خانه / گزارش سفر به سایر کشورها / سال98 / گزارش سفر به چین و تبت، بهار ۹۸
گزارش سفر به چین و تبت، بهار ۹۸

گزارش سفر به چین و تبت، بهار ۹۸

سفر به چین و تبت- سرزمین بزرگترین بزرگها

 

سفر به چین بنا به دلایل متعدد، از سفرهایی است که پرسشهای بسیاری را برای مسافر به همراه دارد و شاید ترس از مواجه با آنها سبب شود تا برخی عطایش را به لقایش ببخشند و تصمیم بگیرند تا به کشوری دیگر سفر کنند یا با ثبت نام در تورهای مسافرتی، برنامه سفر خود را به آنها بسپارند.

در این سفر ۱۳روزه که سه نفر دیگر از دوستان قدیمی همراهم بودند، تصمیم گرفتیم تا علاوه بر پکن و منطقه تبت به شهر شیان هم سفر کنیم. مقدمات سفر به تبت بسیار پیچیده و زمانبر است. تبت به سبب تاریخی که در ادامه بیشتر توضیح خواهم داد پیشینه مفصلی دارد که هم برای اهالی تبت و هم دولت چین دردسر آفرین بوده است.

برای سفر به تبت ابتدا باید ویزا چین بگیرید که خوشبختانه در این موقع که این سفر انجام شد برای ایرانیان مقیم ایران بسیار سهل است و بیشتر آژانسهای مسافرتی در قبال دریافت ۱۳۰ دلار آمریکا به همراه نامه استطاعت مالی به میزان ۴۰ میلیون تومان از بانک و پاسپورت معتبر برای شش ماه در کمتر از یک هفته ویزا توریستی برای سی روز و اعتبار سه ماه صادر می کنند. مرحله بعدی اقدام برای صدور مجوز ورود به تبت است. امکان گرفتن این مجوز فقط از طریق آژانسهای مسافرتی داخل کشور چین ممکن است. لذا ابتدا باید تور تبت را بخرید تا آژانس مراحل گرفتن این مجوز را که حدود ۱۰ روز کاری زمان میبرد، آغاز کند. ما تور ۷ روزه سفر به تبت و Everest Base Camp را با پرداخت ۷۵۰ دلار آمریکا خریدیم. آژانس سپس سایر مدارک لازم از قبیل پاسپورت و ویزا معتبر چین را از ما درخواست کرد و بعد از گرفتن مجوز لازم آن را به هتل محل اقامت ما در پکن پست کرد.

قبل از اینکه به سراغ گزارش سفر برویم بهتر است تجربه خود را از اطلاعاتی که پیرامون این سفر به دست آوردم به اطلاع شما برسانم، شاید مفید باشد.

برای بازدید از بیس کمپ اورست که از این پس با حروف اختصاری EBC از آن یاد می کنم،  دو منطقه کاملا مختلف از هم وجود دارد. مهمترین و پرتردد ترین آن از سمت جنوبی کوه اورست و کشور نپال است. این کمپ که برای رسیدن به آن نیاز به ۳ تا ۴ روز پیاده روی است در ارتفاع ۵۳۰۰ متری واقع شده است. اما کمپ شمالی  در ارتفاع ۵۲۰۰ متری و در تبت قرار گرفته  و دسترسی جاده ای دارد. برای اطلاع بیشتر اینجا را کلیک کنید.

افرادی که قصد بازدید از کمپ شمالی را دارند یا مستقیما از سمت سرزمین اصلی چین وارد منطقه تبت می شوند و سپس از شهر لهاسا که مرکز تبت است طی یک برنامه ۲ تا ۳ روزه به کمپ شمالی می رسند و یا از طریق نپال و گذر از مرز زمینی به کمپ می رسند. جاده ای که شهر لهاسا را به مرز نپال وصل می کند به نام بزرگراه دوستی معروف است. این جاده در سمت تبت بسیار با کیفیت است ولی گفته می شود که در سمت نپال مشکلات زیرساختی بسیاری دارد. این جاده مدتی بعد از زلزله ای که در سال ۲۰۱۵ در هیمالیا رخ داد و منجر به کشته شدن تعداد کثیری از مردم شد تا اواخر سال ۲۰۱۸ مسدود بود ولی چند ماه قبل بازگشایی شد. در برنامه تورهای تبت، برنامه ۸ روزه بازدید از لهاسا، EBC و نهایتا بازدید از شهر کاتماندو جایگاه خاص و طرفداران مخصوصی دارد. البته این تور به صورت بازدید از کاتماندو، EBC و بازدید از لهاسا هم انجام می شود. ابتدا ما تصمیم داشتیم تا برنامه دوم را اجرا کنیم ولی بعد از اینکه با مشاور تور تماس گرفتیم او گفت که آن برنامه تقریبا برای افرادی که پاسپورت ایرانی دارند قابل اجرا نیست و ایرانی ها باید ابتدا وارد کشور چین شوند و اگر تمایل داشتند می توانند از مرز نپال خارج شوند. او اشکال کار را اینطور عنوان کرد که  برای کشور چین از مرز نپال حتماً می بایست ویزا گروهی در شهر کاتماندو صادر شود و این پروسه ممکن است بیشتر یک هفته برای ملیت های مختلف زمان ببرد و در این مدت مدیریت تور هیچ مسئولیتی را تقبل نخواهد کرد از طرف دیگر چون این ویزا به صورت گروهی و در یک کاغذ صادر می شود همه  افراد باید باهم  از کشور خارج شوند.   بنابراین هیچ راهی جز ورود به سرزمین اصلی چین وسپس سفر به تبت وجود ندارد به همین دلیل ما تصمیم گرفتیم که وارد شهر پکن شویم و پس از آن سفر خود را به سمت تبت  ادامه دهیم.  این موضوع سبب شد تا برنامه بازدید از شهر پکن و شیان را در برنامه سفر  بگنجانیم و از خیر سفر به نپال بگذریم.

و اما اگر از کشور دیگری قصد دارید برای ویزای چین اقدام کنید  باید بدانید  که کاغذ بازی بیشتری دارد و زمان بیشتری را می طلبد گاهی نیز از شما طلب مدارکی را می کنند که اصلاً انتظارش را ندارید مثلا من وقتی برای ویزای چین به اداره صدور ویزا مراجعه کردم مدارکی را درخواست کردند، دفعه بعد که مراجعه کردم گفتند حتماً نیاز به دعوت نامه از شرکت یا ثبت نام تور چین دارم البته فراهم  کردن این مدارک خود داستان جداگانه ای دارد که از حوصله این گزارش خارج است.  اما این نکته را همیشه در نظر داشته باشید که در هنگام اقدام برای ویزای چین هرگز نگویید که تصمیم به سفر به منطقه تبت را دارید چون ممکن است روند صدور ویزای شما با مشکل مواجه شود یا بیش از زمان لازم طول بکشد.

 قبل از اینکه گزارش سفر را شروع کنم نظر شما را به مطالبی از سایت ویکی پدیا فارسی جلب می کنم تا بیشتر با جغرافیا و تاریخ چین و تبت آشنا شوید همانطور که میدانید دولت چین حساسیت خاصی نسبت به منطقه تبت دارد بنابراین همواره باید مراقب بود تا در مکان های عمومی صحبت سیاسی درباره این منطقه انجام نشود چون ممکن است با مشکل امنیتی جدی مواجه شوید.

“چین با نام رسمی جمهوری خلق چین کشوری است که در شرق قاره آسیا واقع شده‌است. این کشور بر اساس فهرست کشورها بر پایه جمعیت با بیش از ۱٬۴۱۷ میلیارد نفر سکنه (۲۰۱۸) پرجمعیت‌ترین کشور دنیاست و توسط حزب کمونیست چین در قالب نظام تکحزبی اداره می‌شود. این حزب بر ۲۲ استان، ۵ منطقهٔ خودمختار، ۴ شهر با مدیریت مستقیم (پکن، تیانجین، شانگهای و چونگکینگ) و ۲ منطقهٔ اداری ویژهٔ بسیار خودمختارِهنگ کنگ و ماکائو حکومت می‌کند. پایتخت کشور پکن است.

جمهوری مردمی چین با حدود ۹٫۶ میلیون کیلومتر مربع چهارمین کشور وسیع دنیا بعد از روسیه؛ کانادا؛ و آمریکا است؛ و همچنین دومین کشور بزرگ دنیا از نظر وسعت خاکی (بدون احتساب آب‌های داخلی) است.

چین چشم‌انداز طبیعی متنوعی دارد، از استپهای جنگلی و بیابانهایی چون گبی و تکلهمکان در ناحیهٔ خشک شمالی نزدیک به مغولستان و سیبری ِ روسیه گرفته تا جنگلهای گرمسیری در سرزمین‌های مرطوب جنوبی نزدیک به ویتنام، لائوس و برمه. مناطق غربی کشور ناهموار است و رشته‌کوه‌های هیمالیا و تیان شان مرز طبیعی آن را با هند و آسیای میانه ترسیم می‌کنند. در مقابل، نواحی شرقی این کشور کم‌ارتفاع است و با ساحلی به طول ۱۴٫۵۰۰ کیلومتر در جنوب شرقی با دریای جنوبی چین و در شرق با دریای چین شرقی همسایه‌است که در سوی دیگرش تایوان، کره و ژاپن قرار گرفته‌اند.

تمدن چین باستان یکی از کهن‌ترین تمدنهای تاریخ است که در سواحل حاصل‌خیز رود زرد که در دشت شمال چین جاری‌ست شکوفا شد. نظام سیاسی چین بیش از ۶ هزار سال مبتنی بر سلطنت مطلقهٔ موروثی بود. نخستین دودمان پادشاهی این کشور دودمان شیا در حدود ۲ هزار سال پ. م بود. اما نخستین حکومتی که چین را متحد کرد دودمان چین در ۲۲۱ پ. م بود. آخرین دودمان پادشاهی این کشور هم چینگ بود که در ۱۹۱۱ با تشکیل جمهوری چین به رهبری کومینتانگ حزب ملی چین، نابود شد. چین در نیمهٔ اول سدهٔ بیستم میلادی در دریایی از اختلافات و جنگهای داخلی غوطه‌ور بود که کشور را به دو اردوگاه سیاسی عمده تقسیم کرده بود؛ کومینتانگ و حزب کمونیست چین. مخاصمات اصلی در ۱۹۴۹ با پیروزی کمونیست‌ها در جنگ داخلی و تأسیس جمهوری مردمی چین در سرزمین اصلی پایان یافت. جمهوری چین به رهبری کومین‌تانگ پایتخت خود را به تایپه در تایوان منتقل کرد و حکومت آن امروزه به تایوان، کینمن، جزایر ماتسو و چند جزیره دوردست دیگر محدود شده‌است. از آن هنگام جمهوری مردمی چین و جمهوری چین درگیر اختلافات سیاسی شدیدی با یکدیگر در مورد حق حاکمیت و وضعیت سیاسی تایوان بوده‌اند.

از هنگام اجرای اصلاحات اقتصادی در چین برای پی‌ریزی یک اقتصاد مدرن، چین یکی از سریع‌ترین رشدهای اقتصادی دنیا را داشته‌است. این کشور هم‌اکنون بزرگترین صادرکننده و دومین واردکنندهٔ بزرگ کالا است و دومین اقتصاد بزرگ دنیا بر پایهٔ تولید ناخالص داخلی را در اختیار دارد. چین عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل و سازمان‌های چندجانبه‌ای همچون سازمان تجارت جهانی، اپک، سازمان همکاری شانگهای و گروه ۲۰ است. چین به عنوان کشوری دارای سلاح هستهای از بزرگترین ارتش دائمی دنیا و دومین بودجه دفاعی بزرگ دنیا برخوردار است. چین از سوی برخی از دانشگاهیان، تحلیل‌گران نظامی، اقتصادی و سیاسی یک ابرقدرت بالقوه لقب گرفته‌است. زبان چینی با ۱٬۷۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ نفر گوینده پرشمارترین زبان دنیا به‌شمار می‌رود.

تاریخ

پیش از تاریخ

یافته‌های باستان‌شناسی نشان می‌دهد که انسانهای نخستین از ۲٫۲۴ میلیون تا ۲۵۰ هزار سال پیش در چین سکونت داشتند. در غاری نزدیک پکن فسیل‌هایی از انسان‌ها مربوط به ۶۸۰ تا ۷۸۰ هزار سال پیش کشف شده‌است. این فسیل‌ها متعلق به مرد پکنی هستند که از گونهٔ انسان راستقامت بوده و توانایی ساخت آتش را داشت. در همین غار بقایای انسان خردمند (گونهٔ ما) نیز کشف شده که قدمت آن به ۱۱ تا ۱۸ هزار سال پیش از میلاد می‌رسد. برخی از محققان معتقدند شکل اولیه‌ای از نوشتار از حدود ۳ هزار سال پیش از میلاد در چین وجود داشته‌است.

در روایت‌های سنتی چینی نخستین دودمان پادشاهی کشور Xia نام دارد که در حدود ۲۰۷۰ پیش از میلاد پایه‌گذاری شد. مورخان در گذشته این دودمان را افسانه‌ای می‌دانستند اما کشف آثاری از اوایل عصر مفرغ در هِنان موجب شد تردیدهایی در این مورد ایجاد شود. البته هنوز مشخص نیست که آیا این آثار به دودمان سیا مربوط است یا فرهنگ دیگری در همان دوران.

حکومت‌های پادشاهی

دودمان شانگ  Shang نخستین دودمان پادشاهی چین است که وجود آن از نظر تاریخ امروزی ثابت شده‌است. خاندان شانگ بین قرن هفدهم تا یازدهم پیش از میلاد بر دشت‌های کنارهٔ رود زرد در شرق چین حکومت می‌کرد. متن‌های نوشته شده بر روی استخوان که مربوط به ۱۲۰۰ پیش از میلاد است قدیمی‌ترین نمونه خط چینی را نشان می‌دهد، که نیای مستقیم حروف چینی امروزی است. پس از شانگ، دودمان جو Zhou به قدرت رسید، که بین قرن یازدهم تا پنجم قبل از میلاد حکومت می‌کرد. در این دوران قدرت حکومت مرکزی رفته‌رفته توسط جنگ سالاران زمین‌دار کاهش یافت و با ضعف دودمان جو، دوران جنگ‌های داخلی ۳۰۰ ساله فرا رسید. بین قرن پنجم تا سوم پیش از میلاد حکومت‌های مستقل متعددی در نقاط مختلف چین سربرآورده و با یکدیگر وارد جنگ شدند. در این دوران هفت حکومت قدرتمند در نقاط مختلف چین وجود داشت که هر یک شاه، وزیران و ارتش خود را داشتند.

دوران جنگ داخلی در سال ۲۲۱ پیش از میلاد به پایان رسید. دودمان چین Qin در این سال، شش پادشاهی دیگر را شکست داد و نخستین دولت متحد چینی را پایه گذاشت. چین شی هوانگ امپراتور این حکومت، خود را «نخستین امپراتور» نامید و اصلاحاتی را در سراسر چین به عمل آورد. او زبان چینی، واحدهای اندازه‌گیری، طول چرخ‌های ارابه‌ها و واحد پول را در سراسر کشور همسان کرد و ساخت دیوار بزرگ چین را آغاز نمود. اما قانون‌گرایی افراطی و حکومت استبدادی او موجب شد، تا شورش‌های گسترده‌ای علیه دودمان چین صورت گرفته و حکومت چین شی هوانگ  با مرگ او از هم بپاشد. گرچه دوران حکومت این امپراتور تنها ۱۵ سال به طول انجامید، ولی تاثیری که وی ایجاد کرد، باعث شده که نام کنونی سرزمین چین، برگرفته از نام این دودمان باشد.

با مرگ چین شی هوانگ در سال ۲۰۶ قبل از میلاد، دودمان هان Han به قدرت رسیدند و تا سال ۲۲۰ میلادی بر چین حکومت کردند. این دودمان هویت فرهنگی جدیدی را ایجاد کرد که تا به امروز دوام آورده و اغلب مردم سرزمین چین امروزی، خود را از قوم هان می‌نامند. قلمرو این امپراطوری با لشکرکشی‌های متعدد به کره، ویتنام، مغولستان و آسیای میانه گسترش زیادی پیدا کرد و راه ابریشم نیز در آسیای میانه با کمک این سلسله پادشاهی احداث گردید و مکتب فلسفی کنفوسیوس به عنوان ایدئولوژی رسمی دولت انتخاب شد. چین تحت تسلط امپراتوری هان، به بزرگترین اقتصاد دنیا تبدیل شده بود. با فروپاشی دولت هان، دوران دیگری از جنگ‌های داخلی در چین، آغاز شد و این سرزمین، به سه پادشاهی تقسیم گردید. دودمان سوی در سال ۵۸۱ میلادی چین را متحد کرد، اما با شکست از امپراتوری گوگوریو در جنگ‌های بین سال‌های ۵۹۸ تا ۶۱۴ قدرت این دودمان، رو به کاهش نهاد. در پی انقراض امپراتوری هان، به ترتیب دودمان تانگ Tang  و دودمان سونگ Song به قدرت رسیدند و عصر طلایی فناوری و ظهور فرهنگ در چین فرا رسید. شورش آن شی، در قرن هشتم میلادی، به تضعیف دودمان تانگ و قدرت گرفتن دودمان سونگ انجامید. دودمان سونگ نخستین دولت جهان به‌شمار می‌آید، که اقدام به انتشار پول کاغذی نمود و نیروی دریایی دائمی تشکیل داد. در قرن‌های دهم و یازدهم میلادی، جمعیت چین دو برابر شد و برای نخستین بار، از مرز ۱۰۰ میلیون نفر فراتر رفت. این افزایش جمعیت، همگام با توسعه فناوری کشاورزی و تمرکز بر گسترش دامنه جغرافیایی کشت برنج، به نقاط جنوبی و مرکزی چین و تولید محصولات غذایی فراوان، پدید آمد. هنر و فلسفه نیز در دوران سونگ شکوفا شد و شیوه‌های نقاشی منظره و چهرهنگاری، به اوج کمال و پیچیدگی رسید. در این دودمان مکتب کنفوسیوس دوباره مورد توجه قرار گرفت و این پاسخی به رشد مذهب بودایی در دودمان تانگ بود.

