گزارش سفرهای سال 1402 بایگانی - کانون گردشگران جوان ایران https://kanoonirangardan.ir/category/گزارش-سفرهای-سال-1402/ سفر مسولانه و ارزان قیمت Tue, 04 Mar 2025 19:58:49 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=6.5.7 سفر به جزیره غربی خلیج فارس  جزیره خارک https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d8%b2%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%ba%d8%b1%d8%a8%db%8c-%d8%ae%d9%84%db%8c%d8%ac-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3-%d8%ac%d8%b2%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d8%b1%da%a9/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d8%b2%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%ba%d8%b1%d8%a8%db%8c-%d8%ae%d9%84%db%8c%d8%ac-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3-%d8%ac%d8%b2%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d8%b1%da%a9/#comments Tue, 04 Mar 2025 10:03:41 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=21752 سفر به جزیره غربی خلیج فارس   جزیره خارگ ُدر ...

نوشته سفر به جزیره غربی خلیج فارس  جزیره خارک اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
سفر به جزیره غربی خلیج فارس  

جزیره خارگ

ُدر یتیم خلیج فارس

نامی که ظاهرا ابوریحان بیرونی بر روی این بخش از خاک کشورمان گذاشته است.

در قرن پنجم ابوریحان به ارزش و اهمیت وجودی این جزیره بخاطر وجود صدف هایی که در دل خود دًری را پرورش میدهد، که به گوهری شهوار و با ارزش منتهی میشود، اشراف پیدا میکند. هر چند اگر پیش بینی منابع ارزشمند 800 سال بعد را نیز مینمود، چه لقبی به این جزیره کوچک خطاب میکرد، البته که در آن زمان غواصان بهره کامل را نجستند، بازماندگان 800 سال بعد آنان هم، خیری از این همه نعمات نبردند.

در بررسی وجه تسمیه این جزیره، آل احمد می نویسد در ابتدا خاره در مقابل صخره( بخاطر مرجانی بودن کف جزیره)،  را عنوان میکند. ابواسحاق فارسی نویسنده قرن 3 آنرا خارک دانسته پس از آن ( ابن حوقل و ابن خرداد به و ابوریحان بیرونی ) به نقل از ابواسحاق فارسی با همین نام، سپس یاقوت حموی دقت بیشتری از خود نشان داده به خاِرک با تلفظ ِر زیرین، خارکان از مناطق اطراف و بعدا حمداله مستوفی در قرن 9 در فارسنامه مستوفی و آثارالمعجم، خارگ با تلفظ ر سکون ، و در 3 قرن اخیر که نام شهرهای اطراف از گامبرون به بندر عباس، طاهری به سیراف، جردن به هرمز و ریشهر به بوشهر تغییر میکند، تغییر ک به گ خیلی غریب نیست و البته در حاشیه بگویم، بهتر است از لغتی که در فارسی مصرف دارد، استفاده گردد.

بخشی از مرقومه روانشاد جلال احمد بمنظور طرح این رخداد که در کتاب “جزیره خارگ دُر یتیم خلیج ” به رشته تحریر در آورده است.

در تاریخ نقل است که داریوش بزرگ، بعد از فتح هندوستان، اسکیلاکس فرمانده نیروی دریایی را مامور کنترل کل مناطق ( که خارگ از جمله پایگاه ها بوده است) میکند و سپس بعد از حمله اسکندر، اندروستیس برای شناسایی جزایر خلیج فارس گماشته میشود و در قرون اخیر، بعد از هجوم پرتغالی ها در قرون 16، به تمامی جزایر وحتی بنادر خلیج فارس و سپس جایگزینی هلندیان و فرانسویان، و با حضور میرمهنا و سختکوشی او در راندن هلندی ها،  وی با اعلام تسلیم شدن به حکومت مرکزی که در دست کریم خان زند بوده است، تبعیت نکرده و سپس با اعمال قدرت از طریق قطع ارتباط مهمات و اغذیه و استفاده از توپخانه ، میر مهنا ابتدا به کویت و نهایتا به بصره رفته و در آنجا کشته میشود و جزیره تحت حکومت ایران درمی آید. هر چند که انگلیسی ها دو بار از 1838 – 1842 و 1856-7 در اینجا به قصد سیطره اقامت داشته اند.

نا گفته نماند، بعلت همجواری این جزیره با گناوه و قیمومت خاندان حیات داوودی (نماینده مجلس) در قرن گذشته که بر این مناطق تسلط داشته اند، با حضور پهلوی اول و دوم بر حضور این خانواده، پایان داده میشود. در سال های بعد از 1333 این جزیره تبعیدگاه سیاسیون رژیم پهلوی بوده که در یک مورد 61 تن از جمله نویسندگانی از جمله کریم کشاورز، انجوی شیرازی، سروش ام و . . . . . در اینجا سکنی داده میشوند.

جزیره با فرم شبیه به ذوزنقه در کمترین وجه .5/2 کیلومتر و در بیشترین 8 کیلومتر به مساحت  17/21  کیلومتر مربع و پیرامون 60/20 به فاصله 60 کیلومتری بوشهر و 35 کیلومتری به شهر گناوه و تا بندر ریگ 20 کیلومتر قرار دارد. خارکو 35/5 طول و .5/0 کیلومتر عرض دارد . فاصله خارگ تا خارکو 65/3 کیلومتر میباشد. آمار دهه 30 ریزش باران در بصره، 23/6در مسقط 49/3 در بحرین 47/2 در جاسک 17/4 و در بوشهر 7./11 اعلام شده که حاکی از ریزش بیشتر در جبهه شمالی خلیج فارس است.

جمعیت جزیره در سرشماری سال 1335 اداره آمار به تعداد 647 نفر که شامل 283 زن و 364 مرد با 120 خانوار  برداشت شده است. 3/2 اهالی در آن دهه شافعی و بقیه شیعه هستند.

       موقعیت جزیره نسبت به خلیج فارس و دریای عمان

  

جزیره خارک

موقعیت جزایر نسبت به هم و نسبت به بخش شمال غربی خلیج فارس

 

دیدار جزیره

از زمانیکه جزیره بطور قطعی در اختیار شرکت نفت قرار میگیرد، تصمیم بر عدم ورود مسافر و توریست به جزیره گرفته میشود. و این تصمیم، بر اقتصاد جزیره برای ساکنین بومی تاثیر زیادی میگذارد، بطوریکه ساکنین یا باید برای شرکت نفت کار کنند و یا زمین و ملک خود را فروخته به نواحی مجاور استان بوشهر و یا فارس بروند.

به همین دلیل رفتن به جزیره بایستی با اطلاع شرکت نفت صورت گیرد و من از طریق شرکت پیمانکار که قرارداد بازسازی تاسیسات بخشی از اسکله را بعهده داشت مجوز ورود از بخشداری گرفته و از آن طریق بلیط هوائی برایم صادر شد. مسیر هوائی خارگ 5 روز در هفته عمدتا برای نقل و انتقال کارمندان نفت و پتروشیمی با یک هواپیمای فوکر 100 نفره فعال است. البته میتوان از طریق اتوبوس دریایی بطور روزانه و یا قایق موتوری از مقصد بوشهر و گناوه (جایگزین هواپیما) به جزیره وارد شد .

مدت زمان پرواز برای طی حدود 800 کیلومتر 70 دقیقه بود، تعداد مسافرین حداکثر بود و من و مهندس آریافر( مدیر پروژه شرکت و مسبب سفر )، لژ نشین هواپیما شدیم. در این ماه هوای جزیره بسیار مساعد و نسیم ملایمی به هنگام خروج از هواپیما در فرودگاه نوازش گر صحنه شد.

پس از خروج از فرودگاه بلافاصله به کارگاه شرکت رفتیم و پس از ساعتی ، برنامه را برای دیدن مرکز جزیره انتخاب میکنیم.

خیابانهای دسترسی به مناطق آسفالته است و جدول های بتونی با ارتفاع نسبتا زیاد، سطح سواره را از کناره ها که عمدتا با پوشش گیاهی همراه است جداکرده است. همانطور که میدانید در دهه 30 تصمیم بر انتقال نفت از گچساران و حومه از این جزیره به کشتیهای نفتکش گرفته شد و هجوم لوله های انتقال نفت و منابع بزرگ برای ذخیره نفت، سطح خاک جزیره را به تصرف خود در آوردند و از آن زمین زمینهای مردمان بومی با خرید مبلغی جولانگاه تاسیسات صنعتی شد. و برای ساختن ادارات مدیریت بر ارسال نفت، بخشهای مختلفی در این جزیره کوچک در نظر گرفته و ساخته شد.

در گذر از بخش های مختلف جزیره و با چشم اندازی بر مناطق و محوطه های خالی سطوح جزیره، بر خلاف جزیره کیش، نشیب و فراز و وجود تپه ها و دره ها را، میتوان در سطح جزیره مشاهده کرد که عموما تنوع وجود درختان محلی و گیاهان در آن به چشم میخورد.

خاک کف جزیره را عمدتا مرجانی دیدم، سابقا و قبل از نفوذ نفتی ها و تصرف سطح آن ، بعلت وجود دره های نسبتا مناسب و جمع شده باران های سیل آسا، هدایت آب شیرین حاصله به قنات های جزیره (که مسیر دو تای آنرا دنبال کردم)، هموار می شده است و فضای سبز و انبوه گیاهان بومی منطقه در صد زیادی را می پوشانیده و حال نیز بغیر از نقاط صنعتی، وضعیت پوشش سبز بومی قابل توجه است. از درختانی که تعداد بسیاری وجود دارد، میتوان به لیل( انجیر معابد)، که شبیه آنرا در جزیره کیش میتوان دید، اشاره کرد، ضمنا سدر(کنار)، لوز با میوه های قرمز رنگ و تعدادی درخت خرما را در وسط جزیره و تعدادی در کنار خیابانها و حاشیه دیده میشود.

دیدار از مستحدثات کلیسای بجای مانده از قوم نسطوریان که نشان از دوره ساسانی میدهد، صورت میگیرد، بر بلندی های جزیره با چشم اندازی گسترده، تنها جرز هایی از دیوار هایی بارتفاع حدودی 60 -70 سانتیمتر و گاها ارتفاع بیشتر و نیز تعدادی پله، که بجای مانده است، رج هایی از بناهایی دیده میشود که به نقل از گیرشمن، ( طی بازدید سال 1337 ) خانه کشیشان بوده است. ایشان اظهار میدارد که یکی از مهمترین مناطق اقامتی مسیحیان منطقه در بخت اردشیر( ریشهر فعلی) و در 12 کیلومتری بوشهر فعلی، بوده است. چنانچه به مخزن موزه ملی ایران دسترسی پیدا کردید، نمونه هایی از گچ بری های مربوط به این ساختمانها که توسط این معمار فرانسوی به موزه امانت داده را، دنبال کنید.

اطلاعاتی در محل ساخت بنا وجود ندارد و در ده های اخیر بنا بدون هیچگونه حفاظتی به دست تاریخ سپرده شده است. بنایی که وجود آن مجوزی بر حضور ساسانیان در این منطقه و تاکیدی بر ایرانی بودن خلیجی که دلمون میخواهد همیشه فارس باشد و ما چقدر به دلمون بها میدهیم و هیچ تفکر دیگری نداریم، مبادا دلمون رنجور شود.! ! ! !

بدنبال قنات کلیسا روان میشویم که دهانه چاهک ها بتازگی بامید روان شدن آب، بتنی شده، که در این فصل اثری از آن دیده نمیشد. مسیر برای قنات های دیگری در جزیره وجود دارد. و در سالهای اخیر برای روان کردن و بازیابی آن تلاشهایی صورت گرفته، اما علت عدم موفقیت به بازیابی آب برای ما مشخص نشد. این قنات بنام قنات اودنه نام دارد پارک و درختانی را نیز برای گذرانیدن اوقات فراغت خارگیان فراهم کرده اند ، اما دریغ از وجود آب در این فصل.

به سراغ گور معبد های پالمیریان میرویم، بجای مانده از سالهای حیات زرتشتیان. صخره های مرجانی که زمانی که به شکل غار بوده اند، تراش خورده ، تزئین شده و به طبقات 3 ردیفه پذیرای اجسادی بوده که بطور موقت اینجا سپرده میشده و پس از بجای ماندن استخوانها ، آنها را در استودان ها جای میداده اند. و حال که به شکل معبد درآمده اند.

برای اطلاع از گور معبد ها به یک و یا دو بازدید و بررسی اینترنتی نمیتوان قناعت کرد، برای شناخت این آثار پژوهش های بسیاری انجام شده که بایستی به آنها مراجعه کرد.

بقعه میر محمد حنفیه

میشود گفت معتبر ترین بنای تاریخی و البته سالم و سرحال، همین بنا ست که در سال 740 بازسازی اصلی میشود.  گنبد آن شباهت زیادی به آرامگاه دانیال نبی در شوش خوزستان دارد. قبر معمار آن حسین بخارائی در مجاور آن قرار گرفته و گنبد کوتاه متعلق به بقعه وی است.
خادم امامزاده که متولد سال 1326 است، این مسئولیت را از پدرش به ارث برده است. توصیه نامه ای کتبی از ایشان مبنی بر تائید مسئولیت از زمان شاه بر دیوار نصب کرده، مهمان نواز است و فارسی را بسیار خوب حرف میزند .

فضای داخلی بقعه هندسه مرتبی دارد. مربعی در حدود ابعاد 5 متر در هر ضلع. در روی بخش پائینی دیواره ها، کاشی هایی که از زمان مغول ها، نمونه دیگر آن شکل میگیرد، باقیمانده است. در بخش بالا و کنج دیوار ها فیلپوش های ساده ای، فضا را برای ساخت گنبد زیبای آن، مهیا کرده است. و همان تضرس در سطح نمای بیرونی، از داخل نیز دیده میشود. در زمان جنگ با عراق، اصابتی به مناره باعث ایجاد سوراخی میشود که معمار محلی با همیاری خادم بقعه، از روی پوسته آجری گنبد بالا میروند و مرمت لازم را انجام میدهند .

