گزارش سفرهای سال97 بایگانی - کانون گردشگران جوان ایران https://kanoonirangardan.ir/category/گزارش-سفرهای-سال97/ سفر مسولانه و ارزان قیمت Sat, 08 May 2021 09:48:35 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=6.5.7 گزارش سفر بهمن ماه ۱۳۹۷، استان کرمان https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87%d9%85%d9%86-%d9%85%d8%a7%d9%87-%db%b1%db%b3%db%b9%db%b7%d8%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%da%a9%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86/ https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87%d9%85%d9%86-%d9%85%d8%a7%d9%87-%db%b1%db%b3%db%b9%db%b7%d8%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%da%a9%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86/#comments Mon, 12 Aug 2019 13:04:51 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=9693 گزارش سفر بهمن ماه ۱۳۹۷، استان کرمان «گذشتن، زیباست» زمان ...

نوشته گزارش سفر بهمن ماه ۱۳۹۷، استان کرمان اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
گزارش سفر بهمن ماه ۱۳۹۷، استان کرمان

«گذشتن، زیباست»

زمان سفر : 17 -22 بهمن 97

شماره سفر :9711

وسیله نقلیه : قطار، اتوبوس دربستی

تعداد همسفران : 33 نفر

اقامت : اقامتگاه شبهای پرستاره کویر در شهداد، خانه مسافر مشتاق در کرمان و اقامتگاه خانه سنگی در میمند

شهرهای بازدید شده : رایِن، ماهان، شهداد، کرمان، رفسنجان، میمند

هزینه تمام شده : 470 هزار تومان

روز اول چهارشنبه 17 بهمن

تا مینا برسد، ما رفته بودیم. نه که دلمان بخواهد برویم یا مینا نخواهد بیاید؛ قطار میلی به ماندن نداشت. مینا از بالای پله‌های ایستگاه راه آهن تهران، دید که قطارِ کرمان چطور در ساعت شش و 5 دقیقه عصر آرام  آرام روی سینه خزید و پاهای گرد و سردش را روی دو خط ِ موازی ِ فلزی ِ بی‌انتها– که معلوم نیست کجا بهم می‌رسند، یا شاید هم نمی‌رسند– به حرکت درآورد.

قطار رفت و مینا به دنبال آن، تا شاید در قم، در ایستگاه محمدیه، به آن برسد؛ که نرسید. همان شد که دست از تعقیب قطار برداشت، اما رهایش نکرد. کوله‌اش را انداخت روی دوشش و سوار اولین اتوبوسی شد که تا کرمان می‌رفت.

روز دوم پنجشنبه 18 بهمن

صبح روز بعد، در ساعت هشت و ۴۵ دقیقه، وقتی ما به کرمان ِ آفتابی و سرد رسیدیم، مینا آنجا بود. رسیده بود. روی آخرین ردیف صندلی‌های اتوبوس نشسته بود. صورتش را پشت عینک آفتابی بزرگی پنهان کرده بود که نمی‌گذاشت ببینیم خسته‌ است یا نه؟ شب در اتوبوس خوابیده است یا نه؟

ما که شب را در قطار، با صدای لالایی تلق‌تلق – تلق‌تلق و تکان‌های گهواره‌وار بی‌پایانش، سخت خوب خوابیده بودیم، مینا را با خستگی‌هایش تنها گذاشتیم و از پنجره اتوبوس خیره شدیم به کمان آذرین سهند-بزمان، آنجا که بین کرمان و راین امتداد یافته بود. تصویری بود شگرف، که از پنجره اتوبوس شروع می‌شد و تا آن بالا‌ها، تا نوک کوه، ادامه داشت.

اول،کناره‌های جاده را می‌دیدیم، که بی‌کم و کاست با کیسه‌های پلاستیکی فرش شده بود. حتی باد هم به کمک آدم‌ها–آدم‌ها؟؟ – آمده بود و کیسه‌ها را به بوته‌های خار وصل کرده بود. کمی عقب‌تر، دورتر از جاده، دشتی به رنگ خاک که از دسترس آدم‌ها سالم مانده بود، امتداد می‌یافت تا پای تپه ماهورها و بعد کوه بود و تیغه‌های سنگی‌اش. و بعد برف بود و تلالو بی‌بدیلش. و بعد آسمان بود و آبی بی‌نظیرش.

راین، منتظر ما بود. آنجا، ۱۰۰ کیلومتر جنوب‌تر از کرمان، یله داده بود به دامنه‌ کوه هزار. کوهی که به گفته راهنمای ما، مسعود‌خان ادیبان، تنها آهنربای جذب گردشگران بود تا پیش از آنکه زلزله پنجم دی ماه ۱۳۸۲، بم را بدون ارگ کند. ارگ بم که فرو ریخت، راین مجالی پیدا کرد تا ارگش را به رخ بکشد.

وقتی از دروازه ارگ گذشتیم و چرخی در آن زدیم، تازه دیدیم که چرا تا پیش از مرگ ارگ بم، کسی چندان سراغی از ارگ راین نمی‌گرفت. گشت و گذار در این بنای خشتی خالی از لطف نیست، با آن بخش حاکم نشین در انتهای مجموعه و کوچه‌هایی که از میان خانه زارعان و کاسبان و پیشه‌وران و پیله‌وران و دیگر«ان» می‌گذرد. اما این گشت و گذار کجا و گم شدن در ارگ بم برای ساعت‌ها کجا؟ بالا و پایین پریدن روی پشت‌بام حاکم‌نشین ارگ راین کجا و خیره شدن به نخلستان‌‌های بم از روی باروهای بلند ارگ بم کجا؟

بگذار بگذریم، که به قول نصرت «گذشتن زیباست».

اما ارگ راین هم خوشگلی‌های خودش را دارد. مثلا همین آتشکده ی ارگ که تا سالیان سال پابرجا بود و حتی بعدها که آتشش رو به خاموشی رفت، بنای آن شد گود زورخانه. یا اصلا همین که تا ۱۲۰ سال پیش، هنوز که هنوز بود، این ارگ ساسانی جایی بود برای زندگی، برای نفس کشیدن، برای«آمدن، رفتن، دویدن، عشق‌ورزیدن، درغم انسان نشستن، پا‌‌‌به‌‌پای شادمانی‌های مردم پایکوبیدن».

بادِ راین اما سرد بود در آن صبح ۱۸ بهمن ماهی که گذر ما به آنجا افتاد و بعد که راهمان را کج کردیم دوباره به سمت شمال و از ماهان سردرآوردیم. آفتاب کویر اما به میان آسمان که رسید، لایه لایه لباس کم کردیم و برای ناهار در پارک کنار آرامگاه شاه نعمت‌الله ولی، فرود آمدیم.

کمی آن طرف‌تر از پارک، جگرکی بی‌ادعایی به دور از هیاهوی این روزها، زیر آفتاب کویر در انتظار یاران بود.دل‌ها وقلوه‌ها به سیخ کشیده شده، در یخچال، ظفرمند و بی‌قرار، بی‌تابِ آتشدان بودند. گویی عصاره اعصار است که بر چهره آنها نشسته‌ است؛ و ما امان ندادیم.

از کوفتن بر طبل بی‌عاری که فارغ شدیم، این شاه نعمت‌الله بود که غافلگیرمان کرد.

با آن حوض بزرگ در ابتدای ورودی مجموعه. همان جا که ماهی‌ها زیر یخ‌های سطح آب، درست همان جایی جمع شده بودند که شعاع‌های نور آفتاب بر آن می‌افتاد. آنها هم مثل ما از سایه‌ها فرار می‌کردند تا در زمستان کویر، تن خود را به آفتاب بسپارند. و درخت‌های سرو و کاج به طور قرینه، دو سوی ورودی ساختمان اصلی را اشغال کرده بودند و حس آرامش غریبی را به محض ورود به بازدید کنندگان می‌دادند.

شاه نعمت‌الله از عرفا و شعرای ایرانی بود که در سده‌های هشتم و نهم می‌زیست. او پیروان فراوانی داشت و به همین دلیل آرامگاه او در طول سده‌های گذشته همیشه مورد توجه بود و توسعه این بنا آنقدر ادامه پیدا کرد که از یک اتاق چهارگوش به مجموعه‌ای تبدیل شد با مساحت ۳۵ هزار متر مربع با گنبد عظیم فیروزه‌ای، درهای چوبی غول‌پیکر، رواق شاه‌عباسی و چله‌خانه‌ای که تزئینات دیوارها و سقف آن با زلزله بم از زیر لایه آهکی که قاجاریان روی آن کشیده بودند بیرون آمد.

و طبیعی بود که بعد از آرامگاه، چاره‌ای نداشتیم که مثل هر گردشگر دیگری که گذرش به ماهان می‌افتد، راهمان را کج کنیم و به باغ شازده برویم. آن هم چه شازده‌ای از عهد قجر: عبدالحمید میرزا ناصرالدوله که حاکم کرمان بود و انگار که برای کم نیاوردن در باب استراحت، به فکر بنای این باغ افتاد. اما بخت با او یار نبود و پیش از پایان کار باغ، رخت از این جهان بست. و چه خوشحال شد آن روز، استادکاری که مشغول بنایی بود و به محض شنیدن خبر مرگ عبدالحمید میرزا، کارش را نیمه کاره رها کرد و رفت.

امروز که امروز است، نه عبدالحمید مانده و نه استادکاری که آنجا بنایی می‌کرد. فقط باغ شازده مانده که آنهم در فهرست میراث جهانی یونسکو به عنوان یکی از نمونه‌های باغ ایرانی ثبت شده است. و این سوال برای ما بوجود می آید که آب قنات تیگران که مایه سرسبزی این باغ است در دل کویر خشک کرمان، آیا آن هم سرقت شده بود از کشاورزان به دست عبدالحمید میرزا، حاکم کرمان؟

از باغ شازده یک ضرب راهمان را به سمت سیرچ کج کردیم تا با گذشتن از دل ِ کوه‌ها، به کویر برسیم و شب را در روستای زیارت در نزدیکی شهداد در اقامتگاه شب‌های پرستاره کویر که پنج اتاق کوچک 3تا4 نفره و یک اتاق بزرگ 20 نفره برای شب مانی داشت، سر کنیم. و شام با شاهین و حسن بود، و چه شامی و چه شاهینی و حسنی چه دیگرانی که در کنارشان در پخت و پز، شاهی کردند و قوتی لایموت – یا همان غذای معروف سفره‌های کانون را که بزرگان قوم آن را استانبولی نامید‌ه‌اند–به ما ارزانی کردند.

و بعد نوبت رسید به وقت خواب. اما چه خوابی؟ خواب یا خرناس؟ خواب یا جنگ در تاریکی؟

وباز هم به قول نصرت، «چه شکوه‌ای؟ چه شکوهی؟»

روز سوم جمعه 19 بهمن

صبح را زود شروع کردیم و از ساعت هشت اول به سراغ قنات شفیع آباد رفتیم در دل کویر. محمدرضا در پوست خود نمی‌گنجید که این جمع کثیرالاضداد را رأس ساعت هشت صبح برای بازدید از اولین نقطه به خط کرده است.

از قنات، بی‌درنگ به سمت کاروانسرای قجری شفیع‌آباد رفتیم که از بخت بلندمان هنوز بازسازی آن به پایان نرسیده بود و می‌شد شمه‌ای از آنچه  بود را دید.

آن طور که می‌گویند، این کاروانسرا آخرین استراحتگاهی بود که مسافران پیش از گام نهادن به کویر، در آن لَختی می‌آساییدند. اما از بخت بد ما، فرصتی برای استراحت نبود و بعد از توقفی کوتاه راهی کویر شدیم تا کلوت‌ها را ببینیم.

از شفیع‌آباد راه چندان نیست تا جایی که بتوان کلوت‌ها را دید. کلوت، گویا ترکیبی است از کلات و لوت. کلات به معنی آبادی و لوت هم که لوت است و به همین خاطر به این منطقه «شهر خیالی لوت» هم می‌گویند. شهری که از دور باروهای آن را می‌شود دید اما وقتی به آن نزدیک شوید، می‌بینید که چیزی نیست جز وهم، جز خیال؛ عارضه‌های طبیعی که باد آنها را به شکل برج و بارو درآورده است.

اما آنچه این روزها از این شهر خیالی برجا مانده، تفاوت دردناکی دارد با آنچه روزگاری به چشم کاروانیانی می‌آمد که از فرسنگ‌ها دورتر برج و باروی یک شهر را در دل بیابان می‌دیدند. حالا آنقدر گروه‌های گردشگری کوچک و بزرگ، با ماشین و بی‌ ماشین، آف‌رود و آن‌رود زیاد شده‌اند که شهر خیالی کویر هم مثل دیگر شهرهای ما دچار ترافیک و زباله و آلودگی صوتی و تصویری شده است.

باز جای شکرش باقی‌ست که این «وسعت‌ بی‌واژه» آنقدر گسترده است که اگر شما هم کفش‌هایتان را دربیاورید و با پای برهنه مدتی روی شن‌های گرم آن راه بروید، می‌توانید گوشه‌ای خلوت – البته نه خیلی خلوت – برای خودتان دست و پا کنید و دست کم برای مدتی کوتاه، چشم‌هایتان را به روی حقیقت ببندید.

و ما بستیم چشم‌هایمان را تا نبینیم رد چرخ‌های ماشین‌ها را که مثل پنجه، صورت کویر را چنگ انداخته بودند؛ گویی زنی سوگوار در شیون عزیزانش به صورتش چنگ انداخته باشد.

به گفته آقای ادیبان، ورود به عمق کلوت بدون راهنماهای محلی کار بسیار خطرناکی است به این دلیل که در زمان مبارزه با کاروان‌های قاچاقچیان در این منطقه، برخی نقاط مین‌گذاری شد که بعدها این مین‌ها به دلیل حرکت شن‌ها و بارش‌های فصلی جابه‌جا شدند و در حال حاضر محل دقیق آنها مشخص نیست.

کویر لوت را در صلات ظهر به حال خودش رها کردیم و برگشتیم به شهر تا در امامزاده زید شهداد، ناهاری بخوریم و راهی کرمان شویم. جالب اینکه متولیان این امامزاده که زیارت‌کنندگان زیاد هم داشت با لطف فراوان برای اعضای گروه چای درست کردند و امکان استفاده از آشپزخانه امامزاده را به دوستانی دادند که قصد گرم کردن غذای خودشان را داشتند.

 تا به کرمان برسیم و سر دربیاوریم از بازار،ساعت از چهار عصر گذشته بود. اما در آن روز جمعه که گذر ما به بازار کرمان افتاد، انگار که نه جمعه‌ای در کار بود و نه تعطیلی‌ای. کاسبان بعد از چرت عصرگاهی دوباره کرکره ها را بالا داده بودند. به حمام گنجعلی‌خان که رسیدیم، دیگر جایی برای سوزن انداختن نبود.

نه، هر چه گشتیم نبود جایی برای سوزن انداختن در این حمام ۴۰۰ ساله. نه در رختکن، نه در هشتی‌ها، نه در کنار دیوارهای فرش شده با کاشی‌های رنگارنگ و نقش پرندگان، نه در شاه‌نشین، نه در گرمخانه. همه جا پر بود از آدم‌هایی که مثل ما سرگردان بودند و در تکاپو تا شاید چیزکی از این سرگردانی در کرمان با خود به یادگار ببرند. شاید عکسی، شاید چند گرم زیره یا انواع قوتوهای رنگارنگ، شاید چند کیلو کلمپه یا چند متر پته، یا کمی خاطره.

ستاره‌های کویر که بساطشان را در آسمان پهن کردند، ما هم بساط گشت و گذارمان را از بازار کرمان جمع کردیم و راهی خانه مسافر مشتاق شدیم. چه خانه‌ای اما، چه دنیایی، چه غذایی اما: بزقورمه ، غذای اصیل کرمانی.

بگذارید از داستان این غذای لذیذ بگذریم و به خواب برسیم. شب، افشین بود که مدام به خوابم می‌آمد و می‌رفت، با نوک پا به پهلویم می‌زد و می‌گفت: «پاشو برو بیرون توی حیاط بخواب، از کی تا حالا توی اینجور جاهای گرم و نرم می‌خوابی». من وحشت‌زده چشم‌هایم را باز می‌کردم و خیره می‌شدم به دوستانی که در خواب، سمفونی خرناس‌ها را رهبری می‌کردند. دوباره می‌خوابیدم، دوباره افشین به خوابم می‌آمد.

روز چهارم شنبه 20 بهمن

صبح که شد، دیگر اثری از کابوس افشین نمانده بود. صبحانه را خوردیم و زود راهی میمند شدیم، ۲۲۰ کیلومتر دورتر از کرمان پس از پشت سر گذاشتن معدن مس سرچشمه ، جایی در حوالی شمال شرقی شهر بابک، در دره‌ای بن‌بست. حالا بماند که بین راه سری هم به رفسنجان زدیم تا مجموعه حاج آقا علی را ببینیم که دالان‌های تودرتو، ایوان‌های بالابلند،حوض‌های لاجوردی،درها و پنجره‌های رنگی‌اش در صدای هم‌همه بلندگوها گم شده‌ بودند.فریاد‌های گوشخراش یک برنامه رادیویی، زیبایی این بنای خشتی را به خاطره‌ای گوش‌آزار تبدیل کرد.

 اما میمند داستانش دیگر است.

پیش از این هم به میمند رفته بودیم. همه بودند.امیرحسین هم بود. یادت هست؟ «عموهایت رامی‌گویم». چه سالی بود؟ ۸۵ یا ۸۶؟ شاید هم ۸۴، یادم نیست.

میمند همان میمند بود که پیش از این دیده بودیم، با آن جاده‌ای که از شهر بابک جدا می‌شود و به سوی دره میمند می‌رود و هر چه نزدیک‌ترمی‌شود، شمار تک درخت‌های جدا افتاده در آن برهوت بیشتر می‌شود و شیب جاده نیز. میمند همان بود که بود، اما حالا که نامش در فهرست میراث جهانی جا خوش کرده بود،روستا غوغایی دیگر داشت.

ابتدای ورودی روستا، اتاقکی بود برای نگهبانی و کنترل ورود و خروج خودروها، اما چه کنترلی! طنابی که شاید بنا بود مانع از ورود خودروها شود، پیش چشم نگهبان، بی‌حرکت، روی زمین افتاده بود؛ مثل ماری که به خواب رفته باشد. و خودروها با خیال راحت داخل محوطه کوچک روستا می‌شدند. محوطه‌ای که آن هم به عنوان «منظر فرهنگی میمند» بخشی از فضای ثبت شده در میراث جهانی است. البته به واسطه این ثبت جهانی شدن اجازه دخل و تصرف و ساخت و ساز را به هیچ عنوان نمی دهند و باید فکر داشتن WC اختصاصی برای هر خانه را از سر بیرون کنید و به WC های عمومی که تعداشان به انگشتان یک دست در روستا می رسد اکتفا کنید.

دیگر از آن خلوتی ۱۰ و اندی سال پیش خبری نبود و گردشگران در هر گوشه و کناری برای خودشان بساط کباب به راه انداخته بودند. محوطه اصلی روستا بیشتر به یک پارکینگ شبیه شده بود که هرج و مرج و آلودگی منظر، تنها کلماتی است که برای آن می‌توان به کار برد.

تا ما از راه برسیم و از حمام و آتشکده و مسجد بازدید کنیم و بارهایمان را در اقامتگاه خانه سنگی میمند – در یکی از آن خانه‌های معروف دستکند با کیچه هایش (برخلاف کوچه که انتهایش بسته است و در میمند به عنوان مسیر ورودی خانه ها که به شکل راهرو هستند، استفاده می شود) در دل کوه – جای بدهیم، غروب هم از راه رسید. به قول احسان «شگفتا».

غروب، آرام آرام رنگ سرخش را به صورت آسمان پاشید و شب را ریخت روی دره ی میمند. دره‌ای که در دل صخره‌های آن خانه‌ها را در طول هزاران سال با دست کندند و حالا هر چند ساکنان زیادی در آن نمانده‌اند، اما هنوز زندگی جریان دارد در آنها.

آن روزها که میمند، برای خودش برو و بیایی داشت، در فصل زمستان به این خانه‌ها پناه می‌بردند تا از سرمای کویر در امان باشند.