در قرن سیزدهم میلادی چین به تدریج به تصرف امپراتوری مغول درآمد. قوبلای قاآن امپراتور مغول در سال ۱۲۷۱ دودمان یوان Yuan را بنیان نهاد و هشت سال بعد سونگ را منقرض کرد. کم و بیش نیمی از جمعیت چین در یورش مغولان نابود شدند. جمعیت چین پیش از حملهٔ مغول به ۱۲۰ میلیون نفر رسیده بود، اما بیست سال بعد، به حدود ۶۰ میلیون نفر کاهش یافت. دهقانی به نام جو یونجانگ در سال ۱۳۶۸ میلادی، امپراتوری مغولان را برانداخت و سلسله مینگ Ming را بنیان نهاد. به این ترتیب عصر طلایی دیگری برای چین فرا رسید. این کشور تحت رهبری دودمان مینگ، به یکی از قدرتمندترین نیروهای دریایی جهان تبدیل شد. در این دوره، اقتصاد چین غنی و متمول گردید و فصلی دیگر از شکوفایی فرهنگ و هنر در سرزمین چین، رقم خورد. در دوران امپراتوری مینگ، ژانگ هی سفرهای اکتشافی را به اقصی نقاط جهان آغاز کرد. در دوران حکومت مینگ، پایتخت چین از شهر نانجینگ به پکن منتقل شد، همچنین فیلسوفانی چون وانگ یانمینگ، مکتب نوکنفوسیوسی را با ادغام مفاهیم فردگرایانه و اخلاق فطری، در تعالیم کنفوسیوس گسترش دادند.

در سال ۱۶۴۴ میلادی پکن به تصرف نیروهای شورشی به رهبری لی جیچنگ درآمد و در پی آن، آخرین امپراتور دودمان مینگ خودکشی کرد و قدرت بدست جیچنگ افتاد، ولی دیری نپایید که دودمان چینگ Qing از قوم منچو، با وو سانگوی؛ از فرماندهان سپاه امپراتوری منقرض شدهٔ مینگ، متحد شدند و حکومت نوپای لی جیچنگ را سرنگون کردند. سپس به شهر پکن یورش برده و آن را پایتخت جدید سلسله چینگ کردند.

دودمان چینگ آخرین حکومت پادشاهی این کشور بود و تا سال ۱۹۱۲ بر چین حکومت کرد.

در قرن نوزدهم چینی‌ها وارد جنگی فرسایشی با دو کشور امپریالیستی آن زمان فرانسه و بریتانیا و همینطور جنگی با ژاپن بر سر شبه جزیره کره شدند. از آن جهت که کشور چین سرزمینی بزرگ بود و هنوز حکومت مرکزی مستقلی داشت استعمار تمام آن سرزمین برای یک دولت اروپایی میسر نبود و تقسیم آن نیز هم به دلیل مقاومت دولت مرکزی و مردم این کشور پرجمعیت و هم به خاطر اختلافات میان قدرت های استعماری عملا ممکن نبود. به همین دلیل اکثر دولت های استعماری سعی در تصاحب امتیازات هرچه بیشتر از این سرزمین و در دست گرفتن بنادر مهم تجاری این کشور نمودند ؛ بریتانیا بندر مهم هنگ کنگ را به مدت ۹۹ سال اجاره و عملا اشغال کرد. پرتغالی ها همین عمل را با بندر ماکائو انجام دادند. فرانسوی ها در بندر گوانگ جو مستقر شدند. ژاپنی ها شبه جزیره کره را از سیطره این کشور خارج و جزیره تایوان را اشغال کردند. روس ها در منچوری نفود کردند و البته آلمانی ها امتیاز اداره سیاسی ، اقتصادی و نظامی بندر تیانجین را در سال ۱۸۹۸ به مدت ۹۹ سال به دست آوردند.

دودمان چینگ با ناآرامی‌های داخلی نیز روبرو شد، که در پی آن، میلیون‌ها نفر کشته شدند. شورش ناکام تایپینگ یکی از مهم‌ترین این شورش‌ها بود که در دهه‌های ۱۸۵۰ و ۱۸۶۰ ویرانی‌های بسیار در جنوب چین به بار آورد. قرن نوزدهم شاهد آوارگی و مهاجرت‌های گسترده چینی‌ها بود. قحطی بزرگ شمال چین بین سال‌های ۱۸۷۶ تا ۱۸۷۹ جان ۹ تا ۱۳ میلیون نفر را گرفت. در سال ۱۸۹۸ امپراتور گوانگسو، فرمان برقراری حکومت مشروطه را صادر کرد، ولی امپراتریس دواگر سیسی، ملکهٔ بانفوذ چین، جلوی اجرای آن را گرفت. قیام مشتزنها در سال‌های ۱۸۹۹ تا ۱۹۰۱ نیز کشور را بیشتر به کام هرج‌ومرج فرو برد. امپراتریس سیسی تلاش کرد با یک برنامه اصلاحی، دودمان چینگ را حفظ کند، اما انقلاب شینها Xinhai  در سال‌های ۱۹۱۱ و ۱۹۱۲ به عمر سلسله چینگ خاتمه داد و نخستین حکومت جمهوری را در این کشور برقرار کرد.

جمهوری چین

سیسون یات سن «پدر چین مدرن» سیاستمدار و رهبرانقلابی چین و برانداز دودمان چینگ در انقلاب سال ۱۹۱۱ بود. در اوایل سال ۱۹۱۱ نیروهای انقلابی به رهبری سون یات سن بر امپراتوری منچو پیروز شدند. وقتی جمهوری چین در سال ۱۹۱۲ تأسیس شد سون یات سن اولین رئیس‌جمهور چین شد. او کومینتانگ (جبهه ملی چین) را تأسیس کرد و تا سال ۱۹۲۱ رهبر این حزب بود. سون یات سن در سال ۱۹۲۱ در گذشت. در سال ۱۹۱۵ ریاست‌جمهوری به یوان شیکای از فرماندهان سابق ارتش چینگ رسید. وی خود را امپراتور چین خواند اما با طغیان عمومی و مخالفت ارتش خودش روبرو شد. شیکای خیلی زود ناچار به استعفا شده و نظام جمهوری دوباره برقرار شد. با مرگ شیکای در سال ۱۹۱۶ وضعیت کشور بسیار به‌هم‌ریخته بود. دولت مستقر در پکن از نظٰر بین‌المللی دولت چین محسوب می‌شد اما تقریباً هیچ‌کاره بود و بیشتر کشور تحت حکومت جنگ سالاران مختلف بود. در اواخر دهه ۱۹۲۰ کومین‌تانگ به رهبری چیانگ کای شک با تلفیقی از عملیات‌های نظامی و مانورهای سیاسی زیرکانه کشور را دوباره متحد کرده و تحت تسلط خود درآورد. کومین‌تانگ پایتخت کشور را به نانجینگ منتقل کرده و اعلام «قیمومیت سیاسی» کرد. این اصطلاح به یک دوره انتقالی برای توسعه سیاسی گفته می‌شد که در برنامهٔ سون یات سن برای تبدیل چین به یک دولت دمکراتیک مدرن مطرح شده بود.

حزب کمونیست چین در سال ۱۹۲۱ میلادی تأسیس شد و از سال ۱۹۲۷ با حکومت کومین‌تانگ درگیر بود. هرچند اختلافات داخلی کار چیانگ کای شک را برای نبرد با کمونیست‌ها سخت می‌کرد اما جنگ در ابتدا به سود کومین‌تانگ پیش می‌رفت تا اینکه در سال ۱۹۳۶ ژاپن به چین حمله‌ور شد. درجنگ دوم چین و ژاپن (۴۵–۱۹۳۷) که بخشی از جنگ جهانی دوم بود، یک ائتلاف اجباری بین کومین‌تانگ و حزب کمونیست برای مقابله ژاپن شکل گرفت. در طول این جنگ حدود ۲۰ میلیون چینی کشته شده و موارد متعددی از جنایات وحشیانه جنگی از سوی سربازان ژاپنی مشاهده شد. تنها در جریان اشغال شهر نانجینگ حدود ۲۰۰ هزار چینی قتل‌عام شدند. در سال ۱۹۴۵ ژاپنی‌ها مجبور به تسلیم بدون قید و شرط در مقابل چین شدند و خاک این کشور را ترک کرده و تایوان را نیز به جمهوری چین پس دادند. چین فاتح جنگ شد اما بر اثر جنگ ویران شده بود. بی‌اعتمادی کمونیستها وملیگراها به یکدیگر موجب شد تا خیلی زود جنگ داخلی از سر گرفته شود.

حزب کمونیست در سال ۱۹۴۹ با پیروزی در چندین نبرد مهم بر بیشتر سرزمین اصلی چین مسلط شد و کومین‌تانگ مجبور شد به تایوان و جزایر اطراف بگریزد. مائو تسه تونگ رهبر حزب کمونیست در اول اکتبر ۱۹۴۹ تأسیس جمهوری مردمی چین را اعلام کرد. یک سال بعد ارتش آزادیبخش خلق موفق شد هاینان را نیز از چنگ نیروهای جمهوری چین به درآورده و تبت را نیز به اشغال خود درآورد، البته بقایای نیروهای ملی‌گرا تا اواخر دهه ۱۹۵۰ در مناطق غربی چین به مقاومت خود ادامه دادند.

مائو به افزایش جمعیت چین معتقد بود و در دوران رهبری او جمعیت چین از ۵۵۰ میلیون به ۹۰۰ میلیون نفر افزایش یافت. برنامهٔ «جهش بزرگ رو به جلو» مائو که شامل پروژه‌های اصلاحی عظیم اقتصادی و اجتماعی بود نتیجه فاجعه‌باری داشت و به مرگ حدود ۴۵ میلیون نفر بین سال‌های ۶۱–۱۹۵۸ انجامید که بیشتر آن‌ها از گرسنگی جان باختند. در همین دوران یک تا دو میلیون زمین‌دار نیز به عنوان ضدانقلاب اعدام شدند. در سال ۱۹۶۶ مائو و متحدانش انقلاب فرهنگی را اعلام کردند که دوره‌ای از اتهام زنی‌های سیاسی و تحولات اجتماعی را در چین پدید آورد. انقلاب فرهنگی با مرگ مائو در سال ۱۹۷۶ به پایان رسید. جمهوری مردمی چین از سال ۱۹۷۱ به جای جمهوری چین وارد سازمان ملل شد و کرسی دائم چین در شورای امنیت نیز به آن واگذار شد.

با مرگ مائو گروهی از رهبران حزب کمونیست دستگیرشده و گناه تندروی‌های صورت گرفته در انقلاب فرهنگی به گردن آن‌ها انداخته شد. در این دوران دنگ ژیائوپینگ به قدرت رسید و اصلاحات مهم اقتصادی را در کشور اجرا کرد. حزب کمونیست از آن پس کنترل زندگی خصوصی شهروندان را کمتر کرد. اشتراک سازی بخش کشاورزی نیز به نفع خصوصی‌سازی مزارع ملغی شد. این چرخش سیاسی موجب شد تا اقتصاد دستوری چین به یک اقتصاد مختلط تبدیل شود که جهت‌گیری بازار آزاد در آن به تدریج بیشتر می‌شد. قانون اساسی فعلی چین در سال ۱۹۸۲ نوشته شد و سرکوب خونین جنبش دانشجویی در میدان تیان آنمن در سال ۱۹۸۹ موجب تحریم‌های بین‌المللی علیه چین شد. در طول دهه ۱۹۹۰ جیانگ زمین، لی پنگ و ژو رانگجی رهبری چین را به دست گرفتند. در این دوران حدود ۱۵۰ میلیون دهقان از فقر خارج شده و کشور شاهد رشد اقتصادی سریع و مستمری بود که به‌طور میانگین به ۱۱٫۲ درصد می‌رسید. چین در سال ۲۰۰۱ عضو رسمی سازمان جهانی تجارت شد و در دهه ۲۰۰۰ میلادی در دوران حکومت هو جینتائو و ون جیابائو رشد بالای اقتصادی کشور ادامه یافت. البته رشد اقتصادی سریع صدمات قابل توجهی را به محیط زیست و منابع چین وارد کرده‌است و موجب جابجایی‌های اجتماعی گسترده‌ای شده‌است. استانداردهای زندگی علی‌رغم رکود اقتصادی اواخر دهه ۲۰۰۰ همچنان در حال پیشرفت است اما حکومت متمرکز سیاسی حفظ شده‌است. تغییر هیئت رهبری حزب در سال ۲۰۱۲ با منازعات جناحی و رسوایی‌های سیاسی همراه بود. در این سال شی جینپینگ به جای هو جینتائو به عنوان دبیرکل حزب کمونیست انتخاب شد. چین در دوران حکومت شی تلاش‌های عظیمی را برای اصلاح اقتصاد خود آغاز کرده‌است، اقتصادی که از بی‌ثباتی ساختاری و کاهش نرخ رشد رنج می‌برد. حکومت جدید همچنین اصلاحات مهمی را در سیاست تک‌فرزندی و سیستم زندان‌ها به عمل آورده‌است.

چین تمام تایوان را بخشی از خاک خود می‌داند و علاوه بر این با چندین کشور دیگر نیز مناقشات مرزی قدیمی دارد. آن‌ها از دهه ۱۹۹۰ تلاش‌هایی را برای حل این منازعات قدیمی از طریق مذاکرات انجام داده‌است. نوار مرزی چین و هند که در کوه‌های هیمالیا قرار دارد مورد اختلاف دو کشور است و یکی از مهم‌ترین اختلافات در مورد مرز دو کشور در ناحیه کشمیر است. دو کشور در دهه ۱۹۶۰ بر سر منطقه اقصای چین با هم وارد جنگ شدند که جنگ با موفقیت چین به پایان رسید و آن‌ها بیشتر این منطقه وسیع کوهستانی را به تصرف درآوردند. اقصای چین در شمال کشمیر منطقه‌ای خالی از سکنه است اما بهترین راه ارتباطی بین تبت و سین کیانگ محسوب می‌شود. چین با بوتان نیز اختلاف مرزی دارد و دو کشور هنوز نتوانسته‌اند مرز خود را مشخص کنند.

چینی‌ها همچنین در مورد حکومت بر جزایر متعدد واقع در سواحل شرقی و جنوبی با کشورهای مختلفی از جمله ژاپن، تایوان، فیلیپین و ویتنام اختلاف دارند. چین اختلافات مرزی مهمی نیز با اتحاد جماهیر شوروی داشت که حتی به جنگ کوتاهی در سال ۱۹۶۹ منجر شد. اما پس از دهه ۱۹۹۰ بیشتر این اختلافات با امضای معاهدات مرزی با کشورهای بازمانده از فروپاشی شوروی حل و فصل شده‌است.

جغرافیا

مساحت جمهوری خلق چین حدود ۹٫۶ میلیون کیلومتر مربع است و پس از روسیه دومین کشور بزرگ دنیا از نظر وسعت خاکی (بدون احتساب آب‌های داخلی) است. از نظر مساحت کل کشور هم سومین یا چهارمین کشور وسیع دنیا (پس از روسیه و کانادا و با توجه به تعریف دقیق مساحت کلی ایالات متحده آمریکا) به‌شمار می‌آید.

چین با داشتن ۲۲٫۱۱۷ کیلومتر مربع مرز زمینی طولانی ترین خط مرزی را در میان تمام کشورهای دنیا دارد. این کشور از شرق و جنوب با دریای چین شرقی، خلیج کره، دریای زرد، و دیگر آب‌های آزاد احاطه شده‌است و با ۱۴ کشور هم‌مرز است.