سکونت در جزیره

سری به مناطق مسکونی میزنم، به بخش مسکونی مردم بومی خارگ، که در بخش شمالی جزیره قرار گرفته است. شکل گیری خانه های بومی احتمالا بخاطر اینکه هوای خنک تری داشته و نسیمی از سمت شمال به این بخش میوزد، در این قسمت است. همانطور که ذکر شد، بعد از دهه 30 که جزیره برای انبار و ارسال نفت تدارک میشده، زمین و خانه هایی که بخصوص در بخش های غیر از شمال جزیره قرار داشته، خریداری شده و تاسیسات مربوطه در آنجا ملحوظ گردیده است. و از طرفی برای جداکردن مناطق مسکونی جدید برای کارمندان و کارگران شرکت نفت از بخش قدیمی جزیره، سایت مسکونی عمدتا در سایر مناطق و از جمله بخش مرکزی جزیره در نظر گرفته شده است.

در حال حاضر ظاهرا کنترلی بر ساخت کمی و کیفی در بخش بومی نشین به چشم نمیخورد. شاید سیاست شهرداری آزاد گذاشتن مردم برای ماندن در جزیره است . اما این دلیل مناسبی برای از دست دادن همان هویت صد ساله اخیر نمیتواند باشد. بخصوص که در مقایسه با روستاهای مشابه در سایر نقاط ( مثلا لافت ) محله ها حرفی برای گفتن ندارند و فقط هستند که باید باشند و بخصوص در فصل شرجی باید دید که چطور عمل میکند. و این فکر بنظر میرسد که با وجود مهمترین قطب اقتصادی کشور، چرا هزینه مناسبی برای رفاه اهالی نمیشود.

مغازه هایی که برای رفع احتیاجات کارمندان تدارک دیده شده بودند

سری به خانه های شرکت نفتی میزنم. خانه های سازمانی با دو مصالح متفاوت ماسونری ( دیوار ها از سنگ های جزیره انتخاب و نصب شده) و چوبی ( با استفاده از عایق حرارتی) برای مجردین و خانواده ها بیشتر در دهه 30 و 40 ساخته شده اند. بعد از انقلاب توجه شرکت به خانه ها بسیار کم شده و عمدتا کیفیت مناسبی را ندارند و احتمالا کارمندان برای سکونت در آپارتمانها بسر میبرند.

اما با دیدگاه من چنانچه به کیفیت این خانه ها رسیدگی شود بدلیل مستقل و یک طبقه بودن ، و هماهنگی با معماری مناطق گرم و مرطوب و استفاده از مصالح مناسب این منطقه و وجود حیاط و فضای سبز و باغچه طبیعی آن، هنوز کاملا کارآمد هستند .

کروکی یک خانه شرکت نفتی در دهه 40 با وجود دیوار های بیش از 40 سانتیمتر، استفاده از کوران هوا در دو جبهه شمالی و جنوبی، تفکیک فضاهای شب و روز و بکارگیری دو هوا در ورودی خانه

             رفتار چوب در مناطق شرجی و مرطوب بسیار مناسبتر از فلز و آهن است . بخصوص اگر جزئیات اجرای ساخت با طرح و اجرای دقیق و مناسب صورت گیرد و چنانچه نگهداری آن طی دوره های تعیین شده مورد رسیدگی قرار گیرد. خانه های چوبی ساخته شده پس از حدود 60 سال هنوز قابل استفاده و بهره برداری است،

به ساختمان های 4 طبقه که قبل از انقلاب برای نظامیان ساخته اند هم سری میزنیم. عدم رسیدگی و بازسازی در سالهای اخیر ، وضعیت نامناسبی را رقم زده است و مشخص است که ساکنین نیز از وضعیت حاضر دل خوشی ندارند. به یاد خیابانی در جزیره میافتم، که بنام خیابان سرمایه ملی نامگذاری شده است.   ! ! ! ! ! !

برای تداوم فضای اقتصادی ، بخصوص این جزیره که از جمله مهمترین قطب اقتصادی کشور است، وجود بانک از جمله زیرساخت هاست و بانک ملی ایران در سال 1347 شعبه در خوری را بنیان میگذارد. و میتوان معماری ساختمان آنرا میراثی از نسل گذشته جزیره به حساب آورد. علاوه بر ساختمان اصلی، چند خانه سازمانی و کوچه زیبایی در مجاورت این مجموعه با درختان زیبای لیل ، محله مناسبی را بوجود آورده است.

آب شرب و فضای سبز جزیره

        زیر ساخت های شکل گیری و مقاومت فضای سبز در مقابل شرایط اقلیمی در جزیره خارگ مهیاست.

فراز و نشیب و یا پستی و بلندی با اختلاف ارتفاع حدود 50 متر و البته در چندین نقطه از سطح جزیره و در یک مساحت 20 کیلومتر مربعی، شرایط مناسبی را برای نگهداری آب باران که قابل شرب نیز هست را فراهم نموده است. از طرفی هوشمندی مردمان ساکن، با ساخت چندین قنات و هدایت سیلابها به نقاط مصرف، مردم جزیره را ماه های زیادی از سال از نعمت آب شرب برخوردار نموده است. بگذریم که با وجود جمعیت پر مصرف کارمندان شرکت نفت، ترتیب انتقال آب از خوزستان از طریق شاه لوله ای فراهم شده است. و البته دستگاه آب شیرین کن نیز در این روزگار شامل حال آدمیان ( به غیر از این جزیره) نیز شده است.

وجود گیاهان بومی مناطق جنوبی کشور ، در این جزیره با کمیت بیشتری دیده میشود. و در بسیاری از نقاط که تاسیسات نفتی دست و پای خود را دراز نکرده است، گیاهان فرصت رشد و نمو پیدا کرده اند.

درختان لیل یا همان انجیر معابد که بر اساس گفته ها از هند به مناطق جنوبی آوده شده، در دهه های قبل از 30 به میزان زیادی کاشته شده و امکان رشد و تکثیر پیدا کرده و در فصل گرما بهترین عملکرد را برای مردمان داشته است . درختان کنار و لوز نیز وجود دارد و گیاه پر برگی که بومی بوشهر نیز میباشد ، بیشترین سطوح را بخود اختصاص داده است.

 

 

درختان لیل (انجیر هندی ) که بومی جزایر و بنادر شمالی خلیج فارس است

 

گل کاغذی ، بومی مناطق مرطوب و گرم ، ختمی قرمز، و هم اینکه جزیره پتانسیل بالایی برای رشد و نمو گیاهان دارد

ماهی ها و حیوانات جزیره

عدم ورود و حضور توریست ، فرصتی برای ماهیان اطراف جزیره برای ادامه زندگی داده است. و تنها محل عرضه ماهیان، که عمدتا بعد از خوراک اهالی بومی، بیشتر روانه بوشهر و گناوه میشوند، 4 مغازه ایست که در سالهای اخیر توسط شهرداری ساخته شده و موجودی خود را پس از غروب هوا عرضه میکنند . در این فصل از سال ماهی های هامور، کوکو، میش معمولی و میش پاکتی( به وزن تقریبی 10 کیلو)، سرخو، ماهی طوطی، دم قرمز و شیر ماهی( به قیمت 320 هزار تومن) به گرگور ماهیگیران افتاده است . که البته کباب ماهی کوکو (مخصوص این منطقه) و میش ماهی،  قیمت مناسب کیلویی 80 تا 100 تومان خوراکی و بخصوص تازه آن بسیار دلچسب بود.

بجز آهوان وارداتی از اقلیمی متفاوت، که در اینجا دوام آورده و حیات وحش زیبایی را با خود به جزیره آورده اند ، حیوان دیگری مشاهده نشد و گفته اند بز ( بعلت نداشتن پشم مشابه گوسفند) دوام بیشتری دارد. از پرندگان کلاغ سیاه های مشابه بقیه نقاط کشور، به تعداد زیادی وجود دارند که گفته شد بمنظور دفع مار ها آورده شده اند .

جلوه های زیبای بصری دریای جنوب

 

همانند سایر کناره های شمالی 1800 کیلومتری خلیج فارس و دریای عمان، چشم انداز افق در این ساحل نیز سحر انگیز و زیباست .

سطح دریا در مناطق کم عمق ساحلی ، چنانچه از اسکله های تاسیساتی و نفتی بدور شویم، زلال، شفاف، زیبا و اغواگر است. شن ساحل عمدتا حاصل خوردگی مرجان ها و امواج آب دریاست.  غواصی در فصول مختلف با وجود صاف بودن آب و رویت ماهیان و مرجان ها خاطره انگیز است. و افق دور دست در بخش جنوبی ( نزدیکترین مدنیت در بیرون از مرز های کشور ) شهر کویت است که حدود 215 کیلومتر فاصله دارد.  در بخش جنوبی در مواقع صاف بودن هوا بندر ریگ را میتوان دید.

این دیگر کلوت مشابه کلوتهای منطقه نیست. اینجا قسمتی از گردن شتر است که ترکیب بسیار نادری از زیبایی های جزیره را به رخ می کشد.

باقیمانده کشتی نفتکش کره ای حاصل از برخورد موشک صدامیان به هنگام پهلوگیری

اسکله نفتی

در خارگ دو اسکله نفتی هست، اسکله آذرپاد و اسکله تی ( T )، که  برای دیدن و رفتن به روی اسکله تی ( T ) و دیدن نحوه کار بارگیری نفت، بایستی از اداره مدیریت و نگهداری مجوز کتبی گرفته شود. و من که بخشی از علاقه ام به دیدن جزیره، بازدید این بخش بود ، موفق به گرفتن مجوز شدم.

پس از ارائه مجوز توسط یک ماشین سواری از روی دریا ( بدلیل ایجاد فاصله مناسب اسکه بارگیری به کناره و بارگیری کشتی های غول پیکر با آبشخور 26 متری) مسیر باریکی روی دریا، بطول تقریبی 800 متر ساخته شده و عمق دریا در اسکله ای طولی به میزان حدودی 1.8 کیلومتر، حدود 30 متر میباشد . به هنگام ورود به اسکله دو کشتی ایرانی با ظرفیت هر یک 16 متر و 25 متر آبشخور مشغول بارگیری هستند. طول کشتی بزرگتر حدود 340 متر بود. پیمانکاران، عمدتا مشغول به زدودن زنگار حاصل از رطوبت بالای منطقه روی سازه های فلزی، ساپورت ها و لوله های نفتی هستد که به مانند سازه برج ایفل ، بعد از اتمام بایستی دوباره از ابتدا مشغول به زدودن و رنگ آمیزی شوند. البته در این سالها ، حفاظت از طرق شیمیایی ( حفاظت کاتدی و آندی) نیز صورت میگیرد. در چند سال اخیر ستونک های ضربه گیر جهت جلوگیری از برخورد بدنه کشتی با اسکله ساخته شده است.

اسکله مسافری

از مبدا جزیره تنها اسکله مسافری در شمال جزیره قرار دارد و مبدا قایق و لنج و لندی کرافت به بوشهر و گناوه است. البته برای رسیدن به بوشهر اتوبوس دریایی نیز وجود دارد.

مهندس آریافر ، با یک قایق موتوری قرار و مدار میگذارد که محمد کریمی ( جوان 18 ساله بهمراهی رئیس با تجربه اش ) ما را سوار کند و به خارکو ببرد. آرزو داشتم، که پایم را روی شنهایی بگذارم که مردمانی ( پرتقالیها، هلندی ها، انگلیسی ها ، میر مهنا، سپاهیان کریم خان و ……..) هر از چند گاه آنجا بوده اند و سیر حوادث ، برای هر یک رقم خاصی زده است ، به واقعیت نزدیک میشود و در دل، قیلی ویلی همیشگی پیدایش میشود.

به مقصد خارکو ( با کلی هماهنگی بدلیل امنیتی بودن جزیره) سوار میشویم و خوشحال به سمت آن سیر میکنیم . مرجان های زیبای کف آب با وجود شفافیت آب نمایشگر حیات است. پرندگان ماهیخوار نشسته روی آب را میبینیم و قایقران برای تنبل نشدن پرنده ها به میان آنها میزند و جملگی به هوا برمیخیزند و فضای شعف انگیزی را میسازند.  پس از طی مسافت زیادی و نزدیک شدن به جزیره ، دور موتور کند میشود و مشخص شده که مجوز ورود را نداده اند . . . . . .  و همه خوشحالی ها یخ میکند.

از روی اسکله به آخرین نقطه میهن مینگرم. جزیره خارکو ، و چیز دیگری وجود ندارد و به سمت غرب که نگاه میکنم همه آب است و دریا و خلیج .

با لب و لوچه آویزان، حسرت دیدار را به زمان دیگری موکول میکنیم و قایق مسیر را عوض می کند وبه سمت اسکله برمیگردد. به سوپر کشتی های غول پیکر نگاه می کنیم و سپس به کشتی سوخته در اثر موشک صدامیان . و نهایتا پس از یکدور و طی مسافت حدود 5/1 ساعت،  به مبدا برمیگردیم.

نزدیکترین فاصله به جزیره خارکو

در آخرین شب از سفر 4 روزه ام به این جزیره زیبا به کنار ساحل می رویم که شهرداری برای اندک حضور ساکنین ، پیاده روی مناسبی را ساخته و البته که هوا در این فصل با وزش نسیم دریا، سرد است.

