیار باستانی است، احداث این سد با مخالفتهای بسیاری مواجه شد ولی نهایتا احداث شد. سایت باستانی Zeugma از آبگیری این سد در امان نماند و بسیاری از قسمتهای آن به زیر آب رفت. این سایت باستانی قدمتی 2500 ساله دارد و غنی از موزاییک های رنگی و با طرح های زیباست که در نوع خود بی نظیر هستند. برای جلوگیری از نابود شدن این موزاییکها، دولت ترکیه با هزینه ای نسبت بالا، تمامی قسمت هایی را که به زیر آب می رفت، با دقت به موزه ای که به همین منظور در شهر غازی انتپ احداث کرد، منتقل نمود. البته هنوز قسمتهایی از این سایت در کنار سد وجود دارد. برای رسیدن به Zeugma از شهر شانلی اورفا تقریبا باید مسافتی معادل 115 کیلومتر را به سمت غرب طی کرد. قسمتی از جاده از میان تپه و ماهور های سرسبز و زیبایی و همچنین گندمزارهای پهناور عبور می کند که تقریبا یک ساعت و نیم طول می کشد.

شانلی اورفا، افشین ایران پور

 وقتی به سایت رسیدیم متوجه شدیم که روزهای دوشنبه تعطیل است. نگهبان مجموعه که ما را مضطرب و ناراحت دید، وقتی متوجه شد ایرانی هستیم، با بیسیم به همکارش گفت که اجازه دهد تا از سایت بازدید کنیم. تقریبا ده دقیقه از میان درختان زیتون و پسته پیاده روی کردیم تا به سایت زئوگما رسیدیم.

شانلی اورفا، افشین ایران پور

 این قسمت از سایت با سقف فلزی پوشانده شده است تا از عوامل طبیعی مثل باران و برف محافظت کند. شهر زوگما بلقیس که توسط حاکم سلوکس، نیکاتور اول تاسیس شده بود، بعدها تحت سلطه رومی ها به برجستگی و شهرت رسید. این شهر، شهر مرفه و معروفی بود تا اینکه توسط ارتش پارسی ساسانیان در سال 252 میلادی تخریب شد. در این سایت می توان ویلاهای رومی را دید که عمدتا کف آنها با موزاییک هایی با نقش و نگار زیبا آراسته شده اند. به راحتی می توان حمام و دستشویی این مکان را هم پیدا کرد. بعد از احداث سد Birecik بر روی فرات، قسمت اعظم این شهر به زیر آب رفت که خوشبختانه باستان شناسان توانستند موزاییک ها و اشیا باستانی را به موقع خارج کرده و به موزه غازی انتپ منتقل کنند.  بعد از بازدید لحظاتی را در کنار رود فرات به سر بردیم و دست و صورت را با آب فرات شستیم. بازدید از این مجموعه به یکساعت و نیم زمان نیاز دارد.

شانلی اورفا، افشین ایران پور

مقصد بعدی شهر غازی انتپ و موزه موزاییک های آن است. خوشبختانه از محل سایت Zeugma تا موزه حدود 60 کیلومتر است. قبل از آن سعی کردیم به کلیسای Pisirici Mescidi برویم ولی درب آن بسته بود. گفته می شود که سیستم آبی جالبی در سرداب این کلیسا وجود دارد ولی به خاطر کرونا و همچنین مرمت، تعطیل بود.

شانلی اورفا، افشین ایران پور

 ورودیه موزه موزاییک Zeugma که گفته می شود بهترین موزه موزاییک در جهان است، 40 لیر می باشد.  این موزه در دو طبقه ساخته شده است. موزاییک بسیار معروف “دختر کولی” در این موزه و در یک اتاق تاریک نگهداری می شود و با عنوان اثری فوق‌العاده و محبوب در تمام دنیا شهرت دارد. اثر معروف دیگر این مجموعه موزاییک صحنه “فرستادن آشیل به جنگ تروا” است. بیشتر موزاییک هایی که در این موزه نگهداری می شوند مربوط به قرن دوم میلادی هستند. بازدید از این موزه ارزشمند حداقل نیاز به یک ساعت و نیم زمان دارد. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید. 