سجاد ابراهیمی، که اقامتگاه خانه سنگی را سرپا نگه داشته تعریف می‌کند که چطور در دوران کودکی در این روستا یا در باغ‌های پایین دست روستا و مراتع روزگار می‌گذراندند. اگر گذرتان به میمند افتاد، فرصت شنیدن خاطره‌های سجاد را از دست ندهید که هم دانش امروز را دارد و هم خاطرات دیروز را. و شب هم به شهر بر نگردید، مجال خوابیدن در یکی از آن اتاق‌های صخره‌ای، چیزی نیست که هر روز به سراغ شما بیاید.شام هم برای خالی نبودن شکم هامون از عریضه دست به دامن کاله جوش محلی با نوعی نون گرد و قلمبه به نام کرنون که روی قلوه سنگ پخت می شد، شدیم و به خاطر تعداد بالا همسایه ها نیز یاری کردند و خانه هاشان را در اختیارمان گذاشتند تا این جماعت گشنه را سیر کنند.

روز پنجم یکشنبه 21 بهمن

آخرین روز سفر را از میمند آغاز کردیم و پس از تعویض مرکب به دو دستگاه مینی بوس هیوندای 17 نفره تازه نفس با تمام سرعت رفتیم به سمت رفسنجان تا هم به قطار کرمان برسیم و به سرنوشت مینا دچار نشویم و هم بین راه، برای چند ساعتی خود را به دست دره راگه بسپاریم؛ دره‌ای در دشت رفسنجان که هنوز جاده‌ای به آن کشیده نشده و گردشگران و غیر گردشگران، آن را ویران نکرده‌اند. پس از طی یکساعت جاده خاکی که اصلاً با سواری توصیه نمی شود و باید حسابی به فکر تعمیر جلوبندی ماشین باشید، این دره شگرف با قاچ ترک خورده ای خودنمایی می کند.

دره راگه در واقع اثری هنری است که به دست رودخانه «گیودری»، باد و فرسایش در دشت رفسنجان خلق شده. اگر فرصتش را داشته باشید می‌توانید تمام ۲۰ کیلومتر طول آن را بپیمایید و از شگفتی‌های طبیعی آن لذت ببرید، اما اگر فرصتتان اندک باشد، مثل ما، به همان بخش اصلی دره قانع باشید.

از بد روزگار در همان ابتدای راه پاکوبی که به دره وارد می‌شود، آثار تخریب همنوع‌های ما پیداست. کلاف‌های شکسته ی سیمانی و آجر در گوشه و کنار دره پخش و پلاست و حکایت دارد از طمع آب.

اما کمی جلوتر، دلهره نگاه کردن به صخره‌های عظیمی که از بالای فلات به دل دره سقوط کرده‌اند و بین دو دیواره گیر کرده‌اند، حوضچه‌هایی که حتی در این خشکسالی و فصل کم‌آبی هنوز زنده هستند، و چهره‌های سنگی که به دست باد بر دیواره‌های راگه حک شده‌اند، برای همیشه در یادتان خواهد ماند.

اگر به سراغ دره راگه رفتید، حتما با راهنمای محلی بروید که پیدا کردن جاده منتهی به آن در دل فلات خشک رفسنجان کار هر کسی نیست. گذر از برخی فراز و فرودهای قعر دره برای همه آسان نیست و حتما زمان‌بندی مناسب برای خروج از دره را در نظر بگیرید تا به سرنوشت ما دچار نشوید که تنها دقایقی پیش از حرکت قطار که ساعت 16:35 بود، به ایستگاه کرمان رسیدیم و دوان دوان خودمان را در کوپه‌ها جا دادیم تا به کلمپه اژدری و قطاب هایی که از قبل سفارش دادیم و توسط پیک به ایستگاه راه آهن فرستاده شد، برسیم.

تنها مینا خیالش راحت بود در بین ما، که چه باید کرد اگر به قطار نرسیم. از مینا پرسیدم چه می‌بایست کرد اگر قطار می‌رفت و ما می‌ماندیم؟ گفت که فکر رسیدن به قطار در ایستگاه‌های بعدی را رها کنیم، به نزدیکترین ترمینال اتوبوس برویم و اولین اتوبوسی که به همان مقصد قطار می‌رود را سوار شویم.اما ما این بار جا نماندیم و ساعت 8 صبح قبراق و سرحال به تهران رسیدیم و به پیشنهاد دوستان و در جمعی کوچک آخرین دورهمی سفر را در قهوه خانه های اطراف میدان راه آهن با لیمونادهای سنتی ش برگزار کردیم.

 

کانون گرشگران جوان ایران kanoonirangardan.ir

زمستان 97

Share

نوشته گزارش سفر بهمن ماه ۱۳۹۷، استان کرمان اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87%d9%85%d9%86-%d9%85%d8%a7%d9%87-%db%b1%db%b3%db%b9%db%b7%d8%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%da%a9%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86/feed/ 2
گزارش سفر یکروزه برنامه 9710 به شهر قم https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%db%8c%da%a9%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-9710-%d8%a8%d9%87-%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d9%82%d9%85/ https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%db%8c%da%a9%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-9710-%d8%a8%d9%87-%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d9%82%d9%85/#respond Sun, 12 May 2019 06:40:15 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=9526 قم نوردی، نگاهی نو به جاذبه های قم برنامه شماره ...

نوشته گزارش سفر یکروزه برنامه 9710 به شهر قم اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
قم نوردی، نگاهی نو به جاذبه های قم

برنامه شماره 9710 کانون گردشگران جوان

تاریخ: پنجشنبه 4 بهمن 97

تعداد نفرات: 18 نفر

لیدر: سید محمدرضا آیت اله زاده

وسیله نقلیه: مینی بوس وی آی پی

هزینه سفر: 55 هزار تومان

ساعت حرکت: 10 صبح

محل آغاز و پایان برنامه: پارک نوشین

       قرارمون ساعت 10 صبح در محل پارک نوشین بود که با همکاری دوستان رأس ساعت 10 محل را به مقصد شهرستان قم ترک کردیم. فضای صمیمی و گرم مینی بوس با حضور 3 نوجوان سفر اولی و بقیه دوستان رنگ و بوی دیگه ای داشت. گفتیم و خندیدیم تا حدود ساعت 12:15 به اولین مقصد سفرمون یعنی کارگاه خرمهره سازی سعادتمند رسیدیم. در ورودی شهر قم و در میدان 72 تن راهنمایان محلی، آقای حسنی و همکارشون از تیم “خوبگرد” به استقبال مون آمدن و ما را همراهی کردند.

کارگاه سعادتمند در بدو ورود

آقای سعاتمند و پسرشون که با خوشرویی و پذیرایی گرم و فضای پر از حس خوب منتظر ما بودند، برامون از حرفه شون گفتند و اینکه خرمهره سازی به نام قم ثبت شده تحت نام قم تکنیک، و هرجای دنیا خرمهره ببینیم از همین کارگاه صادر شده!

هنر خرمهره سازی هنری باستانی با پیشینه 6000 سال است و اولین محصول لعابی ساخت بشر است.

ظاهراً آقای هانس ولف که ایران شناس آلمانی تبار هستند، سال 1963 میلادی متوجه میشن که تنها کارگاه زنده خرمهره سازی جهان در قم فعال هست و ازون به بعد نام این روش تولید زیورآلات را قم تکنیک گذاشتند.

گروه ما شانس این را داشتیم که از نزدیک مراحل تولید سنگ شانس خرمهره را با توضیحات کامل ببینیم و بشنویم. همچنین مطلع شدیم که امکان رزرو و بازدید از کارگاه خرمهره سازی و تهیه خرمهره از صفر تا صد توسط بازدیدکنندگان به صورت یک روزِ کامل وجود داره که اگر کسی علاقمند هست می تواند در انتهای گزارش اطلاعات تکمیلی را دریافت کند.

مرحله آخر پخت محصول در دمای 1020 درجه سانتیگراد

محصول نهایی

    مقصد بعدی دیزی سرای تازه تأسیس “کباب باشی” واقع در فلکه جانبازان (دورِشهر) است. میزبانان با مهمان نوازی و دیزی های متنوع شهر قم منتظرمون هستند. آبگوشت معروف قم قُنَبیط (قنبیت) یا قُنَبید، آبگوشت هویج برگه، کوفته دست به گردن و انواع کباب سفارش بچه ها هست که صرف شده و کلی خاطره ثبت می شود. آدرس دقیق محل در انتهای گزارش آمده است.

بعد از صرف نهار قسمت اصلی برنامه که قم گردی و پیاده روی در بافت تاریخی و سنتی قم است آغاز می شود. با حضور کارشناسان، آقایان قیامی و صادقی و توضیحات جامع و کاملی که راجع به مسیر پیش رو در اختیارمون قرار می دهند، مسیر پیاده روی را از ابتدای خیابان عمار یاسر، کوچه پنجم پی می گیریم. اولین ایستگاه آب انبار لب چال است.

در زمانی نه چندان دور، همین آب انبار محل تأمین آب شرب اهالی این محل بوده و هنوز هستند پیرزنان و پیرمردانی که خاطره پر کردن کوزه های شان را از این آب انبار برایمان نقل کنند. ساخت این بنا مربوط به دوره قاجار بوده و تا حدود 50 سال پیش هم کاربری داشته و همچنین ثبت آثار ملی شده است. نکته جالب این آب انبار داشتن سه عدد پاشیر بود تا مردم بتوانند در سطوح مختلف از آن آب برداشت کنند.

سپس مسیر را به سمت محله شاه حمزه ادامه می دهیم که بافت سنتی خود را تا حد زیادی حفظ کرده و هنوز جابه جا به گذری بر می خوریم از نوع گذر فیلم قیصر در محله عودلاجان تهران و مغازه هایی یادآور عهد امیرکبیر با همان حال و هوا.

بعد از گذر از دل تاریخ، می رسیم به آستان امامزاده حمزه:

دو گنبد فیروزه ای با دو شکل و معماری متفاوت چشم نوازی می کنند. گنبدها از نوع ترکیبی بیضوی و مخروطی هستند و از قول بسیاری از صاحبنظران حوزه معماری گنبد اصلی گنبدی بی نظیر و متفاوت است.

در این مکان امامزاده شاه حمزه، پدرش حسین و جدش احمد خفته اند. اما به دلیل شهرت و فضیلت شاه حمزه، این مکان به نام او یاد می شود. عکس می گیریم و خاطره ثبت می کنیم و سپس مسیر را به سمت میدان کهنه با گذر از خیابان طالقانی ( آذر) ادامه می دهیم.

و اما مناره های میدان کهنه به روایتی قدیمی ترین در ایران هستند که در سردر مدرسه غیاثیه واقع شده اند. البته امروزه صحن مدرسه قدیمی تصرف شده و حجره ها به مغازه و انبار تبدیل شده اند. تاریخ این مجموعه به دوران سلجوقی و یا احتمالا ایلخانی برمی گردد. همچنین تک مناره میدان کهنه را بازدید کردیم که بارها بازسازی شده و هنوز می توان اثر برخورد گلوله های توپ در زمان جنگ جهانی اول را روی آن تشخیص داد.

مقصد بعدی مسجد جامع قم است که معماری زیبایی دارد و سابقه تاریخی آن به دوران صفوی می رسد. از صحن و داخل مسجد بازدید کردیم و توضیحات جامعی از راهنمای محلی جناب آقای صادقی شنیدیم.

سپس از بازار کهنه که یکی از جذاب ترین بخش های سفرمون بود گذر کردیم. مشاغلی دیدیم که از دل تاریخ به جا مونده بودند و دیدنشون از نزدیک خالی از لطف نیست. کارگاه رنگ رزی، آهنگری سنتی، خراطی، چاقوسازی، چرم سازی یا سراجی، پالان دوزی و صنایع دستی و بسیاری مشاغل جالب که اکثرا با همان شیوه سنتی کار می کنند.

پس از این بازدید خاطره انگیز، برای پذیرایی و کمی استراحت به چایخانه آب انبار کهنه بازار رفتیم و سپس برای خرید سوغات قم مجددا به محله شاه حمزه برگشتیم و انواع سوغات شامل قنبیط و انواع حلوا و سوهان، سرکه شیره و شیره انگور، گز کنجدی، نان کسمه و سمنو خریداری شد.

رسیدیم به آخرین مقصدمون در شهر قم، خانه یزدان پناه

این خانه مربوط به آقای یزدان پناه از تجار بنام قم بوده، خانه ای است دو طبقه با حیاط و حوض مرکزی و معماری قاجاری بسیار زیبا که قدمتی 120 ساله دارد.

در یکی از اتاق ها که به پذیرایی اختصاص داده شده دورهمی چای می نوشیم و گپ و گفت می کنیم و می خندیم و عکس می گیریم و سپس به سمت تهران حرکت می کنیم. این خانه امکان اقامت ندارد و فقط برای بازدید و یا صرف صبحانه و ناهار و شام تدارک دیده شده.

در راه برگشت بچه ها از تغییر نگرششون به قم میگن و اینکه چه پتانسیل بالایی برای گردشگری داره و امیدواریم در آینده باز هم برگردیم و خاطره بسازیم. ساعت 9:30 شبه و مینی بوس ما به تهران رسیده…

اطلاعات تکمیلی:

Yazdan Panah Historical House .

Qom, 19 Dey Street 11 Alley، خانه یزدان پناه، Iran

982517736659+

https://maps.app.goo.gl/ggUvY

ابتدای مسیر پیاده روی، خیابان عمار یاسر کوچه 5

Rd Number 5

Qom Province, Qom, Rd Number 5, Iran

https://maps.app.goo.gl/d9VnX

کارگاه سعادتمند:

Saadatmand Handicraft Center

Qom Province, Qom, Second Km of Kooh Sefid Road, Next to Alborz Carpet Cleaning، 37181 56639, Iran

989123513704+

https://maps.google.com/?cid=10579250564905861069

دیزی سرای کباب باشی:

دیزی سرای کباب باشی، فلکه دورشهر (جانبازان)

https://maps.google.com/?q=34.633970,50.868004

 

سارا آیت اله زاده – saraziban@gmail.com
کانون گردشگران جوان ایران kanoonirangardan.ir
فروردین 98

Share

نوشته گزارش سفر یکروزه برنامه 9710 به شهر قم اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%db%8c%da%a9%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-9710-%d8%a8%d9%87-%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d9%82%d9%85/feed/ 0
گزارش سفر یک روزه به غار چال نخجیر، نراق، مشهد اردهال 9709 https://kanoonirangardan.ir/%d8%ba%d8%a7%d8%b1-%da%86%d8%a7%d9%84-%d9%86%d8%ae%d8%ac%db%8c%d8%b1-%d9%86%d8%b1%d8%a7%d9%82-%d9%85%d8%b4%d9%87%d8%af-%d8%a7%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%d9%84/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%ba%d8%a7%d8%b1-%da%86%d8%a7%d9%84-%d9%86%d8%ae%d8%ac%db%8c%d8%b1-%d9%86%d8%b1%d8%a7%d9%82-%d9%85%d8%b4%d9%87%d8%af-%d8%a7%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%d9%84/#respond Tue, 16 Apr 2019 13:27:26 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=9337 غار چال نخجیر نراق مشهد اردهال سفر یک روزه به ...

نوشته گزارش سفر یک روزه به غار چال نخجیر، نراق، مشهد اردهال 9709 اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
غار چال نخجیر نراق مشهد اردهال

سفر یک روزه به دل طبیعت و تاریخ

برنامه شماره 9709  کانون گردشگران جوان 

هدف برنامه :  بازدید از غار چال نخجیر و شهر نراق

تاریخ برگزاری :جمعه 1397/09/23

وسیله نقلیه : خودروی شخصی

تعداد : 7 نفر

هزینه تمام شده : 100 هزار تومان

مسئول برنامه : سید محمد رضا آیت اله زاده

 این سفر یک روزه در روز جمعه مورخ 1397/09/23 در ساعت 5 صبح با حرکت دو خودروی شخصی به اتفاق هفت نفر از دوستان از پارک نوشین فلکه صادقیه به سمت اتوبان ساوه شروع شد.

ساعت حدود 7صبح  در شهر نیمه بیدار ساوه در رستوران آزادی برای صرف صبحانه توقف کردیم. پس از نوش جان کردن املت و خامه عسل به سمت غار چال نخجیر و از طریق جاده سلفچگان ادامه مسیر دادیم. بعد از گذشتن از شهر دلیجان، وارد جاده نراق شدیم. حدود 10 کیلومتر بعد تابلوها به سمت غار هدایتمان کردند. این غار در استان مرکزی در ۱۱ کیلومتری شمال شرقی  شهرستان دلیجان (حد فاصل نراق – دلیجان) و در دامنه های کوهی به نام تخت به ارتفاع ۱۷۱۶ متر از سطح دریا قرار گرفته است. حدود ساعت 9:30 در پارکینگ غار خودروها رو پارک کردیم. امکانات و تجهیزات رفاهی همچون سالن انتظار، بوفه، مهمانسرا، سرویس بهداشتی و… در فضای بیرونی غار دیده می شد. به سمت محل دریافت بلیط ورودی راه افتادیم. در آنجا در حین دریافت بلیط  های ورودی دریافیتم که بازدید کنندگان می بایست دوربین، گوشی موبایل، کیف دستی، خوراکی های خود را دم در به متصدیان امور تحویل دهند. تقریبا می توان گفت فقط با یک بطری آب اجازه ورود می دادند.

ساعت 9:45 بنام  گروه 945 به اتفاق دیگر بازدید کنندگان این گروه از درب ورودی به نوبت وارد غار شدیم. راهنمای گروه در ابتدای ورودی غار منتظر همه همراهان بود پس از اینکه همه گروه جمع شدند اطلاعاتی مختصری را در مورد غار، مسیر پیاده روی و دیگر نکات لازم بیان نمود.

خلاصه بیانات راهنما در ابتدا تا انتهای مسیر:

” چال نخجیر به معنی  پایین تر از شکارگاه،  چال به همان معنی چاله و مکان پست است و نخجیر هم که به معنای شکارگاه است. در گذشته این منطقه شکارگاه بوده که  شکار چیان  شکار را به قسمت گود زمین هدایت می کردند که امکان  فرار برای شکار  نباشد.این غار دارای یک دهانه ورودی و چند شاخه فرعی است.  شاخه اصلی غار ۱۰ متر عرض و ارتفاع آن بین ۱۰ تا ۴۰ متر متغیر است. غار نوردان با تجهیزات می توانند از مسیر های دیگر بازدید نمایند. این غار یکی از زیباترین شگفتی های طبیعت که به دوران سوم زمین شناسی تعلق دارد، در سال ۱۳۶۸ و پس از حفاری های سازمان آب دلیجان، شناسایی و کشف شد و  در سال 1381 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. دمای هوای داخل غار همانند بسیاری از غارهای دیگر در تمام فصول ثابت و بین ۷ تا ۱۴ درجه سانتی گراد می باشد. غار طبقاتی چال نخجیر دارای سه طبقه است و طبقه اول و زیرین غار دارای سفره آب زیرزمینی و دریاچه ایست که در عمق ۶۱ متری از سطح غار قرار دارد و ۱۹ متر نیز عمق آن است. طبق نظر زمین شناسان طول این غار حدود ۱۲ کیلومتر تخمین زده شده است که تا به امروز ۶ کیلومتر ازآن کشف شده است.دو طبقه از این غار شگفت انگیز به طول ۱۲۰۰ متر با ایجاد مسیرها و پله هایی خاص برای بازدید گردشگران کف سازی و آماده شده است. بعد از 300 متر یه توقف داشتیم، توقف بعدی در 800 متری  و  1200 متری در انتهای مسیر بود.

از ویژگی های دیگر اینکه یک غار آهکی زنده دنیاست و  به همین دلیل از بازدید کنندگان خواسته می شد در طول مسیر به چیزی دست نزنند  زیرا چربی دست مانع رشد آنها می شود.غار چال نخجیر از ارزشمند ترین غارهای آهکی دنیاست. اشکالی که به دلیل رسوبات آهکی درون غار ایجاد شده اند، از زیباترین و بهترین نمونه های این رسوبات در دنیا هستند. این غار مربوط به دوران سوم زمین شناسی است و کارشناسان سن غار را در حدود ۷۰ میلیون سال تخمین زده اند طی میلیون ها سال، حرکت معکوسی گسل باعث ایجاد دالان ها، دهلیزها، راهروها و حوضچه های بسیار زیبایی شده است که از آن به نام غار چال نخجیر یاد می کنیم.