گزارش: مسعود کاوسیان

چهارشنبه 26 دیماه 1403

Share

نوشته سفر به جزیره غربی خلیج فارس  جزیره خارک اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d8%b2%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%ba%d8%b1%d8%a8%db%8c-%d8%ae%d9%84%db%8c%d8%ac-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3-%d8%ac%d8%b2%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d8%b1%da%a9/feed/ 1
سفر خاطره دوران دانشجویی به جنوب لافت و کنگ https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d9%87-%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%ac%d9%88%db%8c%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d9%86%d9%88%d8%a8-%d9%84%d8%a7%d9%81%d8%aa-%d9%88/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d9%87-%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%ac%d9%88%db%8c%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d9%86%d9%88%d8%a8-%d9%84%d8%a7%d9%81%d8%aa-%d9%88/#comments Thu, 18 Jul 2024 05:12:04 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=21265 سفر خاطره دوران دانشجویی به جنوب لافت و کنگ این ...

نوشته سفر خاطره دوران دانشجویی به جنوب لافت و کنگ اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>

سفر خاطره دوران دانشجویی به جنوب لافت و کنگ

این سفر هم ، مثل سفر هایی که براش دورخیز زیادی کرده بودم، (در اسفند1402)  برپا و مهیا شد.

     در انتخاب مناطق به قصد سفر ، فضاهای زندگی آدمهایی که دور از قیل و قال شهر ها هستند ، همیشه برایم ویژگی خاصی داشته، بخصوص آدمهایی که زندگی کردن در این فضاها براشون ، اهمیت خاصی داره، و تعصب خاصی نسبت به اونجا دارند و دلیلی نداره که تو شهر زندگی میکنند یا روستا ؟ وضعیت مالی خوبی دارند یا نه؟

نقاطی از جغرافیای منطقه هستند، که در آن برای بقاء، اقلیم حرف اول را میزنه و همیشه سختی های خودش را داره . اما موقعی که باهاشون حرف میزنی ، اصلا به این وضعیتی که برای ما سخت به حساب میآد اشاره ای نمی کنن و از زندگیشون راضی اند و این را با یک عزت نفس ویژه ای بروز میدن. نه اینکه در مکالمه دو طرفه بهش اشاره کنند. میخوام بگم که زود کم نمیآرند و از جاشون در نمیرند. استقامت میکنند و تو ذهنشون هست که متعلق به اونجا هستند و اگر نباشند خب کجا باشند بهتر از اونجا. یعنی صاف و پوست کنده بگم ، غربت نشینی  و غمش را دوست ندارند .

      خب شاید این پیشرفت هایی که ما بدنبالش هستیم، براشون اون قدر هم مهم نیست. شاید بنظرشون میرسه خب اگر پولدار شدند بعدش چی . چی دستشونو میگیره. مگه زندگی فقط پول و ثروته؟

 بخصوص جنوبی ها .

        این ملاحظاتی که من دنبالش هستم را در روستاهای جنوب دیدم. حالا این را بگذارید کنار یک سری فضاهای زندگی که شسته رفتس ، یک آدمهایی براش فکر کرده اند که اونجوری بشه و چقدرم خوب شده. باید ببینیم چی شده که این آدمها با اون یکی های دیگه چه فرقی با هم دارند . پس باید خلق و خو، طرز فکر، اصالت، خانواده، هویت، مردم داری و . . . . . . . .  درش دخالت داشته باشه که اسمش را گذاشته اند جامعه شناسی، فرهنگ، و . . . . . . . البته این آدمها، این لغات پر رنگ و لعاب را نمیشناسند، اما عاداتی که ما شهری ها سعی میکنیم تو رفتار و کلاممون داشته باشیم کاملا تو وجودشونه، و سعی نمیکنن با زبان و ایما و اشاره ادا کنند .

        از دید زندگی جمعی که اسمش در شهر ها ، شهریت و فرهنگ شهر نشینی است، نحوه زندگیشون اینقدری هست که دارند همین حالا و با همین اوضاع هم، ازش لذت ببرند.

          روز موعود فرا میرسد. سه شنبه  8 اسفندی که انتظارش را می کشیدم. بعد از گذشت 38 سال از دیدار قبلی که برای برداشت وضعیت موجود کناره شهر لنگه و کنگ برای انتخاب یک بندر صیادی، جهت ارائه پروژه دیپلم معماری دانشکده معماری داشتم .  و حال در فرودگاه مهرآباد تهران منتظر پرواز دوباره ای به منطقه هستیم.

وه که چه انتظار دلنشینی، و چقدر باشکوه که برای وصال آن 38 سال بایستی میگذشت . و آن هم چه سالهای خاطره انگیزی . خیلی سریع، به گذشت این 38 سال از پشت شیشه سالن انتظار فرودگاه مینگرم . و بجای رفت و آمد هواپیما ها و ماشین های حمل بنزین و اتوبوس های حمل مسافر از سالن ترانزیت به نزدیکی هواپیما،  ( تحویل شاسی های پروژه نهایی دانشگاه با فولکس قورباغه ای ام به سالن ژوژمان، و منتظر اخذ مدرک موقت، و کشیدن یک آه که نمیدانستم موقت است و نیاز به حبس هوای زیادی در سینه ندارد، و سپس  اتوبوس حامل سربازان به دوره آموزشی، فضای نمناک و پر از پماد سالیسیلات خوابگاه، خشم شب های همراه با استرس و بعدش خنده و احساس پوچی، بدو بایست ها و رویت کلاغ های انسان نما در حیاط پادگان، روزگار بمباران و انتظار برای رفتن به خط و یا پشت خط . ( اما ما بیشتر به درد پشت خط میخوردیم) ، از طراحی پادگان و . . . . . .   بگیر و بیا تا گرفتن مدرک بعدی و یک نفس عمیق جدی تر)  را مینگرم.

   گذر از گذشته رهایم نمیکند:

سالهای عبور از دالان زندگی مهندسان مشاور . و در اواسط عبور از این دالان سراسر هیاهو ، دست به انتخابی میزنی با شجاعت تمام . کنکور قبلی را عبور کرده ای اما این کنکور ممتحنی ندارد، خودت هستی با یگانه مشاورت . عبور از دالانهای بعدی برایت ترسناک تر از دالان اول است . اما به هر شکل و صورت عبور میکنی، حال شانس دست خودت نیست ، اما تجربه به کمکت می آید و تو با تفاوت های بسیار زیادی نسبت به روز اول ورود به کانال در حال عبور از راهروهای متفاوت آن هستی.

      بلند گوی سالن ، مرا از حال و هوای دوران طی شده، خارج میکند. در مسیر ورود به اتوبوس حمل مسافران ، دانش آموزانی را میبینم که عازم سفرهستند. لباس و گرمکن متحد الشکل، نشان از سفر ورزشی است. چقدر دیدن این نوجوانان برایم شعف انگیز است ، و چقدر این سفرها برای این دوره از بچه ها لازم و در تشکیل شخصیت آنان تاثیر گذار است ، بخصوص اگر سفر ورزشی و برای انجام مسابقات بین هم سن و سالان باشد .که باز هم مرا به دوران دیگری میبرد. سال های خوب دوره دبیرستان. سفر مسابقات مینی بسکتبال به رشت و ساری، و سفر به مرند برای تقابل فکر و اندیشه (شطرنج ) .

     

عکس هایی از سفر ورزشی دهه 50

  سفر به جنوب سال1364

    در سفر اول ، سال 64 را میگویم، چه ها در سر میپروراندیم؟ با دوست و همکلاسی ام.  فکر میکردیم و به این نتیجه رسیده بودیم که، اگر روی یک پروژه که نیاز واقعی جامعه را مرتفع کند، کار کنیم ، از تجارب بررسی و پژوهش آن پروژه، برای رسیدن به جواب، زمان کمتری تلف شده و بهتر به نتیجه میرسیم. سالهای اول انقلاب و جریان کشدار جنگ در جریان ، سرزمین ما امکانات زیادی دارد که میتوان از آنان برای اقتصاد رو به رشد به نحو مطلوبی بهره گرفت. و کناره جنوبی و خط ساحلی آن با طولی بیش از 1800 کیلومتر ، پتانسیل بالایی برای این بهره گیری بروز میدهد.

و ما هم برای کشف این استعداد های نهفته، آمده بودیم که راه را باز کنیم و همین کافی بود که عزم جزم و مسیر را از این نقطه شروع کنیم.

عکسهای از سفر سال 64

       خوشبختانه انتخاب خوب و درستی را نشان زده بودیم ، چرا که پس از 10 سال و گذشت از تجارب دیگر ، گذر من به انجام پروژه ای از این دست، برایم تعلق ویژه ای از این منطقه برایم فراهم کرد و چند سالی مواردی مشابه با این گونه فعالیتها، توشه راهم را فراهم نمود.

 محوطه و سایت کارخانه فرآوری آبزیان بندر انزلی سال 75-78

کارخانه فرآوری آبزیان بندر انزلی سال 75-78

کارخانه فرآوری آبزیان بندر رستمی- بوشهر -1375

کارخانه صنایع غذایی مارین شهر صنعتی سپهر- ساوجبلاغ- هشتگرد- 1384

کارخانه صنایع غذایی مارین شهر صنعتی سپهر ساوجبلاغ- 1384

                                                             لافت

 لافت .

لافت زیبا .

لافت زیبا با آن بادگیر هایش.

کافیست لافت فقط یک جاذبه داشته باشد و آن هم بادگیر هایش باشد . بادگیری متفاوت با آنچه که در مناطق دیگر ایران دیده ایم. حجمی به مراتب بزرگ و با شکوه و در اکثر موارد بلند تر از ارتفاع ساختمان.  حال شما بگوئید، همین برای جذابیت دیدار از آن کافی نیست ؟ شاید سادگی پوسته و حجم آن دلیل ابهتش باشد.

این جذابیت برای یک واحد بادگیر کافیست . حال تجسم کنیم که مجموعه تعداد مناسبی از این احجام وزین در یک بافت محلی کنار یکدیگر قرار بگیرند . چه خروجی بصری زیبائی در بر خواهد داشت . در نگاهی دقیق تر متوجه تفاوت بادگیر های اینجا با بادگیرهای مناطق گرمسیری مرکز کشور میشویم. در این مناطق، بعلت عدم امکان اجرای زیرزمین، و خنک کردن آن توسط حوض آب و نیز هوای خنک سرداب، ناچار به تخلیه هوا به فضاهای بزرگتر شده اند. که البته این وزش به علت وجود دریا، رطوبت و خنکی هوا، دارای تفاوت بسیاری است.

و نپرسید که این احجام در ترکیب با بقیه  فضاهای زندگی مردم از دید دریانوردان لنج های شناور روی امواج بندرگاه چه خواهد شد .

                                         تصویر لافت از اسکله روستا 

               

ای کاش تکنولوژی شهری به اینجا نیز، رسوخ نمیکرد که با چشمان خود عملکرد آنرا ببینیم و خنکای ناشی از وزش هوایش را با پوست خود حس کنیم.

چه برسد به آن که بخواهیم در این فضا نفس بکشیم ، در کوچه هایش قدم بزنیم ، در و دیوار بنا ها را لمس کنیم ،  با بچه ها و مردمانش حرف بزنیم . و فکر کنیم کجای این سرزمین ایستاده ایم ، گذشته آن چه بوده، چطور شکل گرفته و مردم آن از کجا تا به کجا، به اینجا رسیده اند. و چطور در این منطقه زندگی می کنند .

تصویر هوایی لافت از ماهواره گوگل

به جاذبه دوم و شاید اصلی آن میرسیم .

دریا

بله دریا ، که حکم شاهرگ حیاتی روستا را دارد. با دریا معاش و روزی تامین است . حال چه از آن قوت بگیری، یا به درونش سفر کنی و از طریق سفر به سمت و سوی همسایگان جنوبی، قوت خانواده و اقتصاد منطقه را بهبود ببخشی . برای همین است که کشتی مهمترین وسیله ای میشود برای تامین معاش و مردم این منطقه . و مردمان منطقه شهره دریانوردی و کشتی سازی را مال خود میکنند.

تصویری از دهه 50 منطقه

کوسه سر چکشی عکس سال 1364

 

 

نشانه ها و سمبل های حیات

           آرامش متعلقه بعلت حضور در محل، ناشی از تعلقی است که به فضا و مکان دارید. حس زندگی و سر زندگی، ناشی از مشاهده، حرکت و حس لمس عناصر سازنده فضا ( کف ها ، دیواره ها، سقف ها) که عمدتا از جنس مواد طبیعی مثل خاک ، چوب و گیاه، شکل گرفته، و در ترکیب این عناصر با یکدیگر و ایجاد فرمهای ساده به حجم درآمده اند . از طرف دیگر ارتفاع انسانی حجم ها ( دیواره ها، بادگیرها و عرض مناسب معابر)، و تناسبشون با یکدیگر، آن حس غریب، که ما شهری ها در مسیر تردد از شبکه و فضاهای شهری نصیبمون میشود، دست نمیدهد.

حضور و زندگی در فضاهای شهرهای صنعتی و وجود حجم های بلند و عظیم سنگی، بتنی و یا فلزی بعلت عدم تناسبات انسانی و همچنین وجود وسایط نقلیه پر سر و صدا و نا مانوس با طبیعت و ذات انسان ، باعث تحقیر و کوچک شدن انسان ها میشوند .

                             

      برشی از یک بافت محلی

 

        از روستا بگویم ، که با هجومی که بومگرد نشینان به این منطقه آورده اند، حس حضور در روستاهای دهه های قبل، کمتر به ذهنت جا خوش میکنه و حس این تغییرات ، نگرانت میکند. شهر نشین که آمد خوب معلوم است که خودش را نمیتواند با این فضای انسانی وفق دهد و شکل بگیرد ، ناچارا شکل میدهد.

          مگر چند در صد این شهری ها با تفکر آقای دکتر نادعلیان به اینجا وارد میشوند؟ ایشان بعد از اتفاقاتی که برایشان در هرمز رخ میدهد ، آنجا را رها کرده و به این روستا می آیند و به برگزاری آموزش به زنان روستائی برای خودکفا شدنشون کمک میکنند. و بودن در منطقه و آموزش و گیرایش از مردمان را به های و هوی بومگرد پذیرها ترجیح میدهند.