شانلی اورفا، افشین ایران پور

فراموش نکنید که غازی انتپ به سبب غذاها و همچنین شیرینی های آن معروف است. پس اگر امکانش برایتان فراهم بود کمی به شکم خود برسید.

شهر غازی انتپ را به سمت شهر آدیامان و سپس سایت باستانی Pirin که به Perre هم مشهور است، ترک کردیم. این مسیر تقریبا 160 کیلومتر است که حدود دو ساعت و نیم در راه بودیم. Pirin روزگاری یکی از پنج شهر بزرگ کوماژن ها بود. سایت باستانی آن مجموعه ای از گوردخمه های سنگی است که در دامنه یک تپه سنگی حفر شده اند. ورودیه این مجموعه 10 لیر است. قدمت این مجموعه را به دوره کوماژن ها و حدود قرن اول میلادی  نسبت می دهند. برای مشاهده ویدئو کوتاه اینجا را کلیک کنید.

شانلی اورفا، افشین ایران پور

پس از طی 35 کیلومتر به بنای یادبود کرکس یا Karakus می رسیم. این بنا دور تا دور یک تپه ساخته شده است و شامل یک ستون با مجسمه کرکس، یک ستون با نقش برجسته پادشاه میتریدیتس دوم و خواهرش لائودیس و همچنین دو ستون دیگر که به نظر می آید سرستونهای آن نقش شیر داشته اند. این محل که به نظر می رسد مراسم آیینی و تشییع در آنجا صورت می گرفته قدمتی 2100 ساله دارد.

شانلی اورفا، افشین ایران پور

در مسیر خود به سمت کوه نمرود از کنار پل قدیمی Gendere گذر کردیم. این پل بر روی یکی از سرشاخه های رود فرات ساخته شده و قدمتش به قرن دوم میلادی میرسد. برای رسیدن به مجموعه نمرود باید از کوهی به همین نام بالا رفت. خوشبختانه کیفیت جاده بسیار خوب است و ما مسیر 35 کیلومتری تا پارکینگ مجموعه را حدود یک ساعته طی کردیم. 

شانلی اورفا، افشین ایران پور

حدود 500 متر قبل از انتهای مسیر، مجموعه رستوران- فروشگاه و همچنین بلیت فروشی مجموعه قرار دارد. قیمت ورودیه 30 لیر است. افرادی که لباس و یا کفش مناسب همراه نیاورده اند می توانند از فروشگاه، این موارد را بخرند و یا اجاره کنند.

شانلی اورفا، افشین ایران پور

مجموعه میراث جهانی کوه نمرود، بر فراز کوه نمرود قرار گرفته است این کوه حدود 2150 متر ارتفاع دارد و معمولا دمای هوا در آنجا چندین درجه از پای کوه سردتر است. لذا توصیه می شود که حتما بادگیر و بالاپوش مناسب همراه داشته باشید. از محل پارک اتومبیل تا قله کوه تقریبا 20 دقیقه زمان نیاز است. شما می توانید از سمت غربی یا شرقی کوه به سمت قله حرکت کنید. هر دو راه به خوبی سنگفرش شده اند و نهایتا در قله کوه به هم میپیوندند. مجسمه های غول پیکر که بر فراز قله قرار گرفته اند به سه بخش اصلی تقسیم می شوند، مجسمه های تراس شرقی کوه و ستون های تراس شمالی و مجسمه های تراس غربی کوه. مجسمه ها تقریبا مشابه هستند ولی بنا به دلایل نامشخص که احتمالا فرسایش و همچنین زلزله بوده است بر روی زمین افتاده و پراکنده شده اند. گفته می شود که آرامگاه آنتیوخوس اول نیز در این مکان قرار دارد ولی هنوز کشف نشده است. مجسمه ها ارتفاعشان بین 3 تا 10 متر و بیش از 9 تن وزن دارند. قله کوه از جایی که مجسمه ها قرار دارند حدود 40 متر بلندتر است.