چین در عرض جغرافیایی ۱۸ تا ۵۴ درجه شمالی و طول ۷۳ تا ۱۳۵ درجه شرقی قرار دارد و چشم‌اندازهای طبیعی آن بسیار متنوع است. در شرق چین در کرانه‌های رود زرد و دریای چین شرقی دشت‌های آبرفتی پهناور و حاصلخیزی با تراکم جمعیتی بسیار بالا قرار گرفته‌اند. در بخش‌های شمالی در مرز فلات مغولستان داخلی علفزارهای وسیع مشاهده می‌شود و صحراهای خشک و سرد تکلهمکان و گبی در فلات مرتفع مغولستان جای گرفته‌اند. تپه‌ها و رشته‌کوه‌های کم‌ارتفاع بیشتر نواحی جنوب چین را دربرگرفته‌اند و شرق میانی چین میزبان دلتای دو رودخانه اصلی این کشور یعنی رود زرد و یانگتسه است. بخش غربی این سرزمین پوشیده از کوه‌های بسیار مرتفع از جمله هیمالیاست. مرتفع‌ترین نقطه دنیا یعنی قله اورست به ارتفاع ۸۸۴۸ متر مرز چین و نپال است و پست‌ترین نقطه چین که سومین نقطه پست دنیاست در بستر دریاچهٔ خشک آدینگ در فرونشست تورپان ۱۵۴ متر پایینتر از سطح دریاهای آزاد است.

فصل‌های خشک و فصل‌های مرطوب همراه با باران موسمی شرایط آب‌وهوایی غالب در بیشتر نقاط چین است که اختلاف دمای قابل توجه بین تابستان و زمستان را در پی دارد. در زمستان بادهای شمالی سرد و خشک می‌وزد و بادهای جنوبی از سواحل دریا در نقاط جنوبی تر گرم و مرطوب است. طوفان‌های موسمی (در حدود ۵ مورد در سال) در امتداد سواحل جنوبی و شرقی، سیلهای مخرب، سونامی، زلزله، رانش زمین و خشکسالی از بلایای طبیعی منطقه چین هستند.

گسترش بیابان‌ها به ویژه بیابان گبی یک معضل زیست‌محیطی مهم در چین است. هرچند درختکاری در مرزهای بیابان از دهه ۱۹۷۰ به بعد تعداد طوفانهای شن را کاهش داده اما خشکسالی مستمر و شیوه نامناسب کشاورزی موجب طوفان‌های شنی شده که بهار هر سال شمال چین را درمی‌نوردد و حتی به کره و ژاپن هم می‌رسد. دیده‌بان محیط زیست چین در سال ۲۰۰۷ اعلام کرده که هر سال چهار هزار کیلومتر مربع به بیابان‌های این کشور افزوده می‌شود. آب شدن یخچال‌های هیمالیا هم نگرانی دیگری است که می‌تواند بحران کمبود آب را برای صدها میلیون نفر به همراه بیاورد.

جمعیت چین در سرشماری سال ۲۰۱۰ حدود یک میلیارد و ۳۷۰ میلیون نفر بوده‌است. رشد اقتصادی سریع چین موجب شده تا صدها میلیون نفر از فقر نجات پیدا کنند. اکنون ده درصد چینی‌ها با درآمدی کمتر از یک دلار در روز زندگی می‌کنند درحالیکه این رقم در سال ۱۹۷۸ به ۶۴ درصد می‌رسید. نرخ بیکاری شهری نیز در سال ۲۰۱۳ به چهار درصد رسیده‌است.

چین برای کنترل رشد سریع جمعیت کشور از سال ۱۹۷۹ برنامهٔ کنترل جمعیت سختگیرانه‌ای را با نام سیاست تکفرزندی را آغاز کرد. این سیاست به هر خانواده تنها اجازه داشتن یک فرزند را می‌داد. البته استثناهای زیادی هم برای آن در نظر گرفته شده‌است. اقلیت‌های قومی (همه اقوام بجز قوم هان) از آن مستثنی شده و اجازه داشتن فرزند دوم و حتی سوم را دارند. در بسیاری از روستاها هم برای افرادی که فرزند اولشان دختر یا معلول باشد اجازه داشتن فرزند دوم داده شده‌است. در سال ۲۰۱۳ این سیاست تا حد زیادی تلطیف شده و به خانواده‌هایی که یکی از والدین خودش تک‌فرزند بوده‌است اجازه داشتن فرزند دوم را می‌دهد. با این حال مقاومت‌هایی در مقابل این سیاست به ویژه در روستاها صورت گرفته که برای نیروی کار کشاورزی به فرزند نیاز داشته و به‌طور سنتی به داشتن فرزند پسر علاقه دارند.

سیاست تک‌فرزندی در کاهش رشد جمعیت چین مؤثر بود و نرخ رشد کشور را در سال ۲۰۱۳ به ۰٫۴۶٪ رساند اما تبعات ناخواسته‌ای هم داشت. ترجیح سنتی برای داشتن فرزند پسر موجب شد تا توازن جنسیتی کشور برهم بخورد. بر اساس سرشماری سال ۲۰۱۰ نسبت جنسی در هنگام تولد ۱۱۸ پسر به ازای ۱۰۰ دختر است که بسیار بالاتر از میزان طبیعی ۱۰۵ به ۱۰۰ محسوب می‌شود.

زبان

زبان رسمی چین گویش استاندارد زبان ماندارین است. حدود ۷۰ درصد مردم چین به گویش‌های مختلف زبان ماندارین صحبت می‌کنند. گویش استاندارد این زبان که برگرفته از گویش پکنی است زبان ارتباطی گروه‌های مختلف زبانی در سراسر چین است. ۲۲۹ زبان زنده دیگر نیز در چین تکلم می‌شود که اغلب آن‌ها به گروه زبانهای چینی از خانواده چینیتبتی تعلق دارند.

حروف چینی هزاران سال است که برای نوشتن زبان‌های چینی استفاده می‌شود. این نویسه‌ها به گویش‌وران زبان‌ها و گویش‌های مختلف که برای هم قابل فهم نیستند، اجازه می‌دهند که از طریق نوشتار منظور هم را متوجه شوند. در سال ۱۹۵۶ دولت چین حروف چینی سادهشده را معرفی کرد که امروزه چینی سنتی را منسوخ کرده‌است. الفبای استانداردی هم برای لاتین‌نویسی زبان چینی تهیه شده که به پینیین معروف است. زبان تبتی از الفبایی بهره می‌گیرد که از متن‌های هندی اقتباس شده و زبان اویغوری بیشتر با الفبای فارسیعربی نگاشته می‌شود. خط مغولی و خط منچو نیز از الفبای باستانی اویغور اقتباس شده‌اند. زبان جوانگ نیز امروزه از الفبای لاتین برای نگارش بهره می‌برد.

راه و ترابری

از دهه ۱۹۹۰ به این سو شبکه راه‌های چین گسترش قابل توجهی یافته‌است. در سال ۲۰۱۱ بزرگراه‌های چین ۸۵ هزار کیلومتر طول داشته‌اند که این کشور را در رتبه اول دنیا قرار می‌دهد. در سال ۱۹۹۱ تنها ۶ پل بر روی شاخه اصلی رود یانگتسه قرار داشت – رودی که شمال و جنوب چین را از هم جدا می‌کند – در حالیکه در اکتبر ۲۰۱۴ تعداد آن‌ها به ۸۱ پل و تونل رسیده‌است.

شبکه ریلی چین که متعلق به دولت است یکی از شلوغ‌ترین خطوط دنیاست. این کشور در سال ۲۰۱۳ بیش از ۱۰۳ هزار کیلومتر راهآهن داشت که رتبه سوم دنیا را به این کشور اختصاص داده‌است. سیستم راهآهن سریعالسیر چین که به‌طور کامل از اوایل دهه ۲۰۰۰ ساخته شده ۱۱٫۰۲۸ کیلومتر در سال ۲۰۱۳ طول داشته که طولانیترین شبکه دنیا محسوب می‌شود. خط پکن-گوانگ‌جو-شنژن طولانیترین مسیر ریلی سریع‌السیر دنیاست و خط پکن-شانگهای سه تا از طولانی‌ترین پل‌های راه‌آهن دنیا را دارد. بیست شهر چین هم تا مه ۲۰۱۴ از شبکه قطار شهری برخوردار بوده‌اند.

چین بیش از ۲۶۰ فرودگاه تجاری دارد و بوئینگ پیش‌بینی کرده که تعداد هواپیماهای تجاری چین از ۱۹۱۰ فروند در سال ۲۰۱۱ به ۵۹۸۰ فروند در سال ۲۰۳۱ خواهد رسید. فرودگاه پکن در سال ۲۰۱۳ دومین فرودگاه شلوغ دنیا از نظر ترافیک مسافری بوده‌است البته در سپتامبر ۲۰۱۹ فرودگاه جدید پکن با ظرفیت مسافر بیشتر در حومه پکن افتتاح شد.  فرودگاه بینالمللی هنگکنگ و شانگهای پودنگ نیز به ترتیب اولین و سومین فرودگاه دنیا از نظر تناژ بار هوایی بوده‌اند.

 چین بیش از ۲ هزار بندر دریایی و رودخانه‌ای دارد که ۱۳۰ تای آن‌ها برای کشتی‌رانی بین‌المللی فعال است.”

گزارش سفر:

روز نخست ۱۷می ۲۰۱۹، ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸

من با پرواز شرکت هوایی امارات ساعت ۱۰:۵۰ از دبی به سمت پکن پرواز کردم و بعد از ۹ ساعت در ساعت ۲۲:۲۰ به وقت چین وارد پکن شدم. جالب است که بدانید، چین علی رغم وسعت زیاد فقط یک ساعت رسمی دارد. به عبارت دیگر شهرهای شرقی که با شهرهای غربی بیش از ۴ ساعت اختلاف ساعت شرعی دارند ولی همه از یک ساعت واحد استفاده می کنند.

فرودگاه پکن همانطور که انتظار می رود فرودگاه بزرگ، تمیز و مرتبی است. چون بیشتر مسافران پرواز ما ملیت چینی داشتند بنابراین صف چک کردن پاسپورت کوتاه بود. قبل از این مرحله به کمک دستگاه هایی که شبیه خودپردازهای بانک(ATM) هستند باید مشخصات پاسپورت خود به همراه ثبت اثر انگشت را وارد کنید. کار با دستگاه بسیار ساده است. کافی است تا پاسپورت را در محل مخصوص قرار دهید تا زبان دستگاه به زبان کشور شما تغییر کند. از این به بعد با فرمانهای صوتی یا نوشتاری به زبان خود می توانید مراحل درخواست شده را به راحتی انجام دهید. پس از پایان کار، رسید این عملیات را باید دریافت کنید تا به افسر گمرک تحویل دهید.

همچنین باید در برگه کوچکی ،که بلافاصله قبل از ورود به محدوده گمرک قرار دارد، اطلاعات پاسپورتی و پرواز ورودی را بنویسید.

 با در دست داشتن پاسپورت و دو برگه ذکر شده به محل چک کردن پاسپورت وارد می شوید. از شما خواسته می شود که مجددا اثر انگشت خود را ثبت کنید. سپس افسر گمرک مشغول چک کردن و وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر می شود که این مرحله حداقل ۵ دقیقه زمان می برد. سپس مهر ورود به پاسپورت زده می شود و شما وارد جمهوری خلق چین می شوید. برای رسیدن به محل تحویل چمدانها باید مسافتی را با قطار و سپس پیاده طی کنید. وقتی من به محل مورد نظر رسیدم، بار من آمده بود، بلادرنگ آن را برداشتم و از ترمینال خارج شدم. در محلی که با دوستم- مهدی- قرار گذاشته بودم حاضر شدم ولی او را پیدا نکردم. طبق برنامه او می بایست قبل از من به فرودگاه وارد می شد. چون می دانستم از سیدنی به هنگ کنگ رفته و با پرواز دیگری از هنگ کنگ به پکن می آید پس سعی کردم بفهمم که آیا پروازی از هنگ کنگ اخیرا به زمین نشسته یا نه! ولی متاسفانه نمایشگر پروازهای ورودی خراب بود. به سراغ اطلاعات فرودگاه رفتم. راهنما به من گفت که یک پرواز از هنگ کنگ کنسل شده است ولی چون من شماره پرواز را نداشتم بنابراین مطمئن نبودم که آیا این پرواز همان بوده یا پرواز دیگری بوده!. درست در کنار درب خروج ترمینال ۳ پکن و در کنار کانترهای صرافی ها و شرکتهای اجاره اتومبیل و هتل، محلی هم برای خریدن سیم کارت وجود دارد. با پرداخت ۱۵۰ یوان صاحب سیم کارت چینی(با ۳۰۰ دقیقه  تماس تلفن داخلی و ۵ گیگ اینترنت) شدم. برای خرید سیم کارت ارائه پاسپورت الزامی است. چون تقریبا ساعت به نیمه شب نزدیک میشد و مشتری دیگری هم نبود، از مسئولش خواستم تا سیم کارت را داخل تلفن قرار دهد و تلفن را برایم آماده کند. او هم همین کار را کرد و تلفن را تحویل من داد. طبق عادت ابتدا به سراغ شبکه های اجتماعی رفتم ولی متوجه شدم که همه فیلتر است. حتی نتوانستم جی میل را چک کنم. بالفور پیش فروشنده برگشتم و او هم گفت که باید از فیلترشکن استفاده کنم. و چون سرش خلوت بود و به نظرم فهمید که من سررشته ای از این داستان ندارم برایم یک فیلترشکن نصب کرد. بعد هم یادآور شد که استفاده از فیلترشکن در چین غیرقانونی است. با راه اندازی فیلترشکن و چک کردن ایمیلها متوجه شدم که پرواز مهدی از هنگ کنگ کنسل شده و روز بعد انجام خواهد شد. پس بی درنگ فرودگاه را ترک کردم. طبق اطلاعاتی که قبلا جمع کرده بودم می دانستم خط شماره ۷ اتوبوسهای ویژه فرودگاه تا نزدیک هتلی که کرایه کرده ایم می رود. به راحتی اتوبوس را پیدا کردم سپس از روی نقشه گوگل ایستگاه مورد نظر را به راننده نشان دادم و بعد از تایید درست بودن مسیر بلیط ۳۵ یوانی را از دکه بلیط فروشی خریدم. با حرکت اتوبوس و گذر از میان اتوبانهای عظیم و خیابانهای عریض و تمیز کم کم نظرم درباره شهر پکن عوض شد. حدود ۴۰ دقیقه بعد در ایستگاه اتوبوس مورد نظر پیاده شدم و با کمک نقشه گوگل به سمت هتل حرکت کردم. هتل در بافت قدیمی پکن قرار داشت، خیابانها و کوچه ها باریک تر شده بودند و در این موقع از شب( حدود ۱ بامداد) فقط تعدادی سوپرمارکت و بار باز بود. چندین جوان مست را دیدم که تلو تلو خوران از میخانه خارج می شدند تا آنجا که چشمم یاری کرد و آنها را دنبال کردم، هیچ مزاحمتی حتی صوتی برای دیگران ایجاد نکردند. کمی بعد هتل را پیدا کردم که البته بیشتر به مسافرخانه شبیه بود. ورودی آن مثل خیلی از خانه هایی که در فیلمهای چینی دیده بودم با اژدها و مجسمه ها و تصاویر دیگر تزیین شده بود. کلید اتاق را گرفتم. ابتدا از میان حیاط خلوتی عبور کردم و وارد کوریدوری شدم که اتاقها در دو سوی آن قرار داشت درست مثل کریدورهای حمام عمومی! تزیینات و نقاشی های چینی درآن مشاهده می شد. اتاق ما کوچک بود ولی کولر گازی، تلویزیون و کتری برقی به همراه چند بطری آب معدنی داشت. حمام و دستشویی هم کاملا تمیز بودند. بعد از نوشیدن یک چای داغ به داخل رختخواب خزیدم. لازم به ذکر است که اسم هتل ما Qianmen Courtyard Hotel بود و برای ۴ شب ۲۱۰ دلار به ازای هر اتاق پرداختیم. یعنی نفری ۱۰۵ دلار برای اقامت ۴ شبه در پکن.

روز دوم، ۲۸ اردیبهشت:

طبق برنامه دو نفر دیگر از دوستان(محمد و رضا) که شب قبل از تهران به پکن پرواز کرده بودند می بایست خودشان را قبل از ساعت ۷ صبح به هتل می رساندند. لذا به لابی رفتم و منتظرشان نشستم. ساعت هنوز به ۷ نرسیده بود که سر و کله اشان پیدا شد. آنها با تاکسی فرودگاه و با پرداخت ۳۰۰ یوان به هتل رسیدند که البته نشان دادن رزرواسیون هتل به زبان چینی به راننده تاکسی در یافتن محل هتل بسیار کمک کننده بود. سپس  اتاقشان را تحویل گرفتند و بعد از استراحتی کوتاه هتل را ترک کردیم.
 حالا کم کم همان کوچه ها و خیابانهای باریک شلوغ و شلوغ تر می شد. طبق برنامه ابتدا باید به میدان معروف تیانانمن می رفتیم که پیاده کمتر از ده دقیقه با ما فاصله داشت. خیابان چیانمن که اکنون یکی از خیابان-پیاده روها است به دروازه چیانمن منتهی می شود که آن سوی آن  میدان بزرگ تیانامن قرار دارد. در خیابان چیانمن که فقط یک خط تراموا از آن عبور می کند انواع و اقسام رستورانها و برندهای معروف غربی را می توانید پیدا کنید. در گوشه و کنار این خیابان به یاد روزگاران قدیم مجسمه هایی از جنس برنز قرار داده شده که معرف کسب و کار و تجارتی بوده که در این منطقه وجود داشت. خوشبختانه چون این محل به هتل ما نزدیک بود در زمانهای مختلف روز موفق شدیم در این خیابان حضور داشته باشیم.


