خانه / گزارش سفرهای سال91 / گزارش پیاده روی چهارباغ به زیارت
گزارش پیاده روی چهارباغ به زیارت

گزارش پیاده روی چهارباغ به زیارت

گزارش پیاده روی چهارباغ به زیارت

چهارشنبه شب 08/06/91 با اتوبوس بین شهری از ترمینال بیهقی به اتفاق 9 نفر از دوستان، به سمت گرگان راه افتادیم و صبح ساعت 5 در ترمینال گرگان بودیم. وانتی که از قبل هماهنگ شده بود با کمی تأخیر به ما رسید و به راه افتادیم. صبحانه را در توسکستان خوردیم و تا ساعت 8:40 صبح به بالای گردنه چهارباغ و ابتدای مسیر رسیدیم. این منطقه یکی از زیباترین مناطقی است که تا به حال در طبیعت شمال ایران دیده‏ ایم. منطقه‏ای مشرف به دشت گرگان و ترکمن صحرا در سمت شمال و در حالی که در جلوی شما جنگل های هیرکانی است و در عین حال به سمت جنوب و پشت سر منطقه‏ای کوهستانی و استپی قرار دارد با نمای درختان اُرس در دوردست و قله شاهکوه هم در انتهای آن خودنمایی می‏کند. چنین مناطقی در اصطلاح بوم‏شناسی، اکوتون یا زیست‏مرز نام دارند:”ضمن عبور ازجوامع گیاهی مختلف ملاحظه می‏شود که تغییر یک جامعه به جامعه‏ای دیگر کم وبیش تدریجی صورت می‏گیرد. دراثراین تبدیل جامعه، بخشی از آن سرزمین خصوصیت هر دو جامعه را دارا خواهد بود. این بخش ازسرزمین، ناحیۀ بینابینی، زیست‏مرز و یا اکوتون گفته می شود.” تنوع گیاهی و جانوری در چنین مناطقی بالا است و اکوتون بودن یک ناحیه زیبایی خاصی از نظر طبیعی به آن می‏بخشد خصوصاً اگر این اتفاق بین دو ناحیه استپی و جنگلی باشد؛ پدیده‏ای که در اکثر مسیرهای پیاده‏روی‏ که در دامنه جنوبی البرز شروع و به سمت شمال آن و ناحیه جنگلی ختم می‏گردد، قبل از ورود به جنگل و در ارتفاعات ابتدای مسیر، دیده می‏شود اما چیزی که در گردنه چهارباغ دیدیم زیبایی خاصی افزون بر مناطق دیگر داشت. ویژگی این مسیر در این است که به جای عبور عمود بر ناحیه اکوتون، به موازات آن و در امتداد شرقی-غربی ارتفاع می‏گیرد و در عین حال مشرف به هر دو ناحیه جنگلی و استپی و مناظر دوردستِ دشت گرگان و ترکمن‏ صحرا و دریای خزر نیز می‏باشد.

img_0017

تصویر 1- ابتدای مسیر، نمای شاه کوه

img_2554

تصویر 2- ناحیه اکوتون ابتدای مسیر و گردنه چهارباغ

بار و بنه‏امان را از وانت پایین می‏آوریم و پیاده مسیر را شروع می‏کنیم. در ابتدای مسیر باید ارتفاع بگیریم تا از روی یال به طرف غرب و روی سمت خط‏ الرأس تل‏ انبار برسیم. شیب نسبتاً تندی است و تا رسیدن به بالا چند جایی برای استراحت توقف می‏کنیم و از مناظر لذت می‏بریم. در طول مسیر می‏توان در سمت غرب مناظری از درازنو و دریای خزر و شبهه جزیره میانکاله را دید.