 سنگریزه هایی که به صورت مصنوعی بر روی هم ریخته شده اند، سبب شده اند که قله کوه به شکل کله قندی به نظر آید. دقیقا مشخص نیست که این حجم از خورده سنگهای کوچک از کجا و به چه منظوری بر روی هم انباشته شده اند.

شانلی اورفا، افشین ایران پور شانلی اورفا، افشین ایران پور

 بعد از مشاهده غروب آفتاب به سمت شانلی اورفا حرکت کردیم ولی از مسیر شهر سیورک. این مسیر 180 کیلومتری تقریبا دو ساعت و نیم زمان برد. حتما این ویدئو کوتاه را در اینجا نگاه کنید.

 

روز چهارم، 17 خرداد:

صبح بعد از مراسم صبحانه و تسویه حساب هتل به سمت شهر نصیبین حرکت کردیم. در مسیر ابتدا از  مجموعه باستانی و زیارتی ایوب نبی که شامل مقبره حضرت ایوب، حضرت الیاس و همچنین سنگ صبور بود بازدید کردیم.  این مجموعه در 100 کیلومتری شهر شانلی اورفا و 22 کیلومتری ویرانشهر قرار دارد. برای بازدید از این مجموعه نیم ساعت کافی است. 

شانلی اورفا، افشین ایران پور

سپس مسیر را به سمت نصیبین ادامه دادیم. شهر نصیبین مرز ترکیه با سوریه است. به لطف پیشروی 20 کیلومتری ارتش ترکیه به داخل خاک سوریه به بهانه حفظ امنیت مرزهای ترکیه، خوشبختانه آثاری از نا امنی مشاهده نشد. هرچند که در مکانهایی خودروهای زرهی و ایست بازرسیهای امنیتی وجود داشت. فاصله 130 کیلومتری ویرانشهر تا نصیبین را بدون توقف و در دو ساعت طی کردیم. شهر نصیبین از دیرباز محل درگیریهای ارتش ایران و روم بود و چندین جنگ بزرگ در زمان ساسانیان بین این دو ارتش رخ داد. شهر قامشلی در آن طرف مرز و در خاک سوریه قرار دارد. از دیدنیهای شهر نصیبین می توان به کلیسا حضرت یعقوب و همچنین به مسجد حضرت زین العابدین اشاره کرد. با استناد به کتیبه ای که بر روی مناره این مسجد وجود دارد. تاریخ ساخت مسجد به سال 1159 برمی گردد. ما تقریبا یک ساعت را در این شهر گذراندیم.

شانلی اورفا، افشین ایران پور

 مقصد بعدی شهر باستانی دارا بود که در 30 کیلومتری شمال غربی نصیبین واقع شده است. خرابه های باستانی شهر دارا بیانگر این است که این مکان دژ مستحکمی بود. بر اساس شواهد تاریخی،  بعد از شکست بیزانس در جنگ آناستازی، از قوای ساسانی، در سال ۵۰۵ میلادی، امپراتور بیزانس، آناستازیوس اول تصمیم گرفت به احیاء و بازسازی ده دارا پرداخته و قلعه‌ای در آنجا بسازد. دارا تنها ۵ کیلومتر با مرز حکومت ساسانی فاصله داشت و در فاصلهٔ کمی از شهر نصیبین که در دست ساسانیان بود، قرار داشت. بعدها ژوستینین یکم (یوستی نیانوس یکم) دیوارهای قلعه را استحکام بخشید و ارتفاع آن را تا ۲۰ متر بالا برد. این قلعه در سال ۵۷۴ میلادی توسط انوشیروان تسخیر شد. ضربهٔ روحی حاصل از این شکست به حدی بود که امپراتور وقت بیزانس، یوستین دوم از مقام خود استعفا کرد. خسرو پرویز در سال ۵۹۱ میلادی، در ازای کمکی که از موریس امپراتور بیزانس برای بازپس گرفتن سلطنت، از بهرام چوبین گرفته بود این قلعه را به بیزانس باز پس داد. بعد از قتل موریس توسط فوکاس امپراتور بعدی، خسرو وارد جنگ با بیزانس شده و قلعهٔ دارا را در سال ۶۰۴ میلادی به تصرف خود درآورد. در آخر در سال ۶۳۹ میلادی این قلعه توسط اعراب تسخیر شد و به مرور زمان ارزش استراتژیکی و نظامی خود را از دست داد. ورود به این مجموعه آزاد است و یک ساعت برای بازدید از آن کافی است.