از همان بدو ورود به غار، چشمانتان به جمال آن روشن خواهد شد! سقفی بسیار بلند، و اشکالی متنوع و بلورین شما را شگفت زده خواهد کرد. مسیری که برای بازدید عموم در نظر گرفته شده است، کاملا مشخص و امن است. درون این غار، باید قوه تخیل خود را به کار ببندید و شروع به تشبیه کردن اشکالی که می بینید با حیوانات مختلف کنید. برای تالارهای اینجا اسم هم گذاشته اند، تالارهایی با نام های عروس، گل کلمی، آبشارگلی، هیولا و… اما شاید زیباترین تالار این غار، تالار چهل ستون باشد. این تالار دنیاییست از رسوباتی به رنگ های مختلف که مانند دانه های انار با نظمی خاص کنار هم قرار گرفته اند.بر روی دیواره های این غار مملو از توده های گل کلمی، اسفنج های آهکی و بلورین و قندیل هاییست که حاصل رسوبات  آهکی آن است.

ویژگی های جالب توجه غار زیبای چال نخجیر

چال نخجیر از نوع غارهای زنده و از غارهای مرطوب افقی است، اگر قسمتی از طبیعت آن تخریب شود، با گذران سال های طولانی دوباره ساخته و ترمیم خواهد شد. نقش ها و شکل های زیبا و بزرگ که منظره ای بی نظیر به آن بخشیده است.

 حدود ۹۵ درصد غار از سنگهای آهکی و بیشتر درون آن به رنگ سفید شیری که گاهی متمایل به زرد است می زند. زرد بودن اشکال به خاطر وجود املاح گوگرد و علت رنگ سیاه آنها وجود آهن است. املاح مس، رنگ سبز و نیز املاح جیوه رنگ نارنجی مایل به قرمزی را به اشکال می بخشند. سیستم تهویه طبیعی داخل غار بسیار جالب و تامل برانگیز است و بازدید کنندگان در طول مسیر احساس ناخوشایند و یا تنگی نفس نمی کنند. در فصل تابستان هوا خنک و در زمستان هوا گرم است . و هیچ گاه در این مجموعه بازدید کنندگان با کمبود اکسیژن روبرو نمی ‌شوند. در مسیر 1200 متری که برای بازدیدکنندگان غار آماده شده بود ، کف آن سنگ فرش و در دوطرف آن طناب کشی شده است.

امکانات رفاهی چال نخجیر

به خاطر حفظ امنیت و سلامتی گردشگران داخل غار مجهز به دوربین های مدار بسته می باشد تا در صورت بروز هرگونه خطر یا مشکلی بازدیدکنندگان را آگاه کنند.  از ابتدای مسیر تا انتهای مسیر خط گسل در بالای سرمان دیده می شد.

غار چال نخچیر

در انتهای مسیر سالن کنفرانس طبیعی وجود داشت ، که استراحتی کردیم  بعد هم مسیر برگشت را در پیش گرفتیم . در وسط های مسیر به گروه بعدی بر خورد کردیم  بیشتر مسیر باریک و تنها امکان تردد برای یکنفر می باشد بنابراین موجب توقف مان شد. پس از حدود یک ساعت از در غار خارج شدیم و عکسی هم به یادگار در جلوی ورودی غار انداختیم.

غار چال نخچیر

پس از استراحت کوتاهی سوار بر ماشین ها  به مسیرمان به سمت نراق ادامه دادیم.  تا مسیر 10 کیلومتری را در 10 دقیقه پیمایش کنیم.بعد از خارج شدن از جاده فرعی غار به سمت شرق حرکت کرده و در دوراهی که سمت راست به کمربندی نراق و سمت چپ به داخل شهر نراق منتهی می شود مسیر دوم را انتخاب می کنیم و جلوی رستوران باباحیدر با راهنمای بومی، آقای اسماعیلی که از قبل هماهنگ شده بود دیدار می کنیم. ایشان پس از هدایت خودرو ها به محل پارک مناسب گروه را به تماشای آثار تاریخی محله بالای نراق همراهی کرد. نراق شهری در نزدیکی شهرستان دلیجان واقع در استان مرکزی ایران می‌باشد. این شهر حد فاصل شهرهای قم، کاشان و دلیجان می‌باشد و از مناطق کوهستانی و سردسیر می‌باشد. نراق از سال ۱۳۳۹ به بعد با تأسیس شهرداری، از نظر تقسیمات کشوری، شهر محسوب می‌شود.

نامگذاری شهر نراق

در مورد نام نراق چند روایت وجود دارد.

 ۱ – گروهی بر این باورند که نام نراق ابتدا نراک به معنای شهر جاویدان بوده و بعدها  با ورود زبان عربی ک به ق تبدیل شده‌است .

2 – برخی می‌گویند نراق ابتدا  نرعراق  به معنای بلندی عراق  بوده که بعدها به نر آق یا نراق تقلیل یافته‌ است.

۳ – عده‌ای هم اعتقاد دارند که درابتدا نر آق بوده، نر به معنای بلندی و آق به معنای سفید  یعنی بلندیی که خاک سفید دارد. چون خاک بام نراق از یک نوع خاک رسی سفید رنگ تشکیل شده است.

نراق از سه محله بالا (اولیا)، پایین (سفلی ) و بازار تشکیل شده است. هر سه محله  از امکانات رفاهی آن زمان نظیر آب انبار، حمام، مسجد و بازار مجزا بر خوردار
بودند.

نراق را با بازدید ازمجموعه خانه های تاریخی شروع کردیم که یکی از جاذبه های شهر نراق می باشند. تعدادی از این خانه ها بدلیل اینکه ساکنین در خانه ها سکونت داشتند  اجازه بازدید داخل از آنها را نداشتیم.

این خانه ها  اغلب از هشتی، بیرونی، اندرونی، محل مطبخ، محل نگهداری چهار پایان، محل اسکان خدمه و بادگیر های خشتی جهت خنک کردن فضای داخل منزل تشکیل شده اند.

خانه ملا احمد نراقی :  ازجمله خانه هایی بود که اجازه ورود به آن را نداشتیم و توسط راهنمای بومی توضیح داده شد که این بنا توسط ملا احمد ساخته شد  که پدر ملا احمد، ملا مهدی بود که هر دو اهل علم بودن و در کاشان تدریس می کردند  و در نراق زندگی می کردند. معراج سعادت از کتاب های ملا احمد بود.

خانه حاج محمد یوسفی : نزدیک به 180 سال قدمت داشت و در حال حاضر به فرزندان آنها  تعلق داشت بعلت اینکه در خانه سکونت داشتند امکان  بازدید از داخل این خانه هم را نداشتیم.

خانه حاج تقی خان رئوفی ها : 150 سال قدمت داشت همزمان با بازار شمس السلطنه ساخته شده است. از اضافه مصالح بازار این خانه ساخته شده است. با مساعدت فرزندان  این خانواده از جمله دکتر محمد رئوفی است که این بنا باز سازی و مرمت شده اجازه ورود به خانه را به بازدید کنندگان داده شده است. این خانه دارای دو بخش زمستان نشین و تابستان نشین می باشد با یک حیاط مرکزی که باغچه و حوضچه ای در آن قرار داشت. زمستان نشین آفتاب می خورد و تابستان نشین در سایه و خنک تر است.  این خانه کاملاً قرینه بوده و هرچه سمت راست وجود داشته سمت چپ هم داشته است .قسمت چپ بنا که ضلع جنوبی و بخش بیرونی بنا بود در طرح تعریض قرار گرفته که باعث تخریب این قسمت گردیده است. از ویژه گی های منحصر به فرد این خانه وجود پایاب (جریان آب زیر زمینی قنات) بدین ترتیب که از قنات آب وارد حوضچه ای در قسمت پایین بنای تایستان نشین جمع و از سمت دیگری خارج می شد. بعد به سمت درخت ها هدایت می شد. سی پک قسمتی بوده که سی تا پله داشته که به پایاب (پای آب) می رسید. فضای بالای پایاب بهار خواب بوده که برای استراحت از آن استفاده می کردند. در بنا بادگیری وجود داشت که به حوضچه آب و محل نگهداری مواد غذایی راه داشته که بدینوسیله فضا را خنک نگه می داشت.

همچنین دو آیینه روی دیوار در حیاط وجود داشت که زمان را مشخص می کرد. آفتاب به آئینه می خورد و بازتاب نور آفتاب در سطح آب مشخص می کرد که 12 ظهر است.از حیاط وارد بنا شدیم یه سری وسایل قدیمی مثل گهواره،دستگاه ریسندگی نخ، مجری (صندوق قدیمی) و نقش قالی در جای جای بنا وجود داشتند. از پله ها بالا رفتیم . دولاب ( فضای نگهداری مواد غذائی همانطور که قبلا اشاره شد به بادگیر راه داشته تا خنک باشد) در طبقه بالا انبار بود که دور از دسترس جانوران مواد عذایی در طبقه بالا نگهداری می شد.

مطبخ در قسمت پایین بنا قرار داشت. دیوار ها و سقف این قسمت بر اثر دود کاملا سیاه بود.  قسمتی از مطبح به تنور برای پخت نان اختصاص داشت. حفره ای بعنوان هوا کش برای خفه نشدن آتش در قسمت پایین اجاق قرار داشت و در قسمتی دیگر هم سوراخ دیگری تعبیه شده بود که محل هیزم ریختن بود . فضایی هم بنام هیمه دان( محل نگهداری هیزم ) داشت.

دوباره برگشتیم به حیاط مرکزی چند تا عکس یادگاری انداختیم.  بعد بدنبال راهنمای گروه از سی پک وارد فضای زیر بهار خواب یعنی پایاب شدیم . برای ما توضیح دادند که آّب از کجا وارد حوضچه و سپس خارج می شد. سپس از پله ها بالا آمدیم  و وارد بهار خواب شدیم که بالای پایاب قرار داشت و پس از بازدید از آن قسمت، خانه قدیمی رئوفی ها را ترک کردیم.

بناهای تاریخی

    مسجد جامع نراق در سال ۱۲۴۳ هجری قمری و در زمان فتحعلی‌شاه ساخته شده‌است. در ورودی مسجد از جنس چوب گردو کنده‌کاری‌ شده‌ است. محراب مسجد با کاشی‌های رنگی و طرح‌های اِسلیمی (اسلیمی نقش تزیینی به شکل گیاه با ساقه‌های مارپیچی است که ابتدا و انتهای آن مشخص نیست) تشکیل شده‌است که زیبایی خاصی به بنا می‌بخشد.

کاروانسرای حاج مهدی نراقی : قدمت این کاروانسرا  180 سال می باشد  متعلق به تاجری به نام حاج مهدی نراقی بوده که در زمان حیاتش آن را شروع و توسط فرزند ارشدشان  تکمیل گردیده است. حاج مهدی تاجری نراقی اصل بوده که بین شهر های کاشان نراق و همدان تجارت می نموده و این مجموعه را برای استراحت تجار و کاروانیان و عرضه کالا های تجاری آنها و داد و ستد بین تجار نراق و دیگر شهر های اطراف ساخته و وقف اولاد مستحق خود نموده است. بنا از مصالح خشت، سنگ و آجر در دو طبقه ساخته شده که در طبقه اول حجره ها بودند که برای داد و ستد تجار استفاده می شدند در یک فضای بسیار زیبا با معماری هشت ضلعی طراحی گردیده و حوض آبی در وسط این قسمت که به تاجر سرا معروف است تعبیه گردیده که چشم انداز زیبایی را به ساختمان بخشیده است. در این طبقه اطاقک های برای نگهداری چهار پایان (اسب و شتر) کاروانیان وجود داشتند. به جرأت می توان گفت درب های گره کاری شده (تکه های چوب در یک نقطه بهم رسیده و گره خورده اند) این مجموعه تاریخی که با چوب گردو ساخته شده است در هیچ یک از بناهای تاریخی شهر نراق دیده نمی شود. طبقه دوم دارای اطاق های مجزا برای استراحت کاروانیان و تجار می باشد .حاج مهدی نراقی در زمان حیات خود آب انبار و حسینه حاج مهدی و حمامی را در محله بالای شهر احداث کرده بود، تمامی آنها را وقف نموده است.متأسفانه در هنگام بازدید ما این بنا بسته بود و امکان دیدن وجود نداشت.

 بازار سرپوشیده و قدیمی نراق یکی از آثار تاریخی و دیدنی این شهر می باشد. مصالح اصلی این بازار آجر است و ساخت آن به دوران قاجار مربوط می‌شود.بازار نراق معروف به بازار شمس‌السلطنه، از آثار تاریخی زیبای نراق محسوب می‌شود که حدود 150 سال قدمت دارد.  در مجاورت کاروانسرای حاج محمد نراقی قرار داشت. حاج محمد نراقی این بازار را ساخت و بعد از فوتش به دخترش شمس السلطنه رسید و این بانو هم آن را وقف افراد بی بضاعت می نماید. درحال حاضر بازار فعال نیست و بعنوان یک مرکز تاریخی در اختیار میراث فرهنگی می باشد. دیوارهای بازار از جنس آجر و سقف آن، ضربی (سقف طاق ضربی یکی از قدیمی‌ترین و سنتی‌ترین نوع سقف‌های رایج در ایران می‌باشد.) آجری است. در حجره‌ها از جنس چوب کنده‌کاری شده می‌باشد.

کاروانسرای شمس‌السلطنه نراق : یکی دیگر از زیباترین اماکن تاریخی شهر نراق است که در دوره قاجار احداث شده است. بیش از 150سال قدمت دارد . توسط حاج محمد نراقی ساخته شده است.  در مجموعه بازار و کاروانسرا زیباترین آثار معماری عصر قاجار به چشم می خورد. درب های گره کاری شده  تاجر سرا که از زیباترین قسمت های این بخش است. این کاروانسرا هم مشابه کاروانسرای حاج محمد نراقی دو طبقه بود و طبقه پایین رو برای تجارت و داد و ستد و نگهدای چهارپایان کاروانیان  بوده و طبقه دوم برای استراحت بود.

خانه حاج محمد یوسفی: یکی دیگر از بناهای تاریخی نراق می باشد که حدود 180 سال قدمت دارد که بنام سازنده اصلی آن نامیده می شود و درحال حاضر به  وراثش تعلق دارد. در حین گذر از کوچه ها به سمت آب انبار ، فروشنده ای که محصولات کشاورزی خود  را بساط کرده بود، به چند تن از همسفران زردک هدیه داد.  متاسفانه  موقع برگشت بساطش را جمع کرده بود و نتوانستیم  ازش خرید کنیم که محبتش را اندکی جبران کرده باشیم.

 آب‌ انبار‌های شهر نراق یکی از شاهکارهای معماری دوره قاجار به شمار می‌رود. این آب ‌انبارها در هر سه محله نراق یعنی محله بالا، محله پائین و محله بازار دیده می‌شوند.راهی شدیم که یکی از این  آب انبار ها را ببنیم. که ” نخل ” شهر نراق را که در مسیرمان قرار داشت روبرو شدیم. نخلی که صحبتش رو می کنیم به درخت نخل ارتباط ندارد. این نخل سازه چوبی است که  آن را برای مراسم نخل گردانی استفاده می کنند. در چهار روز از روزهای شهادت آنرا با پارچه های مشکی و یا رنگی  تزیین می کردند و سپس آنرا در شهر نراق می گردانند.

حسینیه و آب آنبار حاج عبدالباقی : بیش از 180 سال قدمت و زیر آن آب انبار قرار دارد. حاج عبدالباقی اینجا رو برای مراسم های مذهبی ساخته بود و برای مراسم عزاداری و تغزیه خوانی از آنجا استفاده می شد. پس از بازدید به سمت پائین آن یعنی قسمت آب انبار رفتیم.

آب انبار حاح عبدالباقی :  وقتی از پله ها ی آب انبار به سمت پایین می رفتیم جای کتیبه ای روی دیوار در مقابلمان قرار داشت که از خود کتیبه خبری نبود آنطور که راهنما بیان داشتند کتیبه ای روی آن قرار داشته که نشان می داد این آب انبار وقف چه کسی شده است. این کتیبه در تاریخ نهم آذر ماه 94 ناپدید و  بعد از مدتی پیدا شد و نصبش کردند و مجددا دوازدهم فروردین 95 ناپدید شد!! آب آنبار حاج مهدی که به آب انبار محله بالا نیز شهرت دارد . این آب انبار توسط حاج مهدی ولد عبدالله  ساخته شده  و حدود 180 سال قدمت دارد.  آب انبار حاج مهدی دارای منبع ذخیره آب، پوشش منبع آب، بادگیر و راه پله  است. قسمت داخل آب انبار یا مبنع ذخیره آب آن مکعب و مستطیل بوده و از سقف گنبدی شکل و یک بادگیر که در چهار طرف آن  3 هواکش نصب شده تشکیل شده است که موجب تصفیه هوای داخل آب انبار می شد.  دیواره آن از ساروج (آهک و تخم مرغ) ساخته شده است. ساروج ساختار مقاومی بوده از ریزش دیواره جلوگیری می کرد. هر چه آب بهش می خورد سفت تر می شد. منبع ذخیره آب 7 متر ارتفاع داشته،  679 متر مکعب آب داخل آن جا می گرفت. برای خالی کردن و نظافت آن از دریچه ای که در قسمت بالای قرار داشت وارد آب انبار می شدند و کوزه سفالی (تنپوشه) که روی محفظه خروجی آب قرار داشت را می شکستند و حفره باز و آب آن خارج میشد. آب از قنات تامین می شد. آب بدلیل اینکه نمک داشت  تا یکسال خراب نمی شد  و آب یک سال محله بالا را تامین می کرد.

موزه مردم شناسی نراق

400 سال قبل محل موزه برای روغن گیری استقاده می شد و به آن عصار خانه می گفتند. در جلوی موزه میدانی واقع شده که مجسمه شتری در آن قرار دارد که میدان  عصاران نامیده می شود. بعد از آن مدتی حمام منطقه بود و درحال حاضر بعنوان موزه مردم شناسی می باشد. این موزه بصورت حجره حجره می باشد که هر ساله برای جشنواره جوزغند (جوزغند نام چندگونه میوه شیرینی است که آن را از چند نوع میوه تهیه می‌کنند،‌ این میوه‌ها عبارتند از امرود یا گلابی، الگ یا هلو، زردآلو، انجیر، آلوبخارا، مغز گردو، مغز بادام، هل، نخودچی و شکرمیوه‌های پوست‌کنده‌ای که هسته آنها به شیوه خاصی جدا شده با استفاده از مغز بادام، گردو و مغزهای دیگر که به شکل پودر درآمده پر شده و این میوه شیرینی منحصر به فرد را تشکیل می‌دهند.. جوزغند گران‌ترین شیرینی محلی ایران است و این گرانی به دلیل فرایند بسیار وقت‌گیر تهیه آن و هم‌چنین منحصر بودن این میوه شیرینی است). از آن استفاده می شود. در حجره ابزار هایی که مردم به موزه هدیه داده اند به نمایش گذاشته شده است.

یک قسمت موزه مردم‌شناسی در آن ابزار و ادوات کشاورزی و لوازم زندگی روزمره مردم به نمایش گذاشته شده است. نکته قابل توجه آن است که شهرداری، در این قسمت از موزه، با تخصیص غرفه‌هایی به خانواده‌های نراقی، از آنها دعوت کرده است تا صنایع‌دستی، اشیا، تصاویر و اسنادی را که در خانه دارند، به شکل امانی یا اهدایی به موزه بیاورند و در تکمیل موزه مشارکت داشته باشند.

نراق

نراق

 در قسمت دیگر که در حقیقت مخزن آب‌انبار قدیمی شهر است که تبدیل به موزه مردم‌‌شناسی شده است. همچنین، ماکتی در کنار آن به نمایش گذاشته شده که شامل بافت تاریخی نراق، جاذبه‌های تاریخی، شهرسازی و معماری، جاذبه‌های گردشگری طبیعی و غیره از شهر نراق است؛ سه محله اصلی بافت تاریخی شامل محله سفلی (پایین)، محله بالا (مسجد جامع) و محله بازار می‌شود. این ماکت، تمام جزییات مانند زیرمحله‌ها، مساجد، آب‌انبارها، حسینیه‌ها، مجموعه بازار و کاروانسرا، برج‌های دیده‌بانی، دژ و دیوار دفاعی اطراف شهر، بقعه‌ها، محل عبور کاروان‌های تجاری از مسیر نراق (مسیر فرعی جاده ابریشم) و بقیه مکان‌های شاخص را به نمایش گذاشته است. همچنین، مراسم مذهبی نخل‌گردانی، روش تهیه جوزغند و نوع معماری بناها، از جمله مواردی است که در این ماکت به صورت بسیار جزئی ارائه شده است.