میدان تیانانمن با  خیابان های عریضی احاطه شده است. احتمالاً بیشتر افراد این میدان را به خاطر تصاویری که در زمان سرکوب  اعتراضات مردمی در سال  ۱۹۸۹ انجام شده به یاد دارند.معروفترین آن، تصویر مردی است که یک تنه جلو تانک هایی ایستاد که از این میدان گذر می کردند. هم اکنون نیز در این میدان تدابیر امنیتی شدیدی حاکم است. از هر جهت که بخواهید وارد محوطه آن بشوید باید از گیت های بازرسی عبور کنید. تمامی چینی ها باید کارت شناسایی خود را ارائه کنند و توریستها باید پاسپورت یا کارت شناسایی معتبر وارد شوند. این میدان دو دروازه اصلی دارد، قسمت شمالی میدان دروازه تیانانمن یا Gate of Heavenly Peace است که در سال ۱۴۱۵ ساخته شد و در حقیقت دروازه ورود به شهر پادشاهی بود و با دو مجسمه سنگی به شکل شیر محافظت می شود.

در قسمت جنوبی، دروازه چیانمن یا Zhengyangmen قرار دارد. این میدان با وسعت حدود ۴۵ هکتار یکی از بزرگترین میدانهای جهان است و گنجایش بیش از یک میلیون نفر را دارد. بسیاری از گردهمایی هایی که حضور مردم در آن الزامی است در این میدان انجام می شود. تعدادی از ساختمانهای مهم حکومتی در اطراف این میدان قرار دارند. موزه ملی چین در قسمت شرقی این میدان واقع شده و مجموعه بزرگی از اشیا تاریخی و فرهنگی چین در آن حفظ می شود. در میان میدان، بنای یادبود قهرمانان ملی و همچنین ساختمانی است که مومیایی “رییس مائو” در آن نگهداری می شود.

صف بسیار طویلی برای دیدار از جسد بنیانگذار و رهبر کمونیست جمهوری خلق چین در ساعات مشخصی از هفته وجود دارد. ورود هر گونه وسیله ای اعم از کیف یا کوله پشتی به داخل این مقبره ممنوع است. اگر دوربین یا وسیله دیگری همراه دارید حتما قبل از ورود به صف آن را تحویل مکان هایی که به این منظور در نظر گرفته شده است بدهید. بسیاری از افراد با خرید گل به ملاقات با رهبر فقید شان می روند. نیروهای امنیتی افراد را به ستون یک و در یک صف بسیار منظم از کنار جسد عبور می دهند. مائو نیز همچون لنین در تابوت شیشه ای و با لباس رسمی در نمایش عمومی قرار دارد. هر چند که صف این بازدید بسیار طولانی است اما در کمتر از ۴۵ دقیقه موفق به دیدار او می شوید.

برای ورود به مجموعه شهر ممنوعه باید از دروازه شمالی گذر کرد. برای تهیه بلیط یا باید از اپلیکیشن مخصوصی که برای خرید در چین استفاده می شود استفاده کرد و یا به چند محل بلیط فروشی که به این منظور اختصاص داده شده است مراجعه کرد. داشتن پاسپورت الزامی است زیرا بلیط کاغذی به دست شما نمی دهند و در حقیقت شماره پاسپورت شما به عنوان شماره بلیط ثبت می شود و در گیت ورودی، مامور کنترل بلیط با وارد کردن شماره پاسپورت علاوه بر چک کردن مشخصات شما، اعتبار بلیط را هم چک می کند. قیمت بلیط ورودی ۴۰ یوان است و برای بازدید از این مجموعه حداقل ۳ ساعت زمان نیاز است. مجموعه شهر ممنوعه که در لیست میراث جهانی ثبت شده است بزرگترین مجموعه کاخی جهان با وسعت ۷۴ هکتار است.  بیش از ۸۷۰۰ اتاق در ۹۸۰ ساختمان دارد که شامل ۹۰ کاخ می شود. این ساختمانها از چوب مخصوصی ساخته شده اند که بسیار مقاوم هستند. این چوب که از درخت “فوبی ژنان” است در حال حاضر بیش از ۱۰۰۰۰ دلار برای هر متر مکعب آن فیمت دارد. سقف ساختمانها از قطعات سفالی درست شده است. کاخها به رنگ قرمز و با سقفهای زرد، رنگ آمیزی شده اند.  این مجموعه از سال ۱۴۲۰ تا ۱۹۱۲ سکونتگاه پادشاهان سلسله مینگ و چینگ بود و در مجموع ۲۴ پادشاه به همراه خانواده و خادمانشان در آن زندگی کرده اند.

حیاط ها و راه پله های سنگی (از جنس مرمر) که با نقوش مختلف تزیین شده اند بسیار چشم نواز هستند. مجسمه ها و ظروف فلزی بسیار بزرگ در میان این حیاط ها قرار دارند که هر کدام برای خودشان راوی داستان هایی هستند. باغهای کوچکی نیز در داخل این مجموعه ایجاد شده است که به جذابیت آن می افزاید.  اگر مشتاقید تا بیشتر درباره شهر ممنوعه بدانید لطفا اینجا را کلیک کنید.
  با خروج از گیت شمالی به سمت پارک و دریاچه Beihai حرکت کردیم. ورودیه این پارک تفریحی ۲۰ یوان است. این دریاچه مصنوعی که جزیره ای را هم در میان دارد قسمتی از مجموعه عظیم کانال بزرگ است. در اطراف دریاچه مسیرهای متعدد پیاده روی و همچنین قایق سواری احداث شده است. در چند منطقه که از بلندگوها موزیک پخش میشد، افرادی مشغول رقص محلی بودند.
ما مسیر را از کنار دریاچه تا نزدیک Drum Tower ادامه دادیم. روبروی Drum Tower بنای Bell Tower قرار دارد. که هر دو در قرن ۱۵ میلادی ساخته شده اند. ما از Drum Tower بازدید کردیم. بلیط ورودی ۲۰ یوان است و برای بازدید نیم ساعت کفایت می کند. ۸۰ پله شما را به قسمت بالای برج می رساند. تعدادی طبل بزرگ در آنجا قرار دارد که در ساعات خاصی به صدا در می آیند. به علت ضیق وقت فرصت نشد تا از Bell Tower  بازدید کنیم.
کانال بزرگ که در انگلیسی به آن Great Canal می گویند طویل ترین کانال آبی ساخت بشر است که ۱۷۹۴ کیلومتر طول دارد و از شهر پکن شروع شده و بعد از متصل کردن مناطق متعددی از چین، در شهر هانگژو به دریای چین ختم می شود. گفته می شود که ساخت این کانال از قرن ۵ قبل از میلاد شروع شده و در طول قرنها به آن اضافه شده است. این کانال با ارتباط آبی مناسب، نقش مهمی در تجارت چین به عهده داشته و دارد. از طریق این کانال رودهای بزرگ یانگ تسه و رود زرد به هم متصل شده اند.  در سال ۲۰۱۴ سازمان یونسکو آن را در لیست میراث جهانی ثبت کرد. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.
با کمی پیاده روی به محله قدیمی Hutong وارد شدیم. پر از رستورانهای خیابانی و مغازه های رنگارنگ و پر جنب و جوش. شام را در یکی از همین رستورانهای کوچک با میز و نیمکت چوبی و قدیمی خوردیم. ظاهرا صاحبانش از اقوام اویغور که مسلمانان ترک تبار شرق چین هستند، بودند. با چندین سیخ کباب بره از ما با قیمت کم پذیرایی کردند. در میان نوشابه ها، چیزی شبیه دوغ آبعلی خودمان پیدا کردم ولی بعد از اینکه امتحانش کردم فهمیدم که چیزی شبیه دوغ شیرین است که اصلا به مذاقم خوش نیامد. این منطقه از پکن بسیار قدیمی است و ساختمانها و کوچه های قدیمی دارد. توریستهای بسیاری نیز برای بازدید از این منطقه قدیمی در این محله پرسه می زنند.

برای خوردن چای و قهوه وارد یک کافی شاپ شدیم. دیوارهای این کافی شاپ که ظاهری بسیار قدیمی داشت با نقاشیها و نوشته های توریستها نمای جالبی به خود گرفته بود. صاحب مغازه که خانم پا به سن گذاشته ای بود، کلکسیونی از فندکها و سیگارهای مختلف را بر روی بخشی از یک دیوار چسبانده بود. بر روی دیوار بالای صندوق هم کلکسیونی از اسکناسهای کشورهای مختلف قرار داشت ما هم یک اسکناس دو هزار تومانی به او هدیه دادیم که بلافاصله بر روی دیوار نصب کرد.

قدم زنان خودمان را به خیابان معروف Wangfujing رساندیم. این خیابان به غذاهای عجیب و غریب خیابانیش معروف است. از قورباغه، جوجه  و هشت پا کبابی گرفته تا عقرب و عنکبوت به سیخ کشیده شده و سیرابی و سیب قندی و انواع و اقسام گیاهان و جانوران دریایی. ماهی مرکب سرخ شده که با سس مخصوصی سرو می شود را امتحان کردیم که انصافا سوای از قیافه اش خوشمزه بود. حدود ساعت ۱۰ شب بود که به هتل وارد شدیم بر اساس اطلاعات ثبت شده بر روی GPS موبایل، حدود ۲۶ کیلومتر پیاده روی کردیم.
روز سوم، ۲۹ اردیبهشت:

برای بازدید از دیوار بزرگ چین به ایستگاه اتوبوس هایی رفتیم که در کنار دروازه چیانمن قرار دارد. اتوبوسها از این منطقه به ازای دریافت ۲۵ یوان شما را حدود یکساعته به کنار دیوار بزرگ در منطقه Badaling می رسانند(حدود ۷۰ کیلومتر). دیوار بزرگ چین با توجه به طول زیادی که دارد در مناطق مختلفی برای بازدید توریستها آماده شده است و شاید بهترین آنها همین منطقه Badaling باشد. برای وارد شدن به منطقه دیوار ابتدا باید بلیط تهیه کنید(۴۰ یوان). استفاده از تله کابین یا واگن بالابر هزینه جدا دارد(۸۰ و ۳۰ یوان یکطرفه). ما از واگن بالابر استفاده کردیم هرچند که بیش از نیم ساعت در صف ایستادیم. این واگن با سیم نقاله بازدیدکنندگان را به یکی از برجهای مراقبت روی دیوار منتقل می کند. با توجه به زمان و توانایی فیزیکی، افراد می توانند مسیرهای مشخصی را با درجه سختی و زمانی متفاوت بر روی دیوار طی کنند. دیوار در این منطقه به خوبی مرمت شده است. با توجه به مساعد بودن هوا مشاهده دیوار و برجهای مراقبت که بر روی ارتفاعات اطراف  چون ماری پیچیده شده است بسیار تماشایی است و بی سبب نیست که این بنای عظیم در ثبت میراث جهانی یونسکو قرار دارد. ارتفاع دیوار حدود ۸ متر و عرض آن حدود ۶ متر است.  هر چند که جمعیت کثیری از دیوار بازدید می کنند ولی با توجه به وسعت زیاد منطقه هیچ خللی در هنگام عبور از روی دیوار ایجاد نمی شود. با توجه به زمستانهای سرد که یخ و برف سطح دیوار را می پوشاند در بیشتر طول مسیر نرده گذاری نیز انجام شده است. برای بازدید از دیوار حداقل سه ساعت زمان لازم است. اگر تصمیم دارید که یادگاری از دیوار بزرگ داشته باشید بهتر است آن را در فروشگاههای اطراف دیوار تهیه کنید چون در داخل شهر به راحتی نمی توانید اشیاء مورد نظر را پیدا کنید. برای توضیحات بیشتر اینجا را کلیک کنید.
مقصد بعدی ما مقبره شاهان Ming بود. یک خط اتوبوس از ترمینال اتوبوسها به مقبره می رود. ابتدا ایستگاه اتوبوس را در ترمینال  با کمک گرفتن از کیوسک اطلاعات پیدا کردیم. در محل ویژه برای همان خط اتوبوس ایستادیم ولی بعد از گذشت نیم ساعت از اتوبوس خبری نشد. همینطور که نگران از دست رفتن زمان بودیم. فردی به ما نزدیک شد و گفت که در ازای ۲۰۰ یوان می تواند ما را به محل مورد نظر برساند. ما هم کمی با او چانه زدیم و نهایتا قرار شد با ۱۵۰ یوان ما را به درب اصلی مقبره Ming برساند. حدود یکساعت طول کشید تا به پارکینگ سایت رسیدیم. این مجموعه از سه سایت مجزا از هم که فاصله نه چندان کمی هم از یکدیگر دارند به نامهای Changling, Dingling, Zhaoling تشکیل شده است(قبر ۱۳ پادشاه سلسله Ming). چون ساعت کار مجموعه رو به پایان بود تصمیم گرفتیم تا از مقبره Dingling بازدید کنیم (۴۰ یوان). بعد از گذر از میان حیاط و باغ که با پله ها و مجسمه های مرمری تزیین شده اند وارد محوطه مقبره شدیم. سرداب دو طبقه زیر زمین قرار دارد که محوطه بزرگی شامل صندوق های عظیم به رنگ قرمز است. البته گفته می شود که تابوتهای اصلی  برای محافظت بیشتر داخل آنها قرار داده شده است. این مقبره به پادشاه Wanli (1572-1620 و همسرو زنان حرمسرا تعلق دارد. از میان این سه مقبره فقط مقبره Dingling است که امکان بازدید از سردابه وجود دارد. تقریبا یکساعت زمان برای این بازدید اختصاص دهید. اینجا را کلیک کنید.
از همان راننده خواستیم تا ما را به قسمت دیگری از این سایت که به  Spirit Way و یا مسیر مقدس مشهور است ببرد. او هم با کمال میل قبول کرد. وقتی به محل ورودی رسیدیم با کمال ناباوری دیدیم که برای پرداخت ورودیه فقط باید از سیستم پرداخت آنلاین چینی استفاده کنیم که برای ما امکان پذیر نبود و از طرفی زمان کافی در اختیار نداشتیم تا به دکه اصلی بلیط فروشی مراجعه کنیم. اینجا بود که راننده فهیم ما به کمک  آمد و خودش پول بلیط ها را با موبایلش البته با کمک متصدی سایت پرداخت کرد ( ۲۰ یوان) و اینطور بود که ما شانس بازدید از یک سایت زیبا را پیدا کردیم. بعد از عبور از گیت ورودی وارد یک راه سنگفرشی مستقیم به طول تقریبی سه کیلومتر می شوید که از میان باغی کشیده شده است. در دو طرف این مسیر، مجسمه هایی سنگی با اشکال پادشاهان، سربازان و حیوانات مختلف از شتر، سگ ، لاکپشت گرفته تا شیر و گوسفند و فیل موجود است. برای بازدید از این محل یک ساعت وقت بگذارید. اینجا را کلیک کنید.
خوشبختانه راننده باهوش ما در انتهای جاده و در کنار درب خروجی منتظر ما بود. از او خواستیم که ما را به پکن برساند ولی او به ما فهماند که بهتر است ما را در ایستگاه مترو پیاده کند تا هم در پول و هم در زمان ما به دلیل ترافیک عصر صرفه جویی شود. با تشکر از او در ایستگاه مترو پیاده شدیم و بابت لطفش ۱۰۰ یوان بیشتر به او دادیم. ایستگاه مترو که البته از ایستگاههای تازه تاسیس خط صورتی پکن بود بسیار تمیز و مدرن طراحی شده است.
دستگاههای فروش بلیط به ساده ترین شکل ممکن کار می کنند. شما برای خرید بلیط کافی است اسم ایستگاه مقصد را تایپ کنید و یا از روی نقشه روی آن کلیک کنید تا میزان پول مورد نیاز برای خرید بلیط بر روی مانیتور دستگاه نمایش داده شود و با تایید آن پول را در محل مورد نظر گذاشته و کارت بلیط را دریافت  کنید. با این بلیط به گیت ورودی مراجعه کرده و با قرار دادن بلیط در محل مورد نظر از گیت عبور می کنید در مقصد هم کارت را در گیت خروجی وارد می کنید تا در باز شود و اینجاست که به هوشمندی چینی ها پی می برید چرا که این کارت برای استفاده مجدد در دستگاه حفظ می شود تا برای فروش به دستگاه مورد نظر منتقل شود و از این طریق از هدر رفتن و استهلاک کاغد و دستگاهها کاسته می شود. پکن ۲۱ خط مترو دارد که تقریبا بیشتر مناطق شهر را پوشش می دهند. قیمت بلیط مترو با توجه به مسافتی که پیموده می شود متفاوت است و از ۳ یوان برای مسیرهای کوتاه شروع می شود. واگنهای مترو بسیار تمیز و مدرن هستند و مسافران از طریق نمایشگرها و بلندگوهای داخل واگن می توانند ایستگاه مترو را شناسایی کنند. به طور کلی استفاده از مترو در پکن بسیار با صرفه است. برای آشنا شدن با خطوط مترو پکن اینجا را کلیک کنید.
روز چهارم ۳۰ اردیبهشت:

اولین مقصد امروز بازدید از Temple of Heaven park است. با کمی پیاده روی در کمتر از بیست دقیقه به ورودی پارک رسیدیم. قیمت بلیط بازدید از این مجموعه ۳۴ یوان است و برای بازدید یک ساعت زمان نیاز است. این سایت هم در لیست میراث جهانی به ثبت رسیده است. معبد اصلی که یکی از مقدس ترین معابد پادشاهان بوده،  به شکل دایره با قطر ۳۰ متر و ارتفاع ۳۸ متر است و در سال ۱۴۲۰ ساخته شد. نیایش برای فصل خوب برداشت محصول در این معبد انجام می شده و از اهمیت بالایی برخوردار بوده. در ادامه مسیر چندین معبد و مکان مذهبی دیگر وجود دارد. این مجموعه در میان پارک بسیار زیبایی (با وسعت ۲۷۰ هکتار) که درختان گردو تنومندی دارد واقع شده است و مکان مناسبی برای شهروندان پکن است تا به دور از هیاهوی شهرا در محیطی آرام لحظاتی استراحت کنند.اینجا را کلیک کنید.
پرنده عجیبی که در این پارک نظر من را به خودش جلب کرد Azure-winged Magpie نام دارد که بسیار شبیه به زاغی است با این تفاوت که پرهای رنگی دارد. اینجا را کلیک کنید.