img_2566

تصویر 3- قله صخره ای زبله و نمای خزر در دوردست

حدود ساعت 12 از روی خط‏الرأس به بالاترین ارتفاع مسیر می‏رسیم (2750 متر) که از اینجا تمام مناظر مسیر به اضافه شهر گرگان و دره زیارت نیز معلوم است. از کمی جلوتر به سمت مرتعی سرازیر می‏شویم که ما را به بالای سر ناحیه جنگلی و مشرف به دره زیارت و قله زِبله می‏رساند. تقریباً 50 متر ارتفاع کم کرده ‏ایم و از اینجا تا توقف برای ناهار که مرتعی در 200 متر پایین‏تر است، از میان درختان بلوط و با شیبی نسبتاً زیاد ارتفاع کم می‏کنیم. محل توقف ما برای ناهار مرتع و گوسفند‏سرایی است که در نزدیکی راه قله زبله قرار دارد و از آثار به جای مانده معلوم است که کوهنوردان و مردم محلی از آنجا زیاد برای کمپ و پیک‏ نیک استفاده می‏کنند. این منطقه ویژگی خاصی دارد که انعکاس صدا در آن بالاست و ظاهراً محلی‏ ها به آن منطقه به همین دلیل پژواک می‏گویند.

img_2593

تصویر 4- بالای خط الرأس

img_0161

تصویر 5- محل صرف ناهار از بالا

قله زبله برآمدگی صخره‏ ای است با ارتفاع حدود 2550 متر که مشرف بر اطراف است و به دلیل صخره‏ ای بودن و اینکه اطراف آن پرتگاه است، ابهت خاصی دارد و کوهنوردان زیادی از آن بازدید می‏کنند. زبله بر سر راه ما نیست ولی از محل اتراقمان یک ربعی بیشتر فاصله ندارد. بعد از صرف نهار و کمی استراحت، سه نفری به بالای آن می‏رویم و با دریایی از ابر روبرو می‏شویم که بسیار منظره منحصر به فردی است، مانند سکویی است که ما را به شیرجه زدن به درون ابرها فرامی‏خواند.

img_2611

تصویر 6-  قله زبله

img_0191

تصویر 7- روی زبله

بعد از ناهار که با استراحت دو ساعتی طول می‏کشد (برای خودش رکوردی در میان سفرهای مشابه ‏امان است)، ساعت 4 بعدازظهر راه می‏ افتیم و مسیر پاکوب ما را به داخل ابرها می‏برد. از آنجا به بعد مسیر تقریباً به صورت تراورس دامنه را می‏شکافد و ما را به جلو می‏برد. کمی که جلوتر می‏رویم صدای زنگوله به گوشمان می‏رسد که در سکوت کوهستان و در میان ابرها کمی خستگی را از تنمان به در می‏کند. چوپان به ما می‏گوید که کمی جلوتر هم چشمه است و هم جلوتر از آن کلبه‏ای است که می‏توانیم برای شب‏ مانی از آن استفاده کنیم. دیگر از جنگل هم درآمده و وارد ناحیه‏ای مرتعی شده‏ ایم. کلبه برای شب‏ مانی به کارمان نمی‏ آید چون زود است ولی چشمه در آن گرما و با توجه به اینکه تا اینجای مسیر به آب برنخورده‏ ایم، بسیار برایمان کارگشاست.

img_0213

تصویر 8- کلبه

img_2618

تصویر 9- چشمه اول

چند پیچ جلوتر از کلبه و در کنار چشمه ‏ای به یک دو راهی می‏رسیم (قبل، بعد و در کنار کلبه نیز چندین چشمه وجود دارد). یک مسیر مستقیم و دیگری رو به پایین و به داخل جنگل می‏رود. راه مستقیم را در پیش می‏گیریم اما پس از کمی پیش رفتن درمی‏ یابیم که این مسیر صحیحی نمی‏تواند باشد چرا که از بالای آبشار زیارت عبور می‏کند و به سمت غرب دره می‏رود که اگر هم راه بدهد، آن را دور خواهد کرد. برمی‏گردیم. نزدیک غروب است و با توجه به اینکه مسیر اصلی بعد از دوراهی به داخل جنگ می‏رفت، ترجیح می‏دهیم در سر یک پیچ و محل نسبتاً صافی در نزدیکی دوراهی، شب را سر کنیم. گرچه سر پیچ است و بادگیر اما بادی نداریم و در عوض از اینجا مشرف به دره‏ ایم. دره‏ای که رفته رفته دارد پر از ابر می‏شود و نوید می‏دهد که یکی از به یادماندنی‏ ترین شب ‏هایمان را در طبیعت سپری خواهیم کرد. چادرها را علم می‏کنیم، هیزم برای آتش و آماده‏ برای سپری کردن شب.