پس از بازدید از اماکن تاریخی فوق الذکر حدود ساعت  2 به اقامتگاه بومگردی خانه نخجیر نراق رسیدیم. خانه نخجیر با قدمتی بیش از یکصد سال در بافت قدیم شهر تاریخی نراق  واقع شده است. سبک خانه و معماری آن بصورت خانه باغ است و مصالح آن عمدتاً خشت و گل می باشد و دارای چند اتاق و یک آشپزخانه می باشد. وقتی وارد حیاط این خانه شدیم فضای دلنشین آن حس آرامشی را به دنبال داشت.

 یکی از اطاق ها  برای گروه رزرو شده بود. حدود ساعت 2:30 سفره ای کاملا سنتی برای نهار  پهن شد. پس از صرف نهار استراحتی کردیم و به حیاط رفتیم، بعد از گپ و گفتی و صرف چای و عکس یادگاری و خداحافظی با ساکنین، آنجا را با همه خلوت و آرامش و راحتی ش ترک کردیم.(http://Nakhjirhouse.com)

همزمان با تاریک شدن هوا به دیدار مزار سهراب سپهری، مشهد اردهال(مشهد قالی) که با فاصله تیم ساعتی از خانه نخجیری قرار داشت، شتافتیم و تصمیم گرفتیم از مسیر اتوبان کاشان قم تهران بازگردیم. آرامگاه سهراب سپهری در صحن بزرگ امامزاده سلطان علی بن محمد باقر در 42 کیلو متری غرب کاشان قرار دارد.

مشهد اردهال

مقبره سهراب سپهری

قایقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب.
دور خواهم شد از این خاک غریب
که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه عشق
قهرمانان را بیدار کند.

قایق از تور تهی
و دل از آروزی مروارید،
همچنان خواهم راند
نه به آبیها دل خواهم بست
نه به دریا، پریانی که سر از آب بدر می آرند
و در آن تابش تنهایی ماهی گیران
می فشانند فسون از سر گیسوهاشان

همچنان خواهم راند
همچنان خواهم خواند
«دور باید شد، دور.
مرد آن شهر، اساطیر نداشت
زن آن شهر به سرشاری یک خوشه انگور نبود
هیچ آئینه تالاری، سرخوشیها را تکرار نکرد
چاله آبی حتی، مشعلی را ننمود
دور باید شد، دور
شب سرودش را خواند،
نوبت پنجره هاست.»
همچنان خواهم راند
همچنان خواهم خواند

پشت دریاها شهری ست
که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است
بامها جای کبوترهایی است، که به فواره هوش بشری می نگرند
دست هر کودک ده ساله شهر، شاخه معرفتی است
مردم شهر به یک چینه چنان می نگرند
که به یک شعله، به یک خواب لطیف

خاک موسیقی احساس تو را می شنود
و صدای پر مرغان اساططیر می آید در باد

پشت دریا شهری ست
که درآن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است
شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند.

پشت دریاها شهری ست!
قایقی باید ساخت .

پس از  دیدار از مقبره سهراب راهمان را به سوی تهران در پیش گرفتیم. در یکی از جایگاه های رفاهی بین شهری (مهتاب) پس از صرف شام مختصری طبق روال همیشگی کانون در همین مکان دوستان نظرات خود را در مورد سفر بیان داشتند و تا تهران بدون توقف پیش رفتیم و ساعت حدود  10:30 به پارک نوشین صادقیه   رسیدیم  و پس از تشکر و سپاسگزاری از سرپرست گروه، دوستان از هم جدا شدند و به امید دیداری دیگر در سفری دیگر راهی خانه هایشان شدند.

نادره رضائی فر – nrezaifar@yahoo.com

کانون گردشگران جوان ایران – kanoonirangardan.ir

پاییز 97

Share

نوشته گزارش سفر یک روزه به غار چال نخجیر، نراق، مشهد اردهال 9709 اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%ba%d8%a7%d8%b1-%da%86%d8%a7%d9%84-%d9%86%d8%ae%d8%ac%db%8c%d8%b1-%d9%86%d8%b1%d8%a7%d9%82-%d9%85%d8%b4%d9%87%d8%af-%d8%a7%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%d9%84/feed/ 0
گزارش سفر به پارک ملی گلستان آذر 97 https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d9%85%d9%84%db%8c-%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d8%b0%d8%b1-97/ https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d9%85%d9%84%db%8c-%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d8%b0%d8%b1-97/#respond Wed, 10 Apr 2019 07:53:07 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=9305 گزارش سفر به پارک ملی گلستان زمان: ۱-۴ آذر ماه ...

نوشته گزارش سفر به پارک ملی گلستان آذر 97 اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
گزارش سفر به پارک ملی گلستان

زمان: ۱-۴ آذر ماه ۹۷
تعداد نفرات شرکت کننده: ۲۴ نفر
اقامت: خانه ‏ی محلی
وسیله نقلیه : اتوبوس و مینی بوس
هزینه تمام شده : ۲۸۰ هزار تومان

خزان می‌رسد مستانه با “طوفان رنگ و رنگ که برپا در دیده می‌کند” و دل می‌برد از جاماندگان در سبزینه‌های تابستان و اندک اندک چتری می‌گستراند از رنگین‌کمان برگ‌ها و رنگ‌ها بر کرانه‌های احساس، لحظه، هستی… زمین، ترانه می‌خواند، درخت، بی‌قراری‌ می‌کند و برگ، رقصان و پرشتاب بر خاک می‌نشیند و ما، در این “چهار فصل پاییزی”، سفری می‌آغازیم برای گم شدن در این آرامش زمینی. رهاوردمان، نه جنگل نه باغ، که گلدان کوچک آراسته‌ای است از خاطره‌های دلنشین، که میهمان کنج اتاق پرهیاهوی خیالت می‌شود.
پنجشنبه، یکم آذر ماه

قرارمان با همسفران ساعت 11 شب در ترمینال شرق بود  تا بار دیگر تجدید عهد مودت کنیم؛ گرد آمدیم و شبانه رهسپار گنبد کاووس شدیم و سحرگاه بارانی به گلستان پاییزی رسیدیم. در پایانه، با دو سرویس عازم پارک ملی گلستان شدیم تا جنگل‌پیمایی سبک به آبشار آق سو را بیاغازیم (شهر گنبد با پارک ملی گلستان حدود 55 کیلومتر فاصله دارد).

اما پارک ملی گلستان:
جنگل‌های هیرکانی (caspian Hyrcanian mixed forests؛ واژه هیرکان شکل یونانی نام گرگان است)، زیست‌بوم جنگلی حاشیه جنوبی دریای خزر است که از جمهوری آذربایجان (دارای بیست هزار هکتار) تا استان گلستان را دربرمی‌گیرد (دارای دو میلیون هکتار). این جنگل با قدمت چهل میلیون سال، یادگاری از دوره سوم زمین‌شناسی و یخبندان بزرگ است که به دلیل رطوبت دریای مازندران از آن پدیده جان به در برده است؛ از این روی می‌توان آن را موزه طبیعی کره زمین نامید. با تأسف یادآور می‌شود که در نیم قرن اخیر، این جنگل‌ روند کاهشی را تجربه کرده است؛ به گونه‌ای که از 2/10 میلیون هکتار به 2/1 هکتار رسیده؛ با این همه در سالیان اخیر با فرهنگ‌سازی و فعالیت‌های داوطلبانه و آموزشی دوستداران طبیعت، این تخریب‌ها کاهش یافته است. بخشی از این جنگل‌ که در ایران واقع شده، همراه با دشت‌ها و استپ‌های شمال شرقی (خراسان شمالی) پارک ملی گلستان خوانده می‌شود. پارک ملی گلستان، در محدوده سه استان قرار دارد: از غرب در گلستان (حدود پنجاه هزار هکتار)، از شرق در خراسان شمالی (استپ‌ها و تپه‌ماهورهای دشت میرزا بایلو، حدود 34درصد پارک) و از جنوب غرب در سمنان (مرز میان دو زیستگاه، بحش محدودی از پارک). مساحت پارک ملی گلستان حدود 92 هزار هکتار است که اکوسیستمی شگفت‌انگیز از جانداران مختلف را در خود جای داده است: حدود هفتاد گونه پستاندار، 154 گونه پرنده و هزار و پانصد گونه گیاهی (یک‌هشتم گونه‌های گیاهی، یک‌سوم گونه‌های پرندگان و بیش از پنجاه درصد از گونه‌های پستانداران کشور در این پارک زندگی می‌کنند). در پیشینه پارک ملی گلستان می‌خوانیم: در ۱۹ مرداد ۱۳۳۶ به نام «منطقه حفاظت شده آلمه وایشکی» تحت حفاظت کانون شکار قرار گرفت؛ پس از تحولاتی در 1353 به نام “پارک ملی” نامگذاری شد و در سال ۱۳۵۴ اولین پارک ملی ایران بود که به عنوان یکی از پنجاه ذخیره‌گاه زیست‌محیطی کره زمین در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید.

   

روز دوم جمعه دوم آذر ماه
باری؛ ما سفر خود را به رهنمایی آقا طاهر (دوست دیرین جنگلبان) و با پیمایش این نگین رنگ رنگ ادامه دادیم تا پس از دو کیلومتر، به آبشار پلکانی آق سو رسیدیم که در تنگه‌ای‌ قرار دارد. برگ‌فرش سرخ و زرد و سبزی که جنگل خزان‌زده در راهمان گسترانیده، آنقدر چشم‌نواز است که دل نمی‌دهد پرشتاب از آن بگذریم و مجال ماندگار کردن این لحظه‌ها و روزها را از دست بنهیم؛ پس تا رسیدن به آبشار از درختان زردپوش و برگ‌های جاری بر زلال مرداب، عکاسی کردیم:

پس از دیدن آبشار سرد جاری، مسیر آمده را بازگشتیم و تا عصر به روستای تنگه‌راه رسیدیم. روستای تنگه‌راه، در بخش لوه از شهرستان گالیکش و در مجاورت پارک گلستان قرار دارد و بعضی از منازل آن، در اوقاتی از سال به گردشگران و مسافران واگذار می‌شود.

پس از اندک زمانی استراحت به همراهی آقا طاهر رهسپار جنگل شدیم تا در شبی مهتابی از سکوت آن لذت ببریم. در این شب خیمه زده بر جنگل، سکوتی که گاه با خش‌خش‌ شاخه‌ای یا وزش نسیمی می‌شکند، در عمق جانت می‌نشیند و راه را بر هر خاطری می‌بندد؛ آنچنان دلاویز است که وجودت از آن سرشار می‌شود و باید که بدان گوش بسپاری، بی‌خیال و یله، رها، قلندروار… پس از گذران ساعتی در سکوت و تجربه آرامش شبانه جنگل، رهسپار اقامتگاه شدیم. در پرتو روشنای ماه، آرام، در کنار هم قدم از جنگل بیرون گذاشتیم تا مباد که خاطرش برنجد از این حضور شبانگاهی. به اقامتگاه رسیدیم و با هماهنگی‌های پیشین، از خوراک محلی ترکمن، چکدرمه (گوشت پخته شده با برنج)، لذت بردیم:


شادی خورد بر جای نان آن کس که شد مهمان تو

روز سوم شنبه سوم آذر ماه

سلام امروز: صبحی مه‌آلود و جنگلی انبوه. باز قدم در راه گذاشتیم و به ساعتی نکشید که باران ملایمی زمین و درخت و انسان را “پر از طراوت تکرار” کرد. در این هنگام، پای‌پوش مناسب، بارانی و شاید چوبدستی که بر آن تکیه دهی تا مباد پایت بلغزد و جامه‌ات بیالاید، سخت کارآمد است.

جنگل، در انبوه باران و مه، پیدا و نهان می‌شد و ما، که گردنه‌ای را به پیش می‌رفتیم در سودای چشم‌اندازی بدیع… بعضی همسفران تاب باران نیاوردند و راه بازگشت گرفتند، یکی از آن درختان باران‌خورده تصویری برمی‌داشت و دیگری انبوه بلوط‌های جنگلی‌ را جمع می‌کرد، زینتی به یادگار:

شب در اقامتگاه گرد هم بودیم؛ چه همسفرانی که خسته از ساعت‌ها جنگل‌نوردی در باران بازگشته بودند و چه آنان که پیشتر آمده بودند. وقت را به بازی‌های دسته‌جمعی و شوخ‌طبعی‌های دوستانه ماندگار کردیم به قاب خاطره‌ای خوش و شام، با هماهنگی پیشین، ترکیبی از قطاب ترکمنی مانده از ظهر (شبیه به سمبوسه) و چکدرمه.

روز چهارم یکشنبه چهارم آذر ماه

بدرود جنگل: سحرگاه برخاستیم و اسباب رفتن مهیا کردیم. با اداره جنگل‌بانی‌ هماهنگ کرده بودیم تا به شرقی‌ترین بخش پارک، دشت میرزا بایلو، در خراسان شمالی (نواحی گرمه و جاجرم) برویم و از حیات وحش آن بازدید کنیم. این دشت وسیع، به دلیل بارش کمتر، دارای پوشش گیاهی تُنُک‌ و اغلب تپه‌ ماهور‌ است. جنگل‌بانی و اداره محیط زیست با مراقبت از این طبیعت بکر، شرایط زیست و زاد و ولد جانوران بومی را فراهم کرده‌اند: مرال، شوکا، آهوی ایرانی (آهوی گواتر دار)، قوچ و میش اوریال (بزرگترین گونه قوچ و میش در ایران)، عقاب و همای از جمله حیوانات خاص این منطقه‌اند که اگر خوش‌اقبال باشید، مجال تماشا یا تصویربرداری از آنها را خواهید یافت. بنا به گفته دوستان جنگل‌بان در آخرین سرشماری (آبان ماه 97) 340 رأس آهو در پنج هزار هکتار از این دشت شمارش شده است. گفتنی است که مرال، شوکا، کل، بز، قوچ و میش از جمله گونه‌هایی‌اند که بیشتر مورد شکار غیرمجاز قرار می‌گیرند.


برای هماهنگی با طبیعت، پوششی همرنگ (قهوه‌ای/خاکی) را برگزیدیم و آرام آرام با اتومبیل در دشت می‌راندیم. بارها نظاره‌گر گله‌های آهو و میش و کل از فواصل دور بودیم که چون ما را می‌دیدند از چشم‌ نهان می‌شدند؛ اما به هرحال تماشای این طبیعت وحشی رها، برای ما که از دوردست آمده بودیم و رنج سفر برده بودیم، شیرین و خاطره‌انگیز بود. دل به این زیبایی و آرامش زنده می‌دهیم و به یاد می‌سپاریم که طبیعت، از کوه و درخت و جنگل تا انبوه این جانوران رها در دشت، زندگی‌اش را دوست دارد.

بار دیگر عازم گنبد کاووس شدیم تا شب در بستر آرام خواب، به خاطرات و آموزه‌های سفر بیندیشیم و فردا و فرداها آنها را دوره کنیم. سفر به سرانجام رسید اما دوستی‌های تازه‌ای آغاز شد و همسفری‌های دیگری برای دیدن نادیده‌ها…

این گزارش تقدیم می‌شود به یاد و خاطره شهیدان جنگلبان، پاسداران طبیعت و زندگی.

کانون گردشگران جوان ایران-kanoonirangardan.ir

آذر 1397

Share

نوشته گزارش سفر به پارک ملی گلستان آذر 97 اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d9%85%d9%84%db%8c-%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d8%b0%d8%b1-97/feed/ 0
گزارش سفر طبس آبان 97 https://kanoonirangardan.ir/%da%a9%d8%a7%d9%86%da%af%d8%b1%d9%88%d9%87%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d9%88%db%8c%d8%b1/ https://kanoonirangardan.ir/%da%a9%d8%a7%d9%86%da%af%d8%b1%d9%88%d9%87%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d9%88%db%8c%d8%b1/#comments Thu, 20 Dec 2018 20:42:29 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=8880  کانگروها در کویر گزارش سفر طبس زمان: رفت: 97/08/15 بازگشت: ...

نوشته گزارش سفر طبس آبان 97 اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
 کانگروها در کویر

گزارش سفر طبس

زمان: رفت: 97/08/15 بازگشت: 97/08/18

تعداد نفرات شرکت کننده: 26 نفر

اقامت: خانه ‏ی محلی

وسیله نقلیه : اتوبوس VIP

هزینه تمام شده : 280 هزار تومان

شب اول:

قرار ساعت 23:00 تعاونی شماره 8 پایانه آزادی. بچه‏ ها یکی پس از دیگری با کوله ‏های سنگین‏ تر از همیشه از راه می‏رسند و پس از سلام و احوالپرسی حدود ساعت 23:30 تقریبا همه آماده سوار شدن هستند. پس از گذشت مدت زمان کوتاهی اتوبوس ساعت 00:00 از ترمینال خارج می‏شود و سفری پر از سوال و هیجان آغاز خواهد شد. ذوق از چشمهای تمامی همسفران نمایان بود از اینکه باز نقطه ای دیگر از ایران زیبا را خواهند دید.

روز اول:

ساعت 07:30 صبح به چوپانان رسیدیم و پس از توقف اتوبوس برای صرف صبحانه بچه‏ ها یکی یکی از خواب بیدار شدند. صبحانه را در رستوران خوردیم و پس از گذشت حدود 1 ساعت دوباره به راه افتادیم.

در بین راه پس از توقفی حدودا 30 دقیقه‏ ای در پلیس راه خور-جندق( 190 کیلومتری طبس) در ساعت 13:10 به شهر طبس رسیدیم. خستگی راه طولانی با ورود به اولین مقصدی که برای دیدن شگفتی‏های منطقه در نظر گرفته شده بود، از بین رفت. چشمه یا دره آبگرم و آبسرد مرتضی علی که از جاذبه های گردشگری طبیعی شهر طبس به شمار می ‏رود. این چشمه در مسیر روستای خرو در 27 کیلومتری شهرکویری طبس واقع شده است. ساعت 14:45 به ورودی این مکان زیبا رسیدیم که با توجه به تعطیلی مناسب و هوای معتدل، تعداد زیادی گردشگر و اتوبوس هایی که در پارکینگ پارک کرده بودند به چشم می آمد. برای رسیدن به چشمه و در انتهای آن، طاق شاه عباسی که در دره تنگی بنا شده، بایستی بیشتر مسیرها را از داخل آب گذراند، پس بهتر است که از قبل دمپایی یا صندل به همراه داشته باشید تا مجبور نشوید از مرد روستایی که در ورودی مسیر با دستگاه کارت خوانش انتظارتان رو می کشد به قیمت بیشتر خرید کنید.

برای رسیدن به این آبگرم باید از شهر طبس بگذرید و بعد از رسیدن به خرو حدود پنج کیلومتر را از ابتدای مسیر با پای پیاده طی کنید که بیشتر آن از داخل آب می گذرد! در طول راه، دیواره‌ های بلند دره مانندی در دو طرف همراهی تان می کنند که روی آنها حفره‌ های کوچک و بزرگ با نظم خاصی قرار گرفته اند. بعضی از این حفره ها، چشمه های جوشان آب هستند که بزرگترین شان به حمام مرتضی علی معروف شده‌ است. حمامی برای چند دقیقه آب تنی مسافران! اولین چشمه به نام قنبر از شرق به غرب (به تبعیت از شیب و راستای دره) جاری بوده و آب آن سرد است. پس از طی 6 کیلومتر چشمه آب گرم مرتضی علی ظاهر گردیده که علت به وجود آمدن گرمای آب شکستگی و فشار گسلی می باشد. پس از تجمیع آب چشمه های مرتضی علی و قنبری آب حاصل پس از طی 300 متر به چشمه جعفری منتهی می شود.

رودخانه ای به نام سردر در این تنگه جریان دارد که در طول مسیر چشمه های کوچک و بزرگ آب گرم و آب سرد بر آن می ریزد. آب گرم چشمه مرتضی علی به این رودخانه میریزد و جریان آب گرم و سرد بوجود می آید که از جالب ترین تجربه های گردشگری منطقه محسوب می شود.
نکته جالب این بود که تفاوت دمای آب گرم و آب سرد این چشمه ‏ها در مسیر حرکت کاملا حس می شد. تجربه حسی متفاوت و فوق العاده در دل کویر ایران.

این چشمه مبدا آب اغلب مزارع و تامین کننده آب باغهای طبس است که آب آن از طریق نهری به شهر منتقل می شود.