             با بازسازی و سرپا نگهداشتن خانه ها و مرمت بافت روستا حرجی نیست ، اما حریم و ضابطه برای تعیین این حرمت های هویت دار ، نیاز به شناخت و بررسی دارد .  به همان مطلب ابتدای سفرنامه مراجعه می کنم، که مردم اینجا دنبال افزون مالشون نیستند، البته که زندگیشون مثل بقیه آدمهای وطن، وضعیت مناسبی نداره و عدم تامین معاش در وجنات بچشم میخورد.

مردمان اینجا همانند نقاط مسکونی روستائی و بعضا شهری، به اموری که به دریا، این همسایه نازنینشان که مبدا تمامی خوبی ها و برکات ناشی از بهره روزگار است، گذران عمر می کنند. خب طبیعی است، که چشمشان به دریا و به دستان توانمندشون باشه ، چون در این ناحیه از سرزمینی که در آن متولد شده اند، به غیر از رنگ آبی دریا فقط رنگ خاکی زمین به چشم میخورد. زمینی که به علت دما و تف گرمای بیش از 6 ماه از سال امکان قرابت با آن را ندارند و تلاش برای بارور کردن آن نتیجه ای نداشته است. پس نباتی نمی روید ، به غیر از درختان نخل که وجود با برکتشون در حیاط های کوچک خانه ها در ترکیب با بادگیر ها، تنها المان هایی هستند، که در ترکیب بندی منظر روستا، جلوه بصری زیبایی خاصی را نمایانگر کرده است. درخت ثمرمند دیگری بهره نمیدهد و جانوران چندانی،  تاب و توان زیست دراین ناحیه را ندارند.

مشکلات دهه های اخیر که بیشتر آن ناشی از عدم تامین زیر ساخت های اقتصادی که مستقیما روی امکانات پیشرفت فعالیتهاشان دست گذاشته است، بچشم میخورد. این در جا زدن با گذشت نزدیک به 40 سال از سفر قبلی من به این منطقه و مقایسه آن، مشخصا خود را عیان می کند.

پس می ماند دریا و دریایی که میتوان دل به آن زد و دل به آن سپرد با همه نعماتش از جانوران آن قوت گرفت، به مرواریدش رسید و لنجی چوبی ساخت که با آن در برابر امواج قد علم کرد و یا به اطرافی سر کشید و بهره داد و بهره برای مردمان خود گرفت. و شاید هم بایستی پذیرای زمانی باشند که با پشت کردنش، تلخی هایش را هم به مردمان این خطه نشان بدهد .

پدیده جزر و مد

از جمله پدیده های منحصر بفرد کناره خلیج، وجود جزر و مد است . تا زمانی که پدیده زیبا و تاثیر گذار جذر و مد ، با چرخه کار و زندگی مردم منطقه مرتبط است، به ارتباط با دریا بیشتر میشود پی برد. اسکله نشینان بخوبی از این پدیده در زندگی حرفه ای خود استفاده میکنند. مشخصات اجرائی این پدیده، در عکس ها بخوبی مشخص است.

ارتفاع تغییرات سطح آب بطور میانگین حدود 2 متر است که با توجه به تراز و دریک امتداد بودن خط افق زمین، ماه و خورشید به حداکثر کشش سطحی آب و بالا آمدن میانجامد و در زاویه حداکثری 90 درجه آن به حداقل .

. . . . . . . . . . .

بخش قدیمی روستا جاذبه های بیشتری دارد ، و در مقایسه با ساخت و ساز سالهای اخیر همچنان هویت منطقی شکل گرفتن بافت روستائی خود را، تا حدودی حفظ کرده است. در آن زمانی که مردم برای ایجاد سرپناهشون به میزان لازم از زمین استفاده میکردند، رعایت حدود و حریم و احترام به همسایه را داشتند. سعی بر برتری خود توسط ملک خود بر دیگران را نداشتند، مواردی که نه تنها در شهر ها، حتی در بخش های توسعه یافته همین روستاهای اطرافمون نیز نمی یابیم.

این برتری ها در تعیین و استفاده از مصالح ساختمانی نیز به چشم نمیخورد و اینجا وقتی که به آرامش میرسیم ، دلایلش رخ نمون میشود و اینجاست که می فهمی چرا دیر شده است .

مردم صبور این ناحیه نیز برای رفع تشنگی، مشکلات مناطق با اقلیم مشابه را دارد و به همین دلیل با  تکیه بر فراست خود، به تمهیدات ساخت آب انبار و یا چاه های متعدد، برای ذخیره آبهای پراکنده و غیر فصلی اقدام نموده اند که در زمان خود مثمر بوده است . اما با رشد جمعیت و تغییر نحوه آداب زندگی مردم، منابع یاد شده عملکرد خود را از دست داده اند.

 تغییر نحوه زندگی با ورود گردشگران غیر بومی، باعث تاثیر پذیری فرهنگ مردم بخصوص جوانان و نوجوانان روستا نیز شده است.

وجود سوپر مارکتها ، رستوران ها ، وسایل ایاب و ذهاب ایشان و عدم رعایت نحوه زندگی روستایی ، آرامش خاص و ساختار اصیل و با هویت را دچار خدشه نموده است. عادات غذائی مردمان روستا غذاهای ساده و بدون پوشش بسته بندی های پر زرق و برق بوده است که با جایگزینی محصولات فوق، عادت جمع آوری این لفافه ها از سوی ایشان مهم نبوده و همین باعث انبارش زباله ها و البته بعلت رطوبت هوا، سرعت انتشار و عدم تبدیل و بازیافت، مشکلات آن چند برابر مناطق خشک، شده است .

گفته شد که مردمان ارتزاق خود را از جانداران دریا تامین می کنند. گونه گونی و نحوه مصارف و زمانهای بدست آوردن این جانداران ، و پراکنش وسایلی که برای سهل نمودن دستیابی، بدان نیاز است، موجب اشتغال در زمینه و بخشهای مختلف شده ، به حیات منطقه کمک نموده است .

در کنار برآورده کردن قوت زندگی ، نیاز های اجتماعی در این مناطق به علت عدم ارتباط با مناطق دیگر ، وجه متمایزی دارد. که کم کم به آداب و رسوم تبدیل شده ، فرهنگ بومی شکل میگیرد، که نمود آن در روابط مردم با یکدیگر ، ایجاد هنر های مردمی و همچنین در تنظیم و شکل گیری جهات زندگی جمعی از پوشاک و لباس تا وسایل رفاهی زندگی خانواده و اجتماعی شده است .

 

یک قایق کوچک ” حوری” با چوب یک تکه

بندر کنگ 

 

 

کنگ شهر دریانوردان و  کشتی سازان

کنگ به شهر دریانوردان و کشتی سازان معروف شده است و همه این رسیدن ها ممکن نیست، جزء به تلاش و پویایی مردم این شهر برای ایستادن در مقابل ناملایمات جبری منطقه و روزگار.

عکس هایی از بندر کنگ – سال 1364

  عکس های هوایی بندر کنگ در دهه 90 از کتاب خانه های تاریخی کنگ وزارت مسکن و شهرسازی

موقعیت جغرافیایی بندر کنگ در استان هرمزگان

هر چه از ابهت این شهر بگوئیم زیاد نگفته ایم. شهری که در گذشته دور با اتکاء به توان و دلاوری مردمانش نگین درخشان درکناره خلیج فارس با نام لشتان لقب گرفته است. وجود کانالی از زیر قلعه لشتان تا دریا نشان از گذشته پر از رمز و راز این شهر دارد.

قلعه تاریخی لشتان

در پشت صحنه این همه توانگری، شهری باید باشد با مردمانی با اصالت ، با هویت و وجودی پر از مهر و صفا . همه این ها برگرفته از وجود گرمای هوا، آبی دریا و عشق به تلاش دور از هیاهوی مرکز نشینان.

تاریخ حکم به پایمردی ساکنین این منطقه دارد. چرا که دیگران همواره و در سالیان دور چشم به استفاده از نعمات اینجا را داشته اند، و آنچه باعث حیات اینجا شده است پایمردی ساحل نشینان بوده است.

وجود بافت مسکونی و کیفیت منازل مسکونی، آدمی را دلخوش میکند . زیرا در سالهای اخیر اکثریت شهر ها و روستاها یا با پدیده مهاجرت و لاجرم از بین رفتن کلی روستا مواجه شده و یا کیفیت ضعیف اجرا در مرور زمان و عدم رسیدگی ساکنین، باعث تخریب فرسایشی بافت شده است.

تصویر هوایی از قسمتی از شهر در دهه 90

 

توجه به اقلیم و جغرافیای منطقه در این شهر مشابه نقاط دیگر شهرهای میهن، نیز کاملا بچشم میخورد. اصلی ترین نماد و سمبل تاریخی منزلگاه های سکونتی، (همان بادگیر ها)، نیز بطرز چشم گیری خودنمائی میکنند. بادگیر هادر سالهای اخیر به المان و جاذبه شهری ( هر چند با وجود دستگاه خنک کن و حذف عملکرد بادگیر ها) تبدیل شده اند.

پس از بادگیر ، نحوه استقرار واحد ها ، فضاسازی و معماری مناسب مناطق، معماری درونگرا و پشت به تابش و گرمای آفتاب ، استفاده از حیاط مرکزی، استقرار فضا در لبه دوم حیاط ، بکارگیری دتایل های اجرایی ساختمانها از جمله دیوار های خشتی ضخیم، دست انداز های متفکرانه در بام ها جهت چرخش ها و جلوگیری از تابش مستقیم از مهمترین وجوهی است که در این شهر در بافت تاریخی شهر بچشم میخورد .

 

کاشت حداقلی درختان نخل ، گاروم زنگی ، انجیر و درختان غیر مثمر در حیاط و ……….. باعث ادامه حیات و اتصال به محیط زیست انسانها ، در این شهر شده ان

اخیرا نیز شهردار علاقه مندی نیز ، مجدانه از حفظ ایده های معمارانه و شهرسازی که باعث حفظ هویت شهری شده اند، به حفظ این بوم شهر کوشش نموده و دستور لازم توسط وی به حفظ و وجود بادگیر و عدم تخریب آن، اعلام شده است.

در بافت محلی ، وجود کوچه و معابر پر پیچ و خم که نمونه های آنرا در شهر و روستاهای خطه جنوب برای همخوانی و همسازی با اقلیم میبینیم، از شاخصه های بافت است .

کنگ شهر دریانوردان و  کشتی سازان

وجود دریا از طریق اقیانوس هند ، باعث شده است مردمان این منطقه به فرا دست ها فکر کنند و این که چطور میتوان به آن دور دست ها دسترسی پیدا کنند و در فراخور این دسترسی در درجه اول قوت افراد خانواده خود فراهم کنند و پس از آن، آنچه که از این ارتباط ما حصل میشود ، برای منطقه و دیار خود زیبنده کنند.که پس از کسب رزق و روزی، لایه های بعدی این ارتباط و ….. حاصل می شود.

در درجه اول این ارتباط که فقط از طریق بصری حادث میشود، لاجرم ارتباطات وضعیت پیشرفته خود را از طریق گفتاری و شنیداری، آموزشی میشود برای بسط فرهنگ مردمان مناطق مختلف. همین است که مردمان اینجا دنیا دیدگی را از طریق دریا دیده گی آموزش میبینند و به مناطق دیگر مرز و بوم منتقل میکنند.

برای همین است که وقتی با مردمان جنوب برای اولین بار آشنا میشوی، انگاری سالهاست که ایشان را دیده ای و به سرعت ارتباط فراگیر و بسرعت در ارتباط با ایشان احساس آرامش و رفاقت قدیمی پیدا میکنی.

 جغرافیای منطقه را که نگاه میکنی ، لبه هایی از قاره آفریقا از یک سمت و لبه های شبه جزیره هند، 3 راس مثلث را با بندر کنگ میسازند.  این ارتباط و این اتصال برای اولین بار چقدر غریب و شگفت انگیز بنظر می رسیده است. اما همانطور که گفتم، این همدلی و ارتباط نیاز به گویش و شنیدار ندارد و همان نگاه اول و پس از آن هم دلی ، باعث ارتباط اقوام شده که نتایج آن، همان دریا دلی مردم منطقه است ، که نتیجه آن شکل گیری فرهنگ عمیق اجتماعی و کمتر درون گرایی شده است.

 اولین شهر هایی که برای ارتباط مناسب بنظر میرسه بندر مومباسا ( کمی پائین تر از خط استوا) در کناره شرقی کنیا هست.  و راس دیگر مثلث بندر بمبئی هندوستان بوده است. و این یعنی بروز تولدی جدید با ارتباط با دو فرهنگ از دو بخش از گیتی.

ارتباط کنگ با مومباسا و بمبئی، 3 شهر تجاری در یک فضای بین المللی

 

 

 

جهاز( لنج )  و کشتی سازی

در مصاحبه با دریانورد 80 ساله کنگ، آقای حسن زاده که پدرش از جمله اولین دریانوردانی که به این منطقه سفرمیکند شنیدیم، مصائب و مشکلات و البته رهجویی و رهپویی این دریا دلان را که به عشق گذران زندگی به چه تلاشهایی که دست نمی زنند. در کنار دریا نوردی و ماهیگیری، توربافی، جمع آوری و فروش صدف، خشک کردن ماهی، کشتی سازی و معاملات دریایی ، حمل و نقل کالا و تعمیر لنج و قایق ها میسر است.