img_0248

تصویر 10- بدون شرح

img_2639

تصویر 11- برپا کردن چادرها

شب سیزدهم ماه قمری است، بالای ابرهاییم و بهره‏ مند از مهتاب. شام را می‏خوریم و بعد از گرفتن جشن تولد برای یکی از دوستان، دراز می‏کشیم و مهتاب می‏گیریم. به رسم ساحل و در کنار دریایی از ابر.

img_0292

تصویر 12- شب مانی

صبح صبحانه را می‏خوریم و ساعت 8 نشده به راه می‏افتیم. وقت را نباید تلف کرد چراکه ساعت دو و نیم بلیت اتوبوس داریم. از دوراهی به سمت جنگل سرازیر می‏شویم. مسیر از اینجا به بعد با شیبی تند و از میان درختان ما را به پایین دره می‏برد. طی 2.3 کیلومتر از میان جنگل حدود 500 متر ارتفاع کم کرده‏ ایم و در انتهای مسیر جنگلی به یک مزرعه و انتهای جاده‏ ای خاکی می‏رسیم. ساعت 9:30 است. از اینجا به بعد شیب مسیر کم می‏شود و پوشش مرتعی و آثار تمدن از جمله جاده و ماشین‏دیده می‏شود. راه خود را از میان جاده‏ها و دامنه تپه پیش می‏گیریم و از آنجایی که وقت زیادی برای رسیدن به اتوبوس نداریم، به آن حیوان چهارپای درازگوش اقتدا می‏کنیم و مسیر مستقیم را علیرغم شیب نسبتاً زیادش، در پیش می‏گیریم تا زودتر به جاده برسیم و وسیله نقلیه. همین عجله‏ امان باعث می‏شود تا در انتهای مسیر هم خسته شویم و هم نتوانیم آن طور که باید و شاید از قسمت انتهای مسیر لذت ببریم. در سر راه و نزدیکی جاده از محله‏ های توسکلاکه و گاوخوسه که بیشتر ساکنین آنها ویلانشینان ساکن گرگان هستند، عبور می‏کنیم و ساعت 11:45 به انتهای مسیر پیاده‏روی 17 کیلومتری‏ امان می‏رسیم. با کمک اهالی وانتی را هماهنگ کرده‏ ایم و وانت در کنار جاده خاکی بین زیارت و آبشار ما را سوار می‏کند و تا روستای زیارت می‏رساند. از آنجا نیز خود را با یک مینی‏بوس و به موقع به گرگان و اتوبوس برگشت می‏رسانیم و جمعه شب در تهران هستیم.

img_0297

تصویر 13- به طرف جاده

نام محل مختصات ارتفاع مسافت طی شده
ابتدای مسیر N36 40.385 E54 32.855 2324 متر
خط‏الرأس (بالاترین نقطه مسیر) N36 40.624 E54 31.303 2776 متر 4.2 کیلومتر
ناهار N36 41.079 E54 30.953 2489 متر 6.4 کیلومتر
قله زبله N36 41.268 E54 31.046 2550 متر 6.7 کیلومتر
چشمه اول N36 40.494 E54 30.075 2303 متر 8.5 کیلومتر
کلبه N36 40.360 E54 29.861 2281 متر 9 کیلومتر
دوراهی N36 40.308 E54 29.470 2225 متر 9.7 کیلومتر
محل شب‏مانی N36 40.280 E54 29.386 2179 متر 10.4 کیلومتر
انتهای مسیر جنگلی N36 40.864 E54 28.998 1670 متر 12.7 کیلومتر
جاده N36 41.623 E54 28.266 1133 متر 17 کیلومتر

 

گزارش از:

بنیامین قاسمی

عکس‏ها از:

لیلا صدریه

اشکان دانش

Share

نظر بدهید

آدرس ایمیلتان منتشر نمیشودگزینه های الزامی ستاره دار شده اند *

*

برو بالا !