در میانه کال سردر، می‌توان خانه هایی را پیدا کرد که در دل صخره ها و در فاصله نه تا دوازده متری از سطح، رودخانه ای که در بسیاری از اوقات کم عمق است قرار دارد. بلندی این خانه ها به دلیل پایین رفتن سطح رودخانه و دیدن آنها بسیار مشکل است. این خانه‌ها در دل کوه کنده شده اند تا شاید پناهی برای فرار از دشمن باشد یا محلی برای آذوقه سالیانه. برخی از این خانه‌ها چاه آب هم داشته اند. افرادی تصور می‌کنند که این خانه ها محلی برای عبادتگاه بوده یا محلی برای پنهان شدن از دشمن و سرکوب آنها از بالای خانه؛ جایی که کسی جز خودشان نمی‌توانست از آن بالا برود؛ چرا که این خانه ها درست در سینه کش صخره واقع شده اند .

پس از طی مسیری نه چندان طولانی به طاق شاه عباسی رسیدیم. قدمت این طاق به دوره صفویه نسبت داده می‏ شود. این طاق میان دو کوه نزدیک بهم ساخته شده و بنایی آجری است که در قسمت بالا و یا تاج آن سنگ بکار رفته است. این طاق قدیمی ترین بخش بناست (دو قسمتی بودن بنا از نظر زمانی)

بارزترین ویژگی این طاق چگونگی قرار گرفتن آجرهای آن است که به پهنای معینی محدود نشده بلکه تا بدنه کوه ادامه یافته است و طاقی با مقاومت زیادی بوجود آورده است. در قسمت بالا حالت قوسی بخود گرفته تا بتواند در برابر فشار آب در پهنای بیشتر دهانه دره، مقاومت بیشتری کند.

 پس از دیدن این همه شگفتی، آنجا که دیگر ردپایی از خستگی در تنهامان نمانده بود، ناهار را در کنار رودخانه و طاق شاه عباسی خوردیم و بدون استراحت بدلیل تاریک شدن هوا مسیر رودخانه را اینبار با سرعت بیشتری پیمودیم و تنها از گرمای دلنشین آب لذت بردیم تا دوباره سوار اتوبوس شده و بسمت خانه محلی که در روستای حلوان و در 85 کیلومتری طبس واقع شده راه افتادیم. این خانه دارای دو اتاق کوچک و حال و آشپزخانه و حمام نسبتاً مناسب و سرویس بهداشتی که در حیاتی بزرگ با درخت انار و نخل های کوچک واقع شده می باشد که حداکثر مناسب برای 25 نفر می باشد و شما می توانید در آبان 97 به ازای نفری 25 هزار تومان آن را رزرو کنید. پس از رسیدن به خانه محلی و کمی استراحت و صرف چای مشغول درست کردن شام گروهی شدیم و پس از صرف شام در ساعت 22:00 و صبحت دسته جمعی در کنار همسفران، ساعت 00:00 خوابیدم.

روز دوم:

صبح روز بعد ساعت 6:30 از خواب بیدار شدیم و پس از صرف صبحانه در ساعت 8:30 به سمت دره زیبای جنی معروف به کال جنی حرکت کردیم (کال بمعنی دره می باشد)  و در ساعت 10:45 به آنجا رسیدیم . دره جنی دره ای در شمال طبس و در اطراف روستای ازمیغان واقع در 35 کیلومتری طبس قرار دارد. دره ای زیبا که بومیان قدیمی آنرا محل زندگی جن ها میدانستند.

بروی دیوارهای این دره نقش های دیده می شود که در اثر فرسایش و وجود سیلاب بوجود آمده است. انواع فرسایش های آبی و بادی این نقش های زیبا را در دیوارهای این دره ایجاد کرده است. در مسیر حرکت دو دیوار در اطراف قرار داشته گاهی بهم نزدیک و گاهی از هم دور هستند.

 

 در درون دره باز هم حفره ها و تونل ‏هایی در دل دیواره‏ها به چشم می‏ خورد که همان خانه‏ های گبری هستند. یعقوب دانش‌دوست در کتاب «طبس شهری که بود» درباره خانه های گبری می‌نویسد: تراش دادن کوه با این شکل و قوس‌ها تنها به وسیله کسانی می‌تواند صورت بگیرد که در فرهنگشان و در ذهن و تجربه های دیداری‌شان به این نوع قوس خو گرفته باشند و این کسان جز مردم عهد ساسانی یا مردم اوایل دوران اسلامی‌که فرهنگ زمان ساسانی را در وجود خود دارند نمی‌توانند باشند. این استدلال یک نقطه اتکا برای تعیین زمان ایجاد این خانه است. مورد دیگر نامیده شدن این بناهای کنده شده در دل کوه به خانه گبر است. با توجه به این که پس از اسلام زرتشتیان را گبر می‌گفتند، خود می‌تواند دلیلی باشد برای ساختن و مورد استفاده قرار دادن این خانه به وسیله زرتشتیان یا آخرین مقاومت کنندگان در برابر حمله اعراب مسلمان که در سال های ابتدای دوران اسلامی‌ می‌زیسته اند.در خانه‌های گبری راهرو و دالان‌ها و طاقچه‌هایی ایجاد شده که بلندی دالان ها به دو متر هم می‌رسد. در برخی از اتاق ها غیر از طاقچه پستوهایی وجود دارد که احتمالا برای نگهداری آذوقه از آن استفاده می‌شده است. با این وجود هنوز هیچ باستان شناسی روی خانه های گبری کار نکرده است اما حفاران غیر مجاز و کسانی که تصور می‌کنند حفاری در این خانه ها، آنها را به گنج می‌رساند زودتر از کارشناسان میراث فرهنگی دست به کار شده اند.

پس از دیدن جذابیت های این دره به سمت اتوبوس حرکت کرده و پس از سوار شدن ساعت 12:30 به سمت روستای ازمیغان راه افتادیم. پس از تقریبا طی کردن مسیری 30 دقیقه ای به ازمیغان رسیدم و ساعت 13:30 وارد روستای زیبای ازمیغان شدیم.

روستای ازمیغان یکی از مکان های گردشگری طبس می باشد که در 40 کیلومتری شرق طبس قرار دارد. این روستا در یک دره کم عمق قرار گرفته و از ابتدا تا انتهای این دره آب جاری می باشد و رودخانه دائمی دارد.  به حدی که امکان کشت برنج در این روستا را فراهم آورده است. بافت این روستا در دو منطقه گرم و خشک و گرم و مرطوب می باشد . ساکنان این روستا به شغل کشاورزی (کشت برنج، خرما، انار و ..) و دامپروری مشغولند . این روستا از نظر تنوع گیاهی معروف بوده به نحوی که علاوه بر محصولات نخل و مرکبات و سایر میوه ها دارای شالیزارهای برنج می باشد.

پس از گشتی 2 ساعته در کوچه پس کوچه های روستا و دیدن آنهمه باغ و شالیزار و سرسبزی در دل کویر، به سمت طبس به راه افتادیم.

ساعت 16:00 به باغ گلشن طبس رسیدیم و ناهار را در محیط زیبای باغ خوردیم.

باغ گلشن به وسیله میرحسن خان سومین، از سلسله خان‌هایی که به وسیله نادرشاه به حکومت طبس منصوب شدند، ساخته شده‌است.

در دومین شماره بخش باغ گردی پایگاه اینترنتی دیلی تلگراف، باغ گلشن طبس در زمره باغ‌های زیبای جهان قرار گرفت. باغ گلشن در منطقه‌ای واقع شده‌ است که در میان دو کویر نمک زار ایران یعنی دشت لوت و دشت کویر قرار دارد، اما کیفیت معجزه آسای آب این منطقه، آبشارها و استخرهای طبیعی زیبایی را تشکیل داده‌اند که با چمنزارهای زیبا تزئین شده‌ است. احساس واحه گونه این منطقه با وجود درختان قدیمی نخل، انار و مرکبات به همراه رایحه گلهای رز و ختمی تکمیل می‌شود. باغ گلشن طبس یکی از باغ‌های نادر ایرانی است که آب جاری دایمی در آن جریان دارد. درختان میوه بسیاری در این بنای تاریخی هشت هکتاری، طبیعت بی نظیری آفریده است. در این باغ گونه‌های مختلف گیاهان سازگار با اقلیم‌های متفاوت آب و هوایی مانند درخت چنار که خاص مناطق سردسیر است در کنار خرما که فقط در مناطق گرمسیری رشد می‌کند، وجود دارد.

یک نکته منحصر به‌ فرد در باغ گلشن که تنها در تاج محل هند مانند آن تکرار شده، این است که باغ به صورت مربع است، یعنی طول و عرض باغ با هم برابرند و خیابان‌های موازی، طول و عرض این باغ را به هم متصل می‌کنند. ساختمان سردرب باغ گلشن در زلزله ویرانگر شهریور ۵۷ طبس به کلی از بین رفت که اکنون همانند گذشته بازسازی شده‌ است. باغ گلشن طبس در فصل بهار که یکی از جذابترین و دیدنی‌ترین جاذبه‌های شرق کشور و استان خراسان جنوبی به شمار می‌رود.

پس از صرف نهار و گشتی کوتاه در این باغ کم ‏نظیر، روز دوم را به پایان رسانده و به سمت خانه به را افتادیم.

روز سوم:

روز سوم قرار بر این شد که با نیسان‏ آبی، اعضای جدایی ناپذیر سفرهای کانون، به سمت کویر حرکت کنیم و سفر خود را با آرامشی بی مانند از رمل‏های ماسه‏ ای و سکوت و زیبایی‏ های کویر به پایان رسانیم. ساعت 8:30 صبح سوار بر وانت به سمت رمل ‏های ماسه‏ ای به راه افتادیم و حدود 2 ساعت را در دل رمل‏ها گذاراندیم تا هرکس به یادگار چیزی برای خود از دل کویر بردارد. برخی آرامش و برخی چند عکس.

در انتها ساعت 11:30 ظهر و بعد از جمع کردن وسایل و تحویل خانه محلی آماده طی کردن مسیر 850 کیلومتری می شویم. در راه برگشت از دریاچه نمک خور در حاشیه جاده منتهی به خور که شش یا چند ضلعی های منظمی رو به وجود آورده اند و در این ایام سال کاملن خشک و سفت و سخت ولی زیبا شده اند دیدن می کنیم.

در ساعت 4 بعد از ظهر در همان رستورانی که در چوپانان، روز اول صبحانه خوردیم نهار را صرف کرده توقف می کنیم و پس از آن طی مسیر می کنیم.

  جلسه آخر سفر هم در فضای دوستانه اتوبوس برگزار و نکات آموزنده ای مطرح می شود. برای شام هم در مجتمع مارال ستاره کاشان توقفی می کنیم و در نهایت ساعت 1:30 نصف شب به تهران می رسیم و تلخی خداحافظی با دوستان را به امید شروع سفری دیگر در آینده شیرین می کنیم.

پیام فرخ منش Payam.faroxmanesh@gmail.com
فاطمه یوسفی Usefi_f631@yahoo.com
کانون گردشگران جوان ایران
پاییز 97

Share

نوشته گزارش سفر طبس آبان 97 اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%da%a9%d8%a7%d9%86%da%af%d8%b1%d9%88%d9%87%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d9%88%db%8c%d8%b1/feed/ 1
آرپاچای به مریان،  پیمایشی در تالش زیبا https://kanoonirangardan.ir/%d8%a2%d8%b1%d9%be%d8%a7%da%86%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d9%be%db%8c%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d9%84%d8%b4-%d8%b2%db%8c%d8%a8/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%a2%d8%b1%d9%be%d8%a7%da%86%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d9%be%db%8c%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d9%84%d8%b4-%d8%b2%db%8c%d8%a8/#comments Sat, 22 Sep 2018 05:09:38 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=8644 آرپاچای به مریان،  پیمایشی در تالش زیبا   “منطقه تالش ...

نوشته آرپاچای به مریان،  پیمایشی در تالش زیبا اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
آرپاچای به مریان،  پیمایشی در تالش زیبا

 

منطقه تالش که به راستی جزیی از میراث طبیعی کشور ماست همواره مورد توجه کانون گردشگران جوان ایران بوده است. کوهپیمایی در این خطه از کشور در انتهای فصل بهار و شروع تابستان در کانون گردشگران جوان ایران سنتی است که قدمتی 18 ساله دارد و به نوعی نشان همبستگی اعضا گروه است. در سال 97 بنا به دلایلی این سفر به شهریورماه موکول شد. برنامه ریزی سفر هرساله مشکلتر از سال قبل می شود سوای از هزینه های سفر که به طور چشمگیری  افزایش یافته، یافتن مسیرهای پیموده نشده هم مشکل شده است. در هفده سفر قبلی از هفده مسیر متفاوت کوههای تالش را به سمت دریای خزر پیموده ایم. اکنون چندین نقشه در پیش روی ماست تا مسیری جدید را بیابیم. فاکتورهایی که در انتخاب مسیر مهم هستند عبارتند از: تکراری نبودن مسیر، طولانی نبودن مسیر ( حداکثر دو روزه و کمتر از 40 کیلومتر)، دشوار نبودن مسیر طوری که افراد با آمادگی بدنی متوسط قادر به انجام آن باشند و نهایتا خطرناک نبودن مسیر از نظر فنی. نهایتا بعد از چند روز جستجو و پرسه جو، مسیر روستای آرپاچای به مریان را انتخاب کردیم که تمامی فاکتورهای فوق را دارد و افزون بر آن چون عمده قسمت مسیر از یال کوه عبور می کند- در صورت مناسب بودن شرایط جوی- انتظار چشم انداز ویژه ای را می شود داشت. مسیر مورد نظر از روی نقشه ها استخراج شد، درنرم افزار Google Earth واکاوی و نهایتا به GPS منتقل شد. طبق اطلاعاتی که از نقشه ها و GPS به دست آوردیم،  طول مسیر حدود 20 کیلومتر با حدود 300 متر صعود و 1400 متر کاهش ارتفاع  برآورد شد که به نظر برای پیمایش یک و نیم روزه بسیار مناسب می آید.”

 

گزارش سفر:

آغاز سفر از تهران و پارک نوشین است، مکانی که بیشتر سفرهای کانون به طور سنتی از آنجا آغاز می شود. با توجه به تعطیلی عمومی و نزدیک شدن به انتهای تابستان ترافیک شهر و جاده های منتهی به شمال کشور بسیار سنگین است. همین امر موجب می شود که گردهمایی دوستان با تأخیر انجام شود و ترافیک اتوبان تهران به قزوین هم مزید علت می شود تا از زمانبندی برنامه کمی عقب بیافتیم. چند سالی هست که با گشایش مسیر زنجان-سرچم-خلخال، اتوبوسها دیگر از مسیر اسالم به خلخال تردد نمی کنند و جاده اسالم به خلخال که زمانی برای خودش برو و بیایی داشت اکنون تقریبا متروکه شده است. جاده جدید سبب شده که زمان سفر کوتاه شود ولی شاید یکی از کاستی های آن کمبود رستورانهای میان جاده ای مناسب است. از این نظر جاده اسالم شاید یکی از بهترین ها در این منطقه باشد. حدود ساعت 8 صبح بالاخره در یک رستوران برای صرف صبحانه توقف کردیم. سرویس بسیار ضعیف رستوران سبب شد تا زمان نسبتا زیادی از ما تلف شود. با هماهنگی های انجام شده قرار براین شد که برای رسیدن به روستای آرپاچای ابتدا به لنبر برویم و از آنجا با کرایه دو دستگاه وانت به آرپاچای برسیم. روستای نسبتا بزرگ لنبر در بیست کیلومتری شمال خلخال قرار دارد و چندین سال قبل نیز از این روستا برنامه ای را به منطقه آق اولر اجرا کرده ایم که گزارش آن برنامه را می توانید در سایت کانون گردشگران جوان ایران بخوانید( اینجا را کلیک کنید). بعد از انتقال وسایل مورد نیاز به وانتها برنامه با وانت سواری به سمت روستای آرپاچای ادامه پیدا کرد. وانت سواری آن هم از نوع وانت نیسان آبی رنگ جزو لاینفک برنامه های تالش است که به  هیجان برنامه ها اضافه می کند هرچند که وسیله ایمنی نیست. مسیر آسفالته با گذر از روستای کرد نشین مصطفی لو به بلوکانلو می رسد. ادامه راه تا روستای میل آغاردان که روستای بسیار کوچکی است خاکی است و از اینجا تا آرپاچای راه خاکی نیز کیفیت بسیار پایینی پیدا می کند که احتمالا جز با نیسان آبی رنگ با وسیله دیگری به راحتی قابل تردد نیست. طبیعت منطقه بسیار زیباست هرچند که با توجه به فصل سال بیشتر علفها زرد رنگ شده اند ولی از تراکم و بلندی علفها مشخص است که در فصل بهار مناظر بدیعی در این منطقه وجود دارد. نهایتا بعد از یک ساعت و نیم وانت سواری به روستای کوچک آرپاچای رسیدیم. البته مردم محلی برای تردد از این مسیر استفاده نمی کنند. راه اصلی روستا مستقیما از طریق یک جاده خاکی با کیفیت مناسب به جاده اصلی خلخال به اردبیل می خورد. البته اگر بخواهید از این جاده به آرپاچای بروید، در نظر داشته باشید که یافتن وانت مشکل خواهد بود مگر از قبل هماهنگی های لازم انجام شده باشد.

به وانتها گفتیم تا کمی خارج از روستا توقف کنند تا وجود ما مزاحمتی برای اهالی روستا ایجاد نکند. کمی طول کشید تا همسفران وسایل شخصی و گروهی را در کوله پشتی ها جاسازی کردند. ساعت 12:30 دقیقه از ارتفاع 2382 متری کوهپیمایی را شروع کردیم. چند دقیقه ای از راهپیمایی نگذشته بود که بر یال پیش رو سوار شدیم تا به گردنه برسیم.

 حالا دیگر همه جا سبز است و در میان علفهای سبز گلهای حسرت هم خودنمایی می کنند و نوید سرد شدن هوا را می دهند. نمدار بودن زمین حرف راننده وانت را تایید می کند که گفته بود تا دو روز قبل این منطقه برای چندین روز بارانی بوده است. ولی حالا کم کم آفتاب علی رغم دمای مناسب هوا داشت چهره ها را می سوزاند. در سر گردنه مجددا وارد راه خاکی شدیم که از آرپاچای می آید و کمی بعد به محل آغل تابستانی گوسفندان رسیدیم که چشمه آبی هم در آنجا وجود داشت. نهار را در کنار چشمه صرف کردیم. صخره های اطراف اشکال عجیب و غریبی را پدید آورده اند و هرکسی با قدرت تخیل خود اشکالی را تجسم می کند.

 هوا به اندازه ای تمیز و فاقد غبار است که از این محل به راحتی روستاهایی آق اولر و مریان را می توان در دوردست دید. مسیر تا حدودی مشخص است و می توان آن را تا شروع جنگل با چشم تعقیب کرد. چوپانی که مشغول جمع و جور کردن گوسفندانش است به ما می گوید که کم کم باید گوسفندان را به روستا ببرد چون فصل چرا تمام شده است. اینجا آخرین نقطه ای است که وانت می تواند تردد کند و جاده خاکی به پایان می رسد. با دقت در میان کوهها تقریبا کمتر جایی را می توان یافت که جاده های وانت رو آنجا را خراشیده نکرده باشند. وجود این مسیرها نه تنها چهره طبیعت را به شدت زشت کرده است بلکه به خاطر سهل الوصول کردن تردد، پای مخربان طبیعت را هم به این مناطق گشوده است و آن را از انباشت زباله ها در این مسیرها می توان فهمید. خوشبختانه در ادامه راه به ندرت زباله ای در مسیر کوهپیمایی خود دیدیم.

 در ادامه باید با کاهش ارتفاع به دره پیش رو وارد شویم. مسیر همچنان زیباست در کف دره آب وجود دارد ولی به گفته چوپان این آب تمیز نیست. با تراورس دامنه کوه به دامنه شرقی آن می رسیم. مه کم کم به ما می رسد ولی خیلی دوام نمی آورد و به سرعت از ما می گذرد.

 گذر سریع مه منظره ای شگفت انگیز را پدید می آورد. کمی جلوتر به شیب کوه اضافه می شود.اکنون  دامنه  سرسبز کوه  کم کم  با درختان منفرد بلوط نقاشی و در پایین دست با افزایش تعداد درختان به جنگل انبوه تبدیل می شود. صدای باد تنها نوایی است که گاهی  به گوش می رسد. به بهانه استراحت سعی می کنیم تا این دقایق را در ذهن خود ذخیره کنیم زیرا در ادامه سال به آن نیاز داریم تا با یادآوری این لحظات به آرامش برسیم.