شانلی اورفا، افشین ایران پور

 در حال حاضر در ساخت تعدادی از خانه های این روستا از بقایای شهر قدیمی استفاده شده است هر چند که جابجایی سنگهای بزرگ برای این منظور بسیار دشوار بوده است.

شانلی اورفا، افشین ایران پور

از دارا به سمت شهر ماردین حرکت کردیم. در مسیر تصمیم گرفتیم که از “دیر زعفران” که یک صومعه قدیمی است بازدید کنیم. این مکان در ابتدا معبدی برای پرستش شمش خدای خورشید آشوریان بوده است. رومیان آن را به قلعه‌ای نظامی تبدیل کردند. پس از خروج رومیان از این قلعه در سال ۴۹۳ میلادی این بنا به صومعه تبدیل شد. در سال ۷۹۳ میلادی اسقف اعظم ماردین این بنا را بازسازی کرد. پاتریارک کلیسای ارتدکس سریانی از ۱۱۶۰ تا ۱۹۳۲ در دیر زعفران بود و سپس به حمص جابجا شد. بازدید از این صومعه باید بطور گروهی و به همراه راهنما انجام شود. لذا امکان بازدید خارج از گروه امکان پذیر نیست. ما هم به دلیل ضیق وقت از بازدید این مکان خاص که گفته می شود 365 اتاق دارد منصرف شدیم و به سمت ماردین حرکت کردیم.

شانلی اورفا، افشین ایران پور

 شهر ماردین که مرکز استان ماردین است، هم اکنون بیش از 100 هزار نفر جمعیت دارد. این شهر به سبب بافت قدیمی آن که بر روی تپه واقع شده است بسیار مورد توجه گردشگران قرار دارد. بعلاوه این شهر از نظر تاریخی هم جایگاه مهمی در کشور ترکیه دارد. بیشتر ساکنین این شهر را کردهای کرمانجی تشکیل داده اند.

ماردین از شهرهای باستانی سُریانی‌نشین بوده‌است. در شهر ماردین منسوبان دین‌های مختلف از جمله مسلمان، ایزدی، سُریانی، ارمنی، کلدانی، یهودی و نسطوری زندگی می کنند (سُریانی، ارمنی، کلدانی و نسطوری شاخه‌های دین مسیحیت هستند) اکثریت مسلمانان هم اعم از کُرد، تُرک و عرب بر فقه حنفی هستند.  در نگاهی کلی به شهر، خانه های ساخته شده از سنگ آهک زرد جلب نظر می کنند. درب این خانه ها که شهرتی جهانی دارند، به دشت بین النهرین باز می شود. از آنجایی که بر روی دامنه تپه قرار دارند، حداقل دو طبقه هستند و طوری ساخته شده اند که سایه یکی بر روی دیگری نیفتد. سنگ آهک سبب خنک بودن خانه ها در تابستان و گرم شدن آنها در زمستان می شود. با تابش آفتاب، رنگ زرد این خانه ها می درخشد و همین مسئله سبب شهرت یافتن ماردین به “شهر زرد” شده است.

دسترسی به قسمت قدیمی شهر که بر روی تپه قرار دارد کمی خاص است. تنها یک خیابان اصلی و یکطرفه شما را به بالای تپه می رساند و از سمت دیگر پایین می آید. خانه ها توسط کوچه های باریک و پلکانی به خیابان اصلی متصل هستند. فروشگاههای متنوعی در دو سوی این خیابان باریک قرار دارند و پیاده رو مملو از جمعیت است. متاسفانه پیدا کردن جای پارک بسیار مشکل است و این موضوع سبب شد که شانس پیاده روی در این شهر بسیار زیبا را از دست بدهیم. 