بعد از خروج از محوطه پارک اولین ایستگاه مترو را پیدا کردیم و به سمت Summer Palace حرکت کردیم. کاخ تابستانی همانطور که از اسمش پیداست محل گذران تابستان پادشاهان بود. ورودیه آن ۶۰ یوان و زمان بازدید حداقل ۳ ساعت است. این مجموعه کاخ که چند معبد بودایی را هم شامل می شود بر روی تپه ای که مشرف به دریاچه زیبایی با وسعت ۳ کیلومتر مربع است ، با منظره فوق العاده قرار دارد. اگر از درب شمالی وارد مجموعه شوید، دریاچه کوچکی را می بینید که در اطراف آن مغازه های مختلف سوغاتی فروشی و تعدادی رستوران احداث شده است. با ادامه مسیر از میان یک معبد بودایی گذر می کنید و به بالای تپه می رسید.
 قبل از اینکه از تپه به سمت دریاچه پایین روید بهتر است راه کاخ تابستانی را پیدا کنید تا مثل ما مجبور نباشید ۱۴۰ پله را برای رسیدن به کاخ بالا بیایید. پیاده روی در اطراف دریاچه خالی از لطف نیست به خصوص که از طریق یک پل می توانید به جزیره کوچکی که در میان دریاچه قرار دارد دسترسی پیدا کنید.

در برگشت وقتی به مرکز شهر رسیدیم کمی در خیابانهای اطراف میدان تیانامن گشتیم و برای شام به رستوران معروف liqun roast duck که اردک سرخ شده سرو می کند رفتیم. این رستوران بسیار کوچک  در کوچه پس کوچه محله چیانمن قرار دارد. در و دیوار رستوران پر است از عکس هایی از افراد سرشناس که در این رستوران غذا خورده اند از روسای جمهور و سفیران کشورها گرفته تا هنرپیشه ها و خوانندگان معروف.  یک اردک سرخ شده تقریبا ۲۰۰ یوان قیمت دارد که برای دو تا سه نفر کافی است. در صورت درخواست شما، گوشتهای اردک را کاملا جدا کرده و استخوانها را در بشقاب جدا می آورند. در کنار گوشت اردک انواع و اقسام سبزیجات مختلف هم سرو می شود. در کل امتحان این غذا را توصیه می کنم.
روز پنجم، ۳۱ اردیبهشت:

صبح زود با تاکسی به فرودگاه رفتیم تا به سمت شهر Xining و سپس لهاسا پرواز کنیم. حدود دو و نیم ساعت طول کشید تا در ساعت ۹:۲۰ به Xining رسیدیم. پرواز بعد ما به مقصد لهاسا ۵ ساعت بعد انجام می شد و ما در این میان حدود ۳ ساعت وقت آزاد داشتیم. اولین مشکل ما این بود که چون خط هوایی پکن به Xining با خط هوایی که ما را به لهاسا می برد متفاوت بود بنابراین مجبور شدیم تا چمدانهایمان را بگیریم ولی خوشبختانه ایرلاین دوم قبول کرد که زودتر بار ما را تحویل بگیرد. مراحل Check in برای مقصد لهاسا کمی دنگ و فنگ دارد. علاوه بر مدارک شناسایی، باید مجوز ورود به تبت را هم ارائه کنید که خوشبختانه این مدرک توسط تور،ا به آدرس هتل ما در پکن ارسال شده بود. نهایتا بارها را دادیم و تصمیم گرفتیم تا به شهر برویم. هنگامی که در سالن فرودگاه مشغول صحبت بودیم فردی جلو ما آمد و شروع کرد به فارسی صحبت کردن!! او که با خانواده خود مسافرت می کرد گفت که اهل Xining است و مدتها در ایران کار می کرده است. از فرودگاه خارج شدیم تا به شهر برویم اینجا بود که متوجه شدیم فاصله فرودگاه تا شهر حدودا ۳۰ کیلومتر است. تصمیم گرفتیم تا برای ساعات در پیش رو تاکسی اجاره کنیم و از راننده بخواهیم تا نقش تور لیدر را برای ما بازی کند. مشکل اصلی ارتباط برقرار کردن با افراد همچنان به قوت خود باقی بود که خوشبختانه با پا در میانی خانمی که انگلیسی می دانست مشکل ما حل شد او همچنین تا حد امکان در قیمت برای ما چانه زنی کرد و نهایتا قرار شد با پرداخت ۳۵۰ یوان، تاکسی برای ساعات در پیش رو در اختیار ما باشد. خوشبختانه راننده تاکسی بسیار مرد خوشرو و با ادبی بود و سعی می کرد تمام توضیحاتش را با استفاده از اپلیکیشن مترجم زبان چینی به انگلیسی که بسیار در چین متداول بود به ما منتقل کند.

شهر شینینگ مرکز استان Qinghai از استانهای غربی چین است این شهر که در روزگاران قدیم در مسیر جاده ابریشم قرار داشت از اهمیت ویژه ای برخوردار بود. جمعیت آن بیش از دو و نیم میلیون نفر است و جمعیت قابل توجهی از مسلمانان در آن زندگی می کنند. به طوری که چندین مسجد در سطح شهر وجود دارد. راننده ابتدا ما را به دیدن معبد معروف Nanchan Temple برد. این معبد بودایی که ۵ حیاط و عبادتگاه دارد از معابد معروف بودایی است و در زمان سلسله Song (قرن ۱۰) ساخته شده است. برای بازدید از این معبد یک ساعت زمان نیاز است. راننده در میانه مسیر قسمتی از دیوار قدیم شهر که در قرن چهاردهم ساخته شده است را به ما نشان داد.
سپس به سمت معابد معروف Tulou Temple در صخره های کوه Beishan حرکت کردیم. این معبد یکی از مهمترین معابد تائوئیسم در چین است(برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید). ساخت این معابد به سلسله Wei  در قرن سوم و چهارم میلادی برمیگردد. تعدادی غار نیز بر دیواره صخره ای کوه حفر شده است که متاسفانه بعلت تعمیرات قادر به بازدید از آنها نشدیم. برای بازدید از این معابد یکساعت زمان نیاز است. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.
در مسیر بازگشت دریافتیم که این شهر نیز چون پکن بسیار تمیز و منظم با شهرسازی اصولی است. هنوز یکساعت به پرواز فرصت بود که راننده ما را به فرودگاه رساند و به این ترتیب توانستیم در زمان کوتاه یکی دیگر از شهرهای کشور وسیع چین را ببینیم. ساعت ۱۴:۳۵ شهر شینینگ را به مقصد لهاسا ترک کردیم و ساعت ۱۶:۵۰ به لهاسا وارد شدیم. در هنگام خروج از فرودگاه مجددا تمام مدارک شناسایی و مجوز ورود به تبت چک شد. راهنمای تور در درب خروجی سالن فرودگاه منتظر ما بود او با انداختن شال سفید رنگی بر گردن ما از به ما خوش آمد گفت. پس از انتقال بارها به مینی بوس به اتفاق تعداد دیگری از مسافرها راهی لهاسا شدیم. فرودگاه در دره معروف یارلونگ قرار دارد و فاصله آن تا شهر لهاسا حدود ۶۰ کیلومتر است که به یکساعت زمان نیاز دارد. با خروج از فرودگاه جاده در امتداد رود معروف یارلونگ ادامه می یابد. پل بزرگی بر روی رود یارلونگ زده شده است و این جاده با کمک یک تونل طویل به سمت لهاسا ادامه می یابد.

رود یارلونگ که از کوههای هیمالیا سرچشمه می گیرد، نهایتا با عبور از تبت وارد کشور هند می شود از اینجا به بعد اسم این رود به رود براهماپوترا تغییر می کند و نهایتا پس از گذر از کشور بنگلادش وارد خلیج بنگال می شود. این رود یکی از رودهای مقدس در فرهنگ هندو می باشد.
با ورود به شهر لهاسا، راهنمای تور ما را به مسافرخانه ای که برای ما در نظر گرفته بود راهنمایی کرد. او به ما یادآور شد که به سبب مسائل امنیتی شدید که در تبت حاکم است نباید از سربازان و نیروهای امنیتی و همچنین مکانهای دولتی عکاسی کنیم. تردد در داخل شهر برای توریستها آزاد است ولی برای خروج از شهر حتما همراهی راهنما الزامی است و در برخی مناطق هم نیاز به مجوزهای جداگانه است. کلا در تبت صحبت درباره مسائل سیاسی بسیار خطرناک است و توصیه شده است که حتی از راهبان هرگز درباره مذهب و حتی رهبر آنها دالای لاما سوالی پرسیده نشود.

هنوز هوا روشن بود که برای گشت و گذار در اطراف مهمانسرا آماده شدیم. خوشبختانه محل اقامت ما در نزدیک مرکز شهر قرار داشت و پیاده می شد به میدان مرکزی که Barkhor Square نام دارد دسترسی داشت. با ورود به کوچه و خیابانهای اطراف میدان و همچنین معبد Jokhang وارد فرهنگ بودایی شدیم. معبد Jokhang یکی از مهمترین معابد بودایی جهان است و همواره زائران بسیاری برای زیارت این معبد به لهاسا وارد می شوند. مراسم مذهبی بودایی ها بسیار خاص و تابع مقررات ویژه ای است که هر کدام فلسفه خودش را دارد. هر چقدر که به معبد نزدیکتر می شدیم تعداد بیشتری از افرادی را می دیدیم که دعاگویان به معبد نزدیک می شوند. عده ای با حالت رکوع و سجده و سپس خزیدن بر روی زمین به حرکت خود ادامه می دهند و افرادی را می توان یافت که از صدها کیلومتر دورتر و طی روزها با این روش خود را به این معبد رسانده اند.
 معبد درست در وسط میدان قرار دارد و اطراف آن پر است از فروشگاههای مختلف که بیشترشان اشیاء مذهبی و همچنین سوغاتی می فروشند. در اطراف معبد استوانه های مدور که در آیین بودایی بسیار رایج است با اندازه های مختلف در حال گردش است. گردش به دور معبد باید در جهت عقربه های ساعت باشد. در ساعتی که ما به محوطه معبد رسیدیم، درب اصلی معبد بسته بود ولی زائران در جلو درب مشغول مناجات بودند. هنگامی که مشغول تماشای مغازه ها بودیم، گروهی از مردان  تبتی به سراغ ما آمدند و خواستند که با ما عکس بگیرند. این موضوع در روزهای بعد هم تکرار شد. ظاهرا یافتن افرادی که چشم بادامی نیستند در این سرزمین کمی مشکل است!!!
در دو سوی خیابان اصلی شهر که خیابان پکن نام دارد نمای اصلی ساختمانها، که به شکل پنجره های مستطیلی کوچک هستند حفظ شده اند و در نورپردازی شبانه بسیار زیبا جلوه  می کنند.
شاید یکی از چالش برانگیزترین موضوعات سفر به تبت، تطابق با ارتفاع بالا باشد که تازه واردها به منطقه آنرا با حالتی که سندرم ارتفاع نام دارد تجربه می کنند. کم اشتهایی، خستگی مفرط، احساس سبکی در سر، کوتاه شدن تنفس، احساس تپش قلب، سردرد، بیخوابی یا بدخوابی، تهوع و همچنین بی قراری از علایم این سندرم هستند. برای مقابله با آن باید به قول کوهنوردان، هم هوایی (acclimatization)  ایجاد شود. یعنی به تدریج و با سرعت کم به ارتفاع اضافه کرد که البته در این گونه سفرها که با هواپیما و یا اتومبیل انجام می شود امکان آن وجود ندارد. راه دیگر استفاده از داروهایی است که با تغییر در PH خون و همچنین کاهش ادم، امکان ایجاد این بیماری را به حداقل می رسانند ولی نکته این است که افراد باید چند روز قبل از ورود به مناطق مرتفع این داروها را شروع کرده باشند. در غیر این صورت که بهترین راه درمان نوشیدن آب زیاد به همراه مسکن ساده است. اگر بهبود حاصل نشد کم کردن ارتفاع چاره کار خواهد بود.  گفته می شود که برخی افراد مستعد حتی در هنگام عبور از ارتفاع ۲۵۰۰ متر هم ممکن است برخی علائم را نشان دهند در حالی که برای برخی حتی تا ارتفاع ۶۰۰۰ متر هم اتفاق نمی افتد. برای اینکه کمی بیشتر درباره زندگی در ارتفاع بدانیم بهتر است به مثالهای عینی زیر توجه کنید. شهر تهران در ارتفاع ۱۱۰۰ متری قرار دارد و ارتفاع شمالی ترین نقطه شهر تهران یعنی دربند حدود ۱۷۰۰ متر است. مرتفع ترین شهر ایران فریدونشهر با ۲۵۳۰ متر ارتفاع از سطح دریا است. حال در نظر بگیرید که ارتفاع لهاسا ۳۶۵۶ متر است (ارتفاع قله توچال حدود ۳۹۶۰).

قبل از ادامه گزارش سفر بهتر است کمی بیشتر درباره تبت بدانیم. بنابراین من متن زیر را عینا از ویکی پدیا فارسی کپی کرده ام.

تَبّت (به زبان تبی: བོད، تلفظ: بُد) یک ناحیه جغرافیایی در غرب چین است که در قدیم کشوری مستقل بود و حدود ۲٬۴۰۰٬۰۰۰ کیلومتر مربع وسعت داشت. ناحیهٔ تبت از سال ۵۱–۱۹۵۰ به کشور چین ضمیمه شد. ناحیهٔ تبت بر روی فلاتی بلند به نام فلات تبت قرار گرفته که میانگین ارتفاع آن ۴۹۰۰ متر بالاتر از سطح دریاست و مرتفع‌ترین فلات جهان به‌شمار می‌آید.

مردم تبت قومیت، هویت، زبان، و دین خاص خود را دارند اما امروزه مهاجرت شمار فراوانی از چینیان هان و هوئی اقلیت بزرگی از چینی‌تباران را در تبت به‌وجود آورده‌است. تبتیان دو دین اصلی دارند که یکی دین قدیمی بون (Bön) است و دیگری بوداگرایی.

پایتخت سنتی تبت، شهر لهاسا است که با ۵۶۰ هزار نفر جمعیت اکنون مرکز منطقه خودمختار تبت در چین است.

زمانی که ارتش آزادی‌بخش خلق چین در سال ۱۹۵۰ به تبت حمله کرد تبت حکومتی دینسالار به رهبری دالاییلامای چهاردهم داشت. دالایی‌لامای چهاردهم که تنزین گیاتسو نام دارد از آن زمان در هندوستان در تبعید به‌سر می‌برد. بسیاری از اهالی تبت خود را به دالایی لاما، رهبر معنوی در تبعید تبت وفادار می‌دانند. بسیاری از تبتی‌ها از این مسئله شکایت دارند که فرهنگ بومی آن‌ها به دلیل سیاست‌های دولت چین در حال محو شدن است. حاکمیت چین بر تبت کماکان به صورت مسئله‌ای بحث‌برانگیز باقی مانده‌است و سازمان‌های مدافع حقوق بشر، مقامات چین را متهم می‌کنند که درصددند فرهنگ بودایی‌های تبت را نابود و وفاداران به دالایی لاما رهبر روحانی تبعیدی آن‌ها را سرکوب کنند.

از لحاظ تاریخی، جنوب و شرق تبت همواره پرجمعیت‌ترین بخش کشور را تشکیل داده‌است. در آن منطقه، در اواسط قرن ششم، پادشاهی‌های رقیب پرشماری حضور داشتند که تحت اختیار تعدادی رهبر قبیله عمل می‌کردند. یکی از آن‌ها، پادشاهی یارلونگ بود که در دره یارلونگ قرار داشت. عنوان رسمی مهم‌ترین رهبر قبیله یارلونگ، «تسنپو» بود که معنی پادشاه و قدرقدرت می‌دهد. این عنوان پس از آن برای همه پادشاهان امپراتوری تبت نیز مورد استفاده قرار گرفت. نخستین پادشاهان یارلونگ نیز از نام دودمانی پوگیه‌ل، پادشاه پو، استفاده می‌کردند که به احتمال زیاد با خاستگاه این سلسله در منطقه پووو، در جنوب شرقی تبت مرتبط بود.