تاریخ کنگ لبریز از حوادثی است که ناشی از عشق به دریا ، از طریق عشق به زندگی و بخاطر خانواده بوده است. فراوان خاطره از رفتن لنج و کشتی ها به سفر دریایی بوده است که بی بازگشت بوده اند . که از جمله برای ثبت در سفرنامه میتوان به نامهایی چون ” عبداله ملا” و ناخدا” محمد حسن مد عبداله”  و ” حاج یوسف احمدعبدالرحمن” و در سال 67 حاج عبدالحمید گلبت” و پسرش ” محمد گلبت” را میتوان نام برد.

. . . . . . . . . . . . . . .

همانطوریکه گفته شد ، محور اقتصادی مردمان این منطقه وجود دریا و کشتی است.

پس طبیعی است که تولید، راهبری، خدمات، تامین نیروی انسانی و در نهایت بروز رسانی و آماده نمودن این وسیله مهم در تولید، نیاز به شکل گیری مهم ترین تعمیرگاه و پارکینگ جهاز در زمان نه چندان دور، و کشتی و لنج امروزی دارد.

در حال حاضر کرایه پارک هر لنج روزانه 3 میلیون تومان است که این فقط شامل هزینه های انتقال و جابجایی و پارک کشتی است و هزینه های تعمیرات بطور جداگانه توسط تعمیرکاران حرفه ای با قراردادی از سوی مالک کشتی پرداخت میشود.

متاسفانه کشتی های چوبی آخرین روزهای حیات خود را میگذارانند و سالهاست جای خود را به کشتی های فایبرگلاس داده اند. هر چند دیگر چوب مناسب کمیاب و گران و توسعه مشتقات نفتی هم باعث این اتفاق شده است.

از جمله مشکلات کشتی ها سوراخ شدن بدنه در اثر ضربه ، استهلاک و موارد دیگر است که توسط استاد کاران مرمت میشوند.  پروانه ها نیز در اثر خوردگی آب باعث زنگار و پوسیدگی میشوند که باید رسیدگی شود.

دیدار از این زیباترین پارکینگ دنیا ، آنچنان سرگرم کننده است که شاید ساعات زیادی را بتوان در آن سیر کرد.

اسکله صیادی در مناطق جمعیتی جای خود را در کناره دارد و اینجا نیز مستثنی نیست .

قلعه لشتان

دیدار قلعه لشتان همان قلعه ای که پرتقالی ها در زمان تسلطشان بر منطقه از جمله پایگاهشان بوده ، از دیدنی های بندر است . هر چند که بعد از دیدار این بخش احتمال سکنی گزینی مردمان بسیار قدیمی تری را در قلعه میتوان داد. ارتفاع قلعه بیش از 100 متر از محوطه اطراف است . این همان قلعه ای که با حفر چاهی از طریق کانال افقی به دریا ارتباط داشته و در مواقع اضطراری استفاده نظامی شده و آنرا مستقل از اطراف می نموده است . سطح قلعه در حدود 3 هکتار تخمین زده شده است. وجود آب انبار های کوچک، چاه های کوتاه ، دخمه ها و دیواره های بدون سقف توسط سنگ های برش نخورده و ملات محلی و طاقچه های متعدد نشان از قدمت سکونت اینجا دارد.

 آداب و رسوم و سوغاتی

 به گفته ریش سفیدان بندر، آئین ازدواج که موضوع فضای حجله و مراسم آن، از این بخش از هندوستان به این قسمت از کشورمان وارد شده است، و این نتیجه همان تعلمل بین فرهنگ هاست.  از جمله صفات و آداب مردم ، توجه به آرامش و پرهیز از تند خویی و توهین به افراد دیگر می باشد، که بسیار جالب است. و دلیل بسیار منطقی برای اثبات این قضیه وجود دارد و آن اینکه کار و اقتصاد اصلی مردم این شهر بر مبنای ارتباطات تجاری میچرخد و در صورت اختلاف که کوچکترین آن اختلافات خانوادگی است، تا  بزرگترین آن که بروز جنگ است، به مردم محله و تا بروز آن بین شهر و یا کشور ، صدمات بسیاری به اقتصاد وارد میکند و نتیجتا مردم این منطقه لاجرم باید طرفدار صلح و آرامش باشند تا مناسبات و پایه زندگی آنان به مشکل بر نخورد. و چنانچه طرف مقابل هم تمایل به جنگ داشته باشد که معمولا پایه جنگها ، بروز مشکلات مادی است، مردم این منطقه سعی در حل مشکل مادی طرف مقابل دارند.

مردم منطقه را دروغ شامل نمیشود و از آن زمانی که طرد این گونه از اشخاص در مناسبت های اقتصادی و اجتماعی را شامل شده است ، از فضای مردم و جامعه رخت بر بسته است.

پدران به فرزندانشان توصیه میکنند که محتاج و حقوق بگیر دولت های خود نباشند ، چرا که به محض بستن کیسه انتهای هر ماه ، شرایط زندگی تحت تاثیر نابسامانی قرار میگیرد و از سوی دیگر این امر ، باعث انتظار رسیدن به آخر وعده زمانی را خواهد داشت که سبب اتلاف وقت و سرعت در مسیر زمان خواهد شد و این بسیار رشک برانگیز است.

موسیقی همانند نقاط دیگر جنوب، از جمله آداب و عادات عمومی و زیبای مردم است، این موسیقی از زمانیکه صیادان به جمع آوری تور میپردازند، شروع شده و تا نیمه های شب که فارغ از فعالیت های فصلی و در کنار یکدیگر است، به این عادت مبادرت میورزند .

از جمله دیگر آداب این دیار ، شروع سال از ابتدای امرداد است که با 3 بخش 100 روزه و یک بخش 65 روزه شکل میگیرد.غروب مصادف با 12 شب به وقت مرکز نشینان است و از آن به بعد شامل روز بعد میشود .

از جمله سوغاتی های این منطقه ترکیب پشمک با شیره خرما که معجونی بسیار شیرین بدست داده به همراه چائی خورده میشود . و از جمله انتقال چای های عربی ( چای ماسالا یا چای کرک) به این منطقه نیز به حساب می آید .

المان های شهر کنگ

             

خانه های تاریخی کنگ

 

از جمله ماخذی که برای رویت تصویر خانه های تاریخی کنگ وجود دارد ، کتابی است که توسط وزارت مسکن و شهرسازی توسط خانم شیوا آراسته تهیه شده است.

تصویر روی جلد کتاب

در این کتاب به 12 دستگاه خانه تاریخی اشاره میشود ، که احتمالا امکان بررسی و تصویر برداری آنها در آن تاریخ ممکن بوده است و بنظر میرسد تعداد این خانه ها در آن تاریخ بیشتر بوده است.

اسامی 12 خانه تاریخی در کنگ

  1. خانه عبدی
  2. خانه گلبتان
  3. خانه کرچی
  4. خانه علی گلبت
  5. خانه یونسی
  6. خانه کویتی
  7. خانه علی گلبتان
  8. خانه رشید
  9. خانه حسن کنگی
  10. خانه ابراهیمی فرد
  11. خانه ایمنی
  12. خانه صیدایی

قصد روئیت همه این 12 خانه را دارم که متاسفانه فقط موفق به دیدن چند تائی بیشتر نمیشوم. چیزی که من از جمله بیشترین هدف از سفرم به این شهر بوده است .

از جمله این خانه ها خانه یونسی ، خانه کرچی، خانه اقامتگاه مهره سرا و خانه گلبت است و موفق به دیدار خانه بسیار زیبای گلبتان و نیز خانه عیدی و ………. نیز  نمیشویم .

پلان خانه تاریخی عیدی

تصاویری از خانه بسیار زیبای عیدی

 

عکسهای  از سفر دانشجویی کنگ سال 1364

جزیره هنگام

 

در بخشی از سفر، فرصت دیدار از جزیره هنگام بدست آمد ( بخاطر طوفانی شدن دریا ، علیرغم آمادگی از جزیره هرمز امکان دیدار مهیا نگردید) . هر چند دیداری کوتاه از این گوشه از میهن دست داد، اما مقدمه ای شد برای شناخت امکانات و پتانسیل های این بخش از سرزمین فراموش شده میهن.

 همجواری صخره های بلند با دریا ، که بستری برای زیبایی های جذاب این منطقه( محل زندگی لاک پشت ها، ساحل نقره ای، بخاطر وجود سیلیس سنگها و وجود دلفین های دریایی) که خوشبختانه بعلت هجوم توریستها در ماه های اخیر، امکان پیاده شدن آنان، ممنوع شده است.

نقاط مسکونی جزیره در سالهای اخیر به دو بخش تقسیم و شکل گرفته است .

بخش جنوبی آن که هنگام قدیم نام دارد ، بعلت مشکلاتی که از طرف ایادی دولتی برای ساکنین در حدود سالهای 64 شکل گرفته، ترجیح به مهاجرت و سکونت در امارات را به خود داده و این منطقه به مرور خالی از سکنه و به ویرانه ای بدل شده است.

رها کردن بخشی از سکونتگاه جنوبی ، که به هنگام قدیم نام گرفته 

دیدن هر یک سانتیمتر آن ، حس غریبی را بدست میدهد. آنقدری که احساس بیگانگی در تو پدیدار میشود. قطعا جدا و رها شدن از این خاک برای ساکنان آن، آنقدری پر از اوهامات است که بایستی از زبان خود آنان بشنویم . . . . . . . . . . . . .

ساحل زیبای خلیج در مجاورت منطقه مسکونی هنگام قدیم

و البته این درخت زیبا

و . . . . . . .

هر خط با هر شکل و وضعیت در مسیر خود ، ابتدا و انتهایی دارد و سفر ما از نقطه ابتدای  این خطه زیبا به پایان خود نزدیک میشود.

سرزمین ما بسیار بزرگ و بسیار غنی است. با جغرافیای متفاوت . از شمالی ترین تا جنوبی ترین نقطه آن. که با طی 2 ساعت از گرمترین روزهای آن میتوان به نقاط خنک و سرد عبور و سفر کرد .

کوه ها و ابرها ، صحراها و جنگل ها، کویر ها و جاده ها ، رودخانه ها و دریاچه ها ، مردمان و فرهنگ هایشان ، رنگ پوست و رنگ چشمانشان، زبان، گویش ها و پوشاکشان ، خوراک ها و نوشیدنی ها، پرنده ها و جانوران   ……….. شاهدی بر این مدعا هستند .

تهیه و تنظیم : مسعود کاوسیان

Share

نوشته سفر خاطره دوران دانشجویی به جنوب لافت و کنگ اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d9%87-%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%ac%d9%88%db%8c%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d9%86%d9%88%d8%a8-%d9%84%d8%a7%d9%81%d8%aa-%d9%88/feed/ 1
سفر خاطره جنوب غرب – بوشهر https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d9%87-%d8%ac%d9%86%d9%88%d8%a8-%d8%ba%d8%b1%d8%a8-%d8%a8%d9%88%d8%b4%d9%87%d8%b1/ https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d9%87-%d8%ac%d9%86%d9%88%d8%a8-%d8%ba%d8%b1%d8%a8-%d8%a8%d9%88%d8%b4%d9%87%d8%b1/#respond Mon, 16 Oct 2023 15:45:17 +0000 https://kanoonirangardan.ir/?p=19888   این سفر، مثل سفر هایی که براش دورخیز زیادی ...

نوشته سفر خاطره جنوب غرب – بوشهر اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
 

این سفر، مثل سفر هایی که براش دورخیز زیادی کرده بودم، بر پا و مهیا شد.

 

سفر به بوشهر چون همیشه کاری بوده بنابراین با عجله و برای جلوگیری از اتلاف وقت ، هوائی انجام میشده است. و من اعتقاد دارم ، چنانچه بخواهیم حداکثر استفاده از سفر را ببریم ، باید حس جابجایی مکان با سرعت کم و با عبور و گذشتن از فاصله ها صورت بگیرد . منظورم از فاصله ها بعد مکانی است. هسته های جمعیتی ( روستاها ) با فواصلی اندکی که با هم دارند، باعث انتقال فرهنگها و آداب رسوم از نقطه ای به نقطه دیگر میشوند. و گونه گونی آداب  و رسوم در سرزمین بزرگمون بسیار متفاوت است. حال چنانچه بخواهیم طیف این تغییر را حس کنیم ، فقط با جابجائی بطئی و تماس با آدمیان بعنوان هسته های جمعیتی، آب و هوا ، جغرافیا و تنوع فرهنگی است، که ممکن میشود و این سیر حرکتی که البته اتفاقات تاریخی نیز به درک موضوع کمک زیادی میکنند .

       با این مقدمه توجیه سفر با ماشین برایم مسجل شد . و بعد از سفر این حس کاملا برایم تداعی شد که سفراز تهران تا بوشهر که بعد از یک ساعت و نیم از گذشت زمان و در یک حجمی از خلا بسته ، و با اعلام کمک خلبان  که به بوشهر رسیدیم ، هیچ گونه حس سفر و جابجایی به من نمیدهد. آخر چطور میشود یک ساعت و نیم پس از یک جابجایی ، به تو بگویند وارد یک فضایی میشوی که با زبان تو سخن نمیگویند ، پوشش لباسشان مانند تو نیست ، آداب و عادتشون چیز دیگری است، غذاهاشون ، برخوردشون ……… و خلاصه همه و همه چیزشون را در این زمان کوتاه نتوانسته ای هضم و درک کنی.

      به هر حال برای رسیدن به بوشهر با این فاصله حدودی 1000 کیلومتری از مبدا، و زمان بیش از 13 ساعت با ماشین ، ( پیاده آن  9 شبانه روز)، بدون توقف برای من و ماشینم امکان نداره. پس با همسرم فکر کردیم که یک شب در اصفهان و یک شب هم در سی سخت بگذرانیم . که هم بار سفر را سبک کنیم و هم از زیبایی های اصفهان و هم از طبیعت زیبای ، سی سخت یاسوج، که در پناه دنای پر از شکوه و زیبایی بنا شده است، بهره مند شویم.