در حد و مرز جنگل لختی تامل می کنیم تا جای مناسبی برای شب مانی بیابیم. با توجه به زمان کافی، تصمیم می گیریم کمی بیشتر مسیر را ادامه دهیم. حالا وارد جاده خاکی دیگری می شویم که به نظر می رسد به مریان می رسد. به چند خانه می رسیم که چند نفر در حیاط آن مشغول به کار هستند. چشمه را به ما نشان می دهند به اینجا گلگلان می گویند.

در کنار یکی از کلبه ها که متروکه است جای مناسب برای برقراری کمپ وجود دارد ولی به علت نزدیکی به سایر خانه ها و اینکه ممکن است سر و صدای ما باعث ناراحتی و ایجاد مزاحمت برای آنها شود تصمیم می گیریم تا کمی پیش برویم و اگر محل مناسبی را یافتیم کمپ را در آنجا مستقر کنیم والا به همین مکان برگردیم. در فاصله زمانی که همه مشغول پر کردن بطری ها از آب چشمه بودند و عده ای هم با یافتن یک دستشویی مناسب خوشحال شده بودند، یکی از دوستان در فاصله کوتاهی، مکان بسیار مناسبی را جهت شب مانی پیدا کرد خوشبختانه این مکان علاوه بر اینکه کاملا مسطح بود، فضای کافی برای استقرار تعداد زیادی چادر را هم داشت و از طرفی برای تهیه آب می شد به همین چشمه مراجعه کرد. ساعت حدود 7 عصر بود که قبل از تاریک شدن هوا کمپ را بر پا کردیم. امروز تقریبا نزدیک 10 کیلومتر کوهپیمایی سبک با مناظر بسیار زیبا داشته ایم و این موضوع سبب شد تا انرژی کافی برای همنوردان وجود داشته باشد که تا  پاسی از شب، در کنار آتش از مصاحبت با یکدیگر لذت ببرند. با توجه به تمیزی هوا و همچنین نبود نورهای مزاحم درس ستاره شناسی را از استاد نجوم گروه آموختیم. وجود پشه ها سبب شد تا به ناچار خوابیدن در چادر را به فضای باز ترجیح دهیم.

قبل طلوع آفتاب از خواب بیدار شدم رطوبت هوا در شب قبل، لایه ای از شبنم بر روی چادرها و همچنین زیراندازها ایجاد کرده بود. کم کم اعضا گروه سر از چادرها بیرون می آوردند و خودشان را برای صبحانه آماده می کردند در این فاصله مهمان ها و شاید میزبانهای ما از راه رسیدند. تعداد نسبتا زیادی گاو وارد محدوده کمپ شدند البته از آثار موجود بر روی زمین می شد این حدس را زد که ما در زمین آنها وارد شده ایم. نهایتا خودشان محل را ترک کردند.

هنگامی که مشغول صرف صبحانه بودیم چند دستگاه وانت را مشاهده کردیم که عده ای طبیعت گرد را به بالادست حمل می کردند. ادامه مسیر، جاده ای خاکی است که از میان جنگل انبوه می گذرد.درختان بلوط، ممرز، آزاد، زالزالک وحشی، آلوچه و سیب وحشی گونه های گیاهی غالب این منطقه هستند. هنوز ساعتی از حرکت ما  نگذشته بود که چند وانت دیگر با گردشگرانی که به نظر بومی می رسیدند از ما گذر کردند. درادامه مسیر گروهی را هم دیدیم که وسایل شخصی خود را قبلا با وانت به بالادست فرستاده بودند و خوشحال و خندان مشغول صعود بودند. سرپرست گروهشان که کنجکاوتر بود از مسیر ما پرسید و گفت که خودشان به گروه کوهنوردی تالش وابسته اند.

 با رسیدن به کف دره کم کم شالیزارها و مزارع کشاورزی که عمدتا زیر کشت لوبیا هستند شروع می شوند. کمی پس از شروع جاده آسفالته به منطقه آق اولر وارد می شویم این منطقه از مناطق باستانی کشور است. کاخ سردار امجد که از حاکمان این منطقه بوده و همچنین چندین خانه قدیمی ازدیدنی های این منطقه است. با یافتن اولین بقالی با نوشیدن نوشابه خنک و همچنین خوردن بستنی از خستگی راه کم می کنیم. روستای بعدی مریان نام دارد که روستای بزرگی است. شاید تنها چیزی که نظر من را خیلی جلب کرد ویلا سازی های بی رویه در این منطقه بود. کاملا مشخص است که زمینهای بزرگ را به قطعات کوچک تقسیم کرده اند و یا در آن ساختمانی ساخته اند و یا پارچه نوشته ای نصب کرده اند که این زمین با فلان مشخصات به فروش می رسد. تا قهوه خانه مهمانسرای ایرانیان پیاده آمدیم و پس از نوشیدن چند چای از صاحب آنجا خواستیم تا برای ما وانت بگیرد تا خودمان را به شهر تالش برسانیم.

هر چند زمان نسبتا زیادی تلف شد ولی نهایتا با دو وانت ابتدا در روستای کیش دیبی توقف کردیم و نهار را صرف کردیم، سپس به تالش رسیدیم. مسیر پیاده روی امروز تا رسیدن به مریان با شیب مناسب و حدودا 9 کیلومتر بود که با توجه به زمان برنامه و استراحت کافی به راحتی طی شد. متاسفانه در این مسیر با توجه به تردد بیشتر، حجم زباله قابل توجهی در کنار جاده به چشم می خورد. در این برنامه حدودا 18 کیلومتر را پیمودیم. مسیر صعود حدود 300 متر و فرود حدود 1500 متر برآورد شد.

در برگشت از مسیر فومن وارد اتوبان رشت به قزوین شدیم که با توجه به ترافیک جاده ای ساعت 3 صبح به تهران رسیدیم.

نکات مهم:

  1. حتما از قبل برای رزرو وانت اقدام کنید مخصوصا اگر بیش از یک دستگاه وانت نیاز داشته باشید.
  2. در صورت مناسب بودن شرایط جوی و دید مناسب، نیازی به استفاده از GPS نیست و مسیر تقریبا مشخص است.
  3. استفاده از موبایل در طول مسیر به غیر از برخی مناطق که در عمق دره قرار دارند امکان پذیر است.
  4. در صورتی که این گزارش شما را برای سفر به تالش زیبا و به قول اعضا کانون، “تالش قشنگ” ترغیب کرده است، به یاد داشته باشید که در ازای لذت بردن از این طبیعت بی نظیر موظف هستید تا تمام اصول زیست محیطی را رعایت و دیگران را نسبت به انجام آنها تشویق کنید خصوصا افرادی که “تازه ورود” به طبیعت محسوب می شوند.
  5. سعی کنید برای زیبا ماندن این میراث طبیعی تا حد امکان زباله های ریخته شده را جمع آوری کنید و به سطلهای مخصوص زباله در مریان و ترجیحا  تالش منتقل کنید.
  6. با احترام به جوامع محلی برخورد کنید و در صورت امکان از آنها خرید کنید.
  7. مراقب سگهای گله باشید و هرگز بیش از اندازه به گله گوسفندان نزدیک نشوید. در صورت نیاز از چوپان گله کمک بگیرید و هرگز سعی نکنید تا با خشونت سگها را از خود دور کنید.
  8. در صورتی که هنوز زمان کافی در اختیار داشته باشید می توانید از ساحل ماسه ای و زیبای قروق که در 5 کیلومتری شهر تالش است، برای آبتنی و رفع خستگی استفاده کنید.

 

فاصله از مبدا (متر) فاصله از نقطه قبلی (متر) ارتفاع از سطح دریا (متر) مختصات نقطه ثبت شده
0 0 2370 N:37°51.850´

E:48°32.348´

آرپاچای
270 270 2382 N:37°51.753´

E:48°32.536´

شروع
1950 1680 2545 N:37°51.807´

E:48°33.440´

گردنه
3500 1550 2485 N:37°52.415´

E:48°34.105´

آغل. چشمه
4750 1250 2360 N:37°52.634´

E:48°34.552´

دره
9130 4380 1781 N:37°51.784´

E:48°36.293´

گلگلان
9750 620 1750 N:37°51.627´

E:48°36.419´

کمپ
14650 4900 1193 N:37°51.547´

E:48°38.089´

ابتدای جاده آسفالته
17900 3250 1097 N:37°51.251´

E:48°39.741´

مریان

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

af6872@gmail.com

www.kanoonirangardan.ir/

Share

نوشته آرپاچای به مریان،  پیمایشی در تالش زیبا اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%a2%d8%b1%d9%be%d8%a7%da%86%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d9%be%db%8c%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d9%84%d8%b4-%d8%b2%db%8c%d8%a8/feed/ 1
گزارش سفر پیاده روی زرین دشت به سیمین دشت شماره 9702 https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d9%be%db%8c%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c-%d8%b2%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b4%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%db%8c%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b4/ https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d9%be%db%8c%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c-%d8%b2%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b4%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%db%8c%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b4/#comments Wed, 20 Jun 2018 09:41:35 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=8360 گزارش سفر پیاده روی زرین دشت به سیمین دشت شماره ...

نوشته گزارش سفر پیاده روی زرین دشت به سیمین دشت شماره 9702 اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
گزارش سفر پیاده روی زرین دشت به سیمین دشت شماره 9702

 

هدف برنامه : پیاده روی روی ریل راه آهن تهران شمال از زرین دشت به سیمین دشت و بازدید از دریاچه آهنک

تاریخ : جمعه 1397/1/31

وسیله نقلیه : اتوبوس دربستی

تعداد : 33 نفر
هزینه تمام شده : 50 هزار تومان

گل بابونه وحشی در بهار

فصل بهار و جاذبه های آن همواره , زیباترین خاطرات هر انسان بر روی کره خاکی بوده و تغییرات ناگهانی و سریع آن، سرآغاز و مبدأیی است  برای نو شدن  و فرصتی برای اندیشیدن به آفریدگار و راهی است برای زدودن خستگی مسیر زندگی نه چندان طولانی و پُرپیچ و خم ما و چه بهانه ای بهتر تا با جمعی از دوستان اندکی دورتر و شاید نزدیک تر به یکی از شهرستانهای نزدیک تهران سفری بهاری و یک روزه داشته باشیم به همین منظور در تاریخ 97/1/31 در آخرین روز هفته و ماه فروردین 1397 ساعت 6 صبح با جمعی 33 نفری همسفران از محل پارک نوشین فلکه صادقیه به سوی بخش زرین دشت و سیمین دشت از توابع شهرستان فیروزکوه حرکت نمودیم و با تاخیر اندکی که به لحاظ دیر رسیدن اتوبوس اتفاق افتاده بود , همگی وارد جاده هراز شدیم البته نکته قابل ذکر اینکه برای سفر با خودروی شخصی استفاده از اتوبان جدید تهران پردیس و پرداخت عوارض بین راهی مسیر مناسب تری تا رسیدن به کمربندی بومهن می باشد چرا که مسیر اتوبان بدون وجود خودروهای سنگین نظیر کامیون و وانت و وسایل نقلیه مشابه می تواند مدت طول مسیر سفر را کمتر نماید ولی شاید به لحاظ تردد و زدن کارت ساعت رانندگان اتوبوس بهتره که از جاده قدیم استفاده نمایند که ما نیز همین کار رو انجام داده و بعد ازگذشتن از پل قدیمی جاجرود و رد شدن از کمر بندی بومهن در مسیر جاده فیروزکوه قرار گرفتیم و حدود 20 دقیقه بعد از سه راهی دانشگاه رودهن به سمت غرب حرکت کرده و  وارد بلوار اصلی شهر گیلاوند شدیم.

شکوفه درخت به منطقه سیمین دشت

  حدود ساعت 8:35  صبح در مسیر پیش رو و به لحاظ صرف صبحانه در یک رستوران بین راهی توقفی 30 دقیقه ای داشتیم که دوستان و همسفران همیشگی  با سوال آشنای … کیا عسلن… کیا…. املت…. سفارشات کره عسل و املت و نیمرو و پنیر و نان … را دادند و پس از صرف آن در مسیر جاده فیروزکوه که بصورت 2 باند مجزا می باشد ادامه مسیر داده، از مناطق به ترتیب مراء، آبسرد، آئینه ورزان، جابان، سربندان، سیدآباد و آرو گذشته قبل از دور برگردان امین آباد سمت جنوب جاده اصلی تابلوی زرین دشت را مشاهده نمودیم که اگر محاسبه صحیحی داشته باشیم از محل آغازین حرکت تا ابتدای جاده فرعی زرین دشت  که در سمت راست جاده (جنوب جاده) فیروزکوه قراردارد به مختصات (  35.67676 , 52.57245) نقشه در گوگل، حدود 120 کیلومتر مسافت طی شده که با متوسط سرعت وسیله نقلیه مورد استفاده بین 2 الی 2.30 ساعت زمان نیاز می باشد .

نقشه راه های فیروزکوه

 شاید نیاز به توضیحی مختصر باشد که چرا همواره فیروزکوه را یکی از شهرهای مهم با پیشینه بسیار و قدیمی می شمارند که به دلیل قرارداشتن تپه‌های باستانی زیاد در این شهرستان کهن می باشد. نام قدیمی فیروزکوه دیمه بوده است که به معنی (طبیعت خودرو) است. این شهرستان از شمال و شرق به استان مازندران، از جنوب و جنوب شرقی به استان سمنان و کلان شهر سمنان و از غرب به شهرستان دماوند محدود می‌گردد. فیروزکوه به لحاظ عبور خط راه آهن از رشد اقتصادی و کاری خوبی بهره مند شده و در حد فاصل تهران و قائم شهر قرارگرفته و به همین لحاظ گویش مردم آن طبری (مازندرانی) می باشد.

خط راه آهن منطقه زرین دشت فیروزکوه

شهرستان فیروزکوه بدلیل موقعیت خاص همواره مورد توجه اقوام و گروههای انسانی بوده، به همین جهت شاهد آثار زیادی در نقاط مختلف آن هستیم که از آن جمله می‌توان به  ۲۸ قلعه، یک خانه تاریخی، ۷ گورستان و زیارتگاه، ۱۸ محوطه باستانی تاریخی و اسلامی، ۳ غار و دژ طبیعی، ۲ پل تاریخی، یک مسجد تاریخی، ۸ کاروانسرا، ۱۸ برج آرامگاهی و … اشاره کرد.

قطار درحال حرکت درمنطقه زرین دشت

منظره ای از کوه های صخره های منطقه زرین دشت

 فیروزکوه شهری قدیمی است که برخی آن را با حوادث مرتبط با دماوند هم چون افسانه فریدون و ضحاک مرتبط می‌دانند. یکی از نوشته‌های معتبر درباره تاریخ این شهر به نوشته محمدبن جریر طبری (۳۱۰-۲۲۶ ه.ق) در کتاب «تاریخ الرسل و الملوک» باز می‌گردد. در این نوشته طبری می‌نویسد: «فیروز پسر یزدگرد، پسر بهرام بود و پادشاهی وی پس از آن بود که برادر و سه تن از خاندان خویش را کشت. گویند در ملک وی هفت سال پیاپی قحطی شد و در آن دوران سخت، رعیت را چنان راه برد که هیچ کس از گرسنگی نمرد مگر یکی و او به خداوند نالید که رحمت خویش از او و رعیت او دریغ ندارد و باران ببارد و خدای اجابت کرد ولایت مانند پیش پرآب شد و درختان جان گرفت. فیروز بگفت تا به ری شهری بسازند و آن را فیروز نام کرد و مابین گرگان و دربند نیز شهری بساختند و آن را فیروز نام کردند و…» شهر فیروزکوه همان شهری است که طبری احداث آن را به فیروز ساسانی در ری نسبت داده‌ است.

آسمان و منظره کوههای دیوار مانند زرین دشت فیروزکوه

این شهرستان با ۲۲۶۱ کیلومتر مربع مساحت، در حدود ۱۲ درصد از مساحت کل استان تهران را به خود اختصاص داده‌ است و بدین لحاظ مقام چهارم را در بین شهرستان‌های استان داراست. شهرستان فیروزکوه، طبق آخرین تقسیمات کشوری تا پایان سال ۱۳۷۹، دارای دو بخش ( مرکزی و ارجمند ) ۵ دهستان و ۱۰۹ آبادی بوده که از این تعداد ، ۷۱ آبادی ( ۶۵/۱٪ ) دارای سکنه و بقیه خالی از سکنه می‌باشند. همچنین در سال ۱۳۸۵ بر اساس آخرین تقسیمات کشوری منطقه ارجمند به منطقه شهری تبدیل شده‌ است و در حال حاضر این شهرستان ۲ نقطه شهری دارد ۱- شهر فیروزکوه ۲- شهر ارجمند بخش مرکزی شهرستان فیروزکوه با ۷۷ درصد سهم از کل این شهرستان، مقام نخست را از نظر مساحت داراست. بخش مرکزی، مناطق مرکزی و شرق شهرستان فیروزکوه شامل دهستان پشتکوه، دهستان شهرآباد، دهستان حبلرود و شهر فیروزکوه را در برمی گیرد و بخش ارجمند نیز ۲۳ درصد از مساحت کل شهرستان فیروزکوه را به خود اختصاص داده و مناطق جنوبی و غربی شهرستان شامل دهستان قزقانچای، دهستان دوبلوک و شهرارجمند را در برمی‌گیرد.

باغات منطقه زرین دشت

منظره کوههای دیوار مانند زرین دشت فیروزکوه

 ساکنین اصلی فیروزکوه از شاخه‌های ۱۶ گانه قوم آریایی می‌باشند. علاوه بر آن اقوامی از کردان ایل پازوکی از حوالی ارومیه حدود چهارصد سال قبل در زمان صفویه تبعید شده‌اند و برخی از افراد ایل اصانلوی گرمسار و تیره‌های غندالی الیکایی و شاه حسینی الیکایی و کردها در این شهرستان سکنی گزیده‌اند. فیروزکوه از دیرباز ییلاق عشایر الیکایی بوده‌ است. فیروزکوه دانشمندان و مشاهیر بسیاری داشته است که می توان از بین آن ها به علامه ملا عبدالرسول فیروزکوهی (که آخوند خراسانی از رهبران مشروطه مدتی در تهران هم حجره ای وی بوده است)، شیخ الملک اورنگ، علی عبدالرسولی از شاگردان ادیب پیشاوری، شیخ علی بابا فیروزکوهی (از دوستان آیت الله بروجردی و از نوینسدگان قانون مدنی ایران و پدر زن سید کاظم عصار) و شاعر اهل سیمین دشت امیری فیروزکوهی و…اشاره کرد.

منظره باغ درختان گردو زرین دشت فیروزکوه

بر اساس اطلاعات سرشماری در سال ۱۳۸۵ جمعیت شهرستان فیروزکوه ۳۹۲۸۴ نفر بوده‌ است که ۱۵۱۲۴ نفر ( ۳۸/۵٪ )ساکن مناطق روستایی و۲۴۱۶۰ نفر( ۶۱/۵٪ ) ساکن منطقه شهری بوده‌اند کودکان زیر یکسال ۱/۲٪ از جمعیت شهرستان را به خود اختصاص داده اند و زنان ۱۰ تا ۴۹ ساله ۱۷٪ از جمعیت را از آن خود نموده اند همچنین سالمندان ۱۵٪ از جمعیت را تشکیل می‌دهند که ۷۱٪ از جمعیت سالمند این شهرستان در روستاها بسر می‌برند. تعداد مدارس شهرستان در کلیه مقاطع ۷۰ مدرسه می‌باشد که دانش آموزان مشغول به تحصیل حدود ۱۹٪ جمعیت را به خود اختصاص داده‌ است. اساس محور اقتصادی شهرستان فعالیتهای باغداری و دامپروری می‌باشد. فیروزکوه با داشتن ۵۹۲۲۰ هکتار اراضی زیر کشت ۱/۲۱% از اراضی زیر کشت استان را دارا بوده‌ و از این میزان اراضی ۸۱٪ به کشت محصولات سالانه و ۱۹٪ مابقی به تولیدات محصولات باغی اختصاص داشته‌ است، که از این میان گندم و جو بعنوان مهمترین محصولات کشاورزی و سیب، قیسی و گردو نیز از مهمترین محصولات باغی این شهرستان بحساب می‌آید .