دوره‌گذار از زمانی که رهبران یارلونگ به عنوان رهبران قبیله‌ای منطقه عمل می‌کردند به زمانی که ایشان تبدیل به شاهان امپراتوری تبت شدند، نقطه آغاز تشکیل امپراتوری تبت به‌شمار می‌آید. این‌گذار در پایان قرن ششم میلادی صورت گرفت. تاریخ تبت متحد با فرمانروایی سونگتسن گامپو (۶۰۴–۶۵۰) آغاز شد. او بخش‌هایی از دره رودخانه یارلونگ را متحد کرد و امپراتوری تبت را بنیان نهاد. پیش از سونگتسن گامپو، شاهان تبت بیشتر جنبه افسانه‌ای دارند و شواهد کافی برای اثبات وجود آن‌ها وجود ندارد. سونگتسن گامپو تحت تأثیر ملکه‌های نپالی و چینی خود بوداگرایی را به تبت وارد کرد. ابداع الفبای تبتی و در نتیجه، تثبیت زبان کلاسیک تبتی در منطقه، نیز از کارهای اوست.

در نیمه دوم سده هفتم و نیمه دوم سده هشتم، امپراتوری تبت یکی از قدرتمندترین مملکت‌های مرکز آسیا بود. امپراتوری و سلسله فرمانروای آن در میانه‌های سده نهم دچار زوال شد و پس از آن تبت یک قرن،  تشتت سیاسی را تجربه کرد. در ابتدای سده ۱۱، حکومت لامایی در آنجا برقرار گشت.

از سال ۱۲۳۹، گودان خان، از رهبران مغول، بخشی از تبت را تصرف کرد. فرمان‌روایی مغول‌ها بر تبت، حدوداً دوره ۱۲۵۰ تا ۱۳۶۰ را پوشش داد. در این دوره، تبت میزان محدودی از خودمختاری منطقه‌ای را تجربه کرد که توسط کاربه‌دستان طریقت ساکیا، که یکی از مکتب‌های بوداگرایی تبتی است، به اجرا گذاشته می‌شد. این خودمختاری البته توسط یک ساختار اداری که توسط حاکمان مغول ایجاد شده بود، محدود نگه داشته می‌شد.

دین‌سالاران بودایی، معروف به لاماها، تا قرن ۱۵–۱۶ که دوره تأسیس دالایی لاما بود، مستبدانه بر تبت حکومت کردند.

این کشور و مخصوصاً شهر لهاسا از بزرگترین مراکز مذهبی پیروان بودا و نیایشگاه‌ها و بتکده‌های عظیم آن زیارتگاه بزرگ بودائیان جهان است و شخص دالایی لاما یک قدرت مذهبی و سیاسی است. دالایی لاما چین را متهم به نسل‌کشی فرهنگی در قبال مردم تبت کرده‌است.موارد متعدد خودسوزی راهب‌ها و راهبه‌های تبتی در اعتراض به سیاست‌های چین در تبت، از رویدادهای خبری مورد توجه رسانه‌های جهان بوده‌است.

رابطه دولت چین با دالایی لاما بسیار تیره است. چین رهبر معنوی تبت در تبعید را به تلاش برای جدایی تبت از جمهوری خلق چین متهم می‌کند. دالایی‌لاما اما تأکید دارد که خواستار استقلال تبت نیست بلکه در پی دستیابی به خودمختاری بیشتر برای این منطقه است.

جغرافیا

منطقه خودمختار تبت یکی از ۵ منطقه خودمختار چین است و در یادداشت‌های کتب چینی از آن بعنوان «سی زانگ» یاد می‌شود. این منطقه در مرز جنوب غربی چین و جنوب غربی فلات چینگ های- تبت واقع است. این منطقه در جنوب و غرب با کشورهایی مانند برمه، هند، بوتان و نپال هم‌مرز بوده و خط مرزی آن به حدود ۴ هزار کیلومتر می‌رسد. مساحت کل این ناحیه بیش دو میلیون و ۴۰۰ هزارکیلومتر مربع می‌باشد(یعنی کمی بزرگتر از کشور الجزایر که خود از لحاظ وسعت دهمین کشور جهان است). تبت یک منطقه کم جمعیت و نیز با تراکم جمعیتی کم در چین به‌شمار می‌رود. تراکم جمعیت در هر کیلومتر مربع کمتر از دو نفر است. تبت در جنوب غربی چین و بر سرحد شمالی نپال واقع است و آن را از جهت ارتفاعی که از سطح دریا دارد، بام دنیا گویند. تبت بزرگترین و مرتفع ترین فلات آسیا و جهان است که در میان بزرگترین و معظم‌ترین رشته‌کوه‌های جهان قرار دارد و رودهای قابل اهمیت جنوبی و شرقی آسیا از آن سرازیر می‌گردند. تبت فلاتی است لم یزرع که ارتفاع متوسط آن از سطح دریا ۵۰۰۰ متر است (ارتفاع قله دماوند از سطح دریا ۵۶۴۰ متر است) و جنوب آن را ارتفاعات بسیار بلند هیمالیا فراگرفته‌است.

کشاورزی و دامداری

هوای این سرزمین بسیار سرد و درجه حرارت متوسط این منطقه ۱۰ درجه سانتیگراد زیر صفر است و بر اثر این سرما زراعت و درختکاری در آنجا بسیار نادر و ناچیز است و تنها منبع ثروت عمده این کشور پرورش حیوانات است و علاوه بر فقر مواد غذایی که در این سرزمین حکمفرماست، بر اثر فقدان جنگل موضوع سوخت هم در آنجا یکی از مشکلات است.

حیواناتی که در این کشور پرورش می‌یابند عبارتند از: نوعی گاومیش که به یاک معروف است، اسب، گوسفند و بز که پشم و پوست و چرم آن‌ها بزرگترین رقم صادراتی کشور تبت را تشکیل می‌دهد. پشم بز و گوسفند تبت بر اثر سرما بسیار مرغوب است و در درجه اول قرار دارد و پارچه‌های پشمی آن بسیار لطیف و شهره آفاق است.

طلا در این خطه فراوان است ولی بطرز بدوی استخراج می‌گردد.  بیشتر رودهایی که بطرف مشرق این سرزمین جریان دارند، دارای ذرات طلا می‌باشند و اغلب در جریان‌ آرام رودها جدا و استخراج می شوند.

مردم

مردم بومی تبت مردم فقیری هستند و کشاورزی در آب و هوای آن جوابگوی جمعیت زیاد نیست. منطقه تبت با وجود وسعت زیادش دارای جمعیت کمی می‌باشد. یکی از رسوم مردم تبت این است که جسد مردگان در آن خوراک پرندگان و حیوانات می‌شود.

تبت تنها کشوری است که در آن زنان، در شرایط خاص، مجاز به داشتن چند شوهر می‌باشند. به این صورت که اگر مردی چند پسر داشته باشد و استطاعت مالی کافی برای ازدواج همهٔ آن‌ها را نداشته باشد، برای همهٔ آن‌ها یک زن می‌گیرد.

قوم تبتی حدود ۴ میلیون و ۶۰۰هزار تن جمعیت دارد و در این میان حدود ۲ میلیون و ۱۰۰هزارنفر در منطقه خودمختار تبت و دیگران نیز به‌طور پراکنده در استان‌های «چینگ‌های “؛ ” سی چوان “، ” گان سو ” و ” یون نان» زندگی می‌کنند. قوم تبت زبان خاص خود را دارد. ریشه‌های این زبان به پیش از سدهٔ هفتم پیش از میلاد می‌رسد و نوعی از زبان چینی-تبتی به حساب می‌آید. از سمت چپ به راست نوشته می‌شود و در تمام مناطق قومی، تبتی رایج است.

دین بودای تبتی که صاحب خصوصیات محلی تبت است از هند باستانی به تبت رواج یافته و با دین کهن محلی در هم آمیخته‌است. مذهب بودا در تبت که تبتی‌ها به آن اعتقاد دارند آمیخته‌ای از مذهب بودا با مذهب پیشین تبت به‌شمار می‌آید و در عین حال ویژگی‌های خود را نیز حفظ کرده‌است. برای نمونه نظام تناسخ در جسم به این معنا که پس از مرگ بودای بزرگ، کودکی به عنوان جانشین وی توسط هیئت داوران لامائی تعیین می‌شود.

اقتصاد

واردات این کشور نخ، پارچه، مواد غذائی، برنج و چای است و بزرگترین مرکز بازرگانی آن «گیانگتسه» و «یاتونگ» و «گارتوک» و «شی گاتسه» است که سه شهر اول برای داد و ستد بازرگانان خارجی و استقرار نمایندگی‌ها آزاد است.

ارتفاع خط آهن تبت که «راه‌آهن از درون ابرها» نامگذاری شده‌است، ۳۶۰۰ تا ۴۰۰۰ متر از سطح دریا در نقاط مختلف آن است. در مسیر این خط آهن که از شهر لهاسا تا شهر شیگاتسه در تبت کشیده شده‌است، ۲۹ تونل و ۱۱۶ پل وجود دارد که در مجموع، نزدیک به نیمی از تمامی طول این خط آهن را تشکیل می‌دهند. طی این مسیر بین دو شهر یاد شده در تبت برای قطارها حدود دو ساعت طول می‌کشد.

 روز ششم، اول خرداد ۹۸:

اولین محل مورد بازدید امروز ما Potala Palace یا همان قصر دالای لاما است که قدمت آن به قرن هفتم برمی گردد. ولی شکل فعلی قصر در زمان دالای لامای پنجم ساخته شد. قبل از شروع برنامه با افراد تور که قرار است چند روزی را با هم باشیم آشنا شدیم. گروهی دونفره از سنگاپور، سه نفر از هنگ کنگ، یک نفر از هند، یک نفر از برزیل .

به ما گفته شد که فقط یک بطری آب و دوربین با خود به داخل کاخ بیاوریم. بلیط ها توسط تور تهیه شده بود و در هنگام ورود به ما داده شد(۱۰۰ یوان). راهنمای ما توضیحات مفصلی درباره کاخ و دالای لاما هایی که در این کاخ زندگی کرده اند ارائه داد. او گفت که روایتهای متفاوتی از تاریخ تبت گفته می شود که تعدادی از آنها توسط چینی ها تحریف شده است و واقعیت کم کم کمرنگ شده است چرا که بازگویی آن مجازاتهای سنگین از قبیل زندانهای طویل المدت دارد. او گفت که چینی ها برای کنترل تبت از حکمرانان چینی در این منطقه استفاده می کنند و برخی از حقوق شهروندی از قبیل سفر به خارج از چین را از شهروندان تبتی گرفته اند. کنترل سیاسی و امنیتی بر روی شهروندان تبتی بسیار شدید است و با آنها شبیه به شهروندان درجه دو برخورد می شود. تقریبا در همه نقاط شهر و حتی داخل وسایل نقلیه عمومی دوربین مدار بسته کار گذاشته شده است. راهنما به ما گفت که در سال گذشته به سبب اینکه یکی از مسافران از پنجره مینی بوس پرچم منطقه خودمختار تبت را بیرون آورده به راننده مینی بوس ۵ سال و به راهنمای تور ۷ سال زندانی داده اند.

ساختمان اولیه کاخ potala که قصر زمستانی دالای لاما بوده است در قرن هفتم و بر روی تپه ساخته شده است. این بنای عظیمی ۹۹۹ اتاق است. دالای لاما پنجم نخستین دالای لاما بود که از این کاخ استفاده کرد.  این بنا با رنگ سفید(محل اقامت دالای لاما) و قرمز(محل عبادت) و زرد رنگ آمیزی شده است. به گفته راهنما به دلیل شرایط جوی این منطقه، هر چند سال بنا مرمت شده و رنگامیزی می شود.  این بنا ۱۱۵ متر ارتفاع دارد و در ۱۳ طبقه ساخته شده است. داستانهای زیادی درباره این کاخ وجود دارد که از حوصله این گزارش خارج است. عکاسی در داخل کاخ ممنوع است. اجازه بازدید فقط برای تعدادی از اتاقها وجود دارد. مجسمه های بودا و همچنین اشیاء قیمتی و قدیمی بسیاری در این مجموعه وجود دارد که راهنمایان تور با توجه به سطح معلومات خود با حرارت برای مسافرانشان توضیح می دهند. برای بازدید از این مجموعه به سه ساعت زمان نیاز دارید. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.
بعد از بازدید از کاخ به پارک مجاور پارک رفتیم. در جای جای پارک موسیقی نواخته می شد و جمعیت زیادی مشغول رقص تبتی بودند. شکل رقص آنها به رقص کردی ما بی شباهت نبود.

سپس برای بازدید ازJakhang Temple به میدان بارخور برگشتیم. برای ورود به محوطه میدان باید بازرسی بدنی انجام شود. راهنما به ما گفت که تدابیر امنیتی در این میدان بسیار شدید است. دوربینهای مدار بسته همه قسمتهای میدان را زیر نظر دارند و تعدادی تک تیرانداز بر روی پشت بام ها همواره در آماده باش به سر می برند.  این معبد برای بوداییان ارزشی معادل مکه برای مسلمانان دارد. ورودیه آن ۸۵ یوان است و برای بازدید به یکساعت زمان نیاز دارد. قدمت آن به ۱۳۰۰ سال پیش برمی گردد. در داخل معبد مجسمه های بودا و همچنین اشیاء مذهبی وجود دارد که بسیاری از آنها کاملا مقدس هستند.
بعد از خروج از میدان و پس از یک روز طولانی هوس چای کردیم. به واقع علی رغم اینکه چینی ها اولین افرادی بودند که چای را به شکل امروزی فراوری کردند و به کشورهای دیگر هم فرستادند، ولی یافتن مکانی برای نوشیدن چای در کل چین بسیار دشوار است. ما حتی برای نوشیدن چای صبحانه هم در بسیاری از مکانها و حتی هتلها دچار مشکل بودیم. چای سبز در بیشتر جاها پیدا می شد ولی چای سیاه نبود که نبود! حتی Tea bag هم در فروشگاهها پیدا نمی شد.

هنگامی که در اطراف میدان بارخور دنبال چای خانه یا کافی شاپ برای  صرف چای می گشتیم مرد حدودا ۶۰ ساله ای را دیدیم که یونیفرم پلیس به تن داشت. از او آدرس مکانی برای نوشیدن چای را پرسیدم و او بلادرنگ مکانی را در طبقه دوم ساختمانی که زیرش ایستاده بود را به ما نشان داد. سپس از من پرسید که از کجا آمده ایم و پس از اینکه فهمید ایرانی هستیم بسیار ابراز ارادت نسبت به ایرانی ها کرد و گفت که ایرانی ها را دوست دارد. من هم از او تشکر کردم و دوستان خود را خبر کردم تا خبر یافتن یک مکان مناسب برای چای نوشیدن را به آنها بدهم. اما نکته جالب این بود که ورودی ساختمان را برای رفتن به طبقه دوم پیدا نمی کردیم. لذا به سراغ مرد پلیس رفتیم و او هم ما را کمک کرد تا به طبقه دوم برسیم. خودش هم وارد این مکان که رستوران-کافی شاپ بود شد و به مسئول رستوران سفارش کرد تا میز خوبی که مشرف به منظره میدان باشد به ما بدهد. ما هم بلادرنگ چای سفارش دادیم و منتظر رسیدن چای داغ بودیم. مرد پلیس هم که نوشیدنی دیگری در دست داشت آمد و کنار ما نشست. به او تعارف کردیم که اگر چای یا چیز دیگری میل دارد برایش سفارش دهیم ولی او با تشکر گفت که همین نوشیدنی که در دست دارد کافی است. یکی از دوستان به او سیگار تعارف کرد و او هم قبول کرد و با هم رفتند و سیگار کشیدند. وقتی برگشتند دوست ما به او یک پاکت از سیگارهایش داد. او هم با خوشرویی پذیرفت و دستبند دستش را به دست دوست ما انداخت. ما مشغول نوشیدن چای بودیم و برای او هم نوشیدنی دیگری سفارش دادیم. او هم برایمان تعریف کرد که دخترش در استرالیا زندگی می کند و شروع کرد با انگلیسی کج و کوله تعریف کردن. سپس او گردنبندی را از گردنش درآورد و برای یادگاری به من داد. هر چه من گفتم که من گردنبند نمی اندازم و از لطفش تشکر کردم ولی گفت که این گردنبند برای من خوش یمن خواهد بود و از من محافظت خواهد کرد. من هم گردنبند را در گردنم انداختم و تشکر کردم. هنگامی که  پیشخدمت صورت حساب ما را آورد من گردنبند را به او نشان دادم و به او گفتم که مرد پلیس این یادگاری را به من داده است. پیشخدمت مهره گردنبند را لمس کرد و از من پرسید که آیا می دانم که ارزش این گردنبند چقدر است؟ من هم گفتم که هیچ ایده ای ندارم! سپاس او به من گفت که قیمتش خیلی زیاد است ولی قیمت دقیقش را نمی داند! از پیشخدمت پرسیدم که برای جبران این محبت به مرد پلیس چه بدهم و آیا دادن پول صحیح است؟ که او گفت این مرد پلیس انسان عجیبی است و گاه گداری به رستوران آنها سر می زند و انسان محتاجی نیست و احتمالا از دادن پول ناراحت خواهد شد. بعد تصمیم گرفتم تا پول ۱۲ نوشیدنی را برای او پرداخت کنم و به پیشخدمت گفتم که بعد از اینکه ما از رستوران رفتیم به او بگوید که پول ۱۲ نوشیدنی را برای او پرداخت کرده ایم. هنگامی که از رستوران خارج شدیم برای خرید مقداری سوغاتی و یادگاری تبتی به بازارچه اطراف معبد رفتیم. اولین چیزی که نظر مرا جلب کرد مهره هایی بود که شباهت زیادی به مهره گردنبند من داشت و به مقدار زیاد در فروشگاهها موجود بود و به قیمت حدود ۵ دلار فروخته می شد. وقتی یکی از آنها را برداشتم احساس کردم که جنس آن با چیزی که در گردنبند من است متفاوت است. کمی که دقت کردم دیدم مهره های مشابهی در زیر ویترین برخی مغازه ها وجود دارد که قیمتهای متفاوتی از ۵۰۰ تا ۲۰۰۰ دلار دارند. گردنبند را به فروشنده ای نشان دادم و خواستم که ارزش آن را برآورد کند که او ورانداز کرد و بعد گفت که از این چیزها نمی خرد. فروشنده دیگر هم با نگاه مشکوک تقریبا همین جواب را به من داد.
 کمی بیشتر در کوچه های اطراف پرسه زدیم و با آغاز باران به سمت مهمانپذیر حرکت کردیم. هوا کاملا تاریک شده بود که به پیشنهاد راهنمای تور برای دیدن نورپردازی شبانه Potala Palace راهی شدیم. هوای بارانی به زیبایی کاخ که با پروژکتورهای قوی نورپردازی شده بود افزوده بود.
روز هفتم، دوم خرداد ۱۳۹۸:

طبق قرار ساعت ۹ صبح سوار بر مینی بوس به سمت غرب تبت به راه افتادیم. ابتدا وارد دره یارلونگ شدیم و در امتداد رودخانه یارلونگ به سمت غرب ادامه مسیر دادیم.
 توقف کوتاهی در کنار رود داشتیم و سپس به سمت گردنه Gangbala حرکت کردیم این گردنه در ارتفاع ۴۲۸۰ قرار دارد. توقف کوتاه ما در این منطقه سبب شد تا با موجودی عجیب روبرو شویم یعنی سگ تبتی! این سگها که جثه بسیار بزرگی دارند از لحاظ قدرت بدنی هم کم نظیر هستند. چند تا از آنها را که چون شیر یال و کوپال بلندی هم داشتند در معرض نمایش گذاشته بودند و توریستها در ازای پرداخت ۱۰ روپیه با آنها عکس می گرفتند. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.

 همچنین چند راس گاو تبتی یا یاک هم به همین منظور در این محل موجود بود. یاک ها در مناطق مرتفع هیمالیا و پامیر زندگی می کنند. زندگی مردم این مناطق به پرورش این حیوانات وابسته است. از گوشت، شیر، پوست، پشم و حتی مدفوع این حیوانات استفاده زیادی می شود. پشم این حیوان بهترین پشم برای چادرهایی است که در مناطق سرد استفاده می شود. این حیوانات تنها حیواناتی هستند که قادرند در مناطق بسیار مرتفع بارکشی کنند. برای اطلاعات بیشتراینجا را کلیک کنید.

سپس به کنار دریاچه زیبا و فیروزه ای  Yamdrok رسیدیم. این دریاچه در ارتفاع ۴۴۴۱ متر قرار دارد. فاصله آن تا لهاسا ۱۰۰ کیلومتر است. این دریاچه که در میان کوههای بلند قرار گرفته ۶۴۰ کیلومتر مربع وسعت دارد و یکی از سه دریاچه مقدس در تبت است. برف تازه باریده شده در این ارتفاعات وجود داشت و عده ای از فرصت استفاده کرده و مشغول برف بازی شدند.
 در ادامه مسیر به یخچال طبیعی Karola رسیدیم. راهنما به ما توضیح داد که این یخچال در سالیان نه چندان دور وسعتی بیش از این داشته و پدیده گرمایش زمین سبب شده تا بر سرعت تخریب یخچال افزوده شود. با کمی دقت می شد دید که یخچال در حال ذوب شدن است. ارتفاع این منطقه طبق تابلو راهنما ۵۰۲۰ متر ثبت شده بود.
 سپس کمی ارتفاع کم کردیم و در منطقه Manak توقف کوتاهی داشتیم. بر روی رود Nyang Qu سد احداث شده است. نمای دریاچه پشت سد که در دره ای عمیق گسترده شده، بسیار زیباست. تعداد زیادی از پرچمهای رنگارنگ مذهبی در این محل آویخته شده است که به زیبای آن افزوده است.
 با ادامه مسیر به شهر Gyangze وارد شدیم. این شهر ۴۰۰۰ متر ارتفاع و حدود ۶۰۰۰۰ نفر جمعیت دارد. مهمترین بنای داخل این شهر صومعه Palcho و همچنین عبادتگاه Kumbum است. این عبادتگاه بودایی که به شکل یک مخروط ساخته شده است، ۶ طبقه دارد که دسترسی به همه طبقات امکان پذیر است. ۷۷ اتاقک با مجسمه های بسیار در این عبادتگاه وجود دارد و از نظر مذهبی مکان بسیار مهمی برای بوداییان است. برای بازدید از این مکان ۴۵ دقیقه زمان نیاز است.

 در خروجی شهر قلعه ای به سبک کاخ Potala وجود دارد که مربوط به یکی از دالای لاماها بوده است. با ادامه مسیر به دو راهی می رسیم که یک راه به سمت مرز کشور بوتان می رود و دیگری که مسیر ما است به شهر شیگاتسه ختم می شود. شیگاتسه دومین شهر بزرگ منطقه تبت است. ارتفاع آن از طرح دریا ۳۸۵۰ متر است. تقریبا هوا داشت تاریک می شد که به هتل رسیدیم. هتل Wanrun ، یکی از بزرگترین هتلهای شهر است که در کلاسهای مختلف اتاق دارد. چون ما تور را با قیمت پایین گرفته بودیم، بنابراین اتاق درجه دو را به ما دادند که البته راحت و تمیز بود ولی دستشویی و حمام خارج از اتاق قرار داشت و با توجه به سرد شدن هوا در هنگام شب کمی کار را مشکل می کرد. برای صرف شام از هتل خارج شدیم. در خیابان اصلی شهر رستوران کوچکی که غذای ساده ای سرو می کرد پیدا کردیم و به هتل برگشتیم. غذاهای تبتی کمی با غذاهای چینی متفاوت است. اگر مشتاقید تا بیشتر درباره غذاهای تبتی بدانید لطفا اینجا را کلیک کنید.اما تجربه من از غذاهای تبتی، تجربه منحصر به فردی است. غذاهای گوشتی به نظرم خوش مزه هستند ولی شخصا سس همراه غذا را نمی پسندیدم. غذاهای گیاهی هم بسیار معمولی است. غذاهایی که شبیه آبگوشت یا سوپ سرو می شوند اگر با کمی لیمو همراه شوند بسیار لذیذ هستند هر چند که معمولا نان همراه غذا وجود ندارد.

علاوه بر صومعه Tashi Lhunpo که در سال ۱۴۴۷  توسط دالای لامای اول احداث شد، خانه Panchan Lama که دومین مقام بعد از دالای لاما است نیز در این شهر قرار دارد. در صورت زمان کافی بازدید از این دو مکان هم پیشنهاد می شود.

امکان سفر ۲ ساعته با قطار از لهاسا به شیگاتسه وجود دارد. این مسیر یکی از مرتفع ترین مسیرهای ریلی در جهان است و برای ساخت آن تعداد زیادی پل و تونل احداث شده است.

روز هشتم، سوم خرداد:

به سمت قرارگاه شمالی اورست که به Everest Base Camp یا EBC معروف است حرکت کردیم. راهنمای تور از ما خواست که تا حد امکان وسایل غیر ضروری را در هتل بگذاریم و همراه خود نیاوریم. او گفت که اصولا در ارتفاع بالا علاوه بر انسانها، اتومبیلها هم دچار کمبود اکسیژن می شوند و رقت اکسیژن در کیفیت احتراق بنزین تاثیر گذار خواهد بود و از توان اتومبیل کم می کند. لذا سبک تر کردن وسایل نقلیه به سرعت انجام برنامه و جلوگیری از خرابی اتومبیل کمک می کند. با رسیدن به  شهر کوچک Lhatse باید از جاده اصلی که به سمت مرز نپال و کوهستان Kailash می رود خارج شد و به سمت جنوب ادامه مسیر داد. کوه Kailash یکی از مقدس ترین کوهها در آیین هندو و بودایی است و هر ساله جمعیت کثیری برای عبادت و کسب انرژی به اطراف این کوه می روند. جالب است بدانید به دلیل اهمیت مذهبی این کوه تا به حال گزارشی در صعود به  قله ۶۶۳۸ متری آن ثبت نشده است.هر چند که در سال ۲۰۰۱ از طرف دولت چین مجوزی برای یک تیم اسپانیایی داده شد. رینهولد مسنر که شاخص ترین کوهنورد جهان است در این باره گفت:”اگر این کوه را فتح کنیم، چیزی را در روح این مردم تسخیر کرده ایم. صعود به این کوه آنچنان سخت نیست بنابراین بهتر است تلاش خود را روی کوههای بلندتر و مشکلتر متمرکز کنید”. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید. برای نهار در شهر کوچک Tingri با ۴۳۰۰ متر ارتفاع توقف کردیم. هر چند که این شهر به نظر بسیار دورافتاده می آید ولی ساخت و ساز و تلاش برای آبادانی در آن جریان دارد.
 در طول مسیر از گردنه Tsola با ارتفاع ۴۶۰۰ متر و گردنه Gyatsola  با ارتفاع ۵۲۳۹ متر که  ورودی به منطقه Qomolangma National Nature Reserve است، عبور کردیم. Qomolangma نام محلی کوه اورست است.
در ادامه مسیر به گردنه Kyawula رسیدیم که ارتفاع آن ۵۱۸۰ متر است. حالا منظره بی نظیری از قلل سر به فلک کشیده هیمالیا در پیش رو است.  از اینجا می توان چهار قله بالای ۸۰۰۰ متری را مشاهده کرد. به ترتیب از سمت چپ ماکالو ۸۴۸۵ متر، لوتسه ۸۵۱۶ متر، اورست ۸۸۴۸ متر و چوآیو ۸۱۸۸متر.
ادامه مسیر با جاده ای زیگ زاگ ارتفاع کم می کند و بالاخره به پارکینگ می رسیم.
 از اینجا به بعد وسایل نقلیه معمولی اجازه تردد ندارند. از مینی بوس خود پیاده شدیم و سوار اتوبوسهایی شدیم که با نیروی الکتریسیته کار می کردند یعنی برقی بودند!. حدودا نیم ساعتی را طی کردیم تا به انتهای مسیر رسیدیم که همان اقامتگاه اورست و صومعه Rongbuk است. در اطراف صومعه تعدادی خانه با تعدادی یاک در اطراف آن وجود داشت.
مهمانسرایی با رستورانی کوچک در اینجا احداث شده که در نه ماه سال پذیرای مسافران است. اتاقهای بین ۴ تا ۶ نفره دارد. هر چند که وضع سرویس بهداشتی مناسبی ندارد ولی با توجه به اقلیم ناپایدار این محل هنوز قابل قبول است. اتاقها به بخاری برقی و همچنین تشکهای برقی مجهز است تا تحمل سرما را امکان پذیر کند.
 بعد از تحویل گرفتن اتاق در مسیری که برای پیاده روی به سمت کوه اورست وجود دارد به راه افتادیم. هنوز کوه در میان ابرها جا دارد ولی به آهستگی سر از میان ابرها بیرون می آورد و شکوه و عظمت خود را به نمایش می گذارد. تصور می کنم که مشاهده اورست از این فاصله نزدیک  رویای بیشتر کوهنوردان و طبیعت دوستان باشد و من خدا را شاکرم که توانستم این توفیق را به دست بیاورم. از محل مهمانسرا هنوز جاده ای از میان دشت به سمت کوه ادامه دارد ولی عبور از آن ممکن نیست. حداکثر می توان حدود نیم ساعت پیاده روی کرد تا به انتهای مسیری که با فنس مشخص شده رسید. از این نقطه، محل کمپ کوهنوردان به راحتی دیده می شود. راهنمای تور به همه افرادی که به این منطقه وارد شدند گواهی صعود به EBC اهدا کرد، باشد که همواره خاطره این سفر را زنده نگه دارد.  با غروب آفتاب کم کم هوا سردتر شد و ابرهای روی قله هم به کلی محو شدند. بالاخره تصمیم گرفتیم تا دل از اورست بکنیم و به محل مهمانسرا برگردیم.
رستوران مهمانسرا،  بخاری هیزمی دارد و محلی است که گروههای مختلف در کنار هم جمع می شوند. تیم های مختلف به هر کدام به شکلی، یادگاری در این هتل برجای گذاشته اند. ما هم برای یادگاری لوگوی کانون گردشگران جوان ایران را بر روی یکی از محل هایی که برای این کار در نظر گرفته شده بود چسباندیم.
 منوی رستوران بسیار ساده است و قدرت انتخاب زیادی برای مشتری نمی گذارد. اینترنت در این محل همچنان قابل استفاده است. ارتفاع زیاد منطقه که ۵۲۰۰ متر است برای بیشتر افراد کمابیش علایمی از بیماری ارتفاع را ایجاد کرده است. بر اساس بارومتر همراه من، فشار اکسیژن در این ارتفاع حدود نصف فشار اکسیژن در سطح دریا است. بیشتر دوستان عنوان کردند که تقریبا در طول شب خواب راحتی نداشته اند و هر از چندگاه با احساس فشار بر قفسه سینه و کمبود اکسیژن از خواب بیدار شده اند. عده ای هم از کاهش اشتها، سردرد و تهوع شاکی بودند.
روز نهم، چهارم خرداد:

صبح ساعت چهار و نیم برای مشاهده طلوع خورشید بر روی اورست بیدار شدیم. هوا بسیار سرد بود و آبهای جاری یخ زده بودند. مسیر روز قبل را مجددا طی کردیم. کوه یگانه و با صلابت در روبروی ما ایستاده بود. حتی لکه ای از ابر هم در اطرافش دیده نمی شد. گویا هنوز از خواب بیدار نشده بود. کم کم نخستین اشعه های آفتاب قله را به رنگ زرد-نارنجی درآورد و کم کم جبهه شرقی را روشن کرد.
 یکساعت بعد برای صرف صبحانه به مهمانسرا برگشتیم و کم کم آماده برگشتن شدیم. گم شدن موبایل یکی از اعضای تور بیش از یکساعت وقت ما را گرفت و نهایتا ساعت ۸ صبح با اتوبوسهای برقی به سمت پارکینگ حرکت کردیم. راننده ما که چهره آفتاب سوخته و خندانش بیشتر او را شبیه هنرپیشه های سینما کرده است، با خوشرویی منتظر ما بود.
همان مسیر ۳۵۰ کیلومتری را به سمت شهر شیگاتسه طی کردیم. در طول مسیر چندین جا توقف کردیم و از مناظر زیبای تبت لذت بردیم. هوا هنوز روشن بود که به شهر رسیدیم. با دوستان در شهر گشت کوتاهی زدیم و شام را در یک رستوران تبتی که غذاهای غربی هم سرو می کرد به اتفاق اعضای تور صرف کردیم.