روز اول :

        سفر را صبح 11 اسفند در یک 5 شنبه زیبا به قصد اصفهان آغاز کردیم.مسیر اتوبان قم ( صرف صبحانه کنار جاده ) عبور از کاشان همیشه خاطره انگیز دو راهی اردستان با خاطره های سالهای دانشجویی  و عبور از نطنز آرام و مسحور کننده ، که متاسفانه برنامه ای برای توقف و بازدید آنجا نداشتیم و بعد از عبور از این شهر زیبا، ساعت 12 به اصفهان نصف جهان رسیدیم. برای سومین بار به خانه تاک رفتیم . خانه نقلی تاریخی با  3 اتاق  5 دری و 3 دری . دق الباب کردیم و به حیاط کوچک و خوش مقیاس آن وارد شدیم . آبنمای کوچک 8 ضلعی آبی رنگ اولین چیزی است که با نگاهت تلاقی دارد. که با پیرامون بدنه زیبای اتاق ها در 4 وجه تعریف میشود . تناسبات سه وجهی و 3 بعدی فضاست که آرامش را به آدم منتقل میکند و احساس میکنی که اینجا حالت خوب میشود . به یاد خانه پدری می افتی و دلت میگیرد. دلت نمیخواهد که از حیاط بگذری و به اتاق وارد شوی . خوشبختانه اشراف خاصی از پلاک های مجاور به این حیاط مشاهده نمیشود و این بخاطر وجود خانه در محله قدیمی شهر است( خیایان میرداماد منشعب از خیابان طیب) که پیاده تا میدان نقش جهان راهی نیست( 15 دقیقه ).

گفتم خانه تاک . تاک بی برگی ( در این فصل ) در این فصل، که در حیاط جا خوش کرده،  و مرکز ثقل حیاط را با خود همراه میکند که تنها نباشد و البته بوته یاس بزرگی که تازه جوانه زده و منتظر گلهای بنفش رنگ معطر خودش است. و همچنین میزبان ( خانواده 3 نفره)  با ذوقی که خانه را بالاتفاق مدیریت میکنند.

از همه با نشاط تر نیمکت چوبی بزرگی است که در زیر آفتاب دلچسب این روزها ما را به مهمانی خود دعوت میکند. در گوشه دیگر حیاط و در داخل یک مهتابی کوچک ، صاحب خانه کرسی چوبی قشنگی را جانمایی کرده که در ارتباط مستقیم با هوای عصر و غروب در محوطه باز حیاط، بسیار دلچسب است.

در و پنجره های چوبی که مهمترین عضو پوسته بدنه مشرف به حیاط ، با پتینه سبز و قهوه ای خود نمایی میکنند و البته پرده های توری پشت پنجره به این زیبایی جلوه خاصی داده است.

در بین مکان هایی برای اقامت، خانه بخردی و خانه سمائیان که البته هر دو اتاق های بیشتری نسبت به اینجا دارد ، را در سفر های قبلی تست کرده ام . اما این خانه نقلی خیلی صمیمی تر است و دقیقا حکم خانه پدری را دارد.

انتخاب محل اقامت همیشه مهم بوده و تنها راه انتخاب ، دیدن محل و بودن حداقل یک شب ، لازم است و ما در این سفر برای انتخاب مکانی که اولین بار قصد اقامت داشته ایم ، این مشکل همراهمون بوده است.

اتاق 3 دری جنوبی 2 خوابه

                                                       میدان نقش جهان

           سپس قبل از غروب آفتاب پیاده به میدان نقش جهانی میرویم که همیشه دیدنی و پر از هیجان است. به روی تراس بازار قیصریه میرویم و از آن بالا میدان و شلوغی های شب عیدش را ( به ضرب صرف قهوه و فرنی سرد ) مناظره میکنیم.

غروب دل انگیز میدان را با دوربین قرضی کسری و چند تا تایم لپس زیبا ثبت میکنم .یک دور کامل مغازه های گز فروشی، آنتیک ، . . . . دور میدان را می زنیم و رومیزی های قلم کاری و هنرمندی های آقای زابلیان را که مشغول چاپ با رنگ آبی ( ترکیب آبی نیل با کتیرا)  است می بینیم، که آخرین ضربه های تاریخی شابلون های چوبی را روی پارچه میزند………

سری به هنرمند افغانی مقیم سالهالی دور اصفهان با کارهای آهنی و مجسمه هایی از پرندگان که با ورق سیاه آهنی میسازد، می زنیم . می گوید زمانی 22 تا شاگرد داشته و حالا با 5 نفر . قیمت یک پرنده کوچک سایز گنجشگ 420 هزار تومن . شام را با یک بریانی در یک رستوران معمولی بسر می کنیم .

روز دوم :

صبح زیبا را در اتاق زیبای 3 دری خانه تاک چشم بازکردیم . و البته خواب راحتی بعد از اولین شب سفر بود و شاید هم بخاطر گل بارسا به رئال در ال کلاسیکوی دیشب بوده باشد. حس بودن و آرامش در این خانه عجیبه و این دقیقا بخاطر معماری خانه است شک نکنیم. صبحانه در زیر کرسی توی حیاط میخوریم که تا بحال سابقه نداشته . مواد صبحانه در ظروف زیبا در یک مجمعه مسی . بی نظیر و زیبا . آنقدر فضای خانه دلچسب است که دلمون نمیخواد رها شویم و برنامه با تاخیر انجام و خروج از اصفهان ساعت 11 رخ می دهد.

جمعه 12 اسفند . بطرف سی سخت

جاده بروجن

مسیر بروجن (در استان چهار محال و بختیاری) را انتخاب میکنیم. زیرا در نقشه های گوگل مناظر زیبای کوه دنا را در پیش دارد و البته شهر بعدی یاسوج (مرکز استان کهکیلویه و بویر احمد) خواهد بود. مسیر در این فصل بسیار زیباست . کوه های بسیار بلند و برف گیر و در بعضی موارد سبزی دشت ها در کنار رنگ قهوه ای زمین های کشاورزی ، منظره ای رویایی بدست میداد ، عکس و عکاسی ثابت کرده است که حافظه و بیان موضوع برای ثبت تصاویر کافی نیست ، بنابراین هر لحظه نیاز به ثبت تصویر به ذهن متبادر می شد . بعد از بروجن به استان کهکیلویه و بویر احمد وارد شدیم و اینجا جنگل های درخت بلوط در کنار رودخانه و دشت های زیبا عقل از سر بدر میکرد. افسوس میخورم که چرا بعد از این همه سال، برای اولین بار این قسمت از ایرانمون را میبینیم. و همش افسوس گذشته برای درس در آینده. اما حال خوش است.

چناربرم ، دره دید به زاگرس

زیبائی های سلسله زاگرس خود نمائی میکند و بسیار مفرح و متنوع است ، و بهتر آنست که وقت بسیار بیشتری برای طی این مسافت میگذاشتیم، اما تحویل کلید از صاحبخانه در ساعت مقرر مشکلی است که قرارمان است. ناهار را در یک کافه کنار جاده در مسیر مقصد در ساعت 4 با ماهی قزل آلا صرف کردیم .

آداب و رسوم همچنان برقرار است ، یکی از افراد خوشنام روستا مرحوم شده و همه اهالی از اطراف و اکناف در مراسم تشییع حاضر شده اند.

ورود به روستای کریک ، سی سخت

 ساعت 5 به روستای کریک و با مهمانداری آقای اخلاقی( اقامتگاه دره سبز) روبرو شدیم . بایستی قبل از غروب خانه را تحویل بگیریم . خانه ای که دو اتاق بزرگ دارد و برای پذیرش افراد خانواده های پر جمعیت پیش بینی شده . هر دو خالی است .  اتاق بزرگی که براحتی گنجایش 10 نفر را دارد بهمون میدهدکه به شکلی روستائی مدرن و برای خانواده های شهری تزئین شده است .  بخاری دارد و اجاق گاز و سینک هم برای مهمانان در همون اتاق بزرگ مهیاست.

روستا و باغات کریک

اینجا کوهپایه قله دنا و با روستای پا دنا ( نزدیکترین روستا به قله ) فاصله نزدیکی دارد. قله ای که اتفاق نا خوشایند زمستان پرواز 95 را تا به ابد به یاد خواهد داشت. روستایی که خاطرات تلخ دسترسی و کمک به بازمانده های پرواز را در ذهن روستائیان، در  بهار بعدی و بعد از آب شدن برف ها دارد.

     کمی پیاده روی در باغ های اطراف خستگی پشت فرمان را بدر میدهد.  با ملاقاتی که با یک روستا نشین داشتیم ، متوجه کاشت برنج بسیار خوبی در این روستا شدیم. بخصوص که امسال با بارش برف زیاد ، برق چشمانش قابل پنهان کردن نبود.

شب مانی در یک اتاق روستائی در مجاورت طویله 3 اسب در کریک سی سخت حس بسیار خوبی داشت. شب نسبتا خوبی داشتیم و صبح با صدای انواع حیوانات بیدار شدیم که چقدر در نوع خود خاطره ساز بود.

روز سوم :

صبحانه را با نیمروی روی اجاق پیک نیک کوچک که در اتاق روبراه شده، صرف می کنیم . بیرون از اتاق سرد است .

به بام شهر سی سخت میرویم. شهر شیبدار و زیبا را دوری میزنیم و برای سفر های آینده ورانداز می کنیم و سپس خارج میشویم و پس از طی راه های پر پیچ و خم، ساعت 30/11 به یاسوج میرسیم.

       متاسفانه برنامه ای برای بازدید یاسوج نگذاشتیم و سریع از شهر خارج میشویم. ابتدا مقصد قائمیه را دنبال میکنیم . زیرا آنجا سه راهی است و امکان اشتباه در انتخاب مسیر جالب نیست. اسم قبلی آن چنار شاهیجان و مرکز شهرستان کوه چنار بوده است . ناهار را در رستوران خشایار بین راهی که نسبتا تر و تمیز است صرف میکنیم .

شنبه 13 اسفند : شهر باستانی 200هکتاری بیشاپور، 23 کیلومتری شمال غرب کازرون

شهر باستانی بیشاپور

           در تهران بیشاپور را زیر سر گذاشته بودم . اما حالا و در کنار جاده به یکدفعه تابلوی بیشاپور را در مقابل خود میبینیم . شاید فکر نمیکردم  در کنار یک شهر باستانی هستیم و مگر میشود بیتفاوت گذر کنیم . البته من حدود 10 سال پیش با گروه گردشگران جوان و از طریق شیراز به بیشاپور آمده بودم . اما این منطقه همیشه دیدنی است .بخصوص که همسرم آنجا را ندیده بود. به قول مامان جون گوگل کردیم و مسیر را پیدا و بعد از طی 12 کیلومتر، با کمی گشت و گذار به یکی از دربهای غیر اصلی رسیدیم ( جنوب غربی ) . درب اصلی شرق است. از نقطه پارک ماشین تا اولین بنا 11 دقیقه پیاده روی است .پیاده روی در فضایی متفاوت ، تجسم عادات مردمانی در شهری که هزاران سال پیش دقیقا در این مکان تنفس میکردند و ….  به بنای مسجدی میرسیم که احتمالا زمان حمله اعراب تغییر کاربری شده . از پایه ستون ها هر کدام بیش از 1 متر نمانده آکس دهانه های سالن حدود 4*4 است . دیواره های سنگی  با ساروج اجرا شده و اثری از سقف آن نیست. البته بنا ضعف در اجرا داشته است.

   پی سنگی که بار را بطرف اطراف منتقل کند ، مشاهده نمیشود.  به طرف مکان دوم میرویم . حمام 8 گوشه که فقط کنج هایش باقی است . ساعتها میشه فکر کرد که این مردم چه عادت هایی داشتند و البته بخشی از جواب ها را باستان شناسان داده اند . اما تخیلات و ایده پردازی ها همیشه چیز دیگری است.

       از مکان سوم فقط ستون های بنای یادبود باقی است که ارتفاعی حدود 70/6 متر داشته اند.

مکان چهارم معبد آب است بنایی بسیار باشکوه .که ماندنی ترین بنای شهر باستانی است و آن هم استفاده از سنگ و اجرای بسیار دقیق . مهندسی و با نقشه. با چینش دقیق و پر از ایهام. بر اساس یک طرح ، آب از رودخانه از طریق کانال ها منشعب شده و به داخل حیاط هدایت و برای عبادت زائران مهیا شده است.

معبد آب

مکان 5 ، آتشکده و سالن موزائیکی است که هندسه دقیقی داشته و دارد. بازدید از این مکان بایستی از ابتدای روز آغاز شود که محدودیت تاریکی هوا ، باعث سرعت دیدن بناها نشود.  محوطه بسیار دل انگیز و غروب شهر باستانی را هم تجربه می کنیم .

 به سمت دالکی روان میشویم . وسپس در ساعت 30/7 در تاریکی شب به برازجان میرسیم که البته بایستی از این شهر نیز گذر میکردیم و تاسف ندیدن نخلستان های بسیار زیبای آبپخش را بر خود غبطه میخوریم و سرانجام ساعت 8 به بوشهر میرسیم.

بوشهر ، شهر شعور و معنا

 

      سفر به بوشهر را من در سالهای نه چندان نزدیک ( 74 یا 75) استارت زده بودم. البته مثل بقیه سفرهای آن زمان  کاری بوده است. یعنی بخاطر انجام کار یا پروژه ای، رقم خورده شده بود. انجام پروژه های شیلاتی با شرکت آبزی گستر . برای تهیه طرح و نظارت بر اجرای یک کارخانه فرآوری میگو. در یک مدت کوتاه .