درخت گیلاس زرین دشت

درخت آلوی قروز منطقه زرین دشت

منظره مزارع و باغهای کشاورزی منطقه زرین دشت

درختچه مو (انگور) منطقه زرین دشت

در بخش دامپروری علی رغم وجود استعدادهای بالقوه فراوان شهرستان تا بحال قادر به استفاده بهینه از این موهبت خدادادی نبوده‌ است بخش دامپروری شهرستان تنها توان تولید ۱۵۳۰۰ تن شیر یعنی دو درصد شیر تولیدی استان و ۹۴۸۰۰ تن کود ( ۴/۷٪ تولید استان) را داشته‌ است در بخش صنعت و معدن از وضعیت مناسبتری برخوردار می‌باشد وجود معادن شن و ماسه، سنگهای لاشه ساختمانی، آهک سیلیس و کائولن و کارخانه سیمان و شهرک صنعتی در این منطقه باعث رونق اقتصادی در این بخش گردیده‌ است .

از جاده فیروزکوه به سمت زرین دشت  در حدود 20 دقیقه مسیر جاده (با اتومبیل) به طول 20 کیلومتر مسافت می باشد که ابتدا از روستای انزها Anzeha  و بعد آتشان Atashan که بین روستای انزها و آتشان کوهی با رنگ خاک قرمز مشاهده می شود که از جاذبه های زیبای طبیعت منطقه می باشد و بعد از آن از مزداران Mozdaran عبور کرده که مزداران نام یکی از روستاهای باستانی قبل از اسلام تابعه فیروزکوه می باشد مزداران در لغت از دو بخش مستقل مزدا و پسوند ران تشکیل شده است . واژه مزدا خود از دو بخش مز به معنی بزرگ و دا به معنی دانا و دانشمند است پس مزدا به معنی دانش بزرگ می باشد. اما پسوند ران به معنی مکان و آبادی و جایگاه می باشد. نتیجه اینکه مزداران به معنی جای و مکان دانایان بزرگ است. تائید این ادعا بناها و قلعه های بر جای مانده از عهد باستان می باشد که هنوز پابرجا و استوار است، مانند: باقیمانده از بنای معروف به حمام که از دو بنای مجزا تشکیل شده است ولی با توجه به شکل ظاهری باقیمانده استودان بوده که در عهد باستان اهالی در گذشتگان (مردگان) خود را در آنجا می گذاشتند. نمونه دیگر محل فعلی امامزادگان عبدالله و یحیی است که در قسمت غربی آن معبدی بود که اهالی روستا در آن عبادت می کردند .

قطار تهران – فیروزکوه به سمت شمال در حال حرکت منطقه زرین دشت

و بلاخره بعد از همه توضیحات می رسیم به ایستگاه راه آهن زرین دشت که در دل روستای زرین دشت  واقع شده و روزانه در مسیر گذر قطارهای باری و مسافری می باشد و همانطور که میدانید روستای زرین دشت یکی از مناطق سرسبز و خوش آب و هوا واقع از توابع شهرستان فیروزکوه می‌باشد این روستا در دشت‌های میانکوهی البرز به مدد آب رودخانه حبله خنکی خاصی را به این منطقه عطا نموده است.

دشت‌های میانکوهی البرز زرین دشت سیمین دشت فیروزکوه

کوه‌های سر به فلک کشیده مانند حصاری منطقه را احاطه کرده اند که زمستانی سرد و تابستانی خنک را بسازند و قلل مرتفعی مثل میشینه مرگ لزور (۴۰۷۶ متر) همچون دیواری آن را از مناطق شمالی کشور جدا می‌کند که در بین این قلل سرشاخه‌های رودخانه حبله رود جاری است.

رودخانه حبله رود منطقه زرین دشت

رودخانه حبله رود منطقه سیمین دشت

سایر کوه های منطقه که در شهرستان فیروزکوه قرار می گیرند عبارتند از کوه پل در (۲۶۸۹) در شرق فیروزکوه، کوه نواس(۲۸۲۹) در جنوب شرق فیروزکوه، کوه تپه مراد (۳۲۱۹) در شمال غربی فیروزکوه که سیمین دشت را در همین کوه ها در برگرفته و دشتی سرسبز و زیبا بوجود آورده اند. لازم به ذکر است که میانگین بارش سالانه حدود ۶۰۰ میلی‌متر نیز سبب سرسبزی مناطق و ارتفاعات می‌شود ولی جاری شدن مهمترین رودخانه در سطح شهرستان به نام حبله رود که سرشاخه اصلی آن عبارتند از: گورسفید، نمرود، دلیچای، ساواشی، هویر، قزقانچای، مهمترین عامل این سرسبزی به شمار رفته و لازم به توضیح است متوسط آبدهی این رودخانه در محل ایستگاه سیمین دشت ۶/۲ متر مکعب در ثانیه‌ است که حجم کل جریان به ۱۹۷/۹ میلیون متر مکعب در سال می‌رسد. علیرغم وجود منابع غنی از جمله ۹۴۶۶۸/۸ هزار متر مکعب تخلیه سالانه چشمه سارها در شهرستان فیروزکوه (۲۵/۴٪ استان) متأسفانه به دلیل عدم وجود تأسیسات مهار آب و روشهای علمی انتقال و مصرف آب در بخش کشاورزی، استفاده بهینه از این منابع به عمل نمی‌آید و بخش زیادی از آن به خصوص در فصول پاییز و زمستان هرز می‌رود. حبله رود از شعبات متعدد شور و شیرین تشکیل یافته‌ است. این رودخانه دشت گرمسار را مشروب نموده و پس از آن وارد دشت کویر می‌شود که در سالهای اخیر با بروز گرمای هوا و عدم بارش نسبتاً کم آب شده ولی هنوز با استقامت پابرجاست و محیط منحصر به فردی به وجود آورده که به دلیل موقعیت جغرافیایی مناسب و آب و هوای مساعد، و همچنین وجود رودخانه‌ها و منابع آب شیرین باعث رواج  باغداری در زرین دشت شده است و از محصولات کشاورزی می‌توان به گندم، جو، بنشن، تره بار، زرد آلو، سیب، گیلاس، گلابی، گردو، انگور و آلبالو اشاره کرده و البته که عطر علفهای سبز رنگ و گلهای ریز نقش زرد بابونه وحشی لابلای آنها و صدای پرندگان آشیان کرده بر درختان و بوی برگ درختان گردوی کهنسال و کنده های گردوی نیم سوز باغبانها فضای منطقه را پر کرده است و صدای سوت قطار همانند پشه های بسیار زیاد معلق در هوا توجه همه را به خود معطوف نموده است.

تنه درخت گردوی کهنسال در باغ گردو

در منطقه زرین دشت روستای دهگردان Deh Gardan با مختصات( 35.56092, 52.59387 ) تابلوی اخطار منطقه حفاظت شده دیده می شود که ساعت حدود 11 همسفران ما در واقع از طریق پلی که به سمت ریل راه آهن قرار داشت در مرز این منطقه حفاظت شده و شکار ممنوع به نام کاودره (گاو دره) Gav Darreh قرار گرفتند و به سمت سیمین دشت به مجاورت راه آهن از شرق به غرب حرکت نمودند .

تابلوی ورودی به دهگردان

توضیح اینکه  این منطقه  که به دلیل شرایط توپوگرافی و آب و هوایی یکی از مناطق بکر استان است و از زیستگاههای مهم حیات وحش و شکارگاه های استان تهران به شمار می‌آید، از سال ۱۳۷۰ بعنوان منطقه شکار ممنوع و معرفی شده است و انواع وحوش و مناطق طبیعی، چراگاهها و چمنزارهای وسیع از توانمندی‌های ویژه آن می باشد. منطقه شکار ممنوعه کاوه ده با ۱۷۴۰۰۰ هکتار وسعت دارای پوشش گیاهی متنوع و غنی است که انواع وحوش و از جمله قوچ و میش، کل و بز، آهو و گراز، پلنگ، روباه، خرس، خرگوش، انواع پرندگان و خزندگان را در خود جای داده‌ است که بصورت گله‌های بزرگ در منطقه زندگی می‌کنند.

تابلوی هشدار منطقه حفاظت محیط زیست 

نقشه مناطق تحت حفاظت محیط زیست استان تهران

تابلوی ورودی به یکی از محلات امین آباد اسناوند زرین دشت

پوشش گیاهی عمده آن شامل گونه‌های گیاهی درمنه، گون، علف شور، بابونه، فرفیون(شیرسگ)، چچم، پنجه مرغی، پوآ، کاسنی، آویشن، کما،  کلاه میرحسن، گل گاوزبان، زرشک، بومادران، گل گندم، جگن، شیرین بیان، شبدر، جو وحشی، زنبق صحرایی، بارهنگ، ترشک، شیرخشت، گلپر، گز، قیچ، بنه (پسته وحشی یا چاتلانقوش) و ارس (سرو کوهی)، پسته وحشی، بادام وحشی، بید، گردو، زرشک، باریجه، آویشن، شقایق، کاکوتی، گلپر، آتریپلکس، زنبق وحشی و انواع گندمیان است.

کوچه باغی درختان سپیدار منطقه زرین دشت

گونه‌های غالب جانوری این زیستگاه نیز عبارتند از: قوچ و میش، کل و بز، آهو، پلنگ، گرگ، روباه، شغال، کاراکال، گربه وحشی، خوک وحشی (گراز)، خرس قهوه ای، جوجه تیغی و از پرندگان کبک دری، کبک، تیهو، پرندگان شکاری عقاب طلایی، شاهین، دلیجه، بالابان، سارگپه، جغد، تیهور، دال و از خزندگان افعی البرزی، افعی دماوندی، افعی شاخدار، گرزه مار، افعی اره‌ای، لاک پشت مهمیزدار، بزمچه و آگاما را نام برد که در محدوده‌های شکار ممنوع و پناهگاه حیات وحش داخل آن اقدامات حمایتی به عمل می‌آید، تا مجموعه حیات وحش با توجه به حداقل فضای مناسب، برای فراهم شدن امکانات زیستی و زاد و ولد طبیعی بتوانند در این مناطق از خطرات انسانی و غیرطبیعی در امان باشند. وضعیت آب و هوایی در قسمت های شمالی دارای بارش بیشتر و آب و هوای سردتر و در قسمت های جنوبی از گرما و خشکی بیشتری برخوردار است که  از تنوع منحصر به فردی برخوردار می باشد.

مسیرپیاده روی گروه ما از روستای زرین دشت تا منطقه سیمین دشت در حدود 12 کیلومتر مسافت بین 2 روستا تقریباً در حدود 2.30 ساعت به طول انجامید که در بین راه برای تازه کردن نفس و خوردن تنقلات دوستان توقف کوتاهی نمودند و تعدادی نیز به عکاسی مشغول شدند و تا جا داشت از اکسیژن محیط و زیبایی های فوق العاده طبیعت منطقه در کنار ریل راه آهن استفاده کردند و لحظات خوشی را رقم زدند و پس از 15 دقیقه استراحت تا سیمین دشت به مسیر خود ادامه دادند .

محل استراحت حد فاصل زرین دشت تا سیمین دشت در کنار باغها و خط راه آهن فیروزکوه

زیرگذر و آبراه جهت  راه آهن در منطقه زرین دشت

منظره باغهای زرین دشت  از دالان مجاور در  داخل تونل قطار

در طول مسیر قطار کوچکی به کنترل مسیر مشغول بود و من رو یاد سوزن بان های قطار انداخت که اگر بدانید معنی سوزن بان یا Railroad switch در واقع کسی است که سوزن ریل که یک وسیله مکانیکی است و به ماشین‌های ریلی امکان تغییر از یک مسیر به مسیر دیگر را در تقاطع‌ها فراهم می‌سازد را تغییر می دهد، گفته می شود و معنی سوزن واژه ای فارسی بوده که از دو واژه سو و زن تشکیل شده که به معنای وسیله ایست که سو و جهت را تعیین و مشخص می کند و به کسی که سوزن راه‌آهن را نگهبانی می‌کند و مسئول قطع و وصل ریل‌ها در هنگام عبور قطارها می باشد در واقع سوزن‌بان می‌گویند.

عکس پانوراما از خط راه آهن و مناظر باغات زرین دشت و سیمین دشت

ترنهای دیزلی کوچک که سوزن بان ها و کنترل کنندگان مسیر در طول مسیر با آن تردد می کنند

تونل خط راه آهن حد فاصل سیمین دشت و زرین دشت

در نزدیکی روستای سیمین دشت در روبروی رشته کوههای سر به فلک کشیده در کنار سایه درختان سرسبز و ریل راه آهن و با مهمان نوازی پشه های بلا تکلیف….. سر انجام زیر اندازها گسترده شد و ناهار و خوراکی های مهیا شده به تن خسته همسفران قوت تازه ای بخشید.

منظره

محل صرف ناهار در نزدیکی سیمین دشت

پس از صرف ناهار و استراحت همگی به مسیر خود ادامه داده و از روی پل آجری که گویا به نقل یکی از چوپان بومی منطقه در زمان رضا شاه و هنگام ساخت راه آهن احداث شده بود عبور کردیم، قابل توجه اینکه بروی گاردهای آهنی قدیمی کنار خط راه آهن و با خط برجسته حک شده ای به تاریخ 1935 میلادی دیده می شد که با تحقیقی که صورت گرفت، گویا که شرکت فولاد سازنده آن در لوکزامبورگ قرارداشته و به نظر جالب بود که در آن زمان تأمین کننده آهن آلات مربوط به راه آهن در ایران بوده است. (لوکزامبورگ در اروپا واقع شده و با آلمان فرانسه و بلژیک مرز مشترک دارد ).

محل عبور قطار از روی پل قدیمی

گارد آهنی کنار خط راه آهن فیروزکوه و نقش تاریخ 1935 ساخت  شرکت بلوال BELVAL  

پس از رسیدن به مجاورت جاده آسفالت بین زرین دشت و سیمین دشت که از شرق به غرب ادامه و به داخل روستای سیمین دشت وارد می شد و به لحاظ فرصت اندک باقیمانده همگی سوار بر اتوبوس آقا اسماعیل شدیم که در فاصله زمان پیاده روی ما به آنجا آمده و در انتظار ما بود و در نهایت به روستای سیمین دشت رسیدیم تا در اندک زمان باقیمانده از دریاچه آهنگ (Ahanak (Ahanag Lake– که در 5.5 کیلومتری جنوب روستای سیمین دشت قرار داشت نیز بازدید داشته باشیم. به همین دلیل در سیمین دشت هماهنگی بین لیدر سفر و راننده تراکتوری که در آنجا قرار داشت انجام پذیرفت تا به دلیل نزدیکی غروب و فرا رسیدن شب زودتر به محل دریاچه برسیم ولی به دلیل دوری راه و مسیر بسیار باریک و خطرناک و خاکی و تعداد زیادتر از گنجایش یدک کش تراکتور به ناچار 2 گروه شدیم و گروه اول با تراکتور به مسیر دریاچه رفتند. گروه دوم پیاده به دنبال آنها به راه افتادند و تا قسمت ورودی روستا در قسمت جنوب غربی که در واقع جاده ای است که از سمت گرمسار وارد سیمین دشت می شود به مسیر ادامه دادیم و بعد از عبور از زیرگذر جنب تابلوی ورودی سیمین دشت که در آن نهری با  آب زلال و فراوان وجود داشت به قسمت ابتدایی جاده کوهستانی دریاچه رسیدیم و منتظر ماندیم تا تراکتور در بازگشت ما را نیز به آنجا ببرد.

تابلوی ورودی روستای سیمین دشت

 این انتظار نزدیک به 1 ساعت به طول انجامید و مردم بومی و محلی مسافت بین محل استقرار ما تا دریاچه را 2 ساعت پیاده و با عبور از کوه اعلام می کردند که این به لحاظ خستگی ناشی از پیاده روی 12 کیلومتری اخیر واقعاً میسر نبود.

تابلوی زیر گذر سمت دریاچه 

نهر آب ابتدای زیر گذر

زیر گذر به سمت دریاچه آهنگ

فسیل های حک شده بروی سنگهای زیر گذر

شکوفه درختان بِه باغات سیمین دشت فیروزکوه

 در محل توقف ما گلخانه های بزرگ برای پرورش گل رز وجود داشت که مشخص می کرد که اشتغالزایی خوبی را ایجاد نموده است.

مزرعه گل رز هلندی شاخه بلند منطقه سیمین دشت

در نهایت بعد از گذشت ساعتی انتظار، تراکتور فرگوسن قرمز زنگ با تریلر پشت آن و به رانندگی حسین آقا به محل استقرار ما رسید و گروه دوم سوار بر یدک کش تراکتور به راه افتادند و هر چه تراکتور بالاتر می رفت خطر سقوط از کنار جاده که فقط یک خودرو می توانست از آن عبور کند بیشتر و بیشتر می شد تا جایی که صخره های تراشیده شده کوه به قدری نزدیک سر نفرات نشسته بر گلگیر تراکتور شده بود که بسیارهیجان انگیز بود و جالب تر اینکه راننده تراکتور با خونسردی کامل همگی را به این تشویق می کرد که از نمای کوه انار کندو که حاصل فرسایش بوده و مناظره ای بسیار بدیع و چشم نواز در سیمین دشت ایجاد کرده به همراه آسمان نزدیک به غروب لذت ببرند و این باعث شد که گپ و گفت مختصری با او بزنم البته این صحبت باعث شد که او از سرعت خود کم و به دقت پاسخ سوالات من را بدهد.

 درواقع حمل مسافران و بازدیدکنندگان شغل دوم او بود که در زمان خشکسالی و نبود کشت و کار در باغات انار و مزارع، مسافران همچون ما را به دیدار دریاچه آهنگ می برد و تفریح و کار را به هم متصل می کرد همانطور که یدک کش لغزان تراکتور را به تراکتورش متصل کرده بود .

مسیردریاچه آهنگ از جاده اصلی فیروزکوه

منظره عکس برداری شده از روی تراکتور و روبروی کوه انار کندو

بعد از حدود نیم ساعت طول مسیر پر پیچ و خم و خاکی در دل کوه، در نهایت به بالای کوه رسیدیم که در میانه راه ویرانه هایی از خانه ها و محل نگهداری دام و درختانی پوسیده به چشم می خورد که نوید زندگی و آبادی در گذشته های نه چندان دور در نزدیکی سیمین دشت را می داد. و در نهایت نمایان شدن دریاچه های آهنگ در این بیابان خشک که در زمان بازدید ما 2 دریاچه تشکیل شده بود بسیار زیبا و شگفت آور بود.

عکس پانوراما از 2 دریاچه آهنگ در کنار یکدیگر

قایق سواری افراد بروی دریاچه بزرگ تر

علت تجمع و تشکیل دریاچه در واقع  وجود چشمه های جوشان در زیر دریاچه و نزولات آسمانی و ذوب برف های ارتفاعات می باشد که باعث ایجاد چنین منظره زیبایی شده است. در آب دریاچه تعدادی ماهی کوچک خاکستری رنگ و قورباغه به چشم می خورد که ماهی ها به نظر شبیه ماهی های گونه کپور می باشد.

 

دریاچه بزرگ

دریاچه کوچک

دریاچه کوچک

نیزارهای اطراف این ۲ دریاچه چهره زیبایی به آنها بخشیده که تا ارتفاع حدود 3 متر دور تا دور آنها روئیده است و به نقل از وبلاگ سیمین دشت عمق دریاچه بزرگتر ۱۲ تا ۳۲ متر و عمق دریاچه کوچکتر در کنار آن به ۸  متر می رسد آب دریاچه به خاطر وجود رسوبات و مواد معدنی خاص و شاید گوگرد که در سنگهای اطراف به چشم می خورد تلخ است و بنا به صحبت با یکی از همسفران گویا برای غواصی حرفه ای جای مناسبی باشد ولی به هیچ عنوان توصیه نمی شود که در آب دریاچه شیرجه زده و شنا نمایید چرا که کف دریاچه از بستر نرم شنی ماسه ای با پوشش ریشه های نی زار و علفهای روییده در بستر پوشیده شده و امکان گیر کردن درآن بسیار زیاد است .

عکسهای بستر دریاچه آهنگ

 

مناظری از دریاچه کوچکتر آهنگ

دریاچه کوچک اهنگ

با غروب خورشید و نزدیک شدن شب، زمان بازگشت همسفران نیز نزدیک تر شد و در ساعت حدود 6 بعد از ظهر زمان بازگشت به سیمین دشت مسیر پرپیچ و خم جاده خاکی دریاچه به روستا بدون چراغ بسیار خطرناک بود و چون همسفران قصد شب ماندن در کنار دریاچه را نداشتند زودتر آماده و سوار تریلر تراکتور شدند و راننده با تاریک شدن مسیر چراغهای تراکتور را روشن نمود تا از نگرانی همسفران کاهش پیدا کند و در ساعت 7 بعد از ظهر همگی به سلامت و خوشحال از بازدید یکروزه مناظر شهرستان فیروزکوه و منطقه های زرین دشت و سیمین دشت و دریاچه آهنگ سوار بر اتوبوس آقا اسماعیل به سمت تهران حرکت نمودیم و حدود ساعت 11 شب به محل میدان صادقیه رسیدیم.