روز دهم، پنجم خرداد:

شهر شیگاتسه را به سمت لهاسا ترک کردیم. البته مسیر برگشت از طریق آزادراه دوستی (Friendship free way) بود. این جاده تازه ساخت تبت را به مرز نپال متصل می کند و در دره رود یارلونگ احداث شده است. مناظر کوه و دره و رود در طول این مسیر حدود ۲۸۰ کیلومتری بی نظیر است. هر چند که فلات تبت به سبب ارتفاع زیاد آن پوشش گیاهی غنی ندارد ولی کاملا مشهود بود که دولت پروژه عظیمی را برای درختکاری در این منطقه در پیش گرفته است. ظاهرا در چین توالتهای عمومی تمیز فقط مختص شهرها نیست. در طول جاده ها و با فواصل مشخصی دولت توالتهای بسیار تمیزی برای رفاه حال مسافران احداث کرده است. راهنمای تور ما را برای بازدید از یک کارگاه ساخت عود (چوبهایی که هنگام سوختن بوی خوب از آنها ساطع می شود) برد. برای ساخت آنها ابتدا باید خمیر چوب تهیه کنند. چوبهای بزرگ را به دستگاهی که شبیه آسیاب آبی است متصل می کنند. آسیاب با نیروی آب می چرخد و چوب را به سنگ می مالد تا خمیر شود. خمیر را در قالب هایی به اندازه آجر می ریزند و می گذارند تا خشک شود. سپس با اضافه کردن اسانس و مواد معطر در کارگاه به شکل تجاری در می آورند. در طی مسیر راهنما بنایی را در بالای تپه ای به ما نشان داد و گفت که اینجا یکی از مکانهایی است که مردگان را برای مراسم “خاکسپاری آسمانی” به آنجا منتقل می کنند. طبق رسوم، بوداییان تبت مردگان را به مکانهای خاصی منتقل می کنند، سپس جنازه توسط فردی به قطعات کوچک قطعه قطعه می شود. دوستان نزدیک و خانواده درجه دوم فرد متوفی می توانند در این مراسم شرکت کنند و افراد درجه اول اجازه حضور ندارند. سپس این قطعات بر بلندای کوه یا تپه گذاشته می شود تا خوراک پرندگان لاشه خوار شود یا بپوسد. این مراسم هم اکنون نیز در تبت انجام می شود. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید. نکته ای که نظر من را در سفر به منطقه تبت به خود جلب کرد، تلاش دولت چین برای آبادانی بیشتر این منطقه با احداث زیرساختهای مناسب بود. تونلها، پلها و جاده ها طوری ساخته و طراحی شده اند تا بتوانند پاسخگو جمعیت بیشتری باشند. در بیشتر شهرها، شهرکهایی با ساختمانهای چندین طبقه برای سکونت جمعیتی که قرار است در آنجا کار و زندگی کنند ساخته شده یا در حال احداث است. به نظر می رسد دولت چین بنا دارد تا جمعیت کثیری از چینی تبارها را برای کار به این منطقه بفرستد تا علاوه بر تامین نیروی کار، ساختار جمعیتی آن را هم تحت کنترل درآورد تا بومیان تبتی نتوانند اکثریت مطلق را شامل شوند و بدین ترتیب مشکل سیاسی منطقه را هم حل کند.

چون پرواز ما به سمت شهر شیان در ساعت ۸ شب انجام می شد. با صلاحدید راهنما ابتدا ما را در فرودگاه پیاده کردند و مابقی مسافران به لهاسا برگشتند. پرواز لهاسا به شهر شیان حدود سه ساعت طول می کشد. قیمت بلیط هواپیما هم ۱۲۰ دلار است. از فرودگاه به هتل تاکسی گرفتیم و چهل و پنج دقیقه بعد در هتل بودیم. هتل ما در شهر شیان یک هاستل بسیار خوشنام و معروف با دکوراسیون سنتی است. اتاقها تمیز با سرویس مجزا. بابت سه شب اقامت دراتاق دو تخته Xi’an Xiangzimen Youth Hostel به همراه صبحانه ۷۱ دلار پرداختیم. محل هاستل در مرکز شهر و در مجاورت دیوار بزرگ دور شهر است. بیشتر مراکز گردشگری شهر در اطراف همین هتل قرار دارند. برای صرفه جویی در وقت با دوستان تصمیم گرفتیم تا برای بازدید از مقبره Qinshihuang و Terracotta Army از تورهای محلی استفاده کنیم. در تور ثبت نام کردیم و قرار شد ساعت ۹ صبح منتظر وسیله نقلیه و راهنما باشیم.

شهر شیان با قدمت تاریخی بیش از سه هزار سال، یکی از چهار پایتخت باستانی چین است. این شهر، پایانه شرقی جاده ابریشم به حساب می‌آمد. این شهر در میانه دشت گوان ژانگ واقع شده‌است و علاوه بر آن که یکی از قدیمی‌ترین شهرهای کشور چین می‌باشد، در میان چهار پایتخت باستانی جهان نیز از قدیمی‌ترین‌ها به‌شمار می‌آید. این شهر پایتخت برخی از مهم‌ترین سلسله‌های تاریخ چین همچون Western Zhou, Qin, Western Han, Sui و Tang بود. قرار گرفتن در مسیر جاده ابریشم، سبب شد تا این شهر نقش مهمی در تجارت بین‌المللی داشته باشد.جمعیت این شهر بالغ بر چهار و نیم میلیون نفر است.

روز یازدهم، ششم خرداد:

ساعت ۹ صبح اتومبیل و راهنما از هتل ما را سوار کردند و به همراه چند مسافر دیگر به سمت موزه لشکر سفالی به راه افتادیم. راهنمای تور به ما گفت که با توجه به شلوغی صبحگاهی سایت، بهتر است ابتدا برای خرید و بازدید از کارگاه ساخت مجسمه های سفالی به یکی از این کارگاهها برویم. حدود یک ساعت را در یکی از این کارگاهها برای خرید سوغاتی صرف کردیم. لازم به توضیح است که همه تورها برنامه خرید از کارگاههای محلی را در برنامه خود گنجانده اند تا هم پورسانتی از کارگاه دریافت کنند و هم مسافران را برای خرید کالاهای کشور خود ترغیب کنند. یک ساعت طول کشید تا به محل سایت رسیدیم. محوطه خارجی سایت بسیار بزرگ طراحی و ساخته شده است. تعداد کیوسکهای فروش بلیط بسیار زیاد است. راهنما بلیط ها را برای ما تهیه کرد (۱۵۰ یوان) و ما وارد این سایت شدیم. شاید بتوان گفت که بعد از دیوار چین، سایت مجسمه های لشکر سفالی، معروفترین و شناخته شده ترین سایت گردشگری کشور چین است. این سایت که در لیست میراث جهانی ثبت شده است در سال ۱۹۷۴ توسط کشاورزی در این منطقه کشف شد. البته این کشاورز اکنون شغل بهتری پیدا کرده است و در یکی از بهترین رستورانهای مجاور سایت، صندلی راحتی دارد و کتابهای راهنمای بازدید از این سایت را برای مشتریان امضا می کند و به آنها می فروشد. برآورد شده است که این مجموعه که از سه سالن مجزا تشکیل شده است حاوی بیش از ۷۰۰۰ سرباز، ۱۳۰ کالسکه نظامی و ۵۲۰ اسب باشد. البته تعدادی از آنها به سبب آوار شدن سقف قسمتهایی از سایت شکسته و از بین رفته است ولی باستان شناسان هم اکنون نیز با استفاده از تکنولوژیهای روز مشغول مرمت آنها هستند.
 این مجموعه در نزدیک مقبره پادشاه چین شی هوانگ، بنیانگذار سلسله چین(۲۲۰ پیش از میلاد) واقع شده است و گفته می شود که پادشاه این لشگر سفالی را برای حفاظت و نگهبانی از خود در جهان پس از مرگ، در نزدیک مقبره خود آماده کرده است.  طبق شواهد به دست آمده هر یک از سربازان سفالی چهره متفاوتی دارند و در سه لباس مختلف که نمایش درجه نظامی آنهاست ساخته شده اند. گفته شده که همه این مجسمه ها رنگامیزی شده بودند اما به محض اینکه در معرض جریان هوا قرار گرفتند رنگها ناپدید شدند. موزه بسیار جالبی در این مجموعه قرار دارد که مرور کوتاهی بر تاریخ چین دارد و نمونه های منحصر به فردی از سربازان، ژنرالها ، ارابه ها و اسبهای سفالی در آن به نمایش گذاشته شده اند. برای بازدید از این مجموعه حداقل ۲ ساعت زمان نیاز دارید. برای اطلاعات جامع تر اینجا را کلیک کنید. برای بازدید از محوطه مقبره پادشاه باید سوار اتوبوسهایی بشوید که به این منظور در این محل وجود دارند. تقریبا بعد از ۱۰ دقیقه ، اتوبوس شما را در ورودی محوطه پیاده می کند. گفته می شود که مقبره پادشاه چین شی هوانگ بزرگترین محوطه مقبره ای جهان است. تپه ای با ارتفاع ۷۶ متر در مرکز این محوطه قرار دارد که گفته می شود مقبره پادشاه که به شکل هرم ساخته شده است در زیر آن قرار گرفته است. برای ساخت این مقبره ۳۸ سال زمان توسط ۷۰۰۰۰۰ نفر صرف شده است. هنوز هیچ حفاری باستانشناسی بر روی این مقبره انجام نشده است اما تصاویر هوایی و تصاویری که به کمک اشعه ایکس برداشته شده حاکی از منطقه باستانی وسیعی دارد. دولت چین تصمیم گرفته است تا قبل از اینکه به تکنولوژی کافی برای حفظ و حراست از این مقبره دست نیافته است، هیچ گونه حفاری را بر روی آن انجام ندهد. بر طبق متون باستانی تابوت پادشاه به همراه مقادیر عظیمی از طلا و جواهرات درون مقبره‌ای قرار دارد که سقف آن سراسر با ستارگانی از جواهرات پوشیده شده‌است و اطراف تابوت ماکتی عظیم از نقشه چین طراحی و ساخته شده‌است؛ به این صورت که رودهایی از جنس جیوه در میان کوه‌ها جاری اند. در متون باستانی آمده‌است که کارگران زنده درون مقبره محبوس شدند تا کسی از جای مقبره مطلع نشود. برای بازدید از این محوطه یکساعت اختصاص دهید. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.
 بعد از صرف نهار راهنما ما را به هتل رساند. بعد از اندکی استراحت تصمیم گرفتیم از دیوار دور شهر بازدید کنیم. بلیط بازدید از دیوار ۵۴ یوان است. این دیوار۱۴ کیلومتری که در سال ۱۳۷۰ و در زمان سلسله Ming احداث شده، ۱۲ متر ارتفاع دارد و عرض آن در بالای دیوار بین ۱۲ تا ۱۴ متر است. امکان دوچرخه سواری دور تا دور دیوار وجود دارد که حدودا یک ساعت و نیم زمان نیاز دارد. در خارج دیوار خندق بزرگی هست که اکنون در آن قایق سواری می کنند.

  البته ما هیچ کدام از این دو کار را انجام ندادیم و بلافاصله به سمت میدان اصلی شهر که میدان Bell Tower نام دارد حرکت کردیم. نورپردازی این میدان در شبها دیدنی است.
 محله مسلمانها که خیابان-پیاده رو بسیار معروفی در شهر شیان است قطعا نه تنها یکی از دیدنی های شیان بلکه کشور چین است. خیابانی که پر است از مغازه های کوچک و بزرگ مواد خوردنی، از سیرابی و کباب گوسفند گرفته تا هشت پا و بستنی و انواع شیرینی جات مختلف. مغازه ها با نورپردازی خیره کننده و فروشندگانی که با انواع ادا و اصول مختلف عابران را تشویق به امتحان کردن خوراکی هایشان می کنند محیط بسیار مفرحی  ایجاد کرده است.مقاومت کردن در مقابل این حجم تبلیغات خوشمزه عملا بی فایده است و حتما باید امتحان کنید. انصافا هم بیشتر غذاها خوشمزه هستند. در مغازه هایی که خشکبار می فروشند حتما نظرتان به گردوهای بسیار درشت و همچنین عناب هایی که هر کدام به اندازه گردو هستند جلب خواهد شد. بگذریم از اینکه نه گردوها مزه گردو دارند و نه عناب مزه عناب!  واقعا دل کندن از این همه انرژی که در این خیابان وجود دارد سخت است. توصیه می کنم که حتما برای این خیابان ۲-۳ ساعت زمان بگذارید.
روز دوازدهم، هفتم خرداد:

 کوهستان Huashan یکی از کوهستانهای مقدس چین می باشد که در ۱۳۰ کیلومتری شرق شهر شیان واقع شده است. ما برای رسیدن به این منطقه از قطارهای سریع السیر استفاده کردیم. بهای بلیط تا ایستگاه مورد نظر فقط ۹ دلار بود. این قطار با سرعت ۳۰۰ کیلومتر در ساعت حرکت می کند. از ایستگاه قطار با اتوبوس تا ورودی سایت رفتیم. جالب این بود که مردم به شکل عجیبی تمایل داشتند که به ما کمک کنند تا مسیر را پیدا کنیم. حتی یک بار خانم مسنی مقدار زیادی راه آمد تا مسیر را به ما نشان بدهد. این مجموعه دارای چند مسیر متفاوت است و با توجه به اینکه شما کدام مسیر را انتخاب می کنید باید بلیط مناسب را هم خریداری کنید. بلیط ورودی منطقه ۱۶۰ یوان، تله کابینها ۲۲۰ یوان و ۶۰ یوان هم برای اتوبوس پرداخت کردیم.  ما تصمیم گرفتیم که با یک تله کابین تا نزدیک قله شمالی برویم و پس از عبور از قلل شرقی و جنوبی، با تله کابین از قله غربی برگردیم. ابتدا سوار اتوبوس شدیم وحدودا ۲۰ دقیقه از لابه لای کوههای صخره ای که درختان از شکاف آنها آویزان بودند عبور کردیم. هوا کمی بارانی و مه آلود بود که به تله کابین رسیدیم. تقریبا بعد از ۱۵ دقیقه تله کابین سواری و عبور از میان مه به ایستگاه نزدیک قله غربی رسیدیم.

 عمدتا مسیرهای راهپیمایی، بر روی صخره ها بسیار باریک و در برخی جاها ترسناک است. تعدادی از مسیرهای ویژه هم وجود دارند که در اجاره شرکتهایی است که فعالیت ماجراجویی دارند. مثلا افراد را با حمایت سیم کابلی و کارابین از روی یک تخته باریک که به صخره وصل شده عبور می دهند. متاسفانه به علت مه آلود بودن هوا این فعالیت ها تعطیل بود.
 خوشبختانه وقتی به بالای قله غربی رسیدیم مه فروکش کرده بود و منظره وهن انگیز کوهستان هوآشان نمایان شد. کوههای صخره ای بلند که در برخی جاها با درختان پوشیده شده است. در برخی از قسمتهایی که میان صخره ها قرار داشت هنوز مه گیر کرده بود که خود به جنبه توهمی منظره افزوده بود. این منظره  در بسیاری از نقاشی های کلاسیک چینی به کرات تکرار شده است و به چشم بسیار آشناست. در برخی از قسمتهای مسیر کافه هایی وجود دارد که خوراکی می فروشند. در طول مسیر چند معبد وجود دارد و خلاصه اینکه برای بازدید از چهار قله باید بیش از ۴۰۰۰ پله را بالا و پایین بروید.
نهایتا ما از ایستگاه تله کابین قله غربی برگشتیم. نکته جالب این بود که در مسیر برگشت و هنگامی که سوار بر تله کابین بودیم، متوجه شدیم که دیواره های صخره ای این کوه بسیار مرتفع است و به همین جهت یکی از قطبهای سنگنوردی کشور چین است. کوهستان هوآشان از مناطق بسیار زیبایی است که سفر به آن واجب است و قطعا برای بازدید از آن باید بیش از ۶ ساعت وقت بگذارید. ما بلافاصله  به ایستگاه راه آهن برگشتیم و با همان قطار سریع السیر خودمان را به شیان رساندیم. برای خوردن شام هیج جا را بهتر از محله مسلمانها پیدا نکردیم و به همین بهانه ساعتی را در این خیابان سپری کردیم.

روز سیزدهم، هشتم خرداد:

بعد از خوردن صبحانه با تاکسی خودمان را به یک بنای قدیمی ۸ طبقه مدور به ارتفاع حدود ۶۴ متر که Giant Wild Goose Pagoda نام دارد رساندیم. این بنا در دوره Tang در سال ۶۵۲ میلادی ساخته شده است. از فراز این ساختمان می توان همه شهر شیان را به راحتی دید. در محوطه اطراف آن معبد Da Ci’en واقع شده که یکی از بزرگترین معابد دوره تانگ است. اکنون بیشتر ساختمانهای این معبد کاربری موزه پیدا کرده اند.. برای بازدید از این مجموعه یک ساعت زمان نیاز است و ورودیه آن۴۰ یوان است.
 سپس به هتل برگشتیم و به سمت ایستگاه راه آهن به راه افتادیم. مقصد بعدی ما شهر پکن بود. قیمت بلیط سریع السیر تا پکن نفری ۸۲ دلار بود. این قطار مسیر ۱۰۰۰ کیلومتری شیان تا پکن را کمی کمتر از ۴ ساعت طی کرد.
 قطار با سرعت از سرزمین پهناور چین عبور می کرد. به جرات می توانم بگویم تقریبا زمین بلااستفاده ای را در طول این مسیر ندیدم. یا زمینها کشاورزی بودند یا صنعتی و یا شهری. در میان مسیر از روی رودخانه زرد که واقعا رنگش زرد بود هم گذر کردیم.
 هنگامی که به شهر پکن وارد شدیم هنوز تا زمان پرواز هواپیما بیش از ۴ ساعت زمان داشتیم و با توجه به فاصله طولانی ایستگاه راه آهن تا فرودگاه تصمیم گرفتیم تا از تاکسی استفاده کنیم. یکساعت بعد در فرودگاه بودیم و در ساعت مقرر سوار هواپیما شویم و به کشور خود برگشتیم. نکته جالب این است که Free shop فرودگاه بعد از ساعت ۹ شب تقریبا تعطیل است. لذا اگر در برنامه ریزی خود، خرید از فرودگاه را گنجانده اید بهتر است روی آن حساب نکنید.

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

www.kanoonirangardan.ir

Share

نظر بدهید

آدرس ایمیلتان منتشر نمیشودگزینه های الزامی ستاره دار شده اند *

*

برو بالا !