در آن سال قرار شد که تهیه طرح توسط من و براساس مطالعات مشاور انجام گرفته و نظارت بر اجرا نیز صورت بگیرد. استارت طرح را یادم نیست، اما میدونم که باید پروژه در زمان صید، جهت فرآوری ( شهریور ماه) به بهره برداری برسه . به هر صورت طرح وانتخاب پیمانکاران و انتخاب مصالح کارخانه بعهده من گذاشته شد. طرح سوله که انجام شد از مهندس حسینی دوست دوران دانشگاهیم که پیمانکار شده بودند ، خواستم که سوله را بسازند و باتفاق ایشان برای کنترل نصب به بوشهر رفتیم.

          محل اجرای طرح، بندر رستمی در 60  کیلومتری جاده بوشهر به گناوه بود که از شهر دلوار رئیس علی دلواری نیز گذر میکند.

       سوله بر پا شد و حالا نوبت پوشش دیواره و سقف بود که توسط پانل های ساندویچی، به شکل مدرن و با دوطرف ورق رنگی گالوانیزه به شرکت ماموت سفارش دادیم. که آنهم انجام، و بعدش انتخاب پوشش کف سالن که با توصیه من از سنگ چینی سفید سیرجان که کیفیت مناسبی داشت، تهیه شد و بعد از مراجعه به محل کارخانه سنگبری که در شوش بود، سورت انجام و سپس به محل کارگاه بندر رستمی ارسال کردم. البته سفارش ساخت درهای سردخانه که معمولا کشویی بود را به شرکت ایوانس دادیم که دفتر آن خیابان سهروردی و توسط دو برادر ارمنی اداره میشد .

بقیه تجهیزات و تاسیسات برودتی که جزء بهترین ها بود توسط همکاران مهندس تاسیسات به محل پروژه ارسال و جهت نظارت بر اجرا در نوبت های دیگری که امرداد آنسال صورت گرفت به کارگاه مراجعه و کار اجرا کنترل گردید.

      گرما و شرجی تابستان واقعا کار را سخت میکرد و البته معمولا کارها صبح اول وقت و نیز از 6 عصر به بعد انجام میشد. به هر حال پروژه با استانداردهای اتحادیه صنایع غذایی اروپا و با بهترین کیفیت استارت خورد . و محصول آن به کشور های اروپایی و از جمله اسپانیا صادر شد.

احداث کارخانه فرآوری میگو و ماهی سال 1375

پروژه کارخانه فرآوری میگو در همین جا تمام نمیشود . شاید انگیزه مهمی از سفر من دیدن دوباره این کارخانه باشد ، که مطلب آنرا در ادامه گزارش خواهم آورد. فعلا به بوشهر ساعت 9 شب شنبه  13 اسفند 1401 میپردازم.

  به خانه ای روی بام کافه لاله وارد میشویم . طبقه دوم را بازسازی کرده اندکه چندان دلچسب نیست. و ما به اجبار امشب را در این اتاق صبح میکنیم.

برای فرار از سر و صدای غیر قابل پیش بینی کافه، به ساحل برای پیاده روی میرویم و شام را با خوردن لوبیا و نخود محلی با افزودنی های فلفل، زنجبیل، دارچین، زرچوبه، بابونه و آویشن ساحل بسر می کنیم.

روز چهارم :

 یکشنبه 14 اسفند : بوشهر

    صبح را بخاطر رانندگی و خستگی روز قبل کمی دیر بیدار میشویم. نور صبحگاهی بعد از عبور از شیشه های رنگی اتاق به درون میتابد . صبحانه را در همین اتاق صرف میکنیم و برای تهیه یک خانه مناسب سلیقه ما ابتدا با آقای زائری( معرف مهندس مرباغی ) و سپس آقای مهندس چمکوری که از مهندسان میراث است قرار میگذاریم و بعد از دیدن 2  و 3 خانه به خانه ای که در دست بازسازی خودش هست و فقط سرویسش بازسازی شده قناعت میکنیم . البته خانه خوبی است که یک اتاق آن به ما ما داده میشه بابعاد 80/5 * 30/3 بارتفاع 90/3 ( این بلندی ارتفاع بخاطر ایست گرما در بلندی و مناسب بودن کف اتاق است ) و از همه مهمتر مسقل و بدون مهمان های دیگر. در محله شنبدی ، چسبیده به بازار در مجاورت خیابان انقلاب . نزدیک به کافه ناجی ( تاسیسس 1305 ) و ……

               

 خانه اقامتی با پله های بارتفاع 30 و طول 120 و تعداد 11 عدد

             

کافه ناجی تاسیس 1305 ، شاهد زنده تاریخ بوشهر چه قصه ها در این محل گفته شده و چه نسل هایی در اینجا به مظلومیت بوشهر شهادت داده اند

    این کافه در همیشه و حالا هم محل قرار هنرمندان برای برنامه ریزی کارهایشان بوده که البته خوراک ماهی مرکب آن معروف است.

موزه دریایی خلیج فارس

بعد از گرفتن اتاق عازم موزه دریایی جدید التاسیس در محله بهمنی شدیم که به تعطیلی نیمه روز رسیدیم . البته به موزه ساختمان کنسولگری انگلیس میرویم که در سال 1946  از ایران بیرون به بحرین میروند. و سیطره خود بر منطقه را وسعت میدهند( داستان جداشدن بحرین از کجا ها استارت میخورد.!!!!!) انگلیسی ها فقط بخاطر چپاول منابع و ذخایر به ایران آمدند و مطمئن باشید، هر وقت این منابع تمام شد حاضرند از ایران چیزی در جهان نباشد .

ساختمان زیبایی در این سایت بازسازی میشود بنام سبز آباد معروف که در سال 1236در دوره ناصر الدین شاه ساخته میشود. ادوات و اطلاعات دریانوردی در این موزه جمع آوری شده است. دریادار بایندر اولین دریانورد معاصر متولد 1288 است در این موزه شناسانده میشود.

   موسیقی در بوشهر جایگاه خاص خودش را دارد. عادتی که مردم در شب ها داشته اند نواختن موسیقی در خانه بوده است ، بدون هیچ پیشوند و پسوندی. اصلا عادت دریانوردی و ماهیگیری در سواحل بوشهر و اطراف منطقه ساحل با ریتم و وزن و موسیقی همراه است و اینطوری است که سازهای محتلف از قدیم الایام در اینجا پا میگیرد جزء هویت این منطقه میشود و انواع ساز های کوبه ای. نی و فلوت ها در اینجا متولد میشوند.

یک نوع ساز کوبه ای در موزه خلیج فارس

قدیمی ترین نقشه خلیج فارس

     ناهار را در رستوران مجاور دریا بنام سیاف میگذرانیم که چشم انداز زیبایی از خلیج فارس را از روی تراس آن و در هوای بسیار مناسب دارد. عصر پس از کمی استراحت و گردش در بافت قدیمی شهر زشتی ها ( که متاسقانه عدم رسیدگی و رها شدن خرابی های بیشتری را نسبت به سالهای قبل می بینم) و زیبایی ها را و البته بافت قدیمی را تجربه میکنیم . تجربه شهرسازی در سالهای دور در یک اقلیم متفاوت نشان از شناخت و شعور مردمان این دیار دارد.

کافه گلها و چای خوری در این مکان ، گشت در بازار شهر دیدار و شام در خانه حاج رئیس و چای خوری بوشهری در کوچه مجاور خانه حاج رئیس ، نشان از دیدار و همزیستی جوانان این شهر با یکدیگر دارد.

دید از کافه گلها

بافت تاریخی بوشهر که نشان از مقاومت برای زندگی و سر زندگی دارد

 

روز پنجم :

 دوشنبه 15 اسفند : بوشهر ، اسکله جفره

      ساعت 7 صبح ناشتا بطرف اسکله جفره میرویم بدنبال عکاسی و رویت تخلیه ماهی از لنج ها، که البته انتظار چوب زنی هم داشتیم که بعلت کمی ماهی برنامه ای برای اینکار ندارند و ماهی هور موجود مستقیم از لنج به کامیونتی که قصد کویت دارد پس از توزین و سورت جابجا میشود. با صاحب لنج ( آقای غریبی ) و همکاران بسر میبریم و شاهدی هستیم بر نقل و انتقال ماهی. که البته کمی هم با یخ قصد کاهش حرارت محیط را هم دارند . بعدا متوجه میشوم ، فصل صید نیست و این صید حالت قاچاق دارد.

اسکله جفره

پس از صرف صبحانه عالی در کافه ناجی و گشت بازار و بافت قدیم شهر نوبت رستوران عامو حسین در یکی از فرعی های خیابان انقلاب برای صرف قلیه ماهی است . که آن هم مثل صبحانه کافه ناجی جزء اعمال سفر بوشهر است. (مثل اعمال سفر مکه) .

     بعد از ناهار بطرف موزه دریایی (تاسیس 1400) با اختلاف 20 دقیقه رانندگی میرویم . قسمتی از شهر بوشهر که محله های مسکونی تازه ساز هم درآنجا بیش از بافت قدیم است بنام محله بهمنی که با بافت قدیم فاصله مکانی دارد.

موزه دریایی اقامتگاه سفیر و یا کنسول انگلیس قبل از دوران مصدق بوده است. که باز سازی شده و بسیار کامل و دیدنی است. اشیاء و بخش ها سعی شده است با سبک موزه داری جدید نمایش داده شود. و دانشگاه بوشهر( آقای دکتر محمدی متخصص تاریخ، با علاقه تمام) هم پشتیبانی آنرا بعهده دارد .

ساختمان کنسولگری انگلیس و حالا موزه دریایی خلیج فارس

آرامگاه گور سنگی گور دختر از دوره هخامنشی، دشت و روستای بزیر ، دشتستان بوشهر

مشابه آرامگاه کوروش با 24 سنگ بدون ملات و با استفاده از بست فلزی ، در سال 76 ثبت و در سال 80 مرمت شده است.

               

نگاهی به کشتی پرسپولیس میکنیم که در سال 1264 از آلمان خریداری میشود، فقط استراکچر آن باقی است.

بعد از دیدار موزه و بازگشت از محله بهمنی ، دوباره دلمون برای دیدار بافت قدیمی تنگ میشود و برای دیدن محله سری به اطراف دانشکده معماری دانشگاه آزاد و ساختمان کنسولگری و ساختمان طبیب  که سال 97 طرحش را دادیم اما بازسازی نشد ، میزنیم . همانطور و شاید نحیف تر از 4 سال گذشته شده.

        

                           خانه طبیب

                                     محله و محوطه دانشگاه معماری آزاد

حالا دیگر هوا تاریک شده و البته محله گردی شب ها هم بینظیر است . به قهوه فروشی بن عمید در بلوار چمران میرویم و اینجا چای کریک کافی است.

دوباره به بافت مسکونی برمیگردیم . به عمارت رشیدی نمیرویم. به عمارت حاج رئیس نمیرویم. سال 75 و سال97 آنجا را دیده ام و میدانم جلوتر که نرفته بازسازی هم نشده . میمیاند غصه بیشتر. بسیاری از خانه ها در محله های قدیمی، سالهای قبل از بین رفته اند   و ……….

                 ₼₼₼₼₼₼₼₼₼₼

  بنا ها و نماهایی که روزگاری دیده به محله و هر آنچه که در آنرخ می نمود ، دلش به چه خوش باشد.

و چه روزگار مسالمت آمیزی با چهره های رخ در رخ و همنشینی هایی در عین جدایی ظاهری.

 

برای این کنج چه نکات و مطالبی از ذکاوت معماران بوشهر میشود گفت . فقط بگویم ، شیفته همین تکه ام.

 

قرار سفر ودیدار از سیراف که رکن مهمی از سفر و انگیزه بسیاری برای آن داشتم را با خانم بصیری میگذاریم که ما را با ماشین خودش به آنجا ببرد. همین که کمتر رانندگی کنم و همین که بیشتر چپ و راست مسیرم را ببینم و ثبت کنم. البته دیدار مجدد از کارخانه فرآوری بندر رستمی هم انگیزه دیگری است که میخواهم بعد از 26 سال بعد و بدون دقدقه ساخت آنجا را ببینم.

روز ششم :

 سه شنبه 16 اسفند : بندر رستمی خاطره انگیز ( کارخانه فرآوری میگو) ، سیراف جذاب

شروع سفر از 7 صبح آغاز میشود . راه ساحلی را بخاطر جاذبه هایش و راه اتوبان را برای برگشت در تاریکی انتخاب میکنیم.

خاطره بازی شروع میشود . تابستان سال 75 . سرعت بالای ماشین و موتور سوارها. گرما و شرجی زیاد . فشار کار ، عجله اتمام اجرا  به نحو مناسب و راه اندازی در موعد مقرر کارخانه توسط تیم های اجرایی ابنیه و تاسیسات . کارخانه فرآوری میگو و ماهی بندر رستمی را میگویم .

 و حالا سه شنبه زیبا 16 اسفند 1401 درختان کنار و کلوت های دو طرف با رنگ های سبز و قهوه ای. و بدون عجله مقصد، و تنها مسیر است که بیان می کند . اصلا این زیبائی ها را بیاد نمی آورم .

کلوت های در مسیر

صبحانه را در رستوران خوبی در بدنه دوم مجاورت جاده و در نزدیکی بند رستمی می خوریم.روستا ، فقط بزرگ شده ، ساخت و سازها آنقدر زیاد است که کارخانه را پیدا نمیکنم . آنزمان از نمای دیوار کارخانه ، دریا دیده میشد و کارگران تنگ غروب دلی به دریا میزدند. اما حالا از وسط بلوار، دریا و ساحلی پیدا نیست. مجبور به پرسش از شخصی در آن حوالی میشویم و بالاخره ساختمان کارخانه را میبینم . بسرعت از ماشین پیاده میشوم و دوان به سمت درب بزرگ آن. و شوقم تبدیل به رخوت میشود . بله . درب کارخانه بسته است. ….. سالهاست که بسته است ، اینرا از شخصی که بتازگی نگهبانی کارخانه را بعهده گرفته می یابم . قرار است مناقصه برگزار و به شخص دیگری واگذار شود .