در بادیه عشق تو کردم سفری
تا بو که بیایم ز وصالت خبری
در هر منزل که می‌نهادم قدمی
افکنده تنی دیدم و افتاده سری
مولانا

تهیه : شاهین ایروانی

1397/1/31 گزارش سفر زرین دشت و سیمین دشت و دریاچه آهنگ

کانون گردشگران جوان ایران 9702#

shahinairavani@gmail.com

 

Share

نوشته گزارش سفر پیاده روی زرین دشت به سیمین دشت شماره 9702 اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d9%be%db%8c%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c-%d8%b2%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b4%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%db%8c%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b4/feed/ 10
گزارش سفر نوروز 97 استان ایلام 9701 https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2-97-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d9%84%d8%a7%d9%85-9701/ https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2-97-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d9%84%d8%a7%d9%85-9701/#comments Tue, 19 Jun 2018 09:10:20 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=8343 سفرنامه استان ایلام   جغرافیای طبیعی و اقلیم استان ایلام ...

نوشته گزارش سفر نوروز 97 استان ایلام 9701 اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
سفرنامه استان ایلام

 

جغرافیای طبیعی و اقلیم استان ایلام

استان ایلام یکی از استانهای غربی کشور است که ۲۰٬۱۵۰ کیلومتر مربع مساحت دارد آب و هوای استان نیمه مرطوب است. بیش از هفتاد درصد استان کوهستانی است. در ایلام رشته کوه‌های زاگرس از شمال غربی به جنوب شرقی امتداد یافته‌اند. ناهمواری‌های استان در قسمت‌های شمال و شمال شرقی با دامنه‌های پرشیب و مرتفع و دشت‌های میانکوهی کم‌وسعت دیده می‌شود و در قسمت‌های جنوب و جنوب غربی به صورت دشت‌های باز و پهناور است. چین‌خوردگی‌های استان، موازی، منظم و جنس آن‌ها رسوبی و بیشتر از نوع آهک و گچ است. در شمال و شمال شرق استان می‌توان از کوه‌ هایی مانشت، سیوان، قلارنگ و کوه قلاجه، لنه و چرمین را نام برد.

 شمال استان ایلام بیشتر کرد نشین و جنوب آن لر و لک و منطقه دشت عباس بیشتر عرب نشین هستند.

 سفربه استان ایلام

به همراه اعضای کانون گردشگران جوان ایران در تاریخ 97/1/6  حدودا ساعت 22:30 دقیقه به سمت استان ایلام راه افتادیم. انتخاب مسیر ما برای رسیدن به استان ایلام، استانهای تهران، قم، اراک، لرستان بود. با توجه به توقف هایی که سر راه داشتیم حدودا 5 صبح به­خرم آباد رسیدیم و از طریق جاده خرم آباد به اندیمشک به دیدن پل تاریخی کلهر رفتیم، این پل واقع در ورودی شمالی شهرمعمولان از توابع شهرستان پلدختر  است و ظاهرا مربوط به دوره هخامنشیان است که در قرن چهارم هجری قمری بازسازی شده است. در ادامه راه،  حدودا ساعت 8 صبح برای بازدید از آبشار آفرینه به روستای آفرینه در بخش معمولان شهرستان پلدختر رسیدیم. این آبشار عریض و پر آب است و ارتفاع بلندی هم ندارد که سرچشمه آن در ۳۸ کیلومتری جنوب خرم آباد قرار دارد و از تلاقی رودهای چشمک و افرینه تشکیل می‌شود.

آبشار آفرینه

حدود 45 دقیقه در این مکان توقف داشتیم و سپس به سمت پل دختر به راه افتادیم که در اطراف  شهر پل دختر برای صرف صبحانه توقف داشتیم و در آنجا دوستان دیگری به ما پیوستند بعد از صرف صبحانه، حدودا یک ساعت دیگر به راه خود در جاده خرم آباد به اندیمشک ادامه دادیم تا به شهرستان پل دختر رسیدیم. پل معروف پل‌دختر از آثارمتعلق به دوره ساسانیان است و برخی آن را  منتسب به نام ایزد بانو آناهیتا می‌دانند. این پل در ورودی شهر پل دختر در جنوب استان لرستان قرار دارد و بنای آن در قرن چهارم هجری قمری مورد مرمت قرار گرفته‌است اما هم‌اکنون تنها یک دهانه از طاق‌های آن برجا مانده و جاده شماره ۳۷ از زیر آن عبور می‌کند.
ارتفاع تنها طاق برجای مانده پل ۱۸ متر از سطح آسفالت جاده و ۳۰ متر از آب رودخانه و عرض آن ۱۱،۳۰ متر است. جهت پل شرقی، غربی و طول آن ۲۷۰ متر است. بعد از بازدید از پل زیبای پل دختر، حدودا ساعت 12 ظهر به محوطه سر سبز بابا خوارزم رسیدیم. محوطه تاریخی بابا خوارزم مربوط به سده های میانه دوران های تاریخی پس از اسلام است. این محوطه در 20 کیاومتری شهرستان پل دختر بخش مرکزی، دهستان جایدر، ۵۰۰ متری غرب روستای بابا خوارزم سفلی واقع شده است. این مکان  ما توقفی کوتاه در این ناحیه داشتیم و از یکی از تپه های آن بالا رفتیم تا زیبایی دشت سر سبز خوارزم را بهتر مشاهده کنیم. این اثر در تاریخ ۲۸ اسفند ۱۳۸۵ با شماره ثبت ۱۸۴۴۹ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

از منطقه بابا خوارزم به سمت پل گاومیشان حرکت کردیم. ساعت 12:35 به پل گاومیشان رسیدیم. این پل در مرز دو استان لرستان و ایلام قرار دارد و حدودا فاصله ۳۰ کیلومتری تا دره شهر دارد. پل گاومیشان از مشهورترین پل های تاریخی غرب ایران است که مربوط به دوران ساسانیان است، که بر روی رودخانه سیمره قرار گرفته که طول آن۱۷۵ متر ، ارتفاع ۲۴ متر است و شش چشمه طاق دارد. بعد از یک ساعت توقف برای بازدید از پل و دیدن منطقه، ساعت 13:25  به سمت دره شهر و تنگه بهرام چوبین حرکت کردیم.

منطقه باستانی بابا خوارزم

پل گاومیشان

 تنگ بهرام چوبین تنگه‌ای کم عرض و مرتفع در دامنه کبیرکوه و در مجاورت روستای ارمو در ضلع غربی مسیر جاده دره شهرپلدختر از توابع شهرستان دره‌شهر است. دراین تنگه آثاری از دیوار و دژهای نظامی منسوب به بهرام چوبین از ژنرال‌های دوره ساسانی، باقی‌مانده، که گفته می شود مکانی برای پناه گرفتن بهرام چوبین در زمان شورش علیه خسروپرویز بوده است.  بعد از حدود ده دقیقه پیاده روی در این تنگه زیبا  در امتداد راه به سمت غار، به مکانی می رسیم که پر از سنگهای بزرگی است که عملا راه رسیدن به غار را عملا غیر ممکن و یا بسیار سخت می کند. این منطقه برای استراحت یکی دو ساعته بسیار مناسب است و چون ما حوالی ظهر به این منطقه رسیده بودیم برای صرف ناهار و همچنین رفع خستگی حدودا دو ساعت استراحت کردیم. علاوه بر این قبل از رسیدن به این تنگه  چندین سیاه چادر هست که میشه برای ناهار به آنجا رفت.( البته توجه کنید که ما در نوروز در منطقه بودیم)

برای پایان روز اول، به دیدن قلعه و دره شیخ مکان در فاصله ۶ کیلومتری جنوب شرقی دره شهر رفتیم. قلعه شیخ مکان در طول زمان تخریب شده است و از آن تنها یک دیواره و چند پله باقی مانده است. طبیعت دنج و زیبای منطقه که رود کم آبی نیز از آن می گذشت، فضای مناسبی برای استراحت و رفع خستگی بود. بعد از استراحتی یکی دوساعته در پایان روز اول به اقامتگاهی در روستای گرز لنگر رفتیم. گرز لنگر روستایی از توابع بخش ماژین شهرستان دره شهراست که راه دسترسی به روستای گرزلنگر از طریق جاده ارتباطی دره شهر به پلدختر، جاده فرعی گاومیشان، مرادآباد، مهتابی وسپس گرزلنگر است. که جاده آن زیبا و آسفالت است ولی قسمتهایی از جاده گردنه های مرتفع و پر شیب و بسیار پرپیچ و خم دارد. ساکنین این روستا، تیره ای از طایقه زینی وند هستند و به لهجه لری صحبت می کنند. این روستا از لحاظ زمانی یک ساعت و ربع با دره شهر فاصله دارد. ما شب را در آنجا اقامت کردیم.

قلعه شیخ مکان

روز دوم

 صبح به بازدید از مناظر اطراف و دیدن سنگ معلق در نزدیکی روستا رفتیم.  محیط کوهستانی روستا بسیار سرسبز و چشم نواز بود. بعد از گشت و گذار یکی دوساعته در منطقه، حدودا یازده و نیم صبح به سمت دره شهر راه افتادیم.

 بعد از طی مسیر طولانی ساعت 15:30 به روستای پشت قلعه رسیدیم. دژ تاریخی پشت قلعه در فاصله پنج کیلومتری در ناحیه جنوبی شهرستان آبدانان بر روی تپه‌ ای قرار دارد. دشت پیرامون قلعه بسیار زیبا است. این دژ متعلق به دوران ساسانیان است و بیشتر جنبه  نظامی داشته است این قلعه از مصالحی همچون سنگ، گچ وساروج بنا شده و دیوارهای بیرونی و اصلی قلعه تا حدودی سالم باقی مانده‌اند.

 

سنگ معلق گرز لنگر

دژ پشت قلعه

ساعت 16:15 به سمت روستای سیاه گاو برای بازدید از دریاچه دو قلوی سیاه گاو رفتیم. حدودا ساعت 17 به دریاچه رسیدیم. برای دسترسی به دریاچه از درون شهر آبدانان ۸ کیلومتر جاده آسفالت را پشت سر گذاشتیم و با عبور از پل و ۵۰۰ متر پیاده روی به دریاچه رسیدیم. دریاچه دو قلوی سیاه گاو، دو دریاچه یا دو چشمه بالادست و پائین دست است که عمق هر کدام از آنها بیش از ۲۰ متر بوده است. که دریاچه نخست با اختلاف سطح اندک در بالادست دریاچه دوم قرار گرفته است. عمر دریاچه سیاه گاو به هزاران سال می رسد، که به علت عواملی مانند فرسایش، مساحت آن رفته رفته در حال کم شدن می باشد.  ما قبل از بازدید از دریاچه برای استراحت و صرف ناهار به سیاه چادرهایی که در اطراف دریاچه برپا شده بود رفتیم، در آنجا چندین سیاه چادر هست که میشود برای ناهار به آنجا رفت.( توجه کنید که ما در نوروز در منطقه بودیم). ساعت حدودا 19از دریاچه به سمت آبدانان به راه افتادیم. از آنجایی که در طول مسیر تنگه ها و شیارهای بین کوهها  بسیار خودنمایی می کرد،  پس از طی مسافتی کوتاه، شیاری در دل کوه توجهمان را جلب کرد. با دوستان تصمیم گرفتیم که از داخل این شیار بازدید کنیم. بعد از حدود 30 دقیقه پیاده روی داخل شیار کوه به انتهای شیار رسیدیم که به همان جاده منتهی میشد. پیاده روی در شیاری که شناخته شده نبود و انتهای آن مشخص نبود برایمان بسیار هیجان انگیز و لذت بخش بود. ساعت 20:30 به یک پمپ بنزین در شهر آبدانان رسیدیم. بعد از سوخت گیری ماشین و خرید وسایل و مایحتاج شام در ساعت 23 به خانه بومگردی درروستای ژیور در منطقه گاومیشان رسیدیم. حدودا ساعت 23 به اقامت گاهمان در گاومیشان رسیدیم.

روز سوم

بعد از خوردن صبحانه در خانه بومگردی، ساعت 10:30 به سمت شهرستان دره شهر حرکت کردیم تا از بافت تاریخی این شهر دیدن کنیم. ساعت 11:45 به شهر تاریخی سیمره رسیدیم که در حاشیه شرقی شهرستان دره‌شهر و غرب رودخانه سراب واقع است.

سیمره، شهری باستانی در ضلع غربی و جنوب غربی دره شهر است، در واقع نام قدیمی تر دره شهر،  سیمره است. سیمره مربوط به اواخر دوره ساسانی و قرون اولیه اسلامی است به عبارتی پایتخت تابستانی آن دوره بوده‌است. ظاهرا قدمت سیمره بیش از اینهاست و نام پیشین سیمره ماداکتو بوده‌است که ماداکتو پایتخت دوم عیلامیان بوده است که در حمله آشور بانی پال ویران و مردم آن قتل عام شده اند. این منطقه در دوره اعتلای هخامنشیان هنوز هم ویران بوده یا اهمیت گذشته را نداشته است، اما عهد اشکانیان دوره تجدید حیات آن بوده و در دوره ساسانی نیز مجددا رونق یافته و آباد شده است. سیمره بزرگترین محوطه تاریخی در سطح استان ایلام است و مساحت این شهر بالغ بر ۲۰۰ هکتار است. شهر باستانی سیمره جزو اولین آثار ثبت شده در فهرست آثار ملی ایران می‌باشد.

در محوطه باستانی شهر سیمره هنوز هم آثار چهار راه ها، کوچه ها و معابر با نظم ویژه ای که در شهر سازی آن دوره معمول بود، باقی مانده است. حدوود 12:45 از سیمره به سمت چهار طاقی به راه افتادیم. ساعت 13 به آتشکده چهار طاقی دره شهر رسیدیم.  که بر روی یک تپه قرار داشت.  بنای چهار طاقی بر روی بقایای معماری هم عصر شهر تاریخی سیمره و با مصالح قلوه سنگ و گچ نیم کوب احداث گردیده است. این بنا مربوط به دوران ساسانی است. پس از بازدید بسیار کوتاه به سمت دریاچه سد به راه افتادیم.

بنای چهارطاقی

در ساعت 14:30 در  میانه راه  در منطقه دور گلاب  که در نزدیکی دریاچه سد قرار دارد برای ناهار توقف کردیم. ساعت 16 از دریاچه سد به سمت تنگه کافرین حرکت کردیم . تنگه کافرین در شمال شهر بدره در جاده ایلام به دره شهر قرار دارد. برای رسیدن به تنگه کافرین از لحاظ زمانی حدود نیم ساعت پیاده روی در جاده خاکی دارد که می شود این مسیر را با ماشین هم طی کرد اما اکثر ماشینها وارد جاده خاکی نمی شوند، ولی ما با میدل باس این مسیر را طی کردیم تا به دریاچه رسیدیم. رودخانه ای در این تنگه جریان دارد که پس از عبور از آن در شمال تنگه به رودخانه سیمره می ریزد. در واقع در این ناحیه دو تنگه کافرین و برنجان در کنار هم قرار دارند. طول تنگه  کافرین در حدود ۲ کیلومتر و ارتفاع آن از سطح دریا ۷۰۰ متر است. ازدریاچه با قایق موتوری به سمت تنگه کافرین رفتیم.

برای گرفتن قایق موتوری سه مسیر را پیشنهاد دادند .

مسیر اول: تا اواسط تنگه کافرین  هزینه 50 هزار تومن

مسیر دوم: گذر از تنگه کافرین و تنگه برنجان هزینه 100 هزار تومان

مسیر سوم: با گذر از تنگه کافرین به سمت سد سیمره هزینه 150 هزار تومان

ما مسیر دوم را انتخاب کردیم حدود نیم ساعت رفت و برگشت ما طول کشید.

بازدید از تنگه کافرین و تنگه برنجان

ساعت 18:45 به سمت تنگ رازیانه حرکت کردیم، حدودا 19:25 به تنگه رازیانه رسیدیم. پس از بازدیدی کوتاه به سمت ایلام حرکت کردیم. چندکباب پزی در جاده ایلام به مهران هست که کیفیت غذاشون هم به نسبت خوب هست. ما برای شام به یکی از رستورانها، به نام کبابی مراد رفتیم.  نکته جالب توجه برای ما این بود که اینجا از پرورش گوسفند تا تولید ذغال از هیزم را خودشان انجام می دهند. پس از صرف شام  به سمت اقامت گاهمان به راه افتادیم. حدود ساعت 11 به سمت اقامتگاه بومگردی در روستای کارزان رسیدیم.

نمایی از تنگه  زیبای رازیانه از بالا

روز چهارم

هوا بارانی بود و دوستان بسیار خسته بودن ما آن روز به نسبت روزهای قبل تر بیشتر استراحت کردیم و ساعت 11:20 به سمت شهر تاریخی سیروان واقع در روستای سراب کلان حرکت کردیم. متاسفانه شهر تاریخی سیروان هنوز کاوش باستانشناسی نشده است و بنابراین ما در آنجا تنها مشغول روستا گردی و لذت بردن از طبیعت شدیم. ساعت 14:30 به سمت اقامتگاه حرکت کردیم بعد از حدود یک ساعت به اقامتگاه رسیدیم. ساعت 18 به سمت شهر ایلام راه افتادیم و بعد از پنجاه دقیقه به شهر ایلام رسیدیم و به کاخ والی رفتیم، که به مناسبت عید نوروز در آنجا مراسم ویژه رقص و موسیقی در حال برگزاری بود و در ضمن نمایشگاه بوم شناسی برگزار شده بود که از جمله آنها غرفه های مربوط به استان ایلام مشغول پخت شیرینی های بومی استان بودند. از جمله شیرینی محلی بژی برساق و نان روغنی به نام شلکینه درست می کردند. برای شام  به فلافل فروشی های خیابان شهدا  ایلام رفتیم و ساعت 10 به اقامت گاه برگشتیم.

شهر تاریخی سیروان واقع در روستای سرابکلان که هنوز کاوش باستان شناسی نشده است

کاخ والی- مراسم ویژه به مناسبت عید نوروز

روز پنجم

ساعت 10:35 از اقامتگاه  به سمت ایلام و سپس جاده صالح آباد حرکت کردیم. در 5 کیلومتری جنوب شرقی شهر صالح آباد، غار زیبای زینکان قرار دارد. برای دیدن این غار از کنار امامزاده جاده ای خاکی به طول 5 کیلومتر را طی کردیم. برای بازدید از غار و در طی مسیر، افرادی محلی به عنوان راهنما  حضور داشتند و همچنین امکان تراکتور سواری نیز وجود دارد، البته ما مسیر رفت را پیاده طی کردیم که واقعا تجربه خوبی بود، چون مسیر شامل پیاده روی در رودخانه هم بود تا ورودی غار حدودا” 30 دقیقه پیاده روی دارد. این غار، در واقع تنگه ای است که دو طرف دیواره های تنگه در بعضی جاها به هم می رسند و به همین دلیل به آن غار می گویند. از ورودی غار تا انتهای آن حدود یک ساعت و برگشت آن هم حدود 30 دقیقه طول کشید. برای تنوع و تجربه سواری با تراکتور تصمیم گرفتیم مسیر برگشت از درب غار تا اتوبوس را با تراکتور طی کنیم. حدود ساعت 15 به اتوبوس رسیدیم و بلافاصله به طرف شهر ایلام حرکت کردیم. زمان توقف در این مکان 2 ساعت بود. برای ناهار روز پنجم مجددا به کباب فروشی های واقع در جاده ایلام به مهران رفتیم.  سپس ساعت 18 به سمت کرمانشاه و تهران حرکت کردیم.  حدود ساعت 5 صبح به تهران رسیدیم. بالاخره سفر 6 روزه به استان ایلام با کلی خاطره از مناظر و گپ و گفت های دوستانه هم به پایان رسید.

غار زیبای زینکان

 

عطیه نورعلیشاهی_فرزانه فرجی

کانون گردشگران جوان ایران kanoonirangardan.ir/

 

Share

نوشته گزارش سفر نوروز 97 استان ایلام 9701 اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2-97-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d9%84%d8%a7%d9%85-9701/feed/ 1