شانلی اورفا، افشین ایران پور

مقصد آخر ما شهر دیاربکر بود که در 100 کیلومتری شمال ماردین واقع است. در مسیرمان به دیاربکر از کنار قلعه زرزوان گذشتیم. شهر دیاربکر بیش از دو میلیون جمعیت دارد. بیشتر جمعیت این شهر را کردهای کرمانجی تشکیل می دهند. رود دجله از میان شهر می گذرد. از آنجایی که همیشه دوست داشتیم، دجله را از نزدیک ببینیم بالاخره موفق شدیم یکی از مکان هایی را که دسترسی ساده تری به رودخانه داشت را بیابیم و دست و صورت خود را با آب دجله بشوییم.

شانلی اورفا، افشین ایران پور

 شهر دیاربکر دارای برج و باروی تاریخی استواری است که مربوط به دوره امپراتوری روم شرقی است. بدون شک دیوار ستبر، سیاه رنگ(از جنس سنگ بازالت) و قدیمی دور شهر مهمترین و مشهورترین بنای شهر دیاربکر است. این دیوار 5500 متر طول دارد و در لیست میراث جهانی نیز ثبت شده است.از قلعه دیاربکر که قسمتی از این مجموعه است می توان بازدید کرد ولی دیوارها و برج و باروها تحت مرمت هستند و بازدید از آنها امکان پذیر نیست. هر چند ما به دور از چشم نگهبانها موفق شدیم به بالای دیوار برویم و منظره شهر و رود دجله را تماشا کنیم. 

شانلی اورفا، افشین ایران پور

برای برگشتن به فرودگاه شانلی اورفا عجله داشتیم که متاسفانه در ترافیک شدید شهر افتادیم و این موضوع سبب شد که مسیر 140 کیلومتری خروجی شهر تا فرودگاه را در کمتر از یک ساعت و نیم طی کنیم. 

بلافاصله اتومبیل را تحویل شرکت اجاره اتومبیل دادیم. چون نیم ساعت در تحویل اتومبیل تاخیر داشتیم می خواستند 190 لیر ما را جریمه کنند که بعد از اعتراض ما، از خیر این جریمه گذشتند. ما در این سفر 1475 کیلومتر رانندگی کردیم و 640 لیر بابت گازوئیل پرداختیم. خوشبختانه چون فرودگاه شانلی اورفا بسیار کوچک است، تشریفات تحویل بار به هواپیما و گرفتن کارت پرواز به سرعت انجام شد. من که یک چمدان کابین سایز داشتم وسایلم را تحویل بار ندادم. اما مسئول چک کردن مدارک به من گفت که باید چمدان را به بار تحویل دهم چون نمی توانم هم چمدان و هم کوله پشتی را به داخل هواپیما ببرم و باید یکی را تحویل بار دهم. من هم جلو چشم او کوله پشتی را داخل چمدان گذاشتم ولی ناگهان با اعتراض یکی از مسافران مواجه شدم که معتقد بود من تقلب کرده ام!!!!! هر چه به او توضیح دادم که وزن چمدان من بیشتر از حد مجاز نیست به کتش نمی رفت و مرتب اعتراض می کرد.

بالاخره سوار بر هواپیما شدیم و یک و نیم ساعت بعد در فرودگاه استانبول بر زمین نشستیم. با توجه به گپ سه ساعته بین پروازها، فرصت کافی داشتم که ساعت خوبی را در کنار دوستان داشته باشم. بامداد 18 خرداد به فرودگاه دبی وارد شدم. 

 

 

*با تشکر از همراهان این سفر که تصاویر را در اختیار من قرار دادند:

 

  • حمیدرضا جلالی
  • علیرضا سامانی
  • مهران نوحی
  • رضا ثاقبی

 

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

af6872@gmail.com

 

 

 

 

 

Share

نوشته سفر به قلب تمدن- بین النهرین علیا، ترکیه اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%82%d9%84%d8%a8-%d8%aa%d9%85%d8%af%d9%86-%d8%a8%db%8c%d9%86-%d8%a7%d9%84%d9%86%d9%87%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%b9%d9%84%db%8c%d8%a7%d8%8c-%d8%aa%d8%b1%da%a9%db%8c%d9%87/feed/ 0