سیمای کارخانه در سال 1401

کارخانه فرآوری میگو و ماهی بندر رستمی بعد از 26 سال  – 1401

در یک جمله مشخص میشود که سالهاست کارخانه تعطیل شده و یک نفر اصفهانی به قیمت 10 تومان مناقصه را برده است. تقاضا میکنم که درب محوطه را باز کند ، گشتی در حیاط بزنیم ، آقایان شمس و سعیدی را میشناسد که از کارمندان 26 سال پیش هستند ، تلفن آقای شمس را میگیرم که حالا نوه دار هم شده و سخت گله مند ، زیرا مدیر اصلی حقالزحمه و طلبش را نداده است . دلم از همه چیز میگیرد . و چیزی نمیگویم . چیزی ندارم که بگویم.

اسکله بندر رستمی

ره می جوئیم و به طرف دیر می رویم. قبل از آن قلعه بردستان را می یابیم . قلعه ای که گنبد دو پوسته دارد و احتمالا مربوط به دوره صفویه است ، در سال 1380 ثبت ملی شده است.

قلعه بردستان

به سمت کنگان میرویم به شهر میرسیم . تازه ساز و آباد است . فضای سبز  شهرداری، در تامین عناصر سبز و گلها فعال است . در ادامه از کنار پالایشگاه ها با سوخت میعانات گازی عبور میکنیم و دیدار از کنگان را به برگشت موکول میکنیم. و بعد از ساعتی به بندر زیبا و تاریخی سیراف ( بندر طاهری ) میرسیم . ساعت 1 شده است. و از بوشهر 245 کیلومتر فاصله گرفته ایم.

سیراف

سیراف مسحور کننده. سیراف تاریخی با همه فراز و نشیبش ، با مقاومتش برای زندگی در کنار خلیج فارس

            ناهار را در رستوران خشایار (ظاهرا نام خشایار برای رستوران ها مد شده)  می خوریم . شهر مثل همه بنادر نواری است اما شیب عرضی خاص و مشخصی دارد که چشم انداز دریا را برای ساکنین دلچسب مینماید.  به دیدن قلعه نصوری  با سابقه 200 ساله و متعلق به خاندان نصوری که بر بلندی شهر و مشرف به دریاست میرویم .که البته در دست بازسازی نزد پیمانکار خصوصی ( آقای صفایی )  است که از میراث اجاره بلند مدت برای تعمیر و بهره برداری گرفته اند و اجازه بازدید نمیدهند. شاید این آخرین تیر در ترکش حفظ بناها باشد . به شرطی که بنا به دولت برگردانده شود.

    

قلعه نصوری و چشم انداز آن

 حالا نوبت دیدار از مهمترین فضای سیراف است و آن دره لیر است. منطقه ای که سابقه بهره برداری آن برای تامین آب شهر در سالهای 850 میلادی را دارد.

وجود فضای خاصی که در این منطقه حکمفرماست ، جنس مصالح موجود ( چسبندگی سنگ ریزه ها به یکدیگر توصیف ناپذیر است ) . وجود پستی بلندی و دره عمیق حکایتی وصف ناشدنی دارد.

فضا حس خاصی را به انسان القا میکند . از یکطرف گذشته پر رمز و راز ، وجود گور دخمه ها ، تراس ها و جعبه های سنگی برای نگهداری آب ، مقاومت و تلاش مردمان این خطه برای ادامه حیات در مکانی که دوستش دارند و به آن وابسته اند. به جایی که مهمترین عنصر حیات انسانها به آن وابسته است و این مردم در تلاشی عظیم برای حفظ آن چه ها که نمیکنند . و در نهایت قهر طبیعت آنان را مجبور به مهاجرت میکند . حفر 160 حلقه چاه آب ، ایجاد 40 فقره آب انبار ، اجرای 8 سیل بند و ساخت 7400 حوضچه استحصال آب نشان از پشتکار مردم این ناحیه برای حفظ آب و نهایتا عشق به منطقه و سرزمنیشون میدهد.

گویا زلزله های مخرب 6 تا 7 روزه،  در سال 978 و 1008 میلادی با قدرت های 6/5 و 5/6 ریشترو مرگ 2000 نفر و 1000 نفر از اهالی، علت مهاجرت ساکنین این جا به جزیره قیس ( کیش )در آن سالها شده است.

 روشنایی روز جایش را به تاریکی شب می دهد و متاسفانه این جا را با تمام دلبستگی ها باید ترک کنیم.

به همراه خانم بصیری مسیر برگشت را بررسی میکنیم و بجای جاده ساحلی ؛ مسیر دو لاین دیگری را انتخاب میکنیم و بعد از توفق بین راهی و استراحت مجدد از کنار کنگان با شعله های فروزان دکل ها عبور میکنیم و امکان دیدن شهر را نیز نداریم . و بعد از یک روز پر از خاطره به بوشهر بر میگردیم

شب است و برای استراحت شب روز بعد بایستی برنامه بگذاریم. برای رزرو اقامت به آقای اسفندیاری، خانه سمائیان ، خانه بخردی در اصفهان زنگ میزنیم و جایی ندارند. به توصیه همسرم تمرکز روی یاسوج میکنیم و به هتل پارسیان،  ارم و جهانگردی زنگ میزنیم و البته بخاطر سوابق هتل های جهانگردی، اینجا را رزرو میکنیم . شبی 450 تومن . والا خیلی مناسب است.

روز هفتم :

 چهار شنبه 17 اسفند : برگشت از بوشهر

بعد از صرف صبحانه نیمرو و آش محلی در اول بازار بوشهر ، به طرف ساحل میرویم و دقایقی را در ساحل بسیار تمیز با آب کاملا زلال به یاد سادگروی هندی راه میرویم و انرژی ذخیره میکنیم.

برای خداحافظی با آقای زائری تماس میگیرم  و ایشان تاکید بر دیدار خانه ملک که توسط ملک التجاردر محله بهمنی مربوط به دوره قاجار بوده توسط معمار فرانسوی ساخته شده،که در حال بازسازی توسط آقای صفائی است، دارد. خانه را پیدا میکنیم در را میزنیم و به مهندس جوان برقی بر میخوریم که پس از گپ 10 دقیقه ای بهش توصیه میکنم برای کسب تجربه کاری به عسلویه برود. سپس با مهندس ناظر معمار  پروژه هم صحبت میشویم . تیر های چوبی سقف بسیار قدیمی و سالم است و حتی خرپای آن. مساحت ساختمان 4000 مترمربع است .

روایت بازسازی مکانها برای اقامت گردشگری شکل گرفته و این مکان نیز مشابه قلعه نصوری از آن جمله است .

عمارت ملک در حال بازسازی

بدنبال برند بستنی کنار تخته هستیم که شعبه بهمنی آن قبل از ظهر راه نیفتاده ، با همان نوع ایتالیایی سر می کنیم .

به خانه بر میگردیم . خانه را تحویل آقای چمکوری میدهیم و به قصد یاسوج طی طریق می کنیم. خانه در حال بازسازی است و وضعیت خوبی برای بازسازی دارد.  با 2 اتاق در همکف و یک اتاق 5 دری طبقه بالا . بردن بار و چمدان از پله ها سخت است . اما همین است دیگر، حکایت خانه حیاط دار قدیمی بومی بوشهر .

چهار شنبه  17 اسفند : بازگشت بسوی یاسوج

به توصیه آقای چمکوری برای خرید سوغاتی بوشهر به فروشگاه مجیدی عمده فروش بیرون از شهر سری میزنیم. بوشهر را با همه دلبستگی هایی که بهش دارم ترک میکنیم . برای من بوشهر ، شهر دومم است ، اینرا همان بار اول که دیدم بنظرم آمد و برای مظلومیتش همیشه نگران بوده ام و همیشه دلم میخواسته که در این شهر زندگی کنم. بوشهر حیف است، که با آن تاریخ و آن مردمان با شعور و با آن معماری و شهر سازی غنی ، اینطور شود ( بافت تاریخی آن از دست برود، هویتش معدوم و مگر رزومه شهر چیست ، همین فرم  بیشترین نقش را در موجودت هویت دارد) .

 برای آینده اش همیشه غصه دار هستم. برای اینکه بیشتر غصه شهر را نخورم به محله ها و خانه هایی که در حال زوالند ، زیاد نرفتم.

رو به سرزمین های معتدل. به نخلستان های آبپخش که انتظارش را می کشیدیم ، نزدیک میشویم . بوی لوکیشن فیلم دلیران تنگستان به مشام میرسد. زمین هایی که بجز سبزی نخل و فضای خاصش کمتر در جایی میشود پیدا کرد . ماشین را در کناری رها می کنیم . به میان باغها داخل میشویم . خیلی مهم نیست از کجا برویم ، به همه جا میشود ، سرک کشید. فصل چیدن خرما از شهریور شروع و تا آخر مهر ادامه دارد و حالا هم تمام شده است . امسال در استان بوشهر 160 هزار تن خرما برداشت شده که حدود 25 % آن صادر میشود.

نخلستان آبپخش

    جنبنده ای در میان باغات به چشم نمیخورد و سر انجام بعد از مدتی یک نفر را بالای درخت میبینم  و نزدیک میشوم . مشخص میشود که در این دوره 15 روزه درختان ماده، بایستی گرده افشانی شود.

گرده برای افشاندن روی گل آذین ماده برای به بار نشینی خرما

مسیر یاسوج را پیش گرفتیم . و خود را به دست راه های پر پیچ و خم و کوه های زیبا ، که حالا و در این فصل تاجی سفید رنگ بر سر دارند ، سپردیم. و سر انجام در تاریکی شب باران را در شهر یاسوج لمس کردیم.

دنبال شام شب بودیم و یاسوج مهد گوشت قرمز و انواع آن است و کباب و جیگر و ….. حسابی  . و البته برای من که اهل این یکی نیستم.

روز هشتم :

5 شنبه 18 اسفند : هتل جهانگردی یاسوج

هتل جهانگردی در تپه های مشرف به شهر و در زمان شاه ساخته شده است ، از جمله هتل هایی که سازمان گردشگری برای طبقات متوسط جامعه در بسیاری از شهر های ایران ساخت. بعدا دانشگاه یاسوج در کنار این سایت

احداث شد.

فضای ورودی و سایت بسیار زیبای هتل همراه با بارش شبانه باران ، زیبابی دوچندانی پیدا کرده بود . بخصوص که اتاق های این هتل، مشابه همه هتل ها نیست و استراحت گاه ها به شکل سوئیت های یک طبقه با تمامی امکانات، با طراحی بسیار زیبایی پراکنده هستند، و از این حیث آرامش مناسبی شامل حال مسافران خسته میشود و به همین دلیل ، خود را در خانه خودی حس می کنیم.

   بدور از ساخت و ساز های اخیر و خساست ها در طراحی ها و کج سلیقگی ها، که معمولا در فضاهای عمومی میبینیم ، در این جا اثری از این موارد نیست و لذا استفاده از این سایت کارآمد دلچسب بود . اتاق های بزرگ مصالح ساختمانی و تاسیساتی مناسب ، سرویس های بهداشتی تمیز و جادار( با ارتفاع کف پنجره 120 سانتیمتر که من در هیچ جا ندیده ام) و معماری و محوطه سازی در خور و شایسته و البته قیمت مناسب با صبحانه معمولی و بدور از قرتی بازی هتل ها . یک نیمروی مشدی با گوجه و خیار .

رستوران و شومینه مجموعه

متاسفانه بعد از صبحانه مجبور به ترک آنجا هستیم . و مکان یاب را به سمت بروجن فعال و بدان سمت رهسپار میشویم. با احداث جاده های جدید ، میشود از کمربندی اصفهان عبور کرد و نیز از کنار نجف آباد.

کاروانسرای شاه عباسی را پیدا می کنیم. و ناهار را آنجا صرف میکنیم. استقبال مسافران از این کاروانسرا با توجه به تدارکی که برایش شده و یکی دو تا رستوران مفصل هم دارد ، چندان زیاد نیست . من دفعه دومی هست که اینجا می آیم ، اما هر دو بار همینطور بوده است.

مسیر را به طرف آخرین ساعات مسافرت طی می کنیم و به بدنبال پمپ بنزین میگردیم که تا 50 کیلومتر نرسیده به نطنز وجود خارجی ندارد. مجبور میشویم به شهر برویم و عدو سبب خیر شود که غروب زیبای شهر و مسجد جامع و محله و چنار های مفصل و قدیمی آنرا هم ببینیم .

منظره غربی از مسجد جامع نطنز

دیدار بعد از 37 سال محله و زیبایی های مسجد و چنارها ، فرصت کوتاه زندگی را برخ می کشد. فضای داخل حیات و صلابت آن گیراست. گشتی در داخل و گشتی در محله و چهار طاقی ( مشابه چهار طاقی نیاسر ) نزدیک مسجد ، از هویت محله خبر میدهد. زیبایی های محله و چنار های آن که منتظر برگ های سرسبزش هستند دلکندنی نیست . اما دیگر هوا کاملا تاریک شده است. مسیر در جلو.

 در آخرین ایستگاه از این سفر زیبا به مرکز تجاری تر و تمیز  مهر و ماه در جاده قم میرسیم و تجدید قوایی و تهیه سوغاتی های منطقه . و سرانجام 11 شب به تهران میرسیم .

Share

نوشته سفر خاطره جنوب غرب – بوشهر اولین بار در کانون گردشگران جوان ایران پدیدار شد.

]]>
https://kanoonirangardan.ir/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d9%87-%d8%ac%d9%86%d9%88%d8%a8-%d8%ba%d8%b1%d8%a8-%d8%a8%d9%88%d8%b4%d9%87%d8%b1/feed